﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:35.080 --> 01:40.450
‫در تلاش برای کشتن لیو بی گنتوکو،
‫ یکی از امضاکنندگان فرمان مخفی

01:40.620 --> 01:43.480
‫شخصاً با ارتش عظیم خود به جوشو حمله کرد.

01:44.160 --> 01:47.290
‫درحالی که گنتوکو و چو فی درحال دفاع از جوشو بودند،

01:47.490 --> 01:51.760
‫گنتوکو عروس جدیدش، کوران را به کوان سپرد تا از او
‫ در ژیا پی محافظت کند، که بعداً به دست سائو سائو افتاد.

01:52.630 --> 01:58.290
‫جاه‌طلبی بی حدوحصر سائو سائو سرانجام
‫ نتیجه داد؛ زیرا کوان خود را تسلیم کرد.

02:01.120 --> 02:07.200
‫«اژدهای پنهان آشوب - کنگ مینگ»

02:09.380 --> 02:14.120
‫در این دوره از هرج‌و‌مرج، جینگ ژو در مقایسه
‫ با سایر ایالت‌ها، وضعیت نسبتا آرامی دارد.

02:14.490 --> 02:20.660
‫به لطف رهبری حاکم آن، لیو بائو،
‫این کشور به یک ایالت بسیار مرفه تبدیل شده.

02:19.070 --> 02:23.280
‫«ایالت جی شو - منطقه شیانگ یانگ»

02:21.690 --> 02:25.600
‫از این رو علمای زیادی در این منطقه جمع می‌شوند.

02:25.700 --> 02:31.570
‫یکی از آنها استاد معروف سوما هوی ملقب به
‫ شویی جینگ (آب ساکن) است.

02:32.820 --> 02:35.670
‫سویی کیو یک معلم بسیار مشهور در کل سلسله هان بود

02:35.770 --> 02:42.780
‫او در خانه تدریس می‌کند، جایی که شاگردانش برای گوش دادن به درس‌های او جمع می‌شوند.

02:43.590 --> 02:50.220
‫الان دوران پرهرج‌ومرج بعد از شکست لیو بی گنتوکو،
‫که موقعیتش نامعلومه شروع شده.

02:50.520 --> 02:55.880
‫برای همین، سائو سائو ممکنه توجهش رو
‫ به انشو یا جینگ ژو معطوف کنه.

02:56.130 --> 02:59.760
‫خب، به نظرتون درآخر کی قدرت رو در دست می‌گیره؟

02:56.560 --> 03:00.660
‫«استاد شویی جینگ»
‫«سویی کیو ـ دیکائو»

03:02.330 --> 03:06.500
‫به‌نظرم سائو سائو باشه؛
‫فکر می‌کنم سائو سائو بهترین کاندیده.

03:06.770 --> 03:12.340
‫منم موافقم؛ با داشتن امپراتور تو دستاش،
‫دیگه هیچ‌کس جلودارش نیست.

03:12.710 --> 03:14.280
‫کاملاً درسته!

03:15.580 --> 03:17.650
‫پس همه موافق هستن؟

03:17.800 --> 03:18.800
‫نه.

03:21.120 --> 03:22.220
‫اون کیه؟

03:27.930 --> 03:29.920
‫کنگ مینگ، پس به‌نظرت کیه؟

03:31.360 --> 03:35.110
‫«چوکو لیانگ ـ کنگ مینگ»

03:31.700 --> 03:35.270
‫بله؛ طبق پیش بینی ستارگان،
‫ستاره امپراتور همیشه درخشان نیست.

03:35.800 --> 03:38.240
‫اما مقابل ستاره‌ی سائو سائو، سه ستاره‌ی روشن دیگه هست.

03:38.800 --> 03:40.790
‫مبارزه این امپراتوری تازه شروع شده.

03:41.310 --> 03:43.680
‫هی! این سه ستاره برای چه کسایی هستن؟

03:45.980 --> 03:50.680
‫ستاره اول متعلق به یوان شائو در جی شو؛
‫ستاره دوم متعلق به سون کن در وو.

03:51.180 --> 03:54.540
‫با این‌حال، ستاره یوان شائو هیچ افق روشنی نداره.

03:54.750 --> 03:56.680
‫پس ستاره سوم برای کیه؟

04:00.090 --> 04:01.990
‫یعنی برای هیچ‌کس نیست؟

04:02.090 --> 04:04.180
‫نیست؛ اگرچه...

04:04.530 --> 04:06.770
‫هوی، آخر بگو هست یا نه!

04:07.970 --> 04:10.080
‫همچین مردی هنوز ظاهر نشده.

04:22.150 --> 04:26.950
‫همونطور که به آسمان خیره می‌شم،
‫همونطور که خورشید غروب می‌کنه...

04:27.450 --> 04:31.640
‫کیهان دارای سه ستاره‌ست که به شدت به روی زمین می‌درخشن.

04:33.120 --> 04:40.450
‫این شعر مورد علاقه کنگ مینگ بود؛
‫شعری که از پادشاهی باستانی چی بود.

04:41.830 --> 04:51.310
‫آن روز، 18 سال پیش، در پاییز سال 180 پس از میلاد،
‫خورشید گرفتگی سراسر چین را فرا گرفت.

04:44.480 --> 04:48.440
‫«ایالت جوشو ـ منطقه لانگ یه»

04:52.390 --> 04:58.080
‫روز روشن تبدیل به تاریکی شد؛ به همین دلیل وقایع
‫ماوراءالطبیعه دوران هرج‌ومرج را پیشگویی می‌کردند.

04:59.680 --> 05:03.780
‫«پدر کنگ مینگ ـ چوکو کوآی»

05:10.190 --> 05:13.870
‫درست در خورشیدگرفتگی دنیا اومد! این نشونه‌ی خوبیه!

05:26.010 --> 05:28.830
‫پسرم دقیقاً در کسوف خورشید به‌دنیا اومد.

05:30.180 --> 05:34.250
‫از اونجایی که خورشید دوباره می‌تابه،
‫ اسمش رو لیانگ (به معنی نور) می‌ذارم.

05:35.520 --> 05:36.690
‫چوکو لیانگ...

05:37.790 --> 05:41.990
‫اسم افتخاری یه عمل سنتی در شرق آسیاست
‫ که بعد رسیدن فرد به سن بلوغ بهش داده می‌شه.

05:37.790 --> 05:40.990
‫بیا اسم افتخاریش هم از روی «نور»،
‫کنگ مینگ(نور نافذ) بذاریم.

05:41.130 --> 05:45.030
‫چوکو لیانگ کنگ‌مینگ. اسم خیلی خوبیه.

05:46.350 --> 05:50.200
‫هی، کنگ‌منگ، قراره در بین این
‫ هرج‌ومرج مثل یه نور روشن بدرخشی.

05:55.070 --> 05:58.880
‫زمانی کنگ مینگ هنوز سه ساله بود، در سال 184 پس از میلاد،

05:59.780 --> 06:03.950
‫انقلابی در چین توسط روستاییان،
‫به‌نام زرین‌پوشان آغاز گردید.

06:04.650 --> 06:07.890
‫آسمان کهن درحال افول است

06:04.650 --> 06:07.890
‫سپس آسمانی زرین حکم‌فرما خواهد شد

06:04.650 --> 06:07.890
‫چرخش تاریخ برای کشور

06:04.650 --> 06:07.890
‫کامیابی به بار می‌آورد

06:04.790 --> 06:08.920
‫جایی که یک رهبر مذهبی به نام چو کاکو
‫ توانست صدها هزار هوادار را بسیج کند.

06:09.280 --> 06:15.490
‫در تلاش برای سرنگونی حکومت هان،
‫ چین در هرج‌ومرج بزرگی فرو رفت.

06:22.140 --> 06:26.190
‫«ایالت جوشو ـ منطقه لانگ یه»

06:46.240 --> 06:49.210
‫ارباب جوان، باید سریع‌تر برگردیم خونه.

06:49.780 --> 06:51.280
‫ولی هنوز می‌خوام بازی کنم!

06:53.550 --> 06:56.120
‫این‌کارو نکنید! پدرتون عصبانی می‌شه!

06:57.620 --> 06:59.440
‫فقط تویی که داری عصبانی می‌شی!

07:31.420 --> 07:34.760
‫زرین‌پوشان هستن! فرار کنید! سریع برید!

08:00.950 --> 08:01.790
‫دایه...

08:02.180 --> 08:04.720
‫دایه! دایه!

08:06.760 --> 08:07.750
‫دایه...

08:16.600 --> 08:23.890
‫ورود ارتش زرین‌پوشان به جوشو،
‫ قربانیان بی‌گناه بی‌شماری بر جای گذاشت.

08:24.520 --> 08:30.850
‫آنها نه تنها روستاییان را غارت می‌کردند،
‫بلکه آنها را بی‌رحمانه می‌کشند.

08:46.290 --> 08:51.330
‫کنگ مینگ از مرگ دایه‌اش به شدت ناراحت شد.

08:51.930 --> 08:56.640
‫این مورد که مرگ او را به چشم دیده بود،
‫ درد بخصوصی برایش داشت.

08:56.840 --> 09:04.280
‫از آن زمان به بعد، کنگ مینگ آموخته بود
‫ که در زندگی خود سربار دیگران نباشد.

09:10.690 --> 09:18.390
‫اندکی بعد، شورش زرین‌پوشان سرکوب شد،
‫اما این پایان هرج‌ومرج برای سلسله هان نبود.

09:20.160 --> 09:27.020
‫سپس دربار امپراتوری تو تاکوی ظالم را به عنوان نخست‌وزیر
‫ معرفی کرد و کسی که کمی بعد لو یانگ را در وحشت دائمی قرار داد.

09:25.220 --> 09:28.620
‫«لو یانگ ـ اقامتگاه نخست‌وزیر»

09:29.960 --> 09:37.480
‫پس از اینکه مردم از ظلم تو تاکو به ستوه آمدند،
‫ یک ارتش متحد برای حمله به او در لو یانگ تشکیل شد.

09:35.990 --> 09:37.430
‫«ارتش متحد ـ مقر فرماندهی»

09:37.830 --> 09:42.770
‫اگه بخوایم به لو یانگ برسیم
‫باید از دروازه‌های شی سویی و هو لائو رد بشیم.

09:42.900 --> 09:46.070
‫باید اول نبرد توی دروازه سی شویی رو برنده بشیم.

09:43.390 --> 09:47.770
‫«فرمانده عملیات ارتش ائتلاف»
‫«یوان شائو»

09:46.290 --> 09:49.370
‫حالا، در رابطه با اول کسی که به دروازه سی شویی بره...

09:49.770 --> 09:53.440
‫«نایب فرمانده‌ی ارتش متحد»
‫«سائو سائو ـ موتوکو»

09:51.040 --> 09:53.580
‫کی داوطلب می‌شه تا در خط مقدم دروازه سی شویی باشه؟

09:54.280 --> 09:57.490
‫«فرماندار بایبین»
‫«کوسون سان»

09:55.050 --> 09:57.450
‫بذارید من جلوداری در سی شویی داوطلب بشم!

10:07.690 --> 10:09.490
‫«یو فو ـ فوسن»

10:11.080 --> 10:11.980
‫یو فو!

10:12.660 --> 10:15.730
‫کوسون سان... سرت... مال منه!

10:29.310 --> 10:30.650
‫بمیر!

10:37.690 --> 10:39.320
‫یو فو! بیا با من بجنگ!

10:39.890 --> 10:41.930
‫بچه! مغرور نشو!

11:04.570 --> 11:07.800
‫همون‌جا وایسا! دفعه بعد به‌حسابت می‌رسم! منتظر باش!

11:08.620 --> 11:11.290
‫عوضی! داری در می‌ری؟!

11:11.820 --> 11:14.440
‫همه شاهد شجاعت این سه برادر بودند.

11:14.650 --> 11:18.500
‫تو تاکو سرانجام مجبور شد لو یانگ را ترک کند.

11:21.700 --> 11:28.270
‫در آن زمان، کنگ مینگ توسط برادر بزرگترش،
‫ چوکو جین، به لو یانگ آورده شد.

11:32.610 --> 11:36.610
‫«قصر لو یانگ»

11:35.910 --> 11:41.350
‫سقوط مرز لو یانگ دروازه های سی شویی و
‫ هو لائو به شدت ارتش تو تاکو را تضعیف کرد.

11:41.550 --> 11:48.290
‫او با درک قدرت ارتش متحد، تصمیم گرفت
‫ پایتخت را از لو یانگ به چانگ‌آن منتقل کند

11:43.990 --> 11:47.990
‫«نخست‌وزیر تو تاکو»

11:49.540 --> 11:52.210
‫سرورم، لطفاً تجدید نظر کنید!

11:52.550 --> 11:59.860
‫لو یانگ یه پایتخت تاریخیه که ‫مردم برای ساختنش
‫ خیلی تلاش کردن؛ ‫چطور می‌تونیم به‌راحتی بی‌خیالش بشیم؟

11:59.990 --> 12:03.930
‫ساکت شو! اگه با تصمیمم مخالفت کنی، نمی‌بخشمت!

12:04.460 --> 12:06.660
‫مقامش رو بگیرین و از جلو چشمم دورش کنین!

12:07.230 --> 12:08.760
‫نخست وزیر! لطفاً صبر کنید!

12:08.930 --> 12:13.130
‫همم! الاناست که ارتش شورشی برسه؛
‫چرا باید به شهروندا اهمیت بدم؟

12:13.240 --> 12:17.370
‫نخست وزیر! انتقال به چانگ آن،
‫به مقدار زیادی بودجه نیاز داره.

12:17.940 --> 12:20.340
‫برای این‌کار باید مالیات رو افزایش بدید.

12:20.880 --> 12:24.880
‫درسته؛ خزانه هم دیگه خالی شده.

12:25.750 --> 12:27.880
‫باشه! تمام پول و
‫اموال مردم رو ضبط کنین!

12:27.950 --> 12:30.720
‫چشم! سریعاً ترتیبش رو می‌دم!

12:32.090 --> 12:33.050
‫وایسا، لی جو!

12:33.760 --> 12:38.560
‫اگه کسی رو اینجا باقی بذاری،
‫فقط شورشی‌های بیشتری رو جذب می‌کنه...

12:39.390 --> 12:40.100
‫متوجه شدم.

12:44.070 --> 12:46.180
‫عجله کنین! هرکی عقب بمونه می‌میره!

12:46.200 --> 12:48.740
‫دارم می‌گم همه‌تون کشته می‌شید! بدوئید!

12:54.910 --> 12:58.180
‫برادر، باید یه راهی برای فرار از این آدما پیدا کنیم.

12:54.960 --> 12:58.860
‫«برادر بزرگ‌تر چوکو لیانگ»
‫«چوکو جین»

12:59.010 --> 13:00.680
‫ولی چطوری باید فرار کنیم؟

13:01.350 --> 13:02.420
‫یه نقشه‌ای دارم...

13:03.020 --> 13:03.750
‫کنگ مینگ...

13:04.420 --> 13:07.460
‫وسایلمو تو خونه جا گذاشتم... می‌تونم برم برشون دارم؟

13:07.520 --> 13:10.730
‫چی؟! می‌خوای برگردی خونه؟! حتی اگه بچه‌ای، باز ازت نمی‌گذرم!

13:10.930 --> 13:15.160
‫اون گنج پدرمه؛ عموم می‌گفت 500 سکه طلاست.

13:15.430 --> 13:18.900
‫چی؟! 500 سکه طلا؟ پس برو بیارش!

13:19.230 --> 13:20.370
‫باشه، حتماً...

13:20.970 --> 13:21.770
‫بگیر!

13:26.440 --> 13:28.080
‫عوضی! وایسا ببینم!

13:42.120 --> 13:44.830
‫زود باش! زود باش! سریع!

13:48.060 --> 13:51.730
‫پیرمرد! جرئت داری که از دستور سرپیچی کنی؟!

13:52.000 --> 13:53.300
‫نه... چطور می‌تونم؟

13:53.800 --> 13:54.900
‫پس معنی این چیه؟

13:54.970 --> 14:03.280
‫اوه... تمنا می‌کنم... این ثمره‌ی 30 سال
‫زحمت منه... لطفاً بذارید نگه‌شون دارم...

14:07.720 --> 14:09.840
‫عزیزم!

14:09.890 --> 14:11.840
‫این سرنوشت سرکش‌هاست!

14:32.180 --> 14:37.190
‫«شهر لو یانگ»

14:42.020 --> 14:46.520
‫مراقب باشین! اگه چندتا دشمن باقی مونده باشن،
‫برای بررسی بیشتر بسپاریدشون به من.

14:50.530 --> 14:51.430
‫چه بی‌رحمانه!

14:51.790 --> 14:53.730
‫پایتخت تو کسری از ثانیه به جهنم تبدیل شد.

15:03.570 --> 15:06.980
‫چه وحشتناک! تو تاکو درنهایت همه‌جا رو به جهنم تبدیل می‌کنه.

15:07.130 --> 15:09.370
‫اما، تو تاکو عمر زیادی نداره...

15:10.580 --> 15:12.110
‫چطور همچین چیزی می‌گی؟

15:12.950 --> 15:16.480
‫اون مرتکب جرائم زیادی شده؛ قرار نیست زیاد زنده بمونه.

15:16.950 --> 15:20.590
‫بی‌شک یکی بلند می‌شه و اون دیکتاتور رو می‌کشه.

15:25.560 --> 15:28.160
‫دو سال پس از اینکه تو تاکو پایتخت را به چانگ‌آن منتقل کرد...

15:27.090 --> 15:29.330
‫بیاید خوش بگذرونیم!

15:29.760 --> 15:34.300
‫وقتی مردمش از ظلم تو تاکو صبرشان به‌سر آمده بود،
‫ چندین تلاش مخفیانه برای ترور او انجام شد.

15:38.370 --> 15:43.180
‫چو سن...منو ببخش؛
‫این برای تو درخور نیست.

15:43.750 --> 15:45.910
‫نه... برای این ازت متنفر نمی‌شم...

15:46.880 --> 15:52.190
‫از شما ممنونم که با مهربونی و عشق منو بزرگ کردید.

15:52.990 --> 15:53.690
‫چو سن...

15:54.690 --> 15:58.760
‫بدون شک رابطه بین تو تاکو یو فو رو از بین می‌برم!

16:03.600 --> 16:09.100
‫در زمانی که تو تاکو توسط زیبایی چو سن
‫ مسحور شد، هرگز متوجه نشد که تله‌ای در کار است...

16:09.200 --> 16:12.240
‫این دامی برای جدال بین تو تاکو و یو فو بود.

16:12.970 --> 16:18.950
‫با لبخندی ملایم و شیرین،
‫ آن زن نبرد خود را آغاز کرد.

16:30.930 --> 16:36.230
‫به مسخره‌م گرفته! چطور می‌تونم به آدمی مثل اون اعتماد کنم! لعنتی!

16:46.270 --> 16:47.440
‫اوه! یو فو!

16:50.580 --> 16:52.810
‫لطفاً برام از دستشون خلاص شو! یو فو!

17:00.690 --> 17:02.320
‫یو فو! د ـ داری چیکار می‌کنی؟!

17:03.120 --> 17:06.830
‫دستوری دارم تا حاکم ظالم، تو تاکو رو به‌قتل برسونم!

17:14.470 --> 17:18.170
‫تو تاکو توسط کسی که او را پسر می‌دانست کشته شد، یو فو.

17:18.740 --> 17:22.680
‫آنچه کنگ مینگِ کوچک گفت به واقعیت تبدیل شده بود.

18:00.080 --> 18:06.620
‫پس از مرگ ظالم بدنام تو تاکو،
‫ مرحله جدیدی از هرج و مرج آغاز شد.

18:07.420 --> 18:11.560
‫بقایای زرین‌پوشان دوباره شروع به حرکت کردند.

18:12.190 --> 18:17.130
‫بنابراین امپراتور کنونیِ ژیان دستور سرکوب شورش را صادر کرد.

18:19.370 --> 18:25.940
‫پدر کنگ مینگ، چوکو کوآی، از جمله کسانی بود که
‫ به او دستور داده‌شده بود تا شورش را سرکوب کند.

18:26.940 --> 18:29.280
‫دشمن داره عقب می‌کشه! دنبالشون برید!

18:44.290 --> 18:49.030
‫کنگ مینگ... فکر نمی‌کنم وقت زیادی داشته باشم...

18:49.730 --> 18:50.530
‫پدر...

18:51.870 --> 18:54.300
‫خوب به خواسته آخرم گوش کن...

18:54.680 --> 18:55.470
‫بله.

18:55.570 --> 19:01.440
‫آشوب هنوز ادامه داره؛ اگه کسی برای پایان‌دادن بهش
‫ تلاش نکنه، تمام زمین در تاریکی فرو می‌ره...

19:02.780 --> 19:04.850
‫منم همین فکرو می‌کنم...

19:05.850 --> 19:10.450
‫خدایان به تو هوشی بی‌همتا عطا کردن؛
‫تو هم باید چیزی رو به خدایان پیشکش کنی.

19:10.750 --> 19:14.020
‫کنگ مینگ... تو باید خوب درس بخونی تا به این آشوب پایان بدی.

19:14.490 --> 19:14.990
‫بله.

19:16.690 --> 19:20.230
‫گرچه، خوندن از روی کتاب‌ها
‫قابل مقایسه با تجربه واقعی نیست.

19:20.560 --> 19:24.800
‫اما از کتاب‌هایی که باید مطالعه کنی، کتاب‌های جنگ را بخون.

19:25.200 --> 19:26.000
‫بله.

19:30.570 --> 19:34.080
‫کنگ مینگ... تو باید کورسوی امیدی بر این جهانِ پرهرج‌ومرج باشی...

19:34.280 --> 19:35.680
‫بله، پدر...

19:39.380 --> 19:42.920
‫اندکی پس از آن، چوکو کوآی درگذشت.

19:43.950 --> 19:51.490
‫کنگ مینگ با آخرین حرف‌های پدرش
‫سفر خود را در این دنیای پر هرج‌ومرج آغاز کرد.

19:53.900 --> 20:01.400
‫سال بعد، پس از کشته شدن پدرش، سائو سائوی خشمگین
‫ تلاش کرد تا جوشو را از دست سو سون بگیرد.

20:01.870 --> 20:08.040
‫نبرد برای برتری بین قهرمانان با این حادثه کوچک در جوشو آغاز شد.

20:12.950 --> 20:17.320
‫ارتش یک میلیون نفری سائو سائو، جوشو را تحت محاصره قرار داد.

20:18.150 --> 20:23.630
‫چوکو لینگ نیز با عمویش، چوکو ژوان،
‫آنجا بود و سعی می‌کرد از جنگ جلوگیری کند.

20:24.460 --> 20:28.500
‫به‌نظر می‌رسه جاه‌طلبیِ اون مرد هیچ‌وقت نمی‌تونه متوقف بشه.

20:28.900 --> 20:34.500
‫آشوب هنوز ادامه داره؛ اگه کسی برای پایان‌دادن بهش
‫ تلاش نکنه، تمام زمین در تاریکی فرو می‌ره...

20:35.040 --> 20:38.440
‫کنگ مینگ... تو باید کورسوی امیدی بر این جهانِ پرهرج‌ومرج باشی...

20:39.540 --> 20:42.640
‫گرچه، کدوم راه رو باید پیش بگیرم؟

20:49.650 --> 20:52.020
‫ابرهایی که جلوی آفتاب رو گرفتن بالأخره می‌تون کنار برن!

20:53.520 --> 20:58.590
‫نیروی باد شبیه به نیروی قهرمانی می‌مونه
‫ که تاریکیِ خودش رو پس می‌زنه.

20:59.490 --> 21:04.130
‫زمانی که چنین قهرمانی پیدا کردم،
‫بازسازیِ هان می‌تونه قابل‌انجام باشه!

21:10.210 --> 21:16.040
‫شش سال بعد، در سال 199 پس از میلاد،
‫کنگ مینگ به ژیانگ یانگ در جینگ ژو نقل مکان کرد.

21:16.380 --> 21:23.290
‫وقتی هوا خوب است در مزرعه کار می‌کند و
‫ اگر بارانی باشد در خانه می‌ماند و کتاب می‌خواند.

21:24.890 --> 21:29.390
‫همانطور که به آسمان خیره می‌شوم، همانطور که خورشید غروب می‌کند...

21:29.690 --> 21:34.630
‫جهان دارای سه ستاره است که به‌شدت به‌زمین تابش می‌کنند.

21:47.280 --> 21:51.750
‫کمی بعد از آن، یک ستاره دنباله‌دار سقوط می‌کند و شروعی جدید را رقم می‌زند.

21:52.750 --> 21:56.250
‫کنگ مینگ، ستاره‌ی سوم برای کیه؟
‫سربه‌سرمون نذار!

21:57.690 --> 21:58.920
‫خودم هنوز دنبالش می‌گردم.

21:59.690 --> 22:00.720
‫چی؟!

22:23.410 --> 22:29.990
‫در جستجوی خود برای یافتن قهرمانی هماهنگ با ایده‌آل‌هایش... کنگ مینگ به سفری می‌پردازد و در زمین پرسه می‌زند.

22:31.050 --> 22:36.390
‫اگرچه این تحقیق او را ملزم به مقابله
‫ با خطرات این دنیای آشفته خواهد کرد.

22:36.414 --> 23:06.414
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:06.438 --> 24:06.438
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.