﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:12.000
‏.::  www.bolboljan.net ::.

00:27.819 --> 00:29.219
‫پسر چه‌قدر پیر شدی

00:31.698 --> 00:33.098
‫دیگ به دیگ میگه روت سیاه

00:33.283 --> 00:35.293
‫حالت چطوره؟

00:36.619 --> 00:40.369
‫می‌دونم نیت خوبی
‫داری، اما سوال احمقانه‌ایه

00:40.457 --> 00:42.247
‫میندی کجاست؟

00:42.333 --> 00:45.053
‫اون و مارتین رفتن یه چیزی بخورن

00:45.128 --> 00:47.298
‫و تو موندی که حواست به من باشه؟

00:47.881 --> 00:49.841
‫خیلی خودتو دست بالا نگیر

00:55.346 --> 00:59.926
‫خب، تا کی می‌خواستی
‫بیماریت رو مخفی نگه داری؟

01:00.518 --> 01:01.918
‫کدوم بیماری؟

01:03.688 --> 01:06.518
‫نمی‌دونم. فقط می‌خواستم
‫با دخترم وقت بگذرونم...

01:06.608 --> 01:08.318
‫بدون این‌که نگران من باشه

01:08.401 --> 01:10.321
‫راز، اون نگرانه

01:10.403 --> 01:11.803
‫آره

01:12.280 --> 01:14.990
‫اما تو تنها نیستی. ما
‫توی این مسیر همراهتیم

01:15.075 --> 01:21.075
‫ممنونم، اما این خوب تموم نمیشه

01:21.164 --> 01:23.584
‫تو که اینو نمی‌دونی. شیمی‌درمانی هست...

01:23.666 --> 01:24.876
‫- انجامش دادم
‫- مغز استخون...

01:24.959 --> 01:27.169
‫- انجامش دادم
‫- چندجور درمان همادین...

01:27.253 --> 01:29.093
‫همش چرته. و انجامش دادم

01:29.172 --> 01:31.672
‫خب، مطمئنم چیزهایی هست که انجام ندادی

01:31.758 --> 01:33.378
‫- سندی...
‫- ببخشید

01:33.468 --> 01:36.388
‫فراموش کردم که همسر
‫سابقم باهوش‌ترین آدم دنیاست

01:36.471 --> 01:41.391
‫برای همینه که بقیه همسرای
‫سابقت از یه گونی سنگ احمق‌ترن؟

01:41.476 --> 01:43.766
‫حرفت بی‌ادبی بود

01:44.979 --> 01:46.439
‫اما شاید. آره

01:46.523 --> 01:49.033
‫بر فرض این‌که حق با تو باشه،‌ برنامه‌ت چیه؟

01:49.109 --> 01:51.239
‫خب، خیلی ساده‌ست

01:51.945 --> 01:55.865
‫بعد یه مدت پرستار
‫می‌گیرم. بعدش میرم آسایشگاه

01:55.949 --> 02:01.199
‫و بعدش می‌فهمم که کمک به آدمای
‫مریض توی کشورای جهان سوم...

02:01.287 --> 02:03.367
‫باعث میشه بتونم با مسیح
‫حضوری ملاقات کنم یا نه

02:05.083 --> 02:07.673
‫تو آدم عجیبی هستی

02:07.752 --> 02:09.922
‫زمانی رو یادمه که فکر
‫می‌کردی من فقط خوب کونی هستم

02:10.004 --> 02:11.804
‫همیشه اینو به عنوان تعریف می‌گفتم

02:11.881 --> 02:13.591
‫و منم به عنوان تعریف قبولش می‌کردم

02:15.718 --> 02:18.298
‫گوش کن، برنامه‌هات خوب نیستن

02:18.388 --> 02:21.638
‫پرستار و آسایشگاهی در کار نیست

02:21.724 --> 02:23.944
‫تو با من و میندی می‌مونی

02:24.018 --> 02:26.268
‫اگه ما کمک خواستیم، یه نفرو میاریم

02:26.354 --> 02:28.064
‫این جواب نمیده

02:28.148 --> 02:30.898
‫خیلی سخت و خسته‌کننده هست

02:30.984 --> 02:32.864
‫از باهوش بودن دست بردار

02:32.944 --> 02:34.034
‫خیلی گرونه

02:34.112 --> 02:37.622
‫آها!‌ یادت رفته که دخترت خرپوله

02:37.699 --> 02:40.079
‫در ضمن، هر دلاری که ما خرج تو بکنیم،

02:40.160 --> 02:43.330
‫باعث میشه کمتر برای کاشت موی...

02:43.413 --> 02:45.333
‫گل‌پسر استل اشنایدر خرج کنیم

02:46.166 --> 02:47.576
‫تو اینو جدی نمیگی

02:47.667 --> 02:51.877
‫اون به مدل موی پمپادور ابراز تمایل کرده

02:53.047 --> 02:55.427
‫"کوکی،‌ شونت رو به من قرض بده"
‫[ آهنگی در سریال ۷۷ سانست استریپ]

02:56.634 --> 02:58.224
‫خیلی خب. چرا؟

02:59.179 --> 03:00.579
‫چی چرا؟

03:00.972 --> 03:03.272
‫چرا بعد این همه سال...

03:05.476 --> 03:06.936
‫بعد این همه سال...

03:09.147 --> 03:11.977
‫زیادی بهش فکر نکن.
‫همین‌جوری این‌کارو می‌کنم

03:12.483 --> 03:15.113
‫خب، تو یه الکلی در حال ترکی؟

03:15.195 --> 03:18.195
‫- داری جبران می‌کنی؟
‫- گفتم زیاد بهش فکر نکن

03:18.907 --> 03:21.657
‫کنجکاوم بدونم. تو با سزارین
‫به دنیا اومدی یا طبیعی؟

03:21.743 --> 03:23.143
‫هوامو داشته باش

03:23.745 --> 03:25.145
‫چی؟ چرا؟

03:25.580 --> 03:28.370
‫حدس می‌زنم طبیعی بودی،
‫چون خیلی با مادرت نزدیکی

03:28.458 --> 03:29.708
‫من با سزارین به دنیا اومدم

03:29.792 --> 03:32.132
‫مادرم نمی‌خواست به
‫خودش زحمت بده و زور بزنه

03:33.129 --> 03:34.589
‫- سلام
‫- هیس

03:34.672 --> 03:36.842
‫حالش خوبه؟

03:45.308 --> 03:48.648
‫می‌دونی، تا همین امروز وقتی
‫ژله می‌خورم یاد بیل کازبی میوفتم؟

03:48.728 --> 03:50.978
‫ولی دیگه از لذت بردنم عذاب وجدان می‌گیرم
‫[بیل کازبی به تجاوز جنسی متهم شده]

03:52.315 --> 03:53.715
‫چون...

04:01.324 --> 04:03.284
‫و بعد جرقه‌ها پرواز می‌کنن...

04:05.495 --> 04:07.285
‫آره. منطقیه

04:08.289 --> 04:11.129
‫من گیره نگهدارنده دندون داشتم اما
‫گمش کردم. اونا خیلی گرون هستن

04:17.715 --> 04:18.715
‫نه

04:19.050 --> 04:21.550
‫- قضیه پول نیست
‫- ما این‌جاییم که به بشریت کمک کنیم

04:21.636 --> 04:23.636
‫میشه این چرت و پرتا رو تموم کنی؟

04:23.721 --> 04:25.681
‫- این حقیقت داره
‫- برام مهم نیست. بس کن!

04:28.685 --> 04:30.085
‫سریع کارتو بگو

04:30.520 --> 04:34.270
‫خب، ما می‌خواستیم ازت تشکر
‫کنیم که به خواسته بابا احترام...

04:34.357 --> 04:35.187
‫سریع‌تر

04:35.275 --> 04:37.395
‫میذاری و ما هم می‌خوایم این‌کارو بکنیم

04:37.485 --> 04:39.355
‫- چیزی که ما پیشنهاد میدیم...
‫- وقت تمومه

04:39.445 --> 04:42.775
‫اینه که یه موسسه خیریه درست کنیم تا
‫پول بابابزرگ رو برای اهداف خیرخواهانه...

04:42.865 --> 04:44.945
‫با تمرکز ویژه روی سلامتی و آموزش خرج کنیم

04:46.661 --> 04:48.061
‫فکری داری؟

04:48.454 --> 04:51.624
‫- سوالی داری؟
‫- آره. در عوض چی می‌خواید؟

04:52.208 --> 04:53.208
‫در عوض چیزی نمی‌خوایم

04:53.293 --> 04:55.803
‫ما در مورد این حرف زدیم که
‫چی پدربزرگ رو خوشحال می‌کنه،

04:55.878 --> 04:56.878
‫و به این رسیدیم

04:56.963 --> 04:59.513
‫موسسه خیریه خانواده نورمن نیولندر

04:59.590 --> 05:01.630
‫هدف ما کمک به افراد امتیاز پایین...

05:01.718 --> 05:02.838
‫امتیاز پایین؟

05:02.927 --> 05:03.927
‫فقرا

05:03.970 --> 05:06.560
‫کمک به فقرا هست...

05:06.639 --> 05:09.199
‫تا بتونن به خدمات پزشکی رایگان
‫و اهداف تحصیلی خودشون برسن

05:09.225 --> 05:10.625
‫با بورسیه تحصیلی

05:11.311 --> 05:12.771
‫این چیزیه که اون می‌خواست

05:12.854 --> 05:14.254
‫مگه نه؟

05:14.689 --> 05:17.819
‫خب، چی به شما می‌رسه؟

05:18.651 --> 05:23.031
‫خب، تقسیم این همه پول کار تمام وقت ماست

05:23.114 --> 05:25.494
‫فقط مقداری پول
‫می‌خوایم که بتونیم کار کنیم

05:25.575 --> 05:26.975
‫که هزینه‌هامون رو پوشش بدیم

05:27.452 --> 05:28.852
‫البته. باشه

05:30.747 --> 05:32.147
‫خب؟

05:32.957 --> 05:35.167
‫- خب که چی؟
‫- به من یه عدد بدید

05:35.251 --> 05:36.921
‫قبل این‌کار،

05:37.003 --> 05:39.633
‫فکر می‌کنم مهمه که بگیم ما چه
‫چیزی رو به این کار وارد می‌کنیم

05:39.714 --> 05:42.014
‫آموزش‌های من به عنوان
‫یک سرپرست ساینتولوژیست...

05:42.091 --> 05:43.591
‫چه‌قدر؟

05:43.676 --> 05:46.046
‫- سالی یه میلیون دلار
‫- هر کدوم

06:00.526 --> 06:02.566
‫- نیم میلیون؟
‫- برو بیرون

06:04.197 --> 06:06.697
‫"سرپرست ساینتولوژیست" شوخیت گرفته؟

06:06.783 --> 06:08.743
‫توی رزومه تو چی نوشته؟ عملی؟

06:08.826 --> 06:10.226
‫هی، من در حال توانبخشی هستم

06:10.286 --> 06:13.576
‫- هی، من یه تتان فعال هستم
‫- تو یه عوضی فعالی

06:14.707 --> 06:18.087
‫رز، برنده شدن اون بلیط
‫بهترین اتفاقی بود که برای من افتاد،

06:18.169 --> 06:22.009
‫چون اون منو به تو رسوند.
‫و برای این، ازت ممنونم

06:22.090 --> 06:26.390
‫من ممنونم، رز. باید
‫به‌خاطر من این‌کارو بکنی

06:26.886 --> 06:29.256
‫قول بده که زنده می‌مونی

06:29.347 --> 06:33.017
‫هر چی بشه. هر چه‌قدر هم که ناامید باشی

06:33.101 --> 06:34.501
‫قول بده

06:34.852 --> 06:37.022
‫و هیچ وقت این قولت رو نشکن، رز

06:38.731 --> 06:40.131
‫هیچ وقت این قول رو نشکن

06:40.525 --> 06:42.315
‫همیشه سر قولم می‌مونم

06:45.113 --> 06:46.513
‫همیشه سر قولم می‌مونم

07:02.422 --> 07:06.132
‫جک... اون‌جا یه قایق هست

07:07.593 --> 07:09.353
‫یه قایق هست، جک

07:12.432 --> 07:13.832
‫برگرد

07:15.810 --> 07:17.210
‫برگرد!

07:17.895 --> 07:19.055
‫من همیشه سر قولم می‌مونم

07:32.201 --> 07:33.491
‫و کات!

07:35.580 --> 07:37.080
‫عالی بود! آفرین

07:39.083 --> 07:40.083
‫ممنون

07:40.084 --> 07:42.384
‫خیلی خب. بشینید،

07:43.254 --> 07:44.674
‫بیاید در مورد این صحنه حرف بزنیم

07:45.381 --> 07:47.551
‫یا به‌طور خاص‌تر،

07:47.633 --> 07:49.843
‫بیاید در مورد موضوع این صحنه...

07:50.636 --> 07:52.036
‫حرف بزنیم

07:52.555 --> 07:56.595
‫مردن، روی صحنه یا جلوی دوربین،

07:57.477 --> 08:02.857
‫بازی کردن یه مرگ آروم و غم‌‌انگیز،

08:03.774 --> 08:06.194
‫رویای هر بازیگریه

08:07.528 --> 08:11.908
‫فکر نکنم بازیگری وجود
‫داشته باشه که در مورد...

08:11.991 --> 08:15.701
‫این‌که چطور لحظات آخرش رو
‫بازی می‌کنه خیالبافی نکرده باشه

08:16.829 --> 08:19.369
‫در حالی که جان به آرامی بدن رو ترک می‌کنه...

08:19.457 --> 08:24.627
‫و ما در مرز عدم تلوتلو می‌خوریم،

08:25.713 --> 08:32.013
‫چطور می‌تونیم اون لحظات آخر
‫رو با هوش و لطافت طبع بازی کنیم؟

08:33.012 --> 08:36.352
‫اما وقتی مرگ نزدیک میشه این اتفاق میوفته؟

08:36.933 --> 08:41.443
‫افراد در حال مرگ این قول‌ها
‫رو از بازماندگان می‌گیرن؟

08:42.438 --> 08:44.148
‫اونا به گناهانشون اعتراف می‌کنن؟

08:44.649 --> 08:46.229
‫اونا شوخی می‌کنن؟

08:47.652 --> 08:48.532
‫منظورم رو اشتباه نگیرید

08:48.611 --> 08:51.451
‫من مشکلی با صحنه و یا نحوه اجرای شما ندارم

08:51.531 --> 08:53.201
‫شما کارتون عالی بود

08:56.035 --> 08:58.115
‫چیزی که من می‌خوام بهش فکر کنید...

09:00.122 --> 09:05.462
‫اینه که واقعا توی اون
‫لحظات آخر چه اتفاقی میوفته

09:06.796 --> 09:09.666
‫من در مورد یه مرگ شوکه
‫کننده و خشن حرف نمیزنم

09:11.801 --> 09:13.221
‫من در مورد مرگی حرف میزنم...

09:15.721 --> 09:17.351
‫که انتظارش رو دارید

09:20.977 --> 09:23.147
‫وقتی که به طور کامل...

09:23.980 --> 09:28.360
‫تسلیم شعبده نهایی شدید

09:29.944 --> 09:32.574
‫وقتی که ما واقعا و حقیقتا...

09:34.282 --> 09:35.682
‫ناپدید میشیم

09:37.159 --> 09:40.999
‫من کنار بستر مرگ نشستم، و دست دوست‌ها...

09:41.747 --> 09:43.147
‫و عزیزانم رو گرفتم...

09:43.916 --> 09:46.336
‫در حالی که نفس آخرشون رو کشیدن

09:48.004 --> 09:50.464
‫و می‌تونم اینو بهتون بگم

09:51.132 --> 09:54.472
‫این تک‌گویی نمایشی در پایان زندگی...

09:54.552 --> 09:57.562
‫چرت محضه

09:59.181 --> 10:01.811
‫اگه چیزی گفته بشه، داخلیه

10:04.395 --> 10:07.015
‫می‌تونید بشنویدش

10:09.400 --> 10:13.030
‫اونا یه مکالمه داخلی رو انجام میدن...

10:13.112 --> 10:17.372
‫که پر از تعجب و ناباوری هست...

10:18.576 --> 10:22.156
‫از این‌که زندگی اونا به انتها رسیده

10:24.832 --> 10:28.342
‫اونا به سختی متوجه
‫حضور شما در اون‌جا میشن

10:30.838 --> 10:32.238
‫برای افراد در حال مرگ،

10:32.840 --> 10:35.090
‫زنده‌ها مهم نیستن

10:40.348 --> 10:41.748
‫خب،

10:42.558 --> 10:46.228
‫اگه شما فرصت این رو داشتید
‫که یه صحنه رو بازی کنید،

10:47.521 --> 10:49.481
‫حرمتش رو نگه دارید

10:50.316 --> 10:51.776
‫اونو مقدس بدونید

10:53.235 --> 10:56.275
‫مطمئن شید که نهایت دقت...

10:58.032 --> 10:59.432
‫و احترامتون رو براش میذارید

11:03.746 --> 11:05.666
‫خیلی خب

11:05.748 --> 11:07.148
‫کافیه

11:07.208 --> 11:10.288
‫قبل از این‌که تموم کنیم،
‫یه چیزی رو باید اعلام کنم

11:10.378 --> 11:13.708
‫یه جورایی هم خبر خوب و هم خبر بده

11:15.424 --> 11:17.014
‫خبر خوب اینه که...

11:17.093 --> 11:19.723
‫ارادتمند شما در یه فیلم بازی می‌کنه

11:19.804 --> 11:21.684
‫وای!

11:21.764 --> 11:24.314
‫ممنون. منم خیلی هیجان زده هستم

11:24.392 --> 11:26.852
‫آخرین باری که جلوی دوربین
‫رفتم برای گرفتن عکس گواهینامه بود

11:28.396 --> 11:31.726
‫خبر بد اینه که من
‫برای چند ماه این‌جا نیستم

11:31.816 --> 11:34.146
‫اگه از قبل پول کلاس‌هاتون رو دادین،

11:34.235 --> 11:35.635
‫کاملا به شما برگشت داده میشه،

11:35.695 --> 11:39.815
‫یا اگه می‌خواید به کار ادامه بدید،
‫میندی کلاس‌های منو ادامه میده

11:39.907 --> 11:41.077
‫من می‌خوام پولم برگرده

11:41.158 --> 11:42.558
‫تصمیم خودته

11:42.618 --> 11:45.408
‫- من می‌خوام با میندی کار کنم
‫- آره، منم همین‌طور

11:45.496 --> 11:47.666
‫- میندی باحاله
‫- من می‌مونم

11:47.748 --> 11:48.748
‫آره. چرا که نه؟

11:48.791 --> 11:50.881
‫نظرم عوض شد. منم می‌مونم

11:51.711 --> 11:54.211
‫سندی، خیلی برات خوشحالم

11:54.797 --> 11:57.587
‫- ممنون، مارگارت
‫- تو عالی بازی می‌کنی

11:58.884 --> 12:00.284
‫دلم برات تنگ میشه

12:01.637 --> 12:03.037
‫همتون

12:03.764 --> 12:06.244
‫من مزاحمم؟ من می‌خوام تنهایی غذا بخورم

12:06.267 --> 12:09.477
‫اگه می‌خوای بهش ساندویچ
‫بدی، بده. اگه نمی‌خوای نده...

12:09.562 --> 12:12.232
‫- چشماشو ببین!
‫- من یه سوال ساده پرسیدم...

12:12.314 --> 12:16.114
‫باورم نمیشه همه اینا وقتی بری اونا رو
‫انتخاب کرد بازیگرای ناشناخته‌ای بودن

12:16.694 --> 12:19.114
‫اگه بتونی ببینیشون. می‌تونی ببینیشون؟

12:19.196 --> 12:20.696
‫همه می‌تونن اونا رو ببینن، مارتین

12:21.574 --> 12:24.124
‫اون کوین بیکنه؟ خیلی کوچیکه

12:25.244 --> 12:29.334
‫از لوینسون بپرس واقعا اون آدم
‫خوبیه؟ چون چیز دیگه‌ای شنیدم

12:29.415 --> 12:31.285
‫حتما بحثش رو پیش می‌کشم

12:31.876 --> 12:34.166
‫میشه یه لحظه صبر کنیم؟

12:34.754 --> 12:36.594
‫حالت خوبه؟ چیزی می‌خوای؟

12:36.672 --> 12:39.222
‫من خوبم. فقط...

12:39.717 --> 12:41.117
‫می‌خواستم حرف بزنم

12:41.552 --> 12:45.182
‫اولا، من می‌خواستم
‫عذرخواهی کنم برای این‌که...

12:45.264 --> 12:47.934
‫در مورد اتفاقی که داره
‫برام میوفته صادق نبودم

12:48.017 --> 12:49.437
‫فکر می‌کردم که می‌تونم...

12:49.518 --> 12:52.478
‫خب، نمی‌دونم چه فکری می‌کردم

12:52.563 --> 12:53.963
‫احمقانه بود

12:54.273 --> 12:57.033
‫مامان، تو حق داری حریم
‫خصوصی خودت رو داشته باشی

12:57.109 --> 12:59.739
‫نه، وجدان من راحت نیست،

12:59.820 --> 13:03.160
‫اگه اینو احمق خطاب کنم و خودمو نکنم

13:04.074 --> 13:05.474
‫ممنون

13:05.785 --> 13:08.785
‫دوما، من ترجیح میدم این عروسی رو...

13:08.871 --> 13:10.271
‫تا دیر نشده ببینم

13:11.290 --> 13:13.880
‫دوست دارم به برنامه ریزی
‫کمک کنم، اما همین‌طور که می‌بینید،

13:13.959 --> 13:16.379
‫کار زیادی از دست من بر نمیاد

13:16.462 --> 13:19.132
‫نه، نه، نه. ما ترتیب همه چیو میدیم

13:19.215 --> 13:21.585
‫لازم نیست کاری بکنی

13:21.675 --> 13:25.545
‫خب، یه درخواستی دارم. می‌خوام
‫میندی رو تا جایگاه همراهی کنم

13:27.223 --> 13:28.723
‫این کار منه

13:28.808 --> 13:30.638
‫واقعا؟‌ می‌خوای سر این بحث راه بندازی؟

13:31.727 --> 13:33.977
‫- نه
‫- ما می‌تونیم با هم انجامش بدیم

13:34.063 --> 13:35.463
‫با این مشکلی ندارم

13:36.565 --> 13:38.475
‫و مارتین، فکر کنم...

13:38.567 --> 13:40.987
‫می‌خوای با مادر خودت بیای

13:44.073 --> 13:48.083
‫البته. آره. یا می‌تونم
‫تنها بیام. فرق نداره

13:48.160 --> 13:51.040
‫مسئله این‌جاست که اون
‫خیلی راه رفتنش خوب نیست

13:51.121 --> 13:52.581
‫اون رقص چاچا یاد میده

13:53.374 --> 13:55.924
‫مارتین، تو باید این‌کارو
‫با مامانت انجام بدی

14:00.756 --> 14:02.626
‫باشه. حالا هرچی

14:03.759 --> 14:07.179
‫و فکر می‌کردم، اگه
‫می‌خوایم ساده برگزارش کنیم،

14:07.263 --> 14:10.893
‫می‌تونیم مراسم و مهمونی رو
‫توی استدیوی تو برگزار کنیم

14:10.975 --> 14:12.225
‫از این ایده خوشم میاد

14:12.309 --> 14:14.139
‫فکرشو می‌کردم

14:14.228 --> 14:17.108
‫و البته تو می‌تونی رستوران
‫مورد علاقه خودت رو انتخاب کنی...

14:17.189 --> 14:18.399
‫تا پذیرایی رو انجام بده

14:18.482 --> 14:22.192
‫- باشه
‫- البته اسپاگو انتخاب مطمئنیه

14:23.112 --> 14:27.582
‫ما مراسم رو با دوستای نزدیک و
‫اعضای خانواده کوچیک و خودمونی می‌گیریم

14:27.658 --> 14:30.738
‫- خوبه
‫- و به جای گروه موسیقی دی‌جی میاریم

14:30.828 --> 14:34.328
‫باشه، اما آهنگ پخش کنه، باشه؟
‫نمی‌خوام با اون دستگاهه بیاد

14:34.415 --> 14:36.285
‫- آره
‫- از اون خوشم نمیاد

14:36.375 --> 14:41.045
‫شماها یه عاقد یا خاخام یا
‫کشیش خاصی مد نظرتون هست...

14:41.130 --> 14:42.590
‫که بخواید عروسی رو انجام بده؟

14:43.173 --> 14:44.573
‫نه

14:45.551 --> 14:47.091
‫باشه. پس من انجامش میدم

14:47.177 --> 14:49.507
‫و اگه مشکلی نداشته باشی، می‌خوام که...

14:49.597 --> 14:52.017
‫در زمینه دسته گل عروس و گل‌آرایی...

14:52.099 --> 14:53.889
‫و تزئینات و این چیزا نظر بدم

14:53.976 --> 14:54.806
‫البته

14:54.894 --> 14:59.234
‫و تو می‌تونی هزینه شام تمرینی
‫و مهمونی مجردی رو متقبل بشی

15:00.983 --> 15:03.653
‫کسیو داری که بخوای به
‫مهمونی مجردی دعوت کنی؟

15:03.736 --> 15:05.196
‫بیشتر دوستام مردن

15:05.779 --> 15:08.529
‫عالیه. از پس هزینه نوشیدنی‌ها بر میام

15:10.826 --> 15:13.406
‫خیلی خب. برنامه رو چیدیم

15:14.163 --> 15:17.123
‫- داره دیر میشه. ما میریم بخوابیم
‫- آره؟

15:17.207 --> 15:18.787
‫- آره
‫- باشه

15:20.294 --> 15:21.174
‫شب بخیر

15:21.253 --> 15:22.923
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

15:23.422 --> 15:26.182
‫اولش میگه برای برنامه ریزی مریضه،
‫بعد برای همه‌چی برنامه ریزی می‌کنه؟

15:26.258 --> 15:27.338
‫بیا حرف نزن

15:27.426 --> 15:31.926
‫مارتین؟ خیلی مشتاق دیدن مادرت هستم

15:33.265 --> 15:36.475
‫آره، مطمئنم شما دو تا با هم جور میشید

15:39.146 --> 15:41.226
‫خیلی حال میده

15:41.815 --> 15:43.935
‫بهت گفتم

15:48.405 --> 15:50.565
‫- راحتی؟
‫- آره

15:50.658 --> 15:53.788
‫- یه ملافه دیگه می‌خوای؟
‫- نه. مشکلی ندارم

15:53.869 --> 15:54.699
‫باشه

15:54.787 --> 15:57.617
‫تو آب، دارو، کتاب و گوشی رو داری

15:58.332 --> 16:01.212
‫- چیز دیگه‌ای نیاز داری؟
‫- نه. همین

16:01.293 --> 16:04.003
‫باشه. من میرم

16:05.965 --> 16:06.795
‫چیه، با زبون بوس نمی‌کنی؟

16:06.882 --> 16:09.472
‫تو زبون می‌خوای؟ با زبون بوس می‌کنم

16:09.551 --> 16:11.931
‫نه داشتم بلوف میزدم

16:12.012 --> 16:13.892
‫می‌خوای مطالعه کنی یا چراغو خاموش کنم؟

16:13.973 --> 16:15.603
‫- چراغو خاموش کن
‫- باشه

16:19.812 --> 16:21.732
‫- شب بخیر
‫- شب بخیر

18:01.246 --> 18:03.746
‫خب؟‌ نظرت چیه؟

18:03.832 --> 18:05.542
‫به نظرم تو یه جایزه اسکار می‌گیری

18:06.043 --> 18:08.633
‫باشه. اگه می‌خوای
‫مسخره‌بازی در بیاری نظر نده

18:08.712 --> 18:11.632
‫چرا؟ تو کارت عالیه

18:12.257 --> 18:14.677
‫و من اینو می‌دونم چون دکترم

18:14.760 --> 18:16.800
‫باشه، ممنون

18:16.887 --> 18:19.467
‫این فیلم از اون شبکه‌های
‫اینترنتی پخش میشه،

18:19.556 --> 18:21.136
‫برای همین اصلا واجد شرایط اسکار نیست

18:21.225 --> 18:24.015
‫- پس جایزه صلح نوبل رو میگیری
‫- این شد یه چیزی

18:26.396 --> 18:27.646
‫میندیه

18:27.731 --> 18:29.271
‫سلام مین

18:30.025 --> 18:31.775
‫نه. ما تو راهیم

18:32.528 --> 18:35.408
‫عالیه. من مشتاق دیدنشم

18:35.489 --> 18:37.119
‫- کی؟
‫- مادر مارتین اومده

18:37.699 --> 18:39.699
‫باید سر راه یه بطری شراب بگیریم؟

18:40.994 --> 18:43.584
‫- چی؟ این خیلی بده
‫- چی شده؟

18:43.664 --> 18:45.544
‫نه. نه، این درست نیست

18:45.624 --> 18:47.384
‫- چی درست نیست؟
‫- صبر کن

18:47.459 --> 18:51.089
‫مادر مارتین در مورد وزن میندی شوخی کرده

18:51.171 --> 18:53.921
‫- چه جور شوخی‌ای؟
‫- مگه شوخی خوبی هم هست؟

18:54.508 --> 18:57.468
‫عزیزم، گوش کن. اون یه پیرزن احمقه

18:57.553 --> 18:58.953
‫اونو نادیده بگیر

18:59.638 --> 19:02.388
‫- عجب. عوضی
‫- کدوم عوضی؟

19:02.474 --> 19:03.934
‫نه. حق با توئه

19:04.601 --> 19:07.191
‫مارتین باید از تو دفاع کنه.
‫وگرنه به چه دردی می‌خوره؟

19:07.271 --> 19:08.671
‫اون مارتینه؟

19:08.939 --> 19:11.019
‫اون هیچی نگفته. مثل یه
‫پسر بچه زیر لب خندیده

19:11.108 --> 19:13.438
‫خیلی خب. گوش کن... نه

19:13.527 --> 19:17.157
‫صبر کن. فکر نمی‌کنی این یکمی زیاده‌رویه؟

19:18.740 --> 19:21.370
‫آره. خیلی خب. من می‌پرسم

19:22.828 --> 19:26.038
‫اون خیلی ناراحته و نمی‌خواد اون‌جا بمونه

19:26.123 --> 19:27.923
‫البته. اصلا نیازی به خواستنش نبود

19:28.709 --> 19:31.709
‫- اون مشکلی نداره
‫- صبر کن ببینم، تو چی؟

19:31.795 --> 19:33.195
‫منظورت از "من چی" چیه؟

19:33.255 --> 19:35.165
‫من با مارتین و مادرش نمی‌مونم

19:35.257 --> 19:36.657
‫آره. درسته. حق با توئه

19:36.675 --> 19:39.135
‫اون تشکر می‌کنه. عزیزم یه لطفی بکن

19:39.219 --> 19:42.759
‫همه وسائلمو بریز توی
‫چمدون و با خودت بیار،‌ باشه؟

19:42.848 --> 19:44.268
‫آره. اون‌جا می‌بینیمت

19:44.349 --> 19:47.349
‫و عزیزم، نگران نباش

19:48.020 --> 19:49.440
‫همه‌چیز ختم به خیر میشه

19:50.022 --> 19:51.422
‫منم عاشقتم

19:51.815 --> 19:53.215
‫خداحافظ

19:55.819 --> 19:57.609
‫- عجب
‫- آره

19:59.323 --> 20:01.663
‫من فقط ۲ تا اتاق خواب دارم

20:02.284 --> 20:03.914
‫- مبل داری؟
‫- آره

20:04.786 --> 20:06.186
‫پس مشکلی برات پیش نمیاد

20:09.333 --> 20:11.543
‫من اونو سرزنش نمی‌کنم. مشکل مادرش نیست

20:11.627 --> 20:14.047
‫اون فقط یه پیرزن جنده شرور و کص‌مغزه

20:14.129 --> 20:14.959
‫با مارتین مشکل دارم

20:15.047 --> 20:17.837
‫اون خایه نداره جلوش وایسه!

20:17.925 --> 20:20.005
‫عسل می‌خوری عسلم؟

20:23.222 --> 20:26.062
‫فقط خوشحالم که قبل
‫عروسی این اتفاق افتاد

20:26.141 --> 20:29.231
‫وگرنه تا آخر عمرم گیر اون بچه ننه میوفتادم

20:34.024 --> 20:35.024
‫آره

20:35.359 --> 20:37.069
‫مارتین باید یه چیزی می‌گفت،

20:37.152 --> 20:39.572
‫اما اون آدم خوبیه

20:39.655 --> 20:42.115
‫اون فقط می‌خواسته احترام مادرشو حفظ کنه

20:42.199 --> 20:43.199
‫کون لقش!

20:43.283 --> 20:47.543
‫کل مدتی که مامانش به من گیر
‫می‌داد، مارتین به کفشاش نگاه می‌کرد

20:47.621 --> 20:51.251
‫کفشای احمقانه دست‌ساز و زشت

20:52.000 --> 20:53.400
‫چیز قوی‌تری داری؟

20:53.877 --> 20:55.797
‫- ویسکی بوربن؟
‫- بیارش!

20:56.964 --> 20:58.634
‫برام مهم نیست‌ چه‌قدر پیره

20:58.715 --> 21:00.545
‫هیچ‌کسی نمی‌تونه این‌جوری با من حرف بزنه

21:00.634 --> 21:01.684
‫نباید هم بذاری

21:01.760 --> 21:05.850
‫آخرین کسی که با من این‌جوری
‫حرف زد هنوز دنبال تخم چپش می‌گرده

21:05.931 --> 21:07.471
‫وای...

21:07.557 --> 21:11.057
‫می‌دونی، فکر می‌کنم بهتره
‫شب رو راحت بخوابیم...

21:11.144 --> 21:12.904
‫و این مسئله رو صبح
‫دوباره بررسی می‌کنیم

21:12.980 --> 21:14.730
‫چیزی برای بررسی دوباره نیست

21:14.815 --> 21:17.185
‫عروسی منتفیه. شب بخیر

21:20.445 --> 21:21.845
‫خوابای خوب ببینی

21:22.739 --> 21:24.139
‫واقعا؟

21:31.290 --> 21:34.210
‫ساعت ۵ صبح باید برم سر صحنه

21:34.293 --> 21:35.693
‫ببین دارم چه‌کار می‌کنم

21:40.299 --> 21:43.299
‫- این چه‌کاریه؟ بیدارش می‌کنی
‫- به تخمم

21:43.385 --> 21:46.715
‫باید بری خونه من، زانو بزنی...

21:46.805 --> 21:48.845
‫و به میندی التماس کنی تا تو رو ببخشه

21:48.932 --> 21:50.522
‫باشه. الان یکمی دیره

21:50.600 --> 21:53.230
‫می‌تونم اول صبح که
‫سرحالم این‌کارو بکنم؟

21:53.312 --> 21:56.732
‫- چه‌خبره؟
‫- سلام، مامان. این سندیه

21:56.815 --> 21:58.065
‫اون بابای میندیه

21:58.150 --> 21:59.860
‫- این مامانمه
‫- از دیدنت خوشحالم

21:59.943 --> 22:03.323
‫- می‌دونی ساعت چنده؟
‫- می‌دونم دقیقا ساعت چنده

22:03.405 --> 22:05.325
‫پس به آدمای دیگه اهمیتی نمیدی؟

22:05.407 --> 22:08.287
‫وقتی می‌خوان بخوابن می‌کوبی
‫به در و داد و بیداد می‌کنی؟

22:08.311 --> 22:09.785
‫من می‌خوام کاری کنم که پسرت

22:09.870 --> 22:12.460
‫بهترین چیز زندگیش رو از دست نده

22:12.539 --> 22:15.079
‫من بهترین چیز زندگیش هستم

22:15.167 --> 22:17.457
‫و اگه طوری دخترت رو تربیت
‫می‌کردی که بتونه یکم انتقادپذیر باشه،

22:17.544 --> 22:19.924
‫با گریه نمی‌رفت پیش باباش

22:20.005 --> 22:22.295
‫داری تربیت منو زیر سوال می‌بری؟

22:22.382 --> 22:23.682
‫این زبون بسته رو ببین

22:23.759 --> 22:25.799
‫به این میگی تربیت موفق؟

22:25.886 --> 22:27.716
‫نیازی به این حرف نبود

22:27.804 --> 22:30.564
‫بذار یه چیزی بهت بگم، سمی...

22:30.640 --> 22:31.520
‫سندی

22:31.600 --> 22:33.000
‫سندی؟

22:33.352 --> 22:35.352
‫تو هیچ‌کجات به سندی‌ها نمی‌خوره

22:36.313 --> 22:40.153
‫مارتین من توی زندگی خودش خیلی
‫خوب پیشرفت کرده، علی‌رغم این‌که...

22:40.233 --> 22:42.193
‫باید با معلولیت‌های زیادی
‫دست و پنجه نرم می‌کرده

22:42.277 --> 22:43.677
‫صبر کن ببینم. چه معلولیت‌هایی؟

22:43.737 --> 22:46.447
‫و اگه در این مقطع از زندگیش،

22:46.531 --> 22:49.491
‫تصمیم گرفته که با دختر
‫تو تشکیل خانواده بده...

22:49.576 --> 22:50.866
‫تشکیل خانواده؟

22:50.952 --> 22:52.952
‫اون یه پیرمرد با یه تیک عصبی تخمیه!

22:53.038 --> 22:54.868
‫اون دیگه از کار افتاده، خانم

22:54.956 --> 22:56.166
‫باز هم میگم که بهم برخورد

22:56.249 --> 23:00.919
‫و اگه اون بخواد با دخترت ازدواج کنه.
‫دخترت باید خودشو جمع و جور کنه...

23:01.004 --> 23:04.384
‫و این‌قدر حساس نباشه در مورد...

23:05.759 --> 23:06.759
‫شکل ظاهریش

23:06.843 --> 23:08.243
‫شکل ظاهریش؟

23:08.804 --> 23:11.064
‫می‌خواستم مودبانه بگم

23:14.351 --> 23:15.751
‫بیچاره

23:16.228 --> 23:17.628
‫تو هیچ‌ فرصتی نداشتی

23:21.983 --> 23:23.653
‫اون... اون سندیه

23:26.822 --> 23:28.662
‫- شب بخیر مامان
‫- باشه

23:28.686 --> 23:42.710
.:: @bollbolljan_com ::.