﻿WEBVTT

00:08.740 --> 00:11.470
<i>چگونه ميشود مردمي بدينگونه از هم متنفر باشن</i>

00:13.270 --> 00:18.300
<i>....که جسد بي جان مقلوب شده اونا در خون غوطه ور شده باشد </i>

00:20.680 --> 00:24.140
<i>......و ارتباط اونا توسط شمشير شکسته باشد</i>

00:39.870 --> 00:43.060
<i>....در ظلمت از بين بروند ، و از صميم دل ماتم بگيرن و بگوين </i>

00:45.610 --> 00:49.770
<i>" ........ عشق من ، لطفا بمير"</i>

00:52.450 --> 00:55.940
" ........ عشق من ، لطفا بمير"

01:09.201 --> 01:14.201
‏.::  www.bolboljan.net ::.

01:17.800 --> 01:23.500
"قسمت سيزدهم"

01:23.740 --> 01:34.560
<i>ابرها شب رو پوشش دادن با رفتن ماه
اونا به هدفشون که مه هست ميرسن</i>

01:34.560 --> 01:44.930
<i>و عشق ها در درون تله هاي ظالم گرفتار ميشن
همچون جوجه هاي تازه به دنيا آمده</i>

01:44.930 --> 01:57.080
<i>آه ، بعد از سوختن احساسات دروغ
به طور محکم در قلبهاشون..... رخنه ميکند</i>

01:57.680 --> 02:03.520
<i>آرام مثل آب، سخت مثل گل </i>

02:03.520 --> 02:08.360
<i>سوراخ کردن با لرزش شمشير</i>

02:08.360 --> 02:14.300
<i>حتي زماني که من جلوي اشکهاي حسرت وجودمو گرفتم</i>

02:14.300 --> 02:24.360
<i>پلکهايم هنوز تورو به خاطر ميآرن</i>

02:31.550 --> 02:36.380
"دسته اي از پروانه"

02:37.320 --> 02:41.380
" سکيادو "

02:52.170 --> 02:54.290
کافيه ديگه کاگرو

03:06.050 --> 03:11.390
ميخواهي چکار کني گنوسکه ساما؟

03:11.390 --> 03:14.660
مطمئناً نميتوني با اين اوضاع و احوالت
به مسافرت به سمت سنپو ادامه بدي

03:14.660 --> 03:19.160
ميدونم قصد تو از اومدن به اين سفر
ملاقات با شوگان بازنشسته هستش

03:19.160 --> 03:23.930
و ما نميتونيم برگرديم تا زماني که به هدفمون برسيم

03:30.300 --> 03:34.910
و حمله اي که از طرف ايگا شد غير منتظره بود

03:34.910 --> 03:39.780
ما هيچوقت به سنپو نميرسيم مگر اينکه ما راه آسونو انتخاب کنيم

03:43.650 --> 03:47.610
من معذرت ميخوام از اينکه شمارو نگران کردم

03:49.220 --> 03:53.890
اين بحث و همينجا ختم ميکنيم تا زماني که سيمون برگرده
اجازه بديد آماده بشيم

03:56.660 --> 03:57.890
... گنوسکه ساما

04:08.710 --> 04:13.440
... فقط اميدوارم بي نياز از نگراني من باشه

04:18.920 --> 04:25.760
ديگه براي اين خونخواهي نميشه برگشت
... توي اين مسافرت جهنمي

04:39.540 --> 04:42.780
!ننکي دونو
!چي داري ميگي؟

04:42.780 --> 04:45.480
!دارم ميگم برات يه خبر داغ دارم

04:45.480 --> 04:50.640
!من گنوسکه ساما و بقيه رو با قدرت خودم کشتم

04:55.660 --> 04:57.560
گنوسکه کوگا؟

04:57.560 --> 05:00.660
... اون ديگه نميتونست از اون تکنيکش استفاده کنه

05:00.660 --> 05:02.030
و موروگا هيوما چطور؟

05:02.030 --> 05:05.670
احتياجي به شرح کشته شدن يه شينوبي کور نيست

05:05.670 --> 05:10.170
!به آسوني بريدن يه تُرُب بود

05:10.170 --> 05:14.940
در حين انجام اون کار ، ديدم که اون
دختره کاگرو داره فرار ميکنه

05:14.940 --> 05:18.250
درصورتيکه تو با پروانه هات پنهان شدي

05:18.250 --> 05:19.940
... فقط به خاطر زندگيت

05:28.160 --> 05:31.590
!خوب در مورد کيساراگي سيمون چي؟

05:31.590 --> 05:37.590
... واقعاً تأسف انگيزه ، اما موفق شد از اونجا فرار کنه

05:39.200 --> 05:42.100
!ننکي دونو اصلاً شبيه تو نيست

05:42.100 --> 05:44.040
اينو دوست نداري

05:45.240 --> 05:47.910
... پس تو هنوز زنده اي ، کيساراگي سيمون

05:47.910 --> 05:50.810
اوه ، بله

05:50.810 --> 05:55.320
... کاگرو در مورد اون قبل از مرگش اعتراف کرد

05:55.320 --> 06:01.620
ظاهراً اون کسي که ياشامارو  رو  کُشته کيساراگي سيمونه

06:13.630 --> 06:17.770
ننکي دون ! چطوري تونستي در مورد
!اون همچين اشتباهي رو بکني؟

06:17.770 --> 06:19.810
.... کيساراگي سيمون

06:19.810 --> 06:25.210
... پس اون واقعا کسيه که ياشامارو رو به قتل رسونده

06:28.120 --> 06:29.880
... اون مَرد

06:35.790 --> 06:40.020
!تو قبل از کشتن بقيه بايد سيمون رو ميکشتي

06:47.330 --> 06:50.130
... نه ، شايد اين

06:53.510 --> 07:02.450
... شايد اين خواست خدائه که من بتونم کيساراکي سيمونو بکشم

07:02.450 --> 07:05.320
تو بتوني ، هاتاروبي؟

07:05.320 --> 07:09.790
پس احتياجي به گفتن اين نيست که اون توانايي تغيير قيافه داره
تو که ميدوني

07:09.790 --> 07:15.630
من ديگه گمراه نميشم
!ديگه برام مهم نيست اون در قالب چه کسي ميره

07:20.000 --> 07:22.560
!منو ديگه گمراه نخواهم شد

08:03.640 --> 08:07.080
... فکر ميکردي بتوني ببينيش

08:12.450 --> 08:16.010
!از طريق من ، هاتاروبي ...

09:16.220 --> 09:21.980
... کيساراگي ... سيمون

09:36.740 --> 09:38.940
... يا

09:38.940 --> 09:43.770
... ياشامارو دونو

10:03.000 --> 10:05.670
... يا

10:05.670 --> 10:11.570
... ياشامارو دونو

10:18.310 --> 10:23.440
... ياشامارو دونو

11:49.340 --> 11:52.600
" بندرگاه کاوانا "

12:08.420 --> 12:12.590
!چرا ما بايد براي ادامه سفرمون از قايق استفاده کنيم؟

12:16.560 --> 12:20.430
... از راه دريا ميريم ، براي همه چي

12:20.430 --> 12:24.140
!عبور از هفت دريا واقعا اسفناکه

12:24.140 --> 12:28.110
جينگرو دونو ، چرا تو انقدر از اقيانوس بدت مي آد؟

12:28.110 --> 12:34.450
البته که همينطوره ! ميدوني اگه من
!توي آب نمک دريا بيافتم چه اتفاقي برام مي افته؟

12:34.450 --> 12:38.080
!حتي در موردشم که فکر ميکنم تمام بدنم به لرزش مي افته

12:38.080 --> 12:43.560
اين دلواپسي رو از خودت دور کن جينگورو
!اينطوري هام نيست که ما بخواهيم سرتاسرشو شنا کنيم

12:43.560 --> 12:48.120
!من ميدونم ! اما من نميتونم از اين نترسم

12:53.770 --> 12:58.830
به نظر نميرسه که گروه کوگا بخوان
از قايق براي سفرشون استفاده کنن

12:59.840 --> 13:06.810
اگر ما بخواهيم اول از همه فاتح سايا بشيم
پس اول ما بايد از قايق استفاده کنيم

13:06.810 --> 13:13.950
... اما تنزن ساما ... ننکي دونو و هاتاروبي هنوز برنگشتن

13:13.950 --> 13:17.060
واقعاً بايد با اين کشتي بريم؟

13:17.060 --> 13:20.250
ما وقت اينو نداريم که براي اونا صبر کنيم
ارتباط اونا با ما قطع شده

13:22.360 --> 13:27.860
اين يه واقعيته که اونا هنوز خودشونو نشون ندادن

14:00.430 --> 14:03.830
!قايق الان راه مي افته

14:19.420 --> 14:26.330
<i>من نميخوام که با شماها بجنگم
اما هيچ اجتنابي از حمله تو نميکنم</i>

14:26.330 --> 14:29.560
<i>بايد سفر کنيد
براي تحويل دادن جنگ براي مرگ</i>

14:29.560 --> 14:33.690
<i>درميان پنج نفر از کوگا و هفت نفر از ايگا
که باقي موندن</i>

14:36.040 --> 14:39.270
... هفت نفر از ايگا

14:39.270 --> 14:49.150
گنوسکه ساما منم جزئي از اونا حساب کرده
... که هفتا دشمن حساب کرده

14:49.150 --> 14:59.360
اون بايد به مسئله فکر کنه که من عمداً
... در اين جريان قرار گرفتم

14:59.360 --> 15:04.930
من هيچ چي بيشتر از اين براي اون نميخوام
... که بدونه من توي اين جريان نبودم

15:04.930 --> 15:06.300
... و بعد

15:12.840 --> 15:15.280
لطفاً مواظب باشيد ، بانو

15:15.280 --> 15:19.230
... کشيرو
!تو منو درست گرفتي

15:26.290 --> 15:28.590
!اوبرو ساما

15:28.590 --> 15:31.390
!اوه ، اينو بگيريد

15:34.660 --> 15:38.000
... اينجا خطر ناکه برو داخل

15:38.000 --> 15:40.070
... فقط يکمي بيشتر

15:40.070 --> 15:41.360
اوبورو ساما؟

15:44.570 --> 15:47.010
... اين اولين سفر دريايي منه

15:47.010 --> 15:51.810
شايدم آخرين بار باشه که آب دريا رو بو ميکنم ، آکجينو؟

15:56.080 --> 16:00.490
... عطر و بوي دريا
... صداي موج ها

16:00.490 --> 16:05.010
... صداي مرغهاي دريايي
... همه اينا اولين باره براي من

16:07.430 --> 16:12.190
در حيرتم ، براي چي من اينجام؟

16:54.410 --> 16:56.780
!خيلي ممنونم

16:56.780 --> 16:57.910
!ممنونم

16:57.910 --> 17:00.910
!اين عاليه
!اين واقعا مجذوب کنندس

17:00.910 --> 17:04.410
!هي بريد يه جاي ديگه بنوازيد --
!چشم --

17:09.420 --> 17:11.480
... گنوسکه ساما

17:40.720 --> 17:41.790
آکجينو

17:41.790 --> 17:42.720
بله؟

17:42.720 --> 17:46.530
ميتوني بري مواظب جينگرو باشي که يه جارو محکم چسبيده؟

17:46.530 --> 17:48.290
محکم چسبيده؟

17:48.290 --> 17:51.900
من ميخوام با اوبور ساما تنهايي صحبت کنم

17:51.900 --> 17:56.930
کشيرو در سمت نگهداريه پس هيچ کس فکر محافظت مرکزي نيست

17:58.340 --> 18:00.070
بيا ، الان

18:00.070 --> 18:04.670
من ميرم فقط اونو بنشونم نميخوام مخل پيشرويي شما باشم

18:06.780 --> 18:11.920
اون صداي لطيف ، اما چطوري به صورت واضح
اين مطلبو به اوبورو ساما بگم؟

18:11.920 --> 18:18.720
اين امکان وجود داشت که ما توي بندرگاه مي يا
با گروه کوگا مواجه ميشديم

18:20.390 --> 18:25.800
هرچند که قلب اوبور ساما به اين مسئله گواه نميده

18:25.800 --> 18:28.900
... که اين مسئله باعث اضطراب من ميشه

18:28.900 --> 18:34.210
در صورتيکه ما توي دريا هستيم
من بايد تصميم ميگرفتم در کجا هواخواهي دروغي ميکنه

18:34.210 --> 18:38.200
و در نهايت اون بايد هزينه اين کارشو پرداخت کنه

18:40.580 --> 18:43.180
من به تو اعتماد دارم

18:43.180 --> 18:44.520
تنزن ساما

18:44.520 --> 18:46.950
ديگه چيه؟

18:46.950 --> 18:48.590
... اگر

18:48.590 --> 18:53.650
... اگر ابورو ساما به گفته هاي من توجه نکنه

19:00.600 --> 19:03.260
تو ميخواهي چکار کني؟ ...

19:04.270 --> 19:10.940
نگران نباش ، اوبورو ساما به حرف من گوش ميکنه
من به اين مسئله اطمينان دارم

19:16.680 --> 19:19.690
!اونا واقعا قشنگ فلوت مينوازن

19:19.690 --> 19:23.490
!بدون شک همينطوره
!بيا اونارو به يه نوشيدني مهمان کنيم

19:23.490 --> 19:25.180
!اوه ! فکر خوبيه

20:21.880 --> 20:26.480
!چه مقدار از بندر مي يا دور شديم ، آکجينو؟

20:47.770 --> 20:48.900
کي اونجاس؟

20:51.880 --> 20:53.500
تنزن؟

21:30.420 --> 21:34.880
... تنزن
آکجينو و بقيه کجان؟

21:35.920 --> 21:39.290
آکجينو و جينگرو در عقب کشتي هستن

21:39.290 --> 21:41.590
براي چي اونا اينجا نمي آن؟

21:52.070 --> 21:53.210
!تنزن؟

21:53.210 --> 21:57.840
... يه چيزهايي هست که من بايد به تو بگم

22:20.630 --> 22:31.980
<i>اين غبار غم و اندوه که به آهستگي لبه
شمشيرو با قطره هاي قرمز خون مي پوشونه</i>

22:31.980 --> 22:43.290
<i>آينه زيباي آسمون روشنايي ميبخشه به اين فاصله ي توي شبها</i>

22:43.290 --> 22:48.990
<i>بيشتر از رگبار شهابها که به سوي ما روانه ميشوند</i>

22:48.990 --> 22:58.300
<i>به آرامي ، همچون ريسمان دوستي و محبت
که پايه هاي عشقند</i>

22:58.300 --> 23:03.910
<i>... اون چشمان زيبا تصوير درخشش لاجورديه</i>

23:03.910 --> 23:09.650
<i>حتي اگر باد اونارو بپوشونه
درمقابل تاريکي مقابله ميکنم</i>

23:09.650 --> 23:18.020
<i>تا زماني که کسي روي پل وصل روياهاي ما باشه</i>

23:18.020 --> 23:23.590
<i>ما هنوز روشناييمونو ادامه ميديم تا فردا</i>

23:36.510 --> 23:38.500
"قسمت بعدي"

23:38.940 --> 23:41.710
ارتباط خصموتي تنش وحشتناکي به وجود مي آورد

23:41.710 --> 23:45.020
حالا ، بيش از بيش ، دختر بيچاره احساس غمخواري ميکنه

23:45.020 --> 23:48.320
اون صرفه نظر از گذشته هاش منزوي ميشود

23:48.320 --> 23:51.860
دستهاي فرومايه نوکران از حريم فرماندها متجاوزتر ميشود

23:51.860 --> 23:54.430
فريادهاي رنج آور صداي دريا را ميشکند

23:54.430 --> 24:00.070
و نمايان شدن " چه کسي مخفيه "در درون ديوانگي

24:00.070 --> 24:03.030
در قسمت بعدي باسيليسک