﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:05.900
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:05.240 --> 00:06.951
« قسمت پانزدهم »

00:09.660 --> 00:12.000
. " برو کنار ، " کيم سونگيول

00:12.000 --> 00:15.320
، اگه بري کنار
. از جونِت ميگذرم

00:15.320 --> 00:19.160
، ميتوني منو بکُشي
. . درغيراينصورت

00:19.160 --> 00:22.320
. تا ابد از اينکارِت پشيمون ميشي . .

00:27.420 --> 00:29.000
! نه

00:49.120 --> 00:51.080
. از اينجا بريد

00:54.540 --> 00:56.620
. بريم

01:03.270 --> 01:06.890
. نه ، سرورم

01:24.280 --> 01:27.110
، نميتونن زياد دور شده باشن
. پيداشون کنيد

01:27.110 --> 01:28.700
. چشم

01:41.960 --> 01:43.530
. ارشد

02:02.030 --> 02:03.900
. ارشد

02:05.040 --> 02:06.930
ارشد ؟

02:21.060 --> 02:22.760
! سرورم

02:24.650 --> 02:27.420
. نميدونم بايد چکار کنم

02:27.940 --> 02:31.890
. شب که شد ، به هيچ وجه نذار بره بيرون

02:38.950 --> 02:41.170
چقدر ميدوني ؟

02:41.980 --> 02:45.030
. خاطراتِ دورانِ بچگيمو به ياد آوردم

02:45.880 --> 02:48.300
به سرعت به سمتِ جايي که
، خورشيد غروب ميکنه برو

02:48.300 --> 02:53.120
اطرافِ کوهستانِ "گوبونگ"ـو که
نگاه کني ، يه روستاي کوچيکيُ ميبيني ؛

02:53.120 --> 02:57.610
وسطِ اون کوهستان ، يه خونه ي خالي بايد باشه ؛
. همونجا بمونيد

02:57.610 --> 03:00.750
. . اونجا -
. يه آشنا اونجا داريم -

03:01.610 --> 03:04.580
، من بايد به يه کاري برسم و نميتونم بيام

03:04.580 --> 03:07.720
. شماها زودتر بريد و خوب مراقبِش باش

03:18.480 --> 03:20.000
، فکرنکنم ديگه بتونيم پيداشون کنيم

03:20.000 --> 03:22.690
، دهنِتُ درمورد اتفاقاتي که

03:22.690 --> 03:25.090
. امروز اينجا ديدي ميبندي و چيزي نميگي

03:32.390 --> 03:34.210
. سرورم

03:37.600 --> 03:39.550
. . " سويانگ "

03:39.550 --> 03:42.570
سويانگ " ، خوبي ؟ "

03:42.570 --> 03:45.080
ميدوني چقدر دلنگرانِ تو و ارباب بودم ؟

03:45.080 --> 03:47.090
حالا اربابُ بايد چکار کنيم ؟

03:47.090 --> 03:49.900
بي اينکه بهم بگه کجا ميره ، يهويي
. غيبِش زد و رفت

03:49.900 --> 03:52.990
. فکرنکنم تو جنگل باشه

03:52.990 --> 03:57.040
به سلامت تونست فرار کنه ، نميخواد
. خيلي نگران باشي

03:57.040 --> 04:00.400
. ببين چقدر سختي کِشيده

04:00.400 --> 04:02.270
يعني کي ميتونه باشه ؟

04:02.270 --> 04:05.270
کدوم نامَردي لباسِ مخصوصِ اربابِمونو
دزديده ؟

04:05.270 --> 04:08.360
. يکيُ تو ذهنم دارم

04:08.360 --> 04:11.400
کـ . . کيه ؟

04:11.940 --> 04:15.380
ديشب ماه کامل بوده و ارباب نتونسته
، عطشِشُ کنترل کنه

04:15.380 --> 04:18.190
. و از خونه زده بيرون

04:18.190 --> 04:20.220
از کجا ميدونستي ؟

04:20.220 --> 04:22.320
، سويانگ " ، بدونِ تو "

04:22.320 --> 04:25.090
اربابِمون حتي يه بارَم نشد
. يه خونِ درُس و حسابي بخوره

04:25.090 --> 04:28.820
حالا واقعا فکرميکني کارِ کيه ؟

04:30.420 --> 04:34.610
. اين لباسُ ازش بدزد

04:38.600 --> 04:41.411
. ملکه ي کشور

04:41.411 --> 04:45.560
چـ . . چي ؟ ملکه ؟

04:45.560 --> 04:49.580
. ملکه ، برده ي "گي"ـه

04:55.260 --> 04:59.080
. پادشاه وارد ميشن

05:13.000 --> 05:16.340
. همونطور بود که گفتي

05:16.340 --> 05:20.520
، اما ، از مُردن هيچ ترسي نداشت و

05:20.520 --> 05:23.600
. سوجين"ـو با خودش بُرد"

05:24.490 --> 05:27.020
، حالا سوالَمو ازت ميپرسم

05:27.020 --> 05:30.280
اين چيزارو از کجا درموردِ
کيم سونگيول " ميدونستي ؟ "

05:30.280 --> 05:32.990
، چطور شد که لباسِ مخصوصِ اون

05:32.990 --> 05:35.600
افتاد دستِ تو ؟

05:35.600 --> 05:38.340
. متوجهِ صحبتِتون هستم

05:38.340 --> 05:42.480
، قبل از اينکه همسرِ شما بشم

05:42.480 --> 05:45.530
سرنوشتِ عجيبي با " کيم سونگيول " داشتم ؛

05:46.800 --> 05:51.780
اون منو با عشقِش که مدت ها پيش
، از دست داده بودتِش اشتباه گرفت و

05:51.780 --> 05:54.790
. رفتارِ گُستاخانه اي باهام داشت

05:55.330 --> 05:58.090
، پدرم که حقيقتُ فهميد

05:58.090 --> 06:02.020
. چندروز پيش ، منو به زور به قصرِ پايين بُرد

06:02.020 --> 06:03.830
به قصرِ پايين رفته بودي ؟

06:03.830 --> 06:06.510
، گي " که پدرم بهش خدمت ميکنه "

06:06.510 --> 06:10.980
بهم دستور داد که لباسِ مخصوصِ
. کيم سونگيول"ـو ازش بدزدم"

06:10.980 --> 06:12.980
، تهديدَم کرد که

06:13.610 --> 06:15.760
، اگه اونکارو نکنم

06:15.760 --> 06:17.860
. منو تبديل به خون آشام ميکنه

06:17.860 --> 06:20.900
اينا حقيقت داره ؟

06:40.390 --> 06:42.290
، براي همينم

06:42.290 --> 06:46.610
چاره اي جز پيدا کردنِ
. کيم سونگيول " نداشتم "

06:46.610 --> 06:48.740
چطور ميخواستي لباسُ ازش بدزدي ؟

06:48.740 --> 06:53.690
وقتي که رفته بودم سراغِش ، اون
، خيلي ضعيف بود و

06:53.690 --> 06:56.230
، چون بنظرِ اون ، من عشقِ قديمِش بودم

06:56.230 --> 06:58.780
. تونستم که لباسُ ازش بگيرم

06:58.780 --> 07:02.490
اما ، چرا اون لباسُ دادي به من ؟

07:02.490 --> 07:05.100
، چون از " گي " ميترسم

07:05.100 --> 07:08.140
نميدونستم اگه اون لباس دستِش باشه ، چکارايي
. باهاش ميتونه بکنه

07:08.140 --> 07:10.940
، درسته که ميدونم ميخواي کمکَم کني

07:10.940 --> 07:13.850
. اما ، " گي " دست رو دست نميذاره

07:13.850 --> 07:17.450
به " گي " گفتم که نتونستم
، لباسُ بدست بيارم

07:17.450 --> 07:20.230
و لباسه هنوز دستِ خودِ
. کيم سونگيول"ـه"

07:20.230 --> 07:22.980
. اگه اينطوره که توي خطرِ جدي ـيي هستي

07:22.980 --> 07:27.390
اگه اون لباس دستِ " گي " باشه و
، موقع روز هم بتونه بياد بيرون

07:27.390 --> 07:30.080
. . اعليحضرت

07:30.080 --> 07:32.600
. نه ، تمام کشور به خطر ميفته

07:32.600 --> 07:36.220
. درعوض ، حاضرم برم قصر پايين و بميرم

07:36.220 --> 07:39.850
. نه ، خواهش ميکنم نرو

07:39.850 --> 07:41.820
. . " اما ، " گي

07:41.820 --> 07:43.880
. . اين

07:44.570 --> 07:46.840
. يه دستورِ . .

08:06.840 --> 08:09.440
. پادشاه برگشته

08:09.440 --> 08:11.480
خودم ميدونم دست خالي برگشته ؛
. لازم نيست الَکي تا بالا برم

08:11.480 --> 08:12.960
. بنظر ميرسه همينطوره

08:12.960 --> 08:16.140
ملکه کجاست و داره چکار ميکنه ؟

08:17.480 --> 08:19.740
. . اون

08:20.411 --> 08:25.000
چون ديگه ملکه شده ، حتي با من که
. پدرش هستم هم هيچ حرفي نميزنه

08:25.000 --> 08:28.380
. هيچکدومِشون نيومدم پيشَم

08:52.960 --> 08:55.030
. پدر

08:55.970 --> 08:58.200
. پدر ، تورو خدا بيا بريم

08:58.200 --> 08:59.430
. چيزي نيست

08:59.430 --> 09:01.411
. پدر

09:08.020 --> 09:09.700
. پدر

09:19.800 --> 09:22.850
. نه ، نرو

09:22.850 --> 09:25.060
. . " اما ، " گي

09:25.060 --> 09:28.470
. اين يه دستورِ

09:40.010 --> 09:43.750
نورِ شمعِ که شعله ور شده يا قلبِ خودته ؟

09:43.750 --> 09:46.590
اجازه داريد که اينجا بياييد ؟

09:55.350 --> 09:59.930
چون چيزي که قرار بوده بدستم برسه ، هنوز
بهم نرسيده ، چاره اي نداشتم جز اينکه خودم
. شخصا بيام سراغِت

10:01.510 --> 10:03.970
لباسِ مخصوص "کيم سونگيول"ـو آوردي ؟

10:03.970 --> 10:08.790
کيم سونگيول"ـو ديدم ، اما ، نتونستم"
. فريبِش بدم

10:08.790 --> 10:14.300
. اون شک نداره که من " ميونگهي " نيستم

10:16.730 --> 10:21.160
شکست خوردي ؟ فکرکردي اگه اينارو بهم بگي ؛
منم باورِت ميکنم ؟

10:21.160 --> 10:27.680
اون ديگه عشقِ قديمِشُ فراموش کرده و
. عشقِ دختر دانشجوي شهوانيُ تو قلبِش داره

10:30.200 --> 10:34.450
ديگه نميتونم قلبِ "کيم سونگيول"ـو
. به تپش بندازم

10:34.450 --> 10:38.950
، شما هم همينطور بايد باشيد

10:38.950 --> 10:42.650
بهتر نيست رابطه ي گذشته ـمونو
فراموش کنيد ؟

10:44.330 --> 10:49.440
پس ميگي که توانِ نگه داشتنِ
جايگاهِ ملکه رو نداري ؟

10:49.440 --> 10:54.010
نميدوني که ميتونم هرکيُ که خودم بخوامُ
جايگزينِت کنم ؟

10:56.920 --> 10:59.910
چکار ميکني ؟

11:13.780 --> 11:16.710
چکار ميکنيم ، اعليحضرت ؟

11:16.710 --> 11:18.650
. خواهشا بذار اون بره

11:20.850 --> 11:22.520
اگه اينکارو نکنم چي ميشه ؟

11:22.520 --> 11:25.470
مگه نگفتم هرکاري که
بهم بگيدُ انجام ميدم ؟

11:25.470 --> 11:32.340
براي چي وارد اتاقِ ملکه شديد و
همچين کارِ زشتيُ انجام ميديد ؟

11:32.340 --> 11:34.740
، حالا که داري برام حاضرجوابي ميکني

11:36.650 --> 11:40.100
به اين معنيِ که "کيم سونگيول"ـو گرفتي ؟

11:40.100 --> 11:49.560
گرچه سريع بهش حمله کرديم ، اما ، حتي تويِ
. روشنايي روز هم با سربازا جنگيد و فرار کرد

11:49.560 --> 11:51.590
. خب

11:52.820 --> 11:57.060
وقتي که سربازا تبديل به خون آشام بشن و
برگردن ، بايد چکار کنيم ؟

11:57.060 --> 11:59.610
. هيچي دراينمورد نگفته بوديد

12:02.990 --> 12:06.380
" اعلاميه ي تحت تعقيب براي " کيم سونگيول
، تو همه جاي کشور ميزنم و

12:06.380 --> 12:14.020
سربازاي ارتشُ آماده ميکنم و مطمئنا
. . کيم سونگيول"ـو پيدا ميکنم ؛ پس بهتره که ملکه رو"

12:19.810 --> 12:23.450
. اعليحضرت

12:50.480 --> 12:52.690
شوکه شدي ؟

12:54.220 --> 12:58.670
. " هايونگ "

12:58.670 --> 13:01.110
. نزديک تر از اين نيا

13:01.200 --> 13:07.000
گرچه دارم آموزشِش ميدم ، اما ، نميدونم اگه
. نزديک تر از اين بشي ، چي ميشه

13:13.710 --> 13:17.320
ديدي ؟

13:17.320 --> 13:21.700
اگه ازم سرپيچي کني ، بدون که فقط
. به آسوني نميزنم بکُشمِت

13:21.700 --> 13:28.270
. پس ، مثلِ آدم رفتار کن . . پادشاه

13:34.780 --> 13:38.950
اگه نميخواي ملکه هم به همچين سرنوشتي
. دچار بشه ، درُس رفتار کن

13:43.040 --> 13:49.050
. بريم

13:49.050 --> 13:51.170
. . " هايونگ "

13:52.950 --> 13:55.620
حالِتون خوبه ، اعليحضرت ؟

13:55.620 --> 14:00.190
. فقط نميکُشمِش

14:00.190 --> 14:06.130
. يه روز ، کاري ميکنم همين دردُ بکِشه

14:22.950 --> 14:27.430
چرا اينطوري شد ؟
. بيا بريم ديگه

14:30.670 --> 14:33.060
کي اونجاس ؟

14:37.600 --> 14:40.860
. . اين

15:06.250 --> 15:09.550
. ممنون ، واقعا ازتون متشکرم

15:09.550 --> 15:12.490
. نميخواد ازم تشکر کني

15:12.490 --> 15:17.600
. من از مدت ها پيش ، خيلي به ارشد مديون هستم

15:17.600 --> 15:23.560
اگه چيزي لازم داشتي ، خبرَم کن . . باشه ؟

16:25.570 --> 16:29.710
به هوش اومدي ؟

16:31.040 --> 16:32.510
. اينکارو نکن

16:32.510 --> 16:36.490
. خوبم ، فقط خونَمو بخور

16:36.490 --> 16:41.450
اگه بيشتر از اين خونِتُ بخورم ؛
، نميتونم جلوي خودمو بگيرم

16:41.450 --> 16:43.940
. و نميدونم بعدش ممکنه چکارِت کنم

16:48.720 --> 16:54.320
، فايده نداره
. ميرم از يه جايي خون گير ميارم

17:20.870 --> 17:23.900
چکار ميکني ؟

17:23.900 --> 17:28.540
. . فقط يه مرغ ميخواستم

17:31.350 --> 17:36.130
اِي بابا ، خب چرا نگفتي اصلا غذا خورديد ؟

17:36.130 --> 17:41.400
. بيا ، اينَم از گوشتِ مرغ

17:45.510 --> 17:50.350
. . من گوشت نميخوام

17:55.570 --> 17:59.950
، اين براي ارشدِ
. اين خونُ براش جمع کرديم

17:59.950 --> 18:01.390
از کجا . . ؟

18:01.390 --> 18:04.240
مگه نگفتم که قبلا ارشد کمکِ زيادي
بهم کرده ؟

18:04.240 --> 18:08.140
وقتي که دخترم نزديک بود
، به چندتا گردن کلُفت فروخته بشه

18:08.140 --> 18:10.420
. ارشد کمکِ زيادي بهمون کرد

18:10.420 --> 18:14.850
. " بهش ميگيم " محقق شب رو

18:15.730 --> 18:18.780
، اگه خونِ بيشتري لازم داشتيد
. ميتونيد خبرِمون کنيد

18:18.780 --> 18:24.440
حالا " محقق شب رو " به هوش اومده ؟

18:58.640 --> 18:59.940
. . اورابوني

18:59.940 --> 19:02.560
. " ميونگهي "

19:13.460 --> 19:18.160
. اون لباس نبايد دستِ " گي " بيفته

19:26.540 --> 19:28.810
. بيا تو

19:48.090 --> 19:51.090
از کجا ميدونستي بايد به اين خونه بيايي ؟

19:52.090 --> 19:55.490
سويانگ"ـو ديدي ؟"

19:57.920 --> 20:01.320
ميگفت به محض اينکه کارِشُ انجام بده ؛
. خودشُ ميرسونه اينجا

20:04.110 --> 20:06.530
. خيالم راحت شد که حالِش خوبه

20:06.580 --> 20:09.230
، اگه خونِ بيشتري لازم داشتيد
. بهم بگيد

20:09.260 --> 20:13.000
. . خوشبختانه اونا -
، اينجارو -

20:13.000 --> 20:15.790
هيچکس نميشناسه و حتي سربازا هم
، اينطرفا پيداشون نميشه

20:15.790 --> 20:18.430
. فعلا همينجا خودتُ مخفي کن

20:18.450 --> 20:22.150
منم وضعيتِ بيرونُ يه بررسي ميکنم و
. بعدا ميام سراغِت

20:33.340 --> 20:36.610
شما که حتي نميتوني درست راه بري ، براي چي
دلنگرانِ من هستي ؟

20:36.680 --> 20:39.990
، هروقت که خوبِ خوب شديد
. ميتونيد هرکاري که خواستيد بکنيد

20:40.411 --> 20:44.930
اما ، تا اونوقت ، حتي يه قدمَم نميشه
. پاتونو از اينجا بيرون بذاريد

21:27.710 --> 21:30.320
با چند قطره خون ، چطور تونستم به خودم بيام ؟

21:30.940 --> 21:35.550
اين ربطي به نسلِ مادريت داره ؟

21:47.770 --> 21:52.440
لطفا اينارو خوب بخونيد و
، بدونيد که از اين به بعد

21:52.460 --> 21:54.480
، جلسه ي صبحگاهي با پادشاه

21:54.520 --> 21:57.160
بعد از ساعت يازده شب ، همونطور که
. ايشون دستور دادن ، صورت ميگيره

21:57.190 --> 22:00.040
اينو . . کي نوشته ؟

22:01.340 --> 22:05.570
. خودم به دستورِ رئيسِ بزرگ نوشتم

22:05.580 --> 22:08.520
ميدوني که دستورِ پادشاه بايد به اين ترتيب
نوشته بشه ، مگه نه ؟

22:08.550 --> 22:11.411
. مثل اينکه گِله و شکايتِ زيادي داريد

22:11.440 --> 22:15.010
ميتونيد خودتون درموردش
. از رئيس بزرگ بپرسيد

22:15.040 --> 22:18.140
! وزير -
. متوجه شدم -

22:20.070 --> 22:24.080
. همينکارو انجام ميدم

22:32.650 --> 22:38.350
چطور ميتونه ازتون بخواد به پادشاه سابق تهمت بزنيد و
اعلامِ حکمراني به مردم کنيد ؟

22:40.420 --> 22:42.800
، اينطور ، پادشاه سابق

22:42.820 --> 22:45.610
. تويِ آرامگاهِشون به لرزه ميفتن

22:46.480 --> 22:51.150
. . و "هايونگ"ـه من هم

22:51.160 --> 22:53.250
. خودم ميدونم

22:53.280 --> 22:55.560
، اونايي هم که از آسمون ها نگاهِمون ميکنن

22:55.610 --> 22:58.630
. بي جهت جونِشونو از دست ندادن

23:02.450 --> 23:06.980
و اگه زماني لازم شد
، به قصرِ پاييني بريم

23:06.980 --> 23:09.210
. خودم به تنهايي اونجا ميرم

23:10.380 --> 23:15.150
. حتي نزديکِ اون قصر هم نريد ، وزير

23:24.010 --> 23:26.940
. حتي توي آتش هم نميسوزه

23:32.180 --> 23:34.980
. طبقِ دستورِتون ، پيامُ بهشون رسوندم

23:35.000 --> 23:37.960
با گذشتِ زمان ، روزها هم برام
. کِسل کننده تر ميشن

23:39.000 --> 23:43.510
، درآينده ، درونِ قصرُ . . نه

23:43.550 --> 23:48.090
. تمام اين کشورُ تبديل به شبّ تاريک ميکنم

23:51.320 --> 23:53.900
سويانگ " در چه حالِه ؟ "

23:54.640 --> 23:57.170
. ميرم دنبالِش

24:02.700 --> 24:04.000
، ميبيني که

24:04.860 --> 24:08.680
رئيس بزرگ ، پولِ زيادي بهت داده ؛
. . حالا ميتوني

24:08.730 --> 24:12.760
هرجايي که ميخواي بري و . .
. هرچقدر که پول خواستي خرج کني

24:12.790 --> 24:17.960
بجاي اينکار ، نميدونم رئيس بزرگ
، ديگه سراغَمو ميگيره يا نه

24:17.990 --> 24:21.000
به همين خاطر ، تو فکرَم که
. دوباره "هايانگاک"ـو باز کنم

24:21.750 --> 24:23.130
چي ؟

24:25.440 --> 24:30.050
، فکرکردي چون رئيس بزرگ از جونِت گذشته
همچين آدمِ ساده ايِ ؟

24:30.090 --> 24:33.560
پس فکرِ ديگه اي داريد ؟

24:33.610 --> 24:38.250
مگه طبيعي نيست که آدم به سمتِ
کسايي که قدرتمندَن کِشيده بشه ؟

24:38.280 --> 24:41.330
، خب جنابِ وزير ، چرا خودتون

24:41.340 --> 24:45.830
دخترِ ارزشمندِتونو تقديمِ " گي " کرديد ؟

24:48.150 --> 24:51.250
، درمقايسه با دخترِتون

24:51.270 --> 24:53.980
. من کنترل پذيرتر رفتار ميکنم

24:54.500 --> 25:01.400
وزير ، خواهش ميکنم از من بعنوانِ وسيله اي
. براي خدمت به رئيسِ بزرگ استفاده کنيد

25:11.190 --> 25:13.140
. اونجاست

25:13.970 --> 25:15.690
. سرورم

25:18.840 --> 25:23.420
چرا جلسه بايد اين موقع شب باشه ؟
اينجا چه خبره ؟

25:26.800 --> 25:29.330
. دستورِ سلطنتي فرايِ دستورِ سلطنتيِ

25:30.230 --> 25:34.610
. تا همينقدر بدونيد کافيه -
، اينها گفته هاي پادشاه هست -

25:34.900 --> 25:42.000
به اين دليل که پادشاهِ سابق ، خودخواه بود و
، به دنبالِ غرايزِ خود بود

25:50.100 --> 25:57.300
آسمان ها ، او را مجازات کرد و
. من را بعنوان پادشاهِ جديد ، انتخاب کرد

25:57.400 --> 26:02.500
به محض اينکه روي تخت پادشاهي بنشينم ؛
. نظم و هماهنگي رو در کشور برقرار ميکنم

26:02.680 --> 26:06.220
با قانونمندي ، بر انسان هاي مغرور
. حکمراني خواهم کرد

26:06.260 --> 26:08.220
، و اينگونه ، هرگز

26:08.220 --> 26:12.710
افرادي چون دانشجوي شهواني
، بوجود نخواهند آمد و

26:12.800 --> 26:17.700
، هرکس که قانون را زيرپا بگذارد
. شديدا مجازات خواهد شد

26:20.270 --> 26:21.790
. . مهم تر اينکه

26:38.700 --> 26:43.120
. . اون آدم ؛ همونه که تو جشن بود -
. صِداتُ ميشنوه -

27:23.890 --> 27:25.760
. ادامه بده

27:36.200 --> 27:37.500
. . مهم تر اينکه

27:43.440 --> 27:47.650
گُستاخيِ منو ببخشيد ؛ اما ، اگه اينطور
، حکمرانيتونو اعلام کنيد

27:47.670 --> 27:49.390
، از محقق هاي اطراف کشور گرفته تا

27:49.390 --> 27:54.110
. مردم ، همگي به شدت باهاتون مخالفت ميکنن

27:55.180 --> 27:58.040
خب نميتونيد همه ـشونو بگيريد ؟

27:58.060 --> 28:01.230
. نه ، بهتره حکومت نظامي برقرار کنيم

28:01.920 --> 28:06.940
مطمئن بشيد که جمعا بيش از ده نفر
، بي اجازه ، موقع روز بيرون نباشن و

28:06.990 --> 28:09.560
لباساي مردمُ بررسي کنيد و
، ببينيد که اگه کسي لباس سياه به تن داشت

28:09.590 --> 28:12.170
صرف نظر از اينکه کي باشه ؛
. بايد فورا دستگير بشه

28:17.010 --> 28:20.820
. مراقب خودت باش -
. چشم ، ممنون -

28:22.411 --> 28:23.940
اونّي ؟

28:26.490 --> 28:28.720
. همين تازگي بهم خون داديد که

28:28.740 --> 28:31.130
. اين براي توئه

28:33.980 --> 28:36.650
. به خوبي ميخورمِش -
، راستي -

28:36.670 --> 28:40.350
کِي ميتونم ارشدُ ببينم ؟ -
چي ؟ -

28:40.360 --> 28:42.540
. نه ، هيچي

29:22.430 --> 29:25.210
، وقتي ميبينم اون دختر چقدر بانمکِه

29:25.210 --> 29:28.120
. يادِ خواهرِ کوچيکِ خودم ميفتم

29:29.860 --> 29:34.360
بهش گفتم حتي پيش خودش
، به اينکه ارشد

29:34.370 --> 29:37.440
. چقدر خوشگله ، نبايد فکر و خيال کنه

29:48.060 --> 29:51.140
. . اما ، ارشد

29:51.840 --> 29:54.630
ميشه يه چيزي بپرسم ؟

29:58.770 --> 30:04.610
تو فکرِ حرفِ پادشاهَم که ميگفت
من نقشه ي نابوديِ " گي " هستم ؛

30:06.210 --> 30:08.670
واقعا حقيقت داره ؟

30:08.670 --> 30:10.600
. . اون نسلِ مادري که دنبالش بودي

30:10.600 --> 30:12.411
. نه

30:13.780 --> 30:16.680
. مطمئنم همينو گفت

30:16.680 --> 30:18.520
. ميگفت بايد منو به دستِ " گي " بده

30:18.520 --> 30:21.090
مگه نگفتم اينطور نيست ؟

30:24.200 --> 30:26.210
. . اون

30:27.260 --> 30:31.400
پادشاه درموردش اشتباه برداشت کرده ؛
. به حرفِش فکر نکن

30:32.670 --> 30:37.650
ارشد ، ميخواي هنوزم با " گي " بجنگي ؟

30:39.420 --> 30:43.760
تا الان مدتِ زياديِ که داري
، باهاش ميجنگي

30:43.760 --> 30:47.160
از اين به بعد ، ديگه تا کِي ميخواي
به اين جنگيدنِت باهاش ادامه بدي ؟

30:50.120 --> 30:51.780
. . فقط

30:53.550 --> 30:57.530
نميشه يه مدتيُ همينطوري پيشَم بموني ؟

31:19.680 --> 31:24.150
منظورت از يه مدت ، يعني چقدر ؟

31:24.150 --> 31:27.750
ده سال ؟ بيست سال ؟

31:28.990 --> 31:31.040
. نه

31:31.090 --> 31:33.030
. فقط پنجاه سال

31:34.430 --> 31:38.960
مگه اينقدر زمان ، برات خيلي کم حساب
نميشه ، ارشد ؟

31:43.510 --> 31:49.390
تو بدنَم احساس سنگيني ميکردم و بهت
، سخت ميگذشت ، اما ، يه مدتي ميشه که

31:50.930 --> 31:55.250
. قلبم بعد از مدت ها ، سبک شده

32:45.610 --> 32:50.730
، اگه الان بيام طرفِت
. ممکنه بهت صدمه بزنم

33:50.960 --> 33:54.590
باورم نميشه اعلاميه رو
. همونطور که نوشته شده بود ، خوند

33:55.610 --> 33:59.360
. حتما همه ـشون فهميدن که شما چقدر ترسناکي

33:59.360 --> 34:02.750
شنيدم دانش آموزاي سونگ کيونوان
دارن گِله و شکايت ميکنن ؛ همينطوره ؟

34:02.750 --> 34:06.940
اگرم باشه ، بهشون دستور داده شده که
. دورِ هم جمع نشن

34:06.940 --> 34:09.980
چکار ميتونن بکنن ؟

34:11.500 --> 34:15.980
اينطور که پيش بره ، تمام کشور ميخوان که
. پادشاهُ از تختِ پادشاهي بکِشن پايين

34:16.820 --> 34:18.800
موافق نيستي ؟

34:22.940 --> 34:25.810
. همونطور که شما بخوايد ، ميشه

34:25.810 --> 34:27.960
من چي ميخوام ؟

34:28.780 --> 34:33.440
منظورم پادشاهيِ که حمايتِ مردمو پشتِش نداره و
. مثلِ يه عروسک خيمه شب بازيِ

34:33.490 --> 34:34.980
. . اينو

34:34.980 --> 34:36.710
مگه فکرکردي چي ميدوني ؟

34:36.710 --> 34:38.330
. نه

34:39.130 --> 34:42.100
. حق با اين دخترِ

34:42.100 --> 34:45.080
. اينطور که بشه ، ميتونم شرِ پادشاهُ کم کنم

34:45.080 --> 34:47.870
. هنوز يه چيزي مونده که نتونستم حلِش کنم

34:47.870 --> 34:51.460
مگه کاريَم هست که شما نتونيد انجام بديد ؟

34:53.830 --> 34:56.720
. منظورم گير انداختنِ "کيم سونگيول"ـه

34:56.720 --> 35:01.080
، بعد از اتفاقِ اونروز
. ديگه طرفِ اينجا پيداش نشده

35:01.080 --> 35:03.250
براي همينه ديگه ؛

35:03.250 --> 35:08.240
. راهي براي حاضر کردنِش پيدا کردم

35:08.240 --> 35:12.340
مردم همينطوريش بخاطرِ اين پادشاهِ
، ناتوانِشون دارن سختي ميکِشن

35:12.340 --> 35:15.510
، اگه بخاطرِ من ، اين دردِشون بيشتر بشه

35:16.790 --> 35:20.470
. کيم سونگيول " که دست رو دست نميذاره "

35:20.470 --> 35:25.490
هم "کيم سونگيول"ـو ميگيريد و
هم قلبِ مردمو بدست مياريد ؛

35:25.490 --> 35:28.650
. انگار با يه تير ، دو نشون بزني

35:42.910 --> 35:46.710
دختراي جوون يکي يکي بايد به قصر
. فرستاده بشن ؟ انگار دنيا داره به آخر ميرسه

35:46.710 --> 35:49.290
چطور کشور به همچين وضعي دچار شده ؟

35:49.290 --> 35:50.510
مگه ميشه ؟

35:53.540 --> 35:55.870
. تو که اونجايي ، منو ببين

35:56.950 --> 35:59.010
چيه ؟ -
داشتي چي ميگفتي ؟ -

35:59.010 --> 36:01.140
. بيا اينجا ببينم

36:06.160 --> 36:07.230
چکار ميکني ؟

36:07.230 --> 36:10.220
، دستور دادن که کسي لباسِ سياه نپوشه

36:10.220 --> 36:12.130
. دارم يه نگاه به لباسِت ميندازم

36:12.130 --> 36:16.220
چه لباس سياه پوشيده باشم و چه نه ؛
چه ربطي به قانون داره که باهام اينطوري ميکني ؟

36:16.220 --> 36:17.420
. فايده نداره

36:17.420 --> 36:18.790
. بايد باهامون بيايي

36:18.790 --> 36:20.420
. وِلم کنيد

36:20.420 --> 36:22.260
. گفتم وِلم کنيد

36:22.260 --> 36:24.370
. عجب آدماي نکبتي

36:24.370 --> 36:28.210
خب چرا اعلام نميکنن که
گي " شده پادشاهِ کشور ؟ "

36:28.210 --> 36:31.090
. هيونگ ، هيچي نگو

36:31.090 --> 36:34.330
. بيا بريم

36:41.290 --> 36:43.540
. يکي اومده ديدنِتون

36:44.240 --> 36:46.210
. علياحضرت

36:51.040 --> 36:52.490
. . چطور تونستي

36:52.490 --> 36:57.030
ببخشيد ، بايد درمورد چيزي
. باهاتون صحبت کنم

36:57.760 --> 37:00.170
. باشه

37:00.170 --> 37:02.800
. حواسِتون به بيرون باشه

37:09.580 --> 37:14.630
لباسِ سياهِ مخصوصِ اربابَم
دستِ شماست ، درسته ؟

37:14.630 --> 37:18.550
اين همه راهُ اومدي که اينو بگي ؟

37:18.550 --> 37:20.980
. چيزي دراينمورد نميدونم

37:21.750 --> 37:27.300
. مدتي ميشه که به قصر پايين نرفتيد

37:29.600 --> 37:33.060
. پادشاه هم خبر دارن

37:33.060 --> 37:38.360
با اين مغزِ کوچيکَم ، نميتونم به درستي
. متوجهِ وضعيت بشم

37:40.760 --> 37:43.760
داري تهديدَم ميکني ؟

37:46.290 --> 37:48.760
. لباسُ پس بديد

37:48.760 --> 37:49.670
. . اگه پس نديد

37:49.670 --> 37:52.290
. هرکاري خواستي بکن

37:52.290 --> 37:55.380
، اگه بين رابطه ي من و پادشاه دخالت کني

37:55.380 --> 37:58.640
. " لباسُ ميدم به " گي

37:58.640 --> 38:00.960
هدفِتون چيه که تا اينجا داريد پيش ميريد ؟

38:00.960 --> 38:04.460
هدفِت از اينکه تو چشمِ " گي " باشي چيه ؟

38:04.460 --> 38:06.080
حتي ازش نميترسي ؟

38:06.080 --> 38:10.740
" مدتِ زيادي به ارباب " کيم سونگيول
. خدمت کردم

38:10.740 --> 38:14.190
، اگه بخاطرِ اربابَم باشه
. حتي بيشتر از اينَم ميتونم انجام بدم

38:14.190 --> 38:16.440
. من ملکه ي اين کشورَم

38:16.440 --> 38:22.020
هرکاري براي اعليحضرت ميکنم تا
. بتونن پادشاهِ اين کشور باشن

38:22.020 --> 38:25.000
خب چرا کاري براي نابوديِ
گي " نميکنيد ؟ "

38:25.000 --> 38:29.220
چطوره که از قدرتِتون عليهِ " گي " استفاده نميکنيد و
درعوض قدرتِ اربابِ منو ازش ميگيريد ؟

38:29.220 --> 38:34.240
اگه " کيم سونگيول " خلاف دستورِ پادشاه
، عمل نميکرد و "يانگسون"ـو مخفي نميکرد

38:34.240 --> 38:37.280
. گي " تا الان از بين رفته بود "

38:37.280 --> 38:41.090
مگه " يانگسون " چي داره که
داريد اينطور ميکنيد ؟

38:42.150 --> 38:46.550
. از نسلِ "گي"ـه که ميتونه اونو بکُشه

38:46.550 --> 38:50.210
. درموردش از خودِ " گي " شنيدم

38:51.430 --> 38:55.720
. جو يانگسون " از نسلِ "گي"ـه "

38:55.720 --> 38:59.230
. اون نقشه ي سريِ نابوديِ "گي"ـه

39:02.540 --> 39:05.780
ميدوني " جو يانگسون " کجاست ؟

39:06.500 --> 39:07.980
. نميدونم

39:07.980 --> 39:12.900
، اگه واقعا بهترينُ براي " کيم سونگيول " ميخواي
. . خوب فکرکن و

39:12.900 --> 39:15.490
. تصميمِ درستُ بگير . .

39:20.240 --> 39:22.250
فقط اينقدر بهم ميدي ؟

39:22.250 --> 39:25.210
. بخاطرِ اون خانم خوشگله ، تازه بيشترَم دادم

39:27.110 --> 39:29.170
خبرُ شنيدي ؟

39:29.170 --> 39:32.640
شنيدم پادشاه دستور داده که
. دختراي جوونُ بفرستن قصر

39:32.640 --> 39:34.220
چي ؟

39:34.220 --> 39:36.610
. اينا که فقط شايعه ـس

39:36.610 --> 39:39.600
. نه . . اعلاميه ـشُ به ديوار زدن

39:39.600 --> 39:43.750
اگه هر روستا ، تا قبل از رسيدنِ ماه کامل
، يه دخترِ جوون به قصر نفرسته

39:43.750 --> 39:45.970
. مالياتُ براش دوبرابر ميکنن

39:45.970 --> 39:47.750
. زندگي همينطوريش براي آدم سخته

39:47.750 --> 39:52.290
مگه به قصر رفتن چيزِ خوبي نيست ؟

39:52.320 --> 39:56.090
نه ، چه حرفا ميزني ؛
. . اون موجودي که تو قصرِ

39:56.090 --> 40:00.460
همون خون آشام ديگه ، دخترارو
. ميدن دستِ اون خون آشام

40:00.460 --> 40:02.600
خون آشام ؟

40:02.600 --> 40:07.550
بوم " تنها دختر تو روستامونه که "
. ازدواج نکرده

40:20.260 --> 40:21.940
. اونّي

40:28.810 --> 40:31.120
. اينجا زندگي ميکني

40:32.600 --> 40:34.690
. يه دختر داري که امسال 16 سالِش ميشه

40:34.690 --> 40:38.070
. نه ، من حتي ازدواجَم نکردم

40:38.070 --> 40:42.560
اگه شجره نامه ي خانوادَت تقلبي باشه ؛
. مجازاتِ بيشتري در انتظارتِه

40:42.560 --> 40:44.530
. منو با يکي ديگه اشتباه گرفتيد

40:44.530 --> 40:48.510
تنها دخترِ جوونِ اين روستا ، همينه که
اينجاس ؛ کيُ ميخواي گول بزني ؟

40:48.510 --> 40:52.090
بدون که تا چندروز ديگه
. يه پيام براتون مياد

40:52.090 --> 40:53.720
. بريم

41:02.190 --> 41:05.380
پدر ، خوبي ؟

41:31.050 --> 41:32.930
حالِتون بهتره ؟

41:32.930 --> 41:36.660
چطور تونستي قدرِ زندگيتُ ندوني و
به اون جشن بيايي ؟

41:36.690 --> 41:40.540
يعني نگرانم بوديد ؟

41:42.570 --> 41:46.700
. هرچند ، الان وقتِ نگراني نيست

42:01.650 --> 42:03.330
، گي " اينکارارو "

42:03.330 --> 42:06.411
. براي بيرون کِشيدنِ شما ميکنه

42:06.430 --> 42:09.230
. نبايد خودتونو نشون بديد

42:10.800 --> 42:14.980
. بذاريد " يانگسون " پيشِ " گي " بره

42:16.920 --> 42:20.760
. شنيدم اون نقشه ي سريِ نابوديِ "گي"ـه

42:20.760 --> 42:23.440
. امکان نداره بذارم اينطور بشه

42:23.440 --> 42:26.260
منم يکي از نقشه هاي سريَم و
. خودم ميرم سراغِش

42:26.260 --> 42:28.280
، با اينکه همچين حال و روزي داريد

42:28.280 --> 42:30.950
ميخوايد بازم جونِتونو به خطر بندازيد ؟

42:30.950 --> 42:35.390
مدت ها پيش ، کسي که دوسِش داشتمُ
. از دست دادم و خودم زنده موندم

42:35.390 --> 42:37.800
، وقتي يادِ صورتِش ميفتادم

42:37.800 --> 42:41.550
هرروزَمو با خيالِ انتقام و تو جهنم
، سپري ميکردم

42:41.550 --> 42:47.550
بخاطرِ اون انتقام ، اگه مجبور بشم
، براي کُشتنِ " گي " ، زندگيِ کسي که

42:47.550 --> 42:52.220
عاشقشَمو به خطر بندازم ، اگه مجبور بشم
، هيولايي مثلِ " گي " بشم ، ميشم و

42:52.220 --> 42:56.890
. تا آخرِش باهاش ميجنگم و ميميرم

43:31.430 --> 43:33.990
. حرفارو شنيدي و خودت بايد همه چيُ بدوني

43:34.780 --> 43:40.230
حقيقت داره که من نقشه ي سري هستم ؟

43:40.230 --> 43:46.270
درغيراينصورت ، چرا ارباب و پادشاه
بايد سرِ تو باهم بجنگَن ؟

43:50.760 --> 43:52.470
. . " گي "

43:53.800 --> 43:57.730
. بخاطرِ اون ، دوبار پدرَمو از دست دادم

43:57.730 --> 44:00.710
. نزديک بود ارشدُ هم از دست بدم

44:00.710 --> 44:05.180
ديگه بايد کيارو بخاطرِش از دست بدم ؟

44:07.600 --> 44:09.600
. . نميشه مثلِ الان

44:10.700 --> 44:16.780
به ارشد خدمت کنم و به آرومي . .
زندگيمو بکنم ؟

44:16.830 --> 44:20.050
ميدوني بعدش چي ميشه ؟

44:20.050 --> 44:25.990
اگه بچه دار بشي ، اون بچه و
، بچه ي بچه ـش

44:25.990 --> 44:32.250
درنهايت ، يکيشون از نسلِ مادريشون که
. تو باشي ، بايد قربانيِ " گي " بشه

44:32.250 --> 44:33.630
نسلِ مادري ؟

44:35.500 --> 44:39.630
اين شجره نامه ي خانوادگي نيست ؟

44:41.290 --> 44:42.540
چي گفتي ؟

44:42.540 --> 44:44.340
. شجره نامه ي خانوادگي

44:44.340 --> 44:48.060
اين آدم با اين يکي ازدواج کرده و
. اينَم بچه ـشونه

44:49.380 --> 44:54.910
. درسته ، نسلِ مادري همينه

44:56.900 --> 45:02.000
اگه اينکارو نکني ، مردم تا ابد
. بايد بدستِ " گي " شکنجه بشن

45:02.000 --> 45:06.950
و براي فرار از اون درد ، ميرن
. دنبالِ نسلِ بعدِ تو

45:08.540 --> 45:11.230
. . آخه چرا

45:12.460 --> 45:13.710
براي چي ؟

45:13.710 --> 45:18.330
. . درسته ، تمامِش بخاطرِ اينه که

45:19.600 --> 45:22.690
. تو از نسلِ " گي " هستي

45:49.690 --> 45:54.100
. پدر ، منم لباساي خوشگل و لوازم آرايشي ميخوام

45:54.100 --> 45:59.010
جين " ، هرگز نبايد بذاري کسي بفهمه که "
. تو دختر هستي

45:59.010 --> 46:00.970
براي چي ؟

46:00.970 --> 46:05.170
براي اينکه يه روز ميرسه که
. مردم ميخوان بهت صدمه بزنن

46:05.220 --> 46:08.270
. اين لباسا اذيتَم ميکنن

46:11.280 --> 46:13.840
. اما ، اونا اشتباه ميکنن

46:13.840 --> 46:17.920
. وليعهد ، حتما يه راه ديگه اي پيدا ميکنه

46:40.710 --> 46:42.750
چرا اينقدر دير برگشتي ؟

46:42.750 --> 46:44.960
. ارشد

46:44.960 --> 46:47.400
اتفاقي افتاده ؟

46:47.400 --> 46:49.090
. نه

46:50.710 --> 46:55.320
، ميخواستم برم قدم بزنم
باهام ميايي ؟

46:55.320 --> 46:56.760
. آره

47:21.690 --> 47:23.690
. بشين

48:09.060 --> 48:13.560
هرشب داشتي بخاطرِ اين کار ميکردي ؟

48:25.210 --> 48:29.320
حالا فهميدي ميخواي چکار کني ؟

48:30.860 --> 48:33.840
. ديگه نميتونم کتابفروش باشم که

48:33.840 --> 48:37.700
ميخوان رُمان بنويسيم ، اما ، فکرنکنم
. استعدادِ اينَم داشته باشم

48:37.740 --> 48:41.860
، ميخوام همه چيُ فراموش کنم و

48:41.860 --> 48:43.960
. تا ابد همينجا باهم زندگي کنيم

48:45.370 --> 48:48.640
. حيف شد

48:48.640 --> 48:50.230
چي ؟

48:50.230 --> 48:55.540
يعني فقط منم که منتظرِ
رُمانِ بعديِ " محقق شب رو " هستم ؟

49:01.030 --> 49:07.210
اون محقق شب رويي که پيشِ خودم
، تصور ميکردم

49:08.060 --> 49:13.910
فقط قلبِ دخترارو به تپش مينداخت ؛
. فکرکنم چندان کامل نبود

49:20.120 --> 49:26.620
هرچي بيشتر شمارو ميشناسم ، بيش از پيش
. نميتونم باري که رو دوشِتون هستُ تصور کنم

49:28.200 --> 49:34.420
حس ميکنم رُماني که درموردتون نوشتم
. خيلي سطح پايين بوده و شرمنده ـم

49:36.540 --> 49:41.880
مثلِ اينکه واقعيت با تصوراتِ من
. از زمين تا آسمون فرق ميکنه

49:44.550 --> 49:48.850
و همينطورم انگار نميتونم
. واقعيتِ زندگيمو تغيير بدم

49:51.770 --> 49:54.880
، اما ، واقعيتي که نميتوني تصورِش کني

49:54.880 --> 49:58.360
. حتما خيلي تاريک و سردِ

49:59.680 --> 50:04.010
، با اينکه نميشه تصورُ به واقعيت تبديل کرد
. اما ، آدمارو ميشه تغيير داد

50:04.010 --> 50:07.411
و اون آدم ، ميتونه دنيارو
. از اينرو به اونرو بکنه

50:09.480 --> 50:12.310
، بعضي وقتا که دنيا تو آرامشِ

50:12.310 --> 50:17.500
اون کسي که بقيه لازمِش دارن ، محقق شب رو
، نيست

50:17.500 --> 50:22.630
مردم کسيُ ميخوان که بهشون رويايِ
، دنياييُ که آرزوي زندگي توي اونو دارن بهشون بده

50:22.630 --> 50:26.310
. يکي مثلِ تورو لازم دارن

50:36.040 --> 50:38.990
چرا اينطوري نگام ميکني ؟

50:38.990 --> 50:41.820
. خوشگلَن

50:41.820 --> 50:43.930
چي ؟

50:43.960 --> 50:46.660
، حرفايي که بهم زديد و

50:47.780 --> 50:50.620
. قلبِتونُ ميگم

50:58.100 --> 51:00.270
. بيا بالا

51:00.270 --> 51:03.940
. نه ، حتي هنوز کامل خوب نشديد

51:03.940 --> 51:09.520
ميخوام ببينم کاملا خوب شدم يا نه ؛
. دست زد به سينه ـم نزن

51:14.590 --> 51:16.120
. بيا

51:30.460 --> 51:34.820
ارشد ، سنگين نيستم ؟

51:34.820 --> 51:41.500
. کارِت که کمتر شده ، انگار قلبِتَم سبک تر شده

51:46.420 --> 51:49.490
از کجا ميدونستيد ؟

53:05.370 --> 53:11.110
اربابَم چندين بار بعد از اون حادثه براي بدست
. آوردنِ مدرک به اينجا اومده ، اما ، چيزي بدست نياورده

53:11.110 --> 53:13.590
. . جو " ، نه "

53:13.590 --> 53:18.140
پدرِ واقعيِ " سوجين " چيزي درموردِ
نسلِ مادري ميدونسته ؟

53:18.140 --> 53:20.740
احتمالا براي همين دختر بودنِشُ
. مخفي نگه داشته بوده

53:22.390 --> 53:26.530
. اِيکاش يه کم زودتر رسيده بودم

53:26.530 --> 53:31.370
پس پدرِ واقعيِ " سوجين " هم
. به همين خاطر مُرده

53:32.370 --> 53:33.900
. درسته

53:42.100 --> 53:45.160
چيه ؟ چي شد ؟

53:58.570 --> 54:00.330
چطور همچين چيزيُ از قلم انداختم ؟

54:00.330 --> 54:03.100
منظورتون چيه ؟

54:03.100 --> 54:05.260
. بايد فورا به پادشاه خبر بدم

54:05.260 --> 54:06.720
! هِي

54:28.500 --> 54:31.740
مگه اون چه کارِ اشتباهي کرده ؟

54:31.800 --> 54:33.560
. اينجارو باش

54:33.560 --> 54:35.550
. ديگه شورِشُ درآورديد

54:35.550 --> 54:38.040
مگه خودتون بچه نداريد ؟

54:38.040 --> 54:41.220
همه ـتون ميخوايد دست رو دست بذاريد ؟

54:41.220 --> 54:45.290
اين دستورِ ؛ هرکسي که دخالت ميکنه رو
. بگيريد

54:48.580 --> 54:50.950
. تمومِش کنيد

55:07.820 --> 55:09.390
، ميدونم چه حسي داري

55:09.390 --> 55:12.530
، اما ، اينکه با بي فکري بپَري جلو
. فقط تو دردسر ميندازتِت

55:12.530 --> 55:14.660
. هيونگ نيم

55:20.230 --> 55:22.960
. هيونگ نيم

56:09.590 --> 56:11.810
. نميشه

56:11.830 --> 56:14.060
مگه ميشه اونّي رو بفرستيم بره ؟

56:14.060 --> 56:18.390
نتونستم کاريش کنم ، تو بچه ي خودمي و
. اون بچه ي يکي ديگه ـس

56:18.390 --> 56:20.540
. نميتوني بري

56:20.540 --> 56:22.580
از چي حرف ميزنيد ؟

56:27.820 --> 56:30.780
يانگسون " کجاس ؟ "

56:30.780 --> 56:33.210
. حقَمِه منو بکُشيد

56:33.210 --> 56:35.010
. پرسيدم کجاس

56:35.010 --> 56:37.760
. گناهي کردم که بايد بخاطرِش بميرم

56:37.760 --> 56:39.910
گفتم کجاس ؟

56:39.910 --> 56:45.450
. . راستش ، سربازاي قصر اومدن و

56:46.590 --> 56:51.100
. بجاي دخترم ، اونو به قصر بُردن

56:51.100 --> 56:54.411
. بايد منو بکُشيد ، سرورم

57:02.850 --> 57:05.780
. تقصيرِ تو نيست

57:15.620 --> 57:18.170
. ميتونيد بريد

57:53.240 --> 57:58.700
. اين لباس ، هرگز نبايد بدستِ " گي " بيفته

57:58.710 --> 58:01.870
کجايي ، " کيم سونگيول " ؟

58:08.210 --> 58:13.720
نمايشِ خوبي راه انداختم و
. مهمونا بايد به زودي برسن

58:18.150 --> 58:21.200
. يانگسون " ، نبايد بري . . نبايد بري "

58:25.110 --> 58:28.500
. . سرورم

58:28.510 --> 58:31.520
هوجين " ؟ " -
هان ؟ سرورم ؟ -

58:31.520 --> 58:33.700
! سرورم . . سرورم

58:33.700 --> 58:38.360
سرورم ، شما . . حالِتون خوبه ؟

58:38.360 --> 58:41.400
سويانگ " گفته بود که براي "
. يه مدتي اونجا مخفي ميمونيد

58:41.400 --> 58:43.830
. يانگسون"ـو بردن قصر"

58:43.830 --> 58:46.860
بردنِش قصر ؟

58:46.880 --> 58:50.070
با اينکه ميدونست اون نقشه يِ سريِ ؛
. خودش رفته قصر

58:50.070 --> 58:54.320
. سرورم . . اينطور نيست

58:54.320 --> 58:56.220
منظورت چيه ؟

58:56.220 --> 59:00.720
استاد " بِک " ميگفت " گي " مادرِ واقعيِ
. يانگسون"ـو گاز گرفته و اونَم مُرده"

59:00.800 --> 59:04.450
پس اگه حتي " گي " خونِ نسلِ مادريُ
. بخوره ، بازم نميميره

59:04.450 --> 59:06.860
. بازم زنده ميمونه

59:07.820 --> 59:09.660
. همونطوره که فکرميکردم

59:11.270 --> 59:13.700
. بايد جلوي "يانگسون"ـو بگيرم

59:52.090 --> 59:54.120
. از اينطرف

01:00:53.600 --> 01:00:58.180
گي " عاشقِ يه انسان شده بوده و "
. باهم بچه دار شدن

01:00:58.180 --> 01:01:01.370
از بينِ اين همه آدم ، تو از نسلِ اوني ؛

01:01:03.110 --> 01:01:07.020
. سرنوشتِ خوبي نداشتي

01:01:07.020 --> 01:01:10.030
خب چکار ميشه کرد ؟

01:01:10.030 --> 01:01:13.580
. تو از نسلِ اون خانواده اي

01:01:13.580 --> 01:01:19.740
. تصميمِ خودم نبوده که سرنوشتم اين باشه

01:01:50.000 --> 01:01:54.020
. . اما ، اينطور مُردن

01:01:56.180 --> 01:01:59.620
. چيزيِ که خودم تصميمِشُ گرفتم . .

01:02:02.990 --> 01:02:06.350
. . ارشد

01:02:06.350 --> 01:02:11.960
. لطفا قوي بمون . .

01:02:12.350 --> 01:02:25.960
.:: @bollbolljan_com ::.

01:02:26.650 --> 01:02:28.820
« . . آنچه خواهيد ديد »

01:02:28.830 --> 01:02:33.130
از جونَمو که بدستِ شما نجات داده شده
. براي جبرانِ خوبي هاتون استفاده ميکنم

01:02:33.160 --> 01:02:36.310
يهويي تو شرق و غرب پيداش ميشه و
. حالِ سربازاي سلطنتيُ حسابي جا مياره

01:02:36.310 --> 01:02:38.980
شنيدم دخترايي که به زور به قصر بردنُ
. نجات ميده

01:02:39.010 --> 01:02:41.460
. دزدِ باحاليِ که لباسِ سياه ميپوشه

01:02:41.460 --> 01:02:45.860
اگه لباس سياه ميپوشه و اينور و اونور
همزمان پيداش ميشه ؛ يعني "کيم سونگيول"ـه ؟

01:02:45.860 --> 01:02:48.380
. دستور ميدم که فورا اونو بگيريد

01:02:48.380 --> 01:02:49.970
. انگار به همين زوديا همديگه رو ميبينيم

01:02:49.970 --> 01:02:52.420
. ارشد ، عاشقتَم

01:02:52.420 --> 01:02:58.950
تمامِ اون احساس و علاقه رو با خودم ميبرم ؛
. پس خواهشا منو از ياد ببر