﻿WEBVTT

00:23.939 --> 00:29.909
.من به فيلم هر نابود شده راي ميدم
!مي خوام برم داد بزنم اين قشنگترينه

00:30.932 --> 00:32.932
.اوه احتمالا « وايِت » هستش

00:32.936 --> 00:35.936
.آره درسته
.قرار بود آخر هفته بيادش تو شهر

00:35.988 --> 00:40.291
،قراره با هم امشب بريم شام
.اما هنوز جاش رو بهم نگفته

00:40.376 --> 00:42.160
.نه . نه

00:42.244 --> 00:46.297
.اين فقط يه اس ام اس هستش که بهم ميگه ايميل داشتم

00:46.382 --> 00:50.618
ازم پرسيده که مي خوام سرويس اينکه
.هربار اس ام اس گرفتم ايميل بفرسته رو ادامه بدم يا نه

00:50.669 --> 00:52.420
.اوه بايد يه دونه از اين تلفن هاي هوشمند بگيرم

00:55.674 --> 00:57.625
.سلام

00:57.676 --> 00:59.794
برت » هستش؟ »

00:59.845 --> 01:00.812
.يه دوست قديميشم

01:00.896 --> 01:05.850
.« بياييد داخل... من پسرشم ، « جيمي
.بابا رفته خريد اما زود برمي گرده

01:05.934 --> 01:09.637
.دخترم رو تو لباس گوريل ديد و هوس موز کردش

01:10.823 --> 01:18.529
.من « جک » هستم -
.هي. منم « سابرينا » هستم -

01:16.812 --> 01:18.529
اسم آرايش موي دم اسبيت چيه؟

01:18.614 --> 01:20.031
.مگنس

01:20.115 --> 01:24.202
.خب راحت باشيد
.هر کدوم از دوستاي پدرم، عين دوستاي خودم هستن

01:24.286 --> 01:26.004
...و البته بايد مادرم رو بشناسيد

01:27.339 --> 01:29.257
اوه  -
... چي -

01:30.598 --> 01:37.628
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:37.888 --> 01:42.391
... مامان چي کار -
.اين همون مرديه که پدرت رو دزديد -

01:42.443 --> 01:43.476
بابا رو دزديده بودن؟

01:43.560 --> 01:53.069
،امروز نه 20 سال پيش. شايد چهره رو فراموش کنم
.اما هرگز مدل موي عجيب رو فراموش نمي کنم

01:53.120 --> 01:55.538
.عاشق جيغم
.عاشق جيغم

01:55.605 --> 02:01.327
چه جور آدمي مي ذاره ماشينش بنزين تموم کنه؟ -
.اوني که زنش هميشه اصرار مي کنه پاهاش رو از پنجره بده بيرون و لم بده -

02:01.411 --> 02:06.582
.من فقط مي خواستم لاک ناخن هام خشک بشه -
.بار اضافيه.به همين خاطر بايد چهار مايل براي يه گالن بنزين بريم -

02:06.633 --> 02:10.052
اوه البته اون استپ و استارت هاي مسخره خودت چي؟

02:10.120 --> 02:17.376
چک نکردن وضعيت تايرها چي؟ -
.چون من وزن هواي فشرده رو نمي فهمم -

02:19.730 --> 02:24.100
.يه مقدار پول بهم بده، بهت برمي گردونم

02:27.404 --> 02:29.906
يه دلار و سيزده سنت؟ -
آره -

02:29.973 --> 02:32.525
.و برام يه نوشابه بخر. اونا براي من دارن

02:32.609 --> 02:38.164
.نه. حواست به اون آدم عجيب غريب دم ون باشه
.همش داره جيمي رو ديد مي زنه

02:44.321 --> 02:45.371
.کاميونم رو مي خوام

02:59.186 --> 03:01.521
چته به بچه من زل زدي هيپي؟

03:11.648 --> 03:19.205
سلام « ويرجينيا »، روز داغيه هان؟
.البته نه داغتر از ماجرايي که من و تو کلاس ششم داشتيم

03:19.289 --> 03:28.831
.قرار کوچيک سينمايي مون

03:22.159 --> 03:30.866
اونا مجبورمون کردن درباره توليد دوباره دوچرخه فيلم ببينيم
و اونجا 30 تا بچه ديگه هم بود. درضمن تو نبودي که بالا آوردي؟

03:30.918 --> 03:34.804
تو بودي که جغد از دهنت بيرون اومد؟
.چون مثل جغد هوهو مي کردي

03:34.871 --> 03:40.092
به هر حال ، به نظر تشنه ميايي
...گمونم « برت » نمي تونه يه چيز آبدار به خانمش بده

03:40.177 --> 03:42.428
مي خواي يه قلپ از سوداي من بزني؟ -
.نمي تونم -

03:42.512 --> 03:47.934
...اوه لبات ميگن نمي تونم
...اما عرق هاي براق روي صورت باشکوهت ميگن

03:48.018 --> 03:49.986
.مي خوام... مي خوام

03:56.726 --> 04:04.584
هي خانم ، خانم، اون يارو هيپيه رو شوهرت تفنگ کشيد
.و انداختش تو ونش. از اون طرف رفتن

04:04.668 --> 04:09.355
.اوه خداي من. « برت » رو دزديدن

04:11.258 --> 04:21.133
اين يارو هيپيه مي خواست پدرت رو تو يه مزرعه تو مکزيک بفروشه
.و مجبورش کنه هفته ها گل کلم بکنه

04:18.765 --> 04:23.803
.نهايتا فرار کرد و سر جاده وايساد تا بيادش تا خونه
.به همين خاطره که از گل کلم متنفره

04:23.887 --> 04:28.757
.نه ، فکر مي کردم به خاطر اينه که يه گل واقعي نيست و شبيه مغزه -
.باشه ، اون دلايل خوبي داره که از گل کلم متنفره -

04:28.809 --> 04:34.096
سابرينا » من و « جيم » مراقب اين ياروييم »
.تو برو يه مقدار طناب بيار و يه زنگ به پليس بزن

04:34.147 --> 04:37.984
چطور بهم نگفتي که بابا رو دزديده بودن؟ -
.نمي خواستيم تو از غريبه ها بترسي -

04:38.068 --> 04:40.870
.بچه ها قرار هست که از غريبه ها بترسن

04:43.790 --> 04:47.293
!موز
!چيزي که فراموش کردم

04:48.996 --> 04:50.563
چه ... چه خبره؟

04:50.631 --> 04:58.220
.دزدت هستش. برگشته -
اوه خداي من ... چه ... چي؟ چرا اينجوري رو زمين افتاده؟ -

04:58.288 --> 05:03.142
.با تلويزيون زدم تو سرش. من تو اين کار خبره ام -
.اوه اين بده. واقعا بده -

05:03.226 --> 05:10.399
.برت » چيزي نيست « سابرينا » رفته طناب بياره و به پليس زنگ بزنه » -
.پليس نه. «ويرجينيا» تو رو مي ندازن زندان به خاطر اينکه زدي تو سرش -

05:10.467 --> 05:13.019
درباره چي حرف مي زني؟
.اون کسي هست که ميره زندان

05:13.103 --> 05:16.022
.آره اون تو رو دزديده بودش -
.اون من رو ندزديد -

05:20.410 --> 05:22.278
وايسا گفتي ندزديده بود؟

05:27.102 --> 05:32.523
منظورت چيه که ندزديده بودت؟ -
.خب دقيقا همين رو ميگم -

05:32.574 --> 05:37.445
هيپي چه مرگته که به بچه ام زل زدي؟ -
.رفيق دارم ماشين باحالت رو نگاه مي کنم -

05:37.529 --> 05:41.415
من طرفدار بزرگ ماشينم. يه فورد گلکسي 63 هستش درسته؟

05:41.500 --> 05:43.951
!آره

05:44.035 --> 05:49.623
.دم اسبي با حاليه
شش سال و هشت ماه درسته؟

05:51.910 --> 05:57.247
.سه شنبه ميشه -
.برت چنس ». من طرفدار بزرگ مو ام » -

05:57.299 --> 06:05.039
.هر چقدر خواستي بخور. مي تونم هر چقدر خواستم دوباره پرش کنم
.و مثل عاشق بي نهايت پرش مي کنم

06:10.862 --> 06:18.152
..بدون مسئوليت.. با ونت همش مي چرخي
.و هر کاري بخواي مي کني.. خيلي باحاله

06:18.220 --> 06:25.125
.آره برگشتم که برم ديدنِ بزرگترين همايش گرمايي دنيا -
.هميشه مي خواستم اين رو ببينم. اما هيچ وقت شانسش رو نداشتم -

06:25.210 --> 06:33.501
.من تو خونه ننه بابام گير کرده بودم. الانم که تو خونه ننه زنم گيرم
.گمونم هيچوقت نتونم، هيچ چيز بزرگ تو دنيا رو ببينم

06:33.585 --> 06:36.253
!مگه بزرگترين موي دم اسبي دنيا رو

06:36.304 --> 06:39.623
.نه يه يارو تو توسکاني هست که سه اينچ از من موش بلندتره

06:39.674 --> 06:40.791
لعنت

06:40.842 --> 06:43.260
.مي توني با من بيايي -
چي؟ -

06:43.311 --> 06:48.682
،فقط دارم ميگم اگه اوضاع اونقدر بد که به نظر مي رسه هستش
.شايد همسرت بدون تو اوضاعش بهتره

06:50.936 --> 06:55.906
.برت » شيشه خالي شيشه رو گذاشتي تو يخچال »

07:01.613 --> 07:06.450
!برت ».. خدايا.. پاي احمقانه ات روي پاي منه »

07:07.836 --> 07:10.654
.برت » کاسه دور توالت رو برداشتي »

07:15.010 --> 07:17.160
.خب فکر نکنم همسرم دلش براي من زياد تنگ بشه

07:17.212 --> 07:24.051
.اما .. نمي دونم. يه بچه دارم
.نمي دونم اگه باباي اين رفيق کوچولو بره، چه حسي بهش دست ميده

07:31.526 --> 07:33.527
!بريم

07:33.612 --> 07:41.068
.به اون بچه گفتم که داستاني رو بسازه که من رو دزديدن
.رفتيم براي يه سفر جاده اي. نه بچه اي نه زني نه مسئوليتي

07:41.152 --> 07:49.376
.فقط من و يه رفيق مو دم اسبي که اسمش رو فراموش کردم و روياهامون
.براي اولين بار فقط نگران غذا خوردن خودم بودم

07:49.461 --> 07:52.162
.و « جک » هميشه مي دونست چطور غذاهاي خارق العاده پيدا کنيم

07:52.213 --> 07:57.334
.عاليه. يکي بايد بيکن خورده باشه اما چايي و بقيه رو گذاشته

07:57.385 --> 08:02.039
.سرگرم شدن هم مسئله اي نبود چون « جک » يه دنيا کار بلد بودش

08:04.042 --> 08:10.314
.تو خونه همش کارتون هاي جيمي رو مي ديدم
.هيچ وقت نشد کارتون هاي خودم رو ببينم

08:10.381 --> 08:15.936
براي پول آبجو خون خودمون رو فروختيم
.و چون خون کمي داشتيم، آبجو هم کم مي خورديم

08:17.739 --> 08:42.046
،و بالاخره رفتيم دنيا رو ببينيم اما براي اولين بار تو زندگيم
.تو قانون هاي خودم زندگي مي کردم.. هر کاري مي خواستم مي کردم

08:42.097 --> 08:44.632
.آزاد بودم
.اوضاع عالي بودش

08:44.716 --> 08:46.300
...تا اون اتفاق افتاد

08:51.439 --> 08:53.941
چه مرگته؟

08:54.025 --> 08:59.647
.هيچي. فقط يه کمي بوسيدمت -
چرا؟ چرا؟ چرا من رو ماچ کردي؟ -

08:59.731 --> 09:04.618
.چون حس کردم دوست دارم ماچت کنم
چيز مهمي نبودش. تا حالا حال نکردي يکي رو ماچ کني؟

09:04.703 --> 09:08.205
.آره اما نه رفقام رو
.من تو کف رفقام نيستم رفيق

09:08.272 --> 09:15.129
من هم نيستم. اما مي دوني چيه؟
.فقط من و توييم و جاده هم طولاني و غمگين

09:15.213 --> 09:21.218
.پس منطقي به نظر مياد که وانمود کنيم دختريم -
.به نظر من که منطقي نيست -

09:21.285 --> 09:25.639
.ببين ما هردومون غير همجنس گرا هستيم
.دو تا مرد معمولي که همديگه رو مي بوسن. به دخترا فکر کن

09:25.724 --> 09:29.459
اين چطوره؟ چطوره بري يه دختر پيدا کني؟

09:29.511 --> 09:36.100
.رفيق ما توي ون زندگي مي کنيم
.ما گل کلم هاي باقي مونده تو هتل ها رو مي خوريم

09:38.019 --> 09:40.470
.منظورم اينه... دخترا اين رو نمي تونن بفهمن

09:44.693 --> 09:51.615
،اين موقع بود که فهميدم، درسته که يه تعطيلات خوب به نظر مي اومد
.اما اين زندگي من نبودش

09:51.666 --> 09:58.338
همون قدر که آزادي رو دوست داشتم... و خوش گذروني رو
.دلم براي زنمم تنگ شده بود

09:58.423 --> 10:00.958
!برت » تو زنده اي »

10:03.712 --> 10:10.333
داد نمي زني. چرا داد نمي زني؟ -
.آره مامان سرش داد بزن. يا بزنش -

10:10.385 --> 10:13.520
.يا روم تف کن
اين طوري اوضاع رو مگه اداره نمي کني « جيمي »؟

10:13.605 --> 10:17.141
.من چهار سالم بود. باورم نميشه من رو ول کردي

10:17.192 --> 10:19.193
مي دوني شايد... شايد به همين خاطره که
.تو زندگيم هميشه احساس زخم خوردگي مي کنم

10:19.277 --> 10:23.731
.شايد به همين خاطره که هيچ وقت خونه رو ترک نکردم
.چون تو اعماق وجودم مي دونستم بايد اينجا باشم، پيش مادرم

10:23.815 --> 10:27.284
.ممنون « جيمي ». اما تو آزادي تا هر جايي بري

10:27.351 --> 10:33.457
.تو واقعا عصباني نيستي -
.نه .. راستش راحت شدم -

10:33.524 --> 10:39.880
خب گمونم مي تونم ببينم. احتمالا توي ترس و وحشتي بودي
.به خاطر دزديده شدن من و حالا مي توني اونا رو ول کني

10:39.964 --> 10:45.686
...نه راحت شدم چون
.حالا مي تونم رازم رو بهت بگم

10:47.422 --> 10:57.681
.ببخشيد. ببخشيد. احتمالا « وايِت » هستش که اسم رستوران رو گفته
.نه مادرمه... اوه ببخشيد، تو رازي داشتي

11:06.002 --> 11:11.323
منظورت چيه تو هم رازي داري؟ -
خيلي خب، عصباني نشو... يه چيزي هست -

11:11.374 --> 11:14.210
.وقتي تو رو دزديدن من ديوونه شدم

11:14.294 --> 11:19.598
خب « برت » يه آدم ساده بودش، گمون نکنم دشمني داشته باشه؟

11:19.666 --> 11:27.640
.يه کمي سر تلويزيون هاي کابلي چرت و پرت مي گفت
فکر نمي کني که کار يکي از کارمنداي اونا باشه، نه؟

11:27.691 --> 11:34.730
.نمي دونم اما مشخصه که ما سر و کارمون با يه جاني مسلح و خطرناکه
.پس بهتره شبا اينجا از خونه مستقيما نگهباني بدم

11:34.814 --> 11:43.155
.لعنتي درسته. و اگه پيژامه خواستي مي توني مال « برت » رو قرض بگيري
.يا مال « جيمي » رو... يه چيزي جور مي کنيم

11:43.223 --> 11:49.578
براي دو هفته يه جورايي اميد داشتم
.تو يه جورايي فرار مي کني و يه تلفني مي زني

11:51.498 --> 11:55.551
!هي يه خبر تازه

11:54.050 --> 11:55.551
!هيچ نشونه اي از « برت » نيست

11:58.805 --> 12:12.351
و هر روز که مي گذشت، « راس » تيکه مي نداخت که ديگه هرگز نمي بينمت
.و اميد کمتر و کمتر ميشد و نهايتا با اين حقيقت کنار اومدم که تو برنمي گردي

12:17.390 --> 12:22.444
.بعد از چند هفته، نبودن تو اينجا برامون معمولي شد

12:29.235 --> 12:32.204
ژله روشه؟
چرا روش ميوه نزاشتي؟

12:33.423 --> 12:35.791
اوه قفسه بالايي؟

12:35.875 --> 12:37.710
.آره تو قفسه بالايي بودش

12:39.796 --> 12:50.022
،بايد با اين واقعيت کنار بيايي که شوهر مرده ات و ديگه هرگز برنمي گرده
.به يه مرد نياز داري و راس هم تا ابد منتظر تو نمي شينه

12:50.089 --> 12:56.095
به محضي که اداره پليس يکي رو بخواد
.بره براشون کار کنه، اون ميره

13:00.033 --> 13:01.734
.من راضيم براي تو کوهنوردي هم کنم

13:05.822 --> 13:08.057
.شايد وقت تغيير دادن بودش

13:10.943 --> 13:19.451
.و بيشتر که توجه مي کردم، مي ديدم اوضاع چقدر با بودن « راس » متفاوته
.بهتر بوديم. همکاري مي کرديم. مثل آدماي خوب

13:23.807 --> 13:32.798
و هرگز متوجه نشده بودم که زندگي با مردي که
.شير تو گالن نگه مي داره نه روي لباسش، چقدر سکسي هست

13:32.849 --> 13:37.135
،به علاوه نگران نبودم که هر باري که مي خواستم توالت کنم
.بايد شلپي بيافتم تو آب

13:40.590 --> 13:45.644
ضمنا مي تونستم ببينم خوابيدن با يه مرد
.که کمتر از يه توله سگ جا مي گرفت چطوره

13:49.616 --> 13:51.784
.اوه، سلام

13:51.835 --> 13:56.622
.ببخشيد « ويرجينيا »، فکر کردم صدايي شنيدم
.اومدم ببينم چي شده و گمونم خوابم بردش

13:58.875 --> 14:05.431
و فقط من نبودم. « جيمي » هم خيلي ارومتر بودش
.« خيلي با « راس » راحت تر بودش تا با « برت

14:05.498 --> 14:13.188
.و شواليه لاغر؟ ملکه و شاهزاده جوون رو نجات داد
...اونا رو براي زندگي برد به يک قلعه عالي با سه اتاق خواب

14:13.273 --> 14:23.699
با يه پارکينگ زيرزميني و نوشيدني خوردند
.و تا ابد با خوشي پينگ پونگ بازي کردند

14:23.783 --> 14:26.285
پايان

14:26.352 --> 14:28.186
.شب به خير

14:34.627 --> 14:39.698
.من تسليم شدم -
.سه تا از زيباترين کلمات  در زبان انگليسي -

14:44.370 --> 14:47.172
.تو و مادرت قراره زندگي دوست داشتني با من داشته باشيد

14:47.223 --> 14:48.924
.پينگ پونگ

14:49.008 --> 14:53.044
اين فقط محرک داستاني بودش
.اما مي تونم بازي هاي بهتري کنم

14:53.096 --> 14:57.316
.يه سري چمدون دارم که مي توني ازشون استفاده کني
.ميرم بيارمشون

14:59.051 --> 15:01.653
.مي خوام تو رو خوشحال ترين زن روي زمين کنم

15:11.247 --> 15:13.949
.« برت »
!تو زنده اي

15:14.033 --> 15:19.121
.خب، درباره اينکه من هرگز نمي ميرم مي دوني -
...خب... آره -

15:19.205 --> 15:24.293
.همينه ديگه. بعداً بقيه اش رو توضيح ميدم
.بايد دوش بگيرم

15:24.377 --> 15:27.379
هي رفيق کوچولو، تو اينجا چي کار مي کني؟

15:27.430 --> 15:31.600
.راس اينجا مي موندش اگه يه وقت ادم رباها زنگ بزنن

15:32.919 --> 15:37.356
.خب الان مي توني بري. ممنون

15:39.859 --> 15:41.860
واقعا که نمي خواي با اون بازنده بموني، مي خواي؟

15:43.596 --> 15:47.866
!ويرجينيا » بي خيال لطفا »
.من آشپزي مي کنم، تميزي مي کنم، لگن توالت رو سر جاش مي زارم

15:47.934 --> 15:49.384
.يه الگوي عالي براي پسرتم

15:51.955 --> 15:54.740
.فقط خيلي کوتاهي

15:54.791 --> 16:01.780
باورم نميشه مثلا من رو دزديده بودن و ممکن بود ازم به عنوانِ
برده استفاده بشه، تو داشتي با اون يارو کوتوله بازي مي کردي؟

16:01.831 --> 16:03.332
کسي که بالا آوردنش رو ديده بودي؟

16:03.416 --> 16:09.555
.اون استفراغ مونده بود تا از خانواده ات محافظت کنه
.اونم وقتي تو داشتي با رفيق اُسکُلت حال و هول مي کردي

16:09.622 --> 16:13.926
.اون فقط يه ماچ کوچولو بودش. زبون توش نداشت
.براي تو بدتر بودش

16:16.095 --> 16:23.769
ببخشيد، چرا شما آدما همش مي کوبيد تو سر من؟ -
.متاسفم اما تقصير من بودش. يه جورايي برخورد من با اوضاع ست -

16:23.820 --> 16:24.803
.بيا بزار روي سرت

16:27.574 --> 16:36.615
،گمونم لياقتش رو داشتم. هر بار که براي اقرار به گناه به گذشته ها ميرم
...سعي مي کنم وجدانم رو پاک کنم اما نمي تونم

16:36.666 --> 16:38.750
.وحشتناک ترين کاري رو که با خانواده تو کردم رو از بين ببرم

16:38.818 --> 16:40.919
چه کار وحشتناکي؟

16:40.987 --> 16:46.825
خب به مادرت قول داده بودم که هيچ وقت نگم
...اما يه 20 سالي هست که مُرده خب

16:46.876 --> 16:48.126
چه زني؟

16:48.178 --> 16:50.128
...گمونم اسمش

16:54.333 --> 16:58.537
.اون هيپي خيلي حرف مي زدش

17:05.668 --> 17:11.889
.حرف نمي زنم. نمي تونيد مجبورم کنيد -
.مجبورت کنيم؟ تو الانش داشتي حرف مي زدي -

17:13.375 --> 17:15.576
آره؟ -
.آره -

17:16.661 --> 17:21.883
خيلي خب پس، کجا بوديم؟ -
.اولش -

17:21.967 --> 17:23.468
.البته

17:24.687 --> 17:32.777
هيچ وقت از « برت » خوشم نمي اومدش و از وقتي
.فهميدم که اون و « ويرجينيا » جايي نميرن، حداقل گفتم تلاشي بکنم

17:32.844 --> 17:38.866
برت » رو از اين تصوير بيرون کنم. پس هر کاري که ميشد کردم »
.تا حساسيت « ويرجينيا » بيشتر بشه

18:04.676 --> 18:09.547
.برت »... خدايا... پاي احمقانه ات روي پاي منه »

18:15.237 --> 18:19.524
حتي تو غذاي بچه هم مواد انرژي زا ريختم
.تا بيش از حد فعال بشه و دهن همه رو صاف کنه

18:22.411 --> 18:27.115
،اما مهم نبود چي کار مي کنم
.آقا و خانم بي خيال رو نمي تونستم جدا کنم

18:27.199 --> 18:33.337
پس نقشه اصليم رو چيدم. يه لااُبلي رو اجير کردم
.تا « برت » رو مجبور کنه باهاش بره

18:33.405 --> 18:50.521
.خوشبختانه اون مرد فقط يه بوس کوچولو در ازاش مي خواست
.و اينجوري بايد مطمئن ميشدم که « برت » مي خواد که اون روز فرار کنه

18:50.589 --> 18:57.612
.پس بنزين ماشين رو خالي کردم که حال بهم زن بودش
.اما اينجوري مزه دهن اون يارو هم از دهنم بيرون مي رفت

19:00.265 --> 19:04.435
.و به جيمي شکر اضافه دادم
.بيشتر از اوني که قلب کوچيکش بتونه تحمل کنه

19:06.071 --> 19:10.541
،مي دونستم لحظه اي که « جک » رو ببينه
.آماده بوديد که خرخره همديگه رو بجوييد

19:10.609 --> 19:19.500
.بعدش « برت » با داستان آدم دزدي، نقشه من رو کامل کردش
.وقتي سروان « وايت » خودش رو نشون داد، يه شانس مسلم رو مي ديدم

19:19.585 --> 19:23.754
.به « راس » ياد دادم که چطور « ويرجينيا » رو خوشحال نگه داره
.خوشحال تر از وقتي با « برت » بودش

19:29.895 --> 19:39.821
.حتي ديگه شکر به « جيمي » ندادم تا دور و بر « راس » آروم تر باشه
.همه چيز عالي پيش مي رفت تا اينکه  « برت » برگشتش

19:42.407 --> 19:48.812
.اگه 85 سالت نبود و من نمي ترسيدم تو دعوا برنده بشي، مي زدمت -
.برت »، نه. اون ميبره » -

19:48.864 --> 19:50.248
.باورم نميشه تو مي خواستي مامان و بابا بهم بزنن

19:50.315 --> 19:59.040
« هرگز دست برنداشتم. رژ لبم رو ماليدم به يقه « برت
.اسم ويرجينيا رو روي ديوار دستشويي نوشتم تا مردا بيان زنگ بزنن

20:00.876 --> 20:02.877
.من کسي بودم که هرگز سيفون رو نمي کشيدم

20:02.961 --> 20:05.296
.گفتم برام پاپوش دوختن

20:06.798 --> 20:13.170
سعي داشته شما بهم بزنه، براي 20 سال
.و شما هنوز با هميد. اين خارق العاده است

20:15.524 --> 20:16.924
.مطمئنا همين طوره

20:25.317 --> 20:31.455
« نهايتا پليس اومدش اما با تشکر از طبيعت مهربون « جک
.و ضربات ملايم تو سرش، نمي خواست شکايت کنه

20:36.995 --> 20:42.750
تو با ونت رانندگي مي کني و هر کاري بخواي مي کني؟ -
.آره تازه از ديدنِ کوچکترين اسبهاي دنيا برگشتم -

20:42.834 --> 20:46.337
.هميشه مي خواستم اين رو ببينم -
.جاي خالي تو ون هست -

20:46.388 --> 20:49.006
...مامان بزرگ سعي داشت که بين مامان بابا رو بهم بزنه

20:49.057 --> 20:53.344
،اما وقتي قراره باشه دو نفر با هم باشن
.راهي نيست که بشه اونا رو از هم جدا کرد

21:08.911 --> 21:12.780
،اما وقتي قراره باشه دو نفر با هم نباشن
.خيلي آسونتر ميشه قضيه

21:12.864 --> 21:15.783
فکر کنم صداي تلفنم رو شنيدم؟ -
.من که چيزي نشنيدم -

21:17.703 --> 21:23.457
.باورم نميشه « وايت » تا الان بهم اس ام اس نزده
مي دوني چيه؟ کون لقش. مي خواي بريم يه چيزي بخوريم؟

21:23.542 --> 21:24.926
.حتماً

21:25.010 --> 21:29.013
رستوران آقاي « چاوز » چطوره؟ -
.من به غذاي ايتاليايي داشتم فکر مي کردم -

21:29.080 --> 21:34.938
.:: @bollbolljan_com ::.