﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:04.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:04.300 --> 00:10.090
غروب خیانتوار خورشید اون پرتوهای لذتبخش رو ناپدید میکنه

00:10.300 --> 00:15.890
شهر غرش میکنه همانند اینکه میخواد آوازی بخونه

00:16.200 --> 00:17.920
!بلندتر غرش کن

00:17.000 --> 00:17.870
[سلتی استورلسون]

00:18.290 --> 00:28.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:18.320 --> 00:22.120
افسانه ای خاموش جلوی دیدگان توست

00:22.520 --> 00:24.090
!بلندتر غرش کن

00:23.050 --> 00:23.970
[یاگیری سیجی]

00:24.460 --> 00:28.220
برای جبران، باید تمام تکه های یک عشق شکسته رو گرد آوری

00:26.050 --> 00:27.270
[یاگیری نامی]

00:29.290 --> 00:37.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:29.400 --> 00:32.250
!آفتاب بر بلندای افق طلوع میکنه، آره

00:30.550 --> 00:31.470
[هیواجیما شیزو]

00:32.600 --> 00:34.260
از شکاف بین ساختمانها میتونی ببینیش

00:33.150 --> 00:34.170
[اوریهارا ایزایا]

00:34.780 --> 00:38.160
تا آن هنگامی که به این اعتقاد داری

00:38.520 --> 00:42.120
امکان نداره که فردا کاملاً بی ارزش باشه

00:39.850 --> 00:40.870
[کاریساوا اریکا]

00:41.290 --> 00:49.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:42.120 --> 00:44.810
!آفتاب بر بلندای افق طلوع میکنه، آره

00:42.150 --> 00:42.970
[یوماساکی والکر]

00:45.240 --> 00:46.960
با شکافتن راهش از میان تاریکی

00:45.450 --> 00:46.370
[کادوتا کیوهی]

00:47.500 --> 00:50.940
تا زمانی که فرصت یابی آن را احساس کنی

00:49.350 --> 00:50.170
[توگوسا سابورو]

00:51.300 --> 00:54.900
خواهی دید که رویای تو به واقعیت پیوسته

00:54.900 --> 00:59.880
مسلماً چیزهایی هست که ما می بینیم و برای دیگران نا معلوم اند

00:59.050 --> 00:59.870
[ریوگامینه میکادو]

01:01.200 --> 01:07.530
چیز با ارزشی که هیچ کس نمیتونه از ما بگیره

01:02.650 --> 01:03.470
[کیدا ماسائومی]

01:05.450 --> 01:06.270
[سونوهارا آنری]

01:07.540 --> 01:09.630
!من میخوام که به اکثریت [اعضا] تکیه کنم

01:09.750 --> 01:11.410
!اینجاست

01:11.410 --> 01:12.630
!پس این دالارزه؟

01:12.870 --> 01:14.050
این دیگه چیه؟

01:14.050 --> 01:15.840
!...نگو که، همه این آدما

01:15.840 --> 01:16.840
برای مثال

01:16.840 --> 01:18.140
تو باید با من ازدواج کنی

01:18.140 --> 01:21.960
تو به خوبی رازتو در مورد "اون چیز" حفظ کردی

01:21.960 --> 01:23.020
سلتی

01:23.020 --> 01:24.730
این بیشتر از اون چیزیه که انتظار داشتم

01:24.730 --> 01:25.640
خیلی جالبه

01:25.640 --> 01:26.480
!دارم فریاد میکشم

01:27.100 --> 01:28.940
!من همینجا و همین لحظه متولد شدم

01:29.860 --> 01:32.570
!سلتی رو پس بده

01:32.850 --> 01:35.660
!آفتاب بر بلندای افق طلوع می کنه، آره

01:34.550 --> 01:35.270
[سایمون برژنو]

01:35.920 --> 01:37.710
این خطیه که زمین رو از آسمون جدا میکنه

01:38.250 --> 01:41.600
تا زمانی که به این اعتقاد داری

01:40.350 --> 01:41.170
[کیشیتانی شینرا]

01:41.600 --> 01:47.600
همه چیز برات مثل پرتوهای نور خواهند درخشید

01:51.840 --> 01:54.460
!دورارارا

01:54.860 --> 01:56.570
[[بودن یا نبودن ماهیتی دو پهلو]]

02:05.390 --> 02:07.890
باید ازت تشکر کنم

02:07.890 --> 02:13.400
اگه به خاطر تو نبود، احتمالاً خواهرم بازم اون رو تو یه آزمایشگاه محبوس میکرد

02:13.880 --> 02:14.820
...یاگیری کون

02:17.330 --> 02:18.580
!حالت خوبه؟

02:18.580 --> 02:20.520
به هر حال، سلتی رو پس بده

02:20.520 --> 02:23.540
من باید قبل از اینکه پلیسا برسن باهاش فرار کنم

02:24.150 --> 02:25.450
!برای همچین دلیل بی خودی این کار رو کردی؟

02:25.730 --> 02:27.350
تو هیچی نمیفهمی

02:27.350 --> 02:30.960
من از موقعی که بچه کوچیکی بودم اون رو تماشا میکردم

02:31.530 --> 02:33.200
من میخواستم اونو رها کنم

02:33.200 --> 02:35.600
میخواستم اونو تو این دنیای بزرگ آزاد کنم

02:35.600 --> 02:38.300
و من آرزو داشتم که در کنارش زندگی کنم

02:38.300 --> 02:39.790
...اینا افکاری بودن

02:39.790 --> 02:43.470
که همیشه تو ذهنم میومد و میرفت

02:44.400 --> 02:48.730
اوه... هیچکس نمیتونه قدرت عشق رو متوقف کنه، اینو میدونستی؟

02:48.730 --> 02:51.410
و از طرف دیگه، هدف تو این وسط چیه؟

02:51.410 --> 02:54.390
هم الان و همینطور اون وقتی، همش به بقیه اتکا میکنی

02:57.050 --> 02:59.400
!...عشق من با همچین چیزایی از بین نمیره

03:02.530 --> 03:03.490
!این جواب نمیده

03:03.490 --> 03:05.210
!احساس درد میکنم، اما بالاخره فراموش میشه

03:05.210 --> 03:07.890
!درد چیزی نیست که تو زندگی ای که با سلتی خواهم داشت به کار بیاد

03:07.890 --> 03:11.120
!به همین خاطر دردی که الان احساس میکنم اصلاً اذیتم نمیکنه

03:11.120 --> 03:12.210
!داری اراجیف میبافی

03:21.130 --> 03:23.010
!!بس کـــــــــــــن

03:26.390 --> 03:27.600
!لطفاً تمومش کنید

03:27.600 --> 03:31.330
!...سیجی سان ممکنه تُندخو و خشن باشه و با بقیه فرق کنه

03:31.330 --> 03:32.730
!ولی به هیچ وجه آدم بدی نیست

03:32.730 --> 03:36.280
...اون کسی رو داره که عاشقشه

03:35.320 --> 03:36.280
...نه

03:36.970 --> 03:38.340
...امکان نداره

03:37.450 --> 03:38.340
...برای همینه

03:38.340 --> 03:39.690
!... امکان نداره، امکان نداره، امکان نداره

03:38.720 --> 03:39.690
!تو نباید اونو بکشی

03:39.690 --> 03:41.740
!...نه... این دختر

03:43.400 --> 03:45.780
این سرِ من نیست

03:46.100 --> 03:49.080
...این دختر... اسم این دختر

03:49.950 --> 03:51.580
هاریما میکا سان؟

03:52.900 --> 03:54.300
درست میگم؟

03:54.300 --> 03:59.090
تو هاریما میکا هستی، همونی که توسط یاگیری کون کشته شد، درسته؟

04:00.830 --> 04:01.950
دروغه

04:03.680 --> 04:04.430
...هی

04:05.740 --> 04:06.470
این حقیقت نداره، مگه نه؟

04:07.790 --> 04:08.890
!متاسفم

04:09.470 --> 04:11.950
!هی، هی! میدونم اونجایی، سیجی سان

04:11.950 --> 04:12.940
!من امروز بازم اومدم اینجا

04:13.480 --> 04:16.190
!یوهووو! فراموش کردی که در رو باز بذاری

04:16.190 --> 04:17.980
!اینطوری نمیتونم بیام داخل

04:17.980 --> 04:19.940
نگو که خوابی؟

04:20.530 --> 04:21.940
یادت میاد؟

04:21.940 --> 04:25.740
من تو آزمون ورودی کنارت نشسته بودم

04:26.590 --> 04:30.280
"کسی که سمت راستم نشسته بود یه فامیل جالب داشت، "ریوگامینه

04:30.280 --> 04:33.410
من مونده بودم کسی که سمت چپم میشینه چه اسمی داره

04:33.410 --> 04:35.700
و اون وقت با یه نگاه تو دام  عشق افتادم

04:35.700 --> 04:37.630
وقتی چشممون به هم افتاد، تو لبخند زدی

04:40.910 --> 04:43.430
!پس لطفاً، خودتو به من نشون بده

04:43.430 --> 04:45.120
!خواهش میکنم، لطفاً

04:45.120 --> 04:47.160
ممکنه دلیلش این باشه که حالت خوش نیست؟

04:47.160 --> 04:48.550
واسه همینه که نمیتونی بیای درو باز کنی؟

04:48.550 --> 04:50.350
!پس من به جات باز میکنم

04:50.350 --> 04:51.020
!فقط صبر کن

04:51.320 --> 04:52.320
!یه لحظه

04:54.870 --> 04:58.150
بعد از روز امتحان ورودی کلی پرس و جو کردم

04:58.150 --> 05:00.510
...روز تولدت، خانواده ات

05:12.420 --> 05:14.370
سـ-سیجی... سان

05:15.710 --> 05:16.370
دیدیش، مگه نه

05:16.370 --> 05:17.590
...خوب... اومم

05:17.590 --> 05:18.670
...من

05:18.670 --> 05:21.110
ببین... قسم میخورم که به کسی نگم

05:21.110 --> 05:22.320
...اوووم... اوووم

05:22.320 --> 05:23.800
!نگران نباش

05:23.800 --> 05:26.500
!مهم نیست که چه تفریحاتی داری، من سعی میکنم نقاط تفاهم مون رو پیدا کنم

05:26.500 --> 05:28.380
!...اوووم... پس

05:28.380 --> 05:29.180
خوبه

05:29.440 --> 05:30.630
...سیجی سان

05:32.010 --> 05:32.930
خوبه

05:33.400 --> 05:35.700
سیجی... سان؟

05:35.700 --> 05:36.600
خوبه

05:40.130 --> 05:41.390
!ببخشید

05:41.390 --> 05:43.740
!من هنوز نمرده بودم

05:43.740 --> 05:45.900
...و بعدش خواهرت

05:47.030 --> 05:49.370
میخوای سیجی دوستت داشته باشه؟

05:51.350 --> 05:52.200
چه دختر خوبی

05:52.450 --> 05:53.520
...و بعد

05:53.520 --> 05:54.700
...بعدش یه دکتر اومد و گفت

05:55.340 --> 05:58.650
اگه تحت جراحی پلاستیک قرار بگیری و گریم بشی، میتونم"
"چهره اون سَر رو برات درست کنم

05:58.650 --> 06:01.210
همون چهره ای که عاشقش شدی، سیجی سان

06:01.490 --> 06:03.330
"اسم تو سلتیه"

06:03.330 --> 06:05.710
"چون اسم اون سَر اینه"

06:06.080 --> 06:09.220
!به همین دلیل، من سعی کردم به خاطر تو سلتی بشم

06:09.220 --> 06:11.770
اما بعدش، نامی سان گفت که به اندازه کافی خوب نیست

06:11.770 --> 06:13.340
اینکه خیلی زود حقیقت بر مَلا میشه

06:13.340 --> 06:16.740
برای همین اونا میخواستن خاطرات و احساساتم رو با دارودرمانی و جراحی از بین ببرن

06:16.740 --> 06:17.350
...ولی من

06:17.350 --> 06:19.370
...یکی که اسم واقعی منو میدونه

06:20.050 --> 06:22.920
...دکتری که میدونه من دولاهانم

06:23.720 --> 06:27.350
!تو این شهر فقط یه نفر میتونه باشه

06:27.990 --> 06:30.030
!سیجی سان، من میخواستم با تو باشم

06:30.030 --> 06:31.280
!برای همین من بهترین کاری که میشد رو انجام دادم

06:36.790 --> 06:39.120
...این... دروغه

06:39.120 --> 06:40.540
...پس من

06:40.540 --> 06:45.100
خوب، بی پرده بگم، تو حتی نتونستی اصلی و جعلی رو از هم تشخیص بدی

06:45.100 --> 06:47.760
حدس میزنم این بتونه شور و شوق تو به عشقت رو نشون بده

06:47.760 --> 06:49.150
!حالت گرفته

06:51.310 --> 06:52.400
!سیجی سان

06:53.790 --> 06:54.690
...اوووم

06:54.690 --> 06:59.310
من فکر میکنم این قابل تحسینه که سعی کردی اون رو حتی به قیمت جونت برگردونی

06:59.310 --> 07:01.850
من تا حالا در مورد هاریما سان  اشتباه فکر میکردم

07:02.650 --> 07:05.610
اون قطعاً تو بعضی مسائل آدم با ذکاوتیه

07:05.610 --> 07:07.190
و با اطمینان میتونم بگم که اون سریش نیست

07:07.900 --> 07:11.130
برای اینکه، تو زندگیت رو به خاطر یاگیری کون تو خطر انداختی

07:11.130 --> 07:14.620
فکر نمیکنم این کاری باشه که توسط شخصی که فقط دنبال اهداف خودخواهانه خودشه صورت بگیره

07:15.530 --> 07:18.860
و اینکه بازم عاشق کسی باشی که تقریباً تو رو به قتل رسونده خیلی عجیبه، از خیلی جهات

07:20.390 --> 07:24.890
من فکر میکنم شما دو تا واقعاً شبیه هستید

07:30.080 --> 07:31.270
خوش اومدی

07:35.720 --> 07:38.310
چیزی که میخوای بپرسی اینه، "معنی این وضعیت چیه؟" درسته؟

07:39.230 --> 07:41.610
و اینم چیزیه که بعد از اون میخوای بگی

07:41.610 --> 07:46.130
"پس تو میدونستی سر من تو اون آزمایشگاهه"

07:46.130 --> 07:50.730
"تو و پدرت از همون اول داشتین با داروسازی یاگیری همکاری میکردین"

07:50.730 --> 07:54.530
"ممکنه این پدر تو بوده باشه که اون موقع سر منو دزدیده؟"

07:54.870 --> 08:00.730
و با اینکه همه اینا رو میدونستی از من مخفیشون کردی"
"و قبول کردی که رو یه دختر نیمه جون عمل جراحی انجام بدی

08:00.730 --> 08:05.420
"شاید من یه هیولا باشم، ولی تو هیولای حقیقی هستی که دیگران رو میبلعه"

08:05.660 --> 08:06.750
درست حدس زدم؟

08:07.110 --> 08:10.500
اوه، قبل از هر چیز برای اجتناب از سوء تفاهم بهت بگم که

08:10.500 --> 08:14.750
من واقعاً نمیدونم که این پدرم بوده که سر تو رو دزدیده یا نه، و علاقه ای هم ندارم بدونم

08:14.750 --> 08:17.660
و من اون عمل جراحی رو انجام دادم چون اون [دختر] اینو میخواست

08:18.410 --> 08:21.820
ممکنه بعضیا تو داروسازی یاگیری، برای گرفتن این تصمیم کمکش کرده باشن

08:21.820 --> 08:23.850
اما اینش دیگه به من ربطی نداره

08:25.400 --> 08:29.700
"حالا هم داری فکر میکنی "میتونی ذهن منو بخونی؟

08:30.610 --> 08:32.630
هوم، میتونم

08:32.630 --> 08:35.020
من بیست ساله که عاشقتم

08:35.020 --> 08:36.620
این کارِ سختی نیست

08:37.440 --> 08:39.000
چرا تو این کارا رو کردی؟

08:39.000 --> 08:41.540
!اگه میدونستی، چرا تا الان بهم نگفتی که سرم کجاست؟

08:42.960 --> 08:44.850
چون دوست دارم

08:44.850 --> 08:47.210
به این دلیل بهت نگفتم

08:47.550 --> 08:50.810
اگه سرتو پس میگرفتی، مطمئناً میرفتی به یه جای دیگه

08:50.810 --> 08:52.430
من تحمل اینو نداشتم

08:53.080 --> 08:56.260
انتظار نداشته باش چیزی مثل این بگم که
"تو رو رها میکنم اگه این باعث شادی توئه"

08:56.910 --> 08:59.480
این یه جنگ بر سر عشقمونه

09:00.870 --> 09:02.950
من هرگز نمیذارم بری

09:02.950 --> 09:07.070
و برای اطمینان از اینکه تو کنارم بمونی، من حاضرم
که از عشق و مرگ بقیه استفاده کنم، و حتی مال خودم

09:07.070 --> 09:10.700
و ممکنه این تناقض به نظر بیاد، ولی من از احساسات تو هم برای این کار استفاده میکنم

09:14.840 --> 09:19.580
حتی اگه سرمو پس بگیرم، تو رو ترک نمیکنم

09:19.950 --> 09:22.340
حتی اگه تو این طوری راجع بهش فکر میکنی

09:22.340 --> 09:23.660
هیچ تضمینی نیست که سرت هم همین احساس رو داشته باشه

09:24.500 --> 09:26.040
...به خاطر همین بهش فکر کردم

09:26.040 --> 09:31.010
چرا پریا خودشون رو توی دنیای عادی آدما نشون میدن؟

09:31.760 --> 09:37.100
ممکنه اینطوری باشه که چون سرتون رو از دست دادین میتونین حالت مادی پیدا کنین؟

09:37.720 --> 09:41.570
...اگه این درست باشه، پس وقتی سرت و خاطراتت رو پس بگیری

09:41.570 --> 09:46.760
ممکنه مثل دود تو هوا ناپدید بشی، طوری که انگار تمام اینا رویایی بیش نبوده

09:47.190 --> 09:49.180
و این بزرگترین ترس منه

09:57.640 --> 10:00.030
چیزی که میخوام بگم رو باور میکنی؟

10:01.330 --> 10:03.340
باور میکنم

10:03.340 --> 10:05.790
در واقع، تو تنها کسی هستی که باورش دارم

10:06.270 --> 10:07.780
منم ترسیدم

10:08.790 --> 10:10.790
من از مرگ میترسم

10:11.580 --> 10:16.010
من متوجه شدم که با وضعیت فعلی من، هیچ کس نمیتونه منو بکشه

10:16.010 --> 10:17.590
نمیخوام فخر بفروشم یا همچین چیزی

10:17.590 --> 10:20.510
من اینو به عنوان یه حقیقت ساده قبول کردم

10:20.510 --> 10:23.790
این نه منو خوشحال میکنه و نه متاثر

10:23.790 --> 10:24.850
...ولی

10:25.130 --> 10:25.680
نه

10:25.680 --> 10:26.940
به همین دلیله که ترسیدم

10:27.580 --> 10:31.740
درون من هیچ محوری وجود نداره که به سمت مرگ هدایتم کنه

10:31.740 --> 10:34.500
اون محور مغز منه

10:34.500 --> 10:37.160
اگه کسی مغز منو نابود کنه

10:37.160 --> 10:41.160
...پس کسی که الان هستم، صرف نظر از تمام احساسات و یا وضعیتم

10:44.360 --> 10:46.060
باور میکنی؟

10:46.060 --> 10:49.460
کسی مثل من که چشمی یا مغزی نداره کابوس میبینه

10:49.900 --> 10:53.450
تو یه زنی رو باور میکنی که کابوس میبینه و بعد تو ترس فرو میره؟

10:53.450 --> 10:54.820
من دنبال سرم هستم چون ترسیدم

10:54.820 --> 10:59.090
من میخوام رو مرگم تسلط داشته باشم و اون رو تو دستای یه شخص دیگه نذارم

10:59.720 --> 11:02.720
اگه من اینا رو به تو میگفتم، باورم میکردی؟

11:03.930 --> 11:05.250
نشنیدی که چی گفتم؟

11:05.250 --> 11:07.130
تو تنها کسی هستی که باورش دارم

11:07.130 --> 11:09.050
من حسابی گیج شدم

11:09.050 --> 11:13.130
پس ما الکی سر افکاری که فقط حدس و گمان بودن اینقدر کله شق بودیم

11:14.760 --> 11:16.250
خیلی مسخره است

11:16.250 --> 11:16.720
آره

11:17.420 --> 11:18.550
هی، شینرا

11:18.550 --> 11:19.280
چیه؟

11:22.780 --> 11:24.030
من یه مشت بهت بدهکارم

11:24.800 --> 11:25.640
حله

11:29.740 --> 11:31.750
خوب... پس بذار منم تو رو یه بار بزنم

11:44.470 --> 11:45.340
میبینی، سلتی؟

11:45.340 --> 11:47.310
بدون کلاه قشنگتر به نظر میای

11:49.850 --> 11:53.270
اون مشت یه جایگزین واسه بوسه ازدواجمون بود

11:53.270 --> 11:53.860
باشه؟

12:04.800 --> 12:05.970
داری گریه میکنی؟

12:07.600 --> 12:10.270
عجب احمقی هستی

12:17.900 --> 12:20.270
...ولی خودمونیم، چقدر باحال بود

12:25.710 --> 12:26.830
هی، ایزایا

12:27.570 --> 12:29.390
اوه هی، دوتاچین... حال و احوال

12:29.390 --> 12:30.850
دیگه منو اونجوری صدا نکن

12:30.850 --> 12:33.790
به هر حال، میدونی اسم "دالارز" از کجا اومده؟

12:34.470 --> 12:36.770
یه چیزی تو مایه های "پولتو رَد کن بیاد"، نیست؟

12:37.090 --> 12:38.840
تو اینطوری فکر میکنی، ولی این نیست

12:38.840 --> 12:41.250
این سازمان درواقع هیچ کاری نمیکنه

12:41.250 --> 12:43.710
چون اونا تنبلی میکنن و ول میچرخن، پس دالارزن
[یه اصطلاح ژاپنی برای تنبلی کردن "دالا دالا" است، مشابه همون "دارا دارا" خودمون]

12:43.710 --> 12:44.660
در واقع از اینجا اومده

12:45.190 --> 12:47.530
دوتاچین، اونو دیدی؟

12:47.530 --> 12:48.530
!موتورسیکلت سیاه

12:48.530 --> 12:50.450
!یا خدا، اون واقعی بود؟

12:50.450 --> 12:53.290
!یا فقط من توهم زده بودم

12:53.290 --> 12:55.500
!پس میتونه یه سی جی بوده باشه؟ آره درسته

12:55.500 --> 12:57.830
اون سی جی که داری دربارش حرف میزنی هم عضو دالارزه

12:59.280 --> 13:00.960
!سوگــــــــــــه

12:59.600 --> 13:00.300
حقیقت داره؟

13:01.070 --> 13:02.510
!سوگــــــــــــه

13:02.580 --> 13:03.800
!سوگــــــــــــه

13:07.000 --> 13:09.030
صادقانه بگم، حسابی شوکه شدم

13:09.030 --> 13:13.590
میدونستم که افراد زیادی ادعا دارن از اعضای آن لاین دالارزن

13:13.590 --> 13:16.950
ولی انتظار نداشتم که این همه آدم حرکتی بکنن

13:16.950 --> 13:19.310
و یه جا جمع شن اونم بعد از اینکه خیلی ناگهانی بهشون...
.گفتی که امروز جلسه برگزار میشه

13:20.690 --> 13:22.820
آدما همیشه فراتر از انتظارات من هستن

13:23.130 --> 13:27.630
به نظر میرسه که تو رویای فرار از زندگی عادی رو داری، میکادو کون

13:27.630 --> 13:31.660
ولی زندگی تو توکیو هم بعد از نصف سال یا همین حدود روزمره میشه

13:31.660 --> 13:35.820
اگه بخوای یه چیزی که هیجان انگیزتر باشه رو تجربه کنی، میتونی بری به یه کشوره دیگه

13:35.820 --> 13:39.560
یا شایدم بتونی قاطی یه گروه مخفی بشی

13:39.560 --> 13:44.550
ولی احتمالاً حتی اونم بعد از سه روز برات معمولی میشه

13:46.080 --> 13:51.180
اگه واقعاً میخوای ازش فرار کنی، فقط باید به پیشروی ادامه بدی

13:51.490 --> 13:54.600
فرقی نداره اون چیزی که میخوای بهش برسی سَرتر یا کمتر از تو باشه

13:55.890 --> 13:57.860
فقط از زندگی روزمره فعلیت لذت ببر

13:57.990 --> 13:58.900
...ولی

13:59.620 --> 14:05.810
برای اینکه احترامی که برات قائلم رو نشون بدم، واسه
جور کردن شماره یاگیری نامی ازت دستمزد نمیگیرم

14:05.810 --> 14:09.410
همینطور این اطلاعات ارزشمند که تو موسس دالارزی رو نمیفروشم

14:10.320 --> 14:11.610
این سازمان توئه

14:11.610 --> 14:13.370
باید بتونی هر وقت که خواستی ازش استفاده کنی

14:20.880 --> 14:23.040
!!!ایـــــــــــــزااااایااااااااا

14:23.040 --> 14:25.350
به نظر دیگه وقتشه که من برم

14:26.000 --> 14:28.810
!خوب موفق باشی، تاناکا تارو کون

14:29.710 --> 14:31.600
!هی میکروب! برگرد ببینم

14:31.600 --> 14:33.910
!!!ایــــــــزایاااااااا

14:33.910 --> 14:34.370
هاه؟

14:38.390 --> 14:39.440
چی؟

14:39.440 --> 14:40.300
...ممکنه

14:40.980 --> 14:41.820
!هـــــــــــــــــــه

14:43.550 --> 14:47.870
روز بعد مثل همه روزای دیگه بود، اما خیلی زود بود که بخواد همه چیز فراموش بشه

14:47.870 --> 14:48.610
...برای اون

14:49.410 --> 14:50.160
...همینطور، برای اون

14:50.830 --> 14:52.240
و البته برای اون پسر هم همینطور

14:52.240 --> 14:53.440
گوش کن، میکادو

14:53.440 --> 14:54.830
من اینو آنلاین دیدم

14:54.830 --> 14:57.080
!ظاهراً دیشب جلسه دالارز بوده

14:57.080 --> 15:01.390
!و شنیدم که هم سایمون و هم شیزو عضو اونا هستن

15:01.390 --> 15:05.110
و همچنین یه چیزایی درباره اون زن بی سری که موتورسیکلت سیاه رو میرونه و از یه ساختمون پایین میاد

15:05.110 --> 15:08.300
!اون با خودش یه داس گُنده داشته، و پسر، انگار اونجا یه دود سیاهی هم ظاهر میشه

15:08.300 --> 15:09.750
!شنیدم باورنکردنی بوده

15:09.750 --> 15:11.010
حرفات خیلی بی سَر و تَه، رفیق

15:12.090 --> 15:13.960
...و حتی اون دو تا

15:13.960 --> 15:15.930
من دوستت ندارم

15:16.840 --> 15:22.080
ولی تا وقتی که به تو نگاه میکنم، عشقمو نسبت به اون فراموش نمیکنم

15:22.650 --> 15:24.850
به همین خاطر، من حاضرم که عشقت رو بپذیرم

15:25.480 --> 15:28.130
تا وقتی که بتونم اون رو پس بگیرم

15:37.640 --> 15:38.390
(تاناکا تارو سان به چت ملحق شد)

15:38.440 --> 15:39.590
!عصر بخیر

15:39.590 --> 15:41.460
عصر شما هم، من اینجا منتظر بودم

15:41.460 --> 15:42.610
مرسی

15:42.610 --> 15:45.290
من امشب یکم خستم، پس من احتمالاً زود برم

15:45.290 --> 15:48.000
دیشب به اندازه کافی نخوابیدی، هاه؟ تمام شب رو مشغول بودی؟

15:48.000 --> 15:49.420
آره، یه چیزی تو همین مایه ها

15:49.420 --> 15:51.590
به نظر میاد کانارا سان نیست

15:51.590 --> 15:54.090
...اگه میومد تعجب میکردم

15:54.090 --> 15:56.810
اوه، به نظر میاد یه کار ضروری برام پیش اومده

15:56.810 --> 15:58.090
اوه، که اینطور

15:58.090 --> 16:00.230
معذرت میخوام، من باید برم

16:00.230 --> 16:01.560
تا بعد

16:01.430 --> 16:02.560
(ستون سان از چت خارج شد)

16:04.840 --> 16:06.910
معذرت میخوام که مزاحم تفریحت شدم

16:06.910 --> 16:07.900
این خیلی ضروریه

16:08.790 --> 16:10.030
مشکلی نیست

16:10.460 --> 16:14.080
و زندگی من هم مثل قبل به حالت عادی برگشت

16:14.080 --> 16:18.410
و مثل همیشه، پیش میاد به آدمایی بر بخورم که نمیخوام ببینمشون

16:19.920 --> 16:21.910
به نظر میاد خودتو از نگرانی خلاص کردی

16:21.910 --> 16:27.160
میدونی، مردم از روحا میترسن چون اونا اینور اونور میچرخن و یهو از ناکجا ظاهر میشن

16:27.160 --> 16:28.840
ولی تو با کلی شلوغ بازی ظاهر شدی

16:29.740 --> 16:32.430
دیگه قرار نیست هیچ کس از تو بترسه

16:32.430 --> 16:34.680
اوه آره، تازه تو نتونستی یکی رو هم درست و حسابی بکشی

16:34.920 --> 16:36.890
اون داست نمیتونه بِبُره یا همچین چیزی؟

16:37.480 --> 16:39.570
یعنی ممکنه تو دنبال اون زنه باشی؟

16:39.570 --> 16:42.790
اگه یه وقت به من نیازی داشتی، کافیه بهم زنگ بزنی، خوشحال میشم کمکی بکنم

16:45.640 --> 16:46.620
تا بعد

16:47.140 --> 16:49.860
خبری ندارم یاگیری نامی کجا رفت

16:49.860 --> 16:51.540
ولی اهمیتی هم نمیدم

16:51.540 --> 16:53.000
من همینم که هستم

16:53.000 --> 16:54.360
به هیچ وجه احساس کمبود نمیکنم

16:54.680 --> 16:56.660
...مثل همه روزهای یکنواخت

16:56.660 --> 16:59.300
یه روز معمولی بدون هیچ امید یا افسوس قابل توجهی

16:59.300 --> 17:00.910
هیچی چیز عوض نشده

17:00.910 --> 17:04.710
ولی با این حال، من خیلی امیدوارم

17:05.730 --> 17:07.300
من درست همینجام

17:07.300 --> 17:09.040
و تو هم اونجایی

17:09.040 --> 17:12.840
اگه من مایه آرامش تو ام، پس تو هم برای من همینطوری

17:17.390 --> 17:22.110
و اون پسر عمیقاً به اونچه که اوریهارا ایزایا بهش گفته بود فکر میکرد

17:22.110 --> 17:29.040
آیا کسی که آرزوی تحقق ناممکنی رو داره، مایله که واقعیت جدید برای همیشه ادامه پیدا کنه؟

17:29.040 --> 17:33.280
و ممکنه اون ابدیت به یه بخشی از زندگی روزمره تبدیل بشه؟

17:34.150 --> 17:36.270
بابت همه چیز معذرت میخوام

17:36.270 --> 17:36.910
ممنون

17:43.860 --> 17:46.530
هی، اون جای منه

17:46.530 --> 17:49.270
اوه، یه صندلی خالی دیگه هم اونور هست

17:49.270 --> 17:50.360
چی؟

17:50.360 --> 17:51.850
آخه این چه وضعیه؟

17:51.850 --> 17:54.070
اولین باره که اومدی و داری هر کاری میخوای میکنی ؟

17:58.660 --> 18:03.470
اون احتمالاً دیگه مثل زمانی که با هاریما میکا میگشت نیست

18:04.120 --> 18:08.290
و فقط خودشه که میتونه تصمیم بگیره، این مطلب چیز خوب یا بدیه

18:08.800 --> 18:10.500
ولی این واقعاً حقیقت داره؟

18:10.500 --> 18:14.000
یعنی در آخر، واقعاً کسی قادر به درک احساس انسان دیگری هست؟

18:14.530 --> 18:17.230
"تو باید به پیشروی ادامه بدی"

18:17.230 --> 18:19.490
حرف های ایزایا مدام تو ذهن اون تکرار میشد

18:20.950 --> 18:25.370
اون پسر فکر میکرد که بعد از اون گنده بازی، توانایی انجام هر کاری رو داره

18:25.900 --> 18:29.870
...ولی الان اون یه چیزی رو میدونه

18:29.870 --> 18:34.630
اینکه چقدر شهامت لازمه تا یکی از دخترای کلاس رو به قرار دعوت کنه

18:39.690 --> 18:42.850
30ثانیه تا زمانی که پسر، دختر رو ملاقات کنه

18:43.580 --> 18:48.270
35ثانیه تا زمانی که پسر بفهمه، بهترین دوستش داره مُخ دختر رو میزنه

18:48.270 --> 18:52.160
45ثانیه تا زمانی که به بهترین دوستش یه اُردنگی حواله کنه

18:52.520 --> 18:57.030
74ثانیه تا زمانی که دختر پیشنهاد پسر رو برای صرف چای رد کنه

18:57.030 --> 19:02.090
78ثانیه تا زمانی که دختر پسر رو برای صرف ناهار روی پشت بوم دعوت کنه

19:02.850 --> 19:06.540
چند ثانیه طول کشید تا پسر عاشق دختر بشه...؟

19:06.540 --> 19:09.910
چند ثانیه طول کشید که پسر عشقش رو نسبت به دختر اقرار کنه...؟

19:14.420 --> 19:17.420
ولی رفیق، تو عجب کار احمقانه ای کردی

19:20.030 --> 19:24.300
تو همه چیز رو بر باد دادی اونم فقط برای احساسات کج و کوله ای که برادرت اسمش رو گذاشته عشق؟

19:26.430 --> 19:27.800
تا وقتی که اونا بتونن باهاش تماس بگیرن، شما دو)
(تا نمیتونین با هم تنها بمونین. تو خوبی؟

19:30.030 --> 19:31.600
(الان کجایی؟ مواظب باش، هنوزم تحت تعقیبین)

19:33.860 --> 19:37.360
بذار حرفمو پس بگیرم، احتمالاً همش به خاطر احساسات مزحکیه که تو به برادرت داری، هاه؟

19:37.970 --> 19:39.930
راستی، تو موقعیت سختی نبودین شماها؟

19:39.930 --> 19:42.050
مگه نبولا نمیخواد با شماها ادغام شه؟

19:42.050 --> 19:44.550
و بدتر از همه، اگه وسط همچین چیزی جیم بزنی

19:44.550 --> 19:50.040
یه عضو مافیا یا شایدم یه تک تیرانداز ماهر درست شلیک کنه تو مُخت

19:50.510 --> 19:51.460
کیش

19:52.340 --> 19:53.210
یه ماشین حمل زباله؟

19:53.210 --> 19:56.100
آره، از اون گروهای معمولی

19:56.100 --> 19:56.960
گرفتم

20:00.830 --> 20:01.990
موشی موشی؟

20:01.990 --> 20:04.220
اوضاع داره اونجا یکم پیچیده میشه

20:04.220 --> 20:06.220
میتونی اون اتاق رو همین الان ترک کنی؟

20:09.210 --> 20:13.470
نمیشد یه قانونی درست کنن که دو تا شاه تک به تک با هم بجنگن؟

20:14.570 --> 20:18.350
فکر میکنم عموت دقیقاً مثل من بوده

20:18.350 --> 20:22.380
شک به زندگی بعد از مرگ بیشتر از هر چیزی، و ترس از مرگ بیشتر از هر کسی

20:22.380 --> 20:24.560
و آرزوی رفتن به بهشت بیشتر از همه

20:25.550 --> 20:26.610
...ولی

20:26.610 --> 20:28.070
من الان یقین دارم که

20:28.070 --> 20:29.230
زندگی بعد از مرگی وجود داره

20:29.230 --> 20:30.620
فعلاً اینو داشته باش تا بعد

20:31.790 --> 20:35.640
گفته شده که به طور معمول دولاهانا فقط زن هستن

20:36.370 --> 20:37.590
نظری داری که چرا؟

20:37.590 --> 20:39.060
نه

20:39.060 --> 20:41.910
بعضی از افراد من اسطوره ها رو بررسی میکنن

20:41.910 --> 20:43.590
ولی من به شخصه فکر میکنم که این کار هدر دادن وقته

20:44.010 --> 20:45.890
معلومه که آدم عقل گرایی هستی

20:45.890 --> 20:47.900
...خوب، فعلاً بیخیال اون

20:47.900 --> 20:49.560
...یه بهشتی هست به اسم والهالا

20:49.560 --> 20:51.270
خوب، نه دقیقاً

20:51.620 --> 20:55.950
تو اسطوره شناسی اسکاندیناوی، گفته میشه والکیری ها، فرشتگان زن نگهبان هستن

20:55.950 --> 20:59.380
که روح جنگجویان شجاع رو به والهالا هدایت میکنن

20:59.940 --> 21:02.340
...زنی که برای بزرگداشت مرگ میاد

21:02.340 --> 21:04.500
تو قبلاً اینو جایی شنیدی؟

21:04.780 --> 21:09.640
همچنین گفته شده که اون والکیری هایی که روی زمین سرگردانن دولاهان هستن

21:10.360 --> 21:13.960
...اگه این درست باشه، پس احتمالاً این سر باید منتظر باشه

21:14.260 --> 21:16.700
.برای برانگیخته شدن، و برای جنگ

21:16.700 --> 21:19.670
برای اینکه دنبال یه جنگجوی مقدس بگرده و اون رو به والهالا دعوت کنه

21:20.390 --> 21:24.470
دلیل اینکه با وجود زنده بودن چشماش رو باز نمیکنه، اینه که ما تو میدون جنگ نیستیم

21:25.160 --> 21:28.180
اگه امکانش باشه، من دوست دارم اون جنگجوی منتخب باشم

21:29.060 --> 21:32.180
اگه واقعاً جایی به اسم والهالا بعد مرگ وجود داشته باشه

21:32.180 --> 21:33.480
من باید چیکار کنم؟

21:34.030 --> 21:37.490
من نمیتونم خودم رو جنگجوی خیلی خوبی تصور کنم

21:37.490 --> 21:40.480
در این صورت، کافیه فقط جنگی رو راه بندازم که تنها خودم بتونم توش بجنگم

21:40.980 --> 21:41.480
درست نمیگم؟

21:42.850 --> 21:44.820
من خیلی خوش شانسم

21:44.820 --> 21:48.940
...سبک زندگی من به هیچ وجه تو استانداردای بهشتی نمیگُنجه، حتی اعتقادی هم بهش ندارم

21:48.940 --> 21:52.410
و با وجود این، من قادر بودم که یه فرشته مرگ رو که هُبوط کرده ببینم

21:52.410 --> 21:55.300
!اینا... که چیزی جز حدسیات تو نبودن

21:55.300 --> 21:57.330
آنهایی که ایمان بیاورند محفوظ خواهند ماند

21:57.330 --> 21:59.970
و گذشته از اون، همونطور که گفتم، این فقط یه تضمینه

21:59.970 --> 22:03.530
...حتی اگه قرار باشه آخرش کار من به جهنم بکشه، یا یه جور جایی که فقط درد منتظرمه

22:03.530 --> 22:06.040
هر چقدرم اونجا باشم، اهمیتی نمیدم

22:06.770 --> 22:07.360
ولی، خوب

22:08.110 --> 22:10.870
اگه امکانش بود، دوست داشتم که تو عرش اعلا باشم

22:11.650 --> 22:12.880
هی، نامی سان

22:12.880 --> 22:14.270
بیا با هم بریم بهشت

22:15.580 --> 22:18.950
من این رو به عنوان یکی از اعضا دالارز نگه میدارم

22:18.950 --> 22:20.420
اغلب سخته تا چیزی که دقیقاً جلوی چشته ببینی

22:20.420 --> 22:25.890
سلتی مطمئناً فکرشم نمیکنه که سرش، پیش گروهیه که خودشم عضوی از اونه

22:26.530 --> 22:29.080
اوه آره، تو هم باید عضو دالارز بشی

22:29.590 --> 22:33.400
"رئیس ما سیاستش اینه، "اونایی که بهت نزدیک میشن رو جذب کن

22:33.400 --> 22:37.590
خوب، در واقع من کسیم که اعضا رو از نیمه راه به بعد جمع کردم

22:39.090 --> 22:43.800
نظرت چیه ما کاری کنیم که به این فرشته هبوط کرده مون دوباره بال بدیم؟

22:44.220 --> 22:44.800
آره؟

22:45.810 --> 22:48.110
...به من اعتماد کن

22:48.950 --> 22:50.460
من واقعاً میخوام با تو باشم

22:50.800 --> 22:53.410
!به من اعتماد کن...آره

22:53.540 --> 22:55.880
من همینجا هستم) جایی که تو هستی)

22:55.990 --> 22:58.340
من رو صدا بزن) من کنار تو هستم)

22:58.440 --> 23:03.080
به من اعتماد کن) دلیلی برای ترس نیست)

23:03.290 --> 23:05.680
اشکهای من) ما به هم متصلیم با)

23:05.810 --> 23:09.990
به من اعتماد کن) یه نخ نامرئی)

23:10.040 --> 23:13.050
پس گرمای مرا در کنار خویش احساس کن

23:13.080 --> 23:17.810
من میتونم صدای قلبت رو بشنوم

23:18.040 --> 23:22.670
این عشق همیشه حقیقی باقی خواهد ماند

23:22.910 --> 23:27.630
برای گریه کردن و اتکا به من درنگ مکن

23:27.770 --> 23:32.530
مدتهاست که برای به دوش کشیدن همه ی مشکلاتت مصمم هستم

23:32.680 --> 23:35.010
من همینجا هستم) جایی که تو هستی)

23:35.130 --> 23:37.520
من رو صدا بزن) ما با هم خواهیم بود)

23:37.620 --> 23:42.290
به من اعتماد کن) این احساسات نسبت به تو هرگز تغییر نخواهد کرد)

23:42.500 --> 23:44.830
اشکهای من) فقط بریز)

23:44.960 --> 23:49.150
به من اعتماد کن) فشاری که تو تحمل میکنی)

23:49.160 --> 23:52.200
من به خاطر تو وجود دارم

23:52.310 --> 23:54.660
من همینجا هستم) جایی که تو هستی)

23:54.700 --> 23:57.110
من رو صدا بزن) من کنار تو هستم)

23:57.170 --> 24:01.760
به من اعتماد کن) نیازی نیست بترسی)

24:01.950 --> 24:04.480
اشکهای من) ما به هم متصلیم با)

24:04.550 --> 24:08.780
به من اعتماد کن) نخی که نامرئیست)

24:08.830 --> 24:11.750
پس گرمای مرا در کنار خودت احساس کن

24:12.330 --> 24:14.350
این یک کار داستانی است و هر گونه شباهتی بین اسامی و حوادث با اشخاص حقیقی کاملاً تصادفی است

24:14.550 --> 24:29.470
!دورارارا

24:14.550 --> 24:29.510
قسمت بعد