﻿WEBVTT

00:00.007 --> 00:10.007
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:56.757 --> 00:59.927
.بهتره همین الان فرار کنی
.نمیتونی این سوءتفاهم رو برطرف کنی

01:01.097 --> 01:03.727
!فـ-فرار نکن لعنتی

01:04.137 --> 01:06.977
.اومدم حساب اون دعوایی که راه انداختی رو تسویه کنم

01:06.977 --> 01:10.567
.سلتی سان، لطفاً بانوی جوان رو به یه جای امن ببر

01:10.937 --> 01:12.437
!روت حساب میکنم، شوتر

02:15.587 --> 02:18.007
.همش با یه موبایل شروع شد

02:19.007 --> 02:21.007
سیب از درخت نمیوفته

02:25.977 --> 02:30.517
...احتمالاً‌ خانواده‌م
.ثروتمندتر از بقیه بودند

02:31.057 --> 02:35.147
،بقیه بهم میگفتند
"تو بدون نیاز به چیزی بزرگ شدی، مگه نه؟"

02:36.527 --> 02:41.447
پدرم، مادرم، پدربزرگم
...همگی خوش‌قلب و مهربون بودند

02:41.067 --> 02:42.947
.که اینطور، که اینطور

02:41.827 --> 02:45.077
.موبایل رو برای اهداف امنیتی بهم دادند

02:45.287 --> 02:48.577
،پدرم مخالف بود
...هنوز بچه بودم، ولی

02:53.377 --> 02:56.547
.اولش، هیچوقت تو اینترنت نرفتم

02:56.967 --> 02:59.377
...و بعدش، همون موقع بود که

03:05.927 --> 03:07.557
.دیدم دارن سر یکی قلدری میکنند

03:14.477 --> 03:18.147
".قلدری کار بدیه"
.این حرف رو بدون فکر کردن زدم

03:21.357 --> 03:27.367
.اوه...آره. ترسیده بودم
.که نفر بعدی من باشم که سرش قلدری بکنند

03:27.827 --> 03:28.747
...ولی

03:30.497 --> 03:32.627
.هیچی نشد

03:32.827 --> 03:36.837
،دیگه اذیتش نکردند
.منم اذیت نکردند

03:37.417 --> 03:41.677
.همه متوجه شدند
.اون موقع اینطور فکر میکردم

03:42.137 --> 03:47.097
...همه لبخند میزدند، خوش میگذروندند
.با خودم میگفتم زندگی چقدر زیباست

03:47.097 --> 03:51.477
تصمیم گرفتم کسی باشم که
.لبخند به لب بقیه میاره

03:51.977 --> 03:57.027
اون موقع فکر میکردم
...پدرم تو کار فروش آثار هنریه

03:57.317 --> 04:01.777
،با خودم گفتم هنرمند میشم
،نقاشی‌های خوشگلی میکشم که خنده رو لب مردم بیاره

04:01.777 --> 04:04.197
...و بابام هم برام میفروشنشون

04:05.117 --> 04:09.287
ببخشید. موبایلم رو میگفتم دیگه؟

04:09.497 --> 04:14.417
،زیاد نگذشته بود که
...تصادفاً موبایلم رو خونه دوستم جا گذاشتم

04:14.577 --> 04:18.627
!تو لازم نکرده بهم بگی
!من هر کاری که آکانه چان بگه میکنم

04:18.627 --> 04:22.837
بقیه دخترها کاری نمیکنند که بانوی جوان ناراحت بشه، مگه نه؟

04:22.837 --> 04:24.137
.نه نمیکنند

04:24.137 --> 04:27.097
آواکوسوها آدم‌های ترسناکی هستند، نه؟

04:27.097 --> 04:32.227
،اگه باهاش دعوا کنی و بهش صدمه بزنی
!معلوم نیست چه بلایی سرت میارن

04:33.647 --> 04:38.567
پدر و مادر اون دختر همون موقع
.اومدند و موبایلم رو پس دادند

04:34.647 --> 04:38.107
...ببخشید مزاحمتون شدیم

04:38.107 --> 04:39.727
.ممنون که اینقدر ملاحظه کردین

04:38.937 --> 04:42.107
و اونجا بود که با خودم گفتم
...یه جای کار ایراد داره

04:42.647 --> 04:48.077
چی؟ خب، لازم نبود این همه راه بیان اینجا
.وقتی میتونستیم همدیگه رو تو مدرسه ببینیم

04:42.987 --> 04:44.817
.نه، نه، اصلاً مشکلی نیست

04:48.617 --> 04:50.867
...اه...امم

04:52.617 --> 04:54.117
آواکوسو

04:55.627 --> 04:57.127
گروه آواکوسو

04:57.127 --> 04:58.627
یاکوزا

04:58.627 --> 05:00.457
.به عنوان پوشش گالری دارند...

05:00.837 --> 05:02.627
رییس بزرگ دوگن آواکوسو

05:01.377 --> 05:03.167
.اون موقع بود که فهمیدم

05:03.627 --> 05:06.467
.کسب‌وکار خانوادگیمون چیه

05:06.467 --> 05:10.097
،همه میگفتند
".بعد بریم آکانه چان رو اذیت کنیم"

05:10.967 --> 05:16.397
،و اون‌ها میگفتند اگه اذیتت کنیم
.دیگه منُ اذیت نمیکنند

05:16.727 --> 05:19.517
...ولی ... یکی از دخترها

05:19.517 --> 05:24.067
،گفت پدرت خیلی ترسناک‌ـه
...نباید تو رو ناراحت کنیم

05:25.817 --> 05:28.657
...همه ازم میترسیدند

05:29.157 --> 05:34.867
،هم‌کلاسی‌هام، خانواده‌م
.همه و همه... بهم دروغ میگفتند

05:35.417 --> 05:38.837
.همه وانمود میکردند که خوشحال‌اند

05:39.417 --> 05:41.417
!آکانه! وقت شامه

05:41.957 --> 05:47.137
.مثل همیشه شام خوردم
.اون روز فقط من و مادرم بودیم

05:43.877 --> 05:45.177
خب؟ خوشمزه‌س؟

05:47.507 --> 05:53.927
،یادم نمیاد درمورد چی حرف زدیم
.ولی احتمالاً مثل همیشه درمورد مدرسه بود

05:54.267 --> 06:01.437
،چی؟ همم... مطمئن نیستم
.ولی جوری رفتار کردم انگار هیچی نشده

05:56.977 --> 05:58.437
...مشق، مشق

06:01.687 --> 06:02.687
...ولی

06:28.467 --> 06:31.967
!آکانه! چی شده؟ آکانه

06:32.467 --> 06:38.687
پدر و مادرم میدونستند که
.من بالاخره میفهمم کسب‌وکار خانوادگیمون چیه

06:41.477 --> 06:42.897
.ممنون بابت غذا

06:55.947 --> 06:58.997
...مخصوصاً پدرم... یجورایی

07:00.787 --> 07:01.997
...برای همین

07:02.247 --> 07:06.717
با خودم گفتم یه جایی برم که
،هیچکس من یا اسم آواکوسو رو نشناسه

07:06.007 --> 07:08.007
فرار از خانه

07:06.717 --> 07:09.757
.شاید یه چیزی عوض بشه

07:10.217 --> 07:13.007
...و بعد، تو یه چت

07:13.007 --> 07:15.267
نام: ناکورا
،آکانه چان
احساست رو درک میکنم

07:15.807 --> 07:21.807
.خیلی چیزها از اون یاد گرفتم
...با اینکه یه مقدار میترسیدم

07:29.737 --> 07:30.777
.سلام

07:31.317 --> 07:35.907
تو آکانه چان هستی؟
.خوشبختم، من ناکورا هستم

07:36.747 --> 07:43.337
،وقتی دیدمش، خانوم خوشگلی بود
.باهوش و مهربون

07:43.537 --> 07:47.547
.بعدش، چند بار دیدمش و داستانم رو بهش گفتم

07:52.757 --> 07:54.757
.اسمش ایزایاست

07:54.927 --> 07:58.307
.فکر کنم بتونه تو همه چیز کمکت کنه

07:58.477 --> 08:01.977
.آره، منُ‌ به ایزایا سان معرفی کرد

08:02.147 --> 08:06.187
،قبل از اینکه بفهمم
.همه چیز رو درباره خانواده‌م گفتم

08:06.437 --> 08:12.567
.پیش خودم گفتم همه چیز رو خراب کردم
...مثلاً، اگه ازم بترسند چی؟ ولی

08:13.657 --> 08:15.947
،ایزایا سان بهم گفت

08:16.487 --> 08:23.207
.نگران نباش. من نترسیدم"
".خب، شاید دروغ باشه. ولی تو تویی، آکانه چان

08:24.497 --> 08:28.047
.یه ماه بعد، از خونه فرار کردم

08:28.877 --> 08:32.007
.شب رو تو مانگا کافه سپری میکردم

08:32.007 --> 08:36.807
.ایزایا سان بهم نکات زیادی در فرار کردن یاد داد

08:37.137 --> 08:39.677
"از پدربزرگ و پدرت متنفری؟"

08:39.847 --> 08:42.227
.ایزایا سان یه بار این سوال رو ازم کرد

08:42.477 --> 08:43.597
.نمیدونم

08:43.597 --> 08:45.477
.این جواب رو بهش دادم

08:45.977 --> 08:51.147
بعد بهم گفت که باید
.درست و حسابی روش فکر کنم

08:51.437 --> 08:51.987
...ولی

08:52.487 --> 08:55.947
هیچ تضمینی وجود نداره که"
".تا اون موقع هر دوشون در امان باشند

08:56.947 --> 09:01.747
گفت نگرانه چون آدم‌های زیادی از
.پدربزرگ و پدرم میترسند

09:02.247 --> 09:06.877
عکسی که میبینی"
،خطرناک‌ترین آدمکش ایکبوکوروئه

09:06.877 --> 09:11.457
"و ممکنه پدر و پدربزرگت رو هدف گرفته باشه

09:12.377 --> 09:14.507
...اسم اون

09:14.877 --> 09:17.757
.هیواجیما شیزوئه

09:22.637 --> 09:24.977
،اگه اینطوری ادامه بدیم
توجه زیادی رو جلب میکنیم، نه؟

09:41.907 --> 09:43.617
!لعنتی، عجب گیری کردیم

09:45.247 --> 09:48.127
آهان، پس شیزو حساب همکارهات رو رسید...؟

09:49.417 --> 09:52.457
.ولی نمیدونم چرا با آکانه چان بود

09:52.627 --> 09:55.677
.چمیدونم. منم همینُ میخوام بدونم

09:55.677 --> 09:59.467
راستی، جسد‌ها تو چه وضعیتی بودند؟

09:59.637 --> 10:03.517
...اوه، فقط میل شخصیه

10:10.437 --> 10:12.937
.این کار شیزو نیست

10:13.227 --> 10:15.447
این نظر پزشکیته؟

10:15.447 --> 10:20.197
.نه، به عنوان یه دوست که خیلی وقته میشناستش
.این بدن‌ها در وضعیت بی‌نقصی هستند

10:20.657 --> 10:23.117
،اگه اون بود
.تا این حد دست بردار نبود

10:24.827 --> 10:28.287
شیکی سان، خودت هم خوب میدونی، نه؟

10:28.537 --> 10:33.707
درسته، ولی کی میتونسته با دست خالی افرادمون رو بکشه..؟

10:33.877 --> 10:36.127
جنایتکار فراری توسط
...دوربین‌های نظارتی مشاهده شد
قتل‌های زنجیره‌ای در ایکبوکورو

10:42.057 --> 10:43.677
هیجیریبه

10:52.477 --> 10:54.067
.اوه، تویی

10:54.067 --> 10:58.027
چی شده ناغافلی؟
.فکر کنم امروز صبح همه حرف‌هامون رو زدیم

10:58.237 --> 11:01.657
یا شاید صدام رو نشنیدی؟

11:01.657 --> 11:05.247
.اگه اینطوره، کارم سخت شد

11:06.497 --> 11:09.747
.وقت ندارم به جوک‌های مسخره‌ت گوش بدم

11:10.207 --> 11:11.747
به میکادو چی گفتی؟

11:11.917 --> 11:13.417
درمورد چی حرف میزنی؟

11:13.417 --> 11:16.457
تو از هویت من سوءاستفاده کردی، نه؟

11:16.797 --> 11:18.007
مدرکت چیه؟

11:18.007 --> 11:20.837
.هیچکس جز تو همچین کاری نمیکنه

11:21.007 --> 11:22.637
به میکادو چی گفتی؟

11:22.887 --> 11:27.097
چرا فکر میکنی چیزی به میکادو کون گفتم؟

11:27.097 --> 11:29.557
،حتی اگه از اسمت استفاده کرده باشم

11:29.727 --> 11:32.607
لزوماً به این معنی نیست که
با تانکا تارو کون صحبت کردم، نه؟

11:32.977 --> 11:37.937
اگه آدمی به اسم اوریهارا ایزایا
،از اسمم استفاده کنه و حرکت خطرناکی انجام بده

11:38.487 --> 11:41.067
.به هدفی جز این فکر نمیکنم

11:41.237 --> 11:43.737
.بذار بگیم حق با توئه
حالا میخوای چیکار کنی؟

11:43.737 --> 11:45.487
!سوالم رو جواب بده

11:45.737 --> 11:48.247
.کاش وقت داشتم

11:48.247 --> 11:51.747
مگه نمیدونی یه اتفاقاتی تو ایکبوکورو در جریانه؟

11:52.667 --> 11:53.747
منظورت چیه؟

11:53.917 --> 11:56.757
...حالا باید اینُ از خودش بپرسی

11:56.757 --> 11:58.047
.از خود میکادو کون

11:58.047 --> 12:00.587
.درسته، رو در رو بهش بگو

12:00.877 --> 12:04.717
.اون دیروزی من نبودم"
".اوریهارا ایزایا بود

12:05.057 --> 12:09.017
ساده‌س نه؟
.چون تو و میکادو کون بهترین دوست هم هستین

12:09.927 --> 12:10.977
.بس کن

12:10.977 --> 12:15.437
،مهم نیست چی فکر کنی
.ظاهراً میکادو کون تو رو به این شکل میبینه

12:15.437 --> 12:20.277
.واقعاً که، خیلی زودباوره
!فراتر از رستگاری‌ـه

12:20.567 --> 12:24.157
.برای همین‌ـه که خیلی نجیبه
.مثل گوساله‌ی قربونی

12:24.157 --> 12:25.447
!گفتم بس کن دیگه

12:27.577 --> 12:30.157
.دوست ندارم کسی سرم داد بزنه

12:32.997 --> 12:34.377
.حرومی

12:35.287 --> 12:37.297
!خبر مهم

12:35.787 --> 12:39.547
تو از طرف کسایی که من و شیزو
زدیم شل و پل کردیم برای انتقام اومدی؟

12:39.547 --> 12:43.427
.اون کار دالارز نبود. کار من بود

12:43.427 --> 12:48.097
،اون مورد، تقصیر ما بود
.خصومتی باهات ندارم

12:48.097 --> 12:50.727
،خب، فکر کنم زیاده‌روی بود

12:50.727 --> 12:54.057
.برای همین سراغ هیواجیما شیزو رفتم

12:54.057 --> 12:56.817
اوه، پس اون یادگاری شیزوئه؟

12:56.817 --> 13:01.187
.به‌هرحال، تبر اون جنگ رو خاک کردیم

13:01.647 --> 13:05.317
ولی میدونی دالارز تو سایتاما چیکار کردند؟

13:06.697 --> 13:11.787
،اگه فقط حساب بروبچ رو رسیده بودند
.مشکلی نداشتم

13:12.117 --> 13:17.707
ولی درگیر کردن کسایی که اتفاقی اونجا بودند چی؟
.این یکی رو نمیتونم تحمل کنم

13:18.087 --> 13:20.757
خب حالا میخوای باهام چیکار کنی؟

13:20.957 --> 13:24.257
تو یکی از دالارزی‌ها هستی، درسته؟

13:24.257 --> 13:26.217
رییست کیه؟

13:27.097 --> 13:29.717
...که اینطور، پس اینُ میخوای

13:29.717 --> 13:30.887
.چمیدونم

13:30.887 --> 13:31.597
هان؟

13:31.977 --> 13:35.397
.گفتم نمیدونم رییس دالارز کیه

13:36.227 --> 13:39.477
.خودت رو نزن به اون راه
.امکان نداره ندونی

13:40.227 --> 13:42.237
میدونی چرا قبیله لوکاست وجود داره؟

13:42.237 --> 13:42.897
هان؟

13:43.447 --> 13:47.197
فکر کردی لوکاست‌ها میدونند رییسشون کیه؟

13:47.197 --> 13:52.247
.همینطور ماهی‌ها
.البته فکر کنم مورچه‌ها و زنبورها ملکه‌شون رو بشناسند

13:52.247 --> 13:54.497
.قضیه اینه

13:56.917 --> 14:00.457
،بعدشم، اگه یه خارجی دهن یکی از افرادت رو سرویس کرده باشه

14:00.457 --> 14:04.877
همه‌ی ساکنین اون کشور مشکوک به دشمن هستند... مگه نه؟

14:05.047 --> 14:07.047
تو داری چیکار میکنی؟

14:07.637 --> 14:12.427
دالارز اکثراً از کسایی تشکیل شده
که به خواست خودشون اونجا هستند، درسته؟

14:12.427 --> 14:15.267
.مثل تیم ورزشی یا کلوپ

14:16.937 --> 14:22.857
،وقتی یکی تو کلوپ ورزشی گند بزنه
.بقیه تیم جبرانش میکنند. همیشه همینطور بوده

14:23.027 --> 14:28.867
هرکسی خودش رو عضو دالارز بدونه
و این مسئله رو در نظر نگیره احمقه، نه؟

14:31.737 --> 14:32.577
.درسته

14:32.787 --> 14:33.407
هان؟

14:35.077 --> 14:39.167
،خب، از نظر خودم
.حاضرم با این مسئله روبه‌رو بشم

14:39.167 --> 14:42.497
ولی این دغل‌بازهای بی‌خبر رو سر ما سوار شدند؟

14:42.497 --> 14:45.667
.نمیتونم از اینکه دارن به چیزی که لایقشونه میرسن بخندم

14:46.087 --> 14:47.677
چی میخوای بگی؟

14:47.877 --> 14:51.177
.اینکه خوشحال میشم باهات مبارزه کنم

14:52.427 --> 14:55.347
.اینجا تو چشم هستیم
.بریم یه جای دیگه

14:55.677 --> 14:56.937
آکادمی رایرا: زمین شماره 2

14:58.727 --> 15:01.977
...کابادی، کابادی، کابادی، کابادی

15:09.237 --> 15:12.867
...کی فکر میکرد همچین جایی تو ایکبوکور باشه

15:13.077 --> 15:16.657
نمیخوای اون چیزی که قایم کردی کنار بذاری؟

15:16.657 --> 15:18.917
همونی که بهش بوکوتو میگن؟

15:19.497 --> 15:21.537
.اوه، آره. پس متوجهش شدی

15:21.537 --> 15:25.047
.تو صدمه دیدی. بهت آوانس میدم

15:25.047 --> 15:29.507
.به همچنین
میخوای اینُ بهت قرض بدم، پیری؟

15:29.507 --> 15:32.597
!هی، من 25 سالم هم نشده بچه

15:37.227 --> 15:40.227
!ای بابا، مهمونی تموم شد

15:40.227 --> 15:43.227
.ای بابا
چقدر جوجه بودند، نه؟

15:43.227 --> 15:47.607
،میگم اون میکادو سنپای خیلی ضعیف‌ـه ها
موافقی؟

15:47.607 --> 15:50.607
جدی اون موسس دالارزـه؟

15:50.607 --> 15:53.027
!آئوبا بهتره سر به سرمون نذاشته باشی

15:53.027 --> 15:55.787
!اگه اینطور باشه که میکشمش! دوست دخترش رو هم برای خودم برمیدارم

15:55.787 --> 15:57.997
آئوبا دوست‌دختر داره؟

15:57.997 --> 15:59.997
!همون دوقلوها رو میگم

15:59.997 --> 16:01.957
!میکشمش! همین الان میکشمش

16:01.957 --> 16:04.627
چطوری ما رو پیدا کردند؟

16:05.297 --> 16:07.507
...نکنه کار اوریهارا ایزایا باشه

16:12.837 --> 16:18.387
همین الان، کادوتا سان از دالارز"
"!به سمت زمین شماره2 رایرا حرکت کرد

16:18.387 --> 16:20.637
،با یه آدم ترسناک بود

16:20.637 --> 16:24.357
".احتمالاً با همون‌هایی‌ـه که دارن به دالارز حمله میکنند"

16:24.767 --> 16:29.317
"...فکر نمیکنم کادوتا سان در مبارزه‌ای ببازه، ولی بازم نگرانم

16:30.447 --> 16:32.607
...این رییس توراماروئه

16:34.777 --> 16:39.247
میشه یکی بره زمین شماره 2 و سر از جریان دربیاره؟

16:39.247 --> 16:40.617
.باشه من میرم

16:40.617 --> 16:42.617
هی هی، میخوای بدزدیش

16:43.037 --> 16:46.417
!خب این یکی کلید روشه

16:47.337 --> 16:48.837
.صبر کن، نرو

16:48.837 --> 16:52.627
هان؟ از اون آدم‌هایی نیستی که با دزدی مخالفه؟

16:56.137 --> 16:57.307
...مشکی

17:01.267 --> 17:05.307
.موتورهایی که افراد تورامارو سوارش بودند جلوی دره
!سوار یکی از اون‌ها بشو

17:05.307 --> 17:07.147
چی شد یهویی؟

17:07.147 --> 17:10.067
.میخوام پی این سرنخ رو بگیرم

17:10.897 --> 17:13.737
...البته نمیدونم تا کجا ادامه داره

17:31.007 --> 17:33.677
نباید بذاریم فقط دالارز تار و مار بشه، نه؟

17:41.307 --> 17:46.397
...پیدا کردن اون عوضی با این دوربین
خب، فکر نکنم ممکن باشه، نه؟

17:47.977 --> 17:52.107
فکر میکردم با وجود این همه شاهد حرکت کردن براش سخت باشه
...برای همین به اینجا اومدم

17:52.897 --> 17:55.357
.نمیتونم زیاد اینجا بمونم

17:55.657 --> 17:59.077
.ممکنه همین الان تو دفتر باشه، یا جایی که توم سان هست

17:59.237 --> 18:02.617
...و آپارتمان شینرا، یا پیش کاسوکا

18:02.947 --> 18:03.747
!لعنتی

18:04.907 --> 18:07.377
محض رضای خدا، چی شده امروز؟

18:09.667 --> 18:10.377
هان؟

18:11.127 --> 18:14.507
کادوتا؟ و این پسرـه؟

18:17.757 --> 18:20.257
از طرف: ناکورا
!موضوع: اطلاعات مهم

18:18.087 --> 18:20.257
...اعصابم داره خرد میشه

18:38.867 --> 18:40.117
.چیزی نیست

18:40.117 --> 18:43.117
.من طرف تو هستم آکانه چان. نگران نباش

18:44.537 --> 18:47.287
خواهر، تو آدم خوبی هستی؟

18:48.077 --> 18:48.707
هان؟

18:51.247 --> 18:56.677
...اوه آره، فکر کنم یه اسب بی‌سر برای بچه ترسناک باشه

18:59.547 --> 19:00.047
هان؟

19:01.637 --> 19:04.307
اوه شوتر! چرا دپرس شدی؟

19:05.057 --> 19:09.767
.نگران نباش، این اسب خیلی مهربونه

19:09.937 --> 19:15.397
!آ-آره، مثل اون قهرمان‌هاست که میتونه قیافه‌ش رو عوض کنه

19:15.397 --> 19:18.027
...الانم یه قیافه جدید به خودش گرفته

19:18.027 --> 19:19.067
واقعاً؟

19:19.067 --> 19:20.067
.راستی راستی

19:20.947 --> 19:23.277
.مدتی از دالارز دور بمون

19:23.277 --> 19:27.077
تو از اینکه دالارز از کنترل خارج بشه، نمیترسی نه؟

19:27.957 --> 19:32.627
این فکر عقب موندن از تغییرات پیش روی دالارز تو میترسونه نه؟

19:32.627 --> 19:36.667
برای همین ازت میخوام
.رهبر مربع آبی بشی

19:36.667 --> 19:38.427
حالا چیکار کنم...؟

19:38.427 --> 19:41.217
!ببین! یه قیافه‌ی جدید

19:44.887 --> 19:48.687
!امکان نداره... بـ-ببخشید سلتی سان

19:49.307 --> 19:52.767
،یه جایی باید برم
!معذرت میخوام

19:52.767 --> 19:58.147
،سونوهارا سان معذرت میخوام! فکر نکنم امروز بتونم باهات بیرون بیام
.تو هم بهتره بری خونه

19:58.487 --> 20:03.067
،بعدش هم، اگه آئوبا کون زنگ زد
اصلاً جوابش رو نده باشه؟

20:06.407 --> 20:07.947
.یکی اومد بیرون

20:08.117 --> 20:12.747
.همون پسرـه که موتورسوار سیاه اسکورتش کرد
..انگار تنها کار میکنه

20:13.077 --> 20:15.707
اون ساختمون مخفی‌گاه موتورسوار سیاهه؟

20:15.707 --> 20:17.667
.برای این فرض هنوز زوده

20:17.667 --> 20:19.257
اون بچه رو چیکار کنیم؟

20:20.507 --> 20:23.347
.هویت حقیقی اون پسر تضمین‌کننده‌ی تحقیقاته

20:23.927 --> 20:26.347
.من میرم دنبال پسرـه

20:27.097 --> 20:31.977
سلون، ازت میخوام همینجا بمونی و
.حواست به موتورسوار سیاه و دختر عینکیه باشه

20:31.977 --> 20:33.397
.حواستون باشه

20:33.397 --> 20:35.517
.حتماً. بسپرش به من

20:37.437 --> 20:38.817
.نمیدونم چخبر شده

20:40.527 --> 20:43.527
اه... امم... دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

20:49.287 --> 20:54.707
گروه موتورسوارهایی که به دالارز"
".حمله کرده تورامارو نام داره

20:54.707 --> 21:00.127
و همین الان فهمیدم که دوست‌دختر رهبرشون
.توی ایکبوکورو داره غذا میخوره

21:00.127 --> 21:04.387
،من جرئت ندارم بدزدمش
!هرکی پایه‌س، شروع کنه

21:04.587 --> 21:07.097
...دختر دومی از سمت چپ

21:08.387 --> 21:10.597
...صبر کن، این دختر رو یه جایی دیدم

21:11.597 --> 21:16.057
اوه...کامیچیکا سان؟ بهشون دستور دادند که
دوست کامیچیکا سان رو بدزدند؟

21:17.147 --> 21:18.067
...سلتی سان

21:18.897 --> 21:20.777
!منم میرم

21:25.367 --> 21:28.947
آدم‌های دیروز ممکنه دوباره حمله
.کنند. مراقب خودت باش

21:29.657 --> 21:32.957
.باشه. اه.. امم... خیلی ازتون ممنونم

21:33.577 --> 21:38.377
،آکانه چان، این خانوم آدم خوبیه
همین جا بمون و نگران چیزی نباش، باشه؟

21:38.797 --> 21:39.547
.باشه

21:42.507 --> 21:45.717
.وارونا، دختر عینکیه هم الان رفت

21:45.927 --> 21:47.847
.انگار داره دنبال پسرـه میره

21:47.847 --> 21:48.967
و موتورسوار سیاه؟

21:49.137 --> 21:50.467
.هنوز خبری ازش نیست

21:50.927 --> 21:56.647
.باشه. هم دنبال پسرـه میرم هم دختره
.مثل گرفتن دو تاپاله در حال افتادن

21:56.647 --> 22:01.477
.همچین اصطلاحی نداریم
.بعدشم معلوم نیست اون بچه چجور آدمیه

22:01.737 --> 22:05.407
.درسته. به عنوان یه حریف، ارزشش رو داره

22:05.407 --> 22:07.487
.انگار بهت خوش میگذره، وارونا

22:07.867 --> 22:10.987
.فرض میکنیم اون پسر یه گمراه‌کننده دیگه باشه

22:10.987 --> 22:13.497
.به چشم من، هیچی بهتر از این نیست

23:45.047 --> 24:00.057
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:45.877 --> 23:47.587
حالا دالارز چی هست؟

23:47.587 --> 23:49.297
.تو یه کلمه نمیشه گفت

23:49.297 --> 23:51.547
.خودمم تازه ملحق شدم

23:51.547 --> 23:53.467
.حتی اگه یکی از اون‌ها باشی، مشخص نیست

23:53.467 --> 23:56.267
.دیگه برای گفتنش خیلی دیره

23:56.267 --> 23:59.057
.قسمت بعد: با گریه کردن چیزی درست نمیشه