﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:10.000
‏ .::   www.bolboljan.net  ::.

01:00.010 --> 01:04.380
.دیگه نمیتونم تو روش نگاه کنم
!رهبرمون، ریوگامینه سان رو میگم

01:04.800 --> 01:09.560
.قول دادم در مورد سایکا با کسایی که برام عزیز هستند حرف بزنم

01:09.560 --> 01:13.310
.شاید به خاطر این‌ـه که دیگه سلتی رو شخص فوق‌العاده‌ای نمیدونم

01:13.310 --> 01:15.730
باید بگم... از آشنایی باهاتون خوشبختم؟

01:51.720 --> 01:53.640
.بذار یه چیزی بگم

01:53.640 --> 01:55.390
.سایتاما خیلی بزرگه

01:55.690 --> 01:59.190
،و این شهرک ایکبوکورو
،که از نظر مقیاس کوچیکه

01:59.190 --> 02:02.070
.تو کلی آشوب و دردسر افتاده بود

02:03.190 --> 02:06.400
،این پسر حسابی مخم رو به کار گرفت
،ولی خلاصه بگم

02:06.400 --> 02:08.030
،رفیق این داداشمون

02:08.030 --> 02:11.870
،دختر سینه‌گنده‌ای که این دو نفر تو نخش بودند

02:11.870 --> 02:14.830
،و کسی که این وضعیت بلبشو رو درست کرده بود

02:14.830 --> 02:17.080
.شخصیت‌های اصلی این داستان هستند

02:17.080 --> 02:19.080
حاضر برای یک پنی، حاضر برای یک پوند

02:19.500 --> 02:20.880
،شاید عجیب هم باشه

02:20.880 --> 02:24.460
،چون وقتی حرف از غافلگیری میشه
.منم شنونده پروپا قرصی میشم

02:24.460 --> 02:28.800
،چون عسل‌هام همیشه به حرف‌هام گوش میدند
!منم بهشون رفتم

02:29.800 --> 02:31.510
.خیلی هیجان‌زده‌ای

02:31.510 --> 02:32.970
اینطور به نظر میرسه؟

02:32.970 --> 02:36.350
.راستش دارم تلاش میکنم آرامش خودم رو حفظ کنم

02:36.600 --> 02:39.150
.عین یه بچه شب قبل اردو میمونی

02:39.150 --> 02:41.860
...اگرچه کسی نمونده که باهات بیاد

02:42.150 --> 02:44.610
پس واسه چی اینقدر هیجان‌زده‌ای؟

02:44.610 --> 02:47.280
خب، بذار ببینم. بزرگترین دلیلش

02:47.280 --> 02:51.490
.این‌ـه که کسی که خوب میشناختمش از انتظارات من فراتر رفته

02:52.620 --> 02:53.490
کی رو میگی؟

02:53.700 --> 02:55.750
.ریوگامینه میکادو کون

02:55.750 --> 02:58.000
،در نگاه اول
،یه دانش‌آموز دبیرستانی معمولی‌ـه

02:58.000 --> 03:01.000
.ولی اون تو وضعیت‌های ناپایدارتری نسبت به چیزی که فکر میکردم بوده

03:01.290 --> 03:04.250
و؟ میخوای با این بچه دبیرستانی چیکار کنی؟

03:04.550 --> 03:06.800
.اوه، میخوام بهش آزادی عمل بدم

03:06.800 --> 03:11.010
- میکادو خودتخریب‌گرتر از اون چیزی‌ـه که تصورش رو میکردم

03:11.010 --> 03:12.640
.حتی بدون اینکه لازم باشه اشاره‌ای بهش بکنم

03:14.060 --> 03:16.640
.اون ضعیفه. ضعیف‌تر از یه تیکه کاغذ

03:16.930 --> 03:17.890
...برای همین

03:18.180 --> 03:19.600
...در حال حاضر، اون

03:25.030 --> 03:26.650
.یه مقدار ترسناکه...

03:27.190 --> 03:28.900
.الکی خرابکاری نکن

03:29.650 --> 03:31.610
واقعاً سر این میخوای بحث کنی؟

03:31.610 --> 03:33.200
.با مهره‌ها درست بازی کن

03:33.200 --> 03:35.790
!ای بابا. من که هواشون رو دارم

03:35.790 --> 03:38.710
.بعدشم، اون دیگه مهره‌ی من نیست

03:38.710 --> 03:43.170
،اصلاً ممکنه من مهره‌ی اون شده باشم
.و نیازی نباشه حرکتی انجام بدم

03:43.460 --> 03:46.250
.اونقدر ناپایدار که یادش میوفتم خنده‌م میگیره

03:46.250 --> 03:50.680
،و در همین زمان
.شهر ایکبوکورو مثل یه بشکه بزرگ باروت میمونه

03:50.680 --> 03:53.180
آره، و این تقصیر کیه؟

03:53.390 --> 03:55.220
.تقصیر هیچکس نیست

03:55.220 --> 04:00.520
.اگر هم باشه، به نظرم یکم تقصیر آدم‌های دور و برشه

04:00.520 --> 04:02.190
.همینطور خود میکادو

04:03.190 --> 04:05.110
.داشتم بهت طعنه میزدم

04:05.650 --> 04:08.070
طعنه زدن نقطه قوتت نیست، مگه نه میکاگه؟

04:08.320 --> 04:11.490
!ولی من توی از ریخت انداختن قیافه آدم‌ها ماهرم

04:11.490 --> 04:16.620
بس کن. میشه انرژیت رو برای بقیه ذخیره کنی؟

04:17.080 --> 04:18.200
بقیه؟

04:18.750 --> 04:22.460
،طبق نقشه
.غیرآدمیزادها رو به زانو در بیار

04:22.460 --> 04:25.710
.این نمایش وسیله برجسته‌ای برای آدمی به اسم میکادوئه

04:26.210 --> 04:28.920
...سونوهارا آنری و کوجیراگی کاسانه

04:29.340 --> 04:32.630
و چرا موتورسوار بی‌سر رو از گود خارج نکنیم؟

04:32.630 --> 04:34.720
.خب، مشکل شیزو چان‌ـه

04:35.100 --> 04:36.890
...شیزو چان، میدونی

04:36.890 --> 04:39.220
.تو کشتن من حسابی مصره

04:39.220 --> 04:43.810
،و اون تو نابود کردن همه چیز استاده
.الخصوص صحنه نمایشی که ساختیم

04:43.810 --> 04:46.110
نباید بهش اجازه بدیم، نه؟

04:46.110 --> 04:49.530
.همچین... تهدیدی برای انسان‌ها رو

04:53.820 --> 04:58.490
.وقتشه که هیواجیما شیزو رو از گود خارج کنیم

05:01.450 --> 05:03.620
،ولی کی فکرش رو میکرد که در آخرین لحظه

05:03.620 --> 05:06.500
.اینقدر به شورش نزدیک باشیم

05:06.920 --> 05:10.010
،فکر کنم به جایی میرسه که بگی
.نباید دخترها رو دست کم گرفت

05:11.590 --> 05:14.010
امم... براتون نوشیدنی بیارم؟

05:14.260 --> 05:17.260
.نه، نه. زحمت نکشین

05:17.510 --> 05:19.600
...باشه. ولی

05:19.600 --> 05:22.770
.ممنون. ببخشید که مزاحمتون شدم

05:23.140 --> 05:24.020
.اوه، نه

05:26.270 --> 05:32.150
،شما و من قبلاً باهم آشنا نشدیم
.ولی ذکر خیرتون رو از ماسائومی زیاد شنیدم

05:32.440 --> 05:35.660
...میکاجیما سان
رابطه شما با ماسائومی چیه؟

05:36.780 --> 05:38.620
چطوری بگم؟

05:38.620 --> 05:41.290
،ما وانمود میکردیم از راهنمایی باهم قرار میذاریم

05:41.290 --> 05:44.660
.ولی اخیراً عملاً همیشه همدیگه رو میبینیم

05:45.080 --> 05:48.920
اوه... ام... باهم قرار میذارین؟

05:49.210 --> 05:51.250
.آره، میشه اینطور گفت

05:55.050 --> 05:56.800
!باورم نمیشه

05:56.800 --> 05:59.430
...با خودم گفتم این حرف رو بزنم ناراحتی پیش میاد، ولی

06:00.220 --> 06:01.430
برای چی؟

06:01.640 --> 06:04.230
خودمم نمیدونم. عجیبه نه؟

06:04.230 --> 06:05.600
عجیبم؟ من؟

06:05.600 --> 06:07.940
!نـ-نه، نه اصلاً

06:08.440 --> 06:11.730
.اگه کسی عجیبه، اون منم

06:11.730 --> 06:13.490
میشه ازت یه درخواستی کنم؟

06:13.490 --> 06:15.450
آ-آره. چی؟

06:15.780 --> 06:18.950
...سونوهارا سان
رابطه شما با ماسائومی چیه؟

06:18.950 --> 06:20.780
...هان؟ امم

06:21.870 --> 06:25.210
!ا-اونطوری نیست! کیدا کون فقط یه دوسته

06:25.710 --> 06:31.880
...یا شاید "فقط" کلمه مناسبی نباشه
.ماسائومی مثل میکادو من رو نجات داده

06:32.130 --> 06:34.590
.در مورد ریوگامینه میکادو هم شنیدم

06:34.590 --> 06:36.720
.اینکه خیلی تو نخته

06:36.720 --> 06:40.140
،چون خیلی خوشگلی
...و سینه‌های گنده‌ای هم داری

06:40.140 --> 06:42.600
!لـ-لطفاً اینطوری بهم تیکه نندازین

06:43.770 --> 06:45.100
!ببخشید، ببخشید

06:45.310 --> 06:49.400
خب، پس، چه احساسی به میکادو داری؟

06:50.020 --> 06:52.730
اونم یه دوست‌ـه، مثل ماسائومی؟

06:52.730 --> 06:53.860
...خب

06:54.110 --> 06:57.240
سونوهارا سان، کسی هست که عاشقش باشی؟

06:58.490 --> 07:01.200
.نمیدونم

07:01.870 --> 07:03.620
...چطوری عاشق کسی بشم

07:03.990 --> 07:06.580
.و چطوری باید به کسی عشق بورزم

07:07.750 --> 07:10.500
.که اینطور. پس داستان از این قرار بود

07:10.710 --> 07:14.750
چیزی که باعث و بانی همه چیز بود
.گروهی بود که از راهنمایی استارتش رو زدی

07:15.050 --> 07:17.260
.خب، آره اینطور میشه گفت

07:17.260 --> 07:20.890
،و تموم آشوب حال حاضر
.چیز خاصی نیست

07:20.890 --> 07:23.470
،ظاهراً دوست دوران بچگیت زده به سرش

07:23.470 --> 07:26.270
!برای همین میخوای بزنی دهنش رو سرویس کنی

07:26.270 --> 07:28.480
نه به اون شدت ـــ

07:28.480 --> 07:32.150
،و به همین منظور
،چون مربع آبی سر راهته

07:32.150 --> 07:36.610
!رفیق‌هات رو جمع کردی تا نابودشون کنی -
.کم و بیش آره -

07:36.610 --> 07:40.030
!فهمیدم، فهمیدم

07:40.280 --> 07:41.780
!خیلی خری

07:42.700 --> 07:44.660
برای چی زدی؟ -
!خفه شو -

07:44.660 --> 07:47.910
!اگه اینجا نمیومدی هیچکدوم از این اتفاقات بوجود نمیومد

07:47.910 --> 07:51.710
...حالا هم که پای من رو وسط کشیدی
!عجب نکبتی هستی تو

07:51.710 --> 07:54.790
هی صبر کن! خود تو دخالت کردی، یادت رفته؟

07:56.920 --> 07:58.720
،بذار فکر کنم
.آره راست میگی

07:58.720 --> 08:00.590
!عذر میخوام! شرمنده آقا

08:00.590 --> 08:03.800
هی، نمیخوای جلوی وقایع ناخوشایند رو در زمان حیاتی بگیری؟

08:03.800 --> 08:07.180
،بازم، حرف تو اینه
!حتی اگه مجبور بشم دست روش بلند کنم جلوش رو میگیرم

08:07.180 --> 08:09.480
!اونم کی؟ تویی که از شهر رفت

08:09.480 --> 08:11.770
خود تو یه کتک جانانه نمیخوای؟

08:11.770 --> 08:14.020
!لازم نکرده این رو به من بگی

08:14.020 --> 08:16.320
...اگه خود تو اون روز حساب میکادو رو رسیده بودی

08:19.650 --> 08:21.490
.بیخیال... شرمنده

08:22.030 --> 08:23.450
.تقصیر تو نیست

08:26.740 --> 08:31.210
برادر کوچیکی که نتونه برادرش رو شکست بده
.همیشه دنبال راهی میگرده علیه اون پیروز بشه

08:31.210 --> 08:32.870
.شما دو تا هم اینطوری هستین

08:32.870 --> 08:34.920
واقعاً؟ -
.آره دیگه -

08:34.920 --> 08:37.460
.شماها نمیخواین ضعیف ظاهر بشین، همش همین

08:37.670 --> 08:38.920
من نخواستم ـــ

08:38.920 --> 08:40.800
.انگار که تو این موضوع هر کدوم راه عکس هم رو دارین

08:40.800 --> 08:44.640
تو تلاش کردی قوی بشی
،تا ضعیف بودنت رو انکار کنی

08:44.640 --> 08:49.470
رفیقت تلاش کرد اوضاع رو آروم کنه
.تا انکار کنه تو یه روزی ضعیف بودی

08:52.980 --> 08:56.400
،مطمئنم عسل‌هام بهتر توضیح میدند

08:56.400 --> 08:58.530
.ولی این چیزی‌ـه که میتونم بگم

08:58.730 --> 09:02.320
،شرط میبندم رفیقت یه گوشه کز کرده
.تو شک و تردید گیره

09:02.320 --> 09:05.120
.که این تقصیر اونه، نه تو

09:06.700 --> 09:08.990
.چی شده؟ تو خودتی

09:09.290 --> 09:13.250
.اوه... خب، نگران سلتی سان هستم

09:14.370 --> 09:17.710
سلتی هنوز اون سر رو میخواد؟

09:17.710 --> 09:19.500
نمیدونم والا. میخواد؟

09:20.090 --> 09:23.590
،اگه سرش رو پس بگیره
از این شهر میره؟

09:23.800 --> 09:25.010
واقعاً فکر میکنی آئوبا قابل اعتماده؟

09:25.010 --> 09:29.260
.نمیدونم منم چیزی به ارزش سر سلتی دارم یا نه

09:37.110 --> 09:39.770
.صحبت‌های دختر ادامه داشت

09:39.940 --> 09:42.400
...کاش بهشون ملحق میشدم، ولی

09:42.610 --> 09:43.900
انگل؟

09:44.110 --> 09:47.320
...بله. همونی که از بقیه تغذیه میکنه

09:47.870 --> 09:50.330
!ولی برای ماسائومی و میکادو اینطور نیست

09:51.370 --> 09:57.170
...امم، برای همین من و کیدا کون قرار نمیذاریم
...فقط باهم دوستیم

09:58.960 --> 10:01.170
.به نظرم اون ناجی منه

10:01.960 --> 10:02.920
ناجی؟

10:03.090 --> 10:08.930
،بله. هر دوشون از ناجی‌های عزیز من هستند
.که لطف زیادی در حق من کردند

10:09.510 --> 10:12.310
...ولی هنوز براشون جبران نکردم

10:14.640 --> 10:18.020
سونوهارا سان، تو دختر خوبی هستی، میدونستی؟

10:18.520 --> 10:22.570
....حقیقتش
.اومده بودم بهت اعلان جنگ کنم

10:23.190 --> 10:28.490
،اگه تو هم به ماسائومی احساس داشتی
.فکر کنم خون و خونریزی میشد

10:28.490 --> 10:30.160
...و اون موقع میگفتم

10:30.160 --> 10:32.740
"!نمیذارم دستت به ماسائومی برسه! گربه دزد"

10:33.830 --> 10:37.000
.اینطور فکر میکنم

10:37.000 --> 10:42.000
...اوه نه! گفتم که، من اصلاً عاشق شدن بلد نیستم

10:42.000 --> 10:44.420
.منم مثل تو نمیدونم

10:45.510 --> 10:48.180
.شرط میبندم افراد کمی واقعاً عاشق شدند

10:48.340 --> 10:53.140
،قبل از اینکه بفهمی، میبینی عاشق یکی شدی
عجیبه، نه؟

10:53.680 --> 10:55.890
...ولی من حق ندارم

10:56.520 --> 10:57.140
.معلومه داری

10:58.480 --> 11:01.690
،سونوهارا سان، تو خودت رو انگل میدونی

11:01.690 --> 11:05.150
.ولی حتی اگه اینم حقیقت داشته باشه، بازم حق عاشق شدن داری

11:05.400 --> 11:07.650
.میدونی، من عروسک خیمه‌شب‌بازی بودم

11:07.900 --> 11:08.950
عروسک؟

11:08.950 --> 11:12.700
...درسته. اوریهارا ایزایا
میشناسیش دیگه؟

11:16.870 --> 11:20.380
.نگاهت بهم میگه خیلی هم خوب میشناسیش
اذیتت کرده؟

11:20.380 --> 11:22.670
...امم، خب... به روش‌های مختلف

11:22.670 --> 11:27.300
.که اینطور
.منم عروسک بازیچه‌ی این مرد بودم

11:27.920 --> 11:33.560
،ایزایا بهم گفت که عاشق کیدا ماسائومی بشم
.منم عاشق اون شدم

11:34.100 --> 11:36.560
ببخشید... منظورتون چیه؟

11:36.810 --> 11:40.150
،اگه ماسائومی بفهمه عصبانی میشه
.ولی خب به تو میگم

11:40.310 --> 11:44.570
اما میخوای بشنوی؟ در مورد گذشته ماسائومی؟

11:45.480 --> 11:46.780
...من

11:47.990 --> 11:50.820
.من خیلی به درست کردنش نزدیکم
...و وقتی درست بشه

11:51.070 --> 11:54.830
...آنری، ماسائومی و من
...هر سه تامون می تونیم

11:55.290 --> 11:56.330
.همه چیزُ بگیم

11:58.000 --> 12:00.580
.لطفا بهم درمورد ماسائومی بگو

12:01.500 --> 12:02.380
مطمئنی؟

12:03.500 --> 12:08.340
ما به هم قول دادیم رازهامونُ وقتی دوباره
.هر سه مون دور هم جمع شدیم برای هم فاش کنیم

12:08.590 --> 12:12.140
.ولی من نمی خوام به خاطر قولی که دادم فرار کنم

12:12.140 --> 12:14.470
.چون تا الان تنها کاری که کردم فرار بوده

12:14.470 --> 12:18.640
ولی این باعث نمی شه شکستن قولمون کار درستی بشه، درسته؟

12:18.850 --> 12:19.480
...پس

12:20.060 --> 12:23.100
اگه بابت این تو دردسر افتادی اون وقت
.منم سهم خودم از سرزنش ها رو دریافت می کنم

12:24.310 --> 12:27.190
.می دونی چیه، تو خیلی شیرینی سونوهارا سان

12:27.650 --> 12:30.360
...گمونم ماسائومی باید درموردت جدی باشه

12:31.740 --> 12:33.030
.اوه، هیچی

12:33.410 --> 12:36.990
خیلی خب، پس... همم، باید از کجا شروع کنم؟

12:40.080 --> 12:42.290
عسل هام همیشه بهم می گن

12:42.290 --> 12:45.290
"روچی، اینقدر تو کار بقیه دخالت نکن"

12:45.750 --> 12:49.340
.من فراموش نکردم
.همیشه حق با عسل های منه

12:51.170 --> 12:52.550
.خب، بیخیال اون

12:52.930 --> 12:55.600
بیا یه راه ساده تری رو در پیش بگیریم، باشه؟

12:55.600 --> 12:57.810
تو نمی خوای اونُ ببینی؟ ریوگامینه رو؟

12:58.140 --> 12:59.560
.فقط بگو آره یا نه

12:59.560 --> 13:01.730
!خب معلومه که آره

13:01.730 --> 13:03.560
چه برای مشت زدن بهش یا مشت خوردن ازش باشه

13:03.560 --> 13:06.400
...هیچ وقت به جایی نمی رسیم مگه این که من اول ببینمش

13:06.560 --> 13:10.860
حتی اگه این من باشم که کل این گندکاری رو بالا آورده
!حتی اگرم اون نخواد، من تصمیمم رو

13:10.860 --> 13:12.490
!من نجاتش می دم

13:12.900 --> 13:15.820
!من از این آتیش تو چشمات خوشم میاد
!خیلی خب، بزن بریم

13:16.570 --> 13:18.330
ب-بریم؟ کجا؟

13:18.330 --> 13:20.700
.خب کجا دیگه؟ به دیدن ریوگامینه

13:20.700 --> 13:21.450
جونم؟

13:21.450 --> 13:23.460
.همین الان بهش زنگ بزن و ازش بپرس کجاست

13:23.460 --> 13:26.170
...نه، اگه من بهش زنگ بزنم جواب نمی ده

13:26.170 --> 13:28.920
.پس شماره اشُ بده به من. من باهاش تماس می گیرم

13:28.920 --> 13:31.010
-صبر کن، مسئله این نیست

13:31.010 --> 13:32.670
.معلومه که مسئله همینه

13:32.840 --> 13:36.850
"...تو باید همیشه سعی کنی کاری که می تونی رو بکنی"
.این چیزیه که عسل هام همیشه می گن

13:37.550 --> 13:42.600
من برات به حساب اون عوضی های مربع آبی می رسم
.پس وقتی من مشغولم تو برو دیدن ریوگامینه

13:44.140 --> 13:44.770
-ولی

13:44.770 --> 13:48.020
.اشتباه برداشت نکن
.من فقط یه مقدار وقت می خرم

13:48.310 --> 13:51.360
.اونقدر خر نیستم که تنهایی با همه شون دست به یقه بشم

13:52.780 --> 13:56.820
.هر چی نباشه مبارزه ی ما مساوی تموم شد

13:56.820 --> 13:59.120
.در عوض منم همونقدر جبران و بهت کمک می کنم

13:59.120 --> 14:03.040
همونقدر؟ منظورت اینه که اصلا جلوی خودتُ نمی گیری؟

14:03.040 --> 14:04.620
.آره، منظورم دقیقا همینه

14:05.750 --> 14:07.750
.این جوری بهم نگاه نکن

14:07.920 --> 14:11.670
.بهتره راه بیفتیم
.می تونم بوی یه چیز شومُ حس کنم

14:11.670 --> 14:13.340
بوی یه چیز شوم؟

14:13.340 --> 14:16.590
چه دعوای بچه ها باشه چه نباشه، اگه زیادی تو چشم باشه

14:16.590 --> 14:19.850
.یه گروه آدم بزرگ های ترسناک ممکنه بریزن دور و برمون

14:19.850 --> 14:22.390
.این بوییه که حس می کنم - بزرگ سال های ترسناک

14:22.970 --> 14:27.520
اگه یه عده گنگستر قاطی ماجرا بشن
.اون وقت حتی منم نمی تونم برات کاری کنم

14:28.150 --> 14:30.270
.راستش اون بو حسابی شدید بود

14:30.270 --> 14:33.280
کسی درچت روم نیست

14:30.770 --> 14:33.110
یعنی تا اون موقع دیگه خیلی دیر شده بود؟

14:33.280 --> 14:34.780
یاگیری نامیه وارد روم شد

14:33.280 --> 14:37.700
!ولی بازم من هنوز به کادوتا مدیونم

14:34.780 --> 14:36.280
یاگیری نامیه) ریوگامینه میکادو. داری اینُ می بینی؟)

14:36.280 --> 14:37.530
.اگه می بینیش بیا داخل

14:37.530 --> 14:39.280
.اگه نیای من اطلاعات شخصیتُ فاش می کنم

14:39.280 --> 14:39.910
.بیا اینجا دیگه

14:39.910 --> 14:41.160
.بیا اینجا

14:44.790 --> 14:48.080
.راستی، یه چیزی داره اذیتم می کنه

14:48.080 --> 14:48.920
چی شده؟

14:49.250 --> 14:52.670
شما برای تعطیلات تابستونی تکلیف ندارید؟

14:53.590 --> 14:54.420
تکلیف؟

14:54.630 --> 14:59.430
.خب اگه به خاطر من انجامش ندین حس بدی بهم دست می ده

15:00.600 --> 15:03.680
.تو فکرش نباش
.همون روز اول تمومش کردیم

15:03.680 --> 15:06.310
.واقعا؟ اگه تمومش نکرده باشین من کمکتون می کنم

15:06.310 --> 15:08.190
!آئوبا! هی

15:08.190 --> 15:09.060
چی شده؟

15:09.060 --> 15:11.190
یه یاروی ترسناکی اومده

15:11.190 --> 15:13.480
!و می خواد با میکادو سنپای تنهایی صحبت کنه

15:13.480 --> 15:14.320
کیه؟

15:15.240 --> 15:16.820
...خب

15:17.110 --> 15:18.530
...یکی به نام ایزومی

15:18.820 --> 15:20.030
چند نفر باهاشن؟

15:20.030 --> 15:22.080
.راستش فعلا تنهاست

15:22.410 --> 15:23.240
تنها؟

15:23.240 --> 15:26.000
ایزومی... ایزومی ران؟

15:27.750 --> 15:29.460
اون برادر بزرگترته، درسته آئوبا؟

15:31.750 --> 15:32.840
غافلگیر شدی؟

15:33.420 --> 15:36.210
.هی، فقط تو نیستی که همچین اطلاعاتی تو دستت داری

15:38.050 --> 15:41.090
پسر. تو چقدر می دونی؟

15:41.590 --> 15:44.010
اون رهبر سابق مربع آبی بوده، درسته؟

15:44.350 --> 15:48.850
اون با دستمال زردها درگیر شد و بدجوری
.به دوست دختر ماسائومی صدمه زد و بازداشت شد

15:49.270 --> 15:50.940
پس اون الان از زندان آزاد شده، هان؟

15:53.060 --> 15:56.650
اگه تو همه ی اینا رو می دونی پس دیگه
نیازی نیست که من چیزی رو توضیح بدم، درسته؟

15:56.650 --> 15:59.860
.راستش برادر من خطرناکه پس بهتره نبینیش

15:59.860 --> 16:01.820
یه راهی برای خلاص شدن از شرش پیدا می کنیم، باشه؟

16:01.820 --> 16:03.030
.نه، من می بینمش

16:03.660 --> 16:06.200
.ممکنه اومده باشه چون نگرانته

16:06.540 --> 16:10.870
.و من فکر می کنم باید بهش بگم دارم چیکار می کنم

16:11.080 --> 16:13.500
-نه، ولی معلوم نیست اون چیکار

16:13.500 --> 16:17.130
.مشکلی نیست. من فقط با یکی از اعضای سابق مربع آبی صحبت می کنم

16:17.800 --> 16:19.880
.چون الان من رییسم

16:30.890 --> 16:31.600
...داداش

16:31.600 --> 16:35.570
.هی آئوبا. همونطور که قول داده بودم برای ادای احترام اومدم

16:35.570 --> 16:38.400
.خب، امیدوارم نزنی به سیم آخر

16:38.940 --> 16:41.150
.هی، نگران نباش آئوبا

16:41.150 --> 16:43.910
!یه وقت مناسب برای بازی با تو می ذارم کنار

16:57.920 --> 17:01.470
!فکرشُ نمی کردم این جوری ملاقات باهامُ قبول کنی

17:01.470 --> 17:04.680
.اوه، انگار صدمه دیدی
حالت خوبه؟

17:06.050 --> 17:09.520
.آره، از راه‌پله افتادم و دستم باندپیچی شد

17:09.520 --> 17:13.690
.لطفا مراقب خودت باش
.اوه، من ریوگامینه میکادو هستم

17:13.690 --> 17:17.190
واقعا؟ کی فکرشُ می کرد تو رییس دالارز باشی؟

17:17.190 --> 17:20.900
...اوه نه... دالارز رییس نداره، پس

17:21.320 --> 17:24.110
.من رییس مربع آبی هستم

17:24.570 --> 17:28.490
.پس تو بعد از من و آئوبا شدی رییس سوم

17:28.700 --> 17:32.710
...یه لحظه، در واقع بعد از اون هارودای عوضی چهارم، هان؟ که اینطور

17:33.330 --> 17:35.920
تو زیادی گاردتُ باز نمی ذاری؟

17:35.920 --> 17:37.880
به نظر نمیاد تو دعواهای زیادی بوده باشی

17:37.880 --> 17:41.300
ولی تو که فکر نمی کنی چون دستم باندپیچی شده
می تونی از پسش بر میای، مگه نه؟

17:41.300 --> 17:47.140
امکان نداره. حتی اگرم هر دو دستت باندپیچی شده بود
.بازم هیچ شانسی در برابرت نداشتم

17:47.140 --> 17:51.470
.ولی بازم فکر نمی کنم می تونستی سالم از اینجا بری ایزومی سان

17:51.850 --> 17:55.230
.چون اعضای مربع آبی همه مبارزان قابلین

17:55.850 --> 17:58.650
پس فکر می کنی تکیه به بقیه تو رو قوی می کنه؟

17:58.650 --> 18:01.150
.نه، من هنوز ضعیفم

18:01.440 --> 18:03.190
.به خاطر همین چاره ای ندارم جز تکیه به تعداد و اقرام

18:03.190 --> 18:06.360
چرا خواستی با من صحبت کنی؟

18:07.450 --> 18:09.200
متاسفم که اینُ می گم

18:09.200 --> 18:12.250
.ولی نمی خوام تو در دالارز باشی ایزومی سان

18:13.540 --> 18:19.500
الان آئوبا و بقیه رو وادار کردم تا قدم هایی در راستای
.بیرون انداختن کسایی مثل تو از دالارز انجام بدن

18:20.670 --> 18:22.760
!تو خیلی جیگر داری

18:22.760 --> 18:24.760
دستم میندازی؟

18:24.760 --> 18:27.640
.نه در واقع برعکس

18:28.300 --> 18:31.010
.من از کسایی مثل تو می ترسم

18:31.220 --> 18:34.930
...من خیلی خیلی می ترسم
ولی بازم نمی تونم کاریش کنم

18:35.270 --> 18:37.020
.پس فقط ازت می خوام دالارزُ ترک کنی

18:40.150 --> 18:42.030
تو مشنگی؟

18:42.030 --> 18:44.990
کی همچین چرت و پرت هایی رو تو این وضعیت می گه؟

18:44.990 --> 18:46.450
.نمی دونم چی بگم

18:46.450 --> 18:49.240
.تو کاملا با کیدا ماسائومی فرق داری

18:49.240 --> 18:51.240
!یه جغله ی پولدار گوشه گیر باورنکردنی

18:51.240 --> 18:54.910
!تو واقعا سرگرم کننده ای
!خیلی بیشتر از آئوبا

18:55.830 --> 19:01.380
هی، ریوگامینه میکادو، تو گفتی فقط می تونی
رو تعداد و ارقام حساب کنی، درسته؟

19:01.540 --> 19:02.250
.آره

19:03.880 --> 19:07.430
تا حالا فکر کردی ممکنه بخوای یه خورده
رو چیز دیگه ای هم حساب کنی؟

19:10.600 --> 19:13.770
چرا اینقدر طول کشید؟
هنوز دارن حرف می زنن؟

19:21.230 --> 19:23.860
!ببخشید که مزاحم شدم. خیلی لذت بردم

19:23.860 --> 19:27.320
.اوه، همچنین. بابت همه چیز ممنون

19:53.890 --> 19:56.470
.الو؟ یه پیشرفتی حاصل شد

19:56.850 --> 20:00.480
خب؟ تونستی هدیه رو بدی بهش؟

20:00.690 --> 20:02.230
.آره، مشکلی نیست

20:02.770 --> 20:08.030
اگه اون عوضی رو پلیس ها بگیرن
.از اونجا به بعد من و تو دیگه همُ نمی شناسیم

20:08.030 --> 20:12.240
.بهتره اینُ تو مغزت فرو کنی تا یادت نره

20:13.410 --> 20:14.490
.فهمیدم

20:14.780 --> 20:19.580
خب اون چجور بچه ای بود؟
به نظرت می تونی کنترلش کنی؟

20:19.580 --> 20:22.540
.راستش گمونم این کفش گشادتر از پامه

20:22.540 --> 20:26.250
.کم پیش میاد تو همچین چیزی بگی

20:26.250 --> 20:29.090
.آره، ولی ازش خوشم اومد

20:29.090 --> 20:30.760
ازش خوشت اومد؟

20:30.760 --> 20:35.560
اون بچه... بدون این که بترسه یا تو نگاهش لرزشی
.پیش بیاد گرفتش انگار که یه چیز طبیعی بود

20:35.560 --> 20:38.270
اون که فکر نکرد اسباب بازی بود، درسته؟

20:38.520 --> 20:43.650
"نه، می دونست چیه، تعظیمم کرد و گفت "خیلی ممنون

20:43.650 --> 20:47.900
!و بعد انگار که هیچی نشده بود شروع کرد به خزعبلات گفتن

20:48.400 --> 20:52.160
.که اینطور. عجیب نیست بالاخره از یکی خوشت اومد

20:52.610 --> 20:56.950
!اینطوره اگه هنوز بچه ی سر به راهی باشه، ولی الان  داغونم شده

20:56.950 --> 21:00.210
.بله، شکی نیست. اون ماشین آئوزاکی سانه

21:00.210 --> 21:02.040
.حق با تو بود آکابایاشی سان

21:02.330 --> 21:07.710
.فهمیدم. خودم ترتیبشُ می دم پس می شه شما... می دونی که

21:07.710 --> 21:10.760
می شه حواستون همچنان به ریوگامینه باشه؟

21:12.720 --> 21:18.180
پسر. آئوزاکی سان؟
-کی می تونه بگه چه پیشنهادی داده

21:21.060 --> 21:25.860
...این وضعیت ممکنه
.حتی از چیزی که من فکر می کردمم بدتر باشه

21:29.480 --> 21:30.240
چی شده؟

21:30.570 --> 21:34.240
.فقط یه لحظه سردم شد. خوبم

21:34.990 --> 21:40.000
تمام پیچیدگی های این شهر داشت همینطور
.با شتاب در حال افزایشی پیچیده تر می شد

21:40.790 --> 21:45.210
من عصبانیم. حالا که اون سر دیده شده
.نمی شه جلوی سیجی رو گرفت

21:45.210 --> 21:47.750
.و این همه اش تقصیر ریوگامینه میکادوئه

21:47.750 --> 21:50.090
.من دیگه هیچ پیچیدگی ای نمی خوام

21:50.090 --> 21:53.090
.ریوگامینه میکادو، بیا اینجا تا تمومش کنیم

21:53.090 --> 21:54.260
!بیا دیگه

21:54.260 --> 21:57.260
.الان وقت بازی با دالارز نیست

21:55.680 --> 21:58.760
ولی چیکارش می تونم بکنم؟

21:57.260 --> 21:58.760
.جوجه ی لعنتی

23:45.040 --> 24:00.050
.::   @bollbolljan_com  ::.

23:46.120 --> 23:48.290
.تعداد زادی واکنش و جواب های انسانی وجود داره

23:48.290 --> 23:51.840
.معلوم نیست وقتی اتفاق رخ می ده یه نفر چطور واکنش نشون می ده

23:51.840 --> 23:54.590
.یه نگاه به اتفاقاتی که در ستاسر شهر داره می افته بکنید

23:54.590 --> 23:56.670
!هیچ وقت حوصله تون سر نمی ره

23:56.670 --> 23:59.220
.قسمت بعد: بدون فقدان عشق