﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:33.460 --> 01:38.390
‫سائو سائو سعی کرد از روش خاصی برای ایجاد
‫جرقه درگیری بین گنتوکو و یو فو استفاده کند.

01:38.390 --> 01:44.100
‫اما گنتوکو به سرعت به حقیقت این
‫ نیرنگ پی برد و آن را خنثی کرد.

01:44.100 --> 01:46.390
‫گنتوکو چاره‌ای جز اطاعت نداشت.

01:51.770 --> 01:56.560
‫«زوزه ببر مست»

02:02.410 --> 02:08.300
‫تاکتیک سائو سائو «تحریک ببر برای بلعیدن گرگ»
‫ با هدف قطع پیوند بین لیو بی و یو فو،

02:03.120 --> 02:08.730
‫«جوشو»

02:08.300 --> 02:10.610
‫و سپس یکی یکی کشتن آنها بود.

02:11.100 --> 02:16.800
‫اگر گنتوکو از نیرنگ سائو سائو آگاه است،
‫ اما در این زمینه چاره‌ای جز اطاعت ندارد.

02:20.690 --> 02:27.360
‫بذارید دوباره تکرار کنم؛ دستور داریم
‫ که مقابل یوان شو در نان یانگ بجنگیم.

02:27.360 --> 02:32.650
‫30,000 نفر رو می‌فرستیم. شخصاً فرماندهی رو
‫ به عهده می‌گیرم؛ اعتراضی هست؟

02:33.190 --> 02:39.440
‫عذر می‌خوام، ژنرال! 30,000 نفر، تمام
‫ ارتش جوشو هست؛

02:34.720 --> 02:40.000
‫«چین تو»

02:40.000 --> 02:42.450
‫اگه اتفاقی بیفته، باید چیکار کنیم؟

02:42.880 --> 02:48.590
‫چین تو درست می‌گه؛ باید یه فرد
‫ قابل‌اعتماد رو برای حفاظت از اینجا بذاریم.

02:49.050 --> 02:51.790
‫برادر، لطفاً بذار من از جوشو محافظت کنم.

02:51.790 --> 02:57.790
‫نه؛ درحین رفتنم به اونجا باید مباحث رو
‫ باهات درمیون بذارم؛ پس نمی‌تونی بمونی.

02:58.640 --> 03:04.550
‫پس حله دیگه! چون من می‌مونم... برادر، همه‌چی رو بسپر به من!

03:04.550 --> 03:06.510
‫چو فی... تو نمی‌تونی.

03:06.510 --> 03:08.270
‫عه؟! آخه چرا؟!

03:08.580 --> 03:11.650
‫منم چنین حسی دارم؛ تو مناسب این‌کار نیستی.

03:11.650 --> 03:12.640
‫این تبعیضه!

03:12.640 --> 03:13.420
‫تبعیض نیست!

03:13.930 --> 03:15.410
‫به‌خاطر اینه که شراب دوست داری!

03:15.410 --> 03:16.580
‫شراب؟

03:16.580 --> 03:19.260
‫آره! تو یه شیطان شرابی!

03:19.260 --> 03:21.150
‫آ ـ آخه نمی‌شه که!

03:22.590 --> 03:28.090
‫اگه مست باشی چطور می‌خوای بجنگی؟
‫برادر دقیقاً نگران همینه.

03:28.090 --> 03:32.230
‫پس شراب نمی‌خورم! اگه نخورم حله دیگه، نه؟!

03:32.930 --> 03:34.830
‫ژنرال چو فی شراب ترک می‌کنه؟

03:34.780 --> 03:38.190
‫«سائو هیو»

03:34.830 --> 03:38.430
‫خب، ترک‌کردن شراب خیلی راحته، درسته؟

03:38.430 --> 03:41.430
تو چی می‌گی، سو هیو؟

03:42.340 --> 03:46.250
‫شما اهالی جوشو،
‫ ما سه برادر رو نمی‌شناسید.

03:46.250 --> 03:50.950
‫ما برادرای قسم‌خورده‌ایم؛
‫جلومون نمی‌تونی تحقیرش کنی!

03:50.950 --> 03:51.740
‫بـ ـ بله...

03:51.740 --> 03:56.230
‫چو فی! خودم که شنیدی؛
‫به محض اینکه رفتیم دوباره شراب می‌خوری.

03:56.230 --> 04:00.080
‫و ـ ولی... گفتم که قول می‌دم دیگه نخورم!

04:01.360 --> 04:05.650
‫باشه... باشه.. اگه انقدر مصممی،
‫دفاع از اینجا رو بهت می‌سپارم.

04:05.650 --> 04:07.790
‫بـ ـ برادر، خدایی؟!

04:08.260 --> 04:11.270
‫ایول! می‌دونستم بهم اعتماد داری!

04:11.270 --> 04:12.030
‫کوان...

04:12.030 --> 04:12.660
‫بله؟

04:13.030 --> 04:16.170
‫بیا بهش اعتماد کنیم... مطمئنم از پسش برمیاد.

04:17.290 --> 04:19.240
‫هرچی تو بگی، برادر...

04:20.010 --> 04:22.620
‫خیلی‌خب! بیاید آماده جنگ بشیم!

04:38.880 --> 04:43.430
‫چین تو، تو هم باید محض
‫خاطر گنتوکو از جوشو دفاع کنی.

04:43.430 --> 04:47.820
‫مشکلی نیست؛، پدر؛ ژنرال چو فی هم کنارمونه.

04:47.820 --> 04:51.300
‫هرچند، توی شیائو بی، یو فو هم هست...

04:48.120 --> 04:51.160
‫«پدر چین تو ـ چین گیو»

04:51.760 --> 04:53.970
‫نگران چی هستید، پدر؟

04:54.730 --> 05:00.400
‫یو فو مدیون گنتوکو هستش؛
‫مطمئنم دفاع از جوشو دردسری نداره.

05:01.300 --> 05:02.580
‫در این صورت، خوبه.

05:03.350 --> 05:07.790
‫به‌هرحال، الان فقط می‌تونم
‫ امیدوار باشیم گنتوکو سلامت برگرده.

05:07.790 --> 05:08.660
‫بله...

05:10.870 --> 05:16.220
‫از آنجایی که گنتوکو از ترفند سائو سائو باخبر است،
‫حتی مصمم‌تر است که به سمت نان‌یانگ حرکت کند.

05:16.220 --> 05:25.350
‫اما در این بین، یوان شو در نان‌یانگ،
‫ نامه‌ی محرمانه سائو سائو را دریافت کرد.

05:16.550 --> 05:19.120
‫«شهر نان‌یانگ»

05:25.940 --> 05:29.690
‫در نامه آمده است، گنتوکو، به دلیل جاه‌طلبی خودخواهانه،

05:27.460 --> 05:30.470
‫«فرماندار نان‌یانگ»

05:29.690 --> 05:33.980
‫از امپراتور درخواست کرده تا اجازه حمله نان‌یانگ را به او بدهد.

05:35.600 --> 05:40.660
‫یوان شو خشمگین، 100،000 مرد خود را
‫ به میدان جنگ هدایت کرد.

05:42.070 --> 05:45.050
‫«شهر جوشو»

05:45.410 --> 05:47.750
‫هی! بیرون خبری نشده؟

05:47.750 --> 05:50.930
‫بـ ـ بله... موردی نیست... ولی...

05:50.930 --> 05:59.740
‫نه... فقط... هوا خیلی سرد شده که تحملشو ندارم...
‫ بهتر می‌شد اگه یکم شراب می‌خوردم...

05:59.740 --> 06:03.510
‫خوبه، نه؟! ای احمق!

06:04.970 --> 06:07.830
‫خوب می‌دونی که از شراب هیچ خبری نیست!

06:07.830 --> 06:09.390
‫شـ ـ شرمنده...

06:09.940 --> 06:13.450
‫ای بابا، بهتره از خود بی‌خود نشم...

06:15.540 --> 06:17.410
‫گو... حالت خوبه؟

06:17.410 --> 06:18.610
‫آره...

06:19.110 --> 06:20.730
‫اون عجب بچه وحشی‌ایه.

06:20.730 --> 06:24.280
‫بله... وقتی نمی‌تونه شراب بخوره، اعصابش خط‌خطی می‌شه.

06:27.020 --> 06:30.600
‫«شهر شیائو بی»

06:33.950 --> 06:35.570
‫باد سردی میاد...

06:35.570 --> 06:36.570
‫ژنرال...

06:36.570 --> 06:41.770
‫درحال‌حاضر، شهر جوشو محافظ‌های کمی داره...

06:37.300 --> 06:41.610
‫«چین که»

06:42.210 --> 06:45.860
‫پس بهتره این فرصت طلایی پروردگار رو هدر ندیم.

06:45.860 --> 06:49.260
‫چین کیو... داری می‌گی باید جوشو رو تسخیر کنیم؟

06:50.780 --> 06:52.310
‫نمی‌تونم این‌کارو کنم.

06:52.690 --> 06:54.560
‫ژنرال... چرا؟

06:54.560 --> 06:56.330
‫وقتی می‌گم نمی‌تونم، یعنی نمی‌شه.

06:57.150 --> 07:06.340
‫ژنرال... می‌دونم که می‌خواید به گنتوکو به‌خاطر محبتش جایزه بدید؛
‫ اما توی این دنیای پرهرج‌ومرج فقط احمق‌ها محبت رو جبران می‌کنن

07:06.950 --> 07:10.820
‫در این دوران فقط کسانی که دارای
‫ قدرت و آینده نگری‌ان پیروز می‌شن.

07:10.820 --> 07:19.070
‫می‌دونم؛ ولی کسی که ازش محافظت می‌کنه چو فی‌ـه؛
‫ این‌طوری حمله به اونجا سخت می‌شه.

07:19.750 --> 07:22.400
‫متوجه هستم... اما، ژنرال...

07:22.400 --> 07:25.950
‫کافیه! چین کیو... واقعاً نمی‌تونم انجامش بدم...

07:25.950 --> 07:31.690
‫گنتوکو-دونو و من باهم قول و قراری گذاشتیم؛
‫تنهام بذار.

07:31.690 --> 07:32.350
‫چشم...

07:34.320 --> 07:36.550
‫چرا مثل همیشه رفتار نمی‌کنه؟

07:43.940 --> 07:50.140
‫اگه بخوام جوشو رو تسخیر کنم...
‫چو فی مانع خیلی بزرگی می‌شه...

08:43.260 --> 08:46.210
‫چی؟! لعنتی!

08:47.980 --> 08:49.210
‫اصلاً تحملشو ندارم!

08:56.400 --> 08:58.480
‫نه! نمی‌تونم بخوابم!

09:06.350 --> 09:07.660
‫ا ـ این...

09:11.620 --> 09:14.810
‫این بده! ژنرال چو فی داره شراب می‌خوره!

09:15.180 --> 09:16.370
‫چی گفتی؟

09:16.370 --> 09:17.750
‫جدی می‌گی، گو؟

09:17.750 --> 09:19.240
‫باید بریم پیشش...

09:22.940 --> 09:23.900
‫خودتون ببینین!

09:30.990 --> 09:34.110
‫آه... عالیه! خیلی حس خوبی داره!

09:36.100 --> 09:39.540
‫ژنرال! قول‌تون برای نخوردن شراب رو فراموش کردید؟

09:40.150 --> 09:42.430
‫مگه نگفتید اصلاً شراب نمی‌خورید؟

09:42.900 --> 09:48.760
‫کدوم قول؟! فقط می‌خوام یکم خوش بگذرونم!

09:50.750 --> 09:52.880
‫فکر می‌کردم نمی‌تونم به حرفتون اعتماد کنم...

09:52.880 --> 09:54.080
‫حرف نباشه!

09:54.080 --> 09:59.860
‫هی! سائو هیو! می‌خوای مزاحم
‫ خوش‌گذرونیم بشی، مگه نه؟!

10:02.400 --> 10:04.140
‫سلاخی‌ت می‌کنم!

10:04.690 --> 10:09.280
‫ژنرال! به ارباب گنتوکو قول دادید
‫ شراب نخورید؛ یادتون رفته؟

10:09.280 --> 10:10.350
‫خفه‌خون بگیرین!

10:12.360 --> 10:14.340
‫آشغالای رو اعصاب!

10:14.700 --> 10:16.700
‫چرا خودتون امتحان نمی‌کنین؟!

10:16.700 --> 10:19.090
‫نـ ـ نمی‌تونم بخورم... حتی یه‌ذره...

10:24.540 --> 10:25.660
‫این... چایی‌ـه؟!

10:27.230 --> 10:30.290
‫شماها نباید آدمو انقدر سریع قضاوت کنید ها!

10:30.830 --> 10:33.870
‫عذر می‌خوایم؛ فقط به گزارش گو اطمینان کردیم...

10:33.870 --> 10:40.140
‫چی؟! گو؟ اون عوضی!
‫ یه درس حسابی بهش می‌دم!

10:40.140 --> 10:43.440
‫خب... ولی دیگه خواب به چشمم نمی‌ره...

11:03.160 --> 11:06.170
‫اوه! عجب بوی خوبی می‌ده!

11:06.170 --> 11:07.770
‫دیگه تحمل ندارم!

11:08.500 --> 11:11.470
‫ساکت باشین! خب، زود باشین بریم!

11:24.950 --> 11:31.990
‫خب، تا جا دارید بخورید! خوبه،‌ مگه نه؟
‫از این شهر خوب محافظت کنیدا!

11:33.590 --> 11:41.130
‫هی ساقی! چی اونجا قایم کردی؟ بیا آشتی کنیم بابا! بزن تو رگ!

11:41.200 --> 11:43.870
‫بـ ـ بله... خب... ایتاداکیماس...

11:49.710 --> 11:54.450
‫وای! چه خوبه! ژنرال، بیا شما هم یه لیوان بزن!

11:55.610 --> 12:03.020
‫آه... قربون دستت... اوه، نه نه... من مست نمی‌کنم؛
‫حتی یه قطره هم نمی‌شه!

12:03.220 --> 12:07.990
‫نمی‌خواد انقد سخت بگیری... یه لیوان که به جایی بر نمی‌خوره...

12:08.030 --> 12:12.960
‫اینو که درست می‌گی... اما نه! عمراً!

12:13.130 --> 12:14.700
‫فقط یه لیوانه ها...

12:14.900 --> 12:17.670
‫نه، نه! ابداً نمی‌شه!

12:18.670 --> 12:23.070
‫دمت گرم، ژنرال! واقعاً اراده‌تون زیاده که شراب نخورید!

12:23.240 --> 12:24.710
‫نـ ـ ناموساً؟

12:25.980 --> 12:29.850
‫آه... کاریش نمی‌شه کرد...
‫انگاری منم باید... اوه، اوه!

12:36.290 --> 12:36.990
‫بپا!

12:39.290 --> 12:40.790
‫عالی بود، ژنرال!

12:42.130 --> 12:43.060
‫چیزی نبود...

12:43.530 --> 12:46.200
‫بفرمایید... لطفاً یکم بیشتر میل کنید...

12:46.330 --> 12:48.030
‫نـ ـ نه... ولی...

12:48.230 --> 12:53.070
‫مشکل چیه، ژنرال؟ مگه الان یکم نخوردی؟

12:54.170 --> 12:58.280
‫لطفاً... نمی‌خواد زیاد بخورید؛ فقط آبه... آب!

12:59.940 --> 13:02.480
‫آ ـ آره راست می‌گی! فقط آبه دیگه!

13:02.580 --> 13:04.580
‫بله! آبه... آب...

13:04.780 --> 13:08.790
‫خیل‌خب! بریم بالا این آبو!

13:12.960 --> 13:14.190
‫چه خوبه!

13:15.090 --> 13:21.300
‫هی شماها! به‌نظر نمی‌تونین
‫ شرابو تموم کنین؛ یه دستی می‌رسونم!

13:23.130 --> 13:24.270
‫ژنرال، بفرما!

13:24.800 --> 13:30.410
‫اسکل! فک کردی انقده لیوان برام بسه؟ کوزه رو بیارید!

13:33.210 --> 13:34.180
‫عالی!

13:34.450 --> 13:36.280
‫ژنرال، چیزی‌تون نمی‌شه؟

13:36.480 --> 13:37.680
‫فقط نگاه کن!

13:37.820 --> 13:47.360
‫برو! برو! برو!

13:39.950 --> 13:40.820
‫ژنرال!

13:45.560 --> 13:46.690
‫چطور می‌تونه...

13:49.430 --> 13:50.760
‫تونستم!

13:50.800 --> 13:51.830
‫ژنرال!

13:53.000 --> 13:56.470
‫ژنرال! چرا به قول‌تون عمل نکردید؟!

13:56.700 --> 13:59.100
‫چی؟! قول؟ چی‌چی می‌گی؟!

13:59.940 --> 14:07.150
‫خودت گفتی نباید مشروب بخوری؛ تازه، چطور می‌خوای
‫ از جوشو موقع مستی دفاع کنی؟ ای مست پاتیل!

14:07.380 --> 14:14.520
‫چی گفتی، عنتر؟! من فقط یه‌نمه خوردم! مست کجا بود؟!

14:19.690 --> 14:20.790
‫ژنرال!

14:21.390 --> 14:24.260
‫هی! ولم کنین! ولم کنین!

14:26.560 --> 14:31.770
‫لطفاً مسخره‌بازی درنیارید،‌ ژنرال!
‫به کاری که گفتید عمل نکردید!

14:31.970 --> 14:35.610
‫چی؟! چطور جرئت می‌کنی تو روم بگی!

14:39.480 --> 14:43.620
‫حرفات از دهنت گنده‌تره! نشونت می‌دم...

14:43.650 --> 14:45.650
‫ژنرال! لطفاً‌ بس کنید!

14:45.650 --> 14:46.820
‫گمشو باو!

14:47.320 --> 14:48.970
‫عوضی...

14:52.060 --> 14:56.930
‫تچ! دیگه حوصله‌م سر رفت!
‫باز بدید بخورم! باز بدید!

14:57.560 --> 14:59.400
‫حالتون خوبه؟ سائو کیو-ساما؟

15:01.400 --> 15:04.440
‫لعنتی! اون خمار مست!

15:25.360 --> 15:28.930
‫سائو کیو-ساما... چطور این توهین رو تحمل می‌کنید؟

15:29.290 --> 15:33.400
‫نه! نمی‌بخشمش! انتقاممو ازش می‌گیرم!

15:35.300 --> 15:42.040
‫منم به‌اندازه کافی از اون مرتیکه مست کشیدم!
‫اگه می‌خواید انتقام بگیرید، روی منم حساب کنید..

15:42.640 --> 15:44.540
‫تو... واقعاً کمکم می‌کنی؟

15:44.810 --> 15:47.410
‫بله؛ اگه بتونیم کسی رو پیدا کنیم تا ازش خلاص شه...

15:49.750 --> 15:51.180
‫یه کاغذ قلم بهم بده.

15:53.790 --> 15:55.220
‫چی؟! چو فی؟!

15:55.650 --> 16:02.690
‫بله؛ از نوشیدن زیاد مست شده؛
‫یه نامه از سمت سائو کیو-ساما تأییدش می‌کنه.

16:03.830 --> 16:06.130
‫می‌خواد به شهر جوشو حمله کنم؟

16:06.800 --> 16:07.330
‫بله.

16:07.600 --> 16:10.940
‫ژنرال! این یه فرصت طلایی‌ـه!

16:11.900 --> 16:17.010
‫الان به جوشو حمله،  تعداد بی‌شماری سرباز کسب،
‫ و سائو سائو رو غافلگیر کنید.

16:18.880 --> 16:22.810
‫می‌خواید دید‌تون کوچیک باشه
‫و همینجا تاابد بمونید؟!

16:23.820 --> 16:28.590
‫در این دنیا، قوی، ضعیف رو می‌بلعه؛
‫ ژنرال! لطفاً عملیش کنید!

16:30.220 --> 16:32.660
‫چین کیو! سربازها رو آماده کن!

16:32.960 --> 16:33.690
‫بله، قربان!

16:42.630 --> 16:44.670
‫«شهر جوشو»

16:45.740 --> 16:47.070
‫به جلو پیش برید!

17:00.490 --> 17:02.990
‫چی شده؟ چه پرسروصدا...

17:05.720 --> 17:06.990
‫نیروهای یو فو!

17:22.870 --> 17:23.640
‫ژنرال!

17:23.980 --> 17:25.780
‫خفه‌خون بگیر!

17:26.010 --> 17:31.520
‫ژنرال! الان وقت خواب نیست! یو فو... یو فو بهمون حمله کرده!

17:31.520 --> 17:36.520
‫چی؟! یو فو؟! چـــــــی؟!‌گفتی یو فو؟!

17:37.260 --> 17:41.030
‫به‌خاطر سائو کیو و ووـه؛
‫تمام سربازهای شهر محاصره شدن.

17:41.390 --> 17:46.060
‫لعنت بهت،‌یو فو! چطور جرئت داری
‫ خوبی‌مونو با بدی جواب بدی!

17:45.830 --> 17:48.800
‫لطفاً، آروم باشید؛ تازشم،‌یو فو...

17:49.300 --> 17:51.970
‫ببند! سرشو خودم از جا می‌کَنم!

17:53.070 --> 18:00.010
‫نمی‌شه! نمی‌تونید باهاش بجنگید؛‌ خودم
‫جلوشو می‌گیرم؛ ژنرال، بهتره شما از درب پشتی برید!

18:01.410 --> 18:03.820
‫اگه انقدر ساکه نمی‌خوردم، همچین چیزی...

18:07.050 --> 18:09.220
‫اثری از چو فی پیدا نمی‌کنیم!

18:09.920 --> 18:13.560
‫سائو کیو-ساما! توی انبار شراب هم پیداش نمی‌کنیم!

18:14.430 --> 18:17.830
‫لعنتی! فرار کرد... ای عوضی!

18:17.930 --> 18:23.470
‫سائو کیو! ای خائنای پست‌فطرت!

18:27.870 --> 18:35.180
‫همین خوبه؛ چین تو، بیا فعلاً ساکت باشیم؛
‫بیا یو فو رو دنبال کنیم تا فرصت بهتری بیدا کنیم.

18:35.810 --> 18:41.750
‫متوجه شدم، پدر؛ ارباب برحق جوشو
‫ فقط گنتوکو-ساما هستن.

18:43.220 --> 18:47.790
‫ما تا روزی که گنتوکو-ساما بیان
‫ منتظر می‌مونیم؛ اینو فراموش نکن.

18:54.170 --> 18:58.970
‫چرا همچین کاری کردم؟ چون مست بودم،
‫ خودمو تو یه هچل بزرگ انداختم...

18:59.670 --> 19:01.540
‫جوشو سرانجام به دست یو فو افتاد.

19:02.370 --> 19:10.280
‫به دلیل مستی زیاد چو فی، تاکتیک سائو سائو برای
‫«تحریک ببر به بلعیدن گرگ» با موفقیت کار کرد.

19:11.180 --> 19:16.290
‫درگیری بین گنتوکو و یو فو سرانجام
‫ به واقعیت تبدیل خواهد شد.

19:26.100 --> 19:26.700
‫کی اونجاست؟!

19:27.030 --> 19:27.800
‫حرکت نکن!

19:31.200 --> 19:31.900
‫کی هستی؟!

19:36.740 --> 19:38.880
‫چو فی؟! سلاحاتونو پایین بیارید!

19:44.120 --> 19:45.820
‫چو فی... چرا اینجا اومدی؟

19:47.520 --> 19:49.350
‫جرمی بزرگ مرتکب شدم...

19:52.860 --> 19:57.760
‫جوشو رو... یو فو... تصاحب کرد...

19:58.230 --> 19:59.930
‫چی؟! منظورت چیه؟

20:04.700 --> 20:08.910
‫چی؟! وقتی که مست بودی
‫ سائو کیو به اون گزارش داده؟

20:10.640 --> 20:17.180
‫این چه مزخرفاتیه، چو فی؟! بعد چرا
‫از دستش فرار کردی؟ معنی این کارا چیه؟!

20:20.150 --> 20:24.020
‫برادر... من نمی‌خواستم زندگی اونو بگیرم...

20:25.590 --> 20:31.860
‫اما، می‌خواست به برادر گزارش بده و بگه که
‫ من نمی‌تونم از شهر دفاع کنم...

20:33.870 --> 20:37.470
‫برادر! این همش تقصیر منه! منو ببخش!

20:40.870 --> 20:42.140
‫ابله!

20:46.410 --> 20:49.310
‫برادر! بذار بمیرم! بذار تقاص کارمو پس بدم!

20:50.680 --> 20:51.220
‫چو فی!

20:52.150 --> 20:56.920
‫فکر کردی مردنت قراره چوشو رو برامون پس بگیره؟!
‫فکر کردی کار انجام شده رو به عقب برمی‌گردونه؟!

20:57.890 --> 21:02.160
‫شاید تا الان فراموش‌کرده ‌باشی...
‫اما سوگند ما رو در باغ هلو به‌یاد بیار..

21:02.930 --> 21:08.070
‫ما سه‌نفر، با اینکه در یک روز
‫زاده نشدیم، در یک‌روز خواهیم مُرد!

21:09.130 --> 21:12.840
‫از اون پس، قلب‌های ما یکی شده.

21:13.940 --> 21:20.850
‫ما به همدیگه کمک می‌کنیم...
‫چه در زمان‌های خوب و چه بد؛ این روحیه واقعیِ برادریه.

21:22.180 --> 21:23.110
‫بـ ـ برادر...

21:26.790 --> 21:33.790
‫من هم فردی عادی‌ام؛ اما درست مثل هر فرد عادی دیگه‌ای،
‫چطور می‌تونم ازت بخوام همچین عمل نفرت‌باری انجام بدی؟

21:34.660 --> 21:41.070
‫من نمی‌ذارم در شرم بمیری؛ ترجیح می‌دم
‫ بهت کمک کنم تا تاوان این شرم رو پس بدی!

21:42.800 --> 21:43.500
‫برادر!

21:46.970 --> 21:48.910
‫چو فی... حالا می‌فهمی؟

21:53.750 --> 21:54.910
‫بله!!

22:09.030 --> 22:12.360
‫گنتوکو از ابتدا هرگز خود را حاکم جوشو نمی‌دانست.

22:13.300 --> 22:19.870
‫اگرچه او مجبور است دوباره با آینده‌ای نامشخص سرگردان شود،
‫ کوان و چو فی همیشه او را دنبال خواهند کرد.

22:20.500 --> 22:26.340
‫از سوی دیگر، سائو سائو که امپراتور را در مشت خود
‫ قرار داده بود، نفوذ خود را روز به روز گسترش می‌داد؛

22:26.810 --> 22:30.080
‫در حالی که وضعیت گنتوکو همچنان مخاطره آمیز است...

22:30.104 --> 23:00.104
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:00.128 --> 24:00.128
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.