﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.190 --> 01:37.140
‫«پایتخت ـ چانگ‌آن»

01:35.290 --> 01:38.860
‫پس از انتقال پایتخت به چانگ‌آن،
‫تو تاکو قدرت را از امپراتور گرفت.

01:39.210 --> 01:42.650
‫ژنرال ظالم تو تاکو، توسط
‫ حیله‌گری لی جو  و قدرت یو فو،

01:42.720 --> 01:46.990
‫موقعیت خود را به‌عنوان حاکم واقعی تضمین کرد.

01:46.070 --> 01:49.570
‫«اقامتگاه نخست وزیر»

01:50.430 --> 01:55.830
‫در حال حاضر، وحشت و ظلم او در
‫سرتاسر چانگ‌آن گسترش یافته است.

02:01.760 --> 02:07.040
‫«بانوی آشوب ـ نیمه اول»

02:12.360 --> 02:16.140
‫«نخست وزیر ـ تو تاکو»

02:12.810 --> 02:18.360
‫آقایون! امروز می‌خوام خبرای خوشی بهتون برسونم!

02:20.930 --> 02:25.010
‫فرماندار چانگشا، سون کن،
‫توسط کی شو شکست خورد...

02:25.010 --> 02:28.430
‫بعد توسط یه سنگ له‌شده و مرده.

02:29.620 --> 02:30.850
‫سون کن-دونو...

02:30.850 --> 02:32.380
‫این حقیقت داره؟

02:32.380 --> 02:36.990
‫حالا نه‌تنها دشمنام می‌میرن،
‫بلکه دارن همدیگه رو می‌کشن!

02:36.990 --> 02:39.320
‫بهتر از این نمی‌شه!

02:43.440 --> 02:46.240
‫«وزیر امور داخلی ـ وانگ یون»

02:46.980 --> 02:51.770
‫برای جشن مرگ سون کن، دلم می‌خواد
‫ یه‌کاری برای شاد شدن‌مون بکنم.

02:51.770 --> 02:53.220
‫یو فو! انجامش بده!

02:53.580 --> 02:54.450
‫چشم.

03:00.600 --> 03:02.800
‫چـ ـ چی می‌خوای؟!

03:04.160 --> 03:07.670
‫یو فو-دونو! چو اون-دونو چه مشکلی داره؟

03:08.290 --> 03:09.970
‫آخه مگه چیکار کردم؟!

03:35.850 --> 03:41.430
‫نیازی به ترس نیست! چو اون و یوان شو
‫ مخفیانه نقشه قتل نخست وزیر رو کشیده بودن.

03:41.820 --> 03:45.590
‫به‌خاطر جرم خیانت، مستحق مرگه.

03:46.050 --> 03:48.050
‫بقیه‌تون لازم نیست نگران باشید.

03:50.810 --> 03:55.420
‫اون به‌خاطر جرمی که داشت مجازات شد؛
‫مطمئنم هیچ‌کدوم‌تون شبیه اون نیستین.

03:57.970 --> 04:01.830
‫یو فو! تمام خانواده‌ی چو اون هم بکش!

04:02.410 --> 04:05.210
‫چشم؛ فردا صبح انجام می‌شه.

04:06.190 --> 04:08.710
‫خیلی‌خب! بیاید یکم نوشیدنی بخوریم!

04:09.140 --> 04:12.180
‫هی! چی شده؟! یکم خوش بگذرونین!

04:16.150 --> 04:22.620
‫این عالیه! بیاید تا جا داریم بنوشیم!

04:38.930 --> 04:40.280
‫هی! مراقب باش!

04:54.800 --> 04:57.910
‫هی! برو کنار! یه دختر کوچیک فرار کرده!

05:06.150 --> 05:09.150
‫«چو سن»

05:13.050 --> 05:17.830
‫ژنرال یو فو! تمام خانواده
‫ به‌جز یه دختر کوچیک کشته شدن.

05:24.180 --> 05:26.190
‫نه... متأسفم...

05:26.960 --> 05:28.010
‫خب... بفرمایید...

05:34.770 --> 05:35.850
‫چقدر زیبا!

05:36.370 --> 05:38.460
‫ولی اون دختر فرار کرده...

05:39.470 --> 05:41.860
‫دختره مهم نیست؛ بیاید بریم!

05:49.500 --> 05:50.880
‫دیگه مشکلی نیست.

05:54.220 --> 05:57.240
‫یو فو... چه مرد وحشتناکی!

06:07.230 --> 06:09.140
‫خیلی نزدیک بود، الینگ...

06:10.260 --> 06:12.090
‫خب، یکم غذا بخور...

06:12.770 --> 06:16.450
‫«ژانگ الینگ»

06:15.380 --> 06:19.300
‫آبجی... یعنی واقعاً از حالا می‌تونم اینجا زندگی می‌کنم؟

06:19.930 --> 06:21.680
‫حتماً... عیبی نداره!

06:22.350 --> 06:27.040
‫تو از حالا خواهر کوچیکه‌ی منی؛
‫خوب ازت مراقبت می‌کنم.

06:27.340 --> 06:31.770
‫خیلی خوشحالم! یه خانم زیبا مثل تو خواهر بزرگه‌ی منه.

06:35.920 --> 06:37.710
‫داری شوخی می‌کنی، ها، الینگ؟

06:48.880 --> 06:55.050
‫اگه تو تاکو و یو فو هنوز زنده باشن،
‫چانگ‌آن... نه... تمام دنیا این‌شکلی می‌شه.

06:55.600 --> 06:58.730
‫می‌شه این وضع رو درست کرد؟ ولی چطوری...؟

06:59.260 --> 07:00.450
‫پدرخوانده...

07:05.460 --> 07:07.630
‫هنوز نخوابیدی، چو سن؟

07:08.030 --> 07:10.810
‫بله؛ چون الینگ خیلی تنها بود...

07:12.500 --> 07:14.320
‫دختر بی‌چاره...

07:15.520 --> 07:19.940
‫پدر الینگ مورد تهمت قرار گرفت و کشته شد.

07:20.780 --> 07:24.060
‫و احتمالاً شما نگرانید
‫ که این دوباره تکرار بشه.

07:25.450 --> 07:30.750
‫وقتی منو به سرپرستی گرفتید،
‫سنی نزدیک به الینگ داشتم...

07:31.360 --> 07:37.130
‫منو به‌عنوان دختر خودتون بزرگ کردید؛
‫همیشه به فکر راهی برای جبران لطف‌تون هستم...

07:37.570 --> 07:38.420
‫چو سن...

07:39.550 --> 07:44.690
‫نگران من نباش.. همینکه چنین
‫ حسی داری منو خوشحال می‌کنه...

07:45.230 --> 07:51.100
‫نه... نمی‌دونم چطور می‌تونم ناراحتی شما رو برطرف کنم...

07:51.590 --> 07:58.830
‫به‌علاوه، ظلمت به چانگ‌آن حکومت می‌کنه
‫و تحمل هرروز زندگی مردم توی ترس رو ندارم...

07:59.830 --> 08:04.370
‫تمام این‌چیزا درست بعد از
‫ کنترل تو تاکو روی امپراتور اتفاق افتاد...

08:04.940 --> 08:08.640
‫همه از لی جو و یو فو می‌ترسن،
‫پس هیچکس کاری نمی‌کنه.

08:08.640 --> 08:12.780
‫با اینکه یه افسر هستم،
‫نمی‌تونم هیچ کمکی به مردم‌مون کنم...

08:14.410 --> 08:16.390
‫خیلی خجالت‌زده‌م...

08:22.670 --> 08:27.740
‫پدرخوانده... لطفاً بذارید تو این مسئله بهتون کمک کنم...

08:32.380 --> 08:32.980
‫چو سن...

08:34.130 --> 08:38.190
‫به‌نظرت کاری که از مردها برنمیاد
‫ می‌تونه توسط زنان عملی شه؟

08:39.310 --> 08:42.610
‫تو تاکو و یو فو هردو عاشق شراب و زنان هستن، درسته؟

08:43.680 --> 08:48.050
‫این درسته... چو سن... داری به چی فکر می‌کنی؟!

08:48.740 --> 08:52.020
‫لطفاً بذارید این زن ضعیف، به مورد رسیدگی کنه...

08:52.610 --> 08:55.250
‫چی می‌گی؟! به‌عنوان یه زن می‌تونی چیکار کنی؟!

08:55.250 --> 08:58.690
‫قدرت یه زن توی اشک‌هاش نهفته‌ست.

09:01.980 --> 09:08.370
‫مصمم هستم، پدرخوانده! لطفاً بذارید
‫ لطف‌تون برای بزرگ‌کردنم رو جبران کنم.

09:09.610 --> 09:13.900
‫وقتی یه مرد گنده نمی‌تونه کاری کنه، چطور یه‌زن می‌تونه؟

09:16.090 --> 09:19.450
‫اگه بذارم انجامش بدی، یه سنگدل بی‌رحمم، درسته؟

09:20.580 --> 09:22.750
‫خواسته‌م اینه... لطفاً نگران نباشید...

09:23.660 --> 09:26.050
‫چو سن... واقعاً می‌خوای اون‌کارو انجام بدی؟

09:26.540 --> 09:28.170
‫بله، پدرخوانده...

09:29.310 --> 09:31.700
‫این‌طوری جونت به خطر می‌افته...

09:31.700 --> 09:33.920
‫می‌دونم... برای هر عواقبی آماده‌م...

09:34.820 --> 09:35.670
‫چو سن...

09:37.370 --> 09:38.320
‫پدرخوانده...

09:55.300 --> 10:00.260
‫پس ئو این این‌چیزا رو بهم داده؟ واقعاً لطف کرده...

10:04.800 --> 10:06.130
‫این معرکه‌ست!

10:09.580 --> 10:12.260
‫این عجب تاج باکلاسی‌ـه.

10:18.410 --> 10:22.390
‫یو فو فوسن هستم؛ لطفاً بذارید ئو این-دونو رو ببینم.

10:22.390 --> 10:23.850
‫ا ـ ارباب...

10:26.540 --> 10:28.100
‫خوش‌آمدید، ژنرال یو فو...

10:30.910 --> 10:36.950
‫ئو این-دونو، اینجام تا لطف‌تون رو
‫ بابت تاجی که بهم دادید جبران کنم...

10:36.950 --> 10:40.860
‫آه، قابلی نداشت... لطفاً بفرمایید داخل...

10:41.770 --> 10:43.840
‫اینجا برام مراقب رخش سرخ باش.

10:52.800 --> 10:55.110
‫لطفاً... بیشتر بنوشید...

10:55.700 --> 10:58.670
‫نه... تا الان هم به اندازه کافی خوردم...

10:58.670 --> 11:03.830
‫انقدر خوب ازم مهمون‌نوازی کردید... که نمی دونم چطور جبران کنم.

11:03.830 --> 11:09.350
‫نه، این چه حرفیه؟ شما الان
‫ پسر ناتنی نخست وزیر هستید.

11:09.350 --> 11:13.440
‫اگه افتخار بدید و اینجا بمونید؛ بنده باید ازتون تشکر کنم.

11:13.440 --> 11:15.170
‫اوه، ازتون ممنونم...

11:17.440 --> 11:21.410
‫خیلی حیفه که فقط خودمون دوتا اینجا شراب بخوریم.

11:40.130 --> 11:41.080
‫تو همون...؟

11:49.660 --> 11:53.810
‫ژنرال... ایشون دخترم، چو سن هستش...

11:54.660 --> 11:58.170
‫اوه، پس تو دختر ئو این-دونو بودی.

11:59.050 --> 12:03.870
‫چو سن هستم؛ به‌خاطر حادثه‌ای که
‫ بار قبل اتفاق افتاد معذرت می‌خوام.

12:04.570 --> 12:07.300
‫نـ ـ نه... اون تقصیر من بود...

12:08.060 --> 12:11.820
‫اوه، پس هردوتون قبلاً همدیگه رو دیدید...

12:12.910 --> 12:18.190
‫آه، چو سن... یه‌مقدار شراب برای ژنرال بریز بیار.

12:18.950 --> 12:19.990
‫چشم...

12:22.570 --> 12:23.490
‫بفرمایید...

12:24.010 --> 12:25.470
‫زحمت شد...

12:45.680 --> 12:47.280
‫چه زن زیبایی!

12:48.300 --> 12:51.460
‫حتی از گل ارکیده سفید هم زیباتره...

12:59.180 --> 13:03.470
‫آه درسته... ژنرال.... گمون می‌کنم شما هنور مجرد باشید، درسته؟

13:04.910 --> 13:07.150
‫هنوز قصدی برای ازدواج نداشتم...

13:07.490 --> 13:15.410
‫اگه خواستارش بودید، چطوره با دختر بنده
‫زیر یه‌سقف زندگی و باهم ازدواج کنید؟

13:15.410 --> 13:18.060
‫چـ ـ چی؟! شما می‌گید من...؟!

13:18.530 --> 13:20.590
‫جدی می‌فرمایید، ئو این-دونو؟

13:20.590 --> 13:23.840
‫چطور می‌تونم درباره همچین مسئله مهمی شوخی کنم؟

13:24.530 --> 13:28.060
‫خب... چو سن... تو چی فکر می‌کنی؟

13:29.050 --> 13:32.000
‫بله... بسیار خوشحال می‌شم...

13:32.000 --> 13:37.580
‫اوه... نمی‌تونم به‌قدر کافی ممنون باشم! ئو این-دونو،
‫برنامه‌ریزی عروسی دست خودتونو می‌بوسه.

13:39.810 --> 13:46.910
‫این عالی می‌شه! روزی خوش‌یمن رو
‫ برای فرستادنش به عمارت‌تون انتخاب می‌کنم.

13:48.880 --> 13:52.150
‫مثل رؤیایی می‌مونه که به واقعیت تبدیل شده، چو سن-دونو؟

13:53.350 --> 13:54.310
‫بله...

13:57.200 --> 13:58.860
‫منو ببخش، الینگ...

13:59.740 --> 14:01.660
‫مجبور به این کارم...

14:02.290 --> 14:06.780
‫اما در واقعیت... هیچ‌وقت نمی‌تونم همچین مردی رو دوست داشته باشم...

14:08.880 --> 14:11.740
‫پس... ئو این-دونو؛ بی‌صبرانه منتظر اون روزم!

14:12.320 --> 14:16.880
‫بله... مطمئنم چو سن هم برای اون‌روز دل‌تودلش نیست.

14:18.270 --> 14:23.710
‫اولین روزیه که انقدر احساس خوشحالی می‌کنم؛ خب پس... با اجازه!

14:26.550 --> 14:29.330
‫یکی بالأخره تو تله افتاد.

14:33.130 --> 14:38.560
‫نخست‌وزیر... اگه مایلید...
‫خرسند می‌شم اگه به منزل حقیرِ بنده بیاید...

14:39.780 --> 14:43.210
‫ئو این... اون‌وقت به چه مناسبت داری دعوتم می‌کنی؟

14:43.210 --> 14:53.870
‫فقط برای گذراندن اوقات فراقت‌تون؛ بنده فکر می‌کنم...
‫ وظایف اداری روزانه شما رو خسته کرده...

14:55.950 --> 14:58.280
‫پس داری برای پذیرایی دعوتم می‌کنی؟

14:58.950 --> 15:05.440
‫بله... باعث افتخاره اگه قدم‌رنجه کنید و تشریف بیارید...

15:06.750 --> 15:08.320
‫لی جو... تو چی می‌گی؟

15:08.890 --> 15:11.830
‫ئو این-دونو مورد احترام‌ترین پیشکسوت پادشاهیه.

15:12.540 --> 15:16.260
‫اگه دعوتشونو قبول نکنید،
‫ممکنه به‌عنوان اهانت به‌حساب بیاد.

15:16.260 --> 15:18.700
‫نخست‌وزیر... فکر می‌کنم بهتر باشه که برید.

15:18.700 --> 15:19.700
‫واقعاً؟

15:20.430 --> 15:23.970
‫خیلی‌خب! فردا روز خوبیه که به خونه‌ت یه سری بزنم.

15:24.860 --> 15:27.180
‫پس... منتظر حضور حضرتعالی خواهم بود.

15:40.350 --> 15:43.330
‫چو سن... حتماً باید خیلی ناراحت باشی...

15:43.330 --> 15:46.830
‫نه... از خیلی‌وقت پیش قلبم رو آماده کردم...

15:47.570 --> 15:48.430
‫متأسفم...

15:50.540 --> 15:54.710
‫گرچه... دلم برای الینگ می‌سوزه...

15:56.570 --> 16:01.570
‫اون دختر تو دوران پرآشوبی به‌دنیا اومد؛ مطمئنم این رو درک می‌کنه...

16:15.630 --> 16:20.820
‫بهتون خوش‌آمد می‌گم... باعث افتخاره که به‌عنوان میزبان از شما پذیرایی کنم.

16:24.690 --> 16:26.890
‫خب لطفاً... از این‌طرف...

16:39.020 --> 16:41.250
‫جای بی‌نظیریه!

16:41.250 --> 16:43.590
‫این باغ خیلی خوب تزئین شده ها!

16:43.590 --> 16:48.060
‫اختیار دارید... بابت تعریف ازتون متشکرم...

16:48.060 --> 16:52.030
‫ضیافت اینجا برپا می‌شه... بفرمایید...

17:04.330 --> 17:08.990
‫این واقعاً عالیه!‌ ئو این، خوشم اومد!

17:08.990 --> 17:15.920
‫خیلی ازتون ممنونم؛ برنامه اصلی به‌زودی
‫ شروع می‌شه؛  لطفاً از خودتون پذیرایی کنید...

17:16.730 --> 17:18.710
‫اوه؟ بازم چیزی هست؟

17:18.710 --> 17:20.890
‫نمی‌تونم منتظر بمونم!

18:04.410 --> 18:06.480
‫اون واقعاً خوشگله!

18:35.060 --> 18:36.650
‫چه خانم زیبایی!

18:37.370 --> 18:40.380
‫تو تمام عمرم تا حالا همچین زن زیبایی ندیده بودم!

18:43.690 --> 18:45.340
‫هیچ‌کدوم واقعاً‌ به‌پاش نمی‌رسن...

18:46.400 --> 18:49.630
‫خیلی ممنون، دارید خجالتم می‌دید...

18:51.150 --> 18:54.180
‫اون دختر بنده، چو سن هستش...

18:54.730 --> 18:57.090
‫چی؟! اون دختر توئه؟!

18:57.090 --> 18:58.090
‫بله!

19:32.860 --> 19:36.730
‫نخست‌وزیر... فکر می‌کنم واقعاً دوست‌دارید پاداشی بهش بدید!

19:38.450 --> 19:41.700
‫همم! تصمیمو گرفتم! جدی می‌گم!

19:41.700 --> 19:47.060
‫پاداشی بهتر از رقص مقابل نخست‌وزیر براش وجود نداره.

19:55.760 --> 20:01.430
‫چو سن... نخست‌وزیر می‌خواد
‫ بهت پاداش بده! همراهی‌شون کن.

20:02.070 --> 20:02.790
‫چشم!

20:07.390 --> 20:10.610
‫بفرمایید... اجازه بدید شرابتونو پر کنم.

20:11.580 --> 20:12.960
‫مسرور شدم!

20:15.470 --> 20:20.970
‫اگه چو سن بتونه به شما خدمت کنه،
‫خودش هم خیلی خوشحال می‌کنه.

20:24.020 --> 20:25.410
‫خیلی جذاب هستی!

20:26.310 --> 20:31.470
‫نخست وزیر... اگه بخواید،
‫ می‌تونید دخترم رو با خودتون ببرید.

20:32.800 --> 20:34.300
‫جدی می‌گی، ئو این؟!

20:34.300 --> 20:34.940
‫بله!

20:35.850 --> 20:40.560
‫مطمئنم دخترم هم از اینکه به نخست وزیر
‫  خدمت کنه، شاد و مفتخر می‌شه.

20:41.700 --> 20:43.430
‫مگه نه، چو سن؟

20:43.700 --> 20:46.930
‫بله... باعث افتخارمه!

20:50.400 --> 20:53.360
‫عالیه! پس با خودم می‌برمت خونه!

20:58.940 --> 20:59.820
‫هنوز نیومده؟!

21:00.730 --> 21:03.080
‫چرا خداحافظی انقدر طول کشیده؟!

21:03.820 --> 21:08.550
‫چو سن... منو ببخش؛ این برات مناسب نیست.

21:09.460 --> 21:11.410
‫نه... ازت متنفر نیستم...

21:12.450 --> 21:17.490
‫از اینکه منو با مهربونی بزرگ کردید، خوشحالم.

21:18.390 --> 21:19.630
‫چو سن...

21:20.190 --> 21:24.780
‫به‌طور قطع پیوند تو تاکو و یو فو رو می‌شکنم!

21:26.160 --> 21:28.570
‫پدرخوانده... لطفاً مراقب خودتون باشید...

21:28.570 --> 21:29.930
‫چو سن...

21:31.450 --> 21:32.490
‫خدانگهدار!

21:39.130 --> 21:39.950
‫الینگ...

21:44.470 --> 21:45.920
‫اونه-چان...

21:53.130 --> 21:55.820
‫الینگ... سعی کن قوی باشی...

21:57.700 --> 22:01.120
‫من تصمیم گرفتم خودم رو برای این قربانی کنم...

22:10.350 --> 22:13.510
‫چی؟! نخست وزیر دختر ئو این رو برده؟

22:13.510 --> 22:19.020
‫بله؛ درسته؛ الان کالاسکه‌شون رو دیدم
‫که سمت عمارت نخست وزیر می‌رفت.

22:19.560 --> 22:21.660
‫لعنت بهت، ئو این!

22:25.800 --> 22:29.230
‫مبارزه چو سن تازه شروع شده.

22:29.750 --> 22:35.230
‫آیا استفاده از خود به عنوان طعمه‌ی زیبا
‫ برای جدا کردن تو تاکو و یو فو موفق خواهد بود؟

22:35.910 --> 22:40.970
‫بانوی آشوب آماده‌ست تا خود را به سرنوشت واگذار کند.

22:40.994 --> 23:10.994
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:11.018 --> 24:11.018
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.