﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:35.480 --> 01:37.420
‫سال 184 پس از میلاد.

01:37.420 --> 01:39.680
‫میان مردمان چین، یک رهبر مذهبی
‫به نام ژانگ جیائو،

01:39.750 --> 01:42.880
‫برخاست و چندین هزار سرباز به نام
‫ارتش زرین‌پوشان را همراه خود کرد.

01:42.930 --> 01:46.180
‫از سیاست‌های فاسد استفاده کرده و شورش کرد.

01:46.660 --> 01:49.150
‫سراسر ژاپن، خشونت و ترس‌شون حس کردند.

01:48.170 --> 01:51.250
‫آسمان کهن درحال افول است

01:48.170 --> 01:51.250
‫سپس آسمانی زرین حکم‌فرما خواهد شد

01:48.170 --> 01:51.250
‫چرخش تاریخ برای کشور

01:48.170 --> 01:51.250
‫کامیابی به بار می‌آورد

01:49.150 --> 01:51.590
‫ارتش مقابل جمعیت خشمگین ناتوان بود.

01:52.420 --> 01:57.820
‫لیو بی گنتوکو همراه دو دوست صمیمی خود، کوان یو و چو فی،

01:57.820 --> 02:03.270
‫سوگند برادری خورده و قسم خوردن صلح را به سرزمین آوردند.

02:05.990 --> 02:10.780
‫«جنگ مهیب ارتش داوطلب»

02:12.700 --> 02:15.970
‫«کوه داکسینگ»

02:12.870 --> 02:17.120
‫ارتش داوطلب گنتوکو به‌عنوان جلودارِ ارتش
‫سلطنتی تحت کنترل ژو جینگ خدمت می‌کردند.

02:17.350 --> 02:21.890
‫آنها به‌سمت مقر زرین‌پوشان در کوه داکسینگ پیشروی کردند.

02:22.530 --> 02:25.220
‫50,000 سرباز، که همگی از عوام هستند را در اختیار داره.

02:24.010 --> 02:25.980
‫«دنگ مائو»

02:25.220 --> 02:26.900
‫هرچند، فرمانده‌ها...

02:27.010 --> 02:29.630
‫بسیار شجاع و ماهر بودند.

02:27.010 --> 02:29.920
‫«چنگ یواشی»

02:32.620 --> 02:34.670
‫همم؟ اون چیه؟

02:42.730 --> 02:45.780
‫شنیدم محله‌ی یو ژو، یه ارتش عوام رو
‫برای شکست ما تشکیل داده.

02:47.340 --> 02:51.540
‫اون چه‌جور ارتشی‌ـه، ها؟ بیشتر انگار از
‫وسط زمین‌های کشاورزی پاشدن اومدن.

02:51.760 --> 02:53.760
‫بیاید برشون گردونیم به همون زمین‌ها!

03:00.660 --> 03:02.690
‫تعداد اونا 50,000تاست و ما 500 نفریم.

03:03.260 --> 03:04.760
‫باید یه‌راه برای مقابله پیدا کنیم.

03:04.980 --> 03:05.300
‫آره.

03:05.420 --> 03:05.970
‫بله!

03:06.880 --> 03:10.000
‫ژنرال ژو جینگ الان درحال تماشای ماست.

03:07.020 --> 03:11.210
‫«لیو بی ـ گنتو»

03:10.740 --> 03:12.800
‫این واقعاً نبرد حساسی‌ـه.

03:13.020 --> 03:14.180
‫ابداً نباید دست‌کمش بگیریم.

03:14.690 --> 03:16.960
‫برادر، طولانی‌کردن نبرد به نفع‌مون نیست.

03:14.900 --> 03:18.570
‫«کوان یو ـ یونچانگ»

03:17.310 --> 03:18.950
‫فکر می‌کنم نبرد سریع برامون بهتره.

03:19.510 --> 03:23.520
‫همم... اگه زیاد تو خاک دشمن بمونیم،
‫درخواست پشتیبانی می‌کنن.

03:23.520 --> 03:26.570
‫اگه مسیر فرارمون رو ببندن، کارمون تمومه!

03:26.910 --> 03:31.080
‫«چو فی ـ ییده»

03:27.140 --> 03:29.930
‫این درسته؛ ولی دشمن
‫توی پایگاهش مخفی شده.

03:29.930 --> 03:31.530
‫چطوری باید بجنگیم؟

03:32.020 --> 03:33.560
‫کوان، نظرت چیه؟

03:33.930 --> 03:38.640
‫فکر می‌کنم بهتره دشمنو بیرون بکشیم
‫و با یه حمله‌ی سریع پیش بریم.

03:39.270 --> 03:40.770
‫خیلی‌خب، انجامش می‌دیم!

03:41.420 --> 03:44.110
‫کسی که اول جلو می‌ره خودمم!

03:44.920 --> 03:47.690
‫چو فی، برو با توهین به دشمن بیرون‌شون بکش!

03:47.870 --> 03:51.880
‫من که دلم خیلی پره؛ بی‌شک موفق می‌شم! برو!

03:54.440 --> 03:57.370
‫عوضی‌های ترسو! جرئت ندارین
‫جلوم وایسین؟! بیاید پایین ببینم!

03:57.730 --> 04:00.010
‫دست و پاتون از عظمت من می‌لرزه؟!

04:00.370 --> 04:04.190
‫من برادر کوچیک‌ترِ لیو بی گنتوکو،
‫چو فی اومدم همه‌تونو بکشم!

04:11.150 --> 04:15.370
‫ای بچه‌ی گستاخ! من نائب‌فرمانده،
‫دنگ مائو، برای همیشه ساکتت می‌کنم!

04:15.990 --> 04:17.850
‫خوشوقتم! بیا ببینم!

04:20.180 --> 04:24.490
‫چو فی یک نیزه بلند سنگینی را
‫بدون هیچ زحمتی با خود حمل می‌کرد.

04:24.800 --> 04:27.520
‫نیزه‌ای سنگین که هیچکس قادر به بلند کردن آن نبود.

04:36.400 --> 04:38.710
‫با موفقیت دنگ مائو رو شکست دادم!

04:41.330 --> 04:42.390
‫خودم جلوتو می‌گیرم!

04:44.920 --> 04:48.270
‫من فرمانده، چنگ یواشی هستم؛
‫اومدم انتقام نائب‌فرمانده‌مو بگیرم!

04:49.570 --> 04:53.840
‫پس رئیس بزرگ بالأخره رسید، ها؟ خوشحال شدم! بیا جلو!

04:54.570 --> 04:55.500
‫وقت تمومه!

04:55.370 --> 04:56.580
‫قبول نیست، داداش!!

04:59.080 --> 05:05.880
‫من کوان یونچو! هستم! از نیزه‌ی اژدهای سبزم
‫برای نبرد باهات استفاده می‌کنم!

05:06.580 --> 05:07.530
‫چرند نگو!

05:24.070 --> 05:29.000
‫فرمانده چنگ یواشی توسط سلاحِ من از پا در اومد!

05:33.450 --> 05:38.420
‫همم... کوان یو و چو فی واقعاً قهرمانان بزرگی‌ان.

05:34.000 --> 05:38.290
‫«ژنرال ژو جینگ»

05:38.600 --> 05:40.520
‫همون دوتا برای سرکوب شورش کافی‌ان.

05:41.590 --> 05:48.190
‫بعد پیروزی اول، دستور داده شد تا ارتش گنتوکو
‫ارتش شورشی رو نابود و از شهر چینگ ژو دفاع کند.

05:48.290 --> 05:50.060
‫گنتوکو، ژنرال ژو جینگ،

05:50.060 --> 05:54.120
‫و 50,000 سرباز سریعاً به سوی شهر پیشروی کردند.

05:50.520 --> 05:54.740
‫«شهر چینگ ژو»

05:55.830 --> 05:58.840
‫دشمن با محاصره‌ی شهر
‫برای یه نبرد طولانی آماده شده.

05:59.070 --> 06:02.070
‫شاید منتظرن تا کل مردم شهر از گشنگی تلف بشن.

06:02.600 --> 06:06.180
‫نباید بهشون فرصت بدیم؛ محاصره رو می‌شکنیم
‫و آرایش‌جنگی‌شون رو نابود می‌کنیم!

06:06.550 --> 06:10.680
‫نسبت به پایگاه کوه داکسینگ،
‫اینجا خیلی بیشترن؛ مراقب باش!

06:11.230 --> 06:12.020
‫چشم!

06:17.430 --> 06:20.660
‫به‌دلیل تاکتیک‌های محاصره‌ی شورشیان زرین‌پوش،

06:20.660 --> 06:23.600
‫شجاعتِ کوان یو و چو فی بلااستفاده‌ست.

06:23.600 --> 06:26.900
‫ارتش گنتوکو نومیدانه می‌جنگد.

06:29.320 --> 06:32.390
‫ژنرال، دشمن خیلی ازمون قوی‌تره!

06:33.180 --> 06:36.180
‫انگار تا الانم به سختی جنگیدی.

06:36.860 --> 06:39.030
‫الانم نیمی از ارتش داوطلب رو از دست دادیم.

06:39.560 --> 06:42.000
‫ما همه از روستای یکسانی اومدیم.

06:42.280 --> 06:44.020
‫نمی‌خوام مرگ‌شون بی‌ارزش باشه!

06:44.600 --> 06:48.170
‫دشمن نمی‌ذاره هیچکس از شهر خارج بشه...

06:48.170 --> 06:53.160
‫مقابل چنین ارتشی، هیچ شانسی نداریم؛
‫باید از یه استراتژی هوشمندانه استفاده کنیم.

06:54.090 --> 06:55.930
‫تاکتیک گریختن رو پیشنهاد می‌دم.

06:56.550 --> 06:57.410
‫فرار؟

06:57.780 --> 07:00.320
‫تظاهر باختنِ نبرد کرده و عقب‌نشینی می‌کنیم.

07:00.710 --> 07:04.870
‫اجازه می‌دیم دنبال‌مون کنن و بعد با
‫حمله‌ی غافلگیرانه مقابله می‌کنیم؛ چطوره؟

07:06.630 --> 07:08.650
‫فکر می‌کنم ایده خوبی باشه!

07:40.180 --> 07:41.410
‫عقب‌نشینی!

07:44.210 --> 07:46.690
‫دشمن ترسیده! دنبال‌شون کنید!

08:01.630 --> 08:02.640
‫اومدن!

08:03.010 --> 08:06.010
‫این تاکتیکی بود که گنتوکو چیده بود.

08:06.010 --> 08:12.300
‫در صورتی گنتوکو، کوان و چو فی خوب
‫همکاری نکنند، تاکتیک شکست خواهد خورد.

08:17.160 --> 08:18.950
‫حالا! تیرباران کنین!

08:30.760 --> 08:33.860
‫خیل‌خب! حالا! حمله!

08:55.760 --> 08:58.120
‫یه تله‌ست! عقب‌نشینی!

09:02.220 --> 09:06.840
‫تاکتیک گنتوکو موفقیت‌آمیز بود و شورشیان
‫زرین‌پوش کاملاً نیست و نابود شدند.

09:07.360 --> 09:10.770
‫شهر چینگ ژو با موفقیت نجات یافت.

09:15.770 --> 09:19.910
‫گنتوکو-دونو، من شجاعت شما و
‫برادران‌تون رو خیلی تحسین می‌کنم.

09:20.660 --> 09:24.920
‫به فرماندار لیو یان معرفی‌تون می‌کنم؛
‫مطمئنم بهتون پاداش اهدا می‌کنن.

09:25.360 --> 09:27.830
‫خب، این یعنی الکل بیشتر برای ما!

09:28.090 --> 09:28.800
‫چو فی!

09:29.080 --> 09:31.960
‫چشه مگه؟ پیروزی رو با الکل جشن می‌گیرن!

09:33.910 --> 09:36.460
‫پس بیاید ضیافتی برای جشن ترتیب بدیم!

09:37.220 --> 09:39.000
‫خیلی از لطف‌تون ممنونم،

09:39.730 --> 09:42.470
‫ولی ما باید سریعاً به جیانگ سو بریم.

09:43.850 --> 09:44.570
‫برادر...

09:45.260 --> 09:49.560
‫گنتوکو-دونو، شنیدم ارتش جیانگ سو
‫تحت کنترل ژنرال لو شوکو‌ـه؛

09:49.560 --> 09:53.110
‫و وسط جنگ مقابل ژانگ ژیائو هست؛ درسته؟

09:53.620 --> 09:57.850
‫ژنرال لو شوکو استاد ارجمندِ منه.

09:58.350 --> 10:03.800
‫وقتی شنیدم توی دردسره، هرطور که شده
‫می‌خوام مهربونی‌ش رو جبران کنم.

10:04.530 --> 10:07.110
‫اگه اینو وظیفه‌تون می‌دونید،
‫دخالتی نمی‌کنم.

10:08.860 --> 10:12.330
‫گنتوکو-دونو، برای شما و برادران‌تون آرزوی موفقیت دارم.

10:13.000 --> 10:15.830
‫بله؛ خیلی ازتون سپاس‌گزارم.

10:20.390 --> 10:24.720
‫ژنرال ژو جینگ به‌وسیله خلوص
‫و مهربونیِ گنتوکو متأثر شد.

10:24.940 --> 10:28.890
‫پتانسیل اون رو به‌عنوان بزرگ‌ترین قهرمان تاریخ دید.

10:32.370 --> 10:37.100
‫فرمانده امپراتوری، ژنرال لو شوکو
‫به 50,000 سرباز فرمان می‌دهد.

10:34.460 --> 10:37.890
‫«مقر فرماندهی ارتش ژنرال لو شوکو»

10:37.100 --> 10:41.400
‫درحال‌حاضر درمیان نبرد مهیبی مقابل
‫زرین‌پوشان با فرماندهی ژانگ ژیائئو هستند.

10:41.760 --> 10:44.920
‫امروز، نماینده‌ی امپراتوری، ژو فنگ، نزد ژنرال لو شوکو اومد،

10:42.200 --> 10:44.750
‫«ژنرال اعظم لو شوکو»

10:44.920 --> 10:47.960
‫کسی که با اصرارش به رشوه، آزارش می‌داد.

10:45.460 --> 10:47.750
‫«خواجه ژو فنگ»

10:52.330 --> 10:53.440
‫ساکت شو!

10:54.390 --> 11:00.210
‫بنده نماینده‌ی امپراتوری با دستور بازرسی هستم؛
‫اینکه چطور گزارش بدم به خودم مربوطه، متوجه هستی؟

11:07.520 --> 11:13.360
‫گزارش! فرمانده‌ی ارتش داوطلبِ
‫کیو ژو، خواستار دیدارتون هستن.

11:07.520 --> 11:13.360
‫کیو ژو جاییه که گنتوکو ازش اومده.

11:13.880 --> 11:16.470
‫فقط بهش بگو که الان
‫سرم شلوغه، نمی‌تونم ببینمش.

11:17.000 --> 11:20.920
‫اما یکی‌شون ژنرال جوانی به نام لیو بی‌ـه.

11:21.540 --> 11:22.800
‫چی؟ لیو بی؟

11:25.010 --> 11:28.140
‫لو شوکو-سنسه، دلم براتون تنگ‌شده بود.

11:30.630 --> 11:33.150
‫منو یادتون هست؟ لیو بی گنتوکو هستم.

11:34.460 --> 11:36.910
‫اوه، تو همون کفش‌باف، لیوی جوانی؟

11:37.440 --> 11:39.530
‫بله؛ همون گنتوکو هستم.

11:39.530 --> 11:42.170
‫شکی درش نیست؛ تو همون لیوی جوانی.

11:42.500 --> 11:46.900
‫زمانی که گنتوکو تحت تعلیم
‫لو شوکو بود، 15 سال داشت.

11:47.600 --> 11:53.930
‫او ادبیات و استراژی‌های نظامی رو یاد گرفت
‫و ژنرال لو شوکو، به‌خاطر صداقتش دوستش داشت.

11:54.480 --> 11:59.630
‫سنسه، ما از چینگ ژو به امید اینکه
‫بتونیم بهتون کمکی کنیم به اینجا اومدیم.

12:00.350 --> 12:06.570
‫فکر نمی‌کردم اون یه ژنرال بزرگ ارتش داوطلب
‫از چینگ ژو که دربارش شنیدم تو باشی.

12:07.700 --> 12:09.910
‫پس آموزش‌هام بی‌ثمر نبوده...

12:14.950 --> 12:19.880
‫ده سال از زمانی که شاگرد بود گذشته،
‫گنتوکو و لو شوکو شب رو

12:19.880 --> 12:23.640
‫با یادآوریِ خاطرات قدیمی و
‫گفتوگو میان جنگ سهمگین گذراندند.

12:24.150 --> 12:28.480
‫هرچند، درحالی که سایه‌ی ماه
‫ناپدید شد، لو شوکو بی‌قرار گردید.

12:31.840 --> 12:40.570
‫ارتش داوطلب گنتوکو به همراه پشتیبانی
‫لو شوکو به سمت یینگ چوان حرکت کردند.

12:35.970 --> 12:38.860
‫«یینگ چوان»

12:43.740 --> 12:46.650
‫چیه... این صداها چیه؟ ببینم...

12:44.480 --> 12:46.770
‫«ژنرال ژو جون»

12:51.750 --> 12:55.880
‫چیه؟ به این پرنده‌های
‫بی‌بال می‌گی پشتیبانی؟

12:55.880 --> 12:56.130
‫بله.

12:57.480 --> 13:02.010
‫از دیدارتون خوشوقتم؛ بنده فرمانده‌ی
‫این ارتش داوطلب، لیو بی گنتوکو هستم.

13:02.380 --> 13:07.390
‫پس تو فرمانده‌شونی؟ بهتره
‫برای گرفتن اعتبار تلاش کنی!

13:07.390 --> 13:11.200
‫اگه نمی‌خوای بعداً به‌عنوان یه افسر
‫دهاتی شناخته بشی، باید جون بکنی!

13:14.410 --> 13:19.600
‫هی... ژنرال لو شوکو به هیچ دردی نمی‌خوره؛
‫آخه چرا یه‌مشت دهاتی رو فرستاده اینجا؟

13:19.600 --> 13:23.590
‫یکم بهشون تفاله گندم بده،
‫بعد بفرست‌شون خط مقدم جنگ.

13:23.590 --> 13:25.690
‫چشم! الساعه قربان!

13:25.690 --> 13:27.500
‫خب، برید سر کارتون!

13:30.060 --> 13:31.240
‫عوضی!

13:33.030 --> 13:36.070
‫بس کن! اینجا نیومدیم تا با یه افسر دعوا راه بندازیم.

13:36.070 --> 13:41.190
‫ولی، برادر! این دیگه زیادیه!
‫بذار به اون عوضی یه درس حسابی بدم!

13:46.760 --> 13:50.970
‫هیچ‌وقت از دستورات سرپیچی نکن؛
‫در خط مقدم حرکت می‌کنیم؛ بیاید بریم!

13:52.780 --> 13:57.100
‫گنتوکو تصمیم گرفت مقابل 50,000 دشمن
‫از استراتژی شبیخون استفاده کند.

13:57.420 --> 14:00.200
‫در این استراتژی، مبتکرانه از آتش استفاده می‌کند.

14:00.200 --> 14:02.960
‫خیلی‌خب! آتیش رو روشن کنید!

14:07.550 --> 14:08.570
‫زنگ رو به‌صدا درارید!

14:23.730 --> 14:24.930
‫شبیخون!

14:25.270 --> 14:28.940
‫برادر! نباید ارتش‌شون بزرگ باشه،
‫ولی چرا انقدر زیادن؟

14:25.480 --> 14:28.940
‫«چو ریو»

14:29.100 --> 14:32.490
‫«چو هو»

14:29.310 --> 14:32.890
‫چو ریو، بیا فرار کنیم! وقت
‫سازمان‌دهی دوباره سربازها رو نداریم!

14:38.770 --> 14:41.180
‫خوبه! بسوزونیدشون!

14:45.750 --> 14:46.850
‫حمله!

14:46.850 --> 14:48.220
‫عقب نکشین!

14:59.720 --> 15:00.740
‫بیاید جلو!

15:00.740 --> 15:03.000
‫چو هو! چو ریو! کجایین؟

15:03.310 --> 15:07.250
‫کوان! چو فی! دشمن وسایلش
‫رو رها و فرار کرده!

15:07.660 --> 15:09.690
‫برادر، لازم نیست دنبال‌شون بریم.

15:09.850 --> 15:11.760
‫بدون کشتن کسی برنده شدیم!

15:20.550 --> 15:21.450
‫دشمن؟

15:22.260 --> 15:23.710
‫وایسا، چو فی!

15:31.060 --> 15:33.660
‫«سائو سائو ـ موتوکو»

15:41.500 --> 15:43.990
‫هی! شماها کی هستین؟

15:44.560 --> 15:47.490
‫من ژنرالی هستم که از لیو یانگ
‫میاد و به جنوب می‌ره.

15:48.440 --> 15:49.430
‫ژنرال؟

15:50.260 --> 15:52.510
‫از رفتار کمی قبل، پوزش می‌طلبم.

15:52.970 --> 15:56.510
‫بنده رهبر ارتش داوطلب، لیو بی گنتوکو هستم.

15:56.820 --> 16:01.320
‫اوه، پس شما گنتوکو-دونو هستید؛
‫دورادور اسم بزرگ‌تون رو شنیدم.

16:01.600 --> 16:03.230
‫من سائو سائو موتوکو هستم.

16:03.560 --> 16:08.800
‫بعد از اینکه اشتیاق‌تون مجذوبم کرد، با 5,000 مرد
‫سواره‌نظام برای سرکوب زرین‌پوشان اومدم.

16:09.210 --> 16:15.180
‫کمی بعد به دشمنانی بر خوردم که به لطف
‫تاکتیک آتیشِ شما شکست‌شون دادم.

16:15.570 --> 16:16.690
‫از تحسین‌تون متشکرم.

16:17.880 --> 16:19.380
‫این قطعاً سرنوشته.

16:20.020 --> 16:23.860
‫به شخصیت پرشور شما جذب شدم؛
‫اینو یه فرصت می‌شمارم.

16:27.460 --> 16:31.420
‫گنتوکو-دونو، حالا که هردو ارتش‌مون
‫اینجان، چرا جشنی برپا نکنیم؟

16:31.690 --> 16:34.680
‫اما فکر می‌کنم این پیروزی ازآنِ شماست.

16:35.720 --> 16:39.920
‫این درست نیست؛ پیروزیِ امروز با تاکتیک شما عملی شد.

16:41.030 --> 16:42.090
‫پس... همزمان انجامش بدیم!

16:43.920 --> 16:44.420
‫حتماً!

16:45.710 --> 16:46.660
‫ما...

16:47.150 --> 16:48.660
‫پیروز شدیم!

17:04.090 --> 17:08.110
‫گنتوکو-دونو، اگه باهم کار کنیم،
‫می‌تونیم زرین‌پوشان رو نابود کنیم!

17:08.110 --> 17:10.180
‫هرچند، با نابودی‌شون
‫هنوز صلح به کشور نمیاد.

17:12.390 --> 17:17.410
‫نبردهای کوچک به جنگ تبدیل می‌شن،
‫و جرقه‌ها به دوزخ منجر می‌شن.

17:17.410 --> 17:20.690
‫مطمئنم به‌زودی تمام پادشاهی
‫به هرج‌ومرج بزرگی کشیده می‌شه.

17:24.920 --> 17:29.070
‫دستور مبارزه دارم و جنگ هنوز تموم نشده،
‫پس از حضورتون مرخص می‌شم.

17:29.770 --> 17:33.970
‫گنتوکو-دونو، امیدوارم مجدد باهم دیدار کنیم.

17:44.920 --> 17:46.430
‫اون سوسول جنگیدن بلده؟

17:46.430 --> 17:49.750
‫نه... وقتی یه ژنراله، حتماً مرد بزرگی‌ـه.

17:51.400 --> 17:54.900
‫گنتوکو نمی‌‌تونست سائو سائو رو از دیدش خارج کنه.

17:54.910 --> 18:00.470
‫در چشمانِ سائو سائو جاه‌طلبیِ قدرتمندی رو حس می‌کرد.

18:01.440 --> 18:03.170
‫آآه... این خوب نیست!

18:03.670 --> 18:07.830
‫شماها چرا همچین کارایی رو انجام دادید؟

18:10.650 --> 18:14.820
‫تمام تلاشمو کردم زرین‌پوشان رو همین‌جا موندگار کنم!

18:14.820 --> 18:18.830
‫می‌تونستین تصادفی به چانگ جیائو
‫کمک کنین تا لو شوکو رو تصاحب کنه!

18:18.830 --> 18:23.900
‫شما دهاتی‌ها اصلاً چیزی درباره جنگ حالیتون می‌شه؟!

18:24.230 --> 18:30.410
‫عذر می‌خوام! دشمنانِ درحال فرار توسط نیروی پشتیبانی که
‫به‌سمت جنوب می‌رفت، به رهبری سائو سائو شکست خوردن

18:30.810 --> 18:34.490
‫چی؟! سائو سائو نیروی پشتیبانی آورده؟

18:34.490 --> 18:36.180
‫آخه اون سوسول می‌تونه چیکار کنه؟

18:36.740 --> 18:40.820
‫فعلاً چرا برنمی‌گردین تا به ژنرال
‫لو شوکو تو جیانگ سو کمک کنین؟

18:40.820 --> 18:43.720
‫شما دهاتی‌های بی‌مغز دیگه به‌دردم نمی‌خورین!

18:44.890 --> 18:47.240
‫هی، ژنرال! دیگه داری چرند می‌گی!

18:47.240 --> 18:50.840
‫این دهاتی‌ها که می‌گی جون‌شونو توی نبرد
‫به خطر انداختن؛ داری چی می‌گی؟

18:54.570 --> 18:56.570
‫چو فی! ساکت باش!

19:04.810 --> 19:06.960
‫ولش کن! برمی‌گردیم پیش لو شوکو-سنسه!

19:07.410 --> 19:09.030
‫بعدش بیا یکم شراب بخوریم!

19:20.390 --> 19:21.320
‫برادر!

19:25.910 --> 19:27.650
‫صبر کنین!

19:30.000 --> 19:34.140
‫اون سربازها دارن یه مجرم رو تو اون قفس منتقل می‌کنن؟

19:35.800 --> 19:37.090
‫کی هستی؟

19:39.190 --> 19:42.100
‫ما ارتش داوطلب تحت کنترل ژنرال لو شوکو هستیم.

19:42.920 --> 19:47.810
‫اوه... ما دستور داریم که ژنرال لو شوکو رو به پایتخت ببریم.

19:51.620 --> 19:53.540
‫چـ ـ چه جرمی مرتکب شده؟!

19:54.190 --> 19:58.360
‫نمی‌دونم؛ ما فقط داریم از دستور
‫دادگاه امپراتوری پیروی می‌کنیم.

19:58.740 --> 20:03.700
‫باورم نمی‌شه! ژنرال لو شوکو
‫استاد ارجمندم بوده؛ لطفاً بذارید ببینمش!

20:03.700 --> 20:07.520
‫دلم می‌خواست، ولی الان وسط انجام وظیفه‌ایم...

20:14.640 --> 20:16.700
‫برادر... داره رشوه...

20:20.790 --> 20:21.700
‫استراحت می‌کنیم!

20:27.310 --> 20:28.180
‫سنسه!

20:32.840 --> 20:34.650
‫اوه... گنتوکو؟

20:35.900 --> 20:40.120
‫سنسه! چطور ممکنه این اتفاق افتاده باشه؟ چرا؟

20:40.650 --> 20:44.390
‫چون دادن رشوه به نماینده امپراتوری رو رد کردم،
‫علیه من گزارش غلط نوشت.

20:46.610 --> 20:50.410
‫همه شما باید خیلی مراقب باشید
‫تا مثل من متهم نشید.

20:50.890 --> 20:54.520
‫سنسه! یه مرد بی‌گناه نباید برای جرمی
‫که مرتکب نشده مجازات بشه!

20:54.520 --> 20:57.060
‫مطمئنم یه‌روزی حتماً
‫بی‌گناهی‌تون ثابت می‌شه!

20:59.880 --> 21:02.960
‫افسرهای لیو یانگ فاسد و شیطانی‌ان.

21:04.060 --> 21:06.270
‫سلسله هان خیلی دووم نمیاره.

21:06.270 --> 21:12.150
‫گنتوکو! زرین‌پوشان توسط دولت فاسد ساخته شدن؛
‫امیدوارم یه‌روز بتونی پادشاهی سالمی تأسیس کنی.

21:13.310 --> 21:15.420
‫چشم، بهتون قول می‌دم!

21:19.100 --> 21:23.670
‫سنسه! تقصیر اون افسرهاست! از اینجا می‌کشمت بیرون!

21:29.120 --> 21:30.780
‫چـ ـ چیکار می‌کنی؟!

21:31.570 --> 21:32.680
‫تمومش کن، چو فی!

21:35.480 --> 21:40.320
‫اگه به یه افسر حمله کنید، با اون
‫زرین‌پوشان شورشی هیچ فرقی ندارین.

21:40.600 --> 21:42.260
‫پس، به گنتوکو توی هدفش کمک کن!

21:42.920 --> 21:47.100
‫به‌خاطر گنتوکو هستش که برادران
‫قسم‌خورده نیز او را استاد می‌نامند.

21:47.480 --> 21:52.780
‫استاد لو شی تظاهر کرد که این نه
‫به‌خاطر خودش، بلکه به‌خاطر گنتوکو‌ـه.

21:53.400 --> 21:57.170
‫سنسه! من نمی‌خوام تنهات بذارم!

21:59.310 --> 22:01.170
‫نـ ـ نه، تو رو خدا نکن!

22:13.790 --> 22:15.390
‫حـ ـ حرکت می‌کنیم!

22:21.540 --> 22:24.180
‫نبردی برای بشریت علیه دولت فاسد

22:24.900 --> 22:30.620
‫به قیمت جان ژنرال لو شوکو به پیش می‌ره؛
‫این واقعاً تحقیرآمیز است.

22:31.960 --> 22:36.510
‫و تعجبی ندارد که آینده گنتوکو و دوستانش نیز سخت خواهد بود.

22:36.534 --> 23:06.534
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:06.558 --> 24:06.558
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.