﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:13.000 --> 00:14.410
‫سونوهارا- سان...؟

00:14.410 --> 00:16.790
‫نکنه که، اون... دوباره...؟

00:16.790 --> 00:18.160
‫سونوهارا؟!

00:18.160 --> 00:20.500
‫تو دوباره اون دارو رو زدی...؟

00:22.870 --> 00:26.580
‫حالا هرچی. تا وقتی سمت اینور باشی در امانی.

00:26.580 --> 00:31.040
‫خوشحالم که زنده‌اید، ریهیتو- سنپای.

00:31.040 --> 00:35.040
‫حالا دیگه دوباره می‌تونید منُ بکشید سنپای.

00:36.120 --> 00:37.790
‫جایی نمی‌ری!

00:46.450 --> 00:51.120
‫خب، زود‌تر لطفاً، تشویقم کنید، بعدش منُ بکشید! سنپای!

00:51.120 --> 00:54.200
‫خودتُ آماده کن، سوسک‌صفت!

00:56.950 --> 00:59.080
‫خب.

00:59.080 --> 01:03.540
‫ستارۀ حملات سنگین، تاکه‌تورا دوآن، و

01:03.540 --> 01:07.910
‫ستارۀ تعقیب و گریز، میزوکا سونوهارا...

01:07.910 --> 01:14.250
‫می‌تونی با این دو نفر همزمان روبه‌رو شی و ببری، لیچت باخ؟

02:50.830 --> 02:52.790
‫کجا!

02:55.040 --> 02:57.700
‫نمی‌ذارم در بری، سنپای!

03:01.120 --> 03:05.660
‫گلوله‌هام هر جا که بری دنبالت میان!

03:05.660 --> 03:07.790
‫خیلی نرم شدی، سوسک‌صفت!

03:07.790 --> 03:12.910
‫بهت می‌فهمونم با دوتا «ستاره» یه‌جا مبارزه کردن چه‌جوریه...

03:17.790 --> 03:20.950
‫ترکیب نیروی گرانش من و گلوله‌ها- «گلوله‌های گرانشی».

03:20.950 --> 03:24.200
‫دفاع در مقابلش ممکن نیست!

03:24.200 --> 03:25.790
‫لیچت!

03:27.540 --> 03:33.830
‫می‌دونم که این برای اینکه کارتو تموم کنه کافی نیست.
‫بالاخره سوسک‌ها سفت و سخت‌‍ن!

03:35.120 --> 03:37.620
‫کم‌تر از اینم ازتون انتظار نداشتم سنپای.

03:37.620 --> 03:40.950
‫سرگرمی تازه داره شروع میشه.

03:40.950 --> 03:45.040
‫بیا سریع تمومش کنیم، سوسک‌صفت!

03:46.870 --> 03:48.290
‫اوضاع خوب نیست...

03:48.290 --> 03:52.330
‫هر چقدرم اون قوی باشه، مبارزه
‫در مقابل دو تا «ستاره» واقعاً سخت‌‍ه!

03:52.330 --> 03:53.830
‫مشکلی براش پیش نمیاد.

03:53.830 --> 03:56.000
‫نگرانش نیستی؟!

03:56.000 --> 03:58.450
‫لیچت- سانُ باورش دارم.

03:58.450 --> 04:01.160
‫برای الان، باید رو لین- سان تمرکز کنیم.

04:03.330 --> 04:08.410
‫آهای خنگول خانوم، بیدار شو وگرنه وقتی خوابی ازت می‌قاپتش.

04:08.410 --> 04:13.040
‫تسلیم شو، سوسک‌صفت!

04:13.040 --> 04:16.870
‫«حملات برق‌آسا»ـت اصلاً بدرد نمی‌خوره...

04:16.870 --> 04:19.040
‫...وقتی‌که نیروی‌ گرانشم روش اثر گذاشته.

04:19.040 --> 04:21.410
‫لطفاً تشویقم کنید، لیچتُ- سنپای!

04:21.410 --> 04:25.290
‫ببین چقدر می‌تونم شلیک کنم.

04:28.330 --> 04:31.330
‫تو یه بازنده‌ی بدبختی.

04:35.000 --> 04:43.330
‫سنپای، متوجه‌ای؟ که چقدر خوش‌حال بودم
‫وقتی‌که برای «ستاره‌» شدن انتخاب شدم؟

04:43.330 --> 04:45.790
‫انگار رویام تحقق پیدا کرده‌ بود.

04:45.790 --> 04:49.000
‫بچه‌های فوق‌العاده‌ای تو کلاسِ «A» بودن، اما با این حال...

04:49.000 --> 04:54.950
‫...اونا منُ انتخاب کردن، آره منُ انتخاب کردن!
‫این باید دست سرنوشت بوده باشه.

04:54.950 --> 04:59.790
‫فکر می‌کردم همیشه و همیشه می‌تونم کنار ریهیتو- سنپای باشم.

04:59.790 --> 05:03.330
‫ولی... ولی سنپای، تو...

05:03.330 --> 05:06.620
‫لطفاً منُ با خودتون ببرید، ریهیتو- سنپای!

05:06.620 --> 05:09.620
‫الآن دیگه سربازید، از دستور پیروی کنید.

05:12.410 --> 05:16.450
‫سنپای تو منُ پشت سرت رها کردی.
‫دنبالت کردم و دنبالت کردم و...

05:16.450 --> 05:20.660
‫و لحظه‌ای که بالاخره بهت رسیدم،
‫منُ از خودت روندی و ترکم کردی.

05:20.660 --> 05:26.160
‫چرا نمی‌تونم بهت برسم؟! ‫چرا منُ رها کردی؟

05:26.160 --> 05:28.910
‫یالا، یه چیزی بگو!

05:28.910 --> 05:34.620
‫باید بیشتر بهت شلیک کنم؟
‫باید آدمای بیشتری رو بکشم تا بتونم کنارت باشم؟

05:34.620 --> 05:37.250
‫بگو سنپای!

05:37.250 --> 05:41.040
‫می‌دونی چرا سونوهارا کارش به اینجا کشیده؟

05:41.040 --> 05:42.870
‫تقصیر توئه!

05:42.870 --> 05:47.580
‫اگه تو پاتُ تو زندگی سونوهارا نمی‌ذاشتی، این شکلی نمی‌شد.

05:47.580 --> 05:50.200
‫همه‌‍ش تقصیر توئه!

05:51.660 --> 05:53.910
‫تقصیرِ من‌‍ه...؟

05:53.910 --> 05:59.450
‫وقتی سونوهارا تو مدرسه‌ی راهنمایی بود،
‫یه روزی خیلی غیر معمول شاد و خوشحال بود.

05:59.450 --> 06:04.540
‫می‌گم چیزه... تاکتورا- کون، ریهیتو- سنپای رو می‌شناسید؟

06:04.540 --> 06:09.500
‫وقتی تو کلاس اذیتش می‌کردن کمکش کردی، درسته؟

06:09.500 --> 06:12.580
‫می‌گفت فقط تو بودی که اونجا هواشو داشتی!

06:12.580 --> 06:15.830
‫از اون بعد، همش فقط در مورد توی عوضی حرف می‌زد.

06:15.830 --> 06:19.000
‫ریهتو- سنپای... ریهیتو- سنپای از دهنش نمی‌افتاد.

06:19.000 --> 06:24.370
‫خوشحال بود که اگه کنار عوضی‌ای مثل تو باشه، جاش امن‌‍ه.

06:24.370 --> 06:28.330
‫ریهیتو- سنپای تنها کسی‌‍ه که به من لبخند می‌زنه!

06:28.330 --> 06:31.830
‫ریهیتو- سنپای تنها کسی‌‍ه که منُ می‌بینه!

06:31.830 --> 06:35.500
‫منی که هیچ‌کس و هیچ زمان بهش اهمیت نمی‌دادن!

06:35.500 --> 06:38.330
‫فقط تنها ریهیتو- سنپای بود...

06:38.330 --> 06:41.700
‫من هرگز نباید از کنارش برم.

06:41.700 --> 06:44.370
‫تا وقتی‌که من کنارشم، هیچ‌کس منُ اذیت نمی‌کنه!

06:44.370 --> 06:50.160
‫دیگه تنها نمی‌شم... باید ازش پیروی کنم... همیشه و همیشه!

06:50.160 --> 06:53.540
‫نمی‌تونی حرکت کنی، نه؟ ‫سونوهارا هم همینطوره.

06:53.540 --> 06:56.500
‫از اون روز به بعد حتی یه قدم هم نتونست برداره.

06:56.500 --> 07:02.290
‫اینکه اگه با تو باشه جاش امن‌‍ه، به این معنی
‫بود که جدا بودن از تو اونُ می‌ترسوند.

07:02.290 --> 07:06.870
‫انقدر اونُ می‌ترسوند که دور بودن از تو قلبشُ له می‌کرد.

07:06.870 --> 07:12.700
‫اون دیگه چیزی رو نمی‌دید، چیزی رو نمی‌شنید...
‫حالا هر چیُ هر کسی که می‌خواست باشه.

07:12.700 --> 07:19.950
‫مهم نیست چقدر منُ پس می‌زنی، مهم نیست چه اتفاقی میوفته...
‫هرچی که بشه من از تو پیروی می‌کنم.

07:19.950 --> 07:25.080
‫آدمای بیشتر و بیشتری رو می‌کشم، پس لطفاً منُ پشت سرت رها نکن.

07:25.080 --> 07:29.910
‫تو فکر کردی که نجاتش دادی اما فقط
‫اونُ تو یه کالبد دیگه گیرش انداختی.

07:29.910 --> 07:34.250
‫نه فقط سونوهارا، بلکه همه‌ی بچه‌های کلاسِ«A» رو!

07:34.250 --> 07:40.040
‫اونا تو رویای احمقانه‌ی «ارتشی که نمی‌کشه» گیر افتادن!

07:40.040 --> 07:42.370
‫بعدش چی شد؟

07:42.370 --> 07:43.540
‫اونا...

07:43.540 --> 07:47.370
‫آره درسته! خودشون، خودشونُ کشتن.

07:47.370 --> 07:50.250
‫اینم از «ارتشی که نمی‌کشه».

07:50.250 --> 07:52.790
‫همه‌‍ش تقصیر توئه!

07:52.790 --> 07:55.040
‫اینـ...اینطور نیست! من...

07:55.040 --> 07:58.700
‫توی لعنتی اونارو کشتی...

08:01.120 --> 08:06.580
‫سنگین‌‍ه نه؟ این سنگینیِ گناهای توئه!

08:06.580 --> 08:09.830
‫چرا سرِ قول‌‍ت نموندی، ریهیتو؟

08:09.830 --> 08:12.410
‫دو- دوآن...

08:13.700 --> 08:17.410
‫چرا باید بچه‌ها رو بکشیم؟

08:17.410 --> 08:22.200
‫چرا مجبوریم این بچه‌ها کوچیک رو بکشیم؟

08:22.200 --> 08:24.910
‫جنگ همینه.

08:24.910 --> 08:32.250
‫پس بیا مطمئن شیم که ما آخرین
‫کسایی هستیم که از این کارا می‌کنه.

08:32.250 --> 08:34.540
‫آره...

08:34.540 --> 08:39.540
‫هیچوقت فراموش نمی‌کنم... اما... گوش کن...

08:39.540 --> 08:43.620
‫ببند! دیگه چیزی نمونده که بخوام با تو حرف بزنم.

08:43.620 --> 08:48.330
‫اگه انقدر دلت می‌خواد بجنگی، برو تو جهنم اینکارو بکن.

08:48.330 --> 08:52.330
‫بس کن! لیچتُ نکش.

08:52.330 --> 08:53.540
‫بکش کنار، نانا!

08:53.540 --> 08:58.580
‫تقصیر لیچت نیست! اون به اندازه‌ی
‫کافی زجر کشیده.پس لطفاً-

09:00.790 --> 09:02.160
‫نانا- سان!

09:04.000 --> 09:08.160
‫باید سریع این شریانُ ببندم، وگرنه خون...

09:08.160 --> 09:11.330
‫لیچت- سان...!

09:11.330 --> 09:13.830
‫هینا- چان! بچه‌ها!

09:13.830 --> 09:17.200
‫مردم به‌خاطر تو دران می‌میرن.

09:17.200 --> 09:19.870
‫بیا دیگه تمومش کنیم.

09:19.870 --> 09:21.500
‫نمی‌ذارم بمیرن.

09:21.500 --> 09:24.000
‫دیگه نمی‌ذارم کسی بمیره.

09:24.000 --> 09:25.700
‫هرگز!

09:28.370 --> 09:31.330
‫نه... اما...

09:31.330 --> 09:33.750
‫راه دیگه‌ای نیست...!

09:33.750 --> 09:36.080
‫نه، لیچت- سان!

09:36.080 --> 09:39.790
‫درسته ریهیتو- سنپای، همین خوبه!

09:39.790 --> 09:44.330
‫بالاخره تصمیم گرفتی که برگردی پیشمون.

09:47.250 --> 09:52.200
‫این تنها راهه... متأسفم...

09:52.200 --> 09:53.790
‫کودن!

09:57.950 --> 10:02.290
‫بعد از اون همه گنده‌گوزی آخرش این شد؟

10:02.290 --> 10:05.250
‫به همین خاطره که تو یه کودنی.

10:07.080 --> 10:09.370
‫جیل...

10:09.370 --> 10:11.700
‫اومدی...!

10:11.700 --> 10:14.580
‫دیرکردی، ستوان!

10:14.580 --> 10:16.700
‫جیل... چرا...؟

10:16.700 --> 10:19.450
‫تو ازم خواستی.

10:19.450 --> 10:23.290
‫جیل، یه درخواستی ازت دارم.

10:23.290 --> 10:26.910
‫هینا- چان و بقیه رو می‌سپرم به خودت...

10:26.910 --> 10:30.660
‫من هیچوقت درخواست یه دوستُ رد نکردم.

10:30.660 --> 10:33.410
‫این یکی از «عقاید» من‌‍ه!

10:33.410 --> 10:34.410
‫شرمنده‌‍تم...

10:34.410 --> 10:38.540
‫مرتیکه‌ی چهارچشم!

10:38.540 --> 10:41.660
‫دخالت نکن!

10:41.660 --> 10:43.620
‫چی؟!

10:43.620 --> 10:45.410
‫بیا سریع تمومش کنیم.

10:45.410 --> 10:46.830
‫باشه.

10:46.830 --> 10:48.870
‫تو...!

10:48.870 --> 10:50.910
‫این یکی رو بسپر به خودم!

10:54.290 --> 10:56.700
‫دوآن رو می‌ذارم برا خودت.

10:54.290 --> 10:56.700
‫می‌ذارم بری برای دوآن.

10:56.700 --> 10:59.120
‫زحمت شد، جیل.

10:59.120 --> 11:02.830
‫مرتیکه‌های سوسک‌صفت!

11:06.500 --> 11:08.790
‫خب، از اول شروع کنیم.

11:08.790 --> 11:09.660
‫بله.

11:09.660 --> 11:12.750
‫اول باید جلوی خونریزی رو بگیریم. «کلیُ» بده.

11:24.200 --> 11:25.540
‫بریم.

11:25.540 --> 11:27.450
‫آره.

11:30.830 --> 11:32.830
‫اومدم، دوآن!

11:32.830 --> 11:35.160
‫سوسک‌صفت!

11:37.120 --> 11:41.750
‫چطور جرئت کردی جلوی ریهیتو- سنپایُ بگیری.
‫داشت دوباره یه ستاره می‌شد!

11:41.750 --> 11:42.950
‫بهش نمیاد.

11:42.950 --> 11:45.790
‫تو چی می‌دونی!

11:49.750 --> 11:52.290
‫با اون خورده آهن پاره...؟

11:52.290 --> 11:54.040
‫همین کافیه.

11:54.040 --> 11:57.620
‫کافیه! بمیر لطفاً!

12:00.290 --> 12:02.250
‫جیل...

12:02.250 --> 12:05.830
‫شماره‌ـت... همه‌ـش یک؟!

12:05.830 --> 12:07.790
‫یه سری اتفاقاتی افتاد.

12:07.790 --> 12:10.450
‫آخه...

12:10.450 --> 12:18.580
‫خوب می‌فهمم. با یه همچین شمارۀ زباله‌ای،
‫فقط می‌تونی آهن پاره‌های زباله درست کنی.

12:18.580 --> 12:25.410
‫من یه ستاره‌ـم، مثل ریهیتو- سنپای...
‫چطور جرئت کردی به سرت بزنه حریفم باشی؟

12:25.410 --> 12:29.330
‫لیچت و تو مثل هم نیستین.

12:29.330 --> 12:30.870
‫مثل همیم!

12:30.870 --> 12:35.410
‫من مثل سنپایم! مثل خودش شدم!

12:35.830 --> 12:39.250
‫هیچی نمی‌دونی! حالیت می‌کنم!

12:43.040 --> 12:44.540
‫

12:44.910 --> 12:46.620
‫همه‌ـش همین بود؟

12:46.620 --> 12:49.410
‫شماره‌ـت فقط یک‌ـه!

13:07.700 --> 13:10.290
‫دشمنه! این یارو دشمنه!

13:10.290 --> 13:16.250
‫دشمنی که می‌خواد منُ از سنپایم دور کنه!

13:16.250 --> 13:18.450
‫بی‌فایده‌ـست.

13:18.450 --> 13:23.080
‫تو حالت الآنت، نمی‌تونی حتی یه تیرم بهم بزنی.

13:23.080 --> 13:25.080
‫نیا نزدیک!

13:31.410 --> 13:32.950
‫چیه این؟!

13:32.950 --> 13:35.870
‫چرا نمی‌خوره؟!

13:35.870 --> 13:38.500
‫هنوز نمی‌فهمی؟

13:38.500 --> 13:40.120
‫خفه‌شو!

13:40.120 --> 13:41.620
‫هنوز نمی‌فهمی؟

13:41.620 --> 13:44.910
‫خفه‌شو، خفه‌شو!

13:44.910 --> 13:48.660
‫نمی‌تونی بدون اعتقاد منُ با تیر بزنی.

13:48.660 --> 13:52.620
‫خفه‌شو، خفه‌شو، خفه‌شو!

13:56.750 --> 13:58.410
‫نخورد.

13:59.410 --> 14:05.950
‫چرا؟ من هیچ‌کاری نمی‌کنم، ولی چرا بازم نمی‌تونی منُ بزنی؟

14:11.660 --> 14:13.660
‫می‌فهمی چرا؟!

14:20.120 --> 14:21.540
‫بمیر!

14:21.540 --> 14:22.620
‫بمیر لطفا!

14:22.620 --> 14:25.450
‫بمیر دیگه!

14:25.450 --> 14:27.750
‫تو هیچ اعتقادی نداری!

14:27.750 --> 14:30.910
‫نیا سمت من!

14:33.410 --> 14:36.120
‫300 سال پیش بهت گفتم!

14:36.120 --> 14:39.040
‫اگه می‌خوای قوی‌تر شی، باید یه اعتقادی داشته باشی!

14:39.040 --> 14:41.330
‫اعتقاد تو چیه؟!

14:46.870 --> 14:49.950
‫(اعتقاد) مـ- من...

14:55.080 --> 14:58.910
‫اعتقاد من...

15:03.450 --> 15:08.870
‫نمی‌خوام تو رو با تیر بزنم...

15:17.080 --> 15:19.660
‫اون چارچش حرومی!

15:19.660 --> 15:22.330
‫دیگه فقط تو موندی، دوآن!

15:22.330 --> 15:24.950
‫لهت می‌کنم!

15:28.620 --> 15:33.330
‫دوآن، حق با توـه. من دارم سعی می‌کنم قول‌ـمونُ بشکنم.

15:33.330 --> 15:35.500
‫آشغال!

15:41.120 --> 15:43.950
‫ولی... ولی باز!

15:43.950 --> 15:46.500
‫این دنیا غلطه!

15:46.500 --> 15:51.580
‫جایی که باید بکشی تا به چیزی برسی،
‫جایی که باید بدزدی تا چیزی رو تکمیل کنی...

15:51.580 --> 15:54.450
‫ساخت همچین دنیایی رو از اول‌ـشم نباید شروع می‌کردیم!

15:54.450 --> 15:57.410
‫برای همین من دوباره می‌خوام امتحان کنم.

15:57.410 --> 15:59.120
‫ارتشی که نمی‌کشه!

15:59.120 --> 16:02.040
‫با همه کسایی که اینجا دارم!

16:02.040 --> 16:04.250
‫تو هم بیا، دوآن!

16:04.250 --> 16:06.120
‫کافیه، سوسک‌صفت!

16:06.120 --> 16:08.620
‫فکر می‌کنی می‌تونی تو یه نبرد تن به تن شکستم بدی؟!

16:08.620 --> 16:11.290
‫باید از اول شروع کنیم، دوآن!

16:15.250 --> 16:16.700
‫ببُر!

16:16.700 --> 16:19.080
‫جنگ‌ـا تا نکُشی تموم نمی‌شن!

16:19.080 --> 16:21.620
‫چرا هنوز اینُ نمی‌فهمی؟!

16:25.000 --> 16:28.580
‫باید این اشتباه رو درستش کنیم!

16:32.250 --> 16:33.950
‫سوسک‌صفت!

16:33.950 --> 16:36.160
‫دوآن!

16:50.330 --> 16:54.750
‫دوآن، اون جنگُ یادت میاد؟

16:54.750 --> 16:57.410
‫چطور ممکنه یادم بره؟

16:58.500 --> 17:02.000
‫شاید به خاطر این‌که زیادی ژن‌ـای شومرمنُ گرفتی،

17:02.000 --> 17:05.790
‫بچه‌ها رو هرچه‌قدرم زور می‌زدی نمی‌تونستی بکُشی.

17:05.790 --> 17:14.410
‫دشمن اینُ فهمید، و بچه‌ها رو شستشوی مغزی داد
‫تا تو رو به قتل برسونن.

17:16.000 --> 17:18.330
‫بچه‌ اولیه رو یادته؟

17:18.330 --> 17:20.370
‫چجوری یادم بره؟

17:20.370 --> 17:28.660
‫پاک ترین چشمُ داشت، بدون هیچ تردیدی... تا آخر آخرش.

17:28.660 --> 17:32.750
‫بعد از اون، ده‌ها و صدها دیگه اومدن...

17:32.750 --> 17:40.750
‫آره... و تو همه‌ـشونُ کشتی... به خاطر من.

17:40.750 --> 17:43.790
‫بچه کشت...؟

17:51.700 --> 17:55.790
‫پس، چرا نمی‌فهمی، سوسک‌صفت؟

17:57.370 --> 18:02.040
‫اگه آلشیا رو زمین بزنی، یه جنگ با ابیس قطعاً شروع می‌شه!

18:02.040 --> 18:04.580
‫می‌خوای دوباره یه جنگ راه بندازی؟!

18:04.580 --> 18:09.910
‫اون جنگی که فقط باید توش کشت؟! دوباره؟!

18:09.910 --> 18:13.330
‫منم عمراً نمی‌خوام دوباره همچین چیزیُ تجربه کنم!

18:13.330 --> 18:17.750
‫ولی ما خیلی خون ریختیم!

18:17.750 --> 18:21.540
‫نمی‌تونیم بذاریم خون اونایی که مُردن تلف شه!

18:21.540 --> 18:28.450
‫نمی‌ذارم این دنیا دلیل مردن اون آدم‌ـا باشه.
‫این غیرقابل بخشش‌ـه!

18:30.080 --> 18:36.330
‫این بحث تمومه پس. به گمونم حتماً باید این‌جوری می‌شد-

18:36.330 --> 18:37.750
‫...کشتنِ همدیگه!

18:37.750 --> 18:39.250
‫گوش‌کن لطفاً، دوآن!

18:39.250 --> 18:40.660
‫خفه‌شو!

18:47.620 --> 18:50.790
‫آره، برش دار.

18:50.790 --> 18:53.040
‫یا تو منُ می‌بُری،

18:53.040 --> 18:55.540
‫یا من تو رو له می‌کنم.

18:55.540 --> 18:58.660
‫یکی از ماها باید بمیره تا تموم شه!

19:01.330 --> 19:02.870
‫هنوز نه!

19:12.080 --> 19:14.040
‫ریهیتو- سنپای، فرار کن!

19:14.040 --> 19:17.790
‫نگران نباش. اون با این حمله شکست نمی‌خوره.

19:17.790 --> 19:20.790
‫نه! این‌طور نیست! اون...

19:20.790 --> 19:24.620
‫بیا تموم‌ـش کنیم، سوسک‌صفت.

19:24.620 --> 19:26.370
‫این...؟

19:27.500 --> 19:30.870
‫به گمونم هیچ‌وقت نشونت ندادم.

19:36.120 --> 19:38.620
‫بمیر!

19:41.330 --> 19:44.080
‫فرار هوایی موردِ علاقه‌ـشه.

19:44.080 --> 19:46.580
‫می‌دونستم این‌کارُ می‌کنی.

19:51.080 --> 19:52.370
‫

19:52.370 --> 19:57.080
‫تو ستارۀ حملات برق‌آساـی که به سرعت نور حرکت می‌کنه،

19:57.080 --> 20:00.790
‫و منم ستارۀ حملات سنگین‌ـم، استادِ گرانش.

20:00.790 --> 20:06.450
‫اینُ بدون. می‌شه یه جور گرانشی ساخت،
‫انقدر قوی باشه که حتی خود نور هم نتونه در بره!

20:06.450 --> 20:08.160
‫غیرممکنه...

20:17.410 --> 20:21.950
‫یادت رفت؟ من دشمن طبیعی تو ام!

20:24.700 --> 20:25.870
‫لیچت!

20:25.870 --> 20:27.410
‫سنپای!

20:27.410 --> 20:29.450
‫نه...

20:36.540 --> 20:41.540
‫یه چالۀ ابرگرانشی که حتی نورم نمی‌تونه ازش فرار کنه.

20:41.540 --> 20:44.040
‫راحت بخواب.

20:47.120 --> 20:49.250
‫لیچت- سان...

20:55.290 --> 20:58.830
‫لیچت- سان!

21:01.940 --> 21:04.950
‫‫قسمت 23

21:01.940 --> 21:04.950
‫‫ نابخشودنی

21:05.940 --> 21:35.950
‫.::   @bollbolljan_com  ::.

22:35.580 --> 22:37.000
‫عجب، قسمت آخر تو راهه.

22:37.000 --> 22:38.250
‫یه چیزی رو فراموش نکردین؟

22:38.250 --> 22:38.870
‫- چی؟

22:38.870 --> 22:39.700
‫- بچه آوردن. هنوز وقت داریم.
‫- چی؟

22:39.700 --> 22:40.620
‫- بچه آوردن. هنوز وقت داریم.

22:40.620 --> 22:42.620
‫چرا داری لخت می‌شی؟ یه خدمت ویژۀ دم آخریه؟

22:42.620 --> 22:44.700
‫چیزی نیست، درد نداره.

22:44.700 --> 22:47.540
‫نه! یکی کمک کنه!

22:47.540 --> 22:49.910
‫قسمت بعد، «ستارۀ من».