﻿WEBVTT

00:03.740 --> 00:07.139
اثر انگشت‌های تو با خون مادرت ترکیب شده

00:07.140 --> 00:10.859
من نکُشتمـش. من وقتی از خونه
دراومدم، زنده بود

00:10.860 --> 00:12.139
من مرد سوار ماشین هستم

00:12.140 --> 00:13.699
عذر جک آرگایل

00:13.700 --> 00:15.539
آرتور، دوست دارم برات شام بخرم

00:15.540 --> 00:19.859
خیلی دیر اومدید، جک قبل از اینکه پرونده
به دادرسی برسه توی زندان مُرد

00:19.860 --> 00:22.019
جک به فرزندی قبول شده بود؟ -
خدایا، بله، همه‌شون همین‌طورن -

00:22.020 --> 00:26.339
دوست دارم ازت تشکر کنم، برای اینکه -
...قبول کردی همسر من بشی     - نه

00:26.340 --> 00:28.579
من نمی‌تونم در مورد کارم صحبت کنم

00:28.580 --> 00:29.979
اسرار رسمی

00:29.980 --> 00:32.579
کُل خانواده‌ی کوفتی مظنونن

00:32.580 --> 00:35.179
هیچ‌کس بیشتر از تو ازش متنفر نبود

00:35.180 --> 00:39.099
نجس!     - برادر جک اومد به دیدنم -
ازت می‌خوام بری -

00:39.100 --> 00:44.019
اگه لیو آرگایل ازت می‌خواد بری، مجبور می‌شه
پول بده، نصف‌نصف تقسیمـش می‌کنیم

00:44.020 --> 00:45.179
اون اخاذیه

00:45.180 --> 00:47.979
دست‌های کدوم‌شون خونیه؟

00:47.980 --> 00:50.910
ریچل -
به افتخار ریچل -

00:51.000 --> 00:59.300
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:27.700 --> 01:35.400
« مصیبت بی‌گناهی از آگاتا کریستی »

02:00.260 --> 02:01.699
کار اون نبود. اون بی‌گناهه

02:01.700 --> 02:05.880
نه، نه! من جهنمی‌ام، من جهنمی‌ام

02:48.260 --> 02:51.219
نمی‌تونی اینجا باشی، واقعاً نمی‌تونی -
باید با پدرتون صحبت کنم -

02:51.220 --> 02:54.333
منتظر می‌مونم تا بیدار بشه -
اگه این برای تو مایه‌ی خوشیه، برای ما نیست -

02:54.334 --> 02:56.419
.ما جهنم رو از سر گذروندیم
!تو نمی‌دونی جهنم چجوریه

02:56.420 --> 02:58.320
می‌دونم جهنم چجوریه

02:59.180 --> 03:01.440
...محض رضای خدا

03:02.500 --> 03:06.300
!باید کاری کنم پدرتون به حرفم گوش کنه -
خفه‌شو و سوار ماشین شو -

03:08.020 --> 03:10.160
چرا نمی‌ذارید کمک کنم؟

03:11.100 --> 03:12.800
برگرد توی خونه

04:07.020 --> 04:11.440
خب، هیچ‌یک از مردها سعی کردن
باهات لاس بزنن؟

04:12.260 --> 04:13.960
البته که نه

04:14.340 --> 04:16.240
کور باید باشن

04:20.420 --> 04:22.179
پدرت خوش گذروند

04:22.180 --> 04:25.099
علی‌رغم اینکه دیروز سروکله‌ی
اون پسره‌ی عجیب‌غریب پیدا شد

04:25.100 --> 04:27.059
این‌طور به‌نظر می‌رسید

04:27.060 --> 04:29.320
همین مهمه، مگه نه؟

04:30.380 --> 04:37.040
می‌دونی، من هرکاری از دستم برمیاد انجام می‌دم تا روز -
عروسی پدرت به یاد موندنی بشه     - روحیه‌ی خوبی داری

04:37.860 --> 04:40.440
همین‌طوره، مگه نه؟

04:47.260 --> 04:50.419
عذر می‌خوام. می‌دونم برای برادرتون
خیلی دیر اومدم، ولی هنوزم می‌تونم کمک کنم

04:50.420 --> 04:51.579
می‌تونم تبرئه‌ش کنم

04:51.580 --> 04:54.580
.دست از سر خانواده‌ی من بردار
دست از سر برادرم بردار

04:55.500 --> 04:57.200
بعدی

04:57.980 --> 05:01.579
انگار دل‌تون می‌خواد اون گناهکار باشه -
به من نگو دلم چی می‌خواد -

05:01.580 --> 05:04.459
درد داشت     - هدف هم همین بود -
چرا حرفم رو باور نمی‌کنید؟ -

05:04.460 --> 05:06.299
،دارم حقیقت رو بهتون می‌گم
جک بی‌گناه بود

05:06.300 --> 05:08.059
چرا صاف اومدی پیش ما، نرفتی پیش پلیس؟

05:08.060 --> 05:11.059
اومدم که...     - خفه‌شو. به این خاطر که -
حقیقت رو نمی‌گی

05:11.060 --> 05:14.259
،نه حتی یک‌ذره. اینکه بگی کی هستی
کجا بودی، می‌شه حقیقت

05:14.260 --> 05:16.499
تو دغلکاری -
...من -

05:16.500 --> 05:18.760
من از انجام این‌کار لذت نمی‌برم

05:19.500 --> 05:22.099
خیلی‌خب؟ برای من خوشایند نیست

05:22.100 --> 05:24.040
ولی به انجامـش ادامه می‌دم

05:24.940 --> 05:26.920
بهت هشدار دادم

06:35.260 --> 06:38.400
اون مرده برگشت، دکتر کالگری

06:38.980 --> 06:41.380
بیرون خونه منتظر بود

06:42.220 --> 06:44.600
میکی گفت به کسی نگم

06:45.660 --> 06:48.120
پس چرا داری به من می‌گی؟

06:50.220 --> 06:52.200
به‌خاطر بابا، به گمونم

06:53.620 --> 06:55.579
به‌نظرت چرا برگشت؟

06:55.580 --> 06:57.480
کار لاشخورها همینه

06:58.420 --> 07:00.520
هی برمی‌گردن

07:00.940 --> 07:03.699
تا به استخون‌ها نوک بزنن
تا زمانی که دیگه چیزی باقی نمونده باشه

07:03.700 --> 07:06.979
گاهی اوقات به چیزهای خیلی وحشتناکی
فکر می‌کنم، تینا

07:06.980 --> 07:09.499
که دوست دارم با آدم‌ها چی‌کار کنم

07:09.500 --> 07:13.499
صورت‌شون رو له کنم، تا فقط
ازشون خون بمونه و دندون

07:13.500 --> 07:17.099
هرکسی می‌تونه از خود بی‌خود بشه، نمی‌تونه؟ -
بس کن. باید بس کنی -

07:17.100 --> 07:20.239
می‌تونستم اون‌شب به‌خاطر
کاری که کرد، بکُشمـش

07:24.940 --> 07:26.800
بابا رو می‌خوام

07:33.180 --> 07:35.139
،دلم می‌خواست بکُشمـش
دلم می‌خواست مُرده باشه

07:35.140 --> 07:38.140
.باید این رو تموم کنی
...مجبوری، چون من

07:42.060 --> 07:43.760
من نمی‌تونم

08:05.580 --> 08:09.040
هستر، برو لباست رو عوض کن

08:11.700 --> 08:13.819
انجام شد. قبل‌تر رفت

08:13.820 --> 08:15.820
مایه‌ی تسلیه. ممنون

08:18.500 --> 08:22.379
بله، اون پسره کالگری گفت که
رفتی به دیدنش

08:22.380 --> 08:24.499
بهش گفتی از اینجا بره -
این رو بهم نگفتی -

08:24.500 --> 08:26.019
واقعاً باهاش صحبت کردی؟

08:26.020 --> 08:28.299
خب، این‌طوری نیست که بتونم
پاشم برم، عزیزم، هست؟

08:28.300 --> 08:31.459
ولی طوری حرف می‌زد که انگار
تهدیدش کردی، مایکل

08:31.460 --> 08:35.059
خب، نکردم      - خب، امیدوارم حرف‌هاش-
به گوش کسی نخورده باشه. مرد احساساتی‌ایه

08:35.060 --> 08:39.059
خیلی مستأصله که حرف‌ـش باور بشه و داستانش رو
تعریف کنه، البته اگه بشه بهش گفت داستان

08:39.060 --> 08:42.110
می‌دونی، پیش‌خدمت‌ها مجبور شدن -
از من جداش کنن     - چی؟

08:42.111 --> 08:45.259
خیلی بی‌ثبات به‌نظر می‌رسه، و به‌نظرم
خیلی خوبه که میکی رفت به دیدنش

08:45.260 --> 08:47.419
دل‌تون نمی‌خواد که چیزی
خللی در عروسی ایجاد کنه

08:47.420 --> 08:52.019
نه، دل‌مون نمی‌خواد -
آب رو گل‌آلود کنه، کثافت‌کاری رو برملا کنه -

08:52.020 --> 08:55.979
تو واقعاً پسر درجه‌یکی هستی -
همین‌طوره -

08:55.980 --> 08:59.259
حالا، بیاید صبحانه بخوریم

08:59.260 --> 09:04.539
،نمی‌تونم بهش فکر نکنم، که حداقلش
باید در مورد این پسره به پلیس بگی، لیو

09:04.540 --> 09:06.379
فکر کنم خیلی علاقه‌مند باشن

09:06.380 --> 09:08.579
بعد از این‌همه مدت سروکله‌ش پیدا شده

09:08.580 --> 09:10.659
روزنامه‌ها هم که جای خود دارن

09:10.660 --> 09:15.299
منظورم اینه، ما همه‌مون می‌خوایم در این مسئله‌ی
بسیار مصیبت‌بار، نکوهش‌ناپذیر باشیم، مگه نه؟

09:15.300 --> 09:20.619
،و تهدیدکردن دکتر کالگری
نکوهش‌ناپذیر به‌نظر نمیاد

09:20.620 --> 09:22.320
کاملاً برعکس

09:23.500 --> 09:25.459
این‌طور فکر نمی‌کنید؟

09:25.460 --> 09:26.979
می‌دونی من چی فکر می‌کنم؟

09:26.980 --> 09:29.699
فکر می‌کنم واقعاً مایه‌ی تأسفه که
از اون تصادف ماشین زنده بیرون اومدی

09:29.700 --> 09:31.819
،این حرف رو بهش نزن
به خودت این اجازه رو نده

09:31.820 --> 09:35.560
چیزی توی فکرته، میکی؟ هوم؟

09:36.660 --> 09:40.400
شب قتل ریچل کجا بودی؟

09:40.940 --> 09:43.539
سر کار -
کی شب کریسمس کار می‌کنه؟ -

09:43.540 --> 09:46.459
تو و نیکلاس قدیس؟ -
جاییه که زندگی می‌کرد -

09:46.460 --> 09:49.379
البته که اونجا بود -
اوه، زبون باز کرد -

09:49.380 --> 09:51.059
ندیمۀ وفادار

09:51.060 --> 09:53.699
همیشه خدمتکارها هستن که
بیشتر از اون چیزی که می‌گن، می‌دونن

09:53.700 --> 09:56.920
فیلیپ، خیلی مراقب باش

09:59.820 --> 10:04.259
،الان که هیچ‌کس نیست کمک‌ـت کنه
چطوری با خوندن و نوشتن کنار میای؟

10:04.260 --> 10:09.280
،تا زمانی که جملات کوتاه و حروف بزرگ باشن
مشکلی نیست؟

10:10.300 --> 10:12.459
خب، حداقل می‌تونم راست کنم

10:12.460 --> 10:14.179
تعجبی نداره مری خُل شده

10:14.180 --> 10:17.619
ازش پول گدایی می‌کنی، اونوقت یه سکس
درست‌حسابی هم واسه زحمات‌ـش گیرش نمیاد

10:17.620 --> 10:22.139
!ازت متنفرم. ازت متنفرم، ازت متنفرم -
...مایکل -

10:22.140 --> 10:25.819
.حقیقت‌ـش من سعی دارم گریپ‌فروت‌ـم رو بخورم
حقیقت‌ـش، سعی دارم گریپ‌فروت‌ـم رو در آرامش بخورم

10:25.820 --> 10:29.320
گریپ‌فروت کوفتی‌ـت رو بخور، من جلوت رو نگرفتم -
!کافیه -

10:32.820 --> 10:35.899
عوضی غیر قابل تحمل حقیر

10:35.900 --> 10:39.979
من قدیما به افرادی مثل تو آسیب -
می‌رسوندم. گوشمالی‌شون می‌دادم     - قدیما؟
[ هرت به معنای آزار دادن هم هست ]

10:39.980 --> 10:42.720
دیگه چیزی رو گوشمالی نمی‌دی، مگه نه؟

10:44.820 --> 10:47.499
می‌تونم بگم محتوای این موضوع
و این طرز صحبت

10:47.500 --> 10:50.459
مناسب میز صبحانه، یا در این مورد
مناسب هیچ میزی نیست؟

10:50.460 --> 10:52.459
اوه، کم‌رو نباش، گوئندا

10:52.460 --> 10:57.059
ما همه می‌دونیم زمانی که ریچل هنوز
زنده بود، تو مثل الاغ ساحلی

10:57.060 --> 11:00.600
.از لیو سواری می‌گرفتی
احتمالاً روی همین میز لعنتی

11:09.580 --> 11:12.040
می‌دونم قضیه در مورد پوله

11:12.780 --> 11:16.080
من جیره‌ی مری رو افزایش نمی‌دم

11:16.540 --> 11:23.040
پس این بازی بی‌رحمانه‌ای که داری
انجام می‌دی، باید تموم بشه... همین حالا

11:27.740 --> 11:29.680
...خب

11:39.380 --> 11:41.360
تو کجا بودی؟

11:43.420 --> 11:45.339
کِی؟

11:45.340 --> 11:47.040
خودت می‌دونی کِی

11:48.380 --> 11:49.859
،همون‌طور که به پلیس گفتم

11:49.860 --> 11:53.739
خونه داشتم به صفحه‌ها گوش می‌دادم
و هدیه کادوپیچ می‌کردم

11:53.740 --> 11:57.320
زود رفتم توی جا -
اوه، بله، خونه -

11:57.940 --> 11:59.939
...خونه

11:59.940 --> 12:02.779
اون خونه‌ی تک‌اتاقه‌ی کوچولوت توی شهر

12:02.780 --> 12:05.019
چرا از اون دست کشیدی؟

12:05.020 --> 12:07.299
...چرا

12:08.660 --> 12:11.659
برگشتی؟ هوم؟

12:11.660 --> 12:16.200
می‌خواستم به خانواده‌م نزدیک باشم، مشخصاً

12:17.100 --> 12:19.600
چی بین تو و میکی اتفاق افتاد؟

12:20.140 --> 12:23.299
،قبلاً خیلی با هم جون‌جونی بودید
شما دونفر و جک

12:23.300 --> 12:25.779
مثل سه تفنگدار

12:25.780 --> 12:29.800
حالا بزور می‌تونید توی چشم
همدیگه نگاه کنید. برام سؤاله چرا

12:31.740 --> 12:38.720
مادرمون به قتل رسیده بود، و جک به‌طور
وصف‌ناپذیری وحشیانه مُرد

12:39.980 --> 12:41.739
یه تأثیری داره

12:41.740 --> 12:43.520
هوم

12:45.740 --> 12:48.259
تو مثل یه گربه کوچولو می‌مونی

12:48.260 --> 12:50.280
ساکت و مخفی‌کار

12:51.180 --> 12:53.200
بیا پیشی، پیشی، پیشی

12:55.740 --> 12:58.960
ادامه بده، خوشم میاد

13:03.180 --> 13:05.939
یه چیزی داره از درون می‌خوردت، کریستینا؟

13:05.940 --> 13:08.739
چرا وجدان‌ـت رو آروم نمی‌کنی؟

13:08.740 --> 13:10.440
اعتراف کن

13:11.380 --> 13:13.080
اعتراف کن

13:59.900 --> 14:02.179
می‌شه من رو برسونی؟

14:02.180 --> 14:04.840
آره

14:07.300 --> 14:08.979
...نه

14:08.980 --> 14:12.920
نه، بذارید پیاده بشم. بذارید پیاده بشم

14:13.300 --> 14:15.299
!بذارید پیاده بشم

14:15.300 --> 14:16.779
!بذارید پیاده بشم

14:16.780 --> 14:19.680
بذارید پیاده بشم! بذارید پیاده بشم

14:42.460 --> 14:45.160
...نه، نه

14:59.780 --> 15:03.440
.سلام. اوه، اوناهاشش
صبح‌بخیر، دوشیزه آرگایل

15:04.220 --> 15:07.800
چرا ان‌قدر گستاختی؟
هیچ‌وقت جواب سلام رو نمی‌دی

15:08.740 --> 15:10.939
جک ما رو دید

15:10.940 --> 15:15.000
تو سوگلی ما هستی. ما فقط می‌خوایم
دوست باشیم

15:19.060 --> 15:21.459
!گُم‌شید

15:21.460 --> 15:23.979
گُم‌شید! و دست از سرم بردارید

15:23.980 --> 15:26.080
!بریم، خودشه

15:53.740 --> 15:56.779
آخه چی رفت توی جلدت، کریستینا؟

15:56.780 --> 16:02.659
دختر من کاملاً بی‌دلیل در نظر عموم کفرگویی
می‌کنه، و کفش‌هاش رو پرت می‌کنه سمت بچه‌ها

16:02.660 --> 16:05.339
اونا بچه نیستن. بی‌دلیل نبود

16:05.340 --> 16:06.899
هر روزه، هر روز

16:06.900 --> 16:08.859
تو یه آرگایل هستی

16:08.860 --> 16:13.139
،قبل از هرچیزی. مهمتر از هر چیز دیگه‌ای
یه آرگایل هستی

16:13.140 --> 16:17.139
مادرت بهت یاد داد که با متانت و خویشتن‌داری
رفتار کنی

16:17.140 --> 16:19.819
اون اخلاق بهت یاد داد

16:19.820 --> 16:22.360
پس... به یادشون داشته باش

16:30.900 --> 16:32.880
بددهنی تموم

16:37.420 --> 16:41.400
،من نیاز دارم که بهترین دخترم
بهترین رفتارش رو داشته باشه

16:42.740 --> 16:47.160
،من برای این عروسی فردا
خیلی مضطربم، می‌دونی؟

17:02.820 --> 17:06.200
شلوغ کنید، هر صدایی که می‌خواید
از خودتون درآرید

17:09.380 --> 17:12.960
بجنب، مری -
بجنب، مری -

17:17.100 --> 17:19.520
صبر کنید ما بیایم

17:33.780 --> 17:36.800
واسه همدیگه جا باز کنید، حالا دست‌ها رو بگیرید

17:37.260 --> 17:39.339
خیلی محکم. حاضر؟

17:39.340 --> 17:42.110
...یک، دو، سه

17:44.860 --> 17:47.770
!فریاد بکش، مری. جیغ بزن

18:22.220 --> 18:24.219
سانی پوینت

18:24.220 --> 18:25.619
می‌خواید برم پیش پلیس؟

18:25.620 --> 18:27.939
عذر می‌خوام، شما؟

18:27.940 --> 18:30.899
کالگری‌ام. من می‌رم پیش پلیس

18:30.900 --> 18:33.939
تماس گرفتم و بهشون گفتم
که دارم میام یه اظهاریه بدم

18:33.940 --> 18:36.219
اون‌طوری باور می‌کنید که دارم حقیقت رو می‌گم

18:36.220 --> 18:38.659
جک بی‌گناه بود

18:38.660 --> 18:41.560
و قاتل همسرتون هنوز آزاده

18:52.980 --> 18:56.880
که چی، بذار بره. بذار پلیس بهش
رسیدگی کنه

19:00.220 --> 19:01.920
باشه؟

19:04.140 --> 19:07.040
چندتا کار دارم که قبل از فردا
باید انجام‌شون بدم

19:07.860 --> 19:09.560
زیاد طول نمی‌دم

19:29.260 --> 19:32.520
رئیس پلیس گولد

19:33.580 --> 19:38.800
بلامی     - من مسئولیت این پرونده رو به عهده -
می‌گیرم، لیو. هیچی رو به شانس واگذار نمی‌کنیم

20:25.860 --> 20:27.720
تطابق کامل داره

20:49.420 --> 20:53.019
دکتر کالگری، از پاسگاه با خونه‌م
تماس گرفتن

20:53.020 --> 20:55.400
از این قضیه اطمینان دارید؟

20:56.860 --> 21:01.059
،مطمئنم. تحقیق برعهده‌ی هرکی که بود
مرد اشتباهی رو متهم کرد

21:01.060 --> 21:04.139
جک آرگایل به‌خاطر اشتباه اونا مُرده

21:04.140 --> 21:07.360
من می‌رم، همه‌چیز رو براتون آماده می‌کنم

21:12.900 --> 21:15.100
می‌تونستی برسونی‌ـم

22:44.740 --> 22:47.059
خیلی‌خب، خیلی‌خب

22:47.060 --> 22:49.000
نه، نه

22:50.100 --> 22:53.499
آبی نیست -
...پس می‌رم میارم. و -

22:53.500 --> 22:55.500
...می‌خواستم بگم که

22:57.020 --> 22:59.320
سرخوردگی‌ای وجود نداره

23:00.180 --> 23:05.179
در مورد... خب، عواقب به‌خصوص تصادف‌ـت

23:05.180 --> 23:07.659
اون جنبه‌ی مسائل برای من مهم نیست

23:07.660 --> 23:10.520
و من خیلی دوسِت دارم

23:12.020 --> 23:13.720
دهن‌ـت بو می‌ده

23:14.660 --> 23:18.680
.به‌خاطر اون‌همه قرصیه که می‌خوری
!خشک‌ـت می‌کنن. چروکیده شدی

23:20.740 --> 23:22.920
چرا ان‌قدر با من بی‌رحمی؟

23:23.380 --> 23:25.859
مثل لگدزدن به یه سگ خسته‌وکوفته‌ست

23:25.860 --> 23:27.739
کاری نداره

23:27.740 --> 23:31.379
،و سگه، که تو باشی، توقع‌ـش رو داره
تو یه سگ خسته‌وکوفته‌ای

23:31.380 --> 23:33.680
دستی که می‌زندت رو لیس می‌زنی

23:38.540 --> 23:40.240
می‌رم برات آب بیارم

24:09.540 --> 24:11.640
باید با مری مهربون‌تر باشی

24:12.620 --> 24:14.619
اون‌طوری رابطه‌ت با  بابا بهتر می‌شه

24:14.620 --> 24:16.939
همیشه قضیه در مورد همینه، مگه نه؟

24:16.940 --> 24:18.419
راضی نگه‌داشتن بابا

24:18.420 --> 24:20.320
خواهش می‌کنم، فیلیپ

24:21.020 --> 24:22.720
بسیارخب

24:23.460 --> 24:25.160
به‌خاطر تو

24:26.420 --> 24:28.179
خوبه

24:28.180 --> 24:30.000
!آه

24:52.340 --> 24:56.760
خب، بودن در این خانواده‌ی کوفتی
باید یه مزیت‌هایی داشته باشه

25:28.860 --> 25:31.739
تو هی برمی‌گردی، دکتر کالگری

25:31.740 --> 25:33.840
باید کار درست رو انجام بدم

25:34.620 --> 25:36.920
...و دارم حقیقت رو می‌گم، ولی

25:37.980 --> 25:40.099
قبلاً داشتم دروغ می‌گفتم

25:40.100 --> 25:47.139
در 24ـم دسامبر 1954، بر خلاف میلم
در یک مؤسسه‌ی روانی بستری بودم

25:47.140 --> 25:51.979
اومدم بیرون. یه کُت و یه ماشین دزدیدم
و فرار کردم

25:51.980 --> 25:53.659
من توی جاده با برادرتون آشنا شدم

25:53.660 --> 25:56.819
رسوندمـش به شهر

25:56.820 --> 25:58.620
و بعدش گیر افتادم

25:59.100 --> 26:01.979
البته که گیر افتادم. نمی‌دونم چرا فکر کردم
می‌تونم فرار کنم

26:01.980 --> 26:05.539
من خودم نبودم، خیلی افسرده بودم

26:05.540 --> 26:07.859
و برای یک سال و نیم، اونجا بودم

26:07.860 --> 26:11.600
نه توی یه پایگاه پژوهشی، نه درحال کار

26:12.580 --> 26:14.380
توی یه تیمارستان بودم

26:15.420 --> 26:17.440
دیروز مرخص شدم

26:19.580 --> 26:22.200
وقتی با جک دیدار کردی، چی پوشیده بودی؟

26:23.220 --> 26:26.240
پیژامه‌ی بیمارستان، راه‌راه بودن

26:27.860 --> 26:30.899
دوشیزه آرگایل، من باید فوراً با پدرتون
صحبت کنم

26:30.900 --> 26:32.960
خیلی مهمه

26:48.020 --> 26:50.339
همه‌تون فکر می‌کردید اون یه کلاهبرداره

26:50.340 --> 26:52.560
من هی می‌گفتم، نمی‌گفتم؟

26:53.180 --> 26:56.139
اگه جک داشت حقیقت رو می‌گفت چی؟

26:56.140 --> 26:58.440
اگه واقعاً یه عذر وجود داشت چی؟

26:58.740 --> 27:01.640
خب، ایناهاشش

27:02.220 --> 27:03.920
خب، حالا چی؟

28:20.780 --> 28:23.219
خب، چرا یه نفر باید بخواد زیرت بگیره؟

28:23.220 --> 28:25.499
نمی‌دونم -
چه شکلی بود؟ -

28:25.500 --> 28:28.619
نمی‌دونم. صورت‌ـش رو ندیدم، نه به صورت کامل

28:28.620 --> 28:31.419
منظورم اینه، دیدم، ولی زمانی بود که مُرده بود

28:31.420 --> 28:41.499
دکتر کالگری، آرتور، اینا تمامـش خیالی به‌نظر میاد -
روی انگشت کوچکه‌ش یه انگشتر خاتم‌دار داشت -

28:41.500 --> 28:44.120
نگین‌ـش به شکل یه تاج بود

28:45.460 --> 28:48.480
می‌شناسیدش؟ -
فکر می‌کنم -

28:49.980 --> 28:51.739
بلامی گولد، دوست ما

28:51.740 --> 28:53.539
خب، باید به یک نفر بگم، به همسرش

28:53.540 --> 28:56.659
آقای آرگایل، یک لحظه فکر کنید -
نمی‌تونیم همون‌طوری اونجا رهاش کنیم -

28:56.660 --> 28:59.459
این‌کار بی‌رحمانه‌ست -
من به پلیس اطلاع دادم که دارم میام یه اظهاریه بدم -

28:59.460 --> 29:01.739
و اتفاق بعدی که میوفته، دوست شما
با ماشین‌ـش می‌رونه سمت من

29:01.740 --> 29:04.179
،داشتن صدام رو خفه می‌کردن
از شرّم خلاص می‌شدن

29:04.180 --> 29:07.179
...نمی‌شه به پلیس اعتماد کرد، اونا
اونا دارن واسه یه نفر لاپوشونی می‌کنن

29:07.180 --> 29:08.979
ما به مدت 25 سال اینجا زندگی کردیم

29:08.980 --> 29:12.739
داری در مورد افرادی صحبت می‌کنی
که به مراسم ختم ریچل اومدن و اشک ریختن

29:12.740 --> 29:16.339
دلم نمی‌خواد خانواده‌م از این قضیه
باخبر بشه، فعلاً نه

29:16.340 --> 29:18.040
...مایکل

29:19.460 --> 29:24.180
،اون زود جوش میاره. بفهمه می‌خواد تلافی کنه
دلم نمی‌خواد یه بچه‌ی دیگه‌م بیوفته زندان

29:24.460 --> 29:26.899
پول می‌دونه این قضیه رو چی‌کار کنه

29:26.900 --> 29:28.899
وکیلم، بهش اعتماد دارم

29:28.900 --> 29:31.099
...و در رابطه با بلامی

29:31.100 --> 29:33.400
...که فکر می‌کردم دوست منه

29:33.700 --> 29:35.059
اون جک رو دستگیر کرد

29:35.060 --> 29:39.120
...اون جک رو متهم کرد. اون گفت

29:41.820 --> 29:43.520
کار جک بوده

29:58.980 --> 30:02.200
لباس‌هام رو دادم به یه ولگرد

30:02.940 --> 30:04.739
یه جوانمرد جاده‌ای

30:04.740 --> 30:07.920
بگذریم، دارم از شاش می‌ترکم

30:18.580 --> 30:20.200
هستر

30:35.380 --> 30:38.480
حالا، چی توی شوهرت می‌بینی؟

30:39.420 --> 30:42.299
منظورم اینه، واقعاً، اون یه پلیس خودبزرگ‌بینه

30:42.300 --> 30:46.099
اون رئیس پلیسه، مرد خیلی مهمیه

30:46.100 --> 30:48.579
به قدری حوصله‌ت سر نرفته که جیغ بکشی؟

30:48.580 --> 30:51.179
اون می‌گه تو هم باید با برادرت می‌رفتی کُره

30:51.180 --> 30:54.259
اون می‌گه که یه جنگ خوب، درست‌ـت می‌کنه

30:54.260 --> 30:58.339
و به نظر تو من به درست‌شدن احتیاج دارم، لیدیا؟

30:58.340 --> 31:01.339
من رو لیدیا صدا نکن. عیبه

31:01.340 --> 31:03.699
و برو کنار. باید برم دستشویی

31:03.700 --> 31:05.400
...از روم رد شو

31:05.700 --> 31:08.120
خانم گولد

31:24.660 --> 31:26.760
پسرک هرزه

31:37.060 --> 31:39.460
اشتباهات املایی داره. دوباره انجام‌شون بده

31:42.780 --> 31:44.920
صبح‌بخیر، آقای آرگایل

31:47.620 --> 31:49.320
جک کجاست؟

31:50.460 --> 31:52.600
قضیه در مورد چیه، بلامی؟

31:53.900 --> 31:56.059
اون از ما دزدی می‌کنه

31:56.060 --> 31:57.619
حقیقت نداره، متأسفانه

31:57.620 --> 32:02.480
لیدیای خوش‌بو در حقیقت پوله رو به زور داد بهم -
خب، چرا اون باید بهت پول بده؟ -

32:03.140 --> 32:05.740
چون من باهاش جماع می‌کنم، مادر

32:06.820 --> 32:08.539
...قرار بود فقط یک‌بار باشه

32:08.540 --> 32:12.520
بس کن!     - ولی اون یه اسب پیر -
!تشنه‌ست، مگه نه؟     - کثافت حقیر

32:16.540 --> 32:18.339
...جک -
حالا شد، مگه نه؟ -

32:18.340 --> 32:21.120
ولی یه‌خرده برات بزرگم، نیستم؟

32:23.860 --> 32:26.200
منحرف

32:27.780 --> 32:29.840
...بلامی، من خیلی متأ

32:34.700 --> 32:37.099
!گولدها دوستان ما هستن

32:37.100 --> 32:40.680
بلامی در رابطه با سپرده خیلی به من کمک کرده -
آره، مطمئنم -

32:41.260 --> 32:44.840
اون خیلی شیفته‌ی یتیم‌ها و بچه‌های
نادیده‌گرفته‌شده‌ست

32:45.500 --> 32:47.500
همیشه خوشحالم بهشون کمک کنم

32:49.620 --> 32:52.339
خیلی سخت تلاش می‌کنی
من رو تحت تأثیر قرار بدی

32:52.340 --> 32:55.080
تو دغلکار خیلی بزدلی هستی، مادر

32:55.980 --> 32:58.139
جوری لبخند می‌زنی که انگار خبری نیست

32:58.140 --> 33:01.555
ولی یه پناهگاه اتمی زیرزمینی توی سردابه
درست کردی، محض اینکه

33:01.556 --> 33:06.379
یه وقت بمباران آغاز بشه، پس می‌دونم که
وحشت‌زده‌ای، می‌دونم داغونی. فقط اقرار کن

33:06.380 --> 33:08.579
دست از لبخندزدن بردار. دست از وانمودکردن بردار

33:08.580 --> 33:11.560
و، در عوضش، منم بس می‌کنم

33:13.380 --> 33:15.600
تو من رو درهم‌نمی‌شکنی، جک

33:22.740 --> 33:27.887
،یک کلمه بر علیه من گفته بشه، بهت هشدار می‌دم
،برام اهمیتی نداره با هم دوست باشیم، لیو

33:27.888 --> 33:31.059
می‌دم جمجمه‌ش رو دونصف کنن

33:31.060 --> 33:35.280
تمام استخون‌های بدنش رو خرد کنن

33:54.340 --> 33:57.887
چیزی در مورد پیشنهادت برای کمک
به اخاذی از خانواده‌ت نمی‌گم

33:57.888 --> 34:00.680
نمی‌خوام همسرت رو ناراحت کنم

34:01.140 --> 34:04.200
واقعاً نمی‌دونی چی‌کار کردی؟

34:04.820 --> 34:06.859
بمبی که الان انداختی؟

34:06.860 --> 34:10.920
،اگه جک بی‌گناه باشه
اونوقت یکی از اونا، نیست

34:12.180 --> 34:13.939
شام آماده‌ست

34:13.940 --> 34:15.939
خانواده منتظر شمان

34:15.940 --> 34:17.219
کمرم درد میاد

34:17.220 --> 34:19.920
به نظرم برم تنها باشم

34:20.220 --> 34:22.299
برم مری رو براتون بیارم؟

34:22.300 --> 34:24.000
مشکلی برام پیش نمیاد

34:42.820 --> 34:44.600
...فهمیدم که

34:45.420 --> 34:47.120
...سابقه‌ی

34:47.700 --> 34:51.259
ناخوش‌بودنم، باعث می‌شه شاهد
غیر قابل اتکایی باشم

34:51.260 --> 34:54.419
ولی تیمارستان می‌تونه گفته‌هام رو
تأیید کنه

34:54.420 --> 34:58.320
...زمان و طرز فرارم و زمان

34:59.020 --> 35:01.059
خب، دستگیری‌ـم

35:01.060 --> 35:02.899
و الان حال‌تون کامل خوبه؟

35:02.900 --> 35:05.059
خیال‌پردازی نمی‌کنید یا چیزی نمی‌بینید؟

35:05.060 --> 35:08.419
گوئندا     - خب، واقعاً، اون گفت که -
در شمالگان بوده

35:08.420 --> 35:10.579
من واقعاً می‌خواستم برم اونجا

35:10.580 --> 35:13.400
من جزئی از یک تیم پژوهشی بودم

35:14.100 --> 35:19.960
...ولی، مشخصه که -
...سؤال اصلی اینه که، اگه جک مادر رو نکُشت -

35:20.620 --> 35:22.440
پس کی کُشت؟

35:23.220 --> 35:25.520
یه نفر دیگه هم اینجا بود

35:26.820 --> 35:30.299
یه نفر دیگه؟ -
یه ماشین توی جاده پارک شده بود -

35:30.300 --> 35:33.600
مجبور شدم ویراژ بدم تا نخورم بهش -
چه نوع ماشینی؟ -

35:33.980 --> 35:35.980
فقط واسه یک ثانیه دیدمـش

35:37.460 --> 35:39.720
کوچک. قهوه‌ای

35:41.020 --> 35:43.219
،اگه صاحب اون ماشین بتونه پیدا بشه

35:43.220 --> 35:46.219
اون‌طوری کسی که این‌کارو با
خانواده‌تون کرده، پیدا می‌کنید

35:46.220 --> 35:48.979
یا حداقلش یه چیزی در موردش می‌دونه

35:48.980 --> 35:50.459
یه ماشین قهوه‌ای؟

35:50.460 --> 35:52.419
ماشین قهوه‌ای کم وجود نداره

35:52.420 --> 35:54.120
خودش یه شروع‌ـه

35:55.660 --> 35:59.699
،این حقیقت که برای جک خیلی دیر اومدم
غیر قابل تحمله

35:59.700 --> 36:02.080
ولی می‌تونم تبرئه‌ش کنم

36:02.500 --> 36:05.379
...اون‌قدر رو می‌تونم انجام بدم. فقط

36:05.380 --> 36:08.680
یه کار خوب درست

36:09.100 --> 36:12.699
خب، وکیل من صبح اول وقت اینجا خواهد بود

36:12.700 --> 36:16.440
بعدش می‌تونیم تبرئه‌کردن جک رو
آغاز کنیم

36:19.500 --> 36:22.059
به نظر من شما مرد خیلی شریفی هستی

36:22.060 --> 36:25.000
نه. نیستم

36:26.260 --> 36:29.160
واقعاً نیستم

36:47.060 --> 36:50.840
از چی ان‌قدر ترسیدی، آرتور؟

36:56.860 --> 36:59.539
پایان دنیا

36:59.540 --> 37:03.419
اون‌همه آدم... نیست می‌شن

37:03.420 --> 37:05.560
!بوم

37:06.620 --> 37:09.070
...اون‌همه آدم

37:10.220 --> 37:14.380
من چی‌کار کردم؟ من چی‌کار کردم؟

37:18.580 --> 37:20.979
من جهنمی‌ام

37:20.980 --> 37:22.800
من جهنمی‌ام

37:24.300 --> 37:26.680
!نه

37:43.300 --> 37:46.640
!نه! نه

37:48.300 --> 37:50.419
اون فقط چون تو باهاش گستاخانه برخورد کردی
رفت بخوابه

37:50.420 --> 37:53.920
اون‌جور افراد نباید اجازه داشته باشن
همین‌طوری ول بچرخن

37:55.620 --> 37:57.320
کجا می‌ری؟

37:59.820 --> 38:03.920
عروس هرگز شب قبل از عروسی‌ـش رو
با داماد نمی‌گذرونه

38:04.340 --> 38:07.430
و من حتی اون شب خونه نبودم

38:08.540 --> 38:10.339
...پس

38:10.340 --> 38:16.360
،نمی‌دونم چرا باید مورد بازجویی قرار بگیرم
اگه از نظر تو موردی نداشته باشه، مری

38:18.500 --> 38:20.480
لیو

38:33.420 --> 38:35.499
تو به ما گفتی از شرّ اون ماشین خلاص شدی

38:35.500 --> 38:40.200
چون مادر اون رو داده بود بهت
و خاطرات‌ـش خیلی آزاردهنده بود

38:40.540 --> 38:44.480
همین‌طوره -
خب، چرا نگرانی ممکنه بشناسنش؟ -

38:45.860 --> 38:48.419
،چون، توی تاریکی و مه

38:48.420 --> 38:53.320
یه ماشین قرمز، ممکنه براحتی با یه ماشین
قهوه‌ای اشتباه گرفته بشه

38:53.660 --> 38:55.419
میکی، نرو

38:55.420 --> 38:59.059
واسه یک‌بار توی عمرت بگو لطفاً

38:59.060 --> 39:00.259
!بگو

39:00.260 --> 39:02.560
بابا چشمـش نسبت به تو کوره

39:03.500 --> 39:06.819
و تو. همیشه همین‌طور بوده

39:06.820 --> 39:08.800
ولی من این‌طور نیستم

39:11.460 --> 39:13.779
...جای همیشگی می‌بینم‌تون

39:13.780 --> 39:15.920
جایی که کسی صدامون رو نمی‌شنوه

39:42.180 --> 39:45.059
به نفع‌ـته به چیزی که قراره بگی، فکر کنی

39:45.060 --> 39:47.080
تو چی قراره بگی؟

39:48.820 --> 39:50.859
کون لقّش

39:50.860 --> 39:54.179
شاید بی‌پرده همه‌چیز رو بگم -
نمی‌گی -

39:54.180 --> 39:56.480
بهتر از این وضع‌ـه

40:10.020 --> 40:11.720
...چون این

40:13.340 --> 40:15.800
اسم این زندگی‌کردن نیست

40:16.180 --> 40:18.680
کسی نمی‌تونه اسم زندگی روی این بذاره

40:48.340 --> 40:51.019
وکلا، فردا؟

40:51.020 --> 40:52.099
واقعاً؟ -
مجبورم -

40:52.100 --> 40:55.219
،نه. تنها کاری که فردا مجبوری انجام بدی
،اینه که یه کُت‌شلوار تن‌ـت کنی

40:55.220 --> 40:59.840
،بیای به کلیسا، سوگندهات رو بگی
و یه حلقه بندازی دور این انگشت

41:00.340 --> 41:05.459
نمی‌دونم چطور می‌تونم...     - یه راهی پیدا کن، لیو. برام -
مهم نیست چه راهی، فقط پیداش کن

41:05.460 --> 41:08.600
کلیسا. فردا

41:09.300 --> 41:11.000
ظهر

41:15.060 --> 41:17.200
و من اوضاع رو بهتر می‌کنم

41:18.220 --> 41:20.240
مثل همیشه

41:53.300 --> 41:57.360
ان‌قدر تمام حرکات من رو زیر نظر نداشته باش

41:58.020 --> 41:59.840
هرزه

42:07.300 --> 42:11.059
،آماده‌ی خواب‌ـت می‌کنم
بعدش یه کاری باید انجام بدم

42:11.060 --> 42:12.760
بیدار می‌مونم

42:13.260 --> 42:14.960
چرا؟

42:16.540 --> 42:18.540
اون رو واسه چی برداشتی؟

42:26.780 --> 42:31.000
تنها شخص توی خانواده که نمی‌تونسته
...اون رو بکُشه

42:31.660 --> 42:36.219
من بودم. چون بالا توی جام بودم

42:36.220 --> 42:38.200
با ستون فقرات شکسته

42:38.860 --> 42:40.720
تو کجا بودی؟

42:41.660 --> 42:43.779
...خب

42:43.780 --> 42:46.320
این یه تجربه‌ی جدیده، مگه نه؟

42:47.780 --> 42:50.160
که ترسیده باشی

42:52.580 --> 42:56.840
من هنوزم یه سگ خسته‌وکوفته‌ام که
دستی که من رو می‌زنه رو لیس می‌زنم؟

42:57.580 --> 42:58.819
هوم؟

42:58.820 --> 43:01.579
خوشم میاد مضطرب باشی، فیلیپ

43:01.580 --> 43:03.280
بهت میاد

43:21.780 --> 43:24.400
خب دیگه، بریز بیرون

43:26.580 --> 43:30.099
می‌خواستم در مورد تغییر کارم
در کتابخونه با مادر صحبت کنم

43:30.100 --> 43:31.939
کنار جاده پارک کردم که فکر کنم

43:31.940 --> 43:33.779
پیاده شدم تا یه خرده هوای تازه بخورم

43:33.780 --> 43:35.619
ماشینی رو ندیدم که رد بشه

43:35.620 --> 43:40.419
،مادر رو ندیدم. نظرم عوض شد
و... رفتم خونه

43:40.420 --> 43:42.779
،اگه سعی داری یه چیزی از خودت درآری
سعی کن خوب جلوه‌ش بدی

43:42.780 --> 43:44.979
این اتفاقیه که افتاد. من پیشش بودم

43:44.980 --> 43:49.080
البته که بودی. توی تاریکی پاورچین حرکت می‌کردی -
تو چرا اونجا بودی؟ -

43:49.500 --> 43:51.339
برای کمک. می‌دونی که مامان چطوری بود

43:51.340 --> 43:53.659
،من یه عمر بود بهش می‌گفتم اون باید بره

43:53.660 --> 43:56.139
مثل یه آبدارچی باهاش رفتار می‌شد -
!خب آبدارچیه -

43:56.140 --> 43:58.459
پُرافاده و ازخودراضی

43:58.460 --> 44:00.219
،ولی زمانی که از راه رسیدی رو یادمونه

44:00.220 --> 44:03.219
،کک‌ها از سر و روت بالا می‌رفتن
هر شب جات رو خیس می‌کردی

44:03.220 --> 44:05.019
چه ربطی داره؟ -
!خیلی ربط داره -

44:05.020 --> 44:07.379
چرا دروغ گفتی؟ -
!چون حیله‌گره -

44:07.380 --> 44:09.659
و اون... اون عجیب‌غریبه

44:09.660 --> 44:14.000
،مجبورت می‌کنن شامـت رو با قاشق بخوری
چون نمی‌شه با یه چیز تیز بهت اعتماد کرد

44:14.001 --> 44:18.240
دست‌ها و پاهات رو سوراخ می‌کنی

44:18.580 --> 44:20.659
همه‌مون می‌دونیم این‌کارو می‌کنی -
!خفه‌شو -

44:20.660 --> 44:22.619
تو بهتر از ما نیستی، مری

44:22.620 --> 44:25.659
تو فرقی با بقیه نداری -
،من فرق دارم، من بهترم، من بچه‌ی اول بودم -

44:25.660 --> 44:32.640
من برگزیده بودم! باقی شما همین‌طوری... سروکله‌تون -
پیدا شد      - تینا، خب چرا نگفتی اینجا بودی؟

44:33.900 --> 44:37.960
نمی‌خواستم کسی فکر کنه صحبت‌کردن
با مامان، سخته

44:38.580 --> 44:40.539
...من

44:40.540 --> 44:42.859
نمی‌خواستیم کسی چنین فکری
در موردش بکنه

44:42.860 --> 44:46.179
جوری به‌نظر میای که انگار این رو
جلوی آینه تمرین کردی

44:46.180 --> 44:48.179
...خب

44:48.180 --> 44:50.939
خب بیاید ببینیم حالا بهترین دختر کیه

44:50.940 --> 44:54.539
من به قدری ترسیده بودم که نکنه
،کاری کرده باشم

44:54.540 --> 44:57.739
،و هردفعه که این رو بهت گفتم
نتونستی بگی نکردم؟

44:57.740 --> 45:02.179
.تو هم بهتر از اونا نیستی
کاری که کردی، چیزی که هستی

45:02.180 --> 45:04.619
خودت رو پرت می‌کنی بغل مردها

45:04.620 --> 45:06.099
خیلی خفت‌آور

45:06.100 --> 45:07.899
دست‌خورده

45:07.900 --> 45:09.600
رنگ و رو رفته

45:10.220 --> 45:12.699
تعجبی نداره مایه‌ی شرمندگی بابایی

45:12.700 --> 45:17.443
کار ما نبود! کار ما نبود، و کار تو هم
!نبود، هستر. تو خیلی مریض بودی

45:17.444 --> 45:19.998
،ما فکر می‌کردیم تو هم داری می‌میری
چطور می‌تونستی کاری بکنی؟

45:19.999 --> 45:21.379
!اه

45:21.380 --> 45:24.179
!هیچ‌کدوم‌تون نباید اینجا می‌بودید

45:24.180 --> 45:26.979
!باید فقط من می‌بودم

45:26.980 --> 45:30.400
،خودم تنهایی با اون
!باید فقط من می‌بودم

45:31.540 --> 45:34.480
شما خراب‌ـش کردید

45:37.140 --> 45:41.400
،شما خراب‌ـش کردید
!همه‌تون خراب‌ـش کردید

45:44.500 --> 45:47.080
...مری

45:51.300 --> 45:53.000
کار تو بود؟

46:30.780 --> 46:32.840
پلیس؟

46:34.220 --> 46:36.939
!الو؟ الو

46:36.940 --> 46:38.640
فیلیپ

46:39.780 --> 46:42.040
گوشی رو بذار

46:43.820 --> 46:46.659
با پلیس تماس نگیر، فیلیپ

46:46.660 --> 46:49.480
زمانی که از مستی دربیای، صحبت می‌کنیم

47:37.140 --> 47:39.979
ستوان دورنت -
کالگری، بیا تو -

47:39.980 --> 47:41.680
!بیا تو

47:43.780 --> 47:45.480
همه‌چیز مرتبه؟

47:45.820 --> 47:47.520
بیا اینجا

47:48.540 --> 47:50.240
دست همه‌شون توی یه کاسه‌ست

47:50.980 --> 47:52.539
همه‌شون

47:52.540 --> 47:54.259
تک‌تک‌شون

47:54.260 --> 47:58.219
منظورتون چیه؟ -
...من سعی کردم با پلیس تماس بگیرم، و لیو -

47:58.220 --> 48:01.579
لیو بهم اجازه نداد و بعدش اومد
و تلفن رو ازم گرفت

48:01.580 --> 48:04.139
دلیل خوبی وجود داره که نخوای
پای پلیس به ماجرا باز بشه

48:04.140 --> 48:07.800
!گوش کن چی می‌گم
این خونه یه تله‌ی مرگ کوفتیه

48:08.300 --> 48:10.539
...و تو باید من رو

48:10.540 --> 48:11.699
از اینجا خارج کنی

48:11.700 --> 48:16.720
،اونا می‌دونن که من خبر دارم
و میان سراغ من، و تو

48:19.660 --> 48:22.099
...ستوان دورنت

48:22.100 --> 48:28.539
زمانی که می‌خواستید از قتل خانم آرگایل به‌عنوان یک
وسیله‌ی اخاذی استفاده کنید، مست بودید، و الان هم مست‌ـید

48:28.540 --> 48:30.240
خیلی مست

48:30.700 --> 48:33.320
به نظرم به یه مقدار استراحت نیاز دارید

48:35.940 --> 48:38.320
یا پیغمبر

48:40.100 --> 48:41.880
!از من دور شو

48:43.220 --> 48:46.880
!مرخص. گُم‌شو

51:25.380 --> 51:27.480
اوه، خدا

51:31.940 --> 51:34.120
البته که کار تو توئه

51:45.900 --> 51:47.760
صبح‌بخیر

51:50.020 --> 51:52.099
من فقط به پلیس نگفتم

51:52.100 --> 51:54.500
وقتی داشتم میومدم یه اظهاریه بدم

51:55.340 --> 51:57.360
به شما هم گفتم

51:58.740 --> 52:01.680
شما کسی هستی که می‌خواد
دهن من بسته بشه

52:03.180 --> 52:04.880
شمائی

52:16.980 --> 52:20.699
برو. ماشین رو بردار. برو به نزدیک‌ترین شهر

52:20.700 --> 52:23.099
.با پلیس اونجا صحبت کن
بهشون بگو کی هستی

52:23.100 --> 52:27.419
،اینجا کسی زندانی نگه‌ت نداشته
مخصوصاً من

52:27.420 --> 52:29.219
در بازه، سوئیچ اونجاست

52:29.220 --> 52:30.920
برش دار و برو

52:33.060 --> 52:36.998
هر کسی توی خونه‌ش
به یک بیمار روانی جا نمی‌ده، آرتور

52:36.999 --> 52:43.040
گمون می‌کنم اونا بهت قرصی چیزی
دادن که معقول نگه‌ت داره

52:43.860 --> 52:46.440
این لطف رو به من بکن و مصرف‌شون کن

52:48.020 --> 52:50.840
دیگه... ندارم‌شون

53:07.900 --> 53:09.640
من رو بی‌حس می‌کنن

53:10.660 --> 53:13.120
...من رو

53:14.220 --> 53:19.200
بیخیال می‌کنن. من لایقش نیستم
...که نسبت به کارهایی که انجام دادم، بیخیال باشم

53:19.700 --> 53:22.400
آخه چی‌کار ممکنه کرده باشی؟

53:23.500 --> 53:25.480
...کارم

53:25.860 --> 53:27.960
نمی‌دونستم

53:35.380 --> 53:37.219
چی رو نمی‌دونستی؟

53:37.220 --> 53:41.240
تو یه فیزیکدانی، روی چی داشتی
کار می‌کردی؟

53:43.940 --> 53:45.800
من یه فرمول نوشتم

53:47.540 --> 53:49.499
...بخشی از یک فرمول

53:49.500 --> 53:53.819
برای انفجار

53:53.820 --> 53:56.040
مرد چاق و پسرک
:(فت‌من(مرد چاق) و لیتل بوی(پسرک ]
[ اسم رمز بمب‌های هسته‌ای

53:56.380 --> 53:58.960
برای بمب

53:59.380 --> 54:01.080
من جهنمی هستم

54:02.060 --> 54:07.320
پس... تبرئه‌کردن جک، کفاره‌ست

54:09.460 --> 54:14.240
یه... کار خوب درست

54:14.660 --> 54:16.379
فقط یه کار

54:16.380 --> 54:17.499
فقط یکی

54:17.500 --> 54:20.120
و می‌تونی داشته باشی‌ـش

54:21.660 --> 54:27.440
در بازه، مجبور نیستی اینجا باشی تا... رستگار بشی

54:51.180 --> 54:53.680
خیلی متأسفم

54:54.060 --> 54:56.379
...متأسفم. من

54:56.380 --> 55:01.480
...بیخیال. هرچی کمتر پی‌ـش رو بگیری
زودتر درست می‌شه

55:04.980 --> 55:08.480
چیز دیگه‌ای لازم ندارید؟ -
فعلاً نه، ممنون -

55:36.540 --> 55:38.240
خب؟

55:39.020 --> 55:40.960
شما قول دادی

55:58.980 --> 56:03.080
اجازه هست... یه سؤال بپرسم؟ -
البته -

56:03.980 --> 56:06.760
چرا ان‌قدر قانع‌ـید که کار جک بود؟

56:10.420 --> 56:13.019
اون جوان غیرعادی‌ای بود

56:13.020 --> 56:15.539
...شواهد علیه‌ش

56:15.540 --> 56:20.120
محکم به‌نظر می‌رسید. همه‌چیز علیه‌ش
مسلم به‌نظر می‌رسید

56:23.300 --> 56:25.139
خانم دورنت کجاست؟

56:25.140 --> 56:27.819
هنوز خوابه. شب طولانی‌ای برای همه بود

56:27.820 --> 56:29.099
صدای اومدن‌شون رو نشنیدم

56:29.100 --> 56:33.139
گاهی اوقات شب رو توی اتاق‌خواب
قدیمی‌ـش در طبقه‌ی بالا می‌گذرونه

56:33.140 --> 56:37.760
چطور؟ -
فکر کنم آب دوش خیلی وقته بازه -

56:38.100 --> 56:40.160
شاید ستوان خورده زمین

56:51.860 --> 56:54.400
!فیلیپ

56:55.220 --> 56:58.819
قفله؟ -
نه، محض اینکه یه وقت کمک لازم داشته باشه -

56:58.820 --> 57:00.600
فیلیپ؟

57:02.060 --> 57:03.760
داریم میایم تو

57:29.100 --> 57:30.659
تمام اینا داره به‌خاطر من اتفاق میوفته؟

57:30.660 --> 57:33.280
تمام اینا خیلی وقت پیش اتفاق افتاد

57:43.420 --> 57:45.360
بهم بگو حقیقت نداره

57:47.060 --> 57:48.920
چطوری باهاش کنار اومدی؟

57:55.940 --> 57:59.840
.به گمونم اجتناب‌ناپذیر بود
اونا توی کار همدیگه‌ان

58:01.660 --> 58:04.480
تنهایی دست‌ـش به مورفین نمی‌رسه

58:05.900 --> 58:08.120
!نه، نه

58:15.000 --> 58:22.300
.:: @bollbolljan_com ::.