﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

00:59.250 --> 01:02.130
.من برای دزدیدن یه دارایی مهم ایزایا که اینجا نگه می داره اومدم

01:02.130 --> 01:05.390
.مادرت بهتر می تونست منُ به کار بگیره

01:05.390 --> 01:07.760
.اون کارهایی می کرد که تو هرگز نمی تونستی

01:06.430 --> 01:07.760
!ساکت باش

01:07.760 --> 01:12.350
اگه واقعا می خوای از یه زندگی عادی فرار کنی
.پس باید پیشرفت کنی

01:13.440 --> 01:15.730
.مدت زیادی شده آنری

01:53.730 --> 01:57.270
!این اتفاقات شوکه کننده و بزرگ و ناگهانی

01:54.310 --> 01:56.310
!سر یک زن جلوی ایستگاه ایکبوکورو پیدا شد

01:57.270 --> 01:59.360
!همه حسابی درگیر هیاهو شدن کورو نی

01:59.360 --> 02:00.440
.آره

02:03.440 --> 02:04.070
سیجی؟

02:06.240 --> 02:09.570
...کسایی که غش می کنن... کسایی که خشکشون می زنه
...کسایی که فریاد می زنن

02:09.570 --> 02:11.200
...و همچنین

02:11.950 --> 02:13.950
همه ی اونا تو یم قایقن

02:15.580 --> 02:16.960
!سر یک زن جلوی ایستگاه ایکبوکورو پیدا شد

02:16.460 --> 02:18.580
اون هاریما سنپای نیست؟

02:18.580 --> 02:21.420
.نه نیست. گمونم سلتیه

02:22.170 --> 02:26.300
.میکا جراحی پلاستیک کرده
.تا دقیقا شبیه سلتی بشه

02:29.300 --> 02:30.800
!الو؟ من میکام

02:30.800 --> 02:33.180
!کسی که زنگ زدی تا اوضاعمُ بررسی کنی، ممنون

02:33.180 --> 02:37.020
اون سر من تو اخبار نیست پس می تونم
!پیغامتُ خیلی خوب بشنوم

02:37.140 --> 02:39.190
هی، پلک هاش نمی لرزن؟

02:39.190 --> 02:41.610
جون من؟ -
!پس اون سر زنده است -

02:40.940 --> 02:46.570
این چیه؟ کسی واقعا از زیاد واکنش نشون ندادنش
"نسبت به این موضوع بهت زده شده - "اوه، فقط همین؟

02:43.860 --> 02:45.530
فقط به خاطر دوربین اون جوری شد، درسته؟

02:46.820 --> 02:48.110
.عجیب و غریب

02:48.530 --> 02:50.120
یعنی الان دیگه بهش عادت کردم؟

02:50.570 --> 02:54.700
.شاید به خاطر اینه که دیگه سلتی به نظرم غیر عادی نیست

02:56.960 --> 03:00.580
هی... می خوام رو یه چیزی فکر کنم
پس می شه یه مدتی تنها باشم؟

03:03.800 --> 03:07.380
بازم ماشین پلیس؟ اتفاقی افتاده؟

03:09.220 --> 03:11.470
میکادو رویگامینه

03:10.090 --> 03:12.350
یعنی آکابایاشی سان کاری کرده؟

03:12.970 --> 03:15.100
.خیلی وقت شده میکادو

03:15.390 --> 03:18.730
.اوه، سلام. خیلی وقت شده بود اوریهارا سان

03:18.940 --> 03:24.110
خب چی شده؟ یکی که بچه ی دبیرستانی رو
برای صبحونه می خوره تو رو ترسونده؟

03:26.940 --> 03:32.620
تو بودی که به آکابایشی سان از گروه آواکاسو
درمورد من گفتی، اوریهارا سان؟

03:32.620 --> 03:33.990
هم درسته

03:33.990 --> 03:35.990
.هم غلط، من مجبور بودم بگم

03:36.490 --> 03:39.500
.قبلا هم بهت گفتم
به خاطر احترامی که بهت دارم

03:39.500 --> 03:43.670
.هیچ وقت اطلاعات درمورد این که تو رییس دالارزی رو نمی فروشم

03:44.090 --> 03:45.630
.البته یه استثنائاتی هم هست

03:45.840 --> 03:46.960
استثناء؟

03:46.960 --> 03:48.720
وقتی اون برای دیدن من اومد

03:48.720 --> 03:53.010
.آکابایاشی سان خودش حدس زده بود تو رییس دالارزی

03:53.220 --> 03:58.640
شرمنده ولی دادن اطلاعات غلط بر خلاف اصولیه
.که کار و بارم بر روی اونا بنا شده

03:59.350 --> 04:02.310
.و الان من ازت یه سوال دارم

04:02.480 --> 04:03.270
.بپرس

04:03.610 --> 04:05.900
چرا هنوز اونجایی؟

04:11.240 --> 04:12.950
چطوره بشینیم؟

04:14.160 --> 04:16.620
.لازم نیست اینقدر بترسی

04:16.620 --> 04:20.160
آخه سایکای تو نگران نزدیکی نیست، درسته؟

04:23.580 --> 04:26.590
...اوممف من تو سایت دالارز دیدم

04:27.130 --> 04:30.840
.پدرت داره دنبالت می گرده

04:30.840 --> 04:32.180
پدرم؟

04:32.340 --> 04:34.510
.گمونم باید بری خونه

04:34.510 --> 04:38.970
.نه. دنبال تاکاشی گشتن از بابام مهم تره

04:39.890 --> 04:42.850
...پس... نیکاوا سنپای

04:42.850 --> 04:45.190
تو برای من کشتن من اومدی؟

04:55.120 --> 04:56.990
به سادگی لو می دی کی هستی

04:56.990 --> 04:59.330
.و مثل یه دانش آموز عادی دبیرستانی رفتار می کنی

04:59.330 --> 05:02.290
...شیزو چان دیگه عضو دالارز نیست

05:02.290 --> 05:05.250
و می دونی دوتاچینم تصادف کرده، درسته؟

05:05.540 --> 05:08.630
پس تو چرا هنوز اونجایی؟

05:09.500 --> 05:12.880
اونم وقتی که می دونی این چقدر می تونه خطرناک باشه؟

05:13.720 --> 05:15.800
.خودت این حرفُ زدی اوریهارا سان

05:16.010 --> 05:20.270
این که "اگه واقعا می خوای از یه زندگی عادی
".فرار کنی باید پیشرفت کنی

05:20.520 --> 05:23.140
.لازم نیست اونُ کاملا جدی بگیری

05:23.350 --> 05:24.640
.انتخاب با خودته

05:25.100 --> 05:29.320
درسته. به خاطر همین اگرم تو کاری نکرده بودی

05:29.820 --> 05:33.740
.فکر می کنم به هر حال کارم به اینجا می کشید

05:34.860 --> 05:39.160
.اوه بیخیال. جوری می گی انگار من پشت پرده دارم کاری می کنم

05:39.450 --> 05:41.910
.ولی امکان نداره تو کاری نکرده باشی

05:42.450 --> 05:46.790
به عنوان کانرا، تو بودی که به ماسائومی گفتی من کیم، مگه نه؟

05:47.000 --> 05:50.920
اگه این کارُ کرده باشم چی؟ منُ پست می شماری؟

05:50.920 --> 05:52.670
یا ازم متنفر می شی؟

05:53.050 --> 05:56.300
...این نحوه ی صحبت
.قطعا این خودتی اوریهارا سان

05:58.350 --> 05:59.600
.خیلی ممنون

06:02.640 --> 06:05.060
"...من برای کشتنت اومدم"

06:05.060 --> 06:08.610
.چیزیه که دوست داشتم بگم ولی من بخشیدمت ...

06:09.270 --> 06:12.610
.اگه کسی بودم که قبلا بودم، هرگز نمی بخشیدمت

06:12.860 --> 06:18.740
چون تو قلب تاکاشی رو از من دزدیدی
.و تازه اونُ رد هم کردی

06:18.740 --> 06:21.370
این کار قابل بخششی نیست

06:21.370 --> 06:24.200
.ولی از وقتی تو منُ بریدی رشد کردم

06:24.540 --> 06:25.870
...صدای سایکا

06:26.460 --> 06:29.790
بعد از روبرو شدن با صدای سایکای حقیقی که تو همیشه بهش گوش می دی

06:29.790 --> 06:32.420
.حس کردم تحت کنترل تو هستم

06:32.590 --> 06:34.380
...ب-باشه

06:34.380 --> 06:36.510
.من الان کاملا به هم ریختم

06:36.510 --> 06:39.010
تنها چیزی که می خواستم این بود که
تاکاشی رو ببرم و اون منُ ببره

06:39.010 --> 06:42.390
.و تا وقتی که یکی بشیم بی وقفه در هم بلولیم

06:42.760 --> 06:46.520
ولی قبل از این که اتفاق بتونه بیفته تو بهم
!نفوذ کردی... تو نسبت بهم خشونت کردی

06:47.560 --> 06:49.400
.ولی بعد یه فکری به سرم زد

06:49.400 --> 06:53.570
حتی اگه بدنم توسط تو آلوده شده بود
حتی اگه تاکاشی از متنفر شده باشه

06:53.570 --> 06:56.110
.این عشق منُ تغییر نمی ده

06:56.280 --> 06:59.990
.این جوری بود که تونستم حتی نفرتم نسبت به تو رو تبدیل به عشق کنم

07:03.330 --> 07:06.830
.من سایکاتُ بدون هیچ کمکی آروم نگه داشتم

07:06.830 --> 07:11.670
.ولی فقط همین - آروم نگه داشتنش
.سایکای تو درون منه

07:12.000 --> 07:17.590
فکر می کردم اون از سایکای من جداست
.ولی اونا درون من تو هم می لولن

07:17.840 --> 07:19.800
و-واقعا؟

07:19.800 --> 07:22.260
.جوری رفتار نکن انگار این ربطی به تو نداره

07:22.470 --> 07:25.350
.دارم بهت می گم مسئولیت پذیر باشی

07:25.680 --> 07:28.310
.بیا به هم ملحق بشیم. حرفم اینه

07:30.310 --> 07:33.610
...میکادو ریوگامینه و ماسائومی کیدا

07:33.770 --> 07:38.150
.من بهشون علاقمند شدم ولی اینطور نیست که بهشون خیانت کنم

07:40.660 --> 07:42.070
اگه به خاطر این نبود

07:42.620 --> 07:48.250
.باید به مخفی کردن همه چیز از ماسائومی و آنری ادامه می دادم

07:48.750 --> 07:51.370
ممکنه توسط موجی به نام دالارز شسته شده باشم

07:51.370 --> 07:54.090
.ولی بازم نسبت به کسایی که برام مهمن احساس گناه می کنم

07:54.380 --> 07:57.590
...کاری که الان داری می کنی
این بهت احساس گناه نمی ده؟

07:57.840 --> 08:01.720
.اصلا ساختن دالارزه که من درموردش احساس گناه می کنم

08:02.760 --> 08:06.680
.به خاطر همین می خوام همه چیزُ تو دالارز جمع کنم و از نو شروع کنم

08:07.100 --> 08:12.230
.می خوام دالارزُ برگردونم به شب میتینگ اولی که ترتیب دادم

08:12.770 --> 08:16.860
و برای رسیدن به این هدف می خوام هر چیزی
.دور و بر دالارز که غیر حیاتیه رو از بین ببرم

08:17.650 --> 08:19.820
.این تنها کاریه که می خوام بکنم

08:19.990 --> 08:23.530
و حالا که داری دالارزُ تبدیل به دارایی شخصیت می کنی

08:23.530 --> 08:26.790
نمی گی که  خودتم داری تبدیل به یه چیز غیر حیاتی می شی؟

08:26.790 --> 08:29.870
.بیخیال. تو که این جوری نبودی اوریهارا سان

08:29.870 --> 08:30.870
اینطور فکر می کنی؟

08:31.290 --> 08:35.000
.چون هنوز خیلی مونده تا من غیر حیاتی بشم

08:36.000 --> 08:36.750
...لطفا

08:37.250 --> 08:38.760
!رو هیچ کدومشون دست هم بلند نکن

08:40.670 --> 08:43.010
!اوه، بیخیال. معلومه که همچین کاری نمی کنم

08:43.010 --> 08:48.180
!آخه اونا برای تو خیلی عزیزن بنابراین برای منم عزیزن

08:48.390 --> 08:50.310
منظورت چیه؟

08:50.560 --> 08:54.520
من مثل بقیه ی کسایی که از یه سایکای
.خارج از کنترل ضربه خوردن نیستم

08:55.020 --> 08:59.320
-تو منُ بریدی تا بتونی منُ کنترل کنی
خارج از اراده ی آزاد خودت، می دونی؟

08:59.320 --> 09:04.030
فکر می کردی فقط صدای سایکا بود که درونم به جریان در اومد؟

09:04.530 --> 09:08.740
...ببین، خودمم اول متوجه نشدم ولی

09:08.740 --> 09:11.660
بعد از غلبه بر سایکا و به دست اوردن کنترل خودم

09:11.660 --> 09:14.920
...فهمیم احساسات دیگه ای هم درونم هست

09:15.210 --> 09:17.960
.نسبت به ریوگامینه ماکدو و ماسائومی کیدا

09:17.960 --> 09:20.920
!نسبت به پسرهایی که تا حالا نه دیده بودمشون نه باهاشون حرف زدم

09:21.050 --> 09:21.720
!نه

09:21.720 --> 09:24.840
.خدا رو شکر که احساساتت سردرگم بودن

09:24.840 --> 09:29.100
اگه همون میزان عشقی که نسبت به تاکاشی داشتم پدیدار می شد

09:29.100 --> 09:32.810
!ممکن بود بدنم سه تیکه بشه

09:32.980 --> 09:35.020
احساسات من؟

09:35.020 --> 09:39.440
.اون احساسات الان تو بدنم حل شدن

09:39.440 --> 09:43.150
.فقط دارم بهت می گم مسئولیتشُ قبول کنی

09:43.150 --> 09:46.450
مسئولیت؟ من باید چیکار کنم؟

09:47.280 --> 09:48.240
...دارم بهت می گم

09:48.240 --> 09:51.750
ازت می خوام کمکم کنی عشقم نسبت به تاکاشی
.به واقعیت بپیونده

09:52.750 --> 09:53.330
...منظورت اینه که

09:53.660 --> 09:55.040
هان؟ چی؟

09:55.040 --> 09:56.250
و در عوض

09:56.250 --> 09:58.840
!منم تو مسئله ی عشقیت بهت کمک می کنم

10:00.130 --> 10:05.760
چون من زیر دست اوریهارا ایزایا بودم
.درمورد وضعیت تو اطلاعات کامل دارم

10:05.760 --> 10:07.010
-اوریهارا ایزایا سان

10:07.010 --> 10:09.720
.وای، خصومتت کاملا آشکاره

10:09.720 --> 10:11.470
بین شما دو تا اتفاقی افتاده؟

10:11.680 --> 10:16.520
!ولی بازم این واقعا عین خودته که هنوز با احترام صداش می کنی

10:16.520 --> 10:18.230
...اوه

10:18.230 --> 10:21.610
من بدون فکر آنری صدات کردم ولی برات مهم نیست، هست؟

10:21.820 --> 10:24.360
.آخه من و تو الان دوستیم

10:24.610 --> 10:28.240
- ازت می خوام منُ هارونا صدا کنی
از اسم کوچیکم استفاده کن، باشه؟

10:29.490 --> 10:30.990
...سونوهارا آنری

10:31.620 --> 10:34.370
!لطفا بهم درمورد میکادو و ماسائومی بگو

10:34.370 --> 10:37.250
اوریهارا سان چه نقشه ای داره؟

10:37.250 --> 10:39.580
.چمیدونم

10:39.580 --> 10:43.630
چرا از قدرت سایکا استفاده نمی کنی تا
مستقیما از زیر زبون خودش حرف بکشی؟

10:43.630 --> 10:44.760
...ولی این

10:45.260 --> 10:47.880
تو یه خورده عوض شدی، نه؟

10:49.010 --> 10:51.510
وقتی منُ بریدی بهم گفتی، یادته؟

10:51.930 --> 10:55.020
.سایکا چیز تنهاییه، پس تو هم دوستش داشته باش"

10:55.270 --> 11:00.270
".نگو برش غلبه کردی، یا ازش استفاده کردی یا همچین چیزی

11:00.650 --> 11:05.030
.ولی به نظر میاد الان این تویی که سعی داری بر سایکا غلبه کنی

11:06.320 --> 11:07.990
.دقیقا درست، که اینطور

11:07.990 --> 11:11.660
در این صورت چطوره من سایکای تو رو بگیرم؟

11:11.950 --> 11:14.330
س-سایکای منُ... بگیری؟

11:17.330 --> 11:19.790
.من پیشنهادتُ رد می کنم

11:19.960 --> 11:21.040
واقعا؟

11:21.040 --> 11:23.710
...ولی این واقعا پیشنهاد خوبیه

11:27.590 --> 11:29.680
.ممنون که ردش کردی

11:33.560 --> 11:36.100
.حالا یه دلیل برای مبارزه باهات دارم

11:36.640 --> 11:40.770
جتی اگرم دوست باشیم بازم دلیل نمی شه که
هر از گاهی با هم تا حد مرگ مبارزه نکنیم، درسته؟

11:46.480 --> 11:49.780
.چون هنوز خیلی مونده تا من غیر حیاتی بشم

11:50.610 --> 11:52.280
!تو بهترینی

11:52.280 --> 11:55.990
!تو سوگلی مجموعه ی دلقک هایی هستی که تا الان دیدم

11:56.540 --> 12:00.370
!از این خوشم میاد! تو یه انسانی
!تو، آقا، یه انسانی

12:01.750 --> 12:04.130
.من؟ من فقط بی اراده ام، همین

12:04.130 --> 12:06.840
.اوه، اون که تعریف نبود

12:06.840 --> 12:09.920
.با وجود بی اراده بودن، تو بیشتر از هر چیزی می تونی وارد عمل بشی

12:09.920 --> 12:12.390
.اونا ممکنه حرکات معمولی باشن، ولی غیر قابل پیشبینین

12:12.680 --> 12:15.010
!درست مثل ترقه هایی که دیر منفجر می شن

12:15.560 --> 12:18.520
می خوای بگی من در نهایت منفجر می شم و می میرم، نه؟

12:18.810 --> 12:20.940
.تصمیمش با من نیست

12:20.940 --> 12:23.270
.همه اش به خودت بستگی داره که کدوم مسیرُ انتخاب کنی

12:23.900 --> 12:28.030
این که بری به کف یه اقیانوس تاریک بچسبی
.یا این که به ساحل نورانی و آفتابی برگردی

12:28.400 --> 12:31.660
.ولی من نمی خوام اخرش تو هیچ کدوم از اون جاها باشم

12:32.070 --> 12:33.030
هان؟

12:33.030 --> 12:34.280
.با استفاده از همون قیاس

12:34.820 --> 12:37.490
.من فقط می خوام آخرش رو لبه ی آب وایسم

12:37.830 --> 12:41.120
چه به عنوان یه دانش آموز یا یه عضو دالارز

12:41.120 --> 12:43.750
...اگه مجبور بشم انتخاب کنم، در اون صورت من

12:43.750 --> 12:45.540
.ممکنه اخرش حوصله ام سر بره

12:46.460 --> 12:51.170
تنها چیزی که در نهایت می خوام اینه که
.به چیزی غیر از جایی که الان توشم زل بزنم

12:51.510 --> 12:54.050
و می خوام رو قایقی در اون لبه ی آب باشم

12:54.050 --> 12:57.310
.و به صورت بی پایان در حالی که موج ها بهم می کوبن بگردم

12:57.310 --> 12:58.850
...گمونم این جوری می خوام

12:58.850 --> 13:03.810
اون می خواد همیشه همون دریانورد روی خط باشه
.که همیشه تو دوربین پیداش می شه

13:03.810 --> 13:06.820
برای دستیابی بهش اون حاضره هم عمدا
...ایجاد آتش سوزی کنه هم آتش نشان باشه

13:06.820 --> 13:09.230
!شخصی با بدترین نوع پیچیدگی قهرمانی

13:09.480 --> 13:12.070
به عبارت دیگه تو می خوای ناامیدی و سعادت مردمُ از

13:12.070 --> 13:14.200
صندلی ردیف جلوت به انحصار در بیاری، درسته؟

13:14.450 --> 13:15.700
...ادای خدا رو در آوردن

13:15.700 --> 13:17.700
...اون خدا نیست، بلکه شیطانه

13:17.700 --> 13:19.950
تو داری درمورد خودت صحبت می کنی ایزایا، مگه نه؟

13:20.370 --> 13:24.710
این تصادفی بود که همین الان ایزایا صدام کردی؟

13:24.710 --> 13:26.710
این مهمه؟

13:26.880 --> 13:27.840
.ببخشید

13:28.130 --> 13:32.220
.چون تماشای انسان ها سرگرمیمه، سریع متوجه تغییرات می شم

13:32.760 --> 13:33.590
.ولی من احساس اطمینان می کنم

13:34.010 --> 13:35.840
.تو یه ذره هم عوض نشدی

13:35.840 --> 13:36.470
هان؟

13:36.470 --> 13:39.890
الان اطرافیانت فکر می کنن تو عقلتُ از دست دادی

13:39.890 --> 13:42.480
یا این که فریب خوردی، درسته؟

13:42.810 --> 13:46.730
!ولی مسئله ای برای نگرانی نیست، من تضمین می کنم

13:46.730 --> 13:50.730
اینا چیزایین که وقتی دالارزُ تشکیل دادی
!باید درموردت می گفتن

13:51.030 --> 13:52.780
جمع کردن اون جمعیت بزرگ

13:52.780 --> 13:56.990
تلاش برای مقابله با کل یه سازمان و رشکت
با یه متن پیام ساده... در اون لحظه

13:56.990 --> 13:59.120
.تو اصلا عقلت سر جاش نبود

13:59.780 --> 14:04.500
حتی با حمل اون جو عجیب همراه خودت
.بازم تونستی در یه مسیر عادی قد برداری

14:04.750 --> 14:06.250
.واقعا حسودیم می شه

14:06.670 --> 14:09.380
.چون این چیزیه که من هرگز نمی تونستم انجام بدم

14:09.540 --> 14:10.630
...پس

14:10.840 --> 14:13.510
می خوای درمورد دالارز چیکار کنی ایزایا؟

14:13.840 --> 14:15.260
منظورت چیه؟

14:16.130 --> 14:21.510
می خوای الان با ما کاری رو بکنی که دو سال پیش
با دستمال زردها کردی، مگه نه؟

14:27.350 --> 14:32.030
از اونجایی که تو با ماسائومی فاصله گرفتی
.فکر نمی کردم اینقدر فهمیده باشی

14:32.570 --> 14:37.160
.اگه ممکن باشه می خوام بیای طرف من ایزایا

14:37.450 --> 14:38.950
.من در این مورد نمی دونم

14:38.950 --> 14:42.580
.در نهایت من می خوام انسان هایی جز خودمُ ببینم

14:42.580 --> 14:45.790
تماشا کنم که چطور در غیر قابل پیشبینی ترین
.فجایع واکنش نشون می دن

14:46.080 --> 14:47.920
و برای مشاهده ی اینا

14:47.920 --> 14:51.290
.از هر وسیله ای که نیاز باشه استفاده می کنم

14:51.290 --> 14:53.550
...همونطور که فکر می کردم اون سر هم

14:55.340 --> 14:57.680
!راستی، به خاطر همین بود که بهت زنگ زدم

14:57.680 --> 15:00.300
ایزایا، اخبارُ دیدی؟

15:00.600 --> 15:03.600
.نه، چون تازه یه کاری رو تموم کردم

15:03.600 --> 15:05.060
اتفاقی افتاده؟

15:05.060 --> 15:07.690
.انگار هنوز نشنیدی

15:08.020 --> 15:11.820
.بهتره خودت اخبارُ ببینی ت من بخوام بگم

15:12.230 --> 15:14.980
.برای امروز همین بود. خیلی ممنون

15:17.400 --> 15:19.860
شیزو چان از زندان فرار کرده یا همچین چیزی؟

15:19.860 --> 15:23.330
.اگه در اون حین تیر می خورد و می مرد عجب چیزی می شد

15:22.330 --> 15:23.830
اخبار فوری
در منطقه ی توشیما، ایکبوکورو، یک جسد مرده پیدا شد

15:27.620 --> 15:30.330
که اینطور... پس این حرکت اونه؟

15:35.880 --> 15:36.590
.میو

15:37.720 --> 15:39.720
.میو. میو. میو

15:41.010 --> 15:41.590
میو؟

15:46.350 --> 15:48.350
.کیش و مات سونوهارا سان

15:48.850 --> 15:50.310
تو قلب مهربونی داری، مگه نه؟

15:50.310 --> 15:55.610
.اگه فقط منُ با شمشیر می زدی کار به اینجا نمی کشید

15:55.780 --> 15:59.360
شاید برای بریدنت دلیل داشته باشم ولی
.برای کشتنت هیچ دلیلی ندارم

15:59.360 --> 16:02.740
.واقعا این جریان "اگه دلیلی داشتم می کشتم" رو نمی فهمم

16:04.870 --> 16:09.120
نکنه هنوز فکر می کنی یه انسانی؟

16:09.710 --> 16:13.540
من... من واقعا با سایکا یکی شدم؟

16:13.750 --> 16:17.710
چی شده؟
!تو اصلا شبیه اونی نیستی که منُ برید

16:18.050 --> 16:23.850
تو فکر می کنی من انسانم؟
یا فکر می کنی یه هیولام؟

16:24.100 --> 16:27.430
- نه انسانی نه هیولا
.تو یه انگلی

16:27.430 --> 16:29.350
!تو بودی که اینُ بهم گفتی

16:29.350 --> 16:32.400
.اوه، درسته. متاسفم

16:33.440 --> 16:34.400
.درسته

16:35.320 --> 16:37.900
به هر حال، من انسان نیستم، هستم؟

16:38.820 --> 16:42.410
.در این صورت من قصد دارم از تو که انسانی تغذیه کنم

16:42.740 --> 16:48.700
من... این که کاری که می کنم به میکادو
...و ماسائومی کمکی می کنه یا نه

16:48.700 --> 16:50.660
.حتی نمی تونم در این مورد مطمئن باشم

16:51.500 --> 16:54.080
.لطفا فقط یه چیزُ بهم بگو

16:54.420 --> 16:58.090
هارونا، می شه اون دو تا رو نجات بدی؟

17:05.800 --> 17:07.390
.شما گربه ها رو فراری می دین

17:08.010 --> 17:11.810
این اولین باره که می بینم یه مادر و فرزند
در شرف کشتن همدیگه هستن

17:11.810 --> 17:15.440
.ولی راستش پر سر و صداست
می شه ببریدش یه جای دیگه؟

17:16.110 --> 17:17.730
تو کی هستی؟

17:17.730 --> 17:19.280
مادر و فرزند؟

17:22.650 --> 17:25.410
چی... اصلا تو کی هستی؟

17:25.410 --> 17:27.080
.معذرت می خوام که خودمُ معرفی نکردم

17:27.080 --> 17:32.040
.من کوجیراگی کاسانه هستم
.این یکی از  تیغه های سایکای اصله

17:44.260 --> 17:46.970
.من مشکلی با مخالفت یه نفر با مادرش ندارم

17:46.970 --> 17:50.680
...سرکشی، استقلال
.همه شون یه جورایی منطقین

17:51.100 --> 17:56.400
...ولی دندون تیز کردن برای مادرت
.به نظرم این کار یه جور بد خلقی و فساده

18:04.860 --> 18:06.950
ت-تو با هارونا چیکار کردی؟

18:07.160 --> 18:08.950
.من فقط یه شوک الکتریکی بهش وارد کردم

18:09.160 --> 18:11.490
.با ولتاژی که باعث مرگ نمی شه

18:12.700 --> 18:16.710
.سایکا... سایکا درون منه

18:16.710 --> 18:20.710
.تازه... چیزی که الان دیدم اصلا شبیه سایکا نیست

18:20.960 --> 18:25.340
.به نظر نمیاد اصلا در استفاده از سایکا استاد شده باشی

18:25.590 --> 18:28.970
الان فقط لازم بود دو تا سایکا بکشی

18:28.970 --> 18:32.100
.و می تونستی به راحتی مغلوبش کنی

18:32.100 --> 18:33.730
دو سایکا؟

18:34.270 --> 18:39.360
نگو که واقعا فکر می کردی تنها شکل و حالت سایکا
یه شمشیر ژاپنی تنها بود؟

18:40.400 --> 18:42.230
.واقعا که

18:42.570 --> 18:48.870
فکر می کردم برخوردم با تو درست بعد از به دست
...آوردن آزادی یه پیچش تو سرنوشت بود

18:49.410 --> 18:52.990
تو به خواست خودت سایکاتُ به من می دی؟

18:53.750 --> 18:57.210
ولی کوجیراگی سانف تو خودت یه سایکا داری، نه؟

18:57.210 --> 18:59.000
.آره دارم

18:59.000 --> 19:00.380
پس چرا؟

19:00.380 --> 19:04.010
.چون استفاده ی شخصی و کسب و کار دو چیر متفاوتن

19:04.010 --> 19:05.300
کسب و کار؟

19:05.550 --> 19:09.300
چون سایکا یکی از محصولاتیه که من براش وارد ارتباط شدم

19:09.300 --> 19:13.640
در بدترین حالت من مال خودمُ تحویل می دم
ولی از چیزی که از تو دیدم اینطور برمیاد

19:13.930 --> 19:16.100
که نه تنها هیچ کنترلی روی سایکا نداری

19:16.100 --> 19:19.400
.بلکه مثل صاحب های قبلیش هم توسط سایکا کنترل نمی شی

19:19.600 --> 19:22.400
.این واقعا مورد نادریه

19:23.110 --> 19:25.900
.اگه تو بهش نیازی نداری می تونم بخرمش

19:27.200 --> 19:29.660
این جه رفتار گستاخانه ایه؟

19:29.950 --> 19:32.780
.بهت توصیه می کنم سرپا واینسی

19:32.780 --> 19:36.290
.سایکای آنری... خودم می گیرمش

19:36.710 --> 19:39.120
اصلا تو کی هستی؟

19:39.120 --> 19:43.130
این که یهویی تو مکالمه مون دخالت می کنی
...و می گی سایکا رو می خوای

19:43.130 --> 19:44.670
!چه گربه ی دزدی

19:44.960 --> 19:47.170
.گربه ی دزد... ازش خوشم اومد

19:47.420 --> 19:48.590
چی؟

19:49.340 --> 19:55.810
خب. می شه در این مورد در کافه ای این نزدیکی صحبت کرد؟

19:58.100 --> 20:00.310
تو شیجیمایی، درسته؟

20:00.310 --> 20:02.610
.من برای یودوگیری جینای کار می کنم

20:02.610 --> 20:04.070
چرا قیافه اتُ مخفی کردی؟

20:04.070 --> 20:05.610
.اوه، شرمنده

20:05.610 --> 20:09.070
.من یه سری بدهی دارم پس نمی خوام تو چشم باشم

20:09.610 --> 20:11.780
.ببین، من یه جورایی ترسو ام

20:11.780 --> 20:14.700
.ولی اقلا من دشمن تو نیستم

20:14.700 --> 20:17.830
.حتی اگه تو دشمن یودوگیری باشی

20:17.830 --> 20:19.460
منظورت چیه؟

20:19.460 --> 20:22.460
.یودوگیری جینای تصادف کرده

20:22.710 --> 20:23.460
-پ-پس

20:23.460 --> 20:28.420
.این به این معنی نیست که تو آزادی
.هیچ کدوممون نیستیم

20:28.420 --> 20:29.720
...خب، به هر حال

20:29.720 --> 20:32.090
می خوای پول زیادی به جیب بزنی؟

20:32.090 --> 20:32.640
هان؟

20:32.640 --> 20:36.390
.دارم درمورد دزدیدن بختی که یودوگیری از دست داد صحبت می کنم

20:36.560 --> 20:38.600
و-ولی این خیلی ریسکش زیاده، نیست؟

20:39.060 --> 20:42.310
.گرفتم. تو دیگه بیچاره ای

20:42.480 --> 20:44.860
نمی تونی همین جوری بهم اعتماد کنی، درسته؟

20:44.860 --> 20:46.110
...خب، نه

20:46.610 --> 20:48.230
.کادوتا کیوهی

20:48.780 --> 20:50.610
.یکی از اعضای نامی دالارز

20:50.610 --> 20:54.490
...آهان، همونی که چند روز پیش زمین گیر شد

20:54.490 --> 20:58.200
اگه بهت بگم می دونم کار کی بودچی می گی؟

21:00.120 --> 21:02.500
ای-این دقیقا چیه؟

21:02.750 --> 21:04.540
.من از صندلی کمک راننده ضبطش کردم

21:05.290 --> 21:06.630
...پ-پس

21:06.630 --> 21:11.720
!"درسته، من بودم که به اون یارو گفتم "بزن بهش

21:11.720 --> 21:13.130
چرا داری اینُ به من می گی؟

21:13.130 --> 21:15.140
.چون می خوام بهم اعتماد کنی

21:18.140 --> 21:20.520
خب؟ تو نقشه ی من هستی؟

21:23.440 --> 21:26.270
.من آدم صادقی هستم شیجیما هیروتو

21:26.610 --> 21:29.940
.راستی تو هنوز اسمتُ بهم نگفتی

21:29.940 --> 21:31.400
.خیلی عذر می خوام

21:31.400 --> 21:32.240
-اسم من

21:32.240 --> 21:35.870
می تونم حس کنم که به زودی همه چیز
!در این شهر به نام ایکبوکورو با هم تصادم می کنه

21:35.870 --> 21:39.580
!این ممکنه قدم اول به سوی انقلابی جهانی باشه کورو نی

21:39.580 --> 21:40.500
.این یه بسطه

21:40.500 --> 21:42.330
نخ های سرنوشت می چرخن و می چرخن

21:42.330 --> 21:46.670
و یه جفت غیر منتظره ممکنه در مکانی غیر منتظره
!شروع به ارسال جرقه ی نور کنن

21:47.590 --> 21:50.800
امکان نداره... اون اینجا چیکار می کنه؟

21:52.300 --> 21:53.930
...روکوجو چیکاگه

21:53.930 --> 21:56.050
تو اونُ می شناسی رییس؟

21:56.050 --> 21:58.470
.نه، من هیچ وقت مستقیما باهاش صحبت نکردم

21:58.810 --> 22:01.640
هی، شما دستمال زردها هستید، درسته؟

22:02.020 --> 22:03.310
...درسته

22:03.310 --> 22:06.650
شرمنده که اینُ بهتون تحمیل می کنم ولی
.تو این فکر بودم که اگه می شه یه انتخاب کنید

22:07.270 --> 22:08.360
چه انتخابی؟

22:08.570 --> 22:11.230
...که گروهتون گرفته بشه یا نابود بشه

22:11.480 --> 22:12.740
کدومُ ترجیح می دین؟

23:45.040 --> 24:00.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:46.040 --> 23:48.080
.این شهر داره به آرومی می لرزه

23:48.080 --> 23:50.540
.شایعات دارن مخفیانه پخش می شن

23:50.540 --> 23:53.460
انگار که اتفاقی قریب الوقوع را پیشبینی می کنند

23:53.460 --> 23:56.420
.زمینه داره کم کم بدون این که کسی متوجه بشه گسترده می شه

23:56.420 --> 23:59.470
.قسمت بعد: خون ضخیم تر از آبه