﻿WEBVTT

00:03.704 --> 00:04.104
آن شرلي با موهاي قرمز : قسمت بيست و سوم

00:04.128 --> 00:14.128
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:23.791 --> 00:24.625
آنه بصرفِ چاي دعوت ميشه

00:25.559 --> 00:26.827
مرسي عمو جون

00:35.803 --> 00:37.972
عصربخير.... نامه اي نداريم؟

00:39.340 --> 00:42.143
اگه منظورت از طرف جمعيتِ حمايت از کشاورزانه اومده... همينجاست

00:42.176 --> 00:43.444
ممنونم

00:58.392 --> 01:00.695
براي منه؟

01:02.597 --> 01:04.665
چه اتفاقي افتاده؟

01:07.902 --> 01:10.605
دعوت به چاي؟

01:16.377 --> 01:17.712
مرسي عمو جون

01:33.528 --> 01:35.463
آنه انقدر خوشحال بود که تو جاده ميرقصيد

01:35.496 --> 01:37.832
و به سرعتِ باد ميرفت

01:37.866 --> 01:41.469
بعد از ظهر يکي از روزهاي آگوست بود

01:46.241 --> 01:47.342
ماريلا

01:48.276 --> 01:50.945
ماريلا... خبر بزرگ

01:50.979 --> 01:53.281
چرا چشمات دارن از صورتت ميزنن بيرون؟

01:53.314 --> 01:55.850
روح يکي ديگه از اقوامت رو پيدا کردي؟

01:55.917 --> 01:58.753
نه ماريلا... اما.... آه... خودت چه فکري ميکني؟

01:58.787 --> 01:59.788
نميدونم

01:59.854 --> 02:02.357
من فردا بعد از ظهر بصرفِ چاي خونه ي کشيش دعوت شدم

02:02.424 --> 02:06.194
خانمِ آلن يه نامه تو اداره ي پست برام گذاشته بود

02:06.227 --> 02:07.963
بيا خودت ببين ماريلا

02:09.631 --> 02:12.601
خانم آنه شرلي از گرين گيبلز

02:12.667 --> 02:17.139
اين اولين باريه که کسي منو به اسم خانم آنه شرلي صدا ميزنه... خيلي هيجان انگيزه

02:17.205 --> 02:22.644
من بايد اينو مثل يه گنجِ با ارزش تا آخرِ عمرم حفظ کنم

02:22.677 --> 02:28.884
خانمِ آلن بهم گفت که قصد داره تمام بچه هاي کلاس يکشنبه رو بصرفِ چاي

02:28.884 --> 02:32.554
دعوت کنه و فردا هم نوبتِ توئه آنه

02:32.921 --> 02:34.356
اما ماريلا.......

02:39.861 --> 02:43.398
خانمِ آلن اولين نفريه که منو  "خانم" صدا زده

02:43.465 --> 02:44.933
بنابراين براي من

02:45.000 --> 02:47.769
نيازي نيست بيش از حد هيجان زده بشي

02:47.769 --> 02:52.574
ياد بگير بتوني آرامشتو حفظ کني بچه جون

02:52.875 --> 02:54.710
آروم باشم؟

02:54.743 --> 02:57.713
ماريلا چطور ميتونم آروم باشم؟

02:57.780 --> 03:01.817
خانم آلن منو بصرف چاي دعوت کرده

03:06.655 --> 03:07.990
کجا داري ميري؟

03:08.023 --> 03:09.725
هنوز ناهار رو آماده نکردي

03:09.758 --> 03:11.460
ميخوام اين نامه رو به ماتيو هم نشون بدم

03:13.696 --> 03:14.863
واقعـــــــــاً که.......

03:27.109 --> 03:29.645
ماتيو بيرون باد شديديه

03:29.712 --> 03:35.217
درسته... اگه همينطور ادامه پيدا کنه فردا بارون ميباره

03:35.284 --> 03:36.452
بارون؟؟؟

03:36.485 --> 03:37.820
ماتيو... اين حقيقت داره؟

03:37.853 --> 03:43.392
بله... اگه همچين باد تندي بوزه بعدش بارون مياد

03:43.492 --> 03:48.464
چطور ميتونه اينطور باشه؟.... چطور ميتونه روزي که من دعوت شدم بارون بباره؟

03:48.531 --> 03:51.434
ماتيو , توي پيش بيني آب و هوا تابحال اشتباه نکردي؟

03:51.500 --> 03:55.771
بيشترِ وقتها اونا خيلي دقيق اتفاق ميفتن

03:57.106 --> 03:59.008
حالا بايد چيکار کنم؟

04:01.177 --> 04:02.912
مشکل چيه آنه؟

04:02.945 --> 04:04.213
آنــــــه!

04:05.148 --> 04:06.916
چي شد... مشکلش چي بود؟

04:06.949 --> 04:11.621
خب... زياد مطمئن نيستم

04:11.654 --> 04:16.025
فقط بهش گفتم که فردا هوا بارونيه

04:17.193 --> 04:22.131
اون واقعاً نياز داره که ياد بگيره آرامششو حفظ کنه

04:24.167 --> 04:30.173
اون شب آنه در سکوت و بيچارگي به رختخواب رفت

04:33.243 --> 04:34.677
بارون ميباره؟

04:45.088 --> 04:48.425
همه چيز تموم شد

04:48.458 --> 04:54.164
اگه بارون تا صبح ادامه داشته باشه نميتونم برم

04:59.269 --> 05:03.974
خش خش برگهاي درخت صنوبر هم بگوش ميرسيد... انگار اونا هم نگرانِ آنه بودن

05:04.007 --> 05:07.177
اين صداها مثل اين بود که قطره هاي بارون حرف ميزدند

05:07.210 --> 05:12.849
و از دوردستها صداي خروسيدنِ خليج ميومد... و اين آرامشِ قبل از طوفان بود

05:20.590 --> 05:24.595
صبح علي رغم پيشگوييِ ماتيو

05:24.661 --> 05:29.032
هوا عالي بود و روح آنه از خوشحالي ميخواست پرواز کنه

05:40.677 --> 05:42.613
چه صبحِ با شکوهي

05:54.959 --> 05:56.961
ماتيو... ماتيو

05:58.362 --> 06:01.765
ماتيو هواي امروز رو ديدي؟

06:01.799 --> 06:05.236
درسته... هوا  کاملاً تغيير کرد... خيلي خوب شد

06:05.269 --> 06:07.571
منم ديدم ماتيو

06:07.638 --> 06:13.377
خورشيد پيدا نيست... اشعه هاش از پشت ابرا معلومن

06:13.410 --> 06:18.582
انگار که.... خورشيد داره ميخنده

06:18.649 --> 06:21.652
چون ديروز واقعاً منو به بازي گرفت

06:21.719 --> 06:25.923
اما ماتيو... خورشيد خجالتيه

06:25.956 --> 06:28.426
بنابراين نميخواد عذرخواهي کنه

06:28.459 --> 06:31.395
فقط زير چشمي بهم نگاه ميکنه و از خجالت سرخ ميشه

06:31.429 --> 06:33.397
درسته... آنه

06:33.431 --> 06:36.601
خوشحالم که اين پيشگوييم اشتباه بوده

06:36.667 --> 06:39.670
ماتيو اين نشون ميده که هيچ چيزي تو اين دنيا قطعي نيست

06:43.908 --> 06:45.376
اما اين خيـــــــــــلي عاليه

06:45.443 --> 06:48.980
درسته... هيچ چيز قطعي نيست

07:02.493 --> 07:07.332
اُه ماريلا... امروز يه حسي تو من هست که باعث ميشه همه رو دوست داشته باشم

07:07.365 --> 07:11.736
نميدوني چه اخساس خوبي دارم

07:11.769 --> 07:13.938
عالي نميشد اگه اين آخريش نبود؟

07:14.005 --> 07:18.276
معتقدم که ميتونم يه بچه ي نمونه بشم اگه هر روز بصرفِ چاي دعوت بشم

07:18.309 --> 07:21.579
فکرشو هم نميکنم که تو نمونه بشي... فقط لطفاً ظرفا رو نشکن

07:22.747 --> 07:23.681
اما اُه ماريــــــــلا

07:23.715 --> 07:26.684
اين موقعيت خيلي رسمي و مهمه

07:26.718 --> 07:28.553
احساس دلواپسي ميکنم

07:28.586 --> 07:31.956
چي ميشه اگه من چنانچه بايد و شايد رفتار نکنم؟

07:31.990 --> 07:35.093
ميدوني که من تا قبل از اين خونه ي هيچ کشيشي بصرفِ چاي دعوت نشدم

07:35.160 --> 07:38.229
و مطمئن نيستم که آدابش رو بدونم

07:38.229 --> 07:39.331
به گمونم بايد زمانيکه به اينجا اومدم

07:39.531 --> 07:43.101
آداب معاشرت زندگي خانوادگي رو ياد ميگرفتم

07:44.302 --> 07:46.304
ميترسم که قدري احمق بنظر برسم يا کاري رو که بايد انجام بدم رو فراموش کنم

07:50.175 --> 07:51.977
آبِ جوش رو اينجا گذاشتم

07:53.178 --> 07:54.412
متشکرم

08:02.154 --> 08:04.523
ميخوام بچه ي خوبي باشم و درست رفتار کنم و توي کارها

08:04.556 --> 08:08.961
بهت کمک کنم... هر کاري بگي برات انجام ميدم

08:08.994 --> 08:11.797
به زحمت ميفتي آنه

08:11.830 --> 08:14.933
اگه تو خيلي زياد درباره ي خورت فکر کني

08:16.869 --> 08:19.972
چطور ميتوني بهترين باشي و رفتار درستي داشته باشي؟

08:20.038 --> 08:21.640
چطور ميخواي باعثِ خوشحاليِ کسي بشي؟

08:21.707 --> 08:25.611
تو بايد اين فکر و خيالاتت رو تموم کني

08:27.012 --> 08:29.181
واقعاً همينطوره

08:31.850 --> 08:35.054
حق با توئه

08:35.120 --> 08:38.757
ماريلا من سعي ميکنم ديگه راجع به خودم فکر نکنم

09:09.055 --> 09:12.358
اينجا چند تا جواهرِ جديد رشد کرده

09:50.563 --> 09:54.033
اين يکي چقدر درشته مثل يه توت فرنگيِ قرمز ميمونه

10:16.156 --> 10:17.924
اما اينطوري چيدنشون آسونتر شد

10:34.908 --> 10:41.047
من فهميدم که ادي ول چه کار سختي داره و احساسشو درک کردم

10:41.114 --> 10:43.683
و بعد من سقوط کردم تو درياچه

10:43.750 --> 10:48.188
فکر ميکنم بايد لباسهاي خيست رو دربياري

10:48.255 --> 10:50.891
نگاه کن... داره ازش آب ميچکه.....

10:52.793 --> 10:54.161
ميدونم ماريلا

10:54.194 --> 10:57.230
ولي فکر ميکنم خانمِ آلن خيلي خوشحال ميشه

10:57.297 --> 10:59.933
چون اونا همه شون درشتن.... نگاه کن

11:00.000 --> 11:01.668
آنـــــــــه

11:01.735 --> 11:02.870
چشم

11:12.613 --> 11:14.214
بعد از ظهر

11:14.281 --> 11:19.386
آنه سبد تمشک ها رو برداشت و به سمت خونه ي کشيش حرکت کرد

11:43.978 --> 11:47.581
انگار قلبم داره از سينه ام ميزنه بيرون

11:47.648 --> 11:49.583
طپشِ قلبِ آنه شرلي

11:49.617 --> 11:53.187
مهم نيست اونا چه آدماي خوبي هستند

11:53.254 --> 11:56.724
مهم نيست چاي چقدر خوشمزه و گواراست

11:56.791 --> 12:00.061
لطفاً ديگه اينجوري ضربه نزن

12:08.302 --> 12:09.537
اون آنه شرليه... خوش اومدي

12:09.604 --> 12:11.539
لطفاً بيا تو

12:15.109 --> 12:17.011
آنه... مشکلي پيش اومده؟

12:23.951 --> 12:25.987
عصر بخير خانمِ آلن

12:26.054 --> 12:29.257
از اينکه امروز منو دعوت کرديد متشکرم

12:29.323 --> 12:30.792
الان زمانِ خوبيه

12:30.858 --> 12:33.628
گمان ميکردم که زودتر مياي

12:33.695 --> 12:37.498
من دير حرکت کردم چون بايد خودم رو آروم ميکردم

12:37.565 --> 12:39.167
پس...

12:39.233 --> 12:41.436
حالا چرا اينجا ايستادي؟

12:41.502 --> 12:45.473
خانمِ آنه شرلي... لطفاً آروم باشيد و بفرماييد داخل

12:45.540 --> 12:47.475
خانمِ آنه شرلي؟

13:05.126 --> 13:07.562
يه دختر کوچولوي ديگه هم اونروز بصرفِ چاي خونه ي کشيش دعوت شده بود

13:07.595 --> 13:10.098
از مدرسه ي يکشنبه هاي وايت سندز

13:10.165 --> 13:14.336
اسمش لورِتته بردلي بود

13:17.806 --> 13:20.308
اينا رو به آسوني چيدم

13:20.375 --> 13:22.244
تمشــــــــــک

13:24.412 --> 13:27.516
چقدر زياد و درشتن

13:27.582 --> 13:28.984
ازت ممنونم آنه شرلي

13:28.984 --> 13:30.685
براي چيدنشون خيلي زحمت کشيدي؟

13:31.086 --> 13:37.492
نه واقعاً... ولي بخاطرِ چيدنشون تو درياچه سقوط کردم

13:37.526 --> 13:39.127
توي درياچه سقوط کردي؟

13:39.194 --> 13:43.832
بله....من خيلي بي دقتم و واسه همين کارم هم ماريلا خيلي سرزنشم کرد

13:45.000 --> 13:49.571
منم وقتي همسنِ تو بودم مادرم خيلي صرزنشم ميکرد

13:49.638 --> 13:51.373
جدي ميگين خانمِ آلن؟

13:52.474 --> 13:54.142
آره... اذيت که نشدي

13:54.576 --> 13:57.246
نه... همونطور که ميبينيد يه خراش هم برنداشتم

13:57.312 --> 14:01.250
پس لطفاً هر دوتاتون بشينيد تا من براتون چاي بريزم

14:03.786 --> 14:07.890
با ديدنِ لبخندِ گرم خانم آلن اضطرابِ آنه از بين رفت

14:07.890 --> 14:10.492
قلبش ديگه بشدت نميزد

14:10.793 --> 14:14.897
و حالتِ طبيعي به خودش گرفته بود

14:14.964 --> 14:16.999
درحاليکه اون تابحال خونه ي کشيش نرفته بود

14:18.434 --> 14:21.570
هديه ي آنه هم روي ميز گذاشته شد

14:21.637 --> 14:24.607
و موضوعي که در باره اش نگران بود آداب معاشرت بود

14:24.640 --> 14:26.775
اينکه نتوني رفتارِ خوبي داشته باشه......

15:29.405 --> 15:32.208
خوش اومدي آنه

15:32.275 --> 15:35.712
آقاي کشيش از اينکه منو دعوت کردين ممنونم

15:35.778 --> 15:37.981
صدات آدمو متاثر ميکنه

15:38.047 --> 15:40.617
صداي آنه بد نيست

15:40.683 --> 15:43.586
چرا بهش اجازه نميدي تا عضوِ گروهِ سرود مدرسه ي يکشنبه ها بشه

15:44.788 --> 15:48.792
دوستت دايانا باري هم دوست داره به گروهِ سرود ملحق بشه... اينطور نيست؟

15:48.858 --> 15:51.895
بله... صداي دايانا مثلِ فرشته هاست

15:51.961 --> 15:55.799
خانمِ آلن من زمان زيادي منتظرِ اين لحظه بودم

15:55.865 --> 15:58.568
اما احساس ميکنم که براي اينکه عضو گروه سرود بشم شايسته نيستم

15:59.569 --> 16:02.672
تو ميتوني پيشرفت کني... شما اينطور فکر نميکني؟

16:02.739 --> 16:05.208
درسته... صدات خيلي باشکوهه

16:05.275 --> 16:07.777
ممنونم لورتته

16:10.247 --> 16:14.184
لورتته وقتشه که بري خونه

16:14.251 --> 16:16.319
لورتته بيشتر موند چون من ميخواستم برسونمش

16:16.386 --> 16:18.989
خب... تو آبميوه دوست داري؟

16:33.503 --> 16:36.106
بفرماييد تو... اينجا تشريفاتِ چنداني نداره

16:36.139 --> 16:37.975
خواهش ميکنم

17:24.922 --> 17:27.625
بنظر مياد از اون نقاشي خوشت اومدم

17:29.393 --> 17:31.162
متاسفم... من....

17:31.195 --> 17:34.765
مهم تيست... خوب بهش نگاه کن

17:34.799 --> 17:39.470
توي اين نقاشي عيسي مسيح داره براي بچه ها دعا ميکنه

17:41.172 --> 17:47.044
زمانيکه به اين نقاشي نگاه ميکنم

17:47.411 --> 17:49.380
زماني رو بياد ميارم که تنها بودم

17:49.413 --> 17:52.116
اين دختري که لباس آبي پوشيده و اين کنار ايستاده منم

17:52.150 --> 17:55.153
نه... من بودم

18:00.491 --> 18:02.060
آنه شرلي

18:02.093 --> 18:08.199
بعد از ديدن اين نقاشي احساس ميکنم اون دختر يتيم و بي پدر مادره

18:08.232 --> 18:12.236
چون به تنهايي يه گوشه ايستاده

18:13.304 --> 18:19.611
اما اونهم ميخواد مسيح براش دعا کنه... پس نزديکتر مياد و کنار بقيه ي مردم ميمونه

18:19.978 --> 18:24.315
احساس ميکنه که هيچ کس نميخواد اونو ببينه

18:27.786 --> 18:31.790
احساسشو درک ميکنم... اين حس رو زماني داشتم که

18:31.823 --> 18:38.229
از ماريلا و ماتيو کاتبرت خواستم تا منو توي گرين گيبلز نگهدارن

18:38.263 --> 18:43.768
هرچند اين بچه قلبش تند تند ميزنه ولي دست و پاهاش سرده

18:44.869 --> 18:49.674
اون احساس ميکنه که عيسي مسيح هم ناديده ميگيردش

18:49.708 --> 18:53.478
اما خانمِ آلن حضرتِ مسيح به اون توجه ميکنه... اينطور نيست؟

18:53.512 --> 18:56.281
درسته.... همينطوره

18:57.582 --> 19:00.452
ميتونم تصورش کنم

19:01.653 --> 19:07.693
اون دختر ميره نزديکتر... کنار عيسي مسيح

19:07.726 --> 19:12.597
و حضرت مسيح بهش نگاه ميکنه و دستش رو روي سر دخترک ميکشه

19:12.631 --> 19:16.802
و شادي اي که توي چهره ي دخترک مياد وصف نشدنيه

19:19.404 --> 19:21.540
اما کسي که اين نقاشي رو کشيده

19:21.940 --> 19:25.777
نيازي نداشت حضرتِ مسيح رو اينقدر ناراحت و غمگين بکشه

19:25.811 --> 19:31.316
نميتونم باور کنم حضرت مسيح بتونه همچين حالتي به خودش بگيره

19:31.350 --> 19:35.120
و يا اون بچه ها که قيافه شون طوريه که انگار ازش ترسيدن و جرات ندارن نزديکش برن

19:39.525 --> 19:40.793
آنه شرلي

19:40.826 --> 19:46.999
اگه دوست داشته باشي ميشه لطفاً از گذشته ات برام بگي؟

19:47.032 --> 19:48.767
خانمِ آلن

19:49.768 --> 19:59.768
.:: @bollbolljan_com ::.

20:09.855 --> 20:11.057
ماريـــــــــــــلا...

20:12.158 --> 20:13.559
آه ماريلا

20:13.592 --> 20:16.662
من الان بيشتر از هميشه

20:16.696 --> 20:20.099
احساس ميکنم که زندگيم بيهموده نبوده

20:21.567 --> 20:25.204
هميشه بايد همچين احساسي داشته باشه حتي اگه

20:25.237 --> 20:27.139
هيچوقتِ ديگه به صرفِ چاي منزلِ کشيش دعوت نشم

20:28.941 --> 20:34.814
من واقعاً فکر ميکنم دوست دارم که وقتي بزرگ شم همسرِ کشيش بشم

20:35.748 --> 20:39.418
يه کشيش نبايد به موي قرمزِ من فکر کنه

20:39.485 --> 20:43.456
چون کشيشها به امور دنيوي فکر نميکنن

20:43.456 --> 20:48.528
اما خب البته که کشيشها ميتونن بطورِ طبيعي خوب باشن

20:48.895 --> 20:51.597
و من هيچوقت نميتونم اونطوري باشم

20:51.631 --> 20:54.367
عوضش تو خيلي کله شق و پر دردسري

20:56.202 --> 20:58.972
بعد از اينکه لورتته رفت , من و خانمِ آلن صميمانه با هم صحبت کرديم

20:59.005 --> 21:03.409
من همه چيز رو بهش گفتم

21:08.381 --> 21:12.786
درباره ي خانمِ توماس و دوقلوهاش و کاتي موريس و ....

21:12.819 --> 21:16.689
ويولتا و اومدنم به گرين گيبلز

21:16.723 --> 21:20.226
فکر ميکنم که خانمِ آلن از شنيدنِ حرفات خسته شد

21:20.260 --> 21:22.328
نميتوني باور کني ماريلا؟

21:22.362 --> 21:26.900
خانمِ آلن بهم گفت که اونهم مثل من توي هندسه کودن بود

21:26.933 --> 21:29.970
نميدوني چقــــــــــدر تشويقم کرد

21:30.003 --> 21:30.804
ماريـــــــلا!!!!

21:30.837 --> 21:31.671
ماريــــــــــــــلا!!!!!

21:31.705 --> 21:33.306
اينجايي؟

21:33.340 --> 21:35.208
خبر بزرگ

21:35.242 --> 21:37.277
چي شده خانمِ ليند؟

21:37.310 --> 21:39.012
لازم نيست بترسي ماريلا

21:39.045 --> 21:45.252
هيئت امنا يه معلمِ جديد استخدام کردن... اون يه زنه

21:45.285 --> 21:48.789
اُه.... اين فوق العاده ست.... غريزه ي من قبلاً بهم اينو گفته بود

21:48.822 --> 21:51.425
از ماه سپتامبر معلمِ زن مياد

21:51.425 --> 21:53.694
اون معلم چطوريه؟ جوونه؟

21:54.061 --> 21:56.296
مهم نيست چند سال داره

21:56.329 --> 22:01.368
مدرسه ي اونلي هرگز معلمِ زن داشته

22:01.401 --> 22:04.938
ميترسم از اينکه اين تغيير , خطرناک باشه

22:04.972 --> 22:09.476
من فکر ميکنم که خيلي خوب ميشه اگه يه معلمِ زن داشته باشيم

22:09.509 --> 22:11.812
خاله ميدوني اسمش چيه؟

22:11.845 --> 22:16.650
فکر ميکنم اسمش موريل استيسي باشه

22:16.683 --> 22:19.553
موريل استيسي

22:19.586 --> 22:22.222
چه اسمِ رمانتيکي

22:23.457 --> 22:27.127
اون بايد معلمِ نجيب و زيبايي باشه... مثلِ خانمِ آلن

22:27.161 --> 22:29.797
اميدوارم اين معلم خيلي زود بياد

22:29.830 --> 22:32.599
اميدوارم ماهِ سپتامبر زود از راه برسه

22:33.734 --> 22:36.136
خاله جون بخاطرِ خبر خوبي که دادين ممنون

22:38.172 --> 22:40.241
سطل شيرت رو فراموش کردي

22:44.812 --> 22:47.748
آنه احساس ميکرد خيلي خوشحاله

22:52.787 --> 22:58.192
بعد از اينکه جوزي پاي به آنه ميگه جرات نداره روي سقف راه بره اون تصميم ميگيره اينکارو بکنه

22:58.225 --> 23:02.830
قسمت بعدي : کارِ پر افتخار