﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

01:00.170 --> 01:02.970
...نه که از گربه بازی بدم بیاد

01:02.970 --> 01:06.680
میشه یه مدتی استراحت کنی؟

01:06.680 --> 01:11.310
،خب، وقتی شاراکو اوجو چان بهت لگد زد
داشتی دندون‌قروچه میکردی، یادته؟

01:11.600 --> 01:15.730
!قراره توسط چنین آدم ناچیزی کشته بشی

01:51.890 --> 01:53.560
.بیا در مورد زن‌ها حرف بزنیم

01:54.140 --> 01:58.100
...بانوان پاک‌دامن، فاحشه‌ها، دختران جوان، دختران طرفدار یائویی
.زن سرتاپا زنه

01:58.100 --> 02:00.320
.این داستان انواع زن‌هاست

02:01.400 --> 02:04.150
.برای مثال، اینجا یه دختر کوچیک داریم

02:07.320 --> 02:11.080
.دختری که قلبش سرشار از رازهایی‌ـه که ظرفیتش رو نداره

02:11.580 --> 02:13.580
زنگوله انداختن دور گردن گربه

02:18.210 --> 02:18.960
.اریکا

02:21.630 --> 02:24.550
!آنری! تو هم امروز اومدی

02:24.760 --> 02:27.470
.میگن ممکنه دوتاچین زود بیدار بشه

02:27.930 --> 02:29.430
حقیقت داره؟

02:31.050 --> 02:32.260
!عذر میخوام

02:32.720 --> 02:35.680
هان؟ چی شد یهویی؟
معذرت‌خواهی مال چیه؟

02:35.680 --> 02:38.350
...امروز برای دیدن تو اومدم

02:38.350 --> 02:40.690
...با وجود ناخوشی کیوهی

02:40.940 --> 02:44.110
.یه مشکلی دارم که باید به هر قیمتی شده بهت بگم

02:44.320 --> 02:45.820
همین؟

02:45.820 --> 02:50.490
!نگران نباش، خودت رو در آغوش خواهر بزرگت رها کن

02:50.490 --> 02:54.370
.اریکا، ازت میخوام که همه چیز زندگیم رو بدونی

02:55.330 --> 02:58.120
!چی؟ امکان نداره
این یجور ابراز علاقه یوری‌واره؟

02:58.120 --> 03:01.500
...خب، مشکلی نیست، ولی

03:01.790 --> 03:07.420
،صبر کن! این یه راز چهار جانبه بین من
تو، میکا بو و ماسائومی‌ـه؟

03:07.420 --> 03:10.010
...نـ-نه، اینطور نیست! همچین منظوری ندارم

03:10.180 --> 03:12.350
!به به، تو اینجایی

03:13.010 --> 03:15.220
.خیلی وقته هر دوتون رو ندیده بودم

03:15.520 --> 03:19.940
...پسر، شنیدم که کادوتا سان تصادف کرده و اومدم عیادتش

03:20.150 --> 03:21.270
اتاقش کدومه؟

03:21.520 --> 03:22.650
...امم

03:22.650 --> 03:24.650
چی، من رو به خاطر ندارین؟

03:25.070 --> 03:26.860
!خیلی ناراحت شدم

03:26.860 --> 03:31.410
،خب البته اون موقع مثل مومیایی از نوک انگشت‌ها تا سرم بانداژ شده بودم

03:31.570 --> 03:33.660
...شاید بهتر هم هست که فراموشم کرده باشین

03:35.950 --> 03:38.160
!چیکاگه روکوجو. از آشنایی باهاتون خوشبختم

03:38.500 --> 03:40.790
!شما دخترها میتونین روچی صدام بزنین

03:41.170 --> 03:43.130
...اوه، همون تورامارویی

03:43.130 --> 03:48.050
ببخشید روچی، ولی فقط میذارن اعضای خانواده
.به دیدنش برند

03:48.050 --> 03:50.010
میدونی، قضیه "ملاقات ممنوع"؟

03:50.260 --> 03:54.430
،خب، عمل به نظر موفقیت‌آمیز بوده
.ولی هنوز بیهوشه

03:54.430 --> 03:56.310
اوه، جدی میگین؟

03:56.640 --> 04:01.390
!ولی بازم باعث خوشحالیه که همون اول روچی صدام میزنین

04:01.600 --> 04:03.100
میشه آدرس ایمیل همدیگه رو داشته باشیم؟

04:03.100 --> 04:03.810
!بله که میشه

04:03.810 --> 04:05.320
!ممنونم

04:05.610 --> 04:10.200
خب، هی. اریکا کاریساوا، هان؟
.چه اسم قشنگی داری

04:10.200 --> 04:12.700
اه، میشه شما اسمت رو بهم بگی؟

04:13.490 --> 04:16.700
.اوه، امم... من آنری سونوهارا هستم

04:16.700 --> 04:19.330
.بهتره سراغ این یکی نری

04:19.330 --> 04:22.580
.کلی دوست‌پسر داره که مخش رو زدند

04:22.580 --> 04:23.580
جدی؟

04:23.830 --> 04:26.210
نمیشه من هم شانسم رو امتحان کنم؟

04:30.260 --> 04:33.930
،گوش کن، نمیدونم قضیه چطور پیش رفت

04:33.930 --> 04:37.260
ولی بگو ببینم- اون‌ها مقصر تصادف کادوتا سان رو گرفتند؟

04:37.260 --> 04:40.100
...نه. ولی مطمئنم که پلیس داره پیگیری میکنه

04:40.430 --> 04:43.100
اوه؟ منظورت این ـه که تصادف و فرار بوده؟

04:43.400 --> 04:44.480
.آره، همینطوره

04:44.810 --> 04:46.020
.گرفتم

04:46.270 --> 04:48.480
.پس من راه میوفتم

04:48.480 --> 04:51.740
.اگه وقتی بیدار شد بهم پیام بدی ممنونت میشم

04:51.740 --> 04:52.490
!باشه

04:52.740 --> 04:55.910
،خیلی خب، امروز من میرم محله نانجا پیش جیگر‌هام

04:55.910 --> 05:00.500
،و بعد از دیدن جیگر‌هام
...میرم ایکبوکورو رو زیر و رو کنم

04:58.700 --> 05:01.660
!هی، بیا بریم روچی -
این کارها دیگه چیه؟ -

05:02.830 --> 05:05.670
اونجا یه مقدار ترسناک بودی، نه روچی؟

05:05.670 --> 05:07.790
چیز خطرناکی تو ذهنت داری، نه؟

05:07.790 --> 05:10.510
،اگه برم ایکبوکورو انتقام بگیرم

05:10.960 --> 05:15.800
حداقل میتونم دینم رو به کادوتا سان ادا کنم... نه؟

05:19.430 --> 05:20.640
...اینطور که مشخص شد

05:20.640 --> 05:23.140
.اون دیشب نیومد، نه؟ کوجیراگی سان

05:23.480 --> 05:25.560
،یا به شدت محتاط شده

05:25.560 --> 05:28.150
یا اینکه تو خطر افتاده، نه؟

05:28.440 --> 05:31.530
،اگه قضیه این‌ـه
پس موندن اینجا خطرناک نیست؟

05:31.780 --> 05:35.530
،با وجود قدرت سایکا
.هرجا باشی خطرناکه

05:35.700 --> 05:36.610
.ساعت 9‌ـه

05:36.610 --> 05:37.990
خب که چی؟

05:37.990 --> 05:40.540
.درب بیمارستان ساعت 9 باز میشه
.خودت رو به اونجا برسون

05:40.950 --> 05:43.750
هان؟ من؟

05:43.750 --> 05:46.880
.ای بابا، یه دو قدم تا بیمارستان رفتن که خطرناک نیست

05:46.880 --> 05:50.380
پشت سرت لگد خورده، نه؟
.برو یه نگاهی بهشون بندازند

05:50.380 --> 05:52.550
.الحق که یه مبارزی، کینه سان

05:52.800 --> 05:54.760
.برو معاینه‌ت کنند

05:55.510 --> 05:57.680
.باشه، فهمیدم چی گفتی

05:58.220 --> 06:01.930
.شاید یه سری هم به دوتاچین زدم

06:06.810 --> 06:10.150
چی شد با ایزایا دست به یکی شدین کینه سان؟

06:11.230 --> 06:15.200
...خب، نه اینکه کسی پیرو دستورات ایشون نیست، مطمئن بودم که

06:15.490 --> 06:17.160
.بهتره مراقب خودت باشی

06:17.160 --> 06:21.580
یه زن با آینده درخشان مثل تو
.نباید با ایزایا سر و کار داشته باشه

06:21.580 --> 06:24.750
.متاسفانه از این حقیقت اگاهم

06:26.460 --> 06:28.960
خب، میخواستی در مورد چی باهام حرف بزنی؟

06:29.330 --> 06:31.000
.فکر کنم یه پیشنهاد خوب دارم

06:31.340 --> 06:33.250
در مورد شمشیر ژاپنی‌‌اس؟

06:33.760 --> 06:35.220
.آره، همون

06:35.720 --> 06:39.260
مطمئنی که میخوای اینجا در موردش حرف بزنیم؟

06:41.640 --> 06:43.430
.من که میتونم

06:43.810 --> 06:47.730
.اگه کسی صدام رو بشنوه، مطمئنم که باورشون نمیشه

06:47.890 --> 06:50.730
اوه جدی؟ میشه من هم گوش بدم؟

06:52.820 --> 06:55.820
هان؟ تو کجا اینجا کجا! چخبر؟

06:55.820 --> 06:58.450
.نگاه کن دوتاچین از دیدن تو یکی غافلگیر میشه

06:58.450 --> 07:01.120
چرا.. اینجا چیکار میکنین؟

07:01.370 --> 07:03.790
اوه، خدای من، اینقدر غیرمنتظره‌س؟

07:03.790 --> 07:05.950
.فراتر از غیرمنتظره‌س

07:05.950 --> 07:08.160
به‌هرحال، تو و آنری همدیگه رو میشناسین؟

07:08.620 --> 07:10.750
تو... کاری کردی؟

07:11.080 --> 07:14.000
چی شده؟
.قیافه‌ت ترسناکه

07:14.300 --> 07:18.590
...میکادو و ماسائومی
بلایی سرشون آوردی؟

07:18.800 --> 07:20.260
آنری؟

07:18.800 --> 07:21.760
!حالا، ازم استفاده کن

07:21.760 --> 07:25.770
...من به جای تو... عاشقش خواهم بود

07:26.140 --> 07:29.520
.سوالت به‌جاست
،اگه من جای تو بودم

07:29.520 --> 07:32.650
.به شخصه به این پسره اوریهارا ایزایا مشکوک میشدم

07:33.190 --> 07:38.150
.اگرچه معلومه همچنین نگاه غیرانسانی به بقیه رو اعمال نمیکنم

07:40.070 --> 07:42.280
!جـ-جواب سوالم رو بده، خواهش میکنم

07:42.660 --> 07:45.410
.من هیچ کاری با اون دو نفر نداشتم

07:45.410 --> 07:46.700
.باور نمیکنم

07:46.700 --> 07:49.040
...ولی راست میگم. چون

07:49.750 --> 07:53.210
!میخواستم مداخله کنم و باهاشون در آینده‌ای نزدیک درگیر بشم

07:53.960 --> 08:00.340
.باید بگم که، اوضاع بین میکادو و ماسائومی داره جالب میشه

08:00.720 --> 08:07.140
انگار که... دارن رو یه طناب نازک بین دو تپه راه می‌رند، درست میگم؟

08:07.140 --> 08:11.350
!تصور کن
.تپه، طناب، دوستیشون

08:11.350 --> 08:15.110
،همینطور که روی طناب راه میرند
.گردنشون به طناب دیگه‌ای وصله

08:15.520 --> 08:19.940
،اگه یکیشون تعادلش رو از دست بده
.اون یکی رو با خودش می‌کشه

08:20.150 --> 08:22.700
،حتی اگه اون یکی تعادلش رو حفظ کرده باشه

08:22.700 --> 08:25.660
.باعث میشه طناب گردن اون یکی رو فشار بده

08:25.660 --> 08:27.080
نکشی کشتی میشی دیگه؟

08:27.990 --> 08:31.410
.و کسایی که تماشاشون میکنند همه‌جور واکنشی نشون میدند

08:31.410 --> 08:33.880
،بعضی‌هاشون سعی می‌کنند دخالت کنند

08:33.880 --> 08:37.090
،چهار تا نخاله میان رو طناب و بالا پایین میرند

08:37.090 --> 08:42.090
و چند تا نیکوکار هم تلاش می‌کنند نیروهای نجات رو
.زیر تپه‌ها مستقر کنند... و غیره

08:42.970 --> 08:49.140
و همینطور من، دوست دارم که هر دو سر طناب رو
آتش بزنم و تماشا کنم

08:49.430 --> 08:50.930
.ازم استفاده کن

08:50.930 --> 08:54.100
چرا همچین کاری میکنی؟

08:54.440 --> 08:59.110
.فقط میخوام ببینم
اون دو تا میخوان چیکار کنند، نه؟

08:59.780 --> 09:00.610
...امکان نداره

09:00.610 --> 09:02.900
.ازم استفاده کن -
.من عاشق همه چیز و همه‌‌کس هستم -

09:02.900 --> 09:04.110
!ساکت شو

09:04.490 --> 09:07.740
.متوجه نمیشم
چه فایده‌ای داره؟

09:08.870 --> 09:10.370
تو چی میخوای؟

09:10.580 --> 09:12.910
چه فایده‌ای داره؟

09:12.910 --> 09:14.620
بهت که گفتم، نگفتم؟

09:14.620 --> 09:18.500
.چون من شیفته‌ی انسان‌ها هستم
.بهشون عشق می‌ورزم

09:18.800 --> 09:23.550
و پس تو فکر نمیکنی این نیت بهم حق میده
هر کاری بخوام سر تموم آدم‌های دنیا در بیارم؟

09:23.550 --> 09:28.050
حتی اگه یه دختر قصد جونم رو داشته باشه
،چون نمیتونه من رو ببخشه

09:28.050 --> 09:31.560
.به مساوات عاشق اون دختر هم هستم

09:32.680 --> 09:37.770
.اون دختر خودش نمیدونه چرا دوستش دارم

09:38.060 --> 09:41.780
،در این زمان، اگرچه اون به مردی که قصد کشتنش را داشت کمک می‌کرد

09:41.780 --> 09:46.700
.تمام چیزی که بهش فکر میکرد صدمه زدن به او بود

09:46.700 --> 09:49.530
...و در عاقبت کارش به اینجا کشید

09:49.530 --> 09:53.790
.در خانه‌ی دختری که، همان مهره‌ی همان مرد بود

09:58.460 --> 10:02.550
خب، خب! مانامی بودی دیگه؟
چی شده اومدی اینجا؟

10:02.800 --> 10:04.920
.اومدم به ایزایا حمله کنم

10:04.920 --> 10:08.930
.اوه؟ انگار خیلی عصبانی هستی
میخوای چیکار کنی؟

10:09.470 --> 10:10.890
،سی دقیقه بعد

10:11.180 --> 10:15.140
.وقتی بار دیگر شاد و خندان به سمت شهر میرفت

10:15.140 --> 10:16.440
...و بعد

10:17.730 --> 10:21.690
...این یکی هم به راه افتاد
.قدم‌های آرام، خیلی آرام

10:23.610 --> 10:27.030
.هرچند، این دختر نمیتونست تکون بخوره

10:27.030 --> 10:30.200
،می‌ترسید، می‌لرزید
.در آشفتگی غرق شده بود

10:30.490 --> 10:33.370
.این مرد... دیوانه شده

10:33.370 --> 10:35.500
.باید بهش حمله کنم

10:35.790 --> 10:38.460
...یا میکادو... و ماسائومی -
از چی میترسی؟ -

10:38.670 --> 10:41.840
!ما که تازه با هم آشنا شدیم

10:41.840 --> 10:42.670
...ولی

10:42.800 --> 10:46.300
...اگه قدرت سایکا رو به کسی مثل اون بدم

10:46.300 --> 10:47.340
بعد چی میشه؟

10:47.340 --> 10:50.600
.مادرت میدونست چطوری کنترلم کنه

10:50.600 --> 10:53.350
.اون کارهایی کرد که تو این وضعیت نمیتونی انجامش بدی

10:51.640 --> 10:52.890
!ساکت شو

10:53.810 --> 10:57.480
به هرحال، تو اصلاً حق سوال‌پیچ کردن من رو داری؟

10:57.690 --> 11:01.360
.تو خودت رو از میکادو و ماسائومی دور کردی

11:01.360 --> 11:02.980
...هرچند میتونستی عمیق‌تر بری

11:02.980 --> 11:03.480
نه ـــ

11:03.480 --> 11:08.360
،شاید دارم زیاده‌روی میکنم
.ولی باید با سایکا هر دوشون رو میکشتی

11:09.240 --> 11:11.240
!این چه حرفیه! تو اشتباه میکنی

11:11.240 --> 11:13.450
گفتی اشتباه؟

11:13.450 --> 11:19.250
،درسته، از نظر یه انسان اشتباهه
.و کاری هم نیست که یه انسان از پسش بربیاد

11:19.250 --> 11:20.290
...گوش کن

11:20.630 --> 11:24.000
نگو که هنوز فکر میکنی انسانی؟

11:25.090 --> 11:30.010
،تو خودت از انسان بودن دست کشیدی
.و انتخاب کردی که با سایکا یگانه بشی

11:30.010 --> 11:32.550
،با اینکه از انسان بودن دست کشیدی

11:32.550 --> 11:34.760
.باز هم وانمود میکنی که انسانی

11:34.760 --> 11:37.480
و هیچ کاری نمیکنی با اینکه میدونی دوست‌های عزیزت در خطرن ـــ

11:38.940 --> 11:44.150
،اگه اشک دوست عزیزم رو دربیاری
!تخم چشم‌هات رو با آهن پر می‌کنم

11:45.480 --> 11:49.200
،به عنوان یه انسان، این بخشت رو دوست دارم، اریکا

11:49.200 --> 11:51.570
،پس با وجود تفاوت‌هایی که باهات دارم
.عقب میکشم

11:51.570 --> 11:54.280
!جدی میگی؟ ممنون. ولی تو بخشیده نشدی

11:54.450 --> 11:59.790
،وای پسر، از گفتنش بیزارم
.ولی باید برم امتحان عصب جمجمه بدم

11:59.790 --> 12:03.460
.اوه، پس باید به خوبی ازشون مراقبت کنی

12:03.460 --> 12:06.670
!ممکنه بافت مغزت مثل صورت روباه دربیاد

12:10.010 --> 12:13.510
...اریکا... من... من

12:14.470 --> 12:17.020
.هی، چیزی نیست. نگران اون نباش

12:17.020 --> 12:18.680
بازی‌های معمول ایزایا بود دیگه؟

12:19.230 --> 12:23.060
.ولی من... من واقعاً آماده‌ی کشتنش بودم

12:23.060 --> 12:25.570
.چیزی نیست. بعد در موردش حرف میزنیم

12:25.900 --> 12:31.070
حتی اگه تبدیل به شیطانی باستانی شدی
،که سیاره رو نابود کرده بود

12:31.240 --> 12:33.700
!باز هم تو رو میبخشم

12:34.240 --> 12:37.620
...میگند زن‌ها رابطه‌ی دو طرفه دارند

12:37.790 --> 12:41.870
،همینطور گفته میشه که در زمان دعوا
.دشمن زن، یک زن دیگه‌س

12:42.250 --> 12:43.710
...این یکی

12:44.330 --> 12:48.050
.مونده تا با اون یکی آشنا بشه...

12:52.090 --> 12:57.760
این شخص،که از گفتن"پدر" به
.من خودداری میکنه هم یه زن‌ـه

13:02.560 --> 13:05.810
،هیچوقت اینقدر خسته نشده بودم
.جور دیگه نمیتونستم بگم

13:06.190 --> 13:09.610
.شرمنده، سلتی، که قبل تو دست کشیدم

13:09.610 --> 13:12.900
.نه، ببین تو چه وضعیتی هستی
.من نگران بودم، مشکلی نیست

13:13.280 --> 13:16.990
.بعد از اینکه همه تصمیم به خواب گرفتند، اوضاع یه مقدار بیریخت شد

13:16.990 --> 13:19.330
...جنگ و دعوا سر اینکه کدوم اتاق مال کی باشه

13:19.830 --> 13:21.830
!مخصوصاً نامیه و میکا

13:22.250 --> 13:27.000
اون دو تا... تا همدیگه رو خفه نکنند آروم نمیشند، نه؟

13:27.000 --> 13:28.590
خب چطور پیش رفت؟

13:28.960 --> 13:31.920
.هر دوشون سمج بودند که با سیجی بخوابند

13:32.670 --> 13:36.340
.در آخر نامیه و میکا تو اتاق من خوابیدند

13:36.890 --> 13:39.850
،برای اینکه حواسمون به همدیگه باشه
...تا کسی مخفیانه کاری نکنه

13:40.140 --> 13:41.350
پس سیجی رو کجا میذاری؟

13:41.770 --> 13:43.640
...پیش پدرت

13:45.980 --> 13:48.230
!موقع خواب هم ماسک میزنه

13:50.230 --> 13:51.990
.میدونم که همه خسته‌این

13:53.030 --> 13:57.370
.شنیدن داستان همه کل روز طول کشید

13:57.370 --> 13:59.160
.تو خیلی خوبی، سلتی

13:59.160 --> 14:01.330
!با چرب‌زبونی به جایی نمیرسی

14:01.330 --> 14:02.750
.چرب‌زبونی کجا بود

14:03.330 --> 14:07.380
،چون سعی کردی رفتار انسانی داشته باشی
...حتی مهربون‌تر از یه انسانی

14:07.830 --> 14:09.540
.دقیقاً برای همین نگرانم

14:09.710 --> 14:12.340
،که یه روز از کل انسان‌ها ناامید بشی

14:12.340 --> 14:15.010
،دنیا رو نابود کنی
و تبدیل به شیطان بشی، متوجهی؟

14:15.010 --> 14:15.970
الان؟ خدایی؟

14:15.970 --> 14:17.050
!ولی سلتی

14:17.050 --> 14:19.390
،اگه میخوای بشریت رو منقرض کنی

14:19.390 --> 14:21.720
!به عنوان متحدت به بشریت خیانت میکنم

14:22.020 --> 14:26.390
تا زمانی که در آغوش تو به عنوان آخرین
!انسان روی زمین باشم خوشحالم

14:27.060 --> 14:27.900
!آخ

14:28.520 --> 14:31.150
فانتزی‌ـه زیاده‌روی بود؟

14:31.150 --> 14:34.570
...بعد از اینکه من رو رییس انجمن کردی
این چه حرفیه میزنی؟

14:34.570 --> 14:36.280
.ببخشید بهت فشار آوردم

14:36.280 --> 14:39.660
.اوه، خب، طوری نیست
.خوشحالم که طبق نقشه تو پیش رفت

14:40.160 --> 14:41.910
!پس سعی کن هرچه زودتر بهتر بشی

14:43.790 --> 14:45.290
!هلهله و شادی

14:45.290 --> 14:48.830
!وقتی که میگن همیشه شاد باش یعنی این

14:49.830 --> 14:51.170
!آخ

14:51.170 --> 14:52.420
!هی، زیاده‌روی نکن

14:53.090 --> 14:56.420
ولی از کجا میخوای شروع کنی؟

14:56.420 --> 14:58.930
.احتمالاً کاسانه کوجیراگی

14:59.470 --> 15:03.850
...اول، باید ازش در مورد جراحات تو سوال کنم

15:07.310 --> 15:08.940
...کاسانه کوجیراگی

15:09.350 --> 15:12.190
...اون از تفکرات دشمن ناشناخته‌ش باخبره

15:12.190 --> 15:16.440
.کسی که از اولین مزه آزادی لذت میبره

15:21.910 --> 15:23.200
اینها هدیه‌ان؟

15:23.450 --> 15:25.500
.همش مال منه

15:25.660 --> 15:28.790
.کاسانه کوجیراگی اسم واقعیش نیست

15:28.790 --> 15:31.920
.ولی اسم واقعیش هم اونقدر مهم نیست

15:33.250 --> 15:35.710
،حتماً از شنیدنش شوکه میشین

15:35.710 --> 15:40.090
ولی مادر هیجیریبه روری و کاسانه
.ناخواهری هستند، فاصله سنیشون زیاده

15:40.760 --> 15:45.350
مادربزرگ‌ـه که روری خیلی تحسینش می‌کرد
.بچه‌ای رو انتخاب کرد که مال شوهرش نبود

15:45.350 --> 15:49.640
کاسانه... و مدت کمی بعد از تولدش
.به یه مرد مسن به اسم یودوگیری جینای فروخت

15:49.640 --> 15:51.600
.اون زن شیطان‌صفتی بود

15:55.440 --> 15:59.030
پیرمرد به کاسانه یاد داد که
.چطور از سن کم کسب و کارش رو بگردونه

15:59.030 --> 16:02.620
اون مجبور به زندگی شد که در اون
.باید به شکار انسان‌ها و هیولاها می‌پرداخت

16:02.990 --> 16:05.080
،و درست بعد اینکه اون پیرمرد فوت کرد

16:05.080 --> 16:07.620
.با استفاده‌ از جانشین‌هایی به کسب و کار ادامه داد

16:08.040 --> 16:11.120
.چون تنها چیزی بود که داشت

16:14.920 --> 16:19.260
،به یاد روری، کسی که باهاش هم‌خون بود
،و به دنبال رویاهاش بود

16:19.260 --> 16:21.220
.ممکنه باعث حسادتش شده باشه

16:21.220 --> 16:23.800
حتی این عروسک خانوم مکانیکی

16:23.800 --> 16:29.850
رویای پیدا کردن رویایی خاص خودش
.در ته قلب داشت

16:31.270 --> 16:36.520
منم. نتونستم با موبایل یودوگیری سان
ارتباط برقرار کنم، چیزی شده؟

16:36.820 --> 16:39.990
.رییس یودوگیری تصادف کرده

16:40.150 --> 16:43.240
چی؟
پس تکلیف کاری که به خاطرش استخدام شده بود چی میشه؟

16:43.240 --> 16:44.910
.من بهش رسیدگی میکنم

16:45.120 --> 16:48.240
و-واقعاً؟
.خب مشکلی نیست

16:48.240 --> 16:53.420
،نبولا ممکنه باز مثل دیروز درگیر بشه
.پس مراقب دور و برت باش

16:53.790 --> 16:55.880
.متوجه شدم، یاگیری سان

16:56.460 --> 16:59.090
...دشمنی که ناگهان در برابر چشمان او ظاهر شد

16:59.090 --> 17:04.430
به لطف اوریهارا ایزایا، کاسانه توانست
.برای اولین بار در زندگی‌اش "آزادی" را تجربه کند

17:07.510 --> 17:08.810
،و سپس

17:08.810 --> 17:14.440
در چشمان او، چیزی مهمتر از نقشه‌ی دشمن و محل
.انجام آن وجود داشت

17:17.570 --> 17:20.240
.رویا داشتن خود او

17:22.490 --> 17:26.950
،با صورت پشت ماسک آهنی
.او رویاهای روزانه زیادی می‌دید

17:27.620 --> 17:34.290
با خود فکر میکرد که باید گوشواره‌های گربه‌ای که از
...کافه گربه خریده بود به گوش بزند یا از کافه‌ پیشخدمت

17:34.290 --> 17:36.960
...عالی، بسیار عالی

17:37.840 --> 17:40.710
.که اینطور، پس تونستی با میکادو صحبت کنی

17:41.090 --> 17:42.720
.فایده نداره

17:42.720 --> 17:46.850
...جوری که میکادو میخواد همه چیز رو خراب کنه و از نو شروع کنه

17:46.850 --> 17:48.680
!آنری بخشی ازش نیست

17:48.970 --> 17:51.810
.و این اصلاً خوب نیست
.حتی با خوش‌بینی هم خوب نیست

17:51.810 --> 17:53.440
...اینکه همه‌چیز رو نابود کنه

17:53.440 --> 17:55.100
!خیلی خودخواهی‌ـه

17:56.060 --> 17:58.110
.تو خیلی خوش‌قلبی، سلتی

17:59.320 --> 18:01.780
.و همین خصوصیتت رو خیلی دوست دارم

18:03.240 --> 18:04.320
چی شد یهویی؟

18:04.320 --> 18:08.160
...خب، نه اینکه خوشحال نشم
!ولی الان خوابم نمیبره اوشکول

18:10.830 --> 18:14.500
.میرم ببینم آنری تو چت‌روم هست یا نه

18:15.960 --> 18:20.000
...ببخشید، امروز اون جنس‌ها رو تموم کردیم

18:20.210 --> 18:21.590
...که اینطور

18:22.510 --> 18:24.670
میشه یه پیغام برام برسونی؟

18:24.670 --> 18:31.510
وقتی دوتاچین بیدار بشه، فکر کنم از دیدن
!این همه دختر که با گوشواره گربه‌ای به دیدنش رفتن هیجان‌زده بشه

18:32.180 --> 18:33.520
...اریکا

18:34.560 --> 18:37.270
.انسان باشی یا نباشی هیچ فرقی نمیکنه

18:37.730 --> 18:40.980
،تو مهربونی، آنری، و میتونی لبخند بزنی

18:40.980 --> 18:45.240
و ببین به خاطر دوست‌هات
.اشک تو چشم‌هات جمع شده

18:45.240 --> 18:46.910
.همین خیلی خوبه

18:48.490 --> 18:50.870
.باید یه مغازه دیگه پیدا کنم

18:53.750 --> 18:55.910
این.. چیه؟

19:00.840 --> 19:03.050
.خیلی وقته ندیدمت، آنری

19:04.050 --> 19:06.420
...نیه‌کاوا سنپای

19:06.800 --> 19:10.930
.دنبال تاکاشی میگشتم
ولی کی فکرش رو میکرد تو رو ببینم؟

19:11.300 --> 19:13.060
دنبالم میای؟

19:13.390 --> 19:13.930
چی؟

19:14.270 --> 19:17.350
...از اینکه اینجا بگم مشکلی ندارم

19:17.520 --> 19:21.400
ولی تو که نمیخوای تو مکان عمومی باشی،درسته؟

19:22.440 --> 19:26.110
کیو: در هر صورت، این اولین قدم
!برای متحول کردن دنیاست

19:26.110 --> 19:31.740
بیشتر ساکنین این دریای الکترونیک
.این رو شیطنت در نظر می‌گیرند، ولی من نه

19:31.910 --> 19:34.080
!بدون شک این‌ها واقعی هستند

19:34.080 --> 19:38.160
،توی تلویزیون خودشون رو نشون نمی‌دند
،توی اخبار آنلاین هم شطرنجی هستند

19:38.160 --> 19:40.290
،ولی توی رسانه‌های مردمی، یکی پس از دیگری

19:40.290 --> 19:45.090
!پر از عکس و ویدوهایی هست که مردم گرفتند

19:45.510 --> 19:47.970
،و امروز از بین همه‌‌ی روزها
...شهر ایکبوکورو بالاخره

19:47.970 --> 19:50.180
!یه چیزی ظاهر شد

19:50.260 --> 19:51.340
.سان: من میترسم

19:51.340 --> 19:53.100
.چیزی برای ترسیدن وجود نداره

19:53.100 --> 19:56.020
،تا وقتی باهم باشیم
!میتونیم به هرچیزی غلبه کنیم

19:56.020 --> 19:58.730
،حتی وقتی مردم
.با تو هستم، سان

19:58.730 --> 20:02.110
!باعث خوشحالیه
!ماچ، آخ! دردم گرفت

20:01.480 --> 20:02.980
ستون به چت‌روم وارد شد

20:03.230 --> 20:05.320
.ستون: سلام! چخبرها

20:05.320 --> 20:06.940
...سایکا

20:06.940 --> 20:08.780
انگار این طرف‌ها نیست، نه؟

20:08.780 --> 20:10.360
.بعد بهش پیام میدم

20:10.530 --> 20:14.990
وای خدای من، ستون، انگار شما
.از اخبار مطلع نیستی

20:14.990 --> 20:17.120
،چون شایعات زیادی تو اینترنت پخش شده

20:17.120 --> 20:20.830
،سی دقیقه یا بیشتر هست
.فکر نکنم کمکی از دستم بربیاد

20:20.830 --> 20:22.880
امم، اتفاقی افتاده؟

20:23.080 --> 20:26.800
پیشنهاد میکنم تلویزیون رو روشن کنی"
".هنوز دیر نیست

20:31.510 --> 20:32.760
سلتی؟ چی شده؟

20:33.050 --> 20:35.470
،اخبار ظهرگاهی در شرف آغازه

20:35.470 --> 20:39.180
...و مطمئنم که شبکه دایو یه برنامه مخصوص

20:36.600 --> 20:37.850
...سلتی

20:39.180 --> 20:41.980
میشه یه لحظه کانال رو عوض کنم؟

20:41.980 --> 20:45.860
،البته که طوری نیست
!این تلویزیون شما و دکتر کیشیتانی‌ـه

20:45.860 --> 20:46.940
!راحت باشین

20:46.940 --> 20:50.900
سر قطع شده زنی در روبه‌روی ایستگاه ایکبوکورو

20:47.570 --> 20:52.110
،بله، بنده در مقابل صحنه قرار دارم
.خروجی شرقی ایستگاه ایکبوکورو

20:52.110 --> 20:53.990
...در این جمعیت

20:53.030 --> 21:01.040
سر قطع شده زنی در روبه‌روی ایستگاه ایکبوکورو

20:53.990 --> 20:57.120
...اگر به دقت توجه کنین

20:57.120 --> 21:01.040
،حدود ساعت 11 صبح
.سر قطع شده زنی از جایی پرتاب شد

21:01.410 --> 21:02.290
هان؟

21:03.420 --> 21:07.800
اومدم تا یه چیز مهم ایزایا که اینجا
.نگهداری میکنه بدزدم. همین

21:08.130 --> 21:11.680
.خب، من نگهبان اون بسته هستم، میدونی

21:12.130 --> 21:16.510
میتونی به ایزایا بگی که گولت زدم
.و ایزایا من رو فرستاده

21:17.350 --> 21:19.810
و اون وقت چی برای من داره؟

21:20.230 --> 21:22.060
.آزادیت رو بدست میاری

21:23.270 --> 21:24.060
آزادی؟

21:24.690 --> 21:27.820
جزئیاتش رو نمیدونم، ولی کسی هست که
دنبالش میگردی، درسته؟

21:30.070 --> 21:32.320
.باشه... خوشحال هم میشم گولم بزنی

21:33.070 --> 21:37.620
،درسته، اون دختر از روی کینه سر را دزدید

21:37.620 --> 21:40.830
.و به کل دنیا نشونش داد

21:57.470 --> 21:58.390
!هی -
!هی هی -

21:58.390 --> 22:00.520
حالت خوبه، سلتی؟

21:59.720 --> 22:00.770
...زنان

22:00.770 --> 22:05.270
.چه انسان باشند و چه نباشند، زن سر تا پا زنه

22:05.440 --> 22:07.860
،اگه خود شما زن هستی
.بنده دیگه حرفی ندارم

22:07.860 --> 22:09.860
...اگه مرد هستی

22:10.150 --> 22:12.780
.نمیتونی زیاد مراقب باشی

23:45.040 --> 24:00.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:45.790 --> 23:49.250
!ذهن‌بترکون! زمین‌لرزون
!یهویی

23:49.250 --> 23:50.500
!سر! گربه

23:50.500 --> 23:52.460
!ایزا نی، همش داری وراجی میکنی

23:52.460 --> 23:54.250
هی، باز این کی بود؟

23:54.250 --> 23:56.880
انگار آشنا بود، هان؟
هی، کورو نی؟

23:56.880 --> 23:59.630
.قسمت بعد: همگی در یک جبهه‌ایم