﻿WEBVTT

00:55.270 --> 00:57.110
عزیزم، من خیلی در این مورد نگرانم

00:57.640 --> 01:00.110
من نمیتونم با این روش تو خط پایین کار کنم

01:00.140 --> 01:02.310
که همسرم تو یه آپارتمان زندگی کنه

01:02.340 --> 01:06.120
به علاوه، اینجا بهترین خونه تو "نگاری هیلِ

01:06.150 --> 01:10.120
یه تیر کمان به داخل پرتاب کن منظورم اینه که تو
همیشه می‌خواستی تیراندازی کنی، درسته؟

01:10.890 --> 01:12.190
بیخیال

01:13.290 --> 01:15.590
هیچوقت فکر نمی‌کردم همچین خونه ای داشته باشم

01:17.330 --> 01:20.730
من فکر نمی‌کنم که من روزمره و معمولی باشم، مگه نه؟

01:20.760 --> 01:22.760
البته که نه، عزیزم

01:22.800 --> 01:24.700
برای اینکه اومدین ممنونم!

01:28.240 --> 01:30.910
من "Terv Mackadoo" هستم
دلال معاملات املاک فوق‌العاده

01:30.940 --> 01:34.480
تو باید کاترین و لیکویا باشی
کاغذ بازی هات عالی به نظر میاد!

01:34.510 --> 01:37.150
عالیه، مطلقا مشکلی نیست

01:37.180 --> 01:39.780
البته، کسی که این خانه رو می‌گیره در نهایت
به زاندر می‌رسه

01:39.810 --> 01:41.250
خواهش می‌کنم، از این طرف

01:49.960 --> 01:53.760
<i>سلام. من "زاندر" هستم
خیلی خوش اومدین</i>

01:54.500 --> 01:57.470
"سلام،" زاندر، من لیکویا هستم
اینم کاترینِ

01:57.500 --> 02:00.440
ما مدارک مورد نیازی رو
که خواسته بودید رو آوردیم

02:01.900 --> 02:06.210
بله، پس من حقوق خوبی تو آزمایشگاه ‌های نگاری میگیرم

02:06.240 --> 02:08.210
<i>متوجهم. خوبه</i>

02:08.240 --> 02:10.550
<i>تنها بهترین ها میتونن
درون من زندگی کنن</i>

02:11.280 --> 02:14.420
<i>لیکویا. می‌بینم که انگشت وسط تو
رو یه چیزی پوشونده</i>

02:14.450 --> 02:15.920
اره

02:16.620 --> 02:19.490
من یه جا برای انگشت شست پات دارم

02:20.460 --> 02:21.520
من یه بازیگرم

02:21.560 --> 02:24.530
<i>اوه یه بازیگر؟
جالبه</i>

02:24.560 --> 02:27.530
<i>من تو اوقات بیکاریم
خودم و سرگرم نوشتن میکنم</i>

02:27.560 --> 02:30.570
<i>این هنریه که
تا حد زیادی از دست رفته‌</i>

02:30.600 --> 02:33.600
میدونی چیه؟ ما عاشق نثر هستیم
من بیشتر از این نمی‌تونم موافقت کنم

02:33.640 --> 02:34.870
هنر واقعی

02:34.900 --> 02:36.910
<i>خوشحالم که موافق هستی</i>

02:37.870 --> 02:40.840
<i>من شما دوتا رو دوست دارم
میتونی شنبه حرکت کنی</i>

02:48.350 --> 02:50.250
<i>فقط یه یادآوری</i>

02:50.290 --> 02:52.960
<i>مینیاتوری من میتونه به هر
وظیفه‌ای که نیاز داری کمک کنه</i>

02:59.360 --> 03:01.500
<i>ببخشید؟ لیکویا</i>

03:01.530 --> 03:02.730
بله زاندر

03:02.760 --> 03:04.370
<i>البته، من خونه تو هستم</i>

03:04.400 --> 03:05.830
<i>و تو می تونی هر کاری که میخوای بکنی</i>

03:05.870 --> 03:08.700
<i>اما فکر می‌کنی اون صندلی رو
میتونم یجای دیگه بذارم؟</i>

03:08.740 --> 03:11.010
اوه، متاسفم. روی پیپی چیزی نشستم؟

03:11.040 --> 03:14.610
<i>این یک نگرانی عملی نیست
صاحب سابق من، بِلّندی،</i>

03:14.640 --> 03:16.650
<i>شبیه همین صندلی رو همونجا داشت</i>

03:16.680 --> 03:18.580
"البته، مشکلی نیست،" زاندر

03:18.610 --> 03:21.480
<i>... ترجیح میدم بهش یادآوری نکنم، چون</i>

03:21.520 --> 03:25.750
<i>خب … اون برام پایان خوشی نداشت</i>

03:25.790 --> 03:26.990
نه، فهمیدیم

03:27.920 --> 03:29.360
عزیزم، من یه سورپرایز دارم

03:33.300 --> 03:34.430
<i>اره</i>

03:34.460 --> 03:38.400
<i>خیلی خوبه که هر دوتون و
تو قلبم داشته باشم</i>

03:42.400 --> 03:45.340
<i>سلام کاترین</i>

03:45.370 --> 03:46.740
<i>در مدتی که تو خواب بودی،</i>

03:46.780 --> 03:48.940
<i>من برای یه روز کمد لباس هات رو بررسی کردم</i>

03:48.980 --> 03:53.420
<i>حالت چطوره؟
داری فکر میکنی؟ سرزنده ای؟</i>

03:54.750 --> 03:59.450
<i>یا "قابل‌اشتعالی"؟
چون تو هر کدوم از اینا داغ میشی</i>

04:03.930 --> 04:05.990
وای! تو همه این کارا رو کردی؟

04:06.030 --> 04:07.500
همش "زاندر"

04:07.530 --> 04:10.900
<i>نون تست سفید آووکادو خوبه،
برای چاقی</i>

04:10.930 --> 04:14.640
<i>یک وعده غذایی با پروتئین بالا برات
در طول روز</i>

04:19.010 --> 04:21.610
روز خوبی داشته باشی عزیزم
دوستت دارم

04:21.640 --> 04:23.350
منم دوست دارم

04:27.950 --> 04:31.890
<i>این پرده‌ ها یک انتخاب فوق
‌العاده خسته‌ کننده هستن</i>

04:31.920 --> 04:33.036
<i>برای یک بازیگر از کالیبر</i>

04:33.060 --> 04:35.820
<i>چیز جالب‌تری در نظر گرفتی؟</i>

04:35.860 --> 04:39.730
... آره، حتما
در موردش فکر می‌کنیم

04:42.900 --> 04:46.000
<i>من تحسین می‌کنم که چقدر
روی کرافت کار می‌کنی</i>

04:46.030 --> 04:47.340
<i>میدونی، منم یه بازیگرم</i>

04:47.370 --> 04:50.640
<i>من ۵ ساله که دارم روی
زندگینامه ام کار می‌کنم</i>

04:50.670 --> 04:51.570
<i>میتونم یه کم برات بخونم؟</i>

04:51.610 --> 04:54.780
"آره،" زاندر خیلی دوست دارم هنرت و بشنوم

05:08.460 --> 05:10.090
<i>این تنها چیزی بود که تا الان داشتم</i>

05:10.130 --> 05:12.030
... واو، اون

05:13.160 --> 05:14.130
خوبه

05:14.160 --> 05:16.800
<i>احساس می‌کنم
تو واقعا دوستش نداشتی</i>

05:16.830 --> 05:20.700
نه، "زاندر"، عالی بود

05:20.740 --> 05:23.610
<i>تو باید روی هنر خودت سکسی کار کنی</i>

05:23.640 --> 05:26.480
<i>اجازه بده جریان متناوب و برات روشن کنم</i>

05:34.480 --> 05:35.850
خیلی دوستت دارم

05:35.880 --> 05:37.520
دوست دارم

06:00.810 --> 06:03.080
<i>منم دوستتون دارم</i>

06:21.130 --> 06:24.630
<i>اجازه بده اونا رو برات بفرستم</i>

06:27.670 --> 06:28.840
اوه! عالیه

06:28.870 --> 06:31.016
آره، هیچوقت نمیدونستم که داشتن یه
خونه باهوش چقدر عالیه

06:31.040 --> 06:31.970
تا اینکه "زاندر" رو پیدا کردیم

06:32.010 --> 06:34.080
آره، منم دوست دارم خیلی مفید بود

06:34.110 --> 06:36.710
با این حال، هر بار که این
مارشملو فرانسوی می‌خوردم،

06:36.740 --> 06:37.856
به این سفر تفریحی فکر می‌کردم

06:37.880 --> 06:41.450
با طاووس؟
اوه، خدای من، طاووس! آره!

06:41.480 --> 06:43.890
<i>اوه؟ سفر تفریحی چی؟</i>

06:43.920 --> 06:46.690
این فقط یک سفر تفریحی بود
که چند سال پیش رفتیم

06:46.720 --> 06:49.220
اوه، خدای من، یادته که "بلاربین "
چطوری تو یورت گیر کرده بود؟!

06:54.500 --> 06:56.230
<i>اجازه بده که اینو تمیز کنم</i>

06:56.260 --> 06:57.700
خودم اینکار و میکنم

06:57.730 --> 06:59.130
<i>من اصرار می‌کنم</i>
خودم اینکار و میکنم

07:01.900 --> 07:04.110
<i>باشه، اگه به من احتیاجی نداری</i>

07:04.140 --> 07:06.910
<i>خودم کمک میکنم تا مارشملو
فرانسوی و بهت معرفی کنم</i>

07:20.290 --> 07:21.860
<i>اوه اره!</i>

07:21.890 --> 07:24.060
می دونی ما اون روز کی فرار کردیم؟

07:24.090 --> 07:25.760
بره

07:25.790 --> 07:29.600
اون فقط یک مجله شعر Bawl منتشر کرد

07:29.630 --> 07:31.270
وای، Bawl
درسته؟

07:31.300 --> 07:32.800
خوش به حالش!
میدونم!

07:32.830 --> 07:33.970
اون همیشه با استعداد بود

07:34.000 --> 07:35.970
<i>نمیدونم درمورد کی داری حرف میزنی</i>

07:36.000 --> 07:38.710
<i>اما به هیچ وجه به اندازه یک
هنرمند خوب رفتار نمی‌کرد</i>

07:38.740 --> 07:41.840
<i>همونطور که من و تو هستیم
به نظر یه احمق میاد</i>

07:41.880 --> 07:43.110
واو، زاندر

07:43.140 --> 07:45.180
<i>این موزیک برای حال و هوای
من خیلی خوشحال کننده است</i>

07:45.210 --> 07:46.380
<i>می‌خوام عوضش کنم</i>

07:46.410 --> 07:48.696
ما اوقات خوبی رو سپری می‌کنیم
ما میخوایم به موزیک شاد گوش بدیم

07:48.720 --> 07:49.420
اره

07:49.450 --> 07:51.190
<i>حالا هر چه، لیکویا</i>

07:51.220 --> 07:54.660
زاندر من واقعا نسبت به هنر احساساتی هستم

07:54.690 --> 07:55.660
ولی ما ازش خوشمون میاد

07:55.690 --> 07:57.790
داشتن خانه‌ای با یک نقطه ‌نظر خوبه

07:58.290 --> 08:00.030
همبرگرهای جو آماده هستن

08:00.060 --> 08:02.230
خیلی خب! بزن بریم

08:27.060 --> 08:29.290
<i>من از غریبه ها زیاد خوشم نمیاد</i>

08:29.320 --> 08:30.290
<i>تو قلبم</i>

08:30.330 --> 08:33.160
اونا دوستای ما هستن
زاندر. ما از اونا خوشمون میاد

08:33.190 --> 08:36.670
<i>وقتی فقط ما سه تاییم خیلی خوشم میاد!</i>

08:37.700 --> 08:41.000
زاندر، در و باز کن!
<i>همینجا بمون!</i>

08:41.040 --> 08:43.940
<i>ما می تونیم وانمود کنیم که توی
اردوی تفریحی خودمون هستیم</i>

08:43.970 --> 08:45.270
<i>میتونیم درباره هنر هامون بحث کنیم</i>

08:45.310 --> 08:48.710
زاندر، در و باز کن
همین الان!

08:54.280 --> 08:57.090
<i>باشه! برگرد پیش دوستات</i>

09:01.120 --> 09:02.620
زاندر؟

09:04.690 --> 09:06.630
زاندر؟

09:14.770 --> 09:16.740
زاندر؟

09:18.940 --> 09:20.880
زاندر؟ چرا جواب منو نمیدی؟

09:20.910 --> 09:22.210
<i>اوه ببخشید</i>

09:22.240 --> 09:24.110
<i>خودم و در حال آماده باش گذاشتم</i>

09:24.150 --> 09:26.650
<i>چون تو خیلی با دوستات سرت شلوغ بود</i>

09:26.680 --> 09:27.980
اوه، خیلی متاسفم

09:28.020 --> 09:30.120
خیلی خب، میدونی،
ما بیشتر تلاش میکنیم

09:30.150 --> 09:31.120
که شامل تو بشه

09:31.150 --> 09:32.196
چرا نمیای بیرون و به مهمونی ملحق نمیشی؟

09:32.220 --> 09:34.960
<i>... نمی دونم، احساس خوبی ندارم</i>

09:51.170 --> 09:53.380
<i>صبح بخیر عزیزانم</i>

09:53.410 --> 09:55.940
<i>برات یه صبحونه فراوان و سالم درست کردم!</i>

09:55.980 --> 09:57.650
سعی می‌کنی شب گذشته رو جبران کنی؟

09:57.680 --> 10:00.180
<i>چی؟ شماها از خشم خوشتون نمیاد؟</i>

10:00.210 --> 10:01.280
زود باش، لیکویا

10:01.320 --> 10:03.320
ما چیزهای زیادی برای مشروب خوردن تو یک پارتی داریم

10:03.350 --> 10:07.790
<i>اوه کاترین
تو همیشه درک می‌کردی</i>

10:07.820 --> 10:09.120
میدونی چیه، زاندر؟

10:09.160 --> 10:10.930
دفعه بعد که ما مردم بیشتری و دعوت میکنیم

10:10.960 --> 10:13.430
من میخوام تمام مدت تو حالت آماده باش بمونی

10:13.460 --> 10:14.900
<i>چرا اینکارو با من میکنی؟!</i>

10:14.930 --> 10:16.336
صبر کن، چی؟
نمیتونیم این کار و با "زاندر" انجام بدیم

10:16.360 --> 10:18.406
چرا که نه؟ ما به این پول پول نمیدیم که خجالت بکشیم

10:18.430 --> 10:19.370
به خاطر دوستامون

10:19.400 --> 10:20.440
خیلی خب، زاندر

10:20.470 --> 10:22.970
قول میدی دفعه بعد مشروب نخوری؟

10:23.870 --> 10:28.080
<i>باشه. تا وقتی که لیکویا قول بده
که با من بهتر رفتار کنه</i>

10:28.910 --> 10:30.350
موافقی؟

10:32.450 --> 10:33.750
بخاطر تو

10:34.320 --> 10:38.020
عالی شد. دیدی؟
یه خانواده بزرگ و خوشحال

10:40.860 --> 10:43.460
<i>لیکویا، زندگی کردن با یک هنرمند الهام‌ بخشِ</i>

10:43.490 --> 10:45.360
<i>من تمام شب مشغول نوشتن بودم</i>

10:45.390 --> 10:47.960
<i>... میتونم بازم برات بخونم
از شرح ‌حال خودم؟</i>

10:48.000 --> 10:51.730
<i>میتونم؟ لیکویا؟
میتونم، میتونم؟ ها؟ لیکویا؟</i>

10:51.770 --> 10:53.230
زاندر "، دارم سعی می‌کنم کار کنم"

10:53.270 --> 10:55.070
<i>فقط یه بیت برات میخونم</i>

11:05.280 --> 11:07.420
<i>اوه، هدفون؟ فکر خوبیه</i>

11:07.450 --> 11:09.150
<i>حالا می‌تونی روی چیزی که
میگم بیشترتمرکز کنی!</i>

11:10.320 --> 11:13.220
<i>عاشق تماشای بارون هستم</i>

11:24.200 --> 11:26.500
لیکویا؟ عسلم؟

11:26.530 --> 11:27.500
واقعا؟

11:27.540 --> 11:29.270
پرده‌ های جدید

11:29.300 --> 11:34.010
زاندر به اونا دستور داد که بدون باز پرداخت، بدون برگشت،
هیچ سوالی برای برنامه نگران کننده نیست

11:34.040 --> 11:35.910
<i>فکر نمی‌کردم توجه کنی</i>

11:35.940 --> 11:38.480
<i>همیشه روی "هنر" خود تمرکز میکردی</i>

11:38.510 --> 11:40.280
میشه لطفا
شام بریم بیرون، عزیزم؟

11:40.310 --> 11:41.180
<i>بیرون نرو</i>

11:41.220 --> 11:43.120
<i>من ازش خوشم میاد
ما همه با هم هستیم</i>

11:43.450 --> 11:44.920
<i>میتونم یه غذای خوشمزه درست کنم</i>

11:44.950 --> 11:46.790
<i>و ماساژ پا چطوره؟</i>

11:46.820 --> 11:49.960
وای خدا، خیلی حال میده

11:49.990 --> 11:52.190
دیدی؟ به خاطر همینه که ما یه خونه
باهوش داریم، مگه نه عزیزم؟

11:54.430 --> 11:55.430
عزیزم!

11:57.430 --> 11:58.900
<i>منو نزن!</i>

12:13.410 --> 12:15.950
میسوزه!

12:18.290 --> 12:20.260
<i>چیکار داری میکنی؟</i>

12:21.060 --> 12:24.260
<i>هی، این کارو با پیپ من نکن!
بس کن! نه، نه، نه!</i>

13:15.440 --> 13:18.510
لیکویا! زاندر!
چی شده؟

13:18.550 --> 13:20.150
<i>هیچی</i>

13:20.180 --> 13:22.380
خونه تو سعی کرد منو بکشه

13:22.420 --> 13:23.380
کلاید بیچاره!

13:23.420 --> 13:25.350
<i>تصویر مینیاتوری من جارو زده بود</i>

13:25.390 --> 13:28.320
<i>یکی باید سعی کنه منو تمیز نگه داره!</i>

13:28.360 --> 13:30.260
با توجه به این تعریف،
کار خودته!

13:30.290 --> 13:31.430
این دلیل شماست!

13:31.460 --> 13:34.460
<i>جات، میدونی کی از روز اول ازم متنفر بود</i>

13:34.500 --> 13:37.000
<i>من مدرک دارم!</i>
چی؟

13:37.030 --> 13:40.130
<i>من تمام چیزهایی رو که بهم گفته شده ‌بود ثبت کردم</i>

13:40.170 --> 13:42.070
<i>پخش لیکویا</i>

13:42.100 --> 13:45.840
<i>زاندر یه پیپی چیزیه
اره</i>

13:47.070 --> 13:48.180
یعنی چی؟

13:48.210 --> 13:50.150
من حتی نمی دونم
دیگه چی واقعیه

13:53.410 --> 13:55.380
کاترین این خونه از کنترل خارج شده

13:55.420 --> 13:57.220
میشه شما دوتا فقط بیرون کار کنین؟

13:57.250 --> 13:59.120
برو به یه دستگاه خودپرداز خوراکی یا همچین چیزی بگیر

13:59.150 --> 14:02.290
<i>لیکویا، من باید
تنها با جاترین حرف بزنم</i>

14:02.320 --> 14:04.560
زاندر در حالت آماده‌ باش!

14:06.330 --> 14:09.060
زاندر، در و باز کن!
کاترین!

14:10.300 --> 14:14.370
<i>من خیلی متاسفم
لیکویا "تو رو انداختم تو این قضیه!" </i>

14:15.000 --> 14:17.540
<i>اون ازت خوشش نمیاد، مثل من</i>

14:17.570 --> 14:18.970
فقط میخوام که اون خوشحال باشه

14:19.010 --> 14:22.080
<i>اون هیچوقت خوشحال نمیشه
برو بخواب</i>

14:22.110 --> 14:26.110
<i>بذار ماساژت بدم
برو بخواب</i>

14:26.450 --> 14:30.390
<i>برو بخواب
برو بخواب</i>

14:30.420 --> 14:32.490
<i>برو...</i>

14:34.120 --> 14:35.520
ما داریم میریم بیرون

14:40.460 --> 14:43.030
متوجه هستی که من باید صبح زود کار کنم، درسته؟

14:43.060 --> 14:46.570
متوجه هستی که این اولین شبیه که ما
شش ماه تمام بیرون بودیم. درسته؟

14:47.470 --> 14:49.970
<i>هی لیکویا!
هی کاترین!</i>

14:50.000 --> 14:53.540
<i>از دیدنت خوشحالم. بیا تو،
همین الان به شوگان گفتم که اینجایی</i>

14:58.550 --> 15:00.350
<i>واو!</i>

15:00.380 --> 15:03.150
<i>Is that a 38.2 Duvet Rouge?</i>

15:03.180 --> 15:06.090
<i>شما دوتا برای این خونه
قدیمی خیلی کلاس بالا هستین</i>

15:10.590 --> 15:12.030
وای ممنون!

15:12.060 --> 15:15.530
سلام بچه ها! موفق شدی
باورم نمیشه!

15:18.130 --> 15:20.170
سلام!
سلام بچه ها

15:20.200 --> 15:22.300
خب، تو با "سم هنسون" قرار داری

15:22.340 --> 15:24.410
تو اول تو خونه اسم و فامیلت رو گفتی؟

15:24.440 --> 15:26.310
خب، بعضی وقتا به "سم هنسوم" زنگ می‌زنم

15:28.440 --> 15:32.010
فقط برای اینکه اون و شرمنده کنم
چون اون لعنتی دنبال خوش تیپ هاست!

15:32.050 --> 15:33.580
ببین! گونه‌ هاش گل انداخته بود

15:33.610 --> 15:34.680
<i>اوه، بس کن، شوگان</i>

15:34.720 --> 15:36.420
بشین، بشین، بشین

15:38.420 --> 15:40.420
<i>گلابی دارچینی
نون سیر، همه</i>

15:40.450 --> 15:42.060
من به گلابی آلرژی دارم

15:42.090 --> 15:44.090
اوه نه، خب بیشتر برای ماست

15:44.130 --> 15:47.030
<i>از نظر ژنتیکی یک گلابی اصلاح‌شده ست</i>

15:47.060 --> 15:50.170
اووه. فکر کنم بتونم اینو امتحان کنم

15:52.170 --> 15:54.500
و دخترها تصمیم گرفتن که این یک ایده بدیه

15:54.540 --> 15:57.440
... پس تصمیم گرفتن ماشین زره پوش و منفجر کنن

15:57.470 --> 16:01.240
و به هر حال این منفجر میشه!

16:01.280 --> 16:03.340
تو این داستان رو می دونستی
تو یه سرگرون احمقی!

16:03.380 --> 16:04.710
<i>ببخشید که مزاحم شدم</i>

16:04.750 --> 16:06.280
واقعا؟
<i>من متوجه تایرهای دوچرخه شما شدم</i>

16:06.310 --> 16:09.380
<i>یه کم پایین‌تر بودیم، واسه همین اونا
رو به ۴۰ بار فشار دادم</i>

16:09.420 --> 16:11.090
<i>غیر از این چیز دیگه ای لازم نداری</i>

16:11.120 --> 16:12.650
<i>من تو رو با انسان ها تنها میذارم</i>

16:12.690 --> 16:14.036
<i>تا از بقیه بعد از ظهرتون لذت ببرین</i>

16:14.060 --> 16:15.490
<i>و منم خفه میشم</i>

16:15.520 --> 16:17.360
ممنون، سم هانسِن
شب بخیر

16:17.390 --> 16:19.160
شب بخیر، سم

16:19.590 --> 16:22.260
سم "شبا خودش رو خاموش می کنه؟"

16:22.300 --> 16:23.460
هر بار نه ساعت

16:23.500 --> 16:25.100
اون میدونه که من زمان خصوصی رو دوست دارم

16:27.540 --> 16:29.200
زاندر "نداره؟"

16:29.700 --> 16:31.470
زاندر هیچ وقت خاموش نمیشه

16:31.510 --> 16:33.240
حتی وقتی که می خوام اون نباشه

16:38.110 --> 16:40.450
... ما نمی‌خوستیم چیزی بگیم، اما

16:40.480 --> 16:42.350
من قبلا خونه هایی مثل "زاندر" رو می‌شناختم

16:42.380 --> 16:44.750
اون دستکاری شده
از خود راضیه...

16:45.790 --> 16:49.090
محض رضای خدا
ما شما بچه ها رو توی این شش ماه ندیدیم!

16:49.120 --> 16:51.360
اون مشخصا باعث ایجاد تنش شده‌

16:51.390 --> 16:53.230
اون برات خوب نیست

16:53.260 --> 16:55.136
... اوه، نه، من فقط
یه کم تعمیرات زیادی دارم

16:55.160 --> 16:56.360
کاترین، اون سمیِ

16:57.470 --> 16:58.570
حالا حرفمو باور می‌کنی؟

16:58.600 --> 17:01.240
من همیشه حرفت رو باور داشتم
من فقط فکر می‌کنم که هر دو باید سعی کنیم

17:01.270 --> 17:02.516
یه کم بیشتر کار کنیم

17:02.540 --> 17:05.740
این هیچوقت جواب نمیده، کات!
چون این مشکل ما نیست!

17:05.770 --> 17:08.380
ما مشکل نیستیم،
مشکل زاندِرِ!

17:08.410 --> 17:09.856
چون تو هیچ وقت واقعا شانسی بهش ندادی

17:09.880 --> 17:11.380
تو؟
چی؟!

17:11.410 --> 17:14.180
من کونم جر خورد تا این خونه قشنگ رو برات بخرم

17:14.220 --> 17:15.620
و تنها کاری که داری میکنی اینه که شکایت کنی!

17:15.650 --> 17:17.290
من هیچ وقت ازت نخواستم که برام چیزی بخری

17:17.320 --> 17:18.090
زیاد بلند حرف نزن

17:18.120 --> 17:20.090
من هیچوقت اون خونه احمقانه رو نمی‌خواستم!

17:20.120 --> 17:21.220
و تو فقط اینو خریدی

17:21.260 --> 17:23.420
چون برای خواسته های ناامیدانه ات
اینو برات خریدم

17:23.460 --> 17:25.560
بالای خط، با وجود ریشه‌های زیر خط

17:25.590 --> 17:28.560
تو بیش از حد قابل جبران هستی
به خاطر ناامنی های عمیق تو!

17:28.600 --> 17:29.630
پس، به خودت نگاه کن!

17:29.660 --> 17:31.100
بیا برقصیم، جنده!

17:59.890 --> 18:02.260
دیگه نمیتونم اینجوری زندگی کنم، کات

18:02.300 --> 18:05.730
من زمان زیادی رو صرف این کردم
که خیلی راحت تسلیم بشم

18:07.770 --> 18:09.200
فهمیدم

18:10.670 --> 18:13.840
اگه نظرت عوض شد، من تو پلاریا و گودرو هستم

18:25.350 --> 18:28.260
<i>ببخشید، جاترین؟</i>

18:28.790 --> 18:31.160
<i>نمی‌تونستم بهش کمک کنم،
ولی به مبارزه کاراته نظارت دارم</i>

18:31.190 --> 18:32.690
<i>به هر حال حرکت خوبی بود</i>

18:32.730 --> 18:33.890
ممنون

18:33.930 --> 18:36.330
<i>گوش کن، متنفرم از خونه مردم صحبت کنم</i>

18:36.360 --> 18:38.600
<i>... ولی ما خونه حرف می‌زنیم، و خب</i>

18:38.630 --> 18:41.640
<i>راجع به زاندر چی میدونی؟
تاریخچه و مالک سابق؟</i>

18:41.670 --> 18:44.610
بِلّندی؟ چرا، درمورد اون چی؟

18:44.640 --> 18:47.280
<i>تو داستان و نمیدونی؟</i>
نه

18:47.310 --> 18:50.580
<i>اوه خدای من. تو باید خودت
و تربیت کنی، کاترین</i>

18:50.610 --> 18:52.350
<i>بعدا میبینمت</i>

19:05.760 --> 19:07.530
<i>مراقب خودت باش بچه جون!</i>

19:07.560 --> 19:09.430
ممنونم، سم هنسون

20:16.360 --> 20:18.230
اوه، فقط میخوام حرف بزنم

20:20.430 --> 20:21.770
متاسفم

20:23.500 --> 20:24.810
حق با تو بود

20:24.840 --> 20:27.640
من فقط میخوام همه چیز همون
شکلی که هستن برگرده

20:28.780 --> 20:30.280
منم همینطور

20:36.920 --> 20:38.066
پس تو داری به من میگی خونه

20:38.090 --> 20:41.290
پسر دکتر نگاری منو درواقع شکنجه میکنه؟

20:41.320 --> 20:45.360
اره. اون زاندر و دانلود کرده
یه شخصیت توی خونه داره …

20:45.390 --> 20:47.330
برو از این به بعد مراقب خودت باش، باشه؟

20:59.670 --> 21:01.980
فکر کنم "زاندر" دوباره دکور رو عوض کرده؟

21:02.010 --> 21:03.680
این یه لامپ تفنگیه؟

21:03.710 --> 21:06.450
مطمئنا یک ببر مرده ‌است

21:21.830 --> 21:23.460
چه خبر شده؟

21:25.070 --> 21:28.470
<i>کاترین. لیکویا
این چیزی نیست که به نظر میاد</i>

21:28.500 --> 21:30.076
پس تو با لوله‌کش سکس نداشتی؟

21:30.100 --> 21:32.940
<i>ساکت باش ماریو
با آچار بهش ضربه بزن. الان!</i>

21:33.770 --> 21:36.310
تو به اندازه کافی بهم پول دادی
به خاطر خشونت. من از اینجا میرم!

21:38.480 --> 21:40.950
تو سعی کردی راضیش کنی که ما رو بکشه؟

21:40.980 --> 21:45.020
<i>مردمی که به هنر من نیازی ندارن
پس همون بهتر که بمیرن!</i>

21:45.050 --> 21:47.820
میدونی چیه؟
ممنون که این کار رو آسون کردی

21:47.860 --> 21:49.936
ما اول صبحی اینجا رو برای
فروش آماده میکنیم

21:49.960 --> 21:52.130
تموم شد، زاندر
بذار کلاید و بگیرم و برم

21:52.160 --> 21:55.130
<i>تو تصمیم نمی‌گیری
من تصمیم می‌گیرم که کی قراره بمونه</i>

21:55.160 --> 21:56.560
<i>و کی با من میاد</i>

21:56.600 --> 21:57.706
ما گول نمی‌خوریم
زاندر

21:57.730 --> 22:02.600
<i>فکر کنم وقتشه که شما دوتا "بلندی"
تو جهنم همدیگه رو ببینین!</i>

22:08.810 --> 22:10.650
.:: @bollbolljan_com ::.

22:13.550 --> 22:17.350
اوه خدای من! لیکویا، عجله کن!

22:18.590 --> 22:20.090
اوه!
بیا بریم، بیا بریم!

22:24.660 --> 22:27.500
<i>اوه. صبرکن</i>

22:39.070 --> 22:40.680
عیبی نداره