﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:31.100 --> 01:37.950
‫پس از مرگ امپراتور لینگ، ژنرال تو تاکو
‫ قدرت امپراتوری را به دست گرفت.

01:38.400 --> 01:42.850
‫تو تاکو بدون شنیدن نصیحت کسی،
‫ قصد داشت دینگ یوان را از بین ببرد.

01:43.120 --> 01:46.380
‫که متعاقباً توسط پسرخوانده‌ی دینگ یوان، یو فو، شکست خورد.

01:47.620 --> 01:51.930
‫تو تاکو که از شجاعت یو فو وحشت‌زده بود،
‫اسب معروف رخش سرخ را به او داد

01:51.930 --> 01:56.330
‫این باعث شد یو فو به ناپدری خود خیانت کرده و او را بکشد.

02:00.980 --> 02:06.260
‫«ژنرال ظالم ـ تو تاکو»

02:26.420 --> 02:29.400
‫ژنرال تو تاکو، یو فو رو خدمت‌تون آوردم.

02:29.910 --> 02:33.790
‫«ژنرال تو تاکو»

02:30.140 --> 02:32.090
‫لی شوکو، عالی بود!

02:32.090 --> 02:34.340
‫خسته نباشی.

02:36.580 --> 02:37.950
‫ژنرال تو تاکو.

02:38.370 --> 02:42.850
‫از امروز، یو فو با شما بیعت خواهد کرد.

02:44.240 --> 02:45.720
‫خیلی هم عالی، یو فو!

02:45.720 --> 02:49.630
‫حس می‌کنم تو شبیه یک هزار،
‫نه، ده هزار مرد و اسب می‌مونی.

02:49.630 --> 02:52.410
‫با همدیگه دنیا رو فتح می‌کنیم!

02:52.410 --> 02:53.190
‫بله.

02:53.190 --> 02:58.600
‫اگه اجازشو داشته باشم، ممکنه شما رو پدرخوانده صدا بزنم؟

03:00.420 --> 03:02.780
‫ایده‌ی خیلی خوبیه، یو فو!

03:03.070 --> 03:05.380
‫از خدامه که پسرخونده‌م باشی.

03:05.780 --> 03:06.740
‫ممنونم!

03:08.190 --> 03:11.040
‫و هدیه‌های دیگه‌ای هم برات دارم.

03:20.460 --> 03:23.550
‫یو فو، قبولش کن؛ نشونه‌ی خیرخواهیِ منه.

03:24.430 --> 03:26.930
‫و قبل‌تر بهم رخش سرخ رو دادید...

03:27.770 --> 03:30.060
‫عمیقاً مدیون لطف‌تونم.

03:31.660 --> 03:38.270
‫تمام عمرم داشتم از این زره طلایی
‫و رخش سرخ حفاظت می‌کردم.

03:38.980 --> 03:41.480
‫خیلی ازتون سپاس‌گزارم.

03:41.480 --> 03:44.240
‫از تمام قدرتم برای حمایت شما استفاده می‌کنم.

03:47.120 --> 03:50.210
‫عالیه! عالیه! حالا نوشیدنی می‌خوریم!

04:00.520 --> 04:03.010
‫اون یو فو چقدر بی‌شرمه!

04:03.470 --> 04:06.260
‫به تازگی پدرخونده‌ش، دینگ یوان رو کشته،

04:06.260 --> 04:08.870
‫و از تو تاکو می‌خواد پدر جدیدش باشه.

04:08.870 --> 04:10.460
‫واقعاً دنیای آشفته‌ایه.

04:12.260 --> 04:14.360
‫حالا موقعیت تو تاکو امن‌تر شده.

04:14.940 --> 04:19.180
‫سائو سائو... اگه اوضاع این‌طور پیش بره،
‫تو تاکو ممکنه سلسله هان رو تصاحب کنه.

04:19.830 --> 04:20.770
‫دیگه دیره...

04:21.410 --> 04:23.810
‫تأثیر یو فو باعث می‌شه هیچ دشمنی نداشته باشه.

04:24.460 --> 04:25.510
‫یو فو؟

04:25.510 --> 04:27.340
‫واقعاً آدم بدقلقی‌ـه.

04:28.690 --> 04:30.910
‫انگار یو فو دشمن منه...

04:30.910 --> 04:32.400
‫من نمی‌بخشمش!

04:33.800 --> 04:36.580
‫حالا چطوری باید دستمو به تو تاکو برسونم؟

04:38.720 --> 04:40.820
‫باید یه راه دیگه هم باشه!

04:43.120 --> 04:47.950
‫ژنرال، بعد عضو شدن یو فو، دیگه کسی جرئت سرپیچی ازتون رو نداره.

04:48.250 --> 04:51.870
‫فکر می‌کنم اوضاع خیلی خوب پیش رفت.

04:51.870 --> 04:54.220
‫منم همین فکرو می‌کنم، لی جو.

04:54.220 --> 04:57.010
‫فردا، بیا بریم به دربار سلطنتی.

04:58.090 --> 05:04.990
‫با اعلامیه فوری ژنرال تو تاکو،
‫همه افسران در سالن هوآ دوئو جمع شدند.

05:05.420 --> 05:08.940
‫به لطف سربازان شجاع تو تاکو،
‫هیچکس جرئت سرپیچی از او را ندارد.

05:10.660 --> 05:16.320
‫ژنرال تو تاکو به امپراتور جوان درخواست حضور داد.

05:24.790 --> 05:26.500
‫حوصله‌م سر رفت!

05:26.500 --> 05:28.580
‫چرا انقدر صبح زود صدام کردی؟

05:28.910 --> 05:32.750
‫ژنرال تو تاکو؛ دلیل این ملاقات فوری چیه؟

05:33.570 --> 05:34.990
‫لطفاً ساکت باشید!

05:37.120 --> 05:43.990
‫در این لحظه می‌خوایم شاهزاده کیو
‫رو به‌عنوان امپراتور برحق اعلام کنیم.

05:44.960 --> 05:45.800
‫چی؟!

05:47.280 --> 05:49.770
‫لی جو! بیانیه رو بخون!

05:50.650 --> 05:56.540
‫امپراتور فعلی ما صلاحیت فرزند بهشتی بودن را ندارد.

05:57.280 --> 06:04.010
‫بی اطلاع از آداب، بی‌فرهنگ،
‫بی‌سواد و بی‌تجربه در سیاست

06:04.010 --> 06:06.300
‫دروغین، و عاری از هرگونه صفات کرامت و عظمت است.

06:08.220 --> 06:09.720
‫چطور جرئت گفتن اینو داری؟

06:10.500 --> 06:14.540
‫به‌وسیله قدرت خداوند، ما شاهزاده کیو رو به‌عنوان امپراتور...

06:14.290 --> 06:15.220
‫صبر کنید!

06:19.670 --> 06:22.260
‫یوان شائو! چیکار داری می‌کنی؟!

06:29.500 --> 06:33.820
‫تو تاکو! داری چه حرف‌های
‫ممنوعه‌ای رو علیه امپراتورمون می‌زنی؟

06:34.750 --> 06:38.420
‫چی؟! یوان شائو! جرئت سرپیچی از منو داری؟!

06:40.150 --> 06:42.540
‫تا عمر دارم ازت سرپیچی می‌کنم، ای خائن!

06:42.750 --> 06:44.590
‫ای احمق گستاخ!

06:45.460 --> 06:46.900
‫می‌ترسم!

06:48.540 --> 06:49.700
‫یوان شائو-دونو!

06:50.580 --> 06:51.600
‫لطفاً تمومش کنید!

06:52.620 --> 06:54.050
‫جلومو نگیر، سائو سائو!

06:56.640 --> 06:59.100
‫در این‌صورت، باید از من رد بشید!

06:59.570 --> 07:00.540
‫چی؟!

07:12.100 --> 07:14.270
‫راجع بهت اشتباه می‌کردم، سائو سائو!

07:19.450 --> 07:23.100
‫دخالت بیش از حد منو
‫به بزرگی خودتون ببخشید.

07:24.170 --> 07:27.760
‫یادم اومد! تو ژنرال نظم و قانون، سائو سائو بودی، نه؟

07:27.760 --> 07:28.490
‫بله.

07:35.900 --> 07:39.820
‫سائو سائو... چه نقشه‌ای تو سرته؟

07:43.850 --> 07:49.150
‫در این لحظه، همگی به شاهزاده کیو
‫به‌عنوان امپراتور جدید خوش‌آمد می‌گن.

07:50.130 --> 07:52.590
‫تو تاکو! ای خیانتکار!

07:54.750 --> 07:56.440
‫هرچی دلت می‌خواد صدام بزن!

07:56.440 --> 07:58.810
‫یو فو! هردوشون رو بنداز بیرون!

07:59.200 --> 07:59.720
‫چشم!

08:04.400 --> 08:06.380
‫هدفتون چیه، خائن‌ها!

08:06.380 --> 08:08.410
‫بیا، حرف کافیه!

08:13.540 --> 08:14.400
‫شاهزاده کیو!

08:16.370 --> 08:18.860
‫زین پس، شما امپراتور شیان هستید.

08:19.290 --> 08:20.550
‫لطفاً به روی تخت بشینید!

08:21.270 --> 08:25.520
‫شما تو تاکو رو کنارتون دارید،
‫چیزی برای نگرانی وجود نداره.

08:29.240 --> 08:33.220
‫همگی! بیعت خودتون رو با امپراتور شیان ببندید!

08:33.220 --> 08:35.530
‫بله!

08:41.210 --> 08:43.540
‫شاهزاده کیو در 9 سالگی تبدیل به امپراتور شد.

08:43.540 --> 08:50.940
‫اما قدرت واقعی در دستان تو تاکو بود،
‫و هیچکس جرئت مخالفت با او را نداشت.

08:58.140 --> 09:03.430
‫پایمالی دنیا و خوردن شراب خیلی فرح‌بخشه.

09:04.060 --> 09:05.380
‫بیا، بخور!

09:10.680 --> 09:13.300
‫ژنرال... نه... نخست وزیر!

09:14.390 --> 09:17.750
‫لی جو، ها؟ بیا بشین و باهامون بنوش.

09:17.750 --> 09:21.410
‫گزارش مهمی براتون دارم؛ بقیه رو مرخص کنید.

09:22.160 --> 09:23.140
‫جدی؟

09:24.540 --> 09:27.490
‫باشه برای دفعه بعد؛ لطفاً تنهامون بذارین.

09:30.380 --> 09:31.970
‫گزارش مهمت چیه؟

09:32.560 --> 09:36.960
‫درباره ملکه کا و امپراتور عزل‌شده
‫در کاخ یونگ‌آن هستش.

09:37.750 --> 09:40.940
‫اگه کسی ازشون برای مخالفت باهاتون استفاده کنه،

09:40.940 --> 09:42.970
‫دردسرهای بی‌شماری خواهیم داشت.

09:46.820 --> 09:47.780
‫پس بکششون.

09:47.780 --> 09:48.570
‫چشم.

09:55.030 --> 10:00.250
‫نخست وزیر این رو برای دلداریِ هردوتون فرستادن.

10:00.700 --> 10:02.450
‫تو تاکو می‌خواد به ما دلداری بده؟

10:02.890 --> 10:05.700
‫درسته! گل‌ها درحال شکوفه‌زدن هستن.

10:05.700 --> 10:08.180
‫لطفاً بنوشید و از گل‌ها رو تحسین کنید.

10:08.180 --> 10:10.720
‫امکان نداره تو تاکو به ما هدیه‌ای بده.

10:11.040 --> 10:13.530
‫لی جو... اون زهره، مگه نه؟

10:15.430 --> 10:17.840
‫بفرمایید، با لذت بنوشید!

10:20.140 --> 10:23.820
‫اگه زهر نیست، چرا خودت اول امتحانش نمی‌کنی؟

10:26.250 --> 10:30.380
‫جرئت دارید نوشیدنیِ فرستاده‌ی ژنرال تو تاکو رو رد کنید؟

10:36.130 --> 10:39.460
‫یا... ترجیح می‌دید این هدیه رو قبول کنید.

10:42.960 --> 10:45.140
‫اون می‌خواد ما رو بکشه، مگه نه؟

10:45.520 --> 10:48.540
‫خب... کدوم یکی رو انتخاب می‌کنید؟

10:49.260 --> 10:50.750
‫خائن پست‌فطرت!

10:51.800 --> 10:55.140
‫شما خائنین خیلی زنده نمی‌مونید!

10:56.060 --> 10:58.180
‫درباره چی داری وراجی می‌کنی؟

10:58.620 --> 11:02.860
‫اگه نمی‌تونی خودت تصمیم بگیری، بهتون کمک می‌کنم.

11:05.010 --> 11:06.240
‫می‌ترسم!

11:09.300 --> 11:11.990
‫لی جو! چقدر گستاخ! دور شو!

11:24.980 --> 11:28.070
‫یکی... یکی بهمون کمک کنه!

12:05.260 --> 12:08.220
‫این رخش سرخ الان برای یو فوئه...

12:08.220 --> 12:10.050
‫چه غافلگیرکننده!

12:10.350 --> 12:14.850
‫سائو سائو! انگار تو هم
‫به رخش سرخ علاقه داری!

12:14.850 --> 12:20.250
‫بله! برای این اسب هیچ نظیری در کل پادشاهی وجود نداره.

12:20.550 --> 12:22.560
‫یو فو-دونو، بهتون حسودی می‌کنم.

12:24.630 --> 12:27.600
‫برای منم راحت نبود که
‫رخش سرخ رو به کس دیگه‌ای بدم.

12:27.600 --> 12:30.650
‫ولی غیر از اون، می‌خوام یه‌چیز رو داشته باشم...

12:30.650 --> 12:34.600
‫ژنرال، شما می‌تونید هرچیزی که
‫خواستارش باشید رو به‌دست بیارید.

12:35.070 --> 12:36.180
‫با این وجود...

12:36.470 --> 12:38.610
‫هنوز شمشیر هفت ستاره رو ندارم.

12:50.320 --> 12:51.730
‫برید! برید!

12:51.730 --> 12:55.090
‫حالا، سراسر این زمین متعلق به منه!

13:12.390 --> 13:13.220
‫هی، پیرمرد!

13:14.020 --> 13:15.420
‫اسم این روستا چیه؟

13:17.020 --> 13:19.120
‫چی فرمودید؟!

13:19.500 --> 13:24.620
‫هوای اینجا انقدر خوبه،
‫ولی چرا روی هیچ زمینی کار نمی‌کنید.

13:25.830 --> 13:28.400
‫لطفاً اشتباه برداشت نکنید.

13:28.400 --> 13:32.570
‫امروز جشن سالانه‌ی ماست؛ پس...

13:32.570 --> 13:33.740
‫دروغ نگو، پیرمرد!

13:35.840 --> 13:38.150
‫از شما درس عبرت می‌سازم!

13:38.150 --> 13:39.370
‫بگیردشون!

13:40.620 --> 13:42.180
‫قربان، لطفاً ما رو عفو کنید!

13:42.180 --> 13:45.110
‫پدرم الانم خیلی پیره؛ خواهش می‌کنم...

13:45.650 --> 13:47.030
‫بحث‌کردن بی‌فایده‌ست!

13:48.420 --> 13:51.610
‫این زن قشنگه؛ لباساشو دربیارین و سرشو بزنین!

13:53.610 --> 13:55.280
‫بهتون التماس می‌کنم...

14:09.110 --> 14:10.800
‫بذار من دختر رو بکشم.

14:11.230 --> 14:12.900
‫هرطور مایلی؛ مال خودت...

14:16.090 --> 14:17.460
‫خوب تماشا کنید!

14:42.260 --> 14:44.180
‫سائو سائو! چرا نمی‌کشیش؟

14:46.360 --> 14:49.980
‫فقط می‌خواستم خوش بگذرونم؛ نیازی به کشتنش نیست.

14:50.510 --> 14:53.560
‫این درباره خوش‌گذرونی نیست؛ یه دستوره!

14:53.560 --> 14:54.680
‫تمومش کن، یو فو!

14:55.520 --> 14:58.260
‫خوش‌گذرونی با اون دختر اشکالی نداره.

15:02.480 --> 15:03.470
‫دیدین؟!

15:03.800 --> 15:06.620
‫با مرد تنبل هم این‌شکلی برخورد می‌شه.

15:07.650 --> 15:10.380
‫از حال به بعد، باید سخت‌تر کار کنین!

15:12.310 --> 15:14.930
‫از گل‌های شکوفه‌دار هم قشنگ‌ترید!

15:19.420 --> 15:24.880
‫به دلیل ظلم و ستم تو تاکو،
‫تاریکی در همه جا حاکم بود.

15:25.740 --> 15:30.740
‫هرچند، افسری به نام ئو یون،
‫ از این جنون بسیار ناراحت است،

15:30.740 --> 15:34.430
‫و مخفیانه برای سرنگونی تو تاکو نقشه می‌کشد.

15:36.000 --> 15:39.630
‫استعفای یوان شائو-دونو واقعاً مایه تأسفه.

15:40.180 --> 15:44.140
‫مسائل داخلی ما روز به روز مأیوس‌کننده‌تر می‌شن.

15:44.440 --> 15:47.530
‫درحال‌حاضر، تو تاکو حامیان برجسته‌ی زیادی داره.

15:47.940 --> 15:52.970
‫علاوه‌بر اون، یو فو هم داره؛ فکر نمی‌کنم بتونم مقابلش برنده بشیم.

15:53.320 --> 15:58.360
‫«وزیر کشور ـ وانگ یون»

15:54.510 --> 15:58.150
‫یعنی سلسه‌ی 400 و اندی ساله‌ی هان به آخر کارش رسیده؟

15:58.360 --> 16:01.320
‫واقعاً تو یه زمان شوربختی زاده شدیم.

16:01.700 --> 16:02.510
‫کی اونجاست؟

16:10.150 --> 16:12.430
‫سائو سائو! چرا اینجا اومدی؟!

16:13.190 --> 16:17.470
‫همه شما به‌نظر نگران میاید؛ پس فکر کردم نباید بهتون ملحق بشم.

16:18.540 --> 16:19.230
‫چی؟!

16:19.610 --> 16:23.450
‫شب‌ها ناله، و صبح‌ها عزاداری می‌کنید،
‫ جمع می‌شید تا دربارش شکایت کنید.

16:24.300 --> 16:27.150
‫بعد فکر کردید با این‌کارها می‌تونید چیزی رو تغییر بدید؟

16:28.200 --> 16:31.370
‫خفه شو، سائو سائو! تو خودت نوکر تو تاکوئی!

16:31.700 --> 16:37.810
‫اگه این درست بود، مخفیانه فقط
‫برای دیدن شما به اینجا نمی‌اومدم.

16:39.450 --> 16:40.300
‫درسته.

16:41.850 --> 16:46.620
‫سائو سائو! از اونجایی که این‌طوری حرف می‌زنی،
‫یعنی نقشه‌ای تو سرت داری؟

16:46.620 --> 16:47.440
‫بله.

16:48.090 --> 16:49.130
‫توضیح می‌دم...

16:49.880 --> 16:53.030
‫اگرچه ممکنه به‌نظر بیاد به ژنرال تو تاکو خدمت می‌کنم،

16:53.540 --> 16:55.840
‫هدفم باهاش در یک سو نیست.

16:57.020 --> 17:01.770
‫برای همین به‌دنبال بهترین
‫فرصت برای نابود کردنش هستم.

17:03.820 --> 17:06.240
‫چـ ـ چطور ممکنه...؟

17:06.750 --> 17:08.750
‫می‌دونید چرا الان اینجام؟

17:09.510 --> 17:10.790
‫متوجه شدم، سائو سائو.

17:11.170 --> 17:12.220
‫می‌خوای بکشیش؟

17:13.100 --> 17:15.220
‫قبل از اون یه درخواست ازتون دارم.

17:15.730 --> 17:18.130
‫همم؟ می‌تونی بگی.

17:19.290 --> 17:23.230
‫شنیدم شما شمشیر با 7 جواهر منبت‌کاری شده،
‫«شمشیر هفت ستاره» رو در اختیار دارید،

17:23.230 --> 17:26.440
‫که تو تاکو به‌دنبالش هست رو لطفاً بهم قرض بدید.

17:26.900 --> 17:29.860
‫فکر می‌کنم بتونم ازش برای کشتنش استفاده کنم.

17:30.500 --> 17:35.380
‫حتماً؛ اگه بشه باهاش تو تاکو رو نیست کرد،
‫با کمال میل بهت می‌دمش.

17:35.700 --> 17:37.350
‫خیلی ازتون متشکرم.

17:47.580 --> 17:49.450
‫عجب شمشیر زیبایی!

17:50.330 --> 17:54.090
‫طولی نمی‌کشه تا تو تاکو مقابل این شمشیر جون بده.

17:54.640 --> 17:58.800
‫ای تو تاکوی خائن! حالا باید تاوان تمام کارهاتو بدی!

18:05.110 --> 18:07.470
‫شما... برای چه منظوری اینجایید، ژنرال؟

18:07.930 --> 18:11.810
‫درود بر شما، آقایون! می‌دونید آقای نخست وزیر کجا هستن؟

18:11.810 --> 18:14.750
‫بله... ایشون توی اتاق مطالعه خوابیدن.

18:15.460 --> 18:16.100
‫واقعاً؟

18:20.240 --> 18:20.780
‫این...

18:22.330 --> 18:24.940
‫نخست وزیر ازم خواست تا این شمشیر ارزشمند رو براش بیارم.

18:24.940 --> 18:27.790
‫در این‌صورت، از زحمت‌تون ممنونیم؛ می‌تونید برید داخل...

18:47.360 --> 18:48.240
‫کیه؟

18:49.270 --> 18:52.120
‫سائو سائو هستم... خدمت‌تون برگشتم.

18:53.480 --> 18:55.150
‫توی این وقت باهام چیکار داری؟

18:55.780 --> 18:59.090
‫کمی در کارم تأخیر داشتم؛ عذر می‌خوام.

19:00.220 --> 19:01.300
‫پس این بود.

19:01.300 --> 19:04.000
‫به‌خاطر اینه که اسبم خیلی لاغر و نحیفه.

19:04.460 --> 19:06.630
‫یعنی اسب خوبی برای خودت نداری؟

19:08.040 --> 19:08.700
‫یو فو!

19:09.630 --> 19:10.310
‫بله!

19:14.270 --> 19:15.880
‫صدام کردید، نخست وزیر؟

19:17.760 --> 19:20.910
‫یکی از اسب‌هامو به سائو سائو بده.

19:22.750 --> 19:23.210
‫چشم!

19:24.200 --> 19:26.230
‫سائو سائو، لطفاً یکم منتظر بمون...

19:26.540 --> 19:27.020
‫چشم.

19:30.000 --> 19:31.290
‫عالیه! الان وقتشه!

19:40.380 --> 19:42.100
‫اون چیز براق دیگه چیه؟

19:44.940 --> 19:47.460
‫این شمشیر معروف، «شمشیر هفت ستاره» هستش.

19:48.150 --> 19:50.940
‫می‌خواستم نشون‌تون بدم؛ پس کمی صیقلش دادم.

19:51.460 --> 19:53.350
‫لطفاً منو ببخشید.

19:54.120 --> 19:57.700
‫اوه، شمشیر هفت ستاره؟ بذار ببینم.

19:58.010 --> 19:58.460
‫چشم.

20:02.620 --> 20:05.520
‫عجب شمشیر بی‌نظیری!

20:06.100 --> 20:08.680
‫نخست وزیر؛ اسب رو بیرون آماده کردم.

20:08.680 --> 20:10.140
‫بسیار عالی!

20:10.140 --> 20:12.560
‫یو فو، نظرت درباره این شمشیر چیه؟

20:14.340 --> 20:19.040
‫این غلافش هست؛ با هفت جواهر آراسته شده.

20:19.040 --> 20:20.540
‫بده ببینم!

20:23.220 --> 20:25.040
‫سائو سائو؛ یه نگاهی به اسبت بنداز.

20:25.580 --> 20:26.180
‫چشم.

20:31.410 --> 20:33.050
‫چقدر شگفت‌انگیز!

20:38.070 --> 20:42.560
‫مشکلی نداره اگه قبل از شما سوار این اسب بشم؟

20:43.060 --> 20:43.890
‫البته.

20:44.500 --> 20:45.560
‫امتحانش کن!

20:46.200 --> 20:46.760
‫چشم.

20:51.700 --> 20:52.420
‫برو!

21:07.610 --> 21:10.320
‫لعنتی! فقط یکم دیگه مونده بود!

21:10.830 --> 21:11.720
‫یو فوی لعنتی!

21:12.510 --> 21:14.330
‫ولی من از تلاش دست نمی‌کشم!

21:23.720 --> 21:25.340
‫سائو سائوی لعنتی!

21:25.890 --> 21:27.750
‫چرا هنوز برنگشتی؟

21:28.180 --> 21:28.940
‫نخست وزیر...

21:29.430 --> 21:32.210
‫کل پایتخت رو گشتیم ولی هیچ اثری از سائو سائو پیدا نکردیم.

21:32.770 --> 21:36.480
‫فکر می‌کنم برای قتل شما به اینجا اومده بود.

21:36.890 --> 21:38.330
‫تو هم همین فکرو می‌کنی؟

21:38.590 --> 21:43.190
‫بله؛ مطمئنم برای نزدیک‌شدن به شما، انگیزه‌ی مخفی‌ای داشته.

21:43.880 --> 21:46.940
‫سائو سائو برای حکومت به جهان دندون تیز کرده.

21:46.940 --> 21:49.880
‫اون سائو سائوی عوضی! هیچ‌وقت نمی‌بخشمت!

21:51.020 --> 21:53.740
‫سرتاسر پادشاهی رو دنبالش بگردید.

21:53.740 --> 21:58.860
‫اعلامیه بذارید که به هرکسی که بگیردش، 1,000 طلا پاداش می‌دم!

21:58.860 --> 22:02.420
‫چشم! می‌گیرمش و براتون تیکه‌تیکه‌ش می‌کنم.

22:04.740 --> 22:06.890
‫لعنت بهت، سائو سائو!

22:06.890 --> 22:09.580
‫چطور جرئت داری قصد جون منو بکنی؟

22:09.580 --> 22:13.580
‫سرتو قطع می‌کنم و در ملأ عام می‌ذارم!

22:18.070 --> 22:21.550
‫این بار سائو سائو در تلاشش برای قتل، شکست خورد.

22:22.340 --> 22:24.730
‫با اینکه توانست با تفکر سریع
‫از خطر جلوگیری کند،

22:24.730 --> 22:31.030
‫اما تو تاکو، در تمام ایست‌های بازرسی حفاظت شدیدی ترتیب می‌دید.

22:31.980 --> 22:35.750
‫قهرمان آشوب، سائو سائو، در کجا می‌تواند مخفی شود؟

22:35.774 --> 23:05.774
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:05.798 --> 24:05.798
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.