﻿WEBVTT

00:00.000 --> 00:30.000
Forums.AnimWorld.net

00:00.000 --> 00:05.000
دنیای انیمه تقدیم می‌نماید

00:00.000 --> 00:05.000
:کاری از
<i>devilhunter</i>

00:08.340 --> 00:16.040
اوه سارا، سردرگم نباش، به حرف دلت گوش کن

00:16.040 --> 00:25.480
،اوه سارا، تازه شروعشه
داستان تازه‌ای که فقط مال توئه

00:28.060 --> 00:33.790
،بانوی نیمه‌شب
لابه‌لای جمعیت

00:35.330 --> 00:41.390
قدم‌زنان پایکوبی می‌کنه

00:41.540 --> 00:46.370
،از چهره‌ش میشه فهمید داره تظاهر می‌کنه
که خیلی سرسخته و خم به ابرو نمیاره

00:46.370 --> 00:48.710
تمام شب بیداره و می‌رقصه

00:48.910 --> 00:53.680
اما رنگ چشم‌هاش خبر از تنهایی درونش میده

00:53.680 --> 00:56.980
هر چقدر زو ر بزنه، باز نمی‌تونه پنهونش کنه

00:57.220 --> 01:05.030
اوه سارا، از رویایی که داری
ناامید نشو

01:05.030 --> 01:12.070
اوه سارا، یادت نره چی تو فکرته

01:12.070 --> 01:19.670
اوه سارا، سردرگم نباش، به حرف دلت گوش کن

01:19.670 --> 01:29.640
،اوه سارا، تازه شروعشه
داستان تازه‌ای که فقط مال توئه

01:35.920 --> 01:38.590
تاکدا کیمیکو فقط هفده سالشه

01:38.590 --> 01:41.460
ولی یهو سر و کله ی کلی خواستگار پیدا شد

01:41.460 --> 01:44.330
چه فوق العاده! مطمئنم
یه چیزی پشت این تصادف هست

01:44.330 --> 01:46.430
پدربزرگ اون کلینیک تاکدا رو
...به تنهایی اداره می کنه

01:46.430 --> 01:49.170
این جوری نیست که مایه دار باشن

01:49.170 --> 01:52.440
اوه, خب, اون قدر خوشگله که اگه کیمیکو
نوه ام نبود

01:52.570 --> 01:54.940
می خواستم باهاش برم سر قرار

01:54.940 --> 01:58.810
بنابراین فکر می کنم به خاطر اینه که
مردها ولش نمی کنن

01:58.950 --> 02:00.880
چیزی رو ازم مخفی نکن

02:01.020 --> 02:03.110
کیمیکو نوه ی
اوسوگی تاکاکو هست

02:03.250 --> 02:05.120
که رییس اوسوگی زایباتسو هست

02:05.250 --> 02:10.450
کیمیکو میراث بزرگ اونُ به ارث می بره
به خاطر همینم کلی خواستگار داره, مگه نه؟

02:10.530 --> 02:11.990
تو از کجا می دونی؟

02:12.130 --> 02:17.090
پیشنهاد از طرف یک هفده ساله
قرار مشکوک
قسمت 2

02:22.840 --> 02:25.200
!من کسی رو به نام اوسوگی نمی شناسم

02:25.470 --> 02:28.410
سایبا-سان, فقط باید از
کیمیکو محافظت کنی

02:28.410 --> 02:29.930
!تو کارها فضولی نکن

02:30.610 --> 02:32.270
!چه قدر سمجی

02:35.180 --> 02:37.650
من اونی که امروز
اومده بود اینجا رو تعقیب کردم

02:37.650 --> 02:40.780
و شنیدم اوسوگی تاکائو چی گفت

02:42.060 --> 02:44.390
اون گفت کیمیکو دختر پسر منه

02:44.760 --> 02:47.790
مهم نیست کی چی گفته
من اون زنُ نمی شناسم

02:49.630 --> 02:52.600
پدرم... اونا دارن در مورد پدرم صحبت می کنن

02:59.210 --> 03:01.340
کیمیکو, تو اینجا چیکار می کنی؟

03:01.340 --> 03:03.280
چی؟ من داشتم چایی میاوردم

03:03.280 --> 03:06.300
نمی خوام! زود برکرد اتاقت
!و بگیر بخواب

03:12.290 --> 03:14.620
سایبا-سان, لطفا برگرد به اتاقت

03:14.820 --> 03:16.850
باشه, حتما. بچه ی خوب می ره می خوابه

03:18.430 --> 03:19.860
شب به خیر پیری

03:24.100 --> 03:26.660
یه چیزی در مورد پدربزرگ عجیبه

03:31.370 --> 03:34.430
رفتارش شده مثل وقتی که
در مورد والدینم پرسیدم

03:35.080 --> 03:36.980
مخصوصا وقتی در مورد پدرم پرسیدم

03:36.980 --> 03:38.670
همین جوری عصبانی شد

03:41.020 --> 03:44.210
سایبا-سان شما داشتین در مورد
پدرم صحبت می کردین, درسته؟

03:44.620 --> 03:46.710
به خاطر همین پدربزرگ این قدر ناراحت بود

03:46.850 --> 03:49.580
من می خوام در مورد والدینم بدونم

03:49.720 --> 03:53.290
پدربزرگت که گفت, یه دختر خوب
الان باید بره بخوابه

03:53.430 --> 03:55.160
!من دیگه یه بچه کوچولو نیستم

03:55.300 --> 03:59.670
وقتی بچه بودم, یه نسخه از
دفتر ثبت خانواده امُ تو اتاق پدربزرگم پیدا کردم

03:59.670 --> 04:02.930
قسمتی که اسم پدرم باید می بود
خالی بود

04:03.070 --> 04:04.500
هیچی اونجا نوشته نشده بود

04:05.070 --> 04:09.440
اون موقع نفهمیدم معنیش چیه
ولی الان دیگه می فهمم

04:09.510 --> 04:12.140
لطفا بهم بگو, پدرم کیه!؟

04:13.410 --> 04:16.610
باشه. حالا که این قدر می دونی

04:17.120 --> 04:18.920
حقیقتُ بهت می گم

04:19.220 --> 04:21.590
من پدرتم

04:25.860 --> 04:28.230
!من ازت متنفرم

04:29.060 --> 04:31.200
شوخی کردم, عصبانی نشو

04:31.200 --> 04:34.600
حس شوخ طبعی نداره که
این جوکُ نگرفت

04:38.340 --> 04:41.980
تویی که حس شوخ طبعی نداری
!آشغال بی شرم

04:41.980 --> 04:44.000
اوه, کائوری, نمی دونستم اینجایی

04:45.850 --> 04:47.550
!اون واقعا خیلی پسته

04:47.550 --> 04:49.710
این بار میندازمش بیرون

04:53.620 --> 04:54.780
منزل تاکدا

04:54.890 --> 04:58.050
سلام کیمیکو, چطوری؟

04:59.960 --> 05:03.300
!اه, نه قطع نکن
!زنگ نزدم دوباره پیشنهاد ازدواج بدم

05:03.300 --> 05:05.030
می خوام یه چیز
خیلی مهم بهت بگم

05:05.600 --> 05:07.000
اون چیه؟

05:07.900 --> 05:11.340
می دونم خیلی به این
داستان علاقه مند می شی

05:11.470 --> 05:13.410
اگه می خوای این جوری حرف بزنی
قطع می کنم

05:13.410 --> 05:14.410
باشه, یه لحظه صبر کن

05:14.410 --> 05:19.050
ما تو رو دنبال می کنیم
چون یه رازی در مورد پدرت هست

05:19.050 --> 05:21.350
نمی خوای بدونی اون چیه؟

05:22.650 --> 05:25.080
کلینیک
تاکدا

05:25.220 --> 05:29.350
موندم یعنی کیمیکو
این وقت صبح کجا رفته؟

05:29.690 --> 05:32.180
خوب نیست. اون مدرسه هم نرفته

05:33.430 --> 05:36.420
تاکدا-سان, چرا نریم
خونه ی خانوم اوسوگی؟

05:37.530 --> 05:41.600
سایبا-سان, داری می گی پیرزنه
کیمیکو رو دزدیده؟

05:41.600 --> 05:42.870
نمی دونم

05:42.870 --> 05:45.700
ولی ممکنه بتونیم
یه سری اطلاعات به دست بیاریم

05:57.290 --> 05:58.720
تاکدا-سان این جاست؟

05:58.890 --> 06:01.380
بله خانوم. اون گفت می خواد حرف بزنه

06:09.330 --> 06:13.930
هجده سال پیش, تنها دخترم
عاشق یک مرد شد

06:14.070 --> 06:15.970
پسر اون پیرزن

06:15.970 --> 06:18.870
ولی رییس این خانواده, اوسوگی تاکاکو

06:18.870 --> 06:23.880
اونُ متهم به این کرد که یه زن کثیفه
که فقط دنبال پول پسرشه

06:23.880 --> 06:26.640
پسر اون مطابق خواست مادرش
دخترمُ ول کرد

06:27.280 --> 06:29.120
اون رفت خارج از کشور

06:29.120 --> 06:33.140
اون موقع دخترم
کیمیکو رو حامله بود

06:33.290 --> 06:35.880
دخترم از نظر فیزیکی قوی نبود

06:36.020 --> 06:39.190
و چون به خاطر اون اتفاقات
شوکه شده بود, وضع حمل سختی داشت

06:40.060 --> 06:43.400
اون مرد ولی معجزه شد
و بچه نجات پیدا کرد

06:43.400 --> 06:45.170
اون موقع به خودم قول دادم

06:45.170 --> 06:48.770
نذارم بچه در مورد
پدر ظالمش بفهمه

06:48.770 --> 06:50.900
و در موردش با کسی صحبت نکنم

06:51.640 --> 06:54.440
به خاطر همین این قدر کله شق بودی

06:54.440 --> 06:58.310
شنیدم پسر اوسوگی
در یه کشور خارجی مرد

06:58.450 --> 07:01.440
ولی ربطی به من نداره

07:01.580 --> 07:04.590
امروز بعد از هجده سال, نمی دونم چطور

07:04.590 --> 07:07.380
ولی اوسوگی-سان در مورد
وجود کیمیکو فهمیده

07:07.520 --> 07:10.630
و اون می خواد
کیمیکو رو بکنه وارث خودش

07:10.630 --> 07:14.220
با وجودی که
!با دخترم خیلی بد رفتار کرد

07:14.360 --> 07:18.300
من مطمئنم اون پیرزن
همه ی اون خواستگارهای مزاحم رو فرستاده

07:18.430 --> 07:20.670
ولی من با اون
حتی در مورد کیمیکو هم صحبت نمی کنم

07:20.670 --> 07:24.730
اون می خواد با حقه های کثیف کیمیکو رو به دست بیاره

07:26.810 --> 07:30.540
خواستگار, داری در مورد چی
صحبت می کنی تاکدا-سان؟

07:31.650 --> 07:34.840
!هرزه ی پیر

07:35.050 --> 07:36.910
آروم باش, تاکدا-سان

07:37.420 --> 07:42.320
این اواخر خواستگارهای زیادی
دور و بر کیمیکو جمع شدن

07:42.560 --> 07:45.530
و به نظر می رسه آشنای تو باشن

07:45.660 --> 07:47.960
چی؟ ولی چرا؟

07:48.100 --> 07:50.360
اونا دنبال پول خانواده ی اوسوگین

07:50.360 --> 07:53.660
اونا شنیدن تو می خوای
کیمیکو رو بکنی وارثت

07:54.400 --> 07:58.570
من اصلا چیزی در موردش نشنیدم
!اونا چه قدر بی شرمن

07:58.570 --> 08:01.630
!دروغگو! می دونم همه اش زیر سر توئه

08:01.780 --> 08:03.180
بس کن پیری

08:03.310 --> 08:07.540
چیزی در مورد گذشته نمی دونم, ولی
فکر می کنم این هجده سال

08:07.620 --> 08:10.450
یه چیزی رو در این پیرزن عوض کرده

08:13.050 --> 08:16.180
ما امروز اومدیم اینجا چون
کیمیکو گم شده

08:16.560 --> 08:18.020
کیمیکو؟

08:18.160 --> 08:22.150
فکر کردیم شاید بتونیم
از تو اطلاعاتی به دست بیاریم

08:25.270 --> 08:26.600
...کیمیکو

08:41.580 --> 08:42.670
...سلام

08:44.490 --> 08:47.080
درسته, کیمیکو پیش ماست

08:47.420 --> 08:51.220
می خوام خودت تنهایی بیای اینجا

08:51.360 --> 08:56.030
به هیچ کس چیزی نگو
مخصوصا به پلیس

08:56.030 --> 08:57.550
تا بعد

09:02.340 --> 09:06.070
نه نمی تونم بذارم تنهایی بری

09:06.210 --> 09:10.370
ولی اون گفت در عوض من
به کیمیکو هیچ آسیبی نمی رسونه

09:10.510 --> 09:13.610
...اگه بتونم مسئله رو با جونم حل کنم

09:13.610 --> 09:16.310
نه, اون آدم دزد باید
یکی از آشنایانت باشه

09:16.450 --> 09:19.680
می دونم اونا نه تو
نه کیمیکو رو زنده برنمی گردونن

09:20.250 --> 09:23.790
سایبا-سان, تو تنها کسی هستی که
من می تونم روش حساب کنم

09:23.790 --> 09:25.780
می دونم تو می تونی
کیمیکو رو نجات بدی

09:26.130 --> 09:27.420
گوش کن, پیرزن

09:27.530 --> 09:30.330
حتی اگه سالم برگرده پیشم
من نمی ذارم تو کیمیکو رو ببینی

09:30.430 --> 09:34.300
من نمی ذارم اون در مورد راز تولدش
یا وجود تو چیزی بفهمه

09:34.440 --> 09:35.670
خیلی دیره, پیری

09:35.670 --> 09:36.640
چی؟

09:36.800 --> 09:38.910
اونا به کیمیکو گفتن بره پیششون

09:38.910 --> 09:40.770
تا همه چیز رو بهش بگن

09:40.910 --> 09:43.640
اگه این جوری نمی گفتن
مطمئنم تنهایی نمی رفت اونجا

09:47.750 --> 09:50.580
من وارث اوسوگی زایباتسو هستم؟

09:50.820 --> 09:55.920
دقیقا, تو بچه ی
وارث اوسوگی زایباتسو هستی

09:56.060 --> 09:58.650
دروغ می گی! باید یه اشتباهی شده باشه

09:58.790 --> 10:00.020
این دروغ نیست

10:00.160 --> 10:04.560
یه لحظه بهش فکر کن
چند تا مرد افتادن دنبالت؟

10:04.700 --> 10:08.400
همه می مردها می خواستن
جایگاه تو رو به دست بیارن

10:12.310 --> 10:13.600
...چه سنگ دل

10:13.980 --> 10:16.110
!شما خیلی پستین

10:16.110 --> 10:17.240
این درست نیست

10:17.510 --> 10:20.010
همون طور که قول دادیم, حقیقتُ بهت گفتیم

10:20.010 --> 10:23.380
و همین طور می ذاریم
مادربزرگتُ ببینی

10:25.590 --> 10:29.960
مطمئنم این تنها چیزی نیست که می خواین

10:30.420 --> 10:32.920
فکر نکنم موفق بشید

10:33.090 --> 10:35.090
مطمئنم سایبا-سان برای نجاتم میاد

10:35.430 --> 10:38.100
سایبا؟ منظورت اون منحرفه هست؟

10:38.100 --> 10:42.700
می دونم سایبا-سان منحرفه
ولی اون بادیگارد منه

10:43.770 --> 10:49.300
درسته, اون بادیگارد منه
اون حتما برای نجات دادنم میاد

10:50.140 --> 10:51.440
...حتما

10:57.590 --> 10:59.180
!کیمیکو

11:00.590 --> 11:04.220
یا ممکنه نیاد؟

11:15.400 --> 11:18.000
من نمی تونم کیمیکو رو
درگیر این مسئله کنم

11:18.210 --> 11:20.260
همه اش تقصیر منه

11:20.880 --> 11:24.310
ممکنه این جوری بگی, ولی
نمی تونی منُ خر کنی

11:24.710 --> 11:26.700
می شه جزئیات رو بهم بگی؟

11:27.150 --> 11:28.980
...اون موقع, من

11:30.750 --> 11:33.590
خیلی ها دور و بر
من و پسرم بودن

11:33.590 --> 11:35.490
که فقط دنبال پولمون بودن

11:35.890 --> 11:41.090
بنابراین, تنها چیزی که تو ذهنم بود
محافظت از وضعیت خانواده ی اوسوگی بود

11:41.230 --> 11:45.630
وقتی پسرم گفت میخواد
با دختر تاکدا-سان ازدواج کنه

11:45.630 --> 11:49.230
من فقط می تونستم اونُ به عنوان یکی از اونا ببینم

11:52.270 --> 11:56.440
من شدیدا مخالف اون ازدواج بودم
و سعی کردم جداشون کنم

11:58.510 --> 12:04.540
از یکی از کارکنانم استفاده کردم
و پسرمُ رو سر یه پروژه ی خارجی گذاشتم

12:04.990 --> 12:07.960
که اون جوری نمی تونست
برای حداقل ده سال به ژاپن برگرده

12:07.960 --> 12:10.290
مهم نبود اون چه قدر به پسرم بگه
دوستش داره

12:10.290 --> 12:12.460
باور داشتم اگه برای مدت زیادی

12:12.460 --> 12:16.420
اونا رو از هم جدا کنم, پسرم عوض می شه
و کاملا روی کارش تمرکز می کنه

12:17.530 --> 12:19.160
هرچند, این جوری نشد

12:19.530 --> 12:24.490
ناامیدی اون زندگیشُ از
چیزی که باید می بود کوتاه تر کرد

12:26.440 --> 12:29.240
اون تمام تمایلشُ به زندگی از دست داد
وزن زیادی کم کرد

12:29.440 --> 12:32.440
و هذیان می گفت

12:33.510 --> 12:37.180
درست قبل از مرگش گفت
اون آدم خوبیه لطفا بهش باور داشته باش

12:39.350 --> 12:46.490
اون موقع بالاخره فهمیدم
پسرم چه قدر عاشق اون زن بود

12:47.130 --> 12:51.770
و من فهمیدم
اون نمی تونست شخص بدی باشه

12:51.770 --> 12:54.390
چون پسرم این قدر عاشقش بود

12:55.900 --> 13:00.400
وقتی اینُ فهمیدم, نمی شد
خانواده ی تاکدا رو جایی پیدا کرد

13:00.780 --> 13:04.340
می دونستم جبران کاری که کردم غیرممکنه

13:05.050 --> 13:07.880
ولی می خواستم تو رو ببینم و عذرخواهی کنم

13:07.880 --> 13:12.220
بالاخره تو رو پیدا کردم و
فهمیدم دخترت مرده

13:12.220 --> 13:13.850
و در مورد کیمیکو هم مطلع شدم

13:18.930 --> 13:21.760
من واقعا می خواستم شما دو تا به این خانواده ملحق شین

13:21.760 --> 13:25.100
و کیمیکو هم بشه وارثم

13:25.470 --> 13:32.130
این تنها کاریه که الان می تونم
برای جبران کاری که کردم انجام بدم

13:38.410 --> 13:39.970
همین جا صبر کنید

13:40.550 --> 13:41.950
لطفا وایسا

13:41.950 --> 13:46.680
بذار من برم. اگه من قبل از تو برم
حواس اونا پرت می شه

13:46.850 --> 13:48.580
اوسوگی-سان, این خیلی خطرناکه

13:48.720 --> 13:50.780
نه, من باید برم

13:54.160 --> 13:56.990
باشه, پس می تونی بهم کمک کنی

13:57.260 --> 13:58.250
ریو!؟

14:01.640 --> 14:02.900
...اوسوگی-سان

14:05.340 --> 14:09.780
مطمئنم خیلی جوون تر از منی

14:09.780 --> 14:14.310
ولی ظاهرت به پیری منه, شایدم بیش تر

14:17.620 --> 14:21.950
تو هم باید
برای هجده سال زجر کشیده باشی

14:22.890 --> 14:27.420
شاید من خیلی زجر نکشیدم
چون کیمیکو پیشم بود

14:29.000 --> 14:30.330
...تاکدا-سان

14:35.840 --> 14:38.370
سایبا-سان, من رو شما
برای محافظت از اون حساب می کنم

14:38.370 --> 14:41.430
این جوری کیمیکو می تونه
برای اولین بار مادربزرگشُ ببینه

14:57.420 --> 14:59.290
هوا داره سرد می شه

15:03.600 --> 15:04.960
!برادر

15:07.470 --> 15:09.440
!داره میاد! پیرزنه تنهاست

15:10.800 --> 15:12.100
اومد

15:23.120 --> 15:26.710
!خب, خب, عمه جون خوش اومدی

15:27.050 --> 15:29.050
...تو

15:29.660 --> 15:31.390
تو خیلی بی شرمی

15:31.390 --> 15:33.760
کیمیکو خوبه؟

15:34.030 --> 15:35.900
البته, اون خوبه

15:35.900 --> 15:37.960
اگه می خوای ببینیش
زود باش بیا اینجا

15:38.430 --> 15:40.370
باشه, الان میام

15:52.380 --> 15:53.870
آفرین خانوم

15:54.320 --> 15:57.080
به خاطر تو, تونستیم
اونا رو از کیمیکو دور کنیم

15:57.480 --> 15:59.320
چرا تو با اونی!؟

15:59.320 --> 16:00.550
!لعنتی! بهمون کلک زدی

16:01.520 --> 16:02.780
ببین کی داره اینُ می گه

16:03.760 --> 16:06.690
وقتی داشتین
اون دخترُ تعقیب می کردین

16:06.690 --> 16:09.630
یا سعی می کردین برین تو اتاق خوابش

16:09.630 --> 16:12.620
اشکالی نداشت
چون خودمم بعضی وقت ها از این کارها می کنم

16:12.870 --> 16:14.970
اوه, مخصوصا رفتن تو اتاق خواب

16:14.970 --> 16:18.070
این هیجان آوره
و بهت حس موفقیت می ده

16:18.070 --> 16:21.700
جوری که از چشممون
...به خاطر لذت زندگی اشک شادی میاد

16:22.480 --> 16:24.950
خب, برگردیم سر اصل مطلب

16:24.950 --> 16:27.410
در مورد من, معمولا
هدفم خیلی خالصه

16:27.750 --> 16:33.310
تا حالا کاری با همچین
!هدف پیچیده ای مثل شما نکردم

16:38.930 --> 16:41.900
حالا مجبورتون می کنم کیمیکو رو پس بدین

16:42.060 --> 16:44.470
!عوضی! چه دهن گشادی

16:44.470 --> 16:46.930
تو به خاطر پول به پیرزنه
و اون بچه نزدیک شدی, مگه نه؟

16:49.500 --> 16:50.560
!هی

16:50.870 --> 16:51.860
خیلی خب

16:58.580 --> 17:02.880
فکرشُ می کردم همچین اتفاقی بیفته
اینجا پر از نفته

17:03.250 --> 17:07.980
اگه یه قدم نزدیک بشین
اون ضامنُ می کشم

17:08.390 --> 17:11.480
تو یه لحظه در آتش محصور می شه

17:13.130 --> 17:14.320
...سایبا-سان

17:14.730 --> 17:16.330
هی, جیگر, نگاه کن

17:16.330 --> 17:19.160
این همون مادبزرگ شیطان صفته که
مادرتُ فراری داد

17:19.300 --> 17:21.390
!چه دیدار پر احساسی

17:21.970 --> 17:23.940
اون زن مادربزرگمه!؟

17:24.940 --> 17:26.340
!کیمیکو

17:27.070 --> 17:29.010
حالا سلاحتُ بنداز زمین

17:29.380 --> 17:31.210
وگرنه می فرستمش هوا

17:32.850 --> 17:34.150
چرا این کارُ نمی کنی؟

17:34.150 --> 17:36.480
من نه تفنگم رو میندازم نه می ایستم

17:37.150 --> 17:38.120
چی!؟

17:47.030 --> 17:48.220
!کیمیکو

17:49.700 --> 17:50.750
!کیمیکو

17:51.670 --> 17:52.530
!برادر

17:52.800 --> 17:53.790
!وایسا

18:03.780 --> 18:05.910
!گفتم وایسا! مگه نمی شنوی؟

18:05.910 --> 18:08.180
!برادر, اهمیتی نمی دم! دو تاشونُ بکش

18:08.750 --> 18:12.240
بسه! زود باش فرار کن وگرنه می میری

18:12.890 --> 18:14.850
!هر دو تون برید به جهنم

18:23.600 --> 18:26.460
چی؟ صداش آروم تر از چیزیه که فکر می کردم

18:41.550 --> 18:44.570
خب, می خوای چیکار کنی؟
هر دوی اونا هنوز خوبن

18:47.920 --> 18:51.650
برای این موقعیت زاپاسشُ آماده کردم

18:56.200 --> 18:57.890
!حالا اونا خاکستر می شن

19:07.810 --> 19:09.470
چرا برگشت؟

19:23.820 --> 19:24.880
!زود باشید

19:41.780 --> 19:45.940
...خیلی ممنون سایبا-سان. من

19:47.250 --> 19:49.720
فکر می کردم نمی تونم جون سالم به در ببرم

19:49.720 --> 19:52.510
هی هی, بس کن. مادربزرگت اینجاست

20:06.600 --> 20:08.570
به خاطر همین مخالف بودم

20:15.440 --> 20:19.180
تو واقعا بدجنسی. گفتم که
نمی خوام پولتُ به ارث ببرم

20:19.180 --> 20:23.950
کیمیکو این جوری می گی ولی
باید احساسات اوسوگی-سانُ درک کنی

20:23.950 --> 20:26.440
ولی ما تازه همُ دیدیم

20:26.590 --> 20:31.580
و نمی خوام چیزی در مورد
پول بعد از مرگت بشنوم

20:32.360 --> 20:36.190
من هفده سال بدون این که
چیزی در موردت بدونم زندگی کردم

20:36.730 --> 20:39.670
حالا من یه مادربزرگ واقعی دارم

20:39.670 --> 20:41.730
ولی تو فقط در مرود چیزهای احمقانه صحبت می کنی

20:52.210 --> 20:53.980
این بدجنسیه

20:56.120 --> 20:59.520
اول باید اون هفده سال
از دست رفته رو برگردونیم

20:59.520 --> 21:02.350
!مادربزرگ, پدربزرگ و من هر سه مون

21:03.420 --> 21:07.420
کیمیکو, با وجود کاری که کردم
تو بهم می گی مادربزرگ

21:07.560 --> 21:09.090
خیلی ممنونم

21:11.300 --> 21:12.900
این پاکت چیه؟

21:12.900 --> 21:14.960
فهمیدم. عکس پدرته, درسته؟

21:15.240 --> 21:18.640
فکر می کردم پدربزرگ به این خاطر
چیزی در مورد پدرم بهم نگفت

21:18.640 --> 21:20.840
و عکسی ازش نبود که

21:20.840 --> 21:24.340
اون شخص بدی بوده

21:24.340 --> 21:26.380
ولی این درست نیست

21:26.380 --> 21:29.150
پدرم مادرم رو خیلی دوست داشت

21:29.150 --> 21:31.120
و مادرمم اونُ خیلی دوست داشت

21:32.590 --> 21:36.580
حالا که فهمیدم والدینم اون جوری بودن
خیلی خوشحال شدم

21:37.020 --> 21:40.930
مطمئنم یه روزی می تونی
مردی مثل پدرت پیدا کنی

21:41.730 --> 21:43.920
ممکنه همین الانم پیداش کرده باشم

21:44.100 --> 21:47.790
اوسوگی-سان من تصمیم گرفتم
کی بشه همسر کیمیکو

21:47.930 --> 21:49.560
!اوه, منم همین طور

21:50.840 --> 21:52.810
حس بدی دارم

21:55.040 --> 21:56.640
...سایبا-سان

21:56.640 --> 21:59.170
چرا بهم خیره شدین؟

21:59.380 --> 22:01.210
این فکر ترسناکیه

22:01.210 --> 22:02.840
!خداحافظ

22:03.280 --> 22:05.220
اوه, صبر کن سایبا-سان

22:06.050 --> 22:09.020
داری کجا می ری؟
تو نامزدمی, مگه نه؟

22:09.290 --> 22:12.090
عمرا! ما فقط نقش بازی کردیم

22:13.560 --> 22:14.960
میخوام واست گیتار بزنم

22:13.960 --> 22:41.260
Forums.AnimWorld.net

22:13.960 --> 22:21.260
دنیای انیمه تقدیم می‌نماید

22:13.960 --> 22:21.260
:کاری از
<i>devilhunter</i>

22:14.960 --> 22:17.490
گوش کن، حالش رو ببر

22:17.490 --> 22:21.190
میخوام نشونت بدم چه حسی دارم بهت

22:21.630 --> 22:27.090
ولی امان از این دل دیوونه

22:29.910 --> 22:37.610
نمی‌دونی تو چه شهر بی در و پیکری زندگی می‌کنم

22:38.050 --> 22:44.010
نمی‌دونی چرا این‌جا زمین‌گیر شدم

22:46.120 --> 22:58.940
کاش اون لحظه رنگ می‌پاشید
به آجرهای رنگ و رو رفته‌ی خونه‌ها

22:58.940 --> 23:02.300
اون‌وقت ولت نمی‌کردم

23:02.770 --> 23:10.580
وقتی زیر خورشید زمستونی 
توی پارک قدم می‌زنم

23:10.910 --> 23:16.820
دنیای روزمره تازه شروع شده

23:19.220 --> 23:27.100
توی ذهنم، زمان از حرکت ایستاده

23:27.530 --> 23:33.440
یه اتوبوس دوطبقه داره از جلوم رد میشه

23:29.160 --> 23:36.260
Forums.Animworld.net

23:29.160 --> 23:36.260
:کاری از
<i>devilhunter</i>

23:39.880 --> 23:42.720
Next door, in what we call the zombie room,
the shadow of a human being has appeared!

23:42.720 --> 23:45.750
Ah, that was Maiko, a dancer
who has moved in.

23:45.750 --> 23:48.160
Indeed, you're a professional Peeping Tom.
You already knew.

23:48.160 --> 23:51.960
It seems someone attacked Maiko,
and she asked me to guard her.

23:51.960 --> 23:54.930
But no one can go into her theater
unless they're part of the cast.

23:54.930 --> 23:56.900
If I have an audition, it will be no problem.

23:57.030 --> 23:58.260
If you pass!

23:58.530 --> 23:59.700
City Hunter 2:

23:59.700 --> 24:03.600
"Success Story in Shinjuku -
The Neighbor is a Beautiful Dancer (Part 1)"

24:03.600 --> 24:05.300
If you miss it, a zombie will appear!

24:05.410 --> 24:09.360
Please look forward to the next episode