﻿WEBVTT

00:00.007 --> 00:10.007
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:55.217 --> 00:58.717
.خیلی آسون بود
.موتورسوار سیاه خیلی ضعیفه

00:58.717 --> 01:01.017
...بکش یا کشته شو
.هیچکدومش خوب نیست

01:01.017 --> 01:02.517
چرا دزدیدینش!؟

01:02.517 --> 01:07.607
،و ازت میخوام که بدزدیش
.ولی تا حد امکان زنده نگهش دار

01:07.607 --> 01:10.027
شاید درسِت رو از بلایی که سر دستمال زردها اومد یاد گرفتی؟

01:10.027 --> 01:13.777
.شنیدم بین تو و رفیق فابت شکاف ایجاد کرد

01:50.147 --> 01:59.947
سوشی روسی

01:51.017 --> 01:54.027
!بخورین! بخورین! سوشی بخورین

01:54.027 --> 01:59.317
آهای بانوی جوان، دوست داری با ماهی تازه پوستت شفاف و با طراوت بشه؟

01:59.527 --> 02:04.197
باهم از سوشی لذت ببرین
.و یه شب به یادموندنی رو رقم بزنین

02:04.197 --> 02:08.207
این همون سوشی‌فروشی‌ـه که توش روسی صحبت میکنند؟

02:10.667 --> 02:12.087
.آره خودشه

02:12.457 --> 02:17.967
،ببین، من دو تا نوچه دارم که روسی حرف میزنند
.ولی فرار کردند، برای همین دنبالشون میگردم

02:18.387 --> 02:26.387
،تو ژاپن، میگن وقتی دیگه دنبال چیز مورد نظر نگردی
.اون موقع پیدا میشه. بفرما داخل

02:29.097 --> 02:33.437
رییس، یه مشتری جلب کردم، حواست که هست؟

02:34.607 --> 02:39.357
.در بین مردان روسی دو نوع ایوان هست

02:39.007 --> 02:43.657
ایوان: مرد روسی، مخصوصاً سرباز روسی

02:40.657 --> 02:44.867
.اولیش، ایوانی هست که با این شغل ازدواج کرده، مثل ربات

02:45.657 --> 02:50.877
.اون یکی ایوان قلابی هست که مغزش پیچ و مهره کم داره

02:56.337 --> 02:59.877
...معنی نمیده
!اصلاً معنی نمیده

03:00.177 --> 03:03.927
مشکل چیه، لینگرین؟

03:04.257 --> 03:06.267
.یه نگاه به این بنداز، دراکون

03:06.677 --> 03:08.137
مشکل چیه؟

03:08.727 --> 03:10.647
.نمیتونم دستم رو بیرون بکشم

03:11.097 --> 03:13.517
.آهان... حالا متوجه شدم

03:14.067 --> 03:17.777
...میخواستم چیزایی که داخلشه بیرون بیارم که دستم گیر کرد

03:19.857 --> 03:23.027
.بریم سراغ مسئله، یاور لینگرین

03:23.027 --> 03:25.037
مسکو عجز و ناله سرش نمیشه

03:25.867 --> 03:28.577
خب درمورد چی صحبت میکنیم؟

03:28.827 --> 03:31.327
.وارونا و سلون

03:31.327 --> 03:33.537
.درسته، درسته

03:33.537 --> 03:36.457
...اگه اون‌ها دخالت نکرده بودند

03:36.457 --> 03:39.797
.واقعاً موقعیت شناس نیستی
.برای همین ـه که مردی

03:40.217 --> 03:44.427
.دنیس و سامیا موقعیت شناس هستند

03:44.427 --> 03:48.727
اون‌ها فرار کردند چون اون انبار اسلحه‌ای که بهش حمله کردیم

03:48.727 --> 03:51.897
.میخواست بهمون از پشت خنجر بزنه

03:53.267 --> 03:59.237
.هیچ چیز عجیب‌تر از وضعیت فعلی دست‌های شما نیست، یاور لینگرین

03:59.437 --> 04:02.067
!از این وضعیت خوشم نمیاد

04:05.577 --> 04:08.827
!آره... فقط باید بهش شلیک کنم

04:11.117 --> 04:15.877
،اگه میخوای با گلوله بشکنیش
بهتر نبود از اول با ضربه داغونش کنی؟

04:15.877 --> 04:19.837
اصلاً چرا با اسلحه دستت رو تو کوزه کردی؟

04:19.837 --> 04:24.087
.نمیفهمم چرا تفنگت رو تو کوزه کردی

04:24.087 --> 04:27.717
.نمیفهمم چی میگی
!روسی حرف بزن

04:28.057 --> 04:32.557
،اگه حرف‌هایی که میزنم بوی ژاپنی یا انگلیسی بده

04:32.557 --> 04:39.067
،پس حتماً یکی از ما دچار مشکل ناحیه ونریک شده
.قسمتی از مغز که درک زبانی رو کنترل میکنه

04:39.067 --> 04:41.237
.هردو باید به بیمارستان بریم

04:39.727 --> 04:41.237
больница (bol'nitsa)
بیمارستان

04:41.357 --> 04:45.237
.خیلی حال میده بفهمیم کی کارش به تیمارستان میکشه

04:42.107 --> 04:43.987
санаторий (sanatoriy)
تیمارستان

04:47.077 --> 04:48.157
...خب

04:48.157 --> 04:50.617
داشتیم درمورد خانم وارونا صحبت میکردیم دیگه؟

04:50.617 --> 04:55.287
.مقدس‌ترین قوانین نانوشته‌ی ما رو زیر سوال بردند

04:55.287 --> 04:59.707
،با این وجود
.مغزشون رو هرطور شده از کاسه سر درمیارم

04:59.707 --> 05:02.667
...دختر خودت... چه ترسناک

05:02.667 --> 05:07.137
برام مهم نیست، چرا یه مدت حبسشون نمیکنی؟

05:07.677 --> 05:09.307
تو انبار حتماً؟

05:09.307 --> 05:12.557
.از گشنگی مردن سخت تر از تیر خوردن‌ـه

05:12.557 --> 05:14.517
تو به مرگ محکوم شدی؟

05:14.517 --> 05:18.477
!بیخیالش! ما که از ارتش یا مافیا نیستیم

05:18.477 --> 05:22.777
،اولاً، از نظر مهارت
.تو قدرت کشتن وارونا رو نداری

05:22.777 --> 05:26.697
،متاسفانه همینطوره
.دستم بهش نمیرسه

05:26.697 --> 05:30.287
دقیقاً به همین دلیل اگور رو به ژاپن فرستادم، یادته؟

05:27.907 --> 05:29.407
تعطیل

05:30.287 --> 05:34.497
،اگه کار بیخ‌دار شد
.از دنیس و سامیا هم برای کمک استفاده میکنم

05:34.907 --> 05:41.127
ولی اون روز، اگور بدجوری در یه مبارزه
.خیابونی جراحت دیده بود

05:41.337 --> 05:44.417
ژاپن هم جای خطرناکیه نه؟

05:44.417 --> 05:47.547
با یه استاد جودو یا کاراته روبه‌رو شده؟

05:47.547 --> 05:50.007
.فهمیدم! این یکی کوزه رو هم میشکنم

05:50.217 --> 05:52.307
،زیاد جای نگرانی نیست

05:52.307 --> 05:55.807
،ولی اگه احتمال جراحت وجود داشته باشه
...بهتره همینطور بشکنیش

05:58.857 --> 06:02.227
،وقتی بشنوه که اگور از یه آدم معمولی شکست خورده

06:02.227 --> 06:04.987
.مطمئنم که وارونا در این مورد ساکت نمیشینه

06:06.397 --> 06:07.407
...خب، آره

06:08.157 --> 06:13.327
،برعکس تو که عین ربات ملعونی
.وارونا ویژگی‌های انسانی هم داره

06:14.077 --> 06:18.287
با توجه به اینکه فرقی بین کشتن غریزی آدم‌ها
.و همینطور مقصودهای خودش نمیذاره

06:18.627 --> 06:23.627
،نمیدونم باید این حرف رو جلوت بزنم یا نه
.ولی به عنوان انسان، وارونا بالغ نیست

06:23.627 --> 06:26.047
،اونم وقتی که جز کتاب هیچی نداشته

06:26.047 --> 06:29.297
،فقط اطلاعات زیادی داره
.ولی از نظر عقلی بچه‌س

06:30.717 --> 06:34.597
...البته وجود یه دختربچه در کشور خارجی محاسن و مزایای خودش رو داره

06:36.847 --> 06:40.607
هرچند اون تونسته تعداد زیادی از اسباب‌بازی‌های
.نامناسب برای بچه‌ها" رو بدزده"

06:44.527 --> 06:49.737
.تکرار میکنم، در بین مردان روسی فقط دو تا ایوان وجود داره

06:50.157 --> 06:53.907
.و هردوشون علاقه‌ای به جلب توجه ندارند

06:54.447 --> 06:56.867
...و مهمون افتخاری امشب

06:57.407 --> 07:02.087
،قاتلی زیبا به نام وارونا
.که در ژاپنی به معنی کلاغه

07:02.497 --> 07:06.127
خصوصیاتی از هر دو نوع ایوان به ارث برده ـــ

07:06.127 --> 07:11.047
،با دقت رباتیک
.و اشتهای انسانی به نابودی

07:12.467 --> 07:16.847
.هرچند در بررسی موقعیت ماهرتر از مردهاست

07:16.977 --> 07:18.347
.یا شاید اینطور فکر میکنی

07:20.057 --> 07:23.647
.قیافه‌ت به شخصیت‌های داخل فیلم میخوره، اگور

07:23.937 --> 07:26.067
زن‌ها برام غش و ضعف میرند؟

07:27.357 --> 07:29.527
خیلی خب، چطوره سر صحبت رو باز کنی؟

07:29.527 --> 07:35.037
چرا مردی که به "ماشین آدمکشی فیلسوف" معروفه
.این همه راه رو از روسیه به اینجا اومده

07:35.037 --> 07:38.617
نکنه بعد این همه مدت اومدی
ما رو ناکار کنی؟

07:38.617 --> 07:42.287
.کلنل با شما کاری نداره

07:42.287 --> 07:45.047
.قضیه اون دو تای دیگه هستند که فرار کردند

07:45.047 --> 07:48.917
به علاوه اینکه چند تا تفنگ ضد تجهیزات
.از سازمان رو دزدیدند

07:49.167 --> 07:51.547
گفتی تفنگ ضد تجهیزات؟

07:52.297 --> 07:55.807
.معلومه دست روی طلای خطرناکی گذاشتند

07:55.807 --> 07:59.427
".نمیتونی خطر رو از میان برداری، ولی میتونی رقص آوا داشته باشی"

07:59.427 --> 08:01.897
"!بیا حشرات سوشی خوار رو به خواب ابدی بفرستیم"

08:01.897 --> 08:03.807
این دوتا کی هستند؟

08:04.017 --> 08:06.817
.اسم رمزیشون وارونا و سلون هست

08:06.977 --> 08:09.107
کلاغ و فیل، هان؟

08:09.897 --> 08:13.107
...سلون رو نمیشناسم، ولی این وارونا

08:13.107 --> 08:16.077
آره، دختر دراکون‌ـه دیگه؟

08:16.077 --> 08:20.327
.اون دختر کوچولویی که میشناختی نیست

08:20.327 --> 08:24.827
.دختر خانوم هنوز دختر خانوم‌‌ـه
.حتی کلنل لینگرین هم قبول داره

08:24.827 --> 08:29.257
،خب، با توجه به شخصیت لینگرین
.احتمالاً درسته

08:29.257 --> 08:34.007
.ولی مدارکی مبنی بر ورودشون به منطقه ایکبوکورو هست

08:34.007 --> 08:36.347
.حس کردم بهتره باهاتون درمیون بذارم

08:36.717 --> 08:39.017
ازمون کمک میخوای بگیریمشون؟

08:39.017 --> 08:41.347
،نه منظورم این نیست

08:41.347 --> 08:45.647
ولی خدایی دوست نداری آشوب به پا کنند، مگه نه؟

08:45.897 --> 08:51.857
خب، مطمئنم دختر خانوم اینقدر بی‌رحم نیست که
.با همچین تفنگی تو توکیو آشوب به پا کنه

08:52.067 --> 08:54.987
.فقط و فقط در بحران‌های واقعی

08:55.197 --> 08:56.867
.امیدوارم همینطور باشه

09:01.707 --> 09:05.037
.اون دختر با دوری از پدرش بزرگ شد

09:05.627 --> 09:10.707
،و اسم رمزی پدرش دراکون بود
...و سعی نکرد با دخترش تماس بگیره

09:10.707 --> 09:13.837
.به جاش، بهش کتاب میداد تا وقت‌کشی بکنه

09:14.927 --> 09:19.637
.همه‌ی کتاب‌ها رو با سرعت زیادی خوند

09:19.807 --> 09:23.847
،و هرچیزی از حقایق مربوط به زندگی گرفته
،تا اطلاعات به‌دردنخور

09:23.847 --> 09:27.017
.یکی پس از دیگری تو سر خودش فرو کرد

09:27.307 --> 09:32.647
،با اطلاع از اینکه پدر این دختر درگیر کسب و کار نامشروع بود

09:32.647 --> 09:35.277
.خانواده‌ها بچه‌هاشون رو ازش دور میکردند

09:36.947 --> 09:42.787
،تنها و بیکس بود
.ولی تا وقتی پیش کتاب‌هاش بود خوشحال بود

09:43.827 --> 09:46.287
...تا اینکه اون لحظه فرا رسید

10:05.807 --> 10:08.647
کجا قایم شدی؟

10:09.307 --> 10:10.937
دختر کوچولو؟

10:12.027 --> 10:13.487
!دختر کوچولو

11:04.447 --> 11:09.747
اون شبی که دزد رو با استفاده از
...هوش و درایتی که از کتاب‌ها به دست آورده بود کشت

11:10.167 --> 11:15.417
وقتی که به جسد نگاه کرد
،بیشتر از چیزی که خیال میکرد خشکش زد

11:15.417 --> 11:18.757
.حس عجیبی در قلبش جریان پیدا کرد

11:20.047 --> 11:23.297
.پدر رباتش بهش تسلی خاطر میداد

11:23.597 --> 11:26.387
...سعی میکرد باهاش ارتباط برقرار کنه

11:26.767 --> 11:29.387
چرا؟ چیکار کرده بود؟

11:30.057 --> 11:32.357
چون جلوی یه آدم بد رو گرفتم؟

11:32.357 --> 11:35.107
چون تونستم یه آدم قویتر از خودم رو بکشم؟

11:35.357 --> 11:37.317
چون قوی بودم؟

11:38.027 --> 11:39.397
.نه احتمالاً

11:40.407 --> 11:41.277
...ولی

11:46.657 --> 11:51.167
.اون مرد نمیخواست بهش تکنیک‌های آدمکشی رو یاد بده

11:56.087 --> 11:59.627
،ولی چون واجب بود بهش دفاع شخصی رو یاد بده

11:59.627 --> 12:03.177
.چاره‌ای نداشت چند تا تکنیک مبارزه یادش بده

12:11.437 --> 12:15.897
.دختر جوان اون تکنیک‌ها رو تبدیل به فنونی برای شکست دادن بقیه کرد

12:16.567 --> 12:18.777
.اول با گردن کلفت‌های شهر شروع کرد

12:18.937 --> 12:21.907
.بعدش سراغ قاچاقچی‌های مسلح رفت

12:22.447 --> 12:25.277
...و بالاخره کارش به مبارزین حرفه‌ای رسید

12:27.197 --> 12:28.197
...سه تا

12:29.367 --> 12:30.207
... پنج تا

12:30.537 --> 12:31.497
...شش تا

12:33.957 --> 12:35.417
،و بعد یه روز

12:35.587 --> 12:40.297
،وقتی که اشتباهی به جای یه باند، درمورد گروه پدرش تحقیق میکرد

12:40.547 --> 12:45.217
،بدون گفتن کلمه ای به مخفیگاهشون رفت
و همه رو  از دم کشت

12:56.687 --> 12:58.567
...اون فهمید

12:58.857 --> 13:02.947
. امکان نداره باباش بخاطر همچین کاری تشویقش کنه

13:03.277 --> 13:07.577
پس چرا این کار رو کرد ؟
. جوابش ساده بود

13:07.697 --> 13:13.247
. چون باحال بود. باحال بود. باحال بود
. باحال بود. باحال بود

13:07.697 --> 13:13.247
"باحال بود"

13:38.227 --> 13:40.817
. من نمیکشمت. مطمئن باش

13:40.817 --> 13:43.487
. تا چد روز نمیتونی تکون بخوری

13:43.487 --> 13:46.277
...یا شاید هم چند ماه

13:46.447 --> 13:51.037
. ولی دلیلی نداره که بخوای بمیری
...تو خیلی خوش شانسی

13:55.497 --> 13:59.667
! این حقیقت نداره
. ماسائومی هنوز دوستمه

13:59.667 --> 14:02.757
. بیا امیدوار باشیم اون هم همین حس رو داشته باشه

14:03.007 --> 14:04.167
این یعنی چی ؟

14:04.417 --> 14:09.927
هیچی، فقط دارم به جوان‌ترهایی که دارن از
. زندگیشون لذت میبرن، حسودی میکنم

14:10.137 --> 14:13.057
. چون خودم هیچ وقت از این جور دوست ها نداشتم

14:13.057 --> 14:16.227
یه منحرف که نمیتونی هیچ جوره از زندگیت بندازیش بیرون
. و یه دمدمی مزاج خشن نفرت انگیز دیوونه

14:16.517 --> 14:17.937
...آه، ولش کن مهم نیست

14:19.057 --> 14:20.687
...برگردیم سر بحث اصلیمون

14:20.687 --> 14:25.947
به عنوان بنیان گذارش، دوست داری دالارز از
. یه سری درجات قدرتی برخوردار باشه، یا نه

14:26.317 --> 14:32.447
با نابود کردن اونایی که اطرافتن و پرورش دادن
. افراد گروه خودت، دالارز ؛ میتونی توی درجات ارتقا بگیری

14:33.037 --> 14:36.457
صد البته اینطوری افرادی رو میبینی
. که با این طرز فکر کاملا موافقن

14:36.457 --> 14:38.537
. باشه، فهمیدم

14:38.537 --> 14:42.497
نگران نباش. با بسته نگه داشتن دهنت میتونی
. این هم بدون خطر پشت سر بذاری

14:39.747 --> 14:43.587
آه...آقا لطفا از گوشیتون توی جاهای تعیین شده
. استفاده کنین

14:42.497 --> 14:46.337
مگه دالارز از این جور گروه ها نیست ؟
کاملا آزاد، مگه نه ؟

14:43.587 --> 14:44.507
. باشه

14:44.507 --> 14:45.967
. خیلی ممنون

14:46.627 --> 14:48.087
. این همون چیزیه که بهش میگن آزادی

14:48.547 --> 14:54.137
بنظر من دالارز یه چیز بیشتر از یه گروه رنگی
. یا همچین چیزیه

14:54.137 --> 15:00.357
برای من شبیه یه ملت یا یه خانواده ست
. ولی آدمای خوب و بد هم توش وجود دارن

15:00.357 --> 15:01.227
...درسته

15:01.227 --> 15:03.107
...مثلا

15:03.317 --> 15:08.027
بیا فرض کنیم بخوای از حمله ی خودسرانه ی دالارزی ها
، به مردم جلوگیری کتی

15:08.027 --> 15:09.987
...و اگر بتونی همچین کاری رو انجام بدی

15:09.987 --> 15:12.027
. اونوقت اون دیگه دالارز نیست

15:12.197 --> 15:15.197
، اگر بتونی تمام گروه رو به اراده ی خودت کنترل کنی

15:15.197 --> 15:17.497
. اونوقت میشه یه چیز دیگه

15:18.617 --> 15:22.377
...قبلا، این گروهی که شوخی شوخی تاسیسش کردی

15:22.377 --> 15:26.967
وقتی که رفتارهای بدشون توی زندگی واقعی شدت
. پیدا کرد، بنظر میرسید که میخوای در این باره براشون یه کاری بکنی

15:27.217 --> 15:29.377
ولی نسبت به این کار بی‌میل نشدی چون بنظرت ناعادلانه بود ؟

15:29.677 --> 15:31.427
...معلومه که بودم

15:31.717 --> 15:36.467
اگر واقعا این طوری فکر میکردی، پس دلت نمیخواست که
. این سازمان دالارز رو تا الان سرپا نگه داری

15:36.807 --> 15:40.647
درعوض، بهتر بود که بیخیالش میشدی
. یا اصلا ازش میومدی بیرون

15:40.647 --> 15:42.187
چطور میتونم اینقدر بی مسئولیت باشم ؟

15:42.187 --> 15:46.477
هیچ کدوم از افراد گروه دالارز دنبالت نمیگردن
. که مسئولیتش رو قبول کنی

15:46.777 --> 15:51.527
ولی اگر هنوز هم میخوای مسئولیتش رو
. به عهده بگیری پس باید عذاب وجدانت زندگیت رو جهنم کنه

15:51.867 --> 15:55.487
خب این چیزیه که دوست دارم بگم
ولی تو الان از این جور آدما نیستی، هستی ؟

15:55.657 --> 15:57.077
تمام اینا رو چرا بهم میگی ؟

15:57.077 --> 16:00.787
این فکر خارج از کنترل شدن دالارز نیست
. که ازش ترسیدی

16:01.877 --> 16:07.087
بلکه فکر عقب موندن از دالارزی که روز به روز
درحال تغییره ترسوندنتت، مگه نه ؟

16:08.377 --> 16:09.967
...واقعا که

16:09.967 --> 16:15.557
...شکنجه دادن یه دختر جوونی مثل این
. میتونستن برای این کار چند تا اراذل و اوباش استخدام کنن

16:17.637 --> 16:19.177
الان صدای چیزی شنیدم ؟

16:21.307 --> 16:22.437
یه اسب ؟

16:23.097 --> 16:25.267
یه اسب وسط شهر چیکار میکنه آخه ؟

16:26.607 --> 16:27.727
...چی

16:28.107 --> 16:29.317
اینجا چه خبره ؟

16:34.447 --> 16:35.447
یه شمشیر ژاپنی ؟

16:36.447 --> 16:40.907
...آم...معذرت میخوام. نمیدونم شما کی هستین

16:41.247 --> 16:42.867
مطمئنین که اشتباه نگرفتین ؟

16:43.037 --> 16:43.707
چی ؟

16:44.287 --> 16:48.587
آم...اگر دزد هستین...من هیج پولی توی خونه
...نگه نمیدارم، پس

16:44.537 --> 16:46.877
این بچه ایی که رو به روم ایستاده...اون چیه ؟

16:47.207 --> 16:48.087
خطرناکه ؟

16:48.417 --> 16:49.257
...ولی

16:48.587 --> 16:49.587
. لطفا برین

16:49.957 --> 16:51.217
...بدنم سر از خود داره تکون میخوره

16:51.797 --> 16:53.217
! من...میمیرم

16:59.137 --> 17:03.517
چی میشه اگه ضربه هاش بهم بخوره ؟
این چیه ؟ یه بچه ؟ یه آدم ؟

17:04.097 --> 17:06.897
...یه چیز...داغ...یادم میاد

17:07.067 --> 17:09.277
...این...مثل اون روزه

17:09.477 --> 17:12.317
...کشته میشم...کشته میشم

17:12.647 --> 17:15.157
! کشته میشم...میتونم بکشم

17:18.197 --> 17:20.037
. میخواستم مطمئن شم

17:20.197 --> 17:21.577
...از اون موقع

17:21.827 --> 17:26.917
آدما واقعا تا این حد شکننده هستن ؟
از جمله خود من...ما واقعا تا این حد شکننده هستیم ؟

17:27.127 --> 17:30.047
...اگر با این شمشیر بهم ضربه بخوره چه اتفاقی برام میفته

17:30.047 --> 17:32.337
...بدجوری دلم میخواد بفهمم

17:32.797 --> 17:34.837
....کاری که دارم میکنم عاقلانه نیست

17:38.047 --> 17:38.927
! موقعیت بحرانی

17:39.757 --> 17:42.017
. تو...مرموز و ...عجیبی

17:42.227 --> 17:46.017
! من باز هم برمیگردم. منتظر باش

17:50.607 --> 17:51.277
چی ؟

17:54.107 --> 17:54.777
! راه بیفت

17:54.777 --> 17:55.527
! مفهوم شد

18:16.717 --> 18:18.217
! غیر طبیعیه...نه

18:18.637 --> 18:19.547
! مثل یه توهمه

18:21.057 --> 18:22.427
این دیگه چیه ؟

18:25.517 --> 18:26.687
! موقعیت بحرانی

18:31.567 --> 18:34.237
! خطر! خطر! خطر! خطر
! خطر! خطر! خطر! خطر

18:34.237 --> 18:35.237
! خطر

18:43.907 --> 18:46.327
سلون، چه اتفاقی برای موتورسوار سیاه افتاد ؟

18:46.327 --> 18:47.707
. نمیدونم

18:47.707 --> 18:52.087
،فقط میتونم بگم محو شد، خب خداقل روی صفحه ی
.مانیتور اثری ازش نیست

18:52.087 --> 18:54.957
صبر کن ببینم، از اون استفاده کردی، وارونا ؟

18:54.957 --> 18:56.167
. کاملا درسته

18:56.967 --> 18:58.387
. یه موقعیت بحرانی بود

19:07.227 --> 19:10.937
. این نزدیکی ها باید یه کارخونه ی متروکه باشه
. لطفا برو اون سمت

19:12.227 --> 19:13.397
میخوای چیکار کنی ؟

19:13.397 --> 19:16.947
. این موتور نشونه گذاری شده
. میخوام نابودش کنم

19:17.857 --> 19:21.317
یا شاید هم ازش به عنوان یه تله برای
. کمین کردن استفاده کنیم

19:29.747 --> 19:30.827
. خطرناکه ها

19:33.877 --> 19:37.667
...نه...نمیدونم...تقریبا بهم شلیک شده بود

19:38.087 --> 19:42.007
با یه دیوار سایه‌ای ضخیم از
...از خودم محافظت کردم ولی

19:42.427 --> 19:44.847
. با این حال بخاطر شدت ضربه تا اینجا به عقب رونده شدم

19:46.347 --> 19:49.727
...خب راستش رو بخوای...کل راه رو پرت شدم

19:50.017 --> 19:52.977
. واقعا نزدیک بودا

19:53.897 --> 19:56.647
. یه تیرانداز تا این حد بهم نزدیک شده بود

19:56.897 --> 19:58.817
آنری چان چرا تو رو هدف قرار داده بود ؟

19:58.817 --> 20:01.867
...خب...خودم هم نمیدونم چه خبره

20:02.197 --> 20:04.577
فکر میکنی باز هم برمیگرده ؟

20:05.237 --> 20:08.747
نگران نباش
. میتونی امشب رو خونه ی من بمونی

20:08.747 --> 20:09.997
...و-ولی

20:10.667 --> 20:12.377
! نگران نباش، نگران نباش

20:12.827 --> 20:15.167
! قبلا هم یه شب خونمون بودی

20:15.837 --> 20:19.587
بعدش هم باید فکرامون رو رو هم بذاریم تا
! یه راه برای مبارزه کردن باهاشون پیدا کنیم

20:19.587 --> 20:21.337
. خیلی ممنونم

20:22.507 --> 20:26.427
راستی، ماسکی، کلاهی چیزی داری ؟

20:26.807 --> 20:29.597
...بی دقتی کردم کلاهم رو توی خیابون جا گذاشتم

20:29.767 --> 20:31.267
، و وقتی برگشتم برش دارم

20:32.937 --> 20:35.437
...یه کامیون از روش رد شد و لهش کرد

20:35.687 --> 20:38.437
...برای یکی دیگه باید برگردم خونه، برای همین

20:40.147 --> 20:46.157
آم...نمیتونی با سایه برای خودت یه کلاه سیاه
درست کنی، مثل دفعه ی قبل که برای من درست کردی ؟

20:49.827 --> 20:51.157
! فکرم به اینجا نرسیده بود

20:54.497 --> 20:57.747
...آخرش هم نتونستم درست بخوابم

20:57.997 --> 21:01.507
، تو پسر خوبی هستی و این قابل احترامه

21:01.507 --> 21:05.547
ولی بخاطر این دالارز رو راه ننداختی چون از
قابل احترام بودن خسته شده بودی ؟

21:06.007 --> 21:09.767
...فرار کردن از معمولی بودن
این رویات نبود ؟

21:10.307 --> 21:12.597
. برای همین نگرانتم

21:13.097 --> 21:14.347
قبلا هم بهت گفتم، مگه نه ؟

21:14.517 --> 21:18.567
برای لذت بردن از یه زندگی عادی باید همیشه
. در حال کامل شدن باشی

21:19.147 --> 21:22.697
ولی مطمئناً این چیزی نیست که بتونی
. به تنهایی به دستش بیاری

21:22.857 --> 21:25.197
...کانرا سان-اوریهارا سان

21:25.197 --> 21:26.527
. میتونی بهم بگی ایزایا

21:26.527 --> 21:27.827
. آخ، باشه

21:28.157 --> 21:31.577
. یادت نره که تو متحدای زیادی داری

21:31.957 --> 21:34.917
، مثلا آنری چان، کیدا کون

21:34.917 --> 21:38.287
و حتی اگر من هم بتونم کاری بکنم
. هرکاری برای کمک کردن بهت انجام میدم

21:38.627 --> 21:41.167
. فقط میخوام فعلا این رو بدونی

21:41.167 --> 21:42.917
...آم، ایزایا سان

21:43.427 --> 21:44.297
بله ؟

21:44.837 --> 21:46.387
. خیلی ازتون ممنونم

21:49.757 --> 21:53.227
...ایزایا سان...همیشه فکر میکردم آدم رو راستی نیست

21:54.017 --> 21:55.187
...اون آدم خوبیه

21:59.607 --> 22:04.397
. دو نوع مرد بین مردای ژاپنی وجود داره

22:05.197 --> 22:07.487
....اونی که آقای مهربون خوبه ست و

22:07.487 --> 22:09.987
. اونی که قبلا آدم خوبی بوده...

22:10.287 --> 22:14.747
و معمولا هرجفتشون موقعیت رو خیلی بهتر از
. اونی که باید میتونن درک کنن و بفهمن

23:45.047 --> 24:00.057
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:45.837 --> 23:48.047
. به داستانم درمورد یه مرد بی ارزش گوش کن

23:48.047 --> 23:51.297
درمورد پسری که از درون توسط خیانت و خشونت
... و نیرنگ و حیله محاصره شده

23:51.297 --> 23:53.097
،  اون به طرز باور نکردنی با وجدانه

23:53.097 --> 23:55.887
. پسری که ممکنه آواره بشه چون زیاده از حد مهربونه

23:55.887 --> 23:59.227
. قسمت بعدی: مرد خانوم‌باز نه پول داره نه قدرت