﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:56.750 --> 00:59.920
.بهتره همین الان فرار کنی
.نمیتونی این سوءتفاهم رو برطرف کنی

01:01.090 --> 01:03.720
!فـ-فرار نکن لعنتی

01:04.130 --> 01:06.970
.اومدم حساب اون دعوایی که راه انداختی رو تسویه کنم

01:06.970 --> 01:10.560
.سلتی سان، لطفاً بانوی جوان رو به یه جای امن ببر

01:10.930 --> 01:12.430
!روت حساب میکنم، شوتر

02:15.580 --> 02:18.000
.همش با یه موبایل شروع شد

02:19.000 --> 02:21.000
سیب از درخت نمیوفته

02:25.970 --> 02:30.510
...احتمالاً‌ خانواده‌م
.ثروتمندتر از بقیه بودند

02:31.050 --> 02:35.140
،بقیه بهم میگفتند
"تو بدون نیاز به چیزی بزرگ شدی، مگه نه؟"

02:36.520 --> 02:41.440
پدرم، مادرم، پدربزرگم
...همگی خوش‌قلب و مهربون بودند

02:41.060 --> 02:42.940
.که اینطور، که اینطور

02:41.820 --> 02:45.070
.موبایل رو برای اهداف امنیتی بهم دادند

02:45.280 --> 02:48.570
،پدرم مخالف بود
...هنوز بچه بودم، ولی

02:53.370 --> 02:56.540
.اولش، هیچوقت تو اینترنت نرفتم

02:56.960 --> 02:59.370
...و بعدش، همون موقع بود که

03:05.920 --> 03:07.550
.دیدم دارن سر یکی قلدری میکنند

03:14.470 --> 03:18.140
".قلدری کار بدیه"
.این حرف رو بدون فکر کردن زدم

03:21.350 --> 03:27.360
.اوه...آره. ترسیده بودم
.که نفر بعدی من باشم که سرش قلدری بکنند

03:27.820 --> 03:28.740
...ولی

03:30.490 --> 03:32.620
.هیچی نشد

03:32.820 --> 03:36.830
،دیگه اذیتش نکردند
.منم اذیت نکردند

03:37.410 --> 03:41.670
.همه متوجه شدند
.اون موقع اینطور فکر میکردم

03:42.130 --> 03:47.090
...همه لبخند میزدند، خوش میگذروندند
.با خودم میگفتم زندگی چقدر زیباست

03:47.090 --> 03:51.470
تصمیم گرفتم کسی باشم که
.لبخند به لب بقیه میاره

03:51.970 --> 03:57.020
اون موقع فکر میکردم
...پدرم تو کار فروش آثار هنریه

03:57.310 --> 04:01.770
،با خودم گفتم هنرمند میشم
،نقاشی‌های خوشگلی میکشم که خنده رو لب مردم بیاره

04:01.770 --> 04:04.190
...و بابام هم برام میفروشنشون

04:05.110 --> 04:09.280
ببخشید. موبایلم رو میگفتم دیگه؟

04:09.490 --> 04:14.410
،زیاد نگذشته بود که
...تصادفاً موبایلم رو خونه دوستم جا گذاشتم

04:14.570 --> 04:18.620
!تو لازم نکرده بهم بگی
!من هر کاری که آکانه چان بگه میکنم

04:18.620 --> 04:22.830
بقیه دخترها کاری نمیکنند که بانوی جوان ناراحت بشه، مگه نه؟

04:22.830 --> 04:24.130
.نه نمیکنند

04:24.130 --> 04:27.090
آواکوسوها آدم‌های ترسناکی هستند، نه؟

04:27.090 --> 04:32.220
،اگه باهاش دعوا کنی و بهش صدمه بزنی
!معلوم نیست چه بلایی سرت میارن

04:33.640 --> 04:38.560
پدر و مادر اون دختر همون موقع
.اومدند و موبایلم رو پس دادند

04:34.640 --> 04:38.100
...ببخشید مزاحمتون شدیم

04:38.100 --> 04:39.720
.ممنون که اینقدر ملاحظه کردین

04:38.930 --> 04:42.100
و اونجا بود که با خودم گفتم
...یه جای کار ایراد داره

04:42.640 --> 04:48.070
چی؟ خب، لازم نبود این همه راه بیان اینجا
.وقتی میتونستیم همدیگه رو تو مدرسه ببینیم

04:42.980 --> 04:44.810
.نه، نه، اصلاً مشکلی نیست

04:48.610 --> 04:50.860
...اه...امم

04:52.610 --> 04:54.110
آواکوسو

04:55.620 --> 04:57.120
گروه آواکوسو

04:57.120 --> 04:58.620
یاکوزا

04:58.620 --> 05:00.450
.به عنوان پوشش گالری دارند...

05:00.830 --> 05:02.620
رییس بزرگ دوگن آواکوسو

05:01.370 --> 05:03.160
.اون موقع بود که فهمیدم

05:03.620 --> 05:06.460
.کسب‌وکار خانوادگیمون چیه

05:06.460 --> 05:10.090
،همه میگفتند
".بعد بریم آکانه چان رو اذیت کنیم"

05:10.960 --> 05:16.390
،و اون‌ها میگفتند اگه اذیتت کنیم
.دیگه منُ اذیت نمیکنند

05:16.720 --> 05:19.510
...ولی ... یکی از دخترها

05:19.510 --> 05:24.060
،گفت پدرت خیلی ترسناک‌ـه
...نباید تو رو ناراحت کنیم

05:25.810 --> 05:28.650
...همه ازم میترسیدند

05:29.150 --> 05:34.860
،هم‌کلاسی‌هام، خانواده‌م
.همه و همه... بهم دروغ میگفتند

05:35.410 --> 05:38.830
.همه وانمود میکردند که خوشحال‌اند

05:39.410 --> 05:41.410
!آکانه! وقت شامه

05:41.950 --> 05:47.130
.مثل همیشه شام خوردم
.اون روز فقط من و مادرم بودیم

05:43.870 --> 05:45.170
خب؟ خوشمزه‌س؟

05:47.500 --> 05:53.920
،یادم نمیاد درمورد چی حرف زدیم
.ولی احتمالاً مثل همیشه درمورد مدرسه بود

05:54.260 --> 06:01.430
،چی؟ همم... مطمئن نیستم
.ولی جوری رفتار کردم انگار هیچی نشده

05:56.970 --> 05:58.430
...مشق، مشق

06:01.680 --> 06:02.680
...ولی

06:28.460 --> 06:31.960
!آکانه! چی شده؟ آکانه

06:32.460 --> 06:38.680
پدر و مادرم میدونستند که
.من بالاخره میفهمم کسب‌وکار خانوادگیمون چیه

06:41.470 --> 06:42.890
.ممنون بابت غذا

06:55.940 --> 06:58.990
...مخصوصاً پدرم... یجورایی

07:00.780 --> 07:01.990
...برای همین

07:02.240 --> 07:06.710
با خودم گفتم یه جایی برم که
،هیچکس من یا اسم آواکوسو رو نشناسه

07:06.000 --> 07:08.000
فرار از خانه

07:06.710 --> 07:09.750
.شاید یه چیزی عوض بشه

07:10.210 --> 07:13.000
...و بعد، تو یه چت

07:13.000 --> 07:15.260
نام: ناکورا
،آکانه چان
احساست رو درک میکنم

07:15.800 --> 07:21.800
.خیلی چیزها از اون یاد گرفتم
...با اینکه یه مقدار میترسیدم

07:29.730 --> 07:30.770
.سلام

07:31.310 --> 07:35.900
تو آکانه چان هستی؟
.خوشبختم، من ناکورا هستم

07:36.740 --> 07:43.330
،وقتی دیدمش، خانوم خوشگلی بود
.باهوش و مهربون

07:43.530 --> 07:47.540
.بعدش، چند بار دیدمش و داستانم رو بهش گفتم

07:52.750 --> 07:54.750
.اسمش ایزایاست

07:54.920 --> 07:58.300
.فکر کنم بتونه تو همه چیز کمکت کنه

07:58.470 --> 08:01.970
.آره، منُ‌ به ایزایا سان معرفی کرد

08:02.140 --> 08:06.180
،قبل از اینکه بفهمم
.همه چیز رو درباره خانواده‌م گفتم

08:06.430 --> 08:12.560
.پیش خودم گفتم همه چیز رو خراب کردم
...مثلاً، اگه ازم بترسند چی؟ ولی

08:13.650 --> 08:15.940
،ایزایا سان بهم گفت

08:16.480 --> 08:23.200
.نگران نباش. من نترسیدم"
".خب، شاید دروغ باشه. ولی تو تویی، آکانه چان

08:24.490 --> 08:28.040
.یه ماه بعد، از خونه فرار کردم

08:28.870 --> 08:32.000
.شب رو تو مانگا کافه سپری میکردم

08:32.000 --> 08:36.800
.ایزایا سان بهم نکات زیادی در فرار کردن یاد داد

08:37.130 --> 08:39.670
"از پدربزرگ و پدرت متنفری؟"

08:39.840 --> 08:42.220
.ایزایا سان یه بار این سوال رو ازم کرد

08:42.470 --> 08:43.590
.نمیدونم

08:43.590 --> 08:45.470
.این جواب رو بهش دادم

08:45.970 --> 08:51.140
بعد بهم گفت که باید
.درست و حسابی روش فکر کنم

08:51.430 --> 08:51.980
...ولی

08:52.480 --> 08:55.940
هیچ تضمینی وجود نداره که"
".تا اون موقع هر دوشون در امان باشند

08:56.940 --> 09:01.740
گفت نگرانه چون آدم‌های زیادی از
.پدربزرگ و پدرم میترسند

09:02.240 --> 09:06.870
عکسی که میبینی"
،خطرناک‌ترین آدمکش ایکبوکوروئه

09:06.870 --> 09:11.450
"و ممکنه پدر و پدربزرگت رو هدف گرفته باشه

09:12.370 --> 09:14.500
...اسم اون

09:14.870 --> 09:17.750
.هیواجیما شیزوئه

09:22.630 --> 09:24.970
،اگه اینطوری ادامه بدیم
توجه زیادی رو جلب میکنیم، نه؟

09:41.900 --> 09:43.610
!لعنتی، عجب گیری کردیم

09:45.240 --> 09:48.120
آهان، پس شیزو حساب همکارهات رو رسید...؟

09:49.410 --> 09:52.450
.ولی نمیدونم چرا با آکانه چان بود

09:52.620 --> 09:55.670
.چمیدونم. منم همینُ میخوام بدونم

09:55.670 --> 09:59.460
راستی، جسد‌ها تو چه وضعیتی بودند؟

09:59.630 --> 10:03.510
...اوه، فقط میل شخصیه

10:10.430 --> 10:12.930
.این کار شیزو نیست

10:13.220 --> 10:15.440
این نظر پزشکیته؟

10:15.440 --> 10:20.190
.نه، به عنوان یه دوست که خیلی وقته میشناستش
.این بدن‌ها در وضعیت بی‌نقصی هستند

10:20.650 --> 10:23.110
،اگه اون بود
.تا این حد دست بردار نبود

10:24.820 --> 10:28.280
شیکی سان، خودت هم خوب میدونی، نه؟

10:28.530 --> 10:33.700
درسته، ولی کی میتونسته با دست خالی افرادمون رو بکشه..؟

10:33.870 --> 10:36.120
جنایتکار فراری توسط
...دوربین‌های نظارتی مشاهده شد
قتل‌های زنجیره‌ای در ایکبوکورو

10:42.050 --> 10:43.670
هیجیریبه

10:52.470 --> 10:54.060
.اوه، تویی

10:54.060 --> 10:58.020
چی شده ناغافلی؟
.فکر کنم امروز صبح همه حرف‌هامون رو زدیم

10:58.230 --> 11:01.650
یا شاید صدام رو نشنیدی؟

11:01.650 --> 11:05.240
.اگه اینطوره، کارم سخت شد

11:06.490 --> 11:09.740
.وقت ندارم به جوک‌های مسخره‌ت گوش بدم

11:10.200 --> 11:11.740
به میکادو چی گفتی؟

11:11.910 --> 11:13.410
درمورد چی حرف میزنی؟

11:13.410 --> 11:16.450
تو از هویت من سوءاستفاده کردی، نه؟

11:16.790 --> 11:18.000
مدرکت چیه؟

11:18.000 --> 11:20.830
.هیچکس جز تو همچین کاری نمیکنه

11:21.000 --> 11:22.630
به میکادو چی گفتی؟

11:22.880 --> 11:27.090
چرا فکر میکنی چیزی به میکادو کون گفتم؟

11:27.090 --> 11:29.550
،حتی اگه از اسمت استفاده کرده باشم

11:29.720 --> 11:32.600
لزوماً به این معنی نیست که
با تانکا تارو کون صحبت کردم، نه؟

11:32.970 --> 11:37.930
اگه آدمی به اسم اوریهارا ایزایا
،از اسمم استفاده کنه و حرکت خطرناکی انجام بده

11:38.480 --> 11:41.060
.به هدفی جز این فکر نمیکنم

11:41.230 --> 11:43.730
.بذار بگیم حق با توئه
حالا میخوای چیکار کنی؟

11:43.730 --> 11:45.480
!سوالم رو جواب بده

11:45.730 --> 11:48.240
.کاش وقت داشتم

11:48.240 --> 11:51.740
مگه نمیدونی یه اتفاقاتی تو ایکبوکورو در جریانه؟

11:52.660 --> 11:53.740
منظورت چیه؟

11:53.910 --> 11:56.750
...حالا باید اینُ از خودش بپرسی

11:56.750 --> 11:58.040
.از خود میکادو کون

11:58.040 --> 12:00.580
.درسته، رو در رو بهش بگو

12:00.870 --> 12:04.710
.اون دیروزی من نبودم"
".اوریهارا ایزایا بود

12:05.050 --> 12:09.010
ساده‌س نه؟
.چون تو و میکادو کون بهترین دوست هم هستین

12:09.920 --> 12:10.970
.بس کن

12:10.970 --> 12:15.430
،مهم نیست چی فکر کنی
.ظاهراً میکادو کون تو رو به این شکل میبینه

12:15.430 --> 12:20.270
.واقعاً که، خیلی زودباوره
!فراتر از رستگاری‌ـه

12:20.560 --> 12:24.150
.برای همین‌ـه که خیلی نجیبه
.مثل گوساله‌ی قربونی

12:24.150 --> 12:25.440
!گفتم بس کن دیگه

12:27.570 --> 12:30.150
.دوست ندارم کسی سرم داد بزنه

12:32.990 --> 12:34.370
.حرومی

12:35.280 --> 12:37.290
!خبر مهم

12:35.780 --> 12:39.540
تو از طرف کسایی که من و شیزو
زدیم شل و پل کردیم برای انتقام اومدی؟

12:39.540 --> 12:43.420
.اون کار دالارز نبود. کار من بود

12:43.420 --> 12:48.090
،اون مورد، تقصیر ما بود
.خصومتی باهات ندارم

12:48.090 --> 12:50.720
،خب، فکر کنم زیاده‌روی بود

12:50.720 --> 12:54.050
.برای همین سراغ هیواجیما شیزو رفتم

12:54.050 --> 12:56.810
اوه، پس اون یادگاری شیزوئه؟

12:56.810 --> 13:01.180
.به‌هرحال، تبر اون جنگ رو خاک کردیم

13:01.640 --> 13:05.310
ولی میدونی دالارز تو سایتاما چیکار کردند؟

13:06.690 --> 13:11.780
،اگه فقط حساب بروبچ رو رسیده بودند
.مشکلی نداشتم

13:12.110 --> 13:17.700
ولی درگیر کردن کسایی که اتفاقی اونجا بودند چی؟
.این یکی رو نمیتونم تحمل کنم

13:18.080 --> 13:20.750
خب حالا میخوای باهام چیکار کنی؟

13:20.950 --> 13:24.250
تو یکی از دالارزی‌ها هستی، درسته؟

13:24.250 --> 13:26.210
رییست کیه؟

13:27.090 --> 13:29.710
...که اینطور، پس اینُ میخوای

13:29.710 --> 13:30.880
.چمیدونم

13:30.880 --> 13:31.590
هان؟

13:31.970 --> 13:35.390
.گفتم نمیدونم رییس دالارز کیه

13:36.220 --> 13:39.470
.خودت رو نزن به اون راه
.امکان نداره ندونی

13:40.220 --> 13:42.230
میدونی چرا قبیله لوکاست وجود داره؟

13:42.230 --> 13:42.890
هان؟

13:43.440 --> 13:47.190
فکر کردی لوکاست‌ها میدونند رییسشون کیه؟

13:47.190 --> 13:52.240
.همینطور ماهی‌ها
.البته فکر کنم مورچه‌ها و زنبورها ملکه‌شون رو بشناسند

13:52.240 --> 13:54.490
.قضیه اینه

13:56.910 --> 14:00.450
،بعدشم، اگه یه خارجی دهن یکی از افرادت رو سرویس کرده باشه

14:00.450 --> 14:04.870
همه‌ی ساکنین اون کشور مشکوک به دشمن هستند... مگه نه؟

14:05.040 --> 14:07.040
تو داری چیکار میکنی؟

14:07.630 --> 14:12.420
دالارز اکثراً از کسایی تشکیل شده
که به خواست خودشون اونجا هستند، درسته؟

14:12.420 --> 14:15.260
.مثل تیم ورزشی یا کلوپ

14:16.930 --> 14:22.850
،وقتی یکی تو کلوپ ورزشی گند بزنه
.بقیه تیم جبرانش میکنند. همیشه همینطور بوده

14:23.020 --> 14:28.860
هرکسی خودش رو عضو دالارز بدونه
و این مسئله رو در نظر نگیره احمقه، نه؟

14:31.730 --> 14:32.570
.درسته

14:32.780 --> 14:33.400
هان؟

14:35.070 --> 14:39.160
،خب، از نظر خودم
.حاضرم با این مسئله روبه‌رو بشم

14:39.160 --> 14:42.490
ولی این دغل‌بازهای بی‌خبر رو سر ما سوار شدند؟

14:42.490 --> 14:45.660
.نمیتونم از اینکه دارن به چیزی که لایقشونه میرسن بخندم

14:46.080 --> 14:47.670
چی میخوای بگی؟

14:47.870 --> 14:51.170
.اینکه خوشحال میشم باهات مبارزه کنم

14:52.420 --> 14:55.340
.اینجا تو چشم هستیم
.بریم یه جای دیگه

14:55.670 --> 14:56.930
آکادمی رایرا: زمین شماره 2

14:58.720 --> 15:01.970
...کابادی، کابادی، کابادی، کابادی

15:09.230 --> 15:12.860
...کی فکر میکرد همچین جایی تو ایکبوکور باشه

15:13.070 --> 15:16.650
نمیخوای اون چیزی که قایم کردی کنار بذاری؟

15:16.650 --> 15:18.910
همونی که بهش بوکوتو میگن؟

15:19.490 --> 15:21.530
.اوه، آره. پس متوجهش شدی

15:21.530 --> 15:25.040
.تو صدمه دیدی. بهت آوانس میدم

15:25.040 --> 15:29.500
.به همچنین
میخوای اینُ بهت قرض بدم، پیری؟

15:29.500 --> 15:32.590
!هی، من 25 سالم هم نشده بچه

15:37.220 --> 15:40.220
!ای بابا، مهمونی تموم شد

15:40.220 --> 15:43.220
.ای بابا
چقدر جوجه بودند، نه؟

15:43.220 --> 15:47.600
،میگم اون میکادو سنپای خیلی ضعیف‌ـه ها
موافقی؟

15:47.600 --> 15:50.600
جدی اون موسس دالارزـه؟

15:50.600 --> 15:53.020
!آئوبا بهتره سر به سرمون نذاشته باشی

15:53.020 --> 15:55.780
!اگه اینطور باشه که میکشمش! دوست دخترش رو هم برای خودم برمیدارم

15:55.780 --> 15:57.990
آئوبا دوست‌دختر داره؟

15:57.990 --> 15:59.990
!همون دوقلوها رو میگم

15:59.990 --> 16:01.950
!میکشمش! همین الان میکشمش

16:01.950 --> 16:04.620
چطوری ما رو پیدا کردند؟

16:05.290 --> 16:07.500
...نکنه کار اوریهارا ایزایا باشه

16:12.830 --> 16:18.380
همین الان، کادوتا سان از دالارز"
"!به سمت زمین شماره2 رایرا حرکت کرد

16:18.380 --> 16:20.630
،با یه آدم ترسناک بود

16:20.630 --> 16:24.350
".احتمالاً با همون‌هایی‌ـه که دارن به دالارز حمله میکنند"

16:24.760 --> 16:29.310
"...فکر نمیکنم کادوتا سان در مبارزه‌ای ببازه، ولی بازم نگرانم

16:30.440 --> 16:32.600
...این رییس توراماروئه

16:34.770 --> 16:39.240
میشه یکی بره زمین شماره 2 و سر از جریان دربیاره؟

16:39.240 --> 16:40.610
.باشه من میرم

16:40.610 --> 16:42.610
هی هی، میخوای بدزدیش

16:43.030 --> 16:46.410
!خب این یکی کلید روشه

16:47.330 --> 16:48.830
.صبر کن، نرو

16:48.830 --> 16:52.620
هان؟ از اون آدم‌هایی نیستی که با دزدی مخالفه؟

16:56.130 --> 16:57.300
...مشکی

17:01.260 --> 17:05.300
.موتورهایی که افراد تورامارو سوارش بودند جلوی دره
!سوار یکی از اون‌ها بشو

17:05.300 --> 17:07.140
چی شد یهویی؟

17:07.140 --> 17:10.060
.میخوام پی این سرنخ رو بگیرم

17:10.890 --> 17:13.730
...البته نمیدونم تا کجا ادامه داره

17:31.000 --> 17:33.670
نباید بذاریم فقط دالارز تار و مار بشه، نه؟

17:41.300 --> 17:46.390
...پیدا کردن اون عوضی با این دوربین
خب، فکر نکنم ممکن باشه، نه؟

17:47.970 --> 17:52.100
فکر میکردم با وجود این همه شاهد حرکت کردن براش سخت باشه
...برای همین به اینجا اومدم

17:52.890 --> 17:55.350
.نمیتونم زیاد اینجا بمونم

17:55.650 --> 17:59.070
.ممکنه همین الان تو دفتر باشه، یا جایی که توم سان هست

17:59.230 --> 18:02.610
...و آپارتمان شینرا، یا پیش کاسوکا

18:02.940 --> 18:03.740
!لعنتی

18:04.900 --> 18:07.370
محض رضای خدا، چی شده امروز؟

18:09.660 --> 18:10.370
هان؟

18:11.120 --> 18:14.500
کادوتا؟ و این پسرـه؟

18:17.750 --> 18:20.250
از طرف: ناکورا
!موضوع: اطلاعات مهم

18:18.080 --> 18:20.250
...اعصابم داره خرد میشه

18:38.860 --> 18:40.110
.چیزی نیست

18:40.110 --> 18:43.110
.من طرف تو هستم آکانه چان. نگران نباش

18:44.530 --> 18:47.280
خواهر، تو آدم خوبی هستی؟

18:48.070 --> 18:48.700
هان؟

18:51.240 --> 18:56.670
...اوه آره، فکر کنم یه اسب بی‌سر برای بچه ترسناک باشه

18:59.540 --> 19:00.040
هان؟

19:01.630 --> 19:04.300
اوه شوتر! چرا دپرس شدی؟

19:05.050 --> 19:09.760
.نگران نباش، این اسب خیلی مهربونه

19:09.930 --> 19:15.390
!آ-آره، مثل اون قهرمان‌هاست که میتونه قیافه‌ش رو عوض کنه

19:15.390 --> 19:18.020
...الانم یه قیافه جدید به خودش گرفته

19:18.020 --> 19:19.060
واقعاً؟

19:19.060 --> 19:20.060
.راستی راستی

19:20.940 --> 19:23.270
.مدتی از دالارز دور بمون

19:23.270 --> 19:27.070
تو از اینکه دالارز از کنترل خارج بشه، نمیترسی نه؟

19:27.950 --> 19:32.620
این فکر عقب موندن از تغییرات پیش روی دالارز تو میترسونه نه؟

19:32.620 --> 19:36.660
برای همین ازت میخوام
.رهبر مربع آبی بشی

19:36.660 --> 19:38.420
حالا چیکار کنم...؟

19:38.420 --> 19:41.210
!ببین! یه قیافه‌ی جدید

19:44.880 --> 19:48.680
!امکان نداره... بـ-ببخشید سلتی سان

19:49.300 --> 19:52.760
،یه جایی باید برم
!معذرت میخوام

19:52.760 --> 19:58.140
،سونوهارا سان معذرت میخوام! فکر نکنم امروز بتونم باهات بیرون بیام
.تو هم بهتره بری خونه

19:58.480 --> 20:03.060
،بعدش هم، اگه آئوبا کون زنگ زد
اصلاً جوابش رو نده باشه؟

20:06.400 --> 20:07.940
.یکی اومد بیرون

20:08.110 --> 20:12.740
.همون پسرـه که موتورسوار سیاه اسکورتش کرد
..انگار تنها کار میکنه

20:13.070 --> 20:15.700
اون ساختمون مخفی‌گاه موتورسوار سیاهه؟

20:15.700 --> 20:17.660
.برای این فرض هنوز زوده

20:17.660 --> 20:19.250
اون بچه رو چیکار کنیم؟

20:20.500 --> 20:23.340
.هویت حقیقی اون پسر تضمین‌کننده‌ی تحقیقاته

20:23.920 --> 20:26.340
.من میرم دنبال پسرـه

20:27.090 --> 20:31.970
سلون، ازت میخوام همینجا بمونی و
.حواست به موتورسوار سیاه و دختر عینکیه باشه

20:31.970 --> 20:33.390
.حواستون باشه

20:33.390 --> 20:35.510
.حتماً. بسپرش به من

20:37.430 --> 20:38.810
.نمیدونم چخبر شده

20:40.520 --> 20:43.520
اه... امم... دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟

20:49.280 --> 20:54.700
گروه موتورسوارهایی که به دالارز"
".حمله کرده تورامارو نام داره

20:54.700 --> 21:00.120
و همین الان فهمیدم که دوست‌دختر رهبرشون
.توی ایکبوکورو داره غذا میخوره

21:00.120 --> 21:04.380
،من جرئت ندارم بدزدمش
!هرکی پایه‌س، شروع کنه

21:04.580 --> 21:07.090
...دختر دومی از سمت چپ

21:08.380 --> 21:10.590
...صبر کن، این دختر رو یه جایی دیدم

21:11.590 --> 21:16.050
اوه...کامیچیکا سان؟ بهشون دستور دادند که
دوست کامیچیکا سان رو بدزدند؟

21:17.140 --> 21:18.060
...سلتی سان

21:18.890 --> 21:20.770
!منم میرم

21:25.360 --> 21:28.940
آدم‌های دیروز ممکنه دوباره حمله
.کنند. مراقب خودت باش

21:29.650 --> 21:32.950
.باشه. اه.. امم... خیلی ازتون ممنونم

21:33.570 --> 21:38.370
،آکانه چان، این خانوم آدم خوبیه
همین جا بمون و نگران چیزی نباش، باشه؟

21:38.790 --> 21:39.540
.باشه

21:42.500 --> 21:45.710
.وارونا، دختر عینکیه هم الان رفت

21:45.920 --> 21:47.840
.انگار داره دنبال پسرـه میره

21:47.840 --> 21:48.960
و موتورسوار سیاه؟

21:49.130 --> 21:50.460
.هنوز خبری ازش نیست

21:50.920 --> 21:56.640
.باشه. هم دنبال پسرـه میرم هم دختره
.مثل گرفتن دو تاپاله در حال افتادن

21:56.640 --> 22:01.470
.همچین اصطلاحی نداریم
.بعدشم معلوم نیست اون بچه چجور آدمیه

22:01.730 --> 22:05.400
.درسته. به عنوان یه حریف، ارزشش رو داره

22:05.400 --> 22:07.480
.انگار بهت خوش میگذره، وارونا

22:07.860 --> 22:10.980
.فرض میکنیم اون پسر یه گمراه‌کننده دیگه باشه

22:10.980 --> 22:13.490
.به چشم من، هیچی بهتر از این نیست

23:45.040 --> 24:00.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:45.870 --> 23:47.580
حالا دالارز چی هست؟

23:47.580 --> 23:49.290
.تو یه کلمه نمیشه گفت

23:49.290 --> 23:51.540
.خودمم تازه ملحق شدم

23:51.540 --> 23:53.460
.حتی اگه یکی از اون‌ها باشی، مشخص نیست

23:53.460 --> 23:56.260
.دیگه برای گفتنش خیلی دیره

23:56.260 --> 23:59.050
.قسمت بعد: با گریه کردن چیزی درست نمیشه