﻿WEBVTT

00:02.070 --> 00:14.570
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:15.210 --> 00:17.670
. . پدر

00:17.670 --> 00:20.150
. . نه

00:22.610 --> 00:24.770
. . پدر

00:25.600 --> 00:28.040
. . پدر

00:28.040 --> 00:30.090
اينا همه ـش الکيِ ، مگه نه ، پدر ؟

00:36.750 --> 00:38.870
! پدر

00:39.340 --> 00:41.450
. . پدر

00:41.450 --> 00:43.820
. چشماتُ باز کن ديگه

00:43.820 --> 00:46.230
. بيا بريم خونه

00:47.180 --> 00:50.880
. مادر و " دامي " منتظرمونَن

00:51.550 --> 00:54.930
. زودباش بيا بريم ديگه

01:01.720 --> 01:03.590
. . پدر

01:11.450 --> 01:13.970
. . پدر

01:21.310 --> 01:22.580
. اعليحضرت

01:22.580 --> 01:24.920
چه بلايي سرِ اون بچه مياد ؟

01:25.440 --> 01:29.560
برده و جزئه دارايي هايِ استانِ
. يونگجو " ميشه "

01:40.610 --> 01:42.590
. بايد از اونجا بيارمِش بيرون

01:42.590 --> 01:45.520
اونوقت مگه " گي " دست رو دست ميذاره ؟

01:45.520 --> 01:49.560
از اينکه گذاشتن " يونگسون " زنده بمونه
. مقداري دلنگرانَم

01:50.130 --> 01:53.990
. ممکنه تله باشه

01:53.990 --> 01:56.620
خيلي خطرناکه که خودتون به تنهايي
. انجامِش بديد

01:56.620 --> 02:01.760
اگه اون برده ي دولت شده باشه ، يعني توي قلمرويِ
. قدرتِ وزيرِ دفاعِ ؛ بايد يه راهي براي نجاتِش باشه

02:01.760 --> 02:05.250
. من راهِشُ پيدا ميکنم

02:07.290 --> 02:11.510
دفترچه يادداشت چي شد ؟

02:16.000 --> 02:19.180
تونستيد چيزي درموردش بفهميد ؟

02:19.760 --> 02:23.240
. نه ، فقط يه چيزي درموردش شنيدم

02:33.250 --> 02:35.800
« قسمت دهم »

03:35.860 --> 03:38.400
« سه کمُدِ پايينيِ سمتِ چپ »

03:42.030 --> 03:48.370
پدرم گفته بهتون بگم که دفترچه يادداشتِ وليعهد
جونگهيون"ـو توي جايگاهِ مقدسِ معبدِ بودا"
. مخفي کرده

04:31.990 --> 04:34.280
« " دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون »

04:48.270 --> 04:51.160
« " دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون »

04:57.750 --> 05:00.510
. واقعا وحشت کردم »

05:01.320 --> 05:06.670
. اون خون آشام ، خونِ آدمارو زنده زنده ميخوره

05:07.970 --> 05:10.580
. . يعني ميتونم بکُشمِش و

05:10.580 --> 05:13.880
از چوسان محافظت کنم ؟ . .

05:21.980 --> 05:25.360
، اگه اين دفترچه به دستِ تو افتاده باشه

05:25.360 --> 05:30.520
. به اين معنيِ که من ديگه تو اين دنيا نيستم

05:30.520 --> 05:36.810
. به احتمالِ زياد بدستِ " گي " کُشته شدم

05:38.220 --> 05:40.660
، فکرکردن درموردِ مرگَم

05:40.660 --> 05:45.070
، باعث ميشه بيشتر از اينکه نگرانِ کشور باشم
. دلنگرانِ پسرم بشم

05:45.070 --> 05:47.160
، متاسفم که

05:47.160 --> 05:51.700
. . همچين بارِ سنگينيُ روي دوشِت ميذارم

05:51.700 --> 05:53.500
. اعليحضرت

05:58.200 --> 06:00.290
، و ازت متشکرم که . .

06:01.260 --> 06:04.990
. . تنها دوستِ واقعي و

06:04.990 --> 06:09.310
. « همراهَم در زندگيم بودي . .

06:18.750 --> 06:22.470
« نقشه ي سريِ نابود کردنِ " گي " براي انسان ها »

06:25.990 --> 06:27.320
، " لي بانگهو " ، " جونگ چونسو " »

06:27.320 --> 06:31.450
« . . " چوي يونگيو " ، " جونگ گوم اوک "

06:36.150 --> 06:38.560
، يعني نقشه ي سِري

06:38.560 --> 06:41.060
اين آدما هستن ؟

06:41.060 --> 06:45.160
، تمامِ افرادي که همراهِ دانشجوي شهواني بودن

06:45.160 --> 06:49.380
بي درنگ ، براي محافظت از وليعهد
. دارو رو خوردن

06:49.380 --> 06:53.720
. آدماي زيادي دارن قرباني ميشن

06:53.720 --> 06:57.370
بعد از اينکه داستانِ " گي " رو
، از پادشاهِ سابق شنيدم

06:57.370 --> 06:59.210
پيشِ خودم قسم خوردم که
، اونو از بين ببرم و

06:59.210 --> 07:03.530
. از مردم و کشور محافظت کنم

07:03.530 --> 07:08.360
اما ، تا الان که به اين سن رسيدم ، هنوز حتي
، نتونستم هيچ تلاشي براي از بين بردنِش کنم

07:08.360 --> 07:12.060
. و فقط شاهدِ از دست رفتنِ زندگيِ مردم بودم

07:12.060 --> 07:16.000
بگو ببينم ، اصلا هيچ اميدي برامون مونده ؟

07:16.000 --> 07:18.850
. اون آدمو داريم

07:19.830 --> 07:22.370
همون کسي که معشوقه ي سلطنتيُ
. زنده کرده بود

07:22.370 --> 07:25.540
. اونَم يه خون آشامِه

07:26.480 --> 07:29.030
، واقعا فکرميکنم که

07:29.030 --> 07:33.380
. اون آدم مخفيانه داره کمکِمون ميکنه

07:34.390 --> 07:36.730
، حالا وقتشِه که

07:36.730 --> 07:39.990
. ديگه به اين قضيه پايان بديم

07:43.560 --> 07:48.250
درموردِ اتفاقاتِ بي معنايِ اخيرِ مربوط به
، دانشجوي شهواني

07:48.250 --> 07:50.760
، به لطفِ نخست وزير و وليعهد

07:50.760 --> 07:54.660
و خدماتِ بي انتها و ارزشمندي که
، به دولت و مردم ارائه ميدن

07:54.660 --> 07:58.790
. بايد بگم که تمامِ شورشي ها همگي دستگير شدن

07:58.790 --> 08:01.870
، از اون کتابفروشِ پَست که شايعه هارو

08:01.870 --> 08:04.290
، در بازار پخش کرده بود گرفته تا

08:04.290 --> 08:08.650
. ساختنِ عضوي دروغين در حکومتِ سلطنتي

08:08.650 --> 08:10.900
، حالا تنها کاري که مونده

08:10.900 --> 08:14.620
مجازاتِ اين شورِشي ها ، با توجه به
. رفتارهايي که مرتکبت شدن هست

08:14.620 --> 08:19.310
خودِ من به شخصِه فکرميکنم که
. بايد از اين شهر تبعيد بشن

08:19.310 --> 08:22.180
وليعهد ، شما نظرِت چيه ؟

08:22.180 --> 08:27.111
بنظرِ من صحبت هاي شما هزاران و
. ده ها هزاربار کاملا درسته

08:27.111 --> 08:30.470
. بنظرِ ما هم صحبتِ شما درسته

08:30.470 --> 08:34.420
شک ندارم که وليعهد ، خودِ دانشجوي شهوانيِ ؛

08:34.420 --> 08:37.020
. . اگه يه فرصتِ ديگه بهم بديد

08:37.020 --> 08:39.050
. تمومِش کن

08:39.050 --> 08:41.180
! کافيه

08:41.870 --> 08:45.390
دانشجوي شهواني ـيي که جلومون مُرد ، ميگفت که
. دفترچه رو داده دستِ يکي ديگه

08:45.390 --> 08:47.660
، حالا اگه اون آدم " کيم سونگيول " باشه

08:47.660 --> 08:49.860
فکرميکني چه اتفاقي ميفته ؟

08:49.860 --> 08:53.800
يعني شما حرفاي اون کتابفروشِ پيرُ باور کرديد ؟

08:53.800 --> 08:56.840
. امکان نداره اون دانشجوي شهواني باشه

08:56.840 --> 09:02.860
اينا همه ـش حقه يِ پادشاه براي محافظت
. از وليعهدِ

09:03.800 --> 09:06.430
اگه حقه و کلَک نباشه چي ؟

09:13.250 --> 09:14.910
با من کار داشتيد ؟

09:14.910 --> 09:17.790
. نخست وزير ، ميتوني بري

09:17.790 --> 09:21.111
. بايد درموردِ چيزي باهاش صحبت کنم

09:40.310 --> 09:43.810
فکري داري که بتوني
کيم سونگيول"ـو زودتر بکِشوني اينجا ؟"

09:43.810 --> 09:46.700
هيچ فکري نداري ؟

09:47.210 --> 09:52.270
نه ، با توجه به اين مقدار اطلاعاتِ محدودي که
. در دست دارم

09:52.270 --> 09:55.350
. رفته خاطرخواهِ يه انسان شده

09:55.890 --> 09:59.100
باورم نميشه دست به همچين کارِ
. مسخره اي زده باشه

10:01.040 --> 10:04.130
حواسِت به دخترِ اون پيرمردِ کتابفروش باشه ؛

10:04.130 --> 10:06.160
، هرجا که اون دختر باشه

10:07.030 --> 10:08.990
. حتما " کيم سونگيول " هم پيداش ميشه

10:09.010 --> 10:11.980
. هرطور که شما امر کنيد

10:28.350 --> 10:30.120
. عجب آدماي خوش شانسي

10:30.160 --> 10:33.600
. خانواده يِ آدماي خائن حتي ميتونن زنده هم بمونن

10:33.620 --> 10:37.890
، اگه براي زنده موندن حتي بخوايد علفَم بخوريد
. بايد تا ميتونيد جون بکَنيد

10:38.880 --> 10:43.090
، چه اين آدما خودِ نقشه ي سِري باشن و

10:43.111 --> 10:45.990
، چه ارتباطي بهش داشته باشن

10:47.580 --> 10:50.000
، " اينو ميدونم که وليعهد " سادونگ

10:50.000 --> 10:52.040
حتما با دنبال کردنِ اينا بوده که
. تونسته به نقشه ي سِري دست پيدا کنه

10:52.090 --> 10:54.800
اگه نقشه ي سريِ نابود کردنِ
، گي " ، يه انسان باشه "

10:55.340 --> 10:58.400
معنيش اينه که اونا قوي تر از " گي " هستن ؟

10:59.940 --> 11:02.200
. اينو هم نميدونم چي بگم

11:03.780 --> 11:08.540
، " لي هيويون " ، " چوي يونگيو " ، " جونگ گوم اوک "

11:09.310 --> 11:12.530
هرکدوم فاميلي و سطحِ زندگيِ متفاوتي
. از هم دارن

11:12.560 --> 11:16.670
برو کسي که مسئولِ ثبت هاي خانوادگيِ
. صد و بيست سال پيش بوده رو پيدا کن

11:16.670 --> 11:18.430
، اگه بتونيم درموردِ زندگي هاشون چيزي بفهميم

11:18.430 --> 11:20.720
اونوقت ميتونيم بفهميم که
. اينا چطور بهم مرتبط هستن

11:20.720 --> 11:22.290
. چشم ، سرورم

11:23.040 --> 11:25.820
وليعهد در چه حالِه ؟

11:25.820 --> 11:28.360
، طبقِ گفته هاي وزيرِ دفاع ، وليعهد

11:28.380 --> 11:30.450
. از زمين تا آسمون فرق کرده

11:30.490 --> 11:33.390
حزبِ نورون هارو گرفته و مقام هاي
. رسمیِ حزبِ سورونُ داره اخراج ميکنه

11:33.390 --> 11:36.850
حتي محقق " نو هاکيونگ " که براش
، پاپوش درست کرده بودن و آزاد شده بود هم

11:37.780 --> 11:41.380
. توسطِ خودِ شخصِ وليعهد اخراج شده

11:46.790 --> 11:50.570
برنامه ي کاريِ امروزِ وليعهد چيه ؟

11:51.560 --> 11:54.050
همينطور که ديدارِ ايشون از زمينِ تمرين
، درحالِ پايان هست

11:54.100 --> 11:56.820
به منظور کامل کردنِ گزارشِشون ، بايد سري هم
. به شش بخشِ اداره ي عدالتِ کشور بزنن

11:56.820 --> 11:58.670
خودم بي سر و صدا
يه نگاهي به اطراف ميندازم ؛

11:58.690 --> 12:02.060
بهشون بگيد که لازم نيست
. چيزاي غيرضروري رو برام ترتيب بدن

12:02.080 --> 12:03.940
. چشم ، اعليحضرت

12:03.990 --> 12:07.190
. گي " حواسِش بهت هست "

12:07.220 --> 12:11.390
بايد کاري کني که همه باور کنن
. وليعهد آدمِ ديگه اي شده

12:11.420 --> 12:15.410
، با هزار سختي فهميدم که

12:15.460 --> 12:17.870
چطور کارهاي بي تاثيرِ من ، ميتونه
نابودي رو براي مردم رقم بزنه ؛

12:18.370 --> 12:21.670
، تا زماني که بتونم کاملا قدرتمند باشم

12:21.670 --> 12:23.800
. صبر ميکنم

12:34.150 --> 12:36.020
چيه ؟

12:36.040 --> 12:39.800
ميخواستم بابتِ يه چيزي مطمئن بشم و
، براي همين منتظرِتون بودم

12:40.180 --> 12:42.340
، شما واقعا

12:42.380 --> 12:45.500
، درخواستي بابتِ تبعيدِ مقام هاي حزبِ سورون و

12:45.520 --> 12:48.190
استادهاي سونگ کيونوان ، براي پادشاه فرستاديد ؟

12:48.190 --> 12:51.050
، چرا بايد چنين چيزي رو

12:51.050 --> 12:53.780
براي يه مقامِ سابق توضيح بدم ؟

12:58.780 --> 13:03.930
اون دانشجوي شهواني که
. بهش خدمت ميکردي . . ديگه مُرده

13:03.970 --> 13:07.800
بخاطرِ گذشته اي که باهم داشتيم ، اين يه بارُ
. ازت چشم پوشي ميکنم

13:07.800 --> 13:12.930
ديگه هرگز دست به چنين کارِ عجولانه و
. گُستاخانه اي نزن

13:14.630 --> 13:19.240
نگاهِتون فقط به آينده باشه و مسيري که
. در پيش گرفتيدُ اينطور ادامه بديد

13:20.150 --> 13:23.840
، همه ميگن که وليعهد يه آدمِ ديگه اي شده

13:23.840 --> 13:28.440
. اما ، من حرفاشونو باور نميکنم

13:29.360 --> 13:32.130
، درموردِ اينکه اينطوري من پس ميزنيد و

13:32.150 --> 13:35.210
، اجازه ميديد " يانگسون " برده بمونه

13:35.260 --> 13:38.160
. مطمئنم که يه دليلي براي اينکارا داريد

13:39.540 --> 13:43.810
، هميشه توي همون جاي هميشگي

13:43.860 --> 13:46.410
. منتظرِ اعليحضرت ميمونم

13:48.090 --> 13:52.640
، تا زماني که دوباره همديگه رو ببينيم
. قوي بمونيد

14:40.600 --> 14:43.550
. زودباش تميزِش کن

14:45.230 --> 14:46.540
. نيازي نيست

15:40.560 --> 15:42.720
متاسف هستيد ؟

15:45.490 --> 15:47.080
. آره

15:48.660 --> 15:53.310
. ميتونيد صدها و هزاران بار متاسف باشيد

15:56.840 --> 15:58.250
. . هيونگ

16:02.610 --> 16:04.300
، شما

16:06.160 --> 16:09.220
گناهي در حقَم کرديد که هرگز نميشه
. اونو فراموش کرد

16:15.940 --> 16:18.800
، با اين قلبِ تاسف بارِتون

16:20.120 --> 16:22.910
. اين کشور و مردمِشُ نجات بديد

16:25.280 --> 16:28.460
. چون ، اين کاريِ که دانشجوي شهواني ميکنه

16:31.660 --> 16:33.650
. . و هرگز

16:34.350 --> 16:36.970
. ديگه جلوي من پيداتون نشه . .

16:38.330 --> 16:40.930
. نميخوام شمارو ببينم

16:47.910 --> 16:52.180
. . باشه ، همينکارو ميکنم ؛ ديگه هرگز

16:52.220 --> 16:54.800
. جلوي روت پيدام نميشه . .

16:55.810 --> 16:59.690
براي يه لحظه از خود بيخود شدم ؛

17:02.690 --> 17:07.950
، اما ، خوشبختانه حالا که آدماي شرور مجازات شدن

17:10.070 --> 17:12.620
، ديگه بايد بفهمي که تو چه جايگاهي هستي و

17:13.300 --> 17:15.970
. مراقبِ خودت باشي

17:30.900 --> 17:34.850
تاحالا همچين دخترِ ديوونه اي ديده بوديد ؟
. ببين نمکِ با ارزشُ چکار کرد

17:34.900 --> 17:37.750
چه غلطي ميکني ؟
. دِ بجنب جمعِش کن

17:52.260 --> 17:56.090
، کيم سونگيول " دور و برِ اون دختر نيست "

17:56.090 --> 17:58.111
. اما ، وليعهد هست

18:00.950 --> 18:03.850
بنظرت اين دختر کارِش حرف نداره ؟

18:12.280 --> 18:16.650
شنيدم که اين ، زمينِ بسيار حاضلخيزي
. تويِ " پيونگيانگ " هست

18:17.920 --> 18:21.720
حالا هر برده اي هم که نيست ، شماها
. دخترِ دانشجوي شهوانيُ ميخوايد

18:21.720 --> 18:25.250
. خودتونَم خوب ميدونيد که کارِ آسوني نيست

18:26.500 --> 18:30.170
. اين محبتِتونو هرگز فراموش نميکنم

18:30.190 --> 18:33.580
. فورا سندِ اون برده رو براتون ميفرستم

18:33.600 --> 18:36.970
. تو وقتِ مناسبِش ، بريد سراغِش

18:42.470 --> 18:48.030
شنيده بودم که هرازگاهي
، با جنابِ نخست وزير مينوشيد

18:48.030 --> 18:50.930
، ميخواستم اداي احترامي کرده باشم

18:50.930 --> 18:53.730
. اما ، مثل اينکه تشريف نميارن

18:55.540 --> 18:57.020
. حتي حرفشَم نزن

18:57.050 --> 19:00.530
نخست وزير و دخترِش رابطه ي چندان
. عادي ـيي باهم ندارن

19:00.550 --> 19:04.710
. نخست وزير اصلا وقتِ آزاد ندارن

19:07.310 --> 19:09.520
. . منظورتون از غير عادي

19:09.540 --> 19:14.300
تو اين دنيا ، هيچ رابطه اي نيست که بهتر از
. رابطه ي پدر و دختري باشه

19:14.300 --> 19:18.660
اون زمان که تازه يکي از مقاماتِ سطحِ پايين
، شده بود ، توي استانِ کوچيکي زندگي ميکرد

19:18.690 --> 19:21.260
اما ، بعدش تو مدت زمانِ اندکي ، به مقامِ
. نخست وزيري ارتقا پيدا کرد

19:21.260 --> 19:23.400
. شايعه هاي زيادي درموردش ميگفتن

19:23.420 --> 19:25.560
، ميگفتن خانوادَش درحالِ نابودي بودن که

19:25.580 --> 19:28.160
، اون براي پيشرفتِ خانوادَش

19:28.210 --> 19:30.710
، تنها دخترِشُ

19:30.710 --> 19:33.950
. به شخصِ خيلي مهمي ميده

19:33.950 --> 19:37.940
يه شايعه ي ديگه هم هست که ميگه
. بيماريِ زنِش ، بخاطرِ همين قضيه بوده

19:54.690 --> 19:57.240
رئيسِ بزرگ چي ميگفت ؟

19:58.150 --> 20:02.210
تو که حتي پدرِ خودتُ هم نميشناسي ، چطور
اسمِ خودتُ گذاشتي " بانو " ؟

20:04.700 --> 20:06.860
. حتي فکرشَم نکن

20:07.790 --> 20:12.830
. خودم وليعهدُ به زودي برکنار ميکنم

20:14.390 --> 20:16.040
منظورتون چيه ؟

20:16.040 --> 20:17.790
چيه ؟

20:17.790 --> 20:20.760
اينارو تونستي بشنوي ؟

20:20.760 --> 20:23.150
پرسيدم منظورتون چيه ؟

20:23.150 --> 20:29.020
وليعهد ، همون دانشجوي شهواني هست که
. ميخواد " گي " رو نابود کنه

20:29.020 --> 20:30.780
. کاملا مطمئنم

20:30.780 --> 20:39.210
به زودي مدرکِشُ به رئيسِ بزرگ نشون ميدم و
. کاري ميکنم وليعهد جلوم به زانو بيفته

20:43.100 --> 20:44.600
. حتي حرفشَم نزن

20:44.600 --> 20:49.950
هيچ رابطه اي تو اين دنيا نيست که بهتر از
، رابطه ي دختر و پدري باشه ؛ ميگن که اون تنها دخترِشُ

20:49.950 --> 20:54.090
. به يکي از مقام هاي خيلي خيلي مهم داده

20:54.090 --> 20:58.390
يه شايعه ي ديگه هم ميگه که
. بيماريِ زنِش بخاطرِ همين قضيه بوده

21:18.430 --> 21:24.490
آخرين بار که به دفترِ دولت رفته بودم ؛
. دخترِ دانشجوي شهوانيُ ديدم

21:28.260 --> 21:30.420
با چشماي خودت ديديش ؟

21:30.420 --> 21:32.310
. بله

21:32.310 --> 21:35.770
بنظر ميرسيد هم از لحاظِ روحي و
. هم جسمي ، خيلي ضعيفِ

21:35.770 --> 21:39.340
. . و -
چي ؟ جونِش در خطرِ ؟ -

21:39.340 --> 21:43.130
. و شخصِ جالبي هم به ديدنِش رفته بود

21:43.130 --> 21:44.330
منظورت کيه ؟

21:44.330 --> 21:48.590
. بنظر ميرسيد خوب به اون دختر علاقمندِ

21:52.060 --> 21:54.800
. وليعهد بود

21:55.710 --> 22:02.050
نميدونم وليعهد چه رابطه اي ميتونه با يه
، دخترِ برده داشته باشه

22:02.050 --> 22:05.370
. اما ، صحبتِ طولاني ـيي باهم داشتن

22:18.000 --> 22:20.330
بايد جبرانِ اون همه نمکي که
. هدر داديُ بکني

22:20.330 --> 22:24.890
. تا فردا نشده ، بايد تمامِ اينارو ببري انباري

22:24.890 --> 22:30.910
فردا که برگشتم ، اگه ببينم يه دونه از اينا
. اينجا مونده باشه ، براي سه روز بهت غذا نميدم

23:30.540 --> 23:36.111
پدر ، بايد اينارو تحمل کنم . . مگه نه ؟
بايد زنده بمونم ، آره ؟

23:36.111 --> 23:43.320
زنده بمونم ، بايد زنده بمونم . . بايد زنده بمونم و
. از مادر و " دامي " محافظت کنم

23:43.320 --> 23:47.540
. مسئوليت هاي پدر به گردنِ منه

23:57.710 --> 24:00.550
هِي ، دخترجون . . خوبي ؟

24:03.670 --> 24:04.950
خوبي ؟

24:04.950 --> 24:07.520
حالا چکار کنيم ؟

24:18.020 --> 24:23.320
خودتون اينجا تنهايي چکار ميکنيد ؟

24:23.320 --> 24:25.920
، يه عالمه گُل وحشي اينجا کاشته بودم که

24:25.920 --> 24:30.480
. " بدمِشون به " هيريونگ

24:30.480 --> 24:34.460
. يکي تمامِشونو از جا کنده

24:34.460 --> 24:38.020
. . قبلا ديده بودمِشون ، انگار

24:38.020 --> 24:41.360
. يکي اينارو از جا درآورده

24:44.050 --> 24:50.330
ميخواستم وقتي " هيريونگ " مياد ، گُل هارو
. نشونِش بدم

24:51.320 --> 24:57.140
. اگه ميديدِشون ، خيلي خوشحال ميشد

24:58.020 --> 25:01.820
. ببرِشون داخل

25:01.820 --> 25:04.410
. چشم ، خانم

25:05.230 --> 25:07.900
. بريم

25:07.900 --> 25:10.050
. بريم

25:14.760 --> 25:17.490
هيريونگ " کجاست ؟ "

25:17.490 --> 25:20.460
دخترم "هيريونگ"ـو نديدي ؟

25:21.490 --> 25:35.460
.:: @bollbolljan_com ::.

25:40.700 --> 25:43.790
. ده ها نفر هستن که اسمِشون "جونگ چونسو"ـئه

25:43.790 --> 25:48.790
و اگه بخوايد دنبالِ اسمِ بقيه ي اين افراد هم
. بگرديد ، چندين نفرُ به اسمِشون پيدا ميکنيد

25:51.330 --> 25:53.440
. يه چيزي عجيبه

25:53.440 --> 25:59.370
امکان نداره که وليعهد همچين سرنخِ
. مبهمي رو به جا گذاشته باشه

26:39.300 --> 26:43.720
نکنه اين نقشه يِ سريِ ؟

26:43.720 --> 26:50.450
از طرفِ مادري ، درخورِ زندگيِ سلطنتي و
گي"ـه خون آشام ؟"

26:50.450 --> 26:53.750
فکرميکنيد معنيِ اينا چيه ؟

26:53.750 --> 27:00.210
. يه آدم بوده که " گي " رو احضار کرده -
. بدونِ کمکِ يه انسان هم نميشه انداختِش بيرون -

27:00.210 --> 27:03.590
درموردِ پادشاهي که چون تشنه ي قدرت و
، تاج و تخت بود ، خودشُ تسليمِ " گي " کرده بود

27:03.590 --> 27:07.560
. هيچ کمکي براش از دستَم برنميومد

27:10.240 --> 27:16.560
، من خون آشامِ نگهبانيَم که هدف از وجودَم
. از بين بردنِ خون آشام هاييِ که قوانينُ زيرپا ميذارن

27:17.300 --> 27:18.980
باهام چکار کردي ؟

27:18.980 --> 27:21.390
، قدرت هاي منو بگير و

27:21.390 --> 27:26.420
تنها خون آشامي بشو که ميتونه
. کاملا " گي " رو نابود کنه

27:26.420 --> 27:28.650
. . افرادِ درخورِ سلطنت

27:31.780 --> 27:36.900
من و وليعهد ، يکي از تيکه هاي نقشه يِ سريِ
. نابود کردنِ " گي " هستيم

27:49.940 --> 27:52.690
ميخواي يکي از اعضاي خانواده يِ
اون خائنُ ببري ؟

27:52.690 --> 27:58.370
مگه نامه ي وزير دفاع و اسنادِ اون برده رو
نميبينيد ؟

27:58.370 --> 28:03.630
و " جو " . . " جو " کجاس ؟

28:03.630 --> 28:06.660
. انگار پولِتُ به فنا دادي

28:06.660 --> 28:10.210
آخه دختري که نيمه مُرده ـس ، به چه دردِ
من ميخوره ؟

28:10.210 --> 28:12.820
يعني چي ؟

28:15.360 --> 28:16.080
. بيا

28:21.670 --> 28:24.080
. به خودت بيا

28:24.080 --> 28:26.600
صِدامو ميشنوي ؟

28:28.360 --> 28:32.250
. منو ببين . . يه کم ديگه تحمل کن

28:37.140 --> 28:40.150
منظور از " طرفِ مادري " چيه ؟

28:40.150 --> 28:44.740
اينکه شايد از طرفِ مادري بهم يه ارتباطي دارن ؟

28:44.740 --> 28:48.240
اگه اينطور باشه ، ممکنه اسم خانوادگي و
. سطحِ زندگيِ متفاوتي داشته باشن

28:48.240 --> 28:56.040
اگه بفهميم منظور ، مادرِ چه کسيِ ، اونوقت
. سرنخي براي نابود کردنِ " گي " پيدا کرديم

28:58.340 --> 29:03.010
. اول ، بايد به ديدنِ وليعهد برم

29:03.010 --> 29:05.400
! سرورم

29:05.400 --> 29:08.140
! سرورم

29:08.140 --> 29:09.130
چي شده ؟

29:09.130 --> 29:12.900
. فکرنکنم فايده اي داشته باشه ببريمِش پيش دکتر

29:12.900 --> 29:14.980
. به زور زنده ـس ، سرورم

29:14.980 --> 29:17.170
. بذارِش زمين

29:22.540 --> 29:25.530
. وانِ حمام و آبِ گرمُ آماده کن

29:33.350 --> 29:35.190
. نرو

29:35.190 --> 29:37.810
. خودتُ قاطي نکن

31:27.880 --> 31:31.080
. من . . از تو ميترسم

31:33.480 --> 31:36.540
، من که حتي خونِ کسي که عاشقِش بودمُ خوردم

31:36.540 --> 31:40.870
، من که انسان نيستم ؛ ميترسم که با کنارِ تو بودن

31:40.870 --> 31:44.370
، نگاهِت کردن و بهت دست زدن

31:44.990 --> 31:47.820
. کم کم بخوام که مثلِ يه انسان زندگي کنم

32:04.030 --> 32:09.130
. ده سال پيش ، "يانگسون"ـو نجات داده بوديد

32:56.390 --> 32:58.170
. مادر

33:31.880 --> 33:34.200
داري چکار ميکني ؟

33:38.990 --> 33:41.490
پرسيدم داري چکار ميکني ؟

33:41.490 --> 33:44.200
براي دانشجوي شهواني که مدت چندان
، زيادي نيست که از دنيا رفته و

33:44.200 --> 33:48.250
همراهانِشون ، دعا ميکردم که در بهشت
. روحِشون در آرامش باشه

33:53.310 --> 33:56.760
براي زندگيِ بعد از مرگِ مجرم ها
دعا ميکني ؟

33:58.330 --> 34:03.820
اصلا ميدوني اينکاري که ميکني
چقدر خطرناکِه ؟

34:04.440 --> 34:07.540
يعني دعا کردن براي آرامشِ کسايي که
، با پشيموني و عذاب از اين دنيا رفتن و

34:07.540 --> 34:10.370
و دعا براي در سلامت بودنِ
خانواده هاشون که زنده هستن ؛

34:10.370 --> 34:12.150
کارِ اشتباهيِ ؟

34:12.150 --> 34:14.960
چرا اينکارو ميکني ؟

34:14.960 --> 34:17.530
. من ازش خواستم

34:26.750 --> 34:28.500
، خواستي کمکي به من کرده باشي و

34:28.500 --> 34:31.410
. اونوقت اينطور موردِ سرزنش قرار گرفتي

34:31.410 --> 34:32.690
. متاسفم

34:32.690 --> 34:34.650
. اين چه حرفيه

34:42.210 --> 34:45.710
. به يادِ وليعهد " سادونگ " افتاده بودم

34:46.630 --> 34:51.240
. شنيدم که اين افراد ، دنباله رويِ وليعهد بودن

34:51.240 --> 34:55.760
ميدونيد پدر چه آرزوهايي در سر داشتن ؟

34:58.850 --> 35:02.730
شما خودتون از قبل ميدونيد ؟

35:04.190 --> 35:06.440
. آره

35:06.890 --> 35:09.810
. . منم ميخواستم آرزوهاشونو به حقيقت

35:09.810 --> 35:11.610
. صبر کنيد

35:12.640 --> 35:17.530
وليعهد . . شما دانشجوي شهواني هستي ؟

35:20.760 --> 35:23.520
. خواهش ميکنم بگو که نيستي

35:23.520 --> 35:25.540
. بگو که نيستي

35:26.670 --> 35:28.970
. . ميشه

35:28.970 --> 35:33.940
فقط يه شبُ با خيالِ راحت پيشِ شما باشم ، مادر ؟

35:37.470 --> 35:41.550
. خيلي وقته که نتونستم پلک رو هم بذارم

35:44.610 --> 35:48.820
. ميخوام بخوابم . . خواهش ميکنم

35:59.080 --> 36:01.870
. وليعهد ، دانشجوي شهوانيِ

36:08.420 --> 36:10.920
چرا اينقدر به معبد ميريد ؟

36:10.920 --> 36:16.570
اگه توي مراسم انتخابِ زنِ وليعهد شمارو ببينن ؛
. فکرميکنن که از قصد بهشون نزديک شديد

36:18.960 --> 36:25.250
مگه بهت اجازه ي سوال پرسيدن دادم ؟

36:26.380 --> 36:28.330
. ببخشيد ، بانوي من

36:28.970 --> 36:31.250
، بايد کاري کنم که فکرنکنه

36:31.250 --> 36:33.950
. از قصد بهش نزديک شدم

36:35.450 --> 36:39.900
. يه کاري هست که بايد برام بکني

37:37.600 --> 37:41.440
. صورتِتون چقدر سردِ

37:45.900 --> 37:51.000
. خودم . . براتون گرمِش ميکنم

37:54.880 --> 37:57.070
، اگه بياييد جلوتر

37:58.111 --> 38:00.620
. براتون گرمِش ميکنم

38:32.500 --> 38:34.760
. نرو

38:37.210 --> 38:38.980
. . همينطور

38:40.310 --> 38:42.920
. . کنارَم بمونيد

38:45.010 --> 38:47.220
. خواهش ميکنم . . بمون

39:03.550 --> 39:05.770
. جايي نميرم

39:14.040 --> 39:16.160
. . ارشد ، خيلي خيلي

39:17.450 --> 39:19.910
. دوسِت دارم . .

39:28.730 --> 39:30.940
. عاشقتَم

39:37.460 --> 39:40.760
. « منم عاشقتَم »

40:26.500 --> 40:28.700
. . من فقط

40:28.700 --> 40:31.200
. تا همينقدر ازم برمياد . .

40:32.350 --> 40:35.130
. . هيچ آينده اي

40:36.810 --> 40:38.950
. براي ما وجود نداره . .

40:41.500 --> 40:43.440
براي چي ؟

40:46.970 --> 40:49.150
. . دليلِشُ

40:49.900 --> 40:52.200
. يه روزي ميفهمي . .

41:04.350 --> 41:08.360
. حتما خيلي خوابِت مياد ؛ بخواب

41:11.830 --> 41:14.650
. خواهش ميکنم نرو

41:17.370 --> 41:19.420
. . کنارَم

41:21.700 --> 41:23.500
. . کنارَم

41:57.880 --> 42:00.220
. فردا بيدار ميشه

42:00.220 --> 42:05.560
به خانوادَش خبر بده و کِشتيُ به موقع
. براشون آماده کن

42:06.340 --> 42:08.370
. . واقعا

42:08.370 --> 42:11.030
مجبوريد بفرستيدِش بره ؟

42:11.590 --> 42:16.180
، درسته که خرَم و اين چيزا خيلي حاليم نيست
. اما ، خوب ميفهمم

42:16.750 --> 42:19.670
، همونقدر که زندگيتونو براش به خطر ميندازيد

42:19.670 --> 42:21.990
. همونقدرَم عشقِش تو قلبِتونه

42:21.990 --> 42:22.920
. " هوجين "

42:22.920 --> 42:27.560
شما صد و بيست ساله که مثلِ يه مُرده
، زندگي ميکرديد

42:28.620 --> 42:30.080
. . حالا

42:30.080 --> 42:33.460
وقتِش نيست که شما هم خوشحال باشيد ؟ . .

42:33.460 --> 42:36.111
پيدا کردنِ نقشه ي سري و
، " نابود کردنِ " گي

42:36.111 --> 42:39.310
. تنها دليلي بوده که تا الان زنده موندم

42:39.310 --> 42:42.870
، اين قضيه که تموم بشه

42:43.720 --> 42:47.270
. منم از دنياي آدما ميرم بيرون

43:03.210 --> 43:05.740
، مراسمِ يادبودي که شوهرم ازتون خواسته بودُ

43:05.740 --> 43:09.250
. لطفا به خوبي انجام بديد ، راهب

43:09.250 --> 43:11.390
، شوهرِتون

43:11.390 --> 43:14.320
. به جايِ خوبي ميره

43:14.320 --> 43:16.280
. بله ، راهب

43:16.280 --> 43:20.370
اون آدمي بود که حتي يه بارَم نشد
. تو زندگيش دست به کارِ اشتباهي بزنه

43:20.370 --> 43:22.420
. بايد روحِش در آرامش باشه

43:22.420 --> 43:27.880
آسمان ها از رفتارهاي خوبِ هر
، زن و شوهري باخبر هستن

43:27.880 --> 43:31.870
اينکه آدم بچه ي يکي ديگه رو
، مثل بچه ي خودش بزرگ کنه و

43:31.870 --> 43:36.660
به مدت ده سال ، يه بارَم نشده باشه که
، مراسمِ يادبودِ پدر و مادرِ بچه رو از ياد نبره

43:36.660 --> 43:39.150
. اصلا کارِ آسوني نيست

43:39.150 --> 43:42.010
منظورتون چيه ؟

43:42.010 --> 43:46.910
يانگسون " بچه يِ پدرش نيست ؟ "

43:46.910 --> 43:48.910
. . پس

43:48.910 --> 43:52.600
اون بچه ي همون "سو جونگدو"ـييِ که
شوهرم مراسمِ يادبودِشُ انجام ميداده !؟

43:52.600 --> 43:55.420
منظورتون همينه ؟

44:06.720 --> 44:08.700
. پدر

44:11.550 --> 44:13.500
اونّي . . خوبي ديگه ، آره ؟

44:13.500 --> 44:15.420
. . اونّي

44:18.040 --> 44:21.630
. بابا . . داري اذيتَم ميکني

44:25.780 --> 44:27.410
اونّي ؟

44:30.710 --> 44:32.480
اونّي ؟

44:37.070 --> 44:38.800
. اونّي

44:39.390 --> 44:43.170
. ممنونم که برگشتي ، ممنونم . . اونّي

44:43.890 --> 44:45.880
. ببخشيد

44:46.950 --> 44:49.920
. . فقط من زنده موندم و

44:51.250 --> 44:54.150
. نتونستم از پدر محافظت کنم

44:54.150 --> 44:56.340
. " ببخشيد ، " دام

44:57.050 --> 45:01.570
تو چرا متاسفي ؟ مگه تو چه کارِ اشتباهي کردي ؟

45:03.730 --> 45:05.730
. متاسفم

45:06.600 --> 45:08.900
. متاسفم

45:10.690 --> 45:12.630
. ببخشيد

45:14.170 --> 45:16.460
. بيا از هانيانگ بريم

45:16.460 --> 45:20.390
بريم " تامنا " که هيچکس مارو نميشناسه و
. اونجا يه زندگي براي خودمون بسازيم

45:21.050 --> 45:24.140
. ارشد ميگفت که امروز قرارِه حرکت کنيم

45:24.740 --> 45:27.160
ارشد ؟

45:29.050 --> 45:32.430
اگه وليعهد تسليمِ " گي " بشه ، چکار کنيم ؟

45:32.430 --> 45:38.120
اگه به " گي " بگه که
نقشه ي سري دستِ شماست ، چي ؟

45:38.120 --> 45:39.990
. بايد ازش مطمئن بشم

45:39.990 --> 45:44.510
بايد مطمئن بشم که وليعهد هنوزم ميخواد
. گي " رو نابود کنه يا نه "

45:46.500 --> 45:51.350
وليعهد هم يه تيکه از نقشه ي سري
. براي نابود کردنِ "گي"ـه

45:52.100 --> 45:55.870
. . " درموردِ " جو

45:56.660 --> 45:57.700
. . اون

45:57.700 --> 46:00.510
اگه الان بره ، نميدونيد که ديگه
. کِي ميتونيد اونو ببينيد

46:00.510 --> 46:04.320
يعني واقعا ميخوايد بي اينکه حتي براي
آخرين بار اونو ببينيد ، بفرستيدِش بره ؟

46:07.990 --> 46:12.490
. مراقبِش باش که به سلامت از اينجا بره

46:21.950 --> 46:24.070
« " دفترچه يادداشتِ وليعهد " جونگهيون »

46:35.170 --> 46:37.330
. چقدر هوا خوبه

46:37.330 --> 46:41.330
حتي آسمون ها هم دارن کمکِت ميکنن که
. به سلامت ، راهيِ سفر بشي

46:41.330 --> 46:45.610
. اومدم ارشدُ ببينم

46:46.550 --> 46:48.530
. صبحِ زود رفتن بيرون

46:48.530 --> 46:51.230
. . بهم گفتن که مراقبِت باشم و

46:51.230 --> 46:53.320
. به خوبي همراهيت کنم . .

46:53.320 --> 46:55.590
رفته جايي ؟

46:55.590 --> 46:58.410
ميتونم پيداش کنم ؟

46:58.410 --> 47:03.290
. جايِ خيلي دوريِ . . اطرافِ شهرِ

47:07.040 --> 47:10.990
، زودباش ، بايد حرکت کنيم
. سويانگ " مادرتُ مياره اينجا "

47:10.990 --> 47:12.810
. بريم

47:43.340 --> 47:46.590
. يه سوالي ميخواستم بپرسم

47:47.470 --> 47:48.820
. بفرماييد

47:48.820 --> 47:52.620
درموردِ نجيب زاده ايِ که شوهرم
مراسمِ يادبودِشُ انجام ميداد ؛

47:52.620 --> 47:57.240
سو جونگدو " چطور آدمي بوده ؟ "

47:58.290 --> 48:01.920
ايشون يکي از استادهاي محقق هاي سونگ کيونوان
. بودن و به وليعهد " سادونگ " خدمت ميکردن

48:01.920 --> 48:04.780
، ده سال پيش که وليعهد کُشته شدن

48:04.780 --> 48:08.850
. ايشون هم متهم به خيانت و کُشته شدن

48:11.330 --> 48:14.870
، اگه پدر مجرم بوده

48:14.870 --> 48:19.210
. پس ، بچه هم بايد کُشته ميشده

48:30.550 --> 48:32.780
داريم ميريم " تامنا " ؟

48:33.540 --> 48:35.530
. مادر اومد

48:40.660 --> 48:42.300
. مادر

48:44.030 --> 48:45.680
! مادر

48:46.580 --> 48:48.830
کي گفته من مادرتَم ؟

48:48.830 --> 48:51.530
مگه همخونِ هم هستيم ؟

48:51.530 --> 48:54.780
چرا ميگي من مادرتَم ؟

48:54.780 --> 48:57.280
همين که پدرِ "دامي"ـو اونطوري
به کُشتن دادي ، کافيه ؛

48:57.280 --> 49:00.111
با نشون دادنِ قيافه ـت ، ديگه کيُ
ميخواي به کُشتن بدي ؟

49:00.111 --> 49:02.800
ديگه کيُ ميخواي بکُشي ؟

49:03.280 --> 49:05.360
تو چي هستي ؟

49:05.360 --> 49:07.370
تو چي هستي ؟

49:07.370 --> 49:08.820
مادر ، چرا اينطوري ميکني ؟

49:08.820 --> 49:10.850
مگه اون چکار کرده ؟

49:10.850 --> 49:12.930
. تمومِش کن

49:26.910 --> 49:29.180
. . من

49:29.180 --> 49:31.830
. کارِ اشتباهي کردم . .

49:32.780 --> 49:34.710
. کارِ اشتباهي کردم

49:34.710 --> 49:37.240
. خفه شو

49:37.240 --> 49:41.780
، حتي ديگه نميخوام ريختِتُ ببينم
. ديگه فکرشَم نکن جلوي من پيدات بشه

49:43.290 --> 49:45.720
، اگه قرار باشه با اين بچه از اينجا بريم

49:45.720 --> 49:48.060
. اصلا همينجا ميمونيم

49:48.060 --> 49:50.590
مادر ، چرا اينطوري ميکنيد ؟

49:50.590 --> 49:54.760
خودت ميگفتي اگه اونّي بياد ، همه باهم
. ميريم " تامنا " و به خوبي زندگي ميکنيم

49:54.760 --> 49:57.800
. خودت گفته بودي

49:59.580 --> 50:02.560
فکرميکنيد اگه "يانگسون"ـو بذاريد اينجا و
خودتون بريد ، ما دلِمون آروم ميگيره ؟

50:03.370 --> 50:06.000
. بياييد اول بريم سوارِ قايق بشيم

50:06.000 --> 50:09.500
نميخوام ؛ مگه نشنيدي چي گفتم ؟

50:10.350 --> 50:11.810
. . اون

50:12.550 --> 50:15.380
. بچه ي من نيست . .

50:16.590 --> 50:18.080
. . اون

50:18.920 --> 50:22.450
. بچه ي شوهرمَم نيست . .

50:23.460 --> 50:25.320
. مادر

50:26.170 --> 50:30.050
چرا ميگيد من بچه يِ پدر نيستم ؟

50:30.050 --> 50:31.960
چرا ؟

50:33.170 --> 50:38.380
پدرت کسي به اسمِ "سو جونگدو"ـئه که مُرده ؛

50:39.710 --> 50:43.710
تو که دخترِ يه مجرمي ، ميخواي با چسبوندنِ
خودت به ما ، چه شَري برامون درست کني ؟

50:45.690 --> 50:47.090
. . برو

50:49.170 --> 50:52.000
. خواهش ميکنم برو

51:29.170 --> 51:31.250
. خودتُ نشون بده

51:43.000 --> 51:48.630
تو چي هستي ؟ انسان نيستي ، مگه نه ؟

51:48.630 --> 51:51.920
. . درسته ، من

51:53.960 --> 51:55.960
. خون آشامَم

51:59.000 --> 52:05.050
صد و بيست سال پيش ، دوستِ وليعهد
. جونگهيون " بودم و بعد ، خون آشام شدم "

52:05.050 --> 52:07.550
. اسمَم "کيم سونگيول"ـه

52:08.750 --> 52:13.460
، " ده سال پيش ، پدرِتون ، وليعهد " سادونگ

52:13.460 --> 52:17.550
بهم گفتن که نقشه ي سريِ
. نابود کردنِ " گي " ، يه انسانِ

52:17.550 --> 52:22.820
مدتِ چندان زيادي نيست که اين کتابُ
. بدست آوردم

52:27.390 --> 52:32.480
هدفِت از اينکه پيشِ من اومدي و
اين کتابُ نشونَم ميدي ، چيه ؟

52:33.550 --> 52:37.130
. اينکه از قصدِتون مطمئن بشم

52:46.000 --> 52:49.420
. . مادر ، خون آشام " گي " و

52:50.380 --> 52:55.290
اراده يِ وليعهد ، کليدِ نابود کردنِ . .
. گي " هستن "

53:05.130 --> 53:11.420
، اگه هدفِتون از بين بردنِ "گي"ـه
. . به رودخونه بياييد و

53:12.290 --> 53:14.960
. اونوقت ، اين دفترچه يادداشتُ بهتون ميدم . .

53:14.960 --> 53:18.670
، اعليحضرت
. پادشاه سراغِتونو ميگيرن

53:38.580 --> 53:40.330
چي شده ؟

53:40.330 --> 53:45.580
، مشکلِ بزرگي پيش اومده
. بايد فورا بريد اونجا

53:55.040 --> 53:59.070
، اگه ميخوايد بريد
. بايد فورا سوارِ کِشتي بشيد

54:05.460 --> 54:11.500
. من نميام ، مادر

54:11.500 --> 54:15.290
. اونّي ، نه . . ميخوام باهم باشيم

54:23.540 --> 54:28.130
، هروقت که از ديدنَم احساس ناراحتي نميکرديد

54:29.250 --> 54:31.460
. اونوقت ، ميام ديدنِتون

54:33.290 --> 54:34.670
. به سلامت زندگي کنيد

54:34.670 --> 54:37.830
. اول "دامي"ـو ببريد

54:43.160 --> 54:47.000
. فقط مادر و خواهرَمو بفرستيد برن

54:48.710 --> 54:50.540
. خواهش ميکنم

54:51.580 --> 54:55.460
، ممکنه دوباره به بردگي بگيرنِت

54:56.670 --> 54:58.790
. باهم بريد

55:02.670 --> 55:08.230
اونّي ، کجا ميري ؟
. اگه تو نيايي ، منم نميرم

55:44.630 --> 55:45.960
چه اتفاقي افتاده ؟

55:45.960 --> 55:48.540
. بدونِ " يانگسون " رفتن

55:49.380 --> 55:55.130
، ميگه " يانگسون " بچه ـش نيست
. . ميگه اون بچه يِ

55:55.130 --> 55:58.610
. اون "سو جونگدو"ـييِ که شما نجات داده بودي . .

56:00.250 --> 56:02.710
ميدونستيد !؟

56:02.710 --> 56:05.170
يانگسون " کجاست ؟ "

56:05.170 --> 56:08.020
. نميدونم . . يهويي زد بيرون

56:25.130 --> 56:29.960
اين قصرِ جديد ، ميدونِ جنگي ميشه که
. قرارِه با " گي " داشته باشيم

56:31.210 --> 56:35.540
پس به اين خاطر اين قصرُ بازسازي
. . ميکرديد که

56:35.540 --> 56:37.580
. درسته

56:37.580 --> 56:40.580
. به شيوه ي خودم " گي " رو نابود ميکنم

56:40.580 --> 56:47.160
، يعني ميگيد راهِ ديگه اي جز دفترچه يِ يادداشت
براي نابوديِ " گي " وجود داره ؟

56:47.160 --> 56:52.960
بايد يه راهي باشه ، ديگه اون دفترچه رو
. فراموش کن

56:54.420 --> 57:00.630
، وقتي آمادگي هاي شکار تموم شد
. بايد شکارچي هارو خبر کني

57:05.920 --> 57:09.660
وليعهد ميتونه پادشاه بشه ؟

57:12.510 --> 57:16.960
. پدرم ميگه که وليعهد ، دانشجويِ شهوانيِ

57:19.630 --> 57:23.750
. اگه اينطور باشه ، نميتونه به تخت بنشينه

57:23.750 --> 57:28.960
چطور ميتونم تاج و تختُ بدم دستِ کسي که
قصدِ جونَمو داره ؟

57:31.870 --> 57:35.710
. بنظر ميرسه دلنگراني

57:35.710 --> 57:38.510
دلنگرانِ وليعهدي ؟

57:39.290 --> 57:44.040
، چه اون پادشاه بشه و چه نه ، برام مهم نيست

57:44.040 --> 57:48.630
. فقط ميخوام درکنارِ پادشاه باشم

57:54.120 --> 57:58.880
، پدرم براي موفقيتِ خودش ، منو به شما داد و

57:58.880 --> 58:03.790
. مادرم هم به همين خاطر ، عقلِشُ از دست داد

58:03.790 --> 58:08.630
و در اين سال هاي طولاني ، فقطِ فقط
، به يه چيز فکرميکردم

58:10.380 --> 58:13.790
، اونَم اينکه ، در مقامي بالاتر از مقامِ پدرم باشم

58:13.790 --> 58:17.190
اونقدر بالا که هيچکس به خودش
، جرأتِ آسيب رسوندن

58:17.190 --> 58:20.430
. به من يا مادرَمو نده

58:23.040 --> 58:28.710
. به همين خاطره که من بايد زنِ پادشاه باشم

58:28.710 --> 58:34.830
اگه دختري به باهوشيِ تو الان ملکه بود که
. من ديگه نگراني ـيي نداشتم

58:35.460 --> 58:39.210
. تورو که ميبينم ، يادِ يه زني ميفتم

58:39.210 --> 58:42.870
، اونَم به اندازه ي تو باهوش بود و

58:42.870 --> 58:45.210
. جاه طلب

58:46.920 --> 58:49.500
معشوقه ـتون بود ؟

58:49.500 --> 58:51.710
. دوسِش داشتم

58:53.290 --> 58:56.790
. اولين بار بود که به يه انسان علاقمند شده بودم

58:58.750 --> 59:01.170
چه اتفاقي براش افتاد ؟

59:01.170 --> 59:03.670
. کُشتمِش

59:06.200 --> 59:08.630
. هيچ چاره ي ديگه اي نداشتم

59:10.540 --> 59:15.430
. بي اجازه ي من ، بچه دار شده بود

59:16.500 --> 59:22.960
از خيلي وقت پيش ، داستاني بود که ميگفت
. بچه يِ يه انسان و خون آشام ، ميتونه خون آشامُ بکُشه

59:25.920 --> 59:28.580
چه بلايي سرِ اون بچه اومد ؟

59:29.890 --> 59:32.250
. اون بچه هم مُرد

59:33.290 --> 59:36.290
. اين ماجرا مالِ بيش از دويست سال پيشِه

59:58.540 --> 01:00:01.130
اونّي ، واقعا فردا ميريم " تامنا " ؟

01:00:01.130 --> 01:00:02.670
. آره که ميريم

01:00:02.670 --> 01:00:05.130
، اونجا که برسيم
. بعدش پاتُ درمان ميکنيم

01:00:05.130 --> 01:00:08.380
بعد از اينکه " دامي " خوبِ خوب شد ، هروقت که
. بود ، ميفرستيمِش يه سر تا دريا بره

01:00:08.380 --> 01:00:12.530
پدر ، فقط ماهي هايي که " دامي " برامون
. ميگيره رو ميخوريم

01:00:12.580 --> 01:00:17.420
بخاطرِ دخترِمونَم که شده ، قرارِه
. يه زندگيِ شيک و حسابي داشته باشيم

01:00:20.580 --> 01:00:22.670
مادر خنديد . . مگه نه ؟

01:00:22.670 --> 01:00:24.670
. منم ديدم . . خنديد

01:00:24.670 --> 01:00:28.240
. حتي من صداي خنده ـشُ شنيدم

01:00:28.880 --> 01:00:30.420
. حالا هرچي

01:00:30.420 --> 01:00:34.120
، بخوريد و زود بخوابيد
. بايد فردا زود راه بيفتيم

01:00:34.120 --> 01:00:37.960
. آره ، آره ، حرفِ مادرِتونو گوش بديد

01:00:37.960 --> 01:00:42.250
. به جونِ خودم خنديد

01:00:43.960 --> 01:00:53.250
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:01:54.540 --> 01:01:58.290
. . نه ، نه ، پدر

01:01:59.250 --> 01:02:03.160
. پدر ، چشماتُ باز کن

01:02:03.160 --> 01:02:05.250
. بيا بريم خونه

01:02:06.290 --> 01:02:09.610
. مادر و " دامي " منتظرمونَن

01:02:18.830 --> 01:02:26.250
پدرِ "دامي"ـو کُشتي کافي نبود ؟ ديگه کيُ
با نشون دادنِ قيافه ـت ، ميخواي به کُشتن بدي ؟

01:02:27.970 --> 01:02:46.200
.:: @bollbolljan_com ::.