﻿WEBVTT

00:12.844 --> 00:14.945
.رفتم تو

00:14.945 --> 00:58.945
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:42.400 --> 01:44.001
.اوه، نه

02:00.485 --> 02:02.486
کریستن کلارک»، این اتهام خیلی جدی»

02:02.488 --> 02:03.954
.علیه توئه

02:03.956 --> 02:05.622
اینو می فهمی؟

02:05.624 --> 02:08.238
.«من سه بار اولیه ای که بهم گفتی فهمیدم، «دکتر هاردوایک

02:08.326 --> 02:11.361
ممکنه وقتی دارم باهات صحبت می کنم اون کار رو نکنی؟

02:12.397 --> 02:13.630
.ممنون

02:13.632 --> 02:15.132
تو جوابی برای «کمیل» داری؟

02:15.134 --> 02:16.500
.آره

02:16.502 --> 02:17.868
چرا من باید تو تحقیق اونو خرابکاری کنم

02:17.870 --> 02:19.369
وقتی خودش کاملاً توانایی

02:19.371 --> 02:21.038
خراب کردن کار خودش رو داره؟

02:21.040 --> 02:22.573
می بینید؟

02:22.575 --> 02:24.475
.همه ی سال همین مزخرفات رو تحویل من می داده

02:24.477 --> 02:25.976
.من این رو از روی غرض نمی گم

02:25.978 --> 02:27.611
.فقط علتش اینه که کار «کمیل» اغلب سرهم بندی شده است

02:27.613 --> 02:28.979
.معتقدم نمره هاش هم اینو نشون می ده

02:28.981 --> 02:30.848
ما با هم هم خونه ایم بنابراین اون دسترسی به

02:30.850 --> 02:32.716
کد های من داشته. علاوه بر این اون می خواد

02:32.718 --> 02:34.384
.اول اون رو منتشر کنه. اون انگیزه اش رو داره

02:34.386 --> 02:37.054
«من خواهان یک تحقیقات کامل هستم و می خوام که «کریستن

02:37.056 --> 02:39.523
.در مدت تحقیقات از دانشگاه معلق بشه

02:39.525 --> 02:41.558
اینا فقط به خاطر ظرفایی است که توی سینگ گذاشتم. مگه نه؟

02:41.560 --> 02:43.460
چی؟ نه. تو فکر می کنی من می خواهم

02:43.462 --> 02:45.535
تو رو به خاطر ظرفایی که تو سینک گذاشتی معلقت کنم؟

02:45.636 --> 02:46.776
.تو خیلی عصبانی بودی

02:46.827 --> 02:48.866
،می دونی چیه، می مردی اگه بعد از اینکه کارت تموم شد
آشپزخونه رو تمیز می کردی؟

02:48.868 --> 02:50.501
... نمی دونم. تو می مردی

02:50.503 --> 02:51.802
که در اتاقت رو ببندی وقتی یه مرد رو آوردی تو اتاقت؟

02:51.804 --> 02:53.504
.اون فقط یه بار بود -
«کریستن»، «کمیل» -

02:53.506 --> 02:55.606
از شما خانم ها می خوام که تمرکز داشته باشید، باشه؟

02:55.608 --> 02:58.041
.تعلیق دانشگاهی مثل یه گزینه هسته ایه

02:58.043 --> 03:00.998
.باید راهی باشه «کریستن» بتونه ثابت کنه که این کار رو نکرده

03:01.112 --> 03:03.480
ما همچنین نمی تونیم این احتمال رو نادیده بگیریم که
.کمیل» این کار رو کرده تا منو خراب کنه»

03:03.482 --> 03:05.015
... من همین الان با دستگاه دروغ سنج آزمایش میدم

03:05.017 --> 03:07.417
همین الان. تو چی؟

03:07.419 --> 03:09.586
.من رد می شم

03:09.588 --> 03:12.189
.به نظر من که این حرف به معنی قبول کردن جرمه

03:12.191 --> 03:14.591
.دروغ سنج روی من کار نمی کنه. من رد می شم

03:14.593 --> 03:16.927
... به خاطر این مشکلت ... زمانیت

03:16.929 --> 03:19.463
.در هم ریختگی زمانی، آره -
.چه دلیل قانع کننده ای -

03:19.465 --> 03:22.432
کریستن» ما اینجا قواعد رفتاری سختگیرانه ای»

03:22.434 --> 03:25.435
.برای دوره های دکتری داریم
،تا اطلاع ثانوی

03:25.437 --> 03:27.771
.من تو رو از دانشگاه معلق می کنم

03:27.773 --> 03:29.039
.متأسفم

03:31.910 --> 03:35.179
.خدمت شما. درست شد. قابلی هم نداشت

03:38.116 --> 03:39.950
.خوب

03:43.988 --> 03:46.623
کریستن کلارک»؟» -
.بله -

03:46.625 --> 03:48.625
،«کارآگاه «فیشر
.پلیس لوس آنجلس

03:49.928 --> 03:52.529
.متأسفم، «خانم کلارک»، من خبرای بدی براتون دارم

03:58.703 --> 04:00.571
.خودشه

04:00.573 --> 04:02.506
می خواهی وقت بهتون بدم؟ -
که چکار کنم؟ -

04:02.508 --> 04:04.541
.که با پدرتون تنها باشید

04:12.550 --> 04:13.750
.رو تو این ور کن

04:24.662 --> 04:26.763
.رو تو این ور کن

04:36.808 --> 04:38.609
.نه، من خوبم

04:38.611 --> 04:40.911
اداره پلیس یه مشاور مخصوص اندوه داره اگه

04:40.913 --> 04:42.179
.دوست داشته باشید می تونید با کسی حرف بزنید

04:42.181 --> 04:44.615
مطمئنید اون خودشو کشته؟ -
.آره -

04:45.516 --> 04:47.284
.من فکر می کنم شما اشتباه می کنید

04:47.286 --> 04:49.553
وقتی یه نفر به خودش شلیک می کنه در مقایسه با
وقتی بهشون توسط فرد دیگه ای

04:49.555 --> 04:51.822
... شلیک می شه، یه تفاوت های خاصی

04:51.824 --> 04:53.523
مطمئنید می خواهید ان رو بشنوید؟

04:53.525 --> 04:55.025
چه جور خاص؟

04:55.027 --> 04:57.261
،نشانه هایی مثل باقی مانده پودر باروت روی دست های فرد خودکشی کننده

04:57.263 --> 05:00.530
.محل زخم و تعداد شلیک ها، درجه شلیک

05:00.532 --> 05:03.533
.تمام نشانه ها در پدر شما اشاره به خودکشی داره

05:03.535 --> 05:05.068
.اون به سینه خودش شلیک کرده

05:05.070 --> 05:07.070
.هفتاد و پنج درصد خودکشی ها به سره

05:07.072 --> 05:09.539
.که به این معنیه که بیست و پنج درصد هم به سینه است

05:09.541 --> 05:11.775
.اون مشخصاً جزو اون بیست و پنج درصده

05:12.844 --> 05:14.311
تفنگ چی؟

05:16.080 --> 05:17.848
.اون افتاده روی زمین کنارش

05:17.850 --> 05:19.549
نزدیک کدوم دستش؟
.دست راستش -

05:19.551 --> 05:20.918
.اون چپ دست بوده -
.مهم نیست -

05:20.920 --> 05:22.719
چرا نیست؟ -
.او به قلبش شلیک کرده -

05:22.721 --> 05:24.955
.راحت تر بوده که این کار رو با دست راستش انجام بده تا دست چپش

05:26.558 --> 05:30.027
.ما از همه ی اتاق عکس گرفته ایم، بیش از 400 عکس

05:30.029 --> 05:31.595
.من یه نسخه ازشون می خوام

05:31.597 --> 05:33.664
.امکانش نیست

05:34.599 --> 05:37.267
چرا شما و پدرتون به هم نزدیک نبوده اید؟

05:37.269 --> 05:38.769
چی باعث شده همچین فکری بکنید؟

05:38.771 --> 05:40.604
به خاطر این که عکس العمل هایی که معمولاً

05:40.606 --> 05:42.873
.می بینم از افرادی که والدینشون می میرند با عکس العمل شما فرق داره

05:42.875 --> 05:45.008
شما خیلی از این عکس العمل ها می بینید؟ -
.آره -

05:45.010 --> 05:46.743
.دلم به حالتون داره اشک می ریزه

05:47.679 --> 05:49.713
چرا نزدیک نبودید؟

05:49.715 --> 05:52.616
.من اون نکشتم -
.من نگفتم این کار رو کردید -

05:52.618 --> 05:55.719
خوبه چون من امروز وقتی اون به قتل رسیده
.توی کلاس بوده ام

05:55.721 --> 05:57.788
.با دانشگاه چک کنید -
.این کار رو کرده ام -

05:57.790 --> 05:59.089
.و این یه خودکشی بوده

05:59.091 --> 06:01.625
.فیشر»، تو اینجایی»

06:01.627 --> 06:03.927
.ببخشید

06:03.929 --> 06:05.929
.حداقل سه نفر به شدت مجروح شده اند ...

06:05.931 --> 06:08.265
سخنگوی شرکت «اپلاید هولوگرافیکس» گفته که

06:08.267 --> 06:10.934
... که شرکت متعاقباً امروز بیانیه ای صادر خواهد کرد

06:10.936 --> 06:13.236
... و نگرانی اصلی آنها در حال حاضر

06:13.238 --> 06:15.706
.امنیت کارکنانشان است
... علت اصلی انفجار

06:15.708 --> 06:18.208
شبیه وسیله انفجاریه که در آپارتمان «الموود» استفاده شده؟

06:20.111 --> 06:21.611
.بعداً راجع بهش صحبت می کنیم

06:21.613 --> 06:23.880
.خودتون رو اذیت نکنید. کار من تمومه

06:25.049 --> 06:26.984
چرا تو و پدرت نزدیک نبودید؟

06:26.986 --> 06:28.919
.شما کارآگاه هستید

06:28.921 --> 06:31.254
.کارآگاهی کنید

06:33.291 --> 06:37.327
اون چی بود؟ -
.نمیدونم -

06:46.904 --> 06:49.006
داری چکار می کنی؟

06:49.008 --> 06:50.907
.بیرونت می اندازم -
.این خونه ی منه -

06:50.909 --> 06:53.343
.نه بعد از این که ازت بابت خرابکاری دانشگاهی شکایت کردم

06:59.951 --> 07:01.985
.اونم دیگه اتاق تو نیست

07:03.654 --> 07:05.188
می تون چیزی برات بیارم؟

07:05.190 --> 07:07.657
یه نوشیدنی سرد؟ حکم محدود سازی؟

07:09.227 --> 07:12.095
.اجازه دسترسی به سیستم دانشگاه رو بهم نمی ده

07:12.097 --> 07:13.730
.آره، تو الان از دانشگاه معلق شدی

07:13.732 --> 07:15.665
.بنابراین «هاردوایک» حسابت رو سته

07:15.667 --> 07:18.668
.خودت می دونی این کار من نبوده
ممکنه کار اون استاد حشری باشه

07:18.670 --> 07:21.204
.بهش دادی باشه A که برای نمره
.به نظر می اومد از هوشت ترسیده باشه

07:21.206 --> 07:23.940
.باشه. من می دونم که تو معنی رابطه ها رو اصلاً نمی فهمی

07:23.942 --> 07:26.076
.بگیرم لازم ندارم به کسی بدم A ولی من برای اینکه نمره ی

07:26.078 --> 07:28.311
شایدم نه. ولی این تاثیر زیادی روی معدلت نداره

07:28.313 --> 07:30.113
.اگه یکی دوبار با «هاردوایک» بریزی رو هم

07:31.215 --> 07:34.017
.ببین. الان فکرم درست کار نمی کنه

07:34.019 --> 07:35.786
.لازم دارم که از لپ تاپت استفاده کنم

07:35.788 --> 07:38.455
چی؟ تو ....چی؟

07:40.892 --> 07:43.994
.نه. به هیج وجه

07:43.996 --> 07:45.962
،احتمالاً نشتیدی

07:45.964 --> 07:48.698
.ولی یه نفر از نزدیکانم امروز مرده

07:48.700 --> 07:50.734
چی؟ کی؟

07:50.736 --> 07:53.003
مهم نیست. ولی می خوام به فایل های پلیس یه نگاهی بندازم

07:53.005 --> 07:54.871
و تنها راه دسترسی به اون ها

07:54.873 --> 07:56.306
اینه که از برنامه ای که ترم پیش نوشتم استفاده کنم

07:56.308 --> 07:58.809
برنامه تشخیص چهره؟ -
.نه، کاوش پنهانی -

07:58.811 --> 08:00.777
.و اون پشت دیواره آتشین دانشگاهه

08:00.779 --> 08:03.280
باشه. تو می خواهی از لپ تاپ من استفاده کنی که

08:03.282 --> 08:05.248
سرور داده پلیس لوس آنجلس رو هک کنی؟

08:05.250 --> 08:06.283
.آره

08:06.285 --> 08:09.753
...خوب، این کار...کمکم کن

08:09.755 --> 08:12.089
.دنبال چه کلمه ای می گردم؟ غیرقانونیه

08:12.091 --> 08:14.724
بنابراین نمیذاری از لپتاپت ایتفاده کنم؟

08:15.893 --> 08:18.795
با دزدکی رفتن به دفتر «هاردوایک» شانست بیشتر از اینه

08:18.797 --> 08:21.798
.که بتونی از لپ تاپ من استفاده کنی

08:21.800 --> 08:23.767
.باشه

08:25.736 --> 08:27.737
.من مطمئنم داشتم شوخی می کردم

08:27.739 --> 08:28.905
نه؟

08:44.123 --> 08:45.922
.«شب بخیر، «ونسا

08:45.924 --> 08:47.824
.شب بخیر، استاد

08:53.898 --> 08:56.867
.کلیدهای داغون

09:41.812 --> 09:43.580
.همون جایی که هستی وایستا

09:47.285 --> 09:49.186
شما بچه ها برای اینکه نگهبان دانشگاه باشید

09:49.188 --> 09:51.588
زیادی لباس تنتون نکرده اید؟ این طور فکر نمی کنید؟

10:06.437 --> 10:08.138
حداقل نمی تونم یه تماس تلفنی داشته باشم؟

10:08.140 --> 10:10.373
به کی؟ همه ی افرادی که تو می شناسیشون

10:10.375 --> 10:12.842
.یا مرده اند یا ازت متفرند

10:12.844 --> 10:14.978
.می تونم به یه وکیل زنگ بزنم

10:14.980 --> 10:17.013
.وکیل ها واقعاً مورد علاقه ی من نیستند

10:17.015 --> 10:19.082
.راجع به پدرت بهم بگو

10:19.084 --> 10:20.350
چرا خودش رو کشته؟

10:20.352 --> 10:22.118
.این کار رو نکرده. و اون پدر من نبود

10:22.120 --> 10:23.920
،می دونم

10:23.922 --> 10:25.522
ولی نمی دونم به چه اسم دیگه ای صداش بزنم؟

10:25.524 --> 10:28.959
.پدر واقعیم وقتی من هشت سالم بود منو پیش اون گذاشت

10:28.961 --> 10:31.027
چه چیزی راجع به پدر واقعیت می دونی؟

10:31.029 --> 10:33.263
.هیچ چی -
.راستش رو بگو -

10:33.265 --> 10:35.565
من می دونم اون بچه نمی خواست. این حساب می شه؟

10:36.500 --> 10:38.935
چرا پدرت تو رو پیش «اد» گذاشت؟

10:38.937 --> 10:40.337
منو گذاشت؟

10:40.339 --> 10:41.938
،اون گذاشتن نبود. وقتی مادرم مرد

10:41.940 --> 10:43.907
.بابایی هیچ منفعتی در من ندید

10:43.909 --> 10:45.976
.ما خانواده ای نداشتیم. اون و «اد» با هم دوست بودند

10:45.978 --> 10:48.178
.اد» قبول کرد منو نگه داره. منو پیش اون نگذاشت. اون منو ول کرد و رفت»

10:48.180 --> 10:50.280
.ولی «اد» هیچ وقت رسماً تو رو به فرزندی نپذیرفت

10:50.282 --> 10:52.482
.نه اون اینو می خواست، نه من -
چرا نه؟ -

10:52.484 --> 10:55.952
.چون این نشان دهنده صمیمیتی می شد که وجود نداشت
من کجام؟

10:55.954 --> 10:58.655
برای همین هیچ حسی نداشتی وقتی اونو مرده دیدی؟

10:58.657 --> 11:00.457
تو اینو از کجا می دونی؟

11:00.459 --> 11:03.260
.من دسترسی به اسناد خاصی از پلیس داریم

11:03.262 --> 11:05.929
چرا وقتی «اد» رو دیدی هیچ حسی نداشتی؟

11:07.598 --> 11:09.132
.تو نمی فهمی

11:09.134 --> 11:11.935
.امتحانم کن. من آدم خیلی فهیمی هستم

11:11.937 --> 11:13.670
.می تونی از همه بپرسی

11:15.573 --> 11:17.274
چند وقته من توی این اتاقم؟

11:17.276 --> 11:19.075
.به سوالم جواب بده -
.دارم سعی می کنم همین کار رو بکنم -

11:19.077 --> 11:21.911
چند وقته من توی این اتاقم؟ -
.حدس بزن -

11:23.147 --> 11:25.448
.یه ساعت -
.یه دقیقه -

11:27.952 --> 11:29.586
تو واقعاً نمی دونی، می دونی؟

11:29.588 --> 11:31.121
.من یه مشکل دارم

11:31.123 --> 11:33.256
.«بهش می گویند «به هم ریختگی زمانی

11:33.258 --> 11:35.258
.من هیچ درکی از زمان ندارم

11:35.260 --> 11:38.061
.من راجع بهش مطالعه کرده ام
.فکر کردم من در آوردی است

11:38.063 --> 11:40.964
.کاش این طور بود. چون نمی تونی درمانش کنی
.واقعاً اذیت می کنه

11:40.966 --> 11:43.033
من از حافظه، منطق و ریاضی استفاده می کنم تا

11:43.035 --> 11:44.534
.تفاوت زمانی رو تخمین بزنم

11:44.536 --> 11:46.936
.ولی نمی دونم گذشت زمان چه حسی داره

11:46.938 --> 11:49.272
حافظه، منطق و ریاضی؟ -
.بگو من کجام -

11:49.274 --> 11:51.041
.مرکز شهر لوس آنجلس -

11:51.043 --> 11:52.342
.تو می گی من یه دقیقه است تو این اتاقم

11:52.344 --> 11:54.044
.بذار برگردیم عقب. سعی کن دنبالم کنی

11:54.046 --> 11:58.114
.از «کالتک» تا مرکز شهر با ماشین 22 دقیقه راهه

11:58.116 --> 12:00.517
،من مجبور نشدم برم دستشویی و گرسنه هم نشدم

12:00.519 --> 12:03.453
.بنابراین می دونم بیشتر از یک ساعت توی اتاق «هاردوایک» نبوده ام

12:03.455 --> 12:06.022
مدت رفتن با «اوبر» از «کالتک» تا خونه ام
[.اوبر» آژانس مسافرتی آنلاین مستقر در سان فرانسیسکو است»]

12:06.024 --> 12:08.158
.به طور متوسط 44 دقیقه است

12:08.160 --> 12:09.993
ده دقیقه هم اضافه کنیم بابت خونه و صحبت با هم اتاقیمريال

12:09.995 --> 12:12.028
.چون فکر نکنم بیشتر از این بتونم تحملش کنم

12:12.030 --> 12:14.597
،چهل و هفت دقیقه از خونه تا ایستگاه پلیس

12:14.599 --> 12:16.599
و می دونم 73 دقیقه هم مرده ی «اد» رو داشتم تماشا می کردم و

12:16.601 --> 12:18.134
.با کارآگاه مقرراتی صحبت می کردم

12:18.136 --> 12:20.203
چون ساعت رو چک کردم. بنابراین با حل مسئله ریاضی

12:20.205 --> 12:22.005
.میشه چهر ساعت و هشت دقیقه

12:22.007 --> 12:23.506
.ولی این ها فقط عدد هستند

12:23.508 --> 12:25.975
.من نمی دونم چهار ساعت و هشت دقیقه چه مفهمومی داره

12:25.977 --> 12:27.577
.من حتی نمی دونم چه مدته دارم صحبت می کنم

12:27.579 --> 12:29.079
.چهل و شش ثانیه

12:29.081 --> 12:31.247
.درک زمانی من خیلی دقیقه

12:31.249 --> 12:33.216
علت اینکه هیچ عکس العملی نداشتم

12:33.218 --> 12:34.984
وقتی «اد» رو توی سردخونه دیدم

12:34.986 --> 12:37.620
اینه که اون لحظه ای که دیدمش

12:37.622 --> 12:39.489
.مثل این بود که اون مدت هاست مرده

12:39.491 --> 12:42.092
لحظه ای که دیدمش، دانش این که اون مرده

12:42.094 --> 12:44.027
.فوراً برام آشنا به نظر می رسید

12:44.029 --> 12:46.029
«به این می گویند « در هم ریختگی زمانی

12:46.031 --> 12:47.430
ممکنه من برم؟

12:47.432 --> 12:51.468
.مدت زمان زیادیه که زیر نظرت دارم

12:51.470 --> 12:53.169
واقعاً؟ پس چرا من الان

12:53.171 --> 12:55.305
از زیر نظرتون خارج شدم و به رستوران چینی تون منتقل شده ام؟

12:55.307 --> 12:57.107
.اسم من «مگی بپتیست»ـه

12:57.109 --> 12:59.109
و روی پروژه ی کار می کنم که نیاز به

12:59.111 --> 13:01.044
.شخصی با این ویژگی خاص تو داره

13:01.046 --> 13:03.313
پروژه هایی هست که به فردی با «درهم ریختگی» زمانی نیاز داره؟

13:03.315 --> 13:05.181
.فقط یکی. مال من

13:05.183 --> 13:07.183
من نماینده سازمانی فدرالی هستم

13:07.185 --> 13:09.185
.که در مورد جرایم خیلی جدی تحقیق می کنه

13:09.187 --> 13:11.388
اف بی آی؟ -
.وقتت رو با حدس زدن تلف نکن -

13:11.390 --> 13:14.157
.خوبه «مگی بپتیست»ف چون همین الانشم علاقه ای به این کار ندارم

13:14.159 --> 13:16.493
.جرم بی نهایت حساس به زمانه

13:16.495 --> 13:18.495
.مرگ و زندگی -
.من همین الانش یه جرم دارم که باید حلش کنم -

13:18.497 --> 13:21.164
.بلند نشو. من خودم راه بیرون رو پیدا می کنم

13:22.667 --> 13:25.101
،«کریستن»

13:25.103 --> 13:27.103
.تو دوتا اتنخاب داری

13:27.105 --> 13:28.671
.یک.. می آیی با من کار می کنی

13:28.673 --> 13:30.807
توی سازمان غیرقابل حدست؟

13:30.809 --> 13:33.476
.دو... من میذارم بری

13:33.478 --> 13:36.045
،هم اتاقیت تازه تو رو انداخته بیرون

13:36.047 --> 13:37.614
،پس جایی برای زندگی نداری

13:37.616 --> 13:39.249
،از نطر دانشگاهی هم که معلقی

13:39.251 --> 13:41.451
.بنابراین برنامه دکتری تو هم رسماً به گند کشیده شده

13:41.453 --> 13:44.387
و تنها فردی هم که ممکنه به تو اهمیت می داده یا نمی داده

13:44.389 --> 13:46.423
.ممکنه خودش رو کشته باشه یا نکشته باشه

13:46.425 --> 13:48.391
.تو پولی نداری و جایی هم که بری نداری

13:49.326 --> 13:51.327
.من یه استاد حشری رو می شناسم

13:51.329 --> 13:53.329
.ممکنه بتونم با ایجاد رابطه جایی برای موندن بهم بده

13:53.331 --> 13:55.732
.من می دونم که تو این طوری نیستی و این جور کارها رو نمی کنی

13:57.201 --> 13:59.202
یه نفر با در هم ریختگی زمانی

13:59.204 --> 14:01.271
می تونه توی سازمان غیرقابل حدس شما کار کنه؟

14:01.273 --> 14:03.206
.بیا بفهمیم

14:57.628 --> 15:00.864
.به برنامه «استیچرز» خوش آمدی

15:07.204 --> 15:09.205
این چیه؟

15:10.140 --> 15:12.308
.ما بش می گوییم تنگ ماهی

15:12.310 --> 15:15.278
چون شبیه یه تنگ ماهیه؟

15:15.280 --> 15:17.580
.امیدوارم از اون اندازه ای که مبدع هستید باهوش تر باشید

15:17.582 --> 15:20.183
.فکر می کردم تا وقتی که اون از نظر روانی بررسی بشه باید صبر کنیم

15:20.185 --> 15:22.418
.وقتی نیست. اگه فکر می کنی لازمه باهاش مصاحبه کن

15:22.420 --> 15:24.821
.ولی می خوام تا بیست دقیقه دیگه آماده باشه -
برای چی آماده باشم؟ -

15:24.823 --> 15:29.158
مشکلت چیه که باعث شده دوستی نداشته باشی؟

15:29.160 --> 15:30.927
چرا بوی گوشت می دی؟

15:30.929 --> 15:32.795
.من برای صبحانه گوشت گاو سرخ کرده خورده ام

15:32.797 --> 15:35.198
گوشت گاو سرخ کرده؟ این یه کامپیوتر کوانتومیه؟

15:35.200 --> 15:36.666
.مثل ژامبون خوک می مونه فقط با گوشت گاو درست می شه

15:36.668 --> 15:38.535
تو چی هستی، مسلمون؟ -
.نه من بی خدا هستم -

15:38.537 --> 15:40.870
بی خداها گوشت خوک نمی خورند؟ -
.اگه این کار مادربزرگشان رو ناراحت کنه، نه نمی خورند -

15:40.872 --> 15:42.572
اون مسلمونه؟ -
.یهودیـــــه -

15:42.574 --> 15:44.574
.می تونی توی سایت همسریابی «کوشرمچمیکیر.کام» پیداش کنی

15:44.576 --> 15:46.743
.فقط دارم می پرسم -
.نه تو فقط داری تندتند حرف می زنی -

15:46.745 --> 15:48.845
.هیچ بیماری خاصی داری؟ ممکنه به درمانگاه نیاز داشته باشی

15:48.847 --> 15:51.180
تو مثل «گالم» می مونی. این قدر مدت زیادی توی غار خودت زندگی کرده ایريال

15:51.182 --> 15:52.815
.فراموش کرده ای چطور باید با بقیه ما هابیت ها حرف بزنی

15:52.817 --> 15:54.951
[یه ارجاع به آثار «تالکین» [ارباب حلقه ها و هابیت
قراره من تحت تأثیر قرار بگیرم؟

15:54.953 --> 15:57.954
،اسم همه ی بازیگرهایی که نقش دکتر «هو» را از سال 1963بازی کرده اند بگو

15:57.956 --> 15:59.956
.اون موقع شاید روی من یه تأثیری بذاری

15:59.958 --> 16:01.874
.من باهوش ترین فرد توی دوره خودم هستم

16:01.875 --> 16:03.655
اوه، پس تو دایره کوچک خودت تو باهوش ترینی؟

16:03.656 --> 16:06.396
پس این باعث می شه تو چی باشی؟ ملکه «سرزمین احمق ها»؟ -
.تو خیلی بامزه ای -

16:06.398 --> 16:08.865
.ممنون که به من لطف داری

16:10.200 --> 16:11.701
.خوب مصاحبه ی ما تموم شد

16:11.703 --> 16:13.836
کسی واقعاً بهت توضیح داده ما اینجا چکار می کنیم؟

16:19.610 --> 16:21.878
.این دومین جنازه ایه که امروز می بینم

16:21.880 --> 16:24.647
.احتمالاً تقصیر تو نیست. احتمالاً

16:24.649 --> 16:26.382
از چی مرده؟

16:26.384 --> 16:29.285
،از انفجار مرده...ضربه مغزی ناشی از انفجار

16:29.287 --> 16:31.354
.اگه بخواهی تکنیکی بگم که می دونم می خواهی

16:31.356 --> 16:33.222
اون کیه؟ -
... تو راجع به دو تا بمبی که -

16:33.224 --> 16:35.258
یکی دیروز و یکی امروز منفجر شده چیزی شنیدی؟

16:35.260 --> 16:37.727
«این آقا بمب گذار ماست. «پیتر برندت

16:37.729 --> 16:39.729
بیست و هشت ساله، تازه فارغ التحصیل شده

16:39.731 --> 16:42.498
.«از دوره مهندسی شیمی «یو سی» «سانتا مونیکا

16:42.500 --> 16:45.568
... با درجه کارشناسی ارشد ... وایستا

16:45.570 --> 16:48.404
.مطالعات انرژی مولکولی. مواد منفجره

16:48.406 --> 16:50.306
اون چرا اینجاست؟ شما بچه ها پزشکی قانونی هستید؟

16:50.308 --> 16:52.308
.نه، اون اینجاست تا حافظه اش رو با ما به اشتراک بذاره

16:52.310 --> 16:53.810
.ولی اون مرده

16:53.812 --> 16:55.712
،نکته جالبش اینه که ...... بعد مرگ

16:55.714 --> 16:57.780
.هوشیاری برای 30 ثانیه می مونه

16:57.782 --> 17:00.950
.بعد ده دقیقه مغز شروع به زوال می کنه

17:00.952 --> 17:03.586
اگه ما با سرعت کافی نمونه ای بدست بیاریم، ما می تونیم پروتکلی رو شروع کنیم

17:03.588 --> 17:05.622
.که برای روزها سرعت این زوال رو کم کنه

17:05.624 --> 17:08.257
نمونه؟ منظورت جنازه است؟ -
.گوجه فرنگی، گـــوجــه فــرنــگــی -

17:08.259 --> 17:10.259
شما مغز این فرد مرده رو کاری می کنید که

17:10.261 --> 17:11.728
با شما ارتباط برقرار کنه؟ چطور؟

17:11.730 --> 17:14.998
.با وارد کردن یه هوشیاری زنده به درون اون خاطرات

17:15.000 --> 17:16.432
.«که بهش می گیم «بخیه زدن

17:16.434 --> 17:18.401
.این غیر ممکنه -
این طوریه-

17:18.403 --> 17:21.437
دکتر من هیچوقت علم عصب شناسی رو نخونده ام؟

17:21.439 --> 17:24.273
،مغز یه ابزار زیست الکتریکی است

17:24.275 --> 17:25.675
.تأکیدش رو الکتریکی ش است

17:25.677 --> 17:27.276
حتی بعد مرگ، شبکه اعصاب

17:27.278 --> 17:29.345
... سیناپس ها .... اون ها هنوز اونجا هستند

17:29.347 --> 17:30.947
.برای مدتی به هر حال

17:30.949 --> 17:32.815
.و این به این معنیه که خاطره ها هم هستند

17:32.817 --> 17:35.551
.ولی برای دسترسی و استنباط اون ها نیاز به ضمیر هوشیاری زنده است

17:35.553 --> 17:37.420
.و اینجا جاییه که تو وارد می شی

17:37.422 --> 17:39.822
.شما می خواهید ضمیر هوشیار من رو داخل مغز این بابای مرده وارد کنید

17:39.824 --> 17:41.924
.اگه اون جوری بهش نگاه کنی به نظر ناجور به نظر میرسه

17:41.926 --> 17:44.427
تا حالا کسی این کار رو کرده؟ -
.رفته باشه داخل؟ یه نفر -

17:44.429 --> 17:45.995
.اسمش «مارتا» بود. او دیگه با برنامه نیست

17:45.997 --> 17:47.563
چرا نیست؟

17:47.565 --> 17:50.433
.نتونست از پسش بربیاد

17:50.435 --> 17:52.602
خوب می خواهی من چکار کنم وقتی داخل حافظه اش رفنم؟

17:52.604 --> 17:54.604
.ما فکر می کنیم بمب دیروز حادثه بوده

17:54.606 --> 17:56.673
.برندت» وقتی داشته اون رو آماده می کرده، آپارتمانش رو منفجر کرده»

17:56.675 --> 17:58.574
... بمب دوم، اون که امروز صبح

17:58.576 --> 18:00.443
.اون که دخل شرکت فناوری پیشرفته رو تو «سانت مونیکا» آورد

18:00.445 --> 18:03.479
اگه «برندت» دیروز مرده، چطور امروز یه بمب رو منفجر کرده؟

18:03.481 --> 18:05.348
.همین، برای ما سوالی، زرنگ

18:05.350 --> 18:07.483
.ما رد تراکنش های مشکوک «برندت» رو گرفتیم

18:07.485 --> 18:10.086
،ماه پیش اون مواد منفجره و تایمرها

18:10.088 --> 18:12.622
.مئارهای الکترونکی و کلیدهای فشاری کافی برای چهار بمب رو خریده

18:12.624 --> 18:14.957
و شما فکر می کنید اون بمب ها رو قبل از مردنش جاسازی کرده؟

18:14.959 --> 18:16.693
.خوب، این بدترین سناریوئه

18:16.695 --> 18:18.628
... بمبی که آپارتمان «برندت» رو خراب کرد

18:18.630 --> 18:20.329
.فقط به بزرگی یه دستگاه بوده

18:20.331 --> 18:21.764
.معنیش اینه که دوتا ابزار دیگه هم هست که پیدا نشده اند

18:21.766 --> 18:23.633
«ما تو رو لازم داریم که بری توی حافظه ی «بندت

18:23.635 --> 18:25.435
.و بفهمی او دوتا بمب دیگه کجا هستند

18:25.437 --> 18:27.537
.جون چندین نفر در خطره

18:27.539 --> 18:29.405
این واقعاً کار می کنه؟ -
.اهوم -

18:29.407 --> 18:30.540
.نشونم بده

18:30.542 --> 18:31.874
.بسیار خوب

18:31.876 --> 18:34.377
.بذار اون لباس هاتو دربیاری و شروع کنیم

18:34.424 --> 18:37.458
وقتی تو داخل حافظه ی کس دیگه ای هستی

18:37.460 --> 18:39.060
ذهنت تصویری از خودت نشون می ده

18:39.062 --> 18:41.395
.انگار تو واقعاً اونجا هستی

18:41.397 --> 18:43.998
این لباس رو بپوشم؟

18:44.000 --> 18:46.968
آره. ماده اون از فیبر پلیستر بافته شده ایه

18:46.970 --> 18:49.470
.که با یه لایه نیکل-زینک روی مس پوشیده شده

18:49.472 --> 18:51.672
باعث ارتباط بهتر

18:51.674 --> 18:53.541
.بین پوستت و حسگرها می شود

18:53.543 --> 18:55.409
این ایده ی کی بوده؟ -
.ایده ی من بوده -

18:55.411 --> 18:56.911
این «لاینس»ــه. اون مسئول

18:56.913 --> 18:59.647
.مهندسی زیست الکتریکی و ارتباطاته

18:59.649 --> 19:01.516
،در اصل قرار بود تو کاملاً برهنه باشی

19:01.518 --> 19:03.618
.ولی به خاطر برخی مخالفت ها، ما مصالحه کردیم

19:03.620 --> 19:05.787
با لباس زن گربه ای تن من کردن؟ -
.اوه، این عالیه -

19:05.789 --> 19:07.522
.ما مردان علم هستیم

19:07.524 --> 19:09.056
.وسیله ارتباطی

19:09.058 --> 19:10.958
.با این ها می تونیم با همدیگه حرف بزنیم

19:10.960 --> 19:13.161
.من حافظه «برندت» رو برای تو می رونم

19:13.163 --> 19:15.163
.ولی من باید با چشمان بسته رانندگی کنم، پس تو باید راهنماییم کنی

19:15.165 --> 19:17.431
چطور انتخاب کنم که به کدوم خاطره برم؟

19:17.433 --> 19:19.066
،وقتی ما یه نمونه جدید بدست می آوریم

19:19.068 --> 19:20.868
.اولین کاری که می کنیم نقشه برداری از حافظه اون هاست

19:20.870 --> 19:22.937
،بعضی هاشون ارتباطات سیناپسی قوی ای دارند

19:22.939 --> 19:24.739
.که به این معنیه که از نظر احساسی بیستر شارژ شده اند

19:24.741 --> 19:26.741
.اون خاطرات مثل آهنربا تو رو می کشند طرف خودشون

19:26.743 --> 19:29.677
.و این «آیو»ــه. اون اینجاست که اطمینان پیدا کنه که تو نمیری

19:29.679 --> 19:31.779
.خوبه

19:31.781 --> 19:35.449
کرستن»، آماده ای؟»

19:35.451 --> 19:37.185
.بذار بفهمیم

19:40.489 --> 19:43.591
.خوب، «لباس کشی» توی مایع

19:44.960 --> 19:46.727
.همه در موقعیتشون

19:47.896 --> 19:49.897
.پاهات رو در تماس با بالشتک باشه

19:49.899 --> 19:52.099
چرا؟ -
.نقطه ی اتکاته. لازمت میشه -

19:52.101 --> 19:53.935
برای چی؟ -
.خودت می فهمی -

19:53.937 --> 19:56.470
.نورها تا 20 درصد، لطفاً

19:57.673 --> 19:59.941
.خوب، همه حواسشون باشه. ساعت مأموریت شروع به کار کرد -

19:59.943 --> 20:03.544
.دفترچه یادداشت کاپیتان، تاریخ ستاره ای 2015

20:03.546 --> 20:05.513
جداً؟ -
ببین من بهت نمی گم تو چطور -

20:05.515 --> 20:07.648
از نظر احساسی خالی باشی و یه زن جوادن بدون رابطه باشی

20:07.650 --> 20:09.650
.تو هم بهم نمی گی چطور آزمایگاهم رو اداره کنم

20:09.652 --> 20:11.986
.منصفانه است -
... تاریخ ستاره ای -

20:11.988 --> 20:13.988
.اصلاً می دونی چیه؟ مهم نیست. فراموشش کن. تو خرابش کردی

20:13.990 --> 20:16.057
.بسیارخوب، من یه برو یا نرو برای سینک عصبی «استیج» لازم دارم

20:16.059 --> 20:17.758
.علوم زندگی -
.آماده رفتن -

20:17.760 --> 20:19.193
.زیر زیستی -
.برو -

20:19.195 --> 20:21.629
.مهندسی -
.همه سیستم ها آنلاین هستن. برو -

20:21.631 --> 20:24.131
.ارتباطات -
(برو برای «استیچ» کاپیتان من! (به فرانسوی

20:24.133 --> 20:27.535
.درمانی -
.خوب به نظر می رسه. برو -

20:27.537 --> 20:30.104
.ازتباط چک می شه. یک-دو، سک-دو -
.می شنوم -

20:30.106 --> 20:32.173
اون صفحه کلید زیردستت رو می بینی؟

20:32.175 --> 20:34.809
.تو قراره از اون برای بیرون کشیدن خودت از حافظه استفاده کنی

20:34.811 --> 20:37.979
.وقتی زمانش برسه، تو باید نام کاربری خودت «کرستن» رو با اون تایپ کنی

20:37.981 --> 20:39.614
.که بعدش کد خروجت رو باید نایپ کنی

20:39.616 --> 20:41.782
کد من چیه؟

20:42.784 --> 20:46.654
.منقلبلاینس» باحروف کوچک بدون فاصله»

20:46.656 --> 20:48.956
می تونم اون عوض کنم. درسته؟ -
.به هبچ وجه -

20:48.958 --> 20:50.958
.چک ارتباط کامل شد. خوب. وقتشه بریم

20:50.960 --> 20:54.061
.سینک عصبی «استیچ» رو با علامت من اجرا کنید

20:55.264 --> 20:57.198
.وقتشه پرنسس

20:57.200 --> 20:59.267
.چشماتو ببند. سعی کن آروم باشی

20:59.269 --> 21:01.869
.و فراموش نکن، هر چی اونجا می بینی، تو تنها نیستی

21:01.871 --> 21:04.038
.ما با توام

21:04.040 --> 21:05.539
.به من اعتماد کن

21:05.541 --> 21:07.742
.بله، کاپیتان

21:07.744 --> 21:09.744
سینک عصبی «استیچ» با شماره سه

21:09.746 --> 21:13.681
.دو، یک

21:13.683 --> 21:15.983
.شروع

21:41.343 --> 21:43.577
.سرعت نفس کشیدنت رو آروم کن -
من کجام؟ -

21:43.579 --> 21:45.646
توی آپارتمان «برندت». اونجا باید سرنخی

21:45.648 --> 21:47.214
.از جایی که بمب ها رو کار گذاشته باشه

21:47.216 --> 21:50.184
.من سردمه. سردمه. واقعاً سردمه -

21:50.186 --> 21:53.020
آیو»؟» -
.دمای بدنش 37 درجه است، ثابت -

21:53.022 --> 21:55.690
.تو سردت نیست

21:58.260 --> 22:00.962
.داره بهش شوک وارد می شه -
.برای همین ما تست فیزیولوژی رو انجام می دهیم -

22:00.964 --> 22:03.064
.آره، اون برای «مارتا» خیلی خوب کار کرد -
.می کشمش بیرون -

22:03.066 --> 22:05.132
.لازمه بفهمیم دو تا بمب دیگه کجان

22:05.134 --> 22:08.602
.کریستن» سرعت نفس کشیدنت رو آروم کن»

22:08.604 --> 22:10.671
.واقعاً سعیت رو بکن وگرنه مجبوریم بکشیمت بیرون

22:12.307 --> 22:14.642
.من فکر کردم من باید این کار رو بکنم

22:14.644 --> 22:18.212
تو دو دقیقه اول ما می تونیم این کار رو بکنیم
.ولی بعد از اون، تو باید خودت این کار رو بکنی

22:18.214 --> 22:20.748
و اگه نتونم؟ -
،ما هنوز می تونیم این کار رو برات بکنیم -

22:20.750 --> 22:23.784
.ولی ضمیر هوشیارت خوشش نمیاد وقتی آماده نیست بیرون کشیده بشه

22:23.786 --> 22:26.020
.و روش یه اثر میذاره. یه اثر بد

22:27.656 --> 22:29.657
.سرعت نفس کشیدنت رو آروم کن

22:36.631 --> 22:38.933
.ما باید اون رو بکشیم بیرون -
اون صدای «لاینس»ــه؟ -

22:38.935 --> 22:40.401
.آره، اون فکر می کنه ما باید بکشیمت بیرون

22:40.403 --> 22:42.403
.فقط بهش بگو خفه شه

22:42.405 --> 22:44.739
.هی، فکر کنم ازت خوشش اموده

22:44.741 --> 22:46.707
خوب، تا وقتی خودت نخواهی بیرونت نمی کشیم

22:46.709 --> 22:49.377
خودت رو آروم کن. می تونی این کار رو برام بکنی؟

22:55.250 --> 22:57.818
.وضعش داره پایدار میشه

22:57.820 --> 23:00.888
.هی، خیلی بهتر شد

23:01.690 --> 23:03.824
.خیلی بهتر

23:14.336 --> 23:17.438
من واقعاً هنوز توی تنگ ماهی توی آزمایشگاهم؟

23:17.440 --> 23:18.973
.آره

23:21.877 --> 23:24.011
لباس زن گربه ای تنمه؟

23:24.013 --> 23:26.147
.بدون گوش های گربه ای و دشنه

23:26.149 --> 23:28.682
.ولی بیشترش آره

23:28.684 --> 23:31.419
.من بهتون گفتم... مشکلم زمانه

23:31.421 --> 23:33.888
.تو نمی فهمی. این حاصل عمر کاری منه

23:33.890 --> 23:35.389
.کاملاً می فهمم

23:35.391 --> 23:37.258
!«جولی»

23:37.260 --> 23:39.026
.باشه

23:39.028 --> 23:40.828
از من می خواهید چکار کنم؟

23:40.830 --> 23:43.364
.توی اچارتمان یه چرخی بزن. بررسیش کن

23:45.267 --> 23:47.034
و من دنبال چی می گردم؟

23:47.036 --> 23:49.770
،تکه کاغذی با آدرس روش

23:49.772 --> 23:51.772
...عکس ساختمون ها یا جاها

23:51.774 --> 23:56.477
.یه چیزی که به ما بگه بمب های دیگه کجا هستند

23:58.915 --> 24:00.514
.یه صدایی می شنوم

24:02.184 --> 24:03.884
.برو دنبالش

24:09.024 --> 24:11.926
.اَه، اینجا یه دره، ولی من نمی تون بازش کنم

24:11.928 --> 24:14.161
.تو الان یه ضمیر آگاهی، نه یه ماده فیزیکی

24:14.163 --> 24:16.163
.باید اراده کنی که اون باز بشه

24:25.974 --> 24:27.908
.من داخلم

25:08.517 --> 25:12.052
.سیگنال داره ضعبف می شه. سیگنال داره ضعبف می شه

25:12.054 --> 25:14.421
.«کامرون» -
.می بینم -

25:15.924 --> 25:18.125
.من اون نمی فهمم ولی می بینمش

25:18.127 --> 25:20.995
چه اتفاقی داره میفته؟ -
.سطح ای ای جی ش بیش از حد شده -

25:20.997 --> 25:22.830
.مثل این می مونه که مغزش داره بیش از حد کار می کنه

25:22.832 --> 25:24.965
.خودشه

25:24.967 --> 25:27.201
.خودشه -
تو اینو درست کردی؟ -

25:28.904 --> 25:30.938
.تو قراره جون های زیادی رو نجات بدی

25:31.907 --> 25:33.440
.«جولی مالارک»

25:33.442 --> 25:35.442
.«لاینس» -
.دارم چک می کنم -

25:35.444 --> 25:38.579
.اونا دارند اون از من می گیرند -
.نه، اون ها نمی تونند -

25:38.581 --> 25:40.848
.اونا این کار رو کردند

25:40.850 --> 25:45.019
.دارند از من می دزدنش و کسی هم جلوی اون ها رو نمی گیره

25:50.393 --> 25:52.927
.«لاینس» -
.«جولی مالارک» -

25:52.929 --> 25:55.262
.اون سه ماه پیش توی یه جور تصادف مرده

25:58.133 --> 26:00.067
.این همه اش تقصیر توئه -
.اون رفته، رفیق -

26:00.069 --> 26:01.869
.یکی کمکم کنه -
.این همه اش تقصیر توئه -

26:53.656 --> 26:55.289
.اوه، نه

26:59.027 --> 27:01.128
.اوهو، یالا

27:13.008 --> 27:15.909
.«هی، حالت خوبه، «راکی

27:15.911 --> 27:18.379
... ما اشتباه می کردیم. بمب توی آپارتمانش

27:18.381 --> 27:20.514
.اون تصادف نبوده

27:21.950 --> 27:23.917
.سرم داره درد می گیره

27:23.919 --> 27:25.552
.حرارت مغزش داره می ره بالا

27:25.554 --> 27:27.521
.حافظه «برندت» دار از هم می پاشه

27:27.523 --> 27:29.623
.بخش زیر زیستی، ای تی پی رو زیادش کن -
.الان روی حداکثرش هستیم -

27:29.625 --> 27:33.093
.نمی خوام نگرانت کنم، پرنسس، ولی حافظه «برندت» داره متلاشی می شه

27:33.095 --> 27:35.596
.که چیز خیلی خیلی بدیه

27:35.598 --> 27:38.599
.آره. دارم اتفاق اتادنش رو می بینم

27:38.601 --> 27:41.602
.همین حالا باید خورت رو بیرون بکشی -
.حرارت مغز به 103 رسیده -

27:41.604 --> 27:43.604
.از هم پاشیدگی کامل حافظه طی 14 ثانیه

27:43.606 --> 27:46.073
.اسم کوچیک -
.ده ثانیه -

27:46.075 --> 27:48.509
.و حالا کد خروجت رو بزن

27:48.511 --> 27:51.578
.«منقلبلاینس»

27:51.580 --> 27:53.647
.آره، کارت درسته -
.بیا بیرون -

27:57.452 --> 28:00.120
...فقط آروم باش تا وقتی داریم این ادوات رو ازت جدا می کنیم

28:00.122 --> 28:02.558
.خوب، وایستا -
..کامرون» اون فقط شوکه شده» -

28:02.559 --> 28:03.430
.آره، آره، دیدمش

28:05.127 --> 28:07.027
کزستن»، حالت خوبه؟»

28:13.668 --> 28:15.602
.در آبی

28:15.604 --> 28:17.438
.«ساپلودا»

28:25.747 --> 28:28.048
.من خیلی متأسفم

28:28.050 --> 28:29.717
.جولی

28:37.058 --> 28:39.059
* get in mind *

28:39.061 --> 28:42.129
* now often you won't let it up *

28:42.131 --> 28:44.498
* feeling tired *

28:44.500 --> 28:47.234
* gets in my bones through the night *

28:47.236 --> 28:49.570
* while I'm awake... *

28:49.572 --> 28:51.438
.اوه خدای من

28:51.440 --> 28:54.174
* I cannot say, it's odd to be nervous *

28:54.176 --> 28:56.577
* to leave my love at your gate *

28:56.579 --> 29:00.614
* so don't hold back *

29:00.616 --> 29:02.549
* and I'll get to greeting you... *

29:10.091 --> 29:12.659
اوه، بیدار شدی؟

29:12.661 --> 29:14.661
حالت چطوره؟

29:14.663 --> 29:16.296
.مثل اینه که اتوبس زده بهم

29:16.298 --> 29:17.664
عالی. گرسنه ای؟

29:17.666 --> 29:19.566
.برای خودمون صبحانه درست کردم

29:19.568 --> 29:22.069
تو تخت کی من الان از خواب بیدار شدم؟ -
.تخت من -

29:22.071 --> 29:24.171
و تو کجا خوابیده بودی؟ -
.درست کنار تو -

29:24.173 --> 29:26.640
!اوه -
!اوه -

29:26.642 --> 29:29.743
.من بی هوش بودم، کثافت -
.به خودت بیا -

29:29.745 --> 29:31.812
.به خودت بیا. محض اطلاعت می گم، من روی ملافه ها خوابیده بودم

29:31.814 --> 29:33.480
.داشتم از تو مراقبت می کردم تا مطمئن بشم حالت خوبه

29:33.482 --> 29:35.516
خوب این لباس ها رو چطور من پوشیده ام؟

29:35.518 --> 29:38.118
.آیو» توی آزمایشگاه لباس هاتو عوض کرد و کمک کرد تو رو بیاریم اینجا»

29:40.088 --> 29:41.522
.می هیچ کدوم از این ها رو یادم نیست

29:41.524 --> 29:44.191
چیزی از آزمایشگاه

29:44.193 --> 29:46.393
،«یادت میاد بعد از «استیچ

29:46.395 --> 29:48.662
مثل...بوسیدن من؟

29:48.664 --> 29:49.830
من تو رو بوسیدم؟

29:49.832 --> 29:51.465
.مجبور نیستی این طوری بگی

29:51.467 --> 29:54.134
.من نمی دونم چه اتفاقی افتاد

29:54.136 --> 29:57.805
.... من فقط خیلی تحت ... تأثیر

29:57.807 --> 29:59.506
.خاطرات «برندت» قرار گرفتم

29:59.508 --> 30:02.810
.آره؛ ظاهراً

30:02.812 --> 30:04.812
خوب، اگه این حالت رو بهتر می کنه

30:04.814 --> 30:08.115
.من الان هیچ میلی به بوسیدنت ندارم -
.اوهوم. خیلی بهتر شد -

30:09.284 --> 30:10.651
.نوشیدنی کثیفت رو بخور و لباست رو بپوش

30:10.653 --> 30:12.653
.می خواهیم برگردیم به آزمایشگاه

30:15.089 --> 30:17.191
.ام، این خوبه

30:17.193 --> 30:19.193
.صبح بخیر

30:19.195 --> 30:21.795
تو مدتی که شما خوابیده بودید

30:21.797 --> 30:24.331
.من تصمیم گرفتم سایت همه ی رسانه های اجتماعی رو جستجو کنم

30:24.333 --> 30:25.935
جولی ملارک» و «پیتر برندت» رو»

30:25.938 --> 30:28.735
.وقتی دانشجوی دانشگاه «یو اس سانتا مونیکا» بوده اند با هم ملاقات کرده اند

30:28.737 --> 30:31.171
.با توجه به همه ی حسابهای کاربری اونها زوج خوشبختی بوده اند

30:31.173 --> 30:33.874
.ولی یکدفعه سه ماه پیش اون با اتوبوس تصادف می کنه و می میره

30:33.876 --> 30:36.276
.من دیدم چطور اتفاق افتاد. او با ناراحتی لز پیتر دور شد

30:36.278 --> 30:39.313
.اون یه چیزی راجع کسی که که از اون یه چیزی دزدیده بود گفت

30:39.315 --> 30:41.315
جولی» ارشد مهندسی الکتریک»

30:41.317 --> 30:43.717
.تخصص «هولو گرافی» داشت

30:43.719 --> 30:45.452
شما بچه ها می بینید داریم با این به کجا می رسم؟

30:45.454 --> 30:47.387
.شرکت هولوگرافی کاربردی». بمب دوم»

30:47.389 --> 30:49.389
.آفرین

30:49.391 --> 30:51.692
.این همون ساختمونیه که اون دقیقاً قبل از مردنش از اون اومد بیرون

30:51.694 --> 30:53.627
.اون خشمگین بود و مغزش درست کار نمی کرد

30:53.629 --> 30:56.563
،اگه «شرکت هولوگرافی کاربردی» تحقیقات «جولی» رو دزدیده باشه

30:56.565 --> 30:59.299
.ممکنه «برندت» اون ها رو مسئول مرگ اون می دونسته و داشته انتقام می گرفته

30:59.301 --> 31:00.801
دو تا بمب دیگه هست. اون ها کجان؟

31:00.803 --> 31:02.836
.منو بفرستید توی حافظه «برندت» تا من اونا رو پیدا کنم

31:02.838 --> 31:05.572
.تون گزینه دیگه در دسترس نیست
.مغز «برندت» دیگه روزهای خوبش تموم شد

31:05.574 --> 31:07.274
.آره، کارش تمومه

31:13.314 --> 31:15.282
...سپالودا»، یه در آبی»

31:15.284 --> 31:16.783
.من دوتاشون رو در طول استیچ دیدم

31:16.785 --> 31:18.318
.اونا باید برای «پیتر» یه معنی ای داشته باشه

31:18.320 --> 31:19.920
چه جور حسی داشت؟

31:19.922 --> 31:22.589
.نمی دونم ولی قوی بود

31:22.591 --> 31:25.325
من دوتا تیم رو گذاشتم تمام بولوار «سپالودا» رو

31:25.327 --> 31:27.861
.از دیشب دنبال در آبی بگردند. تا حالا که.... هیچی

31:27.863 --> 31:29.763
.خوب، پس دارند این کار رو به صورت اشتباهی انجام می دهند

31:29.765 --> 31:32.266
.بولوار «سپالودا» 43 مایل طولشه

31:32.268 --> 31:33.934
فکر می کنی تو می تونی سریعتر بگردی؟

31:33.936 --> 31:37.304
.در حقیقت، من بدم نمیاد یه کم کار تو حوزه اجرایی انجام بدم

31:37.306 --> 31:40.307
.آژانس کسایی رو داره که تو حوزه اجرایی کار کننند

31:40.309 --> 31:43.210
.که شامل مخ های غیراجتماعی و دخترایی که لباس گربه ای می پوشند نمیشه

31:43.212 --> 31:44.745
.خوب، من فقط یه چیزی گفتم

31:44.747 --> 31:47.314
.ببینید ما حتی نمی دونیم چقدر این حافظه ها دقیقند

31:47.316 --> 31:49.283
،مغز «برندت» چنان رو به زوال و صدمه دیده بود

31:49.285 --> 31:51.418
....می تونسته مخلوطی از فکرها و ایده ها از هرجایی باشه

31:51.420 --> 31:53.854
.کتابی که خونده، کارتونی که تماشا کرده وقتی پنج سالش بوده

31:53.856 --> 31:57.457
.نه، خاطره واقعی بود و از نظر احساسی برانگیخته شده بود

31:59.861 --> 32:01.895
.من خودم این کار رو می کنم

32:01.897 --> 32:04.331
.«کرستن» -
.بهت گفتم -

32:04.333 --> 32:06.700
.بچه زرنگ

32:10.238 --> 32:14.274
.«کرستن»، «کرستن»

32:14.276 --> 32:17.477
.برنامه «استیچرز» برنامه ای کاملاً مخفیه

32:17.479 --> 32:19.546
.ما هرگز خارج از حوزه ی وظیفمون نمی ریم

32:19.548 --> 32:21.915
اگه جایی گیر بیفتی که نباید اونجا باشی

32:21.917 --> 32:24.685
.آژانس به انجا هجوم میاره و همه ی ما رو ناپدید می کنه

32:24.687 --> 32:27.254
.و من سنم بیستر از اونه که بخوام از این از خودگذشتگی ها رو بکنم

32:27.989 --> 32:29.990
.ولی سن من زیاد نیست

32:33.895 --> 32:37.364
هنوزم علاقه مند به تست روانی نشده ای؟

32:41.235 --> 32:43.236
.درستش کن

32:50.745 --> 32:52.980
.کرستن» صبر کن»

32:52.982 --> 32:55.382
.ما باید در آب رو پیداکنیم

32:55.384 --> 32:57.451
.خوب، شنیدی که «مگی» گفت دوتا تیم دارند روش کار می کنند

32:57.453 --> 32:59.786
.دوتا تیم غیرموثر. دوتا بمب دیگه هست که باید پیدا بشوند

32:59.788 --> 33:01.421
.من می تونم این کار رو خیلی سریع تر انجام بدم

33:01.423 --> 33:04.424
.اوه، یالا «کامرون». تو ازم خواستی بهت اعتماد کنم و من کردم

33:04.426 --> 33:06.526
.حالا من از تو می خوام بهم اعتماد کنی

33:07.595 --> 33:10.297
.جون آدما در خطره. خودت گفتی

33:10.299 --> 33:14.034
باشه، قهرمان، نقشه ات چیه؟

33:17.538 --> 33:19.039
.خوبه، تو اینجایی

33:19.041 --> 33:21.441
.وقتش بود که بیایی و وسایل رو ببری

33:21.443 --> 33:23.710
.همین الان می خواستم تو حیاط پشتی اونا رو آتیش بزنم

33:23.712 --> 33:28.415
اوه، خدای من، اینا همش بخشی از توهم توئه، درسته؟

33:28.417 --> 33:31.385
.گوش بده، من تو رو نمی شناسم ولی اون رو می شناسم

33:31.387 --> 33:33.520
.قبل از اینکه علیه هر دوتاتون سلاح شوک آور ستفاده کنم برید بیرون

33:33.522 --> 33:35.589
مت برای یه سازمان مخفی دولتی کار می کنیم که

33:35.591 --> 33:37.658
.وارد مغز جنازه ها می شه و خاطراتشون رو می خونه

33:37.660 --> 33:39.359
تو اصلاً فیلتر نداری، داری؟

33:39.361 --> 33:40.861
اون بمب گذار توی اخبار رو دیدی؟

33:40.863 --> 33:43.063
.اون توی یه انفجار مرده و من خاطراتش رو خوندم

33:43.065 --> 33:46.033
اون دوتا بمب دیگه هم کارگذاشته ولی میمون های آموز دیده آژانس
.نمی تونند اون ها رو پیدا کنند

33:46.035 --> 33:47.868
.میمون های آموز دیده. این حرفت ناراحت کننده است

33:47.870 --> 33:50.003
.ولی اگه تو کمکم کنی می تونم اونا رو پیدا کنم

33:51.739 --> 33:53.040
شما بچه ها واقعاً که

33:53.042 --> 33:55.042
.ذهن مرده ها رو هک نمی کنید تا خاطره هاشون رو بخونید

33:55.044 --> 33:57.644
.آره

33:57.646 --> 33:59.479
.ببین، ما وقت زیادی نداریم

33:59.481 --> 34:00.886
.من لازمه وارد سیستم کامپیوتر «کالتک» بشم

34:00.888 --> 34:02.054
و باید یه جستجوی تصویری رو اجرا کنم

34:02.056 --> 34:03.789
.که دنبال در آبی توی «سپالودا» بگرده

34:03.791 --> 34:06.125
می دونی «سپالودا» طولش چقدره؟

34:06.127 --> 34:08.761
.ظاهراً 43 مایل

34:09.063 --> 34:11.530
ولی اون نرم افزار تشخیص چهره ای که استفاده می کردم رو یادته؟

34:11.532 --> 34:13.565
اگه من چهار خط از کدهاش رو تغییر بدم اون می تونه

34:13.567 --> 34:15.367
.به جای چهره دنبال در آبی بگرده

34:15.369 --> 34:18.036
.تو هنوزم فکر می کنی من ملکه سرزمین احمق ها هستم

34:19.205 --> 34:21.373
تو اینو گفته ای؟ -
من هنوز ندیده ایم هیچکدوم از شماها -

34:21.375 --> 34:25.344
.کار هوشمندانه ای انجام بده، بنابراین ... آره

34:27.013 --> 34:29.114
.لطفاً بشین

34:31.250 --> 34:33.051
.لعنتی

34:33.053 --> 34:35.754
خوب، مطمئنی کد رو درست بازنویسی کردی؟ -
.آره -

34:35.756 --> 34:37.622
تو سه بار برنامه رو اجرا کرده ای. هیچ ساختمونی با

34:37.624 --> 34:39.358
.در آبی توی بلوار «سپالودا» نیست

34:42.395 --> 34:44.730
.باید باشه. من دیدمش. اون توی حافظه «برندت» بود

34:44.732 --> 34:46.665
«اگه در آبی توی حافظه «برندت

34:46.667 --> 34:49.167
یه یادآور حافظه تصویری برای یه مفهوم غیرتصویری باشه چی؟

34:50.703 --> 34:53.271
.توی سیستم بازآوری داده رشته رو دوبرابر کن

34:53.273 --> 34:54.539
ممکنه من؟

34:56.175 --> 35:00.212
.بیا تیغ «اوکام» رو امتحان کنیم

35:00.214 --> 35:02.547
.ساده ترین راه حل اغلب درسته

35:02.549 --> 35:04.483
...بیا یه جستجوی ساده انجام بدیم

35:04.485 --> 35:06.485
در آبی

35:06.487 --> 35:09.121
.«بعلاوه «سپالودا

35:13.526 --> 35:15.627
اون تصویر چیه؟

35:20.032 --> 35:22.033
.همه اش تقصیر توئه -
.اون مرده رفیق -

35:22.035 --> 35:23.468
.کمکم کن -
.همه اش تقصیر توئه -

35:23.470 --> 35:28.106
«جین پیکا» مدیر برنامه مهندسی الکتریکی در «یو سی سانتا مونیکا»

35:28.108 --> 35:30.442
...و سرپرست شرکت مشاوره در آبی -
.«در بلوار «سپالودا -

35:30.444 --> 35:32.144
... اعلام کرده خرید

35:32.146 --> 35:34.212
فناوری هولوگرافیک پروجکشن اون رو

35:34.214 --> 35:36.114
توسط شرکت هولوگرافیک کاربردی

35:36.116 --> 35:39.518
.پبکا» کسیه که تحقیق «جولی» رو به شرکت هولوگرافیک کاربردی قروخته»

35:39.520 --> 35:41.319
و با قوانین انتقال فناوری دانشگاه ها

35:41.321 --> 35:43.455
.پیتر» و «جولی» نمی توانسته اند جلوش رو بگیرند»

35:43.457 --> 35:45.791
.درسته، ولی پیتر تونسته انتقام بگیره

35:45.793 --> 35:48.126
این «جین پیکا» کجا زندگی می کنه؟

35:49.128 --> 35:52.063
ساعت سه ونیمه. می تونی اینکا رو بکنی؟

35:52.065 --> 35:53.532
.خودشه

35:53.534 --> 35:55.634
.من هنوز هم متقاعد نشدم که این ایدۀ خوبیه

35:55.636 --> 35:57.302
.من هستم

35:59.172 --> 36:00.906
.«برای عشق «زاد

36:00.908 --> 36:03.408
.ببخشید

36:03.410 --> 36:05.744
جین پیکا»؟» -
.بله -

36:09.449 --> 36:12.317
.یکی به پلیس زنگ بزنه

36:15.721 --> 36:17.856
حالت خوبه؟ -
.آره -

36:17.858 --> 36:19.658
.لطفاً بگید که کسی اون تو نبوده

36:19.660 --> 36:21.159
.نه، هیچ کس

36:21.161 --> 36:24.196
.«یه یاروی لاغری بود توی مراسم تدفین «جولی مالارک

36:24.198 --> 36:26.431
.قدکوتاه با موهای کم. اسمشو لازم داریم

36:26.433 --> 36:28.834
.خونه ام -
... یه نصیحت -

36:28.836 --> 36:30.602
دفعه ی لعد که خواستی فناوری کسی رو بدزدی

36:30.604 --> 36:32.637
.مطمئن شو دوست پسرش یه نابغه ی بمب سازی نباشه

36:32.639 --> 36:35.874
راجع به چی دارید صجحبت می کنید؟ -
.تو تحقیق «جولی مالارک» رو دزدیدی و فروختی -

36:35.876 --> 36:37.809
.تو اونو کشتی -
.تقصیر من نبود -

36:37.811 --> 36:40.579
.آره، اینو به تعمیرکارای خونه ات بگو

36:40.581 --> 36:43.148
.اون یارو لاغزه توی مراسم تدفین

36:43.883 --> 36:46.159
.«فرد». «فرد کاستلانو»

36:46.160 --> 36:47.329
کجا می تونیم پیداش کنیم؟

36:47.333 --> 36:50.388
.یو سی سانتا مونیکا»، ساختمان علوم»

36:50.390 --> 36:52.190
شماها کی هستید؟

36:52.192 --> 36:53.658
.«دوستای «جولی

36:58.197 --> 37:00.665
.بنابراین «کاستلانو» تحقیق «جولی» رو به سمت «پیکا» هدایت کرده

37:00.667 --> 37:03.301
.که اون هم اونو د ازای پ.ل خوبی به «هولوگرافی های کاربردی» فروخته

37:03.303 --> 37:06.538
.پیکا» پولدار می شه و «کاستلانو» حق دلالیش رو می گیره و «جولی» دهنش سرویس میشه»

37:06.540 --> 37:08.273
.و «برندت» انتقام می گیره

37:08.275 --> 37:09.841
.ما باید ساختمون رو تخلیه کنیم

37:09.843 --> 37:11.910
.اگه بمب اینجا منفحر بشه فاجعه اتفاق میفته

37:11.912 --> 37:15.247
.با «کامرون» چکش کن

37:15.249 --> 37:16.748
.ممنون

37:16.750 --> 37:18.783
«فرد کاستلانو»

37:18.785 --> 37:21.286
.اتاق دویست و سی

37:21.288 --> 37:22.687
.صبر کن

37:28.861 --> 37:31.596
.کاستلانو» رو فراموش کن»

37:37.203 --> 37:38.637
.اون این پایینه

37:38.639 --> 37:40.639
!کمک! کمک

37:40.641 --> 37:42.440
!کمک

37:44.744 --> 37:47.746
.چه بمب بزرگ وحشتناکی، بتمن

37:59.625 --> 38:03.228
.خدا رو شکر -
.ما تو رو از اینجا می بریم، باشه -

38:03.230 --> 38:04.796
!نه

38:05.731 --> 38:07.832
.این یه سویچ شستی جیوه است

38:07.834 --> 38:10.468
.اگه حتی یه ذره تکون بخوره

38:10.470 --> 38:12.671
.باعث می شه بمب منفجر بشه

38:12.673 --> 38:14.573
.خوب، این رسماً حالگیریه

38:14.575 --> 38:16.575
.من دو روزه بیدارم

38:16.577 --> 38:18.376
.همین جوری ثابت مونده م

38:19.612 --> 38:21.546
.دیگه نمی تونم بیشتر این کار رو بکنم

38:21.548 --> 38:24.516
.البته که می تونی. ما قراره کمکت کنیم

38:24.518 --> 38:27.352
.من لیاقت زنده موندن رو ندارم. متأسفم

38:27.354 --> 38:28.987
.جولی من متأسفم

38:31.223 --> 38:34.793
.مرد متصل به یه چاشنی حساس به حرکت داره گریه می کنه

38:34.795 --> 38:36.995
.«از اینجا برو «کامرون -
.شرمنده، کیک فنجانی -

38:36.997 --> 38:38.597
.نه بدون تو

38:39.899 --> 38:42.367
.خواهش می کنم -
.کامرون» تو باهوشی» -

38:42.369 --> 38:43.702
.تو می تونی بفهمی چطور این رو خنثی کنی

38:43.704 --> 38:45.370
.من خاطرات مرده ها رو برداشت می کنم

38:45.372 --> 38:47.772
.این به مجموعه مهارت های کاملاً متفاوتی نیاز داره

38:49.408 --> 38:52.377
توی استیچ تو گفتی یه صدایی شنیدی

38:52.379 --> 38:54.946
.مثل صدای کلید تلفن

38:54.948 --> 38:56.314
.آره

38:56.316 --> 38:58.850
.آره، پنج تا ... چپنج تا از اون ها

38:58.852 --> 39:01.686
داری چکار می کنی؟ -
.دارم سعی میکنم کسی باشم با درهم ریختگی زمانی -

39:11.897 --> 39:13.999
.گوش بده

39:21.941 --> 39:24.275
.تلفن همراه -
.بفرما -

39:25.978 --> 39:28.413
.خوب

39:29.849 --> 39:32.450
.اون شماره های پنج هشت پنج چهار و سه است

39:33.419 --> 39:34.519
.البته

39:36.288 --> 39:37.722
!نه

39:46.432 --> 39:47.766
.اوه

39:55.941 --> 39:57.876
.من «جولی» رو هیجی کردم

40:08.587 --> 40:10.555
!پلیس

40:12.758 --> 40:14.092
.آروم باش کارآگاه

40:14.094 --> 40:16.394
.ما آدم خوب ها هستیم

40:18.698 --> 40:23.334
... من داشتم .... یه ... من یه چیزی رو نگه داشته بودم

40:24.370 --> 40:27.405
.ببین مثل اینکه همه چی حل شده

40:27.407 --> 40:30.041
خوب، خانم «کلارک» اینجا واقعاً چه اتفاقی افتاده؟

40:30.043 --> 40:31.876
.بهتون گفتم. ما داشتیم مطالعه می کردیم

40:31.878 --> 40:33.745
.یه صدایی از زیرزمین شنیدیم و اومدیم ببینیم چیه

40:33.747 --> 40:36.347
وبعد یه بمب رو خنثی کردی؟ -
در واقع زیاد هم سخت نیست اگه -

40:36.349 --> 40:38.483
... چند تا نکته رو در نظر بگیری
.خفه شو -

40:38.485 --> 40:41.086
باشه، شما دو تا می خواهید بازی کنید؟

40:41.088 --> 40:42.921
.خوبه. ما بازی می کنیم

40:42.923 --> 40:45.590
.تو بازداشت هستی -
.نه نیستند -

40:47.660 --> 40:49.427
ان اس ای؟

40:49.429 --> 40:51.362
.ایش

40:53.799 --> 40:55.700
.ما کاری که قرار بود انجام بدیم رو انجام دادیم

40:55.702 --> 40:58.069
ما بمب رو پیدا کردیم و جون های زیادی رو نجات دادیم. کی می دونه چند نفر؟

40:58.071 --> 41:00.138
.آژانس احتمالاً فکر می کنه ما سوپراستار هستیم

41:00.140 --> 41:03.041
.به خاطر شما دو تا آزانس داره به قطع بودجه ی ما فکر می کنه

41:03.043 --> 41:04.909
.شاید این ایدۀ بدی نباشه

41:04.911 --> 41:06.911
متأسفانه برای این دیدگاه

41:06.913 --> 41:09.447
.من متقاعدشون کردم به ما یه شانس دیگه بدهند

41:09.449 --> 41:11.382
من بهشون اطمینان دادم این اشتباه آماتوری بوده

41:11.384 --> 41:14.018
.از حالا به بعد ما به حوزه وظایف خودمون می چسبیم

41:14.020 --> 41:16.721
.فقط کار داخلی، خیلی داخلی

41:16.723 --> 41:17.956
واضح گفتم؟

41:18.891 --> 41:20.425
واضحه؟

41:20.427 --> 41:22.761
.من از اولش هم نمی خواستم اینجا باشم

41:27.399 --> 41:29.400
چی من فکر می کردم تو می خواهی من ...؟

41:29.402 --> 41:31.035
.خوب

41:33.639 --> 41:35.607
.«صبر کن «کریستن

41:35.609 --> 41:37.909
.. چیزهایی هست در مورد استیچ شدن

41:37.911 --> 41:41.146
.باعص میشه من چیزهایی رو حس کنم که قبلاً هرگز حس نکرده ام

41:41.148 --> 41:43.782
وقتی دختر کوچولویی بودم مجبور شدم یاد بگیرم

41:43.784 --> 41:47.185
.چظور احساسات رو از طریق فلش کارت چهره های انسانی تشخیص بدم

41:47.187 --> 41:50.054
.ولی این بار من اونا رو حس کردم و واقعی هم بودند

41:50.056 --> 41:52.090
.حالا من می دونم حس اندوه چه جوریه

41:52.092 --> 41:54.092
.حالا من می دونم حس خشم چه جوریه

41:54.094 --> 41:57.595
.حتی ممکنه بدونم عشق چه جوریه

41:57.597 --> 42:00.532
.من علاقه ای ندارم. من رفتم

42:00.534 --> 42:02.233
خیلی بد شد. از ما خواسته شده

42:02.235 --> 42:04.102
یه نگاهی به مرگ یک دانشمند محقق بندازیم

42:04.104 --> 42:07.438
.و فقط 48 ساعت وقت داریم قبل از اینکه حافظه اس نابود بشه

42:07.440 --> 42:09.908
.اون و همکارش فناوری استیچ رو ابجاد کرده اند

42:09.910 --> 42:11.743
.اسمش «اد کلارک» هست

42:14.814 --> 42:17.715
.این سازمان متقاعد نشده که اون خودش رو کشته باشه

42:17.717 --> 42:19.517
.من می دونم این کار رو نکرده

42:22.922 --> 42:24.956
همکارش کی بوده؟

42:24.958 --> 42:27.058
.«دکتر «دنیل استینگر

42:31.530 --> 42:33.631
.پدرت

42:34.700 --> 42:36.501
.منم هستم

42:36.502 --> 42:44.501
.:: @bollbolljan_com ::.