﻿WEBVTT

00:00.060 --> 00:20.060
<b>‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

00:28.080 --> 00:30.740
<b>. اوساگی سان حسابی قاطی کرده</b>

00:30.750 --> 00:32.080
<b>... چرا اونوقت</b>

00:33.660 --> 00:38.490
<b>دلیلش اینه که تلفنم هی زنگ میخوره 
. و میخوان موفقیت کاریم رو بهم تبریک بگن</b>

00:38.910 --> 00:43.200
<b>! سلام، خیلی وقت بود حرف نزده بودیم 
! ممنون</b>

00:43.200 --> 00:46.540
<b>. چند هزار نفر دیگه قراره زنگ بزنن ؟ خفه ش کن</b>

00:46.540 --> 00:50.450
<b>!اين حرفارو نزن 
!دارن زنگ ميزنن بهم تبريك بگن ناسلامتي</b>

00:55.660 --> 00:58.160
<b>اتفاق خوبی بود که دیدمت . مشغول به کار شدنت توي ماروكاوا رو" 
دوباره تبریک میگم!همونطور كه گفته بودم، خيلي دوست دارم
"به عنوان شيريني استخدامت به يه رستوران عالي مهمونت كنم</b>

00:58.410 --> 01:02.620
<b>! جدی جدی دوست مکاتبه ای ایجوئین سنسی شدم</b>

01:02.620 --> 01:05.910
<b>! ولی اگه اوساگی بفهمه، فاتحه م خونده ست</b>

01:06.540 --> 01:11.240
<b>دیروز خیلی اتفاقی موقعی که منتظر اوساگی 
. سان بودم، باهاش رو به رو شدم</b>

01:11.250 --> 01:13.990
<b>.مشتاق ديدار، ایجوئین سنسی</b>

01:14.000 --> 01:16.740
<b>! دیدن شما در اینجا مثل یه رویاست</b>

01:16.750 --> 01:20.330
<b>... با همدیگه مثل دو تا جنتلمن رفتار کردن</b>

01:20.330 --> 01:24.580
<b>ولی حقیقت رو فقط من میدونم، هیچ کس 
. ترسناک تر از اوساگی جنتلمن نیست</b>

01:24.580 --> 01:27.120
<b>داشتیم میرفتیم استخدام شدن میساکی رو 
. جشن بگیریم</b>

01:27.120 --> 01:30.290
<b>. اوه ببخشید اگه مزاحمتون شدم</b>

01:30.290 --> 01:31.740
<b>. نیازی به عذر خواهی نیست</b>

01:32.620 --> 01:34.080
<b>. چشماش كه نميخنده</b>

01:34.080 --> 01:38.580
<b>! آه، سنسی، ببخشید ! ديگه بايد رفع زحمت كنم</b>

01:38.580 --> 01:40.040
<b>. میرم ماشین رو بیارم</b>

01:40.040 --> 01:42.410
<b>! باشه</b>

01:42.410 --> 01:45.450
<b>. تبریک میگم . واست خوشحالم</b>

01:45.450 --> 01:47.870
<b>میتونم یه روز دیگه مهمونت کنم ؟</b>

01:47.870 --> 01:49.490
<b>ها ؟</b>

01:49.500 --> 01:52.660
<b>اجازه هست بهت اس ام اس بدم ؟</b>

01:53.200 --> 01:56.830
<b>چطور میتونستم توی اون موقعیت بهش نه بگم ؟</b>

01:56.830 --> 02:03.150
<b>شماره دادن به کسي كه شديداً تحسينش ميكني و  
... و دوسش داري و براش احترام قائلي</b>

02:01.160 --> 02:03.200
<b>اتفاق خوبی بود که دیدمت . مشغول به کار شدنت توي ماروكاوا رو" 
دوباره تبریک میگم!همونطور كه گفته بودم، خيلي دوست دارم
"به عنوان شيريني استخدامت به يه رستوران عالي مهمونت كنم</b>

02:03.200 --> 02:05.160
<b>! مثل یه رویاست</b>

02:05.370 --> 02:07.330
<b>... ولی فکر کنم این باید</b>

02:07.700 --> 02:09.160
<b>. ممنون که جواب دادی . کارها خوب پیش میره  "
." اصلا مشکلی نیست که وقتم رو واسه تو بذارم</b>

02:09.160 --> 02:11.100
<b>ممنونم ! هنوز دانشگاه  دارم و سرم شلوغه"  
واسه همين معلوم نيست كي وقتم آزاد شه،واقعاً شرمنده م 
."راستي اين ماه "كانِ سرآشپز" حسابي تركوندا</b>

02:09.540 --> 02:11.160
<b>! نه، زیاده روی کردم</b>

02:11.160 --> 02:13.700
<b>خوندیش ؟ ممنونم. این حرفت باعث  "
." دلگرمیم شد</b>

02:11.660 --> 02:13.700
<b>... چی ؟ خب</b>

02:14.000 --> 02:16.950
<b>... نمیدونم کی این اس ام اس بازی رو تمومش کنم</b>

02:16.950 --> 02:21.370
<b>شما دو تا کی به هم شماره دادین ؟</b>

02:21.370 --> 02:24.040
<b>. پاکش کن . همین الان بلاکش کن</b>

02:24.040 --> 02:26.740
<b>! نمیتونم این کار رو بکنم</b>

02:26.750 --> 02:31.080
<b>بنظرم يجورايي ازت خوشش مياد</b>

02:31.080 --> 02:34.160
<b>حتما پیش خودش گفته اس ام اس دادن به تو  
. اولین قدم واسه نزدیک شدنشه</b>

02:34.160 --> 02:37.080
<b>!چند بار بگم، انقد خيال بَرِت نداره كه همه گِي هستن</b>

02:37.080 --> 02:41.200
<b>مهم تر از همه، اون یکی از مهمترین  
! نویسنده های شرکت آینده ی منه</b>

02:41.200 --> 02:43.490
<b>نبايد انقد در موردش بي ادبي كني</b>

02:43.500 --> 02:44.740
<b>. اشکالی نداره</b>

02:44.750 --> 02:47.580
<b>!پس يعني واست مهم نيست كه من بخاطر اين موضوع عذاب بكشم؟</b>

02:49.200 --> 02:52.120
<b>. فهمیدی؟انقدر بي منطق بازي در نيار</b>

02:53.160 --> 02:58.450
<b>سلام، شماره ای که با آن تماس گرفته اید -  
...خارج از سیستم میباشد یا  
! هی -</b>

02:58.450 --> 03:01.040
<b>هان؟ اوساگي تويي،نه؟</b>

03:01.040 --> 03:03.200
<b>. چی، تاکاهیرو</b>

03:03.200 --> 03:07.740
<b>هه ؟ اوه، نه، میساکی اصرار داشت اون چیزا رو بگم</b>

03:07.750 --> 03:09.120
<b>! نخیر دیوونه</b>

03:09.120 --> 03:11.410
<b>خب، سرماخوردگیت خوب شد ؟</b>

03:11.410 --> 03:15.580
<b>. لعنتی، مثل همیشه بی ملاحظه ست</b>

03:15.580 --> 03:19.740
<b>تازه، مسخره تر از همه اینه که فکر میکنه   
. همه ی دنیا بهم نظر دارن</b>

03:21.120 --> 03:25.660
<b>.ولي خب، حداقل یه کم واسه خودم جذابیت دارم دیگه</b>

03:26.790 --> 03:27.990
<b>اونايي كه بهم ابراز عشق كردن " 
"در طول 21 سال عمرم): كائوروكو،خان داداش اوساگي،اوساگي سان)  
"همشون از خاندان اوسامين"</b>

03:28.910 --> 03:33.370
<b>تاكاهيرو گفت دفعه ي بعد واسه شام  
بريم خونشون.وقتشو داري؟</b>

03:33.370 --> 03:35.290
<b>آه،حتماً</b>

03:36.660 --> 03:38.410
<b>دیگه چیه ؟</b>

03:38.410 --> 03:41.580
<b>. بسته ی سفارشی برای تاكاهاشي ميساكي-ساما</b>

03:42.120 --> 03:45.200
<b>... از طرف میزوکی سانه . چی میتونه باشه</b>

03:46.660 --> 03:48.580
<b>! واو، یه ساعته</b>

03:48.580 --> 03:49.660
<b>به عنوان تبریک ؟</b>

03:49.660 --> 03:53.450
<b>... احتمالاً . ولی به نظر گرون میاد</b>

03:53.450 --> 03:56.330
<b>قيمت این بِرند از ساعت تقریبا نصف حقوق دستمزد 
. سالیانه ی یه دانشجوی تازه فارغ التحصیل شده ست</b>

03:56.330 --> 03:57.370
<b>!چی ؟</b>

03:57.370 --> 04:01.450
<b>! نه، نه، نمیتونم قبولش کنم ! پسش میدم
حيفه از همچين چيز گروني استفاده كنم</b>

04:01.450 --> 04:04.120
<b>كلي زحمت كشيده واست فرستادتش
.بايد نگهش داري</b>

04:04.120 --> 04:05.620
<b>. این طوری لطفش رو جبران میکنی</b>

04:05.620 --> 04:08.200
<b>...ولي آخه</b>

04:08.200 --> 04:13.790
<b>مهمتر از اينا...مگه تو به ميزوكي 
راجب كار پيدا كردنت چيزي گفتي؟</b>

04:13.790 --> 04:18.580
<b>. خب، آره، قول دادم بهش بگم</b>

04:18.580 --> 04:21.580
<b>کار بدی کردم ؟</b>

04:21.580 --> 04:26.580
<b>نه،فقط گمون كنم ميزوكي
احتمالاً به بابام گفته باشه</b>

04:26.580 --> 04:33.660
<b>اصلا واسم مهم نیست
.اينجوري ميفهمه كارم درسته</b>

04:33.660 --> 04:35.660
<b>... شاید</b>

04:35.660 --> 04:38.330
<b>! اوه، یه نامه هم هست</b>

04:38.580 --> 04:41.990
<b>. بذار ببینم ... " استخدام شدنت مبارک</b>

04:38.580 --> 04:44.740
<b>سلام،خيلي وقته همديگه رو نديدم.بابت ايميلايي كه فرستادي ممون"
 و استخدام شدنتو تبريك ميگم يه هديه هم برات فرستادم
 "ناقابله ولي اميدوارم ازش خوشت بياد</b>

04:42.000 --> 04:44.740
<b>. یه هدیه ی کوچیک هم واست فرستادم</b>

04:44.750 --> 04:47.700
<b>." ناقابله، ولی امیدوارم ازش خوشت بیاد</b>

04:47.700 --> 04:49.910
<b>! اصلاً هم ناقابل نيست</b>

04:49.910 --> 04:54.160
<b>ميزوكي سان واقعاً پسر خوبيه ها 
خيلي ازش ممنونم</b>

04:54.160 --> 04:55.950
<b>... در ادامه نوشته</b>

04:55.950 --> 04:58.240
<b>از اونجایی که به خوبی میشناسمت، امیدوارم "
...یهو نزنه به سرت و شروع به داد زدن کنی و بگي</b>

04:58.250 --> 05:05.540
<b>!نمره هام واسه فارغ التحصيلي به حدِ نصاب نرسيده...
"! ای خدا، حالا چیکار کنم ؟</b>

05:05.540 --> 05:09.490
<b>. میزوکی سان، همون میزوکی سانِ هميشگيه</b>

05:13.950 --> 05:19.540
مطمئنم هردوي ما يك آرزوي مشترك براي به حقيقت پيوستن داريم

05:19.540 --> 05:25.420
دقيقاً مثل يك نقاشي ديواري

05:34.270 --> 05:38.270
مطمئنم که فردا

05:39.900 --> 05:44.280
خیلی بیشتر از امروز دوستت خواهم داشت

05:45.030 --> 05:49.660
با خجالت،چيزهايي مثل "نميدانم اين حس واقعاً حقيقت دارد" را به زبان مي آوري

05:49.660 --> 05:54.500
لبخندت آن را اثبات میکند

05:56.460 --> 06:01.420
عشق پاک یک رنگ است، ولی

06:01.920 --> 06:06.550
دیگر نمیگذارم دست هایت از دست هایم جدا شود

06:06.720 --> 06:12.350
احساساتمان،مارا بدرقه ميكنند

06:12.510 --> 06:17.520
اين روزهاي ساده نيز گرانبها هستند

06:17.520 --> 06:23.110
اگر هر دوی ما کنار هم باشیم، آنگاه دنيا هميشه رنگارنگ خواهد شد

06:23.440 --> 06:28.900
بيا با يكديگر يك نقاشيه ديواري به تصوير بكشيم

06:29.150 --> 06:37.750
بيا عشقمان را كه هيچ كس درك نميكند،به همگان ثابت كنيم

06:45.500 --> 06:48.740
<b>نمره هات خوب نيست؟ اونم الان؟</b>

06:48.750 --> 06:52.040
<b>...اونقدرام بد نيست،ولي</b>

06:52.040 --> 06:56.910
<b>عينه این دیوونه ها رفتم با یه استادی 
، که همه میگفتن خیلی سخت گیره کلاس گرفتم</b>

06:56.910 --> 06:59.370
<b>به زور تونستم امتحاناشو پاس كنم</b>

06:59.370 --> 07:04.620
<b>ظاهراً اين استاده وقتي شروع به نمره دادن ميكنه
 ...ديگه واسش مهم نيست كه قراره جايي استخدام بشي يا نه</b>

07:04.620 --> 07:05.830
<b>واقعا ؟</b>

07:05.830 --> 07:10.160
<b>میگن یا باید درسش رو حذف کنی یا 
.يه ترم ديگه باز بخونيش</b>

07:10.160 --> 07:14.580
<b>و اگه منو بندازه، نمره هام به حد نصاب نميرسه</b>

07:14.580 --> 07:18.540
<b>اگه همه ش همینه، خب كافيه بري سر كلاست 
.و حسابي به درس دقت كني و راحت پاسش كني</b>

07:18.540 --> 07:24.790
<b>آره ولي،من تموم خوش شانسي كه تو عمرم داشتمو
پاي بدست آوردن كارم خرج كردم</b>

07:24.790 --> 07:28.040
<b>. واسه همين مطمئنم قراره بدشانسي بيارم</b>

07:28.040 --> 07:30.660
<b>. واقعا که خیلی فکرهای منفی میکنی</b>

07:30.660 --> 07:34.450
<b>چیزی نیست ! من مصاحبه م رو گذروندم و 
. وقت آزاد زیاد دارم</b>

07:34.450 --> 07:37.160
<b>پس اگه جايي از درساتو متوجه نشدي
. خودم بهت ياد ميدمش</b>

07:37.160 --> 07:40.870
<b>در ضمن، ما فیلم " کان سرآشپز " رو داریم که 
منتظرمونه، مگه نه ؟</b>

07:40.870 --> 07:43.540
<b>بيا تموم تلاشمونو بكنيم،باشه؟</b>

07:43.540 --> 07:45.160
<b>. رفيق داشتن عاليه ها</b>

07:45.160 --> 07:53.490
<b>آه راست، بايد به تودو بگم كه ايجوئين سنسه
 بهم اس ام اس داده و دعوتمون كرده بريم ديدنش</b>

07:45.160 --> 07:53.490
<b>... " به هر حال در مورد این شماره ي جديده " کان سرآشپز</b>

07:53.500 --> 07:55.040
<b>. ببخشید</b>

07:57.580 --> 07:59.120
<b>بله ،تاكاهاشي هستم</b>

07:59.120 --> 08:01.370
<b>از انتشارات ماروكاوا تماس ميگيرم</b>

08:01.370 --> 08:03.660
<b>آها بله . خوب هستین ؟</b>

08:03.660 --> 08:07.290
<b>آه، به لطف شما تونستم تو ماروكاوا دعوت به كار شم</b>

08:07.290 --> 08:10.620
<b>! آره، ایجوئین سنسی بهم گفته بود ! خوش به حالت</b>

08:10.620 --> 08:12.080
<b>. ممنونم</b>

08:12.080 --> 08:15.410
<b>خب، کی ميتوني به کار نیمه وقتت برگردی ؟</b>

08:15.410 --> 08:20.330
<b>ببخشید، ولی الان اوضاع درسیم توی دانشگاه 
... یه کم ریخته به هم</b>

08:20.330 --> 08:22.990
<b>گرفتم . وقتی برنامه ت مشخص شد بهم اِس میدی ؟</b>

08:23.000 --> 08:24.700
<b>. چشم</b>

08:24.700 --> 08:27.160
<b>. مطمئنم ایجوئین سنسی رو هم خوشحال میکنه</b>

08:27.160 --> 08:29.120
<b>ها ؟</b>

08:30.620 --> 08:37.540
<b>كه اينطور،پس ايجوئين سنسه به بخش ويراستاري چيزي در مورد 
. اينكه همديگه رو ديديم و واسه شام مهمونم کرده نگفته</b>

08:37.540 --> 08:50.700
<b>چون بنظر مياد به مانگام علاقه داري،پس هر وقت خواستي"
بيا به ديدنم.اگه معذبي تنها بياي،اون دوستت كه 
"به جلسه ي امضاء اومده بود رو هم با خودت بيار</b>

08:38.160 --> 08:42.200
<b>فکر کنم این دلیل خیلی محکمی میشه که تنهایی 
. به دیدنش نرم</b>

08:42.200 --> 08:46.290
<b>، اون یکی از مهمترین نویسنده های ماروکواست</b>

08:46.290 --> 08:50.700
<b>پس باید بین رابطه ی شخصی و کار  
. یه خط قرمز بکشم</b>

08:51.620 --> 08:56.990
<b>میگم راستی، صاحبخونه ت، واسه ماروکاوا 
كتاب مينويسه، نه؟</b>

08:57.000 --> 08:57.990
<b>. آره</b>

08:58.000 --> 09:00.490
<b>موندم يعني ميفرستنت بخشي كه اون كار ميكنه</b>

09:00.500 --> 09:03.950
<b>! ای بابا ! هر چی بشه ولی اونجوری نشه فقط -</b>

09:02.420 --> 09:06.330
<b> اوساگی سان هم یکی از نویسنده های مهم ماروکاواست</b>

09:03.950 --> 09:06.330
<b>چرا؟ منكه مشكلي نميبينم-</b>

09:06.950 --> 09:11.370
<b>و بايد بين خودم و اون هم يه خط بكشم
...و  راهمو ازش جدا كنم</b>

09:11.370 --> 09:16.240
<b>. ولی ... اوساگی سان فرق داره آخه</b>

09:16.250 --> 09:21.240
<b>. آره، اوساگی سان خاصه</b>

09:21.250 --> 09:23.200
<b>! ممنونم</b>

09:23.200 --> 09:27.290
<b>! خیلی ممنونم ! بله، خداحافظ</b>

09:30.000 --> 09:36.660
<b>موشی موشی ؟ ببخشید، بعدا باهاتون تماس 
. میگیرم . چشم . خداحافظ</b>

09:40.830 --> 09:45.540
<b>، میاسکی ، حالا که یه چیزی واسه جشن گرفتن داریم 
.بيا يه شراب عالي باز كنيم و بخوريم</b>

09:45.540 --> 09:51.080
<b>. نه، نمیخواد شرابت رو حروم من کنی 
. هیچی در مورد شراب حالیم نیست آخه</b>

09:51.080 --> 09:54.580
<b>دقیقا به همین دلیله که باید 
.شراب هاي خوب رو امتحان كني</b>

09:54.580 --> 09:58.160
<b>ولی آخه، شراب انگور با املت برنج ؟</b>

10:00.370 --> 10:02.160
<b>! خوشمزه ست</b>

10:02.160 --> 10:06.330
<b>هیچ وقت شراب دوست نداشتم، ولی 
. این مزه ش حرف نداره</b>

10:06.330 --> 10:08.330
<b>دیدی ؟</b>

10:08.330 --> 10:09.950
<b>میتونم بیشتر بخورم ؟</b>

10:09.950 --> 10:11.330
<b>. البته</b>

10:13.200 --> 10:14.990
<b>. لیوانت خالی شده</b>

10:25.660 --> 10:27.200
<b>منم</b>

10:32.660 --> 10:35.080
<b>. چه خواب خوبی بود</b>

10:40.180 --> 10:42.180
<b>"گرم و نرم"</b>

10:40.200 --> 10:42.200
<b>اينكه برگردي تو تخت و
! دوباره بخوابي،بزرگترين نعمته ها</b>

10:43.250 --> 10:44.790
<b>خُر   خُر   خُر</b>

10:43.250 --> 10:44.790
<b>! شب خوش</b>

10:45.040 --> 10:47.240
<b>" بلند شدن "</b>

10:45.830 --> 10:47.240
<b>! صبح بخیر</b>

10:50.370 --> 10:53.830
<b>!آه، چه صبح قشنگي</b>

10:53.830 --> 10:58.620
<b>صدای گنجشک ها، وزش باد بين درختا 
...، صدای خش خش برگ ها</b>

10:58.620 --> 11:00.910
<b>! چه حالي ميده</b>

11:02.750 --> 11:04.290
<b>من کجام ؟</b>

11:08.580 --> 11:11.580
<b>. صبح بخیر تاکاهاشی ساما</b>

11:11.580 --> 11:12.370
<b>! سباستین</b>

11:12.370 --> 11:14.490
<b>! نه، تاناکا هستم</b>

11:14.500 --> 11:18.240
<b>. اجازه بدین استخدامتون رو تبریک بگم</b>

11:18.250 --> 11:20.330
<b>... خیلی ممنونم</b>

11:20.330 --> 11:23.700
<b>!نه، منظورم اینه که بگو کجام تو رو خدا ؟</b>

11:23.700 --> 11:26.950
<b>. خانه ی تعطیلات اوسامی</b>

11:26.950 --> 11:30.990
<b>نكته  منو با شراب مست كردي تا  
بتونی بدزدیم بیاریم اینجا، عوضی ؟</b>

11:31.000 --> 11:33.450
<b>يجوري حرف نزن كه انگار آدم چندشيم</b>

11:33.450 --> 11:36.330
<b>من فقط ازت در مقابل خشم و سختيايي
كه هر روز داشتي،محافظت كردم</b>

11:36.330 --> 11:39.040
<b>!نه، خدایی، کجاییم الان ؟</b>

11:39.410 --> 11:40.490
<b>" فاقد آنتن "</b>

11:40.580 --> 11:45.740
<b>راستی، باید بگم این ویلا طوری طراحی شده که 
. هیچ آنتن دهی نداشته باشه</b>

11:45.750 --> 11:48.370
<b>اين ديگه چجور سيستميه؟</b>

11:51.080 --> 11:54.910
<b>داداش،الحق كه خونواده ي اوسامي عوض بشو نيستن</b>

11:54.910 --> 11:56.830
<b>تاكاهاشي-ساما؟</b>

11:56.830 --> 12:01.370
<b>ديگه رفع زحمت ميكنم
اميدوارم اينجا بهتون خوش بگذره</b>

12:01.370 --> 12:04.370
<b>چي؟سباستين-سان دارين ميرين؟</b>

12:04.370 --> 12:08.830
<b>اسمم تاناكاست، حقيقتش
 تو خونه ي اصلي يسري كار دارم</b>

12:12.950 --> 12:15.830
<b>لعنتي،اينجا واقعاً خبري از آنتن نيست</b>

12:15.830 --> 12:18.290
<b>بيخياله موبايلت شو</b>

12:18.290 --> 12:21.410
<b>ميساكي،بعضي وقتام با من وقت بگذرون</b>

12:21.410 --> 12:25.240
<b>جان؟ منكه بيشتر وقتمو با تو ميگذرونم</b>

12:25.250 --> 12:28.370
<b>تازه،تو مگه كار نداري،جنابه نويسنده؟</b>

12:28.370 --> 12:32.990
<b>...نگران نباش.همشونو تموم كرد
 نكردم، يدونه رو يادم رفت</b>

12:33.000 --> 12:35.790
<b>يه ستون مقاله ست كه بايد امروز تحويل بدم</b>

12:35.790 --> 12:38.790
<b>ولي خب،ماله يه مشتري جديده
واسه همين زياد مهم نيست</b>

12:38.790 --> 12:42.330
<b>خيلي هم مهمه!تو هر كاري شروعش خيلي مهمه</b>

12:42.330 --> 12:45.410
<b>خب،فقط يه ساعت وقت ميبره</b>

12:45.410 --> 12:48.160
<b>خب پس برو سر كارت</b>

12:48.160 --> 12:51.240
<b>منم ميرم يه نگاهي به دور و اطراف بندازم</b>

12:52.250 --> 12:54.330
<b>مراقب باش، اينورا خرسم داره ها</b>

12:54.330 --> 12:56.370
<b>!باشه،باشه،باشه</b>

13:00.120 --> 13:02.200
<b>بيخيالش</b>

13:02.200 --> 13:05.700
<b>...احتمالاً به يه دلايلي منو آورده اينجا</b>

13:09.040 --> 13:14.870
<b>از خونواده ي اوسامي همين انتظارو داشتم
آخه چرا دروازه ي خروجي با خونه نيم ساعت فاصله داره؟</b>

13:14.870 --> 13:18.120
<b>اينجا چيكار ميكني؟</b>

13:18.120 --> 13:20.240
<b>!خان داداش اوساگي</b>

13:20.250 --> 13:24.200
<b>!پارسال دوست امسال آشنا!اميدوارم حالت خوب باشه</b>

13:24.200 --> 13:28.200
<b>!ممنون! مشتاق ديدار</b>

13:29.040 --> 13:32.540
<b>...بين من و خان داداش اوساگي تو گذشته يه اتفاقايي افتاده</b>

13:33.450 --> 13:35.410
<b>دوسِت دارم</b>

13:37.160 --> 13:41.290
<b>نزديكيه همينجا يه كارايي داشتم
 واسه همين گفتم يسرم به اينجا بزنم</b>

13:41.290 --> 13:47.290
<b>اگه تو اينجايي،يعني آكيهيكو هم بايد اينجا باشه</b>

13:47.290 --> 13:49.410
<b>پس ديگه ميرم</b>

13:50.500 --> 13:52.240
<b>بفرماييد</b>

13:52.250 --> 13:55.290
<b>يه چاي سبز و يه  آنميتسو با بستني وانيلي
 و لوبياي سياه و پودر شكر</b>

13:55.290 --> 13:56.660
<b>و يه قهوه</b>

13:56.660 --> 13:59.040
<b>من چرا اينجا با اونم؟</b>

14:00.040 --> 14:01.660
<b>شيرينيهاي سنتي رو دوست داري؟</b>

14:01.660 --> 14:05.370
<b>آره.تاياكي رو خيلي دوست دارم</b>

14:05.870 --> 14:07.870
<b>كه اينطور</b>

14:07.870 --> 14:14.450
<b>راستي،از ميزوكي-سان يه چيزايي شنيدم
 واقعاً راسته كه الان رئيسه يه شركت هستي؟</b>

14:14.450 --> 14:15.330
<b>آره</b>

14:15.330 --> 14:19.450
<b>تبريك ميگم.گفته بودي دلت ميخواد
 تو صنعت ساختمان سازي فعاليت كني</b>

14:19.450 --> 14:23.330
<b>"پيشه خودم گفتم" اي ول،به آرزوش رسيد</b>

14:23.330 --> 14:26.040
<b>همش به لطفه تو بود</b>

14:26.040 --> 14:28.200
<b>...نه، منكه كاري نكردم</b>

14:28.200 --> 14:32.580
<b>به خودتم تبريك ميگم
 شنيدم دعوت به كار شدي</b>

14:32.580 --> 14:37.200
<b>آه،آره،خيلي ممنون</b>

14:37.200 --> 14:41.540
<b>پس راسته كه قراره بزودي تنها زندگي كني؟</b>

14:42.540 --> 14:43.740
<b>اينطور نيست؟</b>

14:43.750 --> 14:47.080
<b>...نه،همچين برنامه اي ندارم</b>

14:47.080 --> 14:50.040
<b>ميتونم بپرسم كي  اينو بهت گفته؟</b>

14:50.040 --> 14:52.700
<b>از پدرم شنيدم</b>

14:53.580 --> 14:55.790
<b>بابا اوساگي؟</b>

14:56.580 --> 15:00.240
<b>شرمنده،تازه همين چند روز پيش
 بهم پيشنهادِ كاري شده</b>

15:00.250 --> 15:04.490
<b>بعدش هنوز دانشگاه دارم
 ...واسه همين فعلاً هيچ تصميمي نگرفتم</b>

15:04.500 --> 15:06.330
<b>كه اينطور</b>

15:06.330 --> 15:10.160
<b>احتمالاً ميزوكي-سان راجب 
 دعوت به كار شدنم به بابا اوساگي گفته</b>

15:10.160 --> 15:14.990
<b>ولي چرا فكر كرده قراره نقل مكان كنم؟</b>

15:16.160 --> 15:20.910
<b>آه، اين خيلي خوشمزه ست،خوشحالم كه سفارشش دادم</b>

15:20.910 --> 15:24.910
<b>من هنوز بيخيالت نشدم</b>

15:25.910 --> 15:33.080
<b>ولي خوشحاليت بيشترين چيزيه كه واست خواهانم
 من طرفه توئم</b>

15:33.080 --> 15:37.950
<b>اگه هر مشكلي داشتي
 ميتوني روم حساب كني</b>

15:40.620 --> 15:43.450
<b>مـ-ممنونم</b>

15:48.120 --> 15:52.080
<b>اصلاً انتظار نداشتم كه اينجا
 ...به خان داداش اوساگي بر بخورم</b>

15:52.080 --> 15:55.490
<b>بهتره چيزي به اوساگي-سان نگم</b>

15:55.500 --> 15:59.490
<b>بايد چيكار كنم تا
 مورد تاييد بابا اوساگي قرار بگيرم</b>

15:59.500 --> 16:02.660
<b>يعني كار پيدا كردنم كافي نيست؟</b>

16:02.660 --> 16:07.540
<b>اگه كارمو شروع كنم  و حقوق بگيرم
  و بتونم گليم خودمو از آب بكشم بيرون،كافيه؟</b>

16:07.540 --> 16:11.950
<b>يعني اونوقت ميتونم
 برم پيشش و عرض ادب كنم؟</b>

16:12.870 --> 16:14.990
<b>مسخره ست</b>

16:15.000 --> 16:16.910
<b>هاا؟</b>

16:16.910 --> 16:20.540
<b>اينجا رو يادم نمياد.اين همون مسيريه كه اومده بودم؟</b>

16:20.540 --> 16:23.490
<b>نه،شايد اونوري باشه</b>

16:24.330 --> 16:27.700
<b>!چي؟ چي؟ چي؟</b>

16:30.000 --> 16:31.620
<b>من كجام؟</b>

16:31.620 --> 16:34.160
<b>مراقب باش، اينورا خرسم داره ها</b>

16:34.910 --> 16:36.950
<b>نه، امكان نداره</b>

16:41.000 --> 16:43.290
<b>!چي؟! اون ديگه چي بود؟</b>

16:43.290 --> 16:47.160
<b>!حالا چيكار كنم؟ من يه بچه شهريم</b>

16:47.160 --> 16:52.660
<b>تنها زماني كه تو اين تاريكي بيرون بودم
  واسه اردوي تابستونيه دورانه دبستانم بود</b>

16:52.660 --> 16:56.950
<b>! بگذريم از اينكه موبايلمم همرام نيست
  به هر حال آنتنم كه نميداد</b>

16:56.950 --> 16:58.490
<b>" گير افتاده"</b>

16:57.500 --> 16:58.500
<b>!جانه من؟</b>

16:59.000 --> 16:59.240
<b>...او</b>

16:59.910 --> 17:01.490
<b>!اوساگي-سان</b>

17:01.500 --> 17:05.120
<b>احتمالاً اينورا نيستي
 ولي اگه هستي،جوابمو بده</b>

17:05.120 --> 17:08.990
<b>!اوساگي-سان! اوساگي-سان</b>

17:10.750 --> 17:13.120
<b>!بيخيال! اون چيه؟</b>

17:13.120 --> 17:15.370
<b>!اي واي! واقعاً خرسا اينجان</b>

17:23.080 --> 17:25.450
<b>چيكار داري ميكني؟</b>

17:25.450 --> 17:27.870
<b>اوساگي؟</b>

17:27.870 --> 17:28.990
<b>گُم شدي؟</b>

17:29.000 --> 17:30.200
<b>!نـ-نه بابا</b>

17:30.200 --> 17:34.120
<b>مونده بودم واسه چي هنو خونه نيومدي
گفتم حتماً گم شدي</b>

17:34.120 --> 17:36.490
<b>بگذريم،كارت چي شد؟</b>

17:36.500 --> 17:38.660
<b>تمومش كردم</b>

17:38.660 --> 17:41.790
<b>الان وقته خوبيه.زودباش</b>

17:41.790 --> 17:44.080
<b>همين نزديكياست،پس بيا بريم</b>

17:44.080 --> 17:46.240
<b>كجا بريم؟</b>

17:46.250 --> 17:47.870
<b>آسمون</b>

17:47.870 --> 17:50.580
<b>مطمئنم همين دور و ورا بود</b>

17:50.580 --> 17:53.080
<b>هاا؟ آخه چي؟</b>

17:54.000 --> 17:56.290
<b>جاي مخفيه من</b>

17:59.910 --> 18:04.700
<b>!وااااي، ستاره ها چه بزرگن!خيلي محشره</b>

18:04.700 --> 18:09.160
<b>خوشحالم.اينجا با قديمش هيچ فرقي نكرده</b>

18:09.160 --> 18:13.660
<b>!واقعاً محشره
 اينجا مخفيگاه توئه، اوساگي-سان؟</b>

18:13.660 --> 18:17.740
<b>...چون تا ده سالگي توي انگليس زندگي كردم</b>

18:17.750 --> 18:23.120
<b>...تابستوناي ژاپن برام خيلي سخت بود
و تموم تعطيلات تابستونمو اينجا گذروندم</b>

18:23.120 --> 18:26.240
<b>اين آسمونو خيلي تماشا كردم</b>

18:26.250 --> 18:32.200
<b>هيچوقت خيال نداشتم راجب اينجا به كسي بگم
 ولي دلم ميخواست به تو نشونش بدم</b>

18:32.200 --> 18:39.040
<b>واسه همين اين يه هديه ست
دعوت به كار شدنتو بهت تبريك ميگم</b>

18:39.040 --> 18:44.620
<b>هاان چي؟ نكنه واسه نشون دادن اينجا،منو كشون كشون آوردي؟</b>

18:44.620 --> 18:51.240
<b>تازه بخاطر اينكه دَم به ديقه بهت زنگ ميزدن
 حسابي كفري شده بودم</b>

18:51.250 --> 18:55.410
<b>...خـ-خب،بنظرم هديه ي خوبيه.</b>

18:55.410 --> 19:00.540
<b>منظورم اينه كه،يكم تحت تاثير قرار گرفتم</b>

19:00.540 --> 19:03.790
<b>خوشحالم اينو ميشنونم</b>

19:03.790 --> 19:09.660
<b>وايسا ببينم...اين همون آسمونيه كه تو داستاناته؟</b>

19:09.660 --> 19:11.330
<b>خوب متوجهش شدي</b>

19:11.330 --> 19:14.620
<b>...خب، آخه يجورايي همون حس و حالو داره</b>

19:14.620 --> 19:16.370
<b>آهااا</b>

19:16.370 --> 19:21.950
<b>حال و هواي اينجا با داستاني كه
...دزدكي تو دفترچه ي دوران كودكي اوساگي-سان خونده بودم</b>

19:21.950 --> 19:25.660
<b>...هيچ فرقي نداره</b>

19:25.660 --> 19:32.370
<b>"سفيد"
" نوشته ي اوسامي آكيهيكو"</b>

19:26.290 --> 19:32.830
<b>با اينكه اون كتاب پايان خوشي داشت
 ولي يجورايي سرشار از حسِ تنهايي بود</b>

19:32.950 --> 19:40.660
<b>واسه همين پيشِ خودم گفتم
موقعي كه اوساگي-سان اين آسمونو تماشا ميكرد،چه حسي داشت؟</b>

19:41.410 --> 19:48.410
<b>دارم ميگم،با اين احساس سست و ضعيفي كه داري مشكل دارم</b>

19:48.410 --> 19:50.990
<b>آره،همينطوره</b>

19:51.000 --> 19:53.950
<b>...اوساگي-سان،چيزه</b>

19:53.950 --> 19:55.450
<b>چيه؟</b>

19:55.500 --> 19:58.160
<b>...من</b>

19:58.160 --> 20:01.660
<b>ميخوام با تو باشم،اوساگي-سان...</b>

20:02.620 --> 20:03.950
<b>يهو اينو از كجات در آوردي؟</b>

20:03.950 --> 20:07.490
<b>هيچي بابا. فقط دلم خواست بگمش</b>

20:07.500 --> 20:08.990
<b>چيزي شده؟</b>

20:09.000 --> 20:10.240
<b>نه</b>

20:10.250 --> 20:12.790
<b>تَب داري؟</b>

20:12.790 --> 20:14.120
<b>!يعني چي آخه؟</b>

20:14.120 --> 20:18.490
<b>منو باش خواستم موقعيتو احساسي كنم
!ولي گند خورد توش!خدا حافظ</b>

20:18.500 --> 20:21.910
<b>شرمنده.آخه با اين ابراز عشقِ يهوييت
...حسابي منو سورپرايز كردي</b>

20:21.910 --> 20:26.370
<b>!هيچم ابراز عشق نبود
 اصلاً حرفي كه زدمو فراموش كن</b>

20:26.370 --> 20:27.740
<b>...ميساكي</b>

20:29.160 --> 20:32.160
<b>نميتونم اونكارو بكنم</b>

20:32.160 --> 20:36.950
<b>بودنِ من و تو باهم يه مسئله ي قطعيه</b>

20:38.450 --> 20:42.540
<b>اين پررو بازيات حسابي اعصابمو خورد ميكنه</b>

20:42.540 --> 20:46.950
<b>آخه كاريش  نميتونم بكنم،چون دوسِت دارم</b>

20:46.950 --> 20:49.580
<b>باشه،باشه،باشه</b>

20:49.580 --> 20:53.080
<b>اين عشق همه چيزه منه</b>

20:57.370 --> 21:02.370
<b>اون گفته بود اگه من تو احساساتم دودل باشم
باهام به مشكل بر ميخوره</b>

21:02.390 --> 21:06.390
<b>.:: Telegram: @bollbolljan ::.
.:: Instagram: @bollbolljan_Com ::.</b>

21:06.450 --> 21:11.370
<b>ولي ديگه تو احساساتم دودل نيستم...</b>

21:11.370 --> 21:15.080
<b>اوساگي-سان دائماً ميگه
بدونه من تو هر كاري عاجزه</b>

21:15.080 --> 21:20.040
<b>ولي شايد حقيقتش اين باشه كه
من بدونه اون عاجزم</b>

21:20.060 --> 21:26.060
<b>بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

21:27.000 --> 21:28.830
<b>اين ديگه چيه؟</b>

21:27.660 --> 21:31.740
<b>"تايّاكي"</b>

21:28.830 --> 21:31.740
<b>هديه واسه تبريك،شايد؟</b>

21:32.040 --> 21:35.790
<b>"از طرف بابا اوساگي"</b>

21:32.040 --> 21:34.790
<b>خيال داري چندتا خرس ديگه
 تو اين آپارتما جا بدي؟</b>

21:34.790 --> 21:35.790
<b>ديگ به ديگ ميگه روت سياه</b>

21:35.910 --> 21:37.830
<b>چرا هاروهيكو بهت تايّاكي داده؟</b>

21:35.910 --> 21:40.790
<b>"از طرف خان داداش اوساگي"</b>

21:37.830 --> 21:40.790
<b>!سوالِ خوبيه! حتماً هينجوري اتفاقي بوده</b>

21:40.870 --> 21:43.160
<b>!چيزاي فاسد شدني رو از فرانسه پستِ هوايي نكن تو روخدا</b>

21:40.870 --> 21:46.410
<b>"از طرفِ كائوروكو"</b>

21:43.160 --> 21:46.410
<b>ا-اي بابا، اين كائوروكو-سان هم خيلي مشكل سازه ها</b>

21:47.370 --> 21:48.370
<b>" تقديم به تاكاهاشي ميساكي"
"دعوت به كار شدنتو تبريك ميگم.از طرف ايجوئين كيو"</b>

21:49.290 --> 21:53.240
<b>! اي دادِ بيداد! بايد از وارد شدنه خسارات بزرگ جلوگيري كنم</b>

21:53.250 --> 21:58.950
<b>درسته كه بابته هديه ها خوشحالم
ولي تو بهم خاطره اي دادي كه لنگه نداره</b>

21:58.950 --> 22:01.370
<b>و از همه بيشتر منو خوشحال كرد...</b>

22:01.910 --> 22:07.330
<b>درسته.بايد بدونن كه 
پول جواب همه ي مسائل نيست</b>

22:07.330 --> 22:11.990
<b>ميساكي، راستش من يه هديه ي ديگه  هم واست دارم</b>

22:12.000 --> 22:13.080
<b>هاا؟</b>

22:13.080 --> 22:17.330
<b>فهميدم چيزاي گرون قيمت ناراحتت ميكنن
واسه همين يه كتابچه ي كوپُن برات تهيه كردم</b>

22:18.540 --> 22:20.540
<b>"نوازش نوكِ سينه"
" دست مالي كردنِ شديد لاي پاها"
" خوشگذروني تو حموم پر از كف"</b>

22:21.160 --> 22:23.790
<b>اومم.اين ديگه چيه؟</b>

22:23.790 --> 22:28.450
<b>من 100% چيزايي كه تو اون كوپُنا نوشته رو واست انجام ميدم</b>

22:28.450 --> 22:31.040
<b>!عمراً اگه از اينا استفاده كنم</b>