﻿WEBVTT

00:01.300 --> 00:07.300
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:07.325 --> 00:10.825
" قسمت بیستم "
" آخرین قسمت "

00:11.380 --> 00:15.220
. قشنگه -
. مرسي -

00:15.220 --> 00:21.240
ميشه يه تورِ بلندترُ امتحان کنم ؟ -
. باشه . . يه لحظه -

00:27.210 --> 00:29.760
داري چه غلطي ميکني " بِک سونگجو " ؟

00:32.200 --> 00:37.600
من شرطُ بُردم . پس بايد بيخيالم بشي
. و بري يه دختر خوب واسه خودت پيداکني

00:38.420 --> 00:43.970
داريم دعوت نامه ي عروسي هم چاپ مي کنيم ؛
. يکي برات مي فرستم ؛ البته حقيقتش لازم نيست بياي

00:43.970 --> 00:46.910
اين باعث ميشه تو و " تِسانگ " ؛
. بدبخت و ناراحت بشيد

00:47.230 --> 00:49.540
چرا هرکاري ازدستِت بياد
براي بدبخت شدنِت انجام ميدي ؟

00:51.020 --> 00:56.690
بعداز روزي که مادرم از دنيا رفت
. براي اولين بار خوشحالم

00:59.810 --> 01:02.200
چيه ؟
داري گريه مي کني ؟

01:05.113 --> 01:09.780
. يه هديه ي ازدواج بزرگ برات مدنظر دارم
. منتظرش باش

01:17.600 --> 01:23.440
بعد ؛ پسرتون وارد ميشه ؛ دعوا رو شروع ميکنه
. و ميگه نبايد با مادرش بدرفتاري بشه

01:23.990 --> 01:25.650
. بنظرم همين به مرگِ اتفاقي اون مرد منجر شده

01:25.650 --> 01:28.250
. اينطور نيست
. نميتونه درست باشه

01:28.250 --> 01:33.580
پسرتون حتي اعتراف کرده که ميره بيرون تا باهاش
. دعوا کنه . بعداز اون روز بود که اون مرد ناپديد ميشه

01:35.800 --> 01:40.680
. حقيقتِش . . کارِ خودمه
! من کُشتمش

01:40.680 --> 01:42.610
! " خانم " هان -
! راستشُ ميگم -

01:42.940 --> 01:47.680
پس . . منُ دستگير کنيد ! پسرم هيچ اشتباهي نکرده ؛
. اون حتي اون مرتيکه رو درست و حسابي نمي شناسه

01:47.890 --> 01:51.680
يه لحظه صبرکنيد . . دخترعموم
. عُمرا اونُ کُشته باشه

01:52.340 --> 01:54.090
داره دروغ ميگه
. تا براي پسرش لاپوشوني کنه

01:54.610 --> 01:56.310
. منُ دستگير کنيد

02:00.020 --> 02:04.400
رئيس " هان " از شرکتِ " درخت طلايي " ؛
. . بعنوان مظنونِ قتلِ مردي

02:04.400 --> 02:06.790
. به دادگاه احضار شده . .

02:07.430 --> 02:13.590
هان " تمام اتهامات را بي اساس مي داند "
. اما بنظر نمي رسد عذر و گواهي اش قابل اتکا باشد

02:14.770 --> 02:16.770
. بايس برم

02:18.020 --> 02:21.800
پليس همچنان پرونده را جهت بررسي زوايايِ
. ديگر پرونده بازگذاشته اشت

02:38.170 --> 02:43.380
دروغ ميگه مگه نه ؟ شنيدم دلايل و
. شهادتِ اون باهمديگه همخواني ندارن

02:43.840 --> 02:45.120
. نميدونم چي بگم

02:45.910 --> 02:49.620
يعني " هان " بدون اينکه يه پولِ سياه هم
گيرش بياد از " درختِ طلايي " اخراج ميشه ؟

02:51.990 --> 02:53.730
. عزيزم . . بيا بيرون

02:53.730 --> 02:55.860
حالا موضوع جالب و مفيدي نيست که بخواي
. بابتش هياهو به پا کني

02:55.970 --> 02:58.760
فکرشُ مي کردي اينطور بشه ؟

02:58.760 --> 03:02.230
هان " و مادرش "
! قاطي عجب ماجراي هولناکي شدن

03:02.530 --> 03:05.210
فقط بخاطر اينکه دوران سختيُ مي گذرونه
. بهش پشت نکن

03:06.340 --> 03:08.470
. ميگن يه شهادتِ دروغ بوده

03:08.870 --> 03:11.930
تو که خيلي ازش متنفر بودي ؛
چي شد يهويي طرفشُ گرفتي ؟

03:12.200 --> 03:16.950
ازش طرفداري نمي کنم ؛ منتها کاملا مشخصه
. که داره سعي ميکنه طرفِ مادرشُ بگيره

03:17.600 --> 03:21.980
. داره مادري که ترکش کرده رو مي بخشه
. خيلي رقت انگيزه

03:22.370 --> 03:26.290
آخه مادره چرا همچين کاري کرده
تا زندگي پسرشُ به گند بکشه ؟

03:26.750 --> 03:30.300
بهرحال " هان " هنوزم يه گردن کلفتِ عوضيه
. و همچنان هم ازش بدم مياد

03:30.870 --> 03:32.440
. اما اين ماجرا ؛ تقصيرِ اون نبوده

03:32.930 --> 03:34.400
حالا شرکتِش چي ميشه ؟

03:34.400 --> 03:38.440
من از کجا بايد بدونم ؟
. بيا کمک کن جعبه ها رو بازکنيم

03:39.070 --> 03:43.060
. اوضاعِ " هان " درست ميشه
. اميدوارم همينطور بشه

03:48.870 --> 03:52.130
بقيه ي صفحه ها چي ؟ -
. اين قسمت هاش ؛ به " جهي " مربوط ميشن -

03:52.870 --> 03:57.350
دوتا صفحه ي ديگه هم هست که براي " چانگهي " ؛
. جنبه ي شخصي دارن و نمي تونم نشونت بدمشون

03:58.540 --> 04:01.340
يعني اون نامه . . ؟

04:12.310 --> 04:14.230
. ببخشيد که بدون تماس قبلي اومدم

04:14.580 --> 04:16.090
موضوع چيه ؟

04:16.090 --> 04:24.640
وقتي کاراگاه ها خونه ات اومدن
. فکر ميکردم قاطيِ اون ماجرا باشي

04:25.960 --> 04:27.630
بخاطر اينه که ازت ترسيدم و
. ازت بدم اومد

04:29.710 --> 04:38.290
اما الان فکر ميکنم بقيه ي نامه اي که " چانگهي " ؛
. برات نوشته بود به اين موضوع مربوط ميشه

04:38.290 --> 04:40.830
چرا براي تو اهميت داره ؟

04:40.830 --> 04:43.020
. چونکه اوضاع برات خوب نيست

04:43.020 --> 04:44.980
. به تو هيچ ربطي نداره

04:46.380 --> 04:50.010
اگه بخوام راستشُ بگم ؛ درمورد اين موضوع
. خيلي خودخواهانه برخورد کردم

04:51.170 --> 04:54.130
ميخوام بابت فکراي اشتباهي که درباره ات کردم
. برات جبران کنم

04:57.050 --> 04:58.840
اونوقت واسه چي ميخواي همچين کاري بکني ؟

05:02.310 --> 05:03.710
. بقيه ي نامه رو بهم نشون بده

05:07.090 --> 05:09.440
. اصلا قصدِشُ ندارم نشونت بدم
. پس . . برگرد برو

05:09.440 --> 05:11.810
. حس خوبي درباره اش ندارم

05:14.500 --> 05:16.200
. ناراحتم

05:33.860 --> 05:35.910
لباس عروسُ انتخاب کردي ؟

05:35.910 --> 05:38.320
. تعداد لباس ها خيلي زياد بود
. نتونستم انتخاب کنم

05:38.610 --> 05:41.120
. لباس رسمي تو رو هم انتخاب کردم
. برو امتحانش کن

05:42.160 --> 05:43.560
امشب وقت داري ؟

05:45.160 --> 05:46.630
. آره

05:48.560 --> 05:50.850
تو اينجا چيکار ميکني " ميدو " ؟

05:51.380 --> 05:55.160
. چيز مهمي نبود
. خدانگهدار

05:57.440 --> 05:59.410
! " ميدو "

06:04.480 --> 06:07.580
. دارم با " سونگجو " ازدواج ميکنم

06:14.690 --> 06:18.130
حتي نمي خواي تبريک بگي ؟

06:19.050 --> 06:21.440
. مبارکه

06:22.010 --> 06:23.980
. عروسيتونُ تبريک ميگم

06:24.270 --> 06:29.860
. ممنون
تِسانگ " . . ميخواي اين لباسُ ببيني ؟ "

06:30.360 --> 06:32.330
. برام دعوت نامه بفرستيد

06:34.090 --> 06:38.500
اگر به نظرتون اشکالي نداشته باشه
. مي خوام براي مراسم بيام

06:38.500 --> 06:40.500
. مرسي
. برات مي فرستم

06:50.010 --> 06:54.000
. لباس هاي زياديُ امتحان کردم
. بيا يه نگاهي بنداز

06:54.810 --> 06:56.290
. قشنگن

07:02.080 --> 07:04.030
« پاک کردن »

07:33.930 --> 07:36.760
. اشتباه کردم

07:37.590 --> 07:41.490
. چهره اتُ يادمه

07:48.670 --> 07:54.050
مو ؛ مسواک و هرچي لازم باشه تا تاييد کنيد
. اون پسرتونه رو در اختيار دارم

07:55.510 --> 07:59.900
اون روز ؛
چرا بهم دروغ گفتي ؟

07:59.900 --> 08:01.750
. احمق بودم

08:03.480 --> 08:07.880
. جِهي " ؛ تنها خونواده ام بود "

08:09.020 --> 08:10.620
. تحمل ازدست دادنشُ نداشتم

08:11.020 --> 08:13.500
. متاسفم

08:13.790 --> 08:18.670
. منم به اندازه ي کافي باملاحظه نبودم

08:19.850 --> 08:23.930
. لطفا خوب از " جهي " مراقبت کنيد

08:26.750 --> 08:30.310
. فکر کنم مدتي کنارش نباشم

08:30.310 --> 08:39.830
ترکِش کني " ؟ " جِهي " پسرمه ؛ "
. برادرش هم . . پسرم بحساب مياد

08:44.380 --> 08:47.240
گناهانِ زيادي کردم که
. بايد بهاشونُ بپردازم

08:49.410 --> 08:55.210
فقط همين حقيقت که مظنون قتله
. به اندازه ي کافي به شرکت صدمه زده

08:55.570 --> 09:00.400
. همين ؛ براي استعفايِ " هان " کفايت ميکنه

09:00.790 --> 09:01.990
. هيچ دليل و مدرکي پيدا نشده

09:01.990 --> 09:07.850
من فقط به شرطي اين شرکتُ مي خرم يا حاضر به
. سرمايه گذاري ميشم که " هان تِسانگ " مديرعامل باقي بمونه

09:08.170 --> 09:13.760
ميخوايم " لي جِهي"ـو به عنوانِ
. مديرعامل جديد معرفي کنيم

09:15.740 --> 09:19.970
. پس ماهم سرمايه گذاري نمي کنيم

09:19.970 --> 09:23.470
دليل خاصي وجود داره که اينقدر
رويِ موندن " هان تِسانگ " اصرار داريد ؟

09:24.060 --> 09:25.910
. بله

09:26.170 --> 09:28.250
چيه ؟
. لطفا بهمون بگيد

09:28.530 --> 09:32.650
. هان تِسانگ " کسيه که اين شرکتُ ساخته "

09:34.830 --> 09:39.500
شماها نمي خوايد منتظر بمونيد چي ميشه اما دربرابر
. مي خواين بدون حضور اون ؛ شرکتُ بفروشيد

09:43.700 --> 09:46.640
. ديگه براي امروزم کفايت ميکنه

10:07.730 --> 10:11.650
شرمنده که از عروسِ يکي ديگه خواستم
. اين موقع شب بياد بيرون

10:11.650 --> 10:16.310
. صدات ميگه فقط براي تلف کردن وقتم نيومدي

10:18.620 --> 10:21.770
براي هديه ي عروسي چي ميخواي ؟

10:22.080 --> 10:24.650
بزرگ ترين هديه اي که ميتوني بهم بدي
. اينه که عروسيمُ به گند نکِشي

10:27.140 --> 10:30.240
چرا بايد بخوام همچين کاري بکنم ؟
. با قلب شکسته . . ميذارم بري و خوشبخت بشي

10:34.850 --> 10:38.950
ميخوام از مديرهايي که باهاشون نزديکم بخوام
. که ماجرايِ استعفايِ " هان"ـو بي خيال بشن

10:39.860 --> 10:43.970
. ميخوام به هرقيمتي شده ازش محافظت کنم

10:43.970 --> 10:46.880
شرکتِ " درختِ طلايي " ؛
. نصفِ سودشُ ازدست داده

10:47.230 --> 10:52.900
هرکاري بکني ؛ اون سعي ميکنه که
. بخاطر منافع شرکت استعفا بده

10:53.910 --> 11:00.640
چه رقت انگيز ؛ اگر " هان " اون مردُ نکُشته باشه
. لابد بايد حس کنه که خيلي درحقِش نامردي شده

11:02.660 --> 11:04.750
کار توئه ؟

11:04.750 --> 11:06.230
فکر کردي اونقدر ديوونه ام ؟

11:06.230 --> 11:09.890
تو يه چيزي ميدوني . . مگه نه ؟

11:09.890 --> 11:13.840
اگر يه کاري ازدستم بربياد که تو عُمرا بتوني ؛
. . و بتونه 1000 سهامدارُ قانع کنه

11:13.840 --> 11:15.730
هديه ي عروسي فوق العاده اي ميشه ؛ . .
مگه نه ؟

11:16.670 --> 11:18.710
! خواهش ميکنم بهم بگو

11:19.500 --> 11:22.030
اونشبُ يادته ؟

11:23.070 --> 11:25.650
درباره ي چه کوفتي داري حرف مي زني ؟

11:31.380 --> 11:33.590
تو کدوم خري هستي ؟ -
! بيا بيرون -

11:40.000 --> 11:42.440
. من پسر " هونگجا " هستم -
چي ؟ -

11:43.820 --> 11:45.960
! پس ننه اتُ بردار و گمشو

11:50.840 --> 11:52.410
. اينطوري درباره اش حرف نزن

11:52.410 --> 11:54.620
چطوري ؟

11:54.620 --> 11:58.940
. زنيکه پسر و شوهرشُ وِل کرده
. هيچ خاصيت و انسانيتي نداره

12:21.890 --> 12:23.390
تِسانگ"ـو نديدي ؟ "

12:23.390 --> 12:26.890
دِهوان " دوست پسرته ؛ "
چرا داري دنبال " هان " مي گردي ؟

12:26.890 --> 12:30.340
کجا رفت ؟ -
! ممکنه کار احمقانه اي بکنه -

12:30.340 --> 12:32.770
يعني اونقدر دِلنگرانشي ؟

12:33.600 --> 12:35.180
! " تِسانگ "

12:42.990 --> 12:45.530
فکر کردي چه آشغالي هستي ؟
هان ؟

12:58.540 --> 13:00.180
فکر کردي کدوم خري هستي ؟

13:23.330 --> 13:25.790
! هي
! هي

13:30.930 --> 13:34.550
! " تِسانگ "
! " تِسانگ "

13:42.420 --> 13:45.113
! " تِسانگ "
! سالمي ؟

13:47.160 --> 13:50.220
! اي حرومزاده

13:51.480 --> 13:53.720
چرا اون بلا رو سرِ " تِسانگ " آوردي ؟

14:24.270 --> 14:32.740
تِسانگ " ؛ اين يارو رو مي برم بيمارستان ؛ خب ؟ "

15:14.760 --> 15:16.980
اين عينِ حقيقتِه ؟

15:17.210 --> 15:20.140
چرا بايد همچين چيزيُ ازخود دَربيارم ؟

15:20.140 --> 15:25.470
پليس تمام اتهاماتُ
. به سمتِ " هان " متوجه کرده

15:27.630 --> 15:29.650
. هيچ کس باور نمي کنه

15:29.650 --> 15:33.380
. برو پيشِ پليس و همه چيُ بهشون بگو
. خواهش ميکنم

15:34.690 --> 15:39.970
يه عکس عروسي از خودت ؛ درحاليکه
. لباس عروس پوشيدي بهم هديه بده

15:41.070 --> 15:43.990
. ميدم -
. يه خواسته ي ديگه هم دارم -

15:44.660 --> 15:47.740
. اونُ ديگه همون روز عروسي ازت مي خوام

15:47.740 --> 15:50.100
کِي ميري پيش پليس ؟

15:50.520 --> 15:53.610
ناسلامتي هديه ي عروسيه ها ؛
. همون روز عروسي بهت ميدم

15:54.520 --> 15:57.590
. سر قولم مي مونم

16:17.520 --> 16:21.420
خوابيدي " ميدو " ؟
! " ميدو "

16:31.700 --> 16:32.830
اينجا چکار ميکني ؟

16:32.830 --> 16:35.300
. ميخواستم بابت پيداکردن برادرم ازت تشکر کنم

16:36.040 --> 16:37.810
. الان دارم از پيشِ " تِمين " ميام

16:37.810 --> 16:39.100
واقعا ؟

16:39.100 --> 16:40.590
. همه اش به لطفِ توئه

16:45.260 --> 16:47.800
. دستات . . خيلي گرمن

16:47.800 --> 16:50.300
. چونکه دستايِ تو رو گرفتم

16:52.113 --> 16:54.410
. بخاطر يه چيزي ناراحتم

16:56.820 --> 16:58.600
تو نوشتيش ؟

17:00.190 --> 17:07.540
. آره
« تو کسي هستي که باهاش غم انگيزترين کتابُ خوندم »

17:08.820 --> 17:11.650
منظورت منم ؟

17:15.780 --> 17:18.520
چرا داري پاکِش مي کني ؟
. خيلي وقت گذاشتم تا اون جمله رو انتخاب کنم

17:18.520 --> 17:23.150
. چشم هاتُ ببند
. ميخوام يه چيزي برات بنويسم

17:24.960 --> 17:26.440
. باشه

17:27.680 --> 17:31.180
. برگرد و چشم هاتُ ببند
. دزدکي نگاه نکنيا

17:33.460 --> 17:36.460
. باشه . . وقتي تموم شد بهم بگو

17:43.310 --> 17:49.540
تموم شد ؟ مي خوام چشم هامُ بازکنم ؛
ميشه ببينم ؟

18:12.620 --> 18:15.430
چرا عشقمُ با عشق جواب ندادي " ؟ "

18:50.740 --> 18:54.220
« تو کسي هستي که باهاش غم انگيزترين کتابُ خوندم »

19:06.630 --> 19:12.040
. بايد ديوونه شده باشم
آخه واسه چي همچين رویايي داشتم ؟

19:30.180 --> 19:33.040
! سلام
دوتا کاسه مي خواستين ؟

19:33.760 --> 19:36.670
صاحب مغازه جايي رفته ؟ -
. بازار رفتن . زود برمي گردن -

19:39.080 --> 19:41.150
. بشين

19:52.060 --> 19:53.970
با اين وضع داري ازدواج مي کني ؟
! شرکت بدجوري بهم ريخته اس

19:54.880 --> 19:55.980
کدوم بهم ريختگي ؟

20:00.000 --> 20:04.520
واقعا مردي که با مادرتون زندگي ميکردُ کُشتين ؟

20:07.500 --> 20:08.950
. نه

20:11.920 --> 20:17.870
تازه ؛ حتي اگه مجبور به استعفا بشم ؛
. . تو ميتوني ازشرکت مراقبت کني

20:25.290 --> 20:27.250
! " تِمين " . .

20:34.540 --> 20:35.980
اومدي " تِسانگ " ؟

20:35.990 --> 20:36.990
. مامان

21:02.940 --> 21:05.330
. بذار فقط يه بار بغلت کنم

21:06.010 --> 21:09.510
! فقط يه بار
! بعدش ميذارم بري پسرم

21:58.430 --> 22:01.230
بيست سالم بود که زنگ زدم يتيم خونه و
. بهشون گفتم " هان تِمين " مُرده

22:02.880 --> 22:07.660
گفتم ممکنه يه روز بخواي دنبالم بگردي و
. اونطوري خواستم بهت صدمه بزنم

22:08.390 --> 22:10.180
چرا اونکارُ کردي ؟

22:12.810 --> 22:15.170
. چونکه ازت متنفر بودم

22:17.260 --> 22:19.680
بخاطر همين وانمود کردي نمي شناسيم ؟

22:26.360 --> 22:30.710
بابت اينکه دنبالم نيومده بودي
. تا پيدام کني ازت متنفر بودم

22:31.550 --> 22:33.990
با اينکه بيست ساله بودي
. اما هيچ کاري نکرده بودي

22:37.380 --> 22:38.710
. متاسفم

22:45.080 --> 22:47.900
. من اونموقع پدر داشتم

22:47.900 --> 22:51.920
. اصلا نميدونستم چقدر سختي کِشيدي

22:53.710 --> 22:56.070
از خونه بيرون اومدي تا منُ پيداکني که گم شدي ؟

22:56.380 --> 22:58.680
. شنيدم خونه ي سابقمون مي موني

23:01.060 --> 23:04.290
سوار اتوبوس شدم ؛ اما بعدش
. بچه ها تو استراحت گاه کتکم زدن

23:05.100 --> 23:10.310
. پولامُ گرفتن و کلي صدمه خوردم

23:11.270 --> 23:13.870
. به سختي حرف مي زدم

23:14.320 --> 23:16.590
. اونوقت بود که به فرزند خواندگي قبول شدم

23:19.800 --> 23:21.900
. " تِمين "

23:24.280 --> 23:27.860
. ممنون که مادرُ بغل کردي

23:54.113 --> 23:57.300
. خوبه
. به سمتِ چپ نگاه کنيد

23:57.800 --> 24:00.550
. خوبه
. خيلي خب

24:04.800 --> 24:06.530
. چه زيبا شدين

24:07.680 --> 24:09.050
هيچ وقت نمي دونستين ؟

24:09.480 --> 24:10.760
هان " کجاس ؟ "

24:10.760 --> 24:11.940
. بزودي ميرسه

24:11.940 --> 24:14.300
آهان راستي ؛
. اون خانواده بالاخره از کتابفروشي رفتن

24:15.100 --> 24:17.170
. آدماي زيادي غمگينن

24:17.840 --> 24:20.070
حالا چرا الان داريد اينُ بهم مي گيد ؟

24:20.440 --> 24:23.910
حالا نميشه يه روز خوشحال باشم ؟

24:24.240 --> 24:26.570
. هان " داره مجبور به استعفا ميشه "

24:26.740 --> 24:33.670
. براي جلسه ي هيئت مديره نرفته
. قراره براي استعفاش راي گيري کنن

24:34.340 --> 24:39.470
. مهم نيست
. الان ديگه من باهاشم

24:41.990 --> 24:45.850
. خيلي خب . . يکم لبخند بزنيد
. خوبه

24:46.800 --> 24:48.990
. خيلي به همديگه مياين
. عاليه

24:49.870 --> 24:56.190
. به همديگه نگاه کنيد
! به چشم هاي همديگه . . خوبه

25:01.130 --> 25:06.500
. هفتمِ ماه ؛ ساعت 5 بعدازظهر
. لطفا بيا بهمون تبريک بگو

25:28.750 --> 25:32.650
اينطور ناهار خوردن باهمديگه
يادِ گذشته ها نمي اندازدت ؟

25:35.040 --> 25:36.750
. چرا

25:41.190 --> 25:46.270
کِي ميري ؟ درباره اش تصميم گرفتي ؟ -
. هفتمِ ماه -

25:46.270 --> 25:49.280
. اما ميخوام يه روز عقبِش بندازم -
چرا ؟ -

25:51.510 --> 25:54.670
. دستِ کم ميخوام براي مراسم عروسيش برم

25:57.360 --> 26:00.650
چرا مي خواي بري ؟

26:03.090 --> 26:09.700
. ميخوام ازدواج کرنشُ به چشم ببينم

26:10.480 --> 26:16.310
. هنوز بهش علاقه داري

26:20.590 --> 26:25.660
بخوام يا نخوام ؛
. بخشي از زندگيم بوده

26:28.450 --> 26:33.550
ميخوام به اين بخش از زندگيم خاتمه بدم و
. بعدش . . واردِ بخش جديد زندگيم بشم

26:41.500 --> 26:47.760
. تِسانگ " تو قلبت خونه کرده "

26:51.790 --> 26:56.220
. يه رفتار احمقانه اي دربرابرت داشتم

26:58.700 --> 27:02.350
اونوقتا فکر ميکردم تصادفم
. زيرِ سرِ " هانِ"ـه

27:05.780 --> 27:09.680
. درباره ي اينکه تو رو يادم نميومد دروغ مي گفتم

27:10.070 --> 27:13.850
. داشتم ازت محافظت ميکردم تا صدمه نخوري

27:23.660 --> 27:35.020
يه روزي ؛ يکيُ اينقدر دوست داشتم که
. حاضر بودم هرکاري براي محافظت ازش انجام بدم

27:38.520 --> 27:40.490
. همون براي کافيه

27:42.890 --> 27:52.520
اينکه اون روز برنجتُ آوردم ؛
. . يا چطور تو " گوآم " باهات آشنا شدم

27:54.290 --> 27:58.010
. اصلا و ابدا از هيچ کدومشون پشيمون نيستم . .

28:36.930 --> 28:38.900
نمي خواي ازم خواستگاري کني ؟

28:44.540 --> 28:48.880
. با اين ازم خواستگاري کن

28:53.630 --> 28:57.830
. تا برام بازش نکني ؛ نميتونم بازش کنم

28:58.370 --> 29:01.080
حالا ديگه مالِ توئم . . مگه نه ؟

29:02.770 --> 29:06.260
. آره " سونگجو " . . مالِ خودمي

29:07.410 --> 29:10.670
. همه ي بلاهايي که سرم آورديُ مي بخشم

29:59.370 --> 30:02.450
حالت خوبه ؟

30:05.430 --> 30:06.850
. " روي "

30:18.870 --> 30:26.420
جِهي " ؛ مياي بغلم ؟ "

30:50.730 --> 30:59.720
. چشم ها و دماغت دقيقا به مادرت رفته

31:01.540 --> 31:06.810
. هنوزم باورم نميشه

31:07.113 --> 31:12.200
. اسمِ مادرت " جانگهِه " بود

31:12.200 --> 31:14.790
. " لي جانگهِه "

31:15.300 --> 31:21.460
. زيبا بود

31:21.460 --> 31:26.830
. امروز ؛ مردِ ثروتمنديم

31:27.380 --> 31:30.640
. چهارتا پسر دارم

31:31.113 --> 31:36.030
پسرم ؛ " روي " ؛
. " برادرش " تِسانگ

31:38.240 --> 31:41.390
. " اون يکي پسرم " جِهي

31:41.390 --> 31:46.020
. " و برادرش " چانگهي . .

31:46.830 --> 31:52.900
هيچ وقت فکرشُ نمي کردم که
. تو زندگيم همچين اتفاقي بيفته

31:52.900 --> 31:56.710
. تبريک ميگم پدر

31:59.550 --> 32:01.460
. مبارک باشه

32:01.720 --> 32:10.080
. خوشحالم شما رو ديدم

32:12.680 --> 32:14.030
. . اما . . من

32:17.460 --> 32:23.760
. نميتونم برادرمُ ترک کنم . .

32:35.610 --> 32:37.640
! " ميدو "

32:37.640 --> 32:40.113
ميخوام برم با پدر نوشيدني بخورم ؛
. همراهم بيا

32:40.113 --> 32:41.250
. فکر خوبيه

32:41.480 --> 32:43.350
چرا اينهمه چيز برداشتي ؟

32:43.350 --> 32:46.700
. بيا بعداز نوشيدني خوردن بريم خريد -
براي " نيويورک " رفتنِت ؟ -

32:48.320 --> 32:49.600
. نه

32:50.020 --> 32:52.850
. براي عروسي رفتن لباس لازم دارم -
مراسم ازدواجِ کيه ؟ -

32:55.200 --> 32:57.940
چرا داري براي اون عروسي ميري ؟
. حتي داري لباس هم براش مي خري

32:59.510 --> 33:00.890
. براي " ميجون " لباس انتخاب کن

33:01.530 --> 33:03.260
. اين يکي خوبه

33:03.260 --> 33:07.120
دليلِش چيه ؟
ميخواي با چشم هاي خودت ببيني ؟

33:08.040 --> 33:11.500
يعني چي ؟
يعني هنوز بهش علاقمندي ؟

33:14.310 --> 33:16.140
. نمي خوام دوباره باهاش برم

33:16.920 --> 33:21.790
. فقط مي خوام اونجا برم -
ميخواي بري اونجا و فرياد بزني " مخالفم " ؟ -

33:23.680 --> 33:26.530
. هيچ وقت نمي خواستم هيچ کدوم اينا اتفاق بيفتن

33:35.990 --> 33:39.180
کسي برچسبِ ضدِ گرما زده ؟ -
. من زدم -

33:39.700 --> 33:41.860
بخاطر اينکه روزي بيشتر از 7 ساعت مي رقصم
. زخم هاي زيادي برداشتم

33:42.540 --> 33:44.180
اما هنوزم برات لذت بخشه . . مگه نه ؟

33:44.620 --> 33:48.150
. همينطوره
. اما نگراني هاي زيادي دارم

33:48.150 --> 33:51.530
يعني بعدش چي ميشه ؟
. پولم داره ته ميکِشه

33:53.990 --> 33:55.670
. تصميمي بوده که خودت گرفتي

33:55.970 --> 33:58.410
. درسته
. نمي تونم همه چيُ باهم داشته باشم

34:05.400 --> 34:07.450
ميخواين براي نوشتن رومان
ايده بدم ؟

34:08.050 --> 34:09.920
چيه ؟

34:10.280 --> 34:12.720
. يه دختر فقيري بود

34:13.530 --> 34:17.240
. مي خواست مثل بقيه زندگي کنه
. لباساي قشنگ قشنگ بپوشه و جاهايِ خوب خوب بره

34:19.970 --> 34:24.070
نمي خواد سرِ پول تو محله
. يه وضعيتي پيش بياد و صحنه درست کنه

34:28.440 --> 34:33.160
. بعدش يکي اومد و کمکِش کرد

34:34.760 --> 34:40.340
قدر دانِش بود ؛ براي اولين بار تو زندگيش
. مجبور نبود غصه ي پولُ بخوره

34:41.820 --> 34:44.620
بعدش ؛ يواش يواش که داشت نسبت به اون مَرد
. . علاقمند ميشد

34:46.030 --> 34:49.050
با مردي آشنا شد که . .
. هميشه خوابشُ مي ديد

34:49.050 --> 34:53.490
. بخاطر همين ؛ اون مردِ خوبُ ترک کرد

34:53.490 --> 34:55.720
. و رفت سراغِ اون يکي مَرد

34:56.170 --> 34:58.830
اما پيشِ اون پسرم خوشبختيُ پيدا نکرد ؛
درسته ؟

34:59.260 --> 35:03.130
. نه . . موند پيشِ همون مردِ خوبِ اولي

35:04.260 --> 35:06.440
. راحت ؛ اون پسر جديدَه رو فراموش کرد

35:07.620 --> 35:12.000
بجاش ؛ هر روز تو دفترچه خاطراتش
. براش يه نامه مي نوشت

35:12.000 --> 35:14.610
و مرد خوبه ؛ . .
. يه روزي اون نامه ها رو خوند

35:17.230 --> 35:21.490
داشت از عصبانيت منفجر ميشد اما
. راز نگه داشت و به رويِ اون دختره نياورد

35:21.490 --> 35:25.650
حالا ؛ يا واقعا عاشقش بود يا اينکه
. خيلي شرور بود

35:27.070 --> 35:34.690
چونکه دربرابر ؛ دفترچه خاطراتُ ؛ بعدازاينکه
. دختره مُرد . . داد به اون يکي پسره

35:35.630 --> 35:39.850
اونوقت اون مَرد
با قلبي شکسته گريه کرد ؟

35:39.850 --> 35:41.760
. نه

35:42.220 --> 35:44.820
. حتي دخترَه رو به خاطر نمياورد

35:45.240 --> 35:47.250
. خوبه

35:50.980 --> 35:57.780
خب ؛ اگه بجاي پسري که خوب تر بود
مي رفت سراغِ اون يکي پسره چي ميشد ؟

36:00.440 --> 36:05.640
اونوقت هر روز براي اون پسر خوبه
. يه نامه مي نوشت

36:06.700 --> 36:10.440
و پسر خوبه به ياد مي آورد که نامه رو يکي
. که فکرشُ نمي تونسته ازسر بيرون کنه نوشته

36:12.130 --> 36:14.360
. داستان وحشتناکيه

36:14.360 --> 36:18.690
نه . . چونکه پسر خوبه هم
. اون دخترُ يادش نمياد

36:19.400 --> 36:20.890
چرا من فکر ميکنم اينطوري
حتي غم انگيزتره ؟

36:20.890 --> 36:25.420
پيامِ داستانِت اينه که عشق و زندگي
تو خونِ آدميزاد جريان داره ؟

36:26.060 --> 36:30.250
. اونُ نميدونم
. همينطوري اين داستان به فکرم رسيد

36:30.500 --> 36:33.050
الان پشيموني ؟

36:33.050 --> 36:37.080
از چي ؟ -
! " هيچي . . آقاي " سو -

36:37.080 --> 36:39.300
شما مي تونين اين داستانُ بنويسين ؟

36:39.830 --> 36:42.950
خوشم نمياد . نمي نويسمِش ؛
! بياين . . به سلامتي

36:50.450 --> 36:52.230
. خوبه

36:56.630 --> 36:59.010
زيادي شوره ؟

37:02.260 --> 37:05.320
. نه . . خوشمزه اس

37:07.370 --> 37:09.460
. " معذرت ميخوام " جهي

37:15.160 --> 37:18.750
. ممنون که بزرگم کردي

37:21.140 --> 37:25.640
. تا وقتي بميرم . . برادرت باقي مي مونم

37:29.560 --> 37:32.930
. برادرتُ ببخش

37:33.860 --> 37:36.250
. اگه منم بودم همين کارُ برات مي کردم

37:42.190 --> 37:44.630
اون واقعا برادر تنيِ " تِسانگِ"ـه ؟

37:50.680 --> 37:52.120
. آره

37:53.370 --> 37:57.400
. اون برادرته

38:01.290 --> 38:06.340
تِسانگ " کلي اشک ريخته و سختي کِشيده تا "
. برادرشُ پيدا کرده . . باهاش خوب باش

38:09.520 --> 38:12.360
براي عروسيش مياي ؟

38:12.690 --> 38:16.390
. اون روز جلسه دارم
. بعداز اون ميام

38:17.710 --> 38:19.230
. خيلي خب

38:19.990 --> 38:22.260
. به سلامتي

38:38.580 --> 38:41.670
. هيئت مديره استعفا رو تصويب کرده

38:42.210 --> 38:44.780
. حرومزاده ها
حالا چرا بين اين همه روز ؛ امروزُ انتخاب کردن ؟

38:44.780 --> 38:47.420
. آقاي " هان " مشکلي با اين قضيه ندارن

38:48.260 --> 38:50.560
. بياين جلويِ ايشون به رومون نياريم

38:59.340 --> 39:01.630
. " دونگ گو "

39:03.640 --> 39:06.600
. خوب از " تِسانگ " مراقبت کن -
درباره ي چي داري حرف ميزني ؟ -

39:06.600 --> 39:09.130
. بعداز عروسي ؛ ميرم اداره ي پليس

39:09.510 --> 39:10.790
چرا ؟

39:12.050 --> 39:13.790
. من اون مردُ خاک کردم

39:25.290 --> 39:28.450
. اميدوارم خوشت بياد

39:29.980 --> 39:33.410
اگه اينُ رو ميزم بذارم ؛
. مثل اين ميمونه که واقعا همسرمي

39:33.410 --> 39:35.470
. برام مهم نيس کجا بذاريش

39:39.680 --> 39:41.480
. امروز خوشگل شدي

39:41.860 --> 39:44.510
. همه تو روزِ عروسيشون همينطورن

39:44.780 --> 39:46.330
. نه هرکس

39:46.630 --> 39:48.830
. يادت باشه سرِ قولت بموني

39:50.950 --> 39:52.520
. البته

39:53.140 --> 39:55.170
. همين الان ميرم پيشِ پليس

39:55.960 --> 40:00.570
. البته اگه فقط يه لطفِ ديگه در حقم بکني -
. بگو -

40:08.920 --> 40:10.250
. سپاسگزارم

40:12.510 --> 40:14.520
. ممنون که تشريف آوردين -
. مبارکه -

40:31.530 --> 40:34.660
. مبارک باشه -
. ممنون -

40:36.870 --> 40:39.550
. تبريک ميگم -
. متشکرم -

40:41.670 --> 40:44.380
شما هموني هستيد که
. هميشه رستوران مياد

40:45.600 --> 40:49.400
. تبريک ميگم

40:50.130 --> 40:52.240
. بفرمايين غذا ميل کنين . . خوش بگذره

41:07.460 --> 41:10.730
! " تِسانگ "
عروسِت کجاس ؟

41:11.270 --> 41:13.610
. تو راهِه

41:28.170 --> 41:33.560
عروسي نرو . . بعدش ميرم پيشِ پليس
. و حقيقتُ ميگم

41:36.080 --> 41:37.970
. تصميمِش با خودته

41:43.020 --> 41:45.250
. " متاسفم " سونگجو

41:45.250 --> 41:47.360
چرا باهام اينطوري ميکني ؟

41:48.480 --> 41:50.550
. خودت دليلشُ ميدوني

41:52.820 --> 41:56.810
ميتوني با زندگيت بهم قول بدي ؟

41:57.170 --> 41:58.480
. ميدم

41:59.160 --> 42:01.520
. به شرطي که عروسي نري

43:46.900 --> 43:48.810
حالتون چطوره ؟

43:50.330 --> 43:53.040
. خوبم
. لازم نيست خودتونُ نگران کنيد

43:56.090 --> 43:57.890
. دارم ميرم اداره ي پليس

44:03.420 --> 44:05.880
. خيلي متاسفم

44:05.880 --> 44:08.060
قبلا بهشون گفتم که
. قصدِ شکايت ندارم

44:10.080 --> 44:12.440
حتي اگه بخاطر " جهي " باشه
. بازم تصميم اشتباهيه

44:12.860 --> 44:18.810
واقعا نمي دونستم ؛ بعضي چيزا تو زندگي
. همينطوري پيش ميان و اختيارشون دستِ ما نيست

44:19.570 --> 44:24.050
من اينُ نميدونستم و
. ميخواستم کنترل زندگيُ بدست بگيرم

44:25.180 --> 44:28.360
. فکر ميکردم فقط خودمَم که داره سختي ميکِشه

44:31.020 --> 44:35.670
. منُ ببخشيد که اينقدر نادون و ابله بودم

44:42.770 --> 44:47.590
. تِسانگ " مردِ فوق العاده ايه "

45:13.560 --> 45:22.150
متاسفم " تِسانگ " ؛ تازه فهميدم که
. اين تصميم ؛ براي هردمون اشتباه بود

45:24.430 --> 45:35.790
اما اين چند روز اخير خوشحال ترين
. آدمِ رويِ زمين بودم . ازت ممنونم

47:48.850 --> 47:51.560
خوبي ؟ -
. آره -

47:52.620 --> 47:54.820
حالا ديگه هر روز هفته رو وقت داري ؟

47:56.480 --> 47:58.140
. حس خوبي بهم ميده

47:58.140 --> 48:02.770
صبح اخبارُ ديدي ؟
. خوشحالم که حکمِ تبرئه اتُ دادن

48:07.050 --> 48:09.060
عروس زنگ نزد ؟

48:11.760 --> 48:13.730
. نه

48:14.760 --> 48:22.910
فکر ميکردم با اون دختره که
. خواهرِ دوستِ " ديدول " بود قرار ميذاري

48:25.910 --> 48:27.290
اينطور نبود ؟

48:29.150 --> 48:33.400
. چرا
. خيلي هم دوستِش داشتم

48:33.570 --> 48:35.670
از خونه اشون اسباب کِشي کردن ؟

48:59.760 --> 49:04.210
« تو کسي هستي که باهاش غم انگيزترين کتابُ خوندم »

49:05.540 --> 49:14.350
« تو کسي هستي که باهاش غم انگيزترين کتابُ خوندم »

49:34.540 --> 49:37.290
. نگرانِ ما نباش
. سفر خوبي داشته باشي

49:37.690 --> 49:39.900
رومانتُ تموم ميکني ديگه . . درسته ؟

49:39.900 --> 49:41.990
! البته
. من خيلي سريع کتاب مي نويسم

49:42.950 --> 49:44.710
. حس خوبي نسبت بهش دارم

49:47.310 --> 49:50.170
. خداحافظ مامان
. نگرانم نباش

49:50.530 --> 49:53.690
. بايد براي " هان " پيامک بفرستي که داري ميري

49:53.690 --> 49:55.810
! بسه ديگه

49:57.120 --> 50:02.330
ميتونيم هر روز تماسِ تصويري داشته باشيم ؛ اينطوري
. احساس جدايي نمي کنيم . به محض اينکه برسم تماس مي گيرم

50:02.420 --> 50:05.480
! ميدو " ! موفق باشي " -
. بهمچنين -

50:20.410 --> 50:21.770
! خدانگهدار

50:36.540 --> 50:39.060
« دو ســال بعد »

50:50.560 --> 50:52.090
. بفرما

50:55.130 --> 50:56.680
. بايد استراحت کني

50:57.430 --> 51:01.240
. اينطوري يه وقت ميفتي از حال ميري
الان سه روزي ميشه نخوابيدي . . هان ؟

51:01.460 --> 51:02.850
. حالم خوبه

51:03.250 --> 51:05.600
. " وقتي بازکرديم . . برو " کُره

51:05.950 --> 51:07.030
. اونجا مصاحبه داري

51:07.030 --> 51:08.480
من ؟ -
. آره -

51:09.240 --> 51:10.790
چرا من ؟
. نه

51:10.790 --> 51:13.113
. من توصيه ات نکردم

51:13.113 --> 51:15.660
اونا اول باهات تماس گرفتن تا
. اين مصاحبه رو همراهِ پدرت انجام بدي

51:15.960 --> 51:18.560
. برو و دختر خوبي باش

51:19.390 --> 51:20.860
. باشه

51:30.710 --> 51:34.000
! " چانگهي "

51:39.590 --> 51:41.590
! برام نودل سياه بخر

51:42.940 --> 51:47.250
! بيا
! يکم توفو بخور

51:48.150 --> 51:50.210
. اميدوارم اين توفو خوردن ها ديگه تموم بشن

51:50.520 --> 51:52.200
اين ديگه آخرين توفوييه که " لي چانگهي " ؛
. تو زندگيش ميخوره

51:52.760 --> 51:55.490
تو اينجا چکار ميکني ؟
. خجالت آوره

52:00.720 --> 52:02.350
. توفوتُ بخور

52:03.170 --> 52:04.640
. اينقدر غر نزن

52:19.230 --> 52:20.450
! اي پدرسوخته

52:24.250 --> 52:29.660
. خوبه
! هي . . امروز . . دعوا بي دعوا

52:44.680 --> 52:47.390
واسه چي ميخواستي به اين زودي
مشروب بخوريم ؟

52:47.390 --> 52:50.500
. فکر کردم شايد براي شب برنامه داشته باشي
. بخاطر همين ميخواستم اينقدر زود ببينمت

52:51.560 --> 52:53.500
. امروز تولدته

52:56.530 --> 52:58.400
. بيا
. . اگه خوشت نمياد

52:59.900 --> 53:01.600
. ميتوني بري . .

53:02.450 --> 53:06.340
. اگه بخوام ميرم -
. غصه نخور . " هان " دوباره به مقامش برميگرده -

53:06.340 --> 53:07.700
. ميدونم

53:07.700 --> 53:10.590
. بايد رايِ اعضايِ " ستاره ي آسيا " رو هم بگيره

53:10.590 --> 53:14.200
. تو زنِ فوق العاده اي هستي
. هان " هرگز اينُ نمي فهمه "

53:17.610 --> 53:21.360
. ممنون که سرقولت موندي

53:21.360 --> 53:25.010
. خيلي از اون روزا گذشته

53:25.010 --> 53:29.880
وقتي ديدم اون مراسم عروسيُ بيخيال شدي
. فکر کردم ديگه هيچ فايده اي برام نداره

53:31.390 --> 53:37.180
چه عشق بود يا فقط اينکه بخوام داشته باشمت ؛
. حالا ديگه کاملا ازت دست ميکِشم و ميذارم بري

53:38.370 --> 53:43.090
. اين ؛ آخرين هديه ي تولديه که بهت ميدم

53:50.350 --> 53:52.790
. به سلامتي

53:59.240 --> 54:01.830
« مصاحبه ي نويسنده »

54:02.120 --> 54:04.410
شنيدم متن کتابُ قبل از هرکسي
. به دخترتون نشون دادين

54:06.890 --> 54:08.860
. بله . . همينطوره

54:09.610 --> 54:13.520
. دخترم هميشه تعريف ميکنه

54:14.020 --> 54:17.660
. بهش احتياج داشتم تا روحيه امُ بالا ببره

54:17.940 --> 54:20.530
يعني حتي اگه اثري بد باشه
بازم تعريفشُ ميکنيد ؟

54:20.530 --> 54:25.910
! البته ! هميشه اين کارُ ميکنم
. پس . . همينطوري يکم تو کاراش شرکت ميکنم

54:25.910 --> 54:30.000
اگر دروغ نمي گفتم ؛ اونوقت تعداد زيادي از
. آثارش هيچوقت رنگِ چاپُ نمي ديدن

55:26.860 --> 55:28.950
. خوب اطرافُ نگاه کنيد

55:30.500 --> 55:32.430
کِي بازکرديد ؟

55:32.430 --> 55:35.990
. حدودِ يک سالي ميشه

55:35.990 --> 55:39.170
شما مالکِ اينجاييد ؟ -
. بله -

55:39.740 --> 55:41.040
. خوشحال ميشم زياد اينجا بياين

55:41.450 --> 55:46.210
ميشه رو تخته ي بيرون
يه جمله اي که دوست دارمُ بنويسم ؟

55:46.210 --> 55:47.500
. البته

55:47.560 --> 55:50.510
« تو کسي هستي که باهاش غم انگيزترين کتابُ خوندم »

56:33.520 --> 56:36.310
بايد طبقه ي دومُ
. تبديل به بخشِ تخصصي کنيم

56:36.310 --> 56:38.890
. اما مديريت دو طبقه سخت ميشه

56:38.920 --> 56:41.310
سخت نميشه . فقط بايد يکي ديگه رو
. براي مديريتِش استخدام کنيم

56:41.310 --> 56:43.170
اونطوري بيشتر از اوني که سود کنيم
. هزينه ميديم

56:43.600 --> 56:47.180
. اشکالي نداره
. فقط بايد بيشتر تبليغ کنيم

56:56.700 --> 56:58.550
کي اين جمله رو نوشته ؟

56:58.550 --> 57:01.060
. يه دختر خانمي که همين چند لحظه پيش اومده بود

57:19.620 --> 57:23.190
. دارن کتاب باباتُ تبليغ ميکنن
يعني صاحبش کيه ؟

57:23.530 --> 57:25.470
. عجب مردِ آقاييه

57:25.880 --> 57:28.050
« مُژه هات . . مُژهامُ مي پوشونن » -
. اونا هم تخته سياه دارن -

57:28.400 --> 57:32.810
مُژه هات ؛ مُژه هامُ مي پوشونن " ؟ "
اين ديگه چه جمله ايه ؟

57:32.810 --> 57:34.890
تو چي فکر ميکني ؟
! خب اينطوريه ديگه

57:36.890 --> 57:38.080
! هي

58:06.990 --> 58:10.410
« نميدونم من دارم تو رو نيگا ميکنم ؛ يا تو داري نيگام ميکني »

59:15.980 --> 59:19.690
. " خوش آمدين آقاي " هان تِسانگ

59:24.170 --> 59:26.113
. لطفا بخوبي از شرکتِ " درختِ طلايي " مراقبت کنيد

59:27.610 --> 59:29.180
. يه چيزي بگو داداش

59:33.830 --> 59:37.760
. يکم خجالتيم -
پس ميخواي من يه چيزي بگم ؟ -

59:38.330 --> 59:41.670
. تو سرجات وايسا آقايِ دستِ راست
! يه چيزي بگو ديگه

59:48.760 --> 59:53.150
. من برگشتم
! با جديت بيشتري کار مي کنم

59:57.430 --> 01:00:06.050
! " هان تِسانگ "

01:00:26.310 --> 01:00:27.890
. ممنون که اومدي

01:00:29.380 --> 01:00:33.610
. " تبريک ميگم آقاي " هان

01:00:35.640 --> 01:00:37.190
گوآم " چطور بود ؟ "

01:00:37.470 --> 01:00:38.890
. خوب

01:00:39.450 --> 01:00:40.370
چقدر خوب ؟

01:00:42.800 --> 01:00:47.140
. موجِ گرماش . . هنوز مثل سابقه

01:01:12.040 --> 01:01:13.490
. " سو ميدو "

01:01:22.310 --> 01:01:24.440
. برو خونه ات بخواب

01:01:26.900 --> 01:01:29.210
. فقط يه هفته ميخوام اينجا کار کنم

01:01:30.930 --> 01:01:32.610
بي اجازه ي من ؛ کي همچين حرفي بهت زده ؟

01:01:32.610 --> 01:01:33.550
چي ؟

01:01:33.550 --> 01:01:37.880
. من صاحب اين کتابفروشيم
. مديرشُ خودم استخدام کردم

01:01:39.250 --> 01:01:41.730
. برو خونه ات بگير بخواب
. من تو رو استخدام نمي کنم

01:01:42.040 --> 01:01:47.660
اونوقت به چه دليلي ؟
چرا استخدامَم نمي کني ؟

01:01:52.660 --> 01:01:56.380
. چونکه ممکنه دوباره خاطرخواهِت بشم

01:02:01.030 --> 01:02:03.750
. لطفا برو

01:02:04.140 --> 01:02:05.690
. نميخوام برم

01:02:09.100 --> 01:02:12.510
چرا نميخواي برگردي ؟

01:02:13.113 --> 01:02:15.590
ازت سئوال کردم چرا نميخواي برگردي ؟

01:02:16.000 --> 01:02:20.410
. چونکه ممکنه دوباره بهت علاقمند بشم

01:03:08.500 --> 01:03:10.490
« وقتي يه مرد عاشق ميشه »

01:03:10.490 --> 01:03:23.170
.:: @bollbolljan_com ::.

01:03:13.170 --> 01:03:13.950
پايـــــــــــــان