﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:23.010
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:11.622 --> 00:14.922
(قسمت دهم)

00:23.143 --> 00:24.152
چی شده؟

00:24.553 --> 00:26.413
این وقت شب کجا دارین میرین؟

00:26.413 --> 00:28.683
به تو ربطی نداره، برو کنار

00:28.683 --> 00:31.852
میخواین به اون جایی که شاهدخت اونجا هستن حمله کنید؟

00:35.143 --> 00:37.082
اگه نری کنار اول میزنم تورو له میکنم

00:38.283 --> 00:39.412
برگردید داخل

00:40.512 --> 00:42.412
پدرتون منتظرتون هستن

00:49.622 --> 00:53.533
با مرگ تاوان گناهانم رو میدم

00:54.262 --> 00:58.103
هرچند تو و خانواده ت هم توی

00:59.033 --> 01:00.933
دریای خون غرق میشین

01:09.213 --> 01:10.243
میخواستین منو ببیند؟

01:10.512 --> 01:12.142
فکر کردی اگر پسر اون هیوپ رو بکشی

01:12.543 --> 01:14.213
و روستا رو آتیش بزنی

01:15.383 --> 01:17.323
شاهدخت مال تو میشه؟

01:19.252 --> 01:21.193
اگر دیگه کسی رو کنار خودش نداشته باشه
به من تکیه میکنه

01:23.963 --> 01:26.793
درباره ازدواجش با اون فراری دروغ گفته

01:27.062 --> 01:28.933
این مسئله ای نیست که بتونی با شمشیر و زور حلش کنی

01:28.933 --> 01:31.232
من دارم همون کاری که شما بهم یاد دادین رو انجام میدم

01:34.672 --> 01:36.273
...ملکه رو کشتید

01:37.773 --> 01:39.702
و سر فرمانده اون هیوپ رو از تنش جدا کردین

01:42.172 --> 01:44.043
این یه نقشه زیرکانه ست که بعدش هیچ عواقب و خطری نداره

01:48.383 --> 01:50.752
من شجاعتت رو تحسین میکنم
اما هنوز راه درازی رو در پیش داری

01:51.122 --> 01:53.653
وقتی فقط به قدرتت اکتفا کنی یعنی از همه ناتوان تری

01:54.592 --> 01:57.262
قبل از اینکه شمشیرت رو بیرون بکشی باید یه دلیل موجه داشته باشی

01:57.262 --> 01:58.392
بدون اون دلیل

01:59.163 --> 02:02.362
یه فرمانده در میدون جنگ چه فرقی با یک قصاب در کشتارگاه داره؟

02:03.403 --> 02:04.702
دلیل موجه؟

02:06.333 --> 02:07.773
پس باید یه بهونه ای جور کنم

02:09.433 --> 02:11.502
لازم نیست کاری انجام بدی
اون بهونه خودش به سمتت میاد

02:12.442 --> 02:15.173
فکر کردی شاهدخت میتونه به عنوان همسر
یک جمع کننده گیاهان دارویی زندگی کنه؟

02:15.513 --> 02:17.113
تا زمانی که اون دلیل به دستمون بیوفته

02:18.382 --> 02:21.782
صبر کن-
دیگه چقدر باید وقت تلف کنم؟-

02:23.683 --> 02:25.153
خیلی نادونی

02:25.683 --> 02:28.653
قبل از به دام انداختن یک فرمانده اول باید اونو از اسبش پایین بکشی

03:00.393 --> 03:01.393
خوب خوابیدی؟

03:02.622 --> 03:04.222
آره، تو چی؟

03:06.863 --> 03:07.863
منم خوب خوابیدم

03:14.803 --> 03:15.972
باید اینارو جمع و جور کنیم

03:19.472 --> 03:22.972
فرمانده کو به مرز تبعید شده؟

03:23.412 --> 03:26.643
بله، چندین بار به شاهدخت کمک کرده

03:26.643 --> 03:28.812
انگاری کوچوگا از دستش خیلی عصبانیه

03:29.153 --> 03:30.882
اون رئیس بعدی قبله کرو ئه

03:30.882 --> 03:34.092
اما خیلی با پدرش فرق داره

03:34.192 --> 03:36.692
من از وفاداریش به خاندان سلطنتی مطمئنم

03:38.162 --> 03:41.833
...اولین کسی که بهم خبر داد شاهدخت زنده ست

03:42.162 --> 03:43.763
فرمانده کو بود

03:44.632 --> 03:47.872
خیلی حیفه که چنین استعدادی رو از دست بدیم

03:57.312 --> 03:59.743
کوچوگا خیلی بیرحمه

03:59.782 --> 04:02.213
داره وارث خودش رو به چنین جای دور افتاده ای میفرسته

04:04.053 --> 04:05.953
بدجوری باهاش در افتادم

04:06.782 --> 04:08.553
جایی که منو به اونجا تبعید کرده واقعا پرت و خیلی دوره

04:09.222 --> 04:12.792
باید برم توی بیابون های دور افتاده شمالی بقیه زندگیم رو بگذرونم

04:15.062 --> 04:16.732
ناراحتی که دارم به جای دور افتاده میرم؟

04:17.862 --> 04:19.763
خبر خوبی نیست قطعا

04:20.773 --> 04:21.972
پس باید بمونم؟

04:22.302 --> 04:23.302
چی؟

04:26.742 --> 04:30.813
....قبلا آرزو میکردم که توی همچین روزی بتونم روی قایق بشینم

04:31.682 --> 04:33.443
و چند ساعت مشروب بخورم

04:42.422 --> 04:45.823
فرمانده کو گون سریعا برای دیدار با عالیجناب تشریف ببرید

04:51.503 --> 04:53.232
لطفا عصبانی نباشید مادر جان

04:53.903 --> 04:56.943
میدونم که یه کمبود هایی دارم اما تمام تلاشم رو میکنم

05:02.313 --> 05:06.143
مادر، پدر کاجین

05:06.682 --> 05:08.612
پدر زنم برام دعای خیر کرد

05:08.612 --> 05:10.552
چیزی که میشنوم رو باورم نمیشه

05:10.552 --> 05:12.323
تو که پدر زن نداری

05:12.552 --> 05:13.653
مادر

05:16.592 --> 05:18.063
من آتیش روشن میکنم

05:18.063 --> 05:19.563
خوب بلدم این کارو انجام بدم

05:27.232 --> 05:28.532
از سرراهم برو کنار

05:41.383 --> 05:43.182
این کارو نکنید، شاهدخت

05:43.653 --> 05:47.023
شما والا مقام ترین اشراف زاده در این جهان هستین

05:47.352 --> 05:49.753
نمیتونید چنین کار سختی رو انجام بدین

05:50.662 --> 05:53.792
من عروس شمام

05:55.862 --> 05:57.963
این پیرزن بیچاره رو دست ننداز

05:58.302 --> 06:00.602
هرچقدر میخوای اینجا استراحت کن

06:08.513 --> 06:10.612
...پدرم دستور داده

06:12.143 --> 06:13.813
که به مرزهای دور افتاده برم و اونجا بمونم

06:14.953 --> 06:16.813
و سروکله م هیچ جا پیدا نشه

06:18.153 --> 06:20.222
این مجازات توئه، نه دستور

06:21.323 --> 06:23.422
بخاطر اینکه به شاهدخت کمک کردی؟

06:23.623 --> 06:24.662
...من هیچوقت

06:26.123 --> 06:28.333
پسری نبودم که بتونم اونو راضی و سربلند کنم

06:29.862 --> 06:33.503
جدیدا نگهبان هام دیگه مثل قدیم با نظم و انظبات عمل نمیکنن

06:34.333 --> 06:37.703
و نگهبانان داخل و خارج قصر خیلی
در انجام وظیفه شون کوتاهی میکنن

06:38.802 --> 06:40.342
...دارم فکر میکنم که تورو

06:41.143 --> 06:44.943
به عنوان فرمانده جدید نگهبانان سلطنتی منصوب کنم

06:48.013 --> 06:49.813
من لیاقت چنین مقامی رو ندارم

06:51.623 --> 06:52.623
...اما

06:53.583 --> 06:56.323
من وسایلم رو جمع کردم و آماده رفتن به مرز هستم

06:58.323 --> 07:00.792
وسایل جمع شده رو میشه دوباره باز کرد

07:01.133 --> 07:03.362
و دستورات صادر شده رو میشه پس گرفت

07:04.032 --> 07:05.403
قبل از اون

07:06.602 --> 07:08.302
برای اینکه بتونم تورو نزدیک خودم نگه دارم

07:08.833 --> 07:11.802
باید بتونم کاملا بهت اعتماد کنم

07:14.143 --> 07:16.143
برای اینکه بتونی اعتماد من رو جلب کنی

07:16.472 --> 07:18.612
اول اعتماد ولیعهد رو بدست بیار

07:19.282 --> 07:23.753
اون موقع من، میزان وفاداری تورو هم رده
با اعضای خاندان سلطنتی قرار میدم

07:27.792 --> 07:28.792
چشم

07:42.273 --> 07:43.972
حالشون خوب نیست

07:43.972 --> 07:45.542
لطفا یک روز دیگه تشریف بیارید

07:46.403 --> 07:48.972
بهشون گفتین که من استاد جدید هنرهای رزمیشون هستم؟

07:49.073 --> 07:50.073
بله

07:51.943 --> 07:53.112
راستش

07:55.182 --> 07:57.852
از روزی که شاهدخت قصر رو ترک کردن

07:57.852 --> 07:59.682
ایشون هم پاشونو از اقامتگاهشون بیرون نذاشتن

08:00.953 --> 08:03.153
میگن که دلشون نمیخواد هیچ کاری انجام بدن

08:06.693 --> 08:09.463
خواهر، کجا رفتی آخه؟

08:10.703 --> 08:12.263
حالت خوبه مگه نه؟

08:23.513 --> 08:26.182
...بهت گفتم به پادشاه نزدیک شو

08:27.782 --> 08:30.052
و تو رفتی استاد ولیعهد شدی؟

08:31.323 --> 08:33.993
من دارم همون کاری که شما بهم یاد دادین رو انجام میدم

08:35.822 --> 08:38.523
برای به دام انداختن یک فرمانده باید اول اون رو از اسبش بکشم پایین

08:39.493 --> 08:40.493
درسته

08:41.863 --> 08:43.393
ولیعهد نقش همون اسب رو برای پادشاه داره

08:44.133 --> 08:47.773
اول اعتماد ولیعهد رو جلب میکنم و بعد پادشاه

08:48.672 --> 08:51.042
تمام افراد قصر رو میکشم توی جبهه خودم

08:51.343 --> 08:54.273
آدم ها هرچقدر ناتوان تر باشن
همون قدر هم شکاک و دو دل هستن

08:55.343 --> 08:57.042
نقشه مخفی داری؟

08:57.942 --> 09:00.983
اگر درباره ش حرف بزنم که دیگه مخفی نیست

09:03.282 --> 09:05.082
....خاندان سلطنتی رو به من بسپرید

09:05.383 --> 09:07.023
شما مطمئن بشید که اعضای شورا دست از پا خطا نکنن

09:07.493 --> 09:09.853
اونا بیشتر از لیاقتشون طمع دارن

09:10.792 --> 09:12.763
هیچکس نمیدونه که در خفا دارن چیکار میکنن

09:16.093 --> 09:18.702
رفتن شاهدخت از قصر یه منفعت هایی هم داشته

09:19.863 --> 09:22.773
انقدر تغییر کردی که به فکر خانواده مون باشی

09:23.473 --> 09:24.702
چه خوشتون بیاد چه نیاد

09:25.973 --> 09:27.542
من رئیس بعدی قبله کرو هستم

09:30.113 --> 09:31.682
باید وظایفم رو به عنوان پسرتون به درستی انجام بدم

09:38.322 --> 09:39.623
هنوز بیداری؟

09:43.623 --> 09:45.393
واسه چی رخت خواب اضافی برمیداری؟

09:45.393 --> 09:46.962
توی اون یکی اتاق که به اندازه کافی هست

09:47.692 --> 09:49.162
فقط یه دست رخت خواب داریم

09:49.162 --> 09:50.603
گفتی که باهاش ازدواج کردی

09:51.263 --> 09:52.532
جدا ازش میخوابی؟

09:53.503 --> 09:55.832
کاجین اون طوری معذبه
بخاطر اون این کارو میکنم

10:01.812 --> 10:03.983
چطوره که خودم برم بهش یاد بدم؟

10:06.942 --> 10:09.282
کتاب آموزشی درباره این مسائل ننوشتن؟

10:15.523 --> 10:18.493
کم مونده بودم مچمو بگیره

10:19.123 --> 10:20.162
داشتی چیکار میکردی مگه؟

10:21.233 --> 10:22.692
هیچی

10:24.832 --> 10:27.473
فکر میکردم منو پرت میکنه بیرون
خوشحالم که این کارو نکرد

10:27.473 --> 10:29.003
واسه چی خوشحالی؟

10:29.473 --> 10:31.202
داره یه جوری باهات رفتار میکنه که انگار اصلا وجود خارجی نداری

10:31.202 --> 10:33.273
چون نگران توئه و خیلی براش اهمیت داری

10:33.503 --> 10:35.212
درسته که دایه توئه

10:35.442 --> 10:38.212
اما بیشتر از یه مادر واقعی مراقبت بوده و بهت اهمیت میداده

10:38.643 --> 10:40.343
یه مادر واقعی طرز فکر و احساساتش دقیقا همینطوریه

10:44.223 --> 10:47.322
اینا کتاب های فنون جنگی هستن که از قصر با خودم آوردم

10:48.322 --> 10:50.223
فنون جنگی؟

10:51.123 --> 10:53.162
شیمسو، یوکدو، سامریاک

10:53.162 --> 10:54.863
هنر به نبرد رفتن
پنج مهارت رزمی

10:55.432 --> 10:56.562
صبر کن

10:57.263 --> 10:59.062
وایستا ببینم

11:00.233 --> 11:02.672
من که مجبور نیستم همه اینارو بخونم؟

11:02.672 --> 11:04.572
یکبار خوندنشون کافی نیست

11:04.572 --> 11:05.743
ده بار، بیست بار

11:05.743 --> 11:08.113
باید با چشم بسته بتونی از حفظ جمله هاشو بگی

11:08.672 --> 11:10.143
منم باهات مطالعه میکنم

11:10.143 --> 11:13.113
این عادلانه نیست
گفتی که بهم جنگیدن یاد میدی

11:13.113 --> 11:15.282
فایده تکون داد شمشیر توی هوا چیه؟

11:15.282 --> 11:17.212
باید بتونی از مغزت هم استفاده کنی

11:23.922 --> 11:26.192
پس یه نگاهی بهشون بندازم؟

11:30.363 --> 11:31.532
یا خدا

11:32.162 --> 11:35.373
فکر کنم خوندن اینا حتی منو خنگ تر هم بکنه

11:35.373 --> 11:38.143
هنوز شروع نکرده داری غرغر میکنی

11:43.212 --> 11:45.843
خسته م ، میشه بخوابیم؟

11:47.782 --> 11:50.052
هوم؟ هوم؟

11:50.282 --> 11:51.883
ای خدا

11:53.623 --> 11:54.792
خب

11:57.593 --> 11:58.863
راحت نیستی؟

11:59.723 --> 12:01.332
من میتونم توی اتاق بزرگه بخوابم

12:01.332 --> 12:04.062
میخوای بعد ازدواج از هم جدا بخوابیم؟

12:04.233 --> 12:06.103
مردا هم میتونن طلاق بگیرن

12:07.162 --> 12:08.332
میتونن؟

12:08.873 --> 12:10.743
حتی اگه دروغ هم باشه

12:11.072 --> 12:14.773
کنارت که میخوابم، حس میکنم واقعا ازدواج کردیم

12:16.172 --> 12:18.082
حس عجیبی داره

12:19.843 --> 12:21.052
موافقم

12:25.253 --> 12:27.552
کاجین؟ -
بله -

12:28.153 --> 12:32.523
بیا به مامانم نگیم که من دارم جنگیدن یاد میگیرم

12:35.462 --> 12:39.233
اگه بشنوه مریض میشه

12:41.532 --> 12:42.903
باشه

12:43.503 --> 12:46.873
خودت هم همینطور. بین من و مادر نیا

12:47.103 --> 12:49.113
کار زیادی برای کمک از دستت برنمیاد

12:49.113 --> 12:53.513
هی. کی دیگه به جز شوهر آدم حواسش بهش هست؟

12:55.052 --> 12:56.483
خیالم راحت شد

12:57.353 --> 12:59.322
بازم، بسپرش به من

13:34.253 --> 13:36.192
من میرم هیزم بشکنم

13:36.393 --> 13:38.662
باید روزی سه چهارتا پشته بیارم

13:40.593 --> 13:44.462
اوه، و کاجین هم زودتر رفت آب بیاره

13:46.103 --> 13:47.133
بیا اینجا

13:51.072 --> 13:52.773
اون چی توی فکرشه؟

13:53.302 --> 13:55.973
منظورت چیه؟ -
...چرا یه شاهدخت باید -

13:55.973 --> 13:58.483
برگرده توی کوهستان زندگی کنه؟

13:58.483 --> 14:01.582
باورم نمیشه که با یه گیاه دارویی جمع کن ازدواج کنه

14:02.383 --> 14:03.582
بیا نزدیکتر

14:05.682 --> 14:07.792
میتونی به مادرت بگی

14:07.893 --> 14:11.322
یه نقشه هایی داره مگه نه؟

14:12.023 --> 14:13.763
من اغواش کردم

14:16.332 --> 14:18.233
راست میگم

14:18.662 --> 14:22.473
به جای اینکه یه جا مبحوس باشه
...باید با من باشه و بتونه

14:23.032 --> 14:25.542
راحت و آزاد زندگی کنه. این رو بهش گفتم

14:25.542 --> 14:27.843
سر یه روح رو میتونی شیره بمالی ولی سر من رو نه

14:40.993 --> 14:42.192
موفق شدی

14:43.093 --> 14:45.223
چطوره؟ خیلی خوب و بزرگه مگه نه؟

14:45.223 --> 14:47.162
آره. واو

14:47.692 --> 14:48.932
مادرت چی؟

14:48.932 --> 14:50.792
یه داستانی براش سرهم کردم

14:51.302 --> 14:53.562
اول باید چیکار کنم؟ زود باش بگو

14:57.202 --> 14:58.373
بیا

15:05.013 --> 15:07.182
اینجوری نباید شمشیرت رو نگه داری

15:07.343 --> 15:10.412
مگه وقتی بچه بودی یاد نگرفتی؟
این پایه ی همه ی اصول پایه است

15:10.712 --> 15:14.523
از پدرم خواسته بودم که یادم بده، ولی هیچوقت گوش نداد

15:14.523 --> 15:16.653
فرمانده اون؟ چرا؟

15:17.052 --> 15:18.263
نمیدونم

15:20.192 --> 15:24.903
خب. وزنش رو با دست چپ نگه میداری

15:24.903 --> 15:28.003
با دست راستت، حرکاتش رو کنترل میکنی

15:29.172 --> 15:30.403
اینجوری؟

15:32.403 --> 15:34.103
شمشیر رو بالاتر نگه دار

15:34.513 --> 15:37.942
شونه ها صاف، زانو ها هم، پشتت صاف

15:37.942 --> 15:40.182
چرا اینقدر پیچیده است؟

15:40.182 --> 15:42.753
یادگرفتن اصول پایه سخت ترین قسمتشه

15:43.113 --> 15:44.422
چونه ات بالا

15:45.883 --> 15:48.753
نگاهت به سر شمشیرت باشه

15:49.192 --> 15:51.363
و وانمود کن دشمنت اون طرفه

15:53.462 --> 15:54.692
باشه؟

15:56.263 --> 15:57.603
زود باش

16:02.032 --> 16:03.172
خوبه

16:03.873 --> 16:06.273
همینجوری بمون تا برگردم

16:06.542 --> 16:08.812
چی؟ کجا داری میری؟

16:09.743 --> 16:13.383
هی! این که دیگه تمرین نیست، تنبیهه

16:13.383 --> 16:14.782
همونجوری بمون

16:14.782 --> 16:16.282
کاجین

16:24.422 --> 16:26.422
چی گفتین؟

16:27.223 --> 16:29.662
احیا کردن قبیله سون نو؟

16:29.832 --> 16:33.432
پادشاه هم میخوان که قبیله سون نو برگرده

16:33.932 --> 16:36.302
...کو وون پیو ماجرای ازدواج من رو پیش کشید

16:36.702 --> 16:38.743
تا ایشون نتونن خواسته شون رو عملی کنن

16:40.572 --> 16:43.812
شما نمیتونین تا ابد توی دره اردواح زندگی کنین

16:44.042 --> 16:46.412
باید افرادتون رو جمع کنین، قواتون رو بیشتر کنین

16:46.412 --> 16:48.253
و دوباره قدرت بگیرین

16:49.113 --> 16:50.282
...شما باید

16:50.853 --> 16:53.782
جایگاهتون در شورای پنج قبیله رو دوباره به دست بیارین

16:53.883 --> 16:56.822
برای همین برگشتین؟

16:57.493 --> 16:59.962
تا به احیای قبیله سون نو کمک کنین؟

17:00.993 --> 17:03.093
فقط به خاطر قبیله شما نیست

17:04.702 --> 17:09.073
وقتی توی قصر بودم فهمیدم که
اوضاع واقعا چطوره

17:10.073 --> 17:12.403
...کو وون پیو و همدست هاش

17:12.403 --> 17:15.172
اقتدار پادشاه رو خراب کردن و تمام مسائل
سیاسی رو تحت کنترل دارن

17:15.672 --> 17:18.113
اگر جلوی اون مردها رو نگیریم

17:18.482 --> 17:20.783
گوگوریو از داخل از هم میپاشه

17:23.053 --> 17:26.853
لطفا حمایتتون رو به پادشاه نشون بدین

17:28.252 --> 17:30.222
ممکنه من رئیس باشم

17:30.653 --> 17:33.262
اما این تصمیمی نیست که تنهایی بگیرم

17:33.863 --> 17:36.633
با اهالی روستا هم صحبت میکنم

17:36.762 --> 17:40.202
برای جمع کردن و آموزش دادن به مردم
خیلی پول احتیاج داریم

17:40.603 --> 17:42.303
شاید کافی نباشه

17:42.432 --> 17:45.103
اما من مقداری نقره فراهم میکنم که کار رو راه بندازه

17:48.543 --> 17:51.043
همه ی اینارو میخوای بفروشی؟

17:51.682 --> 17:53.742
خانمی هست که سریعا به پول احتیاج داره

17:53.742 --> 17:56.212
خیلی سریع به نقره نیاز داره

17:56.212 --> 17:58.982
فکر میکنم قبلا اینا رو یه جایی دیدم

18:00.083 --> 18:02.922
کی هست؟ من میشناسمش؟

18:08.333 --> 18:10.893
اینا جواهراتیه که توی تالار مگنولیا داشتم

18:12.363 --> 18:15.472
میسپرمشون به تو. براشون خریدار پیدا کن

18:15.833 --> 18:18.303
این همه نقره برای چه کاری احتیاج دارین؟

18:19.202 --> 18:22.472
نیازی نیست بدونی
اما هرچی سریعتر بهتر

18:24.512 --> 18:26.182
من رو ببخشید

18:26.482 --> 18:29.653
ازم خواستن که هویتشون رو فاش نکنم

18:31.653 --> 18:33.222
اون رو بیخیال

18:33.623 --> 18:35.623
دارویی که بهم داده بودی

18:35.623 --> 18:37.593
گفته بودی کمک میکنه باردار بشم

18:39.123 --> 18:41.393
فکر کنم اثر نکرده

18:41.393 --> 18:43.033
حتی اگر دارو هم بخورین

18:43.033 --> 18:45.932
کنترل تعادل یین و یانگ سخته

18:45.932 --> 18:47.533
...حالا که بحثش شد

18:48.373 --> 18:51.073
اون طالع بینی که ازش گفته بودی

18:51.202 --> 18:55.043
اگر به اندازه ای که میگن کارش خوبه
پس مراسم هم انجام میده درسته؟

19:10.053 --> 19:11.992
توی اقامتگاه ولیعهد چیکار میکنی؟

19:13.093 --> 19:16.162
شنیدم که به عنوان مربیشون انتخاب شدین

19:17.563 --> 19:19.662
واقعا چیزی نیست که تو خبر نداشته باشی

19:20.002 --> 19:21.873
...این رو هم میدونم که ولیعهد

19:21.873 --> 19:24.133
حتی از اتاقشون هم بیرون نمیان، چه برسه به تمرین

19:26.873 --> 19:29.113
باز هم دست خالی برگشتین؟

19:30.843 --> 19:33.313
اگر میدونستم اینقدر دردسر داره

19:33.442 --> 19:35.583
میرفتم مرز

19:37.952 --> 19:40.482
وقتی شاهدخت رفتن

19:40.623 --> 19:43.422
خیلی نگران امنیت ولیعهد بودن

19:44.692 --> 19:48.033
به خاطر ایشون هم که شده، امیدوارم
به این راحتی تسلیم نشین

19:54.202 --> 19:56.272
نمیتونم بفهمم توی فکرت چی میگذره

19:58.472 --> 20:01.002
به خاطر شاهدخت، مجبور شدی تن به تنبیه بدی

20:02.172 --> 20:03.772
اونوقت نگرانشی

20:05.442 --> 20:07.712
...دلم خیلی برای کسایی که

20:09.113 --> 20:11.783
...نمیتونن زنی که ترکشون کرده رو فراموش کنن

20:12.853 --> 20:14.952
و شاهدختی که پادشاه خلع مقامش کرده، میسوزه

20:17.653 --> 20:19.323
قلبم باهاشون همدردی میکنه

20:27.162 --> 20:28.172
هی

20:28.603 --> 20:29.603
وای

20:32.343 --> 20:34.343
از وقتی من رفتم تکون نخوردی؟

20:34.613 --> 20:35.942
خودت گفتی همینجوری بمونم

20:36.113 --> 20:37.573
گفتی یاد گرفتن اصول پایه خیلی مهمه

20:38.682 --> 20:40.643
وای. بسه دیگه نمیخواد ادامه بدی

20:49.653 --> 20:50.653
ای خدا

20:51.123 --> 20:52.123
میخندی؟

20:52.623 --> 20:54.793
چطوری میتونی بخندی وقتی خودت اینجوریم کردی؟

20:58.502 --> 20:59.502
تکون نخور

21:03.002 --> 21:04.202
آخیش چه خوبه

21:05.803 --> 21:08.373
زنم فقط با دستاش هرچی خستگی دارم
میشوره میره

21:08.412 --> 21:11.212
نکبت... لوس نشو ها

21:16.813 --> 21:18.022
کاجین

21:19.823 --> 21:21.422
میدونم که این فقط یه شمشیر چوبیه

21:21.793 --> 21:24.793
ولی از این که پشت سر مادرم تمرین میکنم
خیلی حس بدی دارم

21:32.662 --> 21:34.103
چاره دیگه ای نداریم

21:36.202 --> 21:37.202
میدونم

21:37.603 --> 21:41.343
من حتی مجبورت کردم قول بدی دیگه شمشیر دست نگیری

21:42.813 --> 21:44.813
حالا خودم دارم ازت یاد میگیرم

21:46.613 --> 21:49.252
اگه نمیخوای، میتونیم تمومش کنیم

21:52.222 --> 21:54.182
دلم نمیخواد که ناراحت باشی

21:57.492 --> 21:58.722
همینجوری گفتم

22:00.793 --> 22:02.162
ژست بعدی چیه؟

22:07.662 --> 22:11.133
وای، هوا خیلی سرده، کجا رفته بودی؟

22:11.672 --> 22:15.012
وای وای، شما یه شاهدختی، برای چی کوزه آب دستته؟

22:15.012 --> 22:17.343
بدش به من -
چیزی نیست خودم میتونم -

22:17.343 --> 22:19.182
وای چه حرفا، زود بذارش زمین

22:19.182 --> 22:20.783
بدش به من -
نه چیزی نیست -

22:20.783 --> 22:21.912
ای خدا -
وای -

22:23.412 --> 22:24.553
وای

22:24.752 --> 22:26.222
لعنتی

22:26.422 --> 22:28.053
چی؟ لعنتی؟

22:30.393 --> 22:31.863
وای نه

22:31.863 --> 22:33.563
متاسفم باید بیشتر مراقب میبودم

22:33.563 --> 22:35.333
این چه حرفیه

22:35.333 --> 22:37.333
این کارهای پست برای رعیت هایی مثل منه

22:37.333 --> 22:40.502
نمیتونم بذارم یه شاهدخت همچین کارایی بکنه

22:40.662 --> 22:42.472
اگه بذارم، حسابی براش مجازات میشم

22:43.303 --> 22:44.303
مادر

22:45.502 --> 22:47.873
اومدم اینجا تا به عنوان زن دال زندگی کنم

22:48.212 --> 22:50.012
نیومدم همین طوری به عنوان شاهدخت خوش گذرونی کنم

22:51.212 --> 22:54.283
لطفا مثل یه عضو خانوادتون باهام رفتار کنین

22:58.722 --> 23:00.153
...مطمئنی ازچیزی که الآن

23:00.952 --> 23:02.752
بهم گفتی پشیمون نمیشی؟

23:04.293 --> 23:05.293
بله؟

23:05.323 --> 23:07.762
...اگه یه عالمه کار سخت هم بهت بدم

23:07.762 --> 23:10.393
از دستم ناراحت نمیشی؟

23:11.502 --> 23:13.432
لطفا فقط کاری که باید بکنم رو بهم بگین

23:16.432 --> 23:17.432
...اگه اینطوره

23:18.442 --> 23:22.442
باید دوباره آب بیاری

23:24.343 --> 23:26.083
و هیزم هم بشکنی

23:30.412 --> 23:31.422
چشم

23:51.172 --> 23:52.272
کاجین کجاست؟

23:52.373 --> 23:54.712
بهش گفتم به مزرعه سبزیجات توی دره رسیدگی کنه

23:54.972 --> 23:57.742
...اون مزرعه حسابی داغون شده بود

23:57.742 --> 23:59.883
چون تو تصمیم گرفتی برای خودت بری شهر ول بچرخی

24:00.383 --> 24:02.083
خودش تنهایی که نمیتونه اون رو درست کنه

24:02.083 --> 24:03.712
خودت رو بکش کنار

24:04.512 --> 24:06.752
خودش گفت عروس من میشه

24:07.222 --> 24:08.252
مادر

24:08.252 --> 24:10.393
بهم گفت لازم نیست باهاش مثل یه شاهدخت رفتار کنم

24:10.393 --> 24:12.162
به آرزوش میرسه

24:17.863 --> 24:19.333
وای خدا -
وای -

24:19.803 --> 24:20.962
خدای من

24:21.103 --> 24:22.932
وای

24:24.103 --> 24:25.573
تو خیلی قوی ای

24:26.172 --> 24:27.502
واقعا هست

24:29.772 --> 24:31.313
خیلی از خودت کار نکش

24:32.712 --> 24:33.912
خوب غذا میخوری

24:36.883 --> 24:40.353
کاجین حالا تصمیمش رو گرفته

24:40.623 --> 24:41.623
منظورت چیه؟

24:42.623 --> 24:44.252
رفت به دیدن رئیس

24:44.393 --> 24:47.293
و رئیس بهت گفت یه کتاب درباره آرایشهای
جنگی بیاری

24:47.823 --> 24:49.093
نمیدونم چه خبره

24:49.093 --> 24:51.732
اما مطمئنم یه نقشه حسابی داره

24:52.363 --> 24:55.103
...حتما به خاطر همینه که اومده اینجا و

24:55.103 --> 24:56.633
وانمود میکنه با آدمی مثل دال ازدواج کرده

24:57.732 --> 24:58.873
مگه دال چشه

24:59.303 --> 25:02.073
اون پسر یه فرمانده بزرگه

25:02.272 --> 25:04.143
نباید به خاطر یه شاهدخت خلع شده خودش
رو کم فرض کنه

25:04.172 --> 25:07.883
منظورم اینه به قیافه و هنرهای رزمیش نگاه کن

25:08.153 --> 25:11.583
کاجین خیلی ازش سرتره

25:11.682 --> 25:13.952
...بدون دال تو و برادرت نمیتونستین

25:13.952 --> 25:15.793
اینجا زندگی کنین

25:15.793 --> 25:17.222
مگه ما ازش خواستیم؟

25:17.722 --> 25:19.922
وای دختره نمک نشناس

25:19.922 --> 25:22.393
دختر"؟ دلت میخواد بمیری؟"

25:22.732 --> 25:23.863
دارین چی کار میکنی؟

25:26.803 --> 25:27.863
جرو بحث عشقیه؟

25:28.202 --> 25:30.202
امروز هوا آفتابیه. حداقل زیرنور آفتاب مبارزه کنین

25:30.403 --> 25:32.073
تو هم دلت میخواد بمیری؟

25:35.712 --> 25:36.712
پیداش کردم

25:45.853 --> 25:48.593
...هی کاجین، دستت

25:49.853 --> 25:52.063
چیزی نیست. فقط کتابت رو بخون

25:52.222 --> 25:53.823
نه، اون به نظر خوب نمیاد

25:54.222 --> 25:55.492
باید روش دارو بذاریم

25:56.033 --> 25:57.033
بذار ببینم

25:57.333 --> 25:58.432
کتابت رو بخون

25:59.702 --> 26:00.702
دستت

26:09.643 --> 26:11.883
عروسم داره چی کار میکنه؟

26:11.883 --> 26:14.143
زود بیا اینجا

26:18.583 --> 26:20.583
داری چی کار میکنی؟

26:21.553 --> 26:23.393
بله، الآن میام

26:25.492 --> 26:27.962
باید تمام فصل اول"یوکدو" رو بخونی

26:27.962 --> 26:29.192
بعدا ازت امتحان میگیرم

26:45.043 --> 26:47.813
الآن به نظر نمیاد که داری چیزی میبافی

26:48.412 --> 26:51.383
نمیتونم نخ رو از سوزن رد کنم

26:51.783 --> 26:53.153
دوخت و دوز بلد نیستی؟

26:53.353 --> 26:56.692
نه خب قبلا چندبار بقیه رو دیدم که چجوری دوخت
و دوز میکنن

26:57.192 --> 26:58.262
بدتش به من

27:20.083 --> 27:23.653
خودت بهم گفتی نه شاهدختی نه یه آدمکش

27:24.613 --> 27:26.583
ازحالا به بعد خونه داری رو درست یادبگیر

27:27.722 --> 27:29.353
...اگه میخوای از دال حمایت کنی

27:29.353 --> 27:31.123
....باید دوبرابر یا سه برابر سخت تر از

27:31.422 --> 27:33.262
مقداری که یه زن کور کار میکرد، کار کنی

27:34.492 --> 27:36.363
....شما این مدت بزرگش کردین

27:36.962 --> 27:39.303
درحالیکه نابینایین

27:41.133 --> 27:42.472
اصلا نمیتونم سختیش رو حتی تصورم بکنم

27:42.472 --> 27:45.043
فقط بدوز. حرفای بخود هم نزن

27:46.873 --> 27:47.873
چشم

27:56.113 --> 27:58.383
نگران شاهدخت نباشین

28:00.422 --> 28:03.123
اون به اندازه یه مرد شجاعه

28:04.252 --> 28:05.692
فقط نگران اون نیستم

28:06.762 --> 28:09.633
نگران ولیعهد هم هستم که قبول نمیکنه
از اقامتگاهش بیاد بیرون

28:10.033 --> 28:13.232
من بهش دستور دادم از فردا تمرینش رو شروع کنه

28:14.563 --> 28:16.633
...اما بزرگ کردن بچه ها

28:17.033 --> 28:18.643
از اداره کل کشور هم سخت تره

28:19.103 --> 28:21.303
...معذرت میخوام که مشکلات والدین رو

28:22.472 --> 28:23.972
درک نمیکنم

28:37.593 --> 28:40.222
از همه گیاههای دارویی موثر استفاده کردم

28:40.522 --> 28:42.333
اما اون هرگز باردار نشد

28:43.063 --> 28:45.762
با چیزایی که شنیدم، میتونید یه مراسم
مذهبی هم برگزار کنین

28:46.002 --> 28:48.333
مالک بزرگ یه مغازه گیاهان دارویی
نتونست انجامش بده

28:48.833 --> 28:50.732
داری میگی یه طالع بین انجامش بده؟

28:58.643 --> 28:59.883
...گفته حاضره هر کاری بکنه

28:59.883 --> 29:01.912
تا بتونه بچه دار بشه

29:02.353 --> 29:03.653
بیارش اینجا

29:04.012 --> 29:06.022
اول انرژی چی اون رو بررسی میکنم

29:06.823 --> 29:08.893
و بعدش میگم مراسم مذهبی جواب میده یا نه

29:09.123 --> 29:11.323
اون کسی نیست که بتونه همین طوری بیاد و بره

29:12.662 --> 29:13.722
بگیر

29:14.363 --> 29:16.962
من تاریخ تولدش رو آوردم، از این استفاده کن
و آینده اش رو ببین

29:16.962 --> 29:18.662
...تا زمانیکه رو در رو نبینمش

29:19.232 --> 29:20.863
مراسم مذهبی نمیتونه انجام بشه

29:31.212 --> 29:33.783
معمولی به نظر نمیاد

29:34.512 --> 29:36.252
این همه نقره رو رد کرد

29:41.123 --> 29:44.053
طالع بین های زیادی نیستن که
عودهای بیهوش کننده استفاده کنن

29:44.522 --> 29:46.393
اون توی فریب دادن عالیه

29:48.432 --> 29:49.833
فکر میکنین میشه بهش اعتماد کرد؟

30:01.556 --> 30:03.425
اجزای صورتش زیبان

30:03.425 --> 30:05.525
و دماغش نشون میده درآینده حسابی
پولدار میشه

30:06.025 --> 30:07.156
اما

30:08.055 --> 30:11.195
میتونم چهره واقعیش رو از پس ثروتش ببینم

30:12.685 --> 30:14.516
مراقبش باش

30:15.386 --> 30:17.856
باید بدونم چندتا چهره داره که مخفی میکنه

30:23.296 --> 30:25.926
لعنتی. کوزه آبم

30:36.376 --> 30:38.335
احمق

30:52.126 --> 30:54.056
کوزه آبم

31:06.666 --> 31:08.675
مادر، میرم یکم آب بیارم

31:08.675 --> 31:12.976
باشه. خب همه کوزه ها رو پر کن

31:12.976 --> 31:14.575
...وقتی کارت تموم شد

31:14.746 --> 31:17.976
علفای هرز مزرعه سبزیجات بالای اون تپه رو بکن

31:17.976 --> 31:21.286
بعدش لباسا رو بشور و پهنشون کن

31:21.286 --> 31:23.356
...اوه راستی. قبل از غروب افتاب

31:23.356 --> 31:25.685
یکم ساقه و شاخ و برگ جمع کن تا جاروی دستی درست کنی

31:25.685 --> 31:29.256
آب، مزرعه سبزیجات، لباسا و
شاخ و برگ برای جارو. فهمیدم

31:29.356 --> 31:33.325
و امروز دارم لباسی رو میپوشم که شما برام دوختین

31:33.396 --> 31:34.825
تا لباسم مزاحم کارم نشه

31:34.965 --> 31:36.435
برمیگردم

31:38.136 --> 31:39.435
دستات چی؟

31:47.345 --> 31:50.375
وای خدا. چقدر دیگه میخوای شکنجش کنی؟

31:54.515 --> 31:57.786
مطمئنی اون یه شاهدخته؟

31:57.786 --> 31:59.955
شاهدخت نیست -
چی؟ -

31:59.955 --> 32:01.555
زن منه

32:07.666 --> 32:10.265
خوابم میاد. داری چی کار میکنی؟
از این کار خوشم نمیاد

32:10.395 --> 32:13.205
دستور پادشاهه

32:13.205 --> 32:15.775
بعد از تمرین هرچقدر که بخواین میتونین استراحت کنین

32:16.075 --> 32:19.175
وقتی تموم شد، شیرینی براتون میارم

32:23.115 --> 32:24.575
میتونی بری

32:33.256 --> 32:34.886
شمشیر چوبی رو بردارین

32:36.325 --> 32:37.955
نمیخواین تمرین کنین؟

32:37.955 --> 32:40.395
نمیخوام. از این کار خوشم نمیاد

32:46.006 --> 32:48.436
پس بیاین یه قرار بذاریم

32:49.235 --> 32:50.936
...اگه بتونین یقه لباسم رو لمس کنین

32:51.835 --> 32:53.745
لازم نیست تمرین کنین

32:53.906 --> 32:55.976
جدی میگی؟ -
معلومه -

32:56.115 --> 32:58.416
خودم به عالیجناب گزارش میدم

32:58.675 --> 33:02.286
اما اگه نتونین باید با من تمرین کنین

33:19.835 --> 33:21.066
این کار رو نمیکنم

33:21.066 --> 33:23.705
پس همون طورکه قول دادین باید با من تمرین کنین

33:23.705 --> 33:25.876
یه پادشاه لازم نیست شمشیر زنی بلد باشه

33:25.876 --> 33:27.705
میتونم به فرماندهام دستور بدم

33:27.906 --> 33:30.045
...هیچ سرباز و فرمانده ای

33:30.216 --> 33:32.816
از دستور پادشاهی که همراهشون توی خط مقدم
نمیجنگه پیروی نمیکنه

33:36.256 --> 33:38.085
...مدتها پیش شاهدخت، خواهرتون

33:39.525 --> 33:41.386
قراری مشابه این داشت

33:42.756 --> 33:45.566
ایشون جوون بودن و یه زن

33:46.566 --> 33:48.835
به خاطر همین بهشون گفتم که نمیتونم لمسشون کنم

33:50.036 --> 33:51.835
اما اصرارداشتن که جنگیدن رو یاد گرفتن

33:51.966 --> 33:54.735
شاهدخت یه قرار با من داشت

33:55.235 --> 33:56.835
به خاطر همین تونستن تمرین کنن

33:57.675 --> 34:00.245
خب چی شد؟

34:00.976 --> 34:02.075
...من

34:03.876 --> 34:05.686
استادشون شدم

34:15.385 --> 34:18.255
خب ما هم قرار داشتیم

34:22.966 --> 34:24.596
ضربات ابتدایی رو تمرین کن

34:28.976 --> 34:31.435
شمشیرت رو بیاری پایین. دوباره

34:34.146 --> 34:36.916
خیلی زیاده. دوباره انجامش بده

34:38.916 --> 34:40.815
اینبار خیلی کوتاهه. دوباره

34:40.815 --> 34:42.716
چرا انقدر پیچیده اس؟

34:43.485 --> 34:46.086
تو همون زاویه ضربه بزن
دوباره

34:53.966 --> 34:56.096
بازم انجامش بده تا فراموشش نکنی

35:12.216 --> 35:15.555
مادر من برای پر کردن کوزه باید یه بار دیگه برم آب بیارم

35:15.555 --> 35:17.885
امروز هم میرم باغ سبزیجات داخل دره

35:31.966 --> 35:34.166
هی تمرکز کن

35:35.135 --> 35:36.576
چشم استاد

35:47.485 --> 35:48.916
دوباره بلند شین

35:49.416 --> 35:51.916
وقتی انقدر ضعیفین چطور میخواین ازامپراطوری گوگوریو محافظت کنین؟

36:24.755 --> 36:26.526
عروس خانم

36:27.625 --> 36:29.195
بله؟ الان میام

36:54.416 --> 36:58.115
کوچوگا یه ببر بدون چنگاله

36:59.726 --> 37:02.185
اون نتونست جلوی ازدواج سلطنتی رو بگیره و اون رو لغو کنه

37:02.185 --> 37:05.356
فقط وایستاد و تماشا کرد تا شاهدخت قصر رو ترک کنه

37:06.396 --> 37:09.896
ددرو چی؟ اون همیشه سعی میکرد تا طرف ما باشه

37:10.096 --> 37:13.735
من به تازگی شنیدم که اون تنها به ملاقات عالیجناب میره

37:13.735 --> 37:17.836
من مطمئنم کوچوگا یه نقشه ای داره
که هنوز به ما درباره اش چیزی نگفته

37:17.836 --> 37:19.076
نقشه؟

37:21.045 --> 37:23.516
حتی پسر بزرگش هم طرف عالیجنابه

37:23.516 --> 37:25.375
اون در حال حاضر داره به ولیعهد هنرهای رزمی آموزش میده

37:25.416 --> 37:26.916
چه نقشه ای ممکنه داشته باشه؟

37:26.945 --> 37:28.716
اومدی؟

37:33.385 --> 37:36.295
داشتین راجع به مسائلی حرف میزدین که من نباید میشنیدم؟

37:37.226 --> 37:38.726
معلومه که نه

37:39.166 --> 37:42.396
داشتیم راجع به اعزام یه فرستاده به ژو شمالی صحبت میکردیم

37:45.805 --> 37:49.235
قبلا راجع به تعداد و افرادی که قراره بفرستیم فکر کردم

37:50.836 --> 37:54.346
من مطمئنم که قبیله ی کرو دوباره رهبری رو به دست میگیره

37:54.576 --> 37:57.646
و مردم ما چیزی جز سیاهی لشکر نخواهند بود

37:57.716 --> 38:00.786
پس, اجازه بدین ما اینکارو انجام بدیم

38:06.425 --> 38:09.295
من شنیدم که فرمانده کو گون اخیرا خیلی سرشون شلوغه

38:09.596 --> 38:13.026
و شنیدم که ولیعهد بهشون اعتماد زیادی دارن

38:19.666 --> 38:20.906
برام شیرینی آوردی

38:21.406 --> 38:23.235
اومدم ازتون تشکر کنم

38:23.776 --> 38:25.535
این واسه یه نفر خیلی زیاده

38:26.706 --> 38:28.106
توام میخوای یکم ازشون بخوری؟

38:31.415 --> 38:32.415
استاد کو؟

38:33.186 --> 38:34.186
بله؟

38:34.846 --> 38:37.615
استاد کو شما خواهرم رو دوست دارین؟

38:39.485 --> 38:40.956
چرا این سوال رو میپرسین؟

38:41.056 --> 38:43.456
فقط ازتون میخوام که طرف خواهر من باشین, همین

38:44.826 --> 38:47.765
ازش متنفر نشین حتی حالا که ازدواج کرده

38:49.495 --> 38:51.495
هیچ استادی از شاگردش متنفرنمیشه

38:52.196 --> 38:53.206
...در ضمن

38:54.005 --> 38:56.005
شاهدخت اولین شاگرد من بودن

38:58.336 --> 39:01.846
من همیشه از هردوتون محافظت میکنم

39:36.915 --> 39:38.446
من باید بفهمم چه خبر شده

39:48.356 --> 39:50.356
اطلاعات مفیدی برامون آوردی

39:50.995 --> 39:52.196
کارت خوب بود

39:52.696 --> 39:54.966
اگه دوباره نیازی به جاسوسی داشتم بهت خبر میدم

39:56.296 --> 39:59.635
من چند تا آدم مشکوک جلوی مغازه ی گیاهای دارویی دیدم

40:00.665 --> 40:01.905
و؟

40:02.066 --> 40:04.676
اون مثل یه تاجر لباس مبدل پوشیده بود
ولی یکی از قاتل های چونجوبانگ بود

40:04.676 --> 40:05.775
چونجوبانگ؟

40:06.706 --> 40:08.145
مطمئنی؟

40:08.145 --> 40:11.615
بله ما قبلا با هم رو به رو شده بودیم

40:12.145 --> 40:14.615
بعد از اینکه یکم اطراف مغازه گشت زد

40:14.615 --> 40:15.785
رفت

40:15.785 --> 40:17.316
تعقیبش کردی؟

40:17.316 --> 40:19.956
به خونه ی اون طالع بین رفت

40:20.525 --> 40:21.826
بهش میگن سونگ هوادانگ

40:30.735 --> 40:32.535
راجع به اون دختر نتونستم هیچ اطلاعاتی به دست بیارم

40:32.735 --> 40:34.836
به نظر میاد یتیمیه که هیچ خانواده ای نداره

40:37.076 --> 40:38.635
...با همچین پیشینه ای

40:38.635 --> 40:41.905
به عنوان دختر رئیس قبیله ی سونو به فرزند خوندگی گرفته شده؟

40:44.346 --> 40:46.115
چه زن سرسختی

40:47.415 --> 40:50.785
شایعاتی وجود داره که اون گیاهای دارویی خاص و کمیاب جمع آوری میکنه

40:51.316 --> 40:54.956
...بعضی ها هم میگن که اون مخفیانه خدمتکاری رو به شیلا فروخت

40:55.125 --> 40:56.655
و باعث مشکلات زیادی شد

40:58.655 --> 40:59.765
شیلا؟

41:00.265 --> 41:02.296
...اما کسی که این موضوع رو فاش کرد

41:02.895 --> 41:04.066
شاهدخت بود

41:18.615 --> 41:20.086
یه عالمه کار دارم

41:20.216 --> 41:21.515
چرا گفتین اینجا جمع شیم؟

41:21.515 --> 41:23.755
رئیس گفتن جمع شیم تا درباره ی یه موضوعی باهامون صحبت کنن

41:23.956 --> 41:25.115
میدونی موضوع چیه؟

41:25.115 --> 41:26.186
نمیدونم

41:27.356 --> 41:29.125
آجوشی

41:30.096 --> 41:31.296
بیاین

41:32.625 --> 41:36.235
شما باید بیشتر مراقب دخترتون باشین

41:36.235 --> 41:37.836
مشکل کاجین چیه؟

41:37.836 --> 41:40.436
به عنوان یه تازه عروس زیادی داره خودش رو خسته میکنه

41:40.436 --> 41:41.836
...هیزم هارو خرد میکنه

41:41.836 --> 41:44.176
و همه ی پتوها رو توی آب یخ میشوره

41:44.176 --> 41:46.206
مگه نه؟-
درسته-

41:46.206 --> 41:50.145
اون از این سر دهکده تا اون سرش رو میدوه
و همه ی کارها رو تنهایی انجام میده

41:50.645 --> 41:54.645
آیگو حتما اونی فکر میکنه یه روباه مکاره

41:54.816 --> 41:56.456
اونی باید به خاطر اون تنها پسرش رو رها کنه

41:56.615 --> 41:58.316
من مطمئنم که ازش خوشش نمیاد

41:58.586 --> 42:00.556
آیگوو

42:00.956 --> 42:01.956
وای خدا

42:14.606 --> 42:16.976
من باید راجع به یه موضوعی باهاتون حرف بزنم
واسه همین ازتون خواستم تا به اینجا بیاین

42:17.635 --> 42:18.706
...میخوام راجع به دهکدمون

42:19.846 --> 42:22.745
و آینده ی قبیله ی سون نو حرف بزنم

42:49.135 --> 42:50.576
شما یه راهب هستین

42:53.446 --> 42:56.245
گم شدین؟ این اطراف هیچ دهکده یا معبدی وجود نداره

42:56.515 --> 42:58.046
تو کی هستی؟

42:58.275 --> 43:00.615
همچین رقص خشنی وسط ناکجا آباد؟

43:00.885 --> 43:01.985
مگه نمیبینید؟

43:03.915 --> 43:04.915
من دارم شمشیر زنی تمرین میکنم

43:07.086 --> 43:08.226
شمشیرزنی؟

43:08.426 --> 43:10.796
فکر کردم با اون چوبها ریختی رو هم

43:12.726 --> 43:15.365
ببخشیدا ولی به عنوان یه غریبه حرف های نامناسبی میزنید

43:26.576 --> 43:28.676
خیلی خوب میشه اگه بتونی با این چوبها راه بری

43:28.676 --> 43:31.775
هی تو... قبل از اینکه عصبانی بشم پسش بده

43:33.946 --> 43:35.316
باشه احمق جون

43:56.676 --> 43:58.576
تا کی قراره این طناب های طلسم رو آویزون کنید

43:58.836 --> 44:00.375
چراغای شکل جن داشته باشید

44:00.846 --> 44:03.346
و اینطوری مخفیانه توی دره ارواح زندگی کنین؟

44:03.846 --> 44:05.816
گذشته ای که پر از بدبختی و روزهای ناعادلانه بود

44:06.515 --> 44:08.046
رو رها کنید

44:08.586 --> 44:10.755
اجازه بدین دوبارهبه دنیای بین مردم برگردیم

44:11.956 --> 44:14.356
ما هم یه نقشه هم پول این کار رو داریم

44:15.086 --> 44:17.096
و فقط به حمایتتون نیاز داریم

44:17.796 --> 44:20.926
من درباره ی قبیله سون نو چیزی نمیدونم

44:21.625 --> 44:23.235
اما راجع به این موضوع شک دارم

44:23.235 --> 44:25.535
اونوقت به خودت هم میگی مرد؟

44:25.535 --> 44:27.836
چه اهمیتی داره که ما جز قبیله ی سون نو هستیم یا نه

44:27.836 --> 44:30.606
منظورش اینه که ما شانس اینو داریم تا مثل یه آدم عادی زندگی کنیم

44:30.806 --> 44:34.245
درسته که هیچوقت هیچ احترامی به عنوان یه انسان دریافت نکردیم

44:34.245 --> 44:37.275
و به عنوان کرم هایی زندگی کردیم که توی کثافت دست و پا زدن

44:38.115 --> 44:39.645
بعدش میخواین چیکار کنین؟

44:40.615 --> 44:43.755
مردم دره ی ارواح کمن

44:43.755 --> 44:44.985
...ما برای تشکیل یه گروه

44:44.985 --> 44:47.125
و ساخت اسلحه نیروی کافی نداریم

44:47.385 --> 44:48.385
حق با شماست

44:49.086 --> 44:51.096
ما به مردم بیشتری نیاز داریم

44:51.096 --> 44:52.966
مردم بی خانمان زیادی توی شهرها سرگردونن

44:53.265 --> 44:55.696
و خیلی از اونها زیر پای نجیب زاده ها لگدمال میشن

44:55.926 --> 44:57.395
...وقتی آماده شدیم

44:57.395 --> 44:58.966
من میرم و اونها رو دونه به دونه پیش خودمون میارم

44:58.966 --> 45:00.836
و از نزدیکترین شهر شروع میکنم

45:01.735 --> 45:02.936
خودم شخصا اینکارو انجام میدم

45:07.905 --> 45:09.275
من موافقم

45:09.446 --> 45:12.245
به هر حال این یه قول از طرف شاهدخته

45:14.615 --> 45:15.615
منم موافقم

45:16.086 --> 45:17.615
منم همینطور

45:17.615 --> 45:19.826
منم هستم

45:20.726 --> 45:23.596
منم همینطور-
منم هستم-

45:24.456 --> 45:25.556
میتونیم امتحانش کنیم

45:26.296 --> 45:28.566
بیاین اینکارو بکنیم

45:28.826 --> 45:31.495
این یه فرصت جدیده-
بهتره انجامش بدیم-

45:31.495 --> 45:32.796
باید انجامش بدیم

45:34.566 --> 45:38.106
باید امتحانش کنیم-
میتونیم یه زندگی جدید داشته باشیم-

45:46.385 --> 45:48.385
باید زودتر بهت میگفتم

45:48.946 --> 45:51.816
اما برای تو,آموزش اولویت داره

45:53.956 --> 45:55.125
من ازت عصبانی نیستم

45:58.956 --> 46:01.025
این چیزی بود که توی قصر داشتی براش نقشه میکشیدی درسته؟

46:04.265 --> 46:05.936
..اینکه منو هم تبدیل به یه فرمانده کنی

46:07.066 --> 46:08.405
جز همین نقشه بود درسته؟

46:12.576 --> 46:15.375
...دال این به خاطر ما

46:15.645 --> 46:17.476
و به نفع کل قبیله ی سون نوئه

46:19.415 --> 46:20.546
من مشکلی ندارم

46:22.086 --> 46:23.985
من باید آرزوهای پدرم رو برآورده کنم

46:25.655 --> 46:26.655
...و

46:31.726 --> 46:33.096
این چیزیه که تو میخوای

46:40.436 --> 46:42.365
اما اون آدم ها فرق دارن

46:43.936 --> 46:45.806
....اونها به اینجا فرار کردن

46:46.245 --> 46:49.476
اونها از زندگی خسته شدن و از این دنیا متنفرن

46:52.716 --> 46:54.985
اونها به سختی تونستن تا اینجا دووم بیارن

46:55.615 --> 46:57.786
چطور میتونیم اونها رو به خطر بندازیم؟

46:59.826 --> 47:01.725
ما باید این دنیا رو تغییر بدیم

47:02.826 --> 47:06.796
تا مردم یه زندگی تمام و کمال و بدون ترس داشته باشن

47:11.066 --> 47:15.266
این کشوریه که باید بسازیم
یه گوگوریو جدید

47:22.276 --> 47:25.346
با وجود اینکه زندگیمون جدای از مردم آروم به نظر میرسه

47:26.175 --> 47:27.915
...و حتی اگه دره ی ارواح

47:28.445 --> 47:31.256
با یه دستور از طرف کو وون پیو به حمام خون تبدیل شه

47:34.756 --> 47:37.026
اولین بار که اومدی دره ی ارواح

47:39.395 --> 47:41.665
اینجارو دوست داشتی چون میگفتی مثل یه رویاس

47:51.276 --> 47:53.145
من خدمتگزار حقیر ما, کو گون

47:53.806 --> 47:56.346
مفتخرم که فرماندهی محافظان سلطنتی رو بپذیرم

48:02.086 --> 48:05.056
با قدرت تغییر ناپذیر شمشیر

48:06.256 --> 48:10.125
از شاه و قصرش با فداکاری و جانفشانی محافظت کن

48:16.266 --> 48:17.895
فرمانتون رو قبول میکنم

48:18.796 --> 48:20.705
درود-
درود-

48:31.445 --> 48:33.715
پسرش رو به پادشاه باخته

48:33.885 --> 48:36.215
مردم بیرون از قصر این حرفو میزنن

48:36.856 --> 48:39.115
دارن میگن به خاطر بهم خوردن ازدواج
رابطه اش با پدرش خراب شده

48:39.115 --> 48:41.725
و به خانواده اش پشت کرده

48:42.256 --> 48:45.455
پدر یا مادر نمیتونن جلوی مسیری که
بچه اشون انتخاب کرده وایسن

48:45.455 --> 48:47.925
نگران سلامتیتونم کوچیگا

48:48.395 --> 48:52.296
اگر بذارین همچین اتفاقی بیوفته
چه طوری میخواین با پیامدهاش دست و پنجه نرم کنین؟

48:55.635 --> 48:57.506
چرا داری نقشه میکشی به منم پشت کنی؟

48:58.475 --> 49:01.475
به نظر میرسه بابات یه فکرهای دیگه ای تو ذهنش داره

49:02.106 --> 49:05.715
شاهدخت با کنار رفتن از سر راه
و باز کردن راه من به سمت تاج و تخت

49:07.086 --> 49:09.516
بهمون یه هدیه ی فوق العاده داد

49:11.516 --> 49:15.056
وقتی که دسته ی آدم کش ها تکمیل شد
حمام خون راه میوفته

49:18.856 --> 49:21.125
فقط یه خواسته دارم

49:21.665 --> 49:23.665
اونم اینکه پسرمون گون مو با کمک قدرت شما

49:23.665 --> 49:26.066
به تخت پادشاهی بشینه

49:28.465 --> 49:29.836
پسرمون

49:39.546 --> 49:41.586
...اون شاهزاده

49:42.816 --> 49:44.615
واقعا پسر منه؟

49:47.256 --> 49:48.725
چی؟

49:49.826 --> 49:51.796
چه طور میتونین همچین حرفی رو بزنین؟

49:52.725 --> 49:55.796
...تو از اون زنایی هستی که

49:57.266 --> 50:00.106
زمین رو به آسمون میچسبونی
تا پسرت رو به تخت بشونی

50:08.806 --> 50:10.776
...از حرص و طمعت

50:11.746 --> 50:13.215
خوشم میاد

50:14.215 --> 50:15.615
...گون مو

50:17.685 --> 50:19.615
پسر شماست

50:24.526 --> 50:27.266
فلزش زنگ زده

50:27.625 --> 50:29.865
میتونم ذوبش کنم و از نو بسازمش

50:30.465 --> 50:32.635
اما برای اینکار کوره ی بزرگتری میخوام

50:32.635 --> 50:34.135
با این حال، لطفا شروع کنین

50:34.135 --> 50:36.306
موادی که میخواین رو براتون پیدا میکنم

50:36.306 --> 50:37.405
خیلی خوب

50:37.405 --> 50:38.736
هی

50:39.506 --> 50:42.675
کاجین، واقعا مشکلی نداری؟

50:42.675 --> 50:46.115
بهت گفتم که یکم نقره پیدا میکنم
به من اعتماد نداری بابا؟

50:46.115 --> 50:49.185
اون نه. منظورم مادر شوهرته

50:49.615 --> 50:51.915
شنیدم که با مجبور کردنت به
انجام اینا همه کار میخواد عذابت بده

50:51.915 --> 50:54.885
حقیقت نداره
اون خیلی با من خوبه

50:56.455 --> 50:58.955
دال منتظرمه
باید برم دیگه

50:59.556 --> 51:01.965
به شما میسپارمش-
باشه-

51:02.465 --> 51:05.096
شاهدخت یه دل نه صد دل عاشق دال شده

51:05.096 --> 51:06.236
کاجین

51:07.435 --> 51:08.806
موفق باشی

51:09.935 --> 51:11.106
بریم

51:17.215 --> 51:19.346
منم به اندازه ی تو نگرانم

51:20.885 --> 51:24.215
کاجین به تو رابطه بودن عادت نداره

51:24.486 --> 51:28.155
فکر میکنی اولین شبشون رو باهم گذرونده باشن؟

51:28.925 --> 51:32.596
میدونی که منظورم چیه
یه شب پر حرارت، فوق العاده...آخ

51:33.625 --> 51:35.725
بهت گفتم که رازشون رو نگه داری

51:35.725 --> 51:37.766
لگد خوبی بود

51:39.935 --> 51:43.606
وقتی میبینم همچین آدمیه

51:44.036 --> 51:46.506
حس میکنم واقعا میتونه با دال دنیارو عوض کنه

51:49.776 --> 51:53.076
منم میخوام همه ی تلاشم رو بکنم تا بهشون کمک کنم

51:57.215 --> 51:59.715
(سونگ هوادانگ)

52:14.536 --> 52:17.135
از اونجایی که گفتی تنها بیام

52:17.205 --> 52:19.435
پس باید برای اجرا کردن مراسم آماده باشی

52:20.246 --> 52:23.546
صدات کردم بیای اینجا تا درباره ی مسائلی
که پدرخونده ات نباید بشنوه حرف بزنیم

52:24.115 --> 52:25.375
چی؟

52:27.185 --> 52:31.256
یا اینکه همین الان هم میدونه؟

52:34.725 --> 52:37.125
اون حقیقتی که در اصل جاسوس شیلایی

52:41.566 --> 52:43.635
این دیگه چه حرف چرتیه که داری میزنی؟

52:44.996 --> 52:48.935
کاملا مطمئن نبودم ولی حالتت همه چیزو داد میزنه

52:50.506 --> 52:54.776
دختر خوانده ی قبیله ی سونو در حقیقت یه جاسوسه

52:55.346 --> 52:56.615
چه اتفاق جالبی

52:56.615 --> 52:59.016
دیگه به اندازه ی کافی چرت و پرت شنیدم

52:59.776 --> 53:01.685
اگر اینطوری بری

53:02.885 --> 53:05.955
نمیتونم دهنمو بسته نگه دارم

53:06.486 --> 53:09.056
منم دارم وسوسه میشم که رک و راست حرفمو بزنم

53:10.326 --> 53:13.125
رهبر چونجوبانگ و آدم کش هاش خودشونو

53:14.496 --> 53:16.596
به عنوان طالع بین جا زدن

53:18.596 --> 53:21.266
بعد از هدف گرفتن تاج و تخت با استفاده از شاهدخت

53:21.266 --> 53:23.106
الان دیگه میخوای چیکار کنی؟

53:23.836 --> 53:26.536
بازم داری برای خیانت نقشه میکشی؟

53:34.346 --> 53:38.516
میدونم که زن قوی و ترسناکی بودی

53:38.516 --> 53:41.155
به جای به جون هم انداختن قبایل و ویرانی های دو جانبه

53:41.625 --> 53:44.225
باید سعی کنیم با احتیاط بهم کمک کنیم

53:45.356 --> 53:47.695
من جلوی هر بازی احمقانه ای که تو آینده اتفاق میوفته وایمیستم

53:54.135 --> 53:55.336
باید چیکار کنیم؟

53:55.836 --> 53:58.036
واقعا حیفه

53:58.806 --> 54:00.806
اما چاره ی دیگه ای ندارم

55:02.736 --> 55:04.635
ای جاسوس عوضی

55:05.076 --> 55:07.675
همینجا میکشمت تا دیگه نتونی برگردی به شیلا

56:23.246 --> 56:25.586
بانو چشماتو باز کن

56:25.986 --> 56:27.086
بانو

56:30.056 --> 56:32.026
اینجا چیکار میکنین؟

56:34.925 --> 56:36.225
احتمالا

56:38.165 --> 56:39.836
...حرفای اون مرد رو

56:42.236 --> 56:44.175
شنیدین؟

56:46.006 --> 56:47.306
چی گفت؟

56:48.506 --> 56:51.475
بذار ببرمت مغازه ی گیاهان دارویی
ممکنه تو خطر باشی

56:53.945 --> 56:55.086
بانو

57:14.205 --> 57:15.935
بهت آسون نمیگیرم

57:15.935 --> 57:18.076
باید ببینم چقدر پیشرفت کردی

57:23.175 --> 57:25.175
بعد از این که باختی نزنی زیر گریه ها

57:27.346 --> 57:28.546
شروع کنیم

57:31.155 --> 57:35.256
سبد خیاطیم رو کجا گذاشتم؟

57:36.155 --> 57:37.895
بذار ببینم

57:42.066 --> 57:43.635
اوه، ایناهاشش

57:50.576 --> 57:52.336
این کتاب اینجا چیکار میکنه؟

57:53.076 --> 57:54.645
عجیبه

57:56.806 --> 57:58.346
سلام؟

57:59.615 --> 58:00.786
کیه؟

58:02.486 --> 58:04.155
سلام؟

58:05.115 --> 58:06.215
خدایا

58:13.965 --> 58:17.895
من پدر کاجینم

58:17.895 --> 58:21.365
صدای نکره ات رو میشناسم

58:24.375 --> 58:27.846
داشتم برای هومیم دنبال چوب میگشتم

58:27.846 --> 58:31.675
اما تهش یه عصا درست کردم

58:31.875 --> 58:34.215
دارم به این فکر میکنم که بدمش به دامادم

58:34.215 --> 58:36.915
دامادت؟
منظورت کیه؟

58:38.415 --> 58:42.725
حالا که اوضاع اینطوری شده، چرا همین جوری قبولش نمیکنی؟

58:42.826 --> 58:45.125
اینطوری حال بچه ها هم بهتر میشه

58:45.125 --> 58:47.965
....راستی، لطفا انقدر کاجین رو اذیت نکن

58:47.965 --> 58:50.596
کافیه
دیگه از حد و مرزت گذشتی

58:50.596 --> 58:53.066
راستیاتش خوشحالم که اینجایی
بگیرش

58:53.766 --> 58:56.566
بهم بگو این کتاب درباره ی چیه

58:57.006 --> 58:59.635
بلد نیستم بخونم

59:01.276 --> 59:03.375
بذار ببینم

59:04.276 --> 59:07.415
وایسا، عکس داره

59:07.685 --> 59:09.046
کتاب مصوره؟

59:09.046 --> 59:13.115
آره، عکس هایی داره که توش سربازها شمشیر به دستن

59:13.356 --> 59:16.655
این کتاب درباره ی ترفند های جنگیه؟

59:18.526 --> 59:22.496
علاوه بر هنرهای رزمی

59:22.496 --> 59:24.836
داره ترفند های جنگی رو هم یاد میگیره؟

59:24.836 --> 59:25.935
کی؟

59:27.066 --> 59:29.766
داری درباره ی دال حرف میزنی؟-
نمیدونستی؟-

59:32.306 --> 59:34.175
اون عوضی

59:34.506 --> 59:38.746
کجا داری میری؟
اگر از این طرف بری آخرش میرسی به کوهستان

59:38.746 --> 59:41.145
مراقب باش
خدایا

59:41.145 --> 59:42.286
نگران نباش

59:42.286 --> 59:46.016
این کوهستان رو مثل کف دستم میشناسم

59:47.225 --> 59:51.356
خدایا. خیلی تند راه میره

01:00:05.675 --> 01:00:06.935
دایه

01:00:14.746 --> 01:00:16.915
خوابش برد

01:00:17.286 --> 01:00:19.115
...جلوی جاسوس های شیلا رو گرفت

01:00:19.215 --> 01:00:22.356
تا دیگه از قلعه ی تو کوهستان جاسوسی نکنن

01:00:23.225 --> 01:00:25.356
میگه که خیلی با شجاعت جنگیده

01:00:26.895 --> 01:00:30.996
سنگ پرت کرده و شمشیر چوبیش رو تکون میداده

01:00:30.996 --> 01:00:32.236
تو جنگ امروز

01:00:34.306 --> 01:00:37.106
شانزده نفر از سربازامون مردن

01:00:43.975 --> 01:00:47.586
جنگو بردیم اما تو میدون جنگ جوی خون راه افتاده

01:00:48.715 --> 01:00:51.915
دایه-
بله فرمانده-

01:00:52.316 --> 01:00:55.556
میدونی چرا به دال شمشیرزنی رو یاد نمیدم؟

01:00:58.026 --> 01:00:59.596
وقتی که بتونه شمشیر دست بگیره

01:01:02.895 --> 01:01:05.965
مجبور میشه خون ببینه
این سرنوشت یه شمشیرزنه

01:01:09.806 --> 01:01:11.135
...دلم نمیخواد دال

01:01:13.175 --> 01:01:16.246
جا پای پاهای خونی من بذاره

01:01:44.776 --> 01:01:46.375
کارت خوب بود دال

01:01:56.246 --> 01:01:57.455
مامان

01:01:58.155 --> 01:02:00.415
الان داری چیکار میکنی؟

01:02:10.390 --> 01:02:20.390
.::   @bollbolljan_com  ::.

01:02:20.630 --> 01:02:27.630
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:02:27.945 --> 01:02:29.316
(رودخانه ای که ماه از آن طلوع می کند)

01:02:29.316 --> 01:02:33.056
همه ی این اتفاقایی که افتاده بخاطر
ازدواج تو با اون دختره ی بدجنسه

01:02:33.086 --> 01:02:36.486
تو منو به این آدم روستایی احمق تبدیل کردی

01:02:36.486 --> 01:02:38.856
...تمام این مدت داشتم با این مردم کار میکردم

01:02:38.856 --> 01:02:40.826
تا قبیله ی سون نو رو از نو بسازم

01:02:40.826 --> 01:02:42.826
فکر میکنم بتونیم باهم همکاری کنیم

01:02:42.826 --> 01:02:44.796
تو برای من آدم خاصی هستی

01:02:44.796 --> 01:02:46.736
مهارت هام به اندازه ی کافی خوب نیست

01:02:46.736 --> 01:02:49.606
باید از معلمی یاد بگیری که خیلی
بیشتر از من مهارت داشته باشه

01:02:49.606 --> 01:02:53.306
اول باید ذهنت رو از همه چیز پاک کنی
بعدش میتونی مهارت کسب کنی

01:02:53.306 --> 01:02:55.306
لطفا نرو مامان

01:02:56.306 --> 01:02:57.875
فرار کن