﻿WEBVTT

00:00.100 --> 00:06.564
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:11.177 --> 00:15.595
او به نظر لال هست-اما او ارباب قلعه ي وان مي هست

00:15.835 --> 00:21.068
او حتي بدون نيزه هم نمي تواند بخوابد
تو نمي تواني او را بشکني؟

00:21.716 --> 00:27.040
اينها مردمي هستند که مي خواهند من را ملاقات کنند
مطمئن شو که ناحيه ايمن هست

00:27.789 --> 00:31.646
قسمت 19

00:40.223 --> 00:44.758
من شنيدم تو در چنگ و پيروزي سرورم شرکت داشته اي؟

00:45.242 --> 00:50.119
نام تو سوجين هست؟
من امدم چيزي از تو بپرسم

00:51.172 --> 00:54.163
نشانه ي سيمرغ در تصرف تو هست....

00:54.376 --> 00:57.374
ان زا فاميل "ها "در باکجه در دزديده شده هست-درسته؟

00:57.688 --> 01:01.319
فاميل"ها "در باکجه؟

01:01.679 --> 01:05.785
ان جايي بود که نشانه ي سيمرغ در شب ستاره ي جوشين تابان شد

01:05.953 --> 01:11.957
کساني تمام فاميل تو را کشتند و نشانه ي سيمرغ را دزديدند

01:12.119 --> 01:16.748
ان کار واچون تو بود -درسته؟

01:17.462 --> 01:19.680
سا ريانگ

01:25.124 --> 01:31.722
نشانه ي سيمرغ از فاميل "ها "در باکجه گرفته شده هست؟

01:32.066 --> 01:34.376
بله-ان بود

01:34.516 --> 01:38.289
چرا اين جواب براي تو مهم هست

01:38.490 --> 01:40.914
ان مهم هست

01:41.768 --> 01:45.562
زيرا من اين را دخترم فرض مي کنم

01:47.589 --> 01:53.236
مردمي که پدر ومادر من را کشتند و خانه ي من را اتش زدند...

01:53.530 --> 01:55.504
ان تشکيلات شما بود

01:55.805 --> 02:03.415
مادر و مادر...خانه....
و تو پادشاه و ارباب قبلي را کشتي؟

02:03.716 --> 02:08.351
و تو ارباب جديد شده اي و حالا هم اينجا ايستاده اي

02:08.632 --> 02:11.576
ارباب نمي تواند براي مردي حکم کند

02:11.777 --> 02:18.087
من مي دانم
حتي پادشاه هم نمي تواند براي تو حکم کند

02:18.247 --> 02:23.293
اما چه بايستي ما انجام بدهيسم؟
من مواظبت مي کنم درباره ي جنايت تو

02:24.180 --> 02:29.140
چيزي که من مي خواهم پرداخت مرگ پدر و مادرم هست

03:42.402 --> 03:43.389
کي ها....

05:18.754 --> 05:21.053
چه تو انجام دادي؟

05:21.263 --> 05:24.600
ان را بيرون بده
من گفتم بيرونش بده

05:26.188 --> 05:31.604
من مي توانم اتش را شروع کنم -اما نمي توانم ان را بيرون بدهم

06:52.324 --> 06:57.776
بس کن
لطفا به بچه ي من صدمه نزن

06:59.099 --> 07:01.320
بس کن

08:21.845 --> 08:28.140
کي ها-او خواهر تو هست-و تو خواهر بزرگ او هستي

08:28.360 --> 08:34.329
خواهر بزرگ تر او-تو بايد حراست کني از او و هيچ چيز هم مهم نيست

08:34.573 --> 08:37.521
تو مي تواني ان را انجام بدهي -درست؟

08:49.534 --> 08:52.593
<مادر

10:10.575 --> 10:13.310
سا ريانگ....

10:14.971 --> 10:18.209
سا ريانگ....

10:23.421 --> 10:26.059
او....

10:26.837 --> 10:29.678
خواهر من هست يا نيست؟

11:00.845 --> 11:03.509
کاخ گوکناه

11:13.075 --> 11:18.434
تو همه ي فاملت را دوباره به هم پيونداندي؟
بله- سرورم

11:18.619 --> 11:20.527
جنرال
بله سرورم

11:20.728 --> 11:23.784
خانم تو حامله هست؟
زماني که من عقب امدم ان را داشت از قبل

11:23.885 --> 11:26.168
ان دختر هست

11:26.513 --> 11:32.768
بچه ي جنرال وو سوب بايد دوساله باشد حالا؟بله مال من هستا ان بچه

11:32.944 --> 11:37.245
چرا دو خاندان تو دوباره به هم نپيوستند در اخر ؟اين چهره ي دخترم هست

11:37.440 --> 11:39.147
-تو بي رحمي سرورم
چي؟تو....

11:39.348 --> 11:44.691
ايا ان دختر يا پسر باشد-تو نبايد نکوهش کني ديگران را

11:46.199 --> 11:49.463
سرورم -چه زماني شما براي خيتان ترک مي کنيد؟

11:49.629 --> 11:52.845
ما به زودي ترک مي کنيم

11:54.957 --> 11:58.106
سرورم
من فکر مي کنم بايد سربازان بيشتري جمع کنيم

11:58.307 --> 12:02.054
و زماني که سرازان جديد بيايند داخل ما به صف مي شويم

12:02.255 --> 12:08.627
و زماني که مت به مکان هو گا ا حمله کنيم -ما نمي توانيم خيتان را به زور مسدود کنيم

12:08.828 --> 12:16.578
من راضي هستم زيرا هو گا ا کشتار زيادي کرده هست
خيتان منتظر خونخواهي هست

12:16.779 --> 12:20.159
سپاه تنها از سلحشوران درست شود

12:20.300 --> 12:23.140
انجا سپاه بيشتري وجود ندارد

12:24.375 --> 12:29.443
اما من برنامه ريزي کردم چند صد حمال با خودم ببرم

12:29.751 --> 12:32.943
من مرداني را نياز دارم که حمالهاي خوبي باشند

12:33.247 --> 12:35.385
جنرال

12:35.789 --> 12:41.221
برو و اين را بهمردان بگو
ما نمي رويم با خيتان بجنگيم

12:41.435 --> 12:46.402
ان هدف ما هست تا حد ممکن از جنگ ممانعت کنيم

12:46.896 --> 12:52.999
هر کسي جنگ را بدون توجيح خوبي شروع کند ....

12:53.183 --> 12:58.422
بي درنگ اعدام مي شود
ياد اوري کن اين را دوباره

12:58.623 --> 13:00.654
سرورم

13:01.130 --> 13:07.394
ما تنها به خيتان مي رويم تا حمالي کنيم براي هو گا ا؟

13:07.595 --> 13:15.005
نه-ما به خيتان مي رويم تا به اين برادرهايمان هديه بدهيم

13:16.184 --> 13:19.620
ما زماني براي اضافه شدن نيروها نداريم

13:19.863 --> 13:24.492
ما قبلا بيش از 40/000مرد را بسيج کرده ايم
00:13:24,816 --> 00:13:28,919
اگر ما مردان بيشتري جمع کنيم زنها و پيرمردها بايد به شکار بروند

13:29.195 --> 13:32.796
زماني که ما شروع کنيم حمالها را از قوم هاي اصيل و بازرگانان جمع کنيم./...

13:32.997 --> 13:40.528
تدارکات محدود و ارزشش زياد مي شود
و مردم بايد سختي را تحمل کنيم

13:40.851 --> 13:45.118
ما بايد ترک کنيم و باز گرديم با حمالهاي خوب چون زمان نداريم

13:45.284 --> 13:48.479
اين شرط بندي هست

13:49.613 --> 13:53.776
سرورم تدارکات براي ماموريت جمع مي کنند

13:53.911 --> 13:57.980
لطفا شرکت کنيد دراين امر شايسته

13:58.181 --> 14:03.905
ببخشيد من را براي پرسيدن اين-چه درباره ي پرداخت کردن پول تدارکاتمان؟

14:04.106 --> 14:07.240
قوم به تو هيچ پولي نمي دهد

14:07.441 --> 14:11.298
پس تو ان را مي خواهي ازاد بخري؟

14:11.563 --> 14:20.654
سرورم اظهار کردند به بازرگانها مطابق حقشان نمک بدهيم

14:20.851 --> 14:23.578
نمک؟او گفت نمک؟

14:23.779 --> 14:26.246
-نمک؟
در شمال خيتان.....

14:26.414 --> 14:33.085
پس از اين که از کوهستانت عبور کرديد.....
تو بايد درباره ي زمين نمک شنيده باشي

14:33.282 --> 14:37.614
ان گفت که دريا ان را توسعه داده هست

14:37.840 --> 14:43.794
ما به مکاني ميرويم تا نمک بگيريم و به ديگر کشورها بفروشيم

14:56.124 --> 14:58.986
سرورم پيشنهادشان وسوسه انگيز هست

14:59.110 --> 15:04.915
خاندان بازرگانان اصيل تحريک شده اند

15:05.545 --> 15:09.629
چه تو انجام مي دهي -صدر اعظم؟

15:11.879 --> 15:15.378
تو نمي توانستي نشان بدهي که کمي تدارکات داده اي؟

15:15.579 --> 15:19.960
ما نبايستي درون مرحمت سرورت بيافتيم

15:20.158 --> 15:24.410
اماده کن اسب چابکي و پيام بري

15:24.766 --> 15:27.806
يک پيام براي لرد هو گا ا؟

15:28.867 --> 15:33.203
مادرپسر من اين را قبل از مرگش گفته بود

15:33.417 --> 15:36.367
بر حذر داده بود من را از دانايي مارها

15:36.515 --> 15:38.289
صدر اعظم

15:38.400 --> 15:42.271
من هيچ ندانستم منظورش را

15:42.472 --> 15:48.624
همسر من در حال مردن بود و من به حرفهايش با دقت گوش ندادم

15:48.825 --> 15:50.524
تو خوبي؟

15:50.625 --> 15:55.350
براي او-گوگوري تکه اي کوچک از معما هست

15:55.567 --> 15:59.226
ان همچنين کوچک هست براي جاه طلبي اش

15:59.618 --> 16:01.852
تو صحبت مي کني با سرورم؟

16:02.083 --> 16:10.488
فقط او بدست اورد نشانه ي اژدهاي ابي را-او همه ي زمين را نگاه مي کند....
00:16:10,623 --> 00:16:14,491
وجود ندارد اخي براي زميني که او مي خواهد

16:14.682 --> 16:18.266
او هر زميني مي خواهد به دست مي اورد

16:18.467 --> 16:21.872
هدفش فقط ويراني پسر من نيست

16:22.005 --> 16:29.052
او مي خواهد برود و به 40/000مرد گوگوري طعام بدهد

16:29.509 --> 16:33.112
من او را به اندازه ي کافي نشناختم

16:33.397 --> 16:39.234
من دست کم گرفتم او را
من بايد هو گا ا را نجات بدهم

16:39.457 --> 16:43.126
او نبايد درون حيله ي او بيافتد

16:43.498 --> 16:46.366
هيچ

17:29.317 --> 17:33.095
تو اجازه مي دهي من کمکت کنم؟

17:33.279 --> 17:42.255
ما پيوسته جلسه داشتيم-مگر اينکه تو استراحت کني-ديگران نمي توانند ان را انجام بدهند

17:51.814 --> 17:55.647
اه -ان اسيب زد

17:55.826 --> 18:01.489
ان کافي هست براي امروز
من تو را فردا صبح مي بينم

18:02.297 --> 18:05.981
اه-من خون ازم جاري شده
تو هم خون ازت جاري شده؟

18:06.288 --> 18:10.529
من زخمي نيستم
اما تو هستي....

18:42.412 --> 18:44.576
چه هست ان؟

19:40.230 --> 19:46.012
ان سخت هست
ان سوخته از ميان زره و قفسه ي سينه ات

19:46.456 --> 19:52.753
من نمي دانم چه جور اتشي ان بود-اما او را وسط کاملا سوزاند

19:58.348 --> 20:02.284
تو به خاطر نداري؟

20:02.584 --> 20:07.169
من به خاطر دارم
پس؟

20:07.388 --> 20:12.528
من نبايد خودم را کنترل کنم

20:13.076 --> 20:22.610
اما قطع نظر از چيزي که مي خواهم انجام بدهم-من ناراحتم-مسدود کن اتش را

20:23.068 --> 20:26.491
من حمله مي کشد....

20:29.281 --> 20:32.105
ان شبيه اين -درسته؟

20:33.649 --> 20:38.742
زماني که نگهبان سيمرغ فکر او را از دست بدهد -ان شبيه اين مي شود -درسته؟

20:40.982 --> 20:43.839
پس چه انجام مي دهد اين ميانه؟

20:44.364 --> 20:48.020
ان منظورت هست که من نگهبان سيمرغم

20:49.869 --> 20:51.776
اين احمقانه هست

20:51.977 --> 20:56.363
همچنين....
مي توانم من را پس بدهم؟

20:56.599 --> 21:00.021
مي توانم من بگويم ان را نمي خواهم؟
سوجين...

21:00.282 --> 21:03.687
اجازه بده ان را سعي کنيم دوباره
اجازه بده سعي کنيم مثل اخرين بار

21:03.814 --> 21:07.068
سعي کن ذهنت را از دست بدهي
در جلوي من و با ناراحتي

21:07.260 --> 21:08.878
اجازه بده ان را ببينم

21:09.079 --> 21:15.099
تو گفتي ان افسانه گفته که ان زن کنترلش را از دست داد و لرد وان وونگ را کشت

21:15.200 --> 21:19.896
من نمي دانم
ان يک افسانه ي قديمي هست

21:20.085 --> 21:25.672
من نمي دانم چه زماني من دوباره کنترلم را از دست مي دهم
00:21:25,839 --> 00:21:31,603
من نمي خواهم دوباره جهان را بسوزانم
و چرا.....

21:32.006 --> 21:36.662
و چرا من پادشاه را کشتم؟

21:36.863 --> 21:41.069
کسي نمي داند
سعي کن ان را دوباره

21:41.253 --> 21:44.163
پس من مي توانم بگويم چه فکر مي کنم

21:51.294 --> 21:54.466
براي اخرين بار

21:55.339 --> 21:59.666
اجازه بده من ان را براي اخرين بار ببينم
کي را؟

22:00.565 --> 22:03.968
کسي که مي داند

22:10.685 --> 22:14.754
فقط يک بار

22:25.527 --> 22:28.717
يکي بايستي خوب باشد

22:39.264 --> 22:44.418
من نمي توانم اجازه دهم کسي را براي من بکشي

22:45.178 --> 22:51.387
اگر تو کسي هستي که مي خواهي من را بکشي-تو گريه کن براي زندگي ات

22:53.427 --> 22:59.197
تو غذا دادي به من و قنداقم را عوض کردي زماني که من بچه بودم

22:59.489 --> 23:03.715
همه ي چيزي را که من مي دانم -من از تو مي دانم

23:04.537 --> 23:08.368
من نمي توانم مهرباني ات را با اتاسف جواب بدهم

23:14.164 --> 23:16.743
اقا....

23:20.268 --> 23:22.983
من فکر مي کنم....

23:23.978 --> 23:30.608
من نمي توانم بدهي ام را به تو پس بدهم

23:45.938 --> 23:48.911
دادي به من شکسته-تو؟

24:00.989 --> 24:03.991
ان دختر.....

24:09.586 --> 24:13.409
خانم کي ها -حالا نه
شايد زمانش روزي ديگر باشد...؟

24:13.645 --> 24:16.566
خانم کي ها

24:29.014 --> 24:32.613
تو امدي

24:39.320 --> 24:41.954
در شب ستاره ي جوشين

24:42.155 --> 24:44.598
ان خانه با نور سيمرغ تابان شد....

24:44.799 --> 24:48.516
تو زمان بيشتري به من مي دهي؟

24:48.765 --> 24:54.566
کسي که سفارش کرد همه ي ان فاميل را به قتل برسانم و خانه ها را بسوزانم....

24:54.824 --> 24:57.172
ان تو بودي؟

24:57.481 --> 25:01.421
دختر بچه اي 5ساله اقامت مي کرد در اين خانه ي سوخته....

25:01.681 --> 25:07.555
ان تو بودي که حافظه ي اون رو پاک کردي و تا حالا برده ي خودت کردي؟

25:07.763 --> 25:12.567
تو دوباره حافظه ات را به دست اوردي -من زحمت کشيدم تا ان را از تو پاک کنم -خانم کي ها

25:12.768 --> 25:16.368
تو کسي بودي که پدر و مادر من را کشت؟

25:16.546 --> 25:22.593
و حالا تو من را به خاطر خواهرم مي خواهي بکشي؟

25:24.126 --> 25:29.962
تو گفتي خواهرت؟
بله-خواهرم

25:30.411 --> 25:35.118
خواهرم را مادرم به من سپرد پس از اينکه تو اون رو کشتي

25:35.387 --> 25:41.086
تو کسي هستي که همه چيز را مي داني.....
تو نمي دانستي اين را؟

25:42.260 --> 25:47.350
پس تو نبايد بداني که امروز در دستان من مي ميري

25:52.262 --> 25:57.892
من براي اخرين بار از تو مي پرسم زيرا من نمي خواهم به تو اسيب بزنم

26:09.651 --> 26:11.204
چه هستي تو؟

26:11.405 --> 26:17.786
من الدر قبيله ي اتش هستم از زماني که قدرت اتش از من دزديده شده هست

26:18.044 --> 26:25.058
من همچنين مرد رقت انگيزي هستم که بدنم را با قدرت ان جسم اصلاح کردم

26:25.866 --> 26:30.179
توهم چنين مردي هستي که مادر و پدر من را کشت و من را غلام خودش کرد

26:30.346 --> 26:34.077
تو حافظه ات را از بيست سال قبل به دست اوردي

26:34.203 --> 26:37.345
اما تو هنوز حافظه ات را از دوهزار سال قبل بدست نياورده اي؟

26:37.546 --> 26:40.416
چه کسي مواتظبت کرد درباره ي اين حافظه؟

26:40.612 --> 26:43.628
اول -من خونخواهي مي کنم راي پدر و مادرم

26:43.861 --> 26:46.736
و سپس من به چيزي فکر مي کنم

27:05.096 --> 27:07.872
من به تو قبلا گفته ام

27:08.106 --> 27:11.873
دو هزار سال قبل من قدرت اتش را دزديدم

27:12.041 --> 27:16.600
تو نمي تواني با اتش کسي را بکشي که با اتش زندگي کرده

27:18.859 --> 27:25.499
تو مي داني من چطور زندگي کردم دور از مرگ؟

27:32.485 --> 27:41.004
روزها دراز و ابدي بود و من ازمودم خنجر زدن به قلبم را

27:41.465 --> 27:46.331
و من به تکه اي از قدرت اتش دستبرد زدم

27:46.533 --> 27:49.816
اما اين مجازات من بود

27:50.056 --> 27:54.056
خانم کي ها....
کاجين

27:54.257 --> 28:02.349
به خاطر داري اين را
تو بودي يکي از کاهنه هاي اتش

29:56.044 --> 30:00.146
تو واقعا به کار بردي اتش را؟

30:04.198 --> 30:14.025
اگر چه ما مسلم نمي توانيم-ما همچنين نمي توانيم صبر کنيم تا ان مسلم شود

30:14.216 --> 30:19.739
مطابق افسانه زماني که سيمرغ زاييده شد-ما تنها گرفتيم نشانه را....

30:19.987 --> 30:24.025
و کشتيم نگهبان را براي صلح و صفا در جهان

30:24.312 --> 30:27.895
تو شنيدي ان را قبلا؟

30:34.351 --> 30:39.947
چه کسي به اين بچه کمک کرد مسافرت کند براي اخرين بار؟

30:40.457 --> 30:43.213
هيون جانگ

30:47.197 --> 30:50.882
هيون ام....
من انجام دادم ان را

30:55.330 --> 31:00.703
من هميشه کسي بودم که در روستاي گومال چرکين و کثيف بودم

31:08.324 --> 31:11.384
اما من واقعا ناراحت هستم

31:11.780 --> 31:15.389
چرا تو من را بيرون انداختي؟

31:19.886 --> 31:22.282
خوب.....

31:23.305 --> 31:27.274
مي توانم من اخرين خواهشم را بکنم؟

31:27.902 --> 31:33.430
لطفا ارباب قلعه ي وان مي را نجات بده از اسيب ديدگي کسي که من را ازاد کرد

31:34.493 --> 31:40.579
من احساس بدي دارم براي ترک کردن او

31:40.866 --> 31:44.221
سيمرغ مادر زمين هست

31:44.422 --> 31:50.335
او گفت نمي تواند تاب بياورد ببيند کسي درد و گرسنگي مي کشد

31:50.530 --> 31:56.729
خيلي خوب -ما همه چيز در قدرتمان انجام مي دهيم

31:58.576 --> 32:01.469
عمو.....

32:18.275 --> 32:19.606
مي توانم من ان را انجام بدهم؟

32:26.550 --> 32:28.629
اين چي هست؟

32:28.956 --> 32:32.985
چي؟
اين چي هست که تو پوشيده اي؟

32:35.885 --> 32:38.938
هي-کجا تو مي روي حالا؟

32:56.872 --> 33:02.335
ان شايسته ي اين زمان هست-ترک نکن ان کلاهبردار را براي اخرين بار

33:02.734 --> 33:08.600
تو کجا بودي؟
من ناراحت بودم که در کنارم نبودي

33:13.513 --> 33:18.859
چيزي در روستاي گومال اتفاق افتاده هست؟
همه ي استادان ترک کرده اند ديشب درعجله اينجا را

33:29.154 --> 33:31.546
ان چي هست؟

33:32.181 --> 33:36.666
چي؟
ان عجيب هست زماني که تو ساکت هستي؟

33:37.143 --> 33:40.797
تو مشکلي به دست اورده اي دوباره؟

33:42.024 --> 33:44.619
صبر کن

33:50.006 --> 33:55.469
لحظه اي صبر کن
من احتياج دارم فکر کنم

34:13.691 --> 34:17.981
تو گريه مي کني؟

34:20.761 --> 34:25.378
دختر نادان-تو نمي تواني پادشاه را از پشت سر قاپ بزني

34:42.640 --> 34:46.287
اجازه بده من صورتت را ببينم

34:48.206 --> 34:51.631
من بايد هنوز مست باشم

34:51.992 --> 34:56.009
انها گفتند به من که اين شراب تو را گريان مي سازد-و ان بايد درست باشد

34:58.473 --> 35:00.977
من....

35:01.278 --> 35:04.656
من امدم اين را به تو باز گردانم

35:05.000 --> 35:10.394
تو اين را پرهيز مي کني از من -اما هيچ درباره اش نمي پرسي
من را با من داشتم

35:12.521 --> 35:16.737
من مواظب بودم ان نشکند زماني که من مي جنگم

35:16.985 --> 35:18.609
ان در شرايط کامل هست-درست؟

35:31.021 --> 35:35.729
من همشه دوست داشتم اين را از کسي بشنوم

35:36.083 --> 35:39.689
ان من کمي زيبا هستم....

35:40.640 --> 35:47.259
اين دليلش هست که من چرا اين را پوشيدم
من فکر مي کنم در ان زيبايم

35:47.811 --> 35:52.763
زيرا من به خاطر اوردم اين را.....

35:57.662 --> 36:02.260
چطور شرمسار
من مي روم حالا

36:03.212 --> 36:07.586
به خاطر اوردي چي را؟
گفتنش شايسته هست

36:09.403 --> 36:12.005
چطور شحص مستي مي تواند شايسته صحبت کند؟

36:20.201 --> 36:22.584
تو هميشه زيبا بودي

36:24.508 --> 36:28.073
قطع نظر از اين لباسها-تو هميشه زيبا بودي

36:28.274 --> 36:29.590
خوشحالي؟

36:30.651 --> 36:33.171
تو نمي تواني ان را پس بگيري --درسته؟

36:34.501 --> 36:36.055
من نمي توانم چيزي شبيه اين را بعدا بگويم

36:39.813 --> 36:41.705
من مي روم به راهم حالا

36:46.029 --> 36:47.600
برويم

36:51.311 --> 36:53.005
برويم

36:58.030 --> 37:01.446
بروو بخورو بخواب با ان شراب
ما داموزش مي بينيم فردا

37:01.715 --> 37:07.428
همه ي مردان منتظر تو هستند
خيلي خوب

37:17.214 --> 37:19.418
سرورم

37:19.842 --> 37:24.461
بويايي تو واقعا خوب هست

37:26.102 --> 37:28.360
تو نمي داني ان را يا مي داني؟

38:17.031 --> 38:20.943
تو مضحکي

38:36.631 --> 38:40.221
قرار گاه لرد هو گا ا در صحراي نمک خيتان

38:40.522 --> 38:43.911
قلعه ي گوکناه؟فاميلهاي اصيل قبلا به پادشاه پيوسته اند

38:44.112 --> 38:48.342
منظور تو چي هست؟
انها با ما بودند قبل از اينکه ترک کنم انجا را

38:48.543 --> 38:53.506
انها گفته بودند لرد هو گا رفته از پادشاهي

38:53.894 --> 38:58.262
ان بود پس
من مزدور هستم -من نمي دانستم ان را مسلم

38:58.463 --> 39:03.837
اما لرد يون کارش تمام شد-تو بايستي  مواظب باشي

39:04.121 --> 39:06.240
چي؟
تو نشنيدي؟

39:06.441 --> 39:10.077
سرورم ارباب هوگاا بازگشته اند
من مي دانم -اما....

39:10.278 --> 39:15.369
اگر او باز نگردد او شورشي به حساب مي ايد
تو نشنيدي اين را؟

39:15.570 --> 39:18.031
شورشي؟

39:19.291 --> 39:22.406
تو از قلعه ي گوکناه هستي-درسته؟
من واقعا مشغول هستم

39:22.686 --> 39:26.486
دوست ندارم ان را -صحبت کن
اگر ما شورشي هستيم -ان وقت چه اتفاقي مي افتد؟

39:26.687 --> 39:29.088
تو از من درباره ي قانون قومت مي پرسي؟

39:29.267 --> 39:34.074
خيانتکا کسي که تسليم شود دراتش سوزانده مي شود

39:34.275 --> 39:39.830
سرش بريده مي شود و فاميلش به غلامي برده مي شوند

39:40.155 --> 39:46.202
اگر تو به پادشاه خيانت کني تو به قومت خيانت کرده اي
تو نمي داني ان را؟

39:51.264 --> 39:55.145
رئيس
من فکر مي کنم کار ما اينجا تمام شده هست

39:55.304 --> 39:59.116
ما پراکنده کرديم شايعه و به سربازان زخم زديم

39:59.317 --> 40:04.136
من فکر مي کنم ما بايد اماده ي رفتن به عقب بشويم

40:04.468 --> 40:06.371
تو دريافتي؟

40:06.602 --> 40:08.672
دريافتم چي را؟

40:10.993 --> 40:16.327
کسي نمي داند-هوگا ا عده اي از سربازان را برده در صورتي که جنرالها هم نمي دانند

40:16.571 --> 40:19.998
چطور من هر کاري را بکنم؟

40:22.421 --> 40:24.700
رئيس

40:56.996 --> 41:02.899
روستاي اهنگر خيتان

41:23.485 --> 41:26.085
حمله کنيد

42:22.905 --> 42:26.941
بول دو-نگهبان ببر سفيد

42:29.824 --> 42:32.456
پدر

42:33.569 --> 42:37.251
انها دنبال اين چيز هستند؟

42:48.756 --> 42:51.263
او نيست اينجا

42:51.464 --> 42:56.186
او نيست اينجا
او مرده يا ترک کرده اين مکان را

42:56.387 --> 43:00.270
در هر حال او اينجا نيست
چ
00:43:08,722 --> 00:43:12,159
ان مرد بول دو هست؟

43:28.081 --> 43:30.793
من براي نشانه ي ببر سفيد امده ام

43:30.994 --> 43:34.257
انها گفتند تو ان را داري

43:35.437 --> 43:40.832
ما راه زيادي امده ايم و قرباني زيادي براي امدن به اينجا گرفته ايم

43:41.048 --> 43:43.122
تو تسليم مي کني ان را به من؟

43:43.310 --> 43:46.885
تو نگهباني؟

43:49.084 --> 43:54.175
تنها نگهبان مي تواند ان را بگيرد

43:54.467 --> 43:56.629
ان....

43:57.434 --> 44:00.363
ان چيزي هست که افسانه مي گويد

44:00.819 --> 44:06.290
تنها نگهبان مي تواند ان را تصرف کند

44:07.326 --> 44:11.386
برارد بزرگ -ان منم -باسون

44:15.364 --> 44:18.017
من مي دانم

44:18.397 --> 44:21.790
من مي شناسم تو را از ابتدا

44:23.678 --> 44:26.791
تو خوبي در اينجا؟

44:26.943 --> 44:29.500
تو عروسي کرده اي؟
تو بچه داري؟

44:29.701 --> 44:34.439
ان کجاست؟
اجازه بده ان را بگيرم

44:38.158 --> 44:43.172
توانها را اينجا رسانده اي؟
اين مردها تو را مي کشند

44:43.426 --> 44:49.775
انها واقعا مي کشند تو را
تو رساندي او را زيرا او ننگهبان هست؟

44:50.099 --> 44:57.557
يا ان پادشاه جوشين هست؟

45:07.007 --> 45:11.779
فقط ان را بده
بده ان را

45:16.127 --> 45:22.793
زماني که نگهبان واقعي بيايد-انها گفتند من او را مي شناسم....

45:23.100 --> 45:26.654
پس تا....
من نمي توانم....

45:26.957 --> 45:30.661
ان چيزي بود که پدر گفت

45:34.725 --> 45:38.842
منخودم ان را پيدا مي کنم
من پيدا مي کنم ان را-بس کن...

45:39.043 --> 45:43.575
اگر تو به من زماني بيشتر بدهي -من ان را پيدا مي کنم
لطفا زماني بيشتر به من بده

45:43.752 --> 45:47.807
لطفا کمي تحمل کن
لطفا کمي ان را تحمل کن

46:11.544 --> 46:16.295
کجايي تو --نشانه؟
لطفا به برادرم کمک کن

46:24.801 --> 46:27.597
من واقعي هستم يا نه؟

46:28.862 --> 46:34.497
در چشمان تو -من واقعا ان نيستم؟

46:35.985 --> 46:41.267
تو هيچ احساس نداري؟
هيچ؟

46:44.797 --> 46:53.057
تو از يکسان گروهي هستي که پدرمان را کشت؟

46:53.553 --> 47:00.316
انها شبيه تو بودند....
انها ازمودند ان را به زور بگيرند.....

47:00.506 --> 47:05.315
پدر ما زندگي اش را داد....

47:05.516 --> 47:09.154
حراست کرد ازان تا اخر....

47:09.366 --> 47:17.632
و من پسر پدرم هستم....

48:06.794 --> 48:10.930
برادر بزرگ
برادر

48:11.223 --> 48:16.293
برادر بزرگ
برادر بزرگ

48:19.159 --> 48:23.319
برادر بزرگ

48:52.788 --> 48:57.471
نشانه ي ببر سفيد

49:11.524 --> 49:17.253
نشانه ي اژدهاي ابي

51:41.559 --> 51:46.786
درست -بياوريدش بيرون
حالا کي با من مي جنگد؟

51:49.441 --> 51:51.193
نشانه اثري داشت؟

51:51.394 --> 51:53.296
انجا بهبودي از دارو نبود

51:53.428 --> 52:01.745
ما فکر مي کنيم شايد نشانه نگهبان بر گزيده را شفا بدهد

52:01.965 --> 52:06.072
ما خوشبخت بوديم که ان کار کرد
چطور هست سريع شفا دادنش؟

52:06.217 --> 52:10.148
ما ترک مي کنيم فردا ومن اميدوارم ارباب قلعه ي وان مي با من بيايد

52:10.344 --> 52:15.009
بله-و تدارکات ما بيشتر از 50درصد شد از چيزي که انتظارش را داشتيم

52:15.244 --> 52:19.341
همه حرص و طمع برداشته اند براي نمک

52:21.973 --> 52:25.983
چرا من ان بچه را نمي بينم؟
ان بچه؟

52:26.150 --> 52:29.159
ان اندکي پس از ان بود که من سوجين را ديدم

52:29.428 --> 52:32.538
اه-سوجين.....

52:38.864 --> 52:45.860
او دوري مي کند از من؟
ان در صورتي هست...

52:46.622 --> 52:53.836
ان درچه صورتي هست؟
من او را به جايي براي فرستادن پيغامي فرستادم

52:54.007 --> 52:59.197
ان پيغام مهمي براي روستاي گومال بود

52:59.300 --> 53:04.415
لطفا بفهميد ان را من نمي توانم فاش کنم جزئيات را براي شما

53:04.798 --> 53:10.392
او کمي دور رفته

53:10.644 --> 53:13.345
مکاني که او رفته....

53:13.816 --> 53:20.176
ان تا موقعي که....

53:20.497 --> 53:23.834
قبل از اينکه تو او را ببيني دوباره

53:25.282 --> 53:29.976
چه تو را از من پنهان مي کني حالا که او مي خواست به من بگويد؟

53:34.164 --> 53:43.037
سوجين ترک کرده تا تغيير جهت بدهد در جهان

53:43.549 --> 53:53.969
او تصميم گرفغته بود که کمي لبخند بزند

53:54.227 --> 53:58.664
لطفا بفهميد......

53:59.148 --> 54:01.099
سرورم....

54:15.402 --> 54:18.044
روستاي گومال

55:30.814 --> 55:35.551
سوجين کجاست؟
او اينجا نيست -سرورم

55:37.829 --> 55:40.008
اين مزخرفات چي هست که تو مي گويي؟

55:40.209 --> 55:45.525
ان اخرين فرمان الدر قبلي و ماموريت مردم گو مال بود

55:45.726 --> 55:49.509
چطور تو مي تواني بگويي او را کشتي به خاطر اينکه او نگهبان سيمرغ بود؟

55:49.710 --> 55:53.682
نهئفقط -بلکه سيمرغ سياه

55:53.927 --> 56:00.676
پس ان زن-ان زني که گفت نگهبان هست-چرا تو او را نکشتي؟

56:00.877 --> 56:06.164
ما هيچ گواهي پيدا نکرديم که ان رن سيمرغ سياه هست

56:06.416 --> 56:11.859
اول-او بايد قدرت اتش را داشته باشد-دوم -او توانا نيست ان را کنترل کند

56:12.023 --> 56:16.429
و سوم -نشانه ي سيمرغ روي بدن او اشکار شده بود.....

56:18.069 --> 56:20.219
همچنين....

56:20.696 --> 56:23.826
او از دست داد ذهنش را و قدرت اتش را به کار برد

56:24.027 --> 56:25.631
او بايد کشته شود

56:25.891 --> 56:28.500
تو -مردي که خودت را استاد او صدا مي زني

56:28.578 --> 56:32.078
او قبلا نشان داده بود نشانه ي سيمرغ را

56:32.278 --> 56:36.141
زماني که جوان بود-من ان را با چشمانخودم ديدم

56:36.493 --> 56:38.204
او کجاست؟

56:38.405 --> 56:41.261
ما نتمي دانيم
چرا شما نمي دانيد؟

56:41.589 --> 56:43.935
تو مي خواهي او بميرد-اما تو نمي داني او کجاست؟

56:44.136 --> 56:49.238
او خودش ترک کرد
ما نپرسيديم او کجا مي رود

56:49.622 --> 56:53.972
سرورم
شما براي خيتان فردا ترک مي کنيد

56:54.264 --> 56:59.648
تو خودت گفتي ما به زودي ترک مي کنيم براي قوم و مردم

56:59.923 --> 57:04.748
مردان ما قبلا به هو گا ا رسيده اند-و منتظر ماموريت هستند

57:05.001 --> 57:07.742
تو خودت اين ماموريت را سفارش کردي

57:08.007 --> 57:12.754
تو خودت گفتي اين را مخصوصا حمل مي کني به زودي

57:12.955 --> 57:19.305
تو نمي تواني متوقف شوي به خاطر يک دختر و چون تو پادشاهي

57:23.551 --> 57:25.005
من مي روم

57:31.349 --> 57:34.351
اول غار قمار و خانه ي شراب را نگاه کنيد

57:34.646 --> 57:38.174
من مطمئنم او اعدام شده در اين مکانها

57:38.430 --> 57:42.489
او توانا نبوده خودش که بخواهد اين جهان را براي يک روز هم ترک کند.

57:45.484 --> 57:49.308
او توانا هست مست شود حالا....
من پيدا مي کنم او را

57:49.509 --> 57:53.056
مهم نيست او کجا هست

57:56.447 --> 57:58.597
مي توانم من چيزي از تو بپرسم؟

58:00.682 --> 58:06.355
قلعهي وان مي تو مناسب من هست
من مي توانم وانمود کنم که تو مال من هستي؟

58:12.400 --> 58:16.680
چرا پادشاه جوشين چنين چيزي را ميس پرسد؟

58:20.920 --> 58:28.215
اين تظمين مي کند نمايش من را-اگر تو نشان بدهي اين را هر کجا داخل خاک گوگوري-تو کمکي خواهي داشت

58:32.175 --> 58:36.221
پيدا کن و او را به عقب برسان

59:08.325 --> 59:12.301
اردوگاه هو گا ا در صحراي نمک خيتان

59:28.493 --> 59:33.277
تو برگشتي بدون صدمه؟
ما گزارش زيادي براي تو داريم

01:00:14.499 --> 01:00:19.387
زمين ما -بيادال--ان جوشين هست-

01:00:26.414 --> 01:00:32.081
ان زياد هست براي من بپرسم از تو او را براي من برگرداني در کنار من؟

01:00:33.182 --> 01:00:35.293
او گفت برنامه دارد تا سربازان ترک کنند

01:00:35.594 --> 01:00:38.594
اين پادشاه ما هست

01:00:38.966 --> 01:00:41.684
ما در حال حمله به خيتان بوديم

01:00:41.794 --> 01:00:44.598
قوا را اماده کنيد در 5دسته

01:00:46.199 --> 01:00:50.005
ما به زودي قدرت اسمان را تصرف مي کنيم

01:00:51.064 --> 01:00:53.037
تو زهر به او دادي و از او خواستي خود کشي کند؟

01:00:53.238 --> 01:00:54.755
پدرم