﻿WEBVTT

01:15.810 --> 01:25.810
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:25.840 --> 01:29.130
«رفتن به کوئینز»

01:40.350 --> 01:41.440
تموم شد

01:41.480 --> 01:43.150
ممنون ماریلا

01:43.190 --> 01:45.310
من از امروز دوختنشو شروع میکنم

01:45.360 --> 01:49.290
مطمئنا لباس قشنگی میشه

01:49.330 --> 01:52.260
بهتره خیلی انتظاراتتو بالا نبری

01:53.460 --> 01:56.190
من یکم میرم پیش دایانا

01:56.230 --> 02:00.530
زیاد نمون، هنوز کاراتو تموم نکردی

02:00.570 --> 02:03.440
فهمیدم، دارم میرم

02:08.080 --> 02:11.270
تا چند روز دیگه آنه باید به کالج کوئینز بره

02:11.310 --> 02:15.250
در گرین گیبلز تنشی به وجود اومده

02:18.690 --> 02:20.950
به نظرت آنه برای کالج رفتن آماده س؟

02:20.990 --> 02:23.220
متیو دائما نگران بود

02:23.260 --> 02:24.850
خب، اگه نتونی اونو این اطراف ببینی

02:24.890 --> 02:27.920
احتمالا دوباره برای خرید به کارمودی رفته

02:27.960 --> 02:30.190
اون حتی در این مورد با منم مشورت نمیکنه

02:30.230 --> 02:33.130
متیو همیشه همینطوره

02:33.170 --> 02:37.800
این دفعه نمیخوام جلوشو بگیرم

02:37.840 --> 02:41.670
در واقع، تو فقط نگران اونی

02:41.710 --> 02:47.010
اوه راستی، من شنیدم روبی و جین و جوزی همشون لباس شب هم گرفته ن

02:47.050 --> 02:48.350
لباس شب؟

02:48.380 --> 02:49.680
آره

02:49.720 --> 02:53.380
جوزی همیشه بیشتر از کتابا به لباسا جذب میشد

02:53.420 --> 02:59.380
نگاه چقدر همتون نگرانین.
متیو همه چیزو مرتب میکنه

02:59.430 --> 03:01.090
چطور ممکنه؟

03:01.130 --> 03:05.190
من قصد کوچیک کردن آنه رو ندارم

03:14.840 --> 03:17.280
آنه، این کتابو یادته؟

03:20.850 --> 03:22.510
این، آلیس در سرزمین عجایبه

03:22.550 --> 03:23.750
اره، خودشه

03:23.790 --> 03:27.190
اوه نه، من دیرم شده

03:27.220 --> 03:32.820
خرگوش داخل گودال پرید و همینطور به پایین و پایین و پایین رفتن ادامه داد

03:35.060 --> 03:36.400
از این به بعد این مال توئه

03:37.770 --> 03:41.600
ما چهار سال پیش دیوونه ی این کتاب بودیم

03:41.640 --> 03:46.100
من امیدوارم تو این کتابو با خودت به شارلوت ببری تا به یاد من باشی

03:46.140 --> 03:49.410
وقتی تو بری من به طرز وحشتناکی تنها میشم

03:49.450 --> 03:50.910
دایانا

03:52.480 --> 03:57.720
بزرگ شدن آنه آسون نبوده و حالا داره از پیشت میره

03:57.750 --> 04:00.090
تو باید خیلی عصبی باشی

04:00.120 --> 04:01.490
خب، در واقع کار دیگه ای نمیشه کرد

04:01.520 --> 04:06.220
وقتی اون اولین بار اومد ما تصمیم گرفتیم که بهترین کاری که میتونیمو براش انجام بدیم

04:06.260 --> 04:10.720
این مثل این میمونه که تو تنها دخترتو بفرستی بره

04:10.770 --> 04:13.960
اون دیگه نمیتونه بیشتر از این کنارت بمونه

04:14.000 --> 04:18.630
حالا دیگه آنه یه دختر بزگ پونزده ساله س

04:18.680 --> 04:20.770
ممکنه

04:20.810 --> 04:26.010
اما من هنوزم خیلی نگرانشم، اون یه بچه حساسه

04:26.050 --> 04:29.850
من فقط احتمالاتو دارم میگم، ممکنه اون وقتی به اونجا رسید

04:29.890 --> 04:34.410
دیگه نخواد به شهر کوچیک و روستایی اونلیا برگرده

04:37.160 --> 04:38.890
بازم چای میخوای؟

04:38.930 --> 04:40.760
بله، لطفا
ممنونم

04:41.800 --> 04:48.290
اگه اون اینطوری فکر کنه، ما نمیتونیم منصرفش کنیم

04:48.340 --> 04:53.140
ما با خوشحالی اون خوشحالیم

05:05.420 --> 05:06.680
متیو، تو برگشتی

05:06.720 --> 05:10.630
خانوم اسپنسر یه تلگراف فرستاده

05:10.660 --> 05:11.890
تلگراف؟

05:11.930 --> 05:14.950
بله، اون گفته که میخواد فردا ما رو ببینه

05:15.000 --> 05:18.300
آنه، اینو بده به متیو

05:18.330 --> 05:19.320
باشه

05:21.700 --> 05:22.830
بفرما

05:22.870 --> 05:25.240
مطمئن نیستم چه خبری برامون داره

05:25.270 --> 05:29.610
در روز بعد، خانوم اسپنسر به گرین گیبلز رفت

05:30.480 --> 05:34.810
همه برای خوردن چای با نگرانی وارد خونه شدن

05:34.850 --> 05:38.790
متیو نمیدونست این دیدار خانوم اسپنسر به چه منظوره

05:38.820 --> 05:42.090
اون واقعا احساس خوبی نداشت

05:42.130 --> 05:46.530
آنه شرلی بابت قبولیت در کالج کوئینز بهت تبریک میگم

05:46.560 --> 05:49.500
ممنونم خانوم اسپنسر

05:49.530 --> 05:52.160
وقتی اولین بار تو و لیلی جونز رو اوردم اینجا

05:52.200 --> 05:53.860
تو فقط یه دختر کوچولو بودی

05:53.900 --> 05:58.240
نگاه چطور خانوم شدی، تو خیلی تغییر کردی

05:58.270 --> 06:03.740
لیلی هم خیلی بزرگ شده، اون بهت سلام رسوند

06:03.780 --> 06:06.750
منم امیدوارم بتونم لیلی رو ببینم

06:06.780 --> 06:09.080
هر وقت فرصت داشتی حتما بیا و بهمون سر بزن

06:09.120 --> 06:13.490
اوه راستی، ملاقات امروز من یه دلیلی داره

06:13.520 --> 06:14.490
قضیه چیه؟

06:14.520 --> 06:19.190
من یه زوج امریکایی رو دیدم که

06:19.230 --> 06:26.130
مایلن سرپرستی آنه رو به عهده بگیرن

06:29.840 --> 06:32.360
این خیلی ناگهانیه، ما....ِ

06:32.410 --> 06:34.100
ماریلا کاتبرت

06:34.140 --> 06:38.770
میدونم خیلی ناگهانیه، اما لطفا اول بزار حرفم تموم شه

06:40.320 --> 06:42.080
ممنونم ماریلا

06:42.120 --> 06:46.380
آنه،تو در هتل شن های سفید دکلمه خوندی درسته؟

06:46.420 --> 06:48.390
بله، مشکلی پیش اومده؟

06:48.420 --> 06:53.560
خانومی که میخواد سرپرستیتو بگیره دکلمتو گوش داده

06:55.300 --> 06:59.170
اجرای تو عمیقا اونا رو تحت تاثیر قرار داده

06:59.200 --> 07:04.700
اونها چند روز پیش، بعد از اینکه نتونسته بودن آدرستو پیدا کنن پیش من اومدن

07:04.740 --> 07:10.540
اونها گفتن که به شدت آنه رو میخوان

07:13.450 --> 07:15.250
همینطور اونا لایق همدردین

07:15.280 --> 07:20.520
اونا نمیتونن بچه دار شن اما

07:20.560 --> 07:25.150
قول دادن تو رو مثل بچه ی خودشون بدونن

07:25.190 --> 07:30.100
در صورتی که موافق باشی، حتی ارثیه اونا هم بهت میرسه

07:30.130 --> 07:34.000
واو، درست مثل داستان سیندرلا

07:37.070 --> 07:42.100
میدونستم اینو میگی، این برای تو هم خیلی بهتره

07:42.140 --> 07:46.770
من میخوام بیشتر در موردش بگم تا بهتر تصمیم بگیری

07:50.650 --> 07:53.320
میتونی منو به اتاقت ببری؟

07:53.360 --> 07:55.420
یه مقدار بهم ریخته س

07:55.460 --> 07:57.820
مهم نیست

07:57.860 --> 08:02.520
ممکنه چند لحظه آنه رو قرض بگیرم ازتون؟ از این طرفه؟

08:04.000 --> 08:06.060
برمیگردم

08:07.840 --> 08:08.930
آنه

08:12.740 --> 08:16.440
خانوم اسپنسر به چی داره فکر میکنه؟

08:22.050 --> 08:25.820
به هرحال، اونا صاحب چندتا بانک توی امریکان

08:25.860 --> 08:28.820
همینطور اونا مسافرن

08:28.860 --> 08:33.560
خونشون درست وسط یه باغ ساخته شده، به زیباترین شکلی که ممکنه

08:33.600 --> 08:39.260
اونا هر آخر هفته پارتی برگزار میکنن

08:39.300 --> 08:40.860
پارتی؟

09:00.720 --> 09:02.050
آنه؟

09:03.360 --> 09:04.760
مشکل چیه؟

09:04.790 --> 09:08.060
هیچی، هیچی

09:08.100 --> 09:12.190
اونا دارن در مورد چی حرف میزنن؟

09:22.280 --> 09:26.340
واو، این واقعا شبیه داستان سیندرلائه

09:26.380 --> 09:32.340
متیو، اگه آنه درخواست خانوم اسپنسرو قبول کنه باید چیکار کنیم؟

09:32.390 --> 09:37.160
نه، اون اینکارو با ما نمیکنه

09:37.190 --> 09:43.600
منم فکر نمیکنم اون قبول کنه، اما چشماش واقعا دارن برق میزنن

09:43.630 --> 09:47.760
طوری که انگار همین الان میخواد با خانوم اسپنسر بره

09:47.800 --> 09:49.860
درسته

09:51.870 --> 09:55.610
من میرم یه نگاهی بندازم

10:01.380 --> 10:03.440
متیو، صبرکن منم میام

10:07.690 --> 10:09.520
اونا واقعا رفتار دوستانه ای دارن

10:09.560 --> 10:14.500
همینطور میخوان تو رو به مدارس خیلی خوبی بفرستن

10:14.530 --> 10:20.130
و همینطور هرچقدر لباس و زیورالات که بخوای برات میخرن

10:20.170 --> 10:22.570
این عالی نیست؟

10:22.610 --> 10:24.940
بله، این بنظر عالیه

10:24.970 --> 10:28.430
من میدونم که تو نگران متیو و ماریلایی

10:28.480 --> 10:32.000
من خودم باهاشون حرف میزنم

10:33.320 --> 10:35.680
منظورتون چیه؟

10:35.720 --> 10:41.950
گرچه ما نمیخوایم بلافاصله بریم، ولی به محض اینکه تو قبول کنی

10:41.990 --> 10:45.520
ماریلا و متیو درک میکنن

10:45.560 --> 10:46.930
اما من....ِ

10:50.600 --> 10:52.120
من متاسفم

10:52.170 --> 10:54.830
خیلی ذهنم درگیر شده بود

10:54.870 --> 10:57.430
معنی این چیه؟

10:57.470 --> 11:05.310
من هیچوقت تصور نمیکردم که کسی منو به عنوان فرزندش بخواد

11:05.350 --> 11:09.480
بنابراین من فقط مثل یه داستان بهش گوش دادم

11:09.520 --> 11:12.390
آنه، مشکلت چیه؟

11:12.420 --> 11:15.520
تو باید از همون اول بهم میگفتی که علاقه ای به این قضیه نداری

11:15.560 --> 11:17.490
اینطور که به نظر میاد تو منو احمق فرض کردی

11:17.530 --> 11:21.930
متاسفم، فقط شما داشتی هرچه بیشتر اونو شبیه یه رویا تعریف میکردی

11:21.960 --> 11:25.130
من فقط احساس کردم درست مثل داستان سیندرلاس، به خاطر همین....ِ

11:30.270 --> 11:33.500
متیو زیاد هیجان زده نشو، به فکر قلبت باش

11:38.710 --> 11:40.480
به چی میخندین؟

11:40.520 --> 11:42.920
آنه، تو...ِ

11:49.430 --> 11:53.290
خنده ی متیو و ماریلا برای یه مدت ادامه داشت

11:54.460 --> 11:58.260
وقتی آروم تر شدن، ماریلا بابت این بی ادبی از خانوم اسپنسر عذرخواهی کرد

11:58.300 --> 12:03.670
اما خانوم اسپنسر با دلخوری اونجا رو ترک کرد

12:04.640 --> 12:10.770
متیو با نگاهش اونو تا بیرون دنبال کرد

12:10.810 --> 12:12.940
آنه، تو نباید اینطور رفتار میکردی

12:12.980 --> 12:17.080
نباید همچین چیزیو مثل داستان فرض کنی

12:17.120 --> 12:18.710
من فقط....ِ

12:18.750 --> 12:20.720
هیچ بهانه ای پذیرفته نیست

12:20.760 --> 12:26.390
فقط برو خودتو آماده کن که بری شارلوت

12:26.430 --> 12:28.590
باشه ماریلا

12:28.630 --> 12:30.570
اما این واقعا خیلی جالب بود

12:30.600 --> 12:33.120
شوخی بسه

12:36.410 --> 12:39.240
آنه، اینو جدی نگیر

12:39.280 --> 12:42.540
ماریلا خیالش راحت شد

13:04.700 --> 13:05.930
دیگه اینو لازم ندارم

13:08.140 --> 13:10.570
باید اینو با خودم ببرم

13:10.610 --> 13:11.940
درسته

13:15.080 --> 13:17.440
آلیس در سرزمین عجایب

13:17.480 --> 13:20.000
من هیچوقت خودمو نمیبخشم اگه دایانا رو فراموش کنم

13:23.620 --> 13:27.820
من شنیدم روبی، جین و جوزی همین الانشم لباس شب خریدن

13:33.100 --> 13:36.430
متیو من فردا میرم کارمودی

13:38.670 --> 13:42.760
میخوام یه لباس برای آنه بگیرم

13:42.810 --> 13:46.400
یه لباس برای آنه؟

13:47.180 --> 13:51.510
ماریلا در راه کارمودی به خانه ی کشیش رفت

13:51.550 --> 13:56.040
تا از خانوم آلن بخواد یه پارچه ی مناسب برای لباس آنه انتخاب کنه

13:57.150 --> 14:00.920
اون هیچ نظری نداشت که چه پارچه ای مناسب تره برای آنه

14:00.960 --> 14:05.890
علاوه بر این آنه هیچوقت شانس اینکه همچین لباسیو بپوشه نداشته

14:05.930 --> 14:10.260
خانم آلن با رویی باز پیشنهاد کمک رو پذیرفت

14:10.300 --> 14:12.770
و بلافاصله به سمت کارمودی حرکت کردن

14:13.770 --> 14:18.730
ماریلا پارچه ای که خانوم آلن برای آنه انتخاب کرد رو دوست داشت

14:28.520 --> 14:30.310
میتونم بیام تو ، آنه؟

14:30.350 --> 14:31.320
بله، بفرمایید

14:32.590 --> 14:34.080
همه چیزو جمع کردی؟

14:34.120 --> 14:37.720
نه هنوز، میخواستم یکم استراحت کنم

14:37.760 --> 14:41.320
اوه خوبه، بیا اینو ببین

14:42.830 --> 14:44.960
این ممکنه بی فایده به نظر بیاد

14:45.000 --> 14:49.960
از اونجایی که تو لباسای قشنگ زیادی داری ولی

14:50.010 --> 14:53.370
فکر کردم یه لباس شب هم

14:53.410 --> 14:55.840
ممکنه لازمت بشه

14:55.880 --> 14:57.780
این خیلی دوست داشتنیه

14:57.810 --> 15:03.180
من شنیدم روبی و جین و جوزی همین حالاشم لباس شبشونو خریدن

15:03.220 --> 15:06.880
نمیشد تو لباس شب نداشته باشی

15:07.890 --> 15:11.020
خانوم آلن پارچشو انتخاب کرد

15:11.060 --> 15:14.390
میخوام همین الان بفرستمش برای امیلی

15:14.430 --> 15:18.370
کار امیلی همیشه عالیه

15:20.270 --> 15:21.500
این واقعا بهت میاد

15:22.840 --> 15:25.310
قضیه چیه؟ ازش خوشت نیومد؟

15:25.340 --> 15:27.810
نه، مسئله این نیست، این واقعا قشنگه

15:27.840 --> 15:31.570
من واقعا واقعا خوشحالم ولی

15:31.610 --> 15:33.710
به نظرت میتونم همینطور خوشحال بمونم؟

15:33.750 --> 15:37.190
فکر نمیکنم بتونم از اینجا برم

15:39.320 --> 15:45.120
همونطور که ماریلا گفت کار امیلی واقعا عالی بود

15:45.160 --> 15:47.130
وقتی لباس رسید

15:47.160 --> 15:52.070
آنه پیشنهاد داد همون دکلمه ای رو که

15:52.100 --> 15:58.560
در هتل شنهای سفید خونده بود برای متیو و ماریلا بخونه

16:12.920 --> 16:18.590
او مطمئنا پدر من است، پادشاه

16:19.930 --> 16:23.690
او اینچنین مجنون وار رفتار میکند و هیچکس را در دید خود نگه نمیدارد

16:23.730 --> 16:26.860
موهایش چنین آشفته است

16:26.900 --> 16:30.860
همچون گلهای وحشی

16:30.910 --> 16:34.930
و همانقدر شفابخش

16:39.250 --> 16:43.240
گویی این تاج مجلل بر سر او آرمیده است

16:43.290 --> 16:48.660
برای یافتنش به هر گوشه سر بزنید

16:48.690 --> 16:51.780
او را نزد من بیاورید

16:53.230 --> 16:58.720
آیا واقعا جنون میتواند بر حواس چیره گردد؟

17:04.240 --> 17:08.340
متیو کاتبرت، اون کیه؟ پسره کجاس؟

17:09.810 --> 17:14.840
اونجا هیچ پسری نبود، فقط همین دختر اونجا بود

17:14.880 --> 17:19.010
هیچ پسری نبود؟ این غیرممکنه

17:19.050 --> 17:22.920
مگه ما از خانوم اسپنسر یه پسر نخواسته بودیم؟

17:27.360 --> 17:30.160
من تصمیم گرفتم از سواری امروز لذت ببرم

17:32.000 --> 17:36.130
وقتی یه بار یه تصمیمی بگیرم دیگه به هیچ چیز دیگه ای فکر نمیکنم

17:36.840 --> 17:39.240
یه سواریه اینطوری واقعا خاصه

17:39.270 --> 17:44.540
همه چیزو در مورد فرزندخوندگی فراموش میکنم و روی همین الان تمرکز میکنم

17:44.580 --> 17:46.740
به اون رزای وحشی نگاه کن

18:00.630 --> 18:03.760
اون ساختمون سفید چیه؟

18:03.800 --> 18:05.730
اون هتل شن های سفیده

18:05.770 --> 18:10.900
آمریکایی های زیادی برای تعطیلات تابستونی میان اونجا

18:12.240 --> 18:15.040
فکر کردم جاییه که خانوم اسپنسر زندگی میکنه

18:16.010 --> 18:17.670
من واقعا نمیخوام برم اونجا

18:17.710 --> 18:22.240
این احساس واقعا عذاب آوره

18:23.720 --> 18:27.550
این بچه به نظر باید فرز باشه

18:29.560 --> 18:32.820
یه بچه ی ضعیف برای ما هیچ کاربردی نداره

18:32.860 --> 18:34.990
فقط یه نگرانی دیگه به نگرانیامون اضافه میکنه

18:35.030 --> 18:37.660
گرچه به نظر میاد سرسخت باشه

18:41.870 --> 18:45.810
اگه میخوای با ما زندگی کنی باید حسابی حرف گوش کن باشی

18:45.840 --> 18:49.540
و توی کارای خونه و بچه داری کمکم کنی

18:49.580 --> 18:53.070
در عوض این کارا بهت غذا و چای خواب میدیم

18:56.590 --> 18:58.820
من تصمیم گرفتم این بچه رو نگهدارم

19:00.120 --> 19:02.580
یکی از بچه هام تازگی راه افتاده و

19:02.630 --> 19:04.390
به یکی نیاز دارم تا تو کارای بیرون یه مقدار کمک کنه

19:06.430 --> 19:09.830
من واقعا نمیدونستم باید چیکارش کنم

19:10.370 --> 19:14.430
من مایلم همین امروز با خودم ببرمش

19:18.410 --> 19:21.670
چیکار باید ....ِ

19:26.150 --> 19:31.520
در واقع ما هنوز مطمئن نیستیم که این بچه رو نگه داریم یا نه

19:34.220 --> 19:39.990
تمام گلهای وحشی

19:40.030 --> 19:42.830
اشکها به پایین میلغزند

19:42.860 --> 19:46.820
کسی نیست که این رویای از دست رفته را بازیابد؟

19:52.470 --> 19:56.240
ماریلا، داری به خاطر دکلمه من گریه میکنی؟

19:56.280 --> 19:58.080
این یعنی واقعا کارم خوب بوده

19:58.110 --> 20:04.780
نه، فقط داشتم به وقتی کوچیکتر بودی فکر میکردم

20:04.820 --> 20:07.120
انگار همین دیروز بود که اومدی اینجا

20:07.160 --> 20:11.420
و حالا اونقدر بزرگ شدی که میخوای از اینجا بری

20:11.460 --> 20:15.290
من فکر میکردم تو همیشه همون آنه کوچولو میمونی

20:16.470 --> 20:20.560
با این لباس واقعا برازنده شدی

20:20.600 --> 20:26.600
تو واقعا قدبلند و زیبایی، برخلاف اونلیا

20:26.640 --> 20:30.910
حتی با فکر کردن به این قضیه هم احساس تنهایی میکنم

20:30.950 --> 20:34.680
ماریلا، من اصلا عوض نشدم

20:34.720 --> 20:38.410
فقط قدم بلندتر شده و کک و مکام کمرنگ تر

20:38.450 --> 20:44.090
اما هنوزم همونیم که بودم

20:44.130 --> 20:45.680
درسته ماریلا

20:47.660 --> 20:50.830
مهم نیست که کجا میرم یا ظاهرم چقدر عوض میشه

20:50.870 --> 20:54.960
من همیشه آنه کوچولوی تو میمونم

20:56.910 --> 21:01.430
من همیشه آنه ی متیو و ماریلای گرین گیبلزم

21:29.940 --> 21:36.740
درسته، اون هیچوقت عوض نمیشه

21:36.780 --> 21:42.180
فقط به خاطر گذر زمان

21:42.220 --> 21:48.590
به یه دختر زیبا و جذاب و مهربون تبدیل شده

21:48.620 --> 21:51.750
آنه هدیه خدا به ماست

21:51.790 --> 21:57.250
خانوم اسپنسر اشتباه میکرد
من واقعا احساس میکنم خوش شانسم

21:57.300 --> 22:01.070
اگه همه چیز بر اساس شانس بود

22:01.100 --> 22:03.800
وضعیت اینطور پیش نمیرفت

22:05.440 --> 22:09.040
شاید این نشونه توجه خدا به ما بوده

22:09.080 --> 22:15.350
احتمالا احساس کرده که ما به این بچه نیاز داریم

22:26.090 --> 22:31.660
بعد از نه ماه، آنه به طرف شارلوت میره

22:31.700 --> 22:34.430
من تو تعطیلاتم برمیگردم

22:34.470 --> 22:37.670
من اولین نفری میشم که برمیگرده

22:37.710 --> 22:40.970
منم حتما میام دنبالت

22:41.010 --> 22:42.980
باید قول بدی برام نامه بنویسی

22:43.010 --> 22:45.910
حتما و تو هم فراموش نکن نامه بنویسی

22:45.950 --> 22:52.880
اگه فقط منم آزمونو داده بودم الان میتونستیم با هم بریم

22:52.920 --> 22:54.580
دایانا

22:54.620 --> 22:57.990
خیلی خب، خیلی خب، گریه زاری بسه

22:58.030 --> 23:03.490
آنه، یادت باشه زیاد به خودت فشار نیاری

23:04.570 --> 23:06.860
تو هم مراقب خودت باش ماریلا

23:07.870 --> 23:14.780
متیو فراموش نکن از خانوم باری بابت همه چیز تشکر کنی

23:14.810 --> 23:16.740
فهمیدم

23:16.780 --> 23:19.250
بسیار خب آنه، وقت رفتنه

23:19.280 --> 23:21.770
دایانا، ماریلا، مراقب خودتو باشین

23:21.820 --> 23:23.150
خداحافظ آنه

23:23.190 --> 23:24.380
دارم میرم

23:31.290 --> 23:32.320
آنه

23:36.630 --> 23:38.430
مراقب خودتون باشین

23:54.380 --> 23:57.720
خداحافظ گرین گیبلز

24:03.960 --> 24:08.420
من دارم میرم شارلوت، با امید به آینده

24:18.070 --> 24:21.740
حالا آنه میتونه توی آکادمی کوئینز آرزوهاشو محقق کنه

24:21.780 --> 24:24.970
آنه سرشار از احساسات مختلف بود

24:25.010 --> 24:30.210
قسمت بعد در آنه در گرین گیبلز
«زندگی در نیوکمپس»

24:30.250 --> 24:40.340
.:: @bollbolljan_com ::.