﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:07.940 --> 00:14.960
گویی آسمون گرفته میخواد گریه کنه

00:15.450 --> 00:20.410
مخلوطی از بزاق و آشفتگی بر پیاده رو میندازم

00:21.330 --> 00:24.760
تو افکار فردا غرق میشم

00:22.290 --> 00:32.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:24.770 --> 00:28.040
نگران اینم که نکنه همه چیز فرو بپاشه

00:28.040 --> 00:30.510
همه میگن که مثل یه احمقم

00:30.510 --> 00:34.010
ولی میدونم چشم دوختن به آینده، جواب روشنی بهم نمیده

00:33.290 --> 00:41.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:34.020 --> 00:39.850
فردا همانند یک بوم خالی نقاشی است که تا بیکران گسترده شده

00:39.860 --> 00:42.850
!چرا باید از قبل روش یه طرحی بکشم؟

00:45.290 --> 00:53.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:47.770 --> 00:53.860
حقیقت شروع میکنه به انداختن لکه سیاهی روی بوم نقاشی

00:53.870 --> 00:56.550
چی باید بکشم؟

00:56.780 --> 01:00.410
تلاش میکنم تا بدرخشم

01:00.990 --> 01:03.870
همين چند لحظه پيش، يکي از دانش آموزاي مدرسه رايرا توسط اسلشر مورد حمله قرار گرفت

01:03.870 --> 01:06.920
اين خيلي بهتره اگه آدماي اطرافش رو تو دردسر بندازي

01:06.920 --> 01:09.960
تا اينکه خودش رو مستقيماً قاطي درگيري بقيه کني

01:09.960 --> 01:11.720
هارونا، چيزي خوردي؟

01:11.720 --> 01:13.260
قويترين آدم تو ايکبوکورو؟

01:13.260 --> 01:14.300
درسته، قويترين

01:14.300 --> 01:17.340
اگه بي سر نبودم، احتمالاً تا الان مرده بودم

01:17.340 --> 01:17.980
باشه، اونو ميکشمش

01:17.980 --> 01:19.140
!حتماً ميکشمش

01:19.140 --> 01:20.930
!صد در صد اونو ميکشم

01:20.930 --> 01:21.350
!شيزو

01:22.220 --> 01:28.240
فردا همانند یک بوم خالی نقاشی است که تا بیکران گسترده شده

01:28.250 --> 01:31.110
!چرا باید از قبل روش یه طرحی بکشم؟

01:35.850 --> 01:42.000
حقیقت شروع میکنه به انداختن لکه سیاهی روی بوم نقاشی

01:42.010 --> 01:44.940
چی باید بکشم؟

01:44.950 --> 01:48.760
تلاش میکنم تا بدرخشم

01:48.000 --> 01:50.000
!دورارارا

01:54.250 --> 01:55.160
...پرواز

01:56.330 --> 01:57.470
!من دارم پرواز ميکنم؟

02:07.220 --> 02:11.600
من فقط ميخواستم بدونم

02:12.390 --> 02:13.950
[[حتي يه احمق هم ممکنه نظريه خوبي بده]]

02:12.960 --> 02:13.950
...ايکبوکورو

02:14.940 --> 02:18.950
کجاس جايي که اين شهر، شهري که مثل آشغال دوني ميمونه، ازش انرژي ميگيره؟

02:19.340 --> 02:22.230
ميخواستم حقيقت شهري رو بدونم که روز به روز طمع توش زيادتر ميشه

02:23.280 --> 02:26.580
و نزديک بود قويترين انسان اين شهر رو بشناسم

02:28.040 --> 02:29.210
...مردي که شش ماه پيش ملاقاتش کردم

02:29.760 --> 02:35.170
.زماني که مشغول گردآوري اطلاعات براي يه مجله درباره قويترين انسان ايکبوکورو بودم...

02:36.240 --> 02:36.920
...حال و هواش

02:37.590 --> 02:40.220
حال و هواش يهويي تغيير کرد

02:40.590 --> 02:42.590
...تنها راهي که ميتونم توصيفش کنم

02:42.590 --> 02:43.430
...عوضي

02:43.850 --> 02:46.420
تو باعث شدي که دست به خشونت بزنم

02:46.420 --> 02:48.310
تو فکر کردي خدايي؟ ميخواي خدايي کني؟

02:49.270 --> 02:51.440
هي شيزو، ولش کن بريم

02:53.560 --> 02:54.560
باشه

02:56.140 --> 02:57.930
بعدش کجا بايد بريم؟

02:57.930 --> 02:59.740
اون معلمه با سابقه آزار جنسي

02:59.990 --> 03:00.860
!ها

03:02.530 --> 03:03.830
فوق العاده است

03:04.370 --> 03:10.230
اون کسي مثل من رو مجبور کرد، يه نويسنده که فقط مقاله هاي در پيت براي مجله هاي درجه سه مينوشت

03:10.230 --> 03:13.460
حسي که موقع جوونيام تو قلبم داشتم رو به خاطر بيارم

03:14.100 --> 03:15.290
و اون حس کنجکاوي بود

03:15.290 --> 03:18.090
درسته، يه حس کنجکاوي خيلي قوي

03:18.090 --> 03:20.670
ميخوام همه چيز رو راجع به قويترين مرد بدونم

03:20.670 --> 03:21.340
...اما

03:21.640 --> 03:24.130
چون مدتي بعد اون اتفاقي که تو شهر افتاد، نظرها رو جلب خودش کرد

03:24.130 --> 03:26.220
مقاله ام رد شد

03:26.620 --> 03:28.410
من هيچي درباره جزئيات حادثه اي که اتفاق افتاد نميدونم

03:28.410 --> 03:33.230
اما احساس ميکردم يه روح اهريمني وجود داره که همينطور سرگردونه و داره قويتر ميشه

03:35.520 --> 03:38.530
به زودي يه چيزي تو اين شهر اتفاق ميافته

03:38.530 --> 03:44.160
و مطمئنم که قويترين مرد درگيرش شده، حالا به هر شکلي

03:44.860 --> 03:47.450
وقتي من دوباره  شروع به جمع کردن اطلاعات براي نشريه ويژه ايکبوکورو کردم

03:47.700 --> 03:51.250
تصميم گرفتم اول از اطرافش شروع کنم

03:51.880 --> 03:53.670
...اوه، شيزو

03:53.920 --> 03:55.420
اون بهترين دوست منه

03:56.290 --> 03:57.670
!بفرماييد خاويار

03:58.670 --> 04:00.840
نه... من اونو سفارش ندادم

04:00.840 --> 04:02.960
اوه، اما تو دوست شيزو هستي

04:02.960 --> 04:04.890
که يعني دوست منم هستي

04:04.890 --> 04:07.050
!براي خريدتون ممنونم

04:07.350 --> 04:08.380
!بازم بياين

04:07.910 --> 04:10.100
از عمد داره اينجوري صحبت ميکنه؟

04:10.910 --> 04:13.200
(شاگرد سوشي روسي – گفتگويي با سايمون سان)

04:14.740 --> 04:15.810
قويترين؟

04:15.810 --> 04:18.100
منظورت رو متوجه نميشم

04:18.100 --> 04:20.090
شيزو پسر خوبيه

04:20.090 --> 04:23.630
تو تا حالا در حال مبارزه اي چيزي ديديش؟

04:23.630 --> 04:26.290
اوه، دعوا اصلاً خوب نيست

04:26.290 --> 04:27.550
من دوست داشت صلح و صفا رو

04:27.550 --> 04:29.070
صلح رو بايد حفظ کرد

04:29.070 --> 04:30.330
تغار در دار؟
[شباهت لفظي بين دو عبارت وجود داره]

04:30.490 --> 04:32.710
!لطفاً يه بشقاب حلزون واسه مشتري

04:32.710 --> 04:34.550
...هـ-ها، يه لحظه صبر کن

04:34.550 --> 04:36.290
!آقا، لطفاً

04:36.290 --> 04:39.730
سايمون يه صلح طلبه، پس نميتوني باهاش از جنگ حرف بزني

04:39.730 --> 04:43.940
اوه نه، من فقط ميخوام بدونم قويترين مرد شهر کيه

04:43.940 --> 04:48.800
اگه اين چيزيه که دنبالشي، بايد از يه کار بَلَد بپرسي

04:50.570 --> 04:53.810
...اگه واقعاً ميخواي بدوني

04:58.570 --> 05:00.410
(عضو هیئت رئيسه گروه آواکوسو، زير مجموعه سازمان مدي – گفتگويي با شيکي سان)

05:02.860 --> 05:05.030
داري ميگي، قويترين تو ايکبوکورو؟

05:05.030 --> 05:09.320
بـ-بله، بهم گفتن که شما بهتر در اين مورد ميدونين

05:09.770 --> 05:15.300
اگه درباره مشت زني آزاد صحبت ميکني، بهتره بدوني که ما از گذشته تو اين منطقه حرف اول رو ميزنيم، درست؟

05:15.300 --> 05:19.710
ما براي کارايي که انجام ميديم از دستامون استفاده ميکنيم، نه مغزمون

05:20.110 --> 05:22.120
درسته فکر پاک

05:22.120 --> 05:23.060
پاک؟

05:23.060 --> 05:26.090
خوب، البته، همه اينا مربوط به وقتيه که يکي بهمون چپ نگاه کنه و ما رو تحقير کنه

05:26.090 --> 05:31.220
چه يه آماتور باشه، چه شمشير زن يا هفت تير کش

05:32.100 --> 05:33.720
اگه با ما جنگ راه بندازن، مچاله شون ميکنيم

05:35.280 --> 05:36.120
...هر چند

05:38.760 --> 05:43.860
کسايي که آشوب و هرج و مرج درست ميکنن، از بين ما آدماي حرفه اي نيستن... يه مشت جوجه موجن

05:45.860 --> 05:48.030
...دالارز، شال زردها

05:48.030 --> 05:52.330
خوب، تا وقتي که اونها تو کار و کاسبي ما دخالتي نکنن، ما هم کاري به کارشون نداريم

05:52.850 --> 05:56.180
شنيدم اين روزا يه گروهي هم مثل موتورسوار بي سر و اسلشر پيداشون شده

05:56.180 --> 05:58.710
...کسايي که فقط دربارشون تو افسانه هاي شهري ميشنوي

05:59.500 --> 06:00.620
...اما، درسته

06:00.620 --> 06:02.620
...حدس ميزنم "قويترين" تو اين شهر بايد

06:03.130 --> 06:04.800
هيواجيما شيزو باشه

06:04.800 --> 06:06.410
پس خودشه؟

06:06.410 --> 06:09.330
شنيدم اون جنگجوي خيلي خوبيه

06:09.330 --> 06:11.340
به هر حال، اگه دنبال يه همچين اطلاعاتي هستي

06:11.340 --> 06:14.940
خبرچيني رو ميشناسم که خيلي بيشتر از ما دربارش ميدونه

06:14.940 --> 06:16.060
واقعاً؟

06:16.060 --> 06:17.910
ميتونين منو به ايشون معرفي کنين؟

06:17.910 --> 06:19.890
...دوست ندارم اينو بگم

06:19.890 --> 06:23.140
...اما درباره روشي که ما کارامون رو انجام ميديم

06:24.520 --> 06:26.260
گرفتي؟

06:29.240 --> 06:31.660
کي راجع به من بهت گفته؟

06:31.680 --> 06:33.560
(خبرچين شينجوکو – گفتگويي با اوريهارا ايزايا سان)

06:36.030 --> 06:38.970
...اوه، خوب، واقعاً نميتونم اينو بهت بگم

06:38.970 --> 06:40.000
...خوب، حالا هر کي

06:40.170 --> 06:42.200
درباره اتفاقات توکيو است، درسته؟

06:42.200 --> 06:44.130
تو همون کسي هستي که اون اخبار عجيب و غريب در مورد گنگسترا رو پوشش ميده

06:44.500 --> 06:46.500
پس ميخواي تو مقاله بعديت رو ايکبوکورو کار کني

06:46.500 --> 06:48.960
اگه اينقدر تو باغي، پس ميتونم برم سر اصل مطلب

06:48.960 --> 06:53.700
قضيه اينه که، قصد داشتم درباره انتخاب قويترين شخص تو ايکبوکورو مطلبي بنويسم

06:53.700 --> 06:55.630
قويترين، هاه؟

06:55.630 --> 06:58.580
تو شهر پره از آدماي قوي و قدرتمند

06:58.580 --> 07:01.460
اما اگه منظورت مبارزه تنها با مشت باشه، سايمون از مغازه سوشي هستش

07:01.460 --> 07:03.840
و اگه همه چيز مجاز باشه، شيزيو چانه

07:05.540 --> 07:07.290
!شـ-شيزيو چان؟

07:07.290 --> 07:08.640
هيواجيما شيزو

07:08.640 --> 07:11.080
تو اومدي اينجا تا درباره اون بپرسي، درسته؟

07:11.080 --> 07:12.350
خوب، آره

07:12.350 --> 07:13.970
...پس راجع به اين شيزو سان

07:13.970 --> 07:15.740
اصلاً خوشايند نيست

07:15.740 --> 07:16.410
ها؟

07:16.730 --> 07:19.900
در واقع من کسي هستم که ميخواد درباره اون بدونه

07:19.900 --> 07:22.650
هميشه سعي ميکنم راجع بهش چيزايي بفهمم چون ازش خوشم نمياد

07:22.650 --> 07:25.550
اما اين کارم خيلي ناخوشاينده و ترجيح ميدم در موردش حرف نزنم

07:25.550 --> 07:27.100
...لطفاً، فقط همين يه بار

07:28.550 --> 07:30.550
راستي، نيکاوا سان

07:30.550 --> 07:32.380
حال دخترت چطوره؟

07:32.380 --> 07:32.800
ها؟

07:33.060 --> 07:36.940
به عنوان يه پدر، حتماً بايد نگران شده باشي که دخترت مدرسه اش رو به خاطر همچين قضيه اي عوض کرده

07:37.710 --> 07:40.970
تو نويسنده اي هستي که شش ماه پيش با هيواجيما شيزو برخورد کرد

07:40.970 --> 07:43.520
و آخر سر هم با يه تير چراغ برق شوتت کرد آسمون

07:44.250 --> 07:46.420
اگه تو به تحقيقت درباره اين شهر ادامه بدي

07:46.420 --> 07:49.490
به کار و کاسبي من ضرر ميزني

07:49.490 --> 07:50.860
تو... کي هستي؟

07:50.860 --> 07:52.870
مطمئنم که اين رو ميدوني

07:52.870 --> 07:56.240
اما در حال حاضر اين اطراف داره اتفاقات خطرناکي ميافته

07:56.240 --> 08:00.080
ايني که ميگي ربطي به درگيري بين دالارز و شال زردها داره؟

08:00.080 --> 08:03.930
هم اون، هم حوادث اسلشينگ که مسبب اون درگيريا است

08:03.930 --> 08:05.080
اسلشينگ؟

08:05.080 --> 08:10.060
...از قبل يه افسانه شهري بود که من کنترلي روش نداشتم، و حالا هم اين يکي

08:10.060 --> 08:11.670
اوه، درسته

08:11.670 --> 08:13.980
اگه دوست داري راجع به هيواجيما شيزو بدوني

08:13.980 --> 08:16.270
تو رو به کسي معرفي ميکنم که بيشتر از همه راجع به اون ميدونه

08:16.270 --> 08:20.060
اوريهاراي خبرچين، منو به يه شخص عجيب و خاص معرفي کرد

08:20.060 --> 08:22.930
اوه، اين هشدارمم آويزه گوشِت کن

08:23.610 --> 08:26.560
وقتي داري با شيزيو چان صحبت ميکني، نبايد حرفي از برادر کوچيکش به ميون بياري

08:27.200 --> 08:29.400
...کاش شش ماه پيش اينو بهم ميگفتي

08:31.400 --> 08:33.640
انتظار نداشتم که بحث دخترم رو پيش بکشه

08:34.160 --> 08:36.160
دختري دارم که سال دوم دبيرستانه

08:37.860 --> 08:40.820
از وقتي که همسرم گذاشت و رفت، من با اون تنها زندگي کردم

08:40.820 --> 08:43.510
به شدت شک دارم که اون به من افتخار کنه

08:44.130 --> 08:50.440
دليلي که کار نويسندگي رو شروع کردم، اين بود که به خاطر دخترم پول به دست بيارم

08:52.300 --> 08:55.050
سلام، من سلتي هستم، يه پيک

08:55.070 --> 08:56.350
(پيک – گفتگويي با سلتي سان)

08:58.010 --> 08:59.120
...خوب

08:59.120 --> 09:02.360
آره، ميتونم با اطمينان بگم که شيزو يه دوست قابل اعتماده

09:02.360 --> 09:03.660
حداقل براي من

09:04.940 --> 09:07.190
اما ميدونم که اگه عصبانيش کني، ترسناک ميشه

09:07.190 --> 09:12.740
خوب قضيه اينه که... برنامه ام اين بوده که مبارز شماره يک تو اين شهر رو پيدا کنم

09:12.740 --> 09:16.010
مجله تو هم جداً از اين چيزاي چرند و پرند خوشش مياد، نه؟

09:16.010 --> 09:17.790
شبيه رده بندي گروه هاي موتورسوار و اين چيزا

09:17.790 --> 09:19.530
خوب، شرمنده ام

09:19.530 --> 09:25.310
راستي، به نظر مياد مردم اين دور و بر ميگن تو قويتريني

09:26.300 --> 09:28.080
يعني داره ميخنده؟

09:29.160 --> 09:30.400
!معلومه که نه

09:30.400 --> 09:32.970
شيزو خيلي قويتر از منه

09:32.970 --> 09:35.110
اون آدم خطرناکيه طوري که تحت تاثير قرارت ميده

09:35.110 --> 09:36.290
...چطور توضيح بدم

09:36.290 --> 09:38.540
نه فقط يه جنگجو يا رزمي کار

09:38.540 --> 09:42.100
اگه مردم مرد گرگي يا شيطاني صداش ميزدن باهاشون موافقت ميکردم

09:42.380 --> 09:43.820
يا... شايدم فضايي؟

09:43.820 --> 09:45.220
نه، اينو دوست ندارم

09:45.220 --> 09:47.520
روحيه من با اين چيزا سازگار نيست

09:47.520 --> 09:52.650
به هر حال، اهميت نداره که چقدر کسي با هنراي رزمي آشنا باشه، فقط کافيه يه ضربه بخوره، همشون مردن

09:52.650 --> 09:55.710
اگه بخوام مقايسه کنم، قدرت اون به اندازه يه اسلحه است

09:55.710 --> 09:57.610
در واقع، نميشه با هم مقايسه شون کرد

09:56.320 --> 09:57.610
حسابي جو منو گرفته بود

09:58.020 --> 10:03.680
انتظار نداشتم که اين شخص که جزئي از يه افسانه شهريه، بهم درباره قدرت هيواجيما شيزو بگه

10:03.680 --> 10:06.200
البته چيزي بود که کاملاً به شخصه تجربه کرده بودمش

10:06.700 --> 10:07.490
درسته

10:07.490 --> 10:09.540
قدرت اون طوريه که انگار از يه دنياي ديگه است

10:09.540 --> 10:14.460
نظريه من اينه که مغزش تحت تاثير آدرنالين اجازه ميده که نهايت توانش رو آزاد کنه

10:15.290 --> 10:19.880
نيروي لحظه اي که فراتر از محدوده هاي انساني است که تا به حال ديده شده

10:20.880 --> 10:22.320
متوجه شدم

10:22.760 --> 10:26.410
...خوب... فقط از روي کنجکاوي ميپرسم، اما

10:26.410 --> 10:27.680
چي؟

10:27.680 --> 10:31.570
اگه ايرادي نداره ميتوني کلاهت رو برداري؟

10:32.180 --> 10:33.650
...خوب، زياد اصرار نميکنم

10:43.110 --> 10:45.280
...نه، امکان نداره

10:46.500 --> 10:50.140
درسته، سلتي بايد شعبده باز يا همچين چيزي باشه

10:51.150 --> 10:54.270
به خودم که اومدم، شروع کردم به جمع آوري اطلاعات بيشتر

10:54.270 --> 10:58.140
شايعه اي درباره کشمکش بين دالارز و شال زردها شنيدم

10:58.140 --> 11:00.660
گرچه دالارز سعي ميکردن که از اونا اجتناب کنن

11:00.660 --> 11:02.660
[مردم پيش بيني ميکردن که با اين حال رهبر شال زردها، شوگان [فرمانده بزرگ

11:02.660 --> 11:04.390
قصد داره حرکتي انجام بده

11:04.610 --> 11:06.280
اون چه شکليه؟

11:06.280 --> 11:08.200
ما بيشتر از اون چيزي که تو ميدوني، نميدونيم

11:08.200 --> 11:11.140
فکر نميکنم اعضاي جديد شال زردها هم اونو بشناسن

11:11.350 --> 11:14.580
شنيدم فقط تعداد کمي از اعضا قديمي صورتش رو ديدن

11:12.100 --> 11:18.690
هويت واقعي شوگان همونيه که به شال زردها دستور داد تا با اوريهارا ايزايا قاطي نشن

11:19.650 --> 11:22.710
امکان داره... اون قويترين بوده باشه؟

11:26.980 --> 11:29.270
حوادث اسلشينگ که چندين بار رخ دادن

11:29.270 --> 11:33.430
ظاهراً، شال زردها اعتقاد دارن که دالارز پشت اين قضايا هستن

11:33.430 --> 11:36.880
و البته تنها يه دختر بوده که هيچ صدمه اي نديده

11:36.880 --> 11:39.280
وقتي اينجا چند روز پيش، يه سري دختر دبيرستاني  مورد حمله قرار گرفتن

11:40.040 --> 11:44.730
براي يه لحظه اون دختر رو جاي دختر خودم تصور کردم

11:44.730 --> 11:48.470
،يه پدر که زندگيش رو پاي مراقبت از دخترش ميذاره
دختري که به وسيله اسلشر بهش حمله ميشه

11:49.370 --> 11:54.750
اما الان، دخترم مثل يه غريبه است که نميتونم درکش کنم

11:54.750 --> 11:55.720
اصلاً خوب نيست

11:55.720 --> 11:58.450
اما بالاخره امروز، با دختر دوست داشتنيم رو به رو ميشم

12:13.990 --> 12:14.830
شنيدين؟

12:15.120 --> 12:21.300
مردي که امروز اسلشر بهش حمله کرده، نويسنده مقالات مشکلات توکيو تو مجله "جنگجوي توکيو" بوده

12:21.450 --> 12:22.520
!اه

12:22.520 --> 12:24.430
نويسنده يه مجله، هاه؟

12:24.430 --> 12:25.340
چي؟

12:25.340 --> 12:26.470
جدي ميگي؟

12:26.470 --> 12:29.600
بيخيال، مگه تا به حال دروغم گفتم؟

12:29.810 --> 12:31.270
حالش خوبه؟

12:31.270 --> 12:33.350
تو اونو ميشناسي يا همچين چيزي، ستون سان؟

12:33.350 --> 12:34.770
...اوه، خوب

12:34.930 --> 12:37.230
من طرفدار مقاله هاش بودم

12:37.230 --> 12:39.570
هه، شايد منم بعداً چندتاييش رو بخونم

12:39.570 --> 12:41.440
!اما خيلي ترسناکه، اينطور نيست

12:41.440 --> 12:43.650
اميدوارم پليس موفق به دستگيري مجرم بشه

12:43.970 --> 12:45.150
(سايکا سان به چت ملحق شد)

12:45.180 --> 12:46.410
!!!!بـــــــــــــاز پيداش شـــــــــــــــد

12:46.410 --> 12:46.950
اوه

12:46.950 --> 12:47.370
ها؟

12:47.380 --> 12:48.650
(بريدم)

12:48.680 --> 12:50.110
!اون بريده

12:50.130 --> 12:50.950
(من امروز بريدم)

12:50.970 --> 12:53.620
!ما اونايي هستيم که ميخوايم شر تو رو ببريم

12:53.680 --> 12:55.810
(ولي، هنوز، کافي نيست... من آدماي قوي رو دوست دارم)

12:55.890 --> 12:57.880
...سايکا سان، عصر به خير

12:57.880 --> 12:59.740
فايده نداره، ستون سان

12:59.740 --> 13:01.460
اون هيچ وقت جواب ما رو نميده

13:01.480 --> 13:02.410
(من بايد بيشتر ببرم)

13:02.440 --> 13:04.130
اين داره کم کم مور مورم ميکنه

13:04.130 --> 13:06.470
صحبت درباره اين که چطور مردم رو ميبره

13:06.470 --> 13:08.090
ممکنه اون اسلشر باشه...؟

13:08.100 --> 13:10.790
...هاهاهاها! اينو خوب اومدي

13:10.800 --> 13:11.490
(ميخوام عشق بورزم)

13:11.500 --> 13:12.090
(به يکي که قدرتمنده)

13:12.100 --> 13:12.690
(پيداش کردم)

13:12.700 --> 13:13.290
(هدفم رو)

13:13.300 --> 13:13.690
(عشق)

13:13.700 --> 13:14.190
(پيدا کردم)

13:14.200 --> 13:15.060
شيزو

13:15.060 --> 13:15.970
هه؟

13:15.970 --> 13:17.210
هيواجيما

13:17.210 --> 13:18.120
شيزو

13:18.120 --> 13:19.060
هه؟

13:19.060 --> 13:20.860
تو شيزو سان رو ميشناسي؟

13:22.400 --> 13:29.150
...هيواجيما

13:29.150 --> 13:33.030
...شيزو

13:33.030 --> 13:33.580
دوست دارم

13:33.580 --> 13:34.910
دوست دارم، شيزو، دوست دارم

13:35.220 --> 13:36.020
ميبرم

13:36.020 --> 13:37.650
هيواجيما، دوست دارم، ميبرم

13:37.650 --> 13:38.930
شيزو، دوست دارم

13:38.930 --> 13:40.290
همسر مادر من، هيواجيما
[!داره ميگه زن مادر من هيواجيماست]

13:40.300 --> 13:41.990
دوست دارم، شيزو

13:41.990 --> 13:42.920
شيزو

13:43.490 --> 13:44.520
(سايکا سان از چت خارج شد)

13:58.780 --> 14:01.180
هر چقدر دوست داري بخور، آنري

14:01.180 --> 14:02.360
داري چاق ميشي، آنري

14:02.530 --> 14:04.830
اشکالي نداره، ورزش ميکنم

14:05.940 --> 14:06.960
دارم سر به سرت ميذارم

14:06.960 --> 14:08.110
حالا بخور

14:09.110 --> 14:12.580
ما هميشه با هم ميمونيم، درسته، مامان... بابا؟

14:19.830 --> 14:22.590
دختر هر شب همون خواب رو ميديد

14:22.590 --> 14:25.940
يه خانواده خوشبخت، شبيه چيزي غير قابل تصور

14:26.630 --> 14:29.090
اما همه اونا توهمي بودن که ناپديد شدن

14:29.420 --> 14:34.100
پدر و مادرش پنج سال پيش تو يه حادثه وحشتناک کشته شدن

14:34.750 --> 14:38.850
اون تنها بازمانده است و هنوزم خواب اونا رو ميبينه

14:39.210 --> 14:42.940
خانواده شادي که هيچ وقت نتونست داشته باشش

14:43.470 --> 14:46.070
تراژدي تلخي که پدر و مادرش رو ازش گرفت

14:46.070 --> 14:51.320
وقتي اتفاق افتاد که اسلشر براي اولين بار تو اين شهر پيداش شد

14:53.360 --> 14:54.450
آنري

14:55.550 --> 14:59.300
تو اينقدر رو به راه هستي که بخواي تو تدارکات فستيوال ورزشي کمک کني؟

14:59.300 --> 15:00.040
...بـ-بله

15:00.240 --> 15:03.270
اون خودش رو يه گناهکار ميدونه

15:03.270 --> 15:05.720
اون از قصد و نيت معلم آگاهه

15:05.720 --> 15:07.550
اما سعي نکرد در برابرش مقاومت کنه

15:08.140 --> 15:12.610
در عوض، تصميم گرفت جلوي احساساتش رو بگيره و صبر کنه تا اين وضعيت تموم بشه

15:11.730 --> 15:14.850
اسلشر ممکنه دوباره بهت حمله کنه

15:14.850 --> 15:16.410
پس تنها بودنت خيلي خطرناکه

15:16.410 --> 15:18.100
بازم آزار جنسي؟

15:18.550 --> 15:23.570
[اون ميدونست که براي زنده موندن، بايد از اونا تغذيه کنه [زندگي انگلي

15:25.010 --> 15:27.360
اينجا رو ببين، ترسو تشريف آورد

15:28.030 --> 15:29.440
معذرت ميخوام، خيلي منتظرتون گذاشتم؟

15:29.440 --> 15:31.980
!اينقدر که منتظر بودم، ديگه کم کم داشتم فسيل ميشدم

15:31.980 --> 15:32.550
چي؟

15:32.550 --> 15:33.640
يه ريشه عدد سه طلبت

15:33.640 --> 15:34.290
ريشه مربع؟

15:34.290 --> 15:35.720
اين ديگه چيه؟

15:35.720 --> 15:39.130
نميتونستي حداقل يه چيز آسونتر که حاليم بشه بگي، مثلاً بيست؟

15:39.850 --> 15:43.700
وقتي به خودم اومدم، ديدم رو تخت بيمارستان دراز کشيده بودم

15:43.700 --> 15:44.680
نگران نباشين

15:44.680 --> 15:47.250
اگه يه خُرده استراحت کنين، حالتون بهتر ميشه

15:47.800 --> 15:51.010
شما بايد حدود يه هفته تو بيمارستان بستري باشين

15:51.010 --> 15:52.760
بعد از اون اتفاق، حافظه ام کار نميکرد

15:53.750 --> 15:56.340
!اوه، نه! شما هنوز نميتونيد بلند بشيد

15:56.340 --> 15:58.690
الان براي اين کارا وقت ندارم

15:57.510 --> 15:59.310
!هي! نيکاوا سان

16:00.920 --> 16:01.680
!تا بعد

16:01.970 --> 16:03.190
!فردا مي بينمتون

16:03.380 --> 16:04.690
فردا مي بينمتون

16:08.580 --> 16:10.070
"دنبالش رفتم"

16:10.710 --> 16:13.860
اون کاري بود  که صدايي از درونم بهم ميگفت

16:14.610 --> 16:17.810
نيکاوا سان، از اتاق پنج هنوز برنگشته

16:17.810 --> 16:19.280
خوب نيست

16:19.280 --> 16:20.870
اميدوارم زخماش سر باز نکنه

16:21.370 --> 16:26.630
...ميکشمش... ميکشمش... ميکشمش

16:26.630 --> 16:28.950
شيزو، از لطفت ممنونم

16:28.950 --> 16:30.740
اما تو مجبور نيستي انرژي خودتو براي اين کار بذاري

16:30.740 --> 16:32.960
اين مشکل شخصي منه

16:32.960 --> 16:35.880
به علاوه، هيچ معلوم نيست که اسلشر امشب پيداش بشه

16:35.880 --> 16:38.470
!مرد! نميتونم اون اسلشر حرومزاده رو ببخشم

16:38.720 --> 16:40.470
...چه اون شمشير نفرين شده باشه يا هر زهر مار ديگه اي

16:40.470 --> 16:41.970
اگه اون يه کاتانا باشه، وقتي دوشقه اش کنم ميميره

16:41.970 --> 16:43.480
حتي اگه غير ممکن هم باشه ميکشمش

16:44.360 --> 16:47.590
...ميکشمش... ميکشمش... ميکشمش

16:53.400 --> 16:55.060
!آروم بگير، شيزو

16:55.060 --> 16:57.520
!الان وقت درگير شدن با يه مشت ولگرد نيست

16:59.430 --> 17:02.060
چيزي ميخواي، لُپ لُپ؟

17:02.060 --> 17:06.160
معذرت، ولي اوني که ميخوايم  باهاش حرف بزنيم اون سوسک حموميه که اونور وايستاده

17:06.160 --> 17:07.120
گوش کنين

17:07.120 --> 17:08.900
ممکنه مردم به خاطر اينکه اينقدر بهشون زل بزنين بميرن

17:08.900 --> 17:09.790
هاه؟

17:09.790 --> 17:14.050
...احتمال اينکه کسي از طلسم شدن يا چشم خوردن يا يه چيزي تو اين مايه ها بميره

17:14.050 --> 17:20.100
.حداقل 0/0000000000000000675 درصده...

17:20.640 --> 17:22.810
!آخه چقدر صفر داره، بي خاصيت؟

17:22.810 --> 17:24.050
!هاه؟

17:24.050 --> 17:25.820
متصدي بار سان؟

17:25.820 --> 17:27.510
مـ-متصدي بار؟

17:27.510 --> 17:27.980
!امکان نداره

17:27.980 --> 17:32.520
با اين پيش فرض، پس نميتوني شکايت کني اگه همين الان شوتت کنم هوا و بيافتي بميري، ها؟

17:42.810 --> 17:44.490
...نيکاوا هارونا

17:45.330 --> 17:47.750
چرا سنسه همچين عکس العملي از خودش نشون داد...؟

17:49.440 --> 17:50.610
هي، شما

17:52.400 --> 17:54.000
الان ساعت يازدهه

17:54.000 --> 17:56.010
دانش آموزي به سن تو بايد زودتر از اينا بره خونه

17:57.080 --> 17:57.760
ها؟

18:00.840 --> 18:03.990
مـ-من معذرت ميخوام، الان ميرم خونه

18:03.990 --> 18:05.610
حالت خوبه؟

18:05.610 --> 18:07.570
اگه اين دور و بر زندگي ميکني، ميخواي تا خونه همراهيت کنيم؟

18:07.570 --> 18:08.280
ها؟

18:11.650 --> 18:15.850
تو شرق پارک مرکزي ايکبوکورو، يه درگيري بين يه سري جوون گزارش شده

18:15.850 --> 18:17.560
.سريعاً خودتون رو برسونيد. تمام

18:17.560 --> 18:19.170
.دريافت شد. مستقيماً ميايم اونجا

18:19.770 --> 18:21.460
زود باشيد بريم، کازوهارا سان

18:22.520 --> 18:24.330
معذرت ميخوام، خانوم جوان

18:24.330 --> 18:27.920
اگه ميترسي، ميتوني تو ايستگاه پليس منتظر بموني تا ما برسونيمت

18:41.930 --> 18:43.970
!بــــــس کـــــــن

18:43.970 --> 18:49.510
بهتره دست از اين جاسازي مثال هايي که ميپروني براي اينکه
!به خودت بقبولوني جمله باحاليه دست برداري

18:49.510 --> 18:53.840
فکر ميکنم تو الان تو سني هستي که دوست داري همه چيز رو از يه زاويه متفاوت ببيني، يوماچي

18:53.840 --> 18:56.480
تو هم بايد اين طرز فکر رو تموم کني که "اگه من بيخيال مسائل عملي بزرگسالا بشم

18:56.480 --> 19:00.480
"!ميتونم قاطي دانش آموزاي راهنمايي و دبيرستاني که تازه تو سن بلوغن بشم

19:00.480 --> 19:05.370
اين خيلي سطحي نگريه اگه عقايد بقيه و جامعه رو نکوهش کني، موافق نيستي؟

19:05.730 --> 19:08.700
اين خيلي عجيبه که تو درباره يه کتاب بد بگي، يوماساکي

19:09.280 --> 19:10.330
دارين چي ميخونين؟

19:12.310 --> 19:15.300
يه رماني که يوماچي خودش قديما منتشرش کرده

19:17.360 --> 19:19.480
ميدونم، بي دقت بودم که

19:19.480 --> 19:20.910
به يکي از دوستام حمله شده

19:20.910 --> 19:22.340
در مورد جمع آوري اطلاعات جديتر باشين

19:22.820 --> 19:27.200
اما بيخيال، بر عکس کازتانو، ما اين طرف رو نميشناسيم

19:27.200 --> 19:29.970
...به خاطر اينکه اونا عضو گروه دالارز هستن

19:30.940 --> 19:34.210
سعي کن اونقدري حساس باشي تا بتوني براي بقيه اشک بريزي

19:34.210 --> 19:36.300
اين جمله غم انگيزه، اما براي هميشه توي ذهنم حکش ميکنم

19:36.300 --> 19:38.820
نميتونم اسلشر رو ببخشم، اما براي هميشه تو ذهنم حکش ميکنم

19:38.990 --> 19:42.700
اصلاً فکر ميکنين چرا ما به دالارز ملحق شديم؟

19:42.700 --> 19:45.320
شماها فقط ميخواين يه زندگي معمولي داشته باشين؟

19:45.770 --> 19:50.020
من ميخوام يه دختر ناناز با موهاي سبز رو از يه کشور خارجي به فرزندخوندگي قبول کنم

19:50.020 --> 19:53.510
و بعد از اينکه به ژاپن برگشتم، ميخوام يه زندگي شاد در کنار سه دختر خوشگلم داشته باشم

19:53.510 --> 19:56.540
من يه زندگي ساده مثل اينو ميخوام

19:56.540 --> 19:58.300
اون "يوتسوبا" است؟! داري راجع به "يوتسوبا" حرف ميزني؟

19:58.600 --> 20:01.920
راستي، اين دور و بر نبوده که اسلشر پيداش شده؟

20:01.920 --> 20:04.560
!اوي بابا، اون دختره خيلي بي احتياطه

20:04.560 --> 20:06.620
بايد دخترايي مثل اون باشن که بهشون حمله ميشه

20:07.100 --> 20:09.390
اوه، اين ممکنه مورد باشه

20:10.320 --> 20:11.580
چي شده؟

20:12.280 --> 20:13.390
...اون يارو

20:13.390 --> 20:14.870
.چشماي قرمز داشت...

20:29.430 --> 20:30.200
چي شده؟

20:30.950 --> 20:32.480
هيچي

20:32.480 --> 20:34.500
ياد يه خاطره بد افتادم

20:39.230 --> 20:41.680
من دارم... چيکار ميکنم؟

20:55.350 --> 20:56.320
!توگوسا

20:56.320 --> 20:57.060
!مستقيم

21:00.960 --> 21:01.860
...زيرش کن

21:06.350 --> 21:07.110
الان چي شد؟

21:07.530 --> 21:08.620
!هـ-هي

21:08.620 --> 21:09.650
کجا داري ميري سلتي؟

21:11.110 --> 21:12.160
اون مُرده؟

21:12.160 --> 21:15.130
!خيلي بيرحمي، کادوتا سان

21:15.130 --> 21:18.290
دقيقاً بايد بعد از اينکه من گفتم دوست دارم تو صلح و صفا زندگي کنم، اين دسته گل رو به آب بدي؟

21:18.560 --> 21:21.120
تو اون موقعيت چه کار ديگه اي ميتونستم بکنم؟

21:21.120 --> 21:22.420
...در ثاني، اون کار قانوناً دفاع از خود بود

21:42.650 --> 21:43.270
!فرار کن

21:58.540 --> 22:01.160
...سـ-سوار بي سر و

22:01.160 --> 22:02.210
!شيزو؟

22:03.990 --> 22:05.380
!د-دوتاچين، اونور رو

22:06.750 --> 22:07.970
اون يه هيولاست؟

22:08.580 --> 22:11.970
تو هيواجيما شيزو هستي؟

22:12.510 --> 22:14.930
ميخواستم ببينمت، شيزو

22:15.810 --> 22:18.480
هميشه ميخواستم ببينمت، شيزو

22:16.710 --> 22:18.480
...هيواجيما شيزو

22:18.640 --> 22:23.470
تو رو دوست دارم، خيلي، خيلي، خيلي، شيزو

22:23.470 --> 22:25.150
...گرفتم... ميکشمت

22:26.440 --> 22:28.780
درسته، هيواجيما شيزو

22:29.380 --> 22:32.030
ميخوام با قويترين انسان مصاحبه کنم

22:32.300 --> 22:35.400
اگه بتونم اين مقاله رو بنويسم، همه چي درست ميشه

22:36.050 --> 22:41.040
همسرم بر ميگرده و رابطه سردي که در حال حاضر با دخترم دارم بر طرف ميشه

22:41.040 --> 22:43.460
...درست مثل گذشته

22:54.860 --> 22:58.730
"یعنی رویاها تو زمونه ای مثل الانم وجود دارن؟"

22:58.740 --> 23:02.410
خسته شدم از بس اینطوری صحبت کردم

23:02.640 --> 23:06.550
تمام مدت داشتم حرکت میکردم

23:06.560 --> 23:09.660
اما اخیراً، حتی اینم بیهوده و عبث به نظر میاد

23:09.670 --> 23:12.190
"میخوام ببینمت"

23:12.210 --> 23:13.710
یه عبارت بی ربطه

23:13.720 --> 23:18.100
"اغلب دورادور شهر صدای آواز خوندن میشنوم"

23:18.110 --> 23:19.940
یا چیزی مثل اون

23:19.950 --> 23:22.120
نه، یه چیزی مثل اون

23:20.760 --> 23:22.120
کافی نیست تا بتونه منو راضی نگه داره

23:22.130 --> 23:25.900
دقیقاً میدونم چه احساسی دارم

23:25.910 --> 23:32.290
ما آزادیم، دعا میکنیم تا تمام رویاهامون به حقیقت بپیونده

23:32.300 --> 23:34.250
دقیقاً مثل این

23:34.260 --> 23:35.710
هر کسی دنبال واقعیت خویشه

23:35.720 --> 23:39.990
بعد از یه سفر طولانی چی پیدا میکنیم

23:40.000 --> 23:41.830
اون جوابمونه

23:41.840 --> 23:45.710
ما آزادیم، در جستجوی روشنایی ایم

23:45.720 --> 23:49.700
ما آزادانه همانند پروانه ها غوطه وریم

23:49.710 --> 23:51.600
قلب هامون بازتابی از آسمون آبیه

23:51.610 --> 23:55.790
حتی اگه یه باد قوی آزادیمون رو از ما بگیره

23:55.820 --> 23:58.720
هرگز نمیخوایم احساس پشیمونی کنیم

24:01.180 --> 24:05.300
ما آزادیم، در جستجوی روشنایی ایم

24:05.340 --> 24:09.180
ما آزادیم، مشتاق رسیدن به بلندی های جدیدیم

24:12.720 --> 24:14.640
این یک کار داستانی است و هر گونه شباهتی بین اسامی و حوادث با اشخاص حقیقی کاملاً تصادفی است