﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:07.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:07.940 --> 00:14.960
گویی آسمون گرفته میخواد گریه کنه

00:15.450 --> 00:20.410
مخلوطی از بزاق و آشفتگی بر پیاده رو میندازم

00:21.330 --> 00:24.760
تو افکار فردا غرق میشم

00:22.290 --> 00:32.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:24.770 --> 00:28.040
نگران اینم که نکنه همه چیز فرو بپاشه

00:28.040 --> 00:30.510
همه میگن که مثل یه احمقم

00:30.510 --> 00:34.010
ولی میدونم چشم دوختن به آینده، جواب روشنی بهم نمیده

00:33.290 --> 00:41.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:34.020 --> 00:39.850
فردا همانند یک بوم خالی نقاشی است که تا بیکران گسترده شده

00:39.860 --> 00:42.850
!چرا باید از قبل روش یه طرحی بکشم؟

00:45.290 --> 00:53.290
.::   @bollbolljan_com  ::.

00:47.770 --> 00:53.860
حقیقت شروع میکنه به انداختن لکه سیاهی روی بوم نقاشی

00:53.870 --> 00:56.550
چی باید بکشم؟

00:56.780 --> 01:00.410
تلاش میکنم تا بدرخشم

01:00.620 --> 01:02.200
ماسائومی کجاست؟

01:02.200 --> 01:03.950
یکم قبل رفت

01:03.950 --> 01:05.410
گفت کاری براش پیش اومده

01:05.410 --> 01:08.960
...شعله های بلندی که وقتی همه چیز از بین رفته ناامیدانه اوج میگیرن و اوج میگیرن

01:08.960 --> 01:11.840
!کارمون تمومه، به آخر رسیده

01:11.840 --> 01:14.550
تو فقط کاری که فکر میکردی درسته رو انجام دادی، درسته؟

01:14.550 --> 01:18.140
این از طرف رئیس دالارزه، نه؟

01:18.140 --> 01:22.220
و اگه دالارز پشت این قضیه باشه... حساب دالارز رو هم میرسیم

01:22.220 --> 01:28.240
فردا همانند یک بوم خالی نقاشی است که تا بیکران گسترده شده

01:28.250 --> 01:31.110
!چرا باید از قبل روش یه طرحی بکشم؟

01:35.850 --> 01:42.000
حقیقت شروع میکنه به انداختن لکه سیاهی روی بوم نقاشی

01:42.010 --> 01:44.940
چی باید بکشم؟

01:44.950 --> 01:48.760
تلاش میکنم تا بدرخشم

01:48.000 --> 01:50.000
!دورارارا

01:53.710 --> 01:55.010
!نذارین فرار کنه

01:55.710 --> 01:56.880
!پیداش کنین

01:58.630 --> 01:59.930
!از این طرف

02:02.810 --> 02:04.560
!شماها از اون طرف برین

02:04.560 --> 02:06.060
!خروجی ها رو مسدود کنین

02:07.180 --> 02:08.100
چرا...؟

02:08.100 --> 02:10.850
چرا کیدا کون...؟

02:12.730 --> 02:14.230
...دختر میدوید

02:14.610 --> 02:17.400
.برای فرار از سایه هایی که تعقیبش میکردن...

02:17.900 --> 02:21.950
...اون فقط میخواست بدونه... حقیقت چیه

02:34.130 --> 02:36.710
!واقعاً که، عجب بدبختیه ها

02:38.550 --> 02:40.050
اون بچه کجا رفته؟

02:40.050 --> 02:41.720
نمیذاریم فرار کنه

02:41.720 --> 02:43.510
چرا کیدا کون...؟

02:43.510 --> 02:45.010
نمیتونست هیچ چیزی دیگه ای رو حس کنه

02:45.010 --> 02:46.350
چرا...؟

02:46.350 --> 02:51.060
شوکی که از دیدن اون موقعیت بهش وارد شده بود، توی مغزش به هم می پیچید

02:51.350 --> 02:52.760
[[دودمان آبی بر باد رفته]]

02:58.780 --> 03:02.240
خوشحالم که میتونی زودتر از بیمارستان مرخص بشی

03:02.240 --> 03:04.280
خیلی ازتون ممنونم

03:04.280 --> 03:05.830
خیلی از زحماتی که برام کشیدین سپاسگزارم

03:20.340 --> 03:21.340
بیا

03:21.550 --> 03:22.890
ممنون

03:25.470 --> 03:28.600
حوادث اسلشینگ ناگهان از شب قبل متوقف شد

03:28.600 --> 03:31.350
و آرامش به شهر برگشت

03:31.730 --> 03:36.650
و زندگی روزمره و یکنواخت سونوهارا آنری باید به حالت معمول برمیگشت

03:39.230 --> 03:40.820
!سونوهارا سان

03:41.780 --> 03:44.320
!چه خوب! به موقع رسیدم

03:44.320 --> 03:46.700
...سرم با بچه های شورا شلوغ بود

03:46.700 --> 03:48.200
...ریوگامینه کون

03:48.200 --> 03:50.660
شنیدم از فردا میخوای برگردی به مدرسه

03:50.660 --> 03:51.750
الان حالت کاملاً خوب شده؟

03:51.750 --> 03:54.170
آره، خیلی بهترم

03:54.170 --> 03:55.710
اوه، بده من وسایلت رو بیارم

03:55.710 --> 03:58.920
...اوه، نه همینطوری خوبه

03:58.920 --> 04:00.380
!بذار برات بیارشون

04:00.630 --> 04:04.550
میکادو کون طوری که قلبش اومده تو دهنش تا اینجا دویده، پس میتونه اونا رو هم بیاره

04:04.550 --> 04:08.680
آنری، فکر میکنی امروز چند دفعه مجبور شدم اینا رو بشنوم؟

04:08.680 --> 04:11.020
"!سونوهارا سان امروز از بیمارستان مرخص میشه"

04:11.020 --> 04:13.230
"نمیدونم واقعاً میتونه از فردا بیاد مدرسه؟"

04:13.230 --> 04:14.810
"آنری خیلی خوشگل و تیکه است"

04:14.810 --> 04:16.190
!اون آخری رو نگفتم

04:16.480 --> 04:22.030
اووم... ممنون از هر دوتون که وقتی بستری بودم
!اومدین ملاقاتم، ریوگامینه کون و کیدا کون

04:22.530 --> 04:24.610
...کاری نکردیم

04:24.610 --> 04:28.200
به هر حال، ماسائومی، تو الان از بیمارستان اومدی بیرون، نه؟

04:28.200 --> 04:29.830
...آه، آره

04:29.830 --> 04:31.700
آخه به موقع بهش [آنری] نرسیدم

04:32.450 --> 04:33.660
...اوه، آره

04:33.660 --> 04:39.710
سونوهارا سان، برای این مدتی که غایب بودی، میتونی از جزوه های من استفاده کنی

04:39.710 --> 04:45.840
،دست خطم خرابه، برای همین ممکنه خوندنش یکم سخت باشه
...ولی هر چقدر لازم بود نگهشون دار

04:45.840 --> 04:50.060
...یه لحظه... مطمئنم این یکی رو هم امروز آوردم

04:50.470 --> 04:54.060
کیدا کون... یه جورایی متفاوت از همیشه است

04:54.060 --> 04:57.850
...دختر ناراحتی مبهمی رو در پسر احساس میکرد

04:58.650 --> 05:02.110
از وقتی که برای اولین بار در بیمارستان به دیدنش اومده بود

05:03.240 --> 05:05.400
خوبه، دیگه درست شد

05:09.240 --> 05:10.370
کیدا کون...؟

05:13.250 --> 05:16.670
!آنری... چه اتفاقی... افتاده؟

05:17.290 --> 05:20.380
اوووم... چیزی نیست واقعاً

05:20.380 --> 05:22.920
...اسلشر یه جورایی

05:25.590 --> 05:29.590
اوه، اما جداً چیزی نیست

05:39.860 --> 05:42.730
ببخشید، یه چیزی پیش اومده

05:42.730 --> 05:47.070
فکر کنم باید اجازه بدم پرنس میکادو، پرنسس رو تا خونه شون همراهی کنن

05:47.070 --> 05:49.910
!تا صد سال دیگه همچین شانسی گیرت نمیاد

05:49.910 --> 05:51.370
!می بینمتون

05:51.370 --> 05:53.080
!اوه... فردا می بینمت

05:54.660 --> 05:58.830
و اینطوری، یه آشفتگی وصف ناپذیر وجودشو پُر کرد

05:59.250 --> 06:02.540
!تا وقتی که من بیام کاری نکنین

06:02.540 --> 06:03.340
!فهمیدی؟

06:07.010 --> 06:10.720
اخیراً آدمای زیادی به شال زردها پیوستن، هاه؟

06:12.100 --> 06:13.760
دقیقاً همینطوره

06:13.760 --> 06:17.600
از اونجایی خودشونو نشون میدن، بیشتر از دالارز تو چشمن

06:17.600 --> 06:22.520
این گروه خیلی وقته این اطراف هستن، ولی اخیراً یه جورایی تغییر کردن

06:22.860 --> 06:24.270
تغییر کردن؟

06:24.270 --> 06:26.360
نمیتونم دقیقاً روش انگشت بذارم

06:26.360 --> 06:29.240
...ولی انگار با قبلشون فرق کرده باشن

06:29.240 --> 06:33.700
حس میکنم انگار خشنتر شدن

06:34.790 --> 06:35.990
(سایکا سان به چت ملحق شد)

06:35.990 --> 06:37.290
اوه، سایکا سان

06:37.290 --> 06:38.000
عصر بخیر

06:38.000 --> 06:39.250
عصر بخیر

06:39.250 --> 06:40.330
خوش اومدین

06:40.330 --> 06:42.460
عصر شما هم... بخیر

06:42.460 --> 06:44.340
اوووم متاسفم

06:44.630 --> 06:46.460
چرا معذرت خواهی میکنی؟

06:46.460 --> 06:49.220
تو انگار با اینترنت خوب آشنا نبودی

06:49.220 --> 06:52.760
واسه همون ویروسی شدی و اون اتفاقا افتاد، درسته؟

06:52.760 --> 06:54.640
نمیتونستی کاریش بکنی

06:54.640 --> 06:57.430
متاسفم، متاسفم

06:58.890 --> 07:00.390
☺ زیادی عذرخواهی میکنی

07:00.730 --> 07:02.690
به هر حال، سایکا سان

07:02.690 --> 07:05.360
تا حالا در مورد یه گروه به اسم شال زردها شنیدی؟

07:05.360 --> 07:08.650
منظورتون آدماییه که تو شهر زرد میپوشن؟

07:08.650 --> 07:10.570
درسته، همونا

07:10.570 --> 07:14.660
یه گروهه دیگه هم مشابه اونا هست، به اسم دالارز

07:14.660 --> 07:22.210
...به خاطر قضیه اسلشر هر دوی این گروه ها، الان خیلی ترسناک شدن

07:22.210 --> 07:25.670
اوووم... منظورتون چیه؟

07:27.460 --> 07:29.340
بسه بابا، کانرا سان

07:29.340 --> 07:32.720
نباید با یکی که هیچی در مورد جزئیات نمیدونه، این مسائل رو پیش بکشی

07:32.720 --> 07:33.930
!نه! نه

07:33.930 --> 07:36.560
!اگه تو ایکبوکورو زندگی میکنی باید این چیزا رو بدونی

07:36.810 --> 07:42.020
اسلشر رو نتونستن دستگیر کنن، درسته؟

07:42.310 --> 07:46.770
در عین حال، قربانی هایی بین هر دو گروه شال زردها و دالارز وجود داره

07:46.770 --> 07:51.570
ظاهراً، هر دوشون فکر میکنن اسلشر هم پیمان اون یکیه

07:54.740 --> 07:58.490
...به نظر نمیاد دالارز خیلی رو این قضیه کلید کرده باشه

07:58.490 --> 08:02.210
اونا که همو درست نمیشناسن، احتمالاً فقط سوء تفاهمه

08:02.460 --> 08:07.710
به هر حال، اگه هر کدومشون تو این قضیه دستش به اسلشر برسه

08:07.710 --> 08:11.590
توی ایکبوکورو بارون خون راه میفته

08:11.590 --> 08:13.180
...خیلی ترسناکه

08:13.180 --> 08:14.890
!یه جنگ واقعیه

08:20.770 --> 08:23.270
آنری چان، لازم نیست نگران باشی

08:23.270 --> 08:26.100
اون دو تا گروه قبلشم خودشون میخواستن با هم تسویه حساب کنن

08:26.610 --> 08:30.860
تو که مقصر اصلی اسلشینگ نبودی، پس لازم نیست که خودتو درگیر کنی

08:30.860 --> 08:32.650
عجولانه برخورد نکن

08:32.650 --> 08:35.610
پلیسا این روزا خیلی ترسناک شدن

08:35.610 --> 08:37.530
واقعاً ترسناک

08:37.530 --> 08:39.280
!واقعاً ترسناک شدن

08:39.280 --> 08:40.370
!مخصوصاً پلیسای راهنمایی

08:42.870 --> 08:44.120
متاسفم

08:44.120 --> 08:45.330
خیلی ممنونم

08:48.000 --> 08:50.590
...هاه؟! اوه، درسته

08:51.210 --> 08:54.630
بعداً بهت نحوه استفاده از پیام خصوصی رو یاد میدم

08:55.970 --> 08:58.890
اووم، متاسفم، برای امروز من دیگه باید برم

08:58.890 --> 09:00.010
اوه، باشه

09:00.010 --> 09:02.020
سایکا سان، بازم بیاین

09:02.020 --> 09:03.060
شب بخیر

09:03.060 --> 09:03.560
می بینمت

09:03.430 --> 09:04.980
(سایکا سان از چت خارج شد)

09:07.230 --> 09:09.770
خوب، منم دیگه میرم

09:09.770 --> 09:11.020
شب خوش

09:11.020 --> 09:12.690
شب به خیر

09:12.690 --> 09:14.440
(ستون سان از چت خارج شد)

09:14.570 --> 09:17.240
...کانرا سان... در مورد قضیه اسلشر

09:17.610 --> 09:19.910
اگه چیزی در موردش فهمیدم بهت میگم

09:19.910 --> 09:21.240
البته به قیمت روز

09:21.530 --> 09:24.290
مقصر واقعی یه جایی توی شهره

09:24.790 --> 09:30.380
هر چی زودتر دستگیر بشه، سوء تفاهمات بین شال زردها و دالارز هم زودتر برطرف میشه

09:34.210 --> 09:36.630
فکر نمیکنم به این آسونیا باشه

09:36.760 --> 09:40.140
نه شال زردها و نه دالارز، هیچ کدوم سازمان متمرکزی نیستن

09:40.720 --> 09:45.600
بعضی از اونا احتمالاً با گروه دیگه به اسم رقابت درگیر میشن

09:54.480 --> 09:58.320
اکه وضعیت همینطور پیش بره یه کشمکش بزرگ اتفاق میوفته

09:59.200 --> 10:01.320
نمیذارم همچین چیزی اتفاق بیوفته

10:01.830 --> 10:02.830
...ممکنه

10:03.160 --> 10:05.870
نتونی تو این مرحله متوقفش کنی

10:05.870 --> 10:08.960
تازه تو روی شال زردها هم که کنترلی نداری

10:09.290 --> 10:11.670
با این حال، من جلوشو میگیرم

10:12.310 --> 10:14.500
هوووم، ببینیم و تعریف کنیم

10:15.880 --> 10:18.010
"باید یه کاری بکنم"

10:18.010 --> 10:21.220
دختری که یه شمشیر نفرین شده درونش داشت اینطور با خودش گفت

10:21.470 --> 10:23.560
"باید یه کاری بکنم"

10:23.560 --> 10:26.730
دختری که فقط دنیا رو از پنجره اتاقش دیده بود اینطور با خودش گفت

10:26.730 --> 10:27.890
...در عین حال

10:29.850 --> 10:35.860
...پسری که از قاب گذشته بود تا دنیای اون [آنری] رو ببینه، متوقف شده بود

10:38.240 --> 10:41.070
.توسط زنجیرهای سنگین گذشته اش...

10:45.330 --> 10:47.410
دیگه برای فرار دیره

10:57.630 --> 10:58.630
بله؟

10:59.260 --> 11:00.300
باشه

11:00.300 --> 11:01.050
فهمیدم

11:01.470 --> 11:03.180
الان میام اونجا

11:03.180 --> 11:05.810
!شرمنده! همین الان یه چیزی واسه دوستم پیش اومده

11:06.180 --> 11:07.520
اوه، جداً؟

11:07.520 --> 11:10.810
!اگه میخواین از کسی متنفر باشین از دوستم باشین، تا قلبتون آروم بگیره

11:10.810 --> 11:14.190
!اون واسم هیچ ارزشی نداره و این اصلاً منو ناراحت نمیکنه

11:14.190 --> 11:17.860
"دقیقاً مثل اینه که "یه تیر و دو نشون" یا "یه مرد و کلی زن

11:17.900 --> 11:18.940
یه مرد و کلی زن"؟"

11:19.240 --> 11:22.910
!فردا می بینمتون

11:22.910 --> 11:25.450
یعنی واقعاً کار دوستش اینقدر مهم بود؟

11:25.450 --> 11:29.330
موافق نیستی که رفتار کیدا کون اخیراً خیلی عجیب شده؟

11:29.350 --> 11:31.210
واقعاً؟ فکر نمیکنی فقط تصورته؟

11:36.420 --> 11:38.420
اوه... ببخشید

11:38.420 --> 11:40.800
باید برم یه کاری رو انجام بدم

11:40.800 --> 11:41.470
پس تا بعد

11:45.050 --> 11:49.100
شنیدی که چند تا از اعضای دالارز توسط شال زردها لت و پار شدن؟

11:49.100 --> 11:53.140
ظاهراً تا میتونستن زدنشون

11:53.140 --> 11:57.360
شال زردها میگن که اسلشر عضو دالارزه، درسته؟

11:59.030 --> 12:03.440
پسری که دالارز رو هدایت میکرد، میدونست که اوضاع نمیتونه به همین منوال ادامه پیدا کنه

12:04.740 --> 12:10.120
با این حال، هنوز نمیدونست که داره مثل یه مهره شطرنج بازی داده میشه

12:10.250 --> 12:13.120
!بیاین سوشی بخورین

12:13.120 --> 12:15.330
!سوشی روح ژاپنه

12:15.330 --> 12:16.380
!انکا است
[انکا، سبک پرطرفداری از موسیقی سنتی ژاپن]

12:16.750 --> 12:20.880
برام سواله که وقتی اون سفارشی رو میروسونه براشون رقص قزاقی هم میره؟

12:20.880 --> 12:25.140
دیشبم که به اون بچه ها برخورده، داشته یه سفارش رو میرسونده

12:27.600 --> 12:31.390
اگه اون میله رو ببری پایین، منم تو رو تبدیل به سوشی میکنم

12:31.390 --> 12:33.180
...سوشی آدم

12:33.180 --> 12:36.400
اوه، حالم به هم خورد، مزه خوبی نمیده

12:36.690 --> 12:39.480
شانس همیشه در خونه آدم رو نمیزنه

12:43.950 --> 12:47.160
...مرد، حال و هواش بدشانسی با خودش میاره

12:53.710 --> 12:58.290
کسی در مورد دالارز یا شال زردها چیزی میدونه؟

12:58.290 --> 12:59.670
کسی میدونه...؟

13:02.260 --> 13:04.670
رئیس ما کیدا ماسائومیه

13:04.670 --> 13:07.340
من اونو با شما دیدم، مادر

13:08.510 --> 13:13.480
اون گفت که میخواد از دشمن شما انتقام بگیره، مادر

13:13.480 --> 13:15.270
...اون

13:15.270 --> 13:17.690
البته اون نمیتونست باور کنه

13:17.980 --> 13:21.860
با این حال، بچه هاش نمیتونستن بهش به عنوان مادرشون دروغ بگن

13:22.400 --> 13:23.610
کیدا کون کجاست...؟

13:23.610 --> 13:25.860
امروز قراره به جلسه بیاد

13:27.410 --> 13:29.620
لطفاً منو ببرین به اون جلسه

13:30.330 --> 13:31.620
...و بعد

13:35.250 --> 13:37.580
همه چیز دستگیرش شد

13:39.880 --> 13:41.210
...کیدا کون

13:41.210 --> 13:43.840
ممکنه اون پشت باشه؟

13:46.300 --> 13:47.430
...اگه فرار نکنه

13:47.430 --> 13:48.640
ساده است

13:48.470 --> 13:52.600
چرا...؟

13:49.180 --> 13:51.140
من عاشق همه ام

13:51.140 --> 13:52.180
...کیدا کون

13:52.180 --> 13:57.060
اگه اون بچه های زردپوش رو هم زخمی کنم، اونا رو هم دوست خواهم داشت

13:56.350 --> 13:58.310
چه اتفاقی داره براش میوفته؟

13:58.310 --> 14:00.150
از اونجایی که تو نمیتونی بقیه رو دوست داشته باشی

14:00.150 --> 14:01.400
من به جای تو دوستشون دارم

14:01.400 --> 14:03.530
دوستشون دارم، دوستشون دارم، دوستشون دارم

14:03.530 --> 14:06.110
!نمیخوام به کسی صدمه بزنم

14:06.110 --> 14:11.570
پسر میفهمید که اون یه هیولاست، این دختر رو میترسوند

14:11.570 --> 14:13.200
مسیرش خیلی باریکه

14:13.200 --> 14:13.990
من میرم

14:13.990 --> 14:15.160
!کیدا کون؟

14:16.370 --> 14:18.500
!یکی نجاتم بده

14:18.500 --> 14:19.710
!یکی، لطفاً نجاتم بده

14:20.630 --> 14:22.340
...هی، اون

14:23.630 --> 14:26.010
...و اونی که زیر بارون ایستاده

14:27.130 --> 14:29.090
یه دولاهان بود

14:35.430 --> 14:39.940
تنها کاری که میتونست بکنه این بود که دنبال کمک باشه

14:39.940 --> 14:44.190
از یکی مثل اون که نباید تو دنیا وجود داشته باشه

14:44.570 --> 14:47.570
!اون با موتورش از روی دیوار پرید

14:47.860 --> 14:49.360
حرفتو باور میکنم

14:52.910 --> 14:54.280
!میخواد یه کاری بکنه

15:06.920 --> 15:07.960
!شوخی میکنی...؟

15:08.720 --> 15:10.130
!سلتی سان

15:10.880 --> 15:12.590
میتونی بعداً بهم بگی چه اتفاقی افتاده

15:12.590 --> 15:13.510
الان باید بریم بیرون

15:13.510 --> 15:14.510
بپر عقب

15:14.510 --> 15:16.140
!بـ-باشه

15:21.980 --> 15:23.770
خـ-خیلی ممنون

15:23.770 --> 15:25.400
محکم بشین

15:37.240 --> 15:40.540
چند وقتیه این طرفا میبینمت

15:40.540 --> 15:45.500
همیشه فکر میکردم اون لباسا واسه یه پسر خیلی تنگن، اهمیتی نمیدم اگه مرد باشی

15:45.500 --> 15:47.670
اما اگه دختر باشی، به خاطر طرز لباس پوشیدنت هم که شده دوست دارم

15:47.670 --> 15:53.920
"به قولی گفتی، "بودا رو دوست داشته باش، لباساشم دوست داشته باش

15:54.190 --> 15:57.470
...هوووم، این همون پسریه که همیشه با میکادو و آنریه

16:00.020 --> 16:01.270
...اوه، فهمیدم

16:01.270 --> 16:03.140
اون نمیخواد که اون پسر هویتشو بفهمه

16:03.440 --> 16:05.940
نمیدونم چرا، ولی یه کاریش میکنم

16:10.610 --> 16:11.240
چی؟

16:24.290 --> 16:25.670
!لعنتی

16:27.790 --> 16:28.540
!هیولا

16:28.540 --> 16:29.250
!نکن

16:38.600 --> 16:42.020
اونا میدونستن که یکی از اون دو تا باید سوار بی سر افسانه ای باشه

16:53.700 --> 16:58.200
اطلاعات پراکنده ای که داشتن تو یه لحظه شکل مشخصی به خودش گرفت

16:58.740 --> 17:01.540
یه نفوذی که یه شمشیر درست مثل اسلشر داشت

17:01.540 --> 17:04.290
و موتورسوار سیاه که برای نجات اون اومده بود

17:04.620 --> 17:07.670
و همینطور شایعه ای که موتورسوار سیاه عضو دالارزه

17:07.670 --> 17:10.040
:همشون به یه نتیجه رسیدن

17:10.800 --> 17:13.090
اسلشر عضوی از دالارزه

17:13.550 --> 17:17.550
پسر نمیدونست که نتیجه گیریش درسته یا نه

17:18.140 --> 17:21.640
ولی چیزی که خوب میدونست، این بود که صرف نظر از چیزی که اون فکر میکرد

17:21.640 --> 17:26.560
نمیتونست جلوی افراد دیگه ای که شاهد این ماجرا بودن رو بگیره

17:26.770 --> 17:29.150
هی... تا حالا در مورد دولاهان چیزی شنیدی؟

17:30.150 --> 17:32.070
اووم، اوه... نه نشنیدم

17:32.070 --> 17:35.070
اونا به خونه هایی که یه نفر توش مرگش نزدیکه سر میزنن

17:35.070 --> 17:38.660
اونا شوالیه های بی سری هستن که سوار بر یه اسب بی سرن

17:39.280 --> 17:41.580
فکر کنم یه چی مثل شینیگامی باشه
تو زیرنویس انگلیسی گریم ریپر اومده که تمثیلی از فرشته مرگ تو ادبیات انگلیسیه]
[و در حدود قرن پونزدهم شکل گرفته، اسکلتیه که داسی رو همراه خودش حمل میکنه

17:42.990 --> 17:44.580
:ناگهان چیزی به ذهنش رسید

17:44.790 --> 17:47.830
"...ممکنه یکی از بین ما بمیره"

17:49.830 --> 17:51.340
...چرا

17:51.340 --> 17:53.920
یه وقتی مثل الان دوست دارم ساکی رو ببینم؟...

17:56.720 --> 18:02.220
"دودمان آبی بر باد رفته"

17:58.430 --> 18:02.220
"آسمون فرو ریخت"

18:02.220 --> 18:07.480
این شعاری بود که یه گروه زردپوش در افسانه سه پادشاه روی پرچمشون نوشته بودن

18:10.980 --> 18:13.230
قطعاً آبی نیست

18:13.940 --> 18:16.440
خوب، مسلماً زرد هم نیست

18:16.440 --> 18:18.910
(تاناکا تارو سان به چت ملحق شد)

18:16.610 --> 18:20.990
(کانرا سان به چت ملحق شد)

18:17.240 --> 18:18.910
عصر به خیر

18:18.910 --> 18:20.990
اه، فقط تو اینجایی؟

18:20.990 --> 18:21.740
عصر به خیر

18:21.740 --> 18:22.950
این طور به نظر میاد

18:23.370 --> 18:25.450
همین اول کاری یه پیام خصوصی، هاه؟

18:25.750 --> 18:27.910
یه چیزی هست که میخوام ازت بپرسم

18:27.910 --> 18:32.250
اووم، شال زردها خیلی وقته که تو ایکبوکورو هستن؟

18:32.250 --> 18:34.750
...اونا حدود سه سال پیش شکل گرفتن

18:34.750 --> 18:37.880
اولش یه گروه کوچیک بودن

18:40.090 --> 18:42.050
پسری که رهبر دالارز بود

18:42.050 --> 18:46.140
از جنگ وحشتناک بین شال زردها و آبی چارخونه ها چیزای زیادی یاد گرفت

18:46.140 --> 18:48.520
اون نمیدونست که

18:48.520 --> 18:51.650
...دوست دختر سابق بهترین دوستش قربانی اون کشمکش بوده

18:51.980 --> 18:55.440
و مردی که به سوال هاش جواب میداد، ذهن اون دختر رو کنترل میکرد

18:55.440 --> 19:00.660
و همینطور صدمه غیرقابل جبرانی به بهترین دوستش زده بود

19:00.990 --> 19:03.530
...پس شال زردها از اون مخمصه در رفتن...

19:03.530 --> 19:06.410
با این حال، آبی چارخونه هم کاملاً متلاشی نشد

19:08.000 --> 19:09.210
منظورت چیه؟

19:09.210 --> 19:12.250
رئیس شال زردها از جنگیدن خسته شده بود

19:12.250 --> 19:13.960
بعد از اینکه اون گروهش رو ول کرد

19:13.960 --> 19:16.210
اونا به شال زردها ملحق شدن

19:17.170 --> 19:19.220
منظورت اینه که ادغام شدن؟

19:19.220 --> 19:21.090
اساساً آره

19:21.090 --> 19:28.140
،مطمئنم تو هیچ گروهی به غیر از رئسای محترمشون
اهمیت نمیدن که باقی اعضا از کجا اومدن

19:28.810 --> 19:34.910
،اونا به محض اینکه لباسای آبیشون رو در آوردن
فقط با گفتن اینکه "ما میخوایم عضو شال زردها بشیم"، واردشون شدن

19:35.480 --> 19:38.320
اما اون رئیسشون که کنار کشیده بود چطور؟

19:38.320 --> 19:42.990
اون احتمالاً چیزی نمیدونست... اینکه همون کسایی که دوست دخترش رو فرستادن بیمارستان

19:42.990 --> 19:45.530
دارن با دوستای قدیمیش میچرخن

19:47.160 --> 19:48.660
تو هم باید مراقب خودت باشی

19:48.660 --> 19:52.750
...ظاهراً بعضیا هستن که هم عضو دالارز و هم شال زردهان

19:53.040 --> 19:57.590
پس اگه بگیم که ما درگیر اون مسائل نبودیم

19:57.590 --> 20:00.760
اونا مستقیماً به شال زردها میرسوننش

20:01.090 --> 20:03.720
این در صورتیه که دالارز واقعاً پشت قضیه نباشه

20:05.510 --> 20:07.640
دالارز قوانین زیادی نداره

20:07.640 --> 20:10.430
و اینطوری نیست که تو بتونی اعمال همه شون رو کنترل کنی

20:11.140 --> 20:13.040
...در حالی که تو نمیدونی

20:13.040 --> 20:14.610
...بعضی از اعضای دالارز

20:14.610 --> 20:16.860
...ممکنه اسلشر باشن

20:19.150 --> 20:21.860
این سیستمیه که دالارز باهاش کار میکنه

20:21.860 --> 20:24.360
...اگه میخوای عضوی از این دنیا باشی

20:24.360 --> 20:27.410
بهتره خودت رو آماده کنی

20:28.530 --> 20:30.120
یادم میمونه

20:39.000 --> 20:40.170
صبح به خیر

20:41.090 --> 20:42.380
!صبح به خیر

20:43.420 --> 20:44.680
صبح به خیر

20:44.680 --> 20:45.550
چی شده؟

20:45.550 --> 20:47.510
به نظر گرفته میای

20:47.510 --> 20:49.390
شاید هنوز حالت کاملاً خوب نشده...؟

20:50.100 --> 20:52.770
نه، اون طوریا نیست

20:52.770 --> 20:53.560
صبح به خیر

20:53.560 --> 20:54.730
اوه، صبح به خیر

20:54.730 --> 20:58.270
اوه آره، کیدا رو تو ایستگاه دیدم

20:58.270 --> 20:59.650
گفت که امروز مدرسه نمیاد

20:59.650 --> 21:01.230
اوه! چرا؟

21:01.230 --> 21:02.110
نمیدونم

21:02.110 --> 21:03.780
چیزی بهم نگفت

21:03.780 --> 21:04.820
که این طور

21:04.820 --> 21:05.780
تا بعد

21:06.300 --> 21:08.280
!اوه... ممنون

21:08.280 --> 21:11.160
ماسائومی، تو نمیتونی از گذشته ات فرار کنی

21:11.160 --> 21:14.790
دلیل نگرانیت یه چیزی درباره گذشته است، درسته؟

21:16.790 --> 21:18.130
اگه نمیتونی ازش فرار کنی

21:18.130 --> 21:20.340
پس باید مستقیم بری سراغش و باهاش بجنگی

21:20.340 --> 21:24.970
...اگه میتونستم گذشته تو رو هم با جنگیدن درست کنم

21:24.970 --> 21:26.090
خیلی خوشحال میشدم

21:26.840 --> 21:28.470
چرا نمیتونی؟

21:29.220 --> 21:32.770
ساکی، هیچ راهی نیست که بشه با تو بجنگم

21:33.600 --> 21:36.270
اون فقط جایی رو میخواست که بهش متعلق باشه

21:36.270 --> 21:40.520
هر وقت با دوست بچگیش در مورد شهر جدیدی که توش ساکن بود، صحبت میکرد

21:40.940 --> 21:45.030
از وجود خودش ناراضی بود، ولی اینکه بگه من رو از دست این شهر نجات بده، از قلم جا می انداخت

21:45.610 --> 21:47.320
...حالا میدونست

21:47.320 --> 21:56.330
بین شال زردها، جایی که بهش تعلق داشت... در کنار شخص خاصی به اسم میکاجیما ساکی بود

21:56.330 --> 22:03.550
ولی حالا، اون انگیزه ای بیشتر از قرار گرفتن در جایگاهی کنار یک دوست ارزشمند داشت

22:08.930 --> 22:11.680
...خدایا، دوباره بارون گرفت

22:12.140 --> 22:13.430
...کادوتا سان

22:22.520 --> 22:23.940
برگشتی؟

22:24.320 --> 22:25.440
بله

22:27.700 --> 22:29.160
کجا بریم صحبت کنیم؟

22:40.460 --> 22:44.330
"یعنی رویاها تو زمونه ای مثل الانم وجود دارن؟"

22:44.340 --> 22:48.010
خسته شدم از بس اینطوری صحبت کردم

22:48.240 --> 22:52.150
تمام مدت داشتم حرکت میکردم

22:52.160 --> 22:55.260
اما اخیراً، حتی اینم بیهوده و عبث به نظر میاد

22:55.270 --> 22:57.790
"میخوام ببینمت"

22:57.810 --> 22:59.310
یه عبارت بی ربطه

22:59.320 --> 23:03.700
"اغلب دورادور شهر صدای آواز خوندن میشنوم"

23:03.710 --> 23:05.540
یا چیزی مثل اون

23:05.550 --> 23:07.720
نه، یه چیزی مثل اون

23:06.360 --> 23:07.720
کافی نیست تا بتونه منو راضی نگه داره

23:07.730 --> 23:11.500
دقیقاً میدونم چه احساسی دارم

23:11.510 --> 23:17.890
ما آزادیم، دعا میکنیم تا تمام رویاهامون به حقیقت بپیونده

23:17.900 --> 23:19.850
دقیقاً مثل این

23:19.860 --> 23:21.310
هر کسی دنبال واقعیت خویشه

23:21.320 --> 23:25.590
بعد از یه سفر طولانی چی پیدا میکنیم

23:25.600 --> 23:27.430
اون جوابمونه

23:27.440 --> 23:31.310
ما آزادیم، در جستجوی روشنایی ایم

23:31.320 --> 23:35.300
ما آزادانه همانند پروانه ها غوطه وریم

23:35.310 --> 23:37.200
قلب هامون بازتابی از آسمون آبیه

23:37.210 --> 23:41.390
حتی اگه یه باد قوی آزادیمون رو از ما بگیره

23:41.420 --> 23:44.320
هرگز نمیخوایم احساس پشیمونی کنیم

23:46.780 --> 23:50.900
ما آزادیم، در جستجوی روشنایی ایم

23:50.940 --> 23:54.780
ما آزادیم، مشتاق رسیدن به بلندی های جدیدیم

23:58.320 --> 24:00.240
این یک کار داستانی است و هر گونه شباهتی بین اسامی و حوادث با اشخاص حقیقی کاملاً تصادفی است