﻿WEBVTT

00:02.250 --> 00:05.470
این کارنیوال قهرمانی، برامون مبارزه ای برای کمربند وزن 61 کیلوگرم آماده کرده!

00:05.470 --> 00:09.610
این مبارزه ی از دست نرفتنی، چطور پیش خواهد رفت؟

00:10.590 --> 00:14.070
قهرمان، ایمائه کاتسوتاکا از عنوانش در مقابل مبارزه طلب آئوکی ماسارو، دفاع می کنه!

00:15.300 --> 00:17.500
از زده شدن زنگ آغاز مبارزه، یک دقیقه ی کامل گذشته،

00:17.500 --> 00:18.580
و مسابقه ی قیافه گرفتن هنوز ادامه داره.

00:18.990 --> 00:21.080
هنوز عشق نکردن دعوا کنن.

00:21.630 --> 00:25.080
<i>وضعیت خوبی داره، داره با وایسادن از همون جا فشار میره.</i>

00:25.080 --> 00:26.980
<i>نقطه ضعفی نداره هنوز.</i>

00:26.980 --> 00:30.510
<i>کجا حمله کنم؟ راست یا چپ؟</i>

00:33.940 --> 00:37.290
<i>ششش، چقدر کتابی وایساده...</i>

00:37.290 --> 00:40.220
<i>حالا که چپُ راست فایده ای نداره، میرم وسط!</i>

00:40.560 --> 00:42.600
مبارزه طلب میره جلو!

00:43.050 --> 00:45.350
<i>انگار بیش از حد نگرانش بودم!</i>

00:45.680 --> 00:47.150
<i>به همین خیال باش!</i>

00:47.640 --> 00:48.990
اون یه دفعه به راست می خزه!

00:48.990 --> 00:50.780
چه حرکت موذیانه ای!

00:50.780 --> 00:52.300
حالا آئوکی سان خودمون شد!

00:52.300 --> 00:53.530
آره، برو!

00:53.530 --> 00:56.570
<i>دالّی! حالا اوّلین مشتمُ نوش جان کن!</i>

00:57.170 --> 00:58.320
یه چپ!

00:58.820 --> 01:02.160
قهرمان انگار همه چیزُ از اوّل می دونست و با یه جب اونُ دور می کنه!

01:02.160 --> 01:03.080
<i>حروم...</i>

01:03.740 --> 01:05.370
قهرمان رگباری از جب شلّیک می کنه!

01:05.370 --> 01:07.580
اون، مبارزه طلبُ با ضربه های دقیقی هدف قرار میده!

01:16.340 --> 01:17.100
یه راست!

01:17.100 --> 01:19.440
فاصله رو به دقّت اندازه می گیره و مشت سنگینی حواله می کنه!

01:19.440 --> 01:20.600
ماسارو!

01:21.790 --> 01:24.730
<i>لعنتی، چه راست خرکی ای...</i>

01:25.090 --> 01:27.460
خدا رو شکر، هنوز سر پاست.

01:27.460 --> 01:31.940
مشت سنگینی خورد. کامل اسیر ریتم یارو شده.

01:31.940 --> 01:34.610
قهرمان یعنی همین. خوب تونسته مبارزه رو دست بگیره.

01:35.400 --> 01:36.970
حتّی اگه اون راست ناک داونش نکرده باشه،

01:36.970 --> 01:39.520
اگه بیش تر بهش بخوره، تو راندهای بعدی کارش ساخته اس...

01:40.060 --> 01:41.140
آئوکی!

01:41.140 --> 01:44.120
ریتمشُ بشکن. برو تو کار دلقک بازی دیگه!

01:44.710 --> 01:47.870
این جب های ساده، نونُ آب قهرمان شدن!

01:47.870 --> 01:49.830
مبارزه طلب می تونه یه راهی واسه نفوذ پیدا کنه!؟

01:53.630 --> 01:56.160
<i>اون ترکیب آخری، هر چی می خواستم بهم یاد داد.</i>

01:56.160 --> 01:57.630
<i>بعد از یه چپ ساده...</i>

01:58.390 --> 01:59.690
<i>یه راست میاد!</i>

02:01.770 --> 02:03.600
همه این وضعیتُ می شناسیم!

02:09.410 --> 02:11.380
مشت قورباغه ای ـه!

02:16.510 --> 02:18.680
مشت قورباغه ای ـه!

02:19.180 --> 02:22.310
این جا رو، میلیمتری، مشتُ جاخالی داد!

02:22.670 --> 02:24.620
اَه، فک کردم خورد!

02:24.620 --> 02:27.440
تکنیک ویژه اتُ جاخالی داد! دیگه چیزی واسه رو کردن نداری!

02:27.440 --> 02:29.230
آرزوی ممکلت به باد رفت!

02:29.570 --> 02:31.360
ولی کاری که مشت قورباغه ای کرده رو میشه...

02:31.360 --> 02:33.460
رو چونه ی قهرمان دید!

02:33.460 --> 02:35.630
قهرمان یکدفعه جدّی شد!

02:35.630 --> 02:38.220
<i>یه آپرکات با قدرت تمام بدن که از پایین میاد.</i>

02:38.220 --> 02:40.260
<i>این یه مشت دلقکی ساده نیست.</i>

02:40.260 --> 02:43.870
<i>اگه اون مشت بهم می خورد، سرم رفته بود!</i>

02:43.870 --> 02:45.310
اون ترسیده!

02:45.310 --> 02:48.800
دهنشُ سرویس کن!

02:45.820 --> 02:47.760
حتّی بعد از خطا رفتن، تشویق ها رو ببینین!

02:47.760 --> 02:49.450
نمایشی خوب از بهترین کمدین ـمون!

02:49.450 --> 02:51.130
هنوز راند اوّل ـه و مردم رو پاهاشون وایسادن!

02:51.580 --> 02:56.010
<i>جاخالی داد... یه نفر درساشُ خوب خونده!</i>

02:56.560 --> 02:58.270
<i>خب، اسلحه ی بزرگی در آوردم،</i>

02:58.270 --> 03:00.690
<i>ولی فک نکنم اوضاعُ برام آسون تر کرده باشه.</i>

03:00.690 --> 03:04.510
<i>بیخیال، الان باید مبارزه رو دست بگیرم!</i>

03:05.220 --> 03:07.520
مبارزه طلب، بیخیال میره جلو!

03:12.160 --> 03:14.900
حرکات تخیّلیش، گند زده به ریتم قهرمان!

03:17.580 --> 03:18.360
<i>کدوم یکی؟</i>

03:19.410 --> 03:20.360
<i>هر دو!</i>

03:25.490 --> 03:27.080
<i>حالا رفت پایین!</i>

03:27.080 --> 03:29.870
<i>داره رو زمین می خزه، آخه کجا رو بزنم؟</i>

03:32.530 --> 03:35.800
<i>رسماً کف رینگ بود، اون وقت از بالا مشت می زنه!؟</i>

03:39.300 --> 03:42.890
<i>آروم باش، اسیر دلقک بازی هاش نشو!</i>

03:43.750 --> 03:47.970
قهرمان رگباری از جب های سرعتی پرت می کنه ولی تابلوئه که اسگل شده!

03:48.310 --> 03:51.480
عمراً بتونین این سبک بوکسُ تو هیچ کتابی پیدا کنین!

03:52.690 --> 03:54.980
<i>لعنتی، اصلاً نمی تونم بزنمش!</i>

03:54.980 --> 03:56.030
آره، آئوکی!

03:56.030 --> 03:57.470
قهرمان لوله اس!

03:57.470 --> 03:59.030
دلقک تر شو!

03:59.030 --> 04:00.390
برو آئوکی!

04:00.390 --> 04:03.490
<i>حتّی با این که خطا رفت، مشت قورباغه ای تأثیر زیادی گذاشته.</i>

04:03.490 --> 04:06.120
<i>روند مبارزه کامل عوض شد!</i>

04:06.600 --> 04:08.400
ایمائه، نمی خواد تعقیبش کنی!

04:08.400 --> 04:10.120
یکم فاصله بگیرُ نفس چاق کن!

04:10.950 --> 04:14.460
قهرمان مبارزه از نزدیکُ بیخیال میشه و عقب می کشه!

04:15.260 --> 04:16.880
<i>وقت واسه خستگی در کردن نداریم!</i>

04:17.760 --> 04:21.220
یا ابوالفضل، وجداناً این حرکتاش اسم ندارن!

04:21.670 --> 04:24.830
مبارزه طلب، ریتم مخصوص خودشُ سوار مبارزه کرده!

04:25.300 --> 04:26.550
<i>آروم باش.</i>

04:26.550 --> 04:29.980
<i>حرکتاش هرچقددرم دلقکی باشن، بازم بوکس ـه.</i>

04:29.980 --> 04:30.980
<i>قانون داره!</i>

04:35.510 --> 04:36.940
<i>حالا!</i>

04:36.940 --> 04:38.550
<i>گول خوردی ایمائه!</i>

04:38.550 --> 04:39.940
<i>همونی که می خواستم!</i>

04:39.940 --> 04:42.820
یک-دو ی قهرمان رو هوا می مونه!

04:42.820 --> 04:45.320
مبارزه طلب اون وضعیت ویژه ی خودشُ می گیره!

04:45.760 --> 04:47.860
<i>آرّه!</i>

05:03.780 --> 05:04.680
<i>آره!</i>

05:04.680 --> 05:07.030
چـ چه کانتری!

05:07.030 --> 05:09.680
مشت قورباغه ای، پخش زمین شد!

05:10.090 --> 05:14.440
قهرمان حرکت فوق العاده ای زد. مشت قورباغه ای، له شد!

05:15.040 --> 05:17.110
و واو...

05:17.110 --> 05:21.340
با این که زمان بندیش بی نقص بود، ولی بازم کانتر خورد...

05:21.340 --> 05:24.000
اون یه مشت معمولی نبود.

05:24.000 --> 05:27.450
انگار کلّی روش کار شده بوده.

05:28.060 --> 05:31.730
<i>یه حرکت مثل مشت قورباغه ایُ نمیشه به این راحتی کانتر زد.</i>

05:31.730 --> 05:35.210
<i>اون کانتر، نتیجه ی ساعت های طولانی، تمرین بود. مگه نه ایمائه؟</i>

05:35.520 --> 05:37.340
<i>حتّی ناک داونش کردی.</i>

05:37.340 --> 05:40.840
<i>حتّی اگه بلند هم بشه، بهترین حرکتش شکست خورده.</i>

05:40.840 --> 05:44.220
مبارزه دیگه مال خودته!

05:44.880 --> 05:45.510
چهار.

05:45.510 --> 05:47.970
مبارز طلب نمی تونه تکون بخوره!

05:46.830 --> 05:47.970
پنج.

05:47.970 --> 05:50.470
چه داون بی رحمانه ای! یعنی می تونه بلند شه؟

05:50.470 --> 05:51.220
ماسارو!

05:51.220 --> 05:52.430
وایسا تومیکو!

05:52.950 --> 05:54.340
تاکامورا سان؟

05:54.340 --> 05:56.060
هنوز واسه اون جا رفتن زوده.

05:56.860 --> 05:57.730
شش!

05:58.730 --> 05:59.810
هفت!

06:00.530 --> 06:02.820
بلند شو!

06:03.400 --> 06:05.110
ولی می تونه ادامه بده؟

06:05.110 --> 06:07.430
داره حرکات کششی میره و دردُ برآورد می کنه.

06:08.110 --> 06:09.890
به نظر آروم میاد.

06:09.890 --> 06:12.470
اون به داون شدن عادت کرده.

06:12.470 --> 06:13.540
ولی...

06:14.800 --> 06:17.250
مشت قورباغه ایش، کانتر خورد.

06:17.250 --> 06:21.750
وقتی بفهمی بهترین حرکتت به درد نمی خوره، ضربه ی روحی بدی می خوری.

06:22.530 --> 06:24.050
حالا وضعیت مبارزه می گیره!

06:24.050 --> 06:25.260
مبارزه ادامه پیدا می کنه!

06:25.650 --> 06:29.650
<i>جاخالی دادن اوّلی، اتّفاقی نبود!</i>

06:29.650 --> 06:32.760
<i>زیرُ بم مشت قورباغه ایُ در آورده بوده!</i>

06:33.190 --> 06:35.010
<i>تو چشماش هنوز نور هست.</i>

06:35.010 --> 06:37.020
<i>پس هنوز انرژی داری.</i>

06:37.780 --> 06:42.510
یه شروع وحشتناک و شانسی فوق العاده برای قهرمان، ولی اون حرکتی نمی کنه.

06:42.510 --> 06:46.030
مثل همیشه آروم ـه، به آرومی به سمت مبارزه طلب حرکت می کنه!

06:46.990 --> 06:50.020
واسه همینه که مملکت به ایمائه میگن، کسل کننده.

06:50.500 --> 06:52.700
با این که فرصت بزرگی داره، بازم جوگیر نمیشه،

06:52.700 --> 06:54.370
و سرعت آروم خودشُ ادامه میده.

06:54.370 --> 06:57.290
پس تو راند اوّل، ناک اوت نمیشه؟

06:57.910 --> 07:01.170
نه تا وقتی که ایمائه خونسردی خودشُ حفظ کنه.

07:04.840 --> 07:09.090
<i>خیلی آروم شده، ولی واقعاً اسیب دیده؟</i>

07:10.080 --> 07:11.960
حالا تو فاصله ی نزدیکی قرار گرفتن!

07:11.960 --> 07:15.490
جو سنگین شده! آیا تو همین راند اوّل، یه ناک اوت می بینیم؟

07:17.220 --> 07:19.330
<i>فقط 30 ثانیه مونده...</i>

07:26.400 --> 07:27.740
داون شد!

07:27.740 --> 07:31.160
مبارزه طلب کف رینگ ولو میشه!

07:31.160 --> 07:34.290
شوخیت گرفته؟ جب ـه که بچّه بازی بود!

07:34.290 --> 07:36.170
تعادلشُ از دست داد!

07:36.170 --> 07:38.160
نه، ببین!

07:38.640 --> 07:42.390
اون بدجوری آسیب دیده! زانوهاش دارن می لرزن!

07:42.390 --> 07:43.890
به زور می تونه وایسه!

07:43.890 --> 07:47.170
ولی هنوزم وضیعت مبارزه می گیره! مبارزه ادامه پیدا می کنه!

07:47.810 --> 07:51.090
<i>حتماً اون کانتر قورباغه ای بدجوری بهش آسیب زد!</i>

07:51.090 --> 07:53.020
<i>حالا با هر مشتی هم که بزنمش داون میشه.</i>

07:53.500 --> 07:54.220
<i>می تونم ببرم!</i>

07:55.100 --> 07:57.170
حالا قهرمان میره جلو،

07:57.170 --> 07:58.620
و پشت سر هم مشت می زنه تا مبارزه رو تموم کنه!

07:58.620 --> 08:01.600
اگه آئوکی برای بار سوّم داون بشه، ایمائه با تکنیکال ناک اوت پیروز میشه!

08:01.600 --> 08:03.810
مبارزه طلب ناامیدانه دفاعشُ سفت کرده تا...

08:03.810 --> 08:05.270
از ناک اوت شدن تو راند اوّل جلوگیری کنه؛

08:05.270 --> 08:09.540
ولی بارون مشت از چپُ راست روش می باره!

08:09.540 --> 08:12.360
<i>داون شو، داون شو، داون شو!</i>

08:15.870 --> 08:18.820
راند اوّل تموم میشه!

08:18.820 --> 08:21.680
مبارزه طلب به لطف زنگ، نجات پیدا می کنه،

08:21.680 --> 08:24.440
ولی با این که تونست از ناک اوت شدن فرار کنه،

08:24.440 --> 08:29.030
قهرمان اونُ دو بار ناک داون کرد و قدرت بی نظیرشُ به رخ کشید!

08:30.510 --> 08:33.100
حالا همه چیزُ برمی گردونه، مگه نه؟

08:33.100 --> 08:34.760
<i>منم نمی دونم.</i>

08:35.110 --> 08:37.000
خوب بود! دیگه مبارزه دست ماست!

08:37.000 --> 08:40.390
آروم، خوب رو فرم هستیم. یکم دیگه مونده.

08:40.860 --> 08:44.650
نذار یه لحظه هم استراحت کنه. این قدر بزنش تا داون بشه!

08:45.160 --> 08:48.400
باشه. سریع کارشُ می سازم.

08:51.810 --> 08:54.160
خوبی آئوکی؟ می تونی مبارزه کنی؟

08:54.740 --> 08:56.570
آره بابا...

09:00.160 --> 09:01.510
راند دوّم!

09:48.320 --> 09:50.810
دیگه به آخر رسیده...

09:50.810 --> 09:52.150
یه جای کار می لنگه.

09:52.150 --> 09:53.350
می لنگه؟

09:53.350 --> 09:55.000
سه رانده که داره آئوکی رو می زنه،

09:55.000 --> 09:57.150
ولی هنوز نتونسته یه مشت درستُ حسابی وارد کنه.

09:58.400 --> 10:02.180
حالا که گفتی،  صورت ایمائه بدتر از آئوکی شده.

10:02.690 --> 10:04.200
انگار داره درد می کشه.

10:04.200 --> 10:07.230
اصلاً نمیشه قیافه ی یه برنده رو روی صورتش دید.

10:07.970 --> 10:10.730
یه جای کار این مبارزه می لنگه...

10:11.790 --> 10:13.230
اینم از زنگ!

10:13.230 --> 10:16.240
مبارزه طلب دوباره نجات پیدا می کنه!

10:16.830 --> 10:19.430
<i>لعنتی، نزدیک بودا.</i>

10:19.430 --> 10:21.730
<i>ناک اوت مجبوره تا راند بعدی صبر کنه.</i>

10:25.250 --> 10:28.460
<i>چرا قدماش معمولی شده؟</i>

10:29.040 --> 10:31.000
<i>چند ثانیه پیش که داشت بیهوش می شد.</i>

10:32.030 --> 10:34.130
<i>به زور می تونست رو پاهاش وایسه!</i>

10:36.150 --> 10:37.510
<i>و اون چشما چشونه؟</i>

10:38.150 --> 10:40.070
<i>داره منُ برانداز می کنه...</i>

10:42.680 --> 10:45.270
<i>می خواد ببینه چقدر خسته شدم!؟</i>

10:45.990 --> 10:49.650
<i>موش کثیف! یعنی از همون راند اوّل، همه چیز...</i>

10:49.650 --> 10:51.710
<i>... دلقک بازی بود!؟</i>

10:57.770 --> 11:00.350
این دیگه چه استراتژی پر خطرناکی بود؟ طررف رسماً دیوونه اس.

11:00.350 --> 11:03.830
داون شدن هاش هم، فیلم بود؟! باورم نمیشه.

11:05.040 --> 11:09.090
<i>حالا این قدر خشته شدم که نمی تونم با پاهام کار کنم.</i>

11:09.090 --> 11:10.830
<i>تنها راهی که دارم...</i>

11:11.610 --> 11:12.890
<i>مشت تو مشت مبارزه کردن ـه.</i>

11:12.890 --> 11:16.340
<i>من کامل اسیر نقشه اش شدم!</i>

11:16.340 --> 11:19.190
ای خدا.

11:19.190 --> 11:21.280
بوکسورای کهنه کار چقدر ترسناکن.

11:21.280 --> 11:22.550
تو هم مغرت تاب ورداشته!؟

11:22.550 --> 11:25.130
منم همون قدر تو بوکس عمر کردم ولی یه ذرّه هم به این دلقک بازی ها فک نکردم!

11:25.130 --> 11:29.520
آئوکی تنها موجود زنده رو کره ی زمین ـه که با این کارا نتیجه می گیره!

11:29.520 --> 11:31.740
یا شاید اینا جواب دادن چون آئوکی اجرا کننده ـشون بود.

11:31.740 --> 11:35.480
هیچ کس دیگه نیست که بتونه بهتر از آئوکی رقیبُ گیج کنه.

11:36.170 --> 11:37.510
راند پنج!

11:38.890 --> 11:40.930
<i>تبادل مشت می خواستی، بفرما!</i>

11:40.930 --> 11:41.990
<i>تا صبح مشت میندازم برات!</i>

11:42.590 --> 11:46.430
یه مشت تیز و فرار!

11:46.430 --> 11:48.750
مبارزه طلب برای اوّلین بار از پاهاش استفاده می کنه!

11:48.750 --> 11:50.450
<i>مسخره کردی؟</i>

11:50.450 --> 11:53.130
<i>چرا نمیاد جلو؟</i>

11:53.130 --> 11:56.790
<i>تازه پاهات تو باتلاق گیر کرده.</i>

11:56.790 --> 12:01.380
<i>می خوام تا گردن بکشونمت زیر گل!</i>

12:01.380 --> 12:04.180
<i>حالا که خسته شدم، می خوای...</i>

12:04.180 --> 12:06.020
<i>از راه دور مبارزه کنی؟</i>

12:06.020 --> 12:08.140
<i>کرّه خر!</i>

12:08.560 --> 12:12.450
قهرمان با یه مشت بلند حمله می کنه ولی سایه رو می زنه!

12:12.450 --> 12:15.470
حالا مبارزه طلب ـه که داره تو رینگ می رقصه!

12:15.470 --> 12:18.860
<i>تاپاله! مثل مرد بیا جلو!</i>

12:19.650 --> 12:21.570
مبارزه طلب، ترُ تازه به نظر می رسه.

12:21.570 --> 12:24.370
انگار تازه راند اوّل ـشه!

12:24.370 --> 12:26.340
ایمائه، آروم باش!

12:26.340 --> 12:28.700
این مشت های سنگین فقط خسته ات می کنن!

12:31.140 --> 12:34.210
<i>فایده نداره، این قدر جوگیر شده که صدامُ نمی شنوه.</i>

12:34.210 --> 12:37.010
آئوکی خنده ام میندازه.

12:37.010 --> 12:41.100
من که نمی فهمم. همه اش داشت مشت می خورد...

12:41.100 --> 12:44.220
واسه غیرحرفه ای ها، این طور به نظر اومد.

12:45.570 --> 12:47.360
داشت نقش "مرده ها" رو بازی می کرد.

12:48.140 --> 12:50.990
ایمائه فک کرد شانس تموم کردنُ پیدا کرده و بی وقفه حمله کرد.

12:50.990 --> 12:55.380
راند دوّم، سوّم و چهارمُ داشت به دیوار می کوبید.

12:55.790 --> 13:00.060
آئوکی هم از موقعیت استفاده کرد و انرژی ذخیر کرد.

13:00.690 --> 13:04.160
وقتی اون فهمید نه دقیقه ی تموم داشته الکی مشت می زده،

13:04.660 --> 13:08.200
ذهنشم مثل بدنش آسیب دید.

13:08.890 --> 13:12.460
یه چپ گلوله ای، به چونه ی قهرمان اصابت می کنه!

13:12.850 --> 13:15.870
برو! حالا نوبت توئه که مشت بارونش کنی!

13:15.870 --> 13:17.230
هنوز نه!

13:17.230 --> 13:19.840
این راند واسه آئوکی، آخریش نخواهد بود.

13:20.660 --> 13:23.190
ما واقعاً باید از کارش شگفت زده باشیم، یاگی سان.

13:23.190 --> 13:28.350
حتماً وایسادن جلوی اون همه حلمه ی قهرمان براش سنگین بوده.

13:28.350 --> 13:30.700
شاید به نظر بیاد چیزی نشده،

13:30.700 --> 13:34.230
ولی اون رقصیدنُ فرار کردن واسه بازیابی قدرت خودش ـه.

13:34.230 --> 13:37.060
پس واسه همینه که مثل همیشه نمیره جلو و تبادل مشت کنه؟

13:37.060 --> 13:40.610
صاف بعد از نقش "مرده ها" رو بازی کردن، نقش "زنده" ها رو گرفته، ها؟

13:40.960 --> 13:43.970
حتماً مغزش داره با سرعت بی نهایت کار می کنه.

13:43.970 --> 13:47.620
انگار داره با تمام وجود مبارزه می کنه!

13:53.170 --> 13:55.410
<i>همین که میام نفس بگیرم، جب می زنه!</i>

13:55.410 --> 13:58.290
<i>یعنی جوونمرداننه بازی کردن براش معنی نداره؟</i>

13:59.940 --> 14:00.800
<i>بازم فرار؟</i>

14:01.440 --> 14:04.140
<i>آئوکی ماسارو. خیلی پستی!</i>

14:09.390 --> 14:11.740
<i>این قدر جوگیر نشو.</i>

14:11.740 --> 14:15.310
<i>اونی که باید عصبانی باشه منم!</i>

14:15.310 --> 14:18.730
<i>مشت قورباغه ای منُ دَک می کنی؟</i>

14:20.430 --> 14:24.070
زانوان قهرمان به لرزه می افتن! بدجوری آسیب دیده!

14:25.490 --> 14:26.910
و راند تموم میشه!

14:26.910 --> 14:30.160
این دفعه قهرمانه که با زنگ نجات پیدا می کنه!

14:31.690 --> 14:34.450
<i>فقط با چپ های من به لرزه افتاده.</i>

14:34.450 --> 14:36.910
<i>این یعنی این قدر خسته اس که نمی تونه خوب رو پاهاش وایسه.</i>

14:37.570 --> 14:40.530
<i>داره تو باتلاق من، دستُ پا می زنه.</i>

14:40.530 --> 14:44.420
<i>وقتشه. مبارزه ی واقعی، راند بعد میاد!</i>

14:44.740 --> 14:48.930
<i>آماده باش! می خوام حرکتی که تازه اختراع کردمُ رو کنم!</i>

14:52.430 --> 14:57.180
<i>باورم نمیشه... شرایط ایمائه هیچ وقت مشکلی نداشته، ولی الان...</i>

14:59.330 --> 15:01.940
سرتُ پایین ننداز، تو قهرمانی!

15:02.400 --> 15:07.230
ناک اوتُ بیخیال. فقط آروم باشُ واسه امتیاز گرفتن بزنش!

15:07.230 --> 15:08.450
باشه...

15:08.900 --> 15:11.310
<i>سرُ بدنم سنگین شدن.</i>

15:11.850 --> 15:13.950
<i>نمی تونم فکر کنم...</i>

15:13.950 --> 15:16.160
خب، خوبه!

15:16.160 --> 15:19.270
می دونم خسته شدی. فقط نفس بگیر.

15:19.270 --> 15:21.350
می خوای راند بعدی بری تو کارش، نه؟

15:22.540 --> 15:24.980
قیافه ات داره داد می زنه.

15:24.980 --> 15:29.720
نمی دونم چه نقشه ای داری، ولی تمام تلاشتُ بکن!

15:29.720 --> 15:31.220
کمربند جلوی رومون ـه!

15:31.220 --> 15:32.680
حواستُ جمع کن.

15:32.680 --> 15:34.570
تمرکز داشته باش.

15:34.570 --> 15:35.970
باشه.

15:37.040 --> 15:39.600
<i>وقت خوبی واسه تشویق کردن پیدا کردن.</i>

15:39.600 --> 15:42.880
<i>راستش، حرکت جدیدم خیلی ریسکی ـه.</i>

15:42.880 --> 15:45.980
<i>تازه، این اوّلین باری میشه که تو یه مبارزه ازش استفاده کردم.</i>

15:45.980 --> 15:48.010
<i>دیگه اعتماد به نفس داشتن معنی نداره!</i>

15:48.010 --> 15:50.310
<i>قمار بزرگی ـه!</i>

15:50.310 --> 15:52.490
<i>ولی هنوزم، من پایه ام.</i>

15:52.850 --> 15:54.990
<i>بهت احتیاج دارم، تومیکو...</i>

15:55.840 --> 15:59.060
<i>به من قدرت بده!</i>

16:00.210 --> 16:02.430
اوه پسر، دیگه جدّی شده.

16:02.430 --> 16:04.490
می خواد واسه کشتن بره جلو.

16:04.490 --> 16:06.250
تو می تونی ماسارو!

16:06.660 --> 16:08.110
راند شش!

16:10.280 --> 16:12.680
پلک نزنین، بچّه ها...

16:13.530 --> 16:15.210
می خواد یه کاری بکنه.

16:16.680 --> 16:20.850
<i>چیزی نیست. چیزی نیست. جواب میده!</i>

16:21.650 --> 16:23.730
<i>باید ریتم بازیُ دست بگیرم!</i>

16:24.560 --> 16:26.090
مبارز ها به هم خیره شدن!

16:26.090 --> 16:28.570
کی اوّلین حرکتُ می زنه؟

16:28.570 --> 16:31.560
<i>ریتم من... با چپ شروع میشه!</i>

16:32.850 --> 16:35.490
مبارزه طلب میره تو! می خوان تبادل مشت کنن!

16:35.800 --> 16:37.490
<i>داری خرکی میای!؟</i>

16:39.500 --> 16:41.500
<i>بیش از حد خسته شدم! نمی تونم فرار کنم!</i>

16:41.500 --> 16:44.210
<i>بگیر که نیومد!</i>

16:47.680 --> 16:48.390
<i>چیـ</i>

16:49.600 --> 16:50.710
چی؟

16:51.550 --> 16:52.550
ها؟

16:53.120 --> 16:54.430
چرا وایساد؟

17:11.190 --> 17:13.250
قهرمان داون شده!

17:13.250 --> 17:14.930
یه لحظه چشممُ از مبارزه برداشتم،

17:14.930 --> 17:16.210
ولی وقتی برگشتم دیدم قهرمان با صورت رو زمین ـه!

17:16.200 --> 17:17.840
اصلاً نمی دونم چه خبر شده بچّه ها،

17:16.210 --> 17:17.840
<i>آره! آره!</i>

17:17.840 --> 17:19.260
<i>جواب داد!</i>

17:17.840 --> 17:20.550
ولی مبارزه طلب داره بالا پایین می پره، انگار که دیگه برده!

17:19.260 --> 17:21.350
<i>تونستم!</i>

17:20.550 --> 17:22.200
یعنی چه اتّفاقی افتاده!؟

17:22.650 --> 17:25.260
ایول میاسارو! کارت درسته!

17:25.260 --> 17:27.330
هی هی، چجور داونش کرد؟

17:27.330 --> 17:28.460
خفه!

17:28.900 --> 17:31.930
<i>تظاهر کرد یه چیز خفنی دیده و بعد اون طرفُ نگاه کرد...</i>

17:31.930 --> 17:34.470
<i>چه غلطی کرد!؟</i>

17:34.470 --> 17:36.040
دیدیش!؟

17:36.040 --> 17:37.000
آره!

17:37.000 --> 17:38.970
خوب شد این بالا نشستیم!

17:39.460 --> 17:41.090
مشت قورباغه ای بود!

17:41.090 --> 17:43.710
همون حرکتی که ایمائه قبلاً روش کانتر زده بود!

17:43.710 --> 17:46.730
ولی خفنیش این جاست که تونست رو صورتش فرود بیاره!

17:46.730 --> 17:48.820
<i>آره، جواب داد!</i>

17:48.820 --> 17:51.730
<i>پسر، مشتت هیچ کسی تا الان این قدر خسته ام نکرده بود!</i>

17:52.080 --> 17:55.330
قهرمان داره به زور بلند میشه!

17:55.330 --> 17:57.240
می تونه قبل از شمارش، بلند شه؟

17:55.700 --> 17:56.550
چهار.

17:57.970 --> 18:01.990
تو تموم سال هایی که اطرافُ درون این رینگ بودم، همچین چیزی ندیدم.

18:01.990 --> 18:05.000
ایمائه! بلند شو! بلند شو!

18:05.000 --> 18:08.290
<i>چی کارم کردی؟</i>

18:08.290 --> 18:11.890
<i>یه لحظه اون طرفُ نگاه کرد... منم همین طور...</i>

18:11.890 --> 18:13.380
<i>دیگه نفهمیدم بعدش چی شد!</i>

18:15.480 --> 18:18.340
بلند شو! قهرمان وضعیت مبارزه می گیره!

18:18.340 --> 18:20.150
مبارزه ادامه پیدا می کنه!

18:20.150 --> 18:22.740
برو آئوکی، کمربندُ بگیر!

18:22.740 --> 18:24.140
تو قهرمان جدید میشی!

18:25.290 --> 18:28.650
<i>خب، میرم دوباره و دوباره ناک اوتش کنم...</i>

18:28.650 --> 18:30.510
یه کلینچ!

18:30.510 --> 18:32.460
قهرمان دست هاشُ اطراف مبارزه طلب حلقه می کنه و نگه می داره.

18:32.460 --> 18:34.100
دیگه ناامیدد شده!

18:34.100 --> 18:35.190
جدا شین!

18:35.660 --> 18:36.820
<i>ولم کن!</i>

18:37.870 --> 18:40.700
قهرمان چسبیده و داره وقت می خره!

18:41.370 --> 18:43.970
<i>آخه کدوم احمقی از این کارا می کنه، لعنتی؟</i>

18:43.970 --> 18:45.960
<i>وسط مبارزه اون طرفُ نگاه می کنی؟</i>

18:45.960 --> 18:47.910
<i>کی این کارُ می کنه لعنتی؟</i>

18:47.910 --> 18:50.350
<i>ما وقتی میایم تو رینگ، جونمونُ می ذاریم وسط.</i>

18:50.350 --> 18:53.800
<i>هیچ آدمی جرأت نمی کنه چشمشُ از رقیب برداره!</i>

18:57.650 --> 19:02.070
<i>فک می کردم تو فقط یه دلقکی که مسخره بازی درمیاره، ولی اشتباه می کردم.</i>

19:02.710 --> 19:04.590
<i>این مرد، قوی ـه.</i>

19:04.590 --> 19:08.080
<i>هیچ وقت بوکسور با این قدرت پولادی ندیده بودم!</i>

19:08.080 --> 19:12.170
یه آپرکات اونا رو از هم جدا می کنه. حالا از هم فاصله گرفتن!

19:12.170 --> 19:13.100
<i>ای وای!</i>

19:21.070 --> 19:22.340
<i>نـ نکن!</i>

19:23.860 --> 19:25.290
<i>جون مادرت نکن!</i>

19:27.040 --> 19:29.620
<i>گرفتمت!</i>

19:30.880 --> 19:31.920
<i>رفت؟</i>

19:39.490 --> 19:41.590
مشت قورباغه ای از کف رینگ به پرواز درمیاد!

19:41.590 --> 19:45.600
پس این طوری بود که قهرمانُ داون کرد!

19:48.280 --> 19:50.240
قهرمان دوباره به کف رینگ برمی گرده!

19:50.240 --> 19:52.480
مشت قورباغه ای سرپاست!

19:52.480 --> 19:54.730
<i>آره!</i>

19:54.730 --> 19:59.370
آیا این مشت آخر مبارزه بود؟ آیا قهرمانی منتقل میشه؟

19:59.370 --> 20:01.490
ماساروی خودم ـه!

20:01.490 --> 20:04.870
دوباره... گول خوردم...

21:24.910 --> 21:29.910
<b>The Distance Between Me and Glory</b>