﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:24.357 --> 00:27.527
‫عصر همگی بخیر، ممنون که اومدین.

00:28.445 --> 00:33.735
‫اگه براتون سواله که چرا این مراسمو
‫توی یه کلیسای عمومی برگزار کردیم...

00:33.825 --> 00:35.785
‫به جای یه کنیسه به همراه یک خاخام...

00:36.411 --> 00:39.751
‫دلیلش اینه که نورمن این‌جوری می‌خواست

00:42.083 --> 00:44.713
‫قبل از این‌که بمیره به من گفت،

00:44.794 --> 00:49.304
‫"سندی، اگه می‌خوای منو بذاری توی یه قایق
‫و اونو توی رودخونه لوس‌آنجلس هل بدی...

00:49.382 --> 00:51.222
‫و آتیشش بزنی، مشکلی نداره

00:51.968 --> 00:54.638
‫ولی وقت بقیه رو با
‫چرت و پرتای دینی نگیر"

00:57.515 --> 01:00.095
‫چرت و پرتای دینی

01:01.686 --> 01:05.646
‫همون‌طور که ممکنه حدس زده باشید،
‫نورمن یه یهودی اصلاح‌گرا بود.

01:07.692 --> 01:11.452
‫من سعی می‌کردم بفهمم چطور
‫باید به این مرد ادای احترام کنم.

01:11.988 --> 01:14.988
‫و بعد یکی از نقل قول‌های
‫مورد علاقه‌اش یادم اومد:

01:15.658 --> 01:18.238
‫"حقیقت، نقشه جانبی خوبیه"

01:18.328 --> 01:22.868
‫پس این‌کارو می‌کنم. من حقیقت رو میگم

01:26.336 --> 01:28.626
‫دوست نورمن بودن سخت بود

01:29.380 --> 01:32.880
‫اما به مدت ۵۰ سال من دوستش بودم

01:34.469 --> 01:37.639
‫۵۰ سال آزگار که توی اون مدت...

01:38.640 --> 01:42.230
‫به زنی که باهاش دوست بودم،
‫زنی که باهاش ازدواج کردم،

01:43.228 --> 01:46.728
‫طلاق‌هایی که گرفتم،
‫پول‌هایی که از دست دادم،

01:46.815 --> 01:48.265
‫پول‌هایی که هیچ‌وقت نداشتم،

01:49.317 --> 01:51.237
‫و حتی به نوشیدنی مورد علاقه‌ام گیر میداد.

01:52.529 --> 01:56.069
‫اون توی همه جنبه‌های
‫زندگیم یه مشکلی پیدا می‌کرد.

01:56.741 --> 01:58.581
‫ادای دین، بابا. ادای دین کن

01:58.660 --> 02:03.040
‫وقتی نیاز داشتم به من پول قرض داد،
‫اما هیچ‌ وقت اجازه نداد فراموشش کنم.

02:03.123 --> 02:04.833
‫نه. نه، نه.

02:04.916 --> 02:07.996
‫بارها و بارها منتشو سرم گذاشت

02:08.711 --> 02:11.631
‫وقتی پارسال با سرطان
‫دست و پنجه نرم می‌کردم،

02:11.714 --> 02:13.974
‫از ترس داشتم دیوونه می‌شدم.

02:15.260 --> 02:18.390
‫بهترین دوستم، رفیق صمیمیم،

02:19.597 --> 02:22.307
‫مدام شوخی می‌کرد و می‌گفت
‫که وقتی موهام ریخت...

02:22.392 --> 02:23.892
‫باید نگهشون دارم...

02:23.977 --> 02:26.397
‫و باهاشون روکش قوری ببافم.

02:27.522 --> 02:28.942
‫یه روکش قوری.

02:29.691 --> 02:31.991
‫خب کون لقت، رفیق صمیمی.

02:32.068 --> 02:34.528
‫حتی یه تار مو هم از سرم نیوفتاد.

02:35.572 --> 02:36.972
‫نه حتی یه تار مو.

02:37.657 --> 02:39.057
‫اما تو رو از دست دادم.

02:40.118 --> 02:42.748
‫و من نمی‌دونم چطور
‫می‌تونم اینو پشت سر بذارم.

02:42.829 --> 02:47.749
‫من... نمی‌دونم چطور بدون
‫تو باید به زندگیم ادامه بدم.

02:50.879 --> 02:52.669
‫و... و محض اطلاعات،

02:52.755 --> 02:57.385
‫من به شهرداری لوس‌آنجلس در مورد
‫آتیش زدن تو روی یه قایق زنگ زدم،

02:57.468 --> 03:01.558
‫اما نتونستم برای یه مراسم
‫خاکسپاری وایکینگی مجوز بگیرم

03:02.557 --> 03:05.887
‫شاید توی ونچورا بذارن، اما این‌جا نمیشه.
‫[شهرستانی در کالیفرنیا]

03:13.234 --> 03:14.634
‫ممنونم.

03:18.072 --> 03:19.662
‫انتظار اینو نداشتم.

03:27.123 --> 03:32.213
‫ما امروز این‌جا هستیم تا برای فوت
‫بدن گوشتی پدربزرگم سوگواری کنیم.

03:32.962 --> 03:38.432
‫اما اون سلول‌های در حال
‫تجزیه، پدربزرگم نیستند.

03:39.219 --> 03:45.349
‫پدربزرگم روح جاودانه‌ای بود
‫که میلیون‌ها بار زندگی کرده.

03:45.934 --> 03:46.814
‫ساینتولوژیسته؟
‫[پیروان تعالیم ساینتولوژی]

03:46.893 --> 03:48.983
‫و مانند تمامی ارواح جاودانه،

03:49.062 --> 03:53.402
‫اون میلیون‌ها سال جهان رو
‫در جستجوی یه بازی گشت.

03:53.900 --> 03:55.650
‫چون ما این‌کارو می‌کنیم.

03:56.236 --> 03:57.816
‫ما بازی می‌کنیم.

03:57.904 --> 04:01.664
‫و بزرگ‌ترین بازی ما،
‫فراموش کردن هویت واقعیمونه...

04:01.741 --> 04:04.161
‫تا بتونیم با خودمون قایم‌موشک بازی کنیم.

04:04.244 --> 04:06.914
‫و وقتی روزی می‌رسه
‫که خودمون رو پیدا می‌کنیم،

04:06.996 --> 04:11.246
‫ما با قاطعیت کامل می‌دونیم
‫که معرفت و آگاهی ساکنی...

04:11.334 --> 04:15.214
‫فراتر از ماده، انرژی، فضا و زمان داریم،

04:15.922 --> 04:16.972
‫و بعد ما برنده میشیم.

04:18.049 --> 04:22.639
‫می‌دونم در مورد خودم این حقیقت
‫داره، و حالا پدربزرگم هم اینو می‌دونه.

04:23.513 --> 04:28.063
‫ولی چون از پل آزادی مطلق ران هاوارد نگذشته
‫[بنیانگذار فرقه ساینتولوژی]

04:28.601 --> 04:32.271
‫سریعا به چرخه جهنمی تولد و مرگ...

04:32.355 --> 04:33.755
‫کشیده میشه و بر می‌گرده.

04:35.066 --> 04:36.466
‫ممنون.

04:40.697 --> 04:42.527
‫پدرم هیچ‌وقت از من ناامید نشد.

04:43.574 --> 04:44.974
‫باید میشد،

04:46.202 --> 04:47.602
‫اما هیچ‌وقت نشد.

04:48.830 --> 04:54.210
‫بارها من اونو ناامید
‫می‌کردم، اما اون بیخیال نمیشد.

04:56.379 --> 05:00.469
‫برای همین، به عنوان بخشی
‫از تقاضای بخشش من از اون،

05:00.550 --> 05:03.800
‫من و اسپانسرم تصمیم
‫گرفتیم که هزینه تمامی...

05:03.886 --> 05:06.596
‫مراکز روانبخشی و دکترها...

05:06.681 --> 05:08.891
‫و مراکز ترک طبیعی که منو به
‫اون‌ها فرستاد رو بهش پس بدم.

05:09.892 --> 05:15.022
‫بدون محاسبه تورم، به رقم
‫بیش از ۹۰۰ هزار دلار رسیدم،

05:15.106 --> 05:17.856
‫و تازه اون ۳۰۰ هزار
‫دلاری که برای اتهام من...

05:17.942 --> 05:20.492
‫به جرم اقدام برای فروش مواد
‫مخدر به وکیل داد هم حساب نکردم.

05:20.570 --> 05:23.530
‫اصلا من اون‌قدری احمق
‫نبودم که مواد خودمو بفروشم.

05:24.615 --> 05:28.195
‫بگذریم، من به بابام یک میلیون
‫و ۲۰۰ هزار دلار بدهکارم.

05:29.120 --> 05:33.540
‫و من با بخشی از ارثی
‫که گرفتم پولش رو پس میدم.

05:33.624 --> 05:36.424
‫البته به خودش که
‫نه، چون... می‌دونید که.

05:37.587 --> 05:41.757
‫من اون پول رو بهش پس میدم، به‌وسیله
‫ساخت یه مرکز توانبخشی مواد مخدر...

05:43.259 --> 05:45.009
‫در جزائر گالاپاگوس،

05:45.803 --> 05:49.063
‫جایی که در اون معتادان مواد مخدر و الکل،

05:49.140 --> 05:53.310
‫و افرادی که اختلال غذایی دارن
‫می‌تونن زندگی خودشون رو عوض کنند...

05:53.394 --> 05:57.654
‫در حالی که در مورد چارلز
‫داروین و تکامل یاد می‌گیرن.

05:58.649 --> 06:02.949
‫پس برای تجلیل از پدرم، کسی
‫که هیچ‌وقت از من ناامید نشد،

06:03.029 --> 06:06.529
‫اسم اون مرکز توانبخشی "سوئیت تسلیم" هست،

06:07.033 --> 06:11.583
‫چون در هوشیاری، باید برای پیروزی تسلیم بشی،

06:11.662 --> 06:15.122
‫و برای این اسم "سوئیت" روش هست

06:15.208 --> 06:18.838
‫چون همه اتاق‌های اون‌جا
‫امکانات یه سوئیت رو دارن. ممنون

06:20.129 --> 06:22.509
‫وقتی که شوهرم رو از دست دادم، فکر کردم...

06:22.590 --> 06:24.300
‫"دیگه تمومه. من الان تنها شدم."

06:25.718 --> 06:28.848
‫اما یه معجزه‌ای اتفاق
‫افتاد و به مردی برخوردم...

06:29.514 --> 06:34.484
‫که سال ۱۹۶۷ باهاش یه سکس
‫جذاب و درست حسابی داشتم.

06:36.062 --> 06:39.572
‫اون مرد پدر تو و پدربزرگ تو بود

06:40.233 --> 06:43.073
‫خب، اولش فکر می‌کردیم که...

06:43.152 --> 06:45.702
‫این بار رابطه ما در حد دوست معمولیه.

06:46.406 --> 06:49.236
‫مثل دوستای قدیمی که دست همو می‌گیرن،

06:49.742 --> 06:51.372
‫توی پارک قدم میزنن،

06:51.911 --> 06:53.331
‫با هم غذا می‌خورن.

06:53.996 --> 06:55.826
‫اما اصلا چنین اتفاقی نیوفتاد.

06:57.291 --> 06:59.841
‫با کمی تشویق از طرف من،

07:01.087 --> 07:03.087
‫و کمی کمک داروئی،

07:03.631 --> 07:08.721
‫نورمن به سرعت تبدیل به اون اسب
‫نر حریصی شد که در سال‌های دور...

07:08.803 --> 07:10.203
‫منو دریده بود.

07:10.847 --> 07:12.247
‫این شگفت‌انگیز بود

07:12.807 --> 07:17.397
‫و شهوت اون موقر و در
‫عین حال پرجنب و جوش بود.

07:17.478 --> 07:18.938
‫و دقیق هم بود.

07:19.021 --> 07:20.941
‫می‌تونستی ساعتت رو باهاش تنظیم کنی.

07:22.608 --> 07:27.068
‫ساعت ۷:۳۰ صبح روزهای چهارشنبه و یکشنبه.

07:27.780 --> 07:30.990
‫بعد از یه فنجون قهوه و یه دستشویی سریع،

07:31.075 --> 07:36.035
‫اون جوری از پشت با
‫من رابطه برقرار می‌کرد...

07:36.122 --> 07:38.042
‫که مثل یه دختر ۱۶ ساله‌...

07:38.124 --> 07:42.384
‫که در برابر والدین بیش‌ از حد مذهبی
‫خودش طغیان کرده، به خودم می‌لرزیدم.

07:43.421 --> 07:46.721
‫صبح‌ روزهای چهارشنبه و یکشنبه،

07:47.758 --> 07:50.968
‫نورمن نیولندر جوری عاشقم
‫بود که مثلش رو ندیده بودم.

07:51.679 --> 07:53.719
‫صبح روزهای چهارشنبه و یکشنبه.

07:54.974 --> 07:57.774
‫از ساعت ۷:۳۰ تا ۷:۴۵

07:58.436 --> 07:59.936
‫من یکمی حشری شدم.

08:03.232 --> 08:06.152
‫من دستیار نورمن بودم...

08:06.944 --> 08:08.614
‫به مدت ۲۲ سال.

08:09.739 --> 08:14.289
‫من برنامه کاری، شخصی،

08:14.368 --> 08:16.828
‫مسافرت و تعطیلاتش رو تنظیم می‌کردم.

08:17.788 --> 08:22.378
‫من مطمئن میشدم که اون به‌طور
‫منظم معاینه پزشکی، دندان‌پزشکی،

08:23.044 --> 08:27.054
‫چشم پزشکی... و معاینه پوستی بشه.

08:29.425 --> 08:31.005
‫من...

08:31.093 --> 08:34.103
‫من همچنین رزرو شام
‫و ناهار اونو انجام میدادم،

08:34.180 --> 08:38.100
‫همیشه به رستوران‌ها یادآوری
‫می‌کردم که چه‌قدر آدم مهمیه...

08:38.184 --> 08:40.024
‫تا یه میز خوبی بهش برسه.

08:40.603 --> 08:42.193
‫یه انسان کاملا عادیه

08:42.939 --> 08:48.779
‫همچنین مطمئن می‌شدم که زن و دخترش
‫کارت‌های تولدت مبارک و گل بگیرن.

08:48.861 --> 08:50.111
‫برای روز ولنتاین هم همین‌طور بود.

08:50.196 --> 08:54.026
‫و هشت بار من ترتیب دادم که دخترش...

08:54.116 --> 08:55.946
‫به بهترین مراکز توانبخشی بره.

08:58.621 --> 09:00.461
‫اما توی...

09:00.540 --> 09:02.380
‫اما در تمام این مدت...

09:05.336 --> 09:08.456
‫من هیچ‌وقت به نورمن نگفتم
‫که چه‌قدر برای من مهم بود.

09:10.841 --> 09:13.971
‫چه‌قدر خوشحال بودنش منو خوشحال می‌کرد.

09:14.053 --> 09:17.103
‫چطور... چطور رفاه اون اولین
‫فکر من بعد از بیدار شدن...

09:17.181 --> 09:19.681
‫و آخرین فکر من قبل از به خواب رفتن بود.

09:24.689 --> 09:26.089
‫خیلی ممنون.

09:28.234 --> 09:31.074
‫نه. نه!

09:31.153 --> 09:33.033
‫منو تنها نذار!

09:34.240 --> 09:36.580
‫من خیلی کارای دیگه می‌تونم برات بکنم!

09:36.659 --> 09:39.159
‫- نه!
‫- نه،‌ جنین، وای خدا...

09:39.245 --> 09:40.645
‫اون به چی چسبیده؟

09:44.417 --> 09:47.247
‫خدایا، به من آرامشی بده تا بتونم
‫چیزهایی که نمی‌تونم تغییر بدم رو بپذیرم،

09:47.336 --> 09:49.756
‫شجاعتی بده تا چیزهایی که می‌تونم رو تغییر
‫بدم، و خردی بده که فرق این‌ها رو بدونم.

09:49.839 --> 09:52.049
‫خدایا، به من آرامشی بده تا بتونم
‫چیزهایی که نمی‌تونم تغییر بدم رو بپذیرم،

09:52.133 --> 09:54.473
‫شجاعتی بده تا چیزهایی که می‌تونم رو تغییر
‫بدم، و خردی بده که فرق این‌ها رو بدونم.

09:54.552 --> 09:55.952
‫خدایا، به من آرامشی بده...

09:56.012 --> 09:59.432
‫- ما باید نگرانش باشیم؟
‫- من بیشتر نگران اونم

10:03.686 --> 10:06.436
‫حالش خوب میشه. فقط بهش زمان بده.

10:06.522 --> 10:08.152
‫- امیدوارم
‫- آره.

10:08.649 --> 10:11.189
‫چند سال پیش، بهترین دوستم...

10:11.277 --> 10:12.777
‫به طور غیرمنتظره‌ای فوت کرد.

10:12.862 --> 10:13.992
‫استیوی چارتکوف.

10:14.071 --> 10:15.361
‫- در موردش به تو گفتم؟
‫- نه.

10:15.448 --> 10:16.448
‫آدم خیلی خوبی بود.

10:16.490 --> 10:18.530
‫از کلاس سوم با هم دوست بودیم.

10:18.618 --> 10:20.658
‫و وقتی که مرد،

10:21.621 --> 10:23.711
‫من هیچی حس نکردم. بی‌حس بودم.

10:24.540 --> 10:25.940
‫خیلی بده.

10:26.083 --> 10:27.083
‫نه.

10:27.168 --> 10:30.838
‫ببین، فکر می‌کنم این یه
‫جور... مکانیسم بقا باشه.

10:30.921 --> 10:34.881
‫یه جور دلسوزی از طرف طبیعته.

10:34.967 --> 10:36.007
‫منظورت چیه؟

10:36.093 --> 10:38.103
‫خب، چون وقتی این اتفاق میوفته،

10:38.888 --> 10:41.678
‫ممکن بود... درد زیادی ایجاد میشه

10:41.766 --> 10:47.016
‫اما در طی زمان، من تونستم
‫غم رو بیشتر و بیشتر حس کنم،

10:47.104 --> 10:50.364
‫اینا یه بخشی از شخصیت
‫من شدن، می‌دونی چی میگم؟

10:50.441 --> 10:54.321
‫به شکل پذیرش در میاد...

10:55.237 --> 10:57.407
‫که فکر کنم یه جور خرد حساب میشه

10:57.990 --> 11:00.330
‫این خیلی خیالمو راحت می‌کنه

11:01.243 --> 11:03.413
‫تو خردمندی.

11:04.246 --> 11:07.956
‫من یادمه یه بار توی دبیرستان،
‫احتمالا ۱۴،۱۵ ساله بودیم

11:08.042 --> 11:12.842
‫من و استیوی علف کشیده بودیم و
‫تصمیم گرفتیم... گوزمون رو آتیش بزنیم

11:13.422 --> 11:14.822
‫واقعا چنین کاری میشه انجام داد؟

11:14.882 --> 11:17.842
‫آره. دراز می‌کشی و لنگاتو میدی هوا،

11:17.927 --> 11:19.847
‫و یه کبریت روشن جلوی کونت می‌گیری.

11:19.929 --> 11:23.059
‫و بادو میدی بیرون و یه
‫شعله آبی بزرگ ایجاد میشه.

11:23.140 --> 11:26.850
‫بگذریم، نمی‌دونم چطور اما پشم
‫خایه‌های استیوی آتیش گرفت،

11:26.936 --> 11:28.766
‫و اون داد میزد.

11:28.854 --> 11:30.774
‫اون جیغ و داد میزد و
‫می‌خواست که من خاموشش کنم.

11:30.856 --> 11:33.416
‫اون گفت "خاموشش کن! خاموشش
‫کن!" من نمی‌خواستم به تخماش دست بزنم.

11:33.442 --> 11:34.842
‫سرتو درد نیارم،

11:34.860 --> 11:38.280
‫مادرش مجبور شد اونو ببره اورژانس.

11:38.364 --> 11:40.954
‫اونم نمی‌خواست به خایه‌هاش دست بزنه

11:42.827 --> 11:44.657
‫پس از اول خردمند نبودی.

11:44.745 --> 11:46.495
‫بعد اون قضیه بود. آره.

11:56.382 --> 11:57.842
‫وای پسر، قیمتاشون خیلی خوبه.

11:57.925 --> 11:59.585
‫دیوونه‌ای اگه ازینا نگیری.

11:59.677 --> 12:01.077
‫من مشکلی ندارم.

12:01.846 --> 12:03.246
‫این بامیه خیلی خوشمزه‌ست.

12:09.228 --> 12:10.858
‫من می‌خوام یه چیزی بگم

12:11.564 --> 12:13.074
‫نمیشه بذاری از این لذت ببرم؟

12:13.149 --> 12:14.569
‫نه، تو باید اینو بشنوی

12:15.443 --> 12:18.493
‫سندی، من خیلی بابت دوستیمون سپاسگذارم،

12:18.571 --> 12:22.201
‫و می‌خوام بدونی که چه‌قدر
‫خوشحالم که تو رو توی زندگیم دارم

12:22.283 --> 12:25.083
‫- حالت چطوره؟
‫- چی؟

12:26.579 --> 12:28.959
‫من خوبم... ممنون

12:29.039 --> 12:30.539
‫خوبه

12:36.297 --> 12:37.697
‫چیزی لازم داری؟

12:38.799 --> 12:40.199
‫فقط می‌خواستم به تو یادآوری کنم که...

12:40.259 --> 12:43.799
‫من یه مستمع تعلیم دیده سطح ۸ هستم،

12:43.888 --> 12:46.138
‫و می‌تونم در هضم غم و اندوهت به تو کمک کنم

12:46.223 --> 12:48.853
‫من نیازی به کمک ندارم، اما ممنون

12:48.934 --> 12:52.564
‫دردهای عاطفی سرکوب شده می‌تونه به
‫شکل یه بیماری جسمی خودشو نشون بده

12:52.646 --> 12:53.896
‫من حالم خوبه، رابی

12:53.981 --> 12:55.821
‫تومورهای بدخیم غیرمعمول نیستن

12:55.900 --> 13:01.110
‫رابی، من خوشحالم ساینتولوژی به تو کمک
‫کرده که در بهترین حالت ممکن خودت باشی

13:01.822 --> 13:03.572
‫نه، اینو برای تکاورا میگن...

13:03.657 --> 13:05.907
‫در هر صورت، منو به حال خودم بذار

13:05.993 --> 13:07.583
‫ببین، این خشمه

13:07.661 --> 13:09.781
‫که در درجه بندی عاطفی کمی بالاتر از...

13:09.830 --> 13:11.230
‫بزن به چاک!

13:24.720 --> 13:28.100
‫یادمه که اولین آزمایش
‫بافت‌برداری من خیلی ناخوشایند بود

13:28.182 --> 13:30.312
‫هیچ‌وقت خوب نیست ‌که
‫قیچی بکنن توی سوراخ کونت

13:30.392 --> 13:33.602
‫آره. حداقل بعدش وقتی
‫که روی صندلیت خون باشه،

13:34.188 --> 13:35.938
‫می‌دونی که از کجا اومده

13:36.607 --> 13:38.007
‫همیشه به من روحیه میدی

13:38.567 --> 13:39.967
‫چیز دیگه‌ای می‌خوای؟

13:40.903 --> 13:42.303
‫آره

13:42.321 --> 13:45.161
‫از نظر حرفه‌ای خودت،
‫بهترین گوشت خوکت چیه؟

13:45.991 --> 13:49.621
‫- نمی‌دونم. همه‌شون خوبن
‫- خیلی خب، بذار در حالت داستان بگیم

13:49.703 --> 13:52.753
‫این آخرین غذای توئه
‫قبل از اینه که اعدام بشی

13:52.832 --> 13:54.962
‫چه گوشت خوکی رو به ساندویچ
‫بوقلمون خودت اضافه می‌کنی...

13:55.042 --> 13:57.922
‫قبل از این‌که با یه تزریق مرگبار بکشنت؟

13:59.839 --> 14:01.239
‫هانی گلیزد
‫[یک روش پخت]

14:01.715 --> 14:05.045
‫جناب گوشت‌فروش، نیم پوند
‫گوشت هانی‌گلیزد بده لطفا

14:07.388 --> 14:10.138
‫حاضر بودم یه میلیون دلار شرط
‫ببندم که "ویرجینیا هم" رو انتخاب می‌کنه

14:10.224 --> 14:12.354
‫اون مرد فوق‌العاده‌ای بود

14:13.602 --> 14:14.442
‫اوه...

14:14.520 --> 14:15.730
‫آره، اون بهترین بود

14:15.813 --> 14:16.813
‫اوهوم

14:17.147 --> 14:19.067
‫سنتی و محترم بود

14:19.149 --> 14:20.689
‫تحسین برانگیز بود

14:22.820 --> 14:25.160
‫ما در مورد ازدواج حرف زده بودیم

14:26.031 --> 14:28.491
‫من نمی‌دونستم. خیلی متاسفم

14:29.493 --> 14:31.703
‫در مورد بچه‌ دار شدن هم حرف زدیم

14:33.706 --> 14:34.536
‫آره

14:34.623 --> 14:36.023
‫چیش خنده‌داره؟

14:37.543 --> 14:38.943
‫جدی میگی؟

14:39.044 --> 14:40.444
‫کاملا

14:41.755 --> 14:43.965
‫باشه

14:47.928 --> 14:51.268
‫وقتی میگی "بچه‌دار شدن"
‫منظورت فرزندخوندگیه؟

14:51.432 --> 14:53.682
‫نه، منظورم بچه‌دار شدنه

14:56.645 --> 14:58.305
‫صحیح. صحیح

14:58.397 --> 15:02.227
‫البته مجبور بودیم صبر کنیم تا
‫دوره مصرف داروی من تموم شه

15:02.318 --> 15:05.148
‫ما نمی‌خواستیم نورمن جونیور
‫۳ تا سر و یه دم داشته باشه

15:05.237 --> 15:07.487
‫نه. نه، ما اینو نمی‌خوایم

15:10.993 --> 15:12.543
‫نمی‌خوام فضولی کنم،

15:12.620 --> 15:15.540
‫اما چه‌جور دارویی مصرف می‌کردی؟

15:15.623 --> 15:17.503
‫- برای افسردگی
‫- آها

15:18.125 --> 15:20.165
‫- و اختلال دو قطبی
‫- اونم بود؟

15:20.252 --> 15:21.752
‫و یکمی شیزوفرنی

15:21.837 --> 15:23.797
‫وای. هت تریک کردی

15:23.881 --> 15:26.681
‫- جان؟
‫- به حرفام توجه نکن

15:26.759 --> 15:28.509
‫من سوگوارم

15:32.765 --> 15:36.225
‫در همین حال، تو یه زن زیبا و سرزنده‌ای

15:36.310 --> 15:39.810
‫و تو با یه فرد خاص آشنا میشی
‫و اون بچه رو خواهی داشت

15:40.397 --> 15:41.797
‫منظورت چیه؟

15:42.775 --> 15:44.525
‫هیچی. فقط برات آرزوی موفقیت می‌کنم

15:44.610 --> 15:46.250
‫بگو که به من پیشنهاد دوستی ندادی...

15:46.278 --> 15:48.858
‫اونم وقتی که جسد عشق
‫دومم هنوز گرمه

15:48.948 --> 15:50.118
‫نه! نه، البته که نه!

15:50.199 --> 15:53.659
‫من الان احساس امنیت ندارم. می‌خوام برم

15:55.996 --> 15:57.076
‫به سلامت

15:57.164 --> 15:58.714
‫ای خدا

16:01.877 --> 16:04.167
‫وقتی که درگیر اون قضیه پروستات بودم،

16:04.254 --> 16:07.384
‫خودمو قانع کرده بودم که با تمرین
‫کیگل می‌تونم اوضاع رو تغییر بدم

16:07.466 --> 16:09.216
‫- کمکی کرد؟
‫- نه

16:09.760 --> 16:12.810
‫اما به مقعدم اعتماد به نفس داد،
‫و این یعنی نصف راه رو رفتم

16:17.309 --> 16:19.559
‫- الان داری انجامش میدی؟
‫- آره

16:20.562 --> 16:21.962
‫من بهت ملحق میشم

16:27.069 --> 16:29.569
‫- این صدای کیگل توئه؟
‫- آره

16:29.655 --> 16:32.485
‫- سلام
‫- باز چیه؟

16:32.574 --> 16:34.704
‫اومدم ببینم که آماده رفتن هستی یا نه

16:34.785 --> 16:36.185
‫- آره
‫- بیا

16:36.704 --> 16:39.254
‫اونا از رستوران نبو سوشی آوردن، دیدی؟

16:39.331 --> 16:40.171
‫آره

16:40.249 --> 16:42.999
‫این باورنکردنیه. اون خرچنگ
‫پخته، ماهی روغنی با خمیر سویا،

16:43.085 --> 16:44.995
‫و ماهی دم‌زرد داره. دیگه چی می‌خواد

16:45.087 --> 16:46.487
‫خوبه

16:46.964 --> 16:49.264
‫هیچ کسی مثل یهودیا
‫عزاداری بلد نیست، مگه نه؟

16:49.341 --> 16:51.261
‫به‌خاطر تمرین زیاده

16:51.343 --> 16:52.743
‫آره

17:04.106 --> 17:06.396
‫- ممنون که رسوندیم
‫- باعث خوشحالیمه

17:06.483 --> 17:10.113
‫خب، باعث خوشحالیم نیست،
‫اما منظورمو که می‌دونی

17:11.155 --> 17:13.525
‫کاش نظرتو عوض می‌کردی. ما جای زیادی داریم

17:14.575 --> 17:15.695
‫من مشکلی ندارم، عزیزم

17:15.784 --> 17:19.254
‫آره، البته که حالت خوبه. ولی
‫چرا الان می‌خوای تنها باشی؟

17:19.329 --> 17:20.729
‫چون این چیزیه که می‌خوام

17:20.748 --> 17:23.328
‫بیخیال، شبو پیش ما
‫باش. خوش می‌گذره

17:23.417 --> 17:25.667
‫ما یه بازی خانوادگی انجام میدیم

17:26.253 --> 17:29.173
‫مارتین، من بهترین دوستمو از
‫دست دادم. نمی‌خوام که خوش بگذرونم

17:29.757 --> 17:30.757
‫مطمئنی؟

17:31.091 --> 17:33.641
‫ما سیگاری دود می‌کنیم، جنگا بازی می‌کنیم

17:33.719 --> 17:35.119
‫نه ممنون

17:35.804 --> 17:37.204
‫بدم میاد که از اون
‫کلمه استفاده می‌کنی

17:37.765 --> 17:40.175
‫چی، "سیگاری"؟ مشکل "سیگاری" چیه؟

17:40.684 --> 17:42.274
‫شبیه پیرمردا میشی

17:42.352 --> 17:43.562
‫اون یه پیرمرده

17:43.645 --> 17:45.045
‫این‌جا کمکی نمی‌کنی

17:45.731 --> 17:48.191
‫- خیلی خب. ما می‌بریمت خونه
‫- آره

17:51.487 --> 17:53.607
‫من نمی‌خواستم چیزی بگم، اما...

17:53.697 --> 17:57.027
‫وقتی ما می‌خواستیم اون دختره
‫رو از تابوت جدا کنیم، منو گاز گرفت

17:57.743 --> 17:59.913
‫چی؟ چه بد. بذار ببینم

17:59.995 --> 18:03.115
‫آره. پوستم چیزیش نشد،
‫اما دمار از روزگارم در آورد

18:04.208 --> 18:05.608
‫دمار؟

18:06.043 --> 18:08.253
‫باشه فهمیدم. از "دمار" و "سیگاری" بدت میاد

18:15.969 --> 18:18.349
‫ولی فکر می‌کنم خوب پیش رفت،‌ مگه نه؟

18:18.430 --> 18:20.270
‫اگه نورمن زنده بود رضایت کامل داشت

18:20.766 --> 18:22.476
‫نورمن هیچ‌وقت رضایت نداشت

18:22.559 --> 18:25.899
‫خیلی به تو سخت می‌گرفت، مگه نه؟

18:27.523 --> 18:28.603
‫چی داری میگی؟

18:28.649 --> 18:31.189
‫توی صحبت‌هات، گفتی که
‫خیلی به تو سخت می‌گرفت

18:31.276 --> 18:32.676
‫من اینو نگفتم

18:33.654 --> 18:37.034
‫- مطمئنم اینو گفتی
‫- ما به هم سخت می‌گرفتیم

18:37.616 --> 18:39.736
‫- باشه
‫- ما این‌جوری بودیم

18:39.827 --> 18:42.197
‫- باشه
‫- به من نگو که چی گفتم

18:42.955 --> 18:44.745
‫باشه، شرمنده، پوزش می‌خوام

18:47.084 --> 18:50.174
‫- چیه؟
‫- هیچ‌کسی دیگه نمیگه "پوزش می‌خوام"

18:51.213 --> 18:54.263
‫خب، شرمنده، من خودمو
‫با این زمونه تخمی وفق ندادم

18:55.634 --> 18:57.594
‫- آروم باش
‫- باشه

18:59.138 --> 18:59.968
‫"وفق"

20:08.916 --> 20:10.316
‫ممنون

20:25.307 --> 20:29.387
‫جک دنیلز و دکتر پپر رژیمی

20:29.478 --> 20:30.878
‫ممنون، الکس

20:30.979 --> 20:34.779
‫در مورد آقای نیولندر خیلی متاسف شدم

20:35.692 --> 20:36.692
‫آره

20:37.027 --> 20:40.817
‫به بار گفتم که به افتخارش
‫یه مارتینی درست کنه

20:44.117 --> 20:45.517
‫ممنونم

20:46.286 --> 20:48.326
‫اون مرد مهربون و سخاوتمندی بود

20:48.413 --> 20:50.253
‫در مورد سخاوتمند بودنش موافقم

20:50.332 --> 20:51.732
‫آره

20:51.750 --> 20:53.960
‫برمی‌گردم که سفارشت رو بگیرم

21:13.939 --> 21:15.339
‫به سلامتی، رفیق

21:40.299 --> 21:41.699
‫اروینگ!

21:43.385 --> 21:44.785
‫اروینگ!

21:45.846 --> 21:47.246
‫- اروینگ!
‫- چی؟

21:50.475 --> 21:51.875
‫اوه

21:55.355 --> 21:56.755
‫اروینگ!

21:57.065 --> 21:58.465
‫آهای!

22:00.527 --> 22:02.487
‫من سگت رو پیدا کردم

22:02.988 --> 22:04.868
‫- آهای؟
‫- وای، خدا رو شکر

22:04.948 --> 22:06.408
‫خیلی ممنون

22:06.992 --> 22:07.872
‫قابلی نداشت

22:07.951 --> 22:09.751
‫من بدجوری خایه کرده بودم

22:12.080 --> 22:14.080
‫اسمش اروینگه؟

22:14.166 --> 22:16.996
‫آره. در باز بود و اون گذاشت رفت

22:17.919 --> 22:19.549
‫واقعا؟

22:19.629 --> 22:20.629
‫اروینگ

22:20.672 --> 22:22.172
‫آره. چطور؟

22:27.262 --> 22:28.512
‫چیز مهمی نیست

22:28.597 --> 22:31.477
‫این روزا خیلی این اسم رو نمی‌شنوی

22:32.976 --> 22:35.306
‫بذار کیفمو بیارم. بهت یه مژدگانی میدم

22:35.395 --> 22:36.805
‫نه، نه، نه

22:36.897 --> 22:39.777
‫من فقط نقش یه همسایه خوب رو بازی کردم

22:41.568 --> 22:42.968
‫تو همسایه‌ فوق‌العاده‌ای هستی

22:46.573 --> 22:48.743
‫- یوت
‫- سندی

22:49.910 --> 22:52.450
‫من توی همین خیابون زندگی می‌کنم

22:52.537 --> 22:54.577
‫اونی که برای فروش بود؟

22:54.664 --> 22:55.504
‫تو خریدیش؟

22:55.582 --> 22:58.422
‫نه. اون لونه گه ۳۰۰۰ فوت مربع مساحت داره

22:58.502 --> 23:00.092
‫منظورت گه‌دونیه

23:00.170 --> 23:02.960
‫آره. من مراقب خونه دخترعموم و شوهرش هستم

23:03.048 --> 23:05.258
‫اوه، این خیلی خوبه

23:05.342 --> 23:07.342
‫اگه سگشون رو از دست
‫می‌دادم، نمی‌دونستم چه‌کار باید بکنم

23:07.427 --> 23:11.217
‫مجبور بودم از بالکن بپرم پایین و
‫امیدوار باشم که گرگا منو بخورن

23:11.306 --> 23:13.636
‫آره. حتما می‌خوردنت

23:15.268 --> 23:16.938
‫خیلی خب

23:18.397 --> 23:20.317
‫شب خوبی داشته باشی

23:23.402 --> 23:27.862
‫میشه حداقل یه لیوان شراب مهمونت
‫کنم؟ من مارگاریتای خفنی درست می‌کنم

23:28.657 --> 23:30.077
‫برای تشکر

23:32.035 --> 23:34.745
‫آها!

23:35.455 --> 23:36.865
‫اه، ممنون

23:37.624 --> 23:39.024
‫می‌خواستی منو تحت تاثیر قرار بدی

23:39.584 --> 23:40.984
‫آره

23:41.795 --> 23:43.375
‫ببین من چه‌کار می‌تونم بکنم

23:43.463 --> 23:44.343
‫آره

23:44.423 --> 23:47.183
‫فکر می‌کردی نمی‌دونم چه‌قدر پیری؟

23:47.259 --> 23:49.889
‫آره

23:49.970 --> 23:53.140
‫ادای جوونا رو در آوردن کافی
‫نیست. باید کردنت هم مثل جوونا باشه

23:55.016 --> 23:56.416
‫آره

23:57.018 --> 23:58.728
‫من برات سبزیجات بیشتری میارم

24:07.320 --> 24:08.720
‫نورمن، تویی؟

24:11.450 --> 24:12.850
‫اوه

24:24.045 --> 24:25.445
‫صبح بخیر

24:26.256 --> 24:27.656
‫چه اتفاقی داره میوفته؟

24:27.757 --> 24:30.757
‫دختر دوست‌داشتنیت منو با
‫یه اسموتی میوه سالم فرستاده

24:30.844 --> 24:32.514
‫چه خوب

24:32.596 --> 24:35.426
‫لازم نیست به تو بگم که اون نگران پدر پیرشه

24:39.519 --> 24:40.349
‫باباش خوبه

24:41.688 --> 24:43.088
‫باباش خوبه

24:43.732 --> 24:46.612
‫- اون کیه؟
‫- این اروینگه

24:46.693 --> 24:48.093
‫اروینگ

24:48.195 --> 24:49.395
‫سلام. سلام.

24:49.488 --> 24:52.198
‫من نصف یه قرص ویکودین رو دارم،
‫اگه هنوز پشتت درد می‌کنه

24:52.824 --> 24:55.164
‫اوه! شرمنده، نمی‌دونستم که مهمون داری

24:57.954 --> 24:59.624
‫- بیا
‫- چیه؟

25:00.332 --> 25:02.382
‫ - خودتو بپوشون
‫- آها، باشه

25:02.459 --> 25:04.339
‫مارتین، این یوت هست

25:04.961 --> 25:06.381
‫یوت، این مارتینه

25:07.172 --> 25:08.672
‫- سلام
‫- سلام

25:09.549 --> 25:11.009
‫- روسی؟
‫- آره

25:11.092 --> 25:13.972
‫می‌تونم از دوشت استفاده کنم؟

25:14.054 --> 25:15.974
‫- آره، البته
‫- باشه. بیا اروینگ

25:16.056 --> 25:17.216
‫اه...

25:18.391 --> 25:19.791
‫خداحافظ!
‫[به زبان روسی]

25:23.772 --> 25:25.172
‫پشمام!

25:25.232 --> 25:26.232
‫آره

25:26.274 --> 25:27.574
‫چطور این‌جوری شد؟

25:27.651 --> 25:29.491
‫دیشب که این‌جا پیاده‌ت کردم،

25:29.569 --> 25:31.529
‫نگران بودم که کلت رو بکنی توی فر گاز

25:31.613 --> 25:33.113
‫خب، سرمو توی یه چیز دیگه فرو کردم

25:33.198 --> 25:35.908
‫بازم می‌پرسم، چطور این اتفاق افتاد؟

25:35.992 --> 25:38.752
‫به من همه چیو بگو. با جزئیات

25:38.828 --> 25:40.578
‫چیزی برای گفتن نیست

25:40.664 --> 25:42.754
‫نه، یه چیزی هست

25:44.292 --> 25:46.382
‫اسم سگش اروینگه

25:47.212 --> 25:49.132
‫می‌دونم. تو ما رو با هم آشنا کردی

25:50.048 --> 25:52.008
‫اون اسم وسط نورمنه

25:52.592 --> 25:53.592
‫خب که چی؟

25:53.593 --> 25:55.303
‫این ترسناکه، مگه نه؟

25:55.387 --> 25:57.387
‫واقعا؟ شاید فقط تصادفی باشه

25:57.472 --> 25:59.932
‫همون روزی که من بهترین دوستم رو دفن کردم،

26:00.016 --> 26:04.306
‫این خانم زیبای جوون با سگی
‫که هم اسم اونه میاد توی زندگی من؟

26:04.396 --> 26:05.796
‫اسم وسطش

26:05.814 --> 26:08.074
‫در بهترین حالت، مثل
‫یه داستان از استفن کینگه

26:08.149 --> 26:10.649
‫من نظرم روی سریال "توایلایت زون" بود

26:10.735 --> 26:14.405
‫آره. شاید. اما خیلی فرق داره

26:14.489 --> 26:16.169
‫پشتت چطور درد گرفت،

26:16.241 --> 26:19.291
‫چه‌کار می‌کردی؟ تلمبه
‫می‌زدی؟ بلندش می‌کردی؟ بگو

26:19.369 --> 26:20.909
‫از تخیلت استفاده کن

26:20.996 --> 26:23.536
‫دارم همین‌کارو می‌کنم،
‫اما تخیلم مثل قبل نیست

26:23.623 --> 26:27.133
‫- چیزی در این مورد به میندی نگو
‫- میندی کیه؟ داستانت رو تموم کن

26:27.210 --> 26:29.130
‫- آره، سگه
‫- اروینگ

26:29.212 --> 26:31.842
‫سگ دختره نیست. اون مراقب خونه هست

26:31.923 --> 26:35.473
‫به‌طور خلاصه، سگه فرار کرد، من
‫پیداش کردم و اون از من تشکر کرد

26:38.597 --> 26:40.387
‫تو گفتی "قابلتو نداشت"؟

26:41.766 --> 26:43.166
‫از روش خودم

26:43.685 --> 26:44.765
‫اون چه کار می‌کنه؟

26:44.853 --> 26:45.853
‫نمی‌دونم

26:45.937 --> 26:47.147
‫فامیلیش چیه؟

26:47.230 --> 26:48.690
‫نمی‌دونم

26:50.442 --> 26:52.322
‫از یه پیر خرفتی مثل تو چی می‌خواد؟

26:52.402 --> 26:54.782
‫راستش اینو می‌دونم

26:55.447 --> 26:58.157
‫خیلی از زنای جوون به
‫مردای مسن‌تر جذب میشن...

26:58.241 --> 27:00.581
‫چون ما... پیچیده‌تر هستیم،

27:00.660 --> 27:02.830
‫و از آدمای همسن خودشون دنیا‌دیده‌تر هستیم

27:02.912 --> 27:04.502
‫- پس نمی‌دونی
‫- نمی‌دونم

27:06.333 --> 27:09.963
‫اما یه چیزی رو می‌دونم. این
‫قضیه فقط یه اتفاق ساده نیست

27:10.545 --> 27:13.505
‫واقعا؟ پس چیه؟ یه پیام از دنیای ماورا؟

27:13.590 --> 27:14.990
‫نه، نمی‌دونم

27:15.175 --> 27:16.045
‫شاید

27:16.134 --> 27:17.894
‫آها؟ خیلی خب...

27:17.969 --> 27:21.179
‫باورم نمیشه اینو دارم
‫ازت می‌پرسم. چه پیامی؟

27:21.765 --> 27:23.265
‫مطمئن نیستم...

27:23.350 --> 27:27.980
‫زندگی رو در آغوش بگیرم.
‫دل به تجربه‌های جدید بدم

27:28.563 --> 27:30.653
‫سندی، ما یه مشکلی داریم. سریع بیا

27:34.569 --> 27:36.739
‫می‌خواد طوطی روپایی زن نشونت بده

27:39.741 --> 27:41.141
‫لعنتی!

27:41.493 --> 27:42.493
‫لعنتی! آخ!

27:42.494 --> 27:44.124
‫- چیه؟ چی شد؟
‫- لعنتی!

27:44.204 --> 27:45.714
‫- لعنتی!
‫- چی شده؟

27:45.789 --> 27:47.329
‫اروینگ روی تختم رید

27:49.042 --> 27:50.442
‫دل به تجربه‌های جدید بده

28:17.529 --> 28:18.929
‫- سلام
‫- سلام

28:19.322 --> 28:22.162
‫- ممنون بابت اسموتی
‫- قابلی نداشت

28:22.242 --> 28:23.952
‫پشتت چی شده؟

28:24.035 --> 28:28.115
‫شاید باورت نشه ولی وقتی
‫می‌خواستم جوراب بپوشم گرفت

28:28.206 --> 28:29.366
‫شوخی می‌کنی

28:29.457 --> 28:32.497
‫فکر کنم وقتشه از اون وسیله‌های پلاستیکی...

28:32.585 --> 28:33.745
‫که برای پوشیدن جوراب کمک می‌کنن بگیرم.

28:33.837 --> 28:36.167
‫این خیلی ناراحت‌کننده‌ست

28:36.256 --> 28:37.656
‫همینو بگو

28:39.676 --> 28:42.316
‫اگه می‌خوای در مورد وضعیتی
‫که توش هستی حرف بزنی،

28:42.340 --> 28:43.473
‫من در خدمتم

28:43.555 --> 28:45.305
‫فکر می‌کنی توی چه وضعیتی هستم؟

28:45.890 --> 28:48.730
‫تو یه نفر رو از دست دادی
‫که بخش عظیمی از زندگیت بوده،

28:48.810 --> 28:51.690
‫و الان شدیدا احساسات
‫و عواطفت برانگیخته شده

28:51.771 --> 28:53.731
‫به اون شدتی که فکر می‌کنی نیست

28:53.815 --> 28:55.215
‫بابا...

28:55.233 --> 28:58.743
‫می‌دونی توی یکی دو سال
‫گذشته چند تا از دوستام مردن؟

28:59.237 --> 29:01.407
‫- نه
‫- منم نمی‌دونم. آمارشون از دستم در رفته

29:01.489 --> 29:04.409
‫خب، بازم مهمه که در
‫موردش با یکی حرف بزنی

29:04.492 --> 29:06.622
‫چرا؟ کی میگه که باید
‫احساساتمون رو با بقیه...

29:06.703 --> 29:09.123
‫در مورد هر چیز کوفتی‌ای به اشتراک بذاریم؟

29:09.205 --> 29:11.745
‫چون عدم بروز احساسات
‫رفتار سالمی نیست

29:11.833 --> 29:13.963
‫خب، شاید من نخوام که سالم باشم

29:14.043 --> 29:15.213
‫بچه‌بازی در نیار

29:15.295 --> 29:17.665
‫میندی، من ۷۵ سالمه

29:17.756 --> 29:20.426
‫فکر کنم این به من حقوق و مزایای خاصی میده

29:20.508 --> 29:22.428
‫در مورد تشخیص این‌که چه
‫رفتاری بچه‌بازی هست یا نیست

29:22.510 --> 29:23.910
‫نه، این‌طور نیست

29:23.928 --> 29:25.328
‫تو داری اینو میگی

29:37.192 --> 29:38.912
‫مارتین، تو امروز صبح بابام رو دیدی،

29:38.943 --> 29:40.703
‫اون چیزی در مورد نورمن گفت؟

29:42.405 --> 29:44.445
‫نمی‌دونم. سفره دلشو با تو باز کرد؟

29:45.033 --> 29:46.623
‫عجیب رفتار می‌کرد؟

29:48.495 --> 29:49.895
‫چرا داری می‌خندی؟

29:50.121 --> 29:53.501
‫ما این تمرین‌ها رو انجام میدیم
‫تا احساساتمون رو آزاد کنیم،

29:53.583 --> 29:57.713
‫چون در تمام عمرمون به ما یاد دادن که
‫بعضی از اون احساسات قابل قبول نیستن...

29:57.796 --> 29:59.626
‫و باید سرکوب بشن

30:00.173 --> 30:01.473
‫برای مثال، مردا...

30:01.549 --> 30:06.139
‫در سن کودکی و معمولا توی زمین بازی
‫یاد می‌گیرن که ترسشون رو نشون ندن

30:06.221 --> 30:09.061
‫و اگه ترست رو نشون بدی، ضعیفی. بدردنخوری

30:09.140 --> 30:12.270
‫و برای زن‌ها، پیامی که بارها
‫و بارها می‌شنوید اینه که...

30:12.352 --> 30:14.852
‫در شان یک خانم نیست که
‫عصبانیت خودش رو بروز بده

30:14.938 --> 30:17.018
‫سریعا برچسب پتیاره بودن بهت میزنن...

30:17.106 --> 30:19.316
‫اگه نظر تندی در مورد چیزی داشته باشی،

30:19.400 --> 30:22.530
‫یا خدایی نکرده صدات رو ببری بالا

30:24.531 --> 30:28.621
‫اما اگه این احساسات از شما گرفته
‫بشه چه‌جور بازیگری می‌تونید باشید؟

30:29.536 --> 30:31.196
‫و نه فقط خشم و ترس

30:31.287 --> 30:34.707
‫مثلا بی‌عاطفگی، خوشی

30:34.791 --> 30:37.591
‫خشم مرگبار؟ غم شدید؟

30:38.253 --> 30:40.053
‫- بله
‫ چطور یه مدیر برنامه بگیرم؟

30:41.673 --> 30:42.513
‫چی؟

30:42.590 --> 30:46.220
‫اگه من یه مدیر نداشته باشم، نمی‌تونم
‫برای بازیگری تست بدم، و اگه تست ندم،

30:46.302 --> 30:48.942
‫چه فرقی می‌کنه که احساسات
‫سرکوب شده داشته باشم یا نه؟

30:48.966 --> 30:50.930
‫فکر کنم تو مشکلی با بروز خشم نداری

30:51.015 --> 30:52.475
‫نه، ندارم

30:52.559 --> 30:54.889
‫خب، تو زن مطلقه خوبی میشی

30:55.478 --> 30:58.058
‫نظرتون چیه که فعلا به تمرین احساسات...

30:58.147 --> 30:59.547
‫ادامه بدیم؟

31:00.066 --> 31:01.646
‫کسی می‌خواد امتحانش کنه؟

31:02.652 --> 31:05.492
‫من یه مدیر برنامه دارم، اما
‫نمی‌دونم واقعا چه‌کار می‌کنه

31:06.072 --> 31:07.912
‫یعنی می‌دونم باید چه‌کار کنه

31:08.491 --> 31:12.291
‫اون باید با تهیه‌کننده‌ها و کارگردانا
‫ارتباط بگیره و برای من کار جور کنه

31:12.912 --> 31:15.212
‫اما فکر می‌کنم کار اصلیش
‫فروختن کوکائین به اوناست

31:15.290 --> 31:16.690
‫این احساس غمه

31:17.250 --> 31:18.960
‫کسی می‌خواد این تمرین رو انجام بده؟

31:19.043 --> 31:20.633
‫شانس آوردی که مدیرت ساقیه

31:20.712 --> 31:23.382
‫مدیر من همیشه می‌خواد از
‫من توی جکوزیش عکس بگیره

31:23.464 --> 31:24.594
‫برگشتیم سر خشم

31:24.674 --> 31:27.054
‫- مدیر تو آرنی بریدلاوه؟
‫- آره

31:27.135 --> 31:29.755
‫منم همین‌طور. می‌دونستی اون عکسا رو
‫می‌فروشه؟ تو باید حق کمیسیون ازش بگیری

31:29.846 --> 31:30.886
‫وای خدا

31:30.972 --> 31:32.372
‫عجب کس‌کشی!

31:32.515 --> 31:33.805
‫باید بکشمش

31:33.892 --> 31:36.022
‫توی جکوزیش غرقش کن

31:36.102 --> 31:37.812
‫این یه عدالت شعری میشه

31:38.897 --> 31:42.107
‫شاعرانه. عدالت شاعرانه میشه

31:42.191 --> 31:44.071
‫و بیاید کسی رو نکشیم، باشه؟

31:44.152 --> 31:46.992
‫- یه جوری می‌کشه که غیرعمدی جلوه کنه
‫- نه،‌ نه

31:47.071 --> 31:50.371
‫من ناامیدی شما رو درک
‫می‌کنم، من جاتون بودم

31:50.450 --> 31:53.580
‫و اگه ارزشی داشته باشه،
‫می‌خواستم بگم یکی از دوستام...

31:53.661 --> 31:55.871
‫بیاد و در مورد این موضوع با شما حرف بزنه

31:55.955 --> 31:57.355
‫اون یه مدیر برنامه هست؟

31:57.749 --> 31:58.749
‫اون یه مدیر برنامه بود

31:58.791 --> 32:00.751
‫- الان چی هست؟
‫- جنازه

32:00.835 --> 32:02.995
‫بخشکی شانس

32:03.087 --> 32:07.587
‫قول میدم بعدا در مورد موضوع
‫مدیر برنامه با هم حرف بزنیم

32:07.675 --> 32:10.595
‫اما فعلا تمرین بازیگری می‌کنیم،

32:10.678 --> 32:13.058
‫و احساسات سرکوب شده
‫رو آزاد می‌کنیم. کی می‌خواد...

32:13.139 --> 32:16.269
‫چه اتفاقی میوفته اگه یه چیزی
‫رو اون‌قدر عمیق‌ و قوی حس کنی،

32:16.351 --> 32:18.851
‫که از ابراز اون بترسی؟

32:19.437 --> 32:22.567
‫احساسات نمی‌تونن به تو آسیبی بزنن،‌ میندی

32:22.649 --> 32:26.569
‫بعضی وقتا این‌طور به نظر میاد که
‫می‌تونن، اما حقیقت اینه که نمی‌تونن

32:27.362 --> 32:30.782
‫- پس چیزی برای ترسیدن نیست
‫- فهمیدم

32:31.950 --> 32:34.290
‫خیلی خب. کی می‌خواد امتحان کنه؟

32:34.369 --> 32:36.199
‫- من می‌کنم
‫- خیلی خب، جود!

32:38.373 --> 32:40.173
‫می‌خوای با چه احساسی کار کنی؟

32:40.249 --> 32:42.339
‫غم؟

32:42.418 --> 32:43.818
‫انتخاب خوبی بود

32:45.755 --> 32:48.505
‫چندین تکنیک هست که
‫می‌تونه به ابراز غم کمک کنه

32:48.591 --> 32:50.051
‫یکی از ساده‌ترین‌هاش...

32:50.134 --> 32:53.224
‫اینه که به چیزی که توی زندگیت
‫اتفاق افتاده و تو رو غمگین کرده فکر کنی...

32:53.304 --> 32:54.144
‫اوهوم

32:54.222 --> 32:57.772
‫و بعد بذاری که اون احساسات
‫توی بازی تو نمود پیدا کنه

32:57.850 --> 33:00.100
‫اتفاقی اخیرا برات افتاده
‫که تو رو غمگین کرده؟

33:00.186 --> 33:02.106
‫منظورت رو رسوندی میندی، بسه

33:02.188 --> 33:03.588
‫ول کن!

33:05.400 --> 33:06.570
‫جود، می‌خوای امتحان کنی؟

33:06.651 --> 33:08.051
‫آره، البته

33:09.487 --> 33:10.887
‫هر وقتی که آماده بودی شروع کن

33:21.332 --> 33:22.792
‫به من بگو که چی شد

33:22.875 --> 33:25.835
‫من یه چیز خیلی غم‌انگیز رو به‌خاطر میارم

33:27.505 --> 33:28.505
‫خیلی خب

33:28.881 --> 33:31.011
‫خیلی خب. روی همون تمرکز کن

33:31.968 --> 33:33.368
‫وای خدا

33:34.095 --> 33:35.215
‫کارت عالیه

33:38.057 --> 33:41.637
‫خیلی ناراحت‌کننده هست

33:43.479 --> 33:45.609
‫می‌تونی به ما بگی که چه‌خاطره‌ای داری؟

33:48.943 --> 33:52.493
‫من اجازه دادم که آرنی بریدلاو
‫از من توی جکوزیش عکس بگیره

34:10.548 --> 34:12.468
‫رابی، چه‌ کار می‌کنی؟

34:20.099 --> 34:21.269
‫اوه! سلام

34:21.350 --> 34:23.640
‫من برات یه ملافه، پتو و روتختی جدید آوردم

34:23.728 --> 34:25.188
‫لازم نبود این‌کارو بکنی

34:25.271 --> 34:27.521
‫چرا، لازم بود. خیلی خب، خداحافظ

34:27.607 --> 34:29.007
‫صبر کن

34:29.192 --> 34:31.822
‫نمی‌خوای با هم وقت بگذرونیم؟

34:34.155 --> 34:36.985
‫اولین بار به‌خاطر تشکر بود
‫که اونو پیدا کردی و مجانی بود

34:38.576 --> 34:40.036
‫دومین بار برات ۲۰۰۰ دلار خرج داره

34:41.329 --> 34:42.329
‫اوه

34:42.663 --> 34:44.753
‫البته. عیب نداره

34:44.832 --> 34:47.292
‫بذار فقط...

34:47.376 --> 34:48.776
‫اوه!

34:54.050 --> 34:55.450
‫خداحافظ، اروینگ

34:55.676 --> 34:57.506
‫دلم برات تنگ میشه

35:03.017 --> 35:04.017
‫خداحافظ

35:04.352 --> 35:06.272
‫بیا، اروینگ

35:08.147 --> 35:09.547
‫خداحافظ

35:12.026 --> 35:13.026
‫۲ هزار دلار؟

35:13.069 --> 35:14.069
‫عجب!

35:14.093 --> 35:28.117
.:: @bollbolljan_com ::.