﻿WEBVTT

00:00.850 --> 00:05.009
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.398 --> 00:10.742
قسمت 21

00:12.074 --> 00:19.641
به خاطر قلب تيره ي من و شورش

00:19.885 --> 00:25.620
يون گي ريو -بايد براي جنايت من زماني قبيل پرداخت مي کرد

00:25.796 --> 00:30.296
من تعظيم کردم پيش از سرورم و اين کلمه ها را گفتم

00:30.501 --> 00:38.544
اسمان را را کمي اشکار کرده که تو پادشاه حقيقي جوشين هستي

00:38.747 --> 00:43.690
اما من نمي توانم اين را بپذيرم

00:43.891 --> 00:51.624
اينها گزارش هستند که بودجه نياز دارد نگهداري کنند براي پيروزي بر قلعه ي هاي باکجه

00:52.121 --> 00:56.121
اين گارشها بيشتر مهم هست از کارخانه ي کشتي سازي

00:56.685 --> 01:02.080
اينها گزارش از شيوه ي مديريت کاخانه ي کشتي سازي هست

01:03.819 --> 01:10.316
و اينها گزارش از ترميم تدارکاتي که به قلعه ها فرستاده شده هست

01:21.614 --> 01:25.068
اگر اسمان همه چيز را مي بيند....

01:25.305 --> 01:33.483
چه نيازي به دستکاري و کوشش ما هست؟

01:33.853 --> 01:43.701
و اگر اسمان قبلا پادشاه جوشين را انتخاب کرده هست-چه شرطي براي انتخاب خودش ساخته هست؟

01:46.408 --> 01:54.284
من تجاوز کردم از اختياراتي که تو به من دادي

01:54.615 --> 02:00.943
و نشانه ي روحاني پادشاه جوشين را لمس کردم

02:02.274 --> 02:10.013
من فرستادم ايشان را براي پسرم

02:11.852 --> 02:16.743
پسرم -هوگا ا کسي که اسمان ان را دگرگون ساخت....

02:17.105 --> 02:21.515
حتي فکر اينکه او توانا هست قدرتش را به کار ببرد....

02:21.659 --> 02:26.610
من هنوز مي خواهم اين را به او بگويم....

02:28.230 --> 02:36.223
حالا سرورم نمي تواند وابسته به قدرت اسمان و توانايش باشد....

02:36.502 --> 02:43.576
به کار ببريد کوششتان را و مناسب پادشاهي شويد

02:43.956 --> 02:54.031
اجازه دهيد به مردم اين زمين خودشان پادشاه را انتخاب کنند

04:02.794 --> 04:07.266
توويک بار قبل از اين به من گفتي....

04:07.540 --> 04:16.019
ان جوشين بهشت براي مردم باادال خواهد بود

04:16.947 --> 04:22.579
من خيانت کردم به ايمان تو

04:22.826 --> 04:32.165
من بهشت درست را نديدم

05:17.640 --> 05:23.495
سرورم-پادشاه کشور گوگوري.....

05:24.783 --> 05:33.601
حالا که من به ان فکر مي کن-من هيچ منتظر براي پادشاه جوشين نبودم

05:34.153 --> 05:42.527
ان به نظرم من مي خواستم جوشين را مال خودم بسازم

05:44.597 --> 05:47.092
بله....

05:48.846 --> 05:52.665
ان چيزي هست که من مي خواستم

06:12.019 --> 06:14.979
من نمي خواهم با پادشاه بروم

06:16.278 --> 06:18.988
من نمي خواهم با او بروم

06:19.855 --> 06:24.657
من نمي توانم
من فقط مي خواهم راه خودم را بروم

06:28.009 --> 06:30.656
اجازه بده تمام کنم چيزي را که مي خواستم انجام بدهم

06:30.921 --> 06:37.734
من نمي دانم چه کسي مي خواست من را بر گرداند-اما من بعضي چيزها براي انجام دادن دارم

07:01.667 --> 07:06.198
اقامت گاه اعلي حضرت

07:14.264 --> 07:18.293
اگر انها مي خواهند چيزي ببگويند =بگو به انها بيايند اينجا....

07:18.494 --> 07:26.076
چطور پادشاه گوگوري مي تواند به مقر دشمن برود تنها با هفت نفر -سرورم؟

07:26.256 --> 07:32.965
اجازه نده به مردان اجازه نده مردان به مرز لاتر يون بروند
ما نمي توانيم هنوز به انها ايمان داشته باشيم

07:33.478 --> 07:36.753
کارخانه ي کشتي سازي قلعه ي وان مي مشکل ساز هست

07:37.101 --> 07:41.459
من اميدوارم لرد يون از اين براي من بيشتر مواظبت کند

07:41.661 --> 07:44.453
او مي داند چطور ان را اداره کند

07:44.728 --> 07:52.487
سرورم-اجازه بده من به جاي شما بروم
من هفت مرد مي برم-اجازه دهيد من ان کار را انجام بدهم

07:52.958 --> 07:55.720
جنرال
بله-سرورم

07:56.056 --> 08:03.675
اگر من با انها رابطه بر قرار نکنم-من به قلعه ي گوکناه باز مي گردم

08:04.119 --> 08:10.690
و زماني که ان اتفاق بيافتد-5/000مرد ما شکار مي کنند شکار را

08:13.870 --> 08:16.902
سرورم -پيامي رسيده هست

08:17.103 --> 08:23.174
ما پذيرفتيم چادر نصب کنيد
انها 12نماينده فرستاده اند

08:23.334 --> 08:27.355
اين کمترين تعداد از 4قبيله هست

08:28.224 --> 08:34.075
و درون چادر-انها اجازه ورود سربازان را نمي دهند

08:34.400 --> 08:39.627
هفت سرباز اماده کنيد که بتوانند از هر سو حراست کنند

08:39.828 --> 08:43.658
نگران نباش درباره ي ان سرورم

08:44.070 --> 08:47.930
سرورم-زمانش هست

08:55.877 --> 09:00.033
تو با من مي ايي؟
بله-سرورم

09:00.601 --> 09:03.432
اگر من در خطر باشم -به من بپيوند

09:03.640 --> 09:08.183
هراسان نباش -با من بمان و هوش و ذهنت را باز نگه دار

09:08.447 --> 09:10.903
بله اقا
سرورم

09:11.079 --> 09:16.221
اگر تو خيال داري چيزي را بگيري-تو بايد کسي را ببري که جنگيدن مي داند

09:16.408 --> 09:18.538
چه تو با اين پسر انجام مي دهي؟

09:18.540 --> 09:22.738
اگر من خطا بگويم او به من مي گويد تا اشتباه ديگر نکنم پي در پي

09:23.031 --> 09:25.838
يک بار اشتباه و دو بار گناه هست....

09:26.039 --> 09:30.248
يک بار اشتباه و دو بار گناه هست....

09:30.472 --> 09:32.616
در اين صورت....

09:34.843 --> 09:40.016
همه ي شما کمي بنوشيد
استراحت مال من هست

09:44.542 --> 09:47.437
ان هست چرا انها اين را گفتند

09:57.332 --> 10:00.187
زمين اغاز جسله در اوو سا ا

10:00.437 --> 10:07.259
ان همه ي اتفاقي هست که سرورم با برنامه از لحظه ي وارد شدندش به خيتان رخ داده هست

10:07.567 --> 10:14.257
ان برنامه بود که از قسمت شمالي اين جا را ملاقات کنيم

10:41.060 --> 10:44.298
ان باد جنوبي هست

10:44.591 --> 10:49.359
انها بايد قبل از دگرگون شدن باد وارد شوند

11:17.523 --> 11:21.574
من اتيلا -خان خيتان هستم
برگزيده شده ام اخرين بهار به عنوان رئيس 8قبيله

11:21.746 --> 11:28.003
من به هدر نمي دهم زمان سلام را
چه تو مي خواهي با زمين ما انجام بدهي؟

11:28.189 --> 11:31.413
نيميس از قبيله ي من مرده اند

11:31.533 --> 11:34.009
و همه ي روستاهاي ما سوزانده شده اند

11:34.210 --> 11:40.936
قبيله ي کيتا کاتاي تا اخرين نفس تلافي مي کند

11:57.253 --> 12:02.241
من شنيدم پادشاه گوگوري بيشتر در جنگ اوري ماهر هست

12:02.442 --> 12:04.432
همچنين من از تو مي پرسم

12:04.633 --> 12:07.748
چه جور حيله اي هست اين؟

12:08.041 --> 12:15.248
چه زماني ما مي توانيم تهديد  را کنار بگذاريم و تجارت و معامله کنيم؟

12:15.564 --> 12:23.676
خان -اين پادشاه جديد گوگوري مشکل درست کرده و فرستاده مرده هاي خيتان را به اسمان

12:23.907 --> 12:26.235
همچنين....

12:28.715 --> 12:35.610
در اين صورت -من شانسي به رئيس مي دهم تا فکري کند؟

12:54.659 --> 12:56.625
نامه ي تو درست صحبت کرده هست؟

12:56.826 --> 13:00.205
ان مرد -يون هو گا ا کسي که زمين خيتان را به جهنم تبديل کرد....

13:00.406 --> 13:02.628
هست شورشي گوگوري؟

13:02.929 --> 13:06.076
جنايتش نافرماني از من هست

13:06.232 --> 13:09.420
قصد من هميشه هم پيماني با خيتان بوده هست

13:09.621 --> 13:13.612
به خاطر کردارش -او سوئ تفاهم درست کرده هست-او بايد به خاطر اين جنايتش بهاي زيادي پرداخت کند

13:13.857 --> 13:19.232
اقامت گاه هو گا ا

13:35.694 --> 13:37.915
اين چي هست؟

13:38.216 --> 13:45.001
تو فکر مي کني ما فراموش مي کنيم کشتار مردممان را به خاطر اندک رشوه اي؟

13:45.265 --> 13:48.682
چه تو انجام مي دهي اگر من بگويم ان را فراموش کن؟

13:48.846 --> 13:52.693
اگر 8قبيله ي خيتان متحد شوند براي جنگ در برابر گوگوري

13:52.894 --> 13:56.010
تو فکر مي کني تو پيروز مي شوي؟

13:56.246 --> 14:01.750
تو ديدي زور شورشي را دور دو ماه گذشته

14:02.088 --> 14:06.993
تومي خواهي ببيني چه اتفاقي مي افتد اگر من سربازانم را در اينجا به صف کنم؟

14:07.418 --> 14:12.008
تو مي خواهي خيتان را در معرض مرگ قرار بدهي؟

14:12.457 --> 14:17.960
چه هست که تو مي خواهي بگويي
پادشاه گوگوري؟

14:20.084 --> 14:26.783
چه کسي برادر شما جوانترين در بيرون اين 4قبيله هست؟

14:27.957 --> 14:32.535
هم پيمان شدن با گوگوري ديگر هيچ قبيله اي ترس نخواهد داشت

14:32.536 --> 14:34.881
چه تو گفتي؟

14:36.417 --> 14:39.813
چه کسي برادر جوانتر ما هست؟

14:39.815 --> 14:41.230
چي؟

14:41.462 --> 14:44.222
برادر جوانتر؟

14:57.052 --> 15:00.619
بس کن ان را
بس کنيد جنگيدن را

15:01.537 --> 15:03.688
پادشاه گوگوري

15:06.903 --> 15:11.453
حتي اگر تو نمي خواهي گوش کني تو بايد گوش کني

15:11.738 --> 15:15.434
ما هيچ هم پيمان گوگوري نمي شويم

15:15.635 --> 15:20.164
در هيچ موضوع خيتان -8قبيله هيچ راضي نيستند به هر کاري

15:20.483 --> 15:25.108
تو داشتي مي جنگيدي -مي دزدي از هر قبيله

15:25.343 --> 15:33.082
نه تنها ان -تو محاصره کردي قوم ما را تا مردمش از گرسنگي بميرند

15:33.516 --> 15:35.605
چطور تو دراز زندگي مي کني در اين روش؟

15:35.716 --> 15:39.605
اتيلا-تو کي گوش نکرده اي به او؟

15:39.813 --> 15:44.829
من تلافي مي کنم مرگ مردمم را

16:09.416 --> 16:14.890
تو مي خواهي گوش کني به اينکه چه اتفاقي مي افتد اگر گوگوري برادر بزرگ تو شود؟

16:15.257 --> 16:22.080
يا تو من را مي کشي تا يون هو گا مناسب پادشاهي گوگوري شود؟

16:27.916 --> 16:34.331
خان -من ادامه مي دهم به ملاقاتمان با پادشاه گوگوري

16:34.891 --> 16:36.184
دال گو

16:37.291 --> 16:38.984
بله سرورم

16:57.787 --> 17:02.625
در زمين برادرهاي جوان ما--
نصب مي کنيم بازارهايمان را در قلب هر  شهرقبيله

17:03.246 --> 17:08.865
مردو زن هر قوم و قبيله اي ازاد هست داد و ستد کند ازادانه

17:09.150 --> 17:17.033
و چها پايان اهلي را مي توانيد با پارچه داد و ستد کنيد-حبوبات و فلز

17:20.084 --> 17:27.852
تو نمي گويي به من که پادشاه گوگوري اينجا امده خودش اندک چيزي بفروشد؟

17:28.164 --> 17:31.384
فقط فروختن؟

17:31.667 --> 17:36.674
من مي گويم که همه ي راه ها  تا اينجا را سنگفرش کنند

17:36.990 --> 17:42.793
من مي گويم راه قديمي ميان زمين شما ناديده گرفته شود

17:43.928 --> 17:49.443
تو نمي فهمي منظور من چي هست-اتيلا خان خيتان؟

17:49.741 --> 17:53.067
تو مي تواني منظور واقعي ات را حالا بگويي

17:53.368 --> 17:58.882
تو کمک مي خواهي زيرا فکر مي کني نمي تواني خودت يون هو گا را بگيري

17:59.050 --> 18:03.128
چرا تو اين  چنين مزخرف صحبت مي کني؟

18:10.523 --> 18:14.716
من احتياج ندارم به کمک تو سربازانم را احضار کنم

18:14.980 --> 18:20.395
اين 40/000مرد در اندک روزي به من باز مکي گردند

18:44.840 --> 18:51.274
مردان من منتظرند تا ما سازش کنيم

18:54.588 --> 18:58.535
اين طوري هست که گوگوري عهد مي بندد

19:00.647 --> 19:07.258
اين چطور تو خيتان را ساخته اي؟

19:15.842 --> 19:17.841
من به دليلي نياز دارم

19:17.842 --> 19:19.393
من گوش مي دهم

19:19.585 --> 19:21.972
بده به من سر يون هوگا ا را

19:22.175 --> 19:27.932
تنها پس از اينکه من دست زدم به سر و خونش....

19:28.133 --> 19:37.324
من براي برادر تازه ام اتش بازي مي کنم و ادامه مي دهيم به اين گفتگو

19:45.554 --> 19:48.386
اقامت گاه يون هو گا ا

20:01.356 --> 20:05.047
جنگ تنها با شمشير انجام داده نمي شود

20:12.699 --> 20:15.706
ان چي هست؟
اين چيز چيست؟

20:15.907 --> 20:17.547
چيزي سقوط کرده هست

20:58.162 --> 21:01.317
توي نگهبان چه انجام مي دهي؟

21:06.048 --> 21:07.575
اين از کجاست؟

21:07.776 --> 21:14.475
ما مي رويم و متهم را مي گيريم-برو وکاري کن در اين باره

21:33.529 --> 21:40.945
معلومه پادشاه عزيز ما قصد دارد بي پرا وسريع تر دستور جنگ را بدهد

21:48.516 --> 21:54.888
برسانيد ان را اينجا
دستا بالا

21:55.637 --> 22:00.007
پادشاه شروع کرد حيله ي فرومايگي را دوباره

22:01.746 --> 22:03.475
ال سو....
بله اقا....

22:03.676 --> 22:06.598
مکان پادشاه؟
او سه روز سفر به جنوب هست

22:06.799 --> 22:09.321
ان گزارش هست که 5/000مرد با او هستند

22:09.522 --> 22:13.615
ما حرکت دهيم سربازانمان را؟
يا بايستي ما ضربه بزنيم اول؟

22:13.862 --> 22:18.078
او انتظار دارد اول اقدام کند

22:18.279 --> 22:22.482
من ارزو ندارم در تله اش بيافتم
اما....

22:22.667 --> 22:29.080
دستور براي کار استراتژيکي-ما بايد مطمئن شويم سربازان در حال اهتزاز نيستند

22:30.371 --> 22:32.610
جنرال -
بله

22:32.917 --> 22:37.337
مطمئن شو سربازان در حال اهتزاز نيستند
بله-اقا

22:53.221 --> 22:55.119
تو ناراحتي؟

22:55.221 --> 22:59.125
اگر راستش را بگويم -من هستم

22:59.910 --> 23:03.715
او پادشاه ما و اين سپاه هست هنوز

23:03.854 --> 23:07.647
تو واقعا اشاره مي کني ما بجنگيم؟

23:07.649 --> 23:09.550
تو بدست نياوردي ان را؟

23:09.771 --> 23:13.942
ان پادشاه ما نمي خواهد من تسليم او شوم

23:14.167 --> 23:22.778
چيزي که او مي خواهد بيشتر به خاطر کساني هست که دوست دارند من را بکشند و تحويل او بدهند

23:25.285 --> 23:28.345
ان چيزي هست که تو مي خواهي؟

23:30.425 --> 23:35.250
زماني که تو يازده ساله بودي-تو در ميدان جنگ در برابر لاتر يون بودي

23:35.456 --> 23:36.955
ان درست هست

23:36.956 --> 23:39.260
من تماشا مي کردم تو را

23:39.461 --> 23:44.456
حتي قبل از ان هم تو سريع تر مي دويدي براي جنگ و پرت کردن تيرها به جلو

23:44.691 --> 23:46.967
تو لبخند مي زدي تمام زمان

23:47.218 --> 23:50.605
تو گفتي که زير ستاره ي جوشين زاييده شده اي و متفاوت از ديگران هستي

23:50.822 --> 23:56.257
من تصور مي کردم تو چطور مي خواهي پادشاه شوي

23:56.614 --> 24:02.765
ان فکر في نفسه در تو بود خيانت

24:04.709 --> 24:09.006
من بايد از اين لاحظه درون جهنم گام بزنم

24:10.454 --> 24:13.781
تو هنوز از من پيروي مي کني؟

24:14.650 --> 24:17.396
من پشت سر تو هستم

24:38.363 --> 24:42.014
ان گفت ما سه روز براي تصميم گرفت دارم

24:42.498 --> 24:48.905
هر کسي مي خواهد برود عقب و جزئي از سپاه پادشاه شود

24:49.040 --> 24:51.392
چه اگر ما انجام ندهيم؟
پس ما شورشي هستيم

24:51.593 --> 24:54.591
پس ما نمي توانيم به خانه برويم؟
خاموش

24:54.743 --> 24:58.406
اما چه اتفاقي اگر فرمانده ما پادشاه شود؟

24:58.607 --> 25:01.328
پس ما خانه امان را بدست مي اوريم؟

25:02.856 --> 25:07.559
اما تو به خاطر داري اين سربازان مزدور چه گفتند؟

25:08.035 --> 25:11.730
سرورم سه نشانه ي روحاني را دارد

25:11.980 --> 25:18.388
او قلعه ي وان مي را خودش تسخير کرد و فرمان داد به اژدهاي ابي

25:18.581 --> 25:21.280
ان منظورت هست که ما نمي توانيم به خانه برويم

25:21.468 --> 25:23.963
تو اخمقي

25:24.994 --> 25:27.935
اقامتگاه  اعلي حضرت

25:36.671 --> 25:39.312
کار نکنيد براي اندکي

25:39.521 --> 25:45.066
شما نخورده ايد يا نخوابيديد
چه زماني شما اين را متوقف مي کنيد؟

25:46.701 --> 25:49.045
من اشفته هستم

25:53.472 --> 25:55.942
شما دو بايد درد کشيده باشيد

25:56.213 --> 26:00.337
لطفا ببخشيد براي اذيت کردنتان

26:07.737 --> 26:12.409
من درباره ي برادر تو شنيدم
تو خوب هستي؟

26:16.040 --> 26:19.765
نشانه ي ببر سفيد....

26:20.204 --> 26:25.916
من بايستي اين را به تو مي گفتم از ابتدا

26:26.300 --> 26:31.411
من بايد به تو مي گفتم که بايد ان را  اول به دست مي اوردي

26:31.608 --> 26:35.843
اما من واقعا نمي دانستم

26:36.115 --> 26:39.960
من واقعا نمي دانستم برادر من کجا بود

26:40.187 --> 26:46.296
من فکر مي کردم او را پيدا مي کنم اگر در اطراف شما باشم

26:47.212 --> 26:50.145
تو به استراحت نياز داري

26:50.469 --> 26:58.065
ان هوگا ا ان را گرفت
من ان را به او خودم دادم

26:58.316 --> 27:03.084
برادرم....
من تو را 17سال نديدم...

27:03.277 --> 27:07.688
نگه داشتن اين زندگي براي تو ريسک بود-اما من انرا با دستان خودم دادم

27:07.882 --> 27:11.465
نگاه -باسون
من مي خواستم اين دستها را ببرم-اما....

27:11.666 --> 27:14.852
من امدم اينجا انها را ببرم -اما....

27:15.115 --> 27:21.139
اينجا شمشيرها و تبرهاي زيادي هست...

27:23.668 --> 27:26.180
گوش کن با دقت به من

27:27.094 --> 27:30.705
اين دستان مال تو به تنهايي نيستند

27:30.709 --> 27:34.441
من تو را نمي بخشم اگر به انها صدمه بزني

27:43.590 --> 27:48.230
و مطمئن شو مالک اين دستان خوب خورده و خوابيده هست

27:48.811 --> 27:51.694
تو مي فهمي؟

27:54.421 --> 27:56.937
بله

28:09.570 --> 28:12.389
چطور بود کفش مردان هوگا ا؟

28:12.789 --> 28:14.247
کفشهايشان؟

28:14.389 --> 28:16.847
انها در راه بوده اند براي نيم سال

28:17.045 --> 28:19.419
من مي خواهم بدانم انها چطور هستند

28:20.855 --> 28:25.910
خوب-مرداني که نگهبان بودند پارچه در اطراف کفشهاشان داشتند

28:26.206 --> 28:30.470
من فکر مي کنم کفشهاشان بايد از بين رفته باشد

28:30.713 --> 28:35.029
اه -و انجا مشکل زيادي با پوست بود

28:35.310 --> 28:40.223
گوشت و غذاهاي خوب تنها به افسران داده مي شد

28:40.464 --> 28:44.475
و موضوع مهم ديگري -انها اب کافي نداشتند

28:45.604 --> 28:48.636
من فکر مي کنم ما دروضع خوبي هستيم -سرورم

28:48.923 --> 28:53.022
سربازان را گسترش بده
حالا -سرورم؟

28:54.899 --> 29:01.622
ما حرکت مي کنيم بعد از طلوع و فتح مي کنيم فاصله ي ميان خودمان و. هوگا ا را در يک روز

29:08.890 --> 29:12.107
اقامتگاه هوگا ا

29:25.016 --> 29:28.308
ان چه صدايي هست؟

29:29.365 --> 29:33.874
هي-چرا تو گريه مي کني؟
من مادرم را گم کرده ام

29:34.119 --> 29:35.771
نادان

29:37.393 --> 29:39.919
چه موضوعي هست با تو؟

29:40.488 --> 29:43.159
اين چي هست؟

29:44.222 --> 29:46.389
گريه نکن

30:20.086 --> 30:23.339
فراري
بگيريدش

30:45.193 --> 30:50.879
توجه کن به حرفهايم
فراري را بي درنگ اعدام کنيد

31:33.790 --> 31:38.768
فرمانده -فراري ها زياد شده اند
ما نمي توانيم جلوي انها را بگيريم

31:38.969 --> 31:44.079
تو بايد گشت زنان را زياد کني
ما بايد متوقف کنيم قبل از اينکه انها زياد شوند

31:44.271 --> 31:49.498
ما بکشيم همه را؟
ما همه ي فرارها را بکشيم؟

31:49.700 --> 31:57.503
فرمانده -سفرشي کنيد
تو بايد تصميم بگيري-ان وگرنه بدتر مي شود

32:31.978 --> 32:34.475
لطفا نکشيد مرا

33:15.415 --> 33:19.236
تو خوبي؟
لطفا کمک کن به من

33:38.150 --> 33:44.098
توناداني
من گردن مي زنم تو را و براي همه نمايش مي دهم

33:44.346 --> 33:47.793
چطور شما سربازان گوگوري جرات داريد فرار کنيد از سپاه؟

33:47.994 --> 33:51.889
ان ممنوع و غير ممکن هست

34:00.870 --> 34:04.350
کجا سپاه پادشاه مي رود؟

34:05.785 --> 34:10.016
گفتم من چرا تو مي خواستي من را ترک کني و به پادشاه بپيوندي

34:10.217 --> 34:12.676
اگر دليلت قوي باشد -من اجازه مي دهم به تو زنده بماني

34:14.136 --> 34:16.076
من.....

34:17.114 --> 34:18.176
صحبت کن

34:21.690 --> 34:24.196
من فقط مي خواستم خانه بروم

34:25.938 --> 34:31.527
مادر من پير و تنها هست
و او ناخوش هست

34:32.982 --> 34:39.085
براد من در جنگ مرده و من تنها باقي مانده ام....

34:42.713 --> 34:48.368
چه تعداد مردي فاميلشان را در جنگ از دست نداده اند؟

34:48.588 --> 34:53.308
دشمن در جلوي تو هست-اما تو مي خواهي به خانه بروي؟

34:53.599 --> 35:02.973
مردهاي من زندگي اشان را در جنگ ريسک مي کنند-اما تو تغيير جهت داده اي و به خانه ات مي روي

35:05.427 --> 35:07.764
لطفا ببخشيد مرا
لطفا من را اين بار ببخشيد

35:07.965 --> 35:12.424
اگر تو مي گفتي براي احترام به پادشاه گوگوري مي رفتي -من تو را نمي کشتم

35:12.572 --> 35:16.926
جواب تو اشتباه بود

35:27.909 --> 35:31.432
همه فراري ها بايد پرداخت کنند براي خيانتشان

35:31.633 --> 35:35.291
ارزش خيانت ارزش زندگي هست

36:47.768 --> 36:50.094
فرمانده هوگا ا اين را گفت

36:50.300 --> 36:55.635
سرورم وارد شدند-او مي ايد و قبل از او تعظيم کنيد

37:04.385 --> 37:07.125
اقامتگاه اعلي حضرت

37:11.361 --> 37:14.726
سرورم-اتيلا -خان خيتان اينجاست

37:15.794 --> 37:17.125
او سربازانش را اورد هست؟

37:17.134 --> 37:19.575
تقريبا دو هزار مرد

37:33.601 --> 37:36.589
تو خبر من را نفرستادي که تو داري مي ايي

37:36.832 --> 37:43.014
چون ما برادر هستيم-ما فکر کرديم بايد کمک کنيم

37:43.498 --> 37:47.406
من نمي دانم من نياز به کمکي دارم در حرکت سربازانم

37:47.526 --> 37:53.476
من مي دانم تو مي خواهي از صحرا از سپاه هوگا ا حراست کني

37:53.808 --> 37:59.817
ما تنها يک چيز مي خواهيم
سر هوگا ا را

38:00.098 --> 38:06.405
تو مي تواني هر چه مي خواهي انجام بدهي
اما ما خودمان دشمنمان را تنبيه مي کنيم....

38:06.406 --> 38:09.196
تو رنجاندي من را

38:11.842 --> 38:15.665
يون هوگا ا شورشي گوگوري هست کسي که خيانت کرده هست

38:15.857 --> 38:20.631
تنها کسي که مي تواند او را تنبيه کند پادشاه گوگوري هست

38:21.665 --> 38:24.216
تو مي فهمي؟

38:46.488 --> 38:53.015
سرورم-يک پيام از قلعه ي گوکناه رسيده هست

39:02.181 --> 39:04.978
لرد يون بود....

39:06.384 --> 39:10.011
گرفته دو نشانه ي روحاني را

39:10.585 --> 39:15.275
ما بايستي مي کشتيم او را زماني که ما شانس داشتيم

39:15.476 --> 39:15.961
او مرده هست

39:21.944 --> 39:25.297
ان گفت که خودش را کشته هست

39:37.725 --> 39:44.000
گوگوري از دست داده صدراعظمش را

39:52.025 --> 39:54.488
استاد
بله -سرورم

39:54.669 --> 39:57.725
ببين چه تعداد فرار ي امده اند
بله سرورم

39:57.926 --> 39:59.332
جنرال گو
بله سرورم

39:59.533 --> 40:02.911
مطمئن شو مردانت از ما حراست مي کنند
من اطاعت مي کنم

40:03.112 --> 40:04.372
ما به جنگ مي رويم؟

40:04.607 --> 40:09.519
زماني که هوگا ا بفهمد پدرش مرده هست-او سعي مي کند ضربه بزند

40:09.669 --> 40:12.125
ما برتري امان را از دست مي دهيم اگر ان اتفاق بيافتد

40:12.129 --> 40:14.251
جنرال...
بله-سرورم

40:14.486 --> 40:18.156
ما مردهايمان را درون گرووه هاي 500نفري تقسيم مي کنيم

40:18.419 --> 40:20.218
استاد به تو مسير حرکت را نشان مي دهد

40:20.219 --> 40:21.297
بله-اقا

40:21.509 --> 40:23.927
بيا از اين راه

40:26.102 --> 40:30.331
اولين برتري ما گيج کردن اون و متوقف کردن حمله ي اون هست

40:30.532 --> 40:35.326
دومين برتري ما برگرداندن فراري ها تا حد امکان

40:38.074 --> 40:41.270
بهترين مورد سناريو....

40:41.774 --> 40:45.370
شورش در اردوگاه هو گا ا هست

41:03.389 --> 41:06.559
رئيس انها سربازان را بسيج کرده اند

41:19.409 --> 41:22.417
اينجا
بله -همه اماده اند

41:22.641 --> 41:25.057
اينجا

41:39.464 --> 41:41.511
سفر ايمني داشته باشيد

41:54.139 --> 41:57.730
من بعضي چيزها براي گفتن به تو دارم

42:00.366 --> 42:05.173
من منظور م اين بود که چيزي براي گفتن به تو دارم

42:05.374 --> 42:10.893
زماني که من بيايم عقب-من مي گويم ان را به تو

42:11.094 --> 42:12.443
جوموچي

42:15.254 --> 42:17.294
تو داري با من مي ايي

42:17.653 --> 42:20.124
من مي روم با تو اين را در اين اندک زمان

42:20.125 --> 42:23.249
من نقشه ي ملاقات کردن هوگا ا را در نفهميدن خيتان دارم

42:30.505 --> 42:33.091
برويم

42:49.977 --> 42:52.309
اقامتگاه هوگا ا

43:09.751 --> 43:13.047
ان نامه از لرد يون هست

43:13.326 --> 43:16.711
اين زمين ميدان جنگ هست
چطور تو اينجا امدي؟

43:17.062 --> 43:22.737
ان نامه ي اخر لرد يون هست

43:24.778 --> 43:27.551
اخرين؟

43:33.730 --> 43:38.423
پادشاه اعدام کرد پدرم را؟

43:38.563 --> 43:43.014
بر چه اصولي؟
چرا؟چرا؟

43:45.672 --> 43:51.368
او خودش زندگي اش را گرفت
قبل از اينکه من قلعه ي گ.کناه را ترک کنم

43:52.436 --> 43:54.277
چي؟

43:55.440 --> 43:59.337
او پرسيد براي ان - و من هم ان را به او دادم

43:59.553 --> 44:05.136
ان سم يکساني بود که زندگي مادرت را هم گرفت -لرد يون

44:05.435 --> 44:08.251
چي تو مي گويي؟

44:08.882 --> 44:13.398
تو گفتي به پدرم سم دادي تا خودش را بکشد؟

44:13.602 --> 44:17.030
تو ان را به پدرم دادي؟

44:18.598 --> 44:22.106
بله-من دادم

44:28.921 --> 44:33.088
انجا يک شايعه همانند معبد سلطنتي بود

44:33.403 --> 44:38.536
پادشاه اخر به من گفت مسدود نکنم راه پسرش را براي پادشاه شدن

44:38.798 --> 44:45.170
و فرو کنم شمشير جومونگ بزرگ را درون قلبش و خودم را مقصر نشان بدهم

44:45.351 --> 44:50.680
تو گفتي تو او را کشتي
نه -ان من نبودم

44:51.211 --> 44:58.598
من نبايد راستش را مي گفتم
من نبايد ان را به کسي مي گفتم حتي اسمان

44:58.854 --> 45:00.953
اما لرد يون متفاوت بود

45:02.402 --> 45:07.016
او خواهش کرد با تو ترک کنم

45:07.317 --> 45:11.477
او از من خواهش کرد تو را پادشاه بسازم

45:13.707 --> 45:17.140
فرمانده
تو کجا هستي؟

45:20.029 --> 45:25.427
دروازه ي غرب فرو ريخته هست
سربازان رد ازدحام گريختند

45:32.629 --> 45:36.271
اينها دو نشانه ي روحاني هستند

45:37.903 --> 45:43.000
ما به زودي قدرت اسمان را تصرف مي کنيم

45:44.141 --> 45:46.882
و.....

45:55.837 --> 46:03.392
من امدم از تو بپرسم پدر بچه ام

46:03.939 --> 46:07.897
ان اين هست؟

46:08.100 --> 46:10.164
ان اين بچه هست؟

46:10.344 --> 46:15.223
انجا اميدي در ترک کردن قلعه ي گوکناه نيست
ما بايد به ديگر زميني با قدرت نيرومند تو برويم

46:15.503 --> 46:20.836
من کمک مي کنم به تو اول از همه اين زمينها را تسخير کني
کافيه

46:22.678 --> 46:26.394
تو گفتي مي خواستي با من باشي هميشه
من گفتم کافيه

46:26.595 --> 46:32.663
تو گفتي مي خواهي کنار من باشي و هيچ چيزي مهم نيست-مهم نيست من چطور دگرگون مي شوم

46:45.196 --> 46:47.246
بسيج کن همه ي سربازان را براي جنگ

46:47.461 --> 46:52.821
مردها نزديک هست شورش کنند
من گفتم همه ي سربازان را براي جنگ بسيج کن

46:54.992 --> 46:58.549
جمع کن جنرالها را
بله -فرمانده

47:05.308 --> 47:10.703
بگير ان زن را در انجا....
و ترک کن اين مکان را بي درنگ

47:11.287 --> 47:14.897
برو به جايي که من هيچ تو را دوباره نبينم

47:29.243 --> 47:31.289
خانم کي ها

47:37.921 --> 47:40.867
چي؟
لطفا سفاشت را پس بگير

47:41.040 --> 47:45.391
چطور ما مي توانيم فرارها را بکشيم-انها هزار تا هزار تا مي گريزند
تو مي خواهي کشتار کني؟

47:45.592 --> 47:48.598
تو اشاهره مي کني ما در عوض گول بزنيم؟

47:48.799 --> 47:51.545
سربازان گوگوري ترک مي کنند اينجا را براي سپاه امپراطورArmy!
چرا انها مي گريزند؟

47:51.746 --> 47:56.901
چه مزخرفي تو مي گويي؟
فرمانده قبل از تو پادشاه حقيقي هست

47:57.032 --> 48:01.418
سربازان من از سون نو هستند و ما پيامي دريافت کرديم از الدرمان

48:01.615 --> 48:06.464
ما مي ررويم به سپاه سرورم متصل شويم
جنرال

48:07.415 --> 48:11.695
تو با من روبرو شدي اول
جنرال

48:11.995 --> 48:14.548
سپاه امپراطوري نزديک غرب هست

48:14.817 --> 48:18.725
ان ضربه زده ؟چه تعداد هستند؟
انها به سرعت نزديک مي شوند-ما نبايد فاش کنيم

48:18.929 --> 48:22.012
انها  در حال نزديک شدند به سرعت

48:22.304 --> 48:27.132
انها ضربه زدند -فرمانت را بده
من فکر مي کنم تو گفتي پادشاه ادم ترسويي بود

48:27.333 --> 48:30.716
خيتان از جنوب مي ايد
خيتان با هزار ها نفر نزديک مي شود

48:30.917 --> 48:34.424
تو چه مي گويي؟
پادشاه متحد شده با خيتان خودش؟

48:34.525 --> 48:37.075
سون نو  و سو نو و وان قبلا مسلم بوده هست

48:37.276 --> 48:40.309
ما ترک مي کنيم
جنرال

48:40.702 --> 48:43.304
تو سوگند نخوردي با قلبت؟

48:43.505 --> 48:46.802
ما نيامديم به خيتان تا شورشي شويم

48:47.086 --> 48:49.873
فرمانده -بگو چه انجام بدهيم

48:50.074 --> 48:55.406
چهر ايالت مي روند به پادشاه ملحق شوند
اگر تو متوقف شوي-ما ضربه ي سختي مي خوريم

49:04.124 --> 49:07.380
برنگرديد از حرفتان درباره ي من

49:07.625 --> 49:10.424
خيانت نکنيد به من

49:10.897 --> 49:15.117
من اين سر را مي گيرم و به پادشاه مي دهم

49:17.133 --> 49:23.678
توقيف کنيد اين مردان را-سلحشوران انها را توقيف کردند

49:41.594 --> 49:44.441
ان صورتش خون جاري شده ايستاده

49:44.778 --> 49:47.957
هي -بيدار شو

49:48.169 --> 49:51.633
تو نمرده اي -درسته؟
متشکرم از تو

49:51.909 --> 49:53.846
تو زخم زدي به من

50:06.053 --> 50:10.741
چرا تو از من پيروي مي کني در اطرافم؟
تو هيچ غروري نداشتي؟

50:11.761 --> 50:15.044
تو واقعا با من هم عقيده اي؟

50:22.920 --> 50:26.706
کساني اين کلمه ها را به من گفتند

50:27.196 --> 50:29.254
زماني قبل

50:31.286 --> 50:34.643
من احساس کردم دلواپسي عجيبي

50:37.411 --> 50:40.051
من احساس کردم او من را صدا مي زند

50:40.252 --> 50:42.151
کي؟

50:42.252 --> 50:44.151
من احساس کردم نزديک او هستم

50:44.410 --> 50:46.358
نزديک کي؟

50:47.773 --> 50:50.866
او دور نيست
من بايد بروم با او

50:51.129 --> 50:53.420
من احساس ناراحتي مي کنم

50:54.386 --> 50:56.125
پادشاه؟

50:56.126 --> 50:57.501
برويم

50:57.765 --> 50:59.385
ناراحتي؟چرا؟

50:59.765 --> 51:01.886
من گفتم به او مي خواهم تو را براي او بگيرم

51:02.045 --> 51:04.164
منمي خواهم عهدم را نگه دارم

51:11.605 --> 51:13.299
هي -ارباب

51:14.663 --> 51:17.275
مي توانم من زا تو براي مرحمت بپرسم؟

51:17.479 --> 51:19.406
بگو به من

51:19.606 --> 51:25.304
من مي دانم تو سخت کار کرده اي تا من را پيدا کني و نجات بدهي

51:25.431 --> 51:29.958
ان دليلش هست که چرا من احساس بدي در باره ي اين مساعدت دارم

51:31.998 --> 51:35.077
پادشاه اين را گفت

51:37.175 --> 51:41.425
او گفت به تو نبايد من را پيدا کني

51:42.838 --> 51:47.580
او گفت من در جايي هستم که تو نمي تواني من را پيدا کني

51:49.988 --> 51:53.255
تو زن پادشاه نبودي؟

51:54.427 --> 51:57.455
شايد در زندگي بعد من

51:57.656 --> 52:04.793
اگر من دعا کنم براي ان هر روز براي استراحت در زندگي ام

52:06.392 --> 52:11.231
تو بعضي چيزهاي اشتباه انجام داده اي؟
چيز  غيربخشيدني اي؟

52:11.960 --> 52:13.928
تو صحبت کردي که چيزي را مي داني

52:14.725 --> 52:20.028
اجازه بده من بگويم ار بعضي چيزهاي غير فابل بخشيدن هراسانم

52:30.189 --> 52:32.290
هي -ارباب

52:34.273 --> 52:38.448
مواظبت من از پادشاهم

52:38.640 --> 52:45.039
او دوست دارد خودش را
پيروي کن از او تا زماني که ان اتفاق بيافتد

52:45.905 --> 52:47.946
و بنوش با و در اين زمان

52:52.706 --> 52:58.996
و بساز او را خندان براي يک روز

53:01.149 --> 53:06.797
من اين بدهي تو را در زندگي اينده ان جبران مي کنم

53:08.334 --> 53:12.858
من خرسند شدم از ملاقات تو
مي بينم تو را در زندگي بعدم

54:27.953 --> 54:30.544
تو خوبي؟

54:42.119 --> 54:45.378
اگر من دنبال زني بروم که مي تواند به تو کمک کند....

55:15.739 --> 55:18.995
تو کي هستي؟
تو کي هستي؟مادر

55:19.196 --> 55:22.680
مادر-بچه

55:22.933 --> 55:26.728
تو کي هستي -مادر

55:32.098 --> 55:34.283
کجا ما مي رويم؟

55:52.401 --> 55:54.420
کمي الب به من برسان

55:55.666 --> 56:00.989
اينجا را نگاه کن
لطفا چشمانت را باز کن

56:01.434 --> 56:06.515
تو بايستي بچه اي زاييده باشي
بيدار شو -بيا

57:21.271 --> 57:25.370
اقامتگاه -اعلي حضرت

57:32.029 --> 57:36.216
من در شگفتم اگر پادشاه ما چيزي خورده هست؟

57:40.194 --> 57:43.085
من سيرم

57:45.687 --> 57:48.400
از چي ناراحتي؟

57:52.191 --> 57:55.032
نگاه کن به اينجا -پادشاه

58:21.675 --> 58:26.584
نيمي از سپاه قبلا گريخته هست
ان اشکار هست که در اردوگاه شورش به وجود امده هست

58:26.922 --> 58:28.663
خانم کي ها حالا بهتر شده هست

58:28.864 --> 58:34.522
من اميدوارم تو از چيزي که  بهتو داده ام خوب مواظبت کني

58:34.919 --> 58:38.157
خانم کي ها خواهر  تو هست
چه مزخرفي

58:38.549 --> 58:41.232
نجات بده بچه ام را

58:42.143 --> 58:45.705
سرورم-سرورم

58:50.952 --> 58:53.584
تو..ارباب قلعه ي وان مي هستي

58:53.872 --> 58:55.539
سوجين کجاست؟

58:55.740 --> 59:02.635
اگر تو دنبال سلحشوراني که خيتان دنبال مي کنند مي گردي من ديدم انها را

59:04.763 --> 59:08.259
اگر تو ادامه بدهي و جلوي من را بگيري من نمي توانم مدت زيادي بخشايشگر باشم

59:19.606 --> 59:23.622
اگر من به جايي که او بود برم-من مي توانم او را پيدا کنم؟

59:23.906 --> 59:25.542
او نمي خواهد اينجا را

59:25.758 --> 59:31.099
همه منتظرند برايت-کاهنه ي اتش و کسي که به او خدمت مي کند

59:31.322 --> 59:36.669
من مردي هستم که نمي توانم ناراحت باشم ازدست زني که حتي به پدرم سم داد

59:36.909 --> 59:42.657
من مي سازم کاري که اسمان نمي تواند در کار يک مرد فضولي کند

59:43.914 --> 59:59.086
.:: @bollbolljan_com ::.