﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:03.770
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:00.000 --> 00:03.800
میخوام رو لبه محدودیت ها پیداش کنم

00:02.080 --> 00:04.600
رییس‏،‏ چی کار کنم؟

00:04.680 --> 00:06.370
چی کار کنیم؟

00:06.450 --> 00:08.540
فعلاً
بچّه‏،‏ تکنیکی نداره‏.‏‏.‏‏.‏

00:08.620 --> 00:11.610
که بتونه از اون ترکیب پیشرفته‏،‏ فرار کنه‏.‏

00:13.690 --> 00:15.250
مربّی ها‏،‏ بیرون‏!‏

00:15.320 --> 00:17.450
‏"‏رییس‏"‏ نگرانِ‏.‏

00:17.530 --> 00:20.050
ولی اگه چیزی نگه‏،‏ بوکسورش بی روحیه میشه‏.‏

00:21.960 --> 00:23.190
مربّی ها‏،‏ بیرون‏!‏

00:25.170 --> 00:26.430
رییس‏.‏‏.‏‏.‏

00:28.100 --> 00:29.070
بچّه‏.‏

00:29.140 --> 00:30.230
بله‏!‏

00:31.170 --> 00:32.400
بترکون‏!‏

00:33.810 --> 00:36.240
همین؟ فقط همین؟

00:38.780 --> 00:40.040
بله‏!‏

00:40.040 --> 00:44.590
راند چهل و نهم

00:40.040 --> 00:44.590
اعتماد به شجاعت

00:46.590 --> 00:49.060
مشت غزال شکست خورد‏.‏

00:49.120 --> 00:52.060
در حالی که قرار بود مهم ترین سلاح ـش باشه‏.‏

00:52.130 --> 00:55.120
‏"‏ایپو‏"‏ نمی تونه سفید دندانُ متوقّف کنه‏.‏

00:55.200 --> 00:56.560
چی کار می کنه؟

00:56.630 --> 01:00.500
مطمئنّی؟ فقط با یه ‏"‏بترکون‏"‏ می فرستیش تو؟

01:00.570 --> 01:02.660
این طوری بدتر‏،‏ مضطرب نمیشه؟

01:02.740 --> 01:05.370
این حرف هزار تا معنی میده‏.‏

01:06.140 --> 01:09.870
اگه ‏"‏بچّه‏"‏ ده تاشُ هم بفهمه‏.‏‏.‏‏.‏

01:12.750 --> 01:14.540
انگار هنوز آسیب دیده اس‏.‏

01:15.150 --> 01:18.420
ولی مهم نیست چقدر آسیب دیده باشه‏.‏

01:18.490 --> 01:20.550
تا وقتی بیهوش نشه‏،‏ منُ ول نمی کنه‏.‏

01:20.620 --> 01:22.590
این از اون جور بوکسورهاست‏.‏

01:22.660 --> 01:26.020
احتمالاً این راند فقط دفاع می کنه‏.‏‏.‏‏.‏

01:26.090 --> 01:29.000
و منتظر ضدّ حمله میشه‏.‏‏.‏‏.‏

01:29.060 --> 01:31.830
ولی ‏"‏کاموگاوا‏"‏ تو این طوری نبودی‏.‏

01:31.900 --> 01:34.100
دفاع ـشُ بشکنُ نذار فرار کنه‏!‏

01:34.170 --> 01:35.530
راند سوّم

01:36.270 --> 01:37.930
این راند کارشُ تموم می کنم‏.‏

01:38.810 --> 01:40.740
حالا ‏"‏ورگ‏"‏ از گوشه اش بیرون میاد‏.‏

01:40.810 --> 01:43.780
انگار ناک داون قبلیُ به فراموشی سپرده‏.‏

01:43.850 --> 01:45.940
از طرف دیگه ‏"‏ماکونوچی‏"‏ آروم حرکت می کنه‏.‏

01:46.010 --> 01:48.410
واضحِ که آسیب دیده‏.‏

01:52.690 --> 01:53.950
فرار نمی کنه‏!‏؟

01:54.020 --> 01:55.920
نکنه می خواد مبارزه کنه؟

01:59.960 --> 02:02.490
این قدر از مشت زدن خوشت میاد؟ باشه‏.‏

02:02.560 --> 02:03.660
منم کم نمیارم‏!‏

02:05.100 --> 02:08.370
این قدر قوی نیستم که تموم 3 دقیقه رو از
دست‏.‏‏.‏‏.‏

02:08.440 --> 02:09.630
‏"‏ورگ سان‏"‏ فرار کنم

02:11.040 --> 02:13.300
رییس گفت بترکونم‏.‏

02:13.370 --> 02:15.310
اون یه تشویق ساده نبود‏.‏‏.‏‏.‏

02:15.380 --> 02:17.670
اون بهم دستور داد‏،‏ همون طوری که تمرین کردیم‏،‏
تلاش کنم‏.‏

02:18.780 --> 02:22.050
با اعتماد به ‏"‏رییس‏"‏ بوده که تا این جا پیش
اومدم‏.‏‏.‏‏.‏

02:22.120 --> 02:23.520
و پیروز شدم‏!‏

02:26.150 --> 02:27.620
این دفعه هم همین طور میشه‏.‏

02:28.960 --> 02:32.020
می دونم سخت مشت می خوری‏.‏ حتّی شاید داون بشی‏.‏

02:32.990 --> 02:35.220
ولی بترکون‏!‏ تا جایی که می تونی بترکون‏!‏

02:35.300 --> 02:37.660
بالاخره آخر این تونل‏،‏ به نور می رسی‏!‏

02:40.100 --> 02:43.000
این دفعه هم‏،‏ حتماً دلیلی واسه کارش داره‏!‏

02:45.140 --> 02:47.870
چی شد؟ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ دفاع ـشُ باز می کنه‏!‏

02:47.940 --> 02:50.970
یه ژست سرسختانه که میگه ‏"‏اگه مردی بیا
جلو‏.‏‏"‏‏!‏

02:51.050 --> 02:52.880
یعنی فقط می خواد حمله کنه؟

02:52.950 --> 02:54.970
گول نخور‏.‏ یه ژست مسخره اس‏.‏

02:55.050 --> 02:56.520
داره فاصله اشُ بیش تر می کنه‏.‏‏.‏‏.‏

02:56.580 --> 02:59.140
تا پای آسیب دیده اشُ استراحت بده‏.‏

03:01.490 --> 03:02.850
آپرکات سرعتی ‏"‏ورگ‏"‏‏!‏

03:03.490 --> 03:05.390
‏"‏ماکونوچی‏"‏ به سختی جاخالی میده‏!‏

03:05.460 --> 03:06.620
کارشُ تموم کن‏.‏

03:06.690 --> 03:09.600
‏"‏ورگ‏"‏ می کشه تو‏!‏ یعنی کارُ تموم می کنه‏!‏؟

03:11.500 --> 03:13.470
بیا بزن‏!‏ پشت سر هم چپُ راست بزن‏!‏

03:14.440 --> 03:15.730
همون جوری که تمرین کردیم‏.‏

03:19.210 --> 03:20.970
ردّ و بدل مشت‏!‏

03:21.040 --> 03:22.200
برو ایپو‏!‏

03:22.280 --> 03:23.440
نذار بزنتت‏!‏

03:26.050 --> 03:27.710
داره می زنه که‏!‏

03:28.850 --> 03:33.250
اون رقیبی نیست که با یه دفاع سنگین‏،‏ بتونی جلوش
وایسی‏.‏

03:33.320 --> 03:36.920
هرچند باید بیش تر دفاع کنه‏.‏‏.‏‏.‏

03:36.990 --> 03:38.750
تا ریکاوری بشه‏.‏

03:45.030 --> 03:46.630
کاموگاوا‏.‏‏.‏‏.‏

03:46.700 --> 03:49.800
به شاگرد خوشگلت گفتی قبر خودشُ بکَنه؟

03:50.970 --> 03:54.100
وقتی مربّیُ بوکسور‏،‏ با هم ناامید بشن‏،‏ دیگه
باختشون حتمیِ‏.‏

03:54.180 --> 03:57.630
‏"‏ورگ‏"‏ میره تو‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ بهش نمی رسه‏!‏

03:59.010 --> 04:01.110
رسماً تلو تلو می خوره‏.‏

04:01.180 --> 04:02.620
داره دهنش آسفالت میشه‏!‏

04:03.380 --> 04:05.380
اوه‏!‏ بدجوری خورد‏!‏

04:07.290 --> 04:08.880
وایسا‏!‏ داون شد‏!‏

04:09.490 --> 04:10.790
برگرد گوشه ـت‏!‏

04:12.730 --> 04:16.490
وایساده داون میشه‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ داون میشه‏!‏

04:16.560 --> 04:17.530
یک‏!‏

04:17.600 --> 04:18.590
دو‏!‏

04:18.670 --> 04:19.690
سه‏!‏

04:19.770 --> 04:20.790
چهار‏!‏

04:21.300 --> 04:22.430
ادامه میدم‏.‏

04:23.940 --> 04:25.200
کجایی؟

04:25.910 --> 04:27.700
وزرشگاه کوراکوئن‏.‏

04:27.780 --> 04:28.940
اسمت چیه؟

04:29.010 --> 04:30.710
ماکونوچی‏.‏‏.‏‏.‏ ایپو‏.‏

04:30.780 --> 04:33.140
خوبه‏.‏ حالت سرِ جاشه‏.‏

04:34.020 --> 04:34.980
بوکس‏!‏

04:35.050 --> 04:36.980
داور بازیُ متوقّف نمی کنه‏!‏ مبارزه ادامه داره‏!‏

04:37.050 --> 04:39.320
دو دقیقه مونده‏.‏ می تونم ناک داون ـش کنم‏!‏

04:40.320 --> 04:42.620
‏"‏ورگ‏"‏ میره تو‏!‏ یعنی بازیُ تموم می کنه؟

04:42.690 --> 04:44.420
‏"‏ماکونوچی‏"‏ تو دردسر افتاده‏!‏

04:45.260 --> 04:46.320
سفید دندان‏!‏

04:50.630 --> 04:52.430
داون‏!‏

04:52.500 --> 04:55.990
اون با یه آپرکات نقش زمین میشه‏!‏

04:56.070 --> 04:59.100
این دوّمین ناک داونِ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ تو این
راندِ‏!‏

04:59.770 --> 05:01.500
قبل از این که بزنمش زمین خورد‏.‏

05:01.580 --> 05:03.740
دیگه نیازی به شمردن نیست‏.‏

05:03.810 --> 05:06.010
رییس‏،‏ باید یه کاری بکنیم‏!‏

05:06.080 --> 05:08.950
بوکسورت فقط داره از رو غریزه مبارزه می کنه‏!‏

05:09.020 --> 05:11.920
اگه جلوشُ نگیری‏،‏ این قدر مبارزه می کنه تا
بمیره‏!‏

05:11.990 --> 05:15.010
دیگه جای بردُ باخت نیست‏،‏ باید به آینده ی
‏"‏ایپو‏"‏ فکر کنیم‏!‏

05:17.260 --> 05:18.560
حوله رو بنداز‏!‏

05:22.830 --> 05:25.200
وقتی بهش گفتم ‏"‏بترکون‏"‏ گفت ‏"‏باشه‏"‏‏.‏

05:27.070 --> 05:28.230
قشنگُ واضح گفت‏.‏

05:29.470 --> 05:32.870
همیشه وقتی این حرفُ می زنه‏،‏ پاش وایمیسه‏.‏

05:32.940 --> 05:35.930
اون جلوی اون همه تمرین سختُ سنگین‏،‏ تسلیم نشد‏.‏

05:39.850 --> 05:42.440
تا کِی می خوای بشینی؟ برگرد باشگاه‏،‏ با میت کار
کن‏!‏

05:39.850 --> 05:42.440
مترجم‏:‏ میت وسیله ایِ که مربّی می گیره دستش و
شاگرد بهش مشت می زنه‏.‏

05:44.020 --> 05:45.650
میت‏.‏‏.‏‏.‏

05:48.690 --> 05:49.750
شش‏!‏

05:50.590 --> 05:53.530
بفهم‏‏!‏‏ با تکنیک خالی جلوی ‏‏"‏‏ورگ‏‏"‏‏ شانسی
نداری‏‏!‏‏

05:53.590 --> 05:56.960
باید با انگیزه ی بالات‏‏،‏‏ قدرتتُ بیش تر کنی‏‏!‏‏

06:00.400 --> 06:03.340
انگیزه‏.‏‏.‏‏.‏ اراده‏.‏‏.‏‏.‏

06:05.640 --> 06:06.940
بذار چشماتُ ببینم‏.‏

06:10.140 --> 06:12.110
حالت مبارزه گرفته‏.‏

06:12.180 --> 06:15.710
ولی آسیبی که دیده خیلی زیاده‏.‏ مبارزه رو تموم
کنم؟

06:19.620 --> 06:21.680
چشماش هنوز نمردن‏.‏

06:27.330 --> 06:28.490
بوکس‏!‏

06:28.560 --> 06:32.000
مبارزه ادامه پیدا می کنه‏!‏ هرچند ‏"‏ماکونوچی‏"‏
همین الان هم‏.‏‏.‏‏.‏

06:32.070 --> 06:34.060
دو بار ناک داون شده‏.‏

06:34.140 --> 06:37.040
یه بار دیگه تو این راند داون بشه‏،‏ بازی رو
باخته‏.‏

06:37.110 --> 06:39.270
دیگه راه فراری نیست‏!‏

06:39.340 --> 06:43.280
با جاخالی دادن به مشت دوّم من‏،‏ تونست وقت واسه
خودش بخره و کمی قدرت ـشُ بگردونه‏.‏

06:43.340 --> 06:46.010
ولی یه بار دیگه داونش کنم‏،‏ کارش تمومِ‏!‏

06:47.010 --> 06:50.280
همون طور که تمرین کرده بودیم‏.‏‏.‏‏.‏ همون طور که
تمرین کرده بودیم‏!‏

06:56.990 --> 06:58.460
بجنب بچّه‏!‏

07:03.100 --> 07:05.530
چی‏!‏؟ هنوز می تونه مقاومت کنه‏!‏؟

07:05.600 --> 07:07.900
این جا رو‏!‏ وقتی ‏"‏ورگ‏"‏ بی مهابا جلو
میره‏.‏‏.‏‏.‏

07:07.970 --> 07:09.460
یه هوک مستقیم به بهش می خوره‏!‏

07:09.540 --> 07:12.130
نزدیک بود‏.‏ از پاش استفاده نکرد‏.‏

07:13.440 --> 07:16.600
قوی تر قدم بذار‏‏!‏‏ هنوز از زانوهات استفاده نمی
کنی‏‏!‏‏

07:20.350 --> 07:23.180
امکان نداره‏!‏ یه ذرّه هم ضعیف نشده‏!‏

07:23.250 --> 07:25.690
واینسا‏!‏ مشت‏!‏ مشت‏!‏ مشت‏!‏

07:25.750 --> 07:27.480
‏"‏ماکونوچی‏"‏ حمله ی ترسناکی روانه می کنه‏!‏

07:27.560 --> 07:29.990
‏"‏ورگ‏"‏ نمی تونه جواب حمله ها رو بده‏!‏

07:30.090 --> 07:32.290
‏"‏ماکونوچی‏"‏ به بازی برگشته؟

07:32.360 --> 07:35.330
همینه‏!‏ همون طور که تمرین کرده بودیم‏!‏

07:35.400 --> 07:36.800
همینه بچّه‏!‏

07:36.860 --> 07:40.530
این آخرین تلاش ناامیدانه اشِ‏.‏ آروم کنترلش کن‏.‏

07:41.370 --> 07:42.530
یه چپ از ‏"‏ورگ‏"‏‏!‏

07:44.010 --> 07:46.300
وایسنا‏،‏ واینسا‏!‏ ادامه بده‏!‏

07:46.370 --> 07:48.040
اینجا‏!‏ بزن‏!‏

07:49.540 --> 07:52.640
‏"‏ماکونوچی‏"‏ لحظه ای استراحت نمی کنه‏!‏ رگبار
دیگه ای پیش می گیره‏!‏

07:52.710 --> 07:55.770
خوبه‏،‏ همینه‏!‏ برو جلو‏!‏

07:58.090 --> 08:00.920
‏"‏ماکونوچی‏"‏ پشت سر هم مشت می زنه‏!‏

08:00.990 --> 08:02.750
شیش ثانیه مونده‏!‏

08:04.890 --> 08:07.790
بترکون بچّه‏،‏ بترکون‏!‏

08:18.240 --> 08:19.300
وایسین‏!‏

08:22.580 --> 08:25.070
راند سوّم تموم میشه‏!‏

08:25.150 --> 08:29.580
شگفت آور بود‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ بعد از دو ناک
داون‏.‏‏.‏‏.‏

08:29.650 --> 08:32.780
با نمایش فوق العاده ای به مبارزه برمی گرده‏!‏

08:34.920 --> 08:36.220
رییس‏.‏‏.‏‏.‏

08:36.290 --> 08:37.850
حرف نزن‏!‏

08:37.930 --> 08:40.860
همون طور که تمرین کرده بودیم‏،‏ خیلی خوب دووم
آوردی‏!‏

08:42.460 --> 08:46.330
تلاش ـت منُ به عنوان مربّی ـت سرافراز کرد‏.‏

08:46.400 --> 08:48.530
و مطمئن باش نتیجه اشُ می بیبنی‏.‏

08:49.640 --> 08:53.510
‏"‏بچّه‏"‏ صد در صد راند بعدی مبارزه رو بر می
گردونه‏.‏

08:54.640 --> 08:56.110
فوق العاده اس‏.‏

08:56.980 --> 08:58.470
واقعاً فوق العاده اس‏.‏

08:58.550 --> 09:02.070
آره‏،‏ ‏"‏ورگ‏"‏ فوق العاده اس‏.‏ استقامتش مثال
زدنیِ‏.‏

09:02.150 --> 09:03.340
نه‏.‏

09:04.250 --> 09:06.580
اونی که فوق العاده اس تویی رییس‏.‏

09:09.120 --> 09:12.120
وسط کار‏،‏ من مبارزه رو از دست داده بودم‏.‏‏.‏‏.‏

09:12.190 --> 09:16.720
واسه همین فقط به تمرینی که با میت داشتیم فکر می
کردم‏.‏

09:16.800 --> 09:20.100
و واقعی بود‏،‏ همه ی مشت هام بهش می خورد‏.‏

09:20.170 --> 09:22.100
فوق العاده اس‏.‏

09:22.170 --> 09:25.000
رییس‏،‏ تو همه چیزُ می دونی‏.‏

09:28.610 --> 09:29.940
بچّه‏.‏‏.‏‏.‏

09:30.410 --> 09:33.780
چرا؟‏!‏
چرا ‏"‏ماکونوچی‏"‏ هنوز سر پا ـست؟

09:33.850 --> 09:35.980
با ضربه های سنگینی مستقیم بهش زدم‏!‏

09:36.750 --> 09:39.550
مقاومت فوق العاده اشُ آنالیز کردم‏.‏

09:40.820 --> 09:42.760
همه اش به خاطر قدرت فنری پاهاشِ‏.‏

09:42.820 --> 09:44.950
قدرت فنری فوق العاده ی پاهاش‏.‏‏.‏‏.‏

09:45.030 --> 09:48.460
شدّت ضربه های تو رو جذب می کنه و نجاتش میده‏.‏

09:48.530 --> 09:50.390
شدّت ضربه هام؟

09:50.460 --> 09:51.560
درسته‏.‏

09:51.630 --> 09:54.620
این یعنی مربّی ـش اسلحه ای نامریی بهش داده‏.‏

09:54.700 --> 09:56.860
‏"‏کاموگاوا‏"‏ مربّی شگفت انگیزیِ‏.‏

09:58.010 --> 09:59.910
شاید هدف ـمون نباشه‏.‏‏.‏‏.‏

09:59.970 --> 10:01.940
ولی بذار اوّل اون فنرُ نابود کنیم‏.‏

10:02.010 --> 10:04.170
ساده اس‏.‏ به بدنش ضربه بزن‏.‏‏.‏‏.‏

10:04.250 --> 10:06.410
تا کنترل زانوهاشُ از دست بده‏.‏

10:06.480 --> 10:08.880
این طوری مشت غزالُ هم از کار میندازی‏.‏

10:08.950 --> 10:12.910
این طوری دیگه اسلحه ای واسه ادامه نداره‏.‏ آروم
باهاش مبارزه کن‏.‏

10:13.750 --> 10:14.740
باشه‏.‏

10:16.990 --> 10:17.960
مربّی ها بیرو‏!‏

10:18.030 --> 10:20.460
گوش کن بچّه‏!‏ بترکون‏!‏

10:20.530 --> 10:21.500
باشه‏.‏

10:21.560 --> 10:23.120
اگه یکم دیگه دووم بیاری‏.‏‏.‏‏.‏

10:23.200 --> 10:25.890
‏-‏ مربّی ها بیرون‏!‏
‏-‏ بالاخره به نتیجه می رسی‏.‏‏.‏‏.‏

10:25.970 --> 10:27.200
مربّی ها بیرو‏!‏

10:27.270 --> 10:29.460
‏-‏ خفه شو مرتیکه‏!‏
‏-‏ رییس‏.‏‏.‏‏.‏

10:33.910 --> 10:37.140
یکم دیگه‏!‏ فقط یکم دیگه‏.‏

10:37.140 --> 10:46.620
.::   @bollbolljan_com  ::.

10:46.620 --> 10:47.950
راند چهارم‏!‏

10:49.690 --> 10:51.750
و حالا راند چهارم شروع میشه‏.‏

10:51.830 --> 10:55.420
چند لحظه پیش‏،‏ چیزی نمونده بود که ‏"‏ورگ‏"‏ با
ناک اوت ‏"‏ماکونوچی‏"‏ رو شکست بده‏.‏

10:55.960 --> 10:58.090
‏"‏ماکونوچی‏"‏ بدجور آسیب دیده‏.‏

10:58.170 --> 11:00.500
هرچند‏،‏ اون با استقامتی بی نظیر‏،‏ سر پا
وایساده‏.‏

11:00.570 --> 11:04.030
این دفعه چطور حمله می کنی‏،‏ ورگ زاگیف؟

11:05.810 --> 11:08.000
واو‏،‏ یه ضربه به بدن‏!‏

11:08.080 --> 11:09.240
چی‏!‏؟

11:09.780 --> 11:11.510
حالا ‏"‏ورگ‏"‏ حمله اشُ عوض می کنه و بدنُ هدف می
گیره‏!‏

11:11.580 --> 11:14.950
این روشیِ که برای شکست دادن ‏"‏ماکونوچی‏"‏ انتخاب
کرده؟‏!‏

11:18.050 --> 11:20.250
‏"‏ورگ‏"‏ چپُ راست به بدن ـش ضربه می زنه‏!‏

11:20.320 --> 11:22.950
به نظر میاد ‏"‏ماکونوچی‏"‏ درد زیادی داره‏!‏

11:25.390 --> 11:27.450
بد شد‏.‏ اگه ادامه پیدا کنه‏.‏‏.‏‏.‏

11:27.530 --> 11:30.690
زانوهاش ضعیف میشه و خاصیت فنری ـشونُ از دست
میدن‏.‏

11:31.230 --> 11:34.220
اون وقت دیگه نمی تونه جلوی مشت های حریفش وایسه‏.‏

11:37.540 --> 11:40.410
تو وقت استراحت‏،‏ نفس ‏"‏ورگ‏"‏ نامنظّم شده بود‏.‏

11:41.040 --> 11:43.240
تا جایی که یادم میاد تا حالا همچین اتّفاقی
نیفتاده‏.‏

11:44.280 --> 11:47.770
کاموگاوا‏،‏ تو و بوکسورت فوق العاده ـین‏.‏

11:48.850 --> 11:52.650
اگه فقط دو سال بیش تر کنارش می بودی‏.‏‏.‏‏.‏

11:52.720 --> 11:54.920
خدا می دونست چه شاگردی تربیت میشد‏.‏

11:58.360 --> 12:00.920
الان 10 سال میشه‏.‏

12:04.300 --> 12:07.700
روسیه بوکسورهای زیادیُ به جهان معرّفی کرد‏.‏

12:07.770 --> 12:10.200
و من ورزشکارهایی رو دیدم که استعداد بالایی
داشتن‏.‏‏.‏‏.‏

12:10.270 --> 12:12.670
ولی هیچ کدوم چشممُ نگرفتن‏.‏

12:13.840 --> 12:15.400
تا این که اونُ دیدم‏.‏

12:22.650 --> 12:24.640
من می خوام قوی بشم‏.‏

12:24.720 --> 12:26.150
من می خوام قوی بشم‏.‏

12:26.220 --> 12:28.550
چون یه نفرُ دارم که باید ازش حمایت کنم‏.‏

12:30.220 --> 12:32.160
خدا رو شکر کردم‏.‏

12:35.300 --> 12:37.630
استعدادی نایابُ پیدا کرده بودم‏.‏

12:38.300 --> 12:40.560
برای یه مربّی‏،‏ هیچ لذّتی از اون بیش تر وجود
نداشت‏.‏

12:41.900 --> 12:47.640
خودمُ وقف بیرون کشیدن و هدایت کردن استعداد اون
کردم‏.‏

12:51.310 --> 12:53.680
اون بی نظیرترین کار‏.‏‏.‏‏.‏

12:53.750 --> 12:55.180
در طول زندگی منِ‏!‏

12:56.750 --> 12:58.810
یه ضربه ی مستقیم به بدن‏!‏

13:06.190 --> 13:06.890
وای‏!‏

13:06.960 --> 13:08.620
خوبه‏!‏ دیگه فنری نداره‏!‏

13:08.700 --> 13:12.660
ورگ‏،‏ بالا‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ دیگه نمی تونه ضربه
هاتُ جذب کنه‏!‏

13:12.730 --> 13:14.360
اگه به صورتش بزنی‏،‏ می خوابه‏!‏

13:15.770 --> 13:17.140
‏"‏ورگ‏"‏ جلو می کشه‏!‏

13:17.470 --> 13:19.910
با ضربه ی رگباریش دفاع اونُ نابود می کنه‏!‏

13:19.970 --> 13:22.910
خیلی قدرتمندِ‏!‏  شاید با یه ضربه ی دیگه شکستش
بده‏!‏

13:22.980 --> 13:24.740
ماکونوچی چی شده؟

13:24.810 --> 13:25.840
داره می بازه‏!‏

13:25.910 --> 13:27.400
یعنی دیگه امیدی بهش نیست؟

13:27.480 --> 13:30.080
اون تلاششُ کرد‏،‏ ولی دیگه تمومِ‏!‏

13:30.680 --> 13:32.620
تازه‏،‏ الان دیگه زندگیش تو خطرِ‏!‏

13:34.990 --> 13:37.920
بچّه‏،‏ طاقت بیار‏!‏ خواهش می کنم طاقت بیار‏!‏

13:38.560 --> 13:39.720
رییس‏!‏

13:39.790 --> 13:42.890
هر لحظه ممکنه دفاعش باز بشه‏!‏

13:42.960 --> 13:44.930
با تحمّل کردنش‏،‏ فقط آسیب بیش تری به خودش می
زنه‏!‏

13:45.000 --> 13:48.370
‏"‏ایپو‏-‏کون‏"‏ دیگه اسلحه ای نداره‏!‏ مبارزه ی
نابرابری شده‏!‏

13:52.810 --> 13:55.440
چرا داره‏.‏ هنوز یه اسلحه داره‏.‏

13:57.040 --> 13:59.840
اگه ‏"‏بچّه‏"‏ فقط به قدرتش وحشتناکش می
نازید‏.‏‏.‏‏.‏

13:59.910 --> 14:02.410
این قدر براش وقت نمی ذاشتم‏.‏

14:03.950 --> 14:06.180
به جرأت می تونم بگم‏،‏ اوّلین بار که
دیدمش‏.‏‏.‏‏.‏

14:06.850 --> 14:09.050
هیچ امیدی بهش نداشتم‏.‏

14:11.960 --> 14:16.900
ولی با همون کوته فکری ـم‏،‏ ‏"‏بچّه‏"‏ یه چیزی
بهم نشون داد‏.‏‏.‏‏.‏

14:27.410 --> 14:31.210
اسلحه ای که باعث میشه اون هیچ وقت شکست نخوره و
هیچ وقت تسلیم نشه‏.‏‏.‏‏.‏

14:31.310 --> 14:32.710
حتّی اگه زیر رگبار مشت بگیرنش‏.‏‏.‏‏.‏

14:32.780 --> 14:34.650
دوباره سر بلند می کنه‏،‏ دوباره و دوباره‏.‏

14:39.350 --> 14:41.180
اسلحه ای که بهش میگن ‏"‏دلاوری‏"‏‏!‏

14:45.260 --> 14:48.630
اون ‏"‏بچّه‏"‏ اسلحه ای داره که حتّی بزرگ ترین
مربّی ها هم‏.‏‏.‏‏.‏

14:48.700 --> 14:51.490
هر کاری بکنن‏،‏ نمی تونن به شاگردهاشون یاد بدن‏.‏

14:52.430 --> 14:56.060
خدای من‏!‏ ‏"‏ورگ‏"‏ بالاخره دفاعُ باز می کنه‏!‏

14:56.140 --> 14:57.100
گرفتم ـت‏!‏

15:00.010 --> 15:02.070
‏"‏ماکونوچی‏"‏ با یه ضربه به بدن برمی گرده‏!‏؟

15:04.880 --> 15:06.440
یه راست از ‏"‏ورگ‏"‏‏!‏

15:07.580 --> 15:10.740
شاید نمی تونم پاهامُ تکون بدم‏،‏ ولی مشتت که می
تونم بزنم‏!‏

15:13.120 --> 15:15.920
بدن‏،‏ بدن‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ تسلیم نمیشه‏!‏

15:15.990 --> 15:18.420
با این که به زور طناب ها وایساده‏،‏ بازم رگباری
از مشت ها رو روونه می کنه‏!‏

15:18.490 --> 15:20.080
تو می تونی‏!‏ تو سگ جونی‏!‏

15:20.160 --> 15:22.920
‏-‏ تسلیم نشو‏!‏
‏-‏ کاش می تونستم کمکش کنم‏!‏

15:23.000 --> 15:24.860
یه راست دیگه‏!‏

15:26.430 --> 15:28.370
داره از جلو می افته‏!‏

15:29.540 --> 15:31.400
خیلی به نزدیکیم‏،‏ نمی تونم کمرمُ خوب بچرخونم و
مشت بزنم‏!‏

15:32.210 --> 15:34.900
ولی با این که به بدنش تکیه داده‏،‏ به بدنش ضربه
می زنه‏!‏

15:35.010 --> 15:38.640
هنوز نه‏،‏ تا وقتی که جون داشته باشم‏.‏‏.‏‏.‏

15:39.550 --> 15:43.680
‏"‏رییس‏"‏ می دونه بعد از این چی میشه‏!‏

15:45.020 --> 15:48.080
اگه همین طور ادامه بدم‏،‏ بالاخره یه اتّفاقی می
افته‏!‏

15:49.290 --> 15:51.450
تا وقتی به اون نرسم‏،‏ تسلیم نمیشم‏.‏‏.‏‏.‏

15:51.530 --> 15:53.120
تسلیم نمیشم‏!‏

16:02.100 --> 16:04.430
در کنار طناب ها‏،‏ مبارزه ای نفس گیر در جریانِ‏.‏

16:04.970 --> 16:08.000
با این که آسیب زیادی دیده‏،‏ باز هم به مقاومتش
ادامه میده‏!‏

16:08.080 --> 16:11.640
‏"‏ورگ‏"‏ هم به هر ترتیبی که شده می خواد کارشُ
تموم کنه‏!‏

16:11.710 --> 16:14.440
هنوز می تونم تکون بخورم‏!‏ هنوز می تونم مشت
بزنم‏!‏

16:17.120 --> 16:19.480
چه بوکسور سرسختیِ‏.‏

16:19.550 --> 16:22.150
کُند نشو بچّه‏،‏ دیگه چیزی نمونده‏!‏

16:22.220 --> 16:24.160
یکم دیگه طاقت بیار‏!‏

16:24.220 --> 16:26.950
چی؟ اون منتظر چیه؟

16:27.930 --> 16:30.230
تو این جون دادن ـش چه امیدی می بینه‏!‏؟

16:31.530 --> 16:33.470
خورد‏!‏ یه راست از ‏"‏ورگ‏"‏‏!‏

16:34.770 --> 16:37.640
‏"‏ماکونوچی‏"‏ بالاخره از حرکت افتاد‏!‏

16:38.110 --> 16:39.230
تمومِ‏!‏

16:39.310 --> 16:43.680
سنگین بود‏.‏‏.‏‏.‏ دیگه باختم‏.‏

16:44.680 --> 16:47.200
ببخشید رییس‏.‏

16:47.280 --> 16:49.750
فک کنم اتّفاقی که قرار بود بیفته رو دیگه نمی
تونیم ببینیم‏.‏

16:50.280 --> 16:51.440
یه کاری‏.‏‏.‏‏.‏‏!‏

16:51.520 --> 16:53.180
این تمومش می کنه‏!‏

17:02.200 --> 17:05.630
اینجا رو‏،‏ خطا رفت‏!‏ چه اتّفاقی افتاد‏!‏؟

17:05.700 --> 17:07.630
بالاتنه ی ‏"‏ورگ‏"‏ از تعادل خارج شده‏!‏

17:07.700 --> 17:10.690
چی شده‏!‏؟ قضیه چیه‏!‏؟

17:10.770 --> 17:13.470
بدنم خیلی سنگین شده‏!‏

17:14.740 --> 17:16.730
چی شده ورگ؟

17:18.550 --> 17:21.110
خودشه‏!‏ بالاخره وقتش رسید‏!‏

17:22.350 --> 17:24.340
بچّه‏،‏ دستتُ مشت کن‏!‏

17:24.420 --> 17:27.820
اگه می تونی دست هاتُ مشت کنی‏،‏ مشت کنُ پرتابشون
کن‏!‏

17:36.760 --> 17:39.260
بالاتنه ی ‏"‏ورگ‏"‏ به عقب پرتاب میشه‏!‏

17:39.330 --> 17:41.200
مشت سنگینُ امیدوار کننده ای بود‏!‏

17:42.000 --> 17:44.200
ایول‏!‏ حالا کارشُ تموم کن‏!‏

17:45.940 --> 17:47.100
یه چپِ‏!‏

17:48.480 --> 17:49.440
چی؟

17:50.780 --> 17:52.140
یه راستِ‏!‏

17:52.950 --> 17:53.940
چی‏!‏؟

17:54.780 --> 17:56.940
چرا‏!‏؟ چرا داره کتک می خوره‏!‏؟

17:57.020 --> 17:58.450
استقامتش تموم شد‏.‏

17:58.520 --> 18:00.950
مزخرفِ‏!‏ تازه 4 راند شده که‏!‏

18:01.020 --> 18:02.490
شاید باورت نشه‏.‏‏.‏‏.‏

18:02.560 --> 18:04.650
ولی این بوکسور حرفه ایِ‏!‏

18:05.490 --> 18:09.550
دیگه محافظ سر ـی وجود نداره که از آدم مواظبت
کنه‏.‏

18:09.630 --> 18:12.160
این جا بوکسور خیلی سریع تر خسته میشه تا بوکسور
آماتور‏!‏

18:13.900 --> 18:16.600
‏"‏بچّه‏"‏ از روی ناامیدی مشت نمی زد‏.‏

18:17.100 --> 18:20.200
تموم این مدّت داشت به شما فشار می آورد‏!‏

18:20.270 --> 18:23.440
یعنی می خوای بگی خستگی ای که تموم این مدّت بدون
این که متوجّه ـش بشیم تو بدنش جمع شده بود‏،‏

18:23.510 --> 18:25.140
حالا داره خودشُ نشون میده؟

18:26.180 --> 18:28.270
همه ی اون مشت های مسخره و بی هدف‏.‏‏.‏‏.‏

18:28.350 --> 18:30.480
نقشه ی تو بود؟

18:30.550 --> 18:35.490
این تنها راهی که بود که مغز پیر من واسه ی بردن
بهش رسید‏.‏

18:35.560 --> 18:39.650
ریسک بزرگی بود ولی ‏"‏بچّه‏"‏ خیلی خوب انجامش
داد‏.‏

18:40.430 --> 18:43.160
‏"‏ورگ‏"‏ عقب نشینی می کنه‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ تموم
قدرت باقی مونده اشُ رو می کنه‏.‏‏.‏‏.‏

18:43.230 --> 18:45.160
تا از این موقعیت استفاده کنه‏!‏

18:49.070 --> 18:50.430
بدنم خیلی سنگین شده‏!‏

18:52.670 --> 18:54.440
انگار تو بدن یه نفر دیگه ام‏!‏

18:56.510 --> 18:58.170
عقب نکش‏،‏ ورگ‏!‏ این طوری کارتُ تموم می کنه‏!‏

18:59.950 --> 19:01.640
‏"‏ورگ‏"‏ هم جواب میده‏!‏

19:01.720 --> 19:03.510
ولی اون از ضربه های ‏"‏ماکونوچی‏"‏ آسیب دیده‏.‏

19:03.580 --> 19:05.680
مشت هاش اون تیزی همیشگیُ ندارن‏!‏

19:05.750 --> 19:07.880
شانس به ‏"‏ایپو‏"‏ رو کرده‏.‏

19:07.960 --> 19:10.420
آره‏!‏ حتّی اگه یه مشت هم بزنه‏،‏ می تونه ناک
داونش کنه‏!‏

19:10.490 --> 19:13.430
برو بچّه‏!‏ مبارزه تازه شروه شده‏!‏

19:13.490 --> 19:15.360
نرو تو دفاع ورگ‏!‏

19:15.430 --> 19:17.900
اگه الان عقب بکشی‏،‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ به مبارزه
مسلّط میشه‏!‏

19:18.770 --> 19:20.560
مبارزه به تبادل رگباری از مشت ها تبدیل شده‏!‏

19:20.630 --> 19:23.400
هرچند هیچ کدوم از بوکسورها یه مشت هدفمند پرتاب
نمی کنن‏!‏

19:23.470 --> 19:26.560
به خاطر اینه که مشت هاشون کُند شدن‏.‏

19:26.640 --> 19:31.740
هرچند هنوز ‏"‏مشت غزال‏"‏ و ‏"‏سفید دندان‏"‏
مونده‏.‏

19:31.810 --> 19:34.800
یه حسّی بهم میگه اون مشت ها نتیجه رو تعیین می
کنن‏.‏

19:35.580 --> 19:40.080
قبول دارم ولی تکنیک ‏"‏ایپو‏"‏ قبلاً دفاع شده‏.‏

19:40.150 --> 19:41.450
واضحِ که این به نفعش نیست‏.‏

19:41.990 --> 19:44.080
‏"‏ورگ سان‏"‏ داره کُند میشه‏.‏

19:44.160 --> 19:47.690
اگه یه مشت سنگین بزنم‏،‏ دیگه از کار می افته‏!‏

19:48.530 --> 19:51.290
داره پایین می کشه‏.‏ می خواد ‏"‏مشت غزال‏"‏ رو
بزنه‏.‏

19:52.030 --> 19:54.520
ادامه ی این مبارزه ی خسته کننده‏،‏ دیگه عاقلانه
نیست‏.‏

19:54.600 --> 19:56.030
می ذارم از اسلحه ی خفن ـش استفاده کنه‏.‏

19:57.670 --> 19:59.300
می تونم جلوی ‏"‏مشت غزال‏"‏ـشُ بگیرم‏!‏

19:59.840 --> 20:02.310
می ذارم شروعش کنه و بعد با یه ‏"‏سفید دندان‏"‏
کارشُ تموم می کنم‏!‏

20:03.810 --> 20:06.680
‏"‏ورگ‏"‏ هوا رو می زنه‏!‏ ‏"‏ماکونوچی‏"‏ شیرجه
میره‏!‏

20:07.550 --> 20:08.950
من می تونم‏!‏

20:09.020 --> 20:11.010
واو‏،‏ این موقعیتُ می شناسم‏!‏

20:11.080 --> 20:12.110
خـب‏،‏ بیا جلو‏!‏

20:12.190 --> 20:13.810
نه‏!‏ هنوز زوده‏!‏

20:15.920 --> 20:18.920
هنوز تو پایین تنه اش انرژی داره‏!‏ مشتی که زد تله
بود‏!‏

20:19.860 --> 20:22.990
گول خوردم‏!‏ نباید از مشتم استفاده کنم‏!‏

20:23.060 --> 20:25.760
همین که مشتتُ تموم کنی‏،‏ کارت هم تموم شده‏!‏

20:25.830 --> 20:27.770
نمی تونم نگه ـش دارم‏!‏ لعنتی‏!‏

20:27.830 --> 20:29.230
لعنتی‏!‏ لعنتی‏!‏

20:58.200 --> 21:02.930
مهم نیست چیکار کنم,بازم همونطوره

21:03.010 --> 21:11.350
بازم همون اشتباه رو مرتکب میشم

21:11.980 --> 21:18.480
واقعا چی مهمه؟

21:18.990 --> 21:21.420
همینطوری به پایین نگاه میکنم

21:21.490 --> 21:25.660
نگرانم که کجا قدم میزارم

21:25.730 --> 21:29.130
اما تو زمانی مثل اون

21:29.200 --> 21:32.460
تلاش میکنم تا جلو رو ببینم دورتر رو

21:32.540 --> 21:36.230
به دور دست ها نگاه کن

21:36.310 --> 21:42.770
از زوایای مختلف ایده های جدید رو پیدا کن

21:42.850 --> 21:49.840
وقتی که تو یه مسیر باریک قدم میزاری ,نگاه کن

21:49.920 --> 21:56.850
دنیات 360درجه عریضتر میشه

22:03.200 --> 22:04.190
استقامت‏.‏

22:04.260 --> 22:07.360
انرژی ای که برای یه مبارزه ی تمامُ کمال مورد
نیازِ‏.‏

22:08.170 --> 22:09.930
یه راند 3 دقیقه اس‏.‏

22:10.000 --> 22:14.200
هرچند فشاری که برای ناک داون کردن یه رقیب‏.‏‏.‏‏.‏

22:14.270 --> 22:17.730
با سرعت وحشتناکی انرژی ذهنی و جسمی رو مصرف می
کنه‏.‏

22:18.280 --> 22:21.010
بالاخره شانس بهم رو کرده‏.‏ باید پیش برم‏!‏

22:21.080 --> 22:23.810
آخرین ذرّه های اراده برای مشت کردن دستهام به کار
می گیرم‏!‏

22:23.880 --> 22:25.750
این شروع آزمایش واقعیِ استقامتِ‏!‏

22:26.690 --> 22:28.380
قسمت بعدی‏:‏ ‏"‏چیزی برای گفتن‏"‏