﻿WEBVTT

00:09.020 --> 00:15.119
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15.120 --> 00:20.584
‫<i>هردوی آنها در حال منتقل کردنِ
.‫افرادِ راجنیشی از ایالت اورگن هستن</i>

00:20.667 --> 00:23.336
.‫<i>داره مجرمین رو منتقل میکنه</i>

00:23.420 --> 00:25.088
.‫<i>مجرمین سابقه‌دار</i>

00:25.172 --> 00:27.340
،‫اگه هرگونه انحرافی از مسیرِ پروازش داشته باشه

00:27.424 --> 00:30.343
‫<i>باید به رئیس جمهور خبر بدید که
.‫توی اداره امنیتی دستگاه شنود داره</i>

00:30.427 --> 00:31.261
.‫<i>باشه</i>

00:31.344 --> 00:33.263
‫امشب جستجو همچنان در شمال غربی

00:33.346 --> 00:34.723
.‫برای باگوان شری راجنیش ادامه داره

00:34.806 --> 00:37.309
‫تقریبا همه فکر میکردند

00:37.392 --> 00:42.564
.‫که اداره مهاجرت قراره مجوزِ بازداشتش رو صادر کنه

00:42.647 --> 00:43.940
،‫باگوان شری راجنیش

00:44.024 --> 00:46.443
،‫بحث برانگیزترین شخصیت در ایالت اورگن

00:46.526 --> 00:49.404
‫امشب جنگی به پا کرده
.‫که حتی خودش هم بر آن نظارت ندارد

00:49.487 --> 00:52.157
‫وقتی که شنیدیم باگوان توی پروازه و
،‫داره فرار می‌کنه

00:52.240 --> 00:53.909
.‫همه عصبانی شدیم

00:53.992 --> 00:55.243
‫و تنها چیزی که اهمیت داشت گرفتنش بود

00:55.327 --> 00:57.746
.‫پیدا کنیمش و دستگیرش کنیم

01:11.051 --> 01:13.428
‫پلیس نیروی دریایی و سازمان هوانوردی فدرال
‫حدود ساعت 5:30 غروب امروز وقتی که

01:13.512 --> 01:16.806
‫راجنیشی‌ها از راجنیش پورام خارج شدند
.‫در حالِ ردیابی کردن آن دو جت هستند

01:18.225 --> 01:19.476
‫ما با تلفن

01:19.559 --> 01:23.104
‫تلاش کردیم که باهاشون تماس برقرار کنیم
.‫و بهشون بگیم که برگردن

01:24.564 --> 01:30.654
،‫یه جورایی، ادارات فدرال
.‫برقراری تماس با هواپیمارو مسدود کرده بودند

01:30.737 --> 01:35.283
‫ما بیشتر از 4 ساعت تلاش کردیم
،‫تا بتونیم با افراد داخل هواپیما تماس برقرار کنیم

01:35.367 --> 01:37.202
.‫اما هیچکس با ما تماسی برقرار نکرد

01:38.411 --> 01:42.290
‫من کل غروب رو صرفِ گوش دادن به اخبار کردم

01:42.374 --> 01:48.672
‫و اخبار جدیدی رو پشتِ هم از وکیل
.‫دعاوی ایالت متحده دریافت می‌کردم

01:49.631 --> 01:52.175
‫"فرونمایر" گفته که دستورات
‫لازم رو به مقامات عالی رتبه‌ی

01:52.259 --> 01:54.511
.‫کاخ سفید و وزارت دادگستری داده

01:54.594 --> 01:57.389
...‫این یه شکستِ مساعدیه

01:57.472 --> 01:59.391
،‫اما در این مورد
.‫یه جورایی قابل پیش بینی بود

01:59.474 --> 02:02.269
‫اصلا هم دور از انتظار نبوده که
.‫ممکنه از طریق پرواز فرار کنه

02:03.061 --> 02:06.022
.‫ما برای باخبرسازیِ سازمان هوانوردی فدرال باهاشون تماس برقرار کردیم

02:10.610 --> 02:14.155
‫ما به این نتیجه رسیده بودیم که شاید
،‫به سمتِ "برمودا" برن

02:14.239 --> 02:17.784
‫و فقط هم یک دلیل یا شاید هم دو دلیل
.‫برای این انتخابشون وجود داشت

02:17.867 --> 02:18.702
.‫اولا که هوای خوب و آفتابیی داره

02:18.785 --> 02:22.205
.‫و دوما، اینکه توی برمودا میتونست تسلیم نشه

02:22.289 --> 02:26.001
.‫خیلی راحت میتونست از پیگردِ قانونی فرار کنه

02:26.084 --> 02:27.460
،‫غروبِ خیلی عجیبی بود

02:28.336 --> 02:32.090
‫بنظرم هیچکدومِ ما نمیدونستیم که
.‫چطور قراره تموم بشه

02:36.386 --> 02:40.015
"‫یکی از هواپیماها قرار بوده در "پابلوی
،‫شهر "کلرادو" سوخت‌گیری کنه

02:40.098 --> 02:42.434
.‫و دیگری هم در دریاچه‌ی نمک

02:42.517 --> 02:46.813
‫بعدش ما به این پی بردیم که شانسِ زیادی وجود
.‫داره که به سمتِ شهر "شارلوت" برن

02:58.158 --> 03:00.201
‫شایعات دموردِ بازداشت معوقه‌ی باگوان

03:00.285 --> 03:01.536
‫در بخشِ مرکزی شهر اورگن

03:01.619 --> 03:05.206
‫بعد از اینکه گزارشگر روزنامه‌ی شیکاگو
‫باگوان و چندی از پیروانش را در حالِ ترکِ

03:05.290 --> 03:06.583
.‫اورگن دید، شدت یافت

03:06.666 --> 03:08.543
.‫این اتفاق کمی قبل از ساعت 5:30 امروز اتفاق افتاد

03:10.170 --> 03:15.091
‫یکمی شبیهِ پرونده‌ی قتل
.‫"او.جی.سیمپسون" بود

03:15.175 --> 03:21.139
‫فقط بنظر نمی‌رسید که پایانِ
.‫منطقیی خواهد داشت

03:21.890 --> 03:24.309
‫خلاصه من همه‌چیز و گذاشتم کنار و
‫به نقشه نگاه کردم

03:24.392 --> 03:27.437
‫تا همه‌ی فرودگاه‌های اطرافِ
.‫شهر شارلوت رو پیدا کنم

03:28.438 --> 03:31.024
‫وکیل "لداج" تونست با یه وکیلِ دیگه تماس برقرار کنه

03:31.107 --> 03:33.860
.‫و اونا توی فرودگاهِ شارلوت مستقر شدن

03:42.202 --> 03:46.247
‫من توی خونه با تلفن با مامورینِ
.‫سرِ صحنه در حال گفتگو بودم

03:47.791 --> 03:51.586
‫اونا انتظار داشتن که افرادِ توی
،‫هواپیما به شدت مسلح باشن

03:51.670 --> 03:55.215
‫و تا وقتی که مامورینِ گمرکی و پلیسِ
،‫شارلوت خودشون رو برسونن

03:55.298 --> 03:59.052
‫به اندازه‌ی تک‌تکِ افرادِ راجنیشی
.‫تسلیحات آماده کرده بودن

04:03.181 --> 04:06.643
‫همه به صورت مسلحانه موضع گیری کرده بودند

04:10.438 --> 04:13.233
‫و برج و برای پاسخگویی به هواپیما برای فرود آماده کردن

04:13.316 --> 04:15.443
.‫تا مکانی و اعلام کنن که خودشون مستقر شده بودن

04:16.569 --> 04:17.904
‫

04:18.697 --> 04:20.740
.‫ولی هواپیما به دستورات عمل نکرد

04:21.282 --> 04:24.077
‫دو لیرجتِ حاملِ راجنیش و چندین نفر از پیروانش

04:24.160 --> 04:26.413
.‫ساعت 2 صبح در فرودگاهِ شارلوت به زمین نشست

04:26.496 --> 04:29.040
،"‫ارتشبدِ ایالت متحده "ری آبرام
،‫مامورینِ گمرکی ایالت متحده

04:29.124 --> 04:31.626
‫پلیسِ فرودگاه و محلی
.‫همگی منتظرِ گورو بودن

04:31.710 --> 04:35.588
‫هواپیماها یکی پس از دیگری، تا
،‫"خدمات اجاره هواپیمای باتلر" پیش رفتن

04:35.672 --> 04:38.425
‫و به همین دلیل هم همه‌ی
،‫مامورین با سرعت به سمتشون رفتن

04:45.181 --> 04:46.641
.‫و زودتر از هواپیماها به مقصد رسیدن

04:46.725 --> 04:49.185
،‫محاصره‌ـشون کردن
،‫اسلحه‌هاشون و به سمتشون هدف گرفتن

04:49.269 --> 04:51.312
‫و به خلبان‌ها گفتن که
.‫دستاشون و بذارن روی پنجره هواپیما

04:52.272 --> 04:53.940
‫با کلی ماشین دوره شده بودیم

04:54.023 --> 04:55.817
‫و این افراد شروع کردن به پیاده شدن از ماشین‌ها

04:55.900 --> 04:58.611
.‫همراه با تفنگ‌های شکاریشون به سمتِ ما هدف گیری کرده بودن

04:58.695 --> 05:02.824
،‫همه‌جا پُر از پلیس و افرادِ مسلح به شاتگان
...‫شاتگان‌های لوله کوتاه، تفنگ‌های دستی

05:04.075 --> 05:06.911
‫که به همه میگفتن دستاشون و
.‫بذارن روی سرشون و از هواپیما خارج بشن

05:06.995 --> 05:09.247
‫من فقط توی کابینِ خلبان دستام و گذاشتم روی سرم، میدونید ؟

05:09.330 --> 05:12.959
:‫و همون لحظه با خودم گفتم
".‫"فکر کنم تو بد دردسری افتادیم

05:14.085 --> 05:18.006
،‫مامورین بدونِ اینکه تیری شلیک بشه
.‫همه رو از هواپیما خارج کردن

05:19.340 --> 05:22.051
،‫باگوان شری راجنیش
‫پشتِ صندلیش قایم شده بود

05:22.135 --> 05:24.179
‫و فکر کنم "ران تایلر" بود
...‫که پشتِ صندلی پیداش کرد

05:25.805 --> 05:26.848
‫

05:26.931 --> 05:29.058
.‫و تونست ترغیبش کنه که از هواپیما بیاد بیرون

05:38.818 --> 05:41.738
‫در حال حاضر راجنیش در زندانِ

05:41.821 --> 05:45.909
‫نهاد خدمات مارشال‌های ایالت متحده در
.‫شارلوت، شمالِ ایالت کالیفرنیا به سر می‌برد

05:45.992 --> 05:48.828
‫ما توی آپارتمانِ کرایه‌ایی

05:48.912 --> 05:52.916
‫در رشته‌کوهِ "جنگل‌سیاه" در حال
.‫تلویزیون تماشا کردن بودیم

05:53.666 --> 05:58.630
‫ما داشتیم فیلمی که باگوان توی شمال کالیفرنیا
‫با دست‌وپای بسته از خیابون

05:58.713 --> 06:01.090
.‫رد میشد رو می‌دیدیم

06:01.174 --> 06:03.718
.‫باورمون نمیشد

06:03.801 --> 06:08.389
،‫به همراهِ 55 هزار دلار پول نقد
،‫تفنگ، جعبه‌های جواهرات و صندلی‌ِ او

06:08.473 --> 06:12.018
.‫باگوان و چند تن از پیروانش از انجمنِ خود فرار کردند

06:12.101 --> 06:14.521
‫آنها تا شارلوتِ ایالت کالیفرنیا پیش رفتند

06:14.604 --> 06:17.607
‫که در آنجا ارتشبدان ایالت متحده راجنیش
.‫و 12 نفر از پیروانش را دستگیر کردند

06:17.690 --> 06:22.320
‫همون لحظه، زنگِ آپارتمانِ کرایه‌ای
.‫که توش بودیم به صدا دراومد

06:22.403 --> 06:26.241
‫یه دفعه، پانسیون‌ـمون موردِ یورشِ

06:26.324 --> 06:30.787
.‫اداره تحقیقات فدرال و پلیس مخفیِ آلمان قرار گرفت

06:31.329 --> 06:35.250
‫مامورینِ پلیس بهمون گفتن که مجوزِ دستگیریِ

06:35.333 --> 06:40.755
"‫"ما آناند شیلا"، "ما شانتی بادرا
،‫و "ما پرم پوجا" رو دارن

06:40.838 --> 06:45.301
.‫به جرمِ سوء قصد به جونِ پزشکِ باگوان

06:46.678 --> 06:49.389
.‫یهو تهِ دلم خالی شد

06:49.472 --> 06:53.226
‫دو نفر از مامورین اف‌بی‌آی شروع به
،‫بررسی کردنِ وسایلِ شخصی شیلا کردن

06:53.309 --> 06:57.355
.‫تا مدارکی برای استردادِ متهم به ایالت متحده پیدا کنن

07:02.777 --> 07:05.613
‫اتهاماتِ نسبت داده شده به
،‫شیلا و دو نفر شریکش

07:05.697 --> 07:08.283
‫ارتکاب به قتل، توطئه برای
.‫ارتکاب به قتل و تهدید بود

07:13.913 --> 07:16.499
‫مقامات آمریکا اعلام کردند که
‫تحقیقات و سریعتر انجام خواهند داد

07:16.583 --> 07:20.211
‫تا باگوان و شیلا رو برای رویارویی
...‫با اتهاماتِ خود به اورگن برگردونن

07:22.213 --> 07:23.923
.‫تجدیدِ دیداری که هیچکدوم میلی به آن نداشتند

07:27.176 --> 07:29.012
.‫باشه، من فقط همین یه چیز و برای گفتن دارم

07:29.095 --> 07:34.225
‫تنها چیزی که الان میتونم بگم اینه که
‫باگوان شری راجنیش در دادگاه هیاتِ داورانِ

07:34.309 --> 07:37.520
‫شهر شارلوت در شمال
.‫کالیفرنیا در زندان به سر میبرد

07:38.229 --> 07:41.274
‫بازپرسِ این بخش قضایی
،"‫ایالتِ متحده، "چارلز ترنر

07:41.357 --> 07:44.110
‫در تلاش برای انتقالِ ایشون به این بخش هست

07:44.193 --> 07:46.654
،‫تا متعاقبا با اعلام جرم
.‫پیگردِ قانونی اعمال بشه

07:46.738 --> 07:48.156
.‫اتهام وارده مهروموم شده‌ـست

07:48.239 --> 07:51.242
.‫و تا دستورِ بعدیِ دادگاه هم مهروموم خواهد ماند

07:51.326 --> 07:52.952
.‫- همه‌ی چیزیه که میتونم بگم
‫- میتونید اتهاماتِ وارده رو بهمون بگید ؟

07:53.036 --> 07:53.953
.‫نه، نمیتونم

07:54.037 --> 07:55.788
‫اسمِ چند نفرِ دیگه توی کیفرخواست اومده ؟

07:56.748 --> 07:58.458
‫باگوان از اتهاماتِ وارده باخبره ؟

07:58.541 --> 08:01.753
‫ایشون بخاطرِ اتهاماتِ وارده دستگیر شدن
‫یا بخاطر پروازِ غیرقانونی‌ـشون ؟

08:01.836 --> 08:04.088
،‫بخاطرِ اتهامات وارده در کیفرخواست بازداشت شدن
.‫متاسفم همه‌ی چیزیه که میتونم بگم

08:04.172 --> 08:06.382
‫از اتهامات وارده باخبرـه ؟
...‫آیا از

08:06.466 --> 08:07.300
.‫متاسفم، همه‌ی چیزیه که میتونم بهتون بگم

08:08.468 --> 08:10.094
‫

08:10.887 --> 08:12.513
‫قدمِ بعدی چیه ؟

08:12.597 --> 08:13.473
.‫ادامه خواهیم داد

08:13.556 --> 08:17.644
‫ما گزینه‌های روی میز رو درنظر خواهیم گرفت
.‫و هر اقدام قانونیی که لازم باشه رو خواهیم کرد

08:20.813 --> 08:22.732
‫کِی شروع می‌کنید ؟

08:22.982 --> 08:23.816
.‫حالا

08:26.945 --> 08:28.571
.‫من به شهرِ شارلوت رفتم

08:30.448 --> 08:33.409
.‫یکمی فضا خیلی پرنشاط بود

08:33.493 --> 08:37.330
‫آهنگ‌هایی درموردِ دستگیریِ باگوان
.‫در شارلوت از طریق رادیو پخش می‌شد

08:37.413 --> 08:40.875
.‫یه سری تیشرتهارو بیرون از دادگاه میفروختن

08:40.959 --> 08:44.212
،‫این صورتیِ از همه بیشتر فروش رفته
.‫همه از این خوششون میاد

08:44.754 --> 08:46.673
‫راجنیش چند روز آینده رو در زندانِ

08:46.756 --> 08:48.424
،‫شارلوت سپری خواهد کرد

08:48.508 --> 08:51.928
.‫جایی که مردم اسمش رو همه‌ی اخبارها میشنوند

08:52.011 --> 08:54.263
.‫بنظرم ثروتش واقعا یه چیزیه

08:54.347 --> 08:58.142
‫واقعا از شنیدنِ اینکه یه نفر 90 شرکتِ
.‫خودروسازی داشته باشه مغزم سوت می‌کشه

08:58.226 --> 08:59.769
‫همینقدر داره، درسته ؟

08:59.852 --> 09:02.313
،‫و دوتام لیرجت
.‫واقعا تاثیر گذاره

09:02.397 --> 09:03.773
.‫اینجا یه کشورِ آزاده، نمیدونم

09:03.856 --> 09:05.984
،‫اگه قانون شکنی کرده
.‫فکر کنم باید یه کاری انجام بدن

09:06.067 --> 09:08.403
‫اگرم نه که
.‫لابد باید بذارن بره

09:08.486 --> 09:10.405
،‫در زندانِ "مکلنبرگ"ِ شهر شارلوت

09:10.488 --> 09:12.448
.‫یکی از دفترها مثلِ مغازه گلفروشی شده

09:12.532 --> 09:15.785
،‫از وقتی که باگوان رسیده
.‫اینجا گلبارون شده

09:15.868 --> 09:17.787
‫بعضیاشون پیروان باگوان برای رئیس زندان فرستادن

09:17.870 --> 09:21.416
.‫برای تشکر کردن از نوعِ مراقبتی که از ایشون میشه

09:23.001 --> 09:25.670
‫باگوان در طبقه سومِ واحد پزشکی نگهداری میشه

09:25.753 --> 09:27.964
.‫که نصف دیگرشون پشتِ این درها هستن

09:29.424 --> 09:31.759
...‫زندانیان میگن که به ندرت تکون میخوره

09:31.843 --> 09:35.847
،‫و برای راحت شدن از صدای توی زندان
.‫یه جفت گوش‌گیر توی گوشاش گذاشته

09:35.930 --> 09:41.352
‫برای غذا فقط سبزیجات میخوره و مراقبت‌های
.‫پزشکیش و پرستارا شیفتی توی سلولش انجام میدن

09:41.436 --> 09:44.063
.‫باگوان زندانیِ خیلی خوبیه

09:44.147 --> 09:45.898
‫خیلی صبور با ما رفتار میکنه

09:45.982 --> 09:49.861
‫و با پرستاران و همه چیز
.‫به طورِ خیلی صمیمی رفتار میکنه

09:49.944 --> 09:52.030
‫ایشون یه جورایی زندونیِ عجیبین براتون ؟

09:52.113 --> 09:52.989
.‫خیلی عجیب

09:53.072 --> 09:55.867
‫ایشون یکی از، فکر میکنم
.‫برجسته‌ترین زندانیی هستن که داشتیم

10:02.457 --> 10:03.833
‫درواقع من تنها سانیاسینی بودم که

10:03.916 --> 10:06.836
‫که میتونستم برم داخل
،‫و باهاش صحبت کنم

10:06.919 --> 10:08.463
.‫چون من وکیلش بودم

10:08.546 --> 10:11.591
.‫و من هرروز میرفتم اونجا و باهاش صحبت می‌کردم

10:11.674 --> 10:16.137
‫میخوام بگم که این مرد شگفت‌انگیزترین
،‫مردی بود که روی کره‌ی خاکی وجود داشت

10:19.182 --> 10:20.516
.‫و در زندان بود

10:21.100 --> 10:22.685
،‫توی زندانه

10:22.769 --> 10:24.479
.‫و من باید بیارمش بیرون

10:26.147 --> 10:27.148
.‫شغلم این بود

10:29.817 --> 10:33.362
،‫اونطوری که ما شمارو میدیدیم
.‫شما اینطوری لباس نمی‌پوشید

10:33.446 --> 10:36.657
‫از نظرِ شما زشت و خجالت آوره ؟

10:36.741 --> 10:41.996
‫قطعا زشت و خجالت آوره

10:42.080 --> 10:46.542
،‫چون من کاملا بی‌گناهم
.‫من مرتکبِ هیچ جرمی نشدم

10:46.626 --> 10:50.254
‫من تلاش خواهم کرد و این موضوع
‫رو خاتمه خواهم داد

10:50.338 --> 10:54.592
‫چون هنوزم از نظرِ من قانون اساسیِ آمریکا

10:54.675 --> 11:01.516
.‫یکی از گرانبهاترین قانونهای دنیاست

11:01.599 --> 11:05.603
.‫و من از خودم و از پیروانم حمایت خواهم کرد

11:05.686 --> 11:08.981
.‫و مطمئنم که پیروز خواهم شد

11:09.609 --> 11:12.904
‫و حالا من توی اتاق مصاحبه‌ی وکالتم بود

11:12.985 --> 11:15.613
‫با ایشون که روی صندلی بود
.‫و من روی زمین نشسته بودم

11:17.448 --> 11:18.574
...‫ایشون

11:19.909 --> 11:21.077
.‫درست و پاهاش و باز کرده بودن

11:21.160 --> 11:24.664
‫دقیقا مثل همون روزایی بود که جلوی
‫ هزاران نفر سخنرانی میکرد

11:24.747 --> 11:27.542
‫وقتی که اونجا با اون
.‫لباسا توی زندان بود

11:31.838 --> 11:37.051
‫و من هم فقط اونجا می‌نشستم
...‫تا باهاش تجدید دیدار کنم و حضورش و حس کنم

11:38.427 --> 11:39.679
‫

11:40.221 --> 11:42.014
.‫و بعد میرفتم و دوباره برمی‌گشتم

11:46.894 --> 11:50.147
‫هفته‌ی پیش باگوان به کلاهبرداریِ
.‫مهاجرتی متهم شده بود

11:50.231 --> 11:53.860
‫مقامات ادعا میکنن که او درموردِ
،‫قصدِ خود برای ماندنِ همیشگی خود دروغ گفته

11:53.943 --> 11:57.530
‫و این ازدواجِ قلابی رو هم ترتیب داده
.‫تا پیروانش هم بتونن بمونن

11:58.614 --> 12:03.744
‫او متهم به نقض قانونِ مهاجرتی و همچنین
.‫کلاهبرداری در مهاجرت شده بود

12:04.412 --> 12:09.292
،‫در کیفرخواست
،‫تقریبا همه‌چیز درمورد شیلا بود

12:09.375 --> 12:11.335
،‫و تقریبا هیچ چیز به اوشو ربطی نداشت

12:11.919 --> 12:13.379
،‫ولی این تنها چیزی بود که داشتن

12:14.255 --> 12:15.798
.‫تنها چیزی که داشتن

12:17.800 --> 12:22.096
‫اگه گورو نبود و
،‫فقط یه آدمِ معمولی بود

12:22.179 --> 12:25.558
‫با تعهد دادن
.‫آزادش می‌کردن

12:25.641 --> 12:28.895
‫اگر رهبرِ دینی درموردِ همه‌ی اتهاماتش
،‫گناهکار باشه

12:28.978 --> 12:34.775
‫براش 175 سال حبس و
.‫بیشتر از 350 هزار دلار میبُرن

12:35.526 --> 12:38.696
‫حقیقت اینه که اتهاماتی که
‫بهش وارد شده

12:38.779 --> 12:41.657
‫تا بحال از نظرِ جنایی
.‫مورد پیگرد قانونی قرار نگرفته

12:41.741 --> 12:45.286
‫توی زندان بودنش به دنبالِ
‫اجرای این چنین اتهامی

12:45.369 --> 12:48.331
.‫درواقع کاملا بی سابقه‌ـست

12:49.081 --> 12:50.207
‫

12:50.291 --> 12:53.169
‫چیزی که الان باهاش روبه‌رو
.‫هستیم یه موقعیتِ سیاسی‌ـه

12:53.252 --> 12:57.131
‫شخصی توی زندانه که به جنایت‌های
،‫زیادی متهم شده

12:57.214 --> 13:01.010
‫بااینحال که از ایالت متحده فرار کرده و
،‫همه‌ی پیروانش رو ترک کرده

13:01.093 --> 13:02.720
‫از همه‌ی اتهاماتش باخبر بوده

13:02.803 --> 13:05.681
‫و قبل اینکه دستگیر بشه
.‫از ایالت متحده خارج شده

13:05.765 --> 13:09.936
،‫بهترین راه برای اجرای قانون
،‫بازداشتِ او و برگردوندنش به اورگن‌ـه

13:10.019 --> 13:11.604
.‫تا همونجا با اعمال قانون روبه‌رو شه

13:11.687 --> 13:13.022
.‫این چیزیه که داریم انجام میدیم

13:13.105 --> 13:14.857
‫به نظرتون وخامت پرونده چیه ؟

13:14.941 --> 13:17.401
‫خب قاعدتا وخامتِ داستان اینجاست که سه روز بعد

13:17.485 --> 13:21.489
،‫از اینکه کیفرخواستِ ممهور به اعضای هیات منصفه برگردونده شده

13:21.572 --> 13:24.075
‫ایشون برای اولین بار در این چهار سال از کشور خارج میشه

13:24.158 --> 13:26.285
.‫و نصفِ شب با هواپیما از کشور خارج میشه

13:27.495 --> 13:30.373
،‫ما در خواستارِ یه محاکمه شدید بودیم

13:31.040 --> 13:33.167
.‫و بیشتر از اون چیزی که نیاز بود مدرک داشتیم

13:45.262 --> 13:50.184
،‫من دستگیر شدم
.‫و به نزدیکترین زندان بردنمون

13:50.267 --> 13:53.729
،‫هر سه نفرمون توی یه سلول بودیم

13:53.813 --> 13:55.648
،‫من

13:55.731 --> 13:56.691
،‫پوجا

13:56.774 --> 13:58.401
.‫و شانتی بادرا

13:58.484 --> 14:03.030
.‫کلی روزنامه‌نگار دورو برِ این زندان بودن

14:08.369 --> 14:12.957
‫این پلیسهای آلمانی عکس‌های منو جدا می‌کردن

14:13.040 --> 14:15.292
.‫و من مجبور بودم که امضاشون کنم

14:16.377 --> 14:17.962
.‫عجیب بود

14:18.045 --> 14:24.552
‫همون لحظه که مقاماتِ آلمان از سلولم
،‫خارج میشدن، دوباره دستبند میزدن

14:25.386 --> 14:27.054
.‫و به پاهامونم زنجیر میزدن

14:27.138 --> 14:30.766
‫پلیس آلمان مارو به مقاماتِ

14:30.850 --> 14:35.813
‫آمریکا تحویل داد تا
.‫مارو به آمریکا برگردونن

14:36.856 --> 14:39.942
‫شانتی بادرا با پروازِ هواییِ بازرگانی
،‫به شیکاگو اومد

14:40.026 --> 14:42.361
.‫و شب رو در دفترِ فرمانداریِ شهر گذروند

14:42.445 --> 14:46.324
.‫و همینطور آناند شیلا، منشیِ شخصیِ باگوان

14:46.991 --> 14:50.244
‫همون لحظه‌ای که به فرودگاهِ
،‫پورتلند رسید

14:50.328 --> 14:51.287
،‫بهش دستبند زدن

14:51.370 --> 14:54.582
‫ولی همچنان برای عکاسانی که جمع
.‫شده بودند لبخند میزد

14:58.044 --> 14:59.253
.‫خیله‌خب

15:03.299 --> 15:05.259
.‫- یه کم دیگه اون پشت میبینمت
.‫- باشه، مواظب باش

15:05.343 --> 15:07.011
.‫- باشه
.‫- بای بای

15:07.094 --> 15:09.972
.‫ایشون بهترین وکیل در پورتلندـه

15:11.098 --> 15:12.850
.‫بنظر میرسید امروز زیادی لبخند به لب داشت، جان

15:12.933 --> 15:15.686
‫بنظرت از اینکه دوباره به انظار عمومی برگشته، خوشحاله ؟

15:15.770 --> 15:19.065
،‫خب امروز وقتی واردِ دادگاه شده بود
.‫لبخند و روی لب‌هاش دیدید

15:21.442 --> 15:24.487
‫هیچکس از بودن در شرایطِ
.‫شیلا نمیتونه خوشحال باشه

15:25.112 --> 15:27.281
‫وکلا اونو برگردوندن به اورگن

15:27.365 --> 15:31.410
‫چون از نظرشون میتونن اونو برای
.‫سالهای آتی توی زندان نگه دارن

15:31.494 --> 15:34.455
‫ورودِ ما آناند پوجای 38 ساله و شانتی بادرای 40 ساله

15:34.538 --> 15:38.584
.‫با شدیدترین محافظین صورت گرفت

15:38.667 --> 15:43.047
‫آنها با اتهام ارتکاب به قتل به دادگاهِ
.‫استینافِ شهرستان واسکو احضار شدند

15:47.218 --> 15:48.469
.‫صبح بخیر

15:48.552 --> 15:50.137
.‫- ممنون
.‫- خیلی قشنگه

15:50.221 --> 15:52.765
‫بهت گفته بودم میخوام
‫اینو بپوشم ؟

15:52.848 --> 15:57.103
،‫اونموقعی که من با شیلا قرار داشتم
‫در زندانِ  فدرال بود

15:57.186 --> 16:02.274
‫و مامورین آورده بودنش و
.‫ما بعد از ظهرو باهم گذروندیم

16:02.358 --> 16:08.406
‫از اینکه انقدر غیرمنتظره و پست بود تعجب کرده بودم

16:08.489 --> 16:12.535
‫چون شخصیت تقریبا مهمی توی

16:12.618 --> 16:16.705
.‫اورگن و صراحتا در زندگیِ من بود

16:17.289 --> 16:18.124
‫

16:18.207 --> 16:22.002
،‫کاملا آماده بود

16:22.086 --> 16:23.504
.‫به تمامِ سوالام جواب داد

16:23.587 --> 16:27.091
‫مطمئنم به همه‌ی سوالام با
‫صداقتِ کامل جواب داده

16:27.174 --> 16:31.095
‫و بدونِ هیچ ردپایی از شرم یا پشیمونی

16:31.178 --> 16:36.475
.‫یا هرچیزی که ندامتش رو منعکس کنه

16:36.559 --> 16:37.601
‫

16:38.102 --> 16:43.107
...‫باعث شد که فکر کنم

16:44.316 --> 16:49.113
.‫این آدمیه که هیچ درکی از همدردی نداره

16:49.905 --> 16:52.450
‫رک و پوست کنده بگم، من مطمئن
‫شدم که رهبرِ این گروه

16:52.533 --> 16:54.243
،‫واقعا بر این باوره که از قانون برتره

16:54.326 --> 16:56.370
‫یعنی میتونن از قانون پیشی بگیرن

16:56.454 --> 17:00.499
‫و اینکه با استفاده از قانونِ ما میتونن مارو
.‫از صحنه خارج کنن یا اینکه قانونِ مارو زیرِ پا بذارن

17:00.583 --> 17:04.044
‫و همینطور تکبری وجود داشت که واقعا
.‫غافل کننده بود

17:07.423 --> 17:11.927
،‫بیشتر اتفاقاتی که رخ داد بیرحمانه بود

17:12.011 --> 17:17.766
‫و اگه شیلا تا آخرِ عمرش توی زندان بمونه

17:17.850 --> 17:20.603
.‫اصلا حکمِ اضافه‌ای نخواهد بود

17:25.107 --> 17:25.941
‫

17:26.025 --> 17:27.568
‫

17:31.614 --> 17:33.449
.‫پس توی زندانِ شارلوت‌ـه

17:35.075 --> 17:39.413
‫به ما گفته شده که با پروازه بعدی
.‫از شارلوت به پورتلند منتقل میشه

17:40.748 --> 17:44.502
‫سفرِ برگشتِ راجنیش به اورگن
،‫از همینجا دوشنبه شب شروع شد

17:44.585 --> 17:46.754
‫همون فرودگاهی که او و شش نفر از پیروانش

17:46.837 --> 17:48.422
.‫در 28ـم اکتبر دستگیر شده بودند

17:48.506 --> 17:51.050
‫باگوان با جتِ ارتشبدِ ایالت
.‫متحده از کشور خارج شد

17:51.133 --> 17:54.178
‫راجنیش بعد از ظهرِ دیروز شهر شارلوت
،‫در شمالِ کالیفرنیارو ترک کرد

17:54.261 --> 17:58.098
،‫قبل از رسیدن به شهر اکلاهما
.‫در میزوری توقف داشتن

17:58.182 --> 18:00.434
‫ظاهرا مقامات می‌گویند که
‫باگوان یه شب دیگه در

18:00.518 --> 18:03.562
‫در شهرِ اوکلاهما در
.‫منطقه‌ای محرمانه خواهد ماند

18:03.646 --> 18:05.981
‫او شبِ سه‌شنبه و چهارشنبه را

18:06.065 --> 18:07.650
.‫هم در زندانِ "ال رنو" گذراند

18:07.733 --> 18:10.319
.‫این سومین زندانِ او در 9 روز بود

18:10.402 --> 18:12.863
‫مقصدِ بعدیِ باگوان شری راجنیش کجاست ؟

18:12.947 --> 18:14.281
،‫همونطور که گفتید کلِ این هفته

18:14.365 --> 18:15.908
‫یه جورایی بازی موش و گربه‌ای شده بود

18:15.991 --> 18:17.326
‫بین ارتشبدانِ فدرال و گزارشگران

18:17.409 --> 18:19.328
‫چون ارتشبدان ایالت متحده به
‫صورتِ عمدی، زمان و مکان

18:19.411 --> 18:21.622
.‫دقیقِ رسیدنِ او را نامعلوم گذاشته‌اند

18:21.705 --> 18:24.333
‫تا جاییکه بصورتِ قانونی ممکن باشه

18:24.416 --> 18:27.920
،‫باگوان رو از این زندون به اون زندون
.‫دور خودشون میچرخونن

18:28.003 --> 18:34.218
‫چیزی که این فرصت و بهشون داده اینه که به مدتِ
.‫دو هفته توی کشور به اینور و اونور کشوندنش

18:34.301 --> 18:36.345
...‫فکر میکنم برای این کشور غم انگیزـه که

18:37.638 --> 18:41.058
...‫که چنین مردِ بی‌گناه و خوش‌قلبی

18:42.601 --> 18:45.437
.‫در زندانهای این کشور به سر میبره

18:45.980 --> 18:50.276
‫میدونید، این کشور اونقدرام با
‫"وایلد وست" فرقی نداره، درسته ؟

18:51.694 --> 18:54.613
‫خلاصه اینا از هر ابزاری استفاده میکنن

18:54.697 --> 18:59.868
.‫تا تلاش کنن و متهم رو وادار کنن به اینکه تسلیم بشه

19:02.079 --> 19:06.292
‫اونا اغلب از تسلیم شدنِ اختیاری
.‫خوششون نمیاد چون دوست دارن با متهم قدم بزنن

19:07.293 --> 19:11.171
‫اونا دوست دارن که دستگیر کنن
‫و به دستاشون دستبند بزنن

19:11.255 --> 19:16.468
‫و مجبورشون کنن توی محوطه‌ای از نور
.‫راه برن تا گناهکار جلوه بدن

19:16.552 --> 19:19.597
‫خب دیدن مردی که تا بحال به کسی آسیب نرسونده

19:19.680 --> 19:22.683
...‫توی حالتی که مثلِ یه قاتلِ روانی غل‌وزنجیر شده

19:23.726 --> 19:27.104
‫نشون میده که چقدر دولتِ ایالت
.‫متحده از این مرد وحشت داره

19:27.187 --> 19:29.231
‫آنها بر این باور اصرار دارن که با باگوان

19:29.315 --> 19:32.318
‫به طرزِ بدی رفتار میشه و
.‫باعثِ مریض شدنِ فیزیکیش شده

19:32.401 --> 19:36.488
:‫"پرم ایزابل" گزارشگرِ زنی که این پرونده را اینگونه خواند
"‫"دزدیِ حمایت شده از طرفِ دولت

19:36.572 --> 19:38.407
‫تنها چیزی که باعثِ نگرانیم شده
.‫سلامتی باگوان‌ـه

19:38.490 --> 19:40.618
.‫نمیخوام این مرد توی زندان بمیره

19:40.701 --> 19:45.581
‫اینکه کسی بتونه با چنین مردی با این
،‫زیبایی و پاکی اینطوری رفتار کنه

19:45.664 --> 19:47.416
.‫من فقط برام قابل فهم نیست

19:47.499 --> 19:51.754
‫ایشون هیچ جوره تحت مراقبت‌های خاصی نیست

19:51.837 --> 19:54.173
.‫و هیچ راهی برای سخنرانی هم نداره

19:54.256 --> 19:57.509
‫فکر کنم فرضیه ما این بود که ایشون
.‫دوست ندارن توی جمعیت قرار بگیرن

19:58.510 --> 20:00.763
.‫احتمالا از هم‌اتاقی‌هاش خوشش نمیاد

20:00.846 --> 20:04.141
‫متعاقبا به سلولی فرستادنش که
‫فردی اونجا بود

20:04.224 --> 20:07.102
‫که مبتلا به بیماریِ ویروسِ
.‫مسریِ هرپس شده بود

20:07.186 --> 20:08.354
.‫ویروسِ هرپس

20:08.437 --> 20:10.773
.‫بنظرم اینکار ظالمانه‌ـست

20:10.856 --> 20:12.107
.‫اتهاماتِ مبنی بر بدرفتاری

20:12.191 --> 20:16.195
‫به گفته بعضی‌ها، مامورین اداره عالی
..‫تفتیش سه بار او را بازرسی بدنی کردند

20:16.278 --> 20:17.613
،‫ساعت 6:30 صبح امروز

20:17.696 --> 20:19.698
.‫باگوان دوباره به هواپیمای ارتشبد برگشت

20:20.407 --> 20:23.077
،"‫از شهرِ "توسان
.‫به پایگاهِ نیروی هوایی "وندنبرگ" منتقل شد

20:23.702 --> 20:26.330
،‫از آنجا
.‫در اواسطِ ظهر در شهرِ "ساکرامنتو" توقف داشتن

20:26.413 --> 20:29.458
‫هر وقتی که بهش میگفتن مقصدِ
،‫خاصی رو در پیش دارن

20:29.541 --> 20:32.628
‫بهش گفتن که قراره به
.‫پورتلند برن

20:32.711 --> 20:35.047
،‫و هر دفعه
.‫معلوم شد که حقیقت نداره

20:35.130 --> 20:37.591
‫ریچارد، متوجهم که نهاد انتظامی فدرال آمریکا
‫به ما گفته که

20:37.675 --> 20:40.427
،‫الان هواپیما توی فرودگاهِ صحرایی بویینگ به زمین نشسته

20:40.511 --> 20:42.096
.‫که همین چند دقیقه پیش فرود اومدن

20:42.179 --> 20:44.848
‫اطلاعات ما مشخص میکنن که
‫قراره باگوان از این

20:44.932 --> 20:47.226
‫هواپیمای بزرگ به هواپیمای کوچکتری منتقل بشه

20:47.309 --> 20:49.978
‫که درواقع به اینجا یعنی
.‫پایگاهِ نظامی پورتلند برمیگردن

20:50.854 --> 20:53.357
‫از وقتی که توی شارلوت
،‫دستگیر شده بود

20:53.440 --> 20:55.025
،‫تا وقتیکه به پورتلند برگرده

20:55.109 --> 20:57.611
.‫فکر کنم تقریبا سه هفته شده

21:00.364 --> 21:02.908
...‫و در نتیجه‌ی چنین شرایطی

21:03.951 --> 21:05.619
.‫ایشون آماده‌ی تسلیم شدن بود

21:13.001 --> 21:15.504
،‫شیلا، منشیِ شخصیِ سابقِ باگوان

21:15.587 --> 21:18.340
،‫برای اجرای حکم اتهاماتش در ارتکاب به قتل

21:18.424 --> 21:21.051
،‫در درجه‌ی اول تهدید و بعد توطئه چینی برای ارتکاب به جرم
.‫به اورگن برگشت

21:22.428 --> 21:25.889
‫این دفعه هیچ خبری از
.‫حمایت‌کنندگانِ راجنیشی‌ها نبود

21:25.973 --> 21:29.601
‫شیلا با حفاظت شدیدی در دادگاه
،‫ایالت متحده‌ی پورتلند حاضر شد

21:29.685 --> 21:32.062
.‫که تقریبا با مارشال‌های ایالت متحده محاصره شده بود

21:33.355 --> 21:34.773
‫مقامات دولتی ادعا میکنند

21:34.857 --> 21:37.109
‫که سعی داشته دوتن از مقاماتِ
‫عالی رتبه‌ی واسکو رو مسموم کند

21:37.192 --> 21:40.070
.‫و همچنین سعی داشته دفترِ فرمانداریِ شهرستان واسکو رو آتیش بزنه

21:40.154 --> 21:42.614
،‫من فکر کردم که اگه شیلا همه‌ی این کارهارو کرده باشه

21:42.698 --> 21:47.911
...‫میتونه ضدِ اوشو شهادت بده

21:48.662 --> 21:50.998
...‫تا از محاکمه‌ی خودش جلوگیری کنه

21:52.875 --> 21:56.545
.‫و اینجوری اوشو همه‌ی اتهامات جنایی رو متحمل میشه

21:58.797 --> 22:04.595
‫من هیچوقت به این فکر نکردم که
‫باگوان رو بفروشم

22:04.678 --> 22:06.597
،‫یا هرکسِ دیگه‌ای رو

22:06.680 --> 22:11.852
.‫تا فقط... از محاکمه‌ی خودم فرار کنم

22:13.061 --> 22:19.026
‫کسی نمیتونه بخاطرِ آزادیِ خودش
.‫به دیگران خیانت کنه

22:19.109 --> 22:20.736
.‫و خبرهای مهم امشب

22:20.819 --> 22:25.282
‫ما آناند شیلا امروز در دادگاهِ شهر حاضر شد
.‫تا اعتراف به گناهکار بودن کنه

22:25.365 --> 22:27.659
‫شیلا امروز برای اعتراف کردن

22:27.743 --> 22:31.330
‫به همه‌ی اتهامات از مسمومیتِ دسته جمعی گرفته
.‫تا ضبط و کنترلِ سری مکالمات در دادگاه حاضر شد

22:32.873 --> 22:35.501
،‫شیلا محکوم به چهار سال و نیم حبس شد

22:35.584 --> 22:38.795
،‫و همچنین جریمه‌ی 469 هزار دلاری

22:38.879 --> 22:41.548
‫و قبول کرد که پس از آزادی
.‫از ایالت متحده خارج شود

22:47.804 --> 22:50.182
،‫ما شانتی بادرا
،‫دیگر رهبرِ اسبقِ انجمن

22:50.265 --> 22:52.684
‫به تلاش برای قتلِ دکتر اعتراف کرد

22:52.768 --> 22:54.770
.‫و به مدتِ ده سال در زندان خواهد ماند

22:57.314 --> 22:58.607
‫تصمیم گرفته شد که

22:58.690 --> 23:03.570
.‫شیلا و من توی زندانِ فدرال حکممون اجرا بشه

23:03.654 --> 23:08.617
‫مقامات میگفتند که برای امنیتِ خودم
.‫هم که بود، نباید توی اورگن بمونم

23:09.368 --> 23:12.287
‫و به همین دلیل من هم، به زندانِ
.‫فدرال فرستاده شدم

23:13.455 --> 23:15.582
.‫متاسفانه، اوضاعِ بهتری هم نداشتم

23:16.208 --> 23:21.004
‫واقعا به این باور رسیده بودم
.‫که توی تیمارستان حبس شده بودم

23:21.088 --> 23:25.676
،‫همه داد میزدن
.‫به در ضربه میزدن

23:26.343 --> 23:27.928
.‫دوزخ بود

23:30.597 --> 23:36.144
"‫با همه‌ی اینها، پسرم "پیتر
.‫همچنان توی راجنیش‌پورام زندگی میکرد

23:36.228 --> 23:39.898
،‫و وقتی که توی زندان بودم
.‫پسرم به ملاقاتم اومد

23:40.941 --> 23:43.026
.‫این اتفاق تغییرم داد

23:44.027 --> 23:46.738
،‫بخاطرِ همه‌ی اتفاقاتی که در راجنیش‌پورام افتاد

23:46.822 --> 23:50.576
،‫بخاطرِ حملات باگوان
.‫پیتر ازم پرسید که چه اتفاقی افتاده

23:51.994 --> 23:56.331
،‫این جدایی
...‫خیلی براش گرون تموم شده بود

23:57.457 --> 24:02.379
‫و خیلی بدتر هم برای من
،‫که مجبور بودم از پشتِ شیشه

24:02.462 --> 24:07.926
‫پریشونی و درد و توی
.‫چشمای پسرم ببینم

24:08.802 --> 24:13.181
،‫اینجوری شد که این ریشه توی قلبم جوونه زد

24:13.265 --> 24:16.602
‫ریشه‌ای که باعث میشد
.‫از باگوان دور شم

24:16.685 --> 24:21.356
...‫آغازِ یک مسیرِ طولانی بود

24:22.733 --> 24:24.985
.‫برای شکستنِ این طلسم

24:25.068 --> 24:27.696
‫باگوان شری راجنیش وقتِ
.‫محاکمه شدنش در دادگاه رسیده

24:27.779 --> 24:30.490
‫"ریچارد دریپر" به عنوان وکیل به همه‌ی
،‫استدلال‌های توی دادگاه درمورد پرونده راجنیش

24:30.574 --> 24:33.201
.‫را در حضورِ قاضی فدرال گوش داده

24:33.285 --> 24:36.121
‫و ریچارد خلاصه‌ای از اتفاقاتی
.‫که قراره رخ بده رو به ما بگو

24:36.204 --> 24:37.497
.‫اوه، خیلی چیزای زیادیه مارک

24:37.581 --> 24:41.918
‫بطورِ قانونی قراره چالش بزرگی برای
.‫وکلا باشه

24:43.211 --> 24:46.214
...‫بعد از اینکه اوشو به پورتلند برگشت

24:47.382 --> 24:52.137
‫من و بقیه‌ی وکلایی که در این
‫پرونده‌ی مهاجرتی دخیل بودیم

24:52.220 --> 24:53.930
.‫تصمیم گرفتیم باهاش حرف بزنیم

24:54.765 --> 24:59.728
‫و من گفتم "این افراد توی این زمینه
،‫از قانون متخصصن

24:59.811 --> 25:00.979
"‫چرا از زبون خودشون نمیشنوی؟

25:02.230 --> 25:04.900
.‫و اساسا همشون یه چیز و گفتن

25:04.983 --> 25:07.736
‫"میدونید این ضعیفترین
.‫پرونده‌ایه که تو عمرمون دیدیم

25:07.819 --> 25:11.573
‫فکر نکنم تا حالا چنین پرونده‌ای با چنین
،‫مدارکِ کمی دیده باشم

25:11.657 --> 25:14.451
.‫که تصمیم گرفته باشن پیگیریش کنن

25:14.534 --> 25:17.245
:‫و اوشو به من نگاه کرد و گفت
"‫"نیرن، نظرِ تو چیه ؟

25:19.456 --> 25:20.457
...‫و من گفتم

25:21.500 --> 25:25.379
،‫"اولا، اگه با این موضوع مقابله کنی

25:25.462 --> 25:29.675
‫شش هفته کامل باید هرروز، هر دقیقه‌ـت و
،‫توی دفتر دولت فدرال بگذرونی

25:30.967 --> 25:32.302
.‫و بعدش موفق خواهی شد

25:32.928 --> 25:36.598
،‫ولی بعد از اینکه موفق شدی
‫اگه دولت ایالت متحده

25:36.682 --> 25:38.684
‫همه اینکارارو برنامه ریزی کرده بود

25:38.767 --> 25:42.604
،‫تا تو و انجمنت رو زمین بزنه

25:43.438 --> 25:45.357
.‫مطمئن باش بیخیال نمیشن

25:45.440 --> 25:50.696
‫انقدر میان سراغت تا بالاخره
.‫زمین بخوری

25:50.779 --> 25:56.702
‫و پیشنهادِ من اینه که بذار باهاشون
".‫قرارداد کنیم و بعدش تو اینجارو ترک کنی

25:56.785 --> 25:59.329
،‫و اوشو مثل همیشه عقب نشست

26:02.749 --> 26:05.043
.‫چند دقیقه نشست و فکر کرد

26:06.253 --> 26:08.422
،‫و بعدش گفت
،‫"اگه باهاش مقابله میکنن

26:08.505 --> 26:12.634
،‫اگه واقعا باهام مقابله میکنن
.‫من حاضرم که به دادگاهِ عالی برم

26:16.471 --> 26:18.724
.‫ولی بدنم تحملشو نداره

26:19.850 --> 26:24.563
‫بدنم تحمل این چیزایی

26:24.646 --> 26:27.566
.‫که منو بهشون محکوم کردن و نداره

26:28.942 --> 26:29.943
‫

26:31.319 --> 26:33.113
".‫قرارداد کنید و من میرم

26:40.662 --> 26:42.581
،‫در این روز نمایشی

26:42.664 --> 26:45.834
‫باگوان امروز ظهر به پورتلند اومد و
‫مستقیم به دادگاه ایالت متحده رفت

26:45.917 --> 26:47.711
.‫او به همراه 4 نفر از وکلایش بود

26:52.132 --> 26:54.968
،‫اون روزها
.‫نقاش‌های دادگاه طرح هایی کشیدن

26:57.345 --> 27:02.642
‫یه حضورِ سنگینی از هاله‌ی
.‫تاریکی وجود داشت

27:04.019 --> 27:08.315
‫و راجنیشی‌هایی که در دادگاه حضور داشتن
.‫این رو در پشتِ من تشکیل داده بودن

27:12.360 --> 27:14.696
‫نقاش دادگاه، وقتی که تموم شده بود

27:14.780 --> 27:18.784
‫بهم گفت که این حس ترسی که
‫توی دادگاه حس کرده بود

27:18.867 --> 27:22.954
‫فقط با یکی از تجربیاتش مشابه بود

27:23.038 --> 27:25.749
.‫اونم بخاطرِ حضور با آیت‌الله خامنه‌ای بود

27:28.376 --> 27:30.921
.‫با اخبار غافلگیر کننده‌ای در خدمتِ شما هستیم

27:31.004 --> 27:33.423
‫بزرگترین خبر این است که چند ساعتِ پیش

27:33.507 --> 27:34.549
،‫در دادگاهِ فدرال پورتلند

27:34.633 --> 27:37.552
‫باگوان شری راجنیش اعتراف به
‫اتهاماتِ کلاهبرداری مهاجرتی کرد

27:37.636 --> 27:39.137
.‫و همینطور با خارج شدنش از کشور موافقت کرد

27:42.766 --> 27:44.643
‫حب مایک و شیرلی، این صحنه‌ی به یاد موندنی

27:44.726 --> 27:45.685
.‫در دادگاه فدراله

27:45.769 --> 27:48.939
‫چارلز ترنر، وکیل ایالت متحده
‫همچنان در حال مصاحبه کردن با گزارشگران

27:49.022 --> 27:50.440
.‫درمورد مفاد پیمان است

27:50.524 --> 27:53.318
.‫اتهاماتِ امروزی که در برابر قاضی "ادوارد لوی" بیان شد

27:53.401 --> 27:57.739
‫باگوان گفت که "دیگر نمیخواهم دوباره به
".‫ایالتِ متحده برگردم

28:00.450 --> 28:02.786
‫حالا ما در تلاشیم که به وکیل ایالت
‫متحده، چارلز ترنر نزدیکتر بشیم

28:02.869 --> 28:04.955
‫که همچنان در حالِ سخنرانی درمورد
‫نتایجِ دادگاهِ

28:05.038 --> 28:07.249
.‫امروزه
.‫بذارید ببینیم میتونیم نزدیک بشیم

28:07.958 --> 28:09.709
.‫میشه دوباره بهمون بگید ؟ ما نبودیم

28:09.793 --> 28:12.295
.‫- لابد دارید شوخی میکنید
.‫- آره، ولی جدیم

28:12.379 --> 28:15.590
‫من به این استشهادیه احساس
‫خیلی خوبی دارم

28:15.674 --> 28:18.593
‫چون احساس میکنم کاملا
.‫به نفعِ مردمه

28:18.677 --> 28:21.972
‫من تحقیقات جمع آوری شده
‫توسط این اداره رو اثبات کردم

28:22.055 --> 28:25.183
.‫و این اعتراف به گناهِ عمومی راجنیش است

28:25.267 --> 28:26.977
‫قطعا تعدادی از اعضای دولت هستند

28:27.060 --> 28:30.105
‫که علاقمندند این محاکمه بطورِ
.‫تمام و کمال انجام بشه

28:30.188 --> 28:31.523
...‫خب مدافعین نمیتونن

28:31.606 --> 28:34.526
‫ما نمیتونم مدافع رو مجبور کنیم محاکمه بشه
.‫وقتی خودش اعتراف میکنه

28:36.069 --> 28:37.320
‫همه‌ی این عزیزان

28:37.404 --> 28:41.408
‫حداقل برای چهار سال در این
.‫مورد درگیر بودن

28:41.491 --> 28:47.038
‫و به نتیجه‌ای کاملا خشنودانه و موفقی
.‫در این پروسه دست یافتیم

28:47.122 --> 28:49.499
،‫"کتی" میخوام از آقای ترنر یه سوالی بپرسم
‫هنوز اونجا هستن ؟

28:49.583 --> 28:50.750
.‫- بله
‫- خب

28:50.834 --> 28:52.502
.‫آقای ترنر سوالِ من اینه

28:52.586 --> 28:56.298
،‫اگه چیزی که میخواستید
،‫این بوده که باگوان از کشور خارج بشه

28:56.381 --> 28:58.425
،‫چرا همون اول نذاشتید که بره

28:58.508 --> 29:00.260
‫همون چند هفته پیش روزِ یکشنبه ؟

29:00.343 --> 29:02.345
.‫خب این طریقه‌ای نیست که به کار میگیریم

29:02.429 --> 29:05.974
‫کسی که وارد این کشور شده
‫و مرتکب همین جرمی

29:06.057 --> 29:08.476
،‫که باگوان شری راجنیشی انجام داده بود بشه

29:08.560 --> 29:14.232
‫اینکه بذاریم بعنوان پناهنده از اینجا خارج بشه
‫و از مسئولیت‌های خودمون شونه خالی کنیم

29:14.316 --> 29:16.276
‫کاملا با سوگندِ شغلمون
.‫در تضاده

29:16.359 --> 29:17.986
.‫مطلقا نمیتونستیم اینکارو بکنیم

29:18.069 --> 29:20.530
.‫من هیچوقت اجازه همچین کاری رو نمیدادم

29:20.614 --> 29:22.490
‫قانون‌هایی که تصویب شده رو

29:22.574 --> 29:27.162
‫در یک جریان دموکراسی
.‫همه باید رعابت کنن

29:27.787 --> 29:31.666
‫توی این قانون هیچ استثنایی وجود
‫نداره که بگه مجبور نیستی به قانون احترام بذاری

29:31.750 --> 29:34.461
‫اگه به اندازه کافی باهوش باشی که بتونی
.‫قبلِ اینکه بگیرنت فرار کنی

29:34.544 --> 29:37.756
‫و شهروندان این ایالت باید میدیدن

29:37.839 --> 29:41.176
‫که دولت ازش میخواد که جوابگو باشه

29:41.259 --> 29:43.053
.‫درست مثلِ همه

29:47.474 --> 29:49.267
.‫بااندازه کافی دور هست
.‫یکم برید عقبتر، لطفا

29:49.351 --> 29:50.477
‫شما کی هستید ؟

29:50.560 --> 29:52.812
.‫- لطفا یکم عقب‌تر برید
‫- خانم شما کی هستید ؟

29:52.896 --> 29:59.486
.‫و اون شب، سوارِ جت شد و رفت

30:01.738 --> 30:04.241
.‫هیچکدوم از پیروانش به ما نگفتن که کجا میخواد بره

30:04.324 --> 30:07.744
.‫تقریبا نزدیک 10 تا 12 سانیاسین توی هواپیمان

30:07.827 --> 30:12.290
.‫اونا جعبه‌ها و چمدانهای مختلفی رو توی هواپیما گذاشتن

30:51.121 --> 30:53.665
،‫قبل از اینکه باگوان سوار هواپیما بشه، برای همه دست تکون داد

30:53.748 --> 30:56.793
‫در یک حالتِ سنتی دستهاش و کنارِ هم گذاشت
،‫و لبخند زد

30:56.876 --> 30:58.712
.‫و بعد برگشت و سوارِ هواپیما شد

31:00.046 --> 31:02.882
‫در حال حاضر ما خبر نداریم که
.‫هواپیما به کجا پرواز میکنه

31:02.966 --> 31:06.886
‫تنها چیزی که میدونیم اینه که
.‫باگوان در حالِ ترک کشوره

31:55.393 --> 31:58.563
‫من فکر میکردم که قراره یه شرایطی
‫رو وضع کنن

31:58.646 --> 32:00.774
.‫و انگار به این سمت هم پیش میرفتیم

32:00.857 --> 32:06.529
‫اما صبح که بیدار شدم دیدم همش
.‫فکر واهی بوده و داره میره

32:06.613 --> 32:08.490
.‫- احساسِ خوبیه که بالاخره از دستش خلاص شدیم
.‫- واقعا احساسِ خوبیه

32:08.573 --> 32:12.243
...‫- فقط
.‫- آره، تموم شد

32:12.327 --> 32:14.704
.‫من خیلی خوشحالم، واقها

32:14.788 --> 32:16.956
،‫خوشحالم که رفته
.‫و امیدوارم که هیچوقت برنگرده

32:17.040 --> 32:19.626
‫و امیدوارم که همه‌ی پیروانش هم
.‫باهاش برن

32:21.252 --> 32:24.547
،‫وقتی خبرو شنیدم
.‫تنها کاری که کردم این بود که نفسِ راحتی کشیدم

32:24.631 --> 32:25.673
.‫ما خسته شدیم

32:26.800 --> 32:28.802
‫این بهترین اتفاقیه که
.‫میتونست بیفته

32:28.885 --> 32:29.969
.‫فکر میکنم که عالی شده

32:30.053 --> 32:34.933
‫امیدوارم کمپش یا هرچیزی که
،‫این شهرِ راجنیش پورام هست

32:36.393 --> 32:39.896
.‫فقط وسایلشونو جمع کنن و برن
.‫ازشون خوشم نمیاد

32:39.979 --> 32:41.022
.‫آدمای زیادی رو ترسونده بود

32:41.106 --> 32:44.984
‫و کاملا متقلب بوده
‫و بالاخره هم به متقلب بودنش اعتراف کرد

32:45.068 --> 32:47.445
.‫و دمش و گذاشت روی کولش و رفت

32:47.529 --> 32:50.740
‫فکر کنم وقتش رسیده و در زمانِ مناسبی
،‫هم این اتفاق افتاده

32:50.824 --> 32:52.242
.‫روز شکرگزاری

32:52.325 --> 32:53.576
.‫و ما خیلی سپاسگزاریم

32:53.660 --> 32:57.414
‫من کاملا مطمئنم که دستانِ خداوند
.‫در این کار دخیل بوده

32:57.497 --> 33:00.917
.‫آمریکا هیچ جایی برای چنین افرادی نداره

33:13.972 --> 33:17.308
،‫اونا چند نفری شروع کردن به رفتن

33:19.352 --> 33:21.312
،‫ماشین‌هاشون پر از وسایلشون

33:21.396 --> 33:23.064
.‫و مقصدشون نامشخص بود

33:23.148 --> 33:24.607
‫از اینکه داری میری چه احساسی داری ؟

33:24.691 --> 33:26.568
‫دلت برای اینجا تنگ میشه ؟

33:26.651 --> 33:28.736
.‫همین الانشم دلم تنگ شده

33:40.290 --> 33:42.208
.‫خیلی ناگهان و سریع اتفاق افتاد

33:43.126 --> 33:44.169
.‫عجیب بود

33:44.252 --> 33:46.004
‫فکر میکنی اول همه ترسیدن ؟

33:46.087 --> 33:50.216
...‫آره خب اگه بخوان از ریشه بزننت

33:55.805 --> 33:56.806
.‫سخته

33:58.057 --> 33:58.975
.‫موفق باشی

34:07.275 --> 34:09.861
‫پیروانش ادعا میکنند که بخششون
.‫در حالِ تعطیل شدنه

34:10.445 --> 34:13.740
.‫بیخیال، من تا آخرش میمونم داداش

34:13.823 --> 34:18.328
‫به هیچ وجه نمیرم مگه اینکه اینجارو قانونی بفروشن

34:18.411 --> 34:21.539
."‫و همه بگن "بیا بریم گنگ

34:21.623 --> 34:24.417
.‫فقط همین
.‫در غیر اینصورت هیچ جایی نمیرم و میمونم

34:25.835 --> 34:29.547
.‫میمونم تا همه آماده‌ی رفتن بشن

34:36.095 --> 34:37.764
"‫امروز در اتوبوس "اسپنسر ویلیامز

34:37.847 --> 34:42.727
‫کسی که یک سالِ پیش بخاطر راجنیش
.‫پورام از واشنگتن رفت حضور داشت

34:42.810 --> 34:44.020
.‫دلم برای اینجا تنگ میشه داداش

34:45.104 --> 34:46.773
.‫دلم برای مردمِ اینجا هم تنگ میشه

34:46.856 --> 34:49.108
.‫لعنتی، عاشقشم

34:50.777 --> 34:54.197
،‫من همچنان شهردار بودم
‫و اساسا مسئول این بودم که

34:54.280 --> 34:57.325
.‫تا جاییکه میتونم شرایط و تغییر بدم

34:57.867 --> 34:59.577
.‫وقعا یه جورایی به وضعیت بحرانیی رسیده بودیم

35:00.453 --> 35:02.038
‫کلی استرس داشتم

35:02.121 --> 35:04.415
‫برای اینکه تلاش کرده بودم
‫با همه‌ی این درگیری ها بجنگم

35:04.499 --> 35:07.335
.‫بدونِ وجود هیچ راهنمایی

35:07.418 --> 35:10.672
‫واقعا همه‌چیز تموم شده

35:11.130 --> 35:13.132
.‫باگوان داره میره

35:13.216 --> 35:19.138
‫اثراتِ این حملات قانونیِ دولت فدرال و ایالتی

35:19.222 --> 35:21.057
‫برروی این انجمن شرایطی رو بوجود آورده

35:21.140 --> 35:25.603
‫که دیگه از لحاظ اقتصادی، احساسی، روحی

35:25.687 --> 35:30.441
.‫یا معقولانه هم جای موندنی وجود نداره

35:30.525 --> 35:35.196
‫و منو ایزابل هم به یه کلبه
.‫توی کوهستان کوچ کردیم

35:37.824 --> 35:41.119
،‫ایزابل بهم گفت که باید بره

35:41.202 --> 35:43.121
،‫من خودم، از وقتی که باگوان رفت

35:43.204 --> 35:46.499
‫فکر نمیکردم که بتونیم توی همچین جایی
‫زندگی کنیم، میدونید ؟

35:46.583 --> 35:48.585
.‫مردم، ما جنگجو نیستیم

35:49.335 --> 35:52.380
‫جایی زندگی میکنیم که
.‫اصلا کسی از حضورمون خوشحال نیست

35:53.423 --> 35:55.508
"!‫و من گفتم "باشه، منم باهات میام

35:55.592 --> 35:57.885
.‫و ما رفتیم و اینجوری شد

36:02.473 --> 36:08.896
‫توی مرتفعات، من تجربه‌ی دوست داشته شدن
.‫و پذیرفته شدن رو داشتم

36:09.647 --> 36:11.149
.‫کاملا

36:11.232 --> 36:13.359
.‫برای اولین بار توی زندگیم

36:14.986 --> 36:18.531
.‫بذارید بهتون بگم... واقعا چیزِ ارزشمندیه

36:20.533 --> 36:22.827
.‫خیلی غمگین بودم

36:23.995 --> 36:27.373
.‫احساسِ طرد شدن داشتم

36:27.457 --> 36:28.458
...‫من

36:30.752 --> 36:32.670
"‫من فکر میکردم که، "چه اتفاقی افتاد یهو؟

36:32.754 --> 36:35.048
‫خب میخوام بگم که سرگرمِ جنگیدن بودیم

36:35.131 --> 36:39.177
‫که یهو، وقتش که رسید من
.‫تونستم واقعا هضمش کنم

36:42.972 --> 36:48.353
،‫و چون ما خیلی بی تجربه بودیم
.‫این اتفاق مثل یه انفجار بود

36:49.812 --> 36:52.231
...‫میدونید، ترک کردنِ باغچه‌ـمون

36:54.776 --> 36:55.985
...‫و خونه‌هامون

36:57.362 --> 36:59.822
‫و همینطور دریاچه‌ای
...‫که ساخته بودیم

37:04.327 --> 37:05.662
...‫یادمه که

37:08.748 --> 37:11.209
...‫همه همیشه حس و حالِ خوبی داشتن

37:13.878 --> 37:15.380
.‫و همیشه خندون بودن

37:18.383 --> 37:23.805
‫و تشخیصِ اینکه چه هدیه‌ی بزرگی
...‫که روی این کره‌ی خاکی زنده باشی

37:24.889 --> 37:25.890
.‫خب، یه شهری بود واسه خودش

37:25.973 --> 37:31.562
‫ما واقعا موفق شده بودیم، شهری رو ساخته بودیم
.‫که پر از شور و نشاط بود

37:32.230 --> 37:35.942
.‫آدمای واقعی زندگی واقعیی داشتن

37:38.486 --> 37:41.197
،‫و دقیقا وسطِ زمستون

37:41.280 --> 37:46.703
‫ترکش کردیم و اینو میدونستیم که
...‫اینجا قراره متروکه بشه

37:56.337 --> 38:00.091
...‫واقعا به طرزِ عجیبی لحظه‌ی باور نکردنیی بود

38:01.342 --> 38:05.680
‫با تاثیراتِ گسترده‌ای که روی
.‫تک تکِ لحظاتِ زندگیم گذاشت

38:05.763 --> 38:07.140
،‫زود باشید
.‫همگی به دوربین نگاه کنید

38:10.685 --> 38:12.103
.‫آره

38:12.186 --> 38:14.105
.‫باشه

38:14.188 --> 38:16.149
،‫در همین حال در شهرِ کوچکِ آنتلوپ

38:16.232 --> 38:18.192
‫ساکنینِ قدیمیِ این شهر درحالِ
‫مشاهده‌ی عزیمتشون از شهر

38:18.276 --> 38:20.194
.‫با حسِ خوشحالی و آسایش بودن

38:22.280 --> 38:25.616
،‫برای چند سالِ اخیر
‫آنتلوپ شهرِ راجنیشی ها شده بود

38:25.700 --> 38:28.494
‫و حالا همه‌ی تابلوهای
.‫خوشامدگوییِ راجنیشی‌ها برداشته شده بود

38:28.578 --> 38:30.246
.‫شهر دوباره آنتلوپ شده بود

38:31.080 --> 38:33.624
‫

38:38.171 --> 38:41.382
،‫در آنتلوپ
‫امروز روزِ کوبیدن و

38:41.466 --> 38:42.467
.‫دوباره از نو ساختن بود

38:45.595 --> 38:50.224
‫خب بنظرم همه از این موضوع که تابلوهارو
.‫برداشته بودن خیلی خوشحال بودن

38:50.308 --> 38:53.436
‫مردم حس میکردن که بالاخره شهرشون
...‫رو پس گرفتن

38:55.563 --> 38:56.814
.‫واقعا هم همینطور بود

38:56.898 --> 38:59.358
‫

38:59.442 --> 39:01.319
‫

39:02.278 --> 39:03.446
‫

39:05.740 --> 39:07.533
.‫ما همه آماده‌ی جشن گرفتن بودیم

39:07.617 --> 39:10.077
...‫- خدای من، میدونید دیگه
.‫- آره

39:10.161 --> 39:11.954
.‫- از دستش خلاص شده بودیم
.‫- میخواستیم جشنِ بزرگی به پا کنیم

39:23.925 --> 39:28.221
‫حتی وقتی که ساکنِ اینجایی هم
.‫باور خیلی سخته

39:28.304 --> 39:32.892
‫حتما یکم زمان میبره تا
.‫تا بشه باور کرد که چه اتفاقی افتاده

39:34.644 --> 39:37.063
‫بیشتر از 40 حامیِ شهر دالاس

39:37.146 --> 39:40.191
‫وظیفه داشتند که دولتِ جدیدی
.‫که قرار بود شکل بگیره رو بسنجن

39:40.274 --> 39:44.070
‫و من از قانون اساسی ایالت متحده
.‫آمریکا را حمایت خواهم کرد

39:44.153 --> 39:48.115
،‫چند سال پیش
‫ما حتی رویای چنین اتفاقی رو که

39:48.199 --> 39:53.746
‫میتونست برای جامعه‌ی کوچیکمون
.‫بیفته رو هم نمیتونستیم داشته باشیم

39:54.372 --> 39:56.207
.‫ولی نمیتونم توی گذشته زندگی کنیم

39:57.959 --> 40:02.421
‫خب همه‌ی اتفاقاتی رو که ما
،‫با راجنیشی‌ها پشت سر گذاشتیم

40:02.505 --> 40:06.384
‫شبیهِ یه بازیِ
.‫بسکتبال یا فوتبال بوده

40:10.263 --> 40:12.682
،‫یکی میبره
.‫یکی دیگه هم میبازه

40:13.641 --> 40:17.520
،‫وقتی همه‌چیز به پایان میرسه
،‫وقتی فصل تموم میشه

40:18.604 --> 40:20.064
.‫قهرمان تاجگذاری میشه

40:22.149 --> 40:23.818
.‫البته که ما بردیم

40:24.986 --> 40:26.904
‫بیرونِ اداره پست

40:26.988 --> 40:32.201
‫یه میله پرچم و یک مجسمه‌ی
.‫کوچیکی از آنتلوپ وجود داره

40:32.285 --> 40:34.662
‫و به جامعه اهدا شده

40:34.745 --> 40:38.958
‫بخاطرِ ایستادگی کردن زیر همه‌ی
.‫این فشارهایی که متحمل شدیم

40:42.795 --> 40:45.006
:"‫یه نقل قول از "ادموند برک

40:45.089 --> 40:50.303
،‫"تنها چیزی که برای پیروزی شیطان لازم است
".‫این است که افراد خوب کاری نکنند

40:50.386 --> 40:52.805
‫این شرایطِ یادآورِ همیشگیِ وقتیه که

40:52.889 --> 40:57.226
،‫حالا که آنتلوپ رو پس گرفتیم
.‫نباید فراموش کنیم که نزدیک بود از دستش بدیم

40:58.895 --> 41:03.399
‫و من به دنبالِ روزیم که حضورِ
‫راجنیشی کلا فراموش بشه

41:03.482 --> 41:05.026
.‫وقتی که وارد شهر میشم و این میله پرچم رو میبینم

41:06.027 --> 41:10.281
،‫از نظرِ من
.‫شما هیجانات رو از دست دادید

41:12.408 --> 41:13.993
‫به دلایلی نمیدونم چرا

41:14.076 --> 41:18.122
!‫ولی من عاشقِ جنگیدنم

41:19.540 --> 41:22.251
.‫آنتلوپ دیگه مثلِ قبل نشد

41:23.294 --> 41:26.213
‫خب، میدونید که خیلی از مردم اینجارو ترک کردن

41:26.297 --> 41:29.717
.‫و بقیه هم قرار نبود تبدیل به آدمی که بودن بشن

41:29.800 --> 41:31.928
.‫دیگه مثل قبل متحد نیستیم

41:32.011 --> 41:35.306
.‫حتی یه ذره هم مثل قبلش نیست

41:36.807 --> 41:38.142
.‫کافه‌ها و مغازه‌ها تعطیل شده بودن

41:39.727 --> 41:43.230
‫میدونید، قبلِ همه‌ی اون جنجال‌ها
.‫اینجا یه مدرسه هم داشت

41:44.023 --> 41:46.817
.‫میدونید، زمان در حالِ گذرـه

41:47.693 --> 41:52.156
.‫ناخوشایندترین دوره از زندگیِ من بود

41:52.239 --> 41:57.453
‫و فقط دوست داشتم که فراموشش کنم و
.‫دیگه با هیچکس راجع بهش حرفی نزنم

41:57.536 --> 41:59.622
‫و نمیخوام مردم رو ببینم وقتی که

41:59.705 --> 42:03.668
،".‫بهم میگن "اوه، اسمتو یادمه
."‫"توهم توی این موضوع دخیل بودی؟

42:03.751 --> 42:07.338
.‫فکر نمیکنم اصلا ارزشش و هم داشته باشن

42:10.466 --> 42:11.342
.‫نه

42:15.805 --> 42:17.223
.‫این اولین مصاحبه‌ی شماست

42:17.306 --> 42:20.935
‫فرصتِ شما برای صحبت کردن
.‫با مردمِ اورگن

42:21.018 --> 42:22.478
‫داری منو به چالش میکشی ؟

42:22.561 --> 42:24.188
...‫من به چالش میکشمتون که به دوربین نگاه کنید

42:24.271 --> 42:26.190
‫واقعا برای انجام اینکار داری به چالشم میکشی ؟

42:26.273 --> 42:28.234
،‫فقط دارم میپرسم
،‫بعد از این یک سالی که اینجا بودید

42:28.317 --> 42:31.237
‫به عقب برگردید و به
.‫همه‌ی چیزهایی که اتفاق افتاد فکر کنید

42:31.946 --> 42:36.450
.‫- امروز به تجربیاتتون فکر کنید
‫- باشه، من به مردم اورگن میگم که

42:37.576 --> 42:39.954
،‫شما باگوان رو نفهمیدید

42:40.037 --> 42:43.499
‫همینطور آموزه‌هاش و
.‫همینطور شیلارو هم نفهمیدید

42:43.582 --> 42:48.921
‫شما از راجنیشی‌ها، کسب و کارشون و هوششون
.‫محروم شدید

42:49.005 --> 42:55.720
‫و همینطور مهارت خاصشون
.‫در جشن و پایکوبی

42:56.804 --> 43:01.392
‫من به شما بیشتر میخندم

43:01.475 --> 43:06.689
‫تا مردمی که میگن از زندانی
.‫بودنِ شیلا خوشحالن

43:06.772 --> 43:07.773
.‫نه

43:10.151 --> 43:12.862
‫آیا بخاطر اتفاقاتی که
،‫در اورگن پیش اومد متاسفید

43:12.945 --> 43:14.238
،‫بخاطر بیماریِ مردم

43:14.321 --> 43:17.116
‫و همه‌ی مردمی که بخاطر این موضوعات
‫آسیب دیدن ؟ احساسِ پشیمونی دارید ؟

43:17.199 --> 43:20.369
‫مردم در همه جای دنیا
.‫هرروزه مریض میشن

43:20.453 --> 43:21.996
‫چرا من باید احساسِ ندامت کنم ؟

43:22.830 --> 43:27.126
‫من برای اشتباه کردنِ
.‫مردم اورگن احساسِ بدی دارم

43:27.209 --> 43:33.632
،‫در رفتاری که با سیاه پوستان، سرخپوستانِ آمریکایی
‫مورمونیسم‌ها، کاتولیکها

43:33.716 --> 43:36.802
‫و بقیه‌ی اقلیتهایی که تا به امروز
.‫کردند

43:36.886 --> 43:38.429
.‫واسه این احساسِ بدی دارم

43:39.180 --> 43:41.807
‫اما
.‫من هیچوقت ادعای تغییر انسانیت نداشتم

43:41.891 --> 43:43.142
.‫هنوزم ندارم

43:45.352 --> 43:48.814
‫حرف زیادی درمورد وقتی
.‫که توی زندان بودم ندارم

43:52.234 --> 43:56.155
‫یادتون باشه، من جریمه‌ای که از طرفِ دولت

43:57.615 --> 44:03.079
‫آمریکا شده بودم رو
.‫تمام و کمال پرداخت کردم

44:05.915 --> 44:10.628
،‫در کشور سوئیس آمریکا
‫افراد وقتی که جرایم خودشون رو پرداخت میکنن

44:10.711 --> 44:15.800
.‫دیگه مجرم شناخته نمیشن

44:22.932 --> 44:26.102
‫باگوان شری راجنیش اعلام کرد
.‫که قصد داره در هند زندگی کنه

44:26.685 --> 44:28.479
‫با اتفاقاتِ دیروز
‫در فرودگاه دهلی

44:28.562 --> 44:30.856
‫مشخص شد که باگوان همچنان
.‫در هند پیروان خود را دارد

44:30.940 --> 44:34.652
،‫باگوان به پیروانش گفت که "اگر می‌توانند مرا آزار بدهند
".‫پس حتما شمارا هم میتوانند آزار بدهند

44:34.735 --> 44:39.031
‫باگوان، راجنیش‌پورام را تجربه‌ای
.‫ناموفق خواند

44:40.991 --> 44:42.409
.‫بالاخره به هند برگشت

45:04.807 --> 45:09.478
،‫و وقتی که به شهر "پونا" رفت
.‫مردم شروع کردن به رفتن به هند

45:12.439 --> 45:16.068
‫پس منم به هند رفتم چون
‫همچنان میخواستم که نزدیکش باشم

45:16.151 --> 45:18.571
.‫و واقعا هم جای خوبی برای زندگی بود

45:23.075 --> 45:25.578
.‫به دلایلی گفت، "من اون نیستم

45:26.453 --> 45:29.540
.‫من دیگه باگوان نیستم
".‫من هیچکسی نیستم

45:30.583 --> 45:34.420
،‫و بعدش مردم براش نامه نوشتن و گفتن
".‫"خب حداقل باید به چیزی صدات کنیم

45:34.503 --> 45:36.046
‫خب، "شاهزاده ؟

45:39.466 --> 45:42.469
.‫و یکی از پیشنهادات اسمِ "اوشو" بود

45:43.512 --> 45:45.514
.‫اوشو ریشه ژاپنی داره

45:45.598 --> 45:46.974
.‫به معنای آموزگار

45:48.142 --> 45:52.771
‫تو به معلمت و اربابت میتونستی
."‫بگی "اوشو

45:58.444 --> 46:01.697
،‫همیشه نحیف بود

46:01.780 --> 46:06.243
‫و پوستش خیلی شفاف بود، میدونید ؟

46:07.494 --> 46:09.163
.‫انگار که اصلا وجود نداشت

46:13.042 --> 46:14.710
.‫دوباره از حرف زدن اجتناب میکرد

46:15.085 --> 46:16.921
.‫و دیگر هم هیچ سخنرانیی نمیکرد

46:17.004 --> 46:18.464
...‫میومد بیرون

46:20.215 --> 46:21.300
...‫با مردم احوالپرسی میکرد

46:26.597 --> 46:28.223
،‫و به سمتِ بالکن میرفت

46:28.307 --> 46:33.103
،‫و درحالیکه به سمتِشون می‌ایستاد
.‫براشون دعا میکرد

46:46.700 --> 46:49.495
‫و در اون لحظه
،‫من سه ردیف عقبتر نشسته بودم

46:49.578 --> 46:52.748
.‫و ایشون یکم می لرزید

46:54.208 --> 47:00.422
‫و اونموقع میتونستم ببینم که
.‫پاهاش لبه‌ی بالکنه

47:02.424 --> 47:06.929
،‫و من واقعا خواستارِ زنده بودنش بودم

47:07.012 --> 47:13.352
.‫سعی میکردم انرژیِ زندگی خودم رو بهش بدم

47:16.647 --> 47:19.149
!‫اوشو

47:19.233 --> 47:21.235
...‫و روزِ بعد

47:21.986 --> 47:26.407
.‫همه به تالارِ بودا فراخوانده شده بودن

47:34.790 --> 47:38.794
‫دیروز صبح فهمیده بودم ک
.‫روحِ اوشو داره بدنش رو رها میکنه

47:39.461 --> 47:43.215
‫و ما روی تخت نشستیم و
.‫ایشون آخرین کلماتش رو گفت

47:46.385 --> 47:49.555
".‫گفت، "رویای من ترکت میکنم

47:54.143 --> 47:59.398
‫و بعدش به آرومی دراز کشید و ما
،‫کنارش نشسته بودیم درحالیکه نبضش رو داشتم

48:04.361 --> 48:05.863
.‫به آرومی محو شد

48:09.700 --> 48:13.537
،‫وقتی که خیلی ضعیف شده بود
."‫بهش گفتم، "اوشو، فکر کنم وقتش رسیده

48:14.580 --> 48:18.083
‫و فقط سرش رو به آرومی تکون داد
.‫و چشمانش رو برای آخرین بار بست

48:45.652 --> 48:50.824
...‫جسدش رو آورده بودن... توی تالارِ بودا

49:00.584 --> 49:02.669
.‫گذاشته بودنش روی بالکن

49:08.675 --> 49:11.929
!‫اوشو

49:22.481 --> 49:25.567
‫چیزهای دیگه‌ای هم گفت که
،‫بهتون اعلام خواهیم کرد

49:25.651 --> 49:27.528
‫ولی الان بذارید فقط بگم که

49:27.611 --> 49:31.323
‫هنگامِ مرگ دقیقا همونطوری بود
.‫که انتظارشو داشتید، فوق‌العاده

49:49.716 --> 49:55.180
.‫و بعدش به سمتِ گردنه‌ی آتیش بردنش

49:55.264 --> 50:00.894
‫اجتماعِ زیادی که
.‫جسد رو حمل میکردن

50:23.458 --> 50:28.881
،‫و من هم اونجا بودم
.‫سوختنِ جسدش رو میدیدم

50:41.351 --> 50:45.189
.‫عجب موهبتی... بود

50:48.442 --> 50:49.776
.‫عجب موهبتی

51:21.975 --> 51:26.021
‫وقتی شنیدم باگوانی که امروزه
...‫به اوشو شناخته میشه، از دنیا رفته

51:28.607 --> 51:30.692
.‫به طرزِ عجیبی بی تفاوت بودم

51:31.652 --> 51:34.863
.‫چیزی در درونم وجود داشت

51:37.407 --> 51:40.994
‫زندان بودم و حالا
.‫در حالِ برگشت به خونم بودم

51:41.995 --> 51:45.707
‫من 43 سالم بود ولی
.‫همچنان بچه بودم

51:47.167 --> 51:49.878
...‫خانوادم منو به آغوش کشیدن

51:51.463 --> 51:53.257
...‫فقط نگهم داشتن

51:54.258 --> 51:55.634
.‫و با خودشون به خونه بردن

51:56.843 --> 51:58.553
،‫خیلی نگذشته بود که

51:58.637 --> 52:03.350
‫یه مغازه آبمیوه فروشی توی آلمان
.‫به اسم "سفتلن" باز کردم

52:04.643 --> 52:07.271
.‫با همسرم "جورج" توی همین مغازه آشنا شدم

52:09.523 --> 52:13.694
.‫و کم کم دوباره به طبیعت برگشتم

52:20.617 --> 52:23.996
،‫در همین زمان، خارج از آلمان

52:24.079 --> 52:28.834
‫همچنان حکم دستگیری درموردِ من
.‫وجود داشت

52:28.917 --> 52:34.506
.‫پرونده قتل آقای ترنر باز موند

52:36.008 --> 52:37.801
‫اتهامات مبنی بر این است که زنی

52:37.884 --> 52:41.054
‫نقشه‌ی قتلِ وکیلِ چارلز ترنر، وکیل بخش
.‫قضاییِ اسبقِ اورگن رو طراحی کرده

52:42.055 --> 52:46.393
‫اگر حقیقت داشته باشد، این خانم
.‫به حبس ابد در زندان ایالت متحده محکوم خواهد شد

52:47.436 --> 52:49.938
،‫اما در اون زمان

52:50.022 --> 52:53.233
.‫من ثباتی رو داشتم که تا بحال وجود نداشته

52:53.317 --> 52:59.489
،‫من تا وقتی که در آلمان میموندم
.‫از اتهاماتِ آمریکا تبرئه بودم

53:01.199 --> 53:02.200
...‫و یک روز

53:03.785 --> 53:06.788
.‫نصفِ شب تلفن به صدا دراومد

53:07.497 --> 53:09.416
.‫عروسم بود

53:09.499 --> 53:13.045
".‫"جین" که گفت، "پیتر توی بیمارستانه

53:15.881 --> 53:19.301
‫اولین لحظه‌ای بود که شنیدم
...‫پسرم تومورِ مغزی داره

53:20.052 --> 53:21.845
.‫و اینکه ممکنه از دنیا بره

53:22.346 --> 53:24.431
.‫کاملا شوکه شده بودم

53:25.599 --> 53:32.439
.‫اما حکم دادگاه جوری بود که نباید به استرالیا برای دیدنِ پسرِ رو به مرگم برم

53:33.648 --> 53:35.442
.‫باید به آمریکا میرفتم

53:35.525 --> 53:38.028
‫باید از دادگاه طلبِ ببخشش میکردم

53:38.111 --> 53:41.365
.‫که هیچ تضمینی برای قبول شدنش وجود نداشت

53:41.448 --> 53:46.578
‫میخواستم آزاد باشم تا بتونم در چنین
.‫مواقعی به دیدنِ بچه‌هام برم

53:48.413 --> 53:50.707
‫منو جورج به فرودگاهِ فرانکفورت رفتیم

53:50.791 --> 53:52.876
.‫و سوارِ هواپیمای پورتلند شدیم

53:55.087 --> 53:58.090
.‫با همدیگه تا دادگاه رفتیم

53:58.173 --> 53:59.800
.‫اون روز بارون میبارید

54:00.717 --> 54:03.220
.‫من خیلی خیلی متمرکز بودم

54:04.096 --> 54:09.518
‫دادگاه قصد داشت که منو
،‫محکوم به حبس کنه

54:09.601 --> 54:15.148
‫ولی من میدونستم که حتما
.‫باید اینکارو انجام بدم

54:16.483 --> 54:18.485
،‫وقتی دادگاه شروع شد

54:18.568 --> 54:20.445
‫اولین وکیل سخنرانی کرد

54:20.529 --> 54:25.158
‫و از قاضی خواست که بطورِ
.‫مناسبی منو محکوم کنه

54:25.242 --> 54:26.993
.‫بعدش نوبت من شد برای صحبت کردن

54:27.661 --> 54:31.540
‫احساس کردم باید به کاری
.‫که کردم اعتراف کنم

54:33.041 --> 54:34.584
.‫بیانه‌ـم رو خوندم

54:36.002 --> 54:40.549
.‫و بعدش وقتِ صدورِ حکم رسید

54:43.301 --> 54:49.266
‫قاضی "مارش" کفت که عدالت قویتر از بخشش‌ـه

54:49.349 --> 54:50.809
.‫و شکی در این موضوع نیست

54:51.893 --> 54:57.441
.‫اما گاهی اوقات بخشش مسلط بر عدالت میشه

54:59.025 --> 55:01.736
.‫و چنین پرونده‌ای رو قبلا هم داشتیم

55:03.530 --> 55:08.535
.‫و بالاخره منو به حبس تعلیقی محکوم کرد

55:13.165 --> 55:14.166
.‫آزاد شده بودم

55:15.876 --> 55:17.794
.‫آزاد شده بودم

55:19.212 --> 55:20.172
،‫و درمیانِ اشک‌هایم

55:20.255 --> 55:24.801
‫میتونستم ببینم که همه‌ی افرادی
.‫که توی دادگاه بودن، خوشحال بودن

55:25.302 --> 55:29.764
،‫مامورین اف‌بی‌آی اومدن پیشم و بهم دست دادن

55:29.848 --> 55:35.187
."‫و گفتن، "تبریک میگیم خانم "استورک"، لیاقتش رو داشتید

55:35.812 --> 55:37.981
.‫در اون لحظه دیگه مجرم نبودم

55:39.608 --> 55:45.071
‫زنِ آزادی بودم به همراه
...‫پسرم که در حالِ مرگ بود

55:45.989 --> 55:48.825
...‫و این همه رو به هم نزدیک کرد

55:50.285 --> 55:52.996
.‫در مسیری انسانی

55:55.624 --> 55:57.709
...‫حتی امروزم که به این موضوع فکر میکنم

56:00.378 --> 56:02.464
.‫بله، اشک در چشمام حلقه میزنه

56:03.632 --> 56:07.552
‫شگفت‌انگیزترین تجربه‌ای بود

56:07.636 --> 56:12.265
‫که وقتی فهمیدم همه‌ی افرادی که اون روز در دادگاه بودن

56:12.349 --> 56:18.146
‫از اینکه من تونستم به همراهِ فرزندم برم
.‫و هنگامِ مرگش در کنارش باشم، خوشحال بودن

56:30.116 --> 56:34.162
،‫بعد از زندان
.‫باید دوباره روی پاهام می‌ایستادم

56:37.290 --> 56:40.752
.‫باید یه راهی برای زنده موندن پیدا میکردم

56:43.672 --> 56:49.052
،‫وقتی که باگوان رو ترک کردم
.‫از جامعه‌ی سانیاسین‌ها هم فاصله گرفتم

56:51.388 --> 56:53.181
.‫از ریاکاری دوری کردم

56:55.642 --> 57:02.440
‫وقتش رسیده بود پیروانِ سانیاسینِ
...‫باگوان چشماشون و وا کنن

57:03.525 --> 57:09.114
‫و ببینن که چه اتفاقی برای
.‫باگوان افتاده

57:09.197 --> 57:11.658
.‫باگوان به مرگِ طبیعی نمرده بود

57:13.910 --> 57:17.247
،‫دکتری که گواهی فوتش رو نوشته بود

57:19.124 --> 57:22.085
.‫حس کرد که به علتِ مصرف بیش از حد دارو بوده

57:27.173 --> 57:31.636
،‫حدود 9 ماه پیش
...‫اوشو یه حلقه‌ی داخلی ایجاد کرده بود

57:32.178 --> 57:34.681
.‫گروهی از سانیاسین‌ها که الان به 20 نفر رسیده بود

57:34.764 --> 57:37.142
.‫حلقه‌ی داخلی، جانشینش میتونست باشه

57:38.977 --> 57:41.980
...‫اینا افرادی بودن که بهش مواد میدادن

57:43.773 --> 57:49.029
‫و کسانی که به خاطر ثروتش
.‫ازش دزدی میکردن

57:52.282 --> 57:56.369
‫مسئولیت شماست که
.‫از باگوان مراقبت کنید

57:56.453 --> 58:00.999
.‫حداقل در دوره‌ی من، امنیت داشت

58:03.168 --> 58:08.798
.‫ولی جامعه‌ی سانیاسینِ قبلی بود

58:10.634 --> 58:17.307
،‫برخلاف چیزی که مردمِ دنیا فکر میکنن
.‫من تونستم روی پاهام وایسم

58:24.064 --> 58:28.526
،‫من با بیماران اسکیزوفرنیا تا مجنون‌ها کار کردم

58:28.610 --> 58:31.154
،‫از بیماری پارکینسون گرفته تا آلزایمر

58:31.237 --> 58:34.366
.‫و همینطور مجنونهای کوچیک و بزرگ

58:35.909 --> 58:38.870
.‫نمیخواستم کسی افرادِ پیر و پس بزنه

58:41.748 --> 58:44.250
‫چه چیزی از باگوان یاد گرفته بودم ؟

58:47.045 --> 58:52.342
‫چطور میتونم از آموزه‌هاش در
‫زندگیِ روزمره‌ـم استفاده کنم ؟

58:55.011 --> 58:56.805
...‫این جامعه

58:56.888 --> 59:00.308
.‫این چیزی بود که من از باگوان آموخته بودم

59:02.560 --> 59:03.979
.‫ما باهم غذا میخوریم

59:05.480 --> 59:08.149
...‫ما آهنگ میخونیم، می‌رقصیم

59:10.777 --> 59:14.030
.‫و در آسایش در این خونه میخوابیم

59:14.823 --> 59:20.578
‫همه میتونن توی خونه‌ی من پیر بشن
/‫و تا آخرین لحظه اینجا بمونن

59:27.127 --> 59:29.796
...‫بهتری راهی بود که

59:30.839 --> 59:34.676
.‫میشد بخاطر ماهیت‌ـمون شکرگزار باشیم

59:37.012 --> 59:39.347
،‫ما به عنوان یک سانیاسنی

59:39.431 --> 59:43.643
.‫باید همه‌ی افراد سرتاسر جهان رو هوشیار کنیم

59:44.936 --> 59:50.233
.‫اینجوری بود که رویای باگوان پرورش داده میشد

59:56.364 --> 01:00:00.201
‫هنوزم مجامعی وجود داره که
.‫به خودش و آموزه‌هاش رو وفادارن

01:00:01.453 --> 01:00:02.829
...‫آمریکای جنوی

01:00:04.247 --> 01:00:05.081
،‫اروپا

01:00:05.623 --> 01:00:06.833
.‫و آسیا

01:00:08.626 --> 01:00:12.797
‫کتاب‌هاش بطور چشمگیری
.‫در حالِ گسترش پیدا کردنه

01:00:12.881 --> 01:00:15.383
.‫تقریبا به 50 زبانِ زنده‌ی دنیا چاپ شده

01:00:16.426 --> 01:00:19.763
.‫در سال گذشته نزدیک به 1000 کتاب ازش نوشته شده

01:00:21.681 --> 01:00:25.351
...‫امروز جوانان در شهر پونا گردهم اومدن

01:00:26.102 --> 01:00:28.855
...‫برای یادگیری مدیتیشن‌های باگوان

01:00:29.606 --> 01:00:31.399
.‫و رقصیدن در تالارِ بودا

01:00:33.860 --> 01:00:37.947
،‫یه روز کامل برای مدیتیشن ها در اختیار داریم

01:00:38.031 --> 01:00:41.868
،‫همیشه و هرروزه
.‫از صبح تا شب

01:00:43.244 --> 01:00:49.334
.‫پس هنرِش و آموزه‌هاش زنده خواهد ماند

01:00:52.545 --> 01:00:55.381
.‫بنظر من همش دغل بازیه

01:00:56.841 --> 01:00:59.969
‫میدونید، از همون روز اول میدونستم
.‫که یه چیزی مثل سرکیسه کردنه

01:01:01.805 --> 01:01:03.598
.‫بنظرم مردِ متقلبی بود

01:01:05.016 --> 01:01:06.768
‫اینا توی هند نشسته بودن

01:01:08.676 --> 01:01:09.973
‫و دیدن این اروپایی‌های جوونِ پولدار

01:01:10.063 --> 01:01:13.316
.‫دورِ خودشون به دنبالِ خدا میگردن

01:01:15.068 --> 01:01:18.655
‫و وقتی که دیدن این افراد کلی پول توی چنته‌ـشون دارن

01:01:18.738 --> 01:01:22.742
...‫واسه همین اینکارارو کردن و باگوان و خلق کردن

01:01:23.785 --> 01:01:27.580
‫و فهمیدن که سرکیسه کردنشون
.‫همچینم کارِ سختی نبوده

01:01:27.664 --> 01:01:29.666
.‫مردم نیاز به یه باور دارن
.‫تمایل دارن که متعلق به چیزی باشن

01:01:29.749 --> 01:01:31.292
،‫میخوان که فکر کنن، میدونید

01:01:31.376 --> 01:01:35.296
‫من فکر میکنم سکس داشتنِ هرروزه‌ـم
.‫باعث میشه که به بهشت برم

01:01:40.969 --> 01:01:42.554
.‫به هر حال، این نظریه‌ی منه

01:01:43.138 --> 01:01:46.683
،‫بعد از اینکه راجنیشی ها رفتن
..."‫آقایی به اسم "دنیس واسنگتن

01:01:46.766 --> 01:01:50.728
.‫یه توسعه دهنده‌ی میلیاردر از ایالت مونتاناست

01:01:51.271 --> 01:01:55.692
.‫راجنیش پورام رو خرید و یه مرکز "یانگ‌لایف" تبدیلش کرد

01:01:56.776 --> 01:01:59.237
.‫یه نهاد مسیحی برای جوون‌هاست

01:01:59.320 --> 01:02:02.198
.‫بهشون کمپ میگن
.‫از نظر من که بیشتر شبیه پاتوقه

01:02:18.756 --> 01:02:23.678
‫از آزادیِ سکس توی راجنیش پورام
.‫رسیدن به ممنوعیتِ سکس توی یانگ‌لایف

01:02:23.761 --> 01:02:28.391
.‫اونا درموردِ جوونا خیلی محوریتی روی پرهیز از همه‌چیز دارن

01:02:28.474 --> 01:02:30.310
.‫یه جورایی مثل مکتب تفکره

01:02:30.393 --> 01:02:32.228
.‫خیلی خوب نیستن

01:02:32.312 --> 01:02:34.856
.‫ولی همسایه‌های بهترین نسبت به راجنیشیها

01:02:36.482 --> 01:02:38.651
.‫توی صورتِ آدم اسلحه نمیکشن

01:02:42.197 --> 01:02:43.907
.‫اونا با ترسِ مردم تجارت میکنن

01:02:44.782 --> 01:02:50.288
‫و با تعریف گروه به اینکه میتونن بترسن
.‫و متنفر باشن اینکارو میکنن

01:02:51.581 --> 01:02:56.044
‫و بعدش کاملا خود حقیقیِ آدم رو
.‫اشتباهی نشون میدن

01:02:57.795 --> 01:02:59.839
.‫فکر میکنم که ایالت متحده شکست خورده

01:03:00.924 --> 01:03:04.928
‫ایالت متحده از شناخت بهترین مردی
.‫که تا بحال میشناختم شکست خورده

01:03:06.137 --> 01:03:09.933
‫فکر میکنم آمریکا در تشخیص موهبتی که به این کشور

01:03:10.016 --> 01:03:12.936
.‫و دنیا ارائه داده شکست خورده

01:03:13.019 --> 01:03:14.604
.‫فکر میکنم داستان غم انگیزیه

01:03:16.981 --> 01:03:19.275
،‫از لحاظِ سیاسی و حقوقی

01:03:19.359 --> 01:03:24.864
‫من تنها کسی هستم که میدونم
‫میشه در ژرفا هم باهم مشترک باشیم، میدونید ؟

01:03:29.327 --> 01:03:32.205
‫گاهی وقتا سخت و دردآورد هست

01:03:32.288 --> 01:03:36.751
‫که درمورد اتفاقاتی که برای
.‫اوشو توی ایالت متحده اتفاق افتاد حرف بزنیم

01:03:38.002 --> 01:03:40.964
‫مشخصا من خیلی دوستش داشتم

01:03:41.047 --> 01:03:43.341
.‫و خودم رو وقف جامعه کرده بودم

01:03:46.177 --> 01:03:50.431
‫و مجبور بودیم که خیلی سخت کار کنیم

01:03:50.515 --> 01:03:57.188
.‫تا الهاماتش و درمورد دگرگونیِ این سیاره آشکار کنیم

01:04:00.858 --> 01:04:02.068
...‫قبل مرگش

01:04:03.569 --> 01:04:05.405
.‫بهم گفتن که اوشو میخواد باهام حرف بزنه

01:04:06.572 --> 01:04:07.991
...‫و من رفتم پیش

01:04:09.075 --> 01:04:14.831
‫و گفتش، " اسم منو با نوشتن یک کتاب و

01:04:14.914 --> 01:04:17.166
‫گفتن حقیقت درمورد اتفاقاتی
".‫که افتاد برای مردم آمریکا تبرئه کن

01:04:19.210 --> 01:04:20.253
...‫و

01:04:24.257 --> 01:04:27.760
‫زمان زیادی طول کشید
،‫و بالا و پایینهای زیادی داشت

01:04:27.844 --> 01:04:32.307
،‫و اینکاریه که دارم انجامش میدم
.‫الان دارم کتاب و به آخر میرسونم

01:04:44.819 --> 01:04:47.864
‫و حرفی که میخوام به مردم بزنم اینه
.‫که سعی کنن به سفر برن

01:04:50.408 --> 01:04:52.160
.‫حقیقت پشت ابر نمیمونه

01:04:58.207 --> 01:05:00.793
.‫او همیشه بزرگ خواهد ماند

01:05:05.673 --> 01:05:06.799
،‫سفرتون رو شروع کنید

01:05:08.718 --> 01:05:10.178
.‫و زندگیتون تغییر خواهد کرد

01:05:19.520 --> 01:05:23.191
‫باگوان همیشه داستان‌هایی درمورد
‫سازنده‌ی ذن تعریف میکرد

01:05:23.274 --> 01:05:29.989
‫میگفت که پیروانش رو آماده‌ی
،‫هدایت شدن می‌دید

01:05:31.115 --> 01:05:33.743
.‫با یه چوب بهش ضربه زدن و کشتنش

01:05:34.410 --> 01:05:39.082
،‫اما قبل از مرگش
.‫هدایت شده بود

01:05:40.333 --> 01:05:43.669
،‫و من دوباره و دوباره از خودم میپرسم

01:05:44.796 --> 01:05:47.006
‫"آیا من شانسم رو در مقابلِ اربابم از دست دادم ؟

01:05:47.090 --> 01:05:48.341
...‫آیا من فرار کردم

01:05:49.759 --> 01:05:54.055
‫و منتظرِ لحظه‌ی که قراره بوده
‫هدایت بشم نشدم ؟

01:05:54.138 --> 01:06:00.978
‫سالهای سال طول کشید تا
‫بتونم اعتمادش رو کسب کنم

01:06:02.563 --> 01:06:04.273
.‫که یه جورایی هم شکست خوردم

01:06:05.775 --> 01:06:11.155
‫با همه‌ی این تفاسیر، من
.‫یه عکس از پیله‌ی کرم ابریشم دارم

01:06:11.948 --> 01:06:15.284
‫اگه تا حالا دیده باشید که
،‫چطور یه پروانه از پیله‌ـش متولد میشه

01:06:15.368 --> 01:06:17.328
،‫یه فرآیندِ سختیه

01:06:18.204 --> 01:06:19.831
،‫زور میزنه و حرکت میکنه

01:06:19.914 --> 01:06:26.838
‫و این پیله به بدنِ پروانه چسبیده

01:06:26.921 --> 01:06:32.260
،‫تا اینکه آخرین حرکتش رو میزنه

01:06:32.343 --> 01:06:34.137
.‫و با آخرین فشار موفق میشه

01:06:37.223 --> 01:06:42.145
‫مثل چیه ؟
‫تا حالا از جنبه‌ی دیگه‌ای بهش نگاه کردید ؟

01:06:42.228 --> 01:06:45.648
‫چیزی که امروز بهش پی بردم اینه
.‫که چقدر خانواده مهمه

01:06:45.731 --> 01:06:48.109
،‫خونوادم همیشه در کنارم بودن
.‫با توجه به هر شرایطی دوستم داشتن

01:06:48.192 --> 01:06:49.694
،‫همسرم در کنارم ایستادگی کرد

01:06:49.777 --> 01:06:54.073
‫و بچه‌هام شجاعت و قدرتِ زیادی رو در پشت
،‫سر گذاشتنِ همه‌ی اون اتفاقات نشون دادن

01:06:54.157 --> 01:06:57.493
‫تا چنین افرادِ شگفت‌انگیزی که الان
.‫هستن، بشن

01:07:05.084 --> 01:07:07.044
.‫باید خودم به تنهایی زندگیم و بگذرونم

01:07:07.795 --> 01:07:13.301
،‫و در این تنهایی‌ام
.‫باید به خودِ واقعیم بنگرم

01:07:13.384 --> 01:07:14.594
‫که چه کسی هستم ؟

01:07:16.512 --> 01:07:17.889
‫چه هستم ؟

01:07:18.598 --> 01:07:19.891
‫چرا اینگونه هستم ؟

01:07:21.309 --> 01:07:26.647
‫موضوع سرِ خوب و بد، درست و غلط
.‫و سفید و سیاه نیست

01:07:26.731 --> 01:07:33.154
‫البته، من نمیدونم وقتی بمیرم
.‫به بهشت میرم یا جهنم

01:07:33.237 --> 01:07:34.530
.‫ولی اصلا اهمیتی نداره

01:07:34.614 --> 01:07:38.117
،‫هرجایی که برم
.‫بهشتِ خودم رو می‌سازم

01:07:49.003 --> 01:07:50.296
.‫من قدرتم رو دوست دارم

01:07:51.047 --> 01:07:51.964
‫چرا نداشته باشم ؟

01:07:53.341 --> 01:07:56.761
.‫باگوان قدرتمند بودن رو بهم یاد داد

01:07:58.387 --> 01:08:01.057
‫و فکر میکنید میخوام این
‫قدرتم رو هدر بدم ؟

01:08:14.028 --> 01:08:15.279
...‫دوست دارم بگم که

01:08:16.447 --> 01:08:18.741
،‫جامعه‌ی سانیاسین

01:08:18.824 --> 01:08:25.081
‫شما دارید همه‌ی آزمایشاتِ اورگن رو خنثی میکنید

01:08:25.748 --> 01:08:30.461
.‫با حذف کردنش از زندگینامه‌ی باگوان

01:08:31.420 --> 01:08:35.007
‫رویایِ همیشگیش این بوده که
.‫جامعه‌ی جدیدی رو پایه گذاری کنه

01:08:36.217 --> 01:08:42.682
‫و ما این جامعه‌ی زیبایی رو که بمدت
.‫چهار سال در آن زندگی کردیم رو بوجود آوردیم

01:08:43.891 --> 01:08:47.186
‫با تمرکز کردن و شرمسار بودن

01:08:47.979 --> 01:08:52.984
.‫از شایعات، باگوان رو از بین نبرید

01:08:54.193 --> 01:09:00.449
‫فراموش نکنید که تک تک ما
.بخشی این شایعات بودیم

01:09:04.996 --> 01:09:06.080
‫تموم شد ؟

01:09:06.083 --> 01:09:09.709
.:: @bollbolljan_com ::.

01:09:09.792 --> 01:09:12.753
!‫فکر میکردم هیچوقت قرار نیست تموم بشه

01:09:16.716 --> 01:09:19.760
.‫قطعا همه‌ـمون باید یه چیزی بنوشیم

01:09:19.844 --> 01:09:21.262
.خیله‌خب