﻿WEBVTT

00:01.684 --> 00:06.121
. در سراسر هستي، ستاره ها منفجر مي شوند

00:07.623 --> 00:10.792
. اينها اتفاقات عظيم کيهانيست

00:10.793 --> 00:12.995
،اما از نظر اين دانشمندان

00:12.996 --> 00:15.864
. اين انفجارها ، فانوسهايي در عمق فضا هستند

00:15.865 --> 00:17.899
آنها نبرد حماسي

00:17.900 --> 00:21.636
بين دو نيروي نامرئي و
. اسرار آميز را منور ميسازند

00:21.637 --> 00:25.640
. از يک نگاه، ما وجودمان را به آنها مديونيم

00:25.641 --> 00:28.810
،و از نگاهي ديگر
. آنها در کار نابودي ما هستند

00:28.811 --> 00:31.913
حال ما در کشمکشي دروني

00:31.914 --> 00:35.183
،براي درک اين نيروهاي عظيم هستيم

00:35.184 --> 00:38.453
. تا ياد بگيريم ماوراي تاريکي را ببينيم

00:43.593 --> 00:48.830
. فضا... زمان... زندگي

00:50.233 --> 00:55.670
. اسرار کيهان در کرم چاله ها نهفته است

00:55.671 --> 00:59.640
&lt;font color=#7fff00&gt;قسمت هشتم و پاياني از فصل اول کرم چاله ها&lt;/font&gt;

00:59.642 --> 01:02.756
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:02.879 --> 01:08.150
من و شما... خورشيد و ستاره ها

01:08.151 --> 01:11.653
و هر چيزي که مي بينيم ، در يک چيز مشترکند

01:11.654 --> 01:13.655
. همگي ما از اتم ساخته شده ايم

01:13.656 --> 01:17.659
اتمها تقريباً تشکيل دهنده
همه اجرام شناخته شده در جهان هستند

01:17.660 --> 01:22.197
اما... کيهان خيلي بيش از اينهاست

01:22.198 --> 01:25.867
وجهي که ما
. تازه شروع به ديدن آن کرده ايم

01:25.868 --> 01:30.939
بدن ما، خانه ما ، جهان ما

01:30.940 --> 01:32.808
و حتي وسعت ناديدني فضا

01:32.809 --> 01:35.744
همه در همکاري با هم هستند
با يک عنصر اسرار آميز

01:37.213 --> 01:39.281
... فرمي عجيب از ماده

01:39.282 --> 01:43.718
که بسياري از دانشمندان
. درباره وجودش شک داشته اند

01:43.719 --> 01:48.824
،اما در سال 2009 يک ردياب فوق حساس

01:48.825 --> 01:51.960
. اولين نشانه هاي آن را دريافت کرد

01:51.961 --> 01:53.929
،کشفي تکان دهنده

01:53.930 --> 01:56.631
که ما را وا مي دارد تا اساساً

01:56.632 --> 01:58.200
درباره جايگاه خودمان در جهان

01:58.201 --> 02:01.436
. و حتي سرنوشت قطعيمان تجديد نظر کنيم

02:03.106 --> 02:05.907
من وقتي بچه بودم
،عادت داشتم شبها در اتاقم دراز بکشم

02:05.908 --> 02:10.178
. با حس وحشت از چيزي که در تاريکي وجود داشت

02:10.179 --> 02:12.247
... يک شيطان بود؟

02:12.248 --> 02:15.951
،يا لباسهاي خودِ من
که پشت صندلي ريخته شده بود؟

02:15.952 --> 02:20.055
چراغ قوه ام را به ته کمدم مي انداختم

02:20.056 --> 02:24.092
به اميد اينکه شبح خيالي معلق را ببينم

02:25.661 --> 02:28.830
. البته من هيچوقت چيزي در اين سايه ها پيدا نکردم

02:28.831 --> 02:31.633
اما تنها به اين دليل که
،شما نمي توانيد چيزي را ببينيد

02:31.634 --> 02:34.136
. به معناي آن نيست که هيچ چيزي هم وجود ندارد

02:39.408 --> 02:43.178
"در دهه 60، ستاره شناس جواني به نام "ورا رابين

02:43.179 --> 02:47.582
تصميم به جستجوي حوزه اي از فضا کرد
. که مطالعه کمي درباره آن انجام شده بود

02:47.583 --> 02:52.387
. من دو تا بچه داشتم
. يکي تقريباً دوساله و ديگري حدود 4 ساله

02:52.388 --> 02:54.990
و علاقه اي نداشتم تا

02:54.991 --> 02:59.961
با ستاره شناسان ديگه
. روي موضوعات داغ، رقابت کنم

02:59.962 --> 03:01.796
ورا رابين" مي دانست"

03:01.797 --> 03:05.000
که اگر او در زمينه يک موضوع داغ
،مثل سياهچاله مطالعه ميکرد

03:05.001 --> 03:08.737
ستاره شناسان ديگر وادارش مي کردند
. تا آن را منتشر کند

03:08.738 --> 03:12.874
،بنابراين به جاي اين کار
. او شروع به موج سواري بر خلاف جهت کيهان کرد

03:12.875 --> 03:15.343
مطمئن نيستم که واقعاً بدونم

03:15.344 --> 03:17.279
،چرا در کار مطالعه کهکشانها بودم

03:17.280 --> 03:19.714
به غير از اينکه ظاهراً
برام خيلي اسرار آميز بودند

03:19.715 --> 03:21.416
و به خصوص مطلب زيادي هم درباره

03:21.417 --> 03:24.219
. جنبشهاشون در دست نبود... تقريباً هيچي

03:24.220 --> 03:27.789
ورا" ابتدا تلسکوپ خود را"

03:27.790 --> 03:32.394
،بر روي نزديکترين همسايه کهکشان راه شيري
. اندرومديا" مستقر کرد"

03:32.395 --> 03:36.965
که مثل بيشتر کهکشانها، حجم متراکمي
. از ستاره ها را در مرکز خود داشت

03:36.966 --> 03:39.134
او انتظار بيليونها ستاره را داشت

03:39.135 --> 03:41.303
که حول اين برآمدگي مرکزي در گردش باشند

03:41.304 --> 03:44.339
بر روي مداري ، درست مثل
سيارات منظومه خورشيدي خودِ ما

03:44.340 --> 03:46.741
"و مطابق با قوانين جاذبه "آيزاک نيوتن

03:46.742 --> 03:49.844
که هرقدر از مرکز دورتر برويم

03:49.845 --> 03:51.446
. مدار آنها سرعت کمتري مي گيرد

03:58.054 --> 04:00.455
اين مدليست از کهکشان که

04:00.456 --> 04:02.824
پدرم براي من

04:02.825 --> 04:05.093
،در حدود 40 سال پيش
. وقتي که بازنشسته شد ساخت

04:05.094 --> 04:09.231
"اين نشون مي ده که "نيوتن
. دقيقاً از تئوري خودش چي مي دونسته

04:09.232 --> 04:11.299
،اين چهار سياره اي که در اينجا مي بينيد

04:11.300 --> 04:14.169
. مرکوري، ونوس، زمين و مريخ هستند

04:14.170 --> 04:18.373
،مريخ کندترين اونهاست
. و زمين بعد از مريخ کمترين سرعت رو داره

04:18.374 --> 04:23.011
. مرکوري هم پرسرعت ترين سياره هست

04:23.012 --> 04:27.282
چون فشار جاذبه براي مريخ
به طور قابل ملاحظه اي کمتر از

04:27.283 --> 04:29.084
،مرکوريست

04:29.085 --> 04:32.921
. مدارش هم حرکت کند تري داره

04:32.922 --> 04:36.558
اين دقيقاً همان الگوييست که
ورا" انتظار ديدنش را"

04:36.559 --> 04:39.694
در هنگام مطالعه ستاره ها
. در حال دوران به دور کهکشانها داشت

04:39.695 --> 04:44.666
،هر چه از مرکز دوتر برويد
. سرعت کمتر مي شود

04:44.667 --> 04:47.202
. اما اين همان چيزي نبود که "ورا" يافت

04:48.304 --> 04:51.439
دو سال وقت برد

04:51.440 --> 04:56.177
تا شتاب 90 ستاره کهکشان "اندرومديا" بر آورد بشه

04:56.178 --> 04:59.614
. و نتيجه آنهم واقعاً تکان دهنده بود

04:59.615 --> 05:02.150
ما فهميديم که همه ستاره ها

05:02.151 --> 05:04.686
با شتاب يکساني در حرکت بودند

05:04.687 --> 05:09.524
. يعني همان 250 کيلومتر در ثانيه

05:09.525 --> 05:11.826
،در طول چند سال پس از آن

05:11.827 --> 05:13.628
از هر کهکشاني که "ورا" مورد بررسي قرار داد

05:13.629 --> 05:17.299
. همان نتيجه عجيب به دست آمد

05:17.300 --> 05:21.670
تمامي ستاره ها تا انتهاي لبه کهکشان

05:21.671 --> 05:24.039
،داراي يک سرعت بودند

05:24.040 --> 05:27.942
. کاملاً متفاوت از روش کار منظومه خورشيدي

05:27.943 --> 05:29.411
تنها توضيح آن

05:29.412 --> 05:32.814
اين بود که فشار جاذبه

05:32.815 --> 05:36.351
،با دورتر بودن ستاره از کهکشان
. ضعيف تر نمي شود

05:36.352 --> 05:38.820
اما اين اتفاق ،تنها در صورتي مي افتد

05:38.821 --> 05:44.059
که کهکشانها جرمي بيش از
. آنچه که ستاره شناسان مي ديدند، داشته باشد

05:44.060 --> 05:47.729
توضيحش اين بود که

05:47.730 --> 05:52.033
بايد مقدار شگفت انگيزي
. از يک ماده نامرئي در کار باشه

05:52.034 --> 05:57.605
در حقيقت ممکنه که 90% تا 95% از مواد کهکشان

05:57.606 --> 05:59.107
. نامرئي باشه

06:02.278 --> 06:06.081
. اين ايده اي کاملاً تکان دهنده بود

06:06.082 --> 06:10.418
ممکن است کهکشانها
با عنصري غير قابل ديدن پر شده باشند

06:10.419 --> 06:15.256
چيزي که دانشمندان مي توانند آن را
. ماده سياه" بخوانند"

06:15.257 --> 06:19.461
،اما چنين ايده اساسي
. نيازمند شواهدي قوي بود

06:19.462 --> 06:23.431
،بزودي دهها ستاره شناس
به بررسي مشاهدات "ورا" پرداختند

06:23.432 --> 06:25.834
،تا او را رد کنند

06:25.835 --> 06:27.535
يا اينکه بفهمند

06:27.536 --> 06:31.840
اين ماده سياه اسرار آميز چيست
. و يا در کجا مي توان آن را يافت

06:31.841 --> 06:35.276
براي من خيلي حيرت انگيز و مفرح بود

06:35.277 --> 06:38.847
که اين زمينه رو انتخاب کرده باشم
تا کاري رو دستم بگيرم

06:38.848 --> 06:42.117
که هيچکس بهش توجهي نداره

06:42.118 --> 06:47.756
و ناگهان درگير اينهمه ستاره شناس شده باشم

06:47.757 --> 06:52.927
که همه ايده ها و مشاهدات خودشون رو داشتند
. و خود موضوع هم موضوعي بسيار داغ بود

06:55.531 --> 06:58.433
،در آنسوي اقيانوس اطلس در انگلستان

06:58.434 --> 07:00.602
"کيهان شناس ارشد ،"کارلوس فرنک

07:00.603 --> 07:03.805
شروع به تحقيقات
پيرامون نظريه "ماده سياه" کرد

07:03.806 --> 07:07.542
،و نه با استفاده از تلکسوپ
. بلکه با استفاده از طرح پرسش

07:07.543 --> 07:10.478
قوانين جاذبه نيوتن را برداريد

07:10.479 --> 07:13.782
و آن را در کامپيوتر شبيه ساز فوق پيشرفته بريزيد

07:13.783 --> 07:15.250
. و ببينيد چه مي شود

07:17.119 --> 07:21.456
. اين يک دستگاه کيهانيست
يک سوپر کامپيوتر بزرگ

07:21.457 --> 07:25.160
. که تنها کار آن، شبيه سازي جهان است

07:25.161 --> 07:29.230
اين کامپيوتر از 1300 کامپيوتر ديگر تشکيل شده
که همه با هم کار مي کنند

07:29.231 --> 07:32.333
با اين وجود ماهها زمان مي برد

07:32.334 --> 07:36.638
. تا شبيه سازي بخش کوچکي از جهان تکميل شود

07:36.639 --> 07:40.809
اين قدرت خارق العاده کامپيوتريست
که تقريباً فوق تصور است

07:40.810 --> 07:45.146
. اما تنها راهيست که بشود جهان رو منور کرد

07:46.348 --> 07:48.917
کارلوس" اين شبيه سازي را"

07:48.918 --> 07:52.220
با چيزي که دانشمندان فکر مي کنند جهان اوليه
... از آن ساخته شده است، آغاز کرد

07:52.221 --> 07:56.491
. ابر غول پيکري که در فضاي خالي شناور است

07:57.893 --> 07:59.627
سپس به انتظار نشست

07:59.628 --> 08:02.897
تا ببيند که اين دستگاه کيهاني
قادر به ساخت يک کهکشان

08:02.898 --> 08:05.166
. مثل همانها که ما مي بينيم، هست يا نه

08:05.167 --> 08:08.503
چه اتفاقي مي افته وقتي که بخواهيم
يک کهکشان رو در يک کامپيوتر

08:08.504 --> 08:11.206
با استفاده از عناصر قابل رويت توليد کنيم؟

08:11.207 --> 08:15.910
اتفاقي که مي افته اينه که
. در نهايت کهکشان درست نميشه

08:15.911 --> 08:18.246
ستاره ها فرم مي گيرند و رشد مي کنند

08:18.247 --> 08:20.748
بزرگترين ها يا ابر اخترها منفجر مي شن

08:20.749 --> 08:22.617
. و انرژي بي نظيري از خودشون ساطع مي کنند

08:22.618 --> 08:24.886
اما به اندازه کافي جاذبه وجود نداره

08:24.887 --> 08:26.654
،تا اين گازها رو به هم متصل کنه

08:26.655 --> 08:30.058
. پس کهکشان هم در نهايت خودش رو از بين مي بره

08:30.059 --> 08:33.595
گازها پراکنده مي شن
و فقط مقدار کمي از اونها باقي مي مونه

08:33.596 --> 08:37.599
. اما اين همان چيزي نيست که جهان ما رو شکل داده

08:39.068 --> 08:43.471
بنابراين "کارلوس" شروع به اضافه کردن
. ماده سياه" به معادله خود کرد"

08:43.472 --> 08:45.573
،ابتدا اندکي از آن

08:45.574 --> 08:50.111
. و سپس پنج برابر و هم اندازه ماده مرئي

08:50.112 --> 08:53.615
،پس از چند هفته

08:53.616 --> 08:56.618
... اتفاقي عجيب در دستگاه کيهاني رخ داد

08:56.619 --> 09:00.555
. عجيب، از آن جهت که بسيار آشنا بود

09:00.556 --> 09:04.158
اين يک کامپيوتر شبيه ساز
فرم دهنده کهکشان هست

09:04.159 --> 09:08.096
با ماده سياه نامرئي و گازي که
. در اينجا به رنگ سبز ديده ميشه

09:08.097 --> 09:10.965
در حدود يک بيليون سال پس از بيگ بنگ

09:10.966 --> 09:12.901
. خوشه هاي ماده سياه فرم گرفت

09:12.902 --> 09:16.004
گاز وارد اين خوشه ها شده
. و به ستاره تبديل شد

09:16.005 --> 09:18.206
اما با نيروي ماده سياه

09:18.207 --> 09:19.974
،يعني همان ماده سياه نامرئي، يا جاذبه

09:19.975 --> 09:22.143
،اين توده ها به هم جذب شده

09:22.144 --> 09:25.280
کليد بزرگترين ساختار ممکن، زده شد

09:25.281 --> 09:27.715
،تا 10 بيليون سال بعد

09:27.716 --> 09:31.786
کهکشان دَوّار زيبايي
. مثل راه شيري ما، فرم بگيره

09:31.787 --> 09:33.788
کارلوس" نشان داد"

09:33.789 --> 09:37.592
که اين کهکشانها حتماً زماني فرم گرفته اند
. که با "ماده سياه" پر شده اند

09:37.593 --> 09:39.594
اما آيا راهي براي اثبات اينکه

09:39.595 --> 09:42.230
اين اتفاق واقعاً رخ داده ، وجود دارد؟

09:45.868 --> 09:48.069
،در "ادينبرگ" اسکاتلند

09:48.070 --> 09:51.639
ريچارد مسي" هنوز هم در تلاش"
براي يافتن پاسخ اين سوال

09:51.640 --> 09:55.243
و پيشگام راه تازه اي براي
:به دام انداختن "ماده سياه" است

09:55.244 --> 09:58.346
. يک لنز گرانشي

09:58.347 --> 10:01.449
. بايد از نبوغ اين مرد ممنون بود

10:01.450 --> 10:05.954
،البرت آينشتاين" فضا را با نگاهي تازه"

10:05.955 --> 10:08.923
به عنوان ماده اي قابل انحنا
و قابل انعطاف مي ديد

10:08.924 --> 10:11.426
. که تحت تاثير جاذبه قرار دارد

10:11.427 --> 10:16.230
،هر چيزي که داراي جرم باشد
از ستاره گرفته تا کهکشان

10:16.231 --> 10:20.335
. مي تواند زمينه فضا را مثل لنز خم کند

10:20.336 --> 10:26.240
،با ايجاد اين انحنا
. نوري که از آن عبور مي کند نيز، منحرف مي گردد

10:28.010 --> 10:29.877
ماده سياه، نور رو منعکس نمي کنه

10:29.878 --> 10:32.280
. نور رو جذب نمي کنه و اون رو منتشر هم نمي کنه

10:32.281 --> 10:34.916
نور فقط از اون عبور مي کنه
. بدون اينکه تاثيري روي اون داشته باشه

10:34.917 --> 10:37.118
پس ما بايد دنبال چيز ديگري باشيم

10:37.119 --> 10:39.187
راهي که به لحاظ گرانشي

10:39.188 --> 10:41.122
. اجرام مرئي پيرامونش رو تحت تاثير قرار بده

10:41.123 --> 10:44.258
اين ايده که نور با

10:44.259 --> 10:46.628
فضا و زمان خم بشه و بشکنه به نظر عجيب مي رسه

10:46.629 --> 10:48.296
. اما در واقع بسيار آشناست

10:48.297 --> 10:50.498
ما انکسار نور رو هميشه مي بينيم

10:50.499 --> 10:53.334
. مثل هر بار که به ته گيلاس شرابتون نگاه مي کنيد

10:53.335 --> 10:54.836
. اجازه بديد بهتون نشان بدم منظورم چيه

10:54.837 --> 10:57.338
،با وجود اينکه گيلاس شراب شما شفاف هست

10:57.339 --> 11:00.108
،و نور مستقيم از اون عبور مي کنه
اما شما ميدونيد که گيلاس شراب وجود داره

11:00.109 --> 11:02.910
. اون هم به خاطر به هم ريختگي تصاوير پشتش

11:02.911 --> 11:04.579
. ماده سياه هم دقيقاً همينطوره

11:04.580 --> 11:07.382
نور رو از جهات فيزيکي مختلفي مي شکنه

11:07.383 --> 11:10.118
. نتايج کامپيوتري هم همين نتيجه رو داره
يعني همين تصاوير

11:10.119 --> 11:12.487
از کهکشانهاي دور

11:12.488 --> 11:15.223
،در هر جايي که ماده سياه سر راهشون باشه
. به هم ريخته به نظر مي رسند

11:15.224 --> 11:16.724
،به مدت دو سال

11:16.725 --> 11:19.994
ريچارد"، سرپرست تيمي از"
ستاره شناسان بين المللي

11:19.995 --> 11:22.063
و مدير ناوگاني از تلسکوپها بود

11:22.064 --> 11:25.566
تا يک قسمت از فضا را در شب هنگام

11:25.567 --> 11:29.404
به منظور ديدن
. تک تک قوس لنزهاي گرانشي جستجو کنند

11:30.973 --> 11:33.941
،آنچه که ما در اينجا داريم
. فعاليت گرانشي لنزيست

11:33.942 --> 11:36.344
همه اين حبابهاي زردي که
ما در اينجا مي بينيم، کهکشانها هستند

11:36.345 --> 11:38.346
. که در حد مطلوبي به ما نزديکند

11:38.347 --> 11:39.914
اين اشکال غريب، اين قوسها هم

11:39.915 --> 11:41.549
در حقيقت کهکشانهاي دوردست هستند

11:41.550 --> 11:43.418
و نور اين کهکشانهاي دوردست

11:43.419 --> 11:45.086
بايد از نزديکترين حبابهاي زرد عبور کنه

11:45.087 --> 11:46.854
. که مي شه همان پيش زمينه کهکشانها

11:46.855 --> 11:48.556
،و به خاطر اينکه فضا را خم کرده اند

11:48.557 --> 11:51.559
يا همان تشعشعات نور کهکشانهاي دوردست رو
،خم کرده اند

11:51.560 --> 11:52.960
تصويرشون رو

11:52.961 --> 11:55.363
. به اين شکل دايره اي قوسي شکل مي بينيم

11:55.364 --> 11:58.099
وقتي "ريچارد" محاسبات خود را

11:58.100 --> 12:01.569
بر روي مقدار نور خم شده
از کهکشانهاي دوردست انجام مي دهد

12:01.570 --> 12:06.274
و آن را با جرم قابل مشاهده کهکشانهاي
،پيش زمينه مقايسه مي کند

12:06.275 --> 12:09.210
،در ميابد که بيش از آنچه که بايد
. انحنا يافته اند

12:09.211 --> 12:10.478
نتيجه گيري او چه بود؟

12:10.479 --> 12:13.214
"يک لفاف نامرئي از "ماده سياه

12:13.215 --> 12:16.317
. بايد همه کهکشانها را در بر گرفته باشد

12:16.318 --> 12:18.920
از روي مقدار لنز گرانشي حاصله

12:18.921 --> 12:21.122
ما مي فهميم که مقدار

12:21.123 --> 12:23.725
. ماده سياه پنج برابر ماده معموليست

12:23.726 --> 12:26.027
پس آنچه که ما مي بينيم
. چيزي نيست مگر يک ذره از نوک يک قنديل از کل جهان

12:26.028 --> 12:28.262
. بيشتر جهان از ماده سياه تشکيل شده

12:31.233 --> 12:33.735
،ستاره شناسان به هر جا که مي نگرند

12:33.736 --> 12:37.572
متوجه حضور سنگين ماده سياه مي شوند

12:37.573 --> 12:41.943
"اما "ريچارد مسي
در حال برداشتن گامي عظيمتر به جلو

12:41.944 --> 12:45.947
. و اولين تصويربرداري از اين غول کيهانيست

12:45.948 --> 12:47.982
و پس از آن، ما در خواهيم يافت

12:47.983 --> 12:50.318
که ماده سياه، بيش از آنچه که

12:50.319 --> 12:52.720
. ما تصورش را مي کرديم مهم است

12:56.522 --> 12:59.190
اين يک تصوير حقيقي از آسمان هست

12:59.191 --> 13:02.994
"تلسکوپ "هابل
تعداد غير قابل باوري از کهکشانها رو

13:02.995 --> 13:04.295
. با دقتي دقيقه اي رصد مي کنه

13:04.296 --> 13:07.198
و ما به اين صورت مي تونيم
. اونها رو بسيار دقيق اندازه گيري کنيم

13:07.199 --> 13:09.434
اين همان به هم ريختگي تصويرشون

13:09.435 --> 13:11.803
در زمانيست که نور اين کهکشانها

13:11.804 --> 13:13.872
،در مسير رسيدن به ما خم شده
. و از ماده سياه عبور مي کنه

13:13.873 --> 13:16.908
همين هم به ما اجازه مي ده تا
. بخشهاي ناديدني جهان رو نقشه برداري کنيم

13:19.645 --> 13:22.514
نور در شکست خود در راه رسيدن به زمين

13:22.515 --> 13:24.649
با عبور از کهکشانها از پي کهکشانهايي ديگر

13:24.650 --> 13:29.754
ردي را در مسير خود بر روي
. نقشه ما از "ماده سياه" به جا مي گذارد

13:32.224 --> 13:34.626
،و در پاره اي از جهان

13:34.627 --> 13:38.163
. او ماده ناديدني را، ديدني مي کند

13:38.164 --> 13:40.198
اين اولين نقشه سه بعدي

13:40.199 --> 13:42.367
. از شکل واقعي جهان هست
انگار که نشون ميده

13:42.368 --> 13:44.669
. بنياد اصلي جهان چه شکلي داره

13:44.670 --> 13:46.938
و اگر روزي يک فرازميني بخواهد به جهان ما بياد

13:46.939 --> 13:48.540
،و شروع به گشت و گذار کنه

13:48.541 --> 13:51.009
،اگر قادر به ديدن همه ساختار جهان ما باشه

13:51.010 --> 13:53.178
. اين همان منظره پيش چشمش خواهد بود

13:53.179 --> 13:55.346
اين سوپِ ماده سياه است

13:55.347 --> 14:00.018
،و هر جا که اين سوپ غليظ تر باشد
. کهکشانها در همانجا فرم مي گيرند

14:00.019 --> 14:03.454
در اينجا ما همان نقشه از ماده سياه رو داريم

14:03.455 --> 14:04.789
. درست همينطور که مي بينيد

14:04.790 --> 14:07.025
،در سمت چپ، آنچه که مي بينيم در واقع

14:07.026 --> 14:09.294
موقعيت تمامي کهکشانها
. و همه گازهاي جهان هست

14:09.295 --> 14:10.562
. يعني کل مواد معمولي

14:10.563 --> 14:12.897
هر جا هم که توده عظيمي
از کهکشانها وجود داشته باشه

14:12.898 --> 14:15.066
. تمرکز بزرگي از ماده سياه هم وجود خواهد داشت

14:15.067 --> 14:17.068
در اينجا ما توده بزرگي از کهکشانها رو داريم

14:17.069 --> 14:19.837
. و اين هم هاله اي از ماده سياه هست

14:19.838 --> 14:21.940
آنچه که به صورت کلي مي فهميم

14:21.941 --> 14:24.108
اين هست که همه در همان جايي هستند

14:24.109 --> 14:25.577
که ماده معمولي

14:25.578 --> 14:28.146
. در درون داربست ماده سياه قرار گرفته

14:28.147 --> 14:32.350
"آنچه که "ريچارد
،در گوشه اي از آسمان به انجام رسانده

14:32.351 --> 14:34.185
کارلوس فرنک" اکنون"

14:34.186 --> 14:37.155
با يک شبيه سازي از کل جهان
. به وجود آورده است

14:37.156 --> 14:38.456
ما در اينجا ميتونيم

14:38.457 --> 14:41.559
تداخل مسيرهايي رو که
. ماده سياه فرم داده ببينيم

14:41.560 --> 14:44.162
اين شبکه الياف و توده هايي که

14:44.163 --> 14:46.731
که ما اونها رو
. به عنوان شبکه کيهاني مي شناسيم

14:46.732 --> 14:49.367
در همين تمرکز ماده سياه هست

14:49.368 --> 14:52.837
. که کهکشانهايي مثل راه شيري فرم گرفته اند

14:52.838 --> 14:56.207
و با سرد شدن گازها و متراکم شدن درونشان

14:56.208 --> 14:58.076
. به تدريج ستاره ها توليد شده اند

14:58.077 --> 15:01.846
. ماده سياه، اسکلت جهان هست

15:01.847 --> 15:06.684
داربستيست که به کهکشانها
. اجازه فرم گرفتن مي ده

15:06.685 --> 15:10.655
. اين مفهومي فوق تصور است

15:10.656 --> 15:15.293
ماده سياه، موجب فرم گرفتن
. هر چيزي مي شود که ما مي شناسيم

15:16.862 --> 15:19.597
بدون ماده سياه، کهکشاني وجود نخواهد داشت

15:19.598 --> 15:22.000
بدون کهکشانها ستاره اي نخواهد بود

15:22.001 --> 15:24.402
بدون ستاره ها هم
هيچ سياره اي وجود نخواهد داشت

15:24.403 --> 15:26.738
. و بدون سياره ها هم حياتي در کار نيست

15:29.241 --> 15:30.742
،ماده سياه

15:30.743 --> 15:33.645
،ايده اي که 40 سال پيش شکل گرفت

15:33.646 --> 15:36.047
. اکنون بسيار بيش از يک نظريه ساده است

15:36.048 --> 15:40.018
معين شد که نقش تعيين کننده اي
در وجود داشتن ما دارد

15:40.019 --> 15:43.888
. و ما به تدريج به چگونگي عملکرد آن نزديک مي شويم

15:43.889 --> 15:46.991
مي دانيم که نور را سد نمي کند

15:46.992 --> 15:50.061
. مي دانيم که پر از نيروي جاذبه است

15:50.062 --> 15:54.632
،سپس در 2004، يک تلسکوپ
اين تصوير را دريافت کرد

15:54.633 --> 15:57.969
. و ما مطلب ديگري را درباره ماده سياه آموختيم

15:59.605 --> 16:01.939
در 4 بيليون سال نوري دورتر از ما

16:01.940 --> 16:06.010
،که 1/3 عرض جهان است

16:06.011 --> 16:09.314
. دو توده کهکشاني در حال برخورد هستند

16:09.315 --> 16:11.949
. اين برخورد نيرويي فوق تصور دارد

16:11.950 --> 16:15.320
تريليونها ستاره به دور هم

16:15.321 --> 16:17.388
. و با سرعت 3000 مايل در ثانيه در گردشند

16:17.389 --> 16:18.890
يک توده کهکشان

16:18.891 --> 16:22.827
به وسيله امواج شوک
به فرم يک گلوله فشنگ در آمده است

16:22.828 --> 16:25.196
... و نامي به اين رخداد بخشيده

16:25.197 --> 16:27.332
:برخورد توده فشنگي يا|

16:27.333 --> 16:29.967
اين نمايشي کيهانيست

16:29.968 --> 16:31.936
. که ستاره شناسان را به شوق مي آورد

16:31.937 --> 16:34.872
،اما هيجان انگيزتر از آن
آزاد کردن ماده سياه

16:34.873 --> 16:38.343
به غريب ترين شکليست که تا کنون
. براي کسي قابل تصور بوده است

16:38.344 --> 16:40.445
توده فشنگي در حقيقت

16:40.446 --> 16:42.347
،دو توده کهکشان جدا گانه است

16:42.348 --> 16:44.916
که هر دو حاوي ماده سياه هستند
. و در اينجا هم با رنگ آبي ديده ميشه

16:44.917 --> 16:47.185
. ماده معمولي را هم به رنگ صورتي مي بينيد

16:47.186 --> 16:49.253
،وقتي اينها با هم برخورد مي کنند

16:49.254 --> 16:51.289
. درست مثل يک تصادف اتومبيل هست

16:51.290 --> 16:53.191
. ماده معمولي سرعتش کم ميشه

16:53.192 --> 16:55.760
شروع به تابش اشعه ايکس مي کنه
. و سرعتش پايين مياد

16:55.761 --> 16:58.529
بعد هم توقف مي کنه
. مثل لحظه تصادف

16:58.530 --> 17:00.531
اما ماده سياه که به رنگ آبي ديده مي شه

17:00.532 --> 17:03.434
بعد از برخورد هم به راهش ادامه مي ده و از

17:03.435 --> 17:06.437
. محل تصادم دور مي شه
. دورتر از آنچه که ماده معمولي مي تونه بره

17:06.438 --> 17:08.840
،براي درک اين رخداد

17:08.841 --> 17:12.176
بايد تصادفي را
. در يک الگوي کيهاني بازسازي کنيم

17:12.177 --> 17:13.578
،در اين آزمايش

17:13.579 --> 17:16.881
ماده معمولي رو با ماشين نمايش مي ديم

17:16.882 --> 17:18.983
اما بايد ماده غير عادي ديگري رو هم
به موادمان اضافه کنيم

17:18.984 --> 17:21.085
ما از اين گويها به عنوان ماده سياه
. استفاده مي کنيم

17:21.086 --> 17:23.388
و حالا خواهيم ديد که اينها
چطور به شکلي متفاوت

17:23.389 --> 17:24.389
. در اين تصادف عمل مي کنند

17:52.751 --> 17:55.553
ماده معمولي رفتاري قابل پيش بيني داره

17:55.554 --> 17:56.687
. متوقف ميشه

17:56.688 --> 17:58.556
. ولي ماده سياه از نظر بنيادي متفاوت هست

17:58.557 --> 18:00.958
ماده سياه تاثير متقابلي نداره

18:00.959 --> 18:03.394
. پس فقط مستقيما از تصادم رد ميشه

18:03.395 --> 18:04.562
،و به راهش ادامه مي ده

18:04.563 --> 18:07.031
و حالا ما در نقطه اي فراتر از
نقطه برخورد مي بينيمش

18:07.032 --> 18:09.167
. در حاليکه ماده معمولي در همون نقطه متوقف شده

18:09.168 --> 18:11.569
توده فشنگي" بهترين راه اثباتيست که ما داريم"

18:11.570 --> 18:13.037
نشان ميده که همه مواد گم شده اي که

18:13.038 --> 18:15.006
،دهها سال است مورد رصد ستاره شناسان قرار دارند

18:15.007 --> 18:17.575
. خاصيتي کاملاً متفاوت از مواد معمولي دارند

18:17.576 --> 18:19.043
،اين چيزي کاملاً جديد هست

18:19.044 --> 18:21.045
. و علم خيلي کم درباره اون مي دونه

18:21.046 --> 18:23.981
. اصلاً ماده رو حس نمي کنه
. حتي خودش رو هم حس نمي کنه

18:23.982 --> 18:26.551
وقتي دو توده ماده سياه به هم برخورد مي کنند

18:26.552 --> 18:27.618
. اصلاً متوجهش نمي شن

18:27.619 --> 18:29.187
. مستقيماً از هم رد ميشن

18:29.188 --> 18:32.957
رخدادهاي کيهاني در ميانه کيهان

18:32.958 --> 18:36.027
نشان داده اند که ماده سياه وجود دارد

18:36.028 --> 18:39.063
،و بر عکس هر چيز ديگري که ما مي شناسيم

18:39.064 --> 18:43.534
. نامرئي، غير ملموس و تقريباً مثل روح است

18:43.535 --> 18:45.770
آيا ما هرگز خواهيم توانست

18:45.771 --> 18:48.706
راهي براي ديدن اين عنصر فرضي بيابيم؟

18:48.707 --> 18:51.742
برخي از دانشمندان معتقدند که
شايد اين کار ممکن باشد

18:51.743 --> 18:55.446
،اما براي يافتن آن، نه به سوي آسمان

18:55.447 --> 19:00.551
. بلکه به اعماق زمين فرو مي روند

19:04.085 --> 19:06.954
ما در جهاني از ماده و نور زندگي مي کنيم

19:07.655 --> 19:11.525
،ماده اي که ما از آن تشکيل شده ايم
. و نوري که ما رو پايدار نگه داشته

19:11.526 --> 19:15.796
ولي حالا ما مي دونيم که اين
. فقط بخش کوچکي از حقيقته

19:15.797 --> 19:18.265
جهان ما همچنين در همکاري با

19:18.266 --> 19:22.703
. "يک عنصر اسرار آميزيست به نام "ماده سياه

19:22.704 --> 19:26.373
نمي تونيم ببينيمش
نمي تونيم لمسش کنيم

19:26.374 --> 19:28.275
. اما همه جا هست

19:28.276 --> 19:30.644
بيليونها ذره از ماده سياه

19:30.645 --> 19:34.114
. در هر ثانيه از بدن ما عبور مي کنند

19:34.115 --> 19:36.583
حالا اگر علم بتونه به يک شکلي

19:36.584 --> 19:40.487
يکي ازاين ذره ها رو بگيره
و روي اون مطالعه کنه

19:40.488 --> 19:43.357
در اينصورت ممکنه ما بالاخره بفهميم

19:43.358 --> 19:46.760
... بيشتر اين جهان از چي ساخته شده

19:46.761 --> 19:50.531
. و اين عنصر مجهول واقعاً چه معنايي براي ما داره

19:50.532 --> 19:52.666
،در قرن اخير

19:52.667 --> 19:55.903
فيزيکدانها دريافته اند که تمامي مواد

19:55.904 --> 19:59.439
. از 20 نوع ذره اتمي ساخته شده اند

19:59.440 --> 20:00.974
آنها را

20:00.975 --> 20:04.978
. بوزون ، الکترون ، کوارک و نوترون مي نامند

20:04.979 --> 20:09.716
از سوي ديگر، آنها دريافته اند که
. ذرات غريب ديگري نيز در کارند

20:09.717 --> 20:11.985
تئوريهاي زيادي درباره اينکه

20:11.986 --> 20:13.487
. واقعاً ماده سياه مي تونه چي باشه، وجود داره

20:13.488 --> 20:15.589
ما داريم به تدريج روي ليست اين موارد
کار مي کنيم

20:15.590 --> 20:17.658
. و سعي مي کنيم يکي يکي اونها رو بررسي کنيم

20:17.659 --> 20:19.126
. و اين روش علم هست

20:19.127 --> 20:21.361
بهترين تئوري درباره اينکه
،ماده سياه چي ميتونه باشه اين هست که

20:21.362 --> 20:23.730
ماده سياه يک ماده سوپر متقارن هست که

20:23.731 --> 20:26.200
،تمام ذرات عادي که ما مي شناسيم

20:26.201 --> 20:27.935
چنين آينه دروني رو در خودشون دارند

20:27.936 --> 20:29.870
که يک دسته ذرات اضافه با خودش داره

20:29.871 --> 20:31.271
که در نيمه تاريک واقع شده اند

20:31.272 --> 20:33.640
و به هيچ وجه هم با ماده معمولي مخلوط نمي شن

20:33.641 --> 20:35.943
مگر با فشار نيروي جاذبه که
. اون هم خيلي ضعيف هست

20:40.815 --> 20:43.383
دانشمندان، نام ديگري براي

20:43.384 --> 20:45.786
:ذرات ماده سياه انتخاب کرده اند

20:45.787 --> 20:49.489
ذرات سنگين کم اثر

20:49.490 --> 20:51.959
W. I. M. P :يا به طور اختصار

20:51.960 --> 20:55.429
ويمپ" به ندرت با اتمهاي ماده برخورد مي کند"

20:55.430 --> 20:58.398
. بنابراين به دام انداختن آن بسيار دشوار است

21:01.536 --> 21:05.372
،و از آنجا که جهان پر از ذرات ماده معموليست

21:05.373 --> 21:08.842
بسيار آسان ممکن است
اشتباهاً همين ذرات را گير بيندازيم

21:08.843 --> 21:11.778
. و "ويمپ" را جا بيندازيم

21:14.415 --> 21:18.585
دَن باور" جاي بسيار خوبي را"
. براي شکار ويمپ ها يافته است

21:18.586 --> 21:24.157
عمق نيم مايلي زير
. "يک معدن آهن متروکه در "مينه سوتا

21:28.930 --> 21:30.931
ما داريم مي ريم به عمق زمين

21:30.932 --> 21:33.166
. به آزمايشگاه زيرزميني سودان

21:33.167 --> 21:35.269
. سه دقيقه طول مي کشه تا برسيم اون پايين

21:35.270 --> 21:39.940
اين همان طريقيست که
معدنچيها هم تا قبل از 1960

21:39.941 --> 21:42.109
. براي استخراج آهن از اون استفاده مي کردند

21:42.110 --> 21:45.545
تقريباً 2341 فوت زير زمين و

21:45.546 --> 21:47.614
. حدوداً نيم مايل ميشه

21:47.615 --> 21:50.751
اينجا بهترين جاي ممکن
براي تحقيقات فيزيکي نيست

21:50.752 --> 21:53.854
. اما دليل داره که ما به اينجا آمده ايم

21:53.855 --> 21:57.224
. اينجا هستيم تا ذرات کيهاني رو دور بزنيم

21:57.225 --> 21:59.426
ذراتي که به اونها
. ذرات تشعشعات کيهاني گفته ميشه

22:00.928 --> 22:02.996
. اينهم طبقه بيست و هفتم

22:04.165 --> 22:06.400
ممکن است فکر کنيد که
نيم مايل در بستر سنگي زمين

22:06.401 --> 22:08.902
براي مسدود کردن صداي پيش زمينه کافي باشد

22:08.903 --> 22:11.505
... تا بتوان به شکار "ويمپ" پرداخت

22:11.506 --> 22:12.706
. اما اينطور نيست

22:12.707 --> 22:14.975
"رديابهاي "ويمپ

22:14.976 --> 22:18.245
در درون محفظه اي از فلز سنگين و

22:18.246 --> 22:20.514
. پلاستيک، در چندين فوت پايين تر دفن شده اند

22:20.515 --> 22:22.816
در درون سنگهاي اين غار

22:22.817 --> 22:25.218
يا مواد پيرامون ما و حتي در بدن خودِ ما

22:25.219 --> 22:27.888
. مقدار کمي تشعشع راديو اکتيو وجود داره

22:27.889 --> 22:30.157
،اين ذرات اگر به رديابهاي ما برسند

22:30.158 --> 22:31.425
پيش زمينه بسيار زيادي ايجاد مي کنند

22:31.426 --> 22:34.161
که باعث ميشه ما به هيچوجه
. قادر به ديدن "ويمپ" نباشيم

22:34.162 --> 22:35.429
و اين سپر حفاظتي

22:35.430 --> 22:38.732
راه اون ذرات رو از رسيدن به رديابها
. سد مي کنه

22:38.733 --> 22:43.136
چون ما مي خواهيم "ويمپ" رو پيدا کنيم
. نه ذرات پيش زمينه رو

22:43.137 --> 22:46.406
در درون اين سپر حفاظتي

22:46.407 --> 22:49.676
توده اي از 18 کريستال ريز

22:49.677 --> 22:51.244
. ژرمانيوم" جامد وجود دارد"

22:51.245 --> 22:55.349
طراحي شده اند تا کوچکترين لرزشها را

22:55.350 --> 22:59.920
"در صورت برخورد يک "ويمپ
. به يک اتم ژرمنيوم دريافت کنند

22:59.921 --> 23:02.422
،به اين منظور

23:02.423 --> 23:06.993
. آنها بايد کاملاً خالص و کاملاً سرد باشند

23:06.994 --> 23:09.463
. اين يک مدل کريستال "ژرمنيوم" هست

23:09.464 --> 23:13.500
،اين توپهاي تنيس
در حکم اتمهاي ژرمنيوم داخل کريستال رو دارند

23:13.501 --> 23:14.835
. که در فضاي معمولي اتاق قرار گرفته اند

23:14.836 --> 23:17.704
اتفاقي که مي افته اين هست که
،همه اين اتمها داراي جنبشي هستند

23:17.705 --> 23:19.039
. که به اتمهاي ديگه منتقل ميشه

23:19.040 --> 23:20.941
اين همان چيزي هست که ما
. به عنوان گرما مي شناسيم

23:20.942 --> 23:23.877
حالا اگر يک "ويمپ" رو
بين اتمهاي کريستال رها کنيم

23:23.878 --> 23:26.480
شما اصلاً متوجه نمي شويد

23:26.481 --> 23:29.149
. چون کريستال لرزش زيادي داره

23:29.150 --> 23:34.654
اما اگر اين کريستال رو تا حدي
،نزديک به صفر درجه برسونيم

23:34.655 --> 23:38.759
. جنبش اتمها از بين ميره

23:38.760 --> 23:41.762
،و حالا اگر "ويمپ" رو در کريستال رها کنيم

23:41.763 --> 23:44.364
. ميشه لرزش کريستال رو ديد

23:44.365 --> 23:47.134
. و اين همون علامتي هست که ما دنبالش هستيم

23:48.069 --> 23:49.569
جستجوي ذراتي

23:49.570 --> 23:52.706
،که به ندرت با ماده معمولي برخورد مي کند

23:52.707 --> 23:54.708
. کار افراد ناشکيبا نيست

23:54.709 --> 23:57.911
ميليونها "ويمپ" در هر ثانيه
. از بدن خودِ ما عبور مي کنند

23:57.912 --> 24:00.280
،و به دليل اينکه برخورد ضعيفي دارند

24:00.281 --> 24:01.615
. عملکرد مشابهي دارند

24:01.616 --> 24:04.184
. از ما رد مي شن و به راهشون ادامه مي دهند

24:04.185 --> 24:07.053
از کل زمين هم عبور مي کنند
. و به راهشون ادامه مي دهند

24:07.054 --> 24:09.122
حالا شايد ما بتونيم فقط يک يا دو تا از اين

24:09.123 --> 24:11.324
برخوردها رو در رديابهاي خودمون
. ظرف يک سال دريافت کنيم

24:11.325 --> 24:13.326
. بنابراين شانس بي نهايت کمي در کار هست

24:15.463 --> 24:18.365
،براي جلوگيري در هدر رفتن اين موارد

24:18.366 --> 24:21.501
داده ها به صورت نا معيني
،در يک جعبه مهر و موم شده

24:21.502 --> 24:24.037
. بر روي هارد يک کامپيوتر قرار دارند

24:24.038 --> 24:27.541
هيچيک از اعضاي تيم
اجازه جستجوي علائم ويمپ را

24:27.542 --> 24:29.676
. در سراسر سال ندارد

24:29.677 --> 24:33.213
و تنها پس از آن است که
. به آن سر ميزنند

24:34.682 --> 24:38.585
،در سال 2007 وقتي ما جعبه رو باز کرديم
،و چيزي پيدا نکرديم

24:38.586 --> 24:41.054
قطعاً برامون يک کمي مايوس کننده بود

24:41.055 --> 24:44.491
چون درسته که فقط يک سال بود که
ما کار رو شروع کرده بوديم

24:44.492 --> 24:48.462
. اما ساخت اين تجهيزات ،7 سال طول کشيده بود

24:48.463 --> 24:52.399
بنابراين خيلي خوب مي شد
. اگر مي تونستيم يک چيزي پيدا کنيم

24:52.400 --> 24:56.570
اما پس از 7 سال و صرف دهها ميليون دلار

24:56.571 --> 24:59.005
"دن" و تيم رديابي "ويمپ"

24:59.006 --> 25:00.807
. دست از کار نکشيدند

25:00.808 --> 25:04.444
و در اواخر سال 2009 بود که

25:04.445 --> 25:09.483
،جعبه را با تمامي يک سال ارزش داده هاي آن
. باز کردند

25:11.219 --> 25:13.186
آنچه که شما در اين ناحيه مي بينيد

25:13.187 --> 25:15.555
همانجاييست که پيش زمينه راديو اکتيو خواهد بود

25:15.556 --> 25:17.824
اينها رخدادهايي هستند که ما توجهي به اونها نداريم

25:17.825 --> 25:19.459
. مي دونيم که اينها "ويمپ" نيستند

25:19.460 --> 25:20.760
،اما در اين ناحيه

25:20.761 --> 25:24.231
،که با جوهر قرمز محدود شده
،و اينجا در بالاي اين خط سبز

25:24.232 --> 25:26.233
. ما مي تونيم دنبال "ويمپ" بگرديم

25:26.234 --> 25:29.035
،اگر يکي از اينها "ويمپ" باشه

25:29.036 --> 25:32.372
،وقتي ما جعبه رو باز مي کنيم
. رنگش قرمز مي شه

25:34.141 --> 25:36.109
. خوب حالا مياييم يک بررسي سريع انجام ميديم

25:36.110 --> 25:39.446
اين ردياب هيچي نداره
هيچ نقطه قرمزي در اين ناحيه نيست

25:39.447 --> 25:41.414
. پس ويمپي هم در کار نيست

25:41.415 --> 25:43.416
. اين يکي هم همينطور
. اين يکي هم نداره

25:43.417 --> 25:44.885
. آه. . اما اينجا رو نگاه کنيد

25:44.886 --> 25:47.621
يکي اينجا داريم که درست همينجاست

25:47.622 --> 25:52.359
. در منطقه اي که ما انتظار داريم "ويمپ" پيدا بشه

25:52.360 --> 25:55.595
. اينجا که هيچي نيست
. اينجا هم نيست

25:55.596 --> 25:57.564
... اوه
. اين پايين رو ببينيد

25:57.565 --> 26:00.367
يکي هست که به جايي رسيده

26:00.368 --> 26:02.802
. که ما فکر مي کنيم ناحيه "ويمپ" هست

26:02.803 --> 26:07.774
... دو اتفاق
"دو امکان اصابت "ويمپ

26:07.775 --> 26:11.011
. طي جستجويي 24 ساعته در طول يک سال

26:12.480 --> 26:16.316
براي اولين بار، ممکن است که ما

26:16.317 --> 26:19.286
تکه هايي از اين ماده سياه فرضي را
. به دست آورده باشيم

26:20.755 --> 26:22.856
اين مي تواند گامي بزرگ

26:22.857 --> 26:27.127
. در جهت درک آن باشد که ماده سياه چيست

26:28.496 --> 26:30.463
اما "دن" 100 درصد مطمئن نيست

26:30.464 --> 26:33.800
. که آنچه به دست آورده، همان "ويمپ" باشد

26:33.801 --> 26:36.403
. بنابراين جستجو ادامه دارد

26:36.404 --> 26:39.039
اين هيجان انگيز هست

26:39.040 --> 26:42.042
،اما به عنوان يک دانشمند
بايد اين هيجان رو کنترل کرد

26:42.043 --> 26:44.578
. و قبول داشت که هنوز هيچ چيزي ثابت نشده

26:44.579 --> 26:48.348
،اگر ما مثلاً بار بعد
،نيم دو جين "ويمپ" رو پيدا کنيم

26:48.349 --> 26:50.917
،تنها چيزي که به صورت قطعي مي شه گفت
اين هست که

26:50.918 --> 26:54.888
. ماده سياه تا اينجا و به آزمايشگاه "سودان" رسيده

26:54.889 --> 26:57.324
که به اين معنيست که زمين
در محاصره ماده سياه قرار داده

26:57.325 --> 26:59.092
. و در راه شيري هم ماده سياه وجود داره

26:59.093 --> 27:02.562
،اگر ويمپ پيدا بشه
يک فيزيک کاملاً نويني رو ايجاد مي کنه

27:02.563 --> 27:03.897
،اگر چنين ماده اضافه اي وجود داشته باشه

27:03.898 --> 27:06.132
،يعني ذره اي سوپر متقارن در کار باشه

27:06.133 --> 27:07.667
،عملکرد خودش رو هم خواهد داشت

27:07.668 --> 27:09.502
. و کار خودش رو مي کنه
و اينها واقعاً

27:09.503 --> 27:11.171
با توجه به اينکه اينها
،ذرات اصلي موجود در جهان هستند

27:11.172 --> 27:12.739
پس اصل چيزي هستند که
در جهان داره اتفاق مي افته

27:12.740 --> 27:14.274
. ما هم فقط در حاشيه قرار داريم

27:19.513 --> 27:21.748
اما درست در همان حال که
دانشمندان فکر مي کردند

27:21.749 --> 27:23.783
،به درک ماده سياه نزديک شده اند

27:23.784 --> 27:26.386
. موضوعي بسيار عجيب را کشف کردند

27:26.387 --> 27:28.254
ماده سياه

27:28.255 --> 27:30.657
ميتواند همان چيزي باشد
. که به کهکشان ما فرم بخشيده

27:30.658 --> 27:33.093
. اما اين پايان داستان نيست

27:33.094 --> 27:35.295
،در آغاز قرن بيست و يکم

27:35.296 --> 27:39.299
،يک کاوشگر فضايي
. چيزي را در اعماق تاريکيها يافت

27:39.300 --> 27:42.602
در حاليکه ماده سياه
،ما را به هم پيوسته نگه ميدارد

27:42.603 --> 27:48.308
،نيرويي هم وجود دارد
. که مايل به از هم پاشيدن تمامي جهان است

27:54.985 --> 27:58.888
ما اکنون مي دانيم که جهان مرئي ما

27:58.889 --> 28:01.457
چيزي نيست مگر لايه هايي از کف

28:01.458 --> 28:05.395
که در گستره دريايي از ماده سياه
. بر روي هم مي غلطد

28:05.396 --> 28:09.532
ستاره شناسان غرق در
. اين اقيانوس ناشناس شده اند

28:09.533 --> 28:12.802
"سائول پرل ماتر"

28:12.803 --> 28:15.872
،در طول اين بيست سال اخير
،اين آبها را در نورديده

28:15.873 --> 28:21.244
تا تعيين کند ماده سياه
. در سرنوشت ما چه نقشي دارد

28:21.245 --> 28:24.314
،به عنوان يک فيزيکدان جوان
من خيلي دلم مي خواست

28:24.315 --> 28:26.249
،که يک کار بنيادي انجام بدم

28:26.250 --> 28:28.117
:مثلاً
سرنوشت جهان به کجا ختم ميشه؟

28:28.118 --> 28:29.452
آيا اين جهان ابديست؟

28:29.453 --> 28:31.788
يا اينکه يک روزي ناچار به فروپاشي خواهد بود؟

28:31.789 --> 28:34.791
سائول" تصميم گرفت پا جاي پاي"

28:34.792 --> 28:37.527
. بزرگترين فضانورد قرن بيستم گذارد

28:37.528 --> 28:39.762
. "ادوين هابل"

28:39.763 --> 28:43.833
،در دهه 20
هابل" شروع به تهيه گزارشي"

28:43.834 --> 28:47.704
. از دهها کهکشان در آسمان شب نمود

28:47.705 --> 28:50.540
. اما به مطلب عجيبي دست يافت

28:50.541 --> 28:54.043
تقريباً تمامي کهکشانها به رنگ سرخ در آمده بودند

28:54.044 --> 28:58.214
درست همانطور که
در زمان دور شدن يک جسم از ما

28:58.215 --> 28:59.816
... صداي آن کمتر مي شود

29:01.919 --> 29:03.786
. نور ، سرخ تر مي شود...

29:03.787 --> 29:07.957
هابل" نتيجه گيري کرد که تمامي کهکشانهاي جهان"

29:07.958 --> 29:11.127
. در حقيقت در حال دور شدن از ما هستند

29:11.128 --> 29:16.499
:تنها يک نتيجه گيري ممکن بود
. "جهان بايد در حال انبساط باشد"

29:16.500 --> 29:19.035
. اما او نمي توانست بگويد با چه سرعتي

29:19.036 --> 29:20.336
چرا؟

29:20.337 --> 29:23.139
،زيرا کهکشانهايي که نزديکترند و کم نورتر

29:23.140 --> 29:26.476
بسيار شبيه به کهکشانهايي هستند که
. دورترند و درخشانتر

29:26.477 --> 29:29.145
. بنابراين او نمي توانست فاصله آنها را حدس بزند

29:32.583 --> 29:34.717
البته مسئله اين هست که شما بايد

29:34.718 --> 29:36.219
به ميزان درخشش يک کهکشان واقف باشيد

29:36.220 --> 29:38.121
. تا بتونيد بر آورد کنيد در چه فاصله اي قرار گرفته

29:38.122 --> 29:39.589
اگر شما در حال قايقراني در دريا باشيد

29:39.590 --> 29:42.292
و به دور دستها نگاهي بيندازيد
،و فانوس دريايي رو در داخل مِه ببينيد

29:42.293 --> 29:44.794
نمي دونيد که اين يک فانوس دريايي درخشان هست

29:44.795 --> 29:45.995
و شما از اون خيلي دوريد؟

29:45.996 --> 29:47.964
يا اينکه يک فانوس دريايي کم نور هست

29:47.965 --> 29:49.098
که شما خيلي به اون نزديکيد؟

29:49.099 --> 29:51.034
اين يک مشکل اساسي بوده که

29:51.035 --> 29:53.002
ستاره شناسان از همان زمان

29:53.003 --> 29:54.304
. و در طول قرن اخير با آن دست به گريبان بوده اند

29:54.305 --> 29:58.107
. اما چاره اي براي اين مشکل وجود دارد

29:58.108 --> 30:01.477
فيزيکدانهاي ستاره شناس از سال 1980 به بعد

30:01.478 --> 30:04.747
،درباره نوع به خصوصي از انفجار ستاره اي

30:04.748 --> 30:08.051
A1 موسوم به سوپر نُوا
. چيزهايي آموخته اند

30:08.052 --> 30:11.220
وقتي ستاره اي بزرگتر از خورشيدِ ما

30:11.221 --> 30:13.189
،به کمبود مواد احتراقي دچار مي شود

30:13.190 --> 30:16.559
به ستاره اي کوچکتر و متراکم تر و تيره تر

30:16.560 --> 30:18.528
. به نام "کوتوله سفيد" تبديل مي شود

30:18.529 --> 30:23.066
،در چنين حالتي ، ستاره
. بين شرايط مرگ و زندگي معلق است

30:23.067 --> 30:26.302
اما "کوتوله سفيد" مي تواند به صورت بالقوه

30:26.303 --> 30:30.540
دوباره به زندگي بازگردد
. اگر که بتواند به سوخت تازه اي دست بيابد

30:30.541 --> 30:33.943
،"وقتي "کوتوله سفيد
،بخشي از يک سيستم دو ستاره اي باشد

30:33.944 --> 30:37.013
. ستاره مجاورش مي تواند اين سوخت را تامين کند

30:37.014 --> 30:39.649
"به محض اينکه جاذبه "کوتوله سفيد

30:39.650 --> 30:42.385
،جرم کافي را از همسايه خود دريافت کرد

30:42.386 --> 30:44.554
. راه بازگشتي نيست

30:44.555 --> 30:46.622
. منفجر مي شود

30:47.992 --> 30:51.928
حرارت آن، به دمايي
بيش از يک بيليون درجه مي رسد

30:51.929 --> 30:56.833
. و بيشتر گازهاي آن در فضا منتشر مي شوند

30:56.834 --> 31:01.070
براي منظور ما عاليست A1 اين نوع ابر اختر

31:01.071 --> 31:03.573
چون هميشه از جرم ثابتي

31:03.574 --> 31:06.809
. درست در وقت انفجار برخورداره
بنابراين همون درخشش رو هم

31:06.810 --> 31:08.244
. در وقت رسيدن به اوج خودش،ايجاد ميکنه

31:08.245 --> 31:11.180
تا چند هفته درخشش داره
. و ظرف چند ماه، اين درخشش از بين ميره

31:11.181 --> 31:12.448
و اگر بشه اون رو دريافت کرد

31:12.449 --> 31:14.751
،و فقط مقدار کمي از اين رويداد رو ديد

31:14.752 --> 31:17.787
حتي بيليونها سال بعدش
،وقتي اين نور به ما برسه هم

31:17.788 --> 31:20.156
شما همچنان ستاره استانداردي داريد

31:20.157 --> 31:21.624
. که مي تونيد فاصله خودتون رو با اون تشخيص بديد

31:23.127 --> 31:26.729
،انفجارهاي درخشان حاصل اين توده معين

31:26.730 --> 31:29.899
همگي مقدار مشابهي از نور را
. در کهکشان ساطع مي کنند

31:29.900 --> 31:33.870
،مقدار رسيدن آن به ما
. مي تواند بگويد که چقدر از ما دور است

31:33.871 --> 31:36.672
در تئوري، اين يک ايده عمليست

31:36.673 --> 31:39.242
. اما در عمل ، مشکلي وجود دارد

31:39.243 --> 31:41.544
،به نظر عالي مي رسه

31:41.545 --> 31:44.213
. اما در عمل يک دردسر حسابيست

31:44.214 --> 31:46.516
شما مي تونيد فقط يکي دو تا از اونها رو
هر هزار سال يک بار

31:46.517 --> 31:48.451
،در هر کهکشاني که رصد مي کنيد ببينيد

31:48.452 --> 31:50.586
و هيچوقت هم نمي دونيد کي
. اين اتفاق خواهد افتاد

31:50.587 --> 31:51.721
بنابراين خيلي آسان نيست

31:51.722 --> 31:53.956
تا براي بزرگترين تلسکوپ دنيا

31:53.957 --> 31:56.059
. که از ماهها قبل رزرو شده ، برنامه بريزيد

31:56.060 --> 31:58.327
اين هيچ درخواست خوبي نخواهد بود که بگوييد

31:58.328 --> 32:00.430
من شب سوم مارچ رو لازم دارم

32:00.431 --> 32:02.532
چون در 500 سال آينده

32:02.533 --> 32:04.067
. قرار هست که يک ابر اختر منفجر بشه

32:05.202 --> 32:09.072
... اما بعد، موضوعي به ذهن "سائول" و تيمش رسيد

32:09.073 --> 32:12.075
تصوير برداري از زاويه هاي باز معيني از آسمان

32:12.076 --> 32:15.244
،در فاصله هاي چند هفته از هم
و با استفاده از برنامه اي خودکار

32:15.245 --> 32:19.482
. "براي يافتن نور "ابر اختر

32:19.483 --> 32:21.551
اين ايده به اين شکل هست که

32:21.552 --> 32:24.687
يک نرم افزار کامپيوتري فوق پيچيده اي رو توليد کنيم

32:24.688 --> 32:28.191
که بتونه هزاران هزار کهکشاني رو

32:28.192 --> 32:30.159
که تصاويرشون از قبل تهيه شده، با هم مقايسه کنه

32:30.160 --> 32:31.861
و نور کهکشانهايي رو که

32:31.862 --> 32:33.296
. از سه هفته پيش تغيير کرده، پيدا کنه

32:33.297 --> 32:36.766
،و اين نورهاي تغيير کرده
. مي توانند همان سوپر نواها باشند

32:36.767 --> 32:39.702
تنها ظرف 5 سال

32:39.703 --> 32:43.172
سائول" و تيمش 38 ستاره مختلف را"

32:43.173 --> 32:46.442
در 38 کهکشان متفاوت يافتند که
. به ابر اختر تبديل شده بودند

32:46.443 --> 32:50.446
توانايي آنها به رديابي اين گلوله هاي انفجاري

32:50.447 --> 32:51.814
،ماندگار شد

32:51.815 --> 32:54.183
و هنگامي که آنها داده هاي کافي در اختيار داشتند

32:54.184 --> 32:56.752
تا بتوانند بر آورد کنند
،در کيهان چه خبر است

32:56.753 --> 32:59.222
بزرگترين شوک را در دنياي ستاره شناسي

32:59.223 --> 33:00.957
. و از زمان "هابل کبير" ايجاد کردند

33:00.958 --> 33:03.493
،تصاويري که ما در آن زمان داشتيم

33:03.494 --> 33:04.927
. نشان مي داد که جهان در حال انبساط هست

33:04.928 --> 33:07.063
نشان مي داد که همه اجرام کيهاني

33:07.064 --> 33:10.333
،طبق قانون جاذبه اجرام کيهاني ديگر رو جذب مي کنند

33:10.334 --> 33:12.502
. پس بايد روند انبساط کاهش پيدا کنه

33:12.503 --> 33:15.037
سوال هميشه اين بوده که
اين انبساط تا کجا ادامه خواهد داشت؟

33:15.038 --> 33:17.707
چقدر طول مي کشه؟
و آيا يک روزي سرعتش کم خواهد شد؟

33:17.708 --> 33:20.176
اما چيزي که ما بعد از
،کنار هم گذاشتن اطلاعاتمون فهميديم

33:20.177 --> 33:22.712
. اين بود که اصلاً هيچکدام از اين صحبتها در کار نبود

33:22.713 --> 33:24.714
سرعت انبساط جهان

33:24.715 --> 33:26.182
. در حقيقت داره بالا مي ره

33:27.918 --> 33:30.253
سائول" و تيم او به کشفي"

33:30.254 --> 33:32.622
کاملاً غير منتظره و غير قابل توضيح

33:32.623 --> 33:34.257
از "دافعه" کهکشاني دست يافتند

33:34.258 --> 33:37.093
. که به تدريج جهان را از هم مي پاشد

33:38.695 --> 33:41.397
... آن را

33:41.398 --> 33:42.965
. انرژي سياه" نام نهادند"

33:42.966 --> 33:45.434
فکر اينکه جهان

33:45.435 --> 33:48.704
،واقعاً همان چيزي نيست که ما مي بينيم
. تکان دهنده هست

33:48.705 --> 33:51.574
جاذبه وجود داره
اما اين جاذبه ممکن هست که

33:51.575 --> 33:54.110
تحت نفوذ چيزي که ما تا به حال
از آن خبر نداشته ايم قرار داشته باشه

33:54.111 --> 33:55.711
،ما اسمش رو "انرژي سياه" گذاشتيم

33:55.712 --> 33:58.080
در حاليکه سياهي، به ناداني ما بر مي گرده

33:58.081 --> 33:59.749
. نه به رنگ اجسام

33:59.750 --> 34:01.184
ما هيچ چيزي هم درباره اش نمي دونيم

34:01.185 --> 34:03.319
به جز اينکه اين انرژي

34:03.320 --> 34:05.621
. باعث انبساط سريعتر و سريعتر جهان ميشه

34:05.622 --> 34:09.692
"پرتاب... مي ريم براي پرتاب"

34:09.693 --> 34:12.762
،در تابستان 2001

34:12.763 --> 34:18.034
،"II راکت "دلتا
. يک کاوشگر کوچک علمي را به فضا برد

34:18.035 --> 34:20.636
کسي چيز زيادي از آن نمي دانست

34:20.637 --> 34:22.471
اما اين کاوشگر به زودي

34:22.472 --> 34:26.375
موضوعي حيرت انگيز را
. درباره انرژي سياه براي ما آشکار مي کرد

34:26.376 --> 34:29.545
. است "WMAP" نام آن

34:29.546 --> 34:33.249
و ماموريت آن پيشروي در فضا

34:33.250 --> 34:36.552
و بازگشتي بيشتر از هميشه به عمق زمان

34:36.553 --> 34:40.089
. براي مطالعه بازتاب بيگ بنگ است

34:40.090 --> 34:44.560
. است WMAP ديويد اسپرگل" دانشمند"

34:44.561 --> 34:46.329
ما در واقع داريم يک عکس فوري

34:46.330 --> 34:49.765
از چهره جهان رو در دوره اي
. بسيار نزديک به بيگ بنگ مي گيريم

34:49.766 --> 34:52.134
. در دوراني که جهان بسياره ساده بوده

34:52.135 --> 34:55.371
ما ميتونيم از اين اطلاعات
درباره جهان اوليه استفاده کنيم

34:55.372 --> 34:56.706
. تا خيلي بيشتر ياد بگيريم

34:56.707 --> 34:58.274
ما دلمان مي خواد که اين رو

34:58.275 --> 35:01.010
. يک نوع عکسبرداري از دوران کودکي جهان بدانيم

35:01.011 --> 35:03.012
،به مدت 6 ماه

35:03.013 --> 35:07.083
به آرامي قطعاتي از کودکي جهان را WMAP کاوشگر

35:07.084 --> 35:09.151
با خواندن نوسانات کوچک

35:09.152 --> 35:13.356
. در دماي نيمسوخته بيگ بنگ به دست آورد

35:13.357 --> 35:17.593
شما مي توانيد جهان اوليه را
. بسيار شبيه به اين درياچه تصور کنيد

35:17.594 --> 35:22.265
. تقريباً يکپارچه و صاف

35:22.266 --> 35:23.699
،در جهان اوليه

35:23.700 --> 35:26.569
،ناپايداريهاي اندکي از تراکم
. در جاي جاي آن پيدا ميشده

35:26.570 --> 35:28.971
،اين ناپايداريها امواج صوتي رو توليد مي کرد

35:28.972 --> 35:32.074
بسيار شبيه به اين دايره هايي که
. اينجا در اين درياچه مي بينيد

35:32.075 --> 35:34.277
،شکل عملکرد اين موجها

35:34.278 --> 35:36.846
بستگي به عمق درياچه

35:36.847 --> 35:38.748
. و خاصيت آب داره

35:38.749 --> 35:41.550
اين موجهاي کوچک
شکلهاي متفاوتي به خودشان مي گرفتند

35:41.551 --> 35:44.820
،در صورتي که به جاي آب
. در آن جيوه وجود داشت

35:44.821 --> 35:48.624
بنابراين با اندازه گيري حد حرکت امواج

35:48.625 --> 35:50.559
،و انتشار اونها در طول زمان

35:50.560 --> 35:53.929
. من مي تونم از جنس درياچه سر در بيارم

35:53.930 --> 35:56.899
. همين روش هم درباره جهان اوليه صادقه

35:56.900 --> 35:58.901
با مطالعه اندازه و فرم

35:58.902 --> 36:01.937
موجهاي ذره اي پيش زمينه

36:01.938 --> 36:06.375
،ما مي تونيم ترکيبات درياچه
. يا همان جهان اوليه را حدس بزنيم

36:08.879 --> 36:12.014
باز کردن همه اين موجها

36:12.015 --> 36:14.216
،در بازتاب بيگ بنگ

36:14.217 --> 36:17.420
. يک آزمون تاريخي در بررسي داده هاست

36:17.421 --> 36:20.890
ديويد" و تيم او حجم زيادي از اعداد را خرد کردند"

36:20.891 --> 36:24.560
و به طور خستگي ناپذيري
با ترکيب معادلات

36:24.561 --> 36:26.929
. به مدت يکسال و نيم تمام کلنجار رفتند

36:26.930 --> 36:30.766
و با دقتي باور نکردني دريافتند که

36:30.767 --> 36:32.935
. جهان از چه ساخته شده است

36:32.936 --> 36:38.074
امروز اتمها
. در حدود 5% تا 4. 6% جهان رو تشکيل ميدهند

36:38.075 --> 36:40.943
. و ماده سياه در حدود 23% هست

36:40.944 --> 36:43.479
و نکته عجيب اين هست که

36:43.480 --> 36:46.949
. از جمع کل، 72% ماده سياه هست

36:46.950 --> 36:50.820
،به عبارتي ديگر
. ما در مقابل "ماده سياه" هيچ هستيم

36:50.821 --> 36:54.557
اما "انرژي سياه" يا همان نيروي دافعه اسرار آميزي

36:54.558 --> 36:57.960
که دانشمندان اصلاً از آن سر در نمي آورند

36:57.961 --> 37:00.096
. باعث مي شود که "ماده سياه" هم در برابرش هيچ باشد

37:00.097 --> 37:04.800
. تقريباً تشکيل دهنده 3/4 است

37:04.801 --> 37:06.869
در قرن اخير، ما از انديشيدن به جهان

37:06.870 --> 37:09.138
،به شکلي که همه چيز در راه شيري خلاصه شود

37:09.139 --> 37:10.706
به اين جا رسيديم که در واقع

37:10.707 --> 37:12.375
بيليونها کهکشان ديگر

37:12.376 --> 37:15.077
. مثل راه شيري وجود داره که از ما جداست

37:15.078 --> 37:17.346
حتي فهميديم که جهان در حال منبسط شدن هست

37:17.347 --> 37:18.848
. و همه اين کهکشانها در حال دور شدن از ما هستند

37:18.849 --> 37:21.317
،اما حتي مهمتر اينکه
. اين انبساط رو به شتاب گرفتن داره

37:21.318 --> 37:23.252
جهان از فرم

37:23.253 --> 37:25.821
خانه اي آشنا براي ما

37:25.822 --> 37:28.991
. داره به شکل يک تُهي بي نهايت عظيم در مياد

37:28.992 --> 37:32.461
انرژي سياه، حاکم بر جهان است

37:32.462 --> 37:36.565
. و ظاهراً روز به روز هم، نيرومندتر مي شود

37:36.566 --> 37:40.469
اين نيروي اسرار آميز
چقدر وقت لازم خواهد داشت تا

37:40.470 --> 37:43.472
تک تک اتمهاي کيهان را از هم بپاشد؟

37:48.837 --> 37:50.805
زل زدن به تاريکي

37:50.806 --> 37:54.208
،به شکل متحول کننده اي
نگرش ما را نسبت به کيهان

37:54.209 --> 37:56.144
. و حتي خودمان تغيير داده

37:56.145 --> 37:59.380
. فقط 5% جهان از اتم تشکيل شده

37:59.381 --> 38:01.282
. همان چيزي که ما هم از همان درست شده ايم

38:01.283 --> 38:04.485
،تقريباً 1/4 جهان هم ماده سياه هست

38:04.486 --> 38:07.655
. همان عنصري که باعث فرم گرفتن کهکشانها مي شه

38:07.656 --> 38:11.159
،اما 3/4 مابقي جهان رو
. انرژي سياه تشکيل مي ده

38:11.160 --> 38:16.497
نيرويي غير قابل توضيح، که
. در حال دور کردن همه اجزاي هستيست

38:16.498 --> 38:20.268
اين کشمکش چطور به پايان مي رسه؟

38:20.269 --> 38:24.138
آيا در نهايت ،جهان ما رو تکه تکه مي کنه؟

38:27.509 --> 38:30.011
برنا فلائر" خيال دارد اين پازل را"

38:30.012 --> 38:35.516
. با اندازه گيري قدرت انرژي سياه کامل کند

38:35.517 --> 38:38.252
. و اين هم دستگاهيست که قرار است از آن استفاده کند

38:38.253 --> 38:40.722
،عدسي ديجيتالي يک تلسکوپ تازه

38:40.723 --> 38:43.091
. "که موسوم است به دوربين "انرژي سياه

38:43.092 --> 38:46.160
،ما مي خواهيم به بهترين شکل ممکن
انرژي سياه رو درک کنيم

38:46.161 --> 38:49.063
،پس نياز به اين هست که تا آنجا که مي شه
. اطلاعات جمع کنيم

38:49.064 --> 38:54.235
. اين حسگر داراي 520 مگاپيکسل است

38:54.236 --> 38:56.304
هر کدام از آنها که
،با هيليم مايع خنک مي شوند

38:56.305 --> 38:59.307
قادر به دريافت ذرات نوري هستند

38:59.308 --> 39:03.277
. که بيليونها سال نوري مسافت را طي کرده اند

39:04.413 --> 39:07.482
ما نبست به دوربينهاي قبلي
به عمق بيشتري در فضا دسترسي پيدا مي کنيم

39:07.483 --> 39:10.618
و مي تونيم هم اندازه گيريهاي بيشتر و بيشتري را
،در زمان گذشته داشته باشيم

39:10.619 --> 39:14.422
و هم مي تونيم با اين دوربين
. اين کار رو با سرعت انجام بديم

39:14.423 --> 39:16.958
دوربين انرژي سياه

39:16.959 --> 39:20.361
مي تواند نوارهاي عظيمي از آسمان را

39:20.362 --> 39:21.763
ظرف يک شب پوشش دهد

39:21.764 --> 39:24.932
،و پنج سال است که به اين کار مبادرت دارد

39:24.933 --> 39:28.536
،با به تصوير کشيدن تدريجي جزيياتي بيشتر

39:28.537 --> 39:32.707
در جستجوي رد پاهايي از
،چگونگي شکل گيري انرژي سياه

39:32.708 --> 39:35.543
. در زمان شکل گيري جهان است

39:35.544 --> 39:38.513
در حال حاضر اطلاعاتي که ما
،درباره انرژي سياه داريم

39:38.514 --> 39:40.848
به ما ميگه که اين انرژي
در حال نيرومند شدن بيشتر و بيشتر هست

39:40.849 --> 39:44.018
. و جهان هم سريعتر و سريعتر در حال انبساطه

39:44.019 --> 39:45.520
. نميدونيم چرا

39:45.521 --> 39:49.323
،و از اونجا که چراي اون رو نميدونيم
. نميتونيم پيش بيني کنيم چه اتفاقي خواهد افتاد

39:49.324 --> 39:51.492
ما قصد داريم بررسي عميق تري رو

39:51.493 --> 39:52.960
. براي درک اين موضوع به انجام برسونيم

39:55.397 --> 39:57.632
اميد آن است که اين بررسي

39:57.633 --> 39:59.901
بتواند آينده جهان را

39:59.902 --> 40:03.337
با نگاهي به 14 بيليون سال گسترش آن

40:03.338 --> 40:06.240
. به همراه جزييات از دست رفته اش آشکار کند

40:06.241 --> 40:08.776
،تا آنجا که دانشمندان مي دانند

40:08.777 --> 40:11.012
ماده سياه، نيروي غالب تعيين کننده اييست

40:11.013 --> 40:13.247
در فرم گرفتن جهان

40:13.248 --> 40:15.917
. و 7 بيليون سال اوليه شکل گيري آن

40:15.918 --> 40:19.887
در نهايت ، اين "ماده سياه" بوده که

40:19.888 --> 40:23.257
،با جرم غير قابل ديدن خود
. و جذب ماده معمولي،باعث فرم گرفتن کهکشانها شده

40:23.258 --> 40:25.860
،در 7 بيليون سال دوم

40:25.861 --> 40:29.464
. انرژي سياه رشد کرده و بر ماده سياه غالب شده است

40:29.465 --> 40:32.567
،و اکنون به نظر مي رسد بَرنده اين رقابت کيهانيست

40:32.568 --> 40:36.304
. آنهم با دورتر و دورتر کردن کهکشانها از يکديگر

40:36.305 --> 40:38.806
روش ما براي درک بهتر از چيستي

40:38.807 --> 40:40.041
انرژي سياهي که

40:40.042 --> 40:41.976
،امروز در حال سرعت بخشيدن به جهان هست

40:41.977 --> 40:43.611
بازگشت به زمان و بررسي اين هست که

40:43.612 --> 40:46.447
اصلاً از چه زماني انرژي سياه مهم شده؟

40:46.448 --> 40:49.417
از چه زماني ما از يک جهاني که
،سرعتي به کم شدن داشته

40:49.418 --> 40:52.487
به جهاني که رو به سرعت گرفتن گذاشته تغيير کرديم؟
و اين اتفاق چطور افتاده؟

40:52.488 --> 40:53.955
تاريخچه واقعي

40:53.956 --> 40:56.157
اين تغيير کم شدن سرعت
به شتاب گرفتن چه بوده؟

40:56.158 --> 40:58.292
اگر بتونيد تاريخچه دقيقي

40:58.293 --> 41:00.228
،از انبساط جهان رو به دست بياريد

41:00.229 --> 41:01.496
ميشه اينهمه

41:01.497 --> 41:04.098
،تئوري رو که درباره انرژي سياه وجود داره
. تفکيک کرد

41:04.099 --> 41:07.135
و اين هم يکي از کارهاييست که
. در حال حاضر ما داريم انجام ميديم

41:07.136 --> 41:11.139
... اين نبرد پر قدرت، کجا به پايان مي رسد

41:11.140 --> 41:14.976
يک آتش بس؟
يا يک پيروزي در هم شکننده براي يک طرف نبرد؟

41:14.977 --> 41:18.813
بستگي به اين دارد که
. انرژي سياه در واقع چه باشد

41:18.814 --> 41:21.349
،و در اين باره هم
. چند تئوري قابل مقايسه وجود دارد

41:21.350 --> 41:26.087
،ناخوشايندترين آنها
. انرژي فانتوم" ناميده مي شود"

41:26.088 --> 41:28.089
از بين همه تئوريهايي که
،درباره انرژي سياه وجود داره

41:28.090 --> 41:30.658
يکي هست که "انرژي فانتوم" ناميده مي شه

41:30.659 --> 41:32.493
. که دستاورد جالبي داره

41:32.494 --> 41:34.929
،به اين شکل که با شتاب گرفتن انبساط جهان

41:34.930 --> 41:36.264
،و بزرگتر و بزرگتر شدنش

41:36.265 --> 41:38.366
. اين شتاب هم سريعتر و سريعتر ميشه

41:38.367 --> 41:40.334
اگر انرژي سياه، همان انرژي فانتوم باشه

41:40.335 --> 41:42.703
به انبساط جهان چنان شتابي مي ده

41:42.704 --> 41:45.072
که جهان بزرگتر و بزرگتر

41:45.073 --> 41:46.440
،و رقيق و رقيقتر ميشه

41:46.441 --> 41:48.843
و در واقع کهکشانها
شروع به از هم پاشيدن مي کنند

41:48.844 --> 41:51.212
،و حتي بعد از اينهم
منظومه ها از هم مي پاشند

41:51.213 --> 41:53.014
و بعد هم ستاره ها و حتي ساختار اتمها

41:53.015 --> 41:55.650
و ذرات تشکيل دهنده جهان

41:55.651 --> 41:58.085
:همه از هم جدا ميشن که بهش ميگن|

41:58.086 --> 41:59.987
اما يک نقطه اميد

41:59.988 --> 42:01.856
. در اين تصوير تاريک و تهديد کننده وجود دارد

42:01.857 --> 42:05.526
،چيزي که ما بسيار کم درباره آن مي دانيم
،"يعني "ماده سياه

42:05.527 --> 42:10.031
شايد بتواند بهترين ابزار ما
. براي مطالعه "انرژي سياه" باشد

42:10.032 --> 42:11.399
انرژي سياه، نيروييست که

42:11.400 --> 42:13.935
. سعي در از هم پاشيدن جهان داره

42:13.936 --> 42:16.771
. ماده سياه اما سعي در به هم پيوستن اجرام داره

42:16.772 --> 42:19.340
هماهنگي بين اين دو تا هست که

42:19.341 --> 42:21.075
به فرم گرفتن

42:21.076 --> 42:24.245
ساختاري که ما امروز
. به عنوان "جهان" مي شناسيم انجاميده

42:24.246 --> 42:25.713
پس درک اينکه

42:25.714 --> 42:30.151
اين خوشه هاي کهکشاني با چه سرعتي
،فرم مي گيرند و به هم مي پيوندند

42:30.152 --> 42:32.520
هم اطلاعاتي درباره ماده سياه به دست مياد
و هم اطلاعاتي درباره اينکه

42:32.521 --> 42:34.689
. انرژي سياه چقدر مواد رو از هم دور مي کنه

42:34.690 --> 42:38.426
،دانشمندان در تلاش استفاده از چيزي هستند
که به سختي مي توانند آن را درک کنند

42:38.427 --> 42:39.961
تا بتوانند درک اندکي

42:39.962 --> 42:42.830
از چيز ديگري به دست بياورند
. که اصلاً درباره اش نمي دانند

42:42.831 --> 42:46.500
اين روزها ،روزهايي بسيار غريب
. در عمر ستاره شناسيست

42:46.501 --> 42:49.303
ما راه درازي را

42:49.304 --> 42:51.606
در درک جهان طي کرده ايم

42:51.607 --> 42:53.007
من سي سال پيش رو به خاطر دارم که

42:53.008 --> 42:55.209
موضوع "ماده سياه" به تنهايي

42:55.210 --> 42:57.878
. يک ايده خارق العاده بود

42:57.879 --> 43:01.682
واقعاً مبهم بود
. به نوعي حتي غير عادي بود

43:01.683 --> 43:05.486
من هيچوقت تصورش رو هم نمي کردم
که سي سال بعد

43:05.487 --> 43:08.889
مفهومي خارجي مثل ماده سياه و انرژي سياه

43:08.890 --> 43:10.858
. واقعاً ثابت شدني باشند

43:12.461 --> 43:15.329
معلوم شد که من حق داشتم

43:15.330 --> 43:18.899
. حقيقتاً چيزي در سايه ها پنهان است

43:18.900 --> 43:22.303
. اما من هيچ نمي دونستم از چه اهميتي برخورداره

43:22.304 --> 43:25.039
از گوشه اتاق من

43:25.040 --> 43:27.775
،تا دورترين نقاط فضا

43:27.776 --> 43:31.145
... تاريکي بر جهان حاکم است

43:31.146 --> 43:33.781
. و سرنوشت ما رو در اختيار داره

43:33.782 --> 43:36.584
تا حالا که کشمکش بين ماده سياه و انرژي سياه

43:36.585 --> 43:37.652
. با ما مدارا کرده

43:37.653 --> 43:39.620
از همه اينها گذشته، بدون اين کشمکش

43:39.621 --> 43:44.392
هيچ کهکشاني نبود، هيچ سياره اي نبود
. شما هم نبوديد، من هم نبودم

43:45.494 --> 43:47.995
. اما ممکنه که روزهاي ما رو شمرده باشند

43:49.798 --> 43:51.499
... يک روزي

43:51.500 --> 43:54.539
... تاريکي ميتونه نور رو بکُشه

43:54.924 --> 43:56.324
.:: @bollbolljan_com ::.

43:56.659 --> 44:00.259
،تا روزي که ما اين نيروهاي عظيم رو بفهميم

44:01.069 --> 44:05.869
. فقط خدا ميدونه چه کاسه اي زير نيم کاسه است