﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:25.916 --> 01:29.547
قسمت هفدهم : آنه به مدرسه برميگرده

01:40.165 --> 01:41.933
وقتيکه آنه دايانا رو براي صرف چاي دعوت کرد

01:41.933 --> 01:43.635
تصادفي مستش کرد

01:43.635 --> 01:46.968
حالا دو روز از اون ماجرا ميگذره و خانم باري اجازه نميده اونا همديگه رو ببينن

01:47.372 --> 01:51.365
آنه در عمقِ نااميديه

01:51.410 --> 01:55.176
و اون ديگه نميتونه سرش رو بالا بگيره... يا بايد تصميمشو عوض کنه و به مدرسه برگرده
يا آشپزي کنه

02:29.614 --> 02:30.979
دايانا؟

02:42.562 --> 02:44.756
دايانـــــــــا

02:46.699 --> 02:47.723
دايانـــــــــــــــــا

02:55.208 --> 02:58.302
مادرت هنوز نرم نشده؟

03:00.378 --> 03:04.577
نه... و آه... آنه اون ميگه من ديگه نبايذ با تو بازي کنم

03:06.418 --> 03:10.515
من هي گريه کردم و گريه کردم و بهش گفتم تقصير تو نبوده

03:11.556 --> 03:13.251
اما هيچ تاثيري نداشت

03:14.459 --> 03:17.690
پس... ما هيچوقت نميتونيم همديگه رو ببينيم؟

03:19.865 --> 03:24.428
من بارها براش چرب زبوني کردم تا بذاره بيامو باهات خداحافظي کنم

03:25.872 --> 03:28.103
و اون گفت که من فقط 10 دقيقه وقت دارم

03:29.142 --> 03:32.508
و با ساعت برام وقت گرفت

03:33.512 --> 03:35.742
اين خيلي غم انگيزه

03:37.616 --> 03:39.915
اما... اما آنه ما بايد چيکار کنيم؟

03:40.952 --> 03:42.681
ما چيکار ميتونيم بکنيم؟

04:03.509 --> 04:06.704
دايانا... من درک ميکنم

04:08.146 --> 04:11.250
اما 10 دقيقه براي يک وداعِ هميشگي زمان زيادي نيست

04:12.650 --> 04:16.800
اُه دايانا... صادقانه بهم قول ميدي که هيچوقت محرمِ اسرارتو فراموش نکني؟

04:17.622 --> 04:20.820
بدون توجه به اونچه اتفاق افتاده, دوست عزيزم ميتونم نوازشت کنم؟

04:21.860 --> 04:22.725
من واقعاً اينو ميخوام

04:23.795 --> 04:26.492
و هرگز کس ديگه رو دوست صميميم قرار نميدم

04:27.532 --> 04:28.830
نميخوام کسي رو داشته باشم

04:29.868 --> 04:31.800
نميتونم کسي رو مثل تو دوست داشته باشم

04:33.305 --> 04:37.937
اُه دايانا... تو منو دوست داري؟

04:38.977 --> 04:41.673
چي؟ البته که دوستت دارم... اينو نميدونستي؟

04:43.582 --> 04:49.249
نه... البته خيال ميکردم که ازم خوشت مياد ولي هيچوقت اميد اينو نداشتم که دوستم داشته باشي

04:55.228 --> 05:01.428
دايانا من فکر نميکنم کسي بتونه منو دوست داشته باشه

05:02.467 --> 05:05.665
از زماني که من يادم مياد... تا خالا کسي منو دوست نداشته

05:06.705 --> 05:07.640
اين شگفت انگيزه

05:08.640 --> 05:12.577
اين نور درخشانيه که مسير تاريک جدايي از تو رو برام روشن ميکنه

05:13.778 --> 05:15.372
آه... فقط يه بار ديگه بهم بگو

05:16.414 --> 05:18.383
آنه من تو رو خالصانه دوست دارم و هميشه هم خواهم داشت

05:19.417 --> 05:22.750
مطمئن باش

05:25.891 --> 05:29.885
و من هم هميشه تو رو دوست دارم دايانا

05:30.929 --> 05:35.335
خاطره ي تو هميشه مثلِ يه ستاره تو زندگيِ تنهاي من ميدرخشه

05:36.370 --> 05:41.374
مثل آخرين داستاني که با هم خونديم

05:42.374 --> 05:45.777
دايانا بهم اجازه ميدي يک طره از اون موي سياه قشنگت بچينم

05:46.145 --> 05:48.239
تا اون رو مثل يه گنج تا ابد با خودم داشته باشم؟

05:49.282 --> 05:51.216
موي منو؟

05:55.400 --> 05:56.479
چيزي همراهت داري تا باهاش موهام رو بچيني؟

05:57.522 --> 06:01.323
آره... من داشتم تکه دوزي ميکردم و خوشبختانه قيچي تو جيبِ پيشبندم مونده

06:15.808 --> 06:18.107
خداحافظ اي دوست محبوب من

06:19.145 --> 06:21.875
بهرحال ما به هم همسايه هستيم

06:22.914 --> 06:25.315
و از اين به بعد بايد مثل غريبه ها با هم رفتار کنيم

06:26.351 --> 06:30.687
اما قلبِ من تا ابد به تو وفادار ميمونه

07:03.122 --> 07:05.716
بايد برم

08:12.024 --> 08:14.185
همه چيز تموم شد

08:24.570 --> 08:28.006
من نبايد دوستِ ديگه اي داشته باشم

08:28.040 --> 08:30.600
الان در وضع بذتري هستم تا اون زمان که

08:30.643 --> 08:34.773
کاتي موريس و ويولتا رو از دست دادم

08:34.814 --> 08:39.342
حتي اگه حالم بدتر نبود هم نميخواستم که اين وضع با اون يکسان باشه

08:39.385 --> 08:45.620
بهرحال, داشتن دوستاي کوچيک خيالي بهتر از داشتن يه دوست واقعي نيست

08:50.863 --> 08:56.665
دايانا و من احساسات زيادي موقع آخرين خداحافظيمون داشتيم

08:56.702 --> 09:00.339
تين هميشه يه خاطره ي مقدس تو ذهنم باقي ميمونه

09:00.339 --> 09:04.298
من از غمگين ترين کلماتي که ميتونستم استفاده کردم

09:04.510 --> 09:07.809
و اون گفت: تو... و تو....

09:09.448 --> 09:13.612
بنظر مياد که خيلي رمانتيکه

09:13.652 --> 09:17.383
دايانا يک طره از موهاي سياهش رو بهم داد

09:17.423 --> 09:23.487
من ميخوام يه کيسه ي کوچيک بدوزم و موهارو بريزم توش و همه ي عمرم اونو به گردنم بندازم

09:23.529 --> 09:27.966
لطفاً من رو با اون بخاک بسپاريد

09:29.668 --> 09:33.502
چون من باور نميکنم که بتونم مدت زيادي زندگي کنم

09:36.175 --> 09:38.973
شايد زماني که من بميرم و  برم زير خاکِ سرد

09:39.011 --> 09:42.708
خانم باري براي کاري که انجام داده احساس ندامت کنه

09:42.748 --> 09:46.149
و اجازه بده که دايانا بياد سر قبرم

09:47.186 --> 09:53.352
من اينطور فکر نميکنم... بيشتر از اين ميترسم که تو از حرف زدن بميري نه از غم و غصه آنه

10:16.549 --> 10:21.714
هرچند اون مثل هميشه حرف ميزد... ولي من واقعاً تعجب کردم

10:21.754 --> 10:25.212
فکر ميکنم اون احتمالاً بر غمش غلبه ميکنه

10:25.257 --> 10:29.591
اون بايد اينکارو بکنه... آنه دختر قوي ايه

10:29.628 --> 10:34.964
ولي من اصلاً فکرشو نميکردم که خانم باري اينقدر بي خرد و غير منطقي باشه

10:35.000 --> 10:37.366
درسته

10:53.552 --> 10:56.749
من ميخوام به مدرسه برگردم

10:59.491 --> 11:03.291
اين اتها چيزيه که تو زندگي برام مونده

11:03.329 --> 11:07.698
حالا که دوستم بي رحمانه ازم جدا شده

11:07.733 --> 11:10.896
ميتونم تو مدرسه ببينمش

11:10.936 --> 11:14.633
و به روزهاي رفته فکر کنم

11:16.275 --> 11:21.212
بهتره بجاي اون به جمع کردن وسايلت فکر کني

11:21.247 --> 11:22.612
اگه ميخواي به مدرسه برگردي

11:22.648 --> 11:27.278
اميدوارم ديگه ما نشنويم که تخته سياهتو روي سر مردم شکستي

11:27.319 --> 11:31.551
مودب باش و فقط به حرفاي معلمت گوش بده

11:31.590 --> 11:34.320
من سعي ميکنم يه شاگردِ نمونه باشم

11:34.360 --> 11:37.420
سرگرميِ زيادي اونجا وجود نداره

11:38.330 --> 11:41.959
آقاي فيليپس گفته ميني اندروز يه شاگردِ نمونه ست

11:42.001 --> 11:45.698
و جرقه اي از تخيلات در زندگيِ اون پيدا نميشه

11:45.738 --> 11:50.300
اون فقط خيلي کودن و خسته کننده ست

11:50.342 --> 11:55.974
اما من احساس ميکنم که خيلي افسرده ست... اين شايد بتونه قضيه رو برام آسونتر کنه

11:56.015 --> 11:58.381
راستي... سبدت رو بده به من

11:58.417 --> 11:59.748
برات ناهار بذارم؟

11:59.785 --> 12:02.185
آه بله... متشکرم

12:02.254 --> 12:05.451
جاده رو دور ميزنم

12:05.491 --> 12:09.393
طاقت اينو ندارم که تنهايي تو "مسير تولد" قدم بزنم

12:09.428 --> 12:13.762
اگه از اونجا برم بايد گريه ي جگرسوزي بکنم

12:16.302 --> 12:17.860
من رفتم

12:29.315 --> 12:32.375
چطور نظرش عوض شد؟

12:33.919 --> 12:38.219
و من تعجب کردم چون اون درست همون کاري رو کرد که خانم ليند گفته بود

12:38.290 --> 12:41.555
برگشت به مدرسه

12:41.593 --> 12:43.754
اين کارش به من کمک بزرگي کرد

12:43.796 --> 12:45.661
درسته

13:23.765 --> 13:25.796
مدرسه تغييري نکرده بود

13:25.839 --> 13:27.807
کلمه هاي روي ديوار

13:27.841 --> 13:30.867
حکاکيِ روي ميزها

13:30.910 --> 13:33.071
برگهاي قرمز و درياچه ي آبهاي نقره اي

13:33.113 --> 13:38.983
هر چند هيچ بطري شيري اونجا نبود

13:39.018 --> 13:42.476
قبل از رفتن آنه به کلاس

13:42.522 --> 13:48.017
به منظره نگاه کرد که با تغييرِ فصل عوض شده بود.... آنه احساس غريبگي ميکرد

13:49.129 --> 13:50.596
آنه تويي؟

13:50.630 --> 13:52.530
آنـــــــه بلاخره برگشتي

13:52.565 --> 13:55.864
آنه... من واقعاً برات نگران بودم

13:57.003 --> 13:59.528
احساس نا امنيِ آنه بزودي از بين رفت

13:59.572 --> 14:02.507
آنه هنوز هم محبوب بچه هاي کلاس بود

14:02.542 --> 14:05.534
اون تصور ميکرد بازيهاي زيادي رو از دست داده

14:05.578 --> 14:09.537
صداي قشنگش وقتي آواز ميخوند

14:09.582 --> 14:14.610
و توانايي خاصش رو در خوندن کتاب در زمانِ استراحت

14:14.654 --> 14:16.519
و حتي ......

14:16.556 --> 14:19.320
اين بار چي ازش بپرسم؟

14:19.392 --> 14:22.088
شايد با خودش شراب آورده باشه

14:24.264 --> 14:28.826
اونجا حتي مردم در مرد اينکه آنه دايانا رو مست کرده بود هم صحبت ميکردن

14:28.868 --> 14:29.926
بعداً ميبينمت

14:29.969 --> 14:31.027
تا بعد

14:32.439 --> 14:37.467
بعد از بازگشت به کلاس دايانا از ديدنش دوري ميکرد

14:37.510 --> 14:39.603
آنه هم مصمم بود همين کار رو بکنه

14:41.481 --> 14:43.449
صبح بخير آقاي معلم

14:43.483 --> 14:46.680
آنه شرلي... تو بلاخره برگشتي

14:46.719 --> 14:48.380
من از شما چند تا سوال دارم قربان

14:48.421 --> 14:50.286
اونا چي هستند؟

14:50.323 --> 14:52.689
درباره ي محل نشستنمون

14:54.461 --> 14:56.622
من دوست دارم کنار ميني اندروز بشينم

14:56.663 --> 14:58.221
اون داره چيکار ميکنه؟

14:58.264 --> 15:01.392
اون ميخواد دانش آموزِ نمونه بشه

15:01.434 --> 15:02.901
بسيار خوب

15:02.936 --> 15:04.927
فقط بايد تنها بشيني

15:04.971 --> 15:09.237
من ميدونم چرا به مدرسه برگشتي

15:09.275 --> 15:13.041
من هم بايد هر اتفاقي که قبلاً افتاده رو فراموش کنم

15:13.079 --> 15:15.843
اميدوارم فراموش نکني که چي گفتي

15:15.882 --> 15:19.283
و ميني اندروز رو هدفِ خودت قرار بدي و مثل اون باشي

15:19.319 --> 15:21.549
چشم آقاي معلم

15:24.023 --> 15:27.117
دايانا اون تو رو دست انداخته

15:31.397 --> 15:32.386
خوشحالم ميبينمت

15:32.465 --> 15:33.932
منم از ديدنت خوشحالم

15:43.076 --> 15:46.375
دايانا بهش نگاه نميکرد

15:46.412 --> 15:48.004
قلب آنه درد گرفت

15:48.047 --> 15:52.541
اون تصميم داشت بسختي درس بخونه

16:01.861 --> 16:03.123
روبي

16:07.634 --> 16:13.664
کاني اسلون عکس يه بنفشه ي زرد فوق العاده رو از مجله بريد و بهم داد

16:13.706 --> 16:16.174
براي تزئين خوبه

16:16.209 --> 16:19.975
کيتي بولتر بهم يه شيشه خالي عطر داد که توش واسه تخته سياهم آب بريزم

16:20.013 --> 16:23.346
ببين ماريلا... اينه

16:23.383 --> 16:27.251
اين خيلي خوبه... بايد قدرشو بدونم

16:27.287 --> 16:30.085
سوفيا اسلون بهم پيشنهاد کرد که

16:30.123 --> 16:33.581
يه مدل تازه از يراق دوزي که خيلي قشنگه رو کامل بهم ياد بده

16:34.928 --> 16:39.422
اما چيزي که از همه بيشتر دوست داشتم هديه جوليا بل بود

16:39.465 --> 16:43.595
اون برام يه شعر نوشت

16:43.636 --> 16:44.933
براي آنه

16:44.971 --> 16:47.166
زمانيکه شفق پرده را پايين ميکشد

16:47.206 --> 16:49.299
و ستاره ها را بر روي آن سنجاق ميکند

16:49.342 --> 16:52.243
بياد بياور که تو دوستي داري

16:52.278 --> 16:55.577
اگر چه ممکن است از او دور باشي

16:55.615 --> 16:59.915
فکر نميکني اين پر از احساساته؟

16:59.953 --> 17:04.390
درسته... درباره ي دايانا چطور؟

17:04.424 --> 17:09.293
آره.... ماريلا حتي تو هم به دايانا فکر ميکني

17:09.329 --> 17:11.126
درسته

17:11.164 --> 17:15.123
دايانا نميخواست حتي به من نگاه کنه

17:15.168 --> 17:18.399
اون بايد حداقل بهم لبخند ميزد

17:21.207 --> 17:24.108
زمانيکه شفق پرده را پايين ميکشد

17:24.143 --> 17:27.135
و ستاره ها را بر روي آن سنجاق ميکند

17:27.180 --> 17:30.513
بياد بياور... بياد بياور

17:30.583 --> 17:33.177
That you have a friend!

17:33.219 --> 17:35.881
که تو دوستي داري

17:35.922 --> 17:40.018
اگر چه ممکن است از او دور باشي

17:41.027 --> 17:51.027
.:: @bollbolljan_com ::.

18:12.659 --> 18:14.126
هنوز داري مطالعه ميکني؟

18:14.160 --> 18:15.286
اين براي سلامتيت خوب نيست

18:15.328 --> 18:17.296
الان ميرم بخوابم

18:17.330 --> 18:20.857
چکار ميکني؟خيلي ديره... عجله کن برو بخواب

19:03.176 --> 19:08.375
اينطور نبود که فقط دخترها برگشت آنه به مدرسه رو خوش آمد بگند

19:08.414 --> 19:10.279
بعد از ظهر روز دوم

19:10.316 --> 19:17.347
آنه روي ميزش يه سيب بزرگ و خوشمزه پيدا کرد

19:17.390 --> 19:20.359
کي اينو فرستاده؟ خوشمزه بنظر مياد

19:24.997 --> 19:26.362
تو باغِ خانواده ي گيلبرت بلايت

19:26.399 --> 19:28.697
از اين درختهاي سيب هست

19:51.991 --> 19:53.288
آنه شرلي

19:55.461 --> 19:59.659
اين... اينو ميدمش به تو

19:59.732 --> 20:02.034
آه... چارلي اسلون

20:02.034 --> 20:04.468
لطفاً از اين مداد استفاده کن

20:06.172 --> 20:08.197
خوشحالم کردي

20:09.876 --> 20:12.436
قيمتش 2 سنته؟

20:12.478 --> 20:15.743
اين از بهترين جنسه

20:15.782 --> 20:18.808
ازت متشکرم چارلي... با دقت ازش استفاده ميکنم

20:20.319 --> 20:21.411
اين عاليه

20:27.760 --> 20:28.852
ببخشيد

20:28.895 --> 20:30.658
مهم نيست

20:35.034 --> 20:38.526
مداد چارلي اسلون

20:38.571 --> 20:43.873
خيلي بهتر از هديه ي گيلبرت بلايت بود

20:43.910 --> 20:48.404
آنه به اون لبخند ميزد چون اشتباه هاي خيلي وحشتناکي تو ديکته داشت

20:48.447 --> 20:55.216
و آقاي فيليپس بعد از مدرسه اونو نگه ميداشت تا دوباره بنويسه

20:56.923 --> 20:59.448
همون روز بعد از ظهر

21:19.545 --> 21:20.876
دايانا؟

21:26.485 --> 21:27.975
آنه زمان زيادي ميگذره

21:28.020 --> 21:33.356
مادرم گفته من نبايد باهات بازي کنم يا حتي تو مدرسه با هم حرف بزنيم

21:33.392 --> 21:36.850
اين تقصير من نيست... با من کج خلقي نکن

21:36.896 --> 21:40.332
چون من تو رو اندازه ي هميشه دوست دارم

21:40.366 --> 21:44.393
دلم بشدت برات تنگ شده ... تا بشينم برات رازهام رو بگم

21:45.605 --> 21:47.971
و من يه ذره هم از جرتي پاي خوشم نمياد

21:48.007 --> 21:51.875
من برات يه نشانه ي کتابِ جديد از کاغذ قرمز درست کردم

21:53.179 --> 21:55.170
اونا الان شديداً مد روز هستن

21:55.514 --> 21:59.712
و فقط 3 تا از دختراي مدرسه بلدن چطور بايد درستش کنن

21:59.752 --> 22:02.220
هروقت بهش نگاه کني... لطفاً منو به ياد بيار

22:02.255 --> 22:05.588
دوست حقيقيِ تو : دايانا باري

22:22.441 --> 22:24.705
عزيز دلم... دايانا

22:24.744 --> 22:31.479
البته که با تو بدرفتاري نميکنم... تو بايد از مادرت اطاعت کني

22:31.517 --> 22:34.884
روح هاي ما ميتونن با هم صحبت کنن

22:34.921 --> 22:39.051
من هديه تو رو تا ابد نگه ميدارم

22:39.091 --> 22:44.222
ميني اندروز دختر خوبيه... اگرچه خيال پرداز نيست

22:44.263 --> 22:47.960
اما از اونجا که من دايانا رو به عنوان دوست صميمي دارم

22:48.000 --> 22:51.197
نميتونم ميني رو دوست داشته باشم

22:51.237 --> 22:57.233
لطفاً  اگه تو نوشتن اشتباهي دارم ببخش... هنوز املام خيلي خوب نشده

22:57.276 --> 22:59.938
اگر چه پيشرفتِ زيادي کردم

22:59.979 --> 23:06.612
تا زماني که بميرم تو بخشي از وجودمي... آنه يا کوردليا شرلي

23:21.934 --> 23:27.964
ضميمه : من امشب موقع خواب بايد نامه ات رو بذارم زير بالشم

23:28.341 --> 23:30.400
آ يا ک.ش
( آنه يا کوردليا شرلي )

23:33.407 --> 23:33.821
در قسمت بعدي ميبينيم : آنه ميني مي رو نجات ميده

23:33.821 --> 23:35.118
در يک شب برفي