﻿WEBVTT

00:29.000 --> 00:40.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:04.239 --> 01:06.639
پاريس سال 1908

01:06.718 --> 01:07.998
<i>بله؟</i>
[زبان فرانسه]

01:08.998 --> 01:11.037
<i>بله</i>

01:11.038 --> 01:12.438
<i>خير</i>

01:13.878 --> 01:16.358
<i>...به ايشون بگيد</i>

01:17.678 --> 01:19.998
<i>به ايشون بگيد خيلي دير شده</i>

01:24.158 --> 01:26.437
خيلي خيلي دير

01:26.438 --> 01:27.917
.: ايستگاه راه آهن ويکتوريا,لندن :.
...ـ ممنونم

01:27.918 --> 01:31.477
"ـ قطارِ "دووِر" رزرو شده به مقصد "پاريس
ـ بله قربان

01:31.478 --> 01:33.718
از صميم قلب برات آرزوي خوشبختي ميکنم کريسي

01:35.678 --> 01:38.557
ازدواج توي پاريس در خروجيه خوشبختيه

01:38.558 --> 01:40.917
توي اداره چي ميگن؟

01:40.918 --> 01:44.717
مادر سيلويا توي پاريس ازدواج کرده
وانمود کردم به اين دليل بوده

01:44.718 --> 01:47.157
از اين بابت ممنونم ويني

01:47.158 --> 01:49.078
اما اون به من خيانت کرده رفيق

01:50.438 --> 01:52.157
من حتي مطمئن نيستم بچه مال من باشه

01:57.479 --> 01:59.318
سيني چاي سر ساعت 6:30

01:59.319 --> 02:02.159
بله خانم، شبتون بخير خانم

02:06.118 --> 02:07.357
!سيلويا

02:07.358 --> 02:09.958
!سيلويا

02:11.238 --> 02:12.300
!ـ آقاي دريک
!ـ سيلويا

02:13.000 --> 02:13.600
،خدا لعنتت کنه

02:14.200 --> 02:14.799
...من اجازه نمي دم

02:14.800 --> 02:16.100
مطمئنم همينطوره

02:16.358 --> 02:19.118
ممنونم ايوي

02:22.398 --> 02:25.397
همسرت نگران نميشه که کجا ممکنه باشي؟

02:25.398 --> 02:27.717
نمي ذارم مثل يه پادو منو کنار بذاري

02:27.718 --> 02:31.558
اين درست نيست
...و تو مستي

02:32.918 --> 02:34.117
،سيلويا

02:34.617 --> 02:36.117
!اين کارو نکن

02:36.118 --> 02:38.455
چه کاري؟نجات خودم از تباهي؟

02:38.479 --> 02:40.486
!من باردارم,احمق

02:40.510 --> 02:43.023
هر چيزي که دنبالشي
نميتونه اون نره گاو باشه

02:43.046 --> 02:46.600
چيزي که من ميخوام مردنه

02:47.006 --> 02:49.078
...فقط مرگ چيزيه که منو

02:50.798 --> 02:55.477
نه,جرالد,اين کارو نکن
عزيزم,نه اين درست نيست

02:55.478 --> 02:56.918
...نکن

03:24.000 --> 03:26.300
دو ماه قبل

03:26.518 --> 03:30.600
من از يه مهموني آخر هفته وحشتناک زودتر از موقع خارج شدم

03:32.318 --> 03:35.798
ـ  شما هم در حال سفر به شهر هستيد؟
.ـ بله

03:38.118 --> 03:42.597
اسم من "تيجنز" هست

03:42.598 --> 03:44.878
منم سيلويا هستم، سترثويت

03:46.078 --> 03:47.597
مي دونم

04:07.718 --> 04:11.037
"يک خانه کوچک در "نايتزبريج" مي گيريم، خيابان "لَوندز

04:11.038 --> 04:14.317
مادرش هم با ما زندگي خواهد کرد

04:14.318 --> 04:17.438
ـ خانم سترثويت خيلي به ما کمک کردن
ـ متوجهم

04:21.244 --> 04:23.874
تا حالا اين جعبه قشنگ رو نديده بودم

04:25.295 --> 04:26.957
هديه از طرف جرالد دريکه

04:26.958 --> 04:29.157
!شرم و حيا نداري؟
اونم روز ازدواجت

04:29.894 --> 04:31.832
کِي اينو بهت داد؟

04:32.325 --> 04:35.101
ـ ديشب
ـ اه

04:35.221 --> 04:37.157
!تو يه شيطان دروغگويي که همچين حرفي ميزني

04:37.158 --> 04:40.037
!توي کشتي اين جعبه رو همراهش نديدم

04:40.038 --> 04:44.358
پس تصميم داريد براي دومين بار من رو به داماد تحويل بديد؟
(به طعنه)

04:46.358 --> 04:49.558
ـ پدر نامه اي نفرستاد؟
ـ منو فرستاد

04:50.824 --> 04:52.644
ـ و مادرم؟
ـ مادرت خيلي سادست

04:52.667 --> 04:54.477
و تو رو هم ساده بار آورده
تقصير تو نيست

04:54.478 --> 04:59.317
همسر دوم، فرزندي که دير تر از موقع متولد شده، از زني که اهل يورکشاير نيست
ترکيب خوبي نيست

04:59.318 --> 05:00.677
مادر من اهل يورکشايره

05:00.678 --> 05:03.397
اوه، يه سر سوزن سوارکاري به سبک جنوبي ها بلده

05:03.398 --> 05:05.077
ممکنه يه سيگار به من بدي؟

05:05.078 --> 05:07.877
..نه، بهت سيگار نميدم و خوشحالم که بابات پيش ما نيست تا

05:07.878 --> 05:11.277
کار امروزت رو ببينه و براي مادرت متأسفم..

05:11.278 --> 05:15.157
متأسف نباش کريستوفر تيجنز يه موهبت الهيه

05:15.158 --> 05:18.038
موهبت الهي همون چيزيه که اون نيست

05:19.118 --> 05:22.718
پس،حالا خودت رو تو دام يه هرزه ي کاتوليک مي بيني که باردار هم هست

05:24.518 --> 05:26.917
!آره، اين من نيستم که دارم ازدواج ميکنم

05:26.918 --> 05:31.357
حالا نوبت توست، بعد از من، و بعد از تو
..بچه ي اون فاحشه

05:31.358 --> 05:33.438
!قراره چهاردهمين تيجنز منطقه گرابي باشه..

05:40.278 --> 05:43.477
بعضي چيزهايي در موردت شنيدن
اينکه يه موقعي اهل دردسر بودي

05:43.478 --> 05:46.677
!اما در نهايت دغل بودن بهتر از ساده لوح بودنه

05:46.678 --> 05:50.078
آره، فکر کنم من همون ساده لوح بودم

05:55.358 --> 05:59.038
با اين وجود يه چيز فوق العاده در موردش وجود داره

06:15.000 --> 06:18.200
لندن، خيابان لَوندز، سه سال بعد

06:19.278 --> 06:21.718
بذار مارچنت بره سراغش

06:26.998 --> 06:28.717
چي شده رفيق قديمي؟

06:28.718 --> 06:31.597
يه خواب ترسناک داشتيم، مگه نه؟

06:31.598 --> 06:34.317
ـ حالا، دراز بکش
ـ نه، نه

06:34.318 --> 06:36.357
من ميدونم چکار بايد کرد

06:36.358 --> 06:40.998
يه ليوان شير گرم مارچي
براي خواب هاي بد بهترين کاره

06:47.558 --> 06:52.558
حالا، يه گپ کوچيک تا وقتي که خوابمون ببره

06:56.078 --> 06:59.238
وقتي بچه بودم منم بعضي وقتا خواباي ترسناک ميديدم

07:02.358 --> 07:04.558
اونو مي بيني؟

07:07.238 --> 07:11.318
من تقريباً مي تونستم از پنجره تاريک شيرخوارگاه درخت گروبي رو لمس کنم

07:15.558 --> 07:17.797
همه جور چيزي از اين درخت آويزونه

07:17.798 --> 07:20.078
اونا باعث خوش شانسي ميشن

07:27.238 --> 07:29.998
تو محوطه اصطبل يه چاه براي آرزو کردن هست

07:31.689 --> 07:36.057
ميگن عمقش دو برابر ارتفاع درخت گروبيه

07:36.080 --> 07:39.450
و ميتوني يه سکه توش بندازي و آرزو کني

07:42.638 --> 07:45.598
مي خواي بهت بگم چقدر تو راهه تا به ته چاه برسه؟

07:48.238 --> 07:50.358
من عادت داشتم بشمرم

07:52.398 --> 07:55.837
يک

07:55.838 --> 07:59.677
دو

07:59.678 --> 08:01.518
سه

08:05.358 --> 08:07.198
چهار

08:10.798 --> 08:12.318
پنج

08:14.798 --> 08:16.598
شش

08:19.438 --> 08:22.678
هفت
هشت

08:24.918 --> 08:26.918
نه

08:29.958 --> 08:31.918
ده

08:44.918 --> 08:46.517
راحت

08:46.518 --> 08:47.918
!اوه، جناب کريستوفر

08:54.278 --> 08:56.717
ـ تلگراف اومده آقا
ـ ممنونم بريجت

08:56.718 --> 09:01.438
ـ حالا که اونجا هستي، لطفاً بريجت؛ قوري چاي
ـ بله خانم

09:13.350 --> 09:20.237
مِيزي مالگرو" داره تلاش ميکنه همه بفهمن که از رابطه نزديکش"
با کاپيتان "اُدانِل" چقدر خوشحاله

09:20.238 --> 09:22.958
ـ چي؟
!ـ نه قوري چيني

09:24.438 --> 09:26.477
!تو، پشت پرده حمومشون رو، رو کردي

09:26.478 --> 09:33.037
..همسر جناب مالگرو سفير پر آوازه انگلستان در سفارت اتريش

09:33.038 --> 09:36.477
از بازي چوگان با کاپيتان اُدانِل لذت مي برد..

09:36.478 --> 09:40.397
در واقع تلافي مِيزي هست در مقابل عياشي فردريک مالگرو با بانو ايگرت

09:40.398 --> 09:42.478
هيچ دليلي براي اين حرف نداري

09:43.618 --> 09:46.438
ممنون بريجت ـ دارجيلينگ
(دارجيلينگ چاي مرغوب محصول شمال هند)

09:47.598 --> 09:51.477
و فکر ميکنم آقاي تيجنز باز هم قهوه ميل داشته باشن

09:51.478 --> 09:54.677
فکر نميکنم مِيزي استعداد کافي داشته باشه تا اين
قضيه رو جلوتر از اين ببره

09:54.678 --> 09:58.817
ولي خواننده ها بدشون نمياد يه داستان سکسي از طبقه ي ما بشنون

09:59.733 --> 10:01.788
مثل بخار داغ

10:01.800 --> 10:06.238
مثل مِه روي سطح آب توي قفس کروکديل در باغ وحش

10:15.961 --> 10:17.405
!حوصله ام سر رفته

10:17.429 --> 10:20.502
فقط تو ممکنه حوصلت سر بره اونم موقعي که آخر دنيا اينقدر نزديکه

10:20.526 --> 10:22.957
ـ کي گفته؟
!ـ من ميگم

10:22.958 --> 10:32.437
نخست وزير از پادشاه خواسته کميته اي متشکل از چهارصد عضو آزادي خواه
ايجاد کنه با اين هدف که طبقه هاي کارگر بتونن از امکانات پزشکي رايگان برخوردار باشن

10:33.438 --> 10:37.517
..اوه,اما اينجا ميبينم اتحاديه خدمتکارهاي خانه

10:37.518 --> 10:40.557
با لايحه بيمه مخالفت کرده..
!در عجبم که چرا بايد اينطور باشه

10:40.558 --> 10:42.637
الان بهترين فرصته که از خودشون بپرسي
ممنونم

10:42.638 --> 10:44.598
ـ پس ادامه بده
ـ خب بريجت؟

10:46.807 --> 10:48.603
مطمئنم که دليلش رو نمي دونم آقا

10:48.627 --> 10:50.500
خب من مطمئنم که مي دونم

10:50.601 --> 10:57.238
دليلش اينه که لايحه ملي بيمه صميميت و نزديکي زيبايي که مابين خدمتکار و کارفرما وجود داره رو نقض ميکنه

10:59.181 --> 11:02.917
اتحاديه خدمتکار هاي خانگي از هر لحاظ طرفدار سلطنته

11:02.918 --> 11:08.963
اين وظيفه استخدام کننده هاست که مراقب رفاه و آسايش کارگرهاشون باشن
و کساني که رعايت نکنند بايد زنداني بشن

11:08.987 --> 11:11.864
ـ کي به اين معتقده؟
...ـ من آخرين نفرم، به جز تعداد اندکي از اشراف زاده ها

11:11.887 --> 11:13.357
"از جمله پسر عموي شما، "وسترشاير...

11:13.358 --> 11:15.837
ـ ميدونستي که من چشم ديدنش رو ندارم؟
ـ نه

11:15.838 --> 11:19.837
،تو با باهوش تر از خودت ازدواج کردي
.پس لازم نيست براي سوء استفاده روي خوش نشون بدي

11:19.838 --> 11:22.840
با اين وجود، به نماينده هاي آزادي خواه جديد نيازي نيست

11:22.863 --> 11:26.638
مجلس لُردها عقب نشيني ميکنن و به نحوي رأي ميدن که
خودشون رو بي تقصير نشون بدن

11:27.932 --> 11:31.317
ـ و اين همون پايان دنياست؟
ـ نه

11:31.318 --> 11:34.518
ـ دنيا خيلي وقت پيش تو قرن 18اُم به پايان رسيد

11:34.519 --> 11:37.600
<i>(صداي خنده)</i>

11:40.638 --> 11:42.757
!مي دوني چه کاري داره انجام ميده؟

11:42.758 --> 11:46.838
!داره دانشنامه ي بريتانيکا رو ويرايش ميکنه

11:46.854 --> 11:51.118
!اگه کشته بودمش هيچ هيئت منصفه اي محکومم نميکرد

12:04.478 --> 12:08.850
نگاه کن، همونيه که رولز رويس بنفش داره
:زير عکس
عکسي از همسر آقاي کريستوفر تيجنز در حال گفتگو با آقاي پراون

12:10.000 --> 12:13.800
<i>.: حق رأي براي زن ها :.
.: عمل کردن بهتر از حرف زدنه :.</i>

12:21.318 --> 12:23.757
شيرين بيان خيلي کمي تو خمير خوراکش به ماديون دادي

12:23.758 --> 12:27.837
ـ بهت که گفتم اگه اينو تغيير بدي حالش خوب ميشه
ـ تذکرتون لطف بزرگي بود قربان، ممنونم

12:27.838 --> 12:29.518
صبح بخير

12:31.500 --> 12:34.000
وزارت سلطنتي آمار

12:34.494 --> 12:36.032
ـ صبح بخير
!ـ صبح بخير ,آقا

12:36.055 --> 12:38.277
!تيجنز
تلگراف من به دستت رسيد؟

12:38.278 --> 12:41.237
صبح دلپذير تو هم بخير ,مکمستر
پس داده هاي منو بررسي کردي

12:41.238 --> 12:43.837
!بله, و اگه اينا رو بدم به رئيس سرم رو جدا ميکنه

12:43.838 --> 12:45.837
خب,پس نده
تو بودي که خواستي کمکت کنم

12:45.838 --> 12:50.517
...ـ آره, و تو جوري محاسبات رو سنگين کردي مثل اينکه
ـ مثل اينکه مردم با بيماري درگيرن

12:50.518 --> 12:52.797
...با توجه به هزينه اي که بايد براي معالجات پزشکي پرداخت کنن

12:52.798 --> 12:57.757
قطعاً مريض خواهند شد، و خزانه دچار نابودي ميشه
و من قصد دارم جناب رجينالد از اين موضوع باخبر باشن

12:57.758 --> 13:02.877
تصور کن هر هفته بتوني با يه مرد تازه باشي و کسي ازت سؤالي نپرسه

13:02.878 --> 13:07.077
ـ عاليه! اينو ميدي به من؟
ـ نه

13:07.078 --> 13:11.877
اما سؤال اينجاست,تا چه مدت اون رابطه عالي ميمونه؟

13:11.878 --> 13:14.515
قبل از اينکه خسته بشي و خميازه کشان برگردي پيش شوهرت

13:14.526 --> 13:17.356
ـ چه مدت؟
!ـ معما نيست، سيلويا

13:17.380 --> 13:19.869
سؤال پرسيدم

13:20.570 --> 13:24.797
...خب
بايد فقط تعطيلات آخر هفته باشه

13:24.798 --> 13:29.757
هر چي باشه هر زني به خونه نياز داره
و يه شوهر که براي نمايش وسط هفته همراهيش کنه

13:29.758 --> 13:33.637
و يه جايي که خدمتکارت رو بفرستي
موفق نمي شدم Hullo Central من بدون
:Hullo Central
اسمي که براي خدمتکار سيلويا به دليل صداي خاصش انتخاب شده

13:37.478 --> 13:41.197
خانم تيجنز خونه نيستن

13:41.198 --> 13:42.437
...اوه,اما ايشون

13:42.438 --> 13:47.117
!ـ سيلويا, خيلي بي انصافي
ـ خب، با اين لباس آمادگي گردش بيرون از شهر رو ندارم

13:47.118 --> 13:51.037
به هر حال، به نظر من اگه شوهرت توجه نکنه
خوش گذروني با مرد ديگه هيچ فايده اي نداره

13:51.038 --> 13:56.317
!ـ از نظر من که داره
ـ بي فايدست، پاتي عاشق منه

13:56.318 --> 13:59.438
ازم خواسته کريستوفر رو ترک کنم و باهاش به خارج برم

14:01.518 --> 14:03.597
،خيلي دوست دارم همراهيش کنم

14:03.598 --> 14:08.757
ـ کي؟
...ـ شوهرم البته

14:08.758 --> 14:11.391
!اگه با اون تن لشش واکنشي نشون بده

14:15.518 --> 14:17.877
ممکنه سيگار همراهتون داشته باشيد؟

14:17.878 --> 14:19.158
بله البته

14:22.558 --> 14:24.518
ممنونم

14:40.038 --> 14:42.957
چند لحظه به من توجه کن
کودن نباش تيجنز

14:42.958 --> 14:46.117
لعنت بهش، وظيفه ي سازمان حمايت از واترهاوسه

14:46.118 --> 14:48.397
و  اينکه طرحش رو به هر قيمتي به مجلس برسونه
متوجهي؟

14:48.398 --> 14:51.061
وزير بايد به همه نشون بده آمار و داده ها
براي لايحه بيمه متعادل خواهند ماند

14:51.073 --> 14:54.847
خب متعادل نخواهدند ماند، و من تا الان فکر ميکردم
اين وظيفه سازمانه که اين موضوع رو به ايشون اطلاع بده

14:54.871 --> 14:58.717
تيجنز، بنا به گفته مکمستر
تو باهوش ترين مرد بين هم سن و سال هات در کل لندن هستي

14:58.718 --> 15:01.277
و من مايلم که حرفش رو باور کنم

15:01.278 --> 15:04.557
اما ايشون و من، با درک ناقصمون

15:04.558 --> 15:07.300
پي به قضيه اي برديم که تو نمي توني متوجهش بشي

15:07.301 --> 15:10.197
ـ خيلي ممنونم جناب رجينالد
..ـ که اون موضوع اين هست

15:10.198 --> 15:16.998
اگه اون ها چيزي رو که ازت مي خوان بدست نيارن،با يک دردسر بزرگ کاري دست به گريبانت مي کنند و اعتبارمون رو در اداره از دست ميديم

15:19.758 --> 15:22.997
...من توجه شما رو به اين موضوع جلب ميکنم که

15:22.998 --> 15:26.957
هيچ سختي در تنظيم محاسبات به شکلي که نتايجي راضي کننده تر
ارائه بشه نيست

15:28.958 --> 15:32.282
در واقع مکمستر مي تونه در يک ساعت و 10 دقيقه
باقي مانده چنين گزارشي رو تنظيم کنه

15:32.306 --> 15:35.718
اما اصرار دارم که اعتبار اين گزارش براي مکمستر باشه

15:36.998 --> 15:38.478
آفرين

15:39.758 --> 15:41.477
<i>حق رأي براي زن ها</i>

15:41.478 --> 15:43.237
<i>خودشه، اون واترهاوسه</i>

15:50.358 --> 15:52.197
اين چه جهنميه اين جا به پا شده؟

15:52.198 --> 15:53.917
ـ به حرکتتون ادامه بديد، قربان
ـ ببخشيد

15:53.918 --> 15:55.957
از اين طرف لطفاً

15:55.958 --> 15:58.397
بدون کوچکترين خراشي خودمون رو رسونديم
ممنونم برترام

15:58.398 --> 16:01.718
،اشتباه من از دعوت يک آزادي خواه
تحت تأثير جوّ کريسمس ,ميدوني که

16:03.278 --> 16:04.758
<i>در مهموني دايانا هم شرکت ميکني؟</i>

16:06.398 --> 16:08.479
ـ کريسمس مبارک ويکتوريا
ـ کريسمس مبارک

16:16.084 --> 16:19.758
ـ کريستوفر، بالاخره اومدي
ـ آره متأسفم

16:22.140 --> 16:25.660
ـ خيلي دوست داشتني شدي
ـ تو هم مثل صاعقه شدي

16:28.758 --> 16:32.598
پاتي دنبالم اومد و منو به مهموني آورد
اشکالي که نداره؟

16:34.478 --> 16:36.237
البته که نه

16:36.238 --> 16:39.197
ـ مي خواي برقصي؟
ـ ميرقصيدم اگه اين آهنگ به درد رقصيدن ميخورد

16:39.198 --> 16:41.918
وقتي يک آهنگ مناسب نواخته شد خبرم ميکني؟

16:58.238 --> 17:01.997
ـ شما يه نويسنده اي؟
ـ اه بله, کمي نقد ادبي انجام ميدم

17:01.998 --> 17:04.719
...در مرحله<i>rosetti</i> ـ کتابم درباره
ـ مکمستر

:Dante Gabriel Rosetti
نقاش,شاعر و تصويرگر 1828-1882

17:06.198 --> 17:09.197
ـ چقدر غير محترمانه
ـ اون يارو که اونجا پيش "سندبَچ" ايستاده

17:09.198 --> 17:12.437
اون عاليجناب استيفن واترهاوسه

17:12.438 --> 17:15.917
همون خوکي که توي اداره مجبور شديم گزارش رو در جهت منافعش تنظيم کنيم

17:15.918 --> 17:18.877
ـ ميرم باهاش چند کلمه اي حرف بزنم
!ـ محض رضاي خدا دست بردار، کريسي

17:18.878 --> 17:22.397
اون زن هاي خواهان حق رأي، اگر به اختيار من بود اونقدر شلاقشون مي زدم تا خونريزي کنن

17:22.398 --> 17:24.877
به پشتشون بزن، اگر نظر منو ميخواي

17:24.878 --> 17:25.837
کارمون به کجا رسيده؟

17:25.838 --> 17:28.997
!وقتي وزير يه دولت نمي تونه بدون حمايت پليس جايي بره

17:28.998 --> 17:32.237
شايد اگر نخست وزير بعد از استراحت تابستونيش سر قولش در مورد

17:32.238 --> 17:34.757
پرداختن به نگراني هاي زنان مي ايستاد

17:34.758 --> 17:39.157
،ـ کريستين
ـ زن ها هم سر قولشون مي ماندند و اعتراض رو متوقف ميکردند

17:39.158 --> 17:42.437
ـ اون هم در شرايطي که پليس با حمايت دولت به راحتي مجاز هست که بازداشتشون کنه
ـ (اگه چنين اعتقادي داري) نظرت رو مکتوب کن و به ديوان عالي ارائه بده

17:42.438 --> 17:46.317
کاملا درسته
تيجنز حرف برادر زنم رو جدي بگير ايشون ژنرال هستن

17:46.318 --> 17:50.717
...تيجنز
اوه تو بايد همون نابغه باشي، اجازه بده ازت تشکر کنم

17:50.718 --> 17:54.117
در مورد لايحه بيمه ما نمي تونستيم تا جلسه بعدي مجلس هيچ پيشرفتي داشته باشيم

17:54.118 --> 17:56.957
البته گزارش و آماري که شما ارائه دادي به دادمون رسيد

17:56.958 --> 17:58.997
شما بايد از مکمستر به خاطر اين کار سپاسگزار باشيد

17:58.998 --> 18:02.187
اوه نه، ما مي دونيم از چه کسي بايد تشکر کنيم
جناب رجينالد باعث شد مطلع بشم

18:02.210 --> 18:06.757
مکمستر؟
همون يارويي که با خودت اوردي؟

18:06.758 --> 18:08.678
خانوادش چه کساني هستند؟

18:11.718 --> 18:13.838
پدرش کارگر يه کشتي در ادينبرگ بود

18:16.398 --> 18:17.678
!!عجب

18:18.758 --> 18:23.638
ـ از من دلخور بود؟
ـ به نظر من از دست زنش عصباني بود، تاوانش رو ما پس داديم

18:25.678 --> 18:29.317
ـ نه ـ آره
ـ نه پاتي

18:29.318 --> 18:31.397
به من نگو پاتي

18:31.398 --> 18:33.558
اما خيلي بهت مياد

18:36.838 --> 18:39.717
با من فرار مي کني؟

18:39.718 --> 18:43.558
!خب,شايد... يه روزي

19:14.918 --> 19:17.037
...سيلويا با اون يارو فرار کرد

19:17.038 --> 19:19.038
پراون

19:20.478 --> 19:23.677
من دارم خيابون لوندز رو ترک ميکنم
اسباب و اثاث خونه رو ميذارم انبار

19:23.678 --> 19:25.517
مايکل رو مي برم پيش خواهرم، اِفي

19:25.518 --> 19:27.997
اون با يه معاون اُسقُف ازدواج کرده
زندگيش مشابه خودمونه

19:27.998 --> 19:29.918
مارچنت هم همراهش ميره

19:31.838 --> 19:35.038
ـ پس يکي از اتاق هاي قديم رو لازم داري؟
...ـ اوهوم

19:39.000 --> 19:43.000
 گروبي, يورکشاير

20:19.918 --> 20:22.197
...يک

20:22.198 --> 20:24.157
...دو

20:24.158 --> 20:25.696
...سه

20:25.719 --> 20:27.678
...عمه اِفي

20:28.838 --> 20:30.838
پنج
شش

20:32.841 --> 20:34.401
راه بيفت

20:44.240 --> 20:46.040
آهسته

21:01.888 --> 21:05.968
بچه ي بيچاره، بايد مثل يک يتيم با عمه اِفيش زندگي کنه

21:07.287 --> 21:11.918
تحمل کن، پيرزن
بايد براي مراقبت از مايکل آماده باشي

21:13.263 --> 21:15.238
زنت باعث خجالت هر دوتون شد

21:16.558 --> 21:17.838
هممون

21:28.196 --> 21:29.499
قصد داري طلاقش بدي؟

21:29.523 --> 21:32.878
نه، فقط يک عوضي چنين رفتاري با زنش ميکنه

21:34.318 --> 21:37.317
خانم سترٍثويت نزديک يک چشمه آب درماني در آلمان ساکن شده

21:37.318 --> 21:41.078
بر اين اساس ممکنه گفته بشه سيلويا براي پرستاري از مادرش باهاش به خارج رفته

21:42.358 --> 21:44.598
مادره هم عوضيه
اما از نوع باهوشش

21:49.198 --> 21:52.318
شخم زن مکانيکي صرفه نداشت

21:55.069 --> 21:56.989
همشون دارن بر مي گردن

22:06.000 --> 22:08.500
 رُوان,فرانسه

22:21.262 --> 22:25.997
اسمش ترستونه
چند جايي ديدمش، اهل خبرچيني نيست

22:25.998 --> 22:28.437
حتي اگر به کسي بگه برام مهم نيست

22:28.438 --> 22:33.797
ـ خب خيلي ممنونم ازت
...ـ چه فرقي ميکنه؟ الان يا بعداً

22:33.798 --> 22:35.918
ما که قرار نيست براي هميشه قايم بشيم

22:38.758 --> 22:41.278
ـ خب ,موضوع همينه پاتي
ـ کدوم موضوع؟

22:44.637 --> 22:46.878
اين هميشگي نيست

22:48.136 --> 22:49.933
معلومه که هست

22:49.944 --> 22:53.038
ـ اميدوارم که واکنش بدي نشون ندي
ـ در چه مورد؟

22:54.666 --> 22:57.566
در مورد برگشتن من، قبل از اينکه خيلي دير بشه

22:57.589 --> 23:02.075
اوه نه، تو جايي نميري
در مورد چي حرف ميزني؟

23:02.099 --> 23:05.117
ـ دلم براي شوهرم تنگ شده
!ـ نه نشده

23:05.118 --> 23:09.674
!ـ تو بهش ميگي... يه توده بزرگ چوب
ـ آره اون يه توده بزرگ چوبه

23:09.686 --> 23:13.396
اغلب دلم ميخواد بکشمش محض اينکه ببينم هيچ خوني تو بدنش وجود داره

23:13.420 --> 23:15.997
من دائماً از دستش عصبانيم

23:15.998 --> 23:19.277
اما به هر حال اون مرديه که باعث شده من براي ساير مردهاي باشخصيت
لندن استفاده شده به نظر برسم

23:19.278 --> 23:21.797
اون همه چيز رو درباره هر چيزي ميدونه

23:21.798 --> 23:26.238
اين فرق بين بودن با يک مرد دانا و تلاش براي سرگرم کردن يک پسربچه است

23:28.238 --> 23:29.678
اما تو عاشق مني

23:31.398 --> 23:32.718
مگه نه؟

23:33.758 --> 23:35.837
...من با دقت ارزيابيت کردم

23:35.838 --> 23:40.917
حماقتت، و بلد نبودن زبان فرانسه
و اينکه گاهي خيلي زياد مشروب مي نوشي و گاهي خيلي کم

23:40.918 --> 23:45.397
و اوه من واقعاً همه چيز رو نمي دونم
...نه تا وقتي که مدام اطرافم هستي

23:45.398 --> 23:49.077
از همون لحظه اي که سوار قطار شديم تا اخم کردن هات
اگه چند لحظه حواسم به چيزي بجز تو بود

23:49.078 --> 23:51.715
!مخصوصاً اينجور رفتارهات

23:51.718 --> 23:55.958
که مثل خوندن کتابي ميمونه که قبلاً خونديش

23:57.358 --> 24:03.918
...چرا نميشه يه زن با يه مرد فرار کنه و دقيقاً مثل... يه کمدي دلپذير

24:05.238 --> 24:08.398
من ميگم، قصد نداري خودت رو بکشي، البته اميدوارم پاتي

24:12.358 --> 24:15.438
ازت ميخوام به آنتوني قديس قسم بخوري که منو ترک نميکني

24:16.478 --> 24:19.558
ـ من اصلاً چنين کاري نميکنم
ـ پس اگر بري مي کشمت

24:21.478 --> 24:23.437
فرانسوي ها اين چيزها رو درک ميکنند

24:23.438 --> 24:28.598
اين هتل ها، قبلاً يک بار چنين جايي موندم
کاغذ نامه هاش واقعاً خجالت آوره

24:36.998 --> 24:40.797
يک آخر هفته تو زمين گلف ممکنه براي من
،امتيازاتي داشته باشه

24:40.798 --> 24:43.358
خودموني شدن با رئيسهامون

24:45.758 --> 24:48.597
من ترجيح مي دم تا وقتي به زمين گلف نرسيديم لباس هام رو عوض نکنم

24:48.598 --> 24:50.397
هيج کس نمي دونه چه کسي ممکنه با قطار توي راه باشه

24:50.398 --> 24:54.838
نماينده پارلمان جناب سندبچ
...قصد داره از ستاد انتخاباتيش بازديد کنه

24:59.518 --> 25:01.078
اه

25:04.158 --> 25:05.998
نمونه ي چاپ شده مقاله ام

25:16.798 --> 25:18.598
سيلويا ازم خواسته تا با بازگشتش موافقت کنم

25:24.438 --> 25:26.398
در آلمان به مادرش پيوسته

25:29.428 --> 25:33.038
ـ با بازگشتش موافقت مي کني؟
ـ فکر مي کنم آره

25:35.358 --> 25:38.317
يه بچه هست که بايد در نظر گرفته بشه

25:38.318 --> 25:40.517
...مارچنت گفته که

25:40.518 --> 25:43.078
از همين الان شروع کرده به حرف زدن مثل يک بچه کشاورز

25:45.500 --> 25:47.797
خب، قطعاً مثل قبل از خونه خبري نيست

25:47.798 --> 25:52.438
بدنامي خاصي براي همسر چنين زني وجود داره که کاملاً هم بجاست

25:53.598 --> 25:58.877
از بيرون خونه همه چيز نشون دهنده ي يه مرد بي حياست
که قادر نيست زنش رو نگه داره

26:03.999 --> 26:08.317
من آرزو مي کنم ازش جدا بشي
بدون هيچ بخششي آبروش رو ببر

26:08.318 --> 26:10.958
...براي هر مرد متشخص يک مفهوم خاص وجود داره

26:13.798 --> 26:18.438
"ـ به اسم "حفظ ظاهر
ـ و اگر با کسي آشنا شدي که خواستي باهاش ازدواج کني؟

26:19.480 --> 26:22.321
هيچي باعث تغيير اين تصميم نميشه
من پاي اين تک همسري ايستادم

26:22.345 --> 26:25.038
...ـ تو
ـ درسته، تک همسري و پاکدامني

26:26.398 --> 26:28.078
!و البته صحبت نکردن در موردش

26:39.918 --> 26:43.478
<i>...فاصله شايد باعث شکستن دل ها شود اما
<i>خداحافظ براي هميشه</i></i>

26:46.078 --> 26:50.278
<i>مبادا چشمانت را غمناک ببينم
که روحم براي پرواز به سوي تو لحظه اي آرام و قرار ندارد</i>

26:52.918 --> 26:54.318
اين شعر فوق العادست

26:55.797 --> 27:01.837
اين حاصل تلاش يک مترجم شعره که
به کباب خوک سرد شده شباهت داره
<i>منظور تيجنز اين هست که هر شعري در زبان اصلي بسيار زيباتره و در اثر ترجمه
نيمي از زيبايي شعر از دست ميره</i>

27:03.958 --> 27:07.117
ـ تو در زمينه ي وزن و قافيه استعداد داري؟
ـ نه ندارم

27:07.118 --> 27:09.958
اگه داشتم، نوشتن اين نامه برام راحت تر ميشد

27:11.438 --> 27:16.237
پذيرفتن شروع دوباره مشروط بر اين هست که بچه»
«پيش خواهرم اِفي و آنگليکان بمونه

27:16.238 --> 27:17.838
«اگر برات قابل قبوله تلگراف بزن»

27:21.478 --> 27:23.438
من به خاطر اين واقعاً متأسفم

27:26.998 --> 27:29.958
ـ به نظر ميرسه اون بلده چطوري وزن و آهنگ جمله هاش رو حفظ کنه
ـ آره بلده

27:32.038 --> 27:36.957
الان حاضرم که پيشت برگردم، اگه بتونم هالو سنترال»
..رو پيش خودم نگه دارم

27:36.958 --> 27:43.477
«شب موقع استراحت نمي تونم کس ديگه اي رو کنار خودم تحمل کنم
همش همين بود

27:47.758 --> 27:50.757
...بايد همسرِ
نميدونم

27:50.758 --> 27:53.718
فرمانرواي هندوستان باشه

28:03.038 --> 28:04.997
امروز رو گلف بازي ميکنيم

28:04.998 --> 28:08.997
فردا براي صبحانه مهمان جناب کشيش هستيم
که در نوشتن کتاب خيلي کمکم کرده

28:08.998 --> 28:10.997
البته که کمک کرده

28:10.998 --> 28:14.717
منظورت کشيش دوشِمين همون کسيه که ميزباني اون صبحانه هاي معروف رو
توي کمبريج به عهده داشت؟

28:14.718 --> 28:18.317
ديگه توي کمبريج نيست
الان يه کليسا نزديک شهر راي داره

28:18.318 --> 28:19.518
اه

28:24.198 --> 28:29.358
بانو کلادين دعوت کردن براي گفتگو و مباحثه سري به "مانتبي" بزنيد
از شما هم دعوت کردن جناب مکمستر

28:30.518 --> 28:34.317
ممنونم، من نخواهم اومد
مکمستر خيلي خوشحال خواهد شد

28:34.318 --> 28:36.357
پس مکمستر بزرگ شما هستيد؟

28:36.358 --> 28:38.477
اين خوبي شما رو نشون ميده که با چنين عنواني من رو خطاب مي کنيد، جناب سندبچ

28:38.478 --> 28:43.036
ـ  پادوِ زمين گلف اينجوري گفت
"ـ و همينطور اون يارو توي "نورت برويک

28:43.718 --> 28:48.318
اون واترهاوسه اون بالا جلومون ايستاده؟

29:10.638 --> 29:15.718
هر چقدر زود که مي توني کريسي رو برگردون پيش سيلويا

29:17.078 --> 29:22.157
سيلويا دختر فوق العاده ايه، باور کن
بي نهايت راستگو و مورد اعتماده

29:22.158 --> 29:24.118
اصلا اهل خيانت کردن نيست

29:25.558 --> 29:28.814
کريسي بايد تا الان چشمش دنبال دامن اين و اون افتاده باشه

29:28.838 --> 29:30.341
ـ نه؟
ـ نه

29:30.358 --> 29:32.717
ـ حتما گاهي خيلي کم... نه؟
ـ نه

29:32.718 --> 29:35.117
پس حتماً اين اتفاق مي افته

29:35.118 --> 29:39.158
نيمي از خونه هاي لندن درشون رو به روش مي بندن
پس هر چي در توان داري انجام بده

29:51.918 --> 29:52.957
توپش گير کرد

29:52.958 --> 29:55.437
از اين بازي بيزارم

29:55.438 --> 29:58.117
پس چرا بازي مي کني؟

29:58.118 --> 29:59.798
مکمستر کس ديگه اي رو براي همراهي نداره

30:19.718 --> 30:22.318
حق رأي براي زن ها

30:27.558 --> 30:30.757
ـ آهاي... بيا اينجا ببينم
ـ حق رأي براي زن ها

30:30.758 --> 30:32.878
اين خون ماست که دنبالشي قبل از اينکه تسليم بشي؟

30:33.918 --> 30:38.357
ايست!ايست... همون جايي که هستي بمون

30:38.358 --> 30:41.518
حق رأي براي زن ها! حق رأي براي زن ها
!فرار کن گرتي

30:48.958 --> 30:51.598
!...خداي بزرگ! دوشيزه وانوپ

30:53.718 --> 30:55.878
زن هاي آزاديخواه بدبخت

30:58.318 --> 30:59.558
برو کنار

31:01.958 --> 31:03.677
شما بازداشتيد

31:03.678 --> 31:04.718
!ولنتاين

31:09.798 --> 31:12.558
بابت خراب کردن ضربتون عذر خواهي مي کنم

31:13.598 --> 31:17.437
بريد مطمئن بشيد آسيبي به گرتي نمي رسونن
من گمش کردم

31:20.038 --> 31:21.677
شما داشتيد تظاهرات مي کرديد

31:21.678 --> 31:24.957
خب، البته که داشتيم تظاهرات مي کرديم اما شما که قصد نداريد شاهد اذيت و آزار يک دختر باشيد

31:24.958 --> 31:29.037
به نظر ميرسه چندتاشون وحشي هستن
انگار که دارن موش شکار ميکنن

31:29.038 --> 31:30.157
و اينکه گرتي توانايي دويدن نداره

31:30.158 --> 31:33.718
پس تو از يک راه ديگه فرار کن
من مراقب گرتي هستم

31:34.758 --> 31:39.077
ـ نه منم با شما ميام
ـ زود اينجا رو ترک کن، مگه اينکه بخواي بري زندان

31:39.078 --> 31:40.717
!ـ بهت اخطار ميدم
...ـ کمک

31:40.718 --> 31:41.718
!فرار کن

31:44.398 --> 31:47.397
اون هرزه ي لخت رو متوقف کن
هرزه رو متوقف کن

31:47.398 --> 31:50.078
!ـ اوني که لخته رو بازداشت کن
!ـ ايست

31:51.918 --> 31:54.478
...ايست... ايست
!ايست

31:58.038 --> 31:59.998
...تلاش بيشتري ازتون ساخته نبود

32:01.998 --> 32:03.518
به نظر ميرسه به سختي نفس مي کشيد

32:04.918 --> 32:06.597
مثل هر کس ديگه اي در اين وضعيت

32:06.598 --> 32:08.198
ممنونم، قربان

32:11.918 --> 32:13.158
بدو گرتي

32:14.798 --> 32:17.718
!...گرفتيمشون! گرفتيمشون

32:27.278 --> 32:30.678
!مي تونيد از پُل راه آهن کَمبِر براي ادامه دادن استفاده کنيد

32:44.878 --> 32:45.878
!ابله

32:46.918 --> 32:48.717
!من از بازي کردن با تو خودداري مي کنم

32:48.718 --> 32:52.997
در واقع، قصد دارم براي صدور حکم قانوني دستگيريت
به خاطر ممانعت از اجراي عدالت اقدام کنم

32:52.998 --> 32:55.998
نمي توني، تو يه قاضي با چنين اختياري نيستي
!سعيت رو بکن

32:59.318 --> 33:01.957
کريسي، تو خيلي کوته فکري

33:01.958 --> 33:05.398
پاسبان نمي خواست دخترها رو بازداشت کنه
آرزو مي کرد که اين اتفاق نيفته

33:06.438 --> 33:13.077
آيا اون دختر... از دوستانت بود؟
از قبل باهاش برنامه ريزي کرده بودي؟

33:13.078 --> 33:19.517
...اگر به خاطر اون دختره وانوپه
...اگر زني که بين تو و سيلويا قرار گرفته، لعنت، همين دخترک آزاديخواهه

33:19.518 --> 33:22.157
!ـ خداي بزرگ
ـ برش گردون کريسي

33:22.158 --> 33:23.358
من بهت قول ميدم

33:25.238 --> 33:27.398
ميگن در نهايت همشون فاحشه ـن

33:29.398 --> 33:33.637
من خيلي متأسفم، اگر به اون دختر، وانوپ؛ علاقه داري

33:33.638 --> 33:36.077
پدرش دوست خيلي خوبي براي پدرت بود

33:36.078 --> 33:42.718
...البته، الان يادم مياد
پروفسور وانوپ، دانشمند در ادبيات باستاني

33:44.398 --> 33:48.157
حتي يک پني هم از خودش به جا نگذاشت
يک پسر هم توي "اِتون" داره

33:48.158 --> 33:51.357
زن بيوه و دخترش شرايط خيلي سختي براي گذروندن زندگي داشتند

33:51.358 --> 33:55.518
من اطلاع دارم کلادين هر چقدر که مي تونست
از طريق باغبان "پال" هلو براشون جمع ميکرد و براشون مي برد

33:57.398 --> 34:00.037
شايد براش دلسوزي ميکني
اينطور نيست؟

34:00.038 --> 34:02.837
به نظرم تا همين اندازه حدس و گمان اشتباه کافيه

34:02.838 --> 34:06.437
اما بايد بدوني خانم سترثويت از آب درماني در چشمه آب گرم در آلمان خيلي بهبود پيدا کردن

34:06.438 --> 34:10.129
و من قصد دارم در يک يا دو روز پيش رو به اونجا برم
و سيلويا و مادرش رو به خونه برگردونم

34:10.141 --> 34:11.902
!پسر خوب

34:13.598 --> 34:20.518
بايد به سرانگشتهاش بوسه بزني
!حقيقي ترين چيز براي تو اونه، تو گداي خوش شانسي هستي

34:37.798 --> 34:39.997
...خواري اين رابطه

34:39.998 --> 34:43.437
...کُمِدي تماشاگرپسند اذيت و آزار جنسيمون

34:43.438 --> 34:46.437
!وقتي که جنگ شروع بشه، مثل طوفان همه چيز رو از سر راهش کنار ميزنه، خدا رو سپاس

34:46.438 --> 34:48.037
!جنگ غير ممکنه

34:48.038 --> 34:50.437
تحت هر شرايط جنگي با حضور بريتانيا در اون اتفاق نميفته

34:50.438 --> 34:53.477
اين چيزيه که سر شامي که با طرفدارهاي سلطنت مي خوردي مي گفتن؟

34:53.478 --> 34:55.837
،طي دو سال، تقريباً نزديک فصل شکار قرقاول

34:55.838 --> 34:57.879
جنگي سراسر اروپا رو فرا ميگيره که بريتانيا توي اون نقش اساسي داره

34:57.903 --> 35:00.275
!اه، دقت نظر خاصّ تيجنزي

35:01.078 --> 35:04.678
ـ مدرکت کجاست؟
ـ تو اداره

35:06.038 --> 35:07.077
ديروقته

35:07.078 --> 35:09.837
انتظار ميره براي صبحانه دوشِمين به موقع حاضر باشيم

35:09.838 --> 35:12.957
اگه تا اون موقع بازداشت نشده باشي

35:15.078 --> 35:18.917
يک اسکناس 5 پوندي دادم به مأمور پليسي که با اون خوک از کابينه ي نخست وزير ارتباط داره

35:18.918 --> 35:21.477
که البته نبايد اينجوري خطابش کنم
شام مهمونش بودم

35:21.478 --> 35:23.398
علاوه بر اين، اون آدم خوبيه

35:24.678 --> 35:26.957
بنابراين دستش به وانوپ نمي رسه

35:26.958 --> 35:31.237
دختر شايسته، دوشيزه والنتاين وانوپ

35:31.238 --> 35:32.997
دارنده مقام قهرماني دو در مسافت يک چهارم مايل و نيم مايل

35:32.998 --> 35:36.717
و دارنده ي رکورد هاي پرش طول و ارتفاع براي استان ساسِکس شرقي

35:36.718 --> 35:40.437
و خانه دار و تايپيست مادرش، رمان نويس

35:40.438 --> 35:43.237
اون يکي، اين اطراف نيست
احتمالاً لندن

35:43.238 --> 35:46.038
هيچ وقت ژاندارمري ساسِکس رو دست کم نگير

35:47.078 --> 35:51.838
و بعضي معتقدن من و دوشيزه وانوپ سر و سرّي با هم داريم
اگه بدتر از اين فکر نکنن

35:56.287 --> 35:58.398
چرا اينطور به نظر ميرسي؟

36:00.198 --> 36:05.118
منتظرم که زنم تلگراف بزنه تا برم بيارمش خونه

36:06.398 --> 36:07.958
پس وضعيتم بايد هميني باشه که مي بيني

36:11.000 --> 36:13.000
آلمان

36:18.535 --> 36:22.357
زمان هايي هست که يک زن از مردش متنفره
حتي يک مرد خيلي خوب

36:22.358 --> 36:23.397
همونطور که همسر من بود

36:23.398 --> 36:31.157
من پشت سر مردي قدم برداشتم
در حالي که از درون براي فرو کردن ناخن هام در رگ گردنش فرياد ميزدم

36:31.158 --> 36:33.277
و سيلويا اين حس رو حتي شديدتر از من داره

36:33.278 --> 36:37.340
اگر يک زن، همون طور که کليسا راهنمايي کرده
...بچه دار بشه و با پاکدامني زندگي کنه

36:37.363 --> 36:40.522
ـ اما سيلويا بچه داره
!ـ از چه کسي؟

36:40.545 --> 36:44.517
ـ مالِ دريک شيطان صفته، مگه نه؟
ـ احتمالاً دريک بوده

36:44.518 --> 36:46.597
من همين جا نشستم

36:46.598 --> 36:48.478
من ديگه با مردها کاري ندارم

36:50.238 --> 36:52.997
فکر همه ي تباهي که اون بچه براي من بوجود آورد

36:52.998 --> 36:55.157
و کريستوفر که کاملا بي تفاوته

36:55.158 --> 36:57.157
در هر صورت تو لياقت شوهرت رو نداري

36:57.158 --> 37:00.637
حتي نمي تونم تصور کنم چرا تلگراف رو جواب داد

37:00.638 --> 37:01.917
قطعاً براي ادامه ي قدرت نمايي

37:01.918 --> 37:09.157
بدون هيچ گونه احترامي، با چنان غرور احمقانه اي اين پيام رو فرستاده
که من رو عصبي و آشفته کنه

37:09.158 --> 37:14.197
نمي تونست يه نامه برام بنويسه، چون بايد با "سيلوياي عزيز" شروع مي کرد
که البته من عزيزش نيستم

37:14.198 --> 37:17.837
تا اين اندازه کودنه

37:17.838 --> 37:21.517
منم قصد دارم کنارش بمونم
و تصميم دارم باعفاف باشم

37:21.518 --> 37:26.357
ذهنم رو به اين فکر عادت دادم
براي باقي زندگيم تصميم دارم مثل يه چوب خشک بي احساس باشم

37:26.358 --> 37:32.158
به جز يک چيز، من مي تونم اين مرد رو عذاب بدم و اين کار رو انجام ميدم
به خاطر تموم لحظه هايي که منو شکنجه کرده

37:36.518 --> 37:39.158
من از "نُرماندي" تا اينجا بدون خواب اومدم

37:45.198 --> 37:49.877
،ميرم پايين بهشون بگم خيلي ساده به کريستوفر تلگراف بزنن که

37:49.878 --> 37:51.438
"قبوله"

37:59.758 --> 38:03.437
مي خوام يه نسخه امضا شده از کتابم رو براي کشيش دوشِمين بفرستم

38:03.438 --> 38:05.237
هنوزم نظراتش ارزشمنده

38:05.238 --> 38:10.837
البته، پاچه خواري براي دوشمين هميشه هزينه ي خاويار و تخم مرغ آپ پز بوده

38:13.338 --> 38:16.398
!خوش اومديد! خوش اومديد

38:16.637 --> 38:19.877
!من معاون کشيش هستم

38:27.318 --> 38:30.037
!ممنونم,ممنونم

38:30.038 --> 38:34.157
اسم من هورزليه

38:34.158 --> 38:36.478
ـ مکمستر
ـ اين يراق رو از کجا پيدا کردي؟

38:37.518 --> 38:42.157
خدايا، اصلا نمي دوني که يراق يه کره اسب رو روي اسب بالغ سوار کردي؟

38:42.158 --> 38:45.998
دهنه اش رو سه سوراخ آزادتر کن
داره زبون حيوون رو از وسط پاره مي کنه

38:47.198 --> 38:50.745
من مطمئن نيستم دعوتت به اينجا مثل يه بازي باشه، ولنتاين

38:50.768 --> 38:52.107
...اگه مادرت مي دونست

38:52.130 --> 38:56.237
وقتي به مادرم گفتم قراره يه منتقد ادبي رو ملاقات کني تصميم گرفت با من بياد

38:56.238 --> 38:57.718
اما من تو باربري راهم رو جدا کردم

38:59.398 --> 39:02.558
خيلي خوب شد
هيچ کس حتي نمي تونه شوهرت رو ببينه

39:03.694 --> 39:07.169
به پرستار دوشِمين گفتم تا يک ربع نگذشته اون رو نياره

39:07.193 --> 39:10.046
يک صندلي هم براي گرتيِ تو در نظر گرفته بودم، اما اشکالي نداره

39:10.070 --> 39:14.083
خواهر سالخورده ي هورزلي هم با ما زندگي ميکنه، خانم فاکس
و کاملاً ناشنواست

39:14.095 --> 39:16.420
يک صندلي خالي کنارش هيچ تفاوتي ايجاد نمي کنه

39:16.948 --> 39:18.381
!از اين طرف

39:18.404 --> 39:23.357
!خانم ها قراره اينجا باشن
!ما با هم رسيديم
(صداي خنده)

39:23.358 --> 39:26.437
صبحتون بخير خانم... مکمستر هستم

39:30.918 --> 39:32.157
خيلي لطف کرديد که به اينجا اومديد

39:32.158 --> 39:35.037
باعث مسرّته، ممنون از دعوتتون
کريستوفر تيجنز هستم

39:35.038 --> 39:38.677
خيلي خوشوقتم و شما بايد وينسنت مکمستر معروف باشيد

39:38.678 --> 39:42.317
...ـ جناب سندبچ نماينده مجلس به همراه شش نفر
ـ خيلي خوشوقتم، خانم

39:42.318 --> 39:45.117
ـ من اِديت دوشِمين و ايشون دوشيزه وانوپ هستن
!ـ بله، دوشيزه وانوپ

39:47.358 --> 39:51.437
آقايون، بايد از مسيري که اومديد خسته شده باشيد
اجازه بديد به صندليتون راهنماييتون کنم

39:51.438 --> 39:53.717
ـ ممنون

39:53.718 --> 39:55.761
ـ براي شما اينجا رو در نظر گرفتم جناب تيجنز
ـ متشکرم

39:55.785 --> 39:59.797
و اينجا براي شما، جناب مکمستر
و من هم کنار شما

39:59.798 --> 40:02.117
نوشيدني هم تدارک ديده شده

40:02.118 --> 40:06.477
...اگر گرسنه هستيد،مي تونيد
اميدوارم چيزي متناسب با ذائقتون پيدا کنيد

40:06.478 --> 40:11.437
ـ ممنونم

40:11.438 --> 40:15.637
ايشون(سندبچ) در منزل بانو کلادين رسماً خودش رو
کانديد انجام وظايف سلطنتي براي "دووِر" اعلام کرده

40:15.638 --> 40:19.237
ـ من بايد بابت ديروز ازتون تشکر کنم

40:23.247 --> 40:25.922
!اه، خانم وانوپ، چه اتفاق دلپذيري

40:25.946 --> 40:28.623
!ـ مادر؟
کدوم يکي آقاي مکمستر هستن؟ منتقد ادبي؟

40:32.398 --> 40:36.317
ـ شما جناب مکمستر هستيد؟منتقد؟
ـ من مکمستر هستم

40:36.318 --> 40:42.637
...اوه، جناب مکمستر، کتاب جديد من سه شنبه منتشر ميشه

40:42.638 --> 40:44.757
مادر، با گرتي چيکار کردي؟

40:44.758 --> 40:48.597
اون تو اتاق زير شيرووني از پليس ها قايم شده
...خيلي خوب، فکر مي کنم

40:48.598 --> 40:53.437
فکر کنم علاقه داشته باشيد در مورد کتابم بشنويد

40:53.438 --> 40:56.797
...براي شما روزنامه نگارها يه ذره اطلاعات بيشتر هميشه

40:56.798 --> 40:58.437
من روزنامه نگار نيستم

40:58.438 --> 41:01.825
...خب، منتقد
ـ راستش من کتاب ها رو بررسي نمي کنم

41:01.849 --> 41:05.397
...ـ من يک منتقد به اين معني نيستم که
ـ البته که هستيد

41:05.398 --> 41:07.077
من مطالبي براي فصلنامه ها مي نويسم

41:07.078 --> 41:11.557
...ـ جناب مکمستر
ـ اوه، فصلنامه هاي نقد محور

41:11.558 --> 41:17.197
آقاي هورزلي، خانم وانوپ رو کنار خودتون بنشونيد و ازشون پذيرايي کنيد

41:17.198 --> 41:21.637
ـ اين دقيقاً همون چيزيه که کتاب من نياز داره
... يک مقاله ي عميق و طولاني و

41:21.638 --> 41:24.997
...ـ عذر مي خوام
ـ اين صندلي متعلق به کشيشه

41:24.998 --> 41:28.003
فصلنامه هاي تحليلي-انتقادي
فقدان اشتياق تأسف برانگيزي از خودشون نشون دادن

41:28.015 --> 41:31.455
...ـ اشتياق جدي منظورم
ـ حالا بهتر شد

41:34.118 --> 41:38.859
...ـ به من اجازه ميديد بهتون کمک کنم که
!ـ اوه،مقدار کمي خاويار، يک هلو

41:39.878 --> 41:46.157
...من متأسفم... من بايد
...شوهرم همون طور که مي دونيد

41:46.158 --> 41:49.077
استدعا دارم، بانوي عزيز
اصلاً لازم نيست نگران نباشيد

41:49.078 --> 41:54.397
به عقيده ي من اين مهموني خيلي بد برگزار شده
تدارک خيلي ضعيفي ديده شده

41:54.398 --> 41:56.547
يا شايد هم نه...
...بعضي وقتها اصلاً نميشه فهميد ايشون يک زماني

41:56.571 --> 41:58.144
هر کسي درک ميکنه

41:58.158 --> 42:03.317
شما تنها به اين فکر کنيد که
...با گذروندن زماني دلپذير در اين محيط بسيار زيبا

42:03.318 --> 42:06.157
ابيات رو که بلديد
،همچون زماني که پرستو"

42:06.158 --> 42:09.037
،از دروازه اي به دروازه ي ديگر سبکبال پر مي گشايد

42:09.038 --> 42:12.677
از درون سايه به سوي روشنايي و سپس دوباره
"از نور به سمت سايه

42:12.678 --> 42:17.437
ـ اوه، بله بله
ـ من يه پيام براتون دارم، از طرف جناب واترهاوس

42:17.438 --> 42:20.148
من به ايشون گفتم که شما رو نمي شناختم
و قرار نيست شما رو ملاقات کنم

42:20.159 --> 42:21.921
اما باور نکرد

42:22.958 --> 42:25.077
،اگه به خاطر دعوت من به گفتگو هست

42:25.078 --> 42:28.037
من قصد ندارم خودم رو در معرض فروتني و دلسوزي ايشون قرار بدم

42:28.038 --> 42:31.877
نه، موضوع اين نيست
ميخواد اطلاع داشته باشيد که شما در معرض هيچ اتهامي نيستيد

42:31.878 --> 42:34.437
خب پس گرتي چي؟

42:34.438 --> 42:37.289
،گرتي هم به همين شکل
تا اونجايي که به ديروز مربوطه

42:37.300 --> 42:41.527
اما مي تونم از زير شيرووني شما خارجش کنم
اگه از دست پليس هاي پايتخت در حال فراره

42:41.551 --> 42:43.159
که همين طور هم هست

43:00.198 --> 43:01.717
پَري؟

43:01.718 --> 43:05.957
خداي بزرگ، اين پَريه
(نفر سمت راست کشيش مورد نظر است)
"بوکسور وزن 75 کيلوگرم اهلِ "برماندسي

43:05.958 --> 43:08.837
به نظر ميرسه آقاي مکمستر هم ايشون رو مي شناسن
00:43:08,838 --> 00:43:11,318
توي کمبريج به من مشت زني ياد مي داد

43:17.358 --> 43:20.638
!صبح بخير... دکتر

43:23.398 --> 43:25.037
من دکتر نيستم

43:25.038 --> 43:26.997
بله... بله

43:26.998 --> 43:32.078
...گوشي معاينه توي کيف
!!توي راهروي ورودي

43:34.878 --> 43:38.237
و دوستتون...؟
يک پزشک ديگه؟

43:38.238 --> 43:43.877
به دو پزشک نياز هست البته
براي تصديق ديوانگي... اه پَري

43:44.478 --> 43:48.277
!فيله ي ماهي... انتخاب خوبيه
بعدش قلوه ها رو بيار

43:48.278 --> 43:49.278
بله قربان

43:51.398 --> 43:53.317
من مکمستر هستم

43:53.318 --> 43:56.158
از طريق نامه با هم در ارتباط بوديم
و شما من رو به صبحانه دعوت کرديد

43:57.198 --> 43:58.557
درسته دعوتتون کردم

43:58.558 --> 44:00.278
!مکمستر، منتقد نو ظهور

44:01.678 --> 44:03.117
به همراه دوستش

44:03.118 --> 44:07.677
مکمستر و دوستش براي صبحانه

44:07.678 --> 44:10.118
هيچ پزشکي در کار نيست

44:13.114 --> 44:14.994
اما خسته به نظر ميرسي

44:16.538 --> 44:17.778
خسته و کوفته

44:18.838 --> 44:20.158
کاملاً فرسوده

44:21.958 --> 44:24.358
من رنگ پريدگي ناشي از خود ارضائي رو در چهره شما مي بينم

44:26.918 --> 44:30.837
روتون رو برنگردونيد
وينسنت مکمستر ظرفيت بالايي داره

44:30.838 --> 44:33.997
افسردگي پس از پايان ارضا
!غم و اندوه بعد از خروج مني

44:33.998 --> 44:36.917
شما پسربچه ها رو ترجيح مي ديد يا دخترک ها رو؟

44:36.918 --> 44:39.637
ماهيتون داره سرد ميشه، آقا
قلوه ها رو بيارم؟

44:39.638 --> 44:42.424
اگر مقداري غذا ميل کنه، از تجمع خون در مغز جلوگيري ميشه

44:42.447 --> 44:43.645
اوه، خواهش مي کنم ببخشيد

44:44.118 --> 44:45.157
خيلي براتون ناگوار بود

44:45.158 --> 44:49.088
بانوي عزيز، نگران نباشيد
من براي همين اينجا هستم

44:49.099 --> 44:50.696
شما مرد خيلي خوبي هستيد

44:54.000 --> 44:58.000
(زبان لاتين)

44:58.638 --> 45:02.077
!وقتي دختر پروفسور وانوپ باشي حتما بايد زبان لاتين هم بلد باشي

45:02.078 --> 45:04.797
مي تونم به اين وضعيت خاتمه بدم، اجازه ميديد؟

45:04.798 --> 45:07.477
بله، بله هر کاري که لازمه انجام بديد

45:07.478 --> 45:09.517
جنگنامه هاي مارکوس والريوس، کتاب 11، داستان 43

45:09.518 --> 45:13.597
...زاري و اعتراض زن يک بچه باز

45:13.598 --> 45:16.438
!!.........

45:17.518 --> 45:21.837
همون طوري که "کيد کانتر" رو توي هاکني بتز زدي از اين وضعيت خارجش کن

45:21.838 --> 45:25.997
من معمولاً مجبور بودم زنم رو به داستان 43 از کتاب 11 مارکوس ارجاع بدم

45:25.998 --> 45:30.558
"...الس، عزيزم... براي زنها، مشکل داشتن دو"
!!آخ

45:31.718 --> 45:35.798
حالتون خوبه آقا؟
...وقتشه که بريد موعظه تون رو بنويسيد قربان

45:42.918 --> 45:45.597
بانوي عزيز، بهتون اطمينان ميدم که همه چيز تموم شد

45:45.598 --> 45:49.198
خواهش مي کنم ببخشيد
هيچ وقت نميتونيد احترامي براي من قائل باشيد

45:50.238 --> 45:52.078
...شما شجاع ترين زني هستيد که مي شناسم

45:56.118 --> 45:58.638
خدا نگهدار

46:11.598 --> 46:14.517
اين کالسکه براي شما مجهز نيست، خانم وانوپ

46:14.518 --> 46:19.077
،يک درشکه بويژه اگر داراي يک اسب جوان باشه
هميشه ميتونه براي يک خانم دردسر ساز بشه

46:19.078 --> 46:20.797
اما من مطمئنم امشب کارش رو خوب انجام ميده
(در اينجا اسب است she منظور تيجنز از ضمير )

46:20.798 --> 46:22.717
امشب؟

46:22.718 --> 46:25.277
منظور آقاي تيجنز گرتي هست، مگه نه؟

46:25.278 --> 46:29.557
بله، جايي رو سراغ داريد که گرتي بتونه منتظر بمونه؟

46:29.558 --> 46:31.997
اونها قطارها رو در تقاطع اَشفورد بازرسي مي کنن

46:31.998 --> 46:34.757
ـ اوه، شما کمک مي کنيد؟
ـ من اصلاً نمي خوام شما رو در حالت پريشوني ببينم

46:34.758 --> 46:37.077
شما نويسنده تنها رمان از قرن 18 به بعد هستيد که نياز نبود من تصحيح و ويرايشش کنم

46:38.798 --> 46:40.757
!خب

46:40.758 --> 46:43.517
اما در مورد گرتي چکار بايد بکنيم؟

46:43.518 --> 46:47.837
ببرش همون جا، فقط دهنه اش رو زياد نکش، خودش راحت مياد

46:47.838 --> 46:51.878
اوه، داره سر به سرتون ميذاره
.شما متوجه نميشيد که چه وقت در مورد گرتي صحبت نميکنه

47:01.358 --> 47:04.318
ـ دلم برات تنگ ميشه گرتي
ـ لندن مي بينمت

47:21.438 --> 47:22.718
مشکلي براش پيش نمياد

47:29.918 --> 47:33.038
بايد بدونيد خانم وانوپ، در مورد ما حرف هايي زده ميشه

47:34.398 --> 47:37.877
و اين بهتون ياد ميده که با مردهاي غريبه در زمين گلف صحبت نکنيد

47:37.878 --> 47:41.317
مهم نيست
واقعاً اهميتي نداره

47:41.318 --> 47:42.797
در هر صورت زندگي ميکني

47:42.798 --> 47:45.478
تنها چيزي که مهمه اينه که کار درست رو انجام بدي

47:47.558 --> 47:51.277
،درسته، من نبايد اهميت بدم اون خوک ها در موردم چي ميگن

47:51.278 --> 47:55.718
.اما اهميت ميدم، برام مهمه که در مورد شما چي ميگن

48:06.918 --> 48:08.398
...گوش بده

48:11.998 --> 48:14.597
ـ چکاوک؟
ـ اونو نمي گم

48:14.598 --> 48:16.358
بلبل بود

48:18.158 --> 48:21.798
"اون يه چکاوک بود، بشارت دهنده صبح، نه بلبل"
<i>نمايشنامه رومئو و ژوليت، اثر شکشپير، قسمت سوم پرده پنجم، رومئو خطاب به ژوليت</i>

48:23.158 --> 48:25.557
"باور کن عشق من، اون يه بلبل بود"
(همان، ژوليت در جواب به رومئو)

48:27.838 --> 48:31.837
ببين، صداش دو رگه شده

48:31.838 --> 48:33.758
صداشون تو ماهِ جون تغيير ميکنه

48:48.318 --> 48:54.717
...سيزده مايل با "بريد" و شش و نيم مايل با

48:54.718 --> 48:56.878
يه چيزي مثل آدِلمر فاصله داريم

48:58.318 --> 48:59.758
چراغ خاموش شد

49:01.238 --> 49:02.638
مِه در سطح زمين

49:04.038 --> 49:06.158
و ما همچنان در مسير آدلمر هستيم

49:08.878 --> 49:11.278
ممکنه بهم بگي اصلا اين مسير رو مي شناسي؟

49:12.638 --> 49:14.557
آديمور درسته، نه آدلمر

49:14.558 --> 49:16.317
خب، بنا بر اين مسير درست همينه

49:16.318 --> 49:17.510
!راه بيفت

49:17.533 --> 49:18.379
مطمئني؟

49:18.398 --> 49:21.157
اگر درست نبود نمي گذاشتي ماديون حتي پنج قدم ديگه ادامه بده

49:21.158 --> 49:23.678
ـ تو خيلي باهاش مهربوني
ـ نه اونقدر که تو باهاش مهربوني

49:25.038 --> 49:27.678
...شما واقعاً اونقدرها هم زشت نيستيد

49:31.158 --> 49:32.478
...جدي نگيريد من فقط

49:34.558 --> 49:37.718
من خيلي خوشحالم

49:39.798 --> 49:42.557
اسم تقاطع بعدي پدربزرگ وانتويز هست

49:42.558 --> 49:45.757
يه پيرمرد قبلا اونجا مي نشست به نام گرانفر فين

49:45.758 --> 49:50.557
روزهاي خريد تو شهر تنتردِن، از سبدي که دستش بود
به ارّابه هايي که رد ميشدن کيک فنجوني مي فروخت

49:50.558 --> 49:54.717
بازار تنتردِن سال 1845 از بين برده شد

49:54.718 --> 49:56.998
به خاطر حکم الغاي "قوانين غلات" اين کار رو انجام دادن
قوانين غلات قوانيني بود که در 1845 براي حمايت از کشاورزان بريتانيا
در جلوگيري از واردات محصولات کشاورزي ارزانتر در آن زمان وضع شد

49:58.838 --> 50:01.598
چرا تصور مي کني من به دنبال جمع کردن کلکسيوني از رويدادهاي کهنه هستم؟

50:03.158 --> 50:04.318
چون همينطوره

50:05.398 --> 50:08.317
از اين وقايع دستمايه اي براي تقويت عقايد محافظ کارها درست مي کنيد

50:08.318 --> 50:10.517
فکر مي کردم آدم هايي مثل شما به کل منقرض شدن

50:10.518 --> 50:16.078
،شما مايليد يک مرد متشخص انگليسي باشيد
کسي که تلاشش تنها در جهت صيقل دادن اصول و قوانينه
و با اين همه محافظ کار بودن کشور رو تبديل به جهنم مي کنيد

50:17.238 --> 50:19.878
"ابراز وجود نمي کنيد مگر اينکه بخواهيد بگيد: "بهت که گفته بودم

50:32.118 --> 50:33.438
کجا هستي؟

50:35.558 --> 50:38.117
...اي کاش کمي سر و صدا مي کردي

50:38.118 --> 50:43.398
<i>جان پيل رو با اون کت خاکستريش مي شناسي...؟</i>

50:44.558 --> 50:49.078
<i>جان پيل رو موقع گرگ و ميش اول صبح مي توني بشناسي؟</i>

50:50.198 --> 50:51.637
چيکار داري ميکني؟

50:51.638 --> 50:54.038
طرف ديگه رو امتحان مي کنم

50:59.598 --> 51:01.118
کدوم طرفي؟

51:02.318 --> 51:07.438
<i>مي توني جان پيل رو از فاصله خيلي دور بشناسي...؟</i>

51:09.518 --> 51:14.438
<i> ...با شيپور و سگ هاي شکاريش موقع صبح</i>

51:37.638 --> 51:40.117
تقريباً رسيديم خونه

51:40.118 --> 51:42.757
يک تابلوي نشون دهنده فاصله پيدا کردم
تقريباً نزديک مانتبي هستيم

51:42.758 --> 51:44.598
مي توني ادامه بدي

51:45.718 --> 51:47.157
حرکت کن

51:47.158 --> 51:51.197
تا جاده مانتبي صد يارد فاصله داريم
فقط... مايِل به چپ نگهش دار

51:51.198 --> 51:53.518
وگرنه اسب جاده رو مستقيم تا خونه ميره

51:59.358 --> 52:02.158
و... نگاه کن، خورشيد

52:04.438 --> 52:07.837
اين آغاز طولاني ترين روز ساله
(انقلاب تابستان (اصطلاحي در نجوم

52:07.838 --> 52:11.958
مشهور به پايداري خورشيد
چون به نظر ميرسه خورشيد سر جاش ثابته

52:16.598 --> 52:18.277
ما به شب غلبه کرديم

52:18.278 --> 52:19.638
...دوشيزه وانوپ

52:23.438 --> 52:25.558
...لعنت به مانتبي

52:27.998 --> 52:31.878
عزيزم، نمي تونستي براي هميشه تحمل کني

52:33.518 --> 52:34.958
اما تو مرد خوبي هستي

52:36.718 --> 52:38.478
خيلي زيرک

52:40.358 --> 52:41.918
از پسش بر مياي

52:59.758 --> 53:01.278
آفرين دختر خوب

53:06.358 --> 53:08.477
بدجوري زخمي شده، زود بيا

53:08.478 --> 53:10.918
ساقش از پهلو به پايين خونريزي داره

53:12.718 --> 53:15.238
زير دامنيت رو در بيار

53:16.398 --> 53:19.118
به صورت نوار ببرش، براي باندپيچي لازمش داريم

53:21.038 --> 53:22.198
از روي حصار بپر

53:23.318 --> 53:24.998
قبلاً پريدنت رو ديدم

53:36.238 --> 53:41.557
!ـ لعنتي!برگرد
ـ داشتم مي رفتم تا از دست کلادين نجاتت بدم

53:41.558 --> 53:44.557
ـ بايد خسارت اسب رو پرداخت کني
ـ چرا بايد اين کارو انجام بدم؟

53:44.558 --> 53:46.477
به اين دليل که از بوق ماشين استفاده نکردي

53:46.478 --> 53:50.157
اين تو بودي که داشتي تو مسير من ميروندي
...علاوه بر اين

53:50.158 --> 53:51.478
ـ من بوق زدم
ـ نه نزدي

54:02.958 --> 54:06.397
به خواهرم چي بايد بگم؟
به نظرم دختره رو ديد

54:06.398 --> 54:09.357
،برگرد هرچي دوست داري بهش بگو
اما بايد خسارت اسبش رو بدي

54:09.358 --> 54:10.677
اصلاً چنين اتفاقي نمي افته

54:10.678 --> 54:13.597
در ضمن وقتي به راي رسيدي آمبولانس ويژه اسب ها رو زود بفرست

54:13.598 --> 54:14.998
خواهرت داره پياده ميشه

54:18.398 --> 54:20.877
کسي نمرده
اوني که با تيجنز بود کي بود؟

54:20.878 --> 54:23.798
برات مهم نيست
سوار ماشين شو، ديرمون ميشه

54:32.558 --> 54:35.798
براي چي سعي کردي با ژنرال درگير بشي؟

54:37.318 --> 54:38.677
،تو نياز داري که باهاش درگير بشي

54:38.678 --> 54:41.398
چون به خاطر اين قضيه صحبت ميشه و اون بايد به بانو کلادين حساب پس بده

54:44.518 --> 54:45.917
تو به همه چيز فکر ميکني

54:45.918 --> 54:48.638
چيزهايي که اکثر مردها اصلاً نمي تونن به اونها فکر کنن

54:52.438 --> 54:54.118
در مورد گروبي برام بگو

54:57.958 --> 54:59.798
قدمتش از پيدايش پروتستان بيشتره

55:02.158 --> 55:07.077
و درخت بزرگ گروبي نماد خانواده تيجنز در يورکشايره

55:07.078 --> 55:08.638
يک درخت سرو خيلي بزرگه

55:10.118 --> 55:14.077
،شاخ و برگ تاجش پنجره هاي بالايي رو پوشونده
.و ريشه هاش داره فنداسيون رو خراب مي کنه

55:14.078 --> 55:16.798
بنا بر اين يکيش بايد از بين بره

55:18.518 --> 55:21.038
!در نهايت يک روز، يا خونه يا درخت

55:26.318 --> 55:28.118
...اگر يک روزي اونجا ببرمت

55:32.798 --> 55:33.998
عزيزم

55:35.638 --> 55:37.398
...هيچ وقت منو به گروبي نخواهي برد

55:46.798 --> 55:49.317
پسرِ رئيس پستخونه

55:49.318 --> 55:51.917
و اون ميتونه برسونتت خونه

55:51.918 --> 55:55.397
،شايد اين ديدار خيلي کوتاهي بود

55:55.398 --> 55:58.438
...اما فکر مي کنم شما باشکوه ترين

56:10.158 --> 56:11.478
يه لحظه بايست

56:17.678 --> 56:18.917
صبح بخير جيمي

56:18.918 --> 56:22.558
صبحتون بخير خانم وانوپ
داشتم به خونتون مي رفتم

56:24.158 --> 56:27.558
يک تلگراف هست با موضوع مراقبت از وانوپ که ارسال مجدد شده
بايد مکمستر فرستاده باشه

56:29.118 --> 56:32.197
بايد خانم وانوپ رو تا خونه برسوني

56:32.198 --> 56:34.478
مادرش براي صبحانه در انتظارشه

56:41.158 --> 56:42.958
راه بيفت

56:50.000 --> 56:53.000
.: تلگراف از طرف سيلويا: قبوله :.

57:06.278 --> 57:08.478
چهل مايل در يک شب، لعنت بهش

57:10.558 --> 57:12.398
خون زيادي از دست دادي

57:14.478 --> 57:16.638
من زمين گيرت کردم دختر پير، مگه نه؟

57:20.238 --> 57:40.438
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

58:02.000 --> 58:03.777
.: در قسمت بعد خواهيد ديد :.

58:04.398 --> 58:06.317
اين اولين زن آزادي خواهي هست که از نزديک ميبينم

58:06.318 --> 58:08.999
مي دونم چه چيزي باعث ميشه يک مرد بخواد با زني که دوست داره فرار کنه

58:09.718 --> 58:11.758
اوه، اگر نمي توني نگاه کني برو بيرون

58:13.318 --> 58:14.997
اما اين خواسته

58:14.998 --> 58:16.638
بايد سرکوب بشه

58:18.078 --> 58:20.557
حالا که اينقدر دير شده نمي خوام بهم دست بزني

58:20.558 --> 58:22.597
تو چيزي داري که براش زنده بموني

58:22.598 --> 58:24.757
ـ نمي خواي يک مرد تاريخ ساز باشي؟
ـ نه

58:24.758 --> 58:26.198
من ترجيح مي دم توي سنگرها باشم