﻿WEBVTT

00:00.010 --> 00:20.010
<b>‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

00:29.330 --> 00:32.990
<b>نميتونم تكون بخورم...حس ميكنم بدنم عينه سُرب سنگين شده</b>

00:33.580 --> 00:35.540
<b>داداشی، چیکار کنم ؟</b>

00:35.540 --> 00:39.160
<b>!کمک ! چرا نمیتونم تکون بخورم آخه ؟</b>

00:41.580 --> 00:46.160
" حسادت بیش از حد، یک مرد رو به آتیش میکشد " 
" حسود هرگز نیاسود "

00:46.450 --> 00:52.040
مطمئنم هردوي ما يك آرزوي مشترك براي به حقيقت پيوستن داريم

00:52.040 --> 00:57.920
دقيقاً مثل يك نقاشي ديواري

01:06.770 --> 01:10.770
مطمئنم که فردا

01:12.400 --> 01:16.780
خیلی بیشتر از امروز دوستت خواهم داشت

01:17.530 --> 01:22.160
با خجالت،چيزهايي مثل "نميدانم اين حس واقعاً حقيقت دارد" را به زبان مي آوري

01:22.160 --> 01:27.000
لبخندت آن را اثبات میکند

01:28.960 --> 01:33.920
عشق پاک یک رنگ است، ولی

01:34.420 --> 01:39.050
دیگر نمیگذارم دست هایت از دست هایم جدا شود

01:39.220 --> 01:44.850
احساساتمان،مارا بدرقه ميكنند

01:45.010 --> 01:50.020
اين روزهاي ساده نيز گرانبها هستند

01:50.020 --> 01:55.610
اگر هر دوی ما کنار هم باشیم، آنگاه دنيا هميشه رنگارنگ خواهد شد

01:55.940 --> 02:01.400
بيا با يكديگر يك نقاشيه ديواري به تصوير بكشيم

02:01.650 --> 02:10.250
بيا عشقمان را كه هيچ كس درك نميكند،به همگان ثابت كنيم

02:17.200 --> 02:18.540
<b>! کـــــــــــــــــــــــــا</b>

02:19.200 --> 02:20.330
<b>. آی</b>

02:20.330 --> 02:24.120
<b>تا الان چند هزار بار بهت گفتم مزاحم 
!خوابم نشو ؟</b>

02:24.120 --> 02:26.160
<b>، وقتي به صفحه ي مانيتورم نگاه كردم</b>

02:26.160 --> 02:30.910
<b>ديدم نوشته بودي " آکیهیکو سان، بايد بياي
" ... پيشِ خودم بخوابی</b>

02:30.910 --> 02:33.490
<b>ببينم،الان روي چه پروژه اي داري كار ميكني؟</b>

02:33.500 --> 02:35.990
<b>آه نگاه،روي تختت يه كوپُن هست</b>

02:36.000 --> 02:38.330
<b>! خبر مرگم بیاد اگه کار خودم باشه</b>

02:38.330 --> 02:41.330
<b>" فقط مخصوص تاكاهاشي ميساكي
هر کاری دوست داری بکن " 
!" فقط یه کاری کن اسم خودم یادم بره</b>

02:38.830 --> 02:41.330
<b>پس اول این کوپن رو انتخاب کردی ؟</b>

02:41.580 --> 02:43.790
<b>خيلي دل و جرات داريا</b>

02:43.790 --> 02:45.870
<b>! وقتی حرف میزنم گوشت با من باشه</b>

02:45.870 --> 02:47.790
<b>... وایسا</b>

02:47.790 --> 02:49.120
<b>. باید درخواستت رو انجام بدم</b>

02:49.120 --> 02:50.700
<b>! هوی، تمومش کن</b>

02:50.700 --> 02:53.790
<b>! اوساگی سان، کار داری ! امروز آخرین مهلتته</b>

02:53.790 --> 02:55.540
<b>!زودباش برو سَرِ كارت</b>

02:55.540 --> 02:57.950
<b>آخرين مهلتِ تحويل كار اصلاً واسم مهم نيست</b>

02:59.330 --> 03:01.490
<b>چی گفتی ؟</b>

03:01.500 --> 03:03.080
<b>! کـــــــــــــــا</b>

03:03.080 --> 03:08.620
<b>... موندم یعنی آیکاوا سان چه فکر در موردم میکنه -</b>

03:03.080 --> 03:08.620
<b>محض رضای خدا سنسی ! وسیله ی امرار معاش هزار تا - 
آدم به چيزي كه با اين انگشتات تايپ ميكني بستگي داره</b>

03:08.620 --> 03:10.620
<b>. ببخشید، ولی واسم مهم نیست</b>

03:10.620 --> 03:14.410
<b>بله، واضحه ! ولی تا همين حدشم واسم كافيه 
! پس،تَِنِ لشتو تكون بده برو كارتو بكن</b>

03:14.410 --> 03:17.660
<b>آیکاوا سان، دوست داری با هم بریم 
پایین چای بخوریم ؟</b>

03:19.250 --> 03:22.950
<b>!هنوز اولِ صبحه
!آخه اين زندگيه من دارم؟</b>

03:23.410 --> 03:28.370
<b>ميدونم دعوت به كار شدنم به اين معني 
...نيست كه همون اول بزارنم سر‍ كاره اديتوري</b>

03:28.370 --> 03:32.990
<b>رُك و راست بگم، واقعا دلم نمیخواد 
! روزگارم این طوری بشه ... نه، مثبت فکر کن پسر</b>

03:33.000 --> 03:37.040
<b>...ولي آيكاوا-سان،با اين حال  تموم تلاشتو تو كارت ميكني</b>

03:37.040 --> 03:40.290
<b>يعني بخاطر اينه كه يه چيزي توي
اين كار واست خيلي ارزشمنده،درسته؟</b>

03:42.870 --> 03:47.990
<b>... ها، يعني چي ميتونه باشه
... حس میکنم قبلا یه چیزی بوده</b>

03:48.000 --> 03:51.950
<b>ها، اصلا چرا دارم این کار رو میکنم ؟</b>

03:52.870 --> 03:57.660
<b>اي داد،ديگه دارم كم كم نگران ميشم كه 
...شايد  نبايد برم تو كارِ نشرِ كتاب</b>

03:57.660 --> 04:00.490
<b>بهتره بري شوهر كني 
. اينجوري ميتوني بازنشست بشي</b>

04:00.500 --> 04:03.370
<b>! هوی چی میگی ! به جاش کارت رو انجام بده</b>

04:03.370 --> 04:06.870
<b>الان تو يه بخشيش هستم كه
 اصلاً راضيم نميكنه</b>

04:06.870 --> 04:10.870
<b>فکر کنم تو بتونی قضاوت کنی و بگی کدومش 
، خوبه یا بده</b>

04:10.870 --> 04:13.040
<b>... واسه همین به کمکت نیاز دارم</b>

04:13.040 --> 04:16.330
<b>در مورد چی باید نظر بدم ؟</b>

04:16.330 --> 04:19.910
<b>سناريوهاي متفاوتِ واسه صحنه هاي سكسِ
سوزوكي ميساكي كه ازش لذت ببره</b>

04:19.910 --> 04:23.290
<b>سوزوكي ميساكي يه شخصيت برگرفته از تاكاهاشي ميساكيه 
كه توي مجموعه داستاناي  همجنسگرايه جونجو رومانتيكا
اثرِ اوسامي  آكيهيكوي بزرگ ،نقش آفريني ميكنه</b>

04:25.290 --> 04:27.200
<b>! تاکاهاشی، دیر کردی</b>

04:27.200 --> 04:28.120
<b>! ببخشید</b>

04:28.120 --> 04:32.160
<b>ناسلامتي تو بودي كه ازم خواستي بهت 
.درس بدم،اونوقت منو اينجا منتظر گذاشتي</b>

04:32.160 --> 04:36.410
<b>ببخشید ... با صاحب خونه م یه کم 
. درگیر شده بودم</b>

04:36.410 --> 04:38.290
<b>باهاش دعوا کردی ؟</b>

04:38.290 --> 04:41.660
<b>بیشتر مثل این بود که سر یه چیز تکراری که 
... درست پیش نمیره بحث میکردیم</b>

04:41.660 --> 04:47.450
<b>گيريم هول هولكي و بد انتخاب واحد كردي
ولي ديگه چرا با كاميجو كلاس برداشتي آخه؟</b>

04:47.450 --> 04:51.040
<b>. میدونم، الان هم مثل سگ پشیمونم</b>

04:51.040 --> 04:56.120
<b>وقتی یه شغل خوب در انتظارمه نمیتونم فارغ التحصیل 
. شدنم رو عقب بندازم، واسه همین حسابی تلاشمو ميكنم</b>

04:56.120 --> 05:00.290
<b>خيلي شانس آوري كه دانشگامون ميزاره 
 تو طولِ سالِ آخر هم درساي پيش نيازو انتخاب كنيم</b>

05:00.290 --> 05:03.540
<b>راستش ،وقتي رفتم در مورد 
... تكاليفم چندتا سوال ازش بپرسم</b>

05:03.540 --> 05:04.740
<b>چه مرگت شده تو ؟</b>

05:04.750 --> 05:08.490
<b>چون فكر كردي ادبيات درسِ راحتيه
گذاشتي سالِ آخر واحدشو برداشتي؟</b>

05:08.500 --> 05:11.580
<b>. خیلی ترسناک بود . خدایی خیلی ترسناک بود</b>

05:11.580 --> 05:14.830
<b>. آره، دقیقا خود جهنمه</b>

05:14.830 --> 05:18.740
<b>حالا كه حرفش شد
چندتا واحدِ ديگه واست مونده؟</b>

05:18.750 --> 05:22.330
<b>همشونو پاس كردم
فقط پايان نامه م مونده</b>

05:22.330 --> 05:24.240
<b>!بیخیال، خدایی ؟! آخه چرا ؟</b>

05:24.250 --> 05:26.080
<b>"چرا ؟ "</b>

05:26.080 --> 05:31.160
<b>از خودم پرسيدم" اگه نتونم كاري رو امروز تموم كنم 
"اونوقت چطور ميتونم فردا از پسش بر بيام؟</b>

05:31.160 --> 05:33.620
<b>و فهميدم اگه هرچه زودتر
تمومشون كنم خيلي بهتر ميشه</b>

05:33.620 --> 05:38.620
<b>" هام   هام "</b>

05:33.910 --> 05:35.620
<b>" ها ؟ "</b>

05:35.620 --> 05:38.620
<b>. داداشی، شرمنده كه يه داداشِ خِنگ نصيبت شده</b>

05:39.250 --> 05:43.240
<b>. تودو فکر کنم کاملا مناسب شغل پلیسی هستی</b>

05:43.250 --> 05:45.740
<b>! واقعا ؟ خیلی عاليه</b>

05:46.250 --> 05:48.120
<b>. ببخشید، گوشیم زنگ میخوره</b>

05:48.120 --> 05:50.450
<b>. جواب بده</b>

05:50.450 --> 05:51.740
<b>بله ؟</b>

05:51.750 --> 05:55.200
<b>ها، تاکاهاشی کون ؟ 
كيمورا هستم،از انتشاراتِ ماروكاوا</b>

05:56.160 --> 05:57.490
<b>ها ؟</b>

05:57.500 --> 06:00.410
<b>ازم میخوای غذای ایجوئین سنسی رو واسش ببرم ؟</b>

06:00.410 --> 06:04.200
<b>آره، میشه این اسناد رو هم واسش ببري؟</b>

06:04.200 --> 06:06.160
<b>... باشه</b>

06:06.160 --> 06:11.200
<b>فقط یه چیزی، اوضاع سنسه
الان يكم درب و داغونه</b>

06:11.200 --> 06:12.160
<b>ها ؟</b>

06:12.160 --> 06:17.040
<b>یه کم درگیر طرح هاش شده، واسه همین یه جورایی 
. گوشه نشین شده</b>

06:17.040 --> 06:18.200
<b>...و با اين وضعش</b>

06:18.200 --> 06:24.200
<b>تو همچين زماني،اگه يه اديتور مزاحمه
.كارش بشه،ميتونه حتي اوضاعو بدترم بكنه</b>

06:24.200 --> 06:28.580
<b>ولي با اين حساب اگه الان برم
پیشش واسش دردسر درست نميكنم؟</b>

06:28.580 --> 06:30.330
<b>. چیزی نمیشه</b>

06:30.330 --> 06:32.540
<b>!رئيسِ بخش اديت</b>

06:32.540 --> 06:37.410
<b>ایساکا سان بهم گفته که قبلا هم یه دفعه از این 
. حالت تونستی درش بیاری</b>

06:37.410 --> 06:39.830
<b>... ها ؟ ولی اون تصادفی بود</b>

06:39.830 --> 06:41.700
<b>. چیزی نمیشه</b>

06:41.700 --> 06:47.910
<b>اگه جوابِ آيفونو نداد 
اين خرت و پرتارو بزار تو صندوق پستيش</b>

06:47.910 --> 06:49.370
<b>! از پسش برمیای</b>

06:49.370 --> 06:50.200
<b>... هـــا</b>

06:50.200 --> 06:56.370
<b>راستي،حالا كه صحبتش شد 
ايجوئين سنسه ماهِ بعد داره اديتورشو عوض ميكنه</b>

06:56.370 --> 06:57.490
<b>ها ؟</b>

06:57.500 --> 06:59.370
<b>واقعا ؟</b>

06:59.370 --> 07:02.290
<b>آره متاسفانه.اون اديتور قديميه داره انتقالي ميگيره</b>

07:03.450 --> 07:04.740
<b>! شیزوکو</b>

07:09.200 --> 07:11.910
<b>. ایشون شیزوکوایشی، ادیتور جدید هستن</b>

07:11.910 --> 07:13.490
<b>! ها، چه جوونه</b>

07:13.500 --> 07:15.200
<b>. ایشون کارمند نیمه وقتمون، تاکاهاشی کون هستن</b>

07:15.200 --> 07:18.370
<b>. از آشناییت خوشبختم</b>

07:18.370 --> 07:22.290
<b>اوه، همونی هستی که ایجوئین سنسی دوستش داره ؟</b>

07:23.500 --> 07:26.370
<b>. تازگیا به استخدام ماروکاوا دراومده</b>

07:26.370 --> 07:29.620
<b>اينجوري با دوسال اختلاف
كوهاي تو ميشه،مگه نه؟</b>

07:26.370 --> 07:29.620
نكته: كوهاي به افرادي كه سابقه ي كاري و تحصيلي پايينتري دارن گفته ميشه

07:29.620 --> 07:32.290
<b>. درسته</b>

07:32.290 --> 07:33.240
<b>. سلام</b>

07:33.250 --> 07:35.540
<b>. سلام سلام</b>

07:35.540 --> 07:37.370
<b>يعني كارِ بدي كردم؟</b>

07:38.910 --> 07:41.120
<b>" تماس "</b>

07:43.160 --> 07:45.620
<b>"... سکوت  "</b>

07:45.870 --> 07:48.040
<b>هان،يعني اشتباهي زنگ زدم؟</b>

07:51.290 --> 07:52.490
<b>!خفه خون بگير</b>

07:52.910 --> 07:57.240
<b>... ببخشید، از انتشارات ماروكاوا مزاحم ميشم</b>

07:57.250 --> 07:59.870
<b>! چیزه ... تاکاهاشی هستم</b>

08:02.870 --> 08:04.910
<b>. باز شد</b>

08:10.750 --> 08:15.160
<b>خودت حتما میدونی، ولی خیلی مراقب حرفی 
. که میزنی و کاری که میکنی باش</b>

08:15.160 --> 08:18.540
<b>همينكه اون روي سگيش بالا بياد 
. ديگه هيچي جلودارش نیست</b>

08:18.540 --> 08:20.790
<b>. آره، حسابی مراقبم</b>

08:20.790 --> 08:25.240
<b>در ضمن، ممکنه خونه ش مثل میدون جنگ باشه، ولی 
. بهش توجه نکن</b>

08:25.250 --> 08:28.870
<b>صد در صد ديدنِ اين اوضاع باعثه ناراحتيت ميشه 
.ولي نااميد نشو</b>

08:28.870 --> 08:30.950
<b>یعنی بلایی سرم نمیاد واقعا ؟</b>

08:37.450 --> 08:39.990
<b>ها، در بازه ؟</b>

08:40.000 --> 08:44.200
<b>! ببخشید، سلام ؟ تاکاهاشی هستم</b>

08:45.660 --> 08:47.080
<b>صدای چی بود ؟</b>

08:51.410 --> 08:52.830
<b>... کیمورا سان</b>

08:52.830 --> 08:58.240
<b>اینکه چیزی نیست . من بدبخت همیشه 
. خیلی بدتر از این رو میبینم</b>

08:58.250 --> 08:59.870
<b>تاکاهاشی کون ؟</b>

09:00.950 --> 09:05.540
<b>. ببخشید ! در باز بود، منم اومدم داخل</b>

09:05.540 --> 09:08.660
<b>واسه چی اومدی ؟ نسخه ی خطی 
... هنوز حاضر نیست</b>

09:08.660 --> 09:11.990
<b>از بخش ادیتور، چند تا مدارک و مقداری خوراکی 
. واستون آوردم</b>

09:12.000 --> 09:15.540
<b>در ضمن بابت گل هایی که واسم فرستاده بودين ممنونم</b>

09:17.370 --> 09:21.950
<b>آه،بازم اون روزي مضخرفمو
. بهت نشون دادم،ها؟ ببخشيد</b>

09:21.950 --> 09:24.200
<b>. نه، این چه حرفیه</b>

09:24.200 --> 09:27.740
<b>اين همه راهو تا اينجا اومدي 
دوست داري باهم بخوريمش؟</b>

09:27.750 --> 09:29.370
<b>... ها ؟ ولی</b>

09:29.370 --> 09:32.540
<b>. خودمم دوست دارم یه کم هوام عوض شه</b>

09:32.540 --> 09:37.490
<b>آه،خب پس...ميشه تو تميزكردنِ اينجا كمكتون كنم؟</b>

09:41.790 --> 09:44.790
<b>شرمنده،وسايلامو همه جا پخش و پلا كردم</b>

09:44.790 --> 09:46.990
<b>. اصلا اشکالی نداره</b>

09:47.000 --> 09:49.080
<b>. بهش عادت دارم</b>

09:49.080 --> 09:53.040
<b>ولی پسر، واسه اولین بار اومدم خونه ی 
! ایجوئین سنسی</b>

09:53.040 --> 09:55.370
<b>. خونه ش خیلی بهتر از اونیه که انتظار داشتم</b>

09:55.370 --> 09:58.990
<b>شاید خونه ش به هم ریخته باشه، ولی حداقل 
. برگه هاش رو میذاره توی پرونده</b>

09:59.000 --> 10:02.120
<b>در مقايسه با بعضيا كه ميشناسم
مرتب كردنه اينا مثلِ آب خوردنه</b>

10:03.790 --> 10:04.870
<b>چی شده ؟</b>

10:04.870 --> 10:10.830
<b>اوه، ببخشید ! این نامه ايه كه
خيلي وقت پيش بعنوان يه طرفدار واستون نوشتم</b>

10:10.830 --> 10:15.790
<b>. آره، همه ی نامه های خواننده هام رو جمع میکنم</b>

10:15.790 --> 10:19.790
<b>! ولی این مال وقتیه که دبیرستانی بودم</b>

10:19.790 --> 10:24.120
<b>مهم نييست چقدر از زمان نوشتنشون گذشته باشه
.ارزش نامه ها هيچ وقت كم نميشه</b>

10:24.120 --> 10:27.450
<b>هميشه بهم يه عالمه دلگرمي ميدن</b>

10:28.330 --> 10:31.950
<b>چيزه به اين با ارزشي رو 
نبايد همينجوري بندازمش دور،مگه نه؟</b>

10:31.950 --> 10:37.790
<b>ای خدا ! جدی جدی نگهشون داشته ! ای جوونم 
! بدجور تحت تاثير قرار گرفتم</b>

10:37.790 --> 10:40.240
<b>بيشتر از قبل طرفدارش شدم بخدا</b>

10:40.250 --> 10:44.120
<b>راستش گهگاهي تو طولِ سال اين اتفاق واسم ميوفته</b>

10:44.120 --> 10:47.540
<b>...اونقدر بد نيست كه بشه اسمش دوران ركود گذاشت،ولي</b>

10:47.540 --> 10:53.660
<b>من سالهاست كه نويسنده م،واسه همين ميتونم 
تنها و با مهارت يكارو بصورت مداوم ارائه بدم</b>

10:53.660 --> 10:58.120
<b>ولي نميتونم از دستِ اين احساساتم كه
 نبايد " كارمو سرسري بگيرم" خلاص بشم</b>

10:58.120 --> 11:02.160
<b>خب این طور وقت ها، نمیتونی مثلا با ادیتورت 
صحبت كني؟</b>

11:02.160 --> 11:05.080
<b>آره.وقتي باهاش صجبت ميكنم،كارم پيش ميره</b>

11:05.080 --> 11:11.870
<b>ولي بعدش ناراحتيام شروع ميشه كه 
،"يعني كاره بيشتري ازم بر نميومد؟نبايد بهتر از اينا كار كنم؟"</b>

11:11.870 --> 11:14.580
<b>... این طوری فقط بیشتر گیج میشم</b>

11:14.580 --> 11:19.410
<b>يه حسي بهم دست ميده كه انگار روي كره ي زمين تك و تنهام</b>

11:20.830 --> 11:24.370
<b>آه، ببخشید، این حرف ها گفتن نداره، مگه نه؟</b>

11:24.370 --> 11:27.870
<b>نه، اومم...عيب نداره</b>

11:27.870 --> 11:32.580
<b>من جداً،از دوره ي دبستان،مانگاتونو دارم ميخونم 
و خيلي چيزا ازش ياد گرفتم</b>

11:32.580 --> 11:37.120
<b>شما هيچوقت تنها نيستين،مهم نيست چي بشه 
!من هميشه كارتونو ميخونم</b>

11:37.170 --> 11:39.740
<b>حتي اگه تو ماروكاوا يه اديتور بشم
بازم هيچي عوض نميشه</b>

11:39.750 --> 11:43.620
<b>! همه چیز درست میشه ! همیشه دوستتون دارم</b>

11:47.500 --> 11:50.990
<b>تاكاهاشي-كون،هميشه رك و بي پرده احساساتت رو ابراز ميكني</b>

11:51.000 --> 11:52.330
<b>ها ؟</b>

11:52.330 --> 11:53.830
<b>. ممنونم</b>

11:53.830 --> 11:55.580
<b>! خیلی جذابـــه</b>

11:55.620 --> 11:59.290
<b>!اي واي من، ایجوئین سنسی خدایی خیلی جذاب و خوش تیپه</b>

11:55.620 --> 11:59.580
<b>"تپشِ قلب"</b>

11:59.580 --> 12:02.740
<b>چطوره تميزكاري رو بزاريم كنار و
 بريم يكم چايي بخوريم؟</b>

12:04.040 --> 12:10.870
<b>هان،چي؟يجورايي زيادي نزديكه هم ننشستيم؟</b>

12:10.870 --> 12:13.040
<b>تاكاهاشي-كون،ميخواي اديتور بشي؟</b>

12:13.040 --> 12:14.490
<b>آره</b>

12:14.500 --> 12:19.830
<b>ولي شركته كه تصميم ميگره كجا كار كنم
با اين حال، اميدوارم كه اينطور بشه</b>

12:19.830 --> 12:24.870
<b>گمون كنم اگه بخوام يه اديتور بشم
 ديگه هيچوقت نميتونم مثل يه طرفدار فكر كنم،مگه نه؟</b>

12:24.870 --> 12:28.870
<b>ولي با اينحال،اين هيچ تاثيري
تو حمايتم از شما نداره</b>

12:28.870 --> 12:31.290
<b>تاكاهاشي-كون دوست دخترم داري؟</b>

12:31.290 --> 12:32.410
<b>جان؟</b>

12:32.410 --> 12:33.660
<b>دوست دختر</b>

12:33.660 --> 12:36.950
<b>آه،چيزه!سنسه خدايي خيلي بهم نزديك شدي</b>

12:36.950 --> 12:39.700
<b>شرط ميبندم خيلي خاطر خواه داري</b>

12:39.700 --> 12:42.200
<b>آه،نه.من اصلاً به دردِ اينكارا نميخورم</b>

12:42.200 --> 12:45.910
<b>پس مجردي؟ اين دخترام سليقه ندارنا</b>

12:45.910 --> 12:47.910
<b>...نه ديگه اينطوريام نيست</b>

12:47.910 --> 12:53.580
<b>منكه دروغ نگفتم،درسته؟واقعاً تا حالا
... دوست دختر نداشتم،در موردِ او-او- اوساگي هم،چيزه</b>

12:53.580 --> 12:56.160
<b>با اوسامي-سنسه چه رابطه اي داري؟</b>

12:56.330 --> 12:57.240
<b>!صاحبخونمه</b>

12:57.250 --> 13:02.620
<b>!او-اون دوستِ قديميه داداشمه
 بخاطر همين بهم يه اتاق كرايه داده</b>

13:02.620 --> 13:04.240
<b>كه اينطور</b>

13:04.250 --> 13:08.330
<b>اوسامي-سان خيلي هواتو داره ها،مگه نه؟</b>

13:08.330 --> 13:10.120
<b>واقعاً؟</b>

13:10.120 --> 13:11.620
<b>آره اينجور بنظر مياد</b>

13:12.830 --> 13:17.040
<b>بنظرم چون دوستِ صميميه داداشمه
ممكنه تا حدي اينطور باشه</b>

13:17.040 --> 13:21.330
<b>چـ-چـ-چه خاكي تو سرم كنم؟
... دلم ميخواد يجوري جَو رو تغيير بدم</b>

13:21.330 --> 13:24.200
<b>! ولي راستش،هميشه بهم حرفاي ناجوري ميزنه</b>

13:24.200 --> 13:26.830
<b>منو "كوتوله" و " بچه ننه" و
كودن" صدا ميزنه"</b>

13:26.830 --> 13:29.540
<b>!اِه، اينكه خيلي بده</b>

13:29.540 --> 13:34.200
<b>ميبينيد تو رو خدا؟! دفعه ي بعد كه
 ديدينش حتماً دعواش كنيد</b>

13:34.200 --> 13:37.540
<b>نبايد به كسي به اين شيريني و نازي توهين كنه</b>

13:37.950 --> 13:40.080
<b>...راستش من</b>

13:40.080 --> 13:43.290
<b>پسرايي مثلِ تو رو دوست دارم...</b>

13:44.620 --> 13:46.410
<b>هاان؟</b>

13:49.830 --> 13:51.910
<b>...راستش من</b>

13:51.910 --> 13:55.950
<b>پسرايي مثلِ تو رو دوست دارم...</b>

13:55.950 --> 13:59.620
<b>آه،ببين ساعت چنده</b>

13:59.620 --> 14:01.790
<b>بمون يكم ديگه بخور</b>

14:01.790 --> 14:04.240
<b>نه ممنون،خيلي خوشمزه بود</b>

14:05.080 --> 14:08.370
<b>! توي كارتون موفق باشيد
مشتاقانه منتظره مانگاتون هستم</b>

14:08.370 --> 14:10.290
<b>! با اجازه</b>

14:11.950 --> 14:13.950
<b>ميبينمت</b>

14:17.700 --> 14:20.830
<b>اَلو،مشتاقِ ديدار،ايجوئين هستم</b>

14:21.620 --> 14:25.830
<b>دقيق نميدونم قضيه از چه قرار بود
 ولي حس كردم اوضاع خيلي بي ريخته</b>

14:25.830 --> 14:28.830
<b>نه،شايد بخاطر اينه كه
 ...زيادي خجالتيم،ولي</b>

14:28.830 --> 14:33.370
<b>به هرحال اينكه تونستم به سنسه دلگرمي بدم،خيلي خوب شد،مگه نه؟</b>

14:33.370 --> 14:35.370
<b>!برگشتم</b>

14:38.200 --> 14:39.660
<b>چـ-چيه؟</b>

14:39.660 --> 14:41.490
<b>سَرِ كار بودي؟</b>

14:41.500 --> 14:44.490
<b>آره.كاره تو چي شد؟</b>

14:44.500 --> 14:45.490
<b>تمومش كردم</b>

14:45.500 --> 14:47.490
<b>ديگه چيه؟ چيزي شده؟</b>

14:47.500 --> 14:51.120
<b>ميساكي،بين تو و اون مانگاكا
 چيزي اتفاق افتاده؟</b>

14:55.660 --> 14:58.410
<b>چي؟نه بابا،چيزي نشده</b>

14:58.410 --> 15:00.490
<b>پس واقعاً اتفاقي افتاده</b>

15:02.580 --> 15:04.870
<b>نه،خدايي چيزي نشده</b>

15:04.870 --> 15:07.580
<b>همين الان ايساكا-سان بهم زنگ زد</b>

15:07.580 --> 15:10.660
<b>گفت ايجوئين سنسه ميخواد باهام يه قرارِ شام بزاره</b>

15:12.580 --> 15:15.080
<b>هاان،چـ-چرا؟</b>

15:15.080 --> 15:17.410
<b>منم دقيقاً همينو ميخوام بدونم</b>

15:17.410 --> 15:21.830
<b>و يسري چرت و پرت راجب اينكه" بايد خيلي جالب باشه و
 منم باهاتون ميام" گفت</b>

15:21.830 --> 15:24.950
<b>تا خواستم بهش جوابِ رَد بدم
 مرتيكه ي عوضي گوشي رو روم قط كرد</b>

15:24.950 --> 15:29.790
<b>ولي توكه خيلي كار رو سرت ريخته
پس بهتره زياد به خودت فشار نياري</b>

15:29.790 --> 15:32.080
<b>پس بگو،چه اتفاقي افتاده؟</b>

15:32.080 --> 15:37.870
<b>داشتم كارمو ميكردم بابا! فقط چندتا
كاغذ و يمقدار تنقلات بردم خونَش</b>

15:37.870 --> 15:39.660
<b>وقتي رفتي اونجا چي شد؟</b>

15:39.660 --> 15:44.410
<b>خب،يجورايي حال و وضعش خيلي ناجور بود
 ...واسه همين يكم بهش دلگرمي دادم</b>

15:44.410 --> 15:45.790
<b>چطور دلگرمي دادي؟</b>

15:45.790 --> 15:51.290
<b>!دارم ميگم كه،مثل هميشه بود
 گفتم" دوسش دارم و تموم تلاششو بكنه" و از اينجور چيزا ديگه</b>

15:51.290 --> 15:53.990
<b>"دوسِش داري؟"</b>

15:54.000 --> 15:57.620
<b>!گفتم كه،مانگاشو دوست دارم! عجب سمجي هستيا</b>

15:57.620 --> 16:04.290
<b>وقتي داشتيم حرف ميزديم، اونم گفت
دوسَم داره و منم يكم جا خوردم</b>

16:04.290 --> 16:07.700
<b>ولي وقتي در موردش فكر كردم، ديدم
اين جا خوردنم كاره عجيبي بود،مگه نه؟</b>

16:07.700 --> 16:13.290
<b>معمولاً وقتي مَردي به يه مَردِ ديگه همچين چيزي ميگه
 نبايد معني خاصي پشتِ حرفش باشه</b>

16:13.290 --> 16:15.660
<b>گرايشاي تو زيادي به من سرايت كرده</b>

16:16.700 --> 16:19.040
<b>چـ-چيه؟</b>

16:25.540 --> 16:27.490
<b>!بيخيال ،اوساگي ،بس كن</b>

16:27.500 --> 16:31.410
<b>ديگه باهات چيكار كرد؟
بهتره بهت دست نزده باشه</b>

16:31.410 --> 16:34.160
<b>...فقط يكم با موهام بازي كرد</b>

16:34.160 --> 16:36.240
<b>!وايسا...دست بردار</b>

16:36.250 --> 16:39.660
<b>اوساگي-سان،دارم بهت ميگم
 !بخدا سنسه از اينجور آدما نيست</b>

16:39.660 --> 16:40.700
<b>شَك دارم</b>

16:41.950 --> 16:45.540
<b>اينكارش حس و حالِ هميشگي رو واسم نداره...منو ميترسونه</b>

16:45.540 --> 16:48.290
<b>آخه چِش شده؟
 ...بهش گفتم قضيه اونجوري كه فكر ميكنه نيست</b>

16:48.290 --> 16:50.580
<b>!يعني انقد بهم كم اعتمادِ؟</b>

16:55.250 --> 17:01.540
<b>!ببين،اوساگي-سان ديگه داري زيادي حسودي ميكني
!بهت گفتم كه،بينمون اتفاقي نيوفتاده</b>

17:02.540 --> 17:10.240
<b>من هيچ دروغي نگفتم، اونوقت همش 
! بهم شَك داري،ولي يادت نره</b>

17:10.250 --> 17:11.660
<b>چيو يادم نره؟</b>

17:11.660 --> 17:14.330
نكته:منظور ميساكي اينه كه .اول اون روي اوساگي حركت اجرا كنه

17:11.660 --> 17:14.330
<b>منم كه اول بهت حمله ميكنم</b>

17:14.330 --> 17:17.620
<b>!هر جوري كه دلت بخواد بهت حال ميدم،باشه؟</b>

17:17.620 --> 17:20.990
<b>هيچوقت به فكرم نزده كه
با آدماي ديگه از اينكارا بكنم</b>

17:21.000 --> 17:23.870
<b>پس همين الان اينكارو بكن</b>

17:23.890 --> 17:28.890
<b>بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال با زيرنويس چسبيده
‏.::  www.bolboljan.net ::.</b>

17:29.120 --> 17:29.490
<b>"شپلق"</b>

17:33.790 --> 17:34.740
<b>خب؟</b>

17:34.750 --> 17:37.200
<b>...خب،چه ميدونم</b>

17:37.450 --> 17:40.830
<b>...اومم،چيزه،خب</b>

17:40.830 --> 17:42.950
<b>يجورايي داري حالمو بهم ميزني</b>

17:43.290 --> 17:47.790
<b>نه خب، خدايي يه عالمه
 ...تكنيكِ خفنِ ديگه واست دارم</b>

17:47.790 --> 17:49.740
<b>...مثلاً.،اومم</b>

17:51.870 --> 17:55.200
<b>من بهت شَك ندارم</b>

17:56.620 --> 18:01.080
<b>فقط اگه اتفاقي واست بيوفته
نميدونم چيكار بايد بكنم</b>

18:01.080 --> 18:05.370
<b>آخه خيلي دوسِت دارم</b>

18:05.370 --> 18:08.660
<b>چون به كارت ربط داره
 نميتونم بگم ديگه نبايد اونو ببيني</b>

18:08.660 --> 18:11.830
<b>ولي وقتي دور و وَرِ اون هستي
حسابي حواستو جمع كن</b>

18:11.830 --> 18:16.740
<b>ازت خواهش ميكنم.ويلا،تا آخر عمر حسودي ميكنما</b>

18:16.750 --> 18:20.160
<b>!گفتم كه،چيزي نيست! خودمم ميدونم</b>

18:21.870 --> 18:23.490
<b>خب ديگه انقد موهامو بهم نريز</b>

18:24.200 --> 18:28.290
<b>...دستاي اوساگي-سان مثلِ هميشه بزرگ و سَردَن</b>

18:28.290 --> 18:31.990
<b>و با دستاي بقيه ي آدما فرق دارن</b>

18:32.000 --> 18:38.240
<b>از يه زماني به بعد، وقتي اينكارو باهام ميكنه
يه حسِ واقعاً خوبي بهم دست ميده</b>

18:38.250 --> 18:39.450
<b>!چيه؟</b>

18:39.450 --> 18:41.290
<b>داري بهم حمله ميكني ديگه؟</b>

18:41.290 --> 18:44.790
<b>ظاهراً نميتوني تنهايي اينكارو بكني
واسه همين راهنماييت ميكنم كه چيكاركني</b>

18:44.790 --> 18:46.290
<b>همون كاري كه من ميكنم رو بكن</b>

18:46.290 --> 18:47.540
<b>هاان؟</b>

18:47.540 --> 18:51.370
<b>زودباش،اگه دلت ميخواد بهت اعتماد كنم</b>

18:52.700 --> 18:53.620
<b>"بوس،بوس"</b>

18:54.120 --> 19:03.120
<b>"نفس،نفس نفس،نفس"</b>

18:57.000 --> 19:00.330
<b>...الان اين روندِ پيشرفتتو چطور بايد تفسير كنم</b>

19:00.330 --> 19:03.120
<b>!دوبار بوسيدمت!دوبار!باحال بود،مگه نه؟</b>

19:04.000 --> 19:07.580
<b>كارت خوب بود،تاكاهاشي-كون</b>

19:07.580 --> 19:08.870
<b>باعث شد خجالت بكشي؟</b>

19:08.870 --> 19:11.370
<b>!مسخرم نكن</b>

19:11.370 --> 19:14.330
<b>!خب معلومه كه خجالت ميكشم</b>

19:14.330 --> 19:16.040
<b>نه خجالت نكشيدم</b>

19:16.040 --> 19:19.080
<b>...چون طرف مقابلم تويي،اوساگي-سان</b>

19:19.080 --> 19:21.910
<b>يهو حس كردم يه چيزي اين وسط عجيبه</b>

19:21.910 --> 19:28.330
<b>من داداشم و دوستام و ايجوئين سنسه رو هم دوست دارم</b>

19:28.330 --> 19:32.580
<b>ولي در مورد اوساگي-سان چيه كه فرق ميكنه؟</b>

19:32.580 --> 19:36.200
<b>اين چيه كه كافي نيست و چيه كه 
بيشتر از بقيه ي آدما تو اون وجود داره؟</b>

19:36.200 --> 19:38.240
<b>يعني" احساساته"؟</b>

19:38.250 --> 19:44.330
<b>اگه اينطور باشه،حتي واسم دركش سختتره
 چون احساسات هيچ شكل و فرمي ندارن</b>

19:44.330 --> 19:49.370
<b>يا درواقع،شايدم دارن؟
...اگه بهشون شكل بديم</b>

19:49.370 --> 19:51.490
<b>چـ-چيه؟</b>

19:51.500 --> 19:53.580
<b>دوسِت دارم</b>

19:55.410 --> 20:01.410
<b>درونه اون چندتا كلمه ي كوچيك
 يه عالمه معنا وجود داره</b>

20:01.410 --> 20:04.660
<b>چرا؟ واقعاً واسم عجيبه</b>

20:05.250 --> 20:09.080
<b>جوري كه باعث ميشن
 ...احساسِ هيجان يا عصبانيت</b>

20:09.080 --> 20:13.490
<b>يا خشم يا لذت يا خوشحالي كنم</b>

20:17.660 --> 20:19.910
<b>!آكيهيكو،صبح بخير</b>

20:20.910 --> 20:25.040
<b>به خودم زحمت دادم بيام اينجا
 تا شخصاً يسري خبراي خوش بهت بدم</b>

20:25.040 --> 20:29.080
<b>معذرت ميخوام ايساكا-سان،ولي 
الان حسابي مزاحممي ميشه گورتو گم كني</b>

20:29.080 --> 20:34.200
<b>واسه قرارِ شامت با ايجوئين سنسه
 تو يه رستورانِ 3 ستاره ميز رزور كردم</b>

20:34.200 --> 20:40.080
<b>رستوران اَمبرج تو آئوياماست
 هميشه دلم ميخواست برم اونجا</b>

20:40.080 --> 20:41.200
<b>!يه فكرِ بكر</b>

20:41.200 --> 20:45.040
<b>دوتا نويسنده به اين خوش تيپي و معروفي
 كه هر روز باهم نيستن</b>

20:45.040 --> 20:47.240
<b>!پس بيا همزمان يه مصاحبه هم تَنگش برگذار كنيم</b>

20:47.250 --> 20:48.790
<b>اگه ازش يه مقاله خوب و خوش بَر و رو درست كنيم</b>

20:48.790 --> 20:53.700
<b>يه مصاحبه ي طولاني و دو بخشه كه
 ميتونيم تو نشريه هاي جاپون و كوهارو چاپش كنيم</b>

20:53.700 --> 20:56.700
<b>!و خواننده هاي زَن سريع رو هوا ميزننش</b>

20:56.700 --> 20:59.490
<b>خيلي خب، بعداً تاريخ و ساعتشو بهت ايميل ميكنم</b>

20:59.500 --> 21:01.160
<b>!پس ببينم چيكار ميكنيا</b>

21:03.080 --> 21:04.450
<b>چي گفت؟</b>

21:04.450 --> 21:08.290
<b>اي دادِ بيداد! آخه چرا  وقتي 
اوساگي-سان تازه از خواب بيدار شده بايد اينو بهش بگه</b>

21:09.580 --> 21:11.080
<b>" ايجوئين سنسه"</b>

21:09.870 --> 21:11.080
<b>تلفن؟</b>

21:13.540 --> 21:15.330
<b>بله؟</b>

21:15.330 --> 21:16.540
<b>!...وايسا</b>

21:16.540 --> 21:18.120
<b>صبح بخير</b>

21:18.120 --> 21:22.620
<b>آه،بله،اوسامي هستم.خيلي وقته همديگرو نديديم</b>

21:22.620 --> 21:26.580
<b>شرمنده،الان ميساكي نميتونه
جوابه تلفنو بده</b>

21:26.580 --> 21:29.240
<b>نه، ايرادي نداره، حتماً بهش ميگم</b>

21:26.580 --> 21:29.240
<b>!چي،چي؟</b>

21:29.250 --> 21:32.620
<b>!اوضاع بي ريخته!چرا داره  با سنسه حرف ميزنه؟</b>

21:32.620 --> 21:34.910
<b>منم بي صبرانه منتظرشم</b>

21:34.910 --> 21:41.290
<b>بله،بله، بعداً باهاتون حرف ميزنم
باشه،با اجازتون</b>

21:43.750 --> 21:47.040
<b>اومم،چي گفت؟</b>

21:47.040 --> 21:50.580
<b>من و ايجوئين -سنسه يه قرارِ شام
 و مصاحبه باهم گذاشتيم</b>

21:50.580 --> 21:52.240
<b>!چرا؟</b>

21:52.250 --> 21:54.990
<b>از حرفاي ديروزم با تو يه  چيزي دستگيرم شد</b>

21:55.000 --> 22:01.160
<b>اگه قرار بهت اعتماد داشته باشم
 بايد روي اين عادتم كه تو هر كاري زياده روي ميكنم،كار كنم</b>

22:01.160 --> 22:02.580
<b>...اوساگي-سان</b>

22:02.580 --> 22:05.830
<b>ولي فكر كنم هر چقدم تلاشمو بكنم فايده اي نداشته باشه</b>

22:05.830 --> 22:09.040
<b>احتمالاً هميشه به آدمايي كه
بهت نزديكن حسوديم ميشه</b>

22:10.200 --> 22:11.700
<b>آهان،فهميدم</b>

22:11.700 --> 22:16.290
<b>اگه قبل اينكه بهت نزديك بشن،شكستشون بدم
ميتونم جلوي حسادتمو بگيرم</b>

22:16.290 --> 22:17.990
<b>اين ديگه چه منطقيه؟</b>

22:18.000 --> 22:21.160
<b>خيلي خب،بيا بريم تموم كتاباي ايجوئين كيو رو بخريم</b>

22:21.160 --> 22:23.120
<b>!هان؟ واسه چي؟</b>

22:23.120 --> 22:26.620
<b>براي شكست دادن دشمن اول بايد خوب بشناسيش</b>

22:26.620 --> 22:29.120
<b>جناب نويسنده،كلاً كارت از 
  بيخ و بُن ايراد داره</b>

22:29.120 --> 22:31.910
<b>!داداش،لطفاً جلوي اوساگي-سان رو بگير</b>

22:57.990 --> 23:02.400
 درونِ اين دنياي در حالِ تغيير و گيج كننده

23:02.400 --> 23:07.230
نظاره گرِ يك آسمونِ بدونِه تغييرم

23:07.230 --> 23:13.550
.و بارها و بارها به تو فكر ميكنم

23:17.230 --> 23:21.430
...اگر هميشه در كنارم بودي

23:21.430 --> 23:24.420
...اگه ميشد بدوني

23:24.420 --> 23:26.280
يعني چي ميگفتي؟

23:26.280 --> 23:31.290
,با اينكه نميتونم كلماتِ مناسبي پيدا كنم،ولي ميخوام بهت بگم

23:31.290 --> 23:35.920
چون آرزو ميكنم هيچي تغيير نكنه

23:35.920 --> 23:40.520
نميتونم درست حرفمو به زبون بيارم،ولي تا وقتي كه صدام بهت برسه

23:40.860 --> 23:45.070
خواهش ميكنم بهم نخند و فقط به صدام گوش كن...

23:45.440 --> 23:49.420
! و پاهام به سمتي كه تو هستي شروع به حركت ميكنن