﻿WEBVTT

00:00.906 --> 00:14.669
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:14.704 --> 00:17.258
جاده دمشق

00:17.672 --> 00:21.504
.جایی در اینجا طالوت بوسیله نور نابینا شد

00:22.712 --> 00:27.372
.از طرف خدا بهش وحی شد و در اون لحظه تبدیل به " پولس رسول "شد
(از مهم‌ترین مبلغان مسیحیت و بنیانگذار الهیات و خداشناسی این آئین بود)

00:28.407 --> 00:31.341
.کسی که دین مسیحیت رو بین غیر یهودیان گسترش داد

00:32.480 --> 00:35.000
(حالا محمد ِ پیامبر (ص

00:35.207 --> 00:37.002
زرتشت
( درود یزدان بر او)

00:37.209 --> 00:41.834
.حتی جوزف اسمیت ،همه شون الهاماتی داشتند
(شخصیت مذهبی از ایالات متحده آمریکا و بنیانگذار کلیسای مورمون است)

00:43.353 --> 00:47.047
.من مجذوب این لحظات ِ الهام هستم

00:47.599 --> 00:51.465
نه فقط به خاطر نگاهی که اونها  به خدا و بهشت ارائه می دهند

00:52.190 --> 00:56.125
.بلکه به این دلیل که این بینش ها الهام بخش تغییر هستند

00:57.402 --> 01:01.130
.اونها راه های جدیدی برای درک خدا به وجود میارند

01:01.958 --> 01:05.444
حتی یه مذهب جدید رو شروع میکنند

01:05.651 --> 01:09.724
الهامات چطور زندگی رو در زمین تغییر میده؟

01:17.077 --> 01:21.322
من برای اکتشاف قدرتِ الهامات الهی برنامه ریزی کردم

01:22.082 --> 01:25.775
در عکس اول شما روی ویلچیر
.هستی حالا سرپا ایستادی و راه میری

01:28.847 --> 01:32.471
.خواهم دید که چطور الهامات میتونه زندگی رو وارونه جلوه بده

01:32.851 --> 01:37.166
.من رفتم و به دیوار دست زدم و دیوار زنده بود

01:41.480 --> 01:45.691
.به محلی رفتم که برای جذب الهامات الهی طراحی شده بود

01:47.797 --> 01:50.144
.یاد میگیرم ارواح رو شکست بدم

01:50.179 --> 01:53.113
.بند بندم داشت از هم وا میشد

01:53.147 --> 01:55.943
.می تونه یک مرد رو از حاشیه برگردونه

01:58.083 --> 02:00.327
....و کشف اینکه چطور پیغامی از طرف خدا

02:00.361 --> 02:03.330
".و من گفتم : " بله خدایا،انجامش میدم

02:03.364 --> 02:06.436
.میتونه بیش از 10،000 زندگی رو نجات بده

02:07.403 --> 02:15.407
 داستان خداوند 
 همراه با مورگان فریمن 
 فصل 3 قسمت 3 - الهامات خداوند 

02:22.556 --> 02:26.939
من به جنوب غربی فرانسه اومدم تا از
.مقدس ترین شهر کاتولیک ها دیدن کنم

02:27.975 --> 02:31.151
.محراب بانوی ما لوردس

02:39.814 --> 02:44.509
خیلی از کاتولیک ها معتقدند که این غار جاییه که

02:45.061 --> 02:48.789
در سال 1858 دختر 14 ساله ای به نام برنادت سوبیرو

02:48.823 --> 02:52.068
.چندین الهام الهی داشته

02:57.246 --> 03:01.698
پدر خاویر دارود یه کشیش فرانسیسکن هست
.که این اطراف بزرگ شده

03:02.941 --> 03:05.840
واقعا خودشه؟

03:05.875 --> 03:08.429
این همون غار ماسابیل هست که

03:08.464 --> 03:12.364
.تمام اون اتفاقات در 1858 درش افتاده

03:12.399 --> 03:14.055
همینجا؟

03:14.090 --> 03:16.472
.همینجا

03:21.580 --> 03:25.205
.برنادت به جنگل اومده بود که برای اجاق هیزم تهیه کنه

03:28.035 --> 03:30.934
.و ناگهان یه تجسمی رو دید

03:38.908 --> 03:40.012
.ترسید

03:40.047 --> 03:42.739
فکر کرد که یه روحه

03:43.015 --> 03:45.846
....اون سعی کرد که علامت صلیب بکشه

03:46.053 --> 03:49.090
.اما ترسیده بود

03:50.506 --> 03:53.509
اولش برنادت متوجه ماجرا نشد تا اینکه فهمید که

03:53.543 --> 03:57.237
.الهامی که دیده با تصویر مریم باکره یکیه

03:59.963 --> 04:02.932
بانو شروع به کشیدن علامت صلیب کرد

04:02.966 --> 04:06.901
".و گفت " من حامله ی ِ معصوم هستم

04:07.730 --> 04:11.803
.برنادت میلرزید اما از چیزی که دیده بود مطمئن بود

04:13.253 --> 04:17.326
" رفت خونه،به والدینش گفت " من در غار  یه بانویی رو دیدم

04:17.636 --> 04:19.293
و والدینش چی گفتن؟

04:19.328 --> 04:20.846
والدینش گفتند

04:20.881 --> 04:25.161
".تو دیوانه شدی،و دیگه حق نداره به غار بری "

04:25.195 --> 04:28.682
حالا،پدر چرا به یه بچه همچین حرفی رو میزنی؟

04:28.716 --> 04:32.824
چون اونها جزو طبقه پایین شهر بودند و

04:32.858 --> 04:35.551
.خب دلشون نمیخواست که یه رسوایی به بار بیارند

04:36.690 --> 04:40.176
.پس والدینش گفتند که ساکت شو
پس  چرا ساکت نشد؟

04:40.935 --> 04:44.387
.چون اشتیاق بسیارزیادی وجود داشت

04:45.146 --> 04:49.254
.اون در قلبش صداش رو میشنید که میگفت برگرد

04:50.807 --> 04:53.154
.برنادت از دستور والدینش سرپیچی کرد

04:53.189 --> 04:57.573
.در واقع،اون 17 باز هم به اون غار رفت

05:00.576 --> 05:04.234
.از اون خواسته شده بود که برای گناهکاران طلب بخشش کنه ،نه برای خودش

05:04.269 --> 05:05.960
.نه برای خودش

05:05.995 --> 05:09.067
.مگر بخاطر مردم و بخاطر همه دنیا

05:09.999 --> 05:13.899
طبق افسانه در یکی از تجسمات مریم باکره به برنادت گفت

05:13.934 --> 05:17.386
.تا زمین رو برای آب حفر کنه و ازش بنوشه

05:20.699 --> 05:23.806
.با دستانش حفر کرد اما فقط آب گل آلود پیدا شد

05:28.914 --> 05:31.400
.بهرحال ازش نوشید

05:36.025 --> 05:39.925
.روستایی ها جمع شدند و متعجب شدند که شاید دیوانه شده باشه

05:40.547 --> 05:42.169
اونها متوجه نمیشدند که چه اتفاقی داره می افته

05:42.203 --> 05:44.378
.چون نمیتونستند گفتگوی اونها رو بشنوند

05:44.413 --> 05:47.312
.فقط عکس العمل سَنت ( قدیسه) برنادت رو میدیدند

05:47.347 --> 05:49.797
من دارم این صحنه رو میبینم،میگم که ،اصلا برای چی اینکارو میکنه؟

05:49.832 --> 05:52.110
.دقیقا

05:55.009 --> 05:58.634
.اما طولی نکشید که آب شروع کرد به صاف شدن

06:02.189 --> 06:06.089
.روستایی ها منقلب شدند

06:06.814 --> 06:11.543
این رو به عنوان نشانه ای فرض کردند که واقعا
.برنادت مستقیما با مریم باکره صحبت میکرد

06:17.031 --> 06:20.449
طی روزهای بعد یه خانم که اهل روستای مجاور بود

06:20.483 --> 06:22.830
.و مشکل دست داشت

06:22.865 --> 06:24.591
....فلج یا

06:24.625 --> 06:29.734
.آره،و خب اومد و دستش رو در چشمه قرار داد و شفا پیدا کرد

06:31.805 --> 06:36.913
.هیچ اینترنت یا تلوزیونی نبود اما خبر به سرعت پخش شد

06:37.535 --> 06:41.470
.یه چیز خیلی غیر عادی اتفاق افتاد

06:42.194 --> 06:44.093
آدم های زیادی شفا گرفتند؟

06:44.127 --> 06:47.648
.خیلی از آدم ها در اینجا شفا گرفتند

06:47.959 --> 06:50.824
چند دهه بعد از الهامات برنادت

06:50.858 --> 06:54.310
سه عبادتگاه بالای این غار ساخته شده

06:55.553 --> 06:58.590
امروزه میلیون ها نفر از مردم برای سفر زیارتی به اینجا میان

06:58.625 --> 07:02.318
.تا از چشمه آب بنوشند و خودشون رو شستشو بدن

07:05.183 --> 07:09.567
پدر خاویر منو به راهبه ای معرفی کرد که مدعیِ اون هم

07:09.601 --> 07:13.053
.بوسیله آب شقا بخش لورس درمان شده

07:13.087 --> 07:16.021
.اسم اونم هم برنادته

07:16.056 --> 07:18.472
.خواهر برنادت،منظورم میشه معرفیتون کنم

07:18.507 --> 07:20.060
خب برنادت

07:20.094 --> 07:21.095
سلام

07:21.163 --> 07:24.473
.اسم من مورگان ِ.باعث افتخاره

07:25.474 --> 07:27.484
.عصر بخیر
.عصر بخیر خواهر -

07:28.033 --> 07:31.761
.اون رو رسما به نام شفا یافته میشناسن

07:31.796 --> 07:33.487
چرا؟ مشکلش چی بوده؟

07:33.488 --> 07:36.318
شما از چه بیماری شفا گرفتید؟

07:36.319 --> 07:39.319
.... از سندرم نشانگان دم اسب

07:39.460 --> 07:42.320
.که با پیشرفتش باعث فلج شدنم شد

07:43.014 --> 07:44.981
.... اون باید

07:45.016 --> 07:46.155
پشت بند ؟

07:46.189 --> 07:48.709
.بله،پشت بند و نمیتونسته راه بره

07:48.744 --> 07:51.885
بیماری خواهر برنادت هیچ گونه درمان پزشکی نداشته

07:51.919 --> 07:56.234
.پس دکتر هاش بهش پیشنهاد کردند که برای زیارت به لورس بره

07:57.275 --> 07:58.885
....من برای بیمارانی دعا کردم

07:58.816 --> 08:00.786
....که در اطرافم بودند ...

08:00.737 --> 08:02.157
...برای شفای اونها

08:02.158 --> 08:04.758
.اما اصلا برای شفای خودم دعایی نکردم

08:04.829 --> 08:07.649
...وقتی دعا کردنم تموم شد

08:07.650 --> 08:09.640
....به اتاقم برگشتم

08:09.641 --> 08:11.651
:و یه صدایی رو شنیدم که  بهم گفت

08:11.752 --> 08:13.232
".پشت بند رو در بیار "

08:13.233 --> 08:14.733
.منم یه سختی پا شدم

08:14.734 --> 08:15.734
.... بعدش تقریبا هیچ دردی نداشتم

08:16.025 --> 08:17.235
...و روز بعدش

08:17.476 --> 08:18.886
.پنج کیلومتر راه رفتم

08:18.887 --> 08:21.887
عکساش رو هم دارم -
.بله ،میشه ببینم -

08:23.261 --> 08:28.059
در عکس اول شما رو که میبینم که روی ویلچیر نشسته ای
و در تصویر دوم شما

08:28.093 --> 08:31.338
.داری یه ویلچر رو هل میدی

08:34.203 --> 08:38.448
.و انگار اصلا پیر نشدی

08:39.760 --> 08:41.382
این سال 2008 هست -
آره -

08:41.417 --> 08:44.385
و اینم 2009
یه سال؟ -

08:44.420 --> 08:47.009
اره

08:48.320 --> 08:52.048
.پزشکان هیچ توضیح پزشکی برای بهبودیش پیدا نکردند

08:52.739 --> 08:55.362
.خواهر برنادت باور داره که این یه معجزه است

08:55.396 --> 08:58.330
.کلیسای کاتولیک پذیرفت

08:58.365 --> 09:04.682
در سال 2018 اونها شفا گرفتنش رو به عنوان هفتادمین معجزه
.رسمی در لوردس به رسمیت شناختند

09:07.685 --> 09:09.721
پس معجزات آنقدر هم رایج نیستند؟

09:09.756 --> 09:11.551
.در کلیسا نادر هستند

09:11.585 --> 09:13.863
.ما به دنبال معجزه نیستیم

09:13.898 --> 09:17.867
.چیزی که برای من مهمه در واقع این مکان مقدسه

09:18.385 --> 09:21.491
.بانوی ما در اینجا ظاهر شد

09:30.259 --> 09:34.435
الهام قدیس برنادت از مریم باکره همچنان زنده است

09:35.264 --> 09:40.269
.در آب این غار،کلیسای جامع و در کل این مکان

09:41.650 --> 09:45.723
کاتولیک ها بر این باورند که چیزی که در اینجا
.اتفاق افتاده یه معجزه بوده

09:46.551 --> 09:48.933
و حتی اگر هم باور نداشته باشید

09:48.967 --> 09:52.799
.باید قدرت الهامش رو بپذیرید

09:53.075 --> 09:57.976
که جایی رو ساخته که زندگی های زیادی رو دگرگون کرده

09:58.701 --> 10:02.912
.مثل خواهر برنادت و شایدم هزاران نفر دیگه

10:03.637 --> 10:07.434
اما آیا مسائل الهی فقط در اعماق ظاهر میشن؟

10:08.884 --> 10:13.267
یا ممکنه خدا رو حتی زمانی که به وجودش شک دارید هم ببینید ؟

10:17.375 --> 10:21.517
من به لندن اومدم که با یک نویسنده و ویراستار به نام
.ایان بال ملاقات کنم

10:22.207 --> 10:25.141
ایان یک سری حمله های عصبی داشت که منجر به

10:25.176 --> 10:28.248
.تغییر عمیقی در چشم انداز زندگیش داشت

10:28.282 --> 10:29.870
ایان -
.از دیدنت خوشحالم مورگان -

10:29.905 --> 10:31.665
( صدای خنده )

10:34.392 --> 10:36.187
.در مورد حمله هات بهم بگو

10:36.221 --> 10:38.430
چطوری شروع شدند؟

10:38.465 --> 10:40.709
در ماه ژانویه سال 2010 شروع شد -

10:40.743 --> 10:44.264
.یه روز عصر رفته بودم استخر محله مون داشتم شنا میکردم

10:44.298 --> 10:47.198
.یهویی همه چی به رنگ قهوه ای در اومد

10:50.546 --> 10:53.894
یادمه دو روز بعدش، بعد از دو روز تشنج صرع

10:53.929 --> 10:57.726
.توی یه بیمارستان بهوش اومدم

11:00.452 --> 11:06.286
مشخص شد که من توموری دارم، که بهش
.... میگن تومور کندروبلاستوما استخوانی و

11:06.320 --> 11:08.046
تومور استخوان؟ -

11:08.081 --> 11:10.739
آره،یه تومور استخوانی بود که تبدیل
به تومور مغزی شد و این مساله

11:10.773 --> 11:15.122
.دلیل  صرع بود، و من یه جراحی مغز داشتم که اونو برداشتند

11:15.778 --> 11:17.815
.یه جراحی داشتی و اونو برداشتند

11:17.849 --> 11:22.889
بیرون اومدم  ICU بله،و بعد از جراحی،بعد از اینکه از

11:22.923 --> 11:27.721
." چیزی شروع شد که من بهش میگم " صبحانه کاری با کیهان

11:31.414 --> 11:32.933
.زیرکانه بود

11:32.968 --> 11:35.142
." صبحانه کاری با کیهان "

11:35.177 --> 11:36.523
بله

11:36.557 --> 11:39.077
میشه یه کم بیشتر توضیح بدی؟

11:39.353 --> 11:42.356
.اولین روزم با طلوع خورشید شروع شد

11:42.391 --> 11:45.808
نور خورشید وارد اتاق شد و بیدارم کرد

11:47.085 --> 11:49.709
و یادمه که به دیوار بالای تختم نگاه میکردم

11:49.743 --> 11:53.885
که مثل همیشه بود،با این تفاوت که اون لحظه حس ِ

11:55.128 --> 11:57.199
.یه معجزه داشت

11:59.442 --> 12:01.721
در واقع نور خورشید بوده؟

12:01.755 --> 12:03.515
.خود دیوار بود

12:03.550 --> 12:04.689
.حضور دیوار

12:04.724 --> 12:06.622
دیوار

12:06.656 --> 12:10.212
من بلند شدم  و به دیوار دست زدم و یادمه حس کردم

12:10.246 --> 12:12.973
.دیوار زنده است

12:13.146 --> 12:17.012
.انگار هوشیار بود

12:22.880 --> 12:27.091
.هر چیزی که ایان در مورد واقعیت میدونست  کنار گذاشته شد

12:27.747 --> 12:31.371
.راه کاملا جدیدی برای نگاه کردن به دنیا براش آغاز شده بود

12:39.241 --> 12:41.899
.ایان بال هیچ وقت فرد مذهبی نبوده

12:41.933 --> 12:46.973
اون واقعا در مورد خدا فکر نکرده بود اما جراحات حاصل از جراحی مغز باعث

12:47.007 --> 12:51.011
ایجاد مجموعه ای از الهامات شد که اونو مجبور کرد
.همه چیز رو زیر سوال ببره

12:54.221 --> 12:56.568
.این مساله سه چهار هفته ادامه داشت

12:56.603 --> 12:58.018
چند مرتبه بود؟

12:58.053 --> 12:59.364
هر روز -
هر روز -

12:59.399 --> 13:00.883
.هر ،هر روزصبح

13:00.918 --> 13:03.541
یه جورایی حس میکردم  از خود بی خود شدم و

13:03.575 --> 13:07.062
.حقایق اساسی در مورد ماهیت واقعیت برام مشخص شده

13:08.788 --> 13:12.101
.یکی از اونها این بود که همه اشیاء بی روح آگاهی دارند

13:13.033 --> 13:15.795
.همه موجودات آگاه هستند ، از جمله دیوار

13:16.588 --> 13:18.936
.میزها و صندلی ها

13:21.973 --> 13:24.631
.به نظر من خیلی خارج از انتظار بود

13:24.665 --> 13:28.980
منظورم اینه که ،میدونی،چطور
بدون مغز میتونم آگاهی داشته باشم؟

13:30.188 --> 13:33.605
چیز دیگه ای که به نظر میرسید در حال اتفاق افتادنه
این بود که همه چیز بهم در قالب یک

13:33.640 --> 13:38.024
.فرم در اومدن، و با یه عشق بی قیدو شرط بهم متصل هستند

13:42.304 --> 13:45.617
و یه موج بزرگ از احساسات بود که همراه این تجربه بوجود می اومد

13:45.652 --> 13:48.862
.که واقعا قدرتمند و متعالی بود

13:50.070 --> 13:51.554
آدم مذهبی هستی؟

13:51.589 --> 13:52.762
.من خدا ناباور بودم

13:52.797 --> 13:54.350
.نمیدونستم چطور باید درکش کنم

13:54.385 --> 13:55.904
.نمیدونم خدا بود یا نه

13:55.938 --> 13:57.353
.نمیدونم هم که نبوده

13:57.388 --> 13:59.355
.نمیدونم بوده یا نه،نمیدونم چی بوده

13:59.390 --> 14:01.564
همممم

14:04.982 --> 14:09.089
ایان میخواست بدونه که آیا الهاماتش
دلائل پزشکی داشته یا نه

14:09.124 --> 14:11.954
بنابراین به مرکز مطالعات دانشگاه کمبریج که بوسیله

14:11.989 --> 14:14.992
.دکتر جوزف تناس مدیریت میشد پیوست

14:15.406 --> 14:20.204
.تحقیقاتی در خصوص  ارتباط بین صرع و تجارب عرفانی بوده

14:21.343 --> 14:24.898
.این اسکن توموریه که باعث بروز صرع در من میشده

14:24.933 --> 14:26.555
.درسته

14:26.589 --> 14:28.212
خب،منظورم اینه که،همینطوری که در این اسکن میبینید
رشد جمجمه از سمت چپ

14:28.246 --> 14:30.662
لوب گیجگاهی  به سمت بالای مغز ایان  فشار میاره

14:30.697 --> 14:33.251
و اونها مجبور شدن که این بخش رو برش بدند

14:33.286 --> 14:34.908
اما مشخصه که وقتی این کارو میکنید یه مقداری

14:34.943 --> 14:36.634
.خراشیدگی روی لوب گیجگاهی  چی ابقی میمونه

14:36.668 --> 14:40.914
پس یه مساله ای در خصوص لوب گیجگاهی قابلیت این رو داشته

14:40.949 --> 14:44.538
.که تولید تجربیات معنوی بکنه

14:44.573 --> 14:47.265
.هنوز در این مورد یه نتیجه گیری نرسیدید

14:47.300 --> 14:50.544
ما نمیتونیم حمله عصبی رو به کسی القا کنیم
تا یه ماهیت عرفانی پیدا کنه

14:50.579 --> 14:53.720
.بعدم امیدوار باشیم که بتونیم یه ام ای آر خوب ازش بگیریم

14:53.754 --> 14:55.653
.ما نمیدونیم که حمله عصبی کی اتفاق می افته

14:55.687 --> 14:58.552
نمیتونید به یه جمع بندی برسید؟

14:58.587 --> 15:01.279
.هنوز نه

15:01.314 --> 15:02.832
...من -
...منظورم اینه -

15:02.867 --> 15:06.008
.خب برو سر اصل مطلب،خدا وجود داره

15:06.043 --> 15:08.873
ژاندارک

15:08.908 --> 15:10.668
قدیس برنادت

15:10.702 --> 15:16.156
فکر میکنی احتمالش هست چیزی که اونها تجربه کردن

15:16.191 --> 15:19.228
یه جور بیماری صرع بوده باشه؟

15:19.263 --> 15:21.196
.ممکنه

15:21.230 --> 15:24.958
یه مقاله عصب شناسی وجود داشته که
میگه رویای پاول در مسیرش به سمت دمشق

15:24.993 --> 15:28.479
یه حمله عصبی بوده،اما منظورم اینه که ،خب که چی؟

15:28.513 --> 15:30.619
چون چیزی که بعدش اتفاق افتاد این بود که

15:30.653 --> 15:34.554
.بعدش پاول یه موعظه گر شد و شد پاول قدیس

15:34.588 --> 15:36.245
.درسته

15:36.280 --> 15:39.628
به عنوان یه دانشمند تمیتونم بهتون بگم
.که آیا اونها ربطی به متافیزیک داشته یا نه

15:39.939 --> 15:44.598
چیزی که میتونیم بهش نگاه بندازیم اینه که یه چیزی در مغز هست که توانایی تولید

15:44.633 --> 15:48.878
.تجربیات روحانی رو داره،و وقتی که قصد اینکار رو نداره هم انجامش بده

15:50.570 --> 15:52.227
بسیار خب

15:52.261 --> 15:56.162
سوال مهم اینجاست که این مساله چطور تغییرت داد؟

15:56.921 --> 16:00.200
خب فکر میکنم ،میدونید ،اون حسی رو که داشتم

16:00.235 --> 16:03.824
.که گیتی یه جای سرد و بی معنی نیست

16:03.859 --> 16:08.691
فکر کنم این یک نوع پایه و معنا برای من ایجاد کرد ، و فکر می کنم این ایده

16:08.726 --> 16:10.279
.یه جور وحی بوده

16:10.314 --> 16:13.041
.یا شایدم یه جور گمراهی مغزی بوده

16:13.075 --> 16:15.836
به این نتیجه رسیدم که این مساله واقعا مهم نیست چون
چیزی که واقعا با من هست

16:15.871 --> 16:21.739
این حس عشق بی پایان و بی قید و شرطه و فکر نمیکنم این که

16:21.773 --> 16:25.881
.اهمیتی داشته باشه که از طرف نیروهای الهی اومده باشه یا مغز داغون من

16:32.646 --> 16:34.683
...اون یه احساس واقعی بود و واسه من،میدونید

16:34.717 --> 16:35.684
آره

16:35.718 --> 16:37.030
.اون یه الهام کافی بود

16:37.065 --> 16:38.894
.و تلاش برای زندگی دراون روحیه کفایت میکنه

16:38.928 --> 16:41.241
.خیلی هم خوبه

16:44.037 --> 16:49.215
.گیر کردن در حفره علم در برابر مذهب خیلی ساده است

16:50.388 --> 16:56.670
عقلانیت در برابر معنویت، اما مورد ایان نشون داده که

16:56.705 --> 17:01.365
. برای درک علمی فضا وجود داره. بدون تنزیل احساسات ذهنی الهی

17:02.573 --> 17:05.403
همانطوری که کارل سیگان قبلا گفته

17:05.438 --> 17:08.751
، این تصور كه علم و معنویت با یكدیگر متمایز هستند"

17:08.786 --> 17:12.755
".به هردوی آنها صدمه میزند

17:24.767 --> 17:28.426
الهامات میتونه رابطه شخصی ما رو با جهان شکل بده

17:28.461 --> 17:32.775
اما تغییرات فقط در درون کسی که پیام الهی رو دریافت میکنه اتفاق نمی افته

17:33.293 --> 17:36.331
.اونها می تونند زندگی هزاران نفر رو تغییر بده

17:36.365 --> 17:40.093
جامعه شناس آندریاس اشنایدر به روستایی در کنا اومده

17:40.128 --> 17:44.028
.تا با مردی که دنیا ر تغییر داده ملاقات کنه

17:44.063 --> 17:48.377
، دکتر چارلز مولی یک تاجر و نیکوکار برجسته است

17:48.412 --> 17:51.484
.اما شروع آسونی در زندگی نداشت

17:51.518 --> 17:56.765
.من در یه منطقه روستای و دور از مرکز نایروبی بزرگ شدم

17:57.731 --> 18:02.322
.در سم 6 سالگی پدر و مادرم منو ترک کردند

18:02.667 --> 18:06.119
.در 6 سالگی به امان خدا رها شدی

18:06.154 --> 18:07.431
آره

18:07.465 --> 18:10.261
.من،من نمیتونم تصور کنم

18:12.125 --> 18:17.303
در شانزده سالگی تصمیم گرفتم تا پیاده  به شهر نایروبی

18:17.889 --> 18:20.306
.برم و هیچ تجربه ای هم نداشتم

18:20.340 --> 18:23.861
.من تحصیلاتی نداشتم،اما یه شغل پیدا کردم

18:24.965 --> 18:28.314
یه پولی جمع کردم و یه وسیله نقلیه خریدم

18:28.348 --> 18:31.938
.و بعدش تونستم یکی دیگه بخرم

18:32.490 --> 18:35.631
.بعدش یه ناوگان از اتوبوس داشتم

18:35.666 --> 18:38.738
ناوگان اتوبوسش رشد کرد و تبدیل به  ترابری شلوغ شد

18:38.772 --> 18:42.293
.و اون یه مرد ثروتمند شد

18:42.880 --> 18:46.953
.اما موفقیت جدیدش در معرض  ضربه بزرگی بود

18:49.818 --> 18:55.203
.در سال 1986 چارلز با پسرهای فقیری در خیابان های نایروبی مواجه شد

18:55.617 --> 18:58.067
.اونها به پول نیاز داشتند

18:58.309 --> 19:00.173
من گفتم "نه ،مگه چیکار کردی؟

19:00.208 --> 19:03.072
".تو کاری نکردی و منم به هیچ وجه بهت پولی نمیدم

19:06.421 --> 19:09.424
اون تصمیمی بود که ازش پیشمون شد

19:12.806 --> 19:18.605
پسرها ماشینش رو دزدیدند ،اما خیلی زود  احساسات چارلز

19:18.640 --> 19:21.677
.نسبت به اون پسرها از خشم به دلسوزی تغییر کرد

19:21.712 --> 19:26.406
.اما من در قلبم آرامشی نداشتم ،چون بهشون کمک  نکرده بودم

19:27.545 --> 19:31.687
.من گذشته ام رو فراموش کرده بودم، اینکه من شبیه به اونها بودم

19:34.725 --> 19:38.591
.چهره اون پسرها برای سالها از ذهنش پاک نمیشد

19:42.595 --> 19:46.875
.تا اینکه یه روز گناهش اونقدر زیاد شد که دیگه تحملش رو نداشت

19:46.909 --> 19:51.535
.در 17 نوامبر سال 1989 حدود ساعت 11 صبح

19:51.914 --> 19:56.160
.حس کردم که دنیا داره از هم میپاشه

19:56.195 --> 19:58.369
.هیچ آرامشی وجود نداشت

19:58.404 --> 20:00.440
.میدونید داشتم گریه میکردم

20:00.475 --> 20:05.307
"داشتم از خدا میپرسیدم که " ازم میخوای چیکار کنم؟

20:05.790 --> 20:10.795
...و در قلبم یه کمی ترس وجود داشت،و بعد از 4 ساعت موندن در ماشین

20:10.830 --> 20:12.211
چهار ساعت؟

20:12.245 --> 20:17.940
.چهار ساعت،گریه کردن،صدای خداوند بهم نازل شد

20:21.565 --> 20:27.674
من بهت همه چی دادم،همه جا هوات رو داشتم و همه اینها رو بهت دادم"

20:28.261 --> 20:34.163
.و حالا میخوام هر چیزی که دار رو به فقرا بدی

20:36.027 --> 20:39.997
.من به خاضعانه ترین حالت فرو رفتم

20:40.998 --> 20:44.104
.اون نقطه واقعی برگشت بود

20:45.036 --> 20:48.385
".من گفتم " بله خدای من ،اینکار رو میکنم

20:50.559 --> 20:54.874
.و در اون لحظه،لذت شدیدی رد قلبم احساس کردم

20:55.599 --> 20:59.741
.این در واقع چیزیه که ما به عنوان یک شکست می بینیم

20:59.775 --> 21:03.641
.این موجب یه آغاز شد

21:03.676 --> 21:06.472
من به خانواده ام گفتم که یه خبری براتون دارم

21:06.506 --> 21:10.648
گفتم،من هیچ پولی نمیخوام

21:11.028 --> 21:15.170
.و میخوام هرچیزی که دارم به فقرا بدم

21:15.998 --> 21:19.485
اینکه خدا با چارلز صحبت کرد به چارلز این شجاعت رو داد
.که یه تیم خانه افتتاح کنه

21:20.555 --> 21:23.558
.اما این ثابت کرد که یه آزمایشی برای ایمانشه

21:24.490 --> 21:28.252
.اون زمین بزرگی رو پیدا کرد که میتونست خونه ی بچه های زیادی باشه

21:28.287 --> 21:31.669
.اما بدون یه منبع حیاتی بی مصرف میشد

21:32.739 --> 21:34.327
.آب

21:34.362 --> 21:36.398
.ما خشکسالی سختی داشتیم

21:36.433 --> 21:39.021
.هیچ جا آب پیدا نمیشد

21:39.056 --> 21:42.128
.سه سال بود که آب نداشتیم

21:44.544 --> 21:48.099
.من سه هفته تمام دعا کردم

21:49.618 --> 21:54.830
.بعد از نیمه شب بود  و اون موقع صدا رو شنیدم

21:59.835 --> 22:06.152
"مشکل تو بر طرف شده، بلند شو،بهت نشون میدم که از کجا بهت آب خواهم داد "

22:08.396 --> 22:11.571
.به همسرم گفتم و تمام مسیر رو قدم زدم

22:13.987 --> 22:17.646
و ما اینجا ایستادیم و خدا گفت

22:17.681 --> 22:21.443
".اینجا همون جاست،من بهت آب میدم "

22:30.521 --> 22:32.972
" وبه همسرم گفتم،" بچه ها رو صدا کن

22:33.006 --> 22:35.940
.و روز بعدش شروع کردیم به کندن

22:43.431 --> 22:46.572
.ما به خدا توکل داشتیم

22:55.443 --> 22:59.930
.حتما وقتی آب پیدا کردید یه آرامش بزرگی داشتید

23:00.240 --> 23:02.242
.هیچ وقت همچین چیزی ندیده بودم

23:02.277 --> 23:07.524
.من هیچ وقت همچین حسی نداشتم،یه چیز ملموسی بود

23:09.526 --> 23:13.081
همه مردم روستا،همه بچه های

23:13.599 --> 23:17.085
.خانواده فرزندان مولی" شادی میکردند"

23:21.607 --> 23:26.335
آب چشمه به "خانواده فرزندان مولی" کمک کرد تا امروز

23:26.370 --> 23:30.788
.از طریق کشاورزی چندین سرمایه گذاری رو مدیریت کنند

23:31.789 --> 23:36.794
از زمانی که چارلز صدای خدا رو در کنار جاده شنید
شش یتیم خانه ساخته

23:36.829 --> 23:40.902
.و بیش از ده هزار یتیم رو بزرگ کرده

23:41.178 --> 23:46.425
اون ده تا مدرسه ویرانه رو ترمیم کرد و
.سرپناه های بیشتری برای بچه ها ساخت

23:47.736 --> 23:51.671
تو زندگیم هیج کاری بهتر از نجات جان کودکان

23:51.706 --> 23:55.882
.در زندگیم نمیتونستم انجام بدم

23:56.124 --> 23:57.470
.این یه مزیته

23:57.505 --> 23:59.438
بله

24:12.416 --> 24:16.489
چارلز حاضر شد به خاطر الهامی که بهش شده
.همه چیزش رو بده

24:17.179 --> 24:22.012
.بخاطر خدا و کارش زندگی هزاران نفر رو تغییر داد

24:22.840 --> 24:25.498
چند نفر از ما حاظری بودیم اینکارو بکنیم؟

24:29.191 --> 24:33.472
.برای مومنان ، الهامات خدا منبع الوهیت بر روی زمینه

24:34.473 --> 24:38.442
اونها معجزات،عشق بی حد و مرز و غمخواری
.بی پایان به همراه دارند

24:40.409 --> 24:43.482
با اینحال ، الهامات کمیاب هستند

24:44.068 --> 24:48.659
اما اگر میشد با درخواست هدایت الهی رو بدست آورد چی؟

25:02.535 --> 25:04.951
من به فرانسه برگشتم خواستگاه یکی از

25:04.986 --> 25:08.507
.الهام بخش ترین معماری های جهان

25:14.340 --> 25:18.344
اما یکی از این مهمترین بناها در شهر نور (پاریس) نیست

25:18.378 --> 25:22.348
.بلکه در یه شهر کوچک در 50 کیلومتری شهر پاریس وجود داره

25:25.489 --> 25:27.560
شارتر

25:32.945 --> 25:36.569
از زمان تکمیلش در قرن 13 تا به امروز

25:36.604 --> 25:40.953
.کلیسای جامع شارتر جریان بی پایانی از  زائران رو به سمت خودش داشته

25:42.644 --> 25:47.304
.گفته می شه طراحی اون باعث الهام بخشیدن به آنها برای حضور خدا می شه

25:54.138 --> 25:56.658
.میخوام بدونم چطور

25:58.384 --> 26:01.421
.من با دکتر خولیو برمودز ملاقات میکنم

26:01.456 --> 26:02.699
به شارتر خوش اومدید

26:02.733 --> 26:04.010
مرسی

26:04.045 --> 26:07.151
.یک پرفسور معماری که به مطالعه فضاهای مقدس می پردازد

26:07.358 --> 26:09.360
.میخوایم وارد فضای مقدس بشیم

26:09.395 --> 26:10.569
بسیارخب

26:10.603 --> 26:12.087
.و میخوام که آماده باشی

26:12.122 --> 26:13.779
چطور آماده باشم؟

26:13.813 --> 26:17.886
اول وارد درگاه میشم،بعدش وارد سالن میشیم

26:18.853 --> 26:21.131
.به محض اینکه داخل شدیم چشمات رو ببند

26:21.165 --> 26:23.547
بستم

26:23.582 --> 26:26.861
.یه نفس بکش و بالا رو نگاه کن و چشمات رو باز کن

26:30.174 --> 26:33.350
وای

26:42.877 --> 26:45.949
.این رو با دست ساختن،منظورم اینه که اصلا از ماشین استفاده نشده

26:45.983 --> 26:48.330
.بدون دخالت ماشین -
.بدون دخالت ماشین-

26:48.365 --> 26:50.643
.نیروی انسانی -
.هر سنگ تراشیده شده -

26:50.678 --> 26:54.336
.عمل عشق و تعهد به خدا

26:55.372 --> 26:57.961
پروژه ای در این اندازه یک مسئولیت بسیار بزرگ در

26:57.995 --> 27:03.518
عصر پیش‌صنعتی به حساب می اومده،چیزی که بیشتر باعث
قابل توجه شدند شارتر میشه اینه که

27:03.552 --> 27:09.144
.در سال 1220 تکمیل شده، فقط 26 سال بعد از شروع ساخت و ساز

27:10.490 --> 27:15.461
.در اون زمان،در قرن دوازدهم و سیزدهم این کار یه چیز فوق العاده بوده

27:15.875 --> 27:19.465
.بزرگترین چیزی بوده که ساخته شده

27:20.777 --> 27:25.057
تصور کن یه زائر چندین مایل پیاده می اومده،و مرتفع ترین

27:25.091 --> 27:29.820
.بزرگترین و افسانه ای ترین کلیسای اروپا رو میدیده

27:32.443 --> 27:34.825
زائران 8 قرن پیش احتمالاً هرگز در فضایی

27:34.860 --> 27:38.380
.از این قد بلند تر پا نمی گذاشتند

27:38.726 --> 27:41.004
.اولین چیزی که در مورد همه چیز وجود دارد ، عمودی بودنه

27:41.038 --> 27:42.695
اها

27:42.730 --> 27:48.011
.چشم هاشون به بالا خیره میشه و یک طاق 36 متری میبینند

27:48.218 --> 27:49.978
.که با چوب پوشیده شده

27:50.013 --> 27:54.224
که با چوب پوشیده شده،بله،اما چیزی که باید بهش
فکر کنی اینه که اون آدم ها واقعا حس میکردند

27:54.258 --> 27:57.572
.که به سمت خدا هدایت شدند،یه سمت بهشت

27:58.677 --> 28:01.541
و وفتی زائرین به بالا نگاه کنند

28:01.576 --> 28:04.717
.یکی دیگه از عناصر این فضای مقدس رو میبینند

28:07.927 --> 28:10.550
.نور

28:12.794 --> 28:15.970
.یقینا نو رمهمنرین چیزه

28:21.182 --> 28:24.461
.نشاندهنده خداونده

28:25.255 --> 28:29.742
پس خدا از طریق نور حرف میزنه،و به همین دلیله که ما که اون

28:29.777 --> 28:34.160
پنجره ها با شیشه های رنگی و نمادهای روش رو داشته باشیم

28:35.852 --> 28:39.821
،اونها باور دارند که خدا با اونها صحبت میکنه
.براشون داستانهایی از انجیل میگه

28:46.794 --> 28:49.728
وقتی با مکانی مواجه می شی که حواس
شما رو تحت الشعاع خود قرار میده

28:49.762 --> 28:53.455
، توجه شما را کاملاً به بیرون جذب می کنه

28:53.490 --> 28:56.769
و این قدرت ذهنی زیادی میخواد و این به شما اجازه میده

28:56.804 --> 29:00.324
.که وارد حالت یکی شدن بشید

29:00.359 --> 29:05.916
پس وقتی وارد فضایی مثل این میشی

29:05.951 --> 29:08.470
یه تغییر فیزیکی واقعی در ذهن انسان شکل میگیره؟

29:08.505 --> 29:11.784
.بله،اگه دلتون بخواد وارد یه فضای عرفانی میشید

29:11.819 --> 29:13.510
.یا حالت مرحمت

29:13.544 --> 29:16.099
.بله،دقیقا وارد حالت مرحمت میشید،درسته

29:16.133 --> 29:18.757
.دیدی دارم یاد میگیرم

29:20.759 --> 29:24.452
اما کسانی که حدود 800 سال پیش شارتر رو ساختند

29:24.486 --> 29:28.697
.در نظر داشتند چیزی بیشتر از یه تجربه بی حس از نور و فضا بسازند

29:29.215 --> 29:34.013
هدف از ساختنش ایجاد یه راه فیزیکی
.برای زائیرن بوده که به خدا برسند

29:35.428 --> 29:37.534
.اینو ببینید، این یه (مارپیچ) لابیرنت ِ

29:37.568 --> 29:40.917
.شاید یکی از مشهور ترین مارپیچ های در دنیاست

29:40.951 --> 29:43.782
.چیزیه که به شما اجازه میده که به حالت تعمق برید

29:43.816 --> 29:45.576
اندیشه -
بله -

29:45.611 --> 29:47.993
مورگان،چرا امتحانش نمیکنی؟

29:48.027 --> 29:51.790
.برو که رفتیم

29:55.241 --> 29:57.761
.عجیبه

29:59.936 --> 30:02.455
.داری خوب پیش میری

30:02.490 --> 30:06.011
.اگه زیاد سریع بری گم میشی

30:06.908 --> 30:09.911
هر بار انگار از مرکز یا حالت حقیقت

30:09.946 --> 30:12.776
جلوتر و جلوتر میری

30:12.811 --> 30:16.607
.و با این حال از یه راه دیگه نزدیکتر میشی

30:17.470 --> 30:20.680
اها

30:21.889 --> 30:24.132
.مورگان،تمومش کردی

30:24.167 --> 30:28.827
یه چیزی تو این داستان هست

30:29.966 --> 30:34.729
اما وقتی اینجا بودم یه چیزی حس کردم

30:34.763 --> 30:36.282
.خیلی جالبه

30:36.317 --> 30:38.526
.تو یه چیزی رو تموم میکنی و تجربه پیدا میکنی

30:38.560 --> 30:39.734
بله

30:39.768 --> 30:41.874
.من تجربه دارم

30:41.909 --> 30:45.533
.در وسط این فضای افسانه ای

30:56.406 --> 31:01.894
.طراحان این کلیسای جامع یه فضای مجلل ساختند

31:03.447 --> 31:07.866
.اونجا یه ارتباطی به یه چیزی بزرگتر از خودت پیدا میکنی

31:08.418 --> 31:11.593
.نسلی از تاریخ در اونجا متصل هستند

31:11.835 --> 31:16.495
البته نمیشه از تلاشهای بسیار زیاد افرادی
.که اینجا رو ساختند چشم پوشی کرد

31:19.325 --> 31:20.879
.این مهمتره

31:20.913 --> 31:25.918
.برای من در اینجا یه فضای مقدس ساخته

31:29.163 --> 31:31.061
، منطق را متوقف می کند

31:31.441 --> 31:36.032
.و صدای مداوم  طبل زندگی رو متوقف میکنه

31:38.966 --> 31:42.590
.شما را به خارج از زمان منتقل می کنه

31:42.624 --> 31:45.904
. فکر کنم میتونید بهش بگید الهی

32:02.610 --> 32:05.854
بر بلندای کوه های اتیوپی ،راهب های اتورتدکس

32:05.889 --> 32:09.272
.راه دیگه ای برای رسیدن به خدا دارند

32:12.447 --> 32:15.899
.منطقه تیگرای  به دلیل کلیساهای کوهستانی مشهوره

32:17.245 --> 32:21.870
خیلی از اونها 10،000 سال پیش بوسیله
.مسیحیان کاتولیک اتیوپیایی ساخته شد

32:23.148 --> 32:27.324
خانه های باستانی عبادت که به طور مستقیم در کوه حک شده اند

32:27.359 --> 32:30.810
.و اغلب هزاران پا از زمین برج ارتفاع دارند

32:33.606 --> 32:37.576
صعود به سمت اونها کیتونه به شدت خطرناک باشه

32:40.717 --> 32:44.652
.یک قدم اشتباه میتوه به معنی پایان سفر زمینی یک کشیش باشه

32:46.412 --> 32:50.589
.اما ، بسیاری از آنها هر روز خطرات جدی را پشت سر می گذارند

33:00.081 --> 33:04.223
"یک روزنامه نگار اتیوپیایی آمریکایی تبار به نام "بمنت یماسکن

33:04.258 --> 33:07.916
.به اینجا چرایی این ماجرا رو بفهمه

33:08.917 --> 33:11.023
اون با دکتر هاگوس آبراها ملاقات میکنه

33:11.058 --> 33:13.853
.یه محقق کلیسای ارتدکس اتیوپی

33:13.888 --> 33:14.958
.دکتر هاگوس

33:14.993 --> 33:16.166
سلام،سلام،سلام،صبح بخیر

33:16.201 --> 33:17.409
حال شما چطوره؟

33:17.443 --> 33:18.997
|.خب بهم بگو ما کجاییم

33:19.031 --> 33:21.309
من دارم به یه سازه ای در اون بالا نگاه میکنم
و بهمون بگو داریم به چی نگاه میکنیم؟

33:21.344 --> 33:25.037
.بله ، این یک صومعه ارتدکس مسیحی است به نام صومعه ابا یوهانی

33:25.072 --> 33:27.039
چرا انهمه بالا ساخته شده؟

33:27.074 --> 33:30.008
چرا یه جای کم ارتفاع تر و دردسترس تر نساختنش؟

33:30.042 --> 33:33.045
من همین سؤال رو از خیلی از کاهنان و راهبان پرسیده ام

33:33.080 --> 33:35.979
و بیشتر وقتی ها جواب ه

33:36.014 --> 33:39.845
.اینکه به این دلیل که به خدا نزدیکتره

33:40.052 --> 33:44.022
سوالی که دوست دارم بپرسم اینه که آیا میتونیم برم
اون بالا و به خدا نزدیکتر بشیم؟

33:44.229 --> 33:48.302
- Untranslated Line -

33:55.654 --> 34:00.659
(صحبت به زبان بومی )

34:03.558 --> 34:05.560
.اون راهب این صومعه است

34:05.595 --> 34:08.805
مردم هر روز از این کوه بالا پایین میرن؟

34:08.839 --> 34:10.979
(صحبت به زبان بومی)

34:11.014 --> 34:14.017
.اون میگه حداقل روزی یه بار

34:14.052 --> 34:18.539
.او مرتباً نماز می خواند و در غار نیایش می کنه

34:19.471 --> 34:21.128
فکر میکنی مارو به اون بالا میبره؟

34:21.162 --> 34:23.854
(صحبت به زبان بومی)

34:30.344 --> 34:34.382
.اونها پا به یک صعود سخت به یک نمازخانه مرتفع قدم می گذارند

34:35.521 --> 34:39.111
.و یقینا برای تجربه حضور خداوند

34:50.950 --> 34:52.676
.اوه خدای من

34:52.711 --> 34:56.646
صعود به صومعه ابا یوهانی در کوههای گرتاالت اتیوپی

34:56.680 --> 35:00.132
فقط برای تسکین قلب نیست

35:00.167 --> 35:02.341
اما دورافتادگیش بهش اجازه داده

35:02.376 --> 35:07.760
.تا برای 1600 سال در برابر مهاجمین و  غارتگران مقاومت کنه

35:26.193 --> 35:31.129
.وای،خدای من

35:31.163 --> 35:33.648
.خیلی مهیج ِ

35:36.134 --> 35:40.379
.وای،این،این فضا زیباست

35:51.045 --> 35:53.358
راهب داره چیکار میکنه؟

35:53.392 --> 35:56.119
.اون در حال عبادت با کتاب مزامیر هست

35:56.154 --> 36:00.882
.کتاب مزامیر محترم ترین کتاب درکلیسای ارتدکس اتیوپی هست

36:06.164 --> 36:09.546
برای دور کردن شلوغی دمنیای مدرن

36:09.581 --> 36:13.032
.راهبان که به اینجا صعود کردند، پناهگاه عرفانی پیدا می کنند

36:13.378 --> 36:18.935
.جایی برای دعا و آرامش و اینکه خودشون رو در تعمق الهی غرق کنند

36:23.629 --> 36:27.702
واقعاً شگفت انگیزه ، حضور در این فضا و ،و واقعاً تجربه کردن

36:27.737 --> 36:32.845
.آرامش و موقعیت ویژه ای که در این مکان وجود داره عالیه

36:46.756 --> 36:50.932
باید بگم اولش،نمیدونستم چرا کسی باید بخواد کلیسا یا

36:50.967 --> 36:54.902
.صومعه ای در این بالا بسازه و از همه چی خودش رو جدا کنه

36:54.936 --> 36:57.939
اما حالا که اینجام متوجه میشم که چرا اونها اینکار رو میکنند

36:57.974 --> 37:01.426
.چون صلح و آرامش در اینجا وجود داره

37:02.012 --> 37:05.878
.حال میتونیم بگیم در جایی هستیم که خدا در اون هست

37:07.604 --> 37:12.264
هر روز راهبان ارتدوکس اتیوپی ، کوه های ناهموار طولانی و خطرناک رو

37:12.299 --> 37:15.957
.برای نزدیک شدن به خانه خدا در بهشت طی میکنند

37:17.235 --> 37:22.412
در طول مسیر ،در سکوت و خاموشی حضور خدا رو حس میکنند

37:23.689 --> 37:28.418
.برای اونها هدف مقصد نیست،مسیره

37:37.255 --> 37:41.673
.سنت جستجوی فعالانه برای هدایت الهی تنها مختص مسیحیت نیست

37:46.540 --> 37:49.612
من به میسیزاگا اومدم، خواستگاه مردم اولیه جامعه انسانی

37:49.646 --> 37:52.891
.در دریاچه اسگوگا،در اونتاریو ی کانادا

37:55.618 --> 38:00.726
من اینجا هستم تا در مورد "آنیشنابی " روش
.جستجوی بینش مردم اولیه چیزهایی بفهمم

38:02.901 --> 38:06.007
.ادی رابینسون برای استقبال از من اینجاست

38:06.525 --> 38:09.287
(صحبت به زبان فرانسه)

38:09.528 --> 38:10.736
...این یعنی

38:10.771 --> 38:12.151
.من نورت رو دیدم

38:12.186 --> 38:14.775
بله،قراره من از تو یاد بگیرم و تو از من

38:14.809 --> 38:17.433
.و قراره بهت احترام بزارم و تو هم به من احترام بزاری

38:17.467 --> 38:19.124
عالیه -
همممم -

38:19.158 --> 38:22.438
.میخوام در مورد جستجوی بینش بدونم

38:22.472 --> 38:26.683
چی میشه که تصمیم میگیری یکیش رو اجرا کنی
.و در حال اجراش به دنبال چی هستید

38:27.028 --> 38:30.308
یکی چیزهای اساسی برای ما به عنوان انسان هست

38:30.342 --> 38:32.896
اینه که دوباره با سرچشمه ی خانواه مون متصل بشیم

38:32.931 --> 38:35.865
.و این همون آفرینشه

38:36.728 --> 38:41.284
در ضمن تقدیم آب و غذا ،تقدیم نیازهای اصلی

38:41.319 --> 38:44.701
.و نیازهای فیزیولوژیکی برای آفرینش هم انجام میشه

38:45.357 --> 38:50.983
خب ما روی یه نقطه از زمین مستقر میشیم و عبادت میکنیم

38:51.605 --> 38:55.678
.و در زمانی که اونجا هستیم با انرژی در تعامل هستیم

38:58.681 --> 39:01.994
.ارواح و حیوانات

39:03.271 --> 39:07.414
.اونها میدونند که ما برای عبادت و نشون دادن قدردانی مون در اونجا هستیم

39:07.931 --> 39:11.383
.پس این روشی برای برقراری ارتباط با روح بزرگه

39:11.418 --> 39:13.040
بله بله

39:13.074 --> 39:14.455
،بسیار خب -
بله -

39:14.490 --> 39:17.907
چی شد که تو سراغ جستجوی بینش رفتی؟

39:18.390 --> 39:20.703
.یه ندا

39:22.049 --> 39:25.224
.یه ندای غیر قابل توصیف که در دورنت هست

39:26.294 --> 39:30.989
منم مثل خیلی از بومیان کانادا ، در
فقر زندگی می کنم و در حاشیه زندگی هستم

39:32.335 --> 39:36.235
بعد از مدتی خیابون گردی به بازداشتگاه ویژه نوجوان ها رفتم

39:36.270 --> 39:39.446
در واقع در حال انجام خدمات اجتماعی

39:39.480 --> 39:43.277
.در یکی از مراکز محلی تورنتو بودم و صدای طبل رو شنیدم

39:44.312 --> 39:47.177
و اون ضربان طبل
بوم،بوم،بوم،بوم

39:47.212 --> 39:50.629
.داشت صدام میزد و منم شروع کردم به گریه کردن

39:50.836 --> 39:55.082
.و تمام فکرم این بود که این فرهنگ منه،این چیزیه که من هستم

39:56.980 --> 39:59.811
.ادی با یک ارشد آنیشنابی از ایالت مینسوتا آشنا شد

39:59.845 --> 40:04.367
کسی که بهش توصیه کرد که به جنگل بره،روزه بگیره

40:05.333 --> 40:09.199
.و به دنبال راهنمایی معنوی یک جستجوی بینش باشه

40:09.234 --> 40:10.994
.آخرای ماه اکتبر بود
(اوابل آبان ماه )

40:11.029 --> 40:12.410
.دما منفی یک درجه بود

40:12.444 --> 40:14.377
( صدای خنده )

40:14.412 --> 40:17.863
منو با یه موتور چهارچرخه  کیلومتر به داخل جنگل بردن و پیاده کردن

40:19.555 --> 40:22.592
و منو به محل روزه داریم رسوندن و گفتن

40:22.627 --> 40:25.457
"خب ،سه روز دیگه میام دنبالت "
.بعدشم تنهام گذاشتن

40:27.494 --> 40:29.496
چی،بدون سر پناه؟

40:29.530 --> 40:30.738
نه

40:30.773 --> 40:32.188
بیخیال

40:32.222 --> 40:35.433
.اونها گفتن،:اگه سردت شد آتیش روشن کن
.منم گفتم باشه

40:37.918 --> 40:41.300
.و گفتن اگه روح دیدی یه کمی تنباکو بریز پایین

40:42.025 --> 40:45.304
.منم گفتم باشه،اونها هم رفتن

40:45.926 --> 40:47.997
تنها در جنگل منجمد

40:48.031 --> 40:51.276
.ادی خودش رو در این جستجو آبدیده میکرد

40:51.518 --> 40:53.451
... قرار بود زندگیش در یه

40:53.485 --> 40:55.453
.مسیر جدید قرار بگیره

41:03.633 --> 41:06.705
ادی رابیسون ،مرد جوانی از نژاد آنیشنابی

41:06.740 --> 41:10.847
به سختی با طبیعت و سنت معنوی خودش  مرتبط شد

41:10.882 --> 41:13.609
اما حالا در حال انجام یه جستجوی بینش ِ

41:13.643 --> 41:16.681
.در یه شب بی اندازه سرد و کیلومترها دور از کمک ِ

41:18.372 --> 41:20.201
پس اینجا در حال انجام  جستجوی بینش  هستی؟

41:20.236 --> 41:21.789
.برامون تعریف کن

41:21.824 --> 41:24.758
خیلی سخت بود،چون من بالای یه داربست نشسته بودم

41:24.792 --> 41:27.139
.حدودا سه متری سطح زمین

41:37.080 --> 41:40.981
اونها برای راحتی ساخته نشدن چون قراره سه روز بیدار بمونی

41:41.015 --> 41:42.948
خب ما وسائلت در بقه ات میزاریم

41:42.983 --> 41:45.606
.و در حالی که اونجا نسشی فقط دعا میکنی

41:46.607 --> 41:48.471
وقتی اونجا بودی چیزی هم دیدی؟

41:48.506 --> 41:51.681
اره

41:52.613 --> 41:55.754
روح یه خرس به ملاقاتم اومد

41:59.171 --> 42:02.727
.اومد و نشست ، دومتری من بود

42:09.699 --> 42:12.046
.من،منم بهش تنباکو دادم

42:12.081 --> 42:14.739
.اون برای تنباکوش اومده بود

42:19.398 --> 42:21.884
.و بعدش ناپدید شد

42:22.609 --> 42:25.163
.حتما با سرعت 60 کیلومتر بر ساعت میدویده

42:25.197 --> 42:27.165
.برای من غیر واقعی بود

42:27.199 --> 42:28.580
.من دو روز بود چیزی نخورده بودی

42:28.615 --> 42:29.857
.سه روز

42:29.892 --> 42:33.033
.من سه روز نه چیزی خوردن نه نوشیدم

42:33.930 --> 42:36.312
.من داشتم گریه میکردم

42:36.346 --> 42:38.452
.داد میکشیدم

42:38.486 --> 42:40.212
.آواز میخوندم

42:40.247 --> 42:43.353
.انگار همه ی داشت از هم جدا میشد

42:46.011 --> 42:49.497
.من داشتم مبارزه میکردم و خودم رو به اون ارواح ثابت میکردم

42:53.778 --> 42:55.745
.اما نمردی

42:55.780 --> 42:56.953
نه

42:56.988 --> 42:58.403
.شدید بود

42:58.437 --> 42:59.922
.سخت بود

42:59.956 --> 43:03.063
.سختر ترین کاری که باید میکردم روبرو شدن با خودم بود

43:05.617 --> 43:08.620
مطمئن نبودم که تخیلاتم بود یا داشتم چیزهایی میدیدم

43:08.655 --> 43:11.727
.چون نه آب داشتم نه غذا

43:11.761 --> 43:17.008
.اما اون پیرمردی که سمت من اومد به اندازه کافی واقعی بود

43:20.667 --> 43:24.015
.من مثل روز روشن میتونستم ببینمش

43:24.049 --> 43:27.018
.اون اونجا بود و بهم نگاه میکرد

43:28.916 --> 43:31.643
.و بعدش رفت

43:33.783 --> 43:35.405
.بینش تو این بود

43:35.440 --> 43:36.924
.بینش من این بود

43:36.959 --> 43:39.927
یه همچین چیزی،بعدا اینطوری تفسیرش کردم  که

43:39.962 --> 43:42.896
.ارواح یا قدیمی ها منتظر من هستند

43:44.242 --> 43:47.348
.منتظر من هستند که در این راه قدم بردارم

43:49.281 --> 43:51.559
تو این راه رو انتخاب کردی،و راهیه که انتخابش کردی

43:51.594 --> 43:54.148
.و راهش از راه قبلی که بودی بهتره

43:54.183 --> 43:55.563
....اره،و

43:55.598 --> 43:57.807
.یه جورایی مثل مسیر طالوت در جاده دمشق

43:57.842 --> 43:59.050
اره

43:59.084 --> 44:01.639
.من در اونجا ندای خودم رو پیدا کردم

44:01.673 --> 44:04.503
جستجوی بینش ادی کلیدش برای فرار از یه زندگی

44:04.538 --> 44:08.231
.پر از اعتیاد و خشونت در فرهنگ غرب بود

44:08.853 --> 44:13.512
این تجربه ای بود که میدونست باید با
.مابقی ِ جوون های مردم اولیه در میون بزاره

44:21.348 --> 44:24.731
.پس تو یه جورای شدی مربی مذهبی یه معلم

44:24.765 --> 44:26.629
.اره

44:26.664 --> 44:29.632
، یاد گرفتم که تلاش کردن چطوریه
.یاد گرفتم چطوری روزه بگیرم

44:29.874 --> 44:33.567
، یاد گرفتم که چگونه در مراسم شفابخشی و دکتری به مردمم کمک کنم

44:33.601 --> 44:35.914
.و تنها کاری که میخواستم انجام بده این بود که دینم رو ادا کنم

44:35.949 --> 44:37.882
.همینطور دینم رو ادا کنم

44:37.916 --> 44:40.678
.پس حالا جستجوی تو اینه

44:46.407 --> 44:50.446
بسیاری از مردم این قبیله،از اون راه قطع ارتباط کردن

44:50.480 --> 44:54.243
.پس من اینجام که در راه سفر برگشت بهشون کمک کنم

44:54.588 --> 44:57.625
.اونها هیچ وقت سخت تلاش نکردن،هیچ وقت در جستجوی بینش نبودند

44:57.660 --> 45:01.146
.ما باید روحمون رو دوباره به این سرزمین متصل کنیم

45:01.940 --> 45:05.495
.ما این رو به عنوان ایجاد اولین خانواده مون در نظر میگیریم

45:05.530 --> 45:09.637
خیلی از آدم ها هستند که میخوان با آولین خانواده شون دیدار کنند

45:23.755 --> 45:27.034
،مثل طالوت در جاده دمشق

45:27.069 --> 45:32.108
.زندگی ادی هم با یه الهام از طرف خدا کاملا متفاوت شد

45:34.628 --> 45:38.183
در مورد اون، روح بزرگ بود

45:38.701 --> 45:42.256
.ظهور ارتباط مردمش با سرزمینشون

45:42.843 --> 45:47.848
و مثل طالوت ،کسی که اسمش شد پولس رسول

45:48.780 --> 45:52.750
ادی راهنمای مردم اولیه شد

45:53.302 --> 45:57.616
.وصعت دهنده قدرت جستجوی بینش

46:19.673 --> 46:23.573
چه اتفاقی می افته وقتی یه نفر چیزی رو که بهش میگن

46:23.608 --> 46:27.508
حضور خدا رو میبینه یا حس میکنه؟

46:28.682 --> 46:31.374
."جواب ساده اش "چشم اندازه

46:31.754 --> 46:34.067
.یک لحظه از درک کردنه

46:34.274 --> 46:36.863
.نشون دادن راهی به سمت جلو

46:38.347 --> 46:41.660
.الهام در ذهن یه نفر اتفاق می افته

46:42.592 --> 46:45.733
اما وقتی کسانی مثل برنادت قدیس

46:45.768 --> 46:48.633
چارلز مولی یا ادی رابینسون

46:49.082 --> 46:51.809
جرات لازم برای به اشتراک گذاشتن الهام خودشون رو دارند

46:51.843 --> 46:54.535
.میتونه مسیر زندگی خیلی ها رو عوض کنه

46:55.847 --> 46:58.056
....حتی

46:58.091 --> 47:01.163
.دنیا رو تغییر بده

47:01.201 --> 47:06.375
.::   @bollbolljan_com  ::.