﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:32.320 --> 01:35.100
‫سال 184 پس از میلاد.

01:35.350 --> 01:38.610
‫بهار سال جیانگ نینگ در چین بود.

01:39.370 --> 01:46.130
‫مردم به دلیل نور عجیبی که در رودخانه‌ی
‫هیونگ هی غوطه‌ور بود هراسان بودند.

01:47.290 --> 01:49.800
‫این حوادث بدشگون ادامه یافتند،

01:50.000 --> 01:52.610
‫درحالی که چین در فاجعه‌ای بی‌سابقه غرق می‌شد.

02:07.050 --> 02:09.410
‫مالیات‌های سنگینِ دولت که
‫باعث فلاکت مردم شده بود،

02:09.410 --> 02:12.030
‫با شوربختی و بلاهای بی‌پایان بدتر شده بود.

02:12.040 --> 02:14.450
‫و اینگونه، مردم از زندگی خود محروم شدند.

02:15.280 --> 02:19.030
‫علاوه بر این، مردم در سراسر
‫سرزمین شروع به شورش کردند.

02:19.460 --> 02:22.510
‫آسمان کهن درحال افول است

02:19.460 --> 02:22.510
‫سپس آسمانی زرین حکم‌فرما خواهد شد

02:19.460 --> 02:22.510
‫چرخش تاریخ برای کشور

02:19.460 --> 02:22.510
‫کامیابی به بار می‌آورد

02:44.430 --> 02:47.260
‫قدرت نیروهای زرین‌پوش رو بهشون نشون بدید!

02:47.990 --> 02:51.480
‫غارت کنید! بکشید!

03:04.690 --> 03:09.870
‫بزرگترین نیروهای شورش روستایی توسط
‫یک تائوئیست به نام ژانگ جیائو رهبری می‌شد،

03:05.350 --> 03:10.550
‫تائوئیست: پیرو مذهب تائو، یک دین چینی

03:09.870 --> 03:12.680
‫که به نام زرین‌پوشان معروف بودند.

03:13.610 --> 03:19.080
‫چندین هزار روستایی در
‫جای‌جای کشور متحد شدند

03:19.080 --> 03:21.670
‫تا دولت فاسد رو سرنگون کنند.

03:23.770 --> 03:28.480
‫«سوگندی در باغ هلو»

03:28.840 --> 03:31.620
‫«کشور ژو، روستای لوسان»

03:31.620 --> 03:33.190
‫چی؟ هوی، پیشخدمت!

03:34.340 --> 03:36.360
‫جرئت داری بگی ما مفت‌خوری می‌کنیم؟

03:37.250 --> 03:40.460
‫می‌دونی من کی هستم، مگه نه؟

03:41.790 --> 03:45.690
‫نه، جسارت نکردم؛ فقط خواستم پول غذایی که خودید رو بدید.

03:46.610 --> 03:48.060
‫چی؟ هنوز همینو می‌گی؟

03:53.680 --> 03:54.920
‫بگیر!

03:55.320 --> 03:58.910
‫لـ ـ لطفاً بس کنید! اصلاً واقعاً چی می‌خواید؟

03:59.610 --> 04:03.420
‫دنبال شورشی‌های زرین‌پوش بودیم؛
‫شاید تو هم یکی از اونا باشی.

04:03.600 --> 04:06.070
‫اینکه شرور هستی یا نه رو از زیر زبونت می‌کشیم!

04:06.770 --> 04:08.150
‫امکان نداره!

04:11.660 --> 04:13.250
‫دیگه خیلی سروصدا به‌پا کردین!

04:13.940 --> 04:14.880
‫چی؟!

04:24.920 --> 04:27.160
‫تو... تو دیگه کی هستی؟

04:27.590 --> 04:30.570
‫شما سگای سلطنتی، لیاقت دونستن اسم منو ندارین!

04:29.560 --> 04:33.550
‫«چو فی»

04:30.760 --> 04:32.520
‫فقط یه عرق‌خورِ عادی‌ام.

04:34.570 --> 04:35.980
‫یه سلاح حمل می‌کنه!

04:36.390 --> 04:39.250
‫هرکسی که جرئت کنه مقابل‌مون وایسه، حتماً عضو زرین‌پوشان‌ـه!

04:39.880 --> 04:44.920
‫آخه «زرین‌پوش» کدوم خریه؟
‫مگه بالاسرم کلاه‌خودِ زرد می‌بینین؟

04:45.350 --> 04:46.940
‫دیگه مهم نیست؛ بگیریدش!

04:46.940 --> 04:47.430
‫چشم!

04:47.480 --> 04:49.830
‫به شما سگای سلطنتی هیچ رحمی ندارم!

04:50.560 --> 04:52.660
‫قبوله... یکم باهاتون بازی می‌کنم!

05:20.280 --> 05:21.720
‫لعنتی!

05:26.730 --> 05:30.080
‫خیلی ازتون متشکرم! شما جونمو نجات دادید!

05:30.080 --> 05:33.720
‫خـ ـ خب، راستش، منم خیلی با اونا فرقی ندارم!

05:34.330 --> 05:38.410
‫یکم دیگه رئیسم میاد اینجا؛ اون از
‫طرف من پول خرابی‌ها رو می‌ده، باشه؟

05:42.530 --> 05:44.340
‫تکون بخورین! برین کنار!

05:44.750 --> 05:45.480
‫ای وای!

05:46.390 --> 05:49.590
‫عمو جون، باید به یه‌سری کارا برسم؛ بهتره راه بیفتم.

05:58.040 --> 05:59.820
‫برین کنار! این سمت!

05:59.820 --> 06:00.820
‫همه‌جا رو بگردین!

06:00.820 --> 06:01.520
‫چشم!

06:01.520 --> 06:03.780
‫حتماً اونجاست! سریع پیداش کنین!

06:09.250 --> 06:10.860
‫سر راهی، بچه!

06:18.560 --> 06:20.240
‫هی بچه، کارت بد نیست!

06:21.360 --> 06:22.860
‫یه مرد نباید انقدر سرخود باشه.

06:23.330 --> 06:24.290
‫حرف‌زدن بلدی!

06:24.430 --> 06:27.270
‫حالا باهام بجنگ؛ نشون می‌دم چندمرده حلاجم!

06:27.720 --> 06:30.340
‫متأسفانه، الان وقتشو ندارم سرت غر بزنم.

06:31.000 --> 06:32.370
‫از مرگ ترسیدی؟

06:33.380 --> 06:36.520
‫نه؛ فقط به‌خاطر کاری که مادرم
‫ازم خواسته باید سریع برم خونه.

06:37.030 --> 06:39.150
‫چی؟! یعنی مادرت منتظرته؟

06:40.000 --> 06:42.300
‫که این‌طور؛ پس مادرت منتظرته.

06:42.650 --> 06:45.270
‫وقتی کارت تموم شد، با کمال میل باهات می‌جنگم.

06:48.200 --> 06:49.400
‫اونجاست! خودشه!

06:50.160 --> 06:51.940
‫آخ! اوضاع خیطه!

06:53.140 --> 06:53.920
‫بعدا می‌بینمت!

06:55.060 --> 06:58.310
‫و ـ وایسا! تکون نخور! فرار نکن!

07:19.870 --> 07:25.750
‫«کوان یو»

07:20.860 --> 07:21.970
‫حالت خوبه؟

07:21.970 --> 07:23.760
‫آره! ممنونم، عمو!

07:24.170 --> 07:28.780
‫دختر جون، شنیده بودم یه خونه این اطرافه
‫که یه درخت توت جلوشه، این درسته؟

07:28.780 --> 07:30.170
‫آره هست، اونجا!

07:40.500 --> 07:43.300
‫واقعاً عجب درخت بزرگی‌ـه!

07:44.520 --> 07:47.320
‫عمو، می‌خوای بری خونه‌ی گنتوکو-سنسه؟

07:47.320 --> 07:49.570
‫بله، اومدم لیو بی گنتوکو-دونو رو ببینم.

07:49.580 --> 07:53.740
‫گنتوکو-سنسه، استاد منه؛ خونه‌ش رو نشونت می‌دم.

07:54.020 --> 07:55.250
‫اسمم کوران‌ـه.

07:56.520 --> 07:57.690
‫عجب دختر بانمکی!

08:07.730 --> 08:09.680
‫همم... واقعاً یه درخت مقدسه!

08:21.530 --> 08:23.450
‫شما باید شاگرد گنتوکو-دونو باشید.

08:23.450 --> 08:27.760
‫بنده دورادور سخاوت ایشون رو تحسین می‌کردم، کوان یو هستم.

08:27.750 --> 08:29.580
‫اومدم تا باهاشون دیدار کنم.

08:42.150 --> 08:46.380
‫«لیو بی ـ گنتو»

08:43.060 --> 08:44.370
‫لیو بی گنتو هستم.

08:48.030 --> 08:51.370
‫اوه، عاجزانه از طرز برخوردم باهاتون پوزش می‌خوام.

08:51.980 --> 08:53.570
‫لطفاً سرتونو بلند کنید.

08:53.570 --> 08:55.280
‫نیازی به انجام این کار نیست.

08:55.700 --> 08:58.250
‫من چیزی جز یه مزرعه‌دارِ ناچیز نیستم.

08:58.740 --> 09:02.740
‫خیر؛ صورت شما خارق‌العاده‌ست؛
‫درست همانند یک امپراتور.

09:03.160 --> 09:06.270
‫حرفی که ژنرال کونسون ژانگ زد حقیقت داشت.

09:06.260 --> 09:08.820
‫اوه، پس کونسون-سان رو می‌شناسید!

09:09.190 --> 09:11.740
‫من و اون شاگردهای لو شی-سنسه بودیم.

09:11.740 --> 09:13.500
‫بله؛ در اون مورد هم شنیدم.

09:13.870 --> 09:17.120
‫همیشه می‌گن که شما باید حاکم
‫این سرزمین پرهرج‌ومرج بشید.

09:17.120 --> 09:18.450
‫این دیگه اغراقه.

09:18.440 --> 09:24.850
‫با وجود اینکه کمی به سیاست علاقه دارم،
‫راستش، هیچ‌وقت همچین رؤیای بزرگی نداشتم.

09:24.850 --> 09:30.390
‫گنتوکو، حتماً سفر طولانی‌ای داشتن؛
‫چرا به داخل دعوت‌شون نمی‌کنی؟

09:30.390 --> 09:30.720
‫البته.

09:31.280 --> 09:35.200
‫کوان-دونو، منزل‌مون خیلی بزرگ نیست،
‫اما اگه بخواید می‌تونید داخل استراحت کنید.

09:35.200 --> 09:36.660
‫بسیار خب.

09:37.130 --> 09:41.060
‫هی! وایسا بینم! وایسا!

09:42.380 --> 09:44.020
‫پس بالأخره رسیدی، شیطان مست!

09:44.560 --> 09:49.500
‫خب، همون‌طور که قول دادی؛ وقت مبارزه‌ست!

09:50.260 --> 09:52.830
‫چو فی، دوباره شمشیرتو برای شراب فروختی؟

09:53.800 --> 09:56.480
‫برای مبارزه با تو شمشیر لازمم نمی‌شه!

10:02.170 --> 10:03.780
‫می‌ترسم، خاله!

10:05.370 --> 10:07.350
‫اینجا بچه هست؛ کوتاه بیا.

10:07.870 --> 10:10.130
‫اوه، تو همون بچه پررویی!

10:10.540 --> 10:12.750
‫خیلی‌خب! بیا قال قضیه رو بکنیم!

10:12.750 --> 10:16.590
‫چو فی، تمومش کن؛ ایشون گنتوکو-دونو هستن.

10:16.600 --> 10:17.530
‫جان؟

10:21.840 --> 10:23.530
‫اون‌طرف هم مادرشون هستن.

10:32.480 --> 10:35.570
‫واقعاً کور بودم؛ لطفاً منو بابت گستاخی‌م ببخشید.

10:36.050 --> 10:37.250
‫غافلگیر شدم.

10:37.440 --> 10:39.710
‫فکر کردم جفت‌تون آدمای بدی هستید.

10:40.080 --> 10:44.250
‫ژنرال کونسون گفتن اون
‫درخت بزرگ توت، درخت مقدسه.

10:44.440 --> 10:47.750
‫داخل یکی از خونه‌های اطرافش، قهرمانی بزرگ زاده می‌شه.

10:48.010 --> 10:49.780
‫اون باید شما باشید، گنتوکو-دونو.

10:49.780 --> 10:55.580
‫خواهش می‌کنم، اجازه بدید شاگردتون بشم؛
‫قسم می‌خورم الکل رو ترک کنم.

10:56.040 --> 10:58.130
‫مادر، باید چیکار کنم؟

10:58.130 --> 11:00.240
‫فکر می‌کنم این سرنوشتت باشه.

11:00.240 --> 11:03.400
‫بذار برم آشپزخونه تا برای همه‌تون غذا حاضر کنم.

11:03.810 --> 11:06.390
‫ممنون! الان شراب می‌چسبه!

11:06.390 --> 11:09.850
‫انگار هرچی که بشه باز اون آدم سابقی.

11:35.210 --> 11:40.040
‫اولش، فقط می‌خواستم یه غذایی بخورم،
‫ولی یهو هوس شراب هم کردم...

11:40.040 --> 11:41.740
‫درباره علاقه‌ت شراب شنیده بودم.

11:41.740 --> 11:44.610
‫شایعه‌ها می‌گن تو ناحیه کو،
‫یه جنگجوی عشق شراب وجود داره.

11:44.610 --> 11:45.500
‫مگه نه، مادر؟

11:45.500 --> 11:49.640
‫بله؛ شنیدم تمام خوک‌هاشو برای خریدن یکم الکل فروخته.

11:50.850 --> 11:52.210
‫خجالتم می‌دین!

11:55.850 --> 12:00.130
‫از اینکه همچین مادر خوبی دارید حسودیم می‌شه، گنتوکو-دونو.

12:02.530 --> 12:03.490
‫خیلی‌خب...

12:07.000 --> 12:09.500
‫انگار هردو دارین باهم کنار میاید، ها؟

12:09.500 --> 12:13.250
‫کوران، اگه یکم دیرتر برمی‌گشتی،
‫همگی نگرانت می‌شدیم.

12:13.690 --> 12:16.350
‫نه! فقط می‌خواستم صبحونه‌م رو با عمو کوان بخورم.

12:17.630 --> 12:20.550
‫برمی‌گردونمش خونه، نگران نباش، برادر.

12:22.340 --> 12:24.120
‫تچ، از الان باهم داداش شدن، عه؟

12:24.120 --> 12:27.470
‫برای من، هردوتون برام مثل پسرهام هستید.

12:27.750 --> 12:29.450
‫این عالی نیست، مادر؟

12:29.450 --> 12:30.270
‫بله!

12:37.030 --> 12:40.980
‫کوان یونچانگ، قهرمان بسیار قابل‌اعتمادی‌ـه.

12:41.430 --> 12:45.980
‫وفاداری‌ش رو به لیو بی گنتو قسم خورد،
‫اما بلافاصله پس از گفتن مقصودش،

12:46.550 --> 12:51.130
‫گنتوکو با گفتن اینکه لیاقت این مقام
‫رو نداره، سرسختانه مخالفت کرد.

12:51.130 --> 12:55.430
‫روستام توسط غارتگران نابود شد
‫و انتقام کشته‌شدگان گرفته نشده.

12:55.990 --> 12:59.220
‫با چشمای خودم مرگ زنان و بچه‌ها رو دیدم.

12:59.460 --> 13:02.140
‫اون زرین‌پوش‌ها آدم نیستن؛ شیطانن!

13:02.430 --> 13:05.860
‫امپراتور داره توسط خواجه‌ها آزار می‌بینه
‫و نمی‌تونه درخواست پشتبیانی کنه.

13:06.900 --> 13:10.260
‫وقتی رهبر زرین‌پوشان اعضای
‫بیشتری می‌خواست، از روستاها نیرو گرفت.

13:10.260 --> 13:15.160
‫هرچند، حالا که اوضاع قابل تحمل نیست،
‫مسئولیت‌های عظیم، به شورش وادارشون کرده.

13:15.160 --> 13:20.480
‫نه؛ رئیس زرین‌پوشان می‌خواد
‫امپراتور رو سرنگون و خودش جاشو پر کنه.

13:20.480 --> 13:23.950
‫گنتوکو-دونو، الان وقت نجات کشورمونه.

13:23.950 --> 13:25.160
‫ولی چه کاری ازم برمیاد؟

13:25.780 --> 13:29.170
‫درحال‌حاضر، تنها باید برخیزید
‫و با رهبریِ یه لشکر، بجنگید.

13:57.320 --> 14:02.280
‫گنتوکو-دونو، به‌نظر شورش‌گرهای
‫زرین‌پوش به محله‌ی شما رسیدن.

14:07.530 --> 14:09.230
‫می‌رم تا انتقام مادرمو بگیرم!

14:10.500 --> 14:11.370
‫منم می‌رم!

14:11.730 --> 14:14.230
‫گنتوکو، نگرانِ کوران‌ ام.

14:14.690 --> 14:16.100
‫می‌رم دنبالش، مادر.

14:16.100 --> 14:18.080
‫باشه؛ مراقب باش.

14:18.080 --> 14:18.550
‫چشم!

14:32.310 --> 14:37.000
‫کوران! کوران!

14:38.390 --> 14:39.580
‫کوران!

14:39.940 --> 14:42.450
‫سنسه!

14:45.590 --> 14:47.780
‫سنسه!

14:47.880 --> 14:49.230
‫کوران!

14:49.940 --> 14:51.540
‫گنتوکو-سنسه!

14:52.830 --> 14:54.240
‫حالت خوبه، کوران؟

14:55.540 --> 15:00.950
‫وقتی مامان و بابام خواستن فرار کنن، آدمای زرین‌پوش...

15:01.170 --> 15:02.720
‫کشته شدن؟

15:17.350 --> 15:19.640
‫انگار هنوز چندتا ماهیِ دیگه برای صید مونده.

15:26.730 --> 15:28.680
‫تـ ـ تو دیگه کی هستی؟

15:29.190 --> 15:32.550
‫شیطان‌ها! شما والدین این بچه رو کشتین، نه؟

15:34.550 --> 15:36.850
‫هه، اگه کشته باشیم چطور؟

15:37.410 --> 15:40.320
‫نمی‌بخشمتون! به‌هیچ‌وجه نمی‌بخشمتون!

15:40.320 --> 15:45.140
‫داری چی بلغور می‌کنی؟ تو هم با اونا می‌فرستیم جهنم!

15:45.690 --> 15:47.760
‫کوران، برو یه‌جای امن!

15:48.840 --> 15:50.180
‫بمیر!

16:19.530 --> 16:22.030
‫بکشیدش! انتقام برادرامون رو بگیرین!

16:35.840 --> 16:38.160
‫برادر، بقیه‌ش رو بسپر به ما!

16:38.580 --> 16:40.680
‫کاری کنین تقاص کارشونو پس بدن!

16:53.000 --> 16:55.300
‫همگی! بـ ـ بکشیدشون!

17:19.840 --> 17:24.430
‫پس از گذراندن شب در اشک، کوران سریع به خواب رفت.

17:25.270 --> 17:31.200
‫هرچند، زمانی که بیدار شد، هرگز درد
‫تماشای مرگ والدینش را فراموش نکرد.

17:35.690 --> 17:39.490
‫من با جنگ و کشتار مردم مخالفتم.

17:39.490 --> 17:42.620
‫اما الان، این کشور به آشوب کشیده شده.

17:42.620 --> 17:47.590
‫و داشتن آرزوی زندگی شاد
‫و آروم برای همه، خیلی مهم‌تره.

17:47.590 --> 17:51.760
‫ولی من یه کشاورز ساده‌م؛
‫چرا وظیفه‌ای به این مهمی دارم؟

17:52.900 --> 17:54.460
‫ا ـ این...

17:55.450 --> 17:59.300
‫گنتوکو، این باارزش‌ترین شمشیر نیاکانِ ماست.

18:02.830 --> 18:07.850
‫قبیله‌ی ما از نوادگان یک شاهزاده‌ست،
‫که یکی از برادران امپراتور سابق بوده.

18:07.850 --> 18:11.970
‫پس ما فقط عوام نیستیم، بلکه از نوادگان سلطنتی؟

18:11.970 --> 18:15.890
‫حدس می‌زدم؛ هی فکر می‌کردم
‫شماها خیلی با عوام فرق دارین.

18:16.540 --> 18:18.040
‫چو شی!

18:18.040 --> 18:23.210
‫چیه؟ اگه از اصل‌ونسب امپراتور باشه،
‫برای ما هم خیلی خفن می‌شه، نه؟

18:26.190 --> 18:30.740
‫همه خواستار یک کشور امن و صلح‌آمیز هستن.

18:30.740 --> 18:34.770
‫ولی الان در جنگیم و باید
‫شورش رو سرکوب کنیم.

18:34.770 --> 18:38.500
‫امیدوارم این پادشاهی بتونه هرچه زودتر یکپارچه بشه.

18:38.500 --> 18:42.980
‫گنتو، لطفاً تصمیم بگیر قصد انجام چه کاری رو داری.

18:42.980 --> 18:46.060
‫گنتوکو-دونو، لطفاً یک ارتش گرد هم بیارید!

18:46.060 --> 18:48.300
‫نمی‌خواید مردمو از شورش زرین‌پوشان نجات،

18:48.300 --> 18:50.940
‫و صلح رو به پادشاهی برگردونید؟

18:50.940 --> 18:52.180
‫منم موافقم.

19:01.790 --> 19:03.610
‫این طرف! زود باشید!

19:12.120 --> 19:13.470
‫مادر... این...

19:13.470 --> 19:15.430
‫عجب ضیافت مجللی!

19:15.430 --> 19:16.810
‫چقدر زیاده!

19:16.810 --> 19:23.690
‫این هدیه من بهتون برای جشن‌گرفتنِ سوگند
‫برادری‌تونه؛ حداقل کاریه که می‌تونم بکنم.

19:23.690 --> 19:29.000
‫خب، هرچقدر می‌خواید بخورید و تعارف نکنید!

19:29.320 --> 19:32.130
‫عمو چو، به‌نظر خوشحال میای!

19:32.130 --> 19:35.660
‫آره که هستم! ها؟ بچه پررو!

19:39.470 --> 19:45.180
‫حالا که ما باهم برادریم،
‫یعنی مادرِ تو، مادر من هم می‌شه؟

19:45.180 --> 19:50.820
‫درسته! اون مادر ما سه‌تا، نه،
‫به‌علاوه کوران، مادر هرچهارتامونه.

19:51.290 --> 19:54.340
‫پس من... الان خواهر کوچیک‌تونم؟

19:55.350 --> 19:56.810
‫خیلی خوشحالم!

19:56.810 --> 19:58.390
‫عجب خواهر بانمکی!

20:00.090 --> 20:01.780
‫نازی! نازی! نازی! نازی!

20:02.460 --> 20:06.190
‫مادر... برای همه کاری که برامون کردی ممنونم.

20:06.190 --> 20:11.220
‫گنتوکو، این تنها کاری بود که ازم برمی‌اومد.

20:11.220 --> 20:14.310
‫من با کوران می‌مونم.

20:14.310 --> 20:18.030
‫ولی تو باید هرطور شده به جلو پیش بری.

20:18.760 --> 20:19.520
‫چشم!

20:20.100 --> 20:25.020
‫سخنانِ مادرش، بهش  قدرت و شهامتی داد
‫تا بالأخره برخیزد.

20:25.020 --> 20:29.700
‫ابن به‌دلیل اعتماد و تشویقِ مادرش،
‫و پیوند دوستیِ جدایی‌ناپذیرش بود.

20:34.010 --> 20:36.320
‫ما سه نفر، امروز سوگند برادری می‌خوریم،

20:36.320 --> 20:38.550
‫با اینکه در یک‌روز زاده نشدیم،

20:38.550 --> 20:40.990
‫در یک‌روز خواهیم مُرد!

20:59.350 --> 21:01.080
‫شماها چی می‌خواید؟

21:01.620 --> 21:06.650
‫اونا افردی‌ان که از هجوم زرین‌پوشان زنده
‫موندن و خانواده‌هاشون کشته شدن.

21:07.820 --> 21:13.620
‫گنتوکو-دونو، شنیدیم که قصد تشکیل یه ارتشو دارید،
‫پس لطفاً اجازه بدید تا به شما ملحق بشیم!

21:13.620 --> 21:15.360
‫برای داوطلب‌شدن خدمت رسیدیم!

21:18.390 --> 21:20.410
‫بذار بهمون ملحق بشن، برادر!

21:20.410 --> 21:22.290
‫گوش کنین، بچه‌ها!

21:22.290 --> 21:25.370
‫قوانین ارتش سختگیرانه‌ست! خودتونو آماده کنین!

21:25.370 --> 21:26.250
‫چشم!

21:53.440 --> 21:56.540
‫خداحافظ! موفق باشین!

22:03.420 --> 22:06.510
‫حس می‌کنم قبلاً یه‌جا دیدمش...

22:06.510 --> 22:10.410
‫آه! همون مستیه که بدون پول‌دادن فرار کرد!

22:15.550 --> 22:24.930
‫پس از سوگند برادری‌شون، هرسه سفرشون در طول کشور
‫رو برای گردآوریِ قهرمانان و جنگجویان آغاز کردند.

22:24.930 --> 22:30.460
‫در دنیایی پرهرج‌ومرج،
‫داستانِ سه پادشاهی آشکار می‌شود.

22:30.484 --> 23:00.484
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:00.508 --> 24:00.508
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.