﻿WEBVTT

00:03.337 --> 00:13.337
.:: @bollbolljan_com ::.

00:13.809 --> 00:18.769
با هزار تا اميد وارد گرين گيبلز شد

00:18.814 --> 00:23.945
اما افسوس که ماتيو و ماريلا دنبال يه پسر بودن
که تو کارا بهشون کمک کنه

00:24.820 --> 00:28.688
بنابراين ميخوان آنه رو برگردونن به پرورشگاه

03:53.329 --> 03:55.593
چرا تو هنوز لباستو نپوشيدي؟

03:57.233 --> 03:59.497
اُه....... شگفت آور نيست؟

04:00.469 --> 04:03.802
اين يه درخت بزرگه با شکوفه هاي زياد

04:03.839 --> 04:07.570
اما هيچوقت به اندازه ي کافي ميوه نميده
همه ي ميوه هاش کوچيک و کرمو هستند

04:07.610 --> 04:10.078
من متوجه نميشم.... اون فقط يه درخته

04:10.112 --> 04:12.546
البته اين خيلي دوست داشتنيه.

04:13.415 --> 04:16.543
اين ممکنه فقط يه درخت باشه که شکوفه کرده

04:16.585 --> 04:20.817
اما منظور من همه چيزه

04:20.856 --> 04:26.294
باغ... شکوفه زار... جويبار و جنگل
سراسر اين جهانِ عزيز

04:27.129 --> 04:31.725
شما احساس ديگه اي جز دوست داشتنِ دنيا تو يه
همچين صبحي داريد؟

04:32.768 --> 04:36.431
من ميتونم صداي خنده ي جويبار رو بشنوم

04:36.472 --> 04:40.533
خيلي خوشحالم که کنار گرين گيبلز يه نهر آبه

04:41.410 --> 04:44.641
شايد شما فکر کنيد چه فرقي واسه من داره؟

04:44.680 --> 04:50.209
من فقط يه بازديد کننده ام.... اما

04:51.954 --> 04:57.187
هميشه جوي آب گرين گيبلز يادم ميمونه
حتي اگه ديگه اونو نبينم

04:58.561 --> 05:04.090
بدون جوي آب من احساس ميکنم که اينجا زندگي جريان نداره

05:06.135 --> 05:09.832
امروز صبح ديگه من  در قعر نااميدي نيستم!

05:09.872 --> 05:13.330
تو يه همچين صبحي نميتونم ناراحت باشم

05:13.375 --> 05:17.038
بنظر شما اينطور نيست که صبحها شکوه و جلال خاصي دارند؟

05:18.047 --> 05:21.710
اما من احساس غم شديدي دارم

05:21.750 --> 05:25.379
من فقط ميتونم اينا رو تصور کنم...

05:25.421 --> 05:30.017
اگه شما واقعا دنبال من فرستاده بوديد
من چقدر ميتونستم خوشحال باشم

05:30.893 --> 05:34.351
اما بدتر از همه تصور اينه که

05:34.396 --> 05:41.461
زمان ميگذره و نميتوني متوقفش کني و اينه که اذيتم ميکنه

05:44.206 --> 05:46.299
اين واقعاً دردناکه

05:51.647 --> 05:58.553
بهتره لباستو بپوشي و خودتو با اين فکرا مشغول نکني

05:58.587 --> 06:00.748
صبحانه حاضره

06:00.789 --> 06:03.519
صورتتو بشور و موهاتو شونه کن

06:03.559 --> 06:08.929
پنجره رو ببند و  روي تخت رو درست کن

06:08.964 --> 06:11.023
و زود بيا پايين

06:59.949 --> 07:02.042
صبح بخير عمو

07:02.084 --> 07:03.381
صبح بخير

07:05.120 --> 07:07.384
امروز صبح خيلي گشنمه

07:07.423 --> 07:10.517
دنيا مثل يه بيابون خطرناک نيست که من ديشب فکرشو ميکردم

07:10.559 --> 07:15.360
خيلي خوشحالم که امروز صبح هوا آفتابيه

07:17.666 --> 07:20.464
اما من صبحهاي باروني رو هم دوست دارم

07:20.502 --> 07:22.993
اهميت نداره.... بهرحال صبح رو دوست دارم

07:23.038 --> 07:25.802
چونکه آدم نميدونه در طول روز چه اتفاقي براش ميوفته

07:25.841 --> 07:29.208
و اين چيز خوبيه واسه خيالبافي

07:29.244 --> 07:34.841
اما خوشحالم که امروز باروني نيست

07:34.883 --> 07:38.284
چون تو روزاي آفتابي بيشتر طاقت رنج رو دارم

07:38.320 --> 07:41.118
من بايد سخت کار کنم

07:41.156 --> 07:46.788
اين خيلي خوبه که تصور کنين شما مثل يه قهرمان زندگي ميکنين

07:46.829 --> 07:51.732
اما چندان خوب نيست که تو واقعيت اينجوري باشه... مگه نه؟

07:52.301 --> 07:54.326
بخاطر خدا يه کم ساکت باش

07:54.670 --> 07:58.162
تو خيلي بيشتر از يه دختر بچه حرف ميزني

08:01.977 --> 08:03.535
صبحانه آماده ست

08:07.249 --> 08:10.844
آنه غذاشو در سکوت خورد

08:10.886 --> 08:15.550
بخاطر اينکه ماريلا از پرحرفي آنه ناراحت شده بود

08:17.259 --> 08:23.459
ماتيو طبق معمول چيزي نميگفت
پس صبحانه رو در سکوت خوردند

08:24.633 --> 08:30.629
ترجمه و تنظيم: آزاده
Yahoo ID : hdfilm.info

08:41.650 --> 08:43.914
ميشه ميز رو جمع کنم؟

08:46.388 --> 08:48.481
ام... بذار تو شستن ظرفها کمکت کنم

08:48.524 --> 08:50.754
ميتوني ظرفها رو  تميز بشوري؟

08:50.793 --> 08:52.693
بخوبي

08:52.728 --> 08:59.395
البته من بيشتر ميتونم از بچه ها مواظبت کنم
ولي شما بچه اي ندارين که من ازش نگهداري کنم

08:59.435 --> 09:06.364
من هيچ برنامه اي براي داشتن بچه ي ديگه اي نداري
خودت به تنهايي واسم دردسري

09:06.408 --> 09:12.870
من واقعاً نميفهمم
ماتيو چه فکري کرده!

09:12.915 --> 09:18.053
فکر ميکنم اون خيلي دوست داشتنيه
ماتيو با من همدردي ميکنه

09:18.053 --> 09:22.387
براش مهم نيست که من زياد حرف ميزنم

09:22.691 --> 09:26.718
وقتي اونو ميبينم احساس ميکنم روح يکي از اقوامم اونو تسخير کرده

09:26.762 --> 09:33.258
شما هر دوتون عجيب غريبين
منظورت چيه که روح يکي از اقوامت تسخيرش کرده؟

09:33.302 --> 09:35.566
آه... بهتره ظرفها رو بشوري

09:35.604 --> 09:37.765
امروز صبح به اندازه کافي به حرفات توجه کردم!

09:37.806 --> 09:42.641
امروز عصر ميرم به وايت سندز تا خانم اسپنسر رو ببينم

09:45.414 --> 09:49.510
تو هم با من بيا
تا ببينيم کجاي کار اشنباه شده

09:56.492 --> 10:00.155
بعد از اينکه ظرفها رو شستي برو بالا و اتاق رو مرتب کن

10:00.195 --> 10:01.219
چشم

10:09.371 --> 10:11.032
سريعتر باش.

10:11.273 --> 10:12.706
خاله بذارش به عهده ي من

10:35.964 --> 10:40.526
ملافه ات خيلي نا مرتبه
درست مثل ظرف شستنت

10:40.569 --> 10:43.732
بخاطر اينه که هرگز تو همچين جاي راحتي نخوابيدم

10:51.246 --> 10:55.706
فقط با ضربات دست مرتب ميشه... اينجوري

10:57.519 --> 11:00.010
واقعاً؟ منم ميتونم امتحان کنم؟

11:08.030 --> 11:11.261
وقتي رختخواب رو مرتب کردي ميتوني بري بيرون
تا ظهر بازي کني

11:11.300 --> 11:12.995
واقعاً ميتونم خاله؟

11:13.035 --> 11:19.406
يادت باشه گرد و خاکي که روي کفشات ميشينه رو
قبل از اينکه وارد خونه بشي پاک کني

11:19.441 --> 11:21.466
مواظبم

12:14.930 --> 12:16.659
مشکل چيه؟

12:18.333 --> 12:21.700
من بيرون نميرم

12:24.473 --> 12:30.378
اگه نتونم اينجا بمونم چرا ميلم به گرين گيبلز رو بيشتر کنم؟

12:30.412 --> 12:31.879
فقط اگه برم بيرون بازي کنم...

12:31.913 --> 12:38.250
من به طور يقين با گلها و درختها و رودخونه دوست ميشم
و اونا رو دوست خواهم داشت

12:39.921 --> 12:44.017
همينجوريشم به اندازه کافي برام سخته
نميخوام سختترش کنم

12:44.059 --> 12:48.621
خيلي دلم ميخواد برم بيرون
انگار همه چيز دارن صدام ميزنن:

12:48.664 --> 12:52.794
آنه ... آنه... با ما بيا

12:52.834 --> 12:57.862
آنه ... آنه... ما ميخوايم همبازي تو باشيم

12:58.740 --> 13:02.267
اونا همينجوري منو صدا ميزنن

13:04.980 --> 13:07.505
اما اين بهتر نيست

13:07.549 --> 13:10.074
اگه برم بيرون

13:10.118 --> 13:13.610
نبايد چيزي رو در اينجا دوست داشته باشم

13:13.655 --> 13:16.385
واسه همين بود که خيلي خوشحال شدم

13:16.425 --> 13:18.359
وقتي فهميدم قراره اينجا زندگي کنم

13:18.393 --> 13:22.557
من فکر ميکردم خيلي چيزها واسه دوست داشتن دارم
ولي الان چيزي برام نمونده

13:25.600 --> 13:29.661
خلاصه اينکه رويام تموم شده

13:32.441 --> 13:35.501
من الان تسليم سرنوشتم شدم

13:36.912 --> 13:42.179
از اين ميترسم که اگه برم بيرون
ديگه نتونم تسليم سرنوشتم بشم

13:47.222 --> 13:52.182
ميشه لطفا بهم بگيد اسم اون گل شمداني که پشت پنجره
گذاشتيد چيه؟

13:52.227 --> 13:53.854
اون گل شمعداني معطره

13:53.895 --> 13:55.097
اُه منظورم اسم اصليش نيست

13:55.097 --> 13:57.065
اسمي که خودتون روش گذاشتين چيه؟

13:57.265 --> 13:58.960
شما اسمي روش نذاشتين؟

14:00.369 --> 14:02.837
ميشه من اينکارو بکنم؟

14:02.871 --> 14:06.272
اجازه بديد ببينم.... اون قوي و زيباست

14:06.341 --> 14:10.145
ممکنه تا زماني که من اينجام اونو بوني (قوي و زيبا) صدا کنم؟
اُه اجازه بديد

14:10.145 --> 14:16.015
خب اهميتي نميدم اگه کسي رو گلهاي شمداني اسم بذاره

14:17.152 --> 14:22.021
حتي اگه اونا از نظر همه فقط شمعداني باشن بازم روشون اسم ميذارم

14:22.057 --> 14:25.193
بيشتر مردم همينجورين

14:25.193 --> 14:30.187
خشک و خالي شمعداني صداش ميزنن نه چيز ديگه

14:30.465 --> 14:35.164
شما خوشتون مياد از اينکه تمام مدت مردم شما رو "زن" صدا کنن؟

14:35.203 --> 14:39.731
من امروز صبح روي درخت گيلاس پشت پنجره ي
اتاقم هم اسک گذاشتم

14:39.775 --> 14:44.712
اسمش رو گذاشتم ملکه ي برفي
چون خيلي سفيده

14:44.746 --> 14:48.307
البته اون هميشه پوشيده از شکوفه نخواهد بود

14:48.383 --> 14:51.875
اما ما ميتونيم تصور کنيم که اون هميشه شکوفه داره
نميتونيم؟

15:00.629 --> 15:04.622
هرگز در تمام طول زندگيم نديدم و نشنيدم
که کسي مثل اون باشه

15:04.666 --> 15:08.625
اون همونطور که ماتيو ميگفت بامزه و دلچسبه

15:08.670 --> 15:13.369
تعجب ميکنم... اون چطور ميتونه اين حرفها رو بزنه

15:14.976 --> 15:21.814
يعني منو هم مثل ماتيو جادو کرده؟

15:21.850 --> 15:24.011
اما ماتيو به چي فکر ميکنه؟

15:24.052 --> 15:27.419
ميخواد که اونو نگه داريم

18:10.752 --> 18:13.152
ناهار حاضره

18:19.694 --> 18:22.390
امروز من ميتونم از کالسکه استفاده کنم؟

18:25.133 --> 18:27.067
برادر من ميدونم تو نميخواي جايي بري

18:27.102 --> 18:30.629
اجازه بده براي حل اين قضيه به وايت سندز برم

18:32.641 --> 18:34.666
من ميخوام اونو ببرم

18:34.709 --> 18:39.646
و از خانم اسپنسر بخوام اونو بسرعت
به پرورشگاه بفرسته

18:41.449 --> 18:44.077
قبلاً چاييتو آماده کردم

18:45.553 --> 18:49.080
زمان دوشيدن گاوها برميگردم

18:50.191 --> 18:53.683
ماتيو ساکت بود و چيزي نگفت

18:53.728 --> 18:56.822
و ماريلا احساس کرد داره بيخود حرف ميزنه

18:56.865 --> 19:02.030
هيچ چيز بدتر از اين نيست که يه مرد از ناراحتي
نتونه حرف بزنه

19:37.505 --> 19:40.736
جري بوت از امروز صبح اومد اينجا به من کمک کنه

19:41.042 --> 19:45.411
و بهش گفتم براي تابستون استخدامش ميکنم

19:45.447 --> 19:50.111
برادر تو گفتي يه بچه بياريم تا بهت
تو کارا کمک کنه

19:56.825 --> 20:02.388
خداحافظ بوني... خداحافظ ملکه ي برفي

20:05.700 --> 20:08.794
خداحافظ دايي

20:11.272 --> 20:13.365
خداحافظ....

20:14.375 --> 20:24.375
.:: @bollbolljan_com ::.

21:31.686 --> 21:37.886
صداي اميدوارِ آنه در گوشهاي ماتيو ميپيچيد

21:39.093 --> 21:44.326
چرا به ماريلا نگفته بود که دوست داره آنه
تو گرين گيبلز بمونه؟

21:44.365 --> 21:48.631
ماتيو با خودش قهر ميکنه

21:56.945 --> 22:03.316
بعذ از ظهر
ماتيو رمقي براي کار کردن نداره

22:04.085 --> 22:07.851
او دعا ميکرد و منتظر بود که

22:07.889 --> 22:13.725
ماريلا نظرش رو عوض کنه و آنه رو برگردونه

22:21.202 --> 22:22.134
از طرف ديگه...

22:22.170 --> 22:28.575
آنه در طول مسير چيزايي ميگفت
که ماريلا شوکه ميشد

22:28.610 --> 22:31.909
من تصميم گرفتم از اين درشکه سواري لذت ببرم

22:33.314 --> 22:38.149
اگه بتونم ذهنم رو بسازم از پسش بر ميارم

22:38.186 --> 22:40.518
من به برگشتن به پرورشگاه فکر نميکنم

22:40.555 --> 22:44.616
تا موقعي که در حال رانندگي هستيم

22:52.567 --> 22:55.263
تا موقعي که برسيم به خونه ي خانم اسپنسر...

22:55.303 --> 22:59.171
آنه به ماريلا گفت که پس زمينه ي روحش خيلي غمگينه

23:00.074 --> 23:02.941
در قسمت بعدي آن شرلي با موهاي قرمز:

23:02.977 --> 23:05.605
گذشته ي آنه
لطفا نگاه کنيد