﻿WEBVTT

01:15.396 --> 01:25.396
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:25.720 --> 01:28.590
«پیچ و خم جاده»

01:39.770 --> 01:41.140
تو راه مراقب خودت باشی

01:44.610 --> 01:49.010
اونروز، ماریلا تمام امور خونه رو به آنه سپرد و

01:49.050 --> 01:52.510
صبح زود خونه رو ترک کرد

01:52.550 --> 01:56.250
اون به خاطر نامه ی دکتر اسپنسر به شهر شارلوت رفت

01:57.920 --> 02:02.380
برنامه داشت به دیدن چشم پزشک متخصصی بره که قرار بود بیاد شارلوت

02:03.460 --> 02:08.800
بعداز ظهر، کالسکه ای که مارتین روند، به بیمارستان رسید

02:16.070 --> 02:21.910
خیلی کم پیش میاد بیایم شهر، اسبو ببر اصطبل و اگه دوست داشتی این اطراف یکم خرید کن

02:21.950 --> 02:24.640
به نظر میاد کارم طول بکشه

02:24.680 --> 02:26.010
بله

02:33.760 --> 02:38.460
ببخشید؟ من از طرف دکتر اسپنسر معرفی شدم

02:38.500 --> 02:41.360
بزارین ببینم، خانوم ماریلا کاتبرت؟

02:41.400 --> 02:43.960
لطفا اونجا منتظر بمونین

03:16.570 --> 03:18.040
بفرمایید

03:18.870 --> 03:20.840
دایانا

03:20.870 --> 03:23.000
من این نگاهتو میشناسم

03:23.040 --> 03:24.800
آنه، دیروز چی شد یهویی؟

03:24.840 --> 03:28.800
متاسفم، فقط یه دفعه یاد متیو افتادم

03:28.850 --> 03:32.810
منم حدس میزدم، اما نمیشه همش به گذشته فکر کنی

03:32.850 --> 03:35.880
آینده ت هم به همون اندازه مهمه

03:35.920 --> 03:37.440
ممنونم دایانا

03:37.490 --> 03:41.220
الان قراره کلی تلاش کنم تا نونو برای شام بپزم

03:41.260 --> 03:43.350
ماریلا کجاس؟

03:43.390 --> 03:45.330
امروز اینجا نیست

03:46.660 --> 03:50.900
میتونی کمکم کنی تا لباسا رو جمع کنم و اتو بزنم؟

03:52.040 --> 03:57.030
اوکی، اگه قول بدی دیگه مثل دیروز رفتار نمیکنی کمکت میکنم

03:57.080 --> 04:00.700
بعد از تموم کردن کارا هم باید بیای چرخ خیاطیمو ببینی

04:00.750 --> 04:02.710
این عالیه، دایانا

04:53.830 --> 04:56.200
دکتر، مشکل چشمام چیه؟

04:58.170 --> 05:03.470
چشماتون داره با سرعت زیادی وضعشون وخیم میشه، اگه الان نمیومدین دیگه خیلی دیر میشد

05:03.510 --> 05:05.170
خیلی دیر؟

05:15.420 --> 05:17.350
وضعیت چطوره؟

05:54.430 --> 05:56.690
آنه، داری میری؟

05:56.730 --> 05:58.250
ببخشید مزاحمتون شدم

05:58.300 --> 06:01.200
ماریلا به زودی میرسه

06:01.230 --> 06:06.360
آنه، یه مسئله ای هست که امیدوارم بتونی کمک کنی

06:06.400 --> 06:11.170
دوست دارم زمین کاتبرت ها رو اجاره کنم

06:11.210 --> 06:12.340
زمین؟

06:12.380 --> 06:19.870
بله، من یه ماشین جدید خریدم و به خاطر همینم مایلم سال دیگه سیب زمینیای بیشتری بکارم

06:19.920 --> 06:24.550
به خاطر بانک ابی، احتمالا گرین گیبلز تو وضعیت سختیه

06:24.590 --> 06:28.120
پیشنهاد من خیلیم بد نیست

06:28.160 --> 06:34.830
اما به خاطر اینکه متیو فوت شد نتونستم موضوعو باهاش مطرح کنم

06:34.870 --> 06:38.890
میتونی کمکم کنی و در این مورد از ماریلا بپرسی؟

06:39.900 --> 06:45.470
فقط میخوام اینو باهاش مطرح کنی، در هر صورت تا سال دیگه زمان زیادی مونده

07:00.830 --> 07:02.380
مارتین

07:02.430 --> 07:04.860
اول منو ببر خونه ی خانوم لیند

07:04.900 --> 07:06.590
بله

07:06.630 --> 07:12.040
حتما خسته ای دیگه، میتونی بعدش برگردی و به آنه کمک کنی

07:12.070 --> 07:14.870
اما...
مشکلی نیست

07:14.910 --> 07:16.070
باشه

07:20.810 --> 07:27.740
مشکلی پیش اومده؟ انگار سفرت به شارلوت خوب نبوده

07:27.790 --> 07:30.910
درسته اما....ِ

07:30.960 --> 07:34.250
قضیه چیه ماریلا؟

07:35.960 --> 07:42.130
در واقع بعد از فوت متیو، من تو فکر این بودم که چکار از دستم برمیاد

07:42.170 --> 07:49.400
نظرت چیه که گرین گیبلزو بفروشی تا یکم از حجم کارات کم کنی؟

07:49.440 --> 07:50.630
خانوم لیند؟

07:50.680 --> 07:57.170
ورشکسته شدن بانک ابی مطمئنا تو رو هم تحت تاثیر قرار داده

07:57.220 --> 08:01.310
آنه قراره بعد از تعطیلات تابستون بره ردموند

08:01.350 --> 08:05.450
به نظر این فکر خوبیه، در مورد خریدار هم، من میتونم....ِ

08:05.490 --> 08:07.960
نمیتونم اینکارو کنم، خانوم لیند

08:07.990 --> 08:11.830
محاله که بتونم گرین گیبلزو بفروشم

08:11.860 --> 08:14.530
علاوه بر این، متیو اگه بود عمرا قبول نمیکرد

08:15.970 --> 08:22.810
احتمالا با این حرف من شوکه شدی، مشکلی نیست، یکم در موردش فکر کن

08:38.220 --> 08:39.950
برگشتی ماریلا

08:39.990 --> 08:41.480
من خونه ام...ِ

08:41.530 --> 08:44.890
گرسنه ای؟ خیلی زود غذا حاضره

08:51.040 --> 08:54.270
ماریلا، انگار خیلی خسته ای

08:56.240 --> 09:01.370
نمیدونم، شاید واقعا خسته ام

09:01.410 --> 09:04.110
فقط تا حالا بهش دقت نکرده بودم

09:05.950 --> 09:08.480
اما فکر نکنم به خاطر این باشه

09:08.520 --> 09:11.750
چشم پزشکو دیدی؟

09:13.090 --> 09:15.720
دکتر چی گفت؟

09:15.760 --> 09:23.100
گفت نباید زیاد از چشمام کار بکشم

09:23.130 --> 09:25.900
وضعش بهتر میشه اگه گریه نکنم

09:25.940 --> 09:33.040
و با عینکایی که برام تجویز کرده میشه از بدتر شدنش جلوگیری کرد

09:33.080 --> 09:39.280
از طرف دیگه ممکنه تا شش ماه دیگه کاملا کور بشم

09:40.950 --> 09:45.120
تصو کن آنه....ِ
چشمام دیگه هیچیو نمیبینه

10:08.350 --> 10:13.910
ماریلا، اینقدر درگیر این فکر و خیالا نشو، مگه دکتر بهت امید نداده؟

10:13.950 --> 10:17.750
تا وقتی مراقب خودت باشی کور نمیشی

10:17.790 --> 10:21.590
علاوه بر این، تو فقط به عینک نیاز داری، این خوب نیست به نظرت؟

10:21.630 --> 10:24.030
مطمئن نیستم که بشه به این گفت امید

10:24.060 --> 10:29.090
نه میتونم بخونم نه چیزی ببافم، هیچکاری نمیتونم انجام بدم

10:29.130 --> 10:31.730
اونوقت دلیل زندگی کردنم چیه؟

10:31.770 --> 10:36.170
مثل این میمونه که بمیرم

10:36.210 --> 10:37.970
ماریلا

10:38.010 --> 10:42.640
دکتر میگه نباید گریه کنم، ولی چیکار از دست من برمیاد ؟ وقتی تنها میشم گریم میگیره

10:46.080 --> 10:51.080
هیچ راهی نیست که بتونم جلوشو بگیرم

10:52.820 --> 10:56.050
یه فنجون چای برام میاری؟

10:57.630 --> 11:04.160
من فقط یکم ناراحتم، لزومی نداره که به کسی بگیم یا

11:04.200 --> 11:07.860
یا اینکه همه میخوان بیان اینجا و کلی سوالای مختلف ازم بپرسن

11:07.910 --> 11:11.840
من واقعا دوست ندارم که موضوع بحث و غیبتای اونا بشم

11:21.350 --> 11:26.050
ماریلا، نظرت چیه امروز یکم زودتر بری بخوابی؟

11:26.090 --> 11:28.750
باشه

11:36.100 --> 11:37.930
پس لطفا خونه رو به جای من یکم جمع و جور کن

11:37.970 --> 11:40.160
باشه، شب بخیر

11:51.180 --> 11:52.950
ماریلا...ِ

12:30.550 --> 12:34.250
قلب آنه خیلی سنگین شد

12:36.230 --> 12:42.630
اون نمیتونه به خاطر این اتفاق ناگهانی، ناراحت نباشه

12:42.670 --> 12:46.160
از اون روزی که با بورسیه ی اوری برگشت خونه

12:48.110 --> 12:55.340
اون کلی امید و آرزو داشت و به نظرش آینده از همیشه روشن تر بود

13:09.630 --> 13:14.430
اما حالا، انگار هزار سال از اون موقع گذشته بود

13:32.550 --> 13:38.150
بعد از یه مدت کوتاه، آنه دوباره لبخند زد

13:38.190 --> 13:40.750
کم کم دوباره آرامششو به دست آورد

13:41.930 --> 13:49.130
اون داشت به وظیفه ای که

13:50.200 --> 13:56.630
در مقابلش قرار گرفته بود نگاه میکرد و به نظرش خیلیم بد نبود

14:27.370 --> 14:31.470
از فردا، آنه چندین سفر کوتا به جاهای مختلف داشت

14:32.440 --> 14:37.440
گاهی اگه مجبور بود مسیر طولانی رو طی کنه با خودش کالسکه رو میبرد

14:43.150 --> 14:49.750
از طرفه دیگه، خانوم لیند مدام به دیدن ماریلا میومد تا نصیحتش کنه

14:49.790 --> 14:55.320
گرچه ماریلا متوجه ی رفتارای عجیبه آنه نمیشد

17:04.060 --> 17:08.260
بازدیدکننده از طرفه خانوم لیند بود

17:08.300 --> 17:12.170
جان ساتلی از کارمودی

17:12.200 --> 17:19.700
آنه هیچ نظری نداشت که بازدید اون میتونه آرامش گرین گیبلزو بهم بزنه

17:20.640 --> 17:24.810
خونه کمی قدیمیه اما در کل ازش راضیم

17:24.850 --> 17:26.750
ممنون که این موضوعو به عمده گرفتین

17:26.780 --> 17:28.880
دارم میرم دیگه

17:44.230 --> 17:46.960
ماریلا، آقای ساتلی اینجا چیکار میکرد؟

17:58.850 --> 18:00.840
قضیه چیه ماریلا؟

18:02.850 --> 18:08.590
شنیده بود گرین گیبلز تو دردسر افتاده و اومده بود که خونه رو بخره

18:08.630 --> 18:12.360
خونه رو بخره؟ میخواد گرین گیبلزو بخره؟

18:17.430 --> 18:21.390
ماریلا، تو که نمیخوای گرین گیبلزو بفروشی، میخوای؟

18:22.470 --> 18:25.810
آنه، چاره ی دیگه ای نداریم

18:25.840 --> 18:28.470
من خیلی با دقت بهش فکر کردم

18:28.510 --> 18:32.450
اگه وضع چشمام اینقدر بد نبود

18:32.480 --> 18:35.150
به یه راهی فکر میکردم که هرطور شده اینجا رو نگه دارم

18:35.190 --> 18:38.280
اما چاره ای نیست

18:38.320 --> 18:41.520
ممکنه به زودی کور شم

18:41.560 --> 18:46.520
حتی اگه اینطور نشه، سنم دیگه زیادی بالاست و نمیتونم از عهده ی کارا بربیام

18:49.130 --> 18:55.440
اگه بانک ابی ورشکست نشده بود، ممکن بود بتونم کارا رو سرو سامون بدم

18:55.470 --> 19:00.640
هنوز چند تا از چکایی که متیو پاییز سال قبل نوشته بود، واریز نشده

19:00.680 --> 19:05.910
خونه ممکنه قدیمی باشه و ارزش چندانی نداشته باشه اما

19:05.950 --> 19:10.650
باید اونقدری کفاف بده که بتونم زندگیمو بگذرونم

19:10.690 --> 19:12.350
ماریلا...ِ

19:12.390 --> 19:17.160
آنه، من واقعا خوشحالم که تو بورسیه رو گرفتی

19:17.190 --> 19:18.090
ماریلا....ِ

19:18.130 --> 19:22.030
قراره من برم پیش خانوم لیند بمونم

19:22.070 --> 19:27.060
متاسفم که هیچ خونه ای برات نمیمونه که بتونی برگردی

19:27.100 --> 19:32.010
اما هنوزم میتونی بهم سر بزنی....ِ

19:39.320 --> 19:42.720
ماریلا، ما نمیتونیم گرین گیبلزو بفروشیم

19:42.750 --> 19:45.620
منم طاقت جدایی از اینجا رو ندارم

19:45.660 --> 19:51.390
اما آنه، باید اینو درک کنی که هیچ راهی نیست که بتونم تنها اینجا بمونم

19:51.430 --> 19:55.800
تنهایی و نگرانی هرروز منو دیوونه میکنه

19:55.830 --> 19:57.430
علاوه براین ممکنه به زودی کور شم

19:57.470 --> 20:04.130
تو تنها نمیشی، منو داری، من دیگه قرار نیست برم ردموند

20:10.710 --> 20:14.240
نمیری ردموند؟ چیزی شده؟

20:14.280 --> 20:18.050
تصمیم گرفتم بورسیه رو فراموش کنم

20:18.090 --> 20:22.020
من همون شبی که رفته بودی شارلوت تصمیممو گرفتم

20:22.060 --> 20:25.650
چطور میتونم خونسرد باشم و برم اونم وقتی تو اینطوری داری درد میکشی؟

20:25.700 --> 20:28.960
علاوه براین، شما دو نفر برای من کارای زیادی انجام دادین...ِ

20:29.000 --> 20:29.760
اما آنه...ِ

20:29.800 --> 20:34.200
برای یه مدت طولانی بهش فکر کردم و برای همه چیز هم برنامه دارم

20:34.240 --> 20:39.270
آقای باری میخواد زمینمونو برای سال بعد اجاره کنه پس لازم نیست نگران اون باشیم

20:39.310 --> 20:41.330
منم قراره تدریس کنم

20:41.380 --> 20:46.010
در واقع همین الانش هم درخواستمو برای مدرسه ی اونلیا و کارمودی فرستادم

20:46.050 --> 20:51.010
مدرسه ی اونلیا احتمالا قبولم نمیکنن از اونجایی که تصمیم دارن با گیلبرت قرارداد ببندن

20:51.050 --> 20:53.050
اما بعید میدونم کارمودی مشکلی پیش بیاد

20:53.090 --> 20:54.420
ممکنه یکم دور باشه اما

20:54.460 --> 20:57.360
میتونم اونجا یه اتاق اجاره کنم یا با کالسکه برم و بیام

20:57.390 --> 21:01.420
اینطوری میتونم حواسم بهت باشه و یکمم بهت روحیه بدم

21:01.470 --> 21:08.840
تو تنها نیستی، ما همدیگرو داریم و برای همیشه اینجا میمونیم

21:09.810 --> 21:16.680
اما چطور میخوای خودتو برای من فدا کنی؟

21:16.710 --> 21:19.880
هیچ فداکاری در کار نیست، من که بعید میدونم بشه اسم اینو گذاشت فداکاری

21:19.920 --> 21:26.190
هیچ چیزی به اندازه فروش گرین گیبلز اشتباه نیست و به من صدمه نمیزنه

21:26.220 --> 21:30.250
مهم نیست چی پیش بیاد، من باید این خونه ی قدیمیو نگه دارم

21:30.290 --> 21:32.730
اما آرزوهات چی میشن؟

21:32.760 --> 21:37.960
من هنوزم یه آرزویی دارم که البته یجورایی نسبت به اون یکی فرق میکنه

21:38.000 --> 21:42.300
میخوام یه معلم فوق العاده بشم و در کنارش مراقب چشمای تو هم باشم

21:42.340 --> 21:47.170
به علاوه میتونم نوشتنو از سر بگیرم و تو خونه درس بخونم

21:47.210 --> 21:51.040
ماریلا، من یه هفته در این مورد فکر کردم

21:51.080 --> 21:56.580
از وقتی از کوئینز فارغ التحصیل شدم میتونستم یه مسیر واضحو مقابلم ببینم

21:57.650 --> 22:01.220
اما حالا انگار تو مسیرم به یه پیچ رسیدم

22:01.260 --> 22:05.390
و هیچ نظری ندارم که قراره بعد اون پیچ با چی روبرو شم

22:05.430 --> 22:13.130
ممکنه مسیری باشه که با سبز روشن و رنگای پاستلی احاطه شده

22:13.170 --> 22:19.080
ممکن هم هست یه مسیر زیبا باشه که تا حالا تو زندگیم ندیدم

22:19.110 --> 22:23.410
اما مطمئنم که چیزای فوق العاده ای اونجا انتظارمو میکشه

22:23.450 --> 22:26.350
و من با تمام وجود دنبال همه ی اینا میرم

22:26.380 --> 22:29.750
بعدش میشه گفت آرزوهام به حقیقت میرسه

22:30.850 --> 22:34.810
فکر کنم نمیتونم تو رو متقاعد کنم که نظرتو عوض کنی

22:34.860 --> 22:39.490
تو نمیتونی بهم بگی چیکار کنم، من همین الانشم شونزده سالمه!!!ِ

22:39.530 --> 22:44.590
همونطور که خانوم لیند میگه، من مثل یه قاطر لجبازم

22:48.440 --> 22:52.470
ماریلا، لطفا برام دلسوزی نکن

22:52.510 --> 22:57.070
من از همدردی کردن متنفرم، گرچه نیازی هم بهش نیست

22:58.280 --> 23:03.120
خوشحالم که میتونم توی با ارزش ترین گیرین گیبلز دنیا بمونم

23:03.150 --> 23:04.780
آنه...ِ

23:04.820 --> 23:08.660
هیچکس بیشتر از من و تو قدر گرین گیبلزو نمیدونه

23:08.690 --> 23:13.490
ما نباید بفروشیمش

23:13.530 --> 23:16.230
تو منو قانع کردی آنه

23:16.270 --> 23:20.070
ممنون ازت، حالا دوباره حس میکنم که زنده ام

23:20.100 --> 23:26.700
میخواستم تا وقتی از دانشگاه فارغ التحصیل نشدی صبر کنم

23:26.740 --> 23:32.770
اما دیگه نمیتونم این وضعو تحمل کنم و مدیریتش کنم

23:33.650 --> 23:40.950
اما اگه به خاطر تو باشه، حاضرم هر موقع که لازمه بیخیال این خونه بشم

23:40.990 --> 23:42.460
ماریلا

24:02.180 --> 24:09.450
قسمت بعد در آنه در گرین گیبلز
«صلح در زمین»

24:09.490 --> 24:19.950
.:: @bollbolljan_com ::.