﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.960 --> 01:38.150
‫به دلیل ظلم و ستم ‌تو تاکو، سائو سائو از
‫همه ژنرال‌ها و فرمانداران پادشاهی

01:38.150 --> 01:43.240
‫برای تشکیل یک ارتش متحد برای
‫لشکرکشی به‌سمت پایتخت دعوت کرد.

01:43.830 --> 01:51.840
‫در میان دعوت‌شدگان لیو بی گنتوکو به همراه
‫دو برادرش، کوان یو و چو فی بودند.

01:52.840 --> 01:59.650
‫با امید به آینده‌ای بهتر برای سلسله هان، او به
‫اردوی کوسون سان می‌پیوندد تا در این فراخوان شرکت کند.

02:05.360 --> 02:07.670
‫«نبرد جنگجویان بزرگ»

02:12.530 --> 02:15.530
‫«مقر ارتش متحد»

02:17.330 --> 02:21.740
‫اگه بخوایم به لو یانگ برسیم
‫باید از دروازه‌های شی سویی و هو لائو رد بشیم.

02:21.940 --> 02:25.040
‫باید اول نبرد توی دروازه سی شویی رو برنده بشیم.

02:22.540 --> 02:27.020
‫«فرمانده عملیات ارتش ائتلاف»
‫«یوان شائو»

02:25.530 --> 02:28.640
‫حالا، در رابطه با اول کسی که به دروازه سی شویی بره...

02:28.970 --> 02:32.780
‫«نایب فرمانده‌ی ارتش متحد»
‫«سائو سائو ـ موتوکو»

02:30.150 --> 02:32.550
‫کی داوطلب می‌شه تا در خط مقدم دروازه سی شویی باشه؟

02:33.740 --> 02:37.530
‫«فرماندار بایبین»
‫«کوسون سان»

02:34.450 --> 02:36.650
‫بذارید من جلوداری در سی شویی داوطلب بشم!

02:38.650 --> 02:43.460
‫صبر کنید! جلوداری در دروازه سی شویی رو به من، سون کن بسپارید!

02:39.690 --> 02:44.420
‫«حاکم چانگشا»
‫«سون کن»

02:43.590 --> 02:45.830
‫سون کن-دونو! من اول درخواست کردم!

02:45.930 --> 02:49.430
‫نه؛ تا به‌حال از دلاوری‌های شما چیزی نشنیدم.

02:49.600 --> 02:53.130
‫اما این یه نبرد بزرگه؛ این رو بسپارید به خودم.

02:54.040 --> 02:57.340
‫یوان شائو-دونو، شما فرمانده هستید؛ لطفاً تصمیم بگیرید.

02:58.040 --> 03:02.540
‫با اینکه انتخاب برام سخته،
‫ولی ترجیح می‌دم سون کن-دونو جلودار باشه.

03:03.350 --> 03:04.850
‫بله؛ خیلی ازتون متشکرم.

03:05.180 --> 03:08.250
‫ژنرال... هدف این نبرد،
‫سرنگون کردن تو تاکو ـه.

03:08.250 --> 03:10.450
‫امیدوارم در نبردهای پیش رو، موفق باشید.

03:12.850 --> 03:19.430
‫بدین ترتیب، سون کن، حاکم چانگشا
‫به‌عنوان پیشتاز به دروازه سی شویی رفت

03:19.930 --> 03:24.430
‫سون کن از نوادگان معروف‌ترین
‫استراتژیست نظامی چین، سون تزو است.

03:24.630 --> 03:27.940
‫به‌دلیل شجاعت خود، به‌عنوان
‫«ببر جیانگ دونگ» نیز شناخته می‌شود.

03:29.730 --> 03:33.790
‫«چو فی ـ ییده»

03:30.670 --> 03:33.670
‫فکر می‌کردم این‌بار ما جلودار باشیم.

03:33.970 --> 03:35.270
‫اون بچه سوسول!

03:35.770 --> 03:39.110
‫چو فی ـ یونچانگ»

03:35.910 --> 03:39.880
‫جلوداری تو نبرد دل‌بخواهی نیست، انقدر غرغر نکن!

03:40.350 --> 03:45.250
‫آخه اگه یدونه مبارزه هم برنده نشیم،
‫بهتره بشینیم خونه و شرابمونو بخوریم!

03:45.750 --> 03:47.160
‫از اون‌جور زندگی خسته شدم!

03:48.310 --> 03:52.490
‫«لیو بی ـ گنتوکو»

03:48.490 --> 03:49.460
‫عصبانی نباش، چو فی!

03:49.860 --> 03:53.730
‫نبرد تازه شروع شده؛ نوبت ما هم می‌رسه.

03:54.430 --> 03:58.410
‫«قصر لو یانگ ـ اقامتگاه نخست وزیر»

03:59.430 --> 04:02.660
‫«نخست وزیر ـ تو تاکو»

04:00.340 --> 04:02.940
‫لی جو... سون کن می‌تونی خوب بجنگه؟

04:03.430 --> 04:07.270
‫«لی جو»

04:03.840 --> 04:06.840
‫بله... سون کن از نوادگان استراتژیست خبره، سون تزو هستش.

04:07.240 --> 04:09.340
‫در 17 سالگی، حمله‌ای رو مقابل دزدای دریایی فرماندهی کرد،

04:09.540 --> 04:12.550
‫و همه‌شون، از جمله رئیس‌هاشون رو کشت.

04:15.050 --> 04:17.950
‫در این‌صورت، ما هم باید افراد ماهری رو مقابلش بفرستیم.

04:18.680 --> 04:22.230
‫«یو فو ـ فوسن»

04:18.750 --> 04:21.060
‫پدرخوانده... برای چی تردید می‌کنید؟

04:21.160 --> 04:22.560
‫من، یو فو، منتظر دستورم.

04:23.160 --> 04:23.960
‫اوه... یو فو!

04:24.960 --> 04:27.930
‫با رخش سرخ حتماً می‌تونم
‫خسارت زیادی بهشون وارد کنم.

04:28.330 --> 04:33.030
‫بهم دستور بدید و مطمئن باشید که سرش رو براتون میارم.

04:34.440 --> 04:36.040
‫خیلی هم عالی، یو فو!

04:36.640 --> 04:37.140
‫ممنون!

04:39.910 --> 04:41.140
‫نخست وزیر... لطفاً صبر کنید!

04:42.540 --> 04:43.550
‫چی شده، کا یو؟

04:43.780 --> 04:47.950
‫«کا یو»

04:44.450 --> 04:47.580
‫لزومی نداره که برای شکست سون کن، ژنرال یو فو رو بفرستید.

04:47.850 --> 04:50.350
‫من، کا یو، برای گرفتن سرش کافی هستم.

04:50.850 --> 04:52.450
‫لطفاً اجازه بدید جلودار نبرد باشم.

04:54.960 --> 04:58.560
‫تمام ژنرال‌های شجاع‌مون درخواست جلودار بودن رو دارن!

04:59.830 --> 05:02.900
‫نخست وزیر... لطفاً با جدیت انتخاب رو انجام بدید.

05:03.830 --> 05:08.640
‫ژنرال یو فو! چرا می‌خواید با تیغه‌ی
‫گاومیش، سر یه مرغ رو بزنید؟

05:09.240 --> 05:13.140
‫برای سون که یه مرغه، تیغه‌ی منم کافیه؛
‫نیازی به زحمت شما نیست.

05:14.440 --> 05:17.550
‫کا یو... مطمئنم که از پسش برمیای.

05:18.750 --> 05:22.550
‫خیلی‌خب! کا یو، بهت 50,000 سرباز می‌دم.

05:22.950 --> 05:23.450
‫چشم!

05:24.000 --> 05:26.620
‫بهتون قول می‌دم که می‌کشمش.

05:30.160 --> 05:33.730
‫دروازه سی شویی اولین گذرگاه
‫حفاظت شده در مسیر لو یانگ است.

05:33.660 --> 05:38.160
‫دروازه سی شویی

05:33.660 --> 05:38.160
‫دروازه هو لائو

05:33.660 --> 05:38.160
‫لو يانگ

05:34.160 --> 05:40.560
‫«موقعیت دروازه سی شویی»

05:34.730 --> 05:40.100
‫اگر تسخیر می‌شد، روی روحیه‌ی نیروهای تو تاکو تأثیر زیادی می‌گذاشت.

05:47.940 --> 05:49.040
‫بالأخره اومدن!

05:49.240 --> 05:53.150
‫اگه تو یه ببری، من یه اژدهام!
‫به‌طور قطع شکستت می‌دم!

05:58.850 --> 05:59.750
‫شلیک کنید!

06:31.850 --> 06:34.460
‫عالیه! می‌خوام خیلی سریع کارو تموم کنم.

06:35.360 --> 06:39.130
‫کسی داوطلب می‌شه که بره سر سون کن رو برام بیاره؟

06:39.460 --> 06:40.970
‫«کو شین»

06:39.830 --> 06:40.830
‫من می‌رم!

06:42.400 --> 06:45.230
‫اوه، کو شین، ها؟ خوبه! چندتا سرباز بردار و بهشون حمله کن!

06:45.530 --> 06:46.030
‫الساعه!

06:51.840 --> 06:52.840
‫حمله!

06:53.240 --> 06:55.040
‫اومدم سر سون کن رو بگیرم!

07:01.150 --> 07:04.650
‫من فرمانده‌ای تحت فرمان ژنرال کا یو، کو شین هستم!

07:06.660 --> 07:08.820
‫«چنگ فو»

07:06.690 --> 07:09.660
‫من از ژنرال‌های سون کن، چنگ فو اَم!

07:19.730 --> 07:21.540
‫کشته شد! فرار کنین!

07:25.940 --> 07:31.050
‫لعنت بهت، سون کن! الحق که ببر رعب‌آور جیانگ دونگ هستی!

07:35.450 --> 07:41.360
‫پیروزی بی‌نقص سون کن در برابر کا یو،
‫او را مجبور کرد که دروازه را محکم مسدود کند.

07:42.090 --> 07:44.360
‫در همین حال، وضعیت جنگ درحال متحول‌شدن بود.

07:44.560 --> 07:47.830
‫اما ارتش متحد از وضعیت فعلی بی‌خبر است.

07:45.430 --> 07:48.720
‫«ارتش متحد»
‫«نگهبانی پشت اردوگاه»

07:49.730 --> 07:52.330
‫شلیک! شلیک! شلیک! زود باشید!

08:02.640 --> 08:04.850
‫هی! توقف نکنین! به شلیک ادامه بدین!

08:09.550 --> 08:12.250
‫برادر! شنیدم بعد اینکه
‫ژنرال دروازه سی شویی کشته شد،

08:12.350 --> 08:15.460
‫ارتش‌شون پشت دروازه قایم شده.

08:15.560 --> 08:19.060
‫عجب ترسوهایی! لازم نیست خیلی الکی تمرین کنیم!

08:19.390 --> 08:22.930
‫چو فی! تو تاکو جنگجوهای شجاع زیادی داره!

08:25.530 --> 08:28.540
‫می‌دونم! بهترین‌شون قطعاً یو فو فوسن‌ـه.

08:28.740 --> 08:29.300
‫و دومی؟

08:29.540 --> 08:30.840
‫محافظ سی شویی، کا یو.

08:32.540 --> 08:33.240
‫سومی؟

08:33.740 --> 08:36.850
‫بقیه مفت نمی‌ارزن؛ ارزش توجه ندارن.

08:37.050 --> 08:41.750
‫که این‌طور؛ اگه اون دوتا، یو فو و کا یو،
‫هنوز زنده‌ان، دستمون به تو تاکو نمی‌رسه!

08:42.350 --> 08:43.850
‫خودم جفت‌شون رو می‌کشم!

08:44.850 --> 08:47.760
‫در اون‌صورت، تمام نیروها بهمون احترام می‌ذارن!

08:48.290 --> 08:49.960
‫هی! کِی گفتم استراحت کنین؟!

08:49.960 --> 08:52.630
‫کار شما اینه که جنگجوهاشون رو بکشین بیرون!

09:03.640 --> 09:07.310
‫انگار گروه کماندارم داره یکم بهتر از قبل می‌شه.

09:07.610 --> 09:10.050
‫کوان یو یکم سختگیرانه تمرین‌شون می‌ده...

09:10.450 --> 09:11.350
‫مثل هر معلمی نیست...

09:11.750 --> 09:12.550
‫گنتوکو-دونو...

09:13.150 --> 09:15.650
‫کوان برای حمایت ازتون داره سخت تلاش می‌کنه.

09:16.180 --> 09:19.350
‫چطور می‌تونید همچین حرف‌هایی دربارش بگید؟!

09:21.660 --> 09:24.960
‫در این نبرد، فقط اولین پیروزی همه‌چیز رو مشخص می‌کنه.

09:25.060 --> 09:27.330
‫برای تثبیت موقعیت‌تون
‫داره سخت تلاش می‌کنه.

09:30.230 --> 09:35.040
‫با اینکه امروز فقط یه فرمانده‌اید،
‫با امپراتور هم‌خون هستید.

09:35.300 --> 09:37.840
‫قطعاً یه‌روزی این کشور بهتون نیاز پیدا می‌کنه!

09:38.540 --> 09:39.810
‫کوسون سان-دونو...

09:40.640 --> 09:43.240
‫نگران نباشید؛ من قدرتم رو بهتون خواهم داد.

09:48.050 --> 09:51.650
‫این لطف‌تون رو فراموش نمی‌کنم و روزی جبرانش می‌کنم.

09:57.360 --> 10:03.930
‫یک شب، در اردوگاه یوان شائو در مقر فرماندهی...
‫در مورد توزیع تدارکات به نیروهای سون کن...

10:05.130 --> 10:09.640
‫الانم یک ماه شده؛ ترتیبی بده که تدارکات
‫سریع به نیروهای سی شویی منتقل بشه.

10:10.040 --> 10:11.740
‫لطفاً یکم بیشتر بهش فکر کنید.

10:12.810 --> 10:15.540
‫ژنرال سون کن، ببر جیانگ دونگ هستش،

10:15.710 --> 10:18.250
‫ولی هیچکس نمی‌دونه چه کارایی ازش برمیاد.

10:18.450 --> 10:21.350
‫بعد تو تاکو، ممکنه به دنبال فتح جهان باشه.

10:21.950 --> 10:25.350
‫احتمالاً برای همین بود که به‌عنوان
‫یک فرمانده جلودار می‌خواست در این نبرد پیروز بشه.

10:25.750 --> 10:28.360
‫همم... با عقل جور در میاد...

10:28.760 --> 10:30.160
‫بنابراین، این شانس ماست.

10:30.560 --> 10:34.630
‫براش آذوقه نفرستید تا نقشه‌هاش رو نقش‌برآب کنه.

10:36.430 --> 10:39.930
‫سون کن هرگز متوجه نشد که مشکل از دشمنان نیست.

10:40.040 --> 10:43.840
‫بلکه از کسانی است که قرار است
‫در کنار او دوشادوش مبارزه کنند.

10:43.530 --> 10:47.790
‫«اردوگاه ارتش سون کن»

10:44.440 --> 10:48.940
‫حتی قبل از تشکیل این ارتش متحد،
‫این فال بد از قبل پیش بینی شده بود.

10:52.650 --> 10:53.750
‫به‌نظر خوشمزه میاد!

10:58.550 --> 10:59.650
‫گشنمه!

11:00.260 --> 11:01.160
‫گزارش می‌دم!

11:01.290 --> 11:05.160
‫در یک ماه تمام، ارتش سون کن
‫هنوز تدارکات خودشون رو دریافت نکردن.

11:06.130 --> 11:09.630
‫الان که زمان غذاست، دودی که نشونه‌ی
‫غذا پختن باشه دیده نمی‌شه؛ واقعاً عجیبه.

11:09.700 --> 11:12.930
‫دشمن درحال گشنگی کشیدنه؛
‫دیگه قدرتی برای جنگیدن ندارن.

11:13.230 --> 11:16.740
‫این فرصت ماست! بیاید دشمن رو نابود کنیم!

11:16.740 --> 11:17.340
‫اطاعت!

11:41.130 --> 11:43.730
‫سرِ سون کن مال خودمه!

11:44.830 --> 11:47.940
‫حمله غافلگیرانه کا یو موفقیت بزرگی بود.

11:48.800 --> 11:54.840
‫در عرض چند لحظه، کا یو، سون کن را
‫شکست داد و او را مجبور به عقب‌نشینی کرد.

11:59.350 --> 12:04.950
‫خبر شکست سون کن مرکز فرماندهی را شوکه کرد.

12:06.250 --> 12:09.760
‫ارتش سون کن شکست خورده... باورم نمی‌شه!

12:10.460 --> 12:13.830
‫با اینکه شنیده بودیم، هیچ‌وقت
‫ تصور نمی‌کردیم کا یو انقدر نیرومند باشه.

12:14.030 --> 12:18.230
‫اگه وضع همین‌طور پیش بره، به‌طور کامل
‫شکست خوردیم؛ حالا باید چیکار کنیم؟

12:19.230 --> 12:23.040
‫فرمانده، اگه شما گیج و سردرگم باشید، دیگه چه انتظاری از ما دارید.

12:25.740 --> 12:28.240
‫اما تو این موقعیت نمی‌تونیم سردرگم باشیم.

12:28.740 --> 12:31.550
‫باید با آرامش نقشه‌ای بکشیم و فکرامونو روی هم بذاریم.

12:31.650 --> 12:34.550
‫هنوز هم نمی‌دونیم که سون کن زنده‌ست یا نه.

12:38.350 --> 12:40.160
‫سربازان‌مون دیگه جرئتی برای مبارزه ندارن.

12:40.960 --> 12:45.830
‫همچنین پس از بررسی، جوخه تدارکات
‫هیچ آذوقه‌ای برای ارتش سون کن ارسال نکرده.

12:46.700 --> 12:48.300
‫پس برای همین بوده!

12:48.330 --> 12:53.130
‫کدوم ژنرالی همچین کار پستی کرده، که چشم‌بسته
‫دنبال سود خودش باشه و به مردمش خیانت کنه؟

12:53.740 --> 12:55.500
‫ازش نمی‌گذرم!

12:55.640 --> 12:57.340
‫چو فی! می‌خوای چیکار کنی؟

12:57.840 --> 13:02.140
‫تو چیکار داری؟ باید برم ژنرال یوان شائو رو بازجویی کنم!

13:02.640 --> 13:04.050
‫دردسر بیشتر نساز!

13:04.280 --> 13:09.380
‫ما الان دیگه زیر نظر سرلشکر کوسون سان هستیم،
‫اگه اون بفهمه می‌خوای چیکار کنی؟

13:09.420 --> 13:14.460
‫که چی؟! چرا ما هنوز باید این تحقیرها رو تحمل کنیم؟

13:15.060 --> 13:17.460
‫دشمن اومده! دشمن!

13:19.090 --> 13:25.830
‫پس از شکست نیروهای سون کن، سواره‌نظامِ کا یو
‫از این حرکت استفاده، و برای اولین بار به اقامتگاه حمله کرد.

13:26.000 --> 13:30.440
‫ و بعد از حمله دوم و سوم بالأخره به کمپ اصلی نزدیک شدند.

13:31.410 --> 13:36.040
‫سر کوسون و سائو سائو رو برامون بیارید! حمله!

13:41.650 --> 13:43.850
‫کا یو از خط‌دفاع وسط‌مون عبور کرده!

13:44.450 --> 13:48.460
‫توسط کا یو به تمسخر گرفته شدیم!
‫ارتش‌مون به هیچ دردی نمی‌خوره!

13:49.160 --> 13:54.430
‫با این‌وضع کمپ اصلی هم در خطره! باید عقب‌نشینی کنیم!

13:54.930 --> 13:56.030
‫درباره چی حرف می‌زنی؟!

13:56.130 --> 14:00.440
‫اگه از کا یو ترسی نشون بدید،
‫مطمئناً روی روحیه‌ی ارتش هم تأثیر می‌ذاره!

14:01.140 --> 14:04.910
‫من، یو شو، به‌شخصه کا یو رو شکست می‌دم!

14:05.710 --> 14:07.510
‫اوه! یو شو، روت حساب کردیما!

14:12.350 --> 14:15.850
‫برادر! بذار منم برم! خودم سر کا یو رو از بیخ جدا می‌کنم!

14:16.250 --> 14:19.090
‫چو فی! ما نیروی کمانداری‌م؛ باید اینجا بمونیم!

14:19.950 --> 14:22.260
‫دیگه از کماندار بودن خسته شدم!

14:22.790 --> 14:25.730
‫اگه همین‌طوری یه‌جا وایسیم چطور قراره برنده بشیم؟

14:26.390 --> 14:28.330
‫برادر! چو فی درست می گه.

14:28.800 --> 14:33.440
‫ما می‌تونیم از این فرصت استفاده کنیم
‫و کا یو رو بکشیم، تا روحیه افرادمونو بالا ببریم!

14:33.640 --> 14:35.640
‫دمت گرم، داداش! بیا باهم بریم!

14:41.940 --> 14:47.180
‫در زمان فعلی بیاید شرابی بنوشیم؛ به سلامتی...

14:47.180 --> 14:49.150
‫یو شو-دونو داره به اینجا میاد!

14:49.250 --> 14:50.550
‫تونست بیاد؟

15:04.900 --> 15:09.340
‫گزارش می‌دم! کا یو داره به سمت کمپ اصلی نزدیک می‌شه!

15:10.440 --> 15:16.240
‫این‌همه آدم اینجا داریم،
‫بعد یه‌نفر هم نتونسته کا یو رو بکشه؟

15:17.080 --> 15:20.750
‫با این‌وضع چطور قراره تو تاکو رو گردن بزنیم؟!

15:21.150 --> 15:23.050
‫و هیچکس راه‌حلی نداره؟

15:34.630 --> 15:35.330
‫کوان!

15:36.330 --> 15:39.300
‫اگه دستور بدید، می‌رم و کا یو رو براتون شکست می‌دم!

15:40.240 --> 15:41.040
‫کی هستی؟

15:41.600 --> 15:45.040
‫من برادر قسم‌خورده‌ی لیو بی گنتوکو، کوان یونچانگ هستم!

15:45.340 --> 15:47.440
‫و رتبه‌ت چیه؟

15:47.710 --> 15:49.140
‫کاپیتان کماندار هستم.

15:49.540 --> 15:52.350
‫چی؟! کماندار؟! از اینجا برو!

15:52.650 --> 15:57.250
‫تو فقط یه سرباز ناچیزی! چطور جرئت دادی
‫درمقابل ژنرال‌ها زبون باز کنی!

15:59.750 --> 16:01.460
‫ساکت باش و به پستت برگرد!

16:01.890 --> 16:03.760
‫يوان شائو-دونو، لطفاً صبر کنید!

16:08.630 --> 16:11.130
‫کسی که پرت‌وپلا می‌گه کوان‌ـه.

16:11.430 --> 16:14.600
‫چرا بهش شانسی برای مبارزه نمی‌دید؟

16:14.600 --> 16:17.540
‫اما این فقط موجب تمسخر ما مقابل دشمن می‌شه!

16:18.910 --> 16:25.150
‫اگه می‌خوان بخندن، موردی نیست! یا اینکه شما نقشه بهتری مدنظر دارید؟

16:25.450 --> 16:28.350
‫چون خودم نقشه‌ای ندارم، به حرف شما اعتماد می‌کنم.

16:30.590 --> 16:33.150
‫کوان-دونو... لطفاً قبل از رفتن جرعه‌ای بنوشید.

16:35.860 --> 16:37.760
‫لطفاً برای زمان برگشتنم نگه‌ش دارید.

16:43.430 --> 16:45.030
‫قبول نیست، داداش!

16:45.070 --> 16:48.040
‫مشکلی ندارم سرش دعوا کنم، اما الان ژنرال موافقت کرده.

16:48.240 --> 16:48.940
‫برو!

16:52.640 --> 16:55.940
‫به‌شخصه چشمم آب نمی‌خوره کاری از پیش ببره.

17:07.060 --> 17:08.920
‫ای ترسو، بیا بیرون، یوان شاو!

17:10.360 --> 17:12.060
‫درنظر می‌گیرم شما ژنرال کا یو باشید.

17:12.990 --> 17:15.530
‫من، کوان یونچانگ، تو رو به‌چالش می‌طلبم!!

17:16.400 --> 17:19.130
‫می‌خوای سر منو بگیری؟ خنده‌م ننداز!

17:28.610 --> 17:29.240
‫بدک نیستی!

17:47.300 --> 17:47.830
‫چی...؟

17:57.640 --> 17:59.340
‫باید فرار کرده باشه!

17:59.840 --> 18:03.450
‫سر کا یو برای شماست! بگیرید!

18:08.150 --> 18:10.350
‫شکی درش نیست! این سرِ کا یوـه!

18:18.960 --> 18:20.830
‫لطفاً بنوشید، کوان-دونو!

18:22.300 --> 18:23.230
‫خیلی ممنون!

18:28.400 --> 18:29.800
‫عجب جنگجوی مخوفی!

18:31.210 --> 18:33.640
‫حرف نداری، برادر! گل کاشتی!

18:40.350 --> 18:43.350
‫پس از دریافت خبر مرگ کا یو،

18:43.650 --> 18:49.060
‫تو تاکو حتی بیشتر مصمم است ارتش متحد را
‫شکست داده و 100,000 سرباز را به دروازه‌ی هو لائو برساند.

18:50.060 --> 18:52.790
‫در همین حال، ارتش متحد نیز
‫به سمت دروازه هو لائو حرکت کرد

18:53.130 --> 18:56.230
‫هر دو طرف آماده یک نبرد سرنوشت‌ساز هستند.

18:54.230 --> 18:57.160
‫«دروازه هو لائو»

19:16.550 --> 19:18.050
‫یو فو!

19:18.750 --> 19:21.760
‫کوسون سان... سرت... مال منه!

19:35.540 --> 19:36.540
‫بمیر!

19:43.550 --> 19:45.150
‫یو فو! بیا با من بجنگ!

19:45.980 --> 19:47.550
‫بچه! مغرور نشو!

20:06.230 --> 20:06.840
‫بریم!

20:24.650 --> 20:27.560
‫چو فی! اونارو به ما بسپار! به جنگیدن ادامه بده!

20:27.960 --> 20:30.760
‫تشکر! بیا جلو، یو فو!

20:40.640 --> 20:43.640
‫همون‌جا وایسا! دفعه بعد به‌حسابت می‌رسم! منتظر باش!

20:44.310 --> 20:46.640
‫عوضی! داری در می‌ری؟!

20:47.210 --> 20:49.840
‫وقتتو تلف نکن! اون رخش سرخ‌ـه ها!

21:01.960 --> 21:03.160
‫چه اسب فرزیه.

21:04.360 --> 21:07.130
‫عقب نشینی یو فو روحیه‌ی
‫ارتش تو تاکو را بسیار پایین آورد.

21:07.330 --> 21:09.530
‫همه آنها از دروازه هو لائو فرار کردند.

21:10.400 --> 21:15.940
‫این پیروزی ارتش متحد بدون حضور گنتوکو ممکن نبود.

21:16.600 --> 21:21.540
‫برای تو تاکو، این نبرد باختی بزرگ و نقطه تحولی بود.

21:23.550 --> 21:27.550
‫تچ! یادشون رفته برای برد امروز باید از کی تشکر کنن؟

21:28.080 --> 21:30.950
‫نمی‌خواد عصبانی بشی؛ به‌زودی متوجه می‌شن.

21:31.850 --> 21:33.560
‫می‌دونم، ولی خب...

21:34.560 --> 21:36.360
‫چی؟ این بوی خوب چیه؟

21:44.830 --> 21:45.830
‫اینکه شرابه!

21:46.630 --> 21:49.770
‫سه جنگجو!‌ لطفاً هدیه‌ی کوچیکم رو قبول کنید!

21:52.010 --> 21:55.840
‫به‌لطف شما، امروز ارتش متحدمون پیروز شد.

21:56.140 --> 21:58.250
‫این قطعاً راهی به‌سوی شکستِ تو تاکو باز می‌کنه.

21:59.050 --> 22:01.550
‫سائو سائو-دونو، بابت لطف‌تون ممنونم!

22:02.880 --> 22:06.860
‫نمی‌دونستم انقدر از شراب خوشتون میاد!
‫تا می‌تونید لذت ببرید!

22:08.560 --> 22:10.960
‫دمت گرم، سائو سائو! سنگ تموم گذاشتی!

22:14.430 --> 22:15.830
‫وای! چه خوبه!

22:17.830 --> 22:19.990
‫واقعاً که...!

22:25.940 --> 22:31.050
‫گنتوکو و برادرانش با همکاری یکدیگر، تو تاکو را
‫به نمایندگی از سائو سائو شکست دادند.

22:31.650 --> 22:38.350
‫با این حال، سائو سائو موفقیت آنها را
‫تهدیدی برای جاه‌طلبی نهایی خود می‌دانست.

22:38.374 --> 23:23.374
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:23.398 --> 24:53.398
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.