﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:25.552 --> 01:29.723
قسمت هشتم:
بازگشتِ آنه به مدرسه ي يکشنبه ها

01:43.103 --> 01:45.205
لطفاً بفرماييد تو

01:56.383 --> 01:58.218
چرا اينقدر خوشحالي؟

01:58.252 --> 01:59.920
خب......

01:59.953 --> 02:01.889
اين لباسا رو واسه من دوختين؟

02:01.922 --> 02:03.824
چون فردا يکشنبه ست

02:03.857 --> 02:08.796
ماريلا بدون اينکه به کسي بگه  اين روزها زماني که بيکار بوده
مشغولِ دوختن لباس بوده

02:08.829 --> 02:11.232
و صداي چرخ خياطي شنيده ميشد

02:11.265 --> 02:15.102
ميخواستم غافلگيرت کنم

02:16.470 --> 02:18.239
خيلي ممنون... ماريلا

02:28.449 --> 02:30.918
خوشت مياد؟

02:37.124 --> 02:39.493
خب؟

02:39.527 --> 02:42.663
ميخوام تصور کنم که دوستشون دارم

02:42.697 --> 02:45.666
من نميخوام تصور کني دوستش داري!

02:45.700 --> 02:49.904
اه ... ميبينم که از اينا خوشت نمياد

02:49.937 --> 02:55.109
مشکلشون چيه؟
همه تميز و مرتب و نو نيستن؟

02:55.143 --> 02:56.911
درسته

02:56.944 --> 02:59.881
پس چرا ازشون خوشت نمياد؟

02:59.914 --> 03:03.985
اونا....اونا....قشنگ نيستن

03:04.018 --> 03:06.187
قشنگ!!!

03:06.220 --> 03:11.192
من خودم رو بخاطر اينکه لباس قشنگ رو
برات بدوزم به دردسر ننداختم و سردرد نگرفتم؟

03:11.225 --> 03:13.728
باورم نميشه آنه... خيلي مغروري

03:13.761 --> 03:18.032
بذار باهات روراست باشم

03:18.066 --> 03:23.404
اينا همشن لباسهاي خوب و معقول و بدردبخوري هستن
بدون هيچ پارچه ي اضافي که صرف حاشيه و چين دوزي شون بشه

03:23.438 --> 03:27.041
و تو تمام تابستون بايد همينا رو بپوشي

03:27.075 --> 03:30.345
اون قهوه اي کتان و پيراهن آبي واسه ي مدرسه اتِ

03:30.378 --> 03:36.751
اون پيراهن ساتن هم مخصوص کليسا و  مدرسه ي يکشنبه هاست

03:38.486 --> 03:41.556
ازت انتظار دارم اينا رو تميز و پاکيزه نگهداري

03:42.757 --> 03:44.960
و پاره شون نکني

03:46.795 --> 03:50.498
من فکر ميکردم تو سپاسگزار هم ميشي

03:50.832 --> 03:53.902
بعد از پوشيدن اون لباسهاي تنگ و کوچيک و کهنه

03:53.935 --> 03:57.172
اُه .... من ازت ممنونم

03:57.205 --> 04:01.943
اما ممنون تر ميشدم اگه

04:01.977 --> 04:05.647
اگه فقط يکي از اونها آستينهاي پفي داشت

04:05.680 --> 04:08.917
آستينهاي پفي الان خيلي مده

04:08.917 --> 04:14.222
يه پيراهن با آستينهاي پفي منو هيجان زده ميکنه ماريلا

04:14.589 --> 04:17.526
خب.... تو مجبوري بدون هيجان سر کني

04:17.559 --> 04:22.297
من هيچ پارچه اي رو براي پفِ آستين هدر نميدم

04:22.331 --> 04:26.602
بهرحال من فکر ميکنم اين چيزها ظاهر مسخره اي دارن

04:26.635 --> 04:31.740
من سادگي رو ترجيح ميدم

04:31.773 --> 04:36.445
اما من ترجيح ميدم مثل بقيه ي مردم مسخره بنظر برسم

04:36.478 --> 04:40.449
تا اينکه ساده باشم

04:40.482 --> 04:42.384
از اين نظر که ازت مطمئنم!!!

04:43.552 --> 04:46.622
خب اون لباسها رو با دقت بالاي لباسهاي خودت آويزون کن

04:46.655 --> 04:51.427
و بعد بشين و درس مدرسه ي يکشنبه ها رو ياد بگير

04:51.460 --> 04:54.797
اينطور که معلومه داري درباره ي آستينهاي پفي خيالبافي ميکني
و دوباره يادت ميره درست رو بخوني

04:57.766 --> 04:59.401
دقيقاً

05:00.736 --> 05:03.973
من نميخوام فردا يا جواب ندادن به سوالاي

05:04.006 --> 05:06.675
مدرسه ي يکشنبه ها باعث بي آبروييم بشي

05:18.788 --> 05:24.427
آرزو ميکنم اينجا يه لباس سفيد با آستينهاي پفي باشه

05:27.263 --> 05:32.768
در باره اش دعا ميکنم اما تصورش نميکنم

05:33.703 --> 05:39.308
خدا وقتش رو واسه لباسِ يه دختر کوچولوي يتيم هدر نميده

05:40.243 --> 05:44.247
منظور ماريلا رو ميفهمم

05:44.280 --> 05:50.019
اما خب خوشبختانه ميتونم يکي از اون
پيراهن هاي سفيد به رنگ برف که پارچه اش از حريره

05:50.053 --> 05:53.623
با حاشيه هاي توردوزي شده و آستينهايي
که 3 برابر بقيه پف دارن رو تصور کنم

06:27.090 --> 06:28.191
صبح بخير

06:28.224 --> 06:29.793
صبح بخير

06:43.874 --> 06:45.742
سرت هنوز درد ميکنه؟

06:45.775 --> 06:47.043
نگرانِ من نباش

06:47.110 --> 06:52.949
آنه امروز کلاس داري

06:52.983 --> 06:58.021
بايد برسونمت تا مدرسه. امروز اولين روزته

06:58.055 --> 07:02.025
و نبينم که بيماري منو بهانه کني

07:02.059 --> 07:03.393
متيو چي ميشه؟

07:03.427 --> 07:06.997
خب ... راستش....

07:07.030 --> 07:10.834
برادرم چند ساله که ديگه کليسا نميره

07:10.868 --> 07:14.505
اون هميشه تو مزرعه در حال دعا خوندنه

07:14.538 --> 07:19.076
درسته
آنه تنها نميره؟

07:19.143 --> 07:21.812
چرا نميزاري خونه بمونه؟

07:21.845 --> 07:25.349
ماتيو هيچ معلومه چي ميگي؟

07:25.382 --> 07:29.687
نه.... اون بايد بره

07:31.588 --> 07:36.126
بهرحال من از تنها رفتن ترسي ندارم

07:36.126 --> 07:39.597
شايد هم در بين راه چندتا دوست جديد پيدا کردم

07:50.641 --> 07:52.543
مشکلي داري؟

07:53.811 --> 07:55.880
لباس کاملاً مناسبته

07:57.548 --> 08:00.017
بفرما. اين چند سنت رو داشته باش

08:00.051 --> 08:05.623
برو پيش خانم ليندي
ايشون منظرت هستن

08:05.656 --> 08:11.395
به مردم خيره نشو و زياد هم وول نخور

08:12.196 --> 08:14.632
راستي. داشتم فراموش ميکردم

08:14.665 --> 08:17.602
يه جعبه سفيد توي اتاق هست بازش کن

08:17.635 --> 08:19.804
يه کلاه نو برات خريدم که توشه

08:19.837 --> 08:21.672
کلاه؟

09:09.354 --> 09:10.989
خيلي خوشگله

09:55.400 --> 09:58.170
چه اتقاقي واسه ماريلا افتاده؟

09:58.203 --> 10:00.539
بهش گفته بودم که بياد تا  با خانوماي ديگه آشنا بشيم

10:00.572 --> 10:03.375
تاکيد کرده بودم دير نکنه

10:12.217 --> 10:13.919
آه صبح بخير

10:17.322 --> 10:18.757
مرســـــــــــي

10:51.657 --> 10:53.059
خوبه بريم

10:54.193 --> 10:58.097
هيچي مثل تزئين کردن برام راحت نيست

11:06.906 --> 11:09.976
به کمک باد پيش بسوي کليســــــــا

11:32.966 --> 11:36.736
خانم ليند... خانم ليند....

12:00.193 --> 12:04.164
اين همون دختريه که خانم کاتبرت آورده

12:04.197 --> 12:07.067
اره ظاهرا از پرورشگاه اومده

12:07.100 --> 12:12.439
موهاي قرمزشو ببين
فکر کنم اگه توبيخ هاي خانم ليند رو بشنوه

12:12.472 --> 12:14.841
از اين قرمزتر هم بشه... مگه نه؟

12:14.875 --> 12:19.379
نه عمداً اينکارو کرده که اگه قرمز شد کسي نفهمه

12:19.446 --> 12:23.817
ولي باهات موافقم
ميگن با گلها و درختها حرف ميزنه

12:23.850 --> 12:25.519
خيلي عجيبه

12:25.552 --> 12:26.987
اون ميتونه بره بالاي درختا

12:27.020 --> 12:29.723
چرا کلاهي که رو سرشه رو نميگي

12:29.756 --> 12:32.225
پر از گل و علفه

12:44.338 --> 12:45.806
کک و مک هاي صورتشو ديدي؟

12:45.873 --> 12:47.774
راست گفتي

12:47.808 --> 12:49.843
چقدر هم زياده!؟

13:38.292 --> 13:43.464
اي خداي بزرگ... عشق تو

13:47.468 --> 13:49.136
بيکران است

13:50.838 --> 13:56.244
راه تو راه راستيست

14:10.458 --> 14:12.160
مثل اينکه عقلش سالم نيست!

14:12.193 --> 14:13.661
چقدر گستاخه

14:13.728 --> 14:15.863
چه موجودِ عجيبيه

14:17.665 --> 14:23.872
خدايا... ما نبايد هراسان شويم
ما بايد قادرِ مطلق را ستايش کنيم

14:23.905 --> 14:28.843
چون تو آفريننده در جهان هستي

14:28.910 --> 14:32.046
و اين راه حقيقت است

14:32.080 --> 14:37.185
ما با رهنمايي تو قدم برميداريم

14:38.353 --> 14:45.760
خداي قادرِ متعال.... ما بايد پرستشت کنيم

14:51.399 --> 14:55.470
ستايشت ميکنيم

14:55.503 --> 14:58.440
ستايشت ميکنيم

15:17.292 --> 15:19.227
تو بلدي چطوري آشپزي کني؟

15:20.429 --> 15:21.663
خياطي چطور؟

15:21.697 --> 15:23.332
يه کمي

15:23.365 --> 15:24.900
قلابدوزي؟

15:25.934 --> 15:27.703
بافندگي؟

15:30.372 --> 15:33.342
خواهرم همه چيز بلده

17:04.233 --> 17:06.202
من اومدم خونه.... بوني

17:06.603 --> 17:08.938
فقط تو خونه هستي؟

17:13.977 --> 17:15.311
آنه.... خوش اومدي

17:15.345 --> 17:18.381
ماريلا! الان حالت خوبه؟

17:18.448 --> 17:20.750
بنظرت مدرسه ي يکشنبه ها چطور بود؟

17:20.784 --> 17:23.987
حتي يه ذره هم دوستش نداشتم... نفرت انگيز بود

17:24.487 --> 17:25.088
آنه شرلي

17:25.522 --> 17:29.626
فقط بخاطر اينکه شما بهم گفته بودي درست رفتار کردم

17:29.826 --> 17:35.398
خانمِ ليند رفته بود... اما من خوردم راه رو درست رفتم

17:35.465 --> 17:38.568
من به کليسا رفتم.... دختر بچه هاي زيادي اونجا بودن

17:38.635 --> 17:41.905
آقاي بل يه دعاي وحشتناکِ بلند خوند... و من خيلي خسته شدم بودم

17:41.938 --> 17:47.777
اگه فبل از اينکه اون دعاشو تموم کنه کنار پنجره ننشسته بودم از خستگي خوابم ميبرد

17:48.778 --> 17:52.215
اما من مستقيماً به درياچه ي آبهاي نقره اي نگاه ميکردم

17:52.616 --> 17:56.853
بخاطر همين من فقط به اون نگاه کردم و چيزهاي با شکوهي رو تصور کردم

17:56.887 --> 18:01.258
نبايد وقتي آقاي بل در حال صحبت بود کار ديگه اي ميکردي

18:01.291 --> 18:06.730
اما اونکه با من حرف نميزد.... اون داشت با خدا حرف ميزد

18:06.797 --> 18:10.701
من دعاي کوچيکِ خودمو ميگفتم تا زمان سپري بشه

18:10.734 --> 18:16.173
يه دريف درختِ قانِ سفيد تو درياچه آويزون بود

18:16.240 --> 18:19.676
آفتاب از طريقِ اونها افتاد پيايين
مثل رويا بود

18:19.710 --> 18:26.984
اين منو به هيجان آورد و گفتم: خدايا متشکرم
دو يا سه بار اين حرفو زدم

18:27.017 --> 18:29.586
اميدوارم با صداي بلند نگفته باشي!!!

18:29.653 --> 18:31.822
اُه .... نه.... فقط زير لب گفتم

18:31.889 --> 18:35.793
من ترجيح ميدم خوب رفتار کنم

18:35.826 --> 18:39.163
واقعاً... خب بعد از کلاس چي شد؟

18:41.298 --> 18:43.834
اونجا 9 دخترِ ذيگه بوندن

18:43.901 --> 18:46.870
لباسهاي همه شون استينهاي پفي داشت

18:46.904 --> 18:50.708
خسته شدم از بس تصور کردم لباسِ منم آستين پفي داره!!!!

18:50.741 --> 18:52.142
ولي نميتونم

18:52.176 --> 18:54.011
چرا نميتونم؟؟؟

18:55.479 --> 19:01.752
lt was easy to imagine they were puffed
when l was alone in the east gable,

19:03.087 --> 19:05.456
وقتي من تو اتاقم بودم برام آسون بود فکر کنم آستينهاي منم پفي هستن

19:06.090 --> 19:09.460
اما اين خيلي سخته بين کسايي باشي که آستيناشون واقعاً پفيه
و بتوني نصور کني مال تو هم هست

19:10.494 --> 19:13.864
تو نبايد تو مدرسه ي يکشنبه ها درباره ي آستينهات فکر کني

19:13.898 --> 19:15.800
بايد به درس دقت کني.... اميدوارم اينو بفهمي

19:15.866 --> 19:19.303
من به خيلي از سوالاتِ خانم روگرسون جواب دادم

19:19.337 --> 19:23.875
خيلي سوالا ازم  پرسيد... فکر نميکنم تو سوال کردن آدم منصفي باشه

19:23.941 --> 19:26.911
خيلي بيشتري از اوني پرسيد که من ميخواستم ازش بپرسم.

19:28.446 --> 19:30.114
خوش اومدي... آنه