﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:12.321 --> 00:13.622
زود باش فرار کن

00:17.281 --> 00:19.052
اگر میخوای این پیرزن رو نجات بدی

00:19.522 --> 00:21.052
در برابر شمشیر من مقاومت نکن

00:25.182 --> 00:26.182
دخترم

00:37.382 --> 00:38.382
دال

00:53.722 --> 00:56.482
(قسمت 12)

01:00.382 --> 01:03.582
خدا رو شکر تیر به نقاط حیاتی نخورده

01:04.291 --> 01:05.481
حالش خوب میشه؟

01:08.052 --> 01:09.722
آره، وقتی زخمش خوب بشه

01:10.522 --> 01:11.922
پس خوب میشه

01:17.291 --> 01:18.291
دال

01:19.621 --> 01:21.851
آروم باش و برو خودت رو تمیز کن

02:50.252 --> 02:51.622
کجا رفته بودی؟

02:53.551 --> 02:54.652
خاکش کردم

02:55.282 --> 02:56.282
چی؟

02:56.551 --> 02:57.851
اگه همونجا ولش میکردم

02:59.782 --> 03:01.521
حیوون های وحشی رو سمت خودش میکشید

03:17.182 --> 03:18.282
فراموشش کن

03:18.821 --> 03:20.421
نمیشد جلوش رو گرفت

03:23.652 --> 03:25.321
تقصیر تو نیست

03:26.481 --> 03:29.081
اونها افرادی بودن که کو وون پیو
برای کشتن ما فرستاده بود

03:30.782 --> 03:32.521
...اگه به خاطر تو نبود، هم مادرت

03:32.652 --> 03:34.152
و هم من توی خطر میوفتادیم

03:37.581 --> 03:39.021
...مثل وقتی که

03:41.921 --> 03:43.222
یه آدمکش بودی حرف میزنی

03:47.951 --> 03:49.021
دال

03:50.481 --> 03:51.782
دال

03:51.851 --> 03:52.851
مادر

03:57.981 --> 04:00.752
مادر، بیدار شدی؟

04:04.421 --> 04:06.182
مادر، حالتون خوبه؟

04:06.182 --> 04:07.351
آب

04:20.521 --> 04:22.552
باید توی خونه میموندی

04:22.752 --> 04:24.382
برای چی وسایلت رو جمع کردی؟

04:25.021 --> 04:27.451
تو الان باید توی یه کوهی مشغول تمرین باشی

04:27.852 --> 04:29.852
اینجا چیکار میکنی؟

04:30.422 --> 04:32.422
صدمه دیدی؟

04:32.951 --> 04:33.992
نه

04:35.221 --> 04:37.052
فقط میخوام که حالت خوب بشه

04:45.321 --> 04:46.451
دال

04:48.081 --> 04:51.581
به خاطر کاری که کرده حس گناه میکنه؟

04:52.382 --> 04:53.382
بله

04:54.492 --> 04:58.781
به خاطر این که بار اول بود به کسی آسیب میزد

05:00.081 --> 05:01.081
دخترم

05:01.752 --> 05:02.752
تو

05:03.721 --> 05:05.521
صدمه دیدی؟

05:06.122 --> 05:07.252
من خوبم

05:07.852 --> 05:09.052
به لطف دال

05:09.922 --> 05:11.151
باشه پس

05:12.081 --> 05:13.451
خیالم راحت شد

05:44.781 --> 05:47.422
...محقق هایی که در خفا مشغول نوشتن درخواست نامه بودن

05:47.422 --> 05:49.382
ضربه ی بدی خوردن

05:51.382 --> 05:53.721
من حتی شنیدم که بعضی هاشون موقع فرار کشته شدن

05:55.821 --> 05:57.321
داری اشتهام رو کور میکنی

05:58.721 --> 06:01.281
این رو از سر نگرانیم میگم

06:01.821 --> 06:04.281
در مورد مراسم بارداری شنیدم

06:05.252 --> 06:08.852
توی همچین شبی میتونین بنوشین؟

06:09.682 --> 06:10.982
تو از کجا فهمیدی؟

06:11.422 --> 06:14.252
چی؟ -
من فقط از یه مراسم بهت گفته بودم -

06:15.221 --> 06:17.221
اما نگفته بودم برای چی

06:21.252 --> 06:22.252
میدونستم

06:23.321 --> 06:25.721
واسطه اش تو بودی

06:26.081 --> 06:28.552
معشوقه سلطنتی هیون به قدری
آرزوی باردار شدن دارن

06:28.821 --> 06:30.882
که حتی پایین رتبه ترین خدمتکارهای قصر هم
ازش خبر دارن

06:31.651 --> 06:33.252
اگر قرار بوده مراسمی باشه

06:33.252 --> 06:34.982
این تنها دلیل برگذاریشه

06:34.982 --> 06:36.352
باز هم قسر در رفتی

06:36.852 --> 06:38.021
همیشه توضیحات کاملی داری

06:38.682 --> 06:40.552
بگذریم، بهت گفته بودم

06:40.552 --> 06:42.382
...امروز برنامه ام اینه که

06:43.081 --> 06:44.382
از تمام چیزهایی که مخفی میکنی سر در بیارم

06:48.081 --> 06:50.021
خب، شروع کنیم؟

06:50.321 --> 06:51.521
چی رو؟

06:51.521 --> 06:53.852
ما به نوبت چیزهایی که میخوایم بدونیم رو میپرسیم

06:54.182 --> 06:55.922
و باید جواب صادقانه بدیم

06:56.482 --> 06:58.382
اگر فکر کردی که جواب دروغه

06:58.622 --> 07:00.021
به عنوان تنبیه، مینوشی

07:00.021 --> 07:02.281
امشب خیلی عجیب شدین

07:03.982 --> 07:05.451
من فقط عجیب نیستم

07:06.052 --> 07:07.521
میتونم سرگرم کننده هم باشم

07:11.781 --> 07:13.321
من اول شروع میکنم

07:13.721 --> 07:14.852
...تو

07:17.581 --> 07:18.752
عاشق منی؟

07:39.081 --> 07:40.081
فرمانده

07:40.581 --> 07:41.581
فرمانده

07:42.151 --> 07:44.081
اگر نمیخوای جواب بدی باید بنوشی

07:44.752 --> 07:45.752
زود باش

07:45.752 --> 07:47.752
من، عاشق شما؟

07:48.352 --> 07:50.651
کی همچین فکری رو توی سرتون انداخته؟

07:50.651 --> 07:52.781
من یه سوال پرسیدم

07:53.622 --> 07:54.721
حالا جواب بده

07:55.352 --> 07:56.552
عاشقمی؟

07:56.651 --> 07:58.252
نه نیستم

08:00.882 --> 08:02.221
حرفت رو باور نمیکنم

08:02.221 --> 08:03.821
اگه به یک حرف راست بگین دروغ

08:03.821 --> 08:05.182
پس دیگه چاره ای ندارم

08:14.482 --> 08:15.482
خوبه

08:17.451 --> 08:18.521
...حالا

08:19.651 --> 08:20.651
نوبت توئه

08:21.352 --> 08:22.951
...این که شما استاد ولیعهد

08:23.752 --> 08:26.252
و فرمانده نگهبانان پادشاه شدین

08:26.622 --> 08:28.451
همه اش به خاطر شاهدخته، مگه نه؟

08:29.951 --> 08:33.151
برای اینکه وقتی برگشت، قلبش رو به دست بیارین

08:34.921 --> 08:36.852
اون با مرد دیگه ای ازدواج کرده

08:37.482 --> 08:39.092
چرا باید منتظرش بمونم؟

08:41.151 --> 08:42.322
دروغه

08:49.592 --> 08:53.222
احتمالا هردومون از نوشیدنی های تنبیهی
حسابی مست بشیم

08:53.822 --> 08:56.722
...واقعا امیدوارم که به این سوالم

08:58.092 --> 09:00.352
جواب صادقانه ای بدی

09:00.921 --> 09:02.452
هرچی که میخواین بپرسین

09:06.521 --> 09:07.651
...از کی

09:10.181 --> 09:11.622
شروع کردی؟

09:16.181 --> 09:17.622
جاسوسی برای شیلا

09:26.722 --> 09:28.882
یا شاید خودت اهل شیلا هستی

09:31.551 --> 09:33.622
و قاچاقی وارد گوگوریو شدی؟

09:41.822 --> 09:44.151
میخوای به جای نوشیدن، سرت رو از دست بدی؟

09:49.752 --> 09:51.452
فرمانده -
بعدا -

09:51.952 --> 09:53.722
کو سانگ چول با جراحات شدیدی برگشته

10:01.252 --> 10:03.092
حواسم بهت هست

10:04.352 --> 10:06.222
فکرش هم نکن که فرار کنی

10:17.222 --> 10:18.222
پدر

10:22.882 --> 10:24.722
چرا خلاف قولتون عمل کردین؟

10:26.952 --> 10:28.551
چه قولی؟ -
...گفته بودم که -

10:28.551 --> 10:30.482
به تمام مسائل مربوط به شاهدخت خودم
رسیدگی میکنم

10:30.482 --> 10:32.281
پس چرا آدم هاتون رو فرستادین؟

10:34.252 --> 10:35.281
...واقعا سعی کردین

10:36.852 --> 10:38.592
به شاهدخت آسیب بزنین؟

10:41.722 --> 10:43.882
یک حرفت اشتباه و یک حرفت درسته

10:44.521 --> 10:47.181
من هیچوقت قولی بهت ندادم، و بله

10:48.982 --> 10:51.382
دستور داده بودم شاهدخت رو بکشن

10:51.592 --> 10:53.281
همینطور پسر اون هیوپ رو

10:55.781 --> 10:58.822
جوانه در حال رشده، و الان بهترین زمان
برای کندنشه

10:58.822 --> 11:01.322
نمیتونین همچین کاری رو بدون اینکه
یک کلمه به من خبر بدین، بکنین

11:02.681 --> 11:04.222
چی؟

11:05.281 --> 11:08.421
مگه بدون اجازه ی من ددرو رو قاچاقی خارج نکردی؟

11:08.622 --> 11:10.921
بهت گفته بودم توی اون جلسه
کیم پیونگ جی رو دستگیر کنی

11:11.551 --> 11:13.051
تو برنامه ام رو خراب کردی

11:14.051 --> 11:15.551
به جای حبس کردنش

11:16.382 --> 11:17.982
باید اون رو طرف خودتون بیارین

11:19.752 --> 11:22.082
در هرحال، جرقه زده شده

11:22.082 --> 11:24.122
حالا فقط باید آتش رو روشن کنیم

11:27.252 --> 11:28.382
چه آتشی؟

11:30.151 --> 11:32.781
علف های هرزی که سرراهمون هستن

11:34.622 --> 11:37.181
آتش همه شون رو از بین میبره

11:42.281 --> 11:43.421
مراقب باشین

11:49.482 --> 11:50.952
...کسی که آتش رو روشن میکنه

11:52.551 --> 11:54.352
بیشتر از همه احتمال داره بسوزه

12:05.421 --> 12:06.421
حتما

12:07.582 --> 12:08.752
یادم میمونه

12:38.681 --> 12:39.681
دال

12:41.722 --> 12:43.752
مردهایی که کشتم

12:47.551 --> 12:49.222
چشمهاشون رو دیدم

12:51.222 --> 12:52.681
فریادهاشون رو شنیدم

12:53.752 --> 12:55.651
هرچقدر بیشتر سعی میکنم فراموش کنم

12:58.252 --> 13:00.722
واضح تر میشه و داره دیوونه ام میکنه

13:05.982 --> 13:07.982
...چقدر دیگه باید

13:08.822 --> 13:10.281
بکشم و زخمی کنم؟

13:13.582 --> 13:15.082
کاری که میخوایم انجام بدیم

13:17.651 --> 13:20.082
واقعا ارزشش رو داره؟

13:27.781 --> 13:29.982
اگر اینقدر عذابت میده، میتونی تمومش کنی

13:31.281 --> 13:33.882
اینقدر عذاب میکشی که کابوس میبینی

13:34.651 --> 13:36.281
نباید خودت رو مجبور به کاری بکنی

13:40.151 --> 13:41.752
به نظرت رقت انگیز نمیام؟

13:42.452 --> 13:44.952
نه این چه حرفیه؟

13:45.281 --> 13:46.582
چیزی که تو دوست نداشته باشی

13:47.452 --> 13:48.582
منم دوست ندارم

13:51.982 --> 13:53.322
چون ما زن و شوهریم

14:18.921 --> 14:20.352
چی گفتی؟

14:21.051 --> 14:22.822
باید قبیله سون نو رو سرکوب کنیم؟

14:23.051 --> 14:26.382
فکر میکنین کی از کسانی که درخواست نامه مینوشتن
حمایت میکرد؟

14:26.852 --> 14:29.181
اونها حتما با بازمانده های قبیله سون نو
در ارتباط بودن

14:30.252 --> 14:33.122
در حال حاضر هم در حال آدم جمع کردن
و ساخت سلاح هستن

14:33.952 --> 14:36.281
اونها یک بار طرح خیانت ریختن

14:36.281 --> 14:38.181
قطعا برای بار دوم تردید نمیکنن

14:40.822 --> 14:42.921
اگر حرف های کوچوگا درست باشه

14:42.921 --> 14:45.551
...باید سریعا -
مزخرفه -

14:46.952 --> 14:49.151
شاهدخت اونجاست. چرا باید
نقشه ی خیانت بریزن؟

14:50.151 --> 14:53.722
میخواین دختر خودم رو تبدیل به خیانتکار کنین؟

14:53.722 --> 14:55.822
احتمالا ایشون رو هم تهدید کردن

14:56.681 --> 14:58.622
...پسر اون هیوپ، ایشون رو نگه داشته

14:58.622 --> 15:00.622
...و به عنوان گروگان ازشون استفاده میکنه، پس

15:01.852 --> 15:03.222
...به ما اجازه بدین تا

15:03.222 --> 15:05.681
خیانتکاران رو از بین ببریم و
شاهدخت رو نجات بدیم

15:05.681 --> 15:06.982
فکرش هم نکن

15:07.521 --> 15:10.822
من سربازانم رو فقط به خاطر
اصرار تو اونجا نمیفرستم

15:11.382 --> 15:13.521
لطفا تجدید نظر کنین

15:13.521 --> 15:16.181
لطفا تجدید نظر کنین -
لطفا تجدید نظر کنین -

15:16.181 --> 15:17.181
نگهبان ها

15:18.252 --> 15:21.122
...از این لحظه به بعد

15:21.352 --> 15:23.651
...هرکسی که حرفی از خیانت یا سرکوبی زد

15:23.982 --> 15:26.181
رو به نام پادشاه گردن بزنین

15:28.482 --> 15:30.021
مطیع امر شما هستم

15:30.352 --> 15:31.921
احترام -
احترام -

15:42.421 --> 15:44.352
ارتش شخصی کو وون پیو؟

15:44.752 --> 15:47.021
به لطف دال، سالم برگشتم

15:47.452 --> 15:49.051
مادر هم در امانن

15:49.452 --> 15:51.151
ترسوها

15:51.482 --> 15:53.281
اگه اونجا بودم همه شون رو میکشتم

15:53.281 --> 15:54.382
آره جون خودت

15:55.122 --> 15:57.582
این بار اول نیست که
کو وون پیو قاتل فرستاده؟

15:57.852 --> 15:59.952
پس موقعیت زیاد خوب نیست

16:00.582 --> 16:02.421
اون قصد جون من رو کرد

16:03.452 --> 16:05.082
الان دیگه متوقف نمیشه

16:07.852 --> 16:09.151
اون میتونه بیاد سراغمون

16:09.281 --> 16:10.822
ما تا پای مرگ میجنگیم

16:10.921 --> 16:13.322
آره رفیق، ما الان تو یه جبهه ایم

16:14.122 --> 16:15.252
نگران نباشین

16:15.521 --> 16:18.151
بچه های ما هم کار کردن با شمشیر رو یاد گرفتن

16:18.352 --> 16:19.452
ساکت

16:23.322 --> 16:25.051
موضوع قبیله ی کرو نیست

16:26.021 --> 16:27.082
...اون ها ممکنه

16:28.222 --> 16:30.021
یک ارتش برای نابودی ما بفرستن

16:30.322 --> 16:31.452
ارتش؟

16:32.681 --> 16:34.752
تا تهمت خیانت بهمون بزنن و همه رو
از دم بکشن

16:57.151 --> 17:00.021
اون ها مارو تبدیل به خیانتکار کردن تا
بتونن از شرمون خلاص بشن

17:00.181 --> 17:04.382
فرمانده، من مراقب قبیله هستم

17:19.122 --> 17:22.151
وقتی پیشنهاد احیای قبیله رو دادین

17:24.292 --> 17:27.481
انتظار همچین خطری رو
سر راهمون داشتم

17:28.552 --> 17:29.552
...و خب

17:30.951 --> 17:34.852
مخفیانه برای افراد پراکنده شده ی
قبیله نامه ای نوشتم تا به ما ملحق بشن

17:39.052 --> 17:40.181
رئیس

17:41.981 --> 17:43.022
شاهدخت

17:44.151 --> 17:46.651
لطفا دانشتون رو به ما قرض بدین

17:49.822 --> 17:53.751
شما دوقلوها باید سرعت تمرین مردان بزرگ رو
افزایش بدین

17:53.751 --> 17:54.751
بله -
بله -

17:54.751 --> 17:55.751
پدر

17:55.981 --> 17:58.721
بله؟ بله، هر امری دارین انجام میدم

17:58.721 --> 18:01.052
باید ورودی رو با دیواره ای از میخ های چوبی ببندیم

18:01.052 --> 18:02.751
پونگ گه برامون چوب جمع میکنه

18:02.751 --> 18:05.022
پدر، شما مسئول ساخت دیواره هستین

18:05.022 --> 18:06.651
نگران نباشین

18:06.651 --> 18:08.082
به مقدار زیادی غذا هم احتیاج داریم

18:08.082 --> 18:10.052
نگران اون نباشین

18:10.052 --> 18:12.352
من توی انبار رو بررسی میکنم و
...هرچیزی که بشه رو دودی میکنم

18:12.352 --> 18:14.522
و گوشت خشک شده درست میکنم

18:14.522 --> 18:15.681
منم کمک میکنم

18:15.681 --> 18:17.221
ممنونم -
دختر خوب -

18:17.451 --> 18:20.352
به آرزوی فرمانده اون مرحوم فکر کنین

18:21.251 --> 18:23.382
لطفا با تمام توان کمکمون کنین

18:23.382 --> 18:24.792
بله رئیس -
بله رئیس -

18:32.052 --> 18:33.082
رئیس

18:33.622 --> 18:35.151
میخوام یه چیزی ازتون بپرسم

18:36.082 --> 18:37.251
در مورد پدر دال

18:38.382 --> 18:39.981
فرمانده اون هیوپ

18:47.822 --> 18:49.251
چقدر دیگه باید بریم؟

18:49.681 --> 18:50.951
تقریبا رسیدیم

18:51.451 --> 18:53.721
حداقل بهم بگو کجا داریم میریم

18:53.721 --> 18:55.481
فقط دنبالم بیا

18:57.322 --> 18:58.921
الان اصلا حال شوخی ندارم

19:00.721 --> 19:03.451
این راه رو یادت نمیاد؟

19:07.852 --> 19:09.052
...گفته بودی

19:09.721 --> 19:12.882
وقتی بچه بودی دنبال پدرت به یک
گور پوشیده شده با سنگ رفتی

19:16.322 --> 19:18.022
...از رئیس در موردش پرسیدم

19:18.292 --> 19:19.921
و از مادر هم یه چیزایی شنیدم

19:20.721 --> 19:22.082
در مورد فرمانده اون

19:22.582 --> 19:23.921
در مورد پدرم چی شنیدی؟

19:24.921 --> 19:27.322
اون نمیخواسته تو هیچوقت شمشیر به دست بگیری

19:28.552 --> 19:32.221
فکر میکنم به خاطر اینکه میدونسته
به این حال میوفتی

19:33.022 --> 19:34.522
در همین مورد کنجکاو بودم

19:36.451 --> 19:38.382
جنازه کی توی اون قبره؟

19:39.221 --> 19:40.451
نمیخوای بدونی؟

20:38.382 --> 20:40.522
نه. نه

20:50.582 --> 20:52.382
گفت تقصیر اون بوده

20:52.622 --> 20:54.251
به خاطر همین حتی قبر رو تزئین نکرده

20:55.382 --> 20:56.382
...اما

20:57.322 --> 20:58.751
...در عمق قلبش

20:59.981 --> 21:01.792
به جاش یه تیکه سنگ روش گذاشت

21:14.822 --> 21:16.382
ما کجاییم، پدر؟

21:17.481 --> 21:18.981
مثل قبر میمونه

21:21.022 --> 21:22.022
بعدا

21:25.322 --> 21:26.582
بعدا بهت میگم

21:27.622 --> 21:30.181
وقتی که آماده شده باشی تا یه جنگجوی واقعی بشی

21:36.651 --> 21:37.651
دال

21:39.981 --> 21:41.022
...من مثل یه احمق

21:43.181 --> 21:45.421
نتونستم از همسرم محافظت کنم

21:47.921 --> 21:48.921
...تو

21:50.681 --> 21:52.322
نباید مثل من عمل کنی

21:53.981 --> 21:55.052
پدر

21:56.822 --> 21:58.582
...دلیل بزرگ محافظت از امپراطوری

21:58.582 --> 22:00.352
....یا توجیه نجات مردم

22:00.622 --> 22:01.721
...اینا همشون

22:03.421 --> 22:04.681
چرت و پرتن

22:12.282 --> 22:14.751
تنها کسی که باید زندگیت رو برای محافظت
...ازش به خطر بندازی

22:17.651 --> 22:19.421
و تنها دلیلی که یه مرد باید شمشیر بدست بگیره

22:22.181 --> 22:23.352
اون زن، تنها دلیل توئه

22:30.022 --> 22:31.421
آماده ای؟

22:34.481 --> 22:35.481
بله

22:39.181 --> 22:40.981
من از عشقم مراقبت میکنم

23:51.221 --> 23:52.322
...بالاخره فهمیدم

23:57.151 --> 23:59.082
که چرا باید بجنگم

24:19.022 --> 24:21.282
دارم هنوز به این فکر میکنم که باهات چی کار کنم

24:22.852 --> 24:24.951
...از اونجایی که یه مراسم خرافی برگزار کردی

24:25.782 --> 24:27.421
باید گردنت زده بشه

24:27.421 --> 24:31.582
اما باید درمورد توانایی من کنجکاو باشین

24:32.852 --> 24:35.282
...اگه من به خوبی ای که مردم میگن هستم

24:35.721 --> 24:38.181
کشتن من بی فایده است مگه نه؟

24:38.681 --> 24:41.352
فکر نکن با حرفای شجاعانت میتونی خودت رو نجات بدی

24:42.251 --> 24:45.721
قبل از اینکه بیام به قصر، یه چیزی دیدم

24:48.282 --> 24:51.282
یه هاله خطرناک شاه رو دربرگرفته

24:52.382 --> 24:56.951
به زودی با بدبختی روبرو میشه

24:56.951 --> 24:57.951
دهنت رو ببند

24:58.382 --> 25:00.151
داری سعی میکنی با حرفای مسخرت زمان بخری؟

25:00.151 --> 25:01.481
...اگه اشتباه میکنم

25:02.981 --> 25:04.481
میتونین گردنم رو بزنین

25:08.721 --> 25:10.981
...اصلا نمیدونم چطوری تونستن

25:10.981 --> 25:12.981
جاسوسی جلسه محرمانمون درباره درخواست نامه رو بکنن

25:13.951 --> 25:16.552
نکنه فرمانده کو ربطی به ماجرا داشته باشه؟

25:18.122 --> 25:19.522
اینطور نیست

25:20.022 --> 25:22.822
...اگه به خاطر اون نبود منم گیر میفتادم و

25:22.822 --> 25:24.451
زندانی میشدم

25:25.122 --> 25:26.522
لطفا به اون مشکوک نباشید

25:27.751 --> 25:28.751
...به هرحال

25:29.921 --> 25:31.852
...کو وون پیو و شورای پنج قبیله

25:31.852 --> 25:33.782
به این راحتی تسلیم نمیشن

25:33.782 --> 25:36.181
...شاید مخفیانه نیرو جمع کنن و

25:36.181 --> 25:38.181
به قبیله سون نو حمله کنن

25:38.852 --> 25:40.552
من نمیذارم

25:41.352 --> 25:42.681
...یه پیغام مخفی به قبیله جولو بفرست

25:42.681 --> 25:44.751
تا بتونن یه ارتش بفرستن

25:45.221 --> 25:46.852
...اگه مرز رو بدن محافظت بذارن

25:46.852 --> 25:48.882
چطوری جلوی تهاجم ژوی شمالی رو بگیریم؟

25:48.882 --> 25:50.852
یا ازدرون فرومیریزیم یا ازبیرون درهم میشکوننمون

25:50.852 --> 25:52.122
هرجفتشون یکین

25:53.151 --> 25:54.352
...من این درگیری بین خودم

25:55.082 --> 25:58.352
و کو وون پیو رو تموم میکنم

26:06.052 --> 26:07.481
به نظر حالت خوب نیست

26:09.421 --> 26:10.782
ترسیدی؟

26:11.022 --> 26:13.052
...اینکه نمیدونم باید از چی بترسم

26:14.721 --> 26:16.681
من رو میترسونه

26:16.822 --> 26:19.022
...پدرخوندت لاف زد

26:20.282 --> 26:22.052
...که دخترخوندش

26:22.052 --> 26:24.282
به شجاعت و باهوشی یه پسره

26:24.852 --> 26:26.352
شما خیلی لطف دارین

26:26.352 --> 26:29.382
به خاطر همین بهت یه ماموریت مهم میدم

26:34.782 --> 26:35.981
...مخفیانه

26:37.382 --> 26:38.822
یه مقدار دارو درست کن

26:39.751 --> 26:41.852
میتونم بدونم کی قراره مصرفش کنه؟

26:42.782 --> 26:43.782
پادشاه

26:45.221 --> 26:46.981
با دارو مسموم میشه

26:48.681 --> 26:52.582
و اون دارو این امپراطوری پوسیده رو نجات میده

26:59.681 --> 27:02.481
...به خاطر مریضی حاد معدش که باعث اسهال و استفراغ میشه

27:02.951 --> 27:04.481
...حتی با وجود سریع عملکردن پزشک سلطنتی

27:04.481 --> 27:06.751
...اون نمیتونه علت بیماریش رو بفهمه. ودر آخر

27:07.122 --> 27:10.681
پادشاه اون شب میمیره

27:12.852 --> 27:14.651
میتونی این کار رو بکنی؟

27:15.921 --> 27:16.921
...اما

27:18.181 --> 27:19.552
...چطوری میتونم

27:19.552 --> 27:22.382
بهم نشون بده با حمایتم چه کار میتونی انجام بدی

27:22.382 --> 27:25.782
یا به خاطر اینکه از نقشه بزرگم خبردار شدی
میمیری

27:27.751 --> 27:28.921
انتخاب کن

27:45.052 --> 27:48.181
به خاطر جبران لطف مردی که
زندگیت رو نجات داد یه جاسوس شدی

27:48.651 --> 27:49.951
...تو اون سن جوونی

27:51.322 --> 27:52.951
...با اون نیت

27:55.582 --> 27:56.981
از مرز رد شدی

27:57.251 --> 27:59.522
...وقتی این سفر رو شروع کردم، ترسش

28:00.151 --> 28:01.582
اوضاع رو جذاب میکرد

28:02.122 --> 28:03.122
چه جذابیتی؟

28:03.552 --> 28:06.481
نقشه کشیدن و گول زدن مردم جذاب بود

28:10.921 --> 28:13.251
درست مثل اینکه شما هم دارین سعی میکنین
...یه راهی پیدا کنین

28:14.282 --> 28:16.951
تا به جای لو دادن من ازم استفاده کنین

28:18.421 --> 28:19.951
...دیدن اینکه خودت اینو فهمیدی

28:21.022 --> 28:22.582
باعث میشه کارم  راحت تر بشه

28:27.552 --> 28:28.921
...مطمئنم میدونی که نقشه شاهدخته

28:28.921 --> 28:30.022
تا قبیله سون نو رو برگردونه

28:31.451 --> 28:34.282
همین طور میدونم که پسر فرمانده اون هیوپ بهش پیوسته

28:35.122 --> 28:36.352
هرچی میدونی بهم بگو

28:37.981 --> 28:40.921
...بهم بگو چرا شاهدخت به مغازت میاد

28:42.352 --> 28:44.822
و تو چرا به اونا کمک میکنی

28:45.421 --> 28:47.822
این یه قول بین من و شاهدخته

28:47.822 --> 28:49.181
پس بهم نمیگی؟

28:51.052 --> 28:54.322
اگه این جوابته، مستقیم میری زندان

28:54.582 --> 28:56.651
...بهم میگین تصمیمش با خودمه

28:56.651 --> 28:58.221
ولی دارین تهدیدم میکنین

28:59.622 --> 29:02.981
البته تعجبی نداره. پسر به پدرش میره

29:02.981 --> 29:04.282
داری میگی من شبیه پدرمم؟

29:06.622 --> 29:08.022
درباره چی حرف میزنی؟

29:08.022 --> 29:09.151
...دیشب

29:10.852 --> 29:12.951
کوچوگا رو دیدم

29:14.421 --> 29:17.352
بهم مخفیانه دستور داد تا یه داروی گیاهی سمی درست کنم

29:18.582 --> 29:20.582
گفت قصدش اینه که بدتش به پادشاه

29:25.382 --> 29:27.852
شما تصمیم میگیرید که من زنده بمونم یا نه

29:29.221 --> 29:31.681
پس لطفا بهم بگید چطور میتونم از این
ماجرا جون سالم به در ببرم

29:34.221 --> 29:36.582
باید داروی گیاهی سمی رو درست کنم؟

29:37.981 --> 29:40.352
یا بذارم پدرتون جونم روبگیره؟

29:57.375 --> 29:59.144
فرمانده محافظان اومده اینجا

29:59.504 --> 30:01.144
عالیجناب خوب هستن؟

30:01.574 --> 30:03.344
من دارم شبانه روز ازشون مراقبت میکنم

30:03.344 --> 30:05.715
بله. باید باشی

30:09.355 --> 30:10.484
پدر

30:18.725 --> 30:19.865
مهم نیست

30:35.844 --> 30:36.975
دال

30:40.445 --> 30:41.615
دال

30:42.914 --> 30:45.725
چطور تونستی بهم نگی داری میری؟

30:45.725 --> 30:48.185
بهت گفتم که میخوام برگردم به کوهستان

30:48.185 --> 30:51.225
نمیدونستم صبح به این زودی میخوای بری

30:51.225 --> 30:53.895
اگه میخواستم بمونم و خداحافظی کنم، مادرم
دوباره شروع میکرد به غر زدن

30:53.994 --> 30:55.264
و میدونم که سرت تو هم شلوغه

30:55.494 --> 30:56.895
یه عالمه کار توی دهکده ریخته روی سرت

30:57.235 --> 30:59.535
با همه اینا چطور میتونی بدون خداحافظی بری؟

31:00.535 --> 31:03.074
معذرت میخوام. لطفا خوب مراقب مادرم باش

31:03.805 --> 31:05.175
من برمیگردم

31:06.074 --> 31:07.175
دال

31:08.774 --> 31:11.214
اگه قلبا دلت نمیخواد، نرو

31:12.445 --> 31:14.244
کلی کار داریم اینجا که باید بکنیم

31:14.244 --> 31:15.585
یادت میاد؟

31:16.585 --> 31:19.184
وقتی به کاخ پیونگ یانگ رفتی
تا خاطراتت رو به یاد بیاری؟

31:20.285 --> 31:21.854
این چیزی بود که گفتم تا جلوت رو بگیرم

31:24.395 --> 31:26.994
هر اتفاقی هم بیفته، باید باهاش رودر رو بشم

31:28.095 --> 31:30.035
در غیر اینصورت پیشرفت نمیکنم

31:52.184 --> 31:53.754
عالیه -
ادامه بده -

31:53.754 --> 31:55.754
اینطوری -
اینطوری -

31:55.754 --> 31:57.455
هی -
عالیه -

31:57.494 --> 32:00.524
من اومدم -
اومدی -

32:34.024 --> 32:37.635
نمیدونم سرنوشتشون چیه

32:39.135 --> 32:40.964
...به این فکر میکنم که واقعا دارم به سمت مرگ

32:41.135 --> 32:43.205
هلشون میدم تا به اهدافم برسم

32:46.944 --> 32:50.015
احساس میکنم انگار اتفاقی که برای دال افتاد تقصیر منه

32:51.915 --> 32:54.485
اون نمیخواست درگیر بازی های بزرگ بشه

32:55.855 --> 32:58.214
اما چون من رو دید، توی مسیر سختی افتاده

32:59.654 --> 33:02.355
نمیتونم کسی رو به خاطر اینجورچیرا سرزنش کنیم

33:02.594 --> 33:05.094
این از روی اعتماد عشق انجام شده

33:07.994 --> 33:11.594
دال کسی نیست که داره درد و رنج میکشه

33:13.165 --> 33:17.504
شما هم باید این سردرگمی رو بذارین کنار

33:20.705 --> 33:21.944
"سردرگمی"

33:23.274 --> 33:26.344
چطوری میتونم از این سردرگمی نجات پیدا کنم؟

33:29.385 --> 33:33.485
دارین جوابی رو ازم میپرسین که خودتون میدونینش

33:43.235 --> 33:44.635
استاد

33:56.874 --> 33:58.045
استاد

34:07.254 --> 34:08.485
کاجین

34:13.564 --> 34:14.994
چی شده اومدی اینجا؟

34:15.194 --> 34:16.795
اومدم بهت درس بدم

34:18.365 --> 34:19.735
و منم یاد میگیرم

34:22.805 --> 34:24.775
منظورت چیه؟

34:32.045 --> 34:34.345
این یه شمشیر واقعیه -
اون دال -

34:35.615 --> 34:37.285
من استادتم

34:49.764 --> 34:51.465
من گولت زدم

34:51.865 --> 34:53.365
...میخواستم ازت استفاده کنم

34:53.365 --> 34:56.105
به خاطر همین قلب و زندگیت رو ازت دزدیم

34:57.035 --> 34:58.175
میدونم

35:05.845 --> 35:09.045
میبینم که خیلی درد میکشی، ولی
هیچ وقت کاری برای تسکینش نکردم

35:09.045 --> 35:10.155
نه

35:11.514 --> 35:12.785
...میدونستم میخوای چی کار کنی ولی بازم تو رو انتخاب کردم

35:12.785 --> 35:13.785
پس تو گولم نزدی

35:13.785 --> 35:17.055
چرا داری این کار رو برای من میکنی؟
چرا؟ من لیاقت عشق تو رو ندارم

35:17.454 --> 35:18.925
یادت رفته؟

35:20.025 --> 35:21.824
تو سرنوشتی هستی که من انتخابش کردم

35:22.165 --> 35:23.235
چرا؟

35:50.254 --> 35:51.454
...میترسم

35:52.764 --> 35:54.525
...که ممکنه تغییرکنیم و

35:55.324 --> 35:57.095
آخرش نابود بشیم

35:57.865 --> 35:59.305
نگران نباش

36:02.204 --> 36:03.905
هیچ وقت عوض نمیشیم

36:10.744 --> 36:11.975
دال

36:21.855 --> 36:23.225
همسر عزیز من

36:27.295 --> 36:28.764
تو مال منی

37:32.454 --> 37:34.865
این سنگ نگهبانیه که از مادرم به یادگار مونده

37:39.365 --> 37:42.634
این سنگ ازت محافظت میکنه

37:44.535 --> 37:46.305
لطفا خوب مراقب شاهدخت باش

37:50.514 --> 37:51.744
چشم

37:52.985 --> 37:54.615
این گردنبند رو یادمه

37:56.184 --> 37:58.384
ملکه مرحوم اون روز بهت دادتش

37:59.624 --> 38:01.725
و حالا این ازت محافظت میکنه

38:02.624 --> 38:04.254
...واین نماد سرنوشت مشترکمون

38:05.655 --> 38:08.225
به عنوان زن و شوهره

39:21.964 --> 39:24.875
هیچ پیشرفتی توی تمرینات هنرهای رزمیت کردی؟

39:25.574 --> 39:27.645
....سر فرمانده کو حسابی با محافظان سلطنتی شلوغه

39:27.974 --> 39:29.875
به خاطر همین دارم تنهایی تمرین میکنم

39:30.714 --> 39:34.245
اگه یه روز رو از دست بدی، ده روز برای جبرانش میخوای

39:34.484 --> 39:36.084
حتما سخت تمرین کن

39:36.084 --> 39:38.255
چشم. اینو یادم میمونه

39:39.055 --> 39:42.954
...راستی به خاطر کوچوگاست که

39:43.594 --> 39:45.255
قصر به شدت تحت حفاظته؟

39:46.094 --> 39:47.765
به تو ربطی نداره

39:47.765 --> 39:52.734
ازتون میخوام با شدت با این موضوع برخورد کنین

39:55.005 --> 39:57.535
حالا بخور -
چشم -

40:04.714 --> 40:05.875
پدر

40:07.245 --> 40:08.344
پدر

40:09.385 --> 40:11.155
پدر

40:11.785 --> 40:14.584
پدر حالتون خوبه؟ پدر

40:14.584 --> 40:17.724
کسی اونجا نیست؟ پدر

40:26.765 --> 40:28.635
چطور جرات میکنی بیای اینجا؟

40:29.265 --> 40:31.074
شنیدم عالیجناب حالشون خوب نیست

40:31.074 --> 40:33.444
یادت رفته که به صورت مشروط آزادی؟

40:33.444 --> 40:35.545
...با این حال -
برگرد به اقامتگاهت -

40:35.545 --> 40:37.745
چرا گریه میکنی؟ بدشانسی میاره

40:49.324 --> 40:50.925
توضیح بده چی شده

40:50.925 --> 40:53.125
...برای مشکل حاد هاضمه دارو خوردن

40:53.125 --> 40:54.895
اما بهتر نشدن

40:54.895 --> 40:56.864
...قلبشون هم خیلی تند میزنه

40:56.864 --> 40:59.734
نمیتونم مشکل رو پیدا کنم

40:59.734 --> 41:01.604
چطور میتونی به عنوان پزشک سلطنتی همچین چیزی بگی؟

41:02.364 --> 41:05.734
ممکنه توی غذاشون سم بوده باشه؟

41:06.875 --> 41:07.905
ولیعهد

41:07.905 --> 41:11.015
تمام غذاشون به دقت بررسی شده ولی
سمی توش پیدا نشده

41:11.275 --> 41:13.444
...استفراغ و اسهال

41:13.444 --> 41:15.114
علائم واضح سوءهاضمه حادن

41:15.114 --> 41:17.584
پس چرا داروهای دیگه رو امتحان نمیکنی؟

41:17.584 --> 41:21.285
دارو باید با دقت زیادی استفاده بشه

41:22.885 --> 41:25.495
پدر -
عالیجناب -

41:25.594 --> 41:28.224
حالتون خوبه  پدر؟

41:28.295 --> 41:31.334
یه هاله خطرناک شاه رو دربرگرفته

41:31.834 --> 41:33.135
...به زودی

41:34.464 --> 41:37.604
با بدبختی روبرو میشه

41:46.984 --> 41:48.844
پیش بینیت درست بود

41:49.415 --> 41:51.614
حال عالیجناب بحرانیه

41:51.785 --> 41:53.385
متاسفم که اینو میشنوم

41:53.484 --> 41:55.255
...اگه انقدر کارت خوبه

41:56.454 --> 41:58.824
میدونی چطوری جلوی بدبختی رو بگیری؟

41:58.854 --> 42:00.824
...برای خودنمایی نیست

42:00.995 --> 42:03.535
ولی چیزایی درباره داروهای گیاهی میدونم

42:04.665 --> 42:06.464
...اگه اجازه بدین

42:06.464 --> 42:09.005
...قبل از اینکه راه حلی ارائه بدم

42:09.434 --> 42:11.005
میخوام عالیجناب رو ببینم

42:32.324 --> 42:33.864
یه پادزهر آماده کن

42:34.094 --> 42:36.125
خودت قفل ها رو درست کردی

42:36.995 --> 42:38.694
مطمئنم خودتم میتونی کلیداشون رو درست کنی

42:39.135 --> 42:41.334
اون یه سم معمولی نبود

42:41.505 --> 42:43.305
...هرکی که ایشون رو مسموم کرده

42:43.305 --> 42:45.305
کاری کرده شبیه مرگ طبیعی به نظر بیاد

42:45.734 --> 42:48.675
نمیتونم تضمین کنم که پادزهر من
موثر باشه

42:48.675 --> 42:49.775
مویونگ

42:54.684 --> 42:56.714
فقط از دستور پدرم پیروی کن و یه پادزهر درست کن

42:57.285 --> 42:59.015
در اون صورته که در امانی

43:02.484 --> 43:06.295
با این حال هنوز هم نمیتونم چیزی به عالیجناب بگم

43:07.864 --> 43:10.035
حتی اگه از من درمورد اینکه
...چه کسی عالیجناب رو مسموم کرده بازجویی کنن

43:11.665 --> 43:13.864
باز هم من نمیتونم بگم که کار پدرم بوده

43:15.464 --> 43:16.675
در این صورت

43:17.474 --> 43:19.775
چطور میخواین از پادزهر استفاده کنین ؟

43:20.675 --> 43:23.344
پزشک سلطنتی حتما ازتون توضیح میخواد

43:27.114 --> 43:29.385
حتی با وجود پادزهر هم باز یه مشکل دارم

43:34.984 --> 43:36.354
....به من

43:38.395 --> 43:39.925
اعتماد دارین؟

43:49.005 --> 43:53.305
بانو هه گفتن که این دارو نجات دهنده ی شماست

44:08.055 --> 44:11.895
تو لایق مرگ راحتی نیستی

44:12.954 --> 44:14.765
...تا وقتی که امپراطوریت سقوط کنه

44:15.525 --> 44:18.594
و بچه هات خون بالا بیارن صبر کن

44:18.594 --> 44:20.064
...همینطور که این بدبختی

44:21.135 --> 44:25.405
به زیبایی هرچه تمام تر پیش چشمت نقش میبنده آخرین نفس هات رو بکش

45:15.525 --> 45:17.555
عالیجناب نجات پیدا کردن

45:18.995 --> 45:21.025
مطمئنی سم درستی رو آماده کرده بودی؟

45:21.895 --> 45:23.094
...من هرگز جرات نمیکنم

45:23.765 --> 45:26.704
از دستورتون سرپیچی کنم

45:28.564 --> 45:31.405
تضمین میکنم که سم تاثیرگذار بود

45:39.074 --> 45:40.484
گم شو

46:28.694 --> 46:29.964
معذرت میخوام

46:47.584 --> 46:49.484
...این فرمان انتقال کنترل ارتش

46:49.644 --> 46:52.814
به شورای پنج قبیله اس

46:53.154 --> 46:55.225
لطفا تاییدش کنید

46:55.725 --> 46:59.394
واسه همین بود که خیلی سریع میخواستین من رو ببینین؟

46:59.394 --> 47:02.324
فعالیت های سرکشانه و یاغی گری ها باید فورا سرکوب بشن

47:02.324 --> 47:05.064
...بهتون التماس میکنم از طرف خانواده ی سلطنتی

47:05.064 --> 47:06.965
این فرمان رو تایید کنید

47:11.475 --> 47:13.604
به محض اینکه ولیعهد فرمان رو تایید کنن

47:14.205 --> 47:16.344
هر دو به هدفمون میرسیم

47:17.674 --> 47:20.285
...با تحت فشار قرار دادن ولیعهد برای تایید فرمان

47:20.914 --> 47:23.114
اول میتونیم شورش رو سرکوب کنیم

47:23.215 --> 47:27.055
بعد وقتی فرصت مناسبی پیش بیاد

47:27.985 --> 47:30.455
ولیعهد رو برای اینکار مسئول میدونیم

47:30.455 --> 47:32.824
...با وجود اینکه عالیجناب هنوز زنده هستن

47:32.824 --> 47:35.894
ولیهعد فرمان سلطنتی صادر میکنن؟

47:37.735 --> 47:40.205
این باعث میشه ایشون رو پسری وظیفه نشناس و بی وفا بدونن

47:40.205 --> 47:42.064
...با اینکار ممکنه بتونه به زندگیش ادامه بده

47:42.664 --> 47:45.235
اما نمیتونه سِمَتش رو به عنوان یه ولیعهد نگه داره

47:47.604 --> 47:48.805
....واسه همین ازت خواستم به اینجا بیای

47:49.705 --> 47:51.715
تا بخت و اقبالش رو بررسی کنی

47:53.344 --> 47:55.015
....شاهزاده گون موی من

47:56.015 --> 47:58.185
به تاج و تخت میرسه؟

48:08.564 --> 48:09.725
...من

48:16.435 --> 48:18.005
نمیتونم اینکارو بکنم

48:20.674 --> 48:21.904
....ولیعهد

48:21.904 --> 48:23.874
...چطور میتونم تصمیمی که

48:24.574 --> 48:27.314
عالیجناب باید بگیرن رو من بگیرم؟

48:27.314 --> 48:29.644
اما این یک مورد اورژانسیه

48:29.644 --> 48:32.685
...علاوه بر این پدرم قبل از اینکه بیمار بشن

48:32.785 --> 48:35.654
در مورد سرنوشت قبیله ی سون نو تصمیمشون رو گرفته بودن

48:37.324 --> 48:38.455
...من به عنوان پسرشون

48:39.094 --> 48:42.265
نمیتونم وصیتشون رو نادیده بگیرم

48:42.424 --> 48:44.634
ولیعهد درسته که شما پسر عالیجناب هستید

48:45.795 --> 48:48.735
اما باید امنیت شاهدخت رو هم در نظر بگیرین

48:48.735 --> 48:51.205
....این که قبیله ی سون نو خواهرم رو تهدید میکنن

48:51.834 --> 48:53.674
صرفا ادعاییه که شما مطرح کردین

48:53.674 --> 48:55.344
چون حقیقت داره

48:55.344 --> 48:59.374
ولی خواهر من کسی نیست که توسط دیگران کنترل بشه

49:00.414 --> 49:01.745
... و من هم

49:03.515 --> 49:05.084
امیدوارم توسط دیگران کنترل نشم

49:05.685 --> 49:07.555
...ولیعهد

49:07.555 --> 49:09.324
ولیعهد-
ولیعهد-

49:13.465 --> 49:15.164
چطور میتونین بخندین؟

49:15.295 --> 49:18.134
واکنش ولیعهد جوان قابل تحسین نیست؟

49:18.364 --> 49:20.205
...اگه نتونیم با همچین توجیحاتی از پسش بربیایم

49:20.364 --> 49:22.005
پس باید از مهارت هامون کمک بگیریم

49:22.035 --> 49:23.404
منظورتون از مهارت هامون چیه؟

49:23.404 --> 49:24.834
....قبیله ی سون نو میتونه توسط

49:24.834 --> 49:27.574
ارتش مخفی قبیله ی کرو سرکوب بشه

49:28.305 --> 49:30.245
نیروی پشتیبانی همین الان باید اونجا باشن

49:32.445 --> 49:36.185
فقط شما باید از طرف شورای پنج قبیله موافقت کنید

49:38.884 --> 49:42.424
ما به دو نفر دیگه برای محافظت از صخره ی روباه نیاز داریم, مگه نه؟

49:42.485 --> 49:44.755
گذرگاه روستا از اینجا به خوبی دیده میشه

49:45.495 --> 49:47.094
تو و سان میتونین برین

49:48.295 --> 49:50.265
چی؟-
این جنگ قبیله ی سون نوئه-

49:50.265 --> 49:52.364
گوکتورک ها , یعنی شماها نیازی نیست تو این جنگ دخالت کنید

49:52.664 --> 49:53.864
هی سا پونگ گه

49:53.864 --> 49:56.235
من فقط نگرانم که نکنه بمیری

49:57.935 --> 50:01.344
منظورم اینه که تو از اون مدل آدمای خودسری

50:01.805 --> 50:04.015
...یعنی منظورم اینه که

50:06.745 --> 50:07.914
دونگ مون

50:14.025 --> 50:15.154
نه جین

50:27.735 --> 50:29.364
این چیه؟

50:31.205 --> 50:32.834
این مال فرمانده اون هیوپ بوده

50:33.205 --> 50:35.775
لطفا ازش سلاح خوبی بسازین-
باشه-

50:36.674 --> 50:39.874
اگه این شمشیریه که دال قراره ازش استفاده کنه
پس ما باید همه ی تلاشمون رو بکنیم

50:39.874 --> 50:41.884
رئییس

50:42.185 --> 50:45.785
اونجا...رئیس

50:47.685 --> 50:49.185
رئیس

50:56.324 --> 50:57.965
به موقع رسیدی

50:59.664 --> 51:02.404
ایشون وو یونگ کسیه که قبلا همراه من به فرمانده اون هیوپ خدمت میکرد

51:02.634 --> 51:04.005
ایشون شاهدخت پیونگ کانگ هستن

51:06.074 --> 51:08.644
ملاقات با شما باعث افتخاره بانوی من

51:09.344 --> 51:11.515
من وو یونگ هستم

51:13.045 --> 51:14.314
لطفا بلند شین

51:19.884 --> 51:21.324
...به نظر میاد

51:21.324 --> 51:23.555
که اون به محض دریافت نامه ی محرمانه ی من
همراه ارتش مخفیش به اینجا اومده

51:25.195 --> 51:28.094
...همراهان قدیمی قبیله هم جمع شدن و

51:28.094 --> 51:29.695
خودشون رو به اینجا رسوندن

51:29.695 --> 51:32.235
....به خاطر کینه ای که سالها تو قلبمون داشتیم

51:32.295 --> 51:34.205
باید توی این مبارزه ی مهم شرکت کنیم

51:34.904 --> 51:36.535
ازتون ممنونیم شاهدخت

51:36.664 --> 51:39.775
حس میکنم هزاران سرباز بهمون ملحق شدن

51:43.745 --> 51:47.285
شاهدخت, شاهدخت

51:49.414 --> 51:52.015
شاهدخت تو دردسر افتادیم

52:07.864 --> 52:09.604
به نظر آشنا میای

52:13.874 --> 52:15.975
اونجا چند نفرین؟

52:16.275 --> 52:17.775
چقدر سلاح به دستتون رسیده؟

52:18.874 --> 52:22.314
ده هزار سرباز و هزار اسب جنگی

52:23.185 --> 52:24.414
شوکه شدی؟

52:29.685 --> 52:31.124
پونگ گه

52:31.955 --> 52:33.795
وحشی بی ارزش

52:34.664 --> 52:38.364
چی؟ حتی ارزش این رو نداری که بهت بگن انسان

52:39.965 --> 52:41.965
تو یه تیکه آشغالی

52:42.265 --> 52:43.535
حالت خوبه؟

52:44.705 --> 52:45.834
لعنتی

52:46.604 --> 52:48.074
...پایین این کوه

52:48.074 --> 52:51.374
هزاران سرباز از قبیله ی کرو مستقر شدن

52:51.515 --> 52:53.884
و این یعنی اونها گروه پشتیبانی هستن

52:54.114 --> 52:56.785
قطعا اونها جاسوسیمون رو کردن و فهمیدن که ما خودمون رو آماده کردیم

52:56.785 --> 52:58.215
و به همین خاطره که حمله رو متوقف کردن

52:59.715 --> 53:03.124
همونطور که گفته بودین باید اطراف روستا حصار میزدیم

53:03.124 --> 53:06.255
تعدادشون انگشت شماره فقط باید از شرشون خلاص شیم

53:06.255 --> 53:08.265
اگه جین صدمه ببینه چی؟

53:11.495 --> 53:12.765
نگران نباش

53:13.535 --> 53:16.164
یه راهی پیدا میکنم تا نجاتش بدم

53:26.275 --> 53:27.515
بانو هه

53:34.824 --> 53:36.485
برو تو اسکله منتظرم باش

53:43.935 --> 53:45.894
داری این وقت شب فرار میکنی؟

53:46.295 --> 53:49.005
اگه مجبور باشم که برم این اجازه رو بهم میدین؟

53:49.935 --> 53:52.074
من همه ی وظایفم رو انجام دادم

53:52.334 --> 53:53.805
هنوز تموم نشدن

53:56.144 --> 53:58.074
نمیخوام رهات کنم

54:00.945 --> 54:03.185
دیگه نمیخوام ازم سواستفاده بشه

54:03.814 --> 54:04.955
...به خصوص توسط مردی که

54:07.525 --> 54:10.525
شخص دیگه ای رو توی  قلبش داره

54:14.864 --> 54:16.725
پس چرا سعی نمیکنی تا به دستش بیاری؟

54:19.394 --> 54:20.705
...من قلبم رو

54:23.265 --> 54:24.935
به روت باز میکنم

54:29.644 --> 54:31.515
فکر کنم هنوز نشنیدین

54:32.245 --> 54:34.584
....فرمانده, دختری که دوستش دارین

54:37.614 --> 54:40.285
تو دردسر بزرگی افتاده

54:49.265 --> 54:50.765
جین حالت خوبه؟

54:51.965 --> 54:53.094
اوهوم

54:55.265 --> 54:57.305
تو چی؟

54:58.475 --> 55:01.404
اون چرت و پرت ها چی بود یکم پیش میگفتی؟

55:01.644 --> 55:05.144
مجبور بودم اون حرف هارو بزنم تا تو و بقیه آسیب نبینید

55:08.844 --> 55:10.045
درسته

55:12.914 --> 55:14.154
تو کی هستی؟

55:16.955 --> 55:20.394
من دختر ارشد پادشاه گوگوریو, شاهدخت پیونگ کانگم

55:23.295 --> 55:24.634
شاهدخت

55:39.644 --> 55:42.215
پدر , پدر

55:45.715 --> 55:49.584
گون, چون این سرنوشت پیچیده ادامه داره

55:51.594 --> 55:53.495
پادشاه هنوز روی تخت فرمانرواییه

55:53.495 --> 55:55.164
...در اصل گوگوریو

55:57.124 --> 55:59.265
متعلق به خانواده ی ماست

56:00.965 --> 56:03.535
دیگه وقتشه که جایگاهمون رو پس بگیریم

56:04.435 --> 56:05.674
...تو

56:06.775 --> 56:08.344
حاضری؟

56:14.084 --> 56:16.384
دارین یه توطئه رو برنامه ریزی میکنین؟

56:20.414 --> 56:21.785
مطیع سازیه

56:23.255 --> 56:24.725
...سواره نظام و سربازهای قبیله ی کرو

56:24.725 --> 56:26.154
قبل از سحرگاه جمع میشن

56:27.725 --> 56:29.725
برو بهشون حمله کن

56:31.035 --> 56:32.134
...بهشون حمله کن

56:32.134 --> 56:34.104
و شاهدختت رو پس بگیر-
پدر-

56:34.104 --> 56:37.374
من این آتیش رو روشن کردم ولی تو باید کنترلش کنی

56:40.604 --> 56:42.844
این کاریه که رئیس بعدی قبیله ی کرو باید انجام بده

56:57.154 --> 56:58.525
...دستورتون رو

57:02.864 --> 57:04.435
اطاعت میکنم

57:05.195 --> 57:07.094
خودت رو تو آتیش نسوزون

57:07.965 --> 57:09.005
چشم پدر

57:20.344 --> 57:22.515
بازشون کنید-
چشم-

57:24.884 --> 57:27.584
همه چیز درست میشه شما باید برگردین روستا

57:27.685 --> 57:28.924
تو چی؟

57:30.995 --> 57:32.824
پونگ گه حالت خوبه؟

57:34.064 --> 57:35.924
ما نمیتونیم بدون تو بریم, چیکار میکنی؟

57:36.725 --> 57:38.235
من بعد از شما میام

57:38.235 --> 57:39.594
انتظار داری حرفت رو باور کنم؟

57:39.594 --> 57:42.634
باور نکن داره دروغ میگه

57:42.634 --> 57:46.104
ممکنه فراموش کرده باشین ولی من یه شاهدختم

57:47.174 --> 57:49.045
من دختر پادشاه گوگوریو ام

57:49.505 --> 57:51.344
به نظرت جرات میکنن بهم آسیب بزنن؟

57:53.414 --> 57:55.515
بازشون کنید-
چشم-

58:02.424 --> 58:03.785
مراقب باش

58:06.455 --> 58:08.195
مراقب دونگ مون باش-
چشم-

58:08.465 --> 58:10.695
چی؟ پس تو چی؟

58:10.795 --> 58:13.094
من باید برم پیش دال-
چی؟-

58:13.864 --> 58:16.104
هی-
من باید برم-

58:16.904 --> 58:20.074
ولی ... پونگ گه

59:09.124 --> 59:10.525
ولیعهد

59:13.525 --> 59:14.765
پدر

59:15.525 --> 59:16.765
پدر

59:49.995 --> 59:51.594
استاد تشریف آوردین؟

59:53.195 --> 59:54.465
دال

59:56.834 --> 01:00:00.205
پونگ گه تو اینجا چیکار میکنی؟

01:00:18.424 --> 01:00:21.664
(ویبالتا: فرمانده ارتش ژو شمالی)

01:00:26.394 --> 01:00:29.604
(مرز گوگوریو)

01:00:29.604 --> 01:00:31.475
وای نه-
چی شده؟-

01:00:31.475 --> 01:00:34.404
ارتش ژو شمالیه-
شیپور هشدار رو بزنید-

01:00:34.404 --> 01:00:36.745
ارتش ژو شمالیه

01:00:36.745 --> 01:00:40.515
ارتش ژو شمالیه-
آماده شین-

01:00:54.695 --> 01:00:56.765
برگرد پیش کوچوگا و بهش بگو

01:00:57.225 --> 01:01:00.805
حتی آخرین فرد از قبیله ی سون نو هم علیه اون مبارزه میکنه

01:01:00.805 --> 01:01:03.104
قبیله ی کرو هم همینطوره

01:01:06.705 --> 01:01:10.874
شاهدخت شما باید تمومش کنید تا این جنگ تموم بشه

01:01:11.174 --> 01:01:13.114
ازم میخوای جنگی که هنوز شروع نشده رو تموم کنم؟

01:01:13.114 --> 01:01:14.985
عالیجناب شرایطشون وخیمه

01:01:15.445 --> 01:01:17.485
ولیعهد هم تنها هستن

01:01:18.084 --> 01:01:20.485
...شما باید با من برگردین

01:01:21.485 --> 01:01:23.424
تا آرامش رو به این سرزمین برگردونیم

01:01:27.295 --> 01:01:28.664
لطفا بلند شین

01:01:32.235 --> 01:01:33.495
شاهدخت

01:01:37.164 --> 01:01:39.104
...واسه ی من از صلح حرف میزنی

01:01:40.275 --> 01:01:41.844
اونوقت با خودت همچین ارتشی رو آوردی؟

01:01:41.844 --> 01:01:43.805
شما باید با من برگردین

01:01:43.805 --> 01:01:46.914
این دستور کوچوگاست مگه نه؟

01:01:46.914 --> 01:01:48.245
اینطور نیست

01:01:49.445 --> 01:01:51.584
شاهدخت ,من به خاطر شما اینجام

01:01:51.914 --> 01:01:53.384
من به خاطر شما و گوگوریو اینجام

01:01:53.384 --> 01:01:55.084
...اگه من باهات بیام

01:01:56.255 --> 01:01:58.624
همه ی کسایی که اینجا میمونن کشته میشن

01:02:00.354 --> 01:02:02.725
واسه همینه که اینجایی

01:02:09.935 --> 01:02:11.305
...فقط کافیه

01:02:12.435 --> 01:02:14.035
منو بکشی

01:02:22.644 --> 01:02:24.555
...همراه من بیاین یا نه

01:02:26.084 --> 01:02:28.055
این خائنین مجازات میشن

01:02:30.455 --> 01:02:32.594
...خواهش میکنم اجازه ندین کسی کشته بشه

01:02:33.854 --> 01:02:35.695
و همراه من بیاین

01:02:39.334 --> 01:02:40.795
کاجین

01:02:50.475 --> 01:02:51.745
کاجین

01:03:18.235 --> 01:03:19.775
هی کو گون

01:03:20.535 --> 01:03:22.844
...آدم های بیگناه رو نکش

01:03:23.475 --> 01:03:25.745
و بیا با من تن به تن مبارزه کن

01:03:25.945 --> 01:03:28.144
میبینم که دلت میخوای بمیری

01:03:28.715 --> 01:03:31.055
دال , تمومش کن

01:03:31.685 --> 01:03:35.225
نمیتونم تمومش کنم, میدونی که نمیتونم

01:03:36.584 --> 01:03:39.525
با کاری که با مادرم کردی سزاوار چیزی بیشتر از مرگی

01:03:44.664 --> 01:03:46.195
شمشیراتون رو بندازین

01:03:48.735 --> 01:03:49.935
هی احمق دهاتی

01:03:52.104 --> 01:03:54.274
میبینم که یه چیزهایی یاد گرفتی

01:03:56.805 --> 01:03:58.815
میدونی کشتن یه آدم با یه شمشیر واقعی چه حسی داره؟

01:04:06.614 --> 01:04:08.254
..حتی یه شمشیر چوبی هم

01:04:09.254 --> 01:04:11.125
واسه آدمای امثال تو زیادیه

01:04:31.844 --> 01:04:33.915
فرمانده کو-
چی شده؟-

01:04:35.085 --> 01:04:36.944
ژو شمالی به مرزمون حمله کرده

01:04:36.945 --> 01:04:48.500
.::   @bollbolljan_com  ::.

01:04:48.701 --> 01:05:02.500
بلبل جان
مرجع دانلود رايگان فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
.::  www.bolboljan.net ::.

01:05:02.605 --> 01:05:03.805
(رودخانه ای که ماه از آن طلوع میکند)

01:05:03.904 --> 01:05:05.745
<i>...قبیله ی سون نو به شمال میره</i>

01:05:05.745 --> 01:05:07.315
<i>و ژو شمالی رو متوقف میکنه</i>

01:05:07.475 --> 01:05:09.685
<i>من فقط به خاطر تو میجنگم</i>

01:05:09.685 --> 01:05:12.455
<i>وقتی پادشاه به من گفتن که من پسرشون هستم</i>

01:05:12.455 --> 01:05:14.524
<i>که من شوهرت هستم</i>

01:05:14.524 --> 01:05:16.324
<i>واقعا خوشحال شدم</i>

01:05:16.324 --> 01:05:19.194
<i>من به خاطر شما یه پیام مخفی روغین به شیلا فرستادم</i>

01:05:19.194 --> 01:05:21.094
<i>یه طالع بین با استعداد وجود داره</i>

01:05:21.094 --> 01:05:23.665
<i>اون اهل سونگ هوادانگ و رئیس چونجوبانگه</i>