﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.056
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:19.400 --> 00:22.380
ضربانِشُ داري ؟ -
. خيلي ضعيفه ، اما ، هنوز داره -

00:22.380 --> 00:23.850
. فورا ببريدِش تو

01:05.590 --> 01:08.200
. . " متاسفم ، " جيونگ

01:09.130 --> 01:13.930
. . نه ، رئيس پليس ، نه
. نميتونيد اينطوري بميريد

01:13.930 --> 01:20.140
. . دستگاه ضبط
. . توي اتاقم

01:32.610 --> 01:34.980
سوسون " ؟ " -
دِگو " ؟ " -

01:34.980 --> 01:37.860
. " کاراگاه " لي " ، مديرگروه " سو

01:37.860 --> 01:39.310
اومديد ؟

01:40.750 --> 01:43.020
چي شده ؟
رئيس پليس در چه حاله ؟

01:43.020 --> 01:44.860
وضعِش خيلي خرابه ؟

01:44.860 --> 01:48.740
، بله ، صدمه ي جدي ـيي خورده
. خونريزي زيادي هم داشته

01:48.740 --> 01:50.690
چطور اين اتفاق افتاد ؟

01:50.690 --> 01:53.230
با کاراگاه " پارک " از بخش راهنمايي و
، رانندگي تماس گرفتم

01:53.230 --> 01:56.410
مثل اينکه سرِ تقاطع ، يه ماشيني
. محکم به ماشينِش کوبيده

01:56.410 --> 01:58.830
. راننده هم خوابِش برده بوده

02:02.400 --> 02:05.470
قيمِ خانم " کانگ سوکسون " ؟ -
بله ؟ -

02:05.470 --> 02:07.480
درچه حاله ، دکتر ؟

02:07.480 --> 02:10.880
درطي عمل جراحي اورژانسي
، جلوي تمام خونريزيُ گرفتيم

02:10.880 --> 02:15.540
اما ، بخاطر اينکه اعضاي داخليِ بدنِش
. به شدت صدمه ديده ، وضعيتِش چندان خوب نيست

02:15.540 --> 02:18.620
بايد توي بخش ويژه نگهِش داريم و
. وضعيتِشُ تحت نظر داشته باشيم

02:18.620 --> 02:20.930
منظورتون اينه که توي شرايطِ بحرانيه ؟

02:20.930 --> 02:23.370
. بله ، حالِشون اونقدر خوب نيست

03:31.540 --> 03:36.060
. رئيس پليس " کانگ " ، همون کاراگاه "سو"ـئه

03:38.170 --> 03:41.820
خودش اينو بهم اعتراف کرد و
، همينطورم

03:41.830 --> 03:45.490
اون بوده که اون دستگاه ضبطيُ که
. چو هيونگچول " گذاشته بوده رو برداشته "

03:50.260 --> 03:55.390
، بعد از اينکه همه چيُ برام تعريف کرد
. " رفت به ديدنِ " يو مونبه

03:55.390 --> 04:00.560
، و بعد از اينکه از دفترِش اومد بيرون
. مثل اين بود که دعواي شديدي باهم کرده بودن

04:00.560 --> 04:02.180
. بعدشَم که اون تصادف رُخ داد

04:02.180 --> 04:04.000
. . پس ممکنه

04:04.000 --> 04:07.200
اون تصادف بخاطر به خواب رفتنِ راننده
. نبوده که صورت گرفته

04:07.200 --> 04:09.870
درواقع اقدام به قتلي بوده که
. در قالبِ تصادف به انجام رسيده

04:09.870 --> 04:11.800
اون ماشين درست سرِ تقاطع
. . يکدفعه سرعت ميگيره تا

04:11.820 --> 04:13.760
. دقيقا به ماشين رئيس پليس بکوبه . .

04:13.760 --> 04:17.690
فقط من که نيستم ، کاراگاه " او " هم اون
. صحنه رو ديده و اونم همينطور فکرميکنه

04:17.690 --> 04:21.320
. حرومزاده هايِ عوضي

04:21.320 --> 04:23.710
، همَش جلوي اتاق عمل با خودم ميگفتم که

04:23.710 --> 04:27.150
چکار ميتونم بکنم تا نشون بدم که
اين فقط يه تصادف عادي نبوده ؟

04:27.150 --> 04:30.910
بايد رابطه ي بين " يو مونبه " و
، رئيس پليسُ به همراهِ اين حقيقت که

04:30.910 --> 04:33.690
رئيس پليس درواقع کاراگاه " سو " بوده رو
برملا کنم ؟

04:35.600 --> 04:40.240
، حسابي بهش فکرکردم

04:40.240 --> 04:43.420
و به اين نتيجه رسيدم که براي اينکه بتونيم
. اونو بگيريم ، لازمه اينکارو انجام بديم

04:43.640 --> 04:48.990
بايد اون حرومزاده اي که ميخواسته
. رئيس پليسُ بکُشه رو بگيريم

04:50.770 --> 04:53.610
. البته که بايد اينکارو بکنيم

04:54.340 --> 04:57.490
براي شروع ، ميرم و سعي ميکنم که
. اون دستگاه ضبطُ پيدا کنم

05:00.250 --> 05:03.570
« قسمت نوزدهم »
( يه درمونده به دنبالِ يکي که توي اوجِ )

05:50.810 --> 05:53.840
اين فقط ثابت ميکنه که
. اين يه تصادف ساده نبوده

06:05.860 --> 06:07.670
. ما که هنوز نميدونيم

06:07.670 --> 06:11.620
کسي که وارد خونه شده بوده ، بعد از اينکه نتونسته
. دستگاه ضبط صوتُ پيدا کنه ، از اينجا رفته

06:11.620 --> 06:14.890
بيا همه چيُ برگردونيم سرِ جاش تا
. شايد اينطوري بتونيم پيداش کنيم

06:14.890 --> 06:16.310
. باشه

06:16.310 --> 06:21.210
رئيس پليس همچين چيز به اين مهميُ
. توي جايي که جلوي ديد باشه نميذاره

06:40.890 --> 06:42.400
همکار ؟

06:42.400 --> 06:45.060
تو اينو نوشتي ؟

06:45.910 --> 06:47.630
« از طرف " اون دگو " به حاميِ زندگيم »

06:51.320 --> 06:53.770
. قبلا که گفته بودم

06:53.770 --> 06:57.520
به لطفِ يه حامي بود که
. تونستم تو يه کالج خوب درس بخونم

06:57.520 --> 07:01.510
. اون حامي هم رئيس پليس " کانگ " بود

07:24.720 --> 07:31.690
فکرکنم رئيس پليس " کانگ " خوشحال ميشه که
. بعدا اينو کنار تختِش ببينه

07:33.260 --> 07:35.660
اينو قبلا يه جايي شنيده بودم ، ميگن که
. . وقتي که آدمايي که بيهوش هستن

07:35.670 --> 07:38.080
بنظر ميرسه فقط سرِ جاشون . .
، دراز کِشيدن

07:38.080 --> 07:40.240
. درواقع ميتونن همه چيُ بشنون

07:42.330 --> 07:45.840
پس ميتوني هرچي که دوس داريُ
. بهش بگي

07:57.550 --> 07:59.760
. ميخوام باهات صحبت کنم

08:00.580 --> 08:03.850
. بخش جرايم خشن اداره ـمون نفرين شده

08:03.850 --> 08:05.660
. اونم به چه بزرگي

08:05.660 --> 08:08.730
وگرنه ، چطوريه که تمام اين اتفاقاتِ بد
همينطور پشت سرهم براي اين بخش ميفته ؟

08:08.730 --> 08:11.580
حتي منم بعد از اينکه از پله ها
. پرت شدم پايين ، انگشت شصت پام شکست

08:11.580 --> 08:14.710
. . ميدوني که اون پله هايِ
. نه ، بيخيال

08:17.810 --> 08:20.000
. ميتوني حرفتُ بزني

08:24.410 --> 08:26.660
. درمورد رئيس پليس "کانگ"ـه

08:28.111 --> 08:32.630
. درمورد اقدام به قتلِ رئيس پليسه

08:32.630 --> 08:36.230
منظورت چيه ؟

08:37.290 --> 08:39.800
اقدام به قتل ؟

08:42.710 --> 08:49.430
پس ميگي که نماينده " يو " درواقع
پشت تمام اين ماجراهاس ؟

08:49.430 --> 08:51.890
، بله
. . اما

08:51.890 --> 08:56.690
فکرکنم بهتر باشه تا زماني که رئيس پليس
، به هوش مياد

08:56.700 --> 09:01.520
فقط خودمون از قضيه ي کاراگاه " سو " بودنِشون
. باخبر باشيم

09:01.520 --> 09:05.010
خيلي بهش فکرکردم ، به اين دليل دارم
. . اين چيزارو بهتون ميگم ، چون

09:05.010 --> 09:08.290
، فکرکردم براي اينکه حرفامو باور کنيد . .

09:08.300 --> 09:11.580
اول بايد حقيقتُ درمورد پرونده يِ قتل
. يازده سال پيش بدونيد

09:11.580 --> 09:14.270
. دليلِش همينه

09:14.750 --> 09:17.520
. حالا همه چي برام واضح شد

09:17.520 --> 09:22.070
راستش ، رئيس پليس از هفته ي پيش
. زيادي عجيب غريب رفتار ميکرده

09:22.070 --> 09:25.130
همَش جوري باهام حرف ميزد که
، انگار قراره جايگاهِشُ از دست بده

09:25.130 --> 09:29.600
ميگفت . . وقتي موقعيتَمو از دست دادم ؛
. . اگه اتفاقي برام افتاد

09:29.610 --> 09:34.090
. تو بايد وظايفَمو به عهده بگيري . .

09:34.090 --> 09:37.710
يه سِري نکته هايي درمورد اينکه چطوري
، بايد بجاي اون به وظايفِش برسمُ بهم ياد داد

09:37.710 --> 09:40.040
همينطورم چندتا اسناد و مدارک مهميُ هم
. بهم داد

09:40.930 --> 09:43.630
رئيس پليس " کانگ " اينکارو کرد ؟

09:45.330 --> 09:48.410
. . باشه ، گروه سه ميتونه اين پرونده رو بگيره

09:48.410 --> 09:50.150
. نه ، بيخيال

09:50.150 --> 09:52.790
من به همراه شماها روي اين پرونده
. تحقيقاتُ انجام ميدم

09:52.790 --> 09:54.470
. . خيلي لازم نيست

09:54.470 --> 09:55.670
. حتما همينکارو ميکنم

09:55.670 --> 10:00.430
، من " چا تِهو " هستم
. سخنرانِ مراسم فارغ التحصيليِ آکادمي پليس

10:00.430 --> 10:03.610
. بايد از رئيس پليس خودمون محافظت کنيم

10:03.610 --> 10:07.990
اگه واقعا همونطور که ميگي
، به رئيس پليس حمله شده باشه

10:07.990 --> 10:11.950
نه درموردش ساکت ميمونم و
. نه اون مجرمُ ميبخشم

10:12.580 --> 10:15.910
، باشه ، ديگه ميرم
. ازتون متشکرم

10:25.850 --> 10:28.680
چندتا دوربين مداربسته اين اطرافه ؟

10:28.680 --> 10:33.070
يکي اون پايينه و
. . يکي هم اونور خيابون

10:33.070 --> 10:36.840
قبل از تصادف ، هيچگونه اثر تايري
. روي زمين نبوده

10:37.690 --> 10:41.970
به عبارت ديگه ، وقتي بخواي
. . از قصد به ماشين يکي بکوبي

10:41.990 --> 10:46.290
. هيچوقت ترمز نميگيري . .

10:46.290 --> 10:48.660
. گفتم که خوابَم برده بود

10:48.660 --> 10:55.120
فقط بعد از اينکه بعد از تصادف بيدار شدم
. بود که ترمزُ زدم

10:55.120 --> 10:58.680
بايد چندتا اثر تاير بعد از تصادف
. به جا مونده باشه

11:05.020 --> 11:09.350
اون ماشين چندان استفاده شده نبوده و بنظر ميرسه
. آب بارون به داخل ماشين سرايت کرده

11:10.480 --> 11:12.870
. بذار ببينم

11:17.460 --> 11:19.630
. فايده اي نداره

11:22.150 --> 11:26.910
، مزخرفه
چطور ميشه يه ماشين به اين روز بيفته ؟

11:26.910 --> 11:31.430
اصلا اين ماشينه ؟
. شبيه قوطي شيرِ مچاله شده ـس

11:32.440 --> 11:34.750
فکرميکردم چون گفته بوده
. . دستگاه ضبط صوت توي اتاقِشه

11:34.770 --> 11:37.090
. بتونيم راحت پيداش کنيم . .

11:37.090 --> 11:39.150
، آره
. منم همين فکرُ ميکردم

12:11.400 --> 12:13.740
« " براي کاراگاه " سو پانسوک »

12:22.740 --> 12:25.480
، کاراگاه "سو"ـيِ عزيز »

12:33.400 --> 12:37.300
تا دو روز ديگه ، جلسه اي توي انجمن ملي
، صورت ميگيره

12:37.300 --> 12:43.780
وقتي اون جلسه انجام شد ، منم گناهانَمو پاک ميکنم و
. به مجازات قانوني کارهايي که کردم ميرسم

12:45.550 --> 12:49.440
وقتي به اين فکرميکنم که
. . وقتي که " جيونگ " حقيقتُ ميفهمه

12:49.450 --> 12:53.350
، چقدر شوکه ميشه . .
. ترس تمام وجودَمو دربرميگيره

12:53.350 --> 13:01.090
خواسته ي زياديِ که ازت بخوام
وقتي ميرم زندان ، مراقبِ " جيونگ " باشي ؟

13:01.090 --> 13:05.800
فکر اينکه قرار صدمه ي ديگه اي
، به " جيونگ " بزنم

13:05.810 --> 13:10.520
. برام عذاب آور و دردناکه

13:10.520 --> 13:17.130
. « و از صميم قلبم متاسفم

13:34.190 --> 13:41.080
اونوقتُ که آپانديس داشتمُ يادتونه ؟

13:41.080 --> 13:45.480
اومديد پيشَم و تمام شب دستَمو تو
. دستِتون نگه داشته بوديد

13:46.450 --> 13:49.900
چون يه آپانديس ساده بود ، گفته بودم که
، نيازي نيست بياييد

13:52.340 --> 13:59.030
اما ، راستش . . وقتي که اومديد
. بي نهايت خوشحال شده بودم

13:59.030 --> 14:05.060
. آخه واقعا حس ميکردم که شما مادرم بودي

14:08.120 --> 14:10.100
اينطوري بود که تونستم حسابي
. . شجاعت به خرج بدم و

14:10.111 --> 14:12.111
، اون گُل هارو براي روز مادر بهتون بدم و . .

14:12.111 --> 14:14.130
. باهاتون عکس بگيرم

14:18.150 --> 14:19.710
. اينو براتون ميزنم

14:24.000 --> 14:26.430
اميدوارم اين باعث نشده باشه که
. از درسات عقب بيفتي

14:26.440 --> 14:28.880
. " خيلي ازت متشکرم ، " دگو

14:39.870 --> 14:44.510
. يک ، دو ، سه

14:45.750 --> 14:50.730
اينو يادتونه ؟
. اين همون عکسه

14:55.400 --> 14:57.870
، اما ، رئيس پليس

15:00.160 --> 15:04.780
. حس ميکنم حتي اين عکسَم تقلبيه

15:06.640 --> 15:09.900
. پس نميتونيد اينطوري بميريد

15:09.900 --> 15:13.820
داستاناي زيادي هست که
. هنوز بهم نگفتيد

15:13.820 --> 15:18.690
هنوز بهم نگفتيد که
. براي چي اينکارو باهام کرديد

15:22.220 --> 15:27.810
پس حتما بايد به هوش بياييد ، باشه ؟

16:10.710 --> 16:12.900
. لطفا بفرماييد تو

16:12.900 --> 16:15.390
. خواهش ميکنم ، بلند نشيد

16:19.060 --> 16:22.910
ميدونيد مهم ترين چيز براي يه کاراگاه چيه ؟

16:23.610 --> 16:27.440
اينکه چشماي همچون عقاب داشته باشه و
. بتونه حتي کوچکترين سرنخُ بدست بياره

16:27.440 --> 16:31.510
قلب همچون شيري که توي خطرناک ترين
. شرايط بهش آرامش بده

16:31.510 --> 16:36.260
صبوري يه جيرجيرَک که بهش اجازه بده
. براي هفت سال زير زمين بمونه

16:36.900 --> 16:39.300
صبوريِ جيرجيرک ؟

16:39.300 --> 16:41.460
، براي مرور اون فيلم هاي دوربين مداربسته

16:41.470 --> 16:43.640
فکرميکنيد داشتن چي مهمه ؟

16:43.640 --> 16:47.240
، صبوري
. . با صبوريِ يه جيرجيرک

16:47.240 --> 16:51.500
. به مرکز اين اتفاق نزديک و نزديک تر ميشيم . .

16:52.100 --> 16:56.120
راننده ي اون ماشين همَش اصرار ميکرد که
، اون خوابِش برده بوده

16:56.120 --> 16:58.130
اما ، چون مدارک بدست اومده چيز ديگه ايُ
، ثابت ميکنه

16:58.150 --> 17:00.170
. نتونستيم به حرفِش اعتماد کنيم

17:00.170 --> 17:06.860
به همين خاطر دوربين هاي مداربسته ي زياديُ
. نگاه کرديم و آخرسر اينو بدست آورديم

17:09.490 --> 17:10.880
. پخشِش کن

17:18.111 --> 17:22.160
، راننده بعد از اينکه به مدت سه ساعت

17:22.180 --> 17:26.240
توي نزديکي اون تقاطع منتظر بوده
. شروع به رانندگي ميکنه

17:26.240 --> 17:28.390
، فکرميکنيد منطقيِ که

17:28.400 --> 17:30.560
بعد از پنج دقيقه رانندگي يهويي خوابِش ببره ؟

17:30.560 --> 17:33.520
اونقدر وضعِش خراب بوده که حتي نتونسته
قبل از کوبيدن به يه ماشين ديگه ترمز کنه ؟

17:37.980 --> 17:40.650
. اين يه دروغ محضه

17:41.220 --> 17:44.840
. واقعا که تو حرف نداري

17:46.360 --> 17:51.540
عالي بود ، چطور تونستي تمام اون
فيلماي دوربين مداربسته رو نگاه کني ؟

17:51.540 --> 17:53.850
. بايد به ما ميگفتي کمکِت کنيم

17:53.850 --> 17:55.910
. حتما يه عالمه زحمت کِشيدي

17:55.910 --> 17:58.390
. پات هم که تو شرايط چندان خوبي نيست

17:58.390 --> 17:59.800
. سو پانسوک " هستم "

18:05.930 --> 18:08.980
چي شده ؟

18:18.400 --> 18:21.360
. . رئيس پليس

19:37.950 --> 19:41.580
کانگ سوکسون » ، « روحيه ي خستگي ناپذيرش »
« براي پليس ، در اينجا دوباره به پرواز درخواهد آمد

19:42.920 --> 19:46.220
. " احترام نظامي به رئيس پليس " کانگ سوکسون

20:02.950 --> 20:04.660
. آزاد

20:31.650 --> 20:34.330
. نميشه ، هنوز وقتِش نيست

20:34.330 --> 20:35.700
. خودتُ نگه دار

20:41.230 --> 20:42.880
! توجه

22:38.980 --> 22:42.740
، اونوقت که تازه کاراگاه شده بودم

22:42.750 --> 22:46.520
يه پرونده ي حل نشده اي بود که
. ميخواستم ازش دست بکِشم

22:46.990 --> 22:53.280
خانواده ي قرباني هر روز به مدت دوماه
. ميومدن به اداره ي پليس که منو ببينن

22:56.480 --> 22:59.460
. خيلي خسته کننده و غيرقابل تحمل بود

23:01.730 --> 23:06.410
. اونوقتا ، رئيسَم ، رئيس پليس " کانگ " بود

23:08.160 --> 23:13.800
ازش پرسيدم که بايد تا کِي
. به اين تحقيقات ادامه بديم

23:13.800 --> 23:16.650
. ما که ديگه تمام تلاشِمونو کرديم

23:17.540 --> 23:20.270
، و رئيس پليس بهم گفت که

23:20.270 --> 23:25.080
بايد اونقدر تحقيقاتِمونو ادامه بديم که
. بالاخره خانواده ي قرباني قضيه رو درک کنن

23:25.830 --> 23:31.900
. سخنرانيش واقعا منو بهم انگيزه داد

23:31.900 --> 23:44.010
اونوقت بود که با خودم گفتم
. بايد يه کاراگاهي مثل اون باشم

23:44.010 --> 23:50.320
. آره ، تو هميشه شاگردِش بودي

23:51.760 --> 23:54.240
. اينو يادم رفته بود

23:59.860 --> 24:02.370
. رئيس پليس " کانگ " بهم گفت که متاسفه

24:03.960 --> 24:08.770
. من بودم که بايد اينو بهش ميگفتم

24:09.580 --> 24:15.760
بايد بهش ميگفتم خيلي متاسفم که
. تا آخرِش بهش اعتماد نکردم

24:15.760 --> 24:19.530
. و متاسفم که براش تله گذاشتم

24:20.380 --> 24:24.520
بعد از اينکه "جيونگ"ـو ديدم که
، تا آخرش اعتمادِشُ بهش نگه داشت

24:24.520 --> 24:32.020
فهميدم که اين دنيا از من چه آدمِ
. کثيف و فاسدي ساخته

24:32.020 --> 24:35.750
. ديگه حتي نميتونم به کسي اعتماد کنم

24:37.510 --> 24:42.640
و خيلي وقته که ديگه انگيزه و اشتياقَم
. از بين رفته

24:43.570 --> 24:47.060
همچين اتفاقي هرگز براي
. سو پانسوک " نميفته "

24:49.160 --> 24:57.320
عشق رئيس پليس براي
. نيروي پليس بي قيد و شرط بود

24:58.820 --> 25:02.130
. اون يه افسر پليس واقعي بود

25:05.820 --> 25:08.450
. مطمئنم الان در آرامشه

25:29.690 --> 25:31.200
اينا چيه ؟

25:31.390 --> 25:32.480
. صبحانه

25:32.480 --> 25:35.730
خودم ميدونم ، اما . . اين همه ؟

25:35.730 --> 25:39.530
بايد يه عالمه بخوريم تا يه عالمه
. انرژي بدست بياريم

25:40.490 --> 25:44.250
، بايد بخوريم و پُر انرژي بشيم
. بشينيد

25:44.250 --> 25:45.820
. و اون انرژيُ براي گرفتن آدم بدا لازم داريم

25:45.830 --> 25:47.410
. " بشين ، " دگو

25:47.610 --> 25:49.880
اينارو از روي اين دستوراي مسخره که
درست نکردي ؟

25:49.880 --> 25:53.240
چيُ ميخواي بفهمي ؟

25:53.350 --> 25:56.210
. مامانم ديشب دستورِشونو برام فرستاد

25:56.970 --> 26:00.910
، بياييد بخوريم
. بيا ببينيم غذاي تو چه مزه ايه

26:01.100 --> 26:04.760
اين سوپ گاو نر به مدت 48 ساعت
. توي يه قابلمه ي آهني پخته شده

26:04.760 --> 26:05.920
. امتحانش کنيد

26:09.380 --> 26:10.900
چطوره ؟

26:12.790 --> 26:14.600
. عاليه

26:15.530 --> 26:19.380
مطمئني عاليه ؟
فقط خوردني که نيست ؟

26:19.570 --> 26:23.680
. فکرکنم خوشحالي يه کدبانو به همينه

26:23.680 --> 26:25.020
. بياييد بخوريم

26:25.020 --> 26:28.800
. مامانم اين ماهي هاي شورُ درست کرده -
. خوشمزَن -

26:33.940 --> 26:38.600
همکار ، فکرميکني ميشه قبل از اينکه
بريم سرِ کار ، ببينمت ؟

26:38.600 --> 26:41.090
. توي زمين بازي جلوي آپارتمانتَم

26:41.090 --> 26:43.070
کيه ؟

26:43.070 --> 26:45.550
. از اين پيامک هايِ الَکيه

26:45.950 --> 26:48.360
بخور ، خوشمزَس . . نه ؟

26:53.450 --> 26:55.500
. همکار

27:05.960 --> 27:07.260
چيه ؟

27:07.260 --> 27:09.520
صبحانه نخوردي ، آره ؟

27:10.360 --> 27:13.220
، شايد زياد اشتها نداشته باشي
. . اما

27:13.230 --> 27:16.100
بايد حسابي خوب بخوري تا . .
. انرژيتُ بدست بياري

27:18.870 --> 27:20.770
! بفرما

27:21.310 --> 27:24.070
. بخورش ، خودم درستِش کردم

27:24.840 --> 27:26.550
خودت تنهايي درست کرديش ؟

27:28.620 --> 27:33.200
، چيزاي ديگه رو بلد نيستم درست کنم
. اما ، تو درست کردن توپ برنجي استادَم

27:33.200 --> 27:35.510
. قهوه هم دارم

27:35.510 --> 27:40.680
سمت چپي ماهي شور داره و
. سمت راستي کيمچي سرخ کرده

27:48.450 --> 27:50.810
چطوره ؟ خوبه ؟

27:52.350 --> 27:54.380
. نه

27:54.380 --> 27:56.280
بد مزه ـس ؟

27:57.090 --> 27:59.160
. خوبه

28:00.750 --> 28:02.220
جونِ من ؟

28:02.220 --> 28:04.200
. آره

28:12.800 --> 28:15.070
خمير سويا " ؟ " -
چيه ؟ -

28:16.780 --> 28:19.350
نميتوني بهم خيانت بکني ، گرفتي ؟

28:20.970 --> 28:24.300
، اگه ميخواي بهم خيانت کني
. حداقل اولِش يه دليل خوب بهم بده

28:24.300 --> 28:27.760
. که براي چي يه عوضي ديگه رو ميخواي

28:30.060 --> 28:31.930
باشه ؟

28:35.310 --> 28:41.111
يه چيز ديگه اي هم هست که
. واقعا نبايد انجامِش بدي

28:41.690 --> 28:43.380
چيه ؟

28:44.870 --> 28:48.260
. بگو ، انجامش نميدم

28:49.210 --> 28:51.960
. جلوي من نمير

29:09.750 --> 29:13.570
، اينقدر تُند تُند نخور
. تو گلوت گير ميکنه

29:16.320 --> 29:19.470
، باشه
. جلوي روت نميميرم

29:20.550 --> 29:27.590
و قبل از اينکه بهت خيانت کنم ، اول يه
. دليل خوب برات ميارم

29:28.690 --> 29:34.030
تو هم هروقت که ناراحتي ، بايد بهم بگي که
، ناراحتي و صدمه ديدي

29:34.030 --> 29:37.940
، هروقت خسته اي ، بگو خسته اي

29:37.940 --> 29:42.210
و اگه زماني خواستي گريه کني يا
. . خشمِتُ بدي بيرون و

29:42.230 --> 29:46.510
مثل رواني ها فرياد بکِشي و . .
. هرکاري خواستي بکني ، بهم بگو

29:47.960 --> 29:50.830
هربار که ميخواي گريه کني ، مثل الان نبايد

29:50.850 --> 29:53.730
با ريختن گلوله هاي برنجي توي گلوت
. جلوي گريه ـتُ بگيري

30:50.410 --> 30:54.260
حتما بهشت طرفِتونه ، فکرميکردم
. هرگز امکان نداره اين تعمير بشه

30:54.760 --> 30:57.780
چو هيونگچول " رفته بوده که "
. اينو نصب کنه

30:57.780 --> 30:59.930
حتما يه چيزي ازش درمياد ، آره ؟

31:00.670 --> 31:02.670
. بايد اميدوار باشيم

31:02.670 --> 31:09.610
فيلم روز قبل از چاقو خوردنِ
. دِگو " رو پخش ميکنيم "

31:25.320 --> 31:27.190
. اين آدم هم عجب پُرمشغله ـس

31:27.190 --> 31:28.630
. . اين

31:28.630 --> 31:32.130
، " کيم هاشين "
. وکيلِ "يو مونبه"ـس

31:46.200 --> 31:49.930
، وکيل داره پولُ به " چو " ميده
. اين واقعا خودِ مدرکه

31:49.930 --> 31:51.760
اما ، توي اون پاکت چيه ؟

31:51.760 --> 31:53.600
. نميدونم

31:57.000 --> 31:59.190
. اون پول ، پولِ کُشتنِ منه

31:59.190 --> 32:03.600
اين بايد ثابت کنه که
. يو مونبه " دستور قتل منو داده بوده "

32:09.500 --> 32:11.500
! کاراگاه " سو " . . خبراي خوب دارم

32:11.500 --> 32:14.490
راننده ي اون ماشين اعتراف کرده که
. کي بهش دستورِ اونکارو داده بوده

32:14.750 --> 32:19.290
البته تمامِش بخاطر مهارت هاي بي نظيرِ من
، توي بازجويي و

32:19.290 --> 32:23.020
همينطور منطقِ بي نهايتِ منه که
. کاملا مثلِ "شرلوک هلمز"ـه

32:23.020 --> 32:25.330
حالا به دستور کي بوده ؟

32:27.480 --> 32:31.280
، " کيم هاشين "
. " وکيل " يو مونبه

32:33.100 --> 32:35.060
دوباره " يو مونبه " ؟

32:37.590 --> 32:39.570
. همونطور که انتظار داشتيم

32:41.260 --> 32:43.680
. فورا "کيم هاشين"ـو بياريد

32:49.170 --> 32:54.960
، دوباره ميپرسم
کي بهت دستور قتل رئيس "کانگ"ـو داده بوده ؟

32:56.460 --> 32:59.030
. بايد درست توضيح بديد

32:59.030 --> 33:05.030
من فقط پيامي که متنِش " نقشه رو اجرا کن " بوده رو
. داشتم ميرسوندم

33:05.170 --> 33:10.230
باشه ، کي اون پيامو بهت داده بوده که برسوني ؟

33:10.230 --> 33:14.790
. " خانم " يو ايون

33:16.320 --> 33:21.480
اينکه منطقي نيست ، موقع اون تصادف
. يو ايون " توي زندان بوده "

33:21.480 --> 33:24.260
، مگه اينکه يه جور قدرت تلِپاتي داشته باشه

33:24.260 --> 33:27.060
از کجا ميخواسته بفهمه که
. . " رئيس پليس " کانگ

33:27.070 --> 33:29.880
در اون لحظه ي خاص به ديدنِ . .
نماينده " يو " رفته بوده ؟

33:29.880 --> 33:31.760
. نميدونم

33:31.760 --> 33:36.330
من فقط پياميُ که بهم سپرده بودنُ
. بهشون رسوندم

33:37.460 --> 33:38.990
. باشه

33:38.990 --> 33:41.540
کي بهت دستور داده بوده که
. . پولُ صبح روز دهم ژوئن

33:41.560 --> 33:44.120
، " درست قبل از حمله به کاراگاه " اون . .

33:44.120 --> 33:47.890
به " چو هيونگچول " بدي ؟

33:50.111 --> 33:52.020
. اينم به دستور خانم " يو " بوده

33:52.360 --> 33:55.350
چي ؟
باز " يو ايون " ؟

33:55.350 --> 33:56.410
. بله

33:56.410 --> 33:59.810
. اصلا نميدونستم اون پول براي چي بوده

33:59.810 --> 34:02.650
من فقط کيف پولُ بهش دادم و
، يه پاکت ازش گرفتم و

34:02.650 --> 34:05.580
. اون پاکتُ به خانم " يو " دادم

34:13.530 --> 34:18.070
پس همه چيُ انداختن گردن " يو ايون " ؟

34:18.070 --> 34:20.070
. انگار نقشه ي يه کاريُ دارن

34:20.090 --> 34:22.100
. عجيبه

34:22.680 --> 34:24.570
کاراگاه " سو " ؟

34:24.570 --> 34:27.170
. يو ايون " توي سلول زندانِش نيست "

34:27.170 --> 34:29.530
. به دلايل پزشکي ، با وثيقه آزاد شده

34:29.530 --> 34:32.190
، تا همين چندروز پيش که سالم بود
قضيه چيه ؟

34:32.190 --> 34:35.280
نميدونم ، يه چيزاي درمورد
. افسردگي و اسکيزوفرني ميگفتن

34:35.280 --> 34:37.060
. درمورد بيماري رواني بود

34:37.060 --> 34:40.360
چي ؟
اين چيه ديگه ؟

34:41.710 --> 34:44.100
. حالا گرفتم چي شد

34:44.920 --> 34:48.870
همه چيُ انداخته گردنِ دخترش و
. . بعدش

34:48.880 --> 34:52.840
، با بهانه کردنِ بيماري رواني . .
. از زندان آزادِش کرده

34:52.840 --> 34:55.000
. اِي حرومزاده ها

34:55.000 --> 35:00.210
، امکان نداره
. انگار قانون براشون يه شوخيه

35:01.490 --> 35:06.400
کدوم دکتري اون زنُ بيمار رواني
تشخيص داده ؟

35:09.930 --> 35:14.590
اون دگو " کجاس ؟ "
کاراگاه " اون " کجاس ؟

35:18.960 --> 35:20.300
چي شده ؟

35:20.300 --> 35:22.770
. بايد کاراگاه "اون"ـو ببينم

35:22.770 --> 35:25.410
. اونجاس

35:33.530 --> 35:37.520
، هِي ، رفيق باحال
. مامانم اونکارو نکرده

35:37.520 --> 35:40.150
تمام راهُ اومدي اينجا که اينو بهم بگي ؟

35:42.790 --> 35:46.460
. يه نگاهي به نتيجه يِ تست دي ان اي بنداز

35:50.210 --> 35:53.350
يه تار مو ازت کنده بودم و
. دادم آزمايشِش کنن

35:53.350 --> 35:56.790
. ما هيچ رابطه اي باهم نداريم

35:59.410 --> 36:00.820
« مطابق نيست »

36:02.910 --> 36:05.470
دي ان اي " شين کيجه " با دي ان ايِ »
. « اون دگو " تطابق ندارد "

36:16.920 --> 36:18.840
« مطابق نيست »

36:18.840 --> 36:21.350
دي ان اي " شين کيجه " با دي ان ايِ »
. « اون دگو " تطابق ندارد "

36:22.250 --> 36:23.670
ديديد ديگه ، آره ؟

36:23.670 --> 36:27.560
کاملا مشخصه که ما هيچ ارتباطي
باهم نداريم ، مگه نه ؟

36:27.560 --> 36:30.500
ديگه براي چي مادرم بايد مادرتُ ميکُشته ؟

36:30.500 --> 36:32.180
، مادرم حتي قبل از اينکه يکيُ بگيره بزنه

36:32.190 --> 36:33.880
. اول باهاش توافقنامه امضا ميکنه

36:33.880 --> 36:35.840
، غيرقابل درکه که فکرکني همچين آدمي

36:35.860 --> 36:37.830
. بخواد همينطور الَکي يکيُ بکُشه

36:37.830 --> 36:40.510
. يه چيزي اين وسط مطمئنا لَنگ ميزنه

36:49.840 --> 36:56.150
راستي ، ميدونيد مادرم کجاس ؟

36:56.520 --> 37:00.820
واقعا چون قبلا گفته بودم بايد بندازيش زندان ، شماها
هم باهاش همچين کاري کرديد ؟

37:00.820 --> 37:02.080
بي اينکه به خودم چيزي بگيد ؟

37:02.080 --> 37:04.830
، نميدونم کجاس
براي چي اينجا اومدي دنبال مادرت ؟

37:04.830 --> 37:07.250
. چون اينجا اداره ي پليسه ديگه

37:07.250 --> 37:11.390
مگه کارِتون پيدا کردن آدماي گُمشده نيست ؟

37:12.720 --> 37:14.460
. مامانم ناپديد شده

37:14.460 --> 37:18.400
با وثيقه آزاد شده ، اما . . هيچ جا نميتونم
. پيداش کنم

37:18.400 --> 37:22.280
گوشيش هم که خاموشه و به منشي يا وکيلِش هم
. دسترسي ندارم

37:22.280 --> 37:25.370
پدر و پدربزرگم هم هروقت چيزي
. ازشون ميپرسم ، منو ناديده ميگيرن

37:25.370 --> 37:28.130
. دارم ديوونه ميشم ديگه

37:29.180 --> 37:32.230
، باشه ، متوجه شدم
اسمِت چيه ؟

37:32.230 --> 37:35.150
، بيا اول گزارش گُمشدنِشُ پُر کنيم
. به زودي جستجو رو شروع ميکنيم

37:35.150 --> 37:36.760
. . رفيق باحال -
. " کاراگاه " او -

37:36.760 --> 37:41.010
. . خواهش ميکنم مادرمو پيدا کنيد -
. باهامون بيا -

37:50.620 --> 37:52.920
. واقعا که مسخرَس

37:52.920 --> 37:57.500
، اگه " اون دگو " پسر شوهرِش نيست
پس براي چي " يو ايون " اونکارو کرده ؟

37:57.500 --> 37:59.920
. . " موقع بازجويي ، " يو ايون

37:59.930 --> 38:02.360
کاملا باور داشت که . .
. من پسرِ " شين جي اي " هستم

38:02.360 --> 38:05.090
. چه مرموز

38:05.090 --> 38:07.780
پس " يو ايون " اشتباه ميکرده ؟

38:09.990 --> 38:13.160
تنها راهِمون اينه که پيداش کنيم و
. اينو شخصا از خودش بپرسيم

38:14.320 --> 38:17.820
چون بعد از اينکه براساس دلايل پزشکي آزاد شده و
، بعدش فورا ناپديد شده

38:17.820 --> 38:21.220
احتمالِش زياده که تو يکي از واحدهاي
. يکي از بيمارستان هاي دانشگاهي باشه

38:21.220 --> 38:24.050
، " کاراگاه " لي
. چندتا جا هست که بايد بريم

38:24.050 --> 38:25.180
. باشه

38:25.180 --> 38:27.380
منم تحقيق ميکنم که ببينم
. . وقتي از زندان آزاد شده

38:27.390 --> 38:29.600
. جلوي اونجا چه اتفاقي افتاده بوده . .

38:29.600 --> 38:32.220
. " تو با من بيا ، " پارک تِيي

38:35.670 --> 38:37.420
. باشه

38:37.420 --> 38:38.590
. بله

38:38.590 --> 38:42.860
منم يه بار ديگه سعي ميکنم که
. اون دستگاه ضبط صوتُ پيدا کنم

38:42.860 --> 38:45.600
. منم کمکِش ميکنم

38:47.111 --> 38:48.780
. باشه

38:58.370 --> 39:00.770
شما نتيجه ي تست دي ان ايُ ديدي ؟

39:07.880 --> 39:11.260
. اينو پسرِتون برام آورده بود

39:12.720 --> 39:14.550
، از همون اولشَم علاقه اي به دونستن اينکه

39:14.560 --> 39:16.400
. شما پدرم هستي يا نه ، نداشتم

39:16.400 --> 39:18.640
. پس بذاريد اينو ازتون بپرسم

39:20.030 --> 39:21.960
يو ايون " کجاس ؟ "

39:21.960 --> 39:24.180
، بايد بدونم چرا " يو ايون " اشتباه فکرميکرده

39:24.190 --> 39:26.420
، و اگه در اشتباه نبوده

39:26.420 --> 39:31.410
. بايد بدونم چي بهش انگيزه يِ قتل مادرَمو داده بوده

39:33.640 --> 39:37.080
. منم يه کم وقت لازم دارم

39:37.080 --> 39:42.360
لطفا بهت يه کم وقت بديد تا بتونم
. اين وضعيت پيش اومده رو هضم کنم

39:46.610 --> 39:51.630
براي چي يهويي همچين کاري ميکني ؟
. حتي مدارکُ هم که امضا کرده بودي

39:51.630 --> 39:54.100
چون شما بخاطرِ فشار جلسه ي سهامدارا
، بهم گفته بوديد اونکارو بکنم

39:54.111 --> 39:56.590
. اون اسنادُ امضا کردم

39:56.830 --> 40:00.610
. اما ، بنظرم حداقل بايد يه بار ببينمِش

40:03.100 --> 40:06.170
حداقل يه بار ببينيش ؟

40:06.460 --> 40:09.910
تو که ده ها سال طوري باهاش رفتار ميکردي که
. انگار برات نامرئيه

40:09.910 --> 40:14.640
اونوقت حالا ميخواي ببينيش ؟

40:14.640 --> 40:20.000
، بخاطر منه که به اين حال و روز افتاده
. نميتونم اونو ناديده بگيرم

40:21.230 --> 40:28.470
، تو هميشه همينطور هستي
. هميشه يه جوري خودتُ فراري ميدي

40:28.470 --> 40:33.840
طوري که انگار نه انگار تو هم
. کار اشتباهي کردي

40:35.910 --> 40:42.111
، حتي اونوقتَم که پاتُ توي خانوادَم گذاشتي

40:42.130 --> 40:48.350
طوري رفتار ميکردي که
. انگار از ملحق شدن به خانوادَم بيزاري

40:48.350 --> 40:54.000
، اما ، درنهايت . . به انتخابِ خودت بود که

40:54.020 --> 40:59.680
از مرز خونه ـم رد شدي و
. بهم ملحق شدي

40:59.680 --> 41:03.850
، هميشه وانمود ميکردي قرباني هستي

41:03.870 --> 41:08.050
با اينکه درواقع سرگرمِ رسيدن به
. حرص و طمعِت بودي

41:08.050 --> 41:15.770
و حالا ميخواي وانمود کني که
شوهر خوبي هستي ؟

41:17.890 --> 41:22.830
تصميمِش با خودمه که
. دخترَمو از اونجا بيام بيرون يا نه

41:22.830 --> 41:30.310
. هميشه خودم محافظ واقعيِ دخترم بودم

41:30.310 --> 41:33.650
. تو نه . . من

41:33.650 --> 41:36.410
شما چه تفاوتي با من داريد ؟

41:36.410 --> 41:39.830
آدمايي مثل ما که از هيچي شروع کردن
. همگيشون مثل هم هستن

41:39.830 --> 41:43.490
يا يه پول زن هامون اتکا ميکنيم يا
. ازشون ميدزديمِش

41:44.420 --> 41:48.900
. حداقل من به بچه يِ خودم اتکا نميکنم

41:52.830 --> 41:55.520
يو ايون " کجاس ؟ "

41:58.910 --> 42:00.440
اين زنُ يادتونه ؟

42:00.810 --> 42:04.370
بله ، همون زنيِ که آمبولانس داشت
. با خودش ميبُردش

42:04.370 --> 42:07.780
اينقدر جيغ و داد ميکرد که
. باعث شد از خواب بپَرم

42:07.780 --> 42:10.010
دربرابر دوتا مَردي که
. . دوطرفِشُ گرفته بودن و

42:10.030 --> 42:12.270
ميخواستن به زور ببرنِش . .
. توي ماشين آمبولانس ، مقاومت ميکرد

42:12.270 --> 42:14.560
دربرابرِشون مقاومت ميکرده ؟

42:14.560 --> 42:16.270
. بله

42:21.820 --> 42:25.250
. شايد برخلاف خواسته ـش بستري شده

42:25.250 --> 42:29.480
امکان نداره ، بستريِ اجباري
. لازمه ـش رضايتِ خانواده ـشه

43:05.840 --> 43:07.210
، حاميِ عزيز »

43:07.210 --> 43:10.950
چون منو به دهکده ي انگليسي فرستاديد ؛
. چيزاي جديديُ تونستم تجربه کنم

43:10.950 --> 43:13.210
. به لطف شما سفر خوبيُ داشتم

43:13.210 --> 43:16.360
حالا خاطراتي دارم که
. بتونم اونارو گنجينه يِ ذهنَم کنم

43:18.910 --> 43:22.480
، کتاب هاتون به دستَم رسيد
. خيلي ازشون خوشم اومد

43:22.480 --> 43:25.580
. درنهايت . . ازتون متشکرم

43:29.390 --> 43:35.980
، تونستم توي دانشگاه قبول بشم
. فردا از اينجا ميرم

43:37.980 --> 43:42.630
بابت تمام کارايي که تا به الان
. « برام کرديد ، ازتون متشکرم

44:28.160 --> 44:29.270
. پيداش کردم

44:29.270 --> 44:31.390
واقعا پيداش کردي ؟ -
. آره -

44:32.930 --> 44:38.100
. پيداش کردي . . آفرين

44:45.710 --> 44:50.440
، لطفا دوباره بهم بگيد
بايد چکار کنم ؟

44:50.440 --> 44:56.600
، برو دوباره اينکارو از سر انجام بده
. ايندفعه بايد نتيجه يِ مخالف قبليُ داشته باشه

44:56.600 --> 45:00.580
البته ، بايد آزمايش کننده هارو هم
. به کنترلِ خودت بگيري

45:00.580 --> 45:02.440
! " يو مونبه "

45:02.440 --> 45:06.070
پس ازم ميخوايد که
نتيجه ي دي ان ايُ عوض کنم ؟

45:07.130 --> 45:12.620
ميخوايد نتيجه ي تست دي ان اي طوري باشه که
. نشون بده " کيم جيونگ " ، پسرِ "شين جي اي"ـه

45:12.620 --> 45:17.510
و بعدش ميخوايد اون نتيجه ي تقلبيُ
به دخترتون نشون بديد ؟

45:17.510 --> 45:25.760
اين تنها راهيِ که ميتونم کاري کنم
. يو ايون " قبل از شروع انتخابات ازم حمايت کنه "

45:28.020 --> 45:31.210
نميتونم اجازه بدم بخاطر کار و کاسبيِ
. . اون شوهرِ احمقِش

45:31.220 --> 45:34.430
. پولِ انتخاباتَمو ازم بگيره . .

45:34.430 --> 45:39.870
اما ، بايد بهم قول بديد به محض اينکه
. انتخاب شديد ، هواي منو داريد

45:39.870 --> 45:45.450
، نميخواد نگرانِش باشي
. تو کارِتُ بي عيب و نقص انجام بده

45:58.220 --> 46:02.300
پس درنهايت ، حتي " يو ايون " هم
گولِ پدرشُ خورده بوده ؟

46:02.300 --> 46:06.610
. و حالا هم توي تيمارستان بستري شده

46:23.600 --> 46:26.090
همين ؟

46:28.510 --> 46:31.040
دليلِ کُشته شدنِ مادرم همينه ؟

48:34.460 --> 48:36.680
. " سلام ، کاراگاه " سو

48:44.960 --> 48:46.870
. خيلي وقته نديدمِت

48:47.930 --> 48:51.090
. ميدونستم يه روزي دوباره همديگه رو ميبينيم

49:01.740 --> 49:03.810
. هر اطلاعاتي که بدست آورديدُ جمع کنيد

49:03.830 --> 49:05.910
. تک تک کمُدها و کِشوهارو بگرديد

49:05.910 --> 49:07.980
. بله -
. اونجارو بگرديد -

49:07.980 --> 49:10.870
چکار ميکنيد ؟

49:12.870 --> 49:15.160
داريد چکار ميکنيد ؟

49:15.160 --> 49:18.870
مگه خبرا بهت نرسيده ؟
. من دادستانِ جديدِ اين پرونده ـم

49:18.870 --> 49:22.560
البته همينطورم به اين معنيِ که
. گروه مسئول اين تحقيقات هم عوض ميشه

49:22.560 --> 49:26.710
، همَشُ ممنون شوق و اشتياق تو هستيم
. " کاراگاه " سو

49:26.710 --> 49:30.700
منظورت چيه ؟
براي چي گروه مسئول تحقيقات عوض ميشه ؟

49:30.700 --> 49:32.190
، يه بخش مهمي از مدارک بدست اومده رو

49:32.210 --> 49:33.710
از دادستاني مخفي کرديد و
، بعدشَم که اونو از دست داديد

49:33.710 --> 49:35.650
و بعدش خودتون خودسرانه
. . بي اينکه دفتر دادستاني رو

49:35.670 --> 49:37.620
، باخبر کنيد ، دست به انجام تحقيقات زديد . .

49:37.620 --> 49:39.580
فکرکردي با وجود اينا ، ديگه همه چي
خيلي راحت براتون پيش ميره ؟

49:39.580 --> 49:41.440
فکرکرديد کي هستيد ؟

49:41.440 --> 49:44.111
نه ، شما فکرميکنيد ما کي هستيم ؟

49:44.111 --> 49:48.090
ما بعد از يازده سال ، تونستيم اون مدرکُ
. بدست بياريم ، ما مخفيش نکرديم

49:48.090 --> 49:50.270
. گُمِش هم نکرديم ، اونو ازمون دزديدَن

49:50.270 --> 49:52.830
درحاليکه کاراگاه " پارک " داشت
. . با تمام وجودِش از اون مدرک

49:52.850 --> 49:55.420
، محافظت ميکرد . .
. اونو ازمون دزديدن

49:55.420 --> 49:56.880
. " کافيه ، کاراگاه " او

49:56.880 --> 50:00.250
براي چي ، مديرگروه ؟
. اين حرفا اصلا منطقي نيست

50:00.250 --> 50:02.900
، ما هرچي که پيدا کرده بوديمُ بهشون داديم
. . اونوقت

50:02.910 --> 50:05.560
اونا ميخوان بدون انجام تحقيقاتِ لازم . .
. اين پرونده رو ببندَن بره

50:05.560 --> 50:09.020
بخاطر همينا بود که خواستيم
. تحقيقاتِمونو مخفيانه انجام بديم

50:10.330 --> 50:12.730
اون تو چيه ؟
. بريد ببينيد چه خبره

50:23.910 --> 50:25.760
چيه ؟

50:30.970 --> 50:32.930
اون داره چه غلطي ميکنه ؟

50:41.440 --> 50:44.360
حتي بعد از اينکه اينارو ببريد هم
. ديگه نميتونيد استفاده اي ازشون بکنيد

50:44.360 --> 50:46.270
، تمومِش کن
. گفتم تمومِش کن

50:46.270 --> 50:47.960
ميخواي دستگير بشي ؟

50:47.960 --> 50:49.770
دستگير بشم ؟

50:51.111 --> 50:53.040
. گفتم تمومِش کن

51:05.340 --> 51:08.010
اون عوضي ديگه کدوم خريه ؟

51:09.880 --> 51:12.270
. دارم ديوونه ميشم

51:21.270 --> 51:24.720
رئيس هاي وحشي ، زيردستاي وحشي هم
. بار ميارن ديگه

51:29.490 --> 51:30.840
. فکرکنم بهتر باشه بريد ديگه

51:30.840 --> 51:34.610
، خفه شو
. هروقت خواستيم ، از اينجا ميريم

51:36.660 --> 51:38.170
همه چيُ جمع کرديد ؟

51:38.170 --> 51:41.330
. هنوز اون اتاقُ بررسي نکرديم

51:41.330 --> 51:43.780
. براي امروز کافيه

51:45.220 --> 51:49.720
دوباره برميگرديم ، دفعه ي بعد ، انتظار دارم
، بطور کامل همکاري کنيد

51:50.800 --> 51:52.950
، البته اگه نميخواي زيردست هات بخاطرِ

51:52.970 --> 51:55.130
. مخفي کردن مدارک مهم ، تنبيه انضباطي بشن

51:59.350 --> 52:01.680
. . " و کاراگاه " سو

52:02.160 --> 52:07.140
، گروه بازرسي به زودي به اينجا ميرسه
. بهت خوش بگذره

52:32.420 --> 52:34.080
کجا ميري ؟

52:34.080 --> 52:36.680
. بريد کنار ، استعفا ميدم

52:36.680 --> 52:37.730
. " نميتوني ، " دگو

52:37.730 --> 52:39.540
. دِ گفتم استعفا ميدم

52:39.540 --> 52:42.930
. ديگه نميخوام همچين پليس بي قدرتي باشم

52:42.930 --> 52:46.200
! " دگو " -
يه کم آروم باش ، باشه ؟ -

52:46.200 --> 52:48.810
تا کِي ؟ ديگه چقدر بيشتر ؟

52:48.810 --> 52:53.630
. " نميشه اينطوري بري ، " دگو -
. وِلم کنيد -

52:53.630 --> 52:56.050
. جلوشُ نگيريد

52:56.620 --> 52:59.210
. نبايد جلوشُ بگيريد

53:04.200 --> 53:07.230
. نبايد مانعِش بشيد

53:07.230 --> 53:09.590
اگه جلوي خودتون بگيريد ، فقط باعثِ
. صدمه رسيدن به خودتون ميشه

53:09.600 --> 53:11.960
. پس ، ديگه نميخواد انجامِش بدي

53:17.360 --> 53:23.670
فکرميکني بتوني به تَه اين پرونده برسي ؟

53:25.390 --> 53:27.180
ميتوني يا نه ؟

53:29.700 --> 53:32.570
. به هرقيمتي که شده باشه ، به تَهِش ميرسم

53:35.410 --> 53:37.680
شماها چطور ؟

53:37.680 --> 53:39.100
. من هستم

53:39.100 --> 53:40.480
. ميخوام به حقيقت برسم

53:40.480 --> 53:42.580
. منم ميتونم

53:43.970 --> 53:46.880
، باشه ، پس بايد انجامِش بديم
. . اما

53:48.010 --> 53:54.340
، هرکاريَم که بکنم و هر تصميمي که بگيرم
. بايد همه جوره دستوراتي که بهتون ميدمُ انجام بديد

53:59.830 --> 54:01.770
مگه يادِتون رفته ؟

54:02.840 --> 54:05.820
. من "سو پانسوک"ـه افسانه ايَم

54:14.111 --> 54:16.670
آقاي " پارک " از مجله يِ " جونگانگ " ؟

54:16.670 --> 54:19.170
" ميشه با خانم " لي " از روزنامه يِ " دُنگوون
صحبت کنم ؟

54:19.170 --> 54:22.170
ظهرِتون بخير ، از اداره پليس گانگنام
. تماس ميگيرم

54:24.170 --> 54:27.850
، امروز ، دفتر دادستاني گزارش اوليه اي رو

54:27.860 --> 54:31.550
درمورد تحقيقاتِ مرگ رئيس پليس ، ارائه
. داده است

54:31.550 --> 54:36.210
به اين نتيجه رسيديم که اين پرونده ، درواقع
. . قتلي در قالب يک تصادفِ ماشين بوده و

54:36.210 --> 54:39.800
، مجرم اين پرونده ، خانم " يو ايون " هست که . .

54:39.810 --> 54:43.410
همون مظنون پرونده ي قتل پرستار
. مدرسه ي " ماسان " بوده

54:43.410 --> 54:46.520
دفتر دادستاني در تلاش هست که
. . مدارک و شواهد بيشتري رو

54:46.530 --> 54:49.650
. براي اثبات اين اتهام ، جمع آوردي کنه . .

54:51.530 --> 54:55.040
همونطور که فکرشُ ميکرديم
. دارن "يو ايون"ـو متهم ميکنن

54:55.040 --> 54:59.530
. درسته ، بي هيچ اشتباهي

55:00.910 --> 55:03.490
. بياييد به کارِمون ادامه بديم

55:03.490 --> 55:05.350
. بله

55:09.470 --> 55:12.670
چه جور اعلاميه يِ مهميُ ميخوان بدن ؟

55:12.670 --> 55:16.260
ميخوان ممنوعيت روزنامه ـمونو از بين ببرن ؟

55:16.260 --> 55:19.860
شايد بخوان درمورد يه چيز کاملا
. جديدي صحبت کنن

55:19.860 --> 55:22.010
. شايد يه چيزي که مربوط به يه آدم معروف باشه

55:39.270 --> 55:42.280
اين تنها راهِه ، هيونگ نيم ؟

55:42.280 --> 55:45.790
هنوزم دير نيست که دنبال راه حل هاي
. ديگه اي باشيم

55:49.800 --> 55:52.450
. اين تنها راه حله

55:55.770 --> 55:57.770
چه شکلي شدم ؟

56:12.030 --> 56:14.750
. . هيونگ نيم

56:53.480 --> 57:01.690
متاسفانه امروز نميتونم
. سرِ ضوابط اخلاقيِ اداره يِ پليس به خوبي بمونم

57:33.690 --> 57:41.930
به اين دليل امروز از کارَم استعفا ميدم که
. با اينکار ، کس ديگه ايُ مجبور به استعفا کنم

58:01.523 --> 58:08.023
.:: @bollbolljan_com ::.

58:13.580 --> 58:16.540
شايد بعضيا بگن که عدالت تو اين سرزمين
. از بين رفته

58:16.540 --> 58:18.900
. . وانمود ميکني يه سياستمدار مورد اعتمادي

58:18.900 --> 58:20.480
. اين توطئه ايِ که براي من ساخته شده

58:20.480 --> 58:22.280
چطور تونستي يکيُ به اين راحتي بکُشي ؟

58:22.280 --> 58:25.580
. تنها حد و مرزِ تحقيقات گروه من ، تا آسمونه

58:25.580 --> 58:27.750
. به هرقيمتي که شده باشه ، بي گناهيمو ثابت ميکنم

58:27.750 --> 58:29.040
مگه تو هنوزم آدم حساب ميشي ؟

58:29.040 --> 58:30.970
. کاري از دستت برنمياد

58:30.970 --> 58:34.400
! خودم ميکُشمت