﻿WEBVTT

00:00.108 --> 00:05.692
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:09.071 --> 00:13.812
او محبوب من هست

00:15.115 --> 00:18.764
مناسب پادشاه گوگوري
مناسب پادشاهي جوشين

00:18.965 --> 00:21.016
اجازه بده من با او بروم

00:21.266 --> 00:25.173
چشمان تو هيچ او را نمي بيند دوباره
تو هيچ صداي او را نمي شنوي دوباره

00:25.374 --> 00:27.709
کارت رهايي مردان بي گناه هست

00:28.043 --> 00:33.146
اين مردان به زودي زندگي اشان را از دست مي دهند
انها را بايد بعد از غروب افتاب رها کني

00:36.869 --> 00:39.318
من نمي توانم اين را فراموش کنم

00:41.570 --> 00:43.070
بيا بيرون

00:44.435 --> 00:46.957
شتاب کن-شتاب کن

00:47.503 --> 00:53.617
انها گفتند الدر جول نو هيوک گا ا -مردها را رسانده و زندان را در هم شکسته هست

00:53.930 --> 00:58.051
اين جنگ را اول پادشاه شروع کرده هست

01:00.444 --> 01:06.020
اگر من اعزام کنم سواره نظام را-پسرهاي گوگوري خونشان ريخته مي شود

01:06.221 --> 01:10.959
تنها گروه دوم و سوم از پادشاه حراست کنند

02:04.060 --> 02:08.123
من نمي روم به جول نو
من مي روم به قلعه ي گوکناه

02:08.424 --> 02:13.802
تو گفتي که مي خواهي با اين شمشير خونش را بريزي-يا نه؟

02:17.367 --> 02:19.318
ان بايد تله باشد

02:21.008 --> 02:26.751
شاهزاده دام دوک توانا نيست فردا افتاب را ببيند

02:27.110 --> 02:32.626
تحويل دهيد شاهزاده را
من بايد خون پسرم را تلافي کنم

02:42.106 --> 02:48.193
قسمت نهم

03:10.926 --> 03:17.998
سه الدر انجمن جنگ را نگه داشت اند با بدن پسرهايشان در جلوي تخت.

03:19.114 --> 03:22.760
سلحشوران سواره نظام از جنگ سر باز مي زنند

03:23.271 --> 03:26.084
و انها گفتند به بعضي چيز ها علاقه دارند

03:27.264 --> 03:30.116
نگهبانان سلطنتي از شاهزاده و پادشاه حراست مي کنند

03:30.417 --> 03:34.227
اما سلحشوران از قوم گوگوري حراست مي کنند

03:34.935 --> 03:37.432
و شاهزاده؟

03:38.207 --> 03:41.789
او گفت با زندانيها گريخته هست

03:42.187 --> 03:47.052
قصدتان اين هست که سربازها را جمع کنيد و به قلعه ي گوکناه باز گردانيد

03:47.386 --> 03:51.574
او مي خواهد از پدرش حراست کند

03:58.460 --> 04:03.621
وجود ندارد کسي در قلعه ي گوکناه که از پادشاه پشتيباني کند

04:03.974 --> 04:08.111
هيچ کسي خونش ريخته نشده براي اين مرگ

04:08.623 --> 04:14.550
تونگفته بودي قبل از اين به من....
چه تو مي خواهي بيرون اين

04:16.049 --> 04:19.089
بايد به خاطر ان باشد که من نمي توانم بعضي چيزها را به تو بدهم؟

04:19.290 --> 04:22.618
من قبلا به تو گفته ام

04:23.369 --> 04:31.256
تنها ارزوي ما خدمت به پادشاه جوشين هست

04:31.430 --> 04:35.055
اما چطور سودي براي تو دارد؟

04:35.345 --> 04:40.658
زماني که لرد هو گا ا پادشاه جوشين و گوگوري بشود

04:40.983 --> 04:45.026
چطور سودي به تو دارد-لرد يون؟

04:45.305 --> 04:49.161
تو مي داني چه وظيفه ي تو هست براي اين پدر

04:49.426 --> 04:54.540
ما مي دانيم چه وظيفه ي براي واچون داريم

04:56.437 --> 05:03.929
فردا صبح -پادشاه جديد در گوگوري حکمراني مي کند
00:05:24,149 --> 00:05:26,798
کاخ سلطنتي در قلعه ي گوکناه

06:22.831 --> 06:26.610
حراست کنيد از پادشاه-نگهبانها ايستاده اند

07:13.779 --> 07:18.744
ستوان -من معبد سلطنتي را گرفتم-نگهبانها ايستاده اند تا من باز گردم

07:18.945 --> 07:21.226
بله -ستوان

08:10.400 --> 08:15.351
سرورم
ما اسکرت مي کنيم شما را تا معبد سلطنتي

08:21.441 --> 08:26.003
باز کن در را-ستوان-باز کن در را

08:29.371 --> 08:32.619
سپر-سپر را اماده کنيد

10:20.559 --> 10:28.291
معبد سلطنتي

10:28.852 --> 10:29.946
چه درباره ي تو

10:30.147 --> 10:34.769
اين معبد سلطنتي
تنها خونهاي سلطنتي مي توانند وارد بشوند

10:34.962 --> 10:39.404
وارد شوند اين تصديق کننده ها کساني که کلمه هاي اسماني را شنيدند

10:39.680 --> 10:42.498
لطفا حفاظت کنيد از سرورمان

10:56.069 --> 10:58.881
ستوان....
چيه؟

10:59.082 --> 11:01.497
تو خون ريختي

11:07.796 --> 11:13.543
من مي شناسم تو را -تو دوست بچگي پسر من هستي

11:20.528 --> 11:26.086
تو نجات دادي من را زماني که خونم مسموم شده بود

11:26.501 --> 11:30.490
و تو اينجا هستي تا من را دوباره نجات بدهي

11:30.650 --> 11:36.214
ان دليلش هست که من امدم-ان ارزوي من هست از شما حراست کنم

11:36.505 --> 11:38.589
و.....

11:40.028 --> 11:43.122
من اسکرت مي کنم شما را به بيرون

11:44.551 --> 11:46.423
بيرون؟

11:47.718 --> 11:51.580
بيرو...بيرون کاخ من هست

11:51.779 --> 11:55.526
شاهزاده منتظر تو هستند

11:55.735 --> 11:58.683
ما ترتيب ملاقات را داده ايم

12:02.912 --> 12:07.468
ان چيزي هست که تو گفتي انجام مي دهي؟
من را به او برساني؟

12:07.669 --> 12:10.331
فرار کن؟

12:10.788 --> 12:14.459
نه -ان چيزي نيسن که او به خمن گفت

12:14.909 --> 12:19.009
مردهاي بيرون نه تنها شاهزاده را مي خواهند-اما انها در پي زندگي سرورم هستند

12:19.227 --> 12:22.500
شما نبايد اينجا بمانيد سرورم-

12:24.777 --> 12:29.924
فرار مي کنيد و زندگي اتان را نجات مي دهيد؟

12:31.943 --> 12:34.565
ان چيزي هست که من مي خواهم براي تو انجام بدهم

12:34.766 --> 12:40.511
من مي خواهم شما کاخ را ترک کنيد و در خوشحالي زندگي کنيد

12:42.506 --> 12:46.807
فرار کنم و زندگي شادي با تو داشته باشم؟

12:47.108 --> 12:51.197
تو ايمن نيستي در قلعه ي گوکناه

12:51.930 --> 12:55.148
ان همچنين اينجا کثيف هست

12:56.520 --> 13:01.561
من هر دوي شما را اسکرت مي کنم تا اينجا را ترک کنيد

13:06.202 --> 13:10.619
من ارزو دارم با تو راضي باشم

13:11.599 --> 13:17.192
هر کجا من شما را با همديگه ديدم-قلب من خوشحال خواهد بود

13:17.869 --> 13:22.343
اگر تنها شما دو اينجا را ترک کنيد و در خوشحالي زندگي کنيد....

13:22.541 --> 13:26.233
من ارزو دارم ان مورد باشد

13:27.997 --> 13:31.767
ما زماني نداريم
ما بايد کاخ را پس ا ز طلوع خورشيد ترک کنيم

13:32.068 --> 13:36.627
شمشير روحاني پادشاه جومونگ

13:39.428 --> 13:43.707
نگاه -ان شمشير روحاني پادشاه جومونگ هست

13:44.031 --> 13:49.594
در صد سال گذشته-حتي غلاف شمشير هم زنگ نزده هست

13:49.956 --> 13:53.314
اما نگاته کن چطروتيغه هايش هنوز تابان هست

13:55.310 --> 14:00.669
ان متحير کننده نيست؟
مردهاي بيرون سربازان محض نيستند

14:00.885 --> 14:03.787
تو بايد شتاب کني و ....

14:09.829 --> 14:14.124
تو گلدان نقره اي را انجا مي داني؟

14:15.368 --> 14:20.477
انها اينجا اورده شده اند از بايو بي از زمان پادشاه يوري

14:20.758 --> 14:26.011
کوئين يوها خودش ان را ساخته هست

14:26.549 --> 14:29.799
مي تواني تو انها را بريا من بياوري؟

14:48.870 --> 14:51.948
ببخشيد مرا -اندکي صبر کنيد

14:52.149 --> 14:57.730
پسرم..چه کسي زائيده شده زير ستاره ي جوشين.....

14:57.979 --> 15:06.327
نه تو و نه من نمي توانيم اين سر نوشت را
چرا تو اين را انجام دادي سرورم؟

15:06.588 --> 15:08.404
چرا؟

15:08.806 --> 15:13.773
پسرم-دام دوک-نبايد فرار کني

15:14.288 --> 15:17.204
او نمي تواند

15:17.674 --> 15:19.855
اندکي...

15:20.056 --> 15:25.978
ببخشيد من جدا کردم او را از شما....

15:27.213 --> 15:31.025
ببخشيد...ببخشيد مرا

15:54.632 --> 15:58.142
سرورم
شمشير

15:58.443 --> 16:04.726
بده ان را به شاهزاده....
شمشير روحاني پادشاه جو مونگ

16:12.579 --> 16:15.249
شاهزاده گفت....

16:15.422 --> 16:20.222
اگر او بخواهد مرگم را تلافي کند.....

16:20.545 --> 16:27.093
مناسب پادشاه جوشين مي شود....

16:28.889 --> 16:33.163
تو بيايد اين پيام را بريا او بخواني....

16:37.865 --> 16:40.260
سرورم

16:40.546 --> 16:44.369
سرورم
سرورم

16:44.740 --> 16:47.367
سرورم

16:47.769 --> 16:50.474
سرورم

17:29.484 --> 17:33.789
ان کي بود؟چه کسي اين کار را کرد؟

17:34.829 --> 17:37.724
ان لرد يون بود؟

17:38.144 --> 17:40.206
صحبت کن

17:41.185 --> 17:46.375
خوب -نگو به من

17:47.168 --> 17:52.035
من مي کشم تو را اول و از روحت مي پرسم

17:53.315 --> 17:56.052
نمي گويي به من

18:30.284 --> 18:33.257
برويم

18:35.132 --> 18:42.624
او مُرده و تو وظيفه ات را انجام دادي

18:45.460 --> 18:47.883
ان نبودم من....

18:48.611 --> 18:50.364
من نه....

18:50.565 --> 18:56.991
تو وظيفه ي سختت را انجام دادي

19:08.299 --> 19:12.889
نه..ان من نبودم....

19:14.690 --> 19:20.580
نه..ان من نبودم

19:25.117 --> 19:29.586
ان من نبودم-من نبودم

20:54.292 --> 20:58.565
گام دونگ
سوجين....

20:58.876 --> 21:04.257
چه اتفاقي افتاده هست؟سرورم کجاست؟

21:18.491 --> 21:21.634
غلاف کن شمشيرت را

21:33.871 --> 21:39.917
ستوان..کجاست..سرورم کجاست؟

21:50.044 --> 21:53.170
بايد بروم شاهزاده

21:53.353 --> 21:58.154
من بايد پيام سرورم را نطق کنم

21:58.444 --> 22:01.438
او به قلعه ي دا جا را رفته

22:02.832 --> 22:04.657
شاهزاده....

22:05.182 --> 22:07.646
سوجين....

22:08.249 --> 22:12.595
گام دونگ-چه اتفاقي براي تو افتاده هست؟

22:13.086 --> 22:16.379
من بعضي چيزها انجام دادم
من بايد به قلعه ي دا جا بروم

22:16.523 --> 22:19.945
من بايد شاهزاده را ملاقات کنم
نه-سوجين

22:20.199 --> 22:24.361
مردم گو مال نمي توانند درتاريخ گوگوري دخالت کنند

22:25.313 --> 22:30.331
پس بمان بيرورن اينجا -اقا

22:30.722 --> 22:33.084
من مي روم

22:36.040 --> 22:38.183
اجازه بده شتاب کنيم

22:52.904 --> 22:55.115
سوجين

22:55.941 --> 22:58.191
چه اگر تو اسير شوي؟

22:58.353 --> 23:03.766
زيرا تو فرار کرده اي از زندان-تو اعدام مي شوي

23:04.024 --> 23:09.450
من بي فايده ام و کسي نبايد از من حراست کند....پس....

23:09.639 --> 23:12.633
حراست کن از من

23:17.892 --> 23:19.776
اهسته....
00:23:20,462 --> 00:23:23,527
گام دونگ را بگيريد و به روستا بياوريد
بله -اقا

23:23.735 --> 23:27.347
و تو ان را شنيدي؟
من مي روم تا از شاگردم حراست کنم

23:27.548 --> 23:33.127
من دخالت نمي کنم در تاريخ گوگوري-من ترک مي کنم حالا
مواظبت کنيد از گام دونگ

23:33.408 --> 23:35.583
سوجين

23:40.339 --> 23:41.888
وجود دارد چيزي که بگويم

23:42.189 --> 23:46.570
اگر تو مي خواهي پادشاه بشوي-اشاره کن به شمشير پادشاه

23:46.719 --> 23:51.051
اما بعضي چيزها ي نادرست هست اينجا.....
هو گا ا از فاميل يون.....

23:51.262 --> 23:56.705
پادشاه جو شين شريک شده با واچون کسي که پادشاه  گوگوري را کشت

23:56.995 --> 24:00.250
بعضي چيز ها مسلما اشتباه هست

24:00.411 --> 24:05.463
من در شگفتم چه تماسي دارند؟
اقا

24:05.651 --> 24:10.846
اجازه بده شتاب کنيم-ما بايد سينه خيز برويم اينجا
خيلي خوب

24:11.047 --> 24:13.916
برويم

24:36.194 --> 24:38.673
قلعه ي دا ا جا

24:39.750 --> 24:42.636
چي؟
چه رابطه اي؟

24:43.672 --> 24:49.449
من شاهزاده دام دوک هستم
باز کنيد دروازه ها را و اجازه دهيد وارد شوم

24:49.853 --> 24:55.398
اجازه دهيد وارد شوم-دشمن نزديک هست
باز کنيد دروازه ها را

25:07.897 --> 25:12.415
تو گفتي تو شاهزاده دام دوک هستي؟

25:12.694 --> 25:16.360
باز کنيد دروازه ها را و اجازه دهيد داخل شوم-تو مي تاواني ان را بعدا تصديق کني

25:16.717 --> 25:20.311
لطفا سلاح هايتان را پايين بگذاريد

25:21.866 --> 25:26.660
به دوستانت بگو سلاحشان را پايين بگذارند

25:28.544 --> 25:32.666
تو..تو شنيدي من گفتم من شاهزاده دام دوک هستم؟

25:32.887 --> 25:39.273
من فرماندار داا جا هستم
گفتم سلاحتان را به دور بگذاريد

25:53.488 --> 25:58.821
چه شده ؟چرا انها اين کار را مي کنند؟
ان روشن نيست ؟

25:59.075 --> 26:04.451
ما سلحشوران گوگوري هستيم
ما نمي توانيم سلاحمان را زمين بگذاريم

26:04.628 --> 26:07.412
کدام قوم به تو خدمت مي کنند؟

26:08.593 --> 26:12.650
سرورم...
سرورم

26:12.972 --> 26:18.148
من چوجو دو هستم
شما من را به خاطر داريد؟

26:18.525 --> 26:22.084
تو رهنماي چهار گوشه ي قوم ما بودي

26:22.285 --> 26:26.497
ارامگاه الهي و چهار الدر

26:26.755 --> 26:33.556
هر که شما را ببيند بايد شما را به تصرف در بياورد و شما را خلع سلاح کند

26:33.850 --> 26:39.362
فرمانده تنها از دستور اطاعت مي کند

26:39.649 --> 26:43.308
تو مي فهمي؟

26:51.632 --> 26:54.423
انها اقامت مي کنند دور از تير راس

26:54.700 --> 26:58.165
مردها شما را تا گرداگرد اينجا به نظرم تعقيب کرده اند

26:58.395 --> 27:00.955
همه گفتند از اسبهايشان پياده شده اند

27:01.312 --> 27:04.257
ما سواره نظام با اسب داريم

27:13.592 --> 27:18.025
اين کمان را زماني که من سيزده ساله بودم پادشاه به من داد

27:37.068 --> 27:41.150
تو هنوز ترس داري از من-فرماندار گا ا جا؟

27:42.229 --> 27:44.728
باز کنيد دروازه ها را

27:45.045 --> 27:50.300
سعي نکنيد حيله بزنيد-سرورم

27:50.622 --> 27:55.028
تو بايد مردان پنهاني در راه داشته باشي

27:56.432 --> 28:01.997
انجا-تو بيشتر مردانت پنهان هستند انجا يا نه؟

28:02.279 --> 28:06.857
شما مي خواهيد به فرماندار حيله بزنيد با باز کردن درها

28:07.058 --> 28:10.985
و تشسخير کنيد اين قلعه را

28:40.340 --> 28:45.594
سربازان دا ا جا....
کمانها به جلو....

28:59.529 --> 29:03.241
پدر من هوش زيادي در گوگوري داشت.....

29:03.553 --> 29:06.992
قبلا به طول دادن قلعه ي دا ا جا رسيده بود

29:08.913 --> 29:13.369
ان مناسب نيست پادشاهي با هوش و برتر از دليري؟

29:13.638 --> 29:20.964
قلعه ي دا ا جا اجازه ي دخول نمي دهد
ما بايستي منتظر بمانيم تا ان بيايد عقب؟

29:23.867 --> 29:28.029
ما شروع کرديم اين را و نمي خواهيم منتظر بمانيم

29:43.456 --> 29:46.485
انها پرتاب مب کنند به خاطر شاهزاده؟

29:46.685 --> 29:50.510
من گفتم به شما تحت تاثير حيله ي انها قرار نگيريد

30:01.236 --> 30:04.105
سرورم
سرورم

30:07.228 --> 30:09.695
سرورم

30:27.078 --> 30:30.077
چي؟چي شده؟

30:30.459 --> 30:33.795
خوب-منئمنظورم.....

30:34.232 --> 30:36.880
تو گفتي انها با اين مردان بودند

30:52.277 --> 30:55.452
ان قلعه ي دا ا جا هست
قلعه ي دا ا جا؟

31:01.319 --> 31:05.369
چرا ما صبر کرده ايم؟
هي خانمها

31:06.193 --> 31:08.710
ما در حال رفتنيم

31:26.657 --> 31:27.894
صبر کنيد

31:27.995 --> 31:31.427
چي؟
متوقف کنيد پيغام اور را

31:31.883 --> 31:33.661
بله اقا

32:09.520 --> 32:11.371
اجازه بده اين را متوقف کنيم

32:11.672 --> 32:15.743
بس کنيم چي را؟
فقط بکشيد من را و ببريدم

32:18.397 --> 32:20.165
ان دير شده براي اين کار

32:20.359 --> 32:25.967
چکار مي کني؟سرورم
چرا شما مثل سگ صحبت مي کنيد؟

32:26.682 --> 32:29.088
انها به نظرم صورت من داشتند

32:29.289 --> 32:33.812
من فکر نمي کنم انها به من بپيوندند
من دهانم را براي هميشه مي بندم

32:36.755 --> 32:40.076
هو گا ا....
صحبت کن

32:40.555 --> 32:48.166
من گوش مي کنم-مادر من را دام دوک کشت

32:48.472 --> 32:53.378
ان انجام داد-ان را تلافي کن

32:54.124 --> 32:58.280
اگر تو جنگجوي صادق گوگوري هستي
پس ان را خودت انجام بده

32:58.559 --> 33:02.155
چي؟تو نمي داني؟
چطور خودت بجنگي؟

33:02.356 --> 33:04.960
سرورم
دخالت نکن

33:05.827 --> 33:09.740
تو گفتي که زندگي ات را براي من مي دهي

33:30.758 --> 33:32.881
اين پيکار من هست

33:33.182 --> 33:35.978
کسي دخالت نکند

33:41.941 --> 33:44.237
سرورم

34:54.376 --> 34:58.973
اينها
خاموس-بمان....بمان

35:29.727 --> 35:32.891
من پيروي کنم از ايشان؟

35:37.139 --> 35:39.654
ساکت

35:46.340 --> 35:48.583
او گفت بس کنيد

35:50.496 --> 35:53.445
گفت ساکت

35:56.522 --> 35:59.417
ان زهر هست -تو مي داني؟

35:59.638 --> 36:03.596
اگر من زخم بزنم دست من مواظبت مي کند از ارتعاش

36:19.312 --> 36:21.631
چرا تو اينجايي؟چه درباره ي کاخ؟

36:21.832 --> 36:29.338
گاک دان-ستوان گروه سوم-نطق کن اين خبر را از پادشاه

36:30.863 --> 36:33.490
اخرين پيام؟

36:39.107 --> 36:42.682
اين شمشير روحاني پادشاه جومونگ هست

36:43.289 --> 36:48.356
ا خواست از من اين را بريا تو نطق کنم

36:52.084 --> 36:56.778
و...او گفت اين حرفها را براي تو نطق کنم

36:57.032 --> 36:59.571
چه حرفهاي اخري؟

36:59.712 --> 37:05.265
سرورم با من صحبت کرد در اخرين نفسهايش

37:05.489 --> 37:08.207
او مي خواست اين حرفها را براي تو نطق کنم

37:08.494 --> 37:13.589
پادشاه جوشين و اين قوم

37:14.841 --> 37:18.042
او مرده هست؟

37:19.915 --> 37:23.002
چه کسي ؟پدر من؟

37:23.303 --> 37:29.233
او دشمن را تعقيب کرد و به معبد سلطنتي عقب نشيني کرد

37:29.688 --> 37:33.989
او با کاهنه بود....

37:34.232 --> 37:38.390
اما کاهنه سرورم را کشت

37:38.590 --> 37:45.220
کاهنه؟
او ايمان داشت به او-اما او را کشت

37:46.129 --> 37:49.612
او نامش کي ها هست

37:51.921 --> 37:59.295
ان دروغ هست
من با چشمان خودم ديدم که او چطور به او خنجر زد

38:01.025 --> 38:05.456
چه کسي هست؟چه کسي به تو گفته اين چنين دروغي به من بگويي؟

38:07.616 --> 38:12.358
من..من نطق کردم اين پيام را.....

38:12.611 --> 38:16.421
براي پادشاه جوشين

38:17.948 --> 38:22.482
تو شنيدي ان را؟

38:23.673 --> 38:29.289
من وظيفه ام را انجام دادم

38:38.419 --> 38:41.979
نگاه کنيد اينجا را-نگاه کنيد به من

39:06.603 --> 39:11.066
سرورم
حراست کنيد از او

39:49.425 --> 39:53.407
نشانه ي روحاني لاک پشت

40:17.564 --> 40:24.162
زماني که پادشاه جوشين خشم قلبي را احساس کند

40:24.421 --> 40:28.896
نشانه ي روحاني لاک پشت بيدار مي شود

40:29.773 --> 40:33.640
زمان متوقف مي شود

40:34.015 --> 40:40.172
و تنها يکي در حدودش بيدار مي ماند

40:40.858 --> 40:46.838
ان مرد پادشاه جوشين هست

41:53.234 --> 41:58.305
من هفتادو دومين الدر گو مول هستم هيونگ گو-

41:58.669 --> 42:01.985
لاک پشت -اژدهاي ابي -ببر سفيد و سيمرغ....

42:02.186 --> 42:04.677
بيرون مي ايند چهار پادشاه جوشين

42:04.864 --> 42:10.153
وظيفه ي لاک پشت هست پادشاه را اول ملاقات کند

42:10.564 --> 42:16.671
ما نشانه ي روحاني را بريا دو هزار سال نگه داشته ايم

42:17.478 --> 42:22.128
حالا ما پادشاه جوشين را پيدا کرده ايم

42:22.386 --> 42:29.317
ما مردم گو مول نشانه ي لاکپشت را-تعظيم مي کنيم بريا شما

43:12.610 --> 43:17.549
اگر ما سواري کنيم به دره ي هاته مي رسيم
اگر ما سواري به پايين کنيم به قلعه ي دا ا جا مي رسيم

43:18.128 --> 43:21.808
پيغام اور ما دريافت کرده بود پيام سردار قلعه ي دا ا جا

43:21.968 --> 43:24.045
بله -جنرال

43:26.132 --> 43:27.925
ما سواري مي کنيم تا قلعه ي  دا ا جا

44:46.854 --> 44:51.931
اين مرد..اين مرد به من گفت که دروازه ها را باز نکنيد

44:52.205 --> 44:56.215
تو به من گفتي ان مردان در کنار شاهزاده هستند

44:56.485 --> 44:59.103
شاهزاده کجاست؟

44:59.401 --> 45:01.547
او کجاست؟

45:01.931 --> 45:04.531
او رفته هست

45:06.274 --> 45:12.282
زماني که من هوشيار شدم-او رفته بود

45:13.468 --> 45:17.099
او ناپديد شد

45:18.469 --> 45:24.524
هيچ کسي -او را نديده

45:25.412 --> 45:31.555
اما او رفته هست
رفته؟کجا و با کي؟

45:31.858 --> 45:38.323
ان کمتر از ثانيه بود
او درخشان بود و ما چشمانمان را بستيم

45:38.594 --> 45:42.332
او مرتکب شده خونريزي.....

45:42.655 --> 45:45.919
او حتي به زمين نوشت

45:46.341 --> 45:52.933
لطفا بگوييد به من که ان تابان اسماني نبود -لطفا

45:53.278 --> 46:01.635
لطفا نگوييد به من که او پادشاه جوشين هست

46:01.827 --> 46:07.839
مي تواني تو حتي ان را بخواني؟
اين نوشته ي باستاني......

46:08.174 --> 46:15.136
اين مردهاي با وفاي جوشين شکست خوردند درنجات دادن پادشاه

46:15.451 --> 46:21.888
ان چيزي هست که او گفت؟

47:25.368 --> 47:31.648
خواهر بزرگ-تو کسي هستي که قاتل پدر او را ديدي؟

47:33.300 --> 47:36.332
من نبايد درباره ي تو ناراحت باشم-من فکرمي کنم تو داري مي  ميري

47:36.596 --> 47:38.008
من زندگي خوبي داشتم

47:38.209 --> 47:42.363
من انرژي خوردم و دستور دادم پوست اين حرامزاده ها را زنده بکند

47:42.464 --> 47:44.107
ان درست هست

47:44.271 --> 47:46.668
بخور زياد -خواهر بزرگ

47:57.779 --> 48:01.462
هي بيدار شو -خواهر بزرگ

48:01.637 --> 48:04.847
بيدار شو -و خودت را نگه دار

48:05.790 --> 48:11.595
دالبي -تو چه انجام دادي-توي حرامزاده؟

48:12.692 --> 48:14.330
دالبي-دالبي

48:18.204 --> 48:20.285
بخور

48:21.264 --> 48:25.851
تو نمي خوري؟
تو گرسنگي مي دهي خودت را تا بميري؟

48:26.880 --> 48:29.477
من فکر مي کنم که مي روم تا گريه کنم

48:29.709 --> 48:34.547
شوهر من از خنجر مرد-من گرسنگي مي کشم و پيروي مي کنم از او؟

48:35.599 --> 48:40.057
پس چرا تو تا حالا زنده مانده اي؟
تو فقز با من بميري

48:41.134 --> 48:44.603
نه..نه-من منظورم.....

48:44.921 --> 48:49.572
من فقط مي گويم تو نمير-تو بايد زندگي کني

48:57.890 --> 49:04.524
دالبي -پدر من صبح مُرد-من صبحانه خوردم

49:04.736 --> 49:11.248
چرا>زيرا من زندگي داشتم
من مي خواستم زندگي کنم و اين مرگ را تلافي کنم

49:11.568 --> 49:16.979
تو ..تو خوردي همچنين

49:20.855 --> 49:23.403
گريه نکن

49:38.934 --> 49:42.225
تو گفتي ان تابان بود....

49:42.458 --> 49:45.019
بله -خيلي تابان بود

49:45.220 --> 49:48.945
ان انقدر تابان بود که ما نمي توانستيم چشمانمان را باز کنيم

49:49.146 --> 49:54.884
ما نبايد حتي مستقيم فکر کنيم-ان اتفاق انجا افتاد

49:55.046 --> 49:59.906
ان چشمک مي زد-شبيه اين

50:00.159 --> 50:05.192
زماني که ما چشمانمان را باز کرديم-بدنش اراسته بود

50:05.334 --> 50:07.850
تو مي شناسي اين پسرها را که با دام دوک امدند

50:08.051 --> 50:14.648
انها مرتب در يک رديف شبيه اين بودند.....
و کلمه هايشان را در بالا نوشتند

50:14.849 --> 50:18.171
اين مردهاي سلطنتي جوشين.....

50:18.272 --> 50:24.385
شکست خوردند در نجات دادن پادشاه

50:25.508 --> 50:28.647
ما از اين گتيبه رونوشت کرديم

50:30.426 --> 50:34.114
ان هو گا ا پادشاه جوشين هست؟

50:34.388 --> 50:38.756
چرا ان روشنايي و کلمه ها وجود دارند؟

50:38.957 --> 50:43.069
چرا ان گفت که دام دوک پادشاه هست؟

50:45.501 --> 50:47.796
دهان ان.....

50:48.358 --> 50:51.233
تو بايستي احتياط کني

50:52.155 --> 50:56.262
به خاطر اين قوم

50:58.533 --> 51:01.898
براي منظورت

51:02.375 --> 51:05.660
چي؟بله-بله-بله

51:05.899 --> 51:09.667
اما چطور تو مي داني.....

51:09.990 --> 51:14.158
ايمان نداري..

51:14.387 --> 51:20.388
انها روشنايي ديدند....انها...
در هر حال.....

51:21.464 --> 51:26.054
اگر من شايعه اي عجيب در اطراف قلعه ي گوکناه بشنوم...

51:27.992 --> 51:32.816
تو اولين مسئوليت را داري

51:34.600 --> 51:38.200
چي؟صبر کن.....

51:38.591 --> 51:44.719
چطور من مي توانم چيزي را که مردم گفتند کنترل کنم؟
ان دليلش هست که من گفتم وظيفه ي تو هست

51:44.983 --> 51:50.839
تو بايد از اين مردان در دا ا جا مواظبت کني

51:52.081 --> 51:58.301
فرماندار قلعه ي دا ا جا مي خواهد بداند چه او ديده ان شب

52:01.694 --> 52:04.752
چي .....ان؟

52:10.184 --> 52:12.361
اما انجا کتيبه اي وجود دارشت همچنين.....

52:12.554 --> 52:16.687
وجود داشت مردي که در روشنايي با دام دوک نا پديد شد

52:17.006 --> 52:19.193
کتيبه بايد او را ساخته باشد

52:19.336 --> 52:26.596
ببينيد بيرون کي هست-او بايد نگهبان نشانه ي روحاني باشد

52:26.859 --> 52:29.563
تو چه فکر مي کني؟

52:30.070 --> 52:35.265
وجود دارد ديگر کسي وارث پادشاه جوشين؟

52:59.851 --> 53:14.572
سرود....

53:38.571 --> 53:40.382
انها گفتند ان کار شاهزاده هست

53:40.583 --> 53:47.539
شاهزاده پدرش را کشت
او اين مرد را گرفت و به گلويش ضربه زد

53:47.854 --> 53:49.816
اين جديد هست

53:50.017 --> 53:53.644
وزرا مي خواهند تاج را به لرد هو گا ا واگذار کنند

53:53.890 --> 53:58.051
شاهزاده احمقانه رفت و دزديد و کشت پسرهاي الدرها را

53:58.252 --> 54:02.782
و او پادشاه -پدر خودش را هم کشت
او مي خواهد نا شايسته پادشاه شود؟

54:02.983 --> 54:05.177
ان خوشمزگي پادشاه هست؟

54:05.574 --> 54:07.926
چي؟

54:46.308 --> 54:50.310
روستاي گو مول

55:03.529 --> 55:06.701
ما اينجا هستيم

55:18.351 --> 55:22.917
دو هزار سال قبل-لرد وان وونگ به اسمان بازگشت

55:23.118 --> 55:29.822
او نگهبان نشانه ي روحاني لاک پشت و منتظر بازگشت پادشاه بود

55:31.238 --> 55:35.767
ما اينجا هستيم-روستاي گو مول

55:39.176 --> 55:43.453
تو بايستي پياده شوي-انها منتظر تو هستند

56:00.114 --> 56:05.373
شاگردهاي گو مول پادشاه جوشين

56:13.657 --> 56:18.096
.:: @bollbolljan_com ::.

57:10.128 --> 57:12.271
تو پيروز بودي؟

57:12.472 --> 57:17.145
من مي پرسم از تو پيروز شدي در کشتن شاهزاده دام دوک

57:23.310 --> 57:27.888
او قلب من هست
خنجر زدي به من با دستان خودت

57:34.619 --> 57:38.718
تو گفتي صادقانه ارزو داري براي گوگوري امنيت و صلح وصفا؟

57:38.919 --> 57:43.055
تو نبايستي همراه باشي با من در يک موضوع خاص با من؟

57:43.339 --> 57:47.804
کاهنه کي ها ادم کش هست-او يکي از واچون هست

57:52.047 --> 57:54.454
دليل اينکه پادشاه مُرد.....

57:54.655 --> 57:57.512
و شاهزاده فراري هست......

57:57.984 --> 58:03.840
ان هست زيرا تو دو دلي

58:03.844 --> 58:05.630
اگر تواو را ببيني-اين پيام را نطق مي کني

58:05.831 --> 58:07.655
او گفت به ارامگاه نمي ايد

58:07.683 --> 58:11.001
اگر او انجام داده باشد -او زنده نمي ماند

58:11.211 --> 58:19.172
ان هست شمشير او-خنجر زد در قلب مرد

58:19.811 --> 58:22.079
ان درست هست

58:28.365 --> 58:31.677
من بايد ان را خودم ببينم

58:36.270 --> 58:41.408
من او را در اخرين نفسش ديدم
ان هست دليلش که من ايمان دارم به ان

58:57.665 --> 59:01.797
يون ريو الدر خاندان گا ا ريو و صدر اعظم گوگوري.....

59:01.969 --> 59:05.135
من اظهار عقيده مي کنم در بين وزرا

59:05.483 --> 59:08.625
تا ما تحقيقمان را براي مرگ پادشاه تمام کنيم

59:08.898 --> 59:15.366
شاهزاده توانايي ادامه دادن راه او را دارد

59:29.842 --> 59:34.793
من امدمپديرم را ببينم-من شنيدم او اينجا بود

59:36.650 --> 59:40.864
اما من عقب امدم
تو بايستي قلبت را با خودت اورده باشي

59:50.420 --> 59:53.565
تو زنده اي

59:53.932 --> 59:57.380
متشکرم از تو-اسمان

59:58.123 --> 01:00:00.498
پسرم.....

01:00:00.736 --> 01:00:03.218
نگاه کن به من

01:00:03.619 --> 01:00:06.427
نگاه کن درون چشمهايم

01:00:06.716 --> 01:00:10.522
خون سلطنتي در رگهاي من هست

01:00:10.723 --> 01:00:16.368
و ان خون تو هست-تو بدرستي خونت سلطنتي هست

01:00:19.387 --> 01:00:21.699
اين قوم قبلا درون چنگال يون گا ريو افتاده هست

01:00:21.800 --> 01:00:25.164
لطفا به جايي دور برو
و لطفا به اينجا باز نگرد

01:00:25.365 --> 01:00:29.866
اين تنها راه زنده ماندن تو هست