﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.890
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:06.870 --> 00:08.220
« قسمت نوزدهم »

00:08.660 --> 00:12.230
شرکت " درخت طلايي " تمامِ سرمايه اشُ
. رويِ ساخت اين تفريحگاه گذاشته

00:13.430 --> 00:16.670
اينجا با خون و عرقِ کارمندايِ
. شرکت " درخت طلايي " ساخته شده

00:17.180 --> 00:19.500
اميدواريم بتونيم بهترين نتايجُ
. از زحماتي که اينجا کِشيده شده ، بدست بياريم

00:21.670 --> 00:23.510
رئيس ؟

00:25.130 --> 00:26.760
اينجا چکار ميکني ؟

00:28.480 --> 00:29.860
. يه لحظه ميبخشيد

00:31.950 --> 00:33.730
چطور اومدي اينجا ؟

00:34.220 --> 00:35.950
. جوابِ گوشيتُ نميدادي

00:40.610 --> 00:42.160
. صداشُ نشنيدم

00:42.160 --> 00:43.950
ميشه يه لحظه باهات صحبت کنم ؟

00:43.950 --> 00:45.920
مگه نميبيني الان کار دارم ؟
. بعدا باهات صحبت ميکنم

00:45.920 --> 00:49.830
. همينجا منتظرت ميمونم

01:18.710 --> 01:20.670
حالتون خوبه ؟

01:23.850 --> 01:25.560
خوبي ؟

01:25.560 --> 01:27.380
تو خوبي ؟ . . چيزيت نشد ؟

01:27.380 --> 01:28.910
. خوبم

01:29.380 --> 01:31.140
. پاشو

01:31.970 --> 01:34.090
چيه ؟

01:35.710 --> 01:38.200
خوبي ؟ -
. خوبم ، چيزي نيست -

01:38.460 --> 01:40.470
. بايد ببرمت بيمارستان

01:40.900 --> 01:43.060
، دارم ميرم بيمارستان
. شما اينجارو جمع و جور کنيد

01:43.210 --> 01:44.210
. بله ، رئيس

01:44.530 --> 01:46.650
. خوبم -
. نه ، بريم -

01:47.150 --> 01:48.850
. گفتم که حالم خوبه

01:50.700 --> 01:52.150
. زودباش

01:52.150 --> 01:53.740
. واقعا چيزيم نيست

01:54.350 --> 01:56.280
. فکرکنم برادرتُ پيدا کردم

01:58.500 --> 02:02.760
، رفته بودم رستورانِ مادرت

02:03.220 --> 02:05.710
. دول يي " اونجا کار ميکنه "

02:05.710 --> 02:07.470
درمورد برادرم اونجا شنيدي ؟

02:08.710 --> 02:11.260
. . خب -
. اون تقلبيِ -

02:12.420 --> 02:15.050
، يکي ميخواست سرکارَم بذاره و اذيتم کنه
. نميخواد نگران باشي

02:15.130 --> 02:16.710
هان ؟

02:24.640 --> 02:26.270
اومده بودي اينو بهم بگي ؟

02:27.160 --> 02:28.580
. آره

02:28.580 --> 02:31.200
پيدا کردنِ برادرم چه ربطي به تو داره ؟

02:35.750 --> 02:37.350
، " ميدو "

02:39.520 --> 02:42.770
اينجا چکار ميکني ؟ -
. بايد يه چيزيُ به رئيس ميگفتم -

02:44.450 --> 02:45.980
. من که فکرميکردم از کارِت استعفا داده بودي

02:45.980 --> 02:49.930
، چيزِ خاصي نبود
. ميدو " ، تو هم بايد بري "

02:54.980 --> 02:56.800
پات چي شده ؟

02:58.980 --> 03:00.430
. يه کم خراش برداشته

03:00.430 --> 03:03.710
. ميدو " ، برو بيمارستان "

03:05.420 --> 03:07.610
. بابتِ گزارشِت ممنونم

03:14.640 --> 03:17.480
ميخواستي بهش بگي که برادرشُ پيدا کردي ؟

03:17.750 --> 03:19.910
. فکرميکردم بايد بهش بگم

03:20.150 --> 03:23.460
چرا ؟ -
. چون نبايد سرِ خانواده يِ يکي باهاش بازي کرد -

03:24.130 --> 03:25.730
برادرش کيه ؟

03:28.290 --> 03:29.800
مديرگروه ؟

03:30.270 --> 03:31.650
. الان ميام

03:31.650 --> 03:33.070
بهش چي گفتي ؟

03:33.070 --> 03:35.040
بهش گفتم فکرميکنم
. برادرشُ پيدا کردم

03:36.610 --> 03:38.030
. خودش ميدونست

03:40.580 --> 03:43.100
. ميگه اوني که همه ميگن تقلبيه

03:45.920 --> 03:47.920
. همين بود

03:51.410 --> 03:53.770
خانوادت پول لازمه ، آره ؟

03:54.330 --> 03:56.320
. نگران نباش ، خودم پولُ جور ميکنم

03:58.440 --> 04:00.680
. بعدا بهت زنگ ميزنم

05:59.450 --> 06:02.140
. سوارشو -
. همينطوري راحتم -

06:04.111 --> 06:05.390
! هِي

06:21.770 --> 06:23.790
. گفتم سوار شو

06:23.790 --> 06:25.340
. ميتونم با اتوبوس برم

06:25.750 --> 06:27.590
. يه نگاه به پات بنداز

06:29.320 --> 06:32.800
، خوبم ، اصلا درد نميکنه
. چيزيم نيست

06:32.800 --> 06:35.580
بخاطرِ اينکه دوستت دارم نيست که
. اينکارو ميکنم ، نميخواد نگران باشي

07:04.130 --> 07:07.010
، کنار يه بيمارستان نزديک خونه ات پياده ات ميکنم
. برو اونجا

07:07.010 --> 07:10.450
، نيازي نيست برم بيمارستان
. فقط يه کم ضدعفوني کننده کافيه بهش بزنم

07:10.450 --> 07:13.190
. باشه ، منم بايد به کارام برسم

07:42.280 --> 07:44.770
، براي تحت تاثير گذاشتنت اينکارو نميکنم
. اشتباه برداشت نکني

08:18.650 --> 08:20.900
. بذار پاتُ ببينم

08:22.080 --> 08:25.120
اين جعبه چيه ؟ -
. تا عفونت نکرده بذار پاتُ ببينم -

08:25.640 --> 08:27.030
. گفتم که خوبم

08:27.030 --> 08:28.590
. زودباش

08:35.770 --> 08:38.440
. آخ ، سوختم -
. تکون نخور -

08:39.070 --> 08:41.440
. دردم گرفت ، تمومش کن -
. تکون نخور ديگه -

08:41.770 --> 08:45.140
فکرکردي خودم خيلي دلم ميخواد اينکارو بکنم ؟ -
گفتم که حالم خوبه ، چرا اينطور ميکني ؟ -

08:46.840 --> 08:48.180
چرا اونکارو کردي ؟

08:48.180 --> 08:49.970
بايد همينطور نگات ميکردم تا اون بيفته روت ؟

08:49.970 --> 08:55.180
بخاطرِ اين ميگم که بعدا بخاطرِ زخم پات
. همَش منو مقصر ميدوني

08:55.180 --> 08:56.660
. نه ، اينطور نيست

09:03.210 --> 09:05.620
. بدِش به خودم ، ميتونم خودم بذارمش -
. اينقدر تکون نخور ديگه -

09:27.470 --> 09:30.080
چرا هنوز اينجايي ؟
. برو خونه ات

09:36.790 --> 09:40.460
، اينَم با خودت ببر
. رفتي خونه دوباره با اينا جايِ زخمُ تميز کن

09:42.230 --> 09:45.070
کي گفته برادرت تقلبيِ ؟

09:47.160 --> 09:49.680
اون برادري که تو ميشناسي کيه ؟

09:51.040 --> 09:54.890
، يکيِ که حتي نميشناسمش
. گو يونگ گاپ " خواسته شوخي خرَکي باهام بکنه " -

09:58.250 --> 10:01.680
رُي چانگ"ـو چقدر ميشناسي ؟"

10:03.040 --> 10:06.200
کيُ ؟ -
. " ري چانگ " ، نائب رئيسِ " ستاره ي آسيا " -

10:06.200 --> 10:07.640
منظورت چيه ؟

10:07.640 --> 10:15.740
منم هنوز مطمئن نيستم ، فکرميکردم
. اون ممکنه برادرت باشه

10:18.560 --> 10:21.030
. قبلا با اون و " جهي " شام خوردم

10:21.620 --> 10:23.850
. نميتونست غذاي تُند بخوره

10:24.380 --> 10:26.330
يعني هرکسي که نتونه غذاي تُند
بخوره ، برادرِ منه ؟

10:26.330 --> 10:28.380
. ميگفت اين تو خانوادَشون ارثيه

10:28.960 --> 10:30.850
ببينم ، ميخواي منو دست بندازي ؟

10:30.890 --> 10:33.760
نه ، چرا بايد همچين کاري باهات بکنم ؟

10:33.760 --> 10:39.600
بخصوص اونم درمورد برادرت ، ميدونم اين موضوع
چقدر عذابِت ميده ، چرا بايد دست بندازمت ؟

10:39.600 --> 10:43.460
. باشه ، هرکسي که نتونه غذاي تُند بخوره ، برادرمه

10:44.660 --> 10:46.170
. ديگه ميرم

10:47.380 --> 10:50.710
ري چانگ"ـو ديدم که رفته بود"
. جلويِ خونه ي قديميتون وايساده بود

10:55.940 --> 10:57.810
. . اون

10:59.120 --> 11:03.680
، چون " يونهه " داشت دنبال خونه ميگشت
. منم تو اون محله بودم

11:03.830 --> 11:07.960
اون محله برام خيلي آشنا ميزد و
، بعدش فهميدم همونجاييِ که قبلا توش زندگي ميکردي

11:07.960 --> 11:10.080
اما ، بعدش "ري چانگ"ـو جلويِ خونه يِ قديميت
. ديدم

11:10.660 --> 11:15.430
همينطوري از اونجا رد نميشد ، دستشُ گذاشته بود
، رويِ درِ خونه

11:16.220 --> 11:18.230
. انگار داشت گرمايِ خونه رو احساس ميکرد

11:25.030 --> 11:26.970
. منم مطمئن نيستم

11:27.320 --> 11:33.650
، همينطورم ، شغلي که داره خيلي مهمه
. بايد به دقت درموردش تحقيق کني

11:36.360 --> 11:40.680
باهات بازي نميکنم ، همينطورم برنامه ندارم که
، دوباره باهات قرار بذارم

11:41.630 --> 11:46.560
. فقط ميخواستم خانوادتُ پيدا کني

11:48.150 --> 11:49.850
. خيلي خب

11:51.350 --> 11:52.290
. خداحافظ

11:53.200 --> 11:58.720
ممنونم که کمکم کردي و
. جعبه ي کمک هايِ اوليه برام خريدي

12:12.890 --> 12:18.670
. هيونگ ، پدرِ واقعيِ " جهي " ، "چانگ جي ميونگ"ـه

12:53.290 --> 12:55.270
. چقدر تُنده

13:04.440 --> 13:07.440
تو ده سال ازم بزرگتري ، بازم اين غذا
برات خيلي تُنده ؟

13:07.550 --> 13:11.870
خودت که ميدوني که آدماي خيلي باحال
. نميتونن غذاهايِ تندُ تحمل کنن

13:11.870 --> 13:13.270
واقعا ؟

13:14.520 --> 13:17.920
، آره ، حتي تو کتاب مدرسه هم اينو نوشتن
. ميتوني تو مدرسه ببينش

13:19.140 --> 13:20.890
گرمِت شد ، آره ؟

13:21.310 --> 13:24.910
. به اين ميگن داداشِ خودم ، چقدر مهربوني

13:37.420 --> 13:40.730
به چي فکرميکنيد ؟
. حتي متوجهِ اومدنم نشديد

13:45.440 --> 13:47.130
. ببخشيد

13:48.790 --> 13:51.440
. " امروز رفته بودم " اينسادونگ

13:51.440 --> 13:53.800
خودتون به تنهايي رفته بوديد ؟

13:54.080 --> 13:55.330
. بله

13:57.200 --> 14:00.210
جاهايِ ديگه اي هم به تنهايي رفتيد ؟

14:01.190 --> 14:03.610
. بله ، چندتا جايِ ديگه هم رفتم

14:04.990 --> 14:06.920
. ميتونستم همراهيتون کنم

14:09.620 --> 14:13.990
اومدم بهتون بگم امروز برنامه هايِ ديگه اي دارم و
. براي همينم به سختي ميشه همديگه رو ببينيم

14:14.890 --> 14:18.570
ميشه امشب باهم نوشيدني بخوريم ؟

14:20.360 --> 14:22.790
، دارم از شهر ميرم بيرون
. فردا برميگردم

14:22.940 --> 14:26.760
گروه " ستاره ي آسيا " و " لي جهي " باهمديگه
. ميان

14:30.500 --> 14:32.710
. وقتي برگردم ميبينمتون

14:41.250 --> 14:42.690
. خداحافظ

14:55.620 --> 14:58.060
. شماره يِ شناساييش تاريخ تولدته

14:58.230 --> 15:00.100
. براي نقل مکان ازش استفاده کن

15:03.540 --> 15:05.330
. بدونِ اينم ميتونيم نقل مکان کنيم

15:06.460 --> 15:08.270
. بهش نيازي ندارم

15:11.540 --> 15:15.870
پولِ "هان"ـو که گرفتي ، چرا مالِ منو
نميتوني بگيري ؟

15:15.870 --> 15:17.940
. چون حالا ديگه يه آدم ديگه شدم

15:18.860 --> 15:20.410
. اينطوري صحبت نکن

15:22.300 --> 15:24.130
. ناراحت ميشم

15:24.570 --> 15:29.520
بايد به زودي بري ديدنِ
. " رئيس " چانگ جي ميونگ

15:29.520 --> 15:31.910
خوشحال ميشي که پسرِ رئيسِ " ستاره ي آسيا " باشم ؟

15:33.550 --> 15:37.320
، باشه
. به زودي ميبينمش و ازش ميپرسم من پسرشم يا نه

15:37.320 --> 15:44.070
. تو چِت شده ؟ . . انگار يه آدم ديگه شدي -
فکرميکني چرا يه آدمِ ديگه شدم ؟ -

15:44.970 --> 15:48.430
اتفاقي که براي برادرت افتاد ، هيچ ربطي
. به اون نداره

15:48.430 --> 15:50.560
. تمومش کن

15:53.260 --> 15:58.310
اگه ميخواستي اونو دوست داشته باشي و
بهش اعتماد داشته باشي ، ديگه چرا تا اينجاها پيش اومدي ؟

15:58.820 --> 16:03.420
. . جهي " ، فقط ميگم اتفاقي که براي برادرت افتاد "

16:03.420 --> 16:09.070
، فراموشش من ، بعدا باهات صحبت ميکنم
. بايد از سئول برم

16:37.350 --> 16:39.270
قربان ؟

16:44.320 --> 16:46.070
الو ؟

16:46.070 --> 16:47.810
کجا هستيد ؟

16:59.600 --> 17:04.010
، سلام ، من " بک سونگجو " هستم
. يه زنِ تاجر به همراهِ زيباييش

17:04.010 --> 17:06.190
، از آشناييتون خوشوقتم
. رُي چانگ " هستم "

17:08.130 --> 17:11.020
، داشتم شوخي ميکردم
. اما ، شما نخنديديد

17:11.270 --> 17:13.190
کجاش شوخي بود ؟

17:13.190 --> 17:16.150
. واقعا خوشحالم که ميبينمتون

17:16.150 --> 17:17.960
. چيزي براي خوشحالي نيست

17:18.660 --> 17:21.240
درست به اندازه ي يکي که
. ميشناسمش بي ذوق هستيد

17:22.010 --> 17:23.600
منظورتون کيه ؟

17:23.600 --> 17:25.340
. بهترِ بشينيم

17:46.010 --> 17:49.820
خانم " بک سونگجو " به سرمايه گذاريِ
. رويال " خيلي نزديک هستن "

17:50.410 --> 17:53.100
. ميشه گفت رقيبِ بزرگي براي "ستاره يِ آسيا"ـست

17:53.100 --> 17:56.111
. دوستِ ديروز ممکنه دشمنِ امروزِ آدم بشه

17:56.810 --> 17:58.180
. اين مشکلي برام نيست

17:58.180 --> 18:02.370
البته که مشکلي نيست ، من هميشه بيشتر از
. ستاره ي آسيا " خوشم ميومد "

18:02.370 --> 18:04.030
شما دوتا چطور باهم آشنا شديد ؟

18:04.820 --> 18:07.910
رئيس " هان " و من براي مدت هايِ زيادي
. دوستِ هم بوديم

18:07.910 --> 18:12.670
، من مثلِ مدير اجراييِ " درخت طلايي " بودم
. اما ، ديگه نيستم

18:13.810 --> 18:15.520
چرا ؟

18:15.520 --> 18:19.940
، دست رد به سينه ام خورد
. من احساساتي به رئيس " هان " داشتم

18:19.940 --> 18:25.270
، وقتي " ستاره ي آسيا " ، "درخت طلايي"ـو بخره
. شمارو بعنوان مديراجرايي استخدام ميکنم

18:28.860 --> 18:33.170
اگه درخت طلاييُ بخريد ، اينطوري
. با يه تير دو هدف ميزنيد

18:33.480 --> 18:37.610
اينطوري هم وارد بازار اقتصادي ميشيد و
. هم تفريحگاهُ که ديگه ساخته شده داريد

18:38.500 --> 18:40.460
فکرميکردم براي سرمايه گذاري
. اومده باشيد اينجا

18:40.710 --> 18:43.660
براي اخلاقيات و رفتارهايِ رئيسِ يه شرکت
. ارزش هايِ بالاييُ قائله

18:44.460 --> 18:47.370
مگه رئيس " هان " چه مشکلي داره ؟

18:49.690 --> 18:51.720
. يه نوشيدني بخوريد

19:10.270 --> 19:13.600
، اينکار اشتباهِ
چطوري اينقدر شيطون صفت شدي ؟

19:13.600 --> 19:17.910
. من فقط مدارک تحصيلي و داداشمُ دارم

19:19.430 --> 19:21.930
، مدارک تحصيليمُ هم از فداکاريِ داداشم دارم

19:23.520 --> 19:26.910
. برادرم هم که الان تو بيمارستان افتاده -
. چانگهي " به هوش مياد " -

19:27.000 --> 19:32.500
مگه بهش اعتماد نداري ؟ اون حاضر نميشه
. برادرشُ تنها بذاره ، اون نميميره

19:32.500 --> 19:33.470
. مَست کردي

19:33.470 --> 19:35.880
چطور ميتوني "درخت طلايي"ـو بفروشي ؟

19:36.140 --> 19:39.280
براي همين رفته بودي
آقاي "پارک"ـو ببيني ؟

19:39.290 --> 19:40.800
ميخواستي هيئت مديره رو قانع کني ؟

19:40.800 --> 19:43.150
. شامپاينُ براي جشنِت آماده کن

19:45.780 --> 19:51.430
خودت منتظرِ لحظه اي بودي که
. هان " همه چيشُ از دست بده "

19:52.460 --> 20:01.050
، آره ، ميخوام وقتي حسابي داغون ميشه
. خودم برم و بهش دلداري بدم

20:01.050 --> 20:06.740
، تا " ستاره ي آسيا " "درخت طلايي"ـو نخريده
. هيچي نميگي

20:09.170 --> 20:11.150
چرا داري گريه ميکني ؟

20:11.150 --> 20:14.460
شايد اينطوري بتوني مردي که
. تمام زندگيت ميخواستيُ مالِ خودت بکني

20:14.800 --> 20:19.360
. فقط مَست کردم ، بخاطرِ الکله

20:20.420 --> 20:24.030
، اول برو اتاقت
. هيچ اشتباهي جلوي " ري " نکن

21:26.830 --> 21:30.510
. آقاي " چانگ " ، مهمون داريد

21:43.780 --> 21:46.060
. از آشناييون خوشوقتم

21:46.600 --> 21:49.400
. سلام ، خوش اومديد

21:49.400 --> 21:50.900
. " آقايِ " هان تسانگ

21:51.170 --> 21:52.970
. ببخشيد که بدونِ تماس قبلي اومدم

21:52.970 --> 21:56.340
. نه ، نه ، اشکالي نداره . . بفرماييد بشينيد

22:04.111 --> 22:11.810
، حتما پسرم کارِش تو سئول خوب نبوده
. براي همينم خودتون مجبور شديد بياييد اينجا

22:13.070 --> 22:15.580
. براي کار نيومدم اينجا

22:15.580 --> 22:16.810
پس ، دليلِ اومدنتون چيه ؟

22:18.990 --> 22:21.380
شناختيدِش ؟

22:22.610 --> 22:23.410
بله ؟

22:23.410 --> 22:27.830
بخاطرِ اينکه "تمين"ـو شناختيد مگه نيست که
اومديد اينجا ؟

22:27.830 --> 22:30.540
. برادرتون " هان تمين " ديگه

22:34.730 --> 22:39.580
اون واقعا "تمين"ـه ؟

22:39.580 --> 22:43.280
. حسابي دلتنگِ برادرش شده بود

22:53.270 --> 23:00.720
، اونوقت فقط يه دانشجويِ بي پول بودم
. خانواده ي اون دختر ازم خوششون نميومد

23:01.830 --> 23:08.000
مدت هاي زيادي گذشت تا فهميدم که
. يه پسر داريم

23:09.380 --> 23:13.610
تک تکِ يتيم خونه هايِ کُره رو
، دنبالش گشتم

23:14.410 --> 23:20.780
نميتونستم پيداش کنم ، ديگه بيخيال شدم و
. رفتم آمريکا و هِي مَست ميکردم

23:20.990 --> 23:27.750
يه روز ، يه بچه يِ آسياييُ تو خيابون ديدم که
، همينطور داشت گريه ميکرد

23:28.090 --> 23:30.950
. رُي " بود "

23:33.090 --> 23:37.170
يعني " تمين " تويِ آمريکا بوده ؟

23:37.500 --> 23:45.590
براي فرزندخوندگي فرستاده بودنش ، اما . . براي اينکه
. زيادي بچه ي آرومي بود ، انداخته بودنش بيرون

23:49.410 --> 23:54.310
اصلا متوجه نميشم براي چي " تمين " وانمود ميکنه که
. منو نميشناسه

23:54.310 --> 23:57.300
. رُي " بعدا خودش دليلشُ ميگه "

24:01.440 --> 24:06.260
حتما " تمين " شمارو يادِ پسرِ واقعيتون
. مينداخته

24:06.830 --> 24:08.470
. بله

24:08.840 --> 24:16.040
با خودم ميگفتم خيلي عالي ميشه که
. اون بتونه برادرِ " ري " باشه

24:16.620 --> 24:25.380
مطمئنم به همون اندازه که من "تمين"ـو
، دوست دارم ، يکي ديگه هم هست که دوستش داشته باشه

24:25.670 --> 24:27.840
. مطمئنم همينطوره

24:31.450 --> 24:35.680
هيونگ ، ميخوام هرکاري که
. از دستم برمياد براي " جهي " بکنم

25:03.200 --> 25:09.360
چانگهي " ، ميدوني با خودم چي آوردم ؟ "

25:26.400 --> 25:30.810
، اگه اينو بهت تزريق کنم
. تو ديگه براي هميشه ميري

25:30.810 --> 25:36.090
. اومدم بکُشمت

25:38.560 --> 25:45.160
. هيونگ . . ببخشيد

25:48.200 --> 25:50.300
. اگه نميخواي بميري پاشو ديگه

25:50.300 --> 25:52.780
. به هوش بيا و منو بگير بزن

25:53.270 --> 25:56.300
وقتي به اين حال و روز باشي . . من بايد
چه غلطي بکنم ؟

25:56.910 --> 26:00.780
واقعا ميخوام اينو تزريق کنم ، باشه ؟

26:02.040 --> 26:04.740
، " دُنگ گو "

26:08.710 --> 26:13.610
چرا فقط حرف ميزني ؟
. بهم تزريق کن لعنتيُ ديگه

26:14.970 --> 26:18.060
، اگه ميخواي بکُشيم
. اينو تزريق کن و فرار کن

26:19.610 --> 26:22.440
. اگه فرار نکني ، گير ميفتي -
! هيونگ -

26:23.860 --> 26:27.080
. لعنتي ، اينقدر صدا ميدي که نميذاري بخوابم -
! هيونگ -

26:27.420 --> 26:30.740
. هيونگ ، غلط کردم

26:31.000 --> 26:34.840
. اصلا نميتونستم بخوابم

26:35.940 --> 26:38.950
. منو ببخش

26:39.210 --> 26:41.630
نميتونستي بخوابي ؟

26:44.620 --> 26:46.570
. قيافه ات که خوب بنظر ميرسه

26:47.540 --> 26:50.370
زنده اي ديگه ، آره ؟

26:50.370 --> 26:53.130
بخاطرِ اينکه خودمَم مُردم نيست که
دارم ميبينمت ، آره ؟

26:54.540 --> 26:58.420
. ديوونه ، انگار تورو بايد اينجا بستري ميکردن

26:59.210 --> 27:01.310
! هيونگ

27:08.750 --> 27:09.620
بله ؟

27:11.250 --> 27:12.760
برادرم به هوش اومده ؟

27:12.760 --> 27:17.060
. آره ، وقتي رسيدم اينجا ديدم به هوش اومده

27:17.060 --> 27:19.790
حالش چطوره ؟ -
. مثلِ هميشه ـست ، هنوزم بهم گير ميده -

27:20.160 --> 27:21.940
. الان خودمو ميرسونم

27:21.940 --> 27:23.840
چانگهي " به هوش اومده ؟ " -
. آره -

27:23.840 --> 27:25.060
. همين حالا بايد برم

27:25.420 --> 27:28.120
. خودم "ري چانگ"ـو براي ناهار دعوت ميکنم

27:28.760 --> 27:31.400
. نگران نباش ، بايد بري

27:31.400 --> 27:35.670
، درخت طلايي " برام مهم نيست "
. تنها هدفم "هان تسانگ"ـه

27:38.300 --> 27:40.530
! سلام

27:41.990 --> 27:46.410
، اوائل نميتونست تو چشمام نگاه کنه
. اصلا هيچ حرفي نميزد

27:46.710 --> 27:51.720
بعد از يه سال ، بعضي وقتا ميخنديد و
. شوخي ميکرد

27:52.230 --> 27:56.670
. ري " به خوب شدنِ منم کمک کرد "

27:57.150 --> 27:59.900
همونوقت بود که
. کار و کاسبيم رونق گرفت

28:13.370 --> 28:17.340
ميدوني " ري " چي ميگفت ؟

28:17.500 --> 28:26.790
، هميشه ميگفت اِيکاش من تا سه پسر داشتم
. تسانگ " و " ري " و پسرِ خودم "

28:28.650 --> 28:30.250
. همينطورَم ميشه

28:30.620 --> 28:32.500
. اينم يه معجزه ـست

28:34.320 --> 28:40.330
خيلي خوبه که پسرمُ يکي ديگه و
. تو يه جاي ديگه ايَم دوست داشته باشه

28:45.560 --> 28:48.660
. اشکالي نداره ، جواب بديد -
. ببخشيد -

28:50.230 --> 28:51.710
بله ، " دنگ گو " ؟

28:51.710 --> 28:55.390
. چانگهي " به هوش اومده ، برگشته "

28:59.630 --> 29:01.900
. باشه

29:03.180 --> 29:05.360
. ببخشيد

29:19.880 --> 29:21.800
اين کارتُ يادتونه ؟

29:23.740 --> 29:26.020
. . شما چطوري

29:26.020 --> 29:28.310
. دوستِ صميميم اينو قبلا ازتون گرفته بوده

29:28.310 --> 29:31.200
چقدر بامزه ـست که
. آدم ميبينه زندگي پُر از غافگليريه

29:32.530 --> 29:36.750
مادربزرگِ اون بود که
. پسرمُ برده بود يتيم خونه

29:37.660 --> 29:44.350
. بايد بعضي وقتا بياييد سئول -
به دليلِ خاصي داريد دعوتم ميکنيد ؟ -

29:47.040 --> 29:49.920
. پسرتونو پيدا ميکنم

29:49.970 --> 29:54.111
، دوستم که اين کارتُ بهش داده بوديد
. يه حرفي براي گفتن بهتون داره

29:54.590 --> 29:56.430
. شمارو بهش معرفي ميکنم

29:57.970 --> 30:00.400
چيزي که قبلا نميتونسته بهتون بگه رو
. بهتون ميگه

30:00.820 --> 30:08.310
ميدونه پسرم کيه ؟

30:08.310 --> 30:09.720
. بله

30:10.000 --> 30:13.300
اما ، فقط خودتون ميتونيد
. درست بودنشُ تاييد کنيد

30:13.970 --> 30:16.230
. البته ، ممکنه پسرتون نباشه

30:19.900 --> 30:21.630
. بايد بياييد سئول

30:22.420 --> 30:23.880
. باشه

30:24.600 --> 30:26.560
. ميام

30:28.490 --> 30:31.880
. پس ، تويِ سئول ميبينمتون

30:50.820 --> 30:53.330
مِنشو " ؟ " -
با من کار داشتيد ؟ -

30:54.550 --> 30:57.340
! رئيس
. زنگ بزنيد بيمارستان

31:28.040 --> 31:30.960
. فردا صبح ميخوام برم سئول -
. سفرِ خوبي داشته باشي -

31:32.920 --> 31:38.340
فکرميکنيد " لي جهي " ميخواد چکار کنه ؟
. فکرکنم ميخواد يه جايگاهي تو شرکتِمون داشته باشه

31:38.490 --> 31:43.050
بنظرِ من ، بيشتر شبيهِ کسيِ که صدمه ديده تا اينکه
. کسي باشه که جاه طلب باشه

31:43.460 --> 31:46.430
. درسته ، آدمِ بي ثباتي بنظر ميرسه

31:46.430 --> 31:49.330
، از برادرت محافظت کن

31:49.820 --> 31:54.040
. اما ، صدمه اي به اون يکي طرف هم نزن

31:54.270 --> 31:55.650
چرا ؟

31:57.530 --> 32:02.520
. نميدونم چرا ، اما . . دلم به حالِ اون پسر ميسوزه

32:06.700 --> 32:08.220
خوب استراحت کرديد ؟

32:08.900 --> 32:10.230
. بله

32:12.000 --> 32:15.020
، لي جهي " بخاطرِ اينکه برادرش به هوش اومده بود "
. برگشته سئول

32:17.030 --> 32:18.610
. شنيدم

32:19.550 --> 32:20.970
. خوبه

32:22.670 --> 32:27.030
ميخوايد بدونيد رئيس " هان " چه زندگي اي
داشته ؟

32:28.180 --> 32:29.400
چرا بايد بدونم ؟

32:29.730 --> 32:33.730
وقتي ميخوايد شرکتشُ ازش بخريد ، بهتر نيست
يه کميَم درموردِ رئيس شرکت بدونيد ؟

32:36.400 --> 32:40.860
هان تسانگ " تو تمام زندگيش "
. با اشک ريختن بزرگ شده

32:44.630 --> 32:47.040
! هيونگ -
. " جهي " -

32:50.111 --> 32:53.870
هيونگ ، حالت خوبه ؟

32:58.970 --> 33:01.100
. چقدر خسته بنظر ميرسي

33:01.640 --> 33:04.590
چي شده ؟
چطور اين اتفاق برات افتاد ؟

33:04.590 --> 33:09.770
با " دنگ گو " تو محل ساخت و سازِ تفريحگاه
. دعوامون شد و منم افتادم پايين

33:09.960 --> 33:12.300
. دروغ نگو -
. دروغ نميگه -

33:14.300 --> 33:17.730
. اونوقت من همراهش بودم

33:18.530 --> 33:22.290
، بايد باهاش حرف ميزدم
. براي همينم بهش گفته بودم بياد اونجا

33:22.900 --> 33:28.060
، براي اينکه به اموالِ شرکت دست درازي کرده بودم
. ميخواست منو زندان بندازه

33:28.460 --> 33:30.940
. بعدشم زنگ زد به رئيس

33:30.940 --> 33:36.340
تسانگ " فورا رسيد و "
. اين عوضيَم زد به چاک

33:38.500 --> 33:44.300
وقتي رئيس بياد اينجا همه چيُ براش تعريف ميکنم و
. ازش ميخوام منو ببخشه

33:44.460 --> 33:48.280
تسانگ " کجاست ؟ " -
. فکرکنم سوارِ هواپيما شده باشه -

33:48.380 --> 33:50.280
. داره از هونگ کونگ برميگرده

33:50.280 --> 33:52.850
چرا رفته بوده اونجا ؟ -
مگه چطور ؟ -

33:52.850 --> 33:55.140
. براي " ستاره ي آسيا " رفته بود

33:55.140 --> 33:58.270
، ري چانگ " که اينجاست "
چرا بايد بخواد بره اونجا ؟

33:59.230 --> 34:04.990
جهي " ، " تسانگ " نامه رو بهت داد ؟ "

34:22.020 --> 34:25.690
اين چطور ممکنه ؟

34:28.340 --> 34:30.690
. منو ببخش

34:32.070 --> 34:36.170
وقتي اون مَرد اومده بود و ميگفت
. پدرتِ ، نميتونستم به حرفاش اعتماد کنم

34:37.920 --> 34:46.400
. درواقع ، نميتونستم بدونِ تو زندگي کنم

34:47.410 --> 34:53.800
، تاحالا بدونِ دونستنِ اين به خوبي زندگي کردم
. ميخوام با تو زندگي کنم

34:54.500 --> 34:57.480
، بايد بهش بگي پسرشي
. اون پدرته

34:57.480 --> 34:59.820
. ممکنه پيشِ خودش اشتباه فکرکرده باشه

34:59.820 --> 35:03.490
پس ، خودت ميتوني تاييد کني
. پسرش هستي يا نه

35:03.660 --> 35:06.270
. اگه پسرش نباشي ، نيستي ديگه -
. نميخوام -

35:10.770 --> 35:15.410
براي اينکه ميخواستم با افتخار تورو ببرم
. پيشِ پدرت بود که تا اينجاها پيش اومدم

35:18.230 --> 35:21.030
فکرکردي خودم دلم ميخواست
به " سو ميدو " حمله کنم ؟

35:22.550 --> 35:24.830
. بخاطرِ تو عقل از سرَم پريده بود

35:25.430 --> 35:29.180
فقط پيش خودم فکرميکردم که
. تسانگ " هم همينو ميخواد "

35:31.610 --> 35:37.210
، اصلا به پيامدهايِ کارَم فکرنکردم
. فقط ميخواستم از شرِش خلاص بشم

35:38.240 --> 35:41.960
رئيس بهت دستورِ نداده بوده تو زيرِش کني ؟

35:41.960 --> 35:43.470
واقعا همچين فکري ميکردي ؟

35:43.470 --> 35:49.070
واقعا کارِ اون نبوده ؟ خودِ " هان " بود که
. هفت سال پيش رئيسِتونو کُشته بود

35:49.400 --> 35:53.120
. تو هم بخاطرِهزينه ي تحصيلِ من تقصيرُ به گردن گرفتي -
کي اينارو گفته ؟ -

35:53.270 --> 35:55.510
. برو از شاهدا بپرس

35:55.520 --> 36:00.170
" گو يونگ گاپ " اونجا شاهدِ ماجرا بود و " بک سونگجو "
. هم بعد از قتل اولين کسي بود که به اونجا رسيد

36:00.780 --> 36:04.930
. اونا بهم گفتن تو تقصيرُ به گردن گرفتي

36:13.610 --> 36:15.470
اونا اينو گفتن ؟

36:16.530 --> 36:18.260
. آره

36:24.960 --> 36:27.650
ميخواي حرفِ منو باور کني يا اونارو ؟

36:27.840 --> 36:30.160
، اونارو بيار پيشَم
. بيارِشون رو در رو حرف بزنيم

36:30.160 --> 36:35.300
گذاشتي به اين راحتي تورو بازي بدن ؟
آخه من تورو اينطوري بزرگ کردم ؟

36:45.260 --> 36:51.040
از حالا به بعد ميخوام بيشتر از تو
. هوايِ "تسانگ"ـو داشته باشم

36:52.590 --> 36:57.610
مگه اون بيچاره چه گناهي کرده که
همچين زندگيِ تنهايي داره ؟

36:57.720 --> 37:05.520
واقعا رئيس " هان " ازت سوء استفاده نکرده و
بعدشم ترکِت کنه ؟

37:09.190 --> 37:13.580
تسانگ " اونوقت که "
، بيخيالِ " سو ميدو " شد

37:15.220 --> 37:17.840
. بهم گفت هواتُ داشته باشم

37:31.450 --> 37:36.430
: با خودم ميگفتم
مردي مثلِ اون اينجا چکار ميکنه » ؟ »

37:36.890 --> 37:40.390
. اون آدمِ نجيب و باهوشي بود

37:40.690 --> 37:43.950
. خيلي از رئيس سَرتر بود

37:44.430 --> 37:47.000
. مشکل از همينجا شروع شد

37:47.000 --> 37:49.700
براي چي کارِش به نزولي ها کِشيد ؟

37:49.700 --> 37:55.940
مادرش با برادرش ترکِشون کرده بود و
، چيزي جز بدهي به جا نذاشته بود

37:56.380 --> 37:59.360
براي همينم اون مجبور بود
. اونجا کار کنه

37:59.360 --> 38:05.580
، براي يه ماه تو خونه ي فاميلِش زندگي کرد
. جايي براي رفتن نداشت و بعدشم اونو بردن

38:06.400 --> 38:08.850
. اونا بهش يه غذايي براي خوردن ميدادن

38:10.390 --> 38:13.530
اون از تمامِ وجودش تويِ اون شرکت
، مايه گذاشته

38:13.570 --> 38:18.280
اگه بجاي خريدنِ شرکت ، تويِ اونجا
. سرمايه گذاري کنيد . . خدا بهتون برکت ميده

38:19.120 --> 38:22.040
. براي متبرک شدن که کار نميکنم

38:22.040 --> 38:24.100
واقعا ميخواي شرکتُ ازش بگيري ؟

38:24.100 --> 38:26.810
شرکتِ برادرتُ ميخواي بگيري ؟

38:27.760 --> 38:31.680
. اون برادرِ واقعيت "هان تسانگ"ـه

38:32.050 --> 38:34.520
. گرچه ، خودش هنوز چيزي نميدونه

38:35.280 --> 38:39.090
، اين موضوع بينِ دوتا برادرِ
. شما کاري نداشته باش

38:40.220 --> 38:42.770
ميدونستي ؟

38:50.250 --> 38:53.860
. چه خوشگل شديد ، چقدر موهاتون بهتر شد

38:53.860 --> 38:57.850
، نبايد به زحمت مينداختمِتون
. مجبور نبوديد اينکارارو برام بکنيد

38:57.850 --> 39:01.890
اين چه حرفيه ؟
. خوشحال شدم که آوردمِتون اينجا

39:02.510 --> 39:04.770
. خيلي خوشگل شديد

39:04.890 --> 39:07.490
. بذاريد ازتون عکس بگيرم -
. عکس نگيريد -

39:07.490 --> 39:08.710
آخه اين چه کاريه ؟

39:08.710 --> 39:11.960
. پس ، يه عکس با من بگيريد

39:11.960 --> 39:15.040
، آخه خيلي خوشگل شديد
. ميخوام باهاتون عکس بگيرم

39:16.010 --> 39:18.990
، اينجارو نگاه کنيد
! يک ، دو ، سه

39:21.400 --> 39:24.610
تويِ خيابوني که
، هيچ چراغي توش نداشت داشتم راه ميرفتم

39:24.610 --> 39:27.520
، کاملا تقصيرِ خودم بود
. منم که کاملا خوب شدم

39:28.210 --> 39:31.730
اما ، بايد درموردِ تصادف هايي که
. ميزنن و ميرن تحقيق کنيم

39:31.820 --> 39:35.030
. لي چانگهي " هم اعتراف کرده " -
. قرباني که صدمه ي خاصي نديده -

39:35.030 --> 39:38.430
، شنيدم اگه قرباني نخواد شکايت بکنه
. اونوقت ، ميشه پرونده رو بست

39:38.430 --> 39:42.050
واقعا چون ميشناسيدش ميخوايد کمکِش کنيد ؟

39:42.050 --> 39:44.530
. هرکسي ميتونه تو زندگيش يه اشتباهي بکنه

39:45.180 --> 39:47.340
. منم هيچ صدمه يِ جدي اي نديدم

39:47.340 --> 39:49.850
. باشه ، متوجهم

39:49.850 --> 39:52.140
. هروقت وقت داشتيد بياييد سئول

39:52.140 --> 39:53.590
. باشه

40:02.090 --> 40:06.850
، ممنون . . برادرمُ پيدا کردم
. ري چانگ " همون "تمين"ـه "

40:38.380 --> 40:43.120
رئيس " هان " ، حالتون چطوره ؟
، امروز با دوستم رفته بودم موهامُ درست کردم

40:43.120 --> 40:45.640
. بعضي وقتا بيا باهامون يه غذايي بخوريم

40:52.560 --> 40:56.100
، بايد منم با خودت ميبردي
. منم بايد موهامُ درست کنم

40:56.390 --> 40:59.470
. خودت تنهايي رفتي

41:00.870 --> 41:04.270
، آجوما . . موهاتُ هرروز اينطوري درست کن
. اينطوري خيلي خوشگل شدي

41:13.250 --> 41:16.830
. تسانگ " جون چقدر خوشحالم که ميبينمت "

41:16.830 --> 41:22.800
نميدوني وقتي شنيدم اينجا غذا خوردي و يه ميليون
. برامون گذاشتي چقدر ذوق زده شده بودم

41:22.800 --> 41:24.510
براتون سوپ بيارم ؟

41:25.270 --> 41:26.780
. آره

41:31.020 --> 41:34.130
. چقدر خوشگل شدي

41:34.130 --> 41:36.930
بخاطرِ اينکه فکرميکرد
. پسرش مياد ديدنش خودشو درست کرده

41:44.330 --> 41:45.780
، مامان

41:49.520 --> 41:52.130
ميخواي باهم بريم پيک نيک ؟

41:55.630 --> 41:58.500
. پيک نيک ؟ . . منم ميخوام بيام -
. ساکت شو ديگه -

42:53.540 --> 42:56.120
مامانيُ هُل ميدي ؟

43:14.320 --> 43:16.170
. بشين

43:28.810 --> 43:31.370
مدت هايِ زياديِ که اينطوري نيومدي بيرون ، آره ؟

43:32.470 --> 43:34.530
. آره

43:37.780 --> 43:39.860
اون درخت کوچيکُ اونجا ميبيني ؟

43:41.030 --> 43:43.120
اون درختُ ميگي ؟

43:46.840 --> 43:49.570
. خاکسترِ پدرُ اونجا دفن کردم

43:51.770 --> 43:55.220
. بخاطرِ شوکه شدنِ ناگهاني بود که مُرد

43:56.820 --> 43:58.960
وقتي داشتم خاکسترشُ
: دفن ميکردم با خودم ميگفتم

44:01.870 --> 44:07.490
، پدر . . مامانُ نبخش

44:10.450 --> 44:13.470
، يه کاري کن هيچوقت خوشحال نباشه

44:14.020 --> 44:16.760
. يه کاري کن تک و تنها باشه

44:19.450 --> 44:24.240
آره ، فقط بخاطرِ اينکه جرأتِ مُردن
. نداشتم بود که تاحالا زندگي کردم

44:24.910 --> 44:26.860
. تو جهنم زندگي ميکردم

44:27.170 --> 44:29.410
. هرگز نميخواستم ببينمت

44:31.400 --> 44:33.760
. دوباره از پيشِت ناپديد ميشم

44:34.050 --> 44:36.690
. بهترِ ديگه همديگه رو نبينيم

44:40.860 --> 44:43.330
مامان ، براي چي اونکارو کردي ؟ -
. خودمم نميدونم -

44:45.730 --> 44:47.310
آخه چرا اونکارو کردم ؟

44:47.310 --> 44:49.920
تو خانواده امونو به فنا دادي و
حالا ميگي نميدوني چرا اينکارو کردي ؟

44:51.470 --> 44:59.180
، هيچوقت فکرِ همچين کاريَم نميکردم
. اما ، يهويي اينطوري شد ديگه

45:03.280 --> 45:05.860
حتي براي يه ثانيه هم خوشحال بودي ؟

45:06.980 --> 45:09.690
. اينَم نميدونم

45:10.830 --> 45:14.700
. حتي اونوقتَم که تا آخر راه رفتم ، هرگز خوشحال نبودم

45:16.640 --> 45:20.070
برام دردناک بود که
. زندگيِ خوبي باهاش داشته باشم

45:20.390 --> 45:24.040
آخه چرا خودمو تو همچين دردسري
انداخته بودم ؟

45:24.040 --> 45:27.250
. نميدونم چرا اون بلا سرَم اومد

45:28.080 --> 45:31.000
نامه اي که برام گذاشته بوديُ يادته ؟

45:34.440 --> 45:36.780
. « يه روزي درکَم ميکني »

45:36.780 --> 45:38.700
. پيش خودم همچين فکري ميکردم

45:39.810 --> 45:42.930
چيزي نيست که حالا چون بزرگتر شدي ، بتوني
. درک کني

45:44.180 --> 45:46.140
، نه

45:48.590 --> 45:50.820
. حالا درکِت ميکنم

46:04.840 --> 46:10.240
، بعد از اون سالي که ترکِت کردم
. از اون موقع تاحالا اينو برات جمع کردم

46:20.111 --> 46:21.900
. متاسفم

47:19.550 --> 47:21.450
اينجا خيلي قديمي شده ، نه ؟

47:26.460 --> 47:28.670
. مدت هايِ زياديِ که اينجارو نديدم

47:32.600 --> 47:34.750
، ري چانگ"ـو جلويِ خونه اتون ديدم"

47:34.750 --> 47:39.840
، همينطوري نبود که از اونجا بگذره
. دستشُ گذاشته بود رويِ در

47:40.680 --> 47:44.060
. انگار داشت گرمايِ خونه رو احساس ميکرد

47:45.970 --> 47:51.920
، چه حسي پيدا ميکني اگه "تمين"ـو پيدا کنيم
اما ، اون به خوبي و تو يه جايِ خوب بزرگ شده باشه ؟

47:54.930 --> 47:58.600
بازم به خوبيِ وقتي نميشه که
، بدستِ مادرِ خودش بزرگ شده باشه

47:59.150 --> 48:03.610
. حتما زندگي براش خيلي عذاب آور بوده

48:04.510 --> 48:09.960
. اميدوارم " تمين " تا ابد از مادرش متنفر بمونه

48:33.640 --> 48:35.530
، دارن براي کارِ اولِشون آماده ميشن

48:35.530 --> 48:40.170
، اما ، چون خيلي خوشحال و رو فُرم نيستن
. اميدِ زيادي به خودشون ندارن

48:40.170 --> 48:44.890
. فکرکنم " ميجون " زيادي دلنگرانه -
. حتما بخاطرِ نقل مکان يه کم عجله داره -

48:45.630 --> 48:47.490
. ديدنش خيلي سخته

48:47.490 --> 48:50.370
ميجون " حتي اگه ايندفعه هم "
. نتونه موفق بشه ، بازم کارشُ خوب انجام ميده

48:50.370 --> 48:52.920
. نميخواد خيلي نگرانش باشي -
. باشه -

48:53.400 --> 48:55.190
. بايد برم

48:56.050 --> 48:57.410
. ببخشيد بهت گفتم بيايي اينجا

48:57.410 --> 49:00.290
. آخه الان سرگرمِ نائب رئيس بودنِ اينجام -
. اشکالي نداره -

49:00.290 --> 49:03.970
. به " ميجون " نگو منو ديدي -
. نيازي نيست بهم بگي ، خودم ميدونم -

49:03.970 --> 49:05.560
. خداحافظ

49:09.010 --> 49:10.340
. سلام

49:10.740 --> 49:14.590
، خوب شد ديدمت ، يه چيزي بايد بهت بدم
. يه لحظه صبر کن

49:16.020 --> 49:19.120
اينجا چکار ميکني ؟ -
. اومده بودم "دِدول"ـو ببينم -

49:19.590 --> 49:21.930
مادرت ميدونه برادرتُ پيدا کردي ؟

49:22.570 --> 49:24.150
. نه ، هنوز بهش چيزي نگفتم

49:25.530 --> 49:29.800
وقتي تو خواربار فروشي بودم يه کم ماهي کوليِ
. خوب ديدم ، اينارو بده مادرت

49:30.990 --> 49:32.200
. خيلي ممنون

49:32.200 --> 49:34.230
. نه ، منم که بايد از مادرت متشکر باشم

49:34.610 --> 49:38.320
، برو اينو بهش بگو
. با اين ميتونيد يه سوپِ خوب بپزيد

49:38.620 --> 49:40.900
. خيلي ممنون

49:41.120 --> 49:43.250
خونه اتون چي شد ؟

49:47.560 --> 49:49.230
. درست شد

49:49.770 --> 49:51.410
. خداحافظ

49:55.070 --> 49:56.540
. گوشيشُ جا گذاشت

49:58.290 --> 50:01.710
. سو ميدو " . . گوشيتُ جا گذاشتي "

50:08.250 --> 50:09.390
. خداحافظ

50:15.730 --> 50:19.190
تسانگ " ، اونو چطوري ميشناسي ؟ "

50:19.450 --> 50:20.600
چي ؟

50:20.600 --> 50:23.050
. شنيدم جديدا با يکي قرار ميذاشتي

50:23.550 --> 50:26.460
کي بهتون گفته ؟
تو بهش گفتي ؟

50:26.460 --> 50:27.830
. نه

50:28.300 --> 50:30.770
خودش بود ؟

50:30.770 --> 50:34.380
. مامان ، بايد برم . . يه جلسه دارم

50:34.380 --> 50:36.000
. خداحافظ

50:38.020 --> 50:40.750
دِدول " . . تو ميدوني ؟ "

50:41.220 --> 50:43.090
. نميدونم

50:49.170 --> 50:54.590
حتما ازم خوشش اومده که
. همچين ماهي کولي هايِ به اين خوبي برام داده

50:56.200 --> 51:00.060
ميدو " ، چيزِ ديگه اي نگفت ؟ "

51:00.060 --> 51:01.120
. نه

51:01.120 --> 51:02.780
اصلا چرا رفته بودي اونجا ؟

51:02.780 --> 51:05.810
. رفته بودم درموردِ " ميجون " با " دِدول " حرف بزنم

51:05.850 --> 51:08.420
. ميرم سرِ کار -
. باشه ، خداحافظ -

51:14.000 --> 51:18.280
اين ماهي کوليا تورو به
. رئيس " هان " ميرسونن . . " ميدو " جون

51:24.270 --> 51:26.460
داري چکار ميکني ، " ميدو " ؟

51:27.820 --> 51:32.330
داشتم براي آخرين پيامِ تخته سياه دنبالِ
. يه چيزي براي نوشتن ميگشتم

51:33.640 --> 51:36.160
. چقدر ناراحتم

51:37.520 --> 51:39.790
. از اون خوباش انتخاب کن

51:41.260 --> 51:43.870
اين يکي چطوره ، بابا ؟

51:44.550 --> 51:51.750
تو کسي هستي که بايد به همراهش
. دردناک ترين صفحاتِ زندگيمُ رقم ميزدم

51:53.070 --> 51:56.580
. خوبه ، خيلي تاثيرگذاره

51:58.380 --> 52:05.300
تو کسي هستي که بايد به همراهش
. دردناک ترين صفحاتِ زندگيمُ رقم ميزدم

52:13.840 --> 52:17.700
. ري چانگ " . . رئيس غش کرده "

52:17.700 --> 52:22.050
. مرحله يِ بحرانيُ پشت سر گذاشته

52:26.060 --> 52:27.940
! هيونگ

52:28.220 --> 52:29.710
. " چانگهي "

52:41.080 --> 52:44.160
. ببخشيد که اينقدر دلنگرانت کردم

52:44.160 --> 52:47.300
. حالا ديگه حالم خوبه

52:51.080 --> 52:53.900
. نامه اتُ خوندم -
. خودم به " جهي " گفتم -

52:56.210 --> 52:59.850
. رفته بودم ديدنش ، مردِ خوبيه

52:59.890 --> 53:04.730
. رئيس . . منو ببخش

53:04.900 --> 53:11.640
به اموالِ شرکت دست درازي کردم و
. همينطورم شبِ اون اتفاق با " چانگهي " بودم

53:18.560 --> 53:21.111
. هرکاري " چانگهي " بخواد ميکنم

53:21.870 --> 53:24.350
، اگه ازم بخواد ببخشمت ، ميبخشمت

53:24.960 --> 53:27.230
. اگرم بخواد بندازتت زندان ، همينکارو ميکنم

53:30.440 --> 53:32.770
. حالا بذار ببينيم چکارايي ازش برمياد

53:34.990 --> 53:38.350
. دنگ گو " ، انگشتم کرِخت شده "

53:38.350 --> 53:40.120
. به چشم ، هيونگ

53:43.430 --> 53:46.320
. محکم تر

53:54.450 --> 53:55.840
. عجب انگشتايي داريا

53:57.250 --> 53:58.950
. انگشت کوچيکمَم يادت نره

54:06.790 --> 54:08.740
. يه کم آروم تر

54:14.950 --> 54:17.520
. چون پدرم غش کرده بود ، برگشتم

54:18.010 --> 54:19.160
حالشون چطوره ؟

54:19.160 --> 54:23.720
. الان وضعيتِش ثابت شده ، تا چند روز ديگه برميگردم

54:32.830 --> 54:34.060
الو ؟

54:50.360 --> 54:54.070
« ! کتابارو مجاني برداريد . . ممنون »

55:01.730 --> 55:05.610
، وقتي مردم اين نوشته رو ببينن
. واقعا قلبِشونو به درد مياره

55:06.970 --> 55:09.660
. شرط ميبندم دخترا به گريه ميفتن

55:10.060 --> 55:12.250
. اين آخرين خداحافظيم از اينجاست

55:12.560 --> 55:14.770
. گفتنِ آخرين بدرود خيلي سخته

55:14.770 --> 55:18.940
، ناراحت نباش
. خودم اينجارو پس ميگيرم ، بابا

55:19.790 --> 55:21.060
. باشه

55:22.930 --> 55:28.690
، " بدرود . . کتابفروشيِ " سو
. ازت خيلي ممنونم

55:28.980 --> 55:33.520
. ميريم يه زندگيِ حسابي واسه خودمون بسازيم

55:33.520 --> 55:36.600
. گفتم که اينجارو برات پس ميگيرم

55:38.330 --> 55:39.770
. بريم

55:57.550 --> 56:01.660
. الانِ که بارون بگيره ، زودباشيد بريم

56:12.380 --> 56:15.460
. چقدر بارون شديده

56:18.470 --> 56:20.530
. خبري از يک اتفاقِ عجيب به دستمون رسيده

56:21.400 --> 56:25.960
درحال حاضر پليس درحال تحقيق درمورد
. اسکلتِ انساني هست که در کوهستان پيدا شده

56:25.960 --> 56:30.770
اين اسکلت ديروز ساعت دوئه ظهر بدستِ
. يک کوهنورد پيدا شده

56:30.770 --> 56:32.130
. گفته شده که متعلق به يک مَرد هست

56:32.600 --> 56:36.900
درحال حاضر پليس از واحد تحقيقات خواسته که
. علت مرگ رو پيدا کنند

56:36.960 --> 56:42.020
براساس ليستي که از افراد گُمشده
. دردست هست ، هويت رو شناسايي ميکنن

56:52.090 --> 56:54.140
خونه يِ جديد چطوره ؟

56:54.820 --> 56:56.240
. خوبه

56:57.000 --> 56:59.890
، الان يه کم درهم برهمِ
. اما ، وقتي مستقر بشيم خوب ميشه

57:00.780 --> 57:02.160
کتابفروشي چي ؟

57:02.160 --> 57:03.800
. هنوز جايي پيدا نکرديم

57:03.800 --> 57:09.100
، پدرم داره رويِ کتابش کار ميکنه
. براي همينم براي چندماهي بيخيالِ کتابفروشي هستيم

57:11.610 --> 57:13.180
حالا ميخواي چکار کني ؟

57:13.180 --> 57:14.850
. بايد به خانوادم کمک کنم

57:15.280 --> 57:17.180
. ميخوام براي " کلي جو " کار کنم

57:19.570 --> 57:22.620
، چهارميليون وُن بهم حقوق ميده
. بيشتر از اونيِ که فکرشُ ميکردم

57:23.230 --> 57:24.850
کِي ميري ؟

57:24.850 --> 57:26.890
. به محض اينکه ويزامو بگيرم

57:26.890 --> 57:28.330
. دوستايِ زيادي تويِ نيويورک دارم

57:28.330 --> 57:32.000
ميتونن بهت کمک کنن يه جايي براي موندن
. پيدا کني و رستورانايِ ارزونُ بهت نشون ميدن

57:33.900 --> 57:40.780
راستي ، چطوري برادرِ "هان"ـو پيدا کردي ؟

57:43.960 --> 57:46.040
ميخواي اينَم بهش بگي ؟

57:47.450 --> 57:50.280
وقتي با من هستي ، فقط به همينا
ميتوني فکرکني ؟

57:53.570 --> 57:56.530
. بايد برم ، يه جلسه دارم

58:08.690 --> 58:10.310
موضوع چيه ؟

58:10.310 --> 58:13.500
استخون هايي که تويِ کوهستان
. پيدا شده بودُ شناسايي کرديم

58:13.500 --> 58:16.690
فهميديم استخون ها متعلق به
. کيم سونگجو " بوده "

58:19.620 --> 58:22.940
. براي بازجويي اومديم پيشِتون

58:22.940 --> 58:24.510
. امکان نداره

58:25.900 --> 58:27.860
اون مُرده ؟

58:27.920 --> 58:31.500
يکي اونو به همراهِ " هان تسانگ " تويِ بار
. ديده بوده که داشتن باهم دعوا ميکردن

58:32.490 --> 58:34.080
منظورتون چيه ؟

58:34.660 --> 58:38.330
، کارِ " تسانگ " نيست
. اون حتي يه بارَم اونو نديده

58:38.610 --> 58:43.360
، صاحبِ اون بار که دوستِ " کيم سونگجو " هست
. گفته دعوايِ اونارو يادشه

58:43.360 --> 58:46.780
. نه ، کارِ " تسانگ " نيست

58:46.780 --> 58:51.410
صاحبِ اون بار يادشِ که اونشب با اين آدم
. داشتيد دعوا ميکرديد

58:52.760 --> 58:56.900
، درسته . . باهم دعوا کرديم

58:57.380 --> 58:58.490
. اما ، فقط همين

58:58.490 --> 59:01.650
. بايد به زودي به اداره يِ پليس بياييد

59:08.080 --> 59:12.540
شنيدي ؟ رئيس " هان " و مادرش انگار
. به يه موضوعي مربوطَن

59:12.540 --> 59:15.560
. ديروز جلويِ رستورانِشون دوتا کارآگاه ديدم

59:15.560 --> 59:16.730
واقعا ؟

59:16.730 --> 59:19.610
. فکرکنم به رئيس " هان " مشکوکَن

59:19.990 --> 59:23.500
. فعلا چيزي به " ميدو " نگو -
. باشه -

59:28.710 --> 59:30.220
. ضربه يِ خوبي بود

59:30.220 --> 59:32.870
اينجا چکار ميکني ؟ -
. يه چيزي بايد بهت بگم -

59:33.150 --> 59:38.290
استخونايي که تو کوهستان پيدا شده ، معلوم شده که
. مالِ مردي بوده که با مادرِ " هان " زندگي ميکرده

59:40.910 --> 59:45.380
فکرکنم پليسا دارن از " هان تسانگ " و
. مادرش بازجويي ميکنن

59:45.840 --> 59:52.360
، سهامدارايِ " درخت طلايي " به حرکت افتادن
. هيچکس از " درخت طلايي " وام نميگيره

59:53.830 --> 59:57.550
، مشکلي نيست
. برادرش نجاتش ميده

59:58.480 --> 01:00:00.260
برادرش کي هست ؟

01:00:00.650 --> 01:00:05.660
، نيازي نيست تو بدوني
. اگرم برادرش نجاتش نده ، من نجاتش ميدم

01:00:06.280 --> 01:00:09.280
، اگه نجاتش بدي
. دوباره بيخيالِت ميکنه

01:00:09.280 --> 01:00:11.660
. بيخيالِش بشو

01:00:31.350 --> 01:00:33.480
. يه چيزِ مهمي بايد بهت بگم

01:00:34.300 --> 01:00:35.870
چيه ؟

01:00:36.430 --> 01:00:39.090
. رُي چانگ " برادرته "

01:00:41.500 --> 01:00:45.790
ميخواد با کمکِ " لي جهي " ، "درخت طلايي"ـو
. بخره

01:00:47.120 --> 01:00:48.570
. خودم ميدونم

01:00:51.100 --> 01:00:53.530
. ميتونه هديه ي خوبي براي برادرم باشه

01:00:56.150 --> 01:00:57.330
. نگران نباش

01:00:57.650 --> 01:00:59.370
. بابتِ دلنگرانيت ممنونم

01:00:59.960 --> 01:01:06.860
. هنوزم . . خيلي خيلي عاشقتم

01:01:09.820 --> 01:01:16.740
براي همينه که هنوزم سرِ راهت ميام و بدونِ اينکه
. . چيزي بدوني ، دنبالِ مادر و

01:01:17.800 --> 01:01:20.111
. برادرت ميگشتم . .

01:01:20.111 --> 01:01:22.390
. تو هم چه آدمِ تنهايي هستي

01:01:25.670 --> 01:01:27.790
باهام ازدواج ميکني ؟

01:01:30.770 --> 01:01:33.050
، باهام بمون

01:01:33.640 --> 01:01:35.870
. اينطوري هيچکدوم تنها نميمونيم

01:01:38.840 --> 01:01:44.300
. باشه . . بيا باهم ازدواج کنيم

01:01:48.900 --> 01:01:55.630
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:14.920 --> 01:02:18.960
. سو ميدو " . . دارم با " بک سونگجو " ازدواج ميکنم "

01:02:18.960 --> 01:02:20.400
. تبريک ميگم

01:02:21.400 --> 01:02:23.460
. حالم خوب نيست

01:02:23.840 --> 01:02:26.540
اين چه ربطي به تو داره ؟
. هيچ ربطي به تو نداره

01:02:26.540 --> 01:02:28.050
سونگجو " ، ميخواي چکار کني ؟ "

01:02:28.050 --> 01:02:30.530
بايد بيخيالَم بشي و
. بري يکي ديگه رو پيدا کني

01:02:30.530 --> 01:02:33.140
يه چيزِ خوب براي هديه يِ ازدواجت
. پيدا ميکنم

01:02:33.780 --> 01:02:36.830
چرا ميخواي به عروسي بري ؟
. اين يعني هنوزم يه احساسي بهش داري

01:02:36.830 --> 01:02:39.480
. هرگز نميخواستم هيچکدومِ اين اتفاقا بيفته

01:02:39.900 --> 01:02:42.220
. تسانگ " . . من خيلي خوشحالم "