﻿WEBVTT

00:00.100 --> 01:30.100
.:: www.bolboljan.net ::.

01:31.820 --> 01:38.200
‫شویو، دریاسالار وو، سعی کرد
‫ مشاور گنتوکو، کنگ‌مینگ را بکشد.

01:38.930 --> 01:42.470
‫کنگ‌مینگ که متعهد شد 100,000 تیر را در 3 روز فراهم کند...

01:42.630 --> 01:46.970
‫از دشمنان استفاده کرد تا در شبی مه‌آلود به هدف خود برسد.

01:48.040 --> 01:52.680
‫کنگ‌مینگ و شویو پس از انجام ماموریت خود،
‫به استراتژی جدیدی فکر کردند.

01:53.550 --> 01:58.880
‫آن دو بر روی یک استراتژی به توافق رسیدند
‫ و با هم در برابر سائو سائو متحد شدند.

02:02.350 --> 02:06.570
‫«کو گای ـ حقه‌ی بدن کتک‌خورده»

02:07.290 --> 02:14.670
‫در تلاشی برای به دام انداختن شویو، سائو سائو قصد دارد سای کا
‫ و سای چو را به‌عنوان فراری‌های جعلی به اردوگاه شویو بفرستد.

02:07.320 --> 02:12.390
‫«دژ آبی سائو سائو»

02:15.470 --> 02:22.510
‫سای کا و سای چو، برادران کوچکتر سای مائو هستند که
‫ به دلیل دسیسه‌ی شویو، جان خود را از دست داد.

02:23.010 --> 02:26.440
‫برای شکست‌دادن وو، باید چندتا جاسوس بفرستیم.

02:26.850 --> 02:30.680
‫بعد از بررسی دقیق شرایط دشمن،
‫می‌تونیم استراتژی بهتری پیاده کنیم.

02:31.150 --> 02:33.380
‫«سای کا»

02:31.350 --> 02:32.980
‫این کاملاً درسته، قربان.

02:33.950 --> 02:37.460
‫چون برادر بزرگ‌تون، سای مائو،
‫گرفتار دسیسه‌ی دشمن شده...

02:38.220 --> 02:45.060
‫اگه تظاهر به تسلیم به دشمن کنین،
‫هیچ‌کس بهتون شک نمی‌کنه.

02:45.630 --> 02:48.770
‫این فرصت خوبی برای گرفتن انتقام سای مائو هستش.

02:49.600 --> 02:54.310
‫اگه موفق بشین؛ بهتون پاداش می‌دم؛ چطوره؟

02:54.970 --> 02:57.480
‫مفتخریم که به شما خدمت کنیم.

03:01.050 --> 03:02.950
‫هردوتون واقعاً وفادار هستید.

03:03.150 --> 03:06.460
‫«سای چو»

03:03.550 --> 03:09.150
‫تمام اعضای خانواده‌مون هنوز در
‫ جینگ‌ژو هستن؛ جرئت خیانت نخواهیم داشت.

03:09.720 --> 03:13.990
‫بسیار خب؛ 500 مرد بهتون می‌دم؛ به ساحل جنوبی برید!

03:14.360 --> 03:14.890
‫چشم!

03:23.340 --> 03:27.140
‫سای کا و سای چو؟ هردو برادران سای مائو هستین؟

03:27.140 --> 03:27.730
‫بله.

03:28.340 --> 03:31.080
‫سائو سائو جون برادرمون رو گرفت.

03:31.840 --> 03:35.050
‫می‌خوایم که انتقام مرگش رو بگیریم!

03:36.850 --> 03:40.220
‫لطفاً بذارید تسلیم و به شما ملحق بشیم.

03:41.550 --> 03:50.160
‫بابت مرگ سای مائو تسلیت می‌گم؛ خوشحال می‌شم که شما امروز
‫بهمون ملحق بشین؛ بسیار خب، به ارتش ما خوش اومدین.

03:50.660 --> 03:51.200
‫ممنون!

03:51.700 --> 03:54.530
‫از حالا، می‌خوام که وظایف‌تون رو
‫ با تلاش و به خوبی انجام بدید.

03:55.170 --> 03:59.300
‫گان نینگ، می‌سپارمشون به تو؛
‫خوب باهاشون رفتار کن.

03:59.600 --> 04:03.620
‫«گان نینگ ـ ژیانگبا»

03:59.800 --> 04:00.420
‫چـ ـ چشم...

04:00.470 --> 04:02.110
‫برای چی دست‌دست می‌کنی؟

04:02.770 --> 04:04.380
‫الانشم تسلیم شدن!

04:04.780 --> 04:05.280
‫بله!

04:09.280 --> 04:15.720
‫شویو-دونو... فکر نمی‌کنم واقعاً تسلیم‌شده باشن؛
‫خانواده‌شونو با خودشون نیاوردن.

04:16.050 --> 04:20.490
‫نمی‌فهمی واقعاً تسلیم شدن؟!
‫خیلی از سائو سائو متنفرن.

04:21.460 --> 04:22.560
‫این برای من واضحه!

04:24.160 --> 04:29.770
‫تصمیمم همینه! اگه به بقیه حسودی کنی،
‫چطوری می‌خوای قهرمان‌های زمین رو جمع کنی؟

04:36.980 --> 04:40.210
‫درست نمی‌فهمم چه اتفاقی افتاد...

04:40.910 --> 04:43.150
‫درباره‌ی اون مردها که به‌تازگی تسلیم شدن؟

04:43.680 --> 04:45.580
‫اوه... از قبل می‌دونستید...

04:46.120 --> 04:53.330
‫اونا برادرهای سای مائو، سای کا و سای چو هستن؛
‫انگار شویو-دونو خیلی بهشون اعتماد داره.

04:53.690 --> 04:55.290
‫نمی‌فهمم چه مرگش شده...

04:57.300 --> 04:59.100
‫به چی می‌خندید؟

05:00.670 --> 05:03.870
‫می‌خندم چون نمی‌تونید نیت واقعی شویو-دونو رو حدس بزنید..

05:04.500 --> 05:05.640
‫نیت واقعی‌ش؟

05:06.300 --> 05:11.340
‫اینا جاسوس‌هایی هستن که برای بررسی
‫ وضعیت‌مون و گزارشش فرستاده شدن.

05:11.940 --> 05:14.580
‫برای همین سائو سائو، سای کا و سای چو رو فرستاده اینجا.

05:15.480 --> 05:20.090
‫شویو-دونو از قبل متوجه قصد پلیدشون شد،
‫ولی تصمیم گرفت اول ازشون استفاده کنه.

05:21.590 --> 05:25.620
‫که اینطور... ولی چرا باید منو هم گول می‌زد؟

05:26.290 --> 05:30.350
‫ضرب‌المثل «برای گول‌زدن دشمن،
‫اول باید افراد خودت رو گول بزنی.» رو یادتونه؟

05:32.630 --> 05:37.240
‫واقعاً خردتون تحسین‌برانگیزه، کنگ‌مینگ-دونو! شگفت‌زده شدم!

05:39.270 --> 05:41.810
‫بیاید ببینیم شویو-دونو باهاشون چیکار می‌کنه...

05:42.870 --> 05:43.960
‫اول یکم بنوشیم...

05:46.580 --> 05:52.050
‫آن شب، فرمانده سه گردان پیشتاز،
‫ ژنرال کو گای، از راه رسید.

05:47.380 --> 05:51.890
‫«کرانه جنوبی چانگ‌جیاانگ ـ پایگاه دریایی سون کن»

05:55.320 --> 06:01.390
‫ژنرال کو گای سه نسل در خدمت سلسله سون
‫ بوده و بسیار وفادار و شجاع است.

05:55.480 --> 05:59.260
‫«ژنرال کو گای»

06:01.960 --> 06:07.070
‫کو گای مخفیانه به دیدار دریاسالار اعظم، شویو رفت.

06:07.970 --> 06:11.840
‫نیروی دریایی سائو سائو خیلی بزرگه؛
‫باید خیلی مراقب باشیم.

06:12.400 --> 06:17.810
‫علاوه بر این، دشمن با تمرین مداوم،
‫ داره قوی‌تر و ماهرتر می‌شه.

06:18.180 --> 06:20.010
‫این برای ارتش کوچیک‌مون مشکله.

06:21.450 --> 06:26.620
‫ژنرال کو گای... استراتژی مناسبی برای این شرایط دارید؟

06:27.190 --> 06:29.990
‫البته! فقط باید بسوزونیمشون.

06:31.320 --> 06:32.320
‫اینو از کی شنیدید؟

06:32.990 --> 06:35.960
‫هیچ‌کس؛ خودم حدس زدم.

06:36.830 --> 06:40.100
‫منم به همین نقشه فکر می‌کردم.

06:41.530 --> 06:42.820
‫شما هم، شویو-دونو...؟

06:44.140 --> 06:48.470
‫ولی کسی رو از طرف خودمون می‌خوایم که
‫ مقابل دشمن تظاهر به تسلیم‌شدن کنه...

06:48.910 --> 06:50.060
‫حق با شماست...

06:50.480 --> 06:54.110
‫اما چطوری باید برای سائو سائو باورپذیرش کنیم؟

06:54.350 --> 06:57.820
‫سای کا و سای چو تازه اومدن اینجا
‫ و تظاهر به تسلیم‌شدن کردن.

06:58.520 --> 07:01.150
‫مشخصه که سائو سائو فرستادتشون تا ازمون جاسوسی کنن.

07:01.890 --> 07:05.660
‫ازشون به‌عنوان وسیله مخفی انتقال اخبار استفاده می‌کنم.

07:06.590 --> 07:09.930
‫شویو-دونو، شما به این هم فکر می‌کردید؟

07:10.800 --> 07:12.360
‫الحق که دریاسالار اعظم هستید!

07:12.900 --> 07:16.450
‫خب، بین ما کی رو می‌تونم بفرستم که به تسلیم تظاهر کنه؟

07:16.840 --> 07:19.640
‫باید یه ژنرال شجاع باشه...

07:20.170 --> 07:22.240
‫می‌تونید منو برای این‌کار بفرستید.

07:22.890 --> 07:24.530
‫چی؟! شما، ژنرال؟

07:25.280 --> 07:26.700
‫نمی‌تونم چنین کاری کنم!

07:27.300 --> 07:32.320
‫شما ژنرال شماره یک ما هستید؛
‫به‌علاوه، چطور می‌تونم خبرشو به ارباب‌مون بدم؟

07:32.920 --> 07:38.890
‫الانم خیلی پیر شدم؛ این شاید آخرین نبردم باشه؛
‫حاضرم برای وو هر خطری رو قبول کنم.

07:39.520 --> 07:42.130
‫خواهش می‌کنم، شویو-دونو، بذارید این‌کارو بکنم.

07:42.690 --> 07:46.870
‫اگه به‌شدت مجروح نباشی،
‫از کجا می‌دونی سائو سائو حرفتو باور می‌کنه؟

07:47.930 --> 07:49.750
‫حتی اگه بمیرم، ازش پشیمون نمی‌شم.

08:03.250 --> 08:04.550
‫کو گای-دونو...

08:13.560 --> 08:20.370
‫صبح روز بعد، شویو همه ژنرال‌های نیروی
‫ زمینی و دریایی را به جلسه‌ای احضار کرد.

08:21.270 --> 08:26.840
‫در میان حاضران، دو پناهنده جعلی سای کا
‫ و سای چو و همچنین کنگ‌مینگ بودند.

08:27.610 --> 08:32.080
‫سائو سائو 200,000 نیروی دریایی و 1,000,000 نیروی زمینی داره.

08:32.540 --> 08:36.010
‫متأسفانه فکر می‌کنم الان شانس پیروزی‌مون کم باشه.

08:36.450 --> 08:42.420
‫بنابراین، در راستای یه نبرد طولانی، می‌خوام
‫ هر سرباز برای 3 ماه مایحتاج خودش رو تأمین کنه.

08:43.050 --> 08:43.860
‫صبر کنید!

08:48.290 --> 08:51.530
‫ژنرال کو گای، نظری برای ارائه دارید؟

08:52.000 --> 08:56.130
‫دریاسالار، چرا در تصمیم‌تون مردد هستید؟

08:56.970 --> 09:02.610
‫سه ماه که هیچی، حتی توی سه سال هم
‫هیچ دستاوردی نخواهیم داشت.

09:02.670 --> 09:03.140
‫چی؟!

09:03.940 --> 09:06.950
‫الان وقت کافی برای شکست‌دادن سائو سائو رو نداریم.

09:07.310 --> 09:12.520
‫اگه سه ماه مسئله رو به تأخیر بندازیم،
‫چرا توصیه‌ی کو سان قبول نکنیم و تسلیم نشیم؟

09:13.250 --> 09:14.550
‫ساکت شو، کو گای!

09:19.990 --> 09:26.000
‫من از سون کن-ساما اختیار دارم که
‫ هرکسی بخواد تسلیم شه رو اعدام کنم.

09:26.700 --> 09:32.940
‫دهنتو ببند! من، کو گای، از شما تجربه‌ی بیشتری دارم!
‫نسل‌هاست که پیروی خاندان سون بودم.

09:33.440 --> 09:36.780
‫و حالا، تو چه حقی داری که چنین‌چیزی بهم بگی؟!

09:38.710 --> 09:41.510
‫من با دستور ارباب، نیروی دریایی رو رهبری می‌کنم!

09:42.310 --> 09:45.450
‫رفتارت نابخشودنی‌ـه! کو گای رو گردن بزنین!

09:45.920 --> 09:46.790
‫اعدامش کنین!

09:52.360 --> 09:57.730
‫ژنرال کو گای مورد احترام تمام ارتش هستش؛
‫لطفاً از اعدامش تجدیدنظر کنید!

09:58.160 --> 10:01.000
‫ازش دفاع نکنین! گان نینگ، گمشو!

10:01.300 --> 10:06.810
‫با اینکه ژنرال کو گای مقصر هستن، اما اعدامش
‫ خردمندانه نیست؛ لطفاً بهش رحم کنید!

10:06.970 --> 10:09.870
‫شویو-دونو؛ من ازتون خواهش می‌کنم.

10:09.940 --> 10:14.250
‫اگه الان اعدامش کنید،
‫فقط نبرد رو به نفع سائو سائو می‌کنید.

10:21.890 --> 10:25.920
‫به‌خاطر پادرمیونیِ همه، از جونش می‌گذرم.

10:26.990 --> 10:31.930
‫ولی نمیذارم بدون مجازات قسر در بره!
‫با چوب بهش 100 ضربه بزنید!

10:38.100 --> 10:46.340
‫32... 33... 34... 35...

10:48.250 --> 10:58.670
‫36... 37... 38... 39...

10:59.860 --> 11:07.900
‫40... 41... 42... 43...

11:09.200 --> 11:18.880
‫44... 45... 46... 47...

11:19.830 --> 11:23.830
‫48... 49...

11:37.860 --> 11:41.010
‫کنگ‌مینگ-دونو، ذهن‌تون مشغول نیست؟

11:41.490 --> 11:42.560
‫برای چی؟

11:42.890 --> 11:47.470
‫خودتونم که دیدید، ژنرال کو گای شلاق خورد، نه؟

11:48.470 --> 11:52.370
‫فقط چون قانون‌شکنی کرد، ژنرال کو گای رو...

11:54.210 --> 11:56.910
‫لو شوکو-دونو، من به این راحتی گول نمی‌خورم.

11:57.110 --> 12:01.780
‫چی؟! مگه هردومون شاهد تنبیه‌شدنش نبودیم؟

12:02.110 --> 12:06.150
‫ولی متوجه نشدید که شویو-دونو حقه‌ای سوار می‌کرد؟

12:06.350 --> 12:07.150
‫حقه؟!

12:07.420 --> 12:09.960
‫درسته؛ برای همین ذهنم مشغول نشد.

12:11.920 --> 12:14.630
‫ژنرال کو گای به‌زودی به تسلیم تظاهر می‌کنه.

12:15.330 --> 12:20.100
‫بعد سای کا و سای چو در گزارش‌شون
‫ از شویو-دونو، شهادت می‌دن.

12:20.930 --> 12:24.070
‫اینطوری سائو سائو با این
‫ «حقه‌ی بدن کتک‌خورده» متقاعد می‌شه.

12:24.340 --> 12:27.010
‫«حقه‌ی بدن کتک‌خورده»؟ که اینطور...

12:27.340 --> 12:31.140
‫وقتی شویو-دونو رو دیدید،
‫بهش نگید که از این مورد خبر دارم.

12:31.240 --> 12:35.980
‫متوجه شدم؛ به هیچ‌کس درباره‌ی این
‫ «حقه‌ی بدن کتک‌خورده» حرفی نمی‌زنم.

12:36.720 --> 12:40.850
‫می‌تونی به شویو-دونو بگی که در این‌باره خیلی ناراحتم.

12:52.830 --> 12:56.330
‫شویو-دونو، چرا صدمات غیرضرورری
‫ به ژنرال کو گای وارد کردید؟

12:56.670 --> 12:58.500
‫بقیه‌ی ژنرال‌ها چه فکری می‌کنن؟

12:58.840 --> 13:01.610
‫بله؛ همه بابتش ناراحت هستن.

13:02.740 --> 13:04.530
‫و کنگ‌مینگ چطور؟

13:05.140 --> 13:08.610
‫گفت شویو-دونو دریاسالار بی‌کفایتی هستش.

13:09.050 --> 13:12.820
‫واقعاً؟! پس این‌بار می‌تونم کنگ‌مینگ رو گول بزنم!

13:15.590 --> 13:16.450
‫راستش...

13:17.390 --> 13:24.830
‫ژنرال کو گای هم نقش یه پناهنده‌ی جعلی رو
‫ بازی می‌کنه؛ وگرنه، حاضر به انجام این‌کار نبودم.

13:25.860 --> 13:27.330
‫که اینطور...

13:28.130 --> 13:32.440
‫پس هرچیزی که کنگ‌مینگ-دونو گفت حقیقت داره.

13:36.840 --> 13:42.280
‫متأسفم؛ شاید دریاسالار یه کینه‌ی شخصی
‫ علیه شما داره که این‌کارو کرده؟

13:42.850 --> 13:44.180
‫نه؛ اشتباه می‌کنی.

13:46.150 --> 13:48.420
‫پس نکنه این «حقه‌ی بدن کتک‌خورده»ست؟

13:49.050 --> 13:50.690
‫چطور اینو می‌دونستی؟

13:51.290 --> 13:51.920
‫حدس می‌زدم...

13:51.490 --> 13:55.670
‫«کان تاکو ـ دِرون»

13:52.790 --> 14:00.000
‫دریاسالار خیلی بهتون احترام میذاره؛ وقتی
‫ مقابل‌تون انقدر بی‌رحم بود، باورنکردنی بود.

14:00.170 --> 14:06.770
‫برای سه نسله که مورد لطف وو بودم؛
‫با این‌حال، هیچ کار مهمی برای جبرانش نکردم.

14:07.510 --> 14:12.910
‫پس حاضرم زیر بار «حقه‌ی بردن کتک‌خورده» برم،
‫ولی هرگز از دریاسالار کینه‌ای به دل نمی‌گیرم.

14:13.480 --> 14:15.750
‫حتی بعد از این، هیچ‌وقت قصد شورش نخواهم داشت.

14:16.950 --> 14:18.620
‫شنیدن این بهم اطمینان داد.

14:19.080 --> 14:23.020
‫واقعاً وفاداری‌تون رو تحسین می‌کنم؛
‫حاضرم هرکاری براتون انجام بدم.

14:23.220 --> 14:28.860
‫خب، به یه فرد قابل‌اعتماد نیاز دارم
‫تا اینو به اردوگاه دشمن برسونه...

14:30.630 --> 14:34.900
‫نامه‌ی تسلیم من؛ باید اینو
‫ شخصاً به سائو سائو برسونی.

14:37.740 --> 14:39.540
‫با افتخار انجامش می‌دم.

14:40.340 --> 14:43.170
‫حتی اگه به قیمت جونم باشه، انجامش می‌دم!

14:43.780 --> 14:48.680
‫سرنوشت کشورمون به این بستگی داره؛
‫روت حساب می‌کنم، کان تاکو-دونو!

14:49.750 --> 14:50.250
‫بله!

14:58.700 --> 15:00.940
‫«خواهر کوچک‌تر کنگ‌مینگ»

15:14.810 --> 15:16.370
‫هی! بیا اینجا! داری کجا می‌ری؟

15:16.610 --> 15:17.940
‫فقط برای ماهیگیری اومدم.

15:18.380 --> 15:21.610
‫ماهی؟ آخه چه‌جور ماهی‌ای اینجا پیداش می‌شه؟!

15:21.910 --> 15:25.420
‫می‌خوام صید بزرگ بگیرم: سائو سائو.

15:25.820 --> 15:29.190
‫چی؟! خیلی مشکوکی! حتماً از طرف دشمنی!

15:29.850 --> 15:33.040
‫درسته! من کان تاکو از وو هستم.

15:33.890 --> 15:37.930
‫عجب شانس خوبی! بگیریدش!

15:38.130 --> 15:38.900
‫چشم!

15:45.000 --> 15:49.570
‫کان تاکو، می‌دونم یکی از مشاورین وو هستی.

15:50.210 --> 15:53.380
‫توی این ساعت شب، چه نقشه‌ای داری؟

15:54.950 --> 16:03.360
‫شنیده بودم سائو سائو کسیه که مردان شجاع و با استعداد رو
‫ تحسین و پیش خودش دعوت می‌کنه؛ انگار اشتباه می‌کردم!

16:04.220 --> 16:04.760
‫چی؟!

16:05.460 --> 16:08.560
‫ژنرال کو گایِ بی‌چاره واقعاً اشتباه قضاوت کرده!

16:09.160 --> 16:10.330
‫ژنرال کو گای؟

16:11.400 --> 16:13.400
‫منظورت همون ژنرال باتجربه‌ی وو‌ـه؟

16:14.100 --> 16:16.770
‫بله؛ شویو مجازاتش کرده.

16:17.240 --> 16:23.280
‫با خشم بسیار، نامه‌ای رو بهم سپرد؛
‫حیف که انتخاب احمقانه‌ای کرده.

16:23.580 --> 16:27.280
‫نخست‌وزیر، کو گای برای
‫ سه نسل به وو خدمت کرده.

16:27.610 --> 16:28.450
‫می‌دونم.

16:29.080 --> 16:32.850
‫شاید چیزی در مورد نیروی دریایی وو بدونه.

16:33.950 --> 16:36.490
‫کان تاکو، مدرکی داری؟

16:37.720 --> 16:39.990
‫عذر می‌خوام، ولی مدرک محکمی ندارم.

16:40.660 --> 16:46.100
‫اما نامه‌ی شخصی کو گای رو برای نخست‌وزیر آوردم.

17:02.350 --> 17:06.020
‫که اینطور؛ متوجه ظلمی که به کو گای شده هستم.

17:06.850 --> 17:10.060
‫می‌خواد تسلیم شه و مقداری آذوقه و سلاح بیاره...

17:10.490 --> 17:14.490
‫کان تاکو، این حقه‌ی قدیمیِ «بدن کتک‌خورده» نیست؟

17:16.190 --> 17:19.530
‫می‌تونم تا تهشو بخونم؛ جرئت داری گولم بزنی؟!

17:20.170 --> 17:23.270
‫گردنش رو بزنین! ببرینش!

17:23.400 --> 17:23.870
‫چشم!

17:23.900 --> 17:24.670
‫صبر کنید!

17:25.070 --> 17:27.440
‫کدوم قسمت نامه عصبانی‌تون کرده؟!

17:27.940 --> 17:29.940
‫بهت می‌گم تا با آرامش بمیری.

17:30.410 --> 17:34.680
‫اگه کو گای واقعاً می‌خواد تسلیم بشه،
‫چرا زمانی برای تحویل خودش اعلام نکرد؟

17:37.220 --> 17:38.450
‫چی خنده‌داره؟!

17:38.950 --> 17:41.020
‫چیزی به این واضحی رو نمی‌فهمید؟

17:41.450 --> 17:45.990
‫شما از جوانی کتاب‌های نظامی رو خوندید؛
‫پس باید توی طرح استراتژی خبره باشید.

17:46.690 --> 17:48.730
‫اینکه اصول اولیه هم نمی‌دونید شرم‌آوره!

17:49.530 --> 17:50.160
‫چی؟!

17:50.600 --> 17:55.770
‫وقتی انقدر بی‌کفایت هستید،
‫بهتره لشکرتونو جمع کنین و پا به فرار بذارین!

17:56.270 --> 17:58.240
‫جرئت داری به من بگی بی‌کفایت؟!

17:58.570 --> 18:03.340
‫بله؛ با این سطح مهارت، چطور می‌تونید مقابل وو پیروز بشید؟!

18:03.780 --> 18:05.510
‫پس بهم بگو برای چی!

18:05.980 --> 18:10.280
‫اگه ژنرال کو گای می‌خواست به وو خیانت کنه،
‫نباید هیچ اشتباهی در کارش باشه.

18:10.580 --> 18:15.750
‫پس اگه نتونه در زمانی که گفته خودشو
‫ بهتون تحویل بده، هنوز بهش اعتماد می‌کنید؟

18:17.820 --> 18:23.230
‫برای همین با احتیاط پیش می‌ره و منتظر فرصته؛
‫چطور می‌تونه زمانش رو اعلام کنه؟!

18:23.630 --> 18:27.230
‫شما حتی اصول اولیه هم نمی‌دونید؛
‫معلومه که بی‌کفایت خطاب‌تون می‌کنم.

18:28.270 --> 18:32.840
‫کارت عالی بود، مشاور کان تاکو؛ کاملاً‌ حق با توئه.

18:36.340 --> 18:37.590
‫«سای کا»

18:41.010 --> 18:45.480
‫کان تاکو... خوشحالم که خبر
‫ تسلیم‌شدن ژنرال کو گای رو بهم رسوندی.

18:47.020 --> 18:49.550
‫به‌نمایندگی دوستم، از شما تشکر می‌کنم.

18:50.320 --> 18:52.190
‫بیا امشب باهم جشن بگیریم.

18:52.760 --> 18:57.860
‫وقتی فردا صبح به وو برگشتی،
‫دربارش به کو گای بگو.

18:58.590 --> 18:59.390
‫بله.

19:04.470 --> 19:10.010
‫وقتی بحث می‌کردیم، یهو نامه‌ای از سای کا دریافت کردیم؛
‫اون موقع بود که سائو سائو بهم اعتماد کرد.

19:10.540 --> 19:12.140
‫پس واقعاً‌ نزدیک بود...

19:12.740 --> 19:17.920
‫همش به‌لطف خوش‌زبونیِ شما بود؛ وگرنه
‫تمام سختی‌های که به من وارد شد بی‌فایده می‌شد.

19:18.420 --> 19:22.550
‫اجازه بدید تا به اردوگاه گان‌نینگ برم و سای کا و سای چو رو ببینم.

19:23.190 --> 19:25.860
‫آره؛ برات آرزوی موفقیت می‌کنم.

19:35.130 --> 19:37.800
‫دریاسالار چش شده؟! واقعاً غیر منطقیه!

19:37.870 --> 19:40.640
‫آره! چرا انقدر با ژنرال کو گای بدرفتاری کرد؟!

19:40.940 --> 19:43.640
‫اگه من اون کارو می‌کردم فقط خودمو مسخره کرده بودم.

19:43.810 --> 19:44.710
‫منم.

19:45.240 --> 19:51.120
‫اگه سائو سائو بود، می‌بخشیدش؛
‫شنیدم خیلی با افسرهاش خوب رفتار می‌کنه.

19:51.750 --> 19:55.890
‫که اینطور... پس یعنی تسلیم ژنرال کو گای رو قبول می‌کنه؟

19:56.820 --> 19:59.290
‫منم داشتم به همون فکر می‌کردم...

20:00.460 --> 20:01.530
‫پیدات کردم عوضی!

20:01.990 --> 20:02.930
‫بهتون رحمی نمی‌کنم!

20:03.230 --> 20:06.260
‫لطفاً صبر کنید! ما هم طرف شما هستیم!

20:06.830 --> 20:08.270
‫چی؟! طرف ما؟!

20:08.470 --> 20:10.200
‫اگه دروغ بگین، هردوتونو می‌کشم!

20:11.240 --> 20:15.840
‫درواقع، ما به‌فرمان نخست‌وزیر
‫داریم تظاهر به تسلیم‌شدن می‌کنیم.

20:16.340 --> 20:17.690
‫چی؟! این واقعیت‌ـه...؟

20:18.380 --> 20:23.580
‫بله؛ اگه شما ژنرال‌ها قصد تسلیم‌شدن دارید،
‫اجازه بدید ما براتون ترتیبش بدیم.

20:27.690 --> 20:35.130
‫سای چو با باور سخنان کان تاکو، پیام محرمانه دیگری
‫ در رابطه با طرح فرار به سائو سائو فرستاد.

20:35.780 --> 20:41.670
‫بدون درک کو گای، همه این‌ها بر اساس دسیسه شویو ترتیب داده شد.

20:52.610 --> 20:56.920
‫زمانی که اون نامه به‌دست سائو سائو برسه،
‫«حقه‌ی بدن کتک‌خورده» به هدف خودش می‌رسه.

20:58.020 --> 21:00.020
‫پس می‌تونیم جون سائو سائو رو بگیریم.

21:03.560 --> 21:05.210
‫فکر کنم همه مهره‌ها سر جاشون باشن.

21:05.450 --> 21:07.310
‫مطمئن نیستم که سائو سائو باورش می‌کنه یا نه...

21:07.760 --> 21:09.710
‫نه؛ هنوز یه‌چیز دیگه هم هست...

21:10.660 --> 21:11.460
‫فکرشو می‌کردم...

21:14.770 --> 21:18.900
‫وقتی ژنرال کو گای تسلیم بشه، در قایقی با پرچم آبی و سبز میاد.

21:19.500 --> 21:20.800
‫پرچم آبی و سبز؟

21:22.410 --> 21:25.380
‫شوکو لینانگ می‌گفت که قایق قراره پر آذوقه باشه.

21:25.810 --> 21:28.750
‫به‌نظر اون پیرمرد قراره یه‌سری هدیه هم با خودش بیاره...

21:28.950 --> 21:35.020
‫از دست‌دادن مردی مثل کو گای واقعاً‌ باید ضربه سنگینی به دشمن باشه؛
‫واقعاً‌ خوبه که همچین استعدادی رو پیش خودمون آوردیم.

21:35.720 --> 21:39.220
‫کو گای واقعاً سابقه‌ی درخشانی داره؛
‫اصلاً‌ نمی‌تونم منتظرش بمونم.

21:40.790 --> 21:42.430
‫اما هنوز حس بدی دارم...

21:43.730 --> 21:48.130
‫اگه ژنرال کو گای برای مدت زیادی خدمت می‌کرده،
‫چرا باید انقدر راحت خودشو تسلیم کنه؟

21:48.600 --> 21:54.210
‫ممکنه که سای کا و سای چو با وو
‫دست‌به‌یکی کرده باشن و بخوان فریبم بدن؟

21:55.920 --> 22:00.170
‫«شو کان ـ زویی»

21:56.440 --> 22:01.450
‫نگرانی‌تون کاملاً به‌جاست؛ اجازه بدید
‫مخفیانه به اردوگاه دشمن برم و جاسوسی‌شون رو بکنم.

22:02.510 --> 22:06.080
‫اما همین چندوقت قبل پیش شویو رفتید؛
‫بهتره دوباره این‌کارو نکنید.

22:07.050 --> 22:09.090
‫یه‌بار دیگه می‌خوای بری، شو کان؟

22:09.690 --> 22:12.190
‫بله؛ یک‌دفعه قبلاً‌ در اردوگاه دشمن بودم.

22:12.560 --> 22:14.730
‫دوست‌دارم شکست گذشته‌ام رو جبران کنم.

22:16.190 --> 22:16.730
‫روت حساب کردم!

22:16.800 --> 22:17.230
‫بله!

22:18.530 --> 22:21.800
‫کو گای جان خود را به‌خاطر «حقه‌ی بدن کتک‌خورده» به خطر انداخت.

22:22.530 --> 22:25.500
‫او که مشتاق پیروزی است،
‫مشکلی با تحمل چنین مصیبتی ندارد.

22:26.500 --> 22:31.780
‫اما سائو سائو هنوز او را کاملاً باور نکرده بود،
‫ بنابراین دوباره شو کان را برای جاسوسی فرستاد.

22:32.780 --> 22:42.550
‫در میان برخورد استراتژی‌های جهنمی که با یکدیگر روبه‌رو می‌شوند،
‫ نبردی خونین در شرف خودنمایی است که صحنه آن رودخانه‌ چانگ‌جیانگ است.

22:42.574 --> 23:12.574
.:: telegram: @bollbolljan ::.
.:: instagram: @bollbolljan_Com ::.

23:12.598 --> 24:12.598
بلبل جان
مرجع دانلود فيلم و سريال بدون سانسور
.:: www.bolboljan.net ::.